با تلاش بسیار تیم فنی همانند گذشته در کنار شما هستیم !
قسمت 8 فصل 1 Pluribus تصمیمهایی که گرفته میشوند، دیگر قابل بازگشت نیستند. آمادهای برای تغییر بازی؟ 🎬⚡
🔥 اوج تنشها، رازهایی که بالاخره برملا میشوند و تصمیمی که میتواند همهچیز را تغییر دهد… این قسمت نفسگیر را از دست نده! 🇹🇷✨ از این به بعد فیلمها و سریالهای ترکیهای را در بلبلجان 📺 کاملاً بهروز تماشا کن و ⏰ هیچ فیلم و سریالی را از دست نده!
⚡ مارا به حقیقت ممنوعه نزدیک میشه و یک افشاگری بزرگ همهچیز رو میلرزونه!
من قسمت اخر تیکه های مهم دیدم چون فکر می کردم پایانی که اول فیلم تصور می کردم اتفاق می افته در واقع نویسند دوسه قسمت اضافه نوشته بود ولی ما رو با این فکر تشنه نگه داشت ما رو که اینا بهم پدر رو پسر بگن ولی با اون پایان بهمون نشون داد که گاهی نشانه هایی که ما تو داستان می بینیم فقط برای فریب دادن ماست گاهی وقتی فکر می کنی یه کلیشه می بینی می تونی تو رو شکه کنه بااین حال من پایان تو ذهنم بیشتر دوست داشتم
از اون جایی که این سریال رو تموم کردم، گفتم بیام و راجع به پایانش یه چند خطی بنویسم.
سریال خوب تموم میشه. فقط اون طور که از اول فیلم داره پی ریزی می کنه، نیست. یعنی پایان، نتیجه مورد انتظار بیننده نیست. که طبیعتا کمترین از این هم از سریالی با این همه پیچیدگی و لایه انتظار نمی رفت. و من فکر می کنم این مساله دو تا علت داره:
اول اینکه باز گذاشتن قستمی از پایان یه داستان یا فیلم، همیشه به نویسنده اجازه میده اگه یه وقت خواست در آینده ادامه اش بده، دستش باز باشه.
دوم اینکه کلا هدف اصلی سریال از اول همین بود.
منه بیننده با سرنخ هایی که سریال بهم میده فکر می کنم شیائو چی و افسر وانگ پدر و پسرن و در واقع شیائو چی، پسر آقای وانگه، دودوئه. در حالی که در پایان این اتفاق نیافتاد و در نهایت هر دو از هم جدا شدند تا زندگی های خودشون رو دنبال کنند.
حسم اینه که پیام سریال این بود که آدمایی که کسایی رو تو زندگی شون گم می کنند، حتی اگه سالیان سال هم بگذره، مدام تلالو اون آدم گمشده رو تو آدم های دیگه می بینند. ممکنه هیچ ربطی به هم نداشته باشن، ولی اون نیاز به پیدا کردن اون شخص، علائقش، رفتارهاش باعث میشه بی وقفه در حال جستجو کردن باشن. وانگ هم اون اوایل که شیائو چی رو شناخت سعی کرد از گذشتش اطلاعات بگیره، می خواست که اونو به عنوان پسرش قبول کنه، ولی فکر می کنم در آخر نتونست. برای شیائوچی هم همین بود. اینکه یه غریبه رو خیلی سریع به عنوان مادرش قبول کنه و بعدش از طرف وانگ پذیرفته بشه، ولی در نهایت هیچ وقت جرئت نکرد وارد اتاق دودو بشه و علی رغم خواست قلبی اش برای پذیرفته شدن از طرف وانگ، بازم یه بچه گمشده موند. تو سکانس های پایانی سریال، هم می جی ( مادر بیان جیه) براش خونه اش رو گذاشت و هم وانگ، ولی وقتی متوجه شد نمی تونه هرگز جایگزین فرزند گمشده اون ها بشه، اونم در نهایت ترکشون کرد.
فکر می کنم این چیزیه که آدمای گمشده و آدمایی که عزیزی رو گم کردند، هر لحظه از عمرشون تجربه می کنند.
چیزی که از یه سریال جنایی یا راز آلود انتظار دارم اینه که کنجکاوم کنه. برام معما طرح کنه و یا سوپرایزم کنه. این سریال همه اینا رو تو خودش جا داده و به لحاظ موضوعی هم به شکل خاصی یونیکه. قبلا یه پرونده جنایی شبیه این رو خونده بودم ولی روایت داستانی این سریال به نوع جذابی باعث میشه یه بار دیگه این موضوع رو به طور تازه ای تجربه اش کنم. تا قسمت 5 و 6 عالیه. 10 از 10. سناریوی خیلی قوی و تا حد زیادی کم اشکال رو داره. از این قسمت ها به بعد به دلیل تعدد حوادث یکم سیر و سرعت اتفاقات بیشتر میشه که کاش با همون روال ابتدایی فیلم جلو می رفت. چون باعث شده یکم کار رو عجله ای تمومش کنند. اما در هر صورت یکی از بهترین هایی هست که تو این ژانر دیدم. روابط شخصیت ها تو این سریال یکم من رو یاد سریال Be reborn می اندازه. کلاس کاری و ساختش هم به اون نزدیکه. در کل حتما حتما پیشنهاد میشه. هنوز تمومش نکردم ولی تا اینجا عالی بوده.
نوع فیلم برداریش هم شبیه فیلمای سینماییه.
ممنون از کامنت قشنگت. سریالایی با فاز Be Reborn رو دوست دارم و اینو هم میذارم تو برنامه ام.
قسمت 3 و 4خیلی زیبا بود ….بازم تشکر از مترجم سریال
سریال جذابی هست ممنون از ترجمه
ارزش دیدن داره؟