1
00:00:02,527 --> 00:00:04,612
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"۱۱.۲۲.۶۳"</font>

2
00:00:04,613 --> 00:00:05,840
‫تو نباید اینجا باشی

3
00:00:08,810 --> 00:00:11,779
‫- اما کار رو گرفتی؟
‫- کتابخونه‌ی مرکزی

4
00:00:11,780 --> 00:00:14,739
‫تو نباید اینجا بمونی
‫تو باید با من بیای خونه

5
00:00:14,740 --> 00:00:17,729
‫- من سرطان دارم
‫- ای‌کاش زودتر بهم می‌گفتی

6
00:00:17,730 --> 00:00:19,669
‫من دنبال برادرم می‌گردم

7
00:00:19,670 --> 00:00:21,729
‫به سلامتی

8
00:00:21,730 --> 00:00:23,629
‫متوجه هستی

9
00:00:23,630 --> 00:00:24,729
‫داری الان به همه چیز گند میزنی؟

10
00:00:24,730 --> 00:00:26,729
‫من اون رو دوست دارم و اونم من رو دوست داره

11
00:00:26,730 --> 00:00:29,441
‫اگه بین من و "مارینا" قرار بگیری

12
00:00:29,442 --> 00:00:31,552
‫به "لی" میگم تمام مدت داشتی چی‌کار می‌کردی

13
00:00:31,553 --> 00:00:33,402
‫ببین ، من همین الان بیمارستان بودم

14
00:00:33,403 --> 00:00:34,482
‫مارینا" اونجا بود"

15
00:00:34,483 --> 00:00:36,412
‫- اون الان داره زایمان می‌کنه
‫- چی؟

16
00:00:36,413 --> 00:00:37,612
‫بیل" ، اون دنبال تو می‌گشت"

17
00:00:37,613 --> 00:00:39,412
‫ایشون برادرتونه؟

18
00:00:39,413 --> 00:00:40,502
‫بله ، بله آقا

19
00:00:40,503 --> 00:00:41,923
‫بیل" ، متاسفم"

20
00:00:44,443 --> 00:00:46,422
‫اون اصلاً برادر من نیست

21
00:00:46,423 --> 00:00:48,482
‫به نظرت اگه روی ۱۰ راند "رودریگز" شرط ببندم

22
00:00:48,483 --> 00:00:49,542
‫شانس برنده شدنم چقدره؟

23
00:00:49,543 --> 00:00:52,502
‫می‌تونم باهات ۴ به ۱ کنم

24
00:00:52,503 --> 00:00:54,010
‫۸۰۰تا شرط می‌بندم

25
00:00:55,022 --> 00:00:56,462
‫من همه چیز رو میدونم

26
00:00:56,463 --> 00:00:58,182
‫مردی که مراقبش بودم

27
00:00:58,183 --> 00:01:01,264
‫الان مطمئنم که تنهایی کار می‌کنه

28
00:01:01,265 --> 00:01:02,461
‫با من ازدواج می‌کنی؟

29
00:01:02,462 --> 00:01:04,463
‫برسی خونه بهت جواب میدم

30
00:01:23,178 --> 00:01:25,492
‫چقدر طول می‌کشه تا خوب بشه؟

31
00:01:25,493 --> 00:01:27,553
‫اون خیلی وقته اینجوریه

32
00:01:30,600 --> 00:01:35,700
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ۵نوامبر سال ۱۹۶۳ "
‫" ۱۷روز تا ترور "</font>

33
00:01:39,633 --> 00:01:41,612
‫رئیس‌جمهور داخل اتاق هستن

34
00:01:41,613 --> 00:01:44,462
‫اون میدونست می‌خواد چه اتفاقی بیوفته

35
00:01:44,463 --> 00:01:46,512
‫مایک" همیشه با شماست"

36
00:01:46,513 --> 00:01:47,552
‫حتی در لحظاتی که با خودتون میگید
‫میدونی چیه؟"

37
00:01:47,553 --> 00:01:49,432
‫این‌دفعه دیگه این‌کار رو نمی‌کنم

38
00:01:49,433 --> 00:01:51,452
‫بحث سر رئیس‌جمهور ایالت متحده‌ است

39
00:01:51,453 --> 00:01:53,602
‫من دوست‌دخترم رو

40
00:01:53,603 --> 00:01:56,632
‫"در مقابل اون شرم‌زده نمی‌کنم

41
00:01:56,633 --> 00:01:59,412
‫میدونم که شانس

42
00:01:59,413 --> 00:02:01,412
‫فقط ۱بار در خونه‌ی آدم رو میزنه

43
00:02:01,413 --> 00:02:04,432
‫و اکنون رئیس‌جمهور...

44
00:02:04,433 --> 00:02:06,402
‫خیلی‌خب

45
00:02:06,403 --> 00:02:08,403
‫عالیه

46
00:02:25,423 --> 00:02:27,402
‫"جِیک"

47
00:02:27,403 --> 00:02:30,121
‫جِیک" عزیزم ، چی شده؟"

48
00:02:31,423 --> 00:02:32,531
‫الان چه سالیه؟

49
00:02:33,463 --> 00:02:35,443
‫شاید بهتر باشه برم دکتر رو خبر کنم

50
00:02:40,443 --> 00:02:43,489
‫بدجوری داغون شدی پسر

51
00:02:45,215 --> 00:02:46,511
‫آل"؟"

52
00:02:46,512 --> 00:02:47,719
‫آل"؟"

53
00:02:48,969 --> 00:02:50,911
‫تو اینجا نیستی

54
00:02:52,493 --> 00:02:54,511
‫من میدونم این واقعی نیست

55
00:02:55,423 --> 00:02:56,790
‫می‌خوام متوقف بشه

56
00:02:57,423 --> 00:02:59,763
‫همیشه نمی‌تونیم چیزی که می‌خوایم رو بدست بیاریم

57
00:03:01,433 --> 00:03:02,867
‫مثل انتظاری که من از تو داشتم

58
00:03:04,127 --> 00:03:07,786
‫تو برام کاملاً ناامید کننده بودی

59
00:03:08,762 --> 00:03:10,543
‫تو تقریباً نجاتش دادی

60
00:03:11,503 --> 00:03:15,562
‫اما بعد "بیل" و "سِیدی" رو درگیر کردی

61
00:03:28,042 --> 00:03:30,022
‫تو فقط به فکر خودت هستی

62
00:03:33,453 --> 00:03:35,736
‫تو مردی نیستی که فکر می‌کردم

63
00:03:35,737 --> 00:03:36,841
‫سِیدی"؟"

64
00:03:38,085 --> 00:03:39,531
‫سِیدی" کجاست؟"

65
00:03:39,532 --> 00:03:41,513
‫من اینجام

66
00:03:45,583 --> 00:03:47,341
‫همینجام عزیزم

67
00:03:48,053 --> 00:03:49,382
‫من اینجام

68
00:03:54,313 --> 00:03:56,277
‫- همه چیز قر و قاطی شده
‫- چیزی نیست

69
00:03:56,857 --> 00:03:57,991
‫به‌هوش اومدی

70
00:03:58,769 --> 00:04:00,803
‫چند روزه که از حال رفتی

71
00:04:01,716 --> 00:04:03,907
‫داره خوب میشه . درسته "دیک"؟

72
00:04:03,908 --> 00:04:05,461
‫پسرهای زیادی رو دیدم که

73
00:04:05,462 --> 00:04:08,100
‫توی زمین فوتبال اینطوری آسیب دیده باشن

74
00:04:09,219 --> 00:04:11,199
‫تو یه خورده مشکل حافظه داری

75
00:04:19,423 --> 00:04:21,453
‫فقط می‌خوام به حالت طبیعی برگرده

76
00:04:22,583 --> 00:04:26,268
‫ممکنه چند روز یا چند هفته طول بکشه

77
00:04:27,423 --> 00:04:29,629
‫"اما ببین "سِیدی
‫تنها چیزی که مهمه اینه که

78
00:04:29,630 --> 00:04:31,682
‫هیچ خطر پزشکی اون رو تهدید نمی‌کنه

79
00:04:32,483 --> 00:04:34,363
‫باید قدردان این مسئله باشیم

80
00:04:35,700 --> 00:04:37,483
‫اون فقط یه خورده وقت لازم داره

81
00:05:23,700 --> 00:05:24,700
‫::. تـیـم تـرجـمه نـایـن مـووی تـقـدیـم مـی‌کـند .::
‫::. WWW.۹Movie۱.IN .::

82
00:05:25,700 --> 00:05:26,700
‫مـــتــرجــمــین : عـرفـان و معین
‫MoieN - Notion

83
00:05:27,700 --> 00:05:32,600
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"۱۱.۲۲.۶۳"
‫فصل ۱
‫قسمت ۷ : سرباز</font>

84
00:05:34,000 --> 00:05:39,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ۷نوامبر سال ۱۹۶۳ "
‫" ۱۵روز تا ترور "</font>

85
00:05:37,172 --> 00:05:39,172
‫جِی.اف.کی" یعنی چی؟"

86
00:05:39,489 --> 00:05:41,094
‫"یعنی "جان.اف.کِنِدی

87
00:05:41,095 --> 00:05:42,786
‫"رئیس‌جمهور "جِی.اف.کی

88
00:05:43,272 --> 00:05:45,451
‫پس "ال.بی.جِی" کیه؟

89
00:05:45,452 --> 00:05:46,867
‫اون معاون رئیس‌جمهوره

90
00:05:47,281 --> 00:05:48,551
‫چقدر مخفف‌ها زیادن

91
00:05:48,552 --> 00:05:50,585
‫روز تولدت چیه؟

92
00:05:52,473 --> 00:05:55,527
‫روز تولد واقعیم یا روز تولد سفر در زمانم؟

93
00:05:56,453 --> 00:05:58,556
‫خب ، می‌بینم که هنوز شوخ‌طبعی‌ـت رو داری

94
00:06:00,513 --> 00:06:01,951
‫بذار دوباره تکرار کنیم

95
00:06:03,996 --> 00:06:04,917
‫خیلی‌خب

96
00:06:06,413 --> 00:06:09,051
‫به نظرم اون آدم رو پیدا کردم

97
00:06:09,827 --> 00:06:13,412
‫همونی که می‌خواست رئیس‌جمهور رو بکشه

98
00:06:13,413 --> 00:06:16,251
‫اون نزدیک خونه‌ی من زندگی می‌کرد

99
00:06:17,503 --> 00:06:19,612
‫"نه توی "جودی" . اینجا توی "دالاس

100
00:06:19,613 --> 00:06:21,593
‫آدرس‌ـش رو یادته؟

101
00:06:28,980 --> 00:06:32,088
‫اونی که باهاش کار می‌کردم اسمش "جورج" نبود؟

102
00:06:32,089 --> 00:06:33,483
‫"بیل"

103
00:06:35,573 --> 00:06:37,542
‫گیج شدم

104
00:06:40,413 --> 00:06:42,482
‫بی‌فایده‌ست

105
00:06:42,483 --> 00:06:44,327
‫اسم‌ها با قیافه‌هاشون درست درنمیاد

106
00:06:45,413 --> 00:06:46,724
‫تو داری بهتر میشی

107
00:06:47,413 --> 00:06:48,747
‫بالاخره یادت میاد

108
00:06:52,453 --> 00:06:53,602
‫خیلی‌خب

109
00:06:53,900 --> 00:06:58,900
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ۱۲نوامبر سال ۱۹۶۳ "
‫" ۱۰روز تا ترور "</font>

110
00:07:07,463 --> 00:07:09,013
‫می‌خوام سرهنگ "هوستی" رو ببینم

111
00:07:09,014 --> 00:07:10,502
‫می‌خوام همین الان ببینمش

112
00:07:10,503 --> 00:07:11,913
‫وقت ملاقات داری؟

113
00:07:11,914 --> 00:07:16,451
‫اون واسه اومدن به خونه‌ی من
‫و اذیت کردن همسرم اجازه گرفته؟

114
00:07:16,452 --> 00:07:18,092
‫بیشتر از ۱بار

115
00:07:18,093 --> 00:07:24,028
‫یا واسه تعقیب کردنم تا سر کار
‫یا کار گذاشتن وسایل شنود اجازه گرفته؟

116
00:07:24,029 --> 00:07:27,521
‫فکر کردم اینجا ایالت متحده‌ی آمریکاست

117
00:07:27,522 --> 00:07:30,602
‫حریم خصوصی تا حالا به گوشت خورده؟

118
00:07:31,156 --> 00:07:36,413
‫لطفاً اینجا رو امضا کنید
‫تا ببینم سرهنگ "هوستی" بدون وقت قبلی شما رو می‌پذیرن

119
00:08:00,621 --> 00:08:01,650
‫اون اینجا نیست

120
00:08:01,651 --> 00:08:03,741
‫آره . بیخیال

121
00:08:03,742 --> 00:08:06,721
‫نه . من بیشتر از اینا حالیمه
‫اصلاً نگاه کردی؟

122
00:08:06,722 --> 00:08:09,751
‫آقا ، متاسفم . میشه دوباره اسم‌تون رو بپرسم؟

123
00:08:09,752 --> 00:08:13,751
‫تظاهر نکن که نمیدونی من کی هستم . باشه؟

124
00:08:13,752 --> 00:08:15,640
‫"لی هاروی اسوالد"

125
00:08:15,641 --> 00:08:17,135
‫آدمایی که اینجان من رو می‌شناسن

126
00:08:17,136 --> 00:08:20,562
‫آدمای این دفتر چه کمکی می‌تونین
‫به شما بکنن آقای "اسوالد"؟

127
00:08:34,160 --> 00:08:35,179
‫اسمت چی بود؟

128
00:08:35,180 --> 00:08:36,999
‫"خانم "امیلی بِیکِر

129
00:08:37,000 --> 00:08:38,646
‫دارم گزارش‌ـت رو می‌نویسم

130
00:08:40,592 --> 00:08:43,631
‫رفتار او با تفنگدار سابق نیروی دریایی"
‫بسیار بد بود

131
00:08:43,632 --> 00:08:47,692
‫"کسی که دلیرانه به کشورش خدمت کرد

132
00:08:53,622 --> 00:08:58,771
‫۱۲نوامبر سال ۱۹۶۳ در ساعت ۱۱ ظهر

133
00:08:58,772 --> 00:09:03,731
‫من مدرکی رو به شما دادم
‫که برای سرهنگ "هوستی" بسیار مهمه

134
00:09:03,732 --> 00:09:07,599
‫انتظار من از شما اینه که فوراً این رو بهش بدین

135
00:09:08,702 --> 00:09:11,867
‫نمی‌خوای اون رو مهر و موم کنی؟

136
00:09:13,094 --> 00:09:14,082
‫هر جور راحتی

137
00:09:22,358 --> 00:09:24,760
‫وقتی به "جودی" برسی پیشرفت بیشتری می‌کنی

138
00:09:25,752 --> 00:09:27,751
‫بیل" داشت به من کمک می‌کرد"

139
00:09:27,752 --> 00:09:29,268
‫چرا اون الان اینجا نیست؟

140
00:09:30,119 --> 00:09:31,691
‫شما ۲تا یه دعوای حسابی کردید

141
00:09:31,692 --> 00:09:33,095
‫اون تو رو تهدید کرد

142
00:09:33,096 --> 00:09:35,306
‫شاید اون من رو کتک زده

143
00:09:35,782 --> 00:09:37,624
‫فکر نکنم

144
00:09:38,184 --> 00:09:40,710
‫وقتی بهم زنگ زدی گفتی جاش امنه

145
00:09:40,711 --> 00:09:43,731
‫شاید به "کنتاکی" برگشته

146
00:09:43,732 --> 00:09:45,331
‫خیلی‌خب مرد جوان

147
00:09:45,332 --> 00:09:47,730
‫دکتر گفت می‌تونی دردت رو با اینا ساکت کنی

148
00:09:47,731 --> 00:09:49,628
‫داروش خواب‌آورـه

149
00:09:50,672 --> 00:09:52,800
‫اون می‌خواد سوم "دسامبر" تو رو بررسی کنه

150
00:09:53,385 --> 00:09:54,607
‫ممنون فرانک

151
00:09:54,608 --> 00:09:56,948
‫دیک" هستم پسر"

152
00:09:57,421 --> 00:09:58,620
‫"دیک سیمونز"

153
00:09:58,621 --> 00:09:59,741
‫میدونم

154
00:09:59,742 --> 00:10:01,631
‫تو با خانم "میمی" ازدواج کردی

155
00:10:05,923 --> 00:10:08,072
‫متاسفم . چیز اشتباهی گفتم؟

156
00:10:08,672 --> 00:10:10,145
‫خانم "میمی" مُرده

157
00:10:12,391 --> 00:10:14,114
‫- مُرد؟
‫- آره

158
00:10:19,602 --> 00:10:22,602
‫اگه اینجا رو امضا کنی می‌تونیم بریم

159
00:10:28,702 --> 00:10:31,200
‫با این فرم رسماً "بیل" رو به ما سپردین

160
00:10:31,722 --> 00:10:33,417
‫حالت خوبه؟

161
00:10:35,572 --> 00:10:39,751
‫میدونم کجاست . میدونم "بیل" کجاست

162
00:10:43,632 --> 00:10:45,762
‫هیچ ارتباط چشمی باهاشون برقرار نکنید

163
00:10:46,948 --> 00:10:48,189
‫حرکت ناگهانی انجام ندید

164
00:10:51,752 --> 00:10:53,751
‫این قرص‌ها...

165
00:10:56,662 --> 00:10:58,771
‫و نخندید

166
00:10:58,772 --> 00:11:01,631
‫اگه بخندید عصبانی‌شون می‌کنید

167
00:11:01,632 --> 00:11:03,661
‫بیل" چطور کارش به اینجا کشید؟"

168
00:11:03,662 --> 00:11:05,739
‫اینجا واسه کساییه که نمی‌تونن پول بدن

169
00:11:07,167 --> 00:11:08,730
‫دکتر "مورَن" خبری از شما نگرفت

170
00:11:08,731 --> 00:11:10,721
‫پس "بیل" رو به اینجا منتقل کردن

171
00:11:10,722 --> 00:11:13,661
‫اون تحت معالجه‌ی الکتروشوک قرار گرفته

172
00:11:13,662 --> 00:11:16,721
‫و الان کاملاً خوشحاله

173
00:11:16,722 --> 00:11:20,794
‫خب ، بابت اینکه گذاشتم بیاد اینجا

174
00:11:21,612 --> 00:11:23,571
‫واقعاً شرمنده‌ام

175
00:11:29,712 --> 00:11:33,895
‫من خودم بیمارستان بودم
‫اما الان اینجام

176
00:11:34,672 --> 00:11:36,601
‫یالا ، برو تو

177
00:11:36,602 --> 00:11:38,214
‫خب ، بالاخره اومد

178
00:11:44,652 --> 00:11:45,802
‫"سلام "بیل

179
00:11:47,938 --> 00:11:49,314
‫سلام رفیق

180
00:11:50,072 --> 00:11:51,013
‫"جِیک"

181
00:11:53,468 --> 00:11:54,937
‫حالت چطوره؟

182
00:11:57,662 --> 00:12:00,338
‫روز بسیار خوبی داشتم

183
00:12:01,682 --> 00:12:03,017
‫تو چطوری؟

184
00:12:03,900 --> 00:12:05,365
‫واقعاً متاسفم

185
00:12:07,582 --> 00:12:08,794
‫"متاسفم "بیل

186
00:12:10,066 --> 00:12:12,460
‫تو "جِیک" هستی؟
‫دوستم "جِیک" . درسته؟

187
00:12:13,672 --> 00:12:18,665
‫من برادرتم . یادته؟

188
00:12:19,662 --> 00:12:20,898
‫"و "سِیدی

189
00:12:22,622 --> 00:12:23,763
‫سِیدی" رو یادته؟"

190
00:12:24,722 --> 00:12:26,142
‫"سلام "بیل

191
00:12:27,632 --> 00:12:28,879
‫دلمون واست تنگ شده

192
00:12:32,642 --> 00:12:34,262
‫امروز بهمون ژله دادن

193
00:12:35,682 --> 00:12:39,611
‫آقا ، میشه باهاش خصوصی حرف بزنم؟

194
00:12:39,612 --> 00:12:40,651
‫البته

195
00:12:40,652 --> 00:12:42,741
‫- میرم برگه‌های ترخیص رو بیارم
‫- ممنون

196
00:12:42,742 --> 00:12:43,967
‫ترخیص؟

197
00:12:44,662 --> 00:12:46,276
‫می‌خوایم ببریمت خونه

198
00:12:46,277 --> 00:12:48,681
‫به "کنتاکی"؟ به "هولدن"؟

199
00:12:48,682 --> 00:12:51,592
‫نه ، هنوز نه

200
00:12:53,712 --> 00:12:55,751
‫بیل" ، من رو کتک زدن"

201
00:12:55,752 --> 00:13:00,134
‫و با حافظه‌ام مشکل پیدا کردم

202
00:13:00,692 --> 00:13:02,192
‫به کمکت احتیاج دارم

203
00:13:03,692 --> 00:13:05,875
‫یادت میاد ما باهم چی‌کار می‌کردیم؟

204
00:13:07,254 --> 00:13:08,198
‫یادت میاد...

205
00:13:09,266 --> 00:13:11,448
‫یادت میاد داشتم کی رو تعقیب می‌کردیم؟

206
00:13:12,952 --> 00:13:14,681
‫ما هیچکی رو تعقیب نمی‌کردیم

207
00:13:14,682 --> 00:13:16,791
‫اونا همش تخیلات ذهنم بود
‫به‌خاطر مریضیم بود

208
00:13:16,792 --> 00:13:18,657
‫نه . اونا واقعی بودن

209
00:13:20,702 --> 00:13:21,719
‫نه

210
00:13:22,642 --> 00:13:25,631
‫بیل" ، ما توی ماموریتی بودیم"
‫که رئیس‌جمهور رو نجات بدیم

211
00:13:25,632 --> 00:13:26,570
‫نه

212
00:13:28,189 --> 00:13:31,016
‫نه . من...بس کن

213
00:13:31,602 --> 00:13:33,621
‫تو واقعی نیستی

214
00:13:33,622 --> 00:13:35,203
‫تو الان اینجا نیستی

215
00:13:36,244 --> 00:13:37,556
‫باز داره اتفاق میوفته

216
00:13:38,923 --> 00:13:41,720
‫اگه در مورد این حرفی بزنم
‫بازم بهم برق وصل می‌کنن

217
00:13:41,721 --> 00:13:43,651
‫باید ساکت باشم

218
00:13:43,652 --> 00:13:45,641
‫دیگه باید ساکت بشم . باید ساکت بشم

219
00:13:45,642 --> 00:13:46,761
‫- من واقعی‌ام
‫- ساکت باشم

220
00:13:46,762 --> 00:13:49,571
‫من واقعی‌ام . ما فقط...

221
00:13:49,572 --> 00:13:50,883
‫ما می‌خوایم ببریمت خونه

222
00:13:50,884 --> 00:13:52,569
‫تو هم همین رو می‌خوای . درسته؟

223
00:13:53,732 --> 00:13:55,834
‫آدما نمی‌تونن از آینده بیان

224
00:13:57,120 --> 00:13:58,994
‫اینا همش توی قصه‌هاست

225
00:14:01,461 --> 00:14:03,242
‫می‌خوام همین الان اون رو فراموش کنم

226
00:14:04,341 --> 00:14:06,601
‫آدمای سالم در مورد این چیزها
‫حرف نمیزنن

227
00:14:06,602 --> 00:14:07,843
‫حق با توئه

228
00:14:08,672 --> 00:14:11,201
‫اما قراره اتفاق بدی بیوفته

229
00:14:11,917 --> 00:14:13,554
‫و من می‌خوام جلوش رو بگیرم

230
00:14:13,555 --> 00:14:17,354
‫و تو تنها کسی هستی که توی این دنیا

231
00:14:17,829 --> 00:14:18,946
‫می‌تونه به من کمک کنه

232
00:14:20,744 --> 00:14:22,731
‫ازت می‌خوام همکارم بشی . باشه؟

233
00:14:22,732 --> 00:14:25,652
‫"دوستم باش "بیل

234
00:14:28,682 --> 00:14:32,692
‫اگه من دوستت بودم
‫چرا این‌کار رو باهام کردی؟

235
00:14:39,722 --> 00:14:41,661
‫"خیلی‌خب آقای "امبرسون

236
00:14:42,245 --> 00:14:43,952
‫اگه میشه اینجا رو امضا کنین

237
00:14:44,258 --> 00:14:46,772
‫خانم "دانهیل" هم می‌تونن به عنوان شاهد
‫امضا کنن

238
00:14:52,602 --> 00:14:55,214
‫- "بیل"
‫- ناراحت نشو

239
00:14:58,322 --> 00:15:00,741
‫باید هزینه‌ی پذیرش‌ـش رو هم بدین

240
00:15:00,742 --> 00:15:02,311
‫باشه . حتماً

241
00:15:02,312 --> 00:15:05,355
‫خوبه . صندق توی طبقه‌ی پایین

242
00:15:05,356 --> 00:15:06,701
‫پیش دفتر رئیسه

243
00:15:06,702 --> 00:15:08,972
‫یه خورده ناخوش بود
‫اما فکر کنم تا آخر امروز حالش بهتر بشه

244
00:15:10,562 --> 00:15:11,791
‫"بیل"

245
00:15:19,006 --> 00:15:21,722
‫خدای من ، خدای من

246
00:15:29,400 --> 00:15:34,400
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ۱۴نوامبر سال ۱۹۶۳ "
‫" ۸روز تا ترور "</font>

247
00:16:17,900 --> 00:16:22,800
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ۱۵نوامبر سال ۱۹۶۳ "
‫" ۷روز تا ترور "</font>

248
00:16:46,100 --> 00:16:51,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ۱۶نوامبر سال ۱۹۶۳ "
‫" ۶روز تا ترور "</font>

249
00:16:58,742 --> 00:17:00,731
‫دیک" ، بازم قهوه می‌خوای؟"

250
00:17:00,732 --> 00:17:02,631
‫نه . ممنون عزیزم

251
00:17:02,632 --> 00:17:05,761
‫جِیک" ، نظرت چیه بعداً بریم پیاده‌روی؟"

252
00:17:05,762 --> 00:17:07,792
‫نه . سرم درد می‌کنه

253
00:17:11,622 --> 00:17:13,672
‫به نظر میاد دوست نداره کسی بهش کمک کنه

254
00:17:15,230 --> 00:17:16,711
‫شاید ترسیده

255
00:17:16,712 --> 00:17:18,330
‫می‌تونم صداتون رو بشنوم

256
00:17:19,108 --> 00:17:20,660
‫مردی که از ترس وحشت داره

257
00:17:20,661 --> 00:17:23,899
‫مردی‌ـه که هدفش رو از دست داده

258
00:17:25,592 --> 00:17:27,781
‫هر موقع که بهش فشار میارم
‫عصبانی میشه

259
00:17:27,782 --> 00:17:30,771
‫اون درمانده شده و من ناامید

260
00:17:30,772 --> 00:17:32,611
‫خب ، اون می‌خواد پنهان بشه

261
00:17:32,612 --> 00:17:33,671
‫می‌خواد طفره بره

262
00:17:33,672 --> 00:17:35,611
‫اون هر کاری می‌کنه

263
00:17:35,612 --> 00:17:37,914
‫غیر از اینکه اعتراف کنه گمراه شده

264
00:17:39,622 --> 00:17:41,457
‫اما تو تنها راه برگشتش هستی عزیزم

265
00:17:42,742 --> 00:17:44,791
‫نباید تسلیم بشی

266
00:17:45,700 --> 00:17:50,600
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ۱۷نوامبر سال ۱۹۶۳ "
‫" ۵روز تا ترور "</font>

267
00:18:07,782 --> 00:18:09,352
‫ببین

268
00:18:10,662 --> 00:18:13,561
‫رئیس‌جمهور ۲۲ام به "تگزاس" میاد

269
00:18:13,562 --> 00:18:14,721
‫یعنی ۳ روز دیگه

270
00:18:14,722 --> 00:18:17,561
‫اون به "سن‌آنتنیو" ، "فورت‌ورت" و "دالاس" میاد

271
00:18:17,562 --> 00:18:18,761
‫تو گفتی توی ماه "نوامبر" اتفاق میوفته

272
00:18:18,762 --> 00:18:20,721
‫فقط ۲ هفته به آخر ماه "نوامبر" باقی مونده

273
00:18:20,722 --> 00:18:22,677
‫اون شهرها چیزی رو به یادت ننداخت؟

274
00:18:25,701 --> 00:18:27,721
‫ربطی به روسیه نداره؟

275
00:18:27,722 --> 00:18:29,631
‫وقتی اون نوار رو توی خونه‌ات گوش دادم

276
00:18:29,632 --> 00:18:31,631
‫یه مرد و زن بودن
‫که به زبان روسی حرف میزدن

277
00:18:31,632 --> 00:18:33,561
‫یادم نمیاد

278
00:18:33,562 --> 00:18:35,621
‫خب ، شبی که بهم زنگ زدی چی؟

279
00:18:35,622 --> 00:18:36,731
‫تو گفتی فکر همه‌جاش رو کردی

280
00:18:36,732 --> 00:18:37,761
‫و میدونی باید چی‌کار کنی

281
00:18:40,762 --> 00:18:42,701
‫جِیک"؟"

282
00:18:42,702 --> 00:18:44,425
‫"جِیک"

283
00:18:45,762 --> 00:18:47,264
‫جِیک" ، یالا"

284
00:18:49,622 --> 00:18:51,549
‫تو فکر می‌کنی خوشم میاد چیزی رو به یاد نیارم؟

285
00:18:52,672 --> 00:18:54,621
‫شاید اگه یه دقیقه دست از سرم برداری

286
00:18:54,622 --> 00:18:56,521
‫بتونم همه چیز رو به یاد بیارم

287
00:19:00,612 --> 00:19:02,691
‫باشه . دست از سرت برمیدارم

288
00:19:02,692 --> 00:19:04,030
‫اینا رو می‌خوای؟

289
00:19:04,632 --> 00:19:06,731
‫بقیه‌ی عمرت رو روی همین مبل بگذرون

290
00:19:06,732 --> 00:19:08,641
‫بخورشون . همه‌شون رو بخور

291
00:19:08,642 --> 00:19:09,771
‫متاسفم

292
00:19:09,772 --> 00:19:11,741
‫برام مهم نیست که متاسفی

293
00:19:11,742 --> 00:19:13,731
‫نمیذارم همینجا بشینی
‫و فراموش کنی

294
00:19:13,732 --> 00:19:14,751
‫واسه چی به گذشته اومدی

295
00:19:14,752 --> 00:19:16,711
‫این قرص‌ها به تو کمکی نمی‌کنن

296
00:19:16,712 --> 00:19:18,661
‫"قراره یه نفر رو بکشن "جِیک

297
00:19:18,662 --> 00:19:21,711
‫تو تنها کسی هستی که می‌تونه
‫جلوش رو بگیره

298
00:19:47,732 --> 00:19:49,327
‫خیلی‌خب

299
00:19:51,028 --> 00:19:52,412
‫به کمکت احتیاج دارم

300
00:19:53,722 --> 00:19:56,701
‫فقط دقیق بگو پشت تلفن بهت چی گفتم

301
00:19:56,702 --> 00:19:58,641
‫فقط دقیق بگو

302
00:20:01,682 --> 00:20:03,761
‫فقط نگرانم

303
00:20:03,762 --> 00:20:05,621
‫دست خودم نیست

304
00:20:05,622 --> 00:20:07,621
‫من دیگه مرد بزرگی هستم مادر

305
00:20:07,622 --> 00:20:08,691
‫تو پسر من هستی

306
00:20:08,692 --> 00:20:10,601
‫و اونا اف.بی.آی هستن

307
00:20:10,602 --> 00:20:11,701
‫- اونا حق ندارن...
‫- ساکت باش

308
00:20:11,702 --> 00:20:13,681
‫باز با اینا شروع نکن

309
00:20:13,682 --> 00:20:15,701
‫نباید میرفتی اونجا

310
00:20:15,702 --> 00:20:17,782
‫می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم

311
00:20:22,591 --> 00:20:25,080
‫ببین . اینجا رو ببین

312
00:20:26,692 --> 00:20:29,711
‫با کارنامه‌ی کلاس دومم چی‌کار داری؟

313
00:20:29,712 --> 00:20:31,781
‫با خودم حملش می‌کنم تا یادم بندازه

314
00:20:31,782 --> 00:20:33,782
‫ببین معلم چی نوشته

315
00:20:37,615 --> 00:20:39,745
‫باعث خوشحالیه که 'لی' در کلاس من بود"

316
00:20:41,662 --> 00:20:44,631
‫"اون در تمام درس‌های استعداد عالی دارد

317
00:20:44,632 --> 00:20:45,923
‫استعداد

318
00:20:46,732 --> 00:20:50,681
‫"همه میدونن تو چقدر استعداد داری "لی

319
00:20:50,682 --> 00:20:53,711
‫و من بیشتر از همه میدونم

320
00:20:53,712 --> 00:20:56,741
‫من فقط خوشبختی تو رو می‌خوام

321
00:20:56,742 --> 00:20:59,128
‫و تو این رو میدونی . درسته؟

322
00:21:00,722 --> 00:21:03,722
‫اون پسر کوچولو لبخند زیبایی داشت

323
00:21:08,632 --> 00:21:12,791
‫بعضی‌شب‌ها توی تختم دراز می‌کشم و گریه می‌کنم

324
00:21:12,792 --> 00:21:15,781
‫چون دلم تنگ شده
‫واسه اون پسر کوچولو

325
00:21:15,782 --> 00:21:18,601
‫با انگشتای کثیف

326
00:21:18,602 --> 00:21:22,701
‫و دندون افتادش

327
00:21:22,702 --> 00:21:24,199
‫میدونی اون کجاست؟

328
00:21:26,682 --> 00:21:28,204
‫اون همینجاست

329
00:21:30,081 --> 00:21:31,184
‫خودمم

330
00:21:52,100 --> 00:21:57,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ۱۸نوامبر سال ۱۹۶۳ "
‫" ۴روز تا ترور "</font>

331
00:23:18,600 --> 00:23:24,600
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ۱۹نوامبر سال ۱۹۶۳ "
‫" ۳روز تا ترور "</font>

332
00:23:24,642 --> 00:23:26,641
‫بعدش دست میزنی

333
00:23:26,642 --> 00:23:29,741
‫بعد پاهات رو جابجا می‌کنی
‫و بعدش دوباره دست میزنی

334
00:23:29,742 --> 00:23:31,711
‫- فقط همینا رو تکرار کن
‫- باشه

335
00:23:31,712 --> 00:23:33,631
‫- فکر می‌کنی بتونی این‌کار رو بکنی؟
‫- آره

336
00:23:33,632 --> 00:23:34,721
‫خیلی‌خب

337
00:23:34,722 --> 00:23:36,691
‫- فهمیدم
‫- حالا یه خورده بدنت رو شل کن

338
00:23:36,692 --> 00:23:39,641
‫من قبل از اینکه تو به دنیا بیای میرقصیدم

339
00:23:39,642 --> 00:23:42,721
‫به نظرم یه قدم رو فراموش کردی

340
00:23:42,722 --> 00:23:47,721
‫بعدش زانوهات رو بچرخون . همینطوری

341
00:23:47,722 --> 00:23:49,691
‫- خیلی‌خب
‫- به خودت صدمه نزن

342
00:23:49,692 --> 00:23:52,701
‫فهمیدم

343
00:23:52,702 --> 00:23:54,621
‫سلام ترسو

344
00:23:54,622 --> 00:23:56,661
‫هی پسر جون ، بیا قرش بده

345
00:23:58,752 --> 00:24:03,571
‫"به افتخار "مدیسون" . "مدیسون

346
00:24:03,572 --> 00:24:06,691
‫"مدیسون"

347
00:24:06,692 --> 00:24:09,199
‫فکر کنم تو خیابون "مدیسون" زندگی می‌کردم

348
00:24:11,200 --> 00:24:16,100
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ۲۰نوامبر سال ۱۹۶۳ "
‫" ۲روز تا ترور "</font>

349
00:24:17,602 --> 00:24:19,271
‫این خیابون برات آشناست؟

350
00:24:20,792 --> 00:24:23,711
‫- گمونم همینطوره
‫- بزن بریم

351
00:24:23,712 --> 00:24:25,671
‫قراره در همه خونه‌ها رو بزنیم
‫و زنگشون رو به صدا دربیاریم

352
00:24:25,672 --> 00:24:27,751
‫تا یکی رو پیدا کنیم که بشناست‌ـت

353
00:24:27,752 --> 00:24:29,162
‫زنگ همه رو

354
00:24:34,612 --> 00:24:36,591
‫کاش یکی از اون قرص‌ها رو نگه میداشتم

355
00:24:38,359 --> 00:24:40,731
‫به نظر خیلی مطمئن بودی که
‫خیابون "مدیسون"ـه

356
00:24:40,732 --> 00:24:43,612
‫آره . فکر کردم همینه

357
00:24:45,682 --> 00:24:47,662
‫وایسا

358
00:24:52,792 --> 00:24:55,701
‫این یه‌جورایی آشنا میزنه

359
00:24:55,702 --> 00:24:56,741
‫- جدی؟
‫- آره . بیا

360
00:24:56,742 --> 00:24:59,722
‫- بیا این یکی رو امتحان کنیم
‫- باشه

361
00:25:05,205 --> 00:25:08,214
‫واسه مأمورای مالیات غیرقانونیه
‫که آدم رو دنبال کنن

362
00:25:08,215 --> 00:25:10,631
‫قول میدم ما مأمور مالیات نیستیم

363
00:25:10,632 --> 00:25:12,761
‫این دوستم فقط دنبال
‫خونه‌ی سابقش می‌گرده

364
00:25:12,762 --> 00:25:16,184
‫- زبونش رو موش خورده؟
‫- خب ، یادش نمیاد

365
00:25:16,185 --> 00:25:17,807
‫از یه ضربه مغزی به‌هوش اومده

366
00:25:19,692 --> 00:25:21,121
‫نه بابا . جدی؟

367
00:25:21,692 --> 00:25:23,661
‫شما ۲تا خیلی به هم میاین

368
00:25:23,662 --> 00:25:25,711
‫گمونم خودشه

369
00:25:25,712 --> 00:25:27,621
‫میشه بیایم تو؟

370
00:25:27,622 --> 00:25:28,771
‫- نه قربان
‫- چرا نمیشه؟

371
00:25:28,772 --> 00:25:31,691
‫چون شاید فکر کنید میاین
‫تو خونه‌ی من

372
00:25:31,692 --> 00:25:33,661
‫و یهو میگین : "هی ، میدونی چیه؟

373
00:25:33,662 --> 00:25:35,711
‫"اینجا هنوز آپارتمان ماست

374
00:25:35,712 --> 00:25:36,731
‫این مسخره‌ست

375
00:25:36,732 --> 00:25:38,871
‫برید به جهنم

376
00:25:39,497 --> 00:25:41,712
‫یه سر به طبقه بالا بزنیم؟

377
00:25:49,742 --> 00:25:52,631
‫- سلام
‫- سلام ، کجا بودی تو؟

378
00:25:52,632 --> 00:25:53,820
‫می‌شناسیش؟

379
00:25:54,752 --> 00:25:56,711
‫جِیک" ، اون می‌شناست‌ـت"

380
00:25:56,712 --> 00:25:58,182
‫ما همسایه بودیم

381
00:25:59,268 --> 00:26:01,584
‫- اون کدوم خونه زندگی می‌کرد؟
‫- این یکی

382
00:26:01,585 --> 00:26:04,437
‫- طبقه پایین؟
‫- باورم نمیشه

383
00:26:06,121 --> 00:26:08,177
‫آخرین‌بار کی من رو دیدی؟

384
00:26:08,178 --> 00:26:09,218
‫۱ماه پیش

385
00:26:09,219 --> 00:26:11,681
‫تو و برادرت یهو غیب‌تون زد

386
00:26:11,682 --> 00:26:13,771
‫صاحب‌خونه‌مون خیلی ناراحت بود

387
00:26:13,772 --> 00:26:16,561
‫من فکر کردم رفتید یه جای سرسبزتر

388
00:26:16,562 --> 00:26:18,651
‫میشه بیایم تو؟ نمی‌خوام مزاحم بشیم

389
00:26:18,652 --> 00:26:22,113
‫ولی خیلی کمک می‌کنه اگه
‫بتونیم یه دقیقه حرف بزنیم

390
00:26:22,114 --> 00:26:25,948
‫وقتی پلیس پیداش کرد
‫اینقدر زده بودنش که بیهوش بود

391
00:26:26,315 --> 00:26:28,339
‫همینجور وسط خیابون
‫دراز به دراز افتاده بود

392
00:26:28,340 --> 00:26:29,761
‫خیلی چیزها رو فراموش کرده

393
00:26:29,762 --> 00:26:32,591
‫منم گفتم اگه جایی که قبلاً
‫زندگی می‌کرده رو پیدا کنیم

394
00:26:32,592 --> 00:26:33,645
‫یه چیزهایی ممکنه یادش بیاد

395
00:26:34,632 --> 00:26:35,999
‫چه داستان غم‌انگیزی

396
00:26:37,092 --> 00:26:38,761
‫چی به سر برادرت اومد؟

397
00:26:39,538 --> 00:26:42,235
‫"اون برگشت به "کنتاکی

398
00:26:42,236 --> 00:26:43,440
‫بچه‌ی بانمکی بود

399
00:26:43,441 --> 00:26:45,641
‫احیاناً شماره صاحب‌خونه‌ات رو نداری؟

400
00:26:45,642 --> 00:26:47,701
‫فقط فکر کنم اگه بهش زنگ بزنیم

401
00:26:47,702 --> 00:26:49,968
‫"ممکنه چندتا از وسایل "جِیک
‫دست اون باشه

402
00:26:52,682 --> 00:26:56,601
‫- تولدتون مبارک رفقا
‫- به سلامتی

403
00:26:56,602 --> 00:26:57,751
‫این یه میکروفونه . یه میکروفون لعنتی

404
00:26:57,752 --> 00:26:59,631
‫واسه شنود کردنه

405
00:26:59,632 --> 00:27:01,432
‫این یه میکروفون کوفتیه
‫بهت چی گفته بودم؟

406
00:27:01,433 --> 00:27:03,186
‫اف.بی.آی دنبال من بوده

407
00:27:03,187 --> 00:27:06,760
‫باشه . می‌کُشمت

408
00:27:06,761 --> 00:27:08,741
‫"لی هاروی اسوالد"

409
00:27:08,742 --> 00:27:10,778
‫من پرتش می‌کردم پایین

410
00:27:11,612 --> 00:27:13,051
‫می‌خوام همین کار رو بکنی

411
00:27:13,807 --> 00:27:15,750
‫نکته‌ای در مورد صاحب‌خونه‌ها اینه که
‫باید حق و حقوقت رو بشناسی

412
00:27:15,751 --> 00:27:18,601
‫که خیلی‌ها نمی‌شناسن

413
00:27:20,886 --> 00:27:23,711
‫میشه...میشه یه خورده آب بهم بدی؟

414
00:27:23,712 --> 00:27:25,731
‫- حتماً
‫- آشپزخونه همونجاست؟

415
00:27:25,732 --> 00:27:26,781
‫خودم می‌تونم بردارم

416
00:27:26,782 --> 00:27:28,692
‫- راحت باش
‫- باشه

417
00:27:31,135 --> 00:27:33,571
‫خب ، چند وقته اینجا
‫زندگی می‌کنید آقای "اسوالد"؟

418
00:27:33,572 --> 00:27:35,014
‫انگار یه عمره اینجام

419
00:27:35,732 --> 00:27:37,831
‫۱سال . شایدم ۲ سال

420
00:27:38,537 --> 00:27:40,630
‫همسرم "مارینا" خیلی از اینجا متنفره

421
00:27:40,631 --> 00:27:42,591
‫ولی گمونم خوبه

422
00:28:19,792 --> 00:28:21,691
‫اون کجاست؟

423
00:28:26,434 --> 00:28:28,761
‫بابا اینجاست

424
00:28:30,120 --> 00:28:33,110
‫چه کوچولوی جیگری
‫امیدوارم بیدارش نکرده باشیم

425
00:28:33,111 --> 00:28:37,641
‫نه . اون یه خورده بعد از خواب غرغرو میشه

426
00:28:37,642 --> 00:28:39,661
‫اگه شما برید بهتر میشه

427
00:28:47,682 --> 00:28:49,641
‫تو خوبی؟

428
00:28:49,642 --> 00:28:51,092
‫آره . خوبم

429
00:28:51,612 --> 00:28:52,741
‫فقط روز طولانی داشتم

430
00:28:52,742 --> 00:28:54,681
‫ولی بازم پیشرفت کردیم
‫اینطور فکر نمی‌کنی؟

431
00:28:54,682 --> 00:28:56,782
‫آره ، آره . همینطوره

432
00:29:02,772 --> 00:29:05,601
‫پس میدونیم دنبال یکی
‫همین نزدیکا بودی

433
00:29:05,602 --> 00:29:07,711
‫شاید یکی اطراف همین خیابون باشه

434
00:29:07,712 --> 00:29:09,631
‫- آره . شاید
‫- خب ، فردا

435
00:29:09,632 --> 00:29:11,631
‫صبح اول وقت برمیگردیم
‫و با همسایه‌ها صحبت می‌کنیم

436
00:29:11,632 --> 00:29:12,502
‫سِیدی"؟"

437
00:29:14,479 --> 00:29:16,519
‫ببین ، من بدون تو
‫نمی‌تونستم تا اینجا پیش برم

438
00:29:17,622 --> 00:29:19,761
‫تو خیلی خوب هوام رو داشتی

439
00:29:19,762 --> 00:29:21,309
‫خیلی مصمم بودی

440
00:29:22,642 --> 00:29:23,972
‫پس ممنونم

441
00:29:24,642 --> 00:29:25,785
‫ما پیداش می‌کنیم

442
00:29:26,592 --> 00:29:28,622
‫آره . امیدوارم

443
00:29:43,632 --> 00:29:47,571
‫میدونی ، گمونم لازمه یه دقیقه دراز بکشم

444
00:29:47,572 --> 00:29:49,173
‫یه آسپرین هم بخورم

445
00:29:51,662 --> 00:29:55,701
‫باشه . شام حاضر شد خبرت می‌کنم

446
00:29:55,702 --> 00:29:57,682
‫باشه

447
00:30:01,622 --> 00:30:03,013
‫من همونجام

448
00:30:56,732 --> 00:30:58,690
‫دروغگو

449
00:30:59,652 --> 00:31:00,761
‫چی؟

450
00:31:00,762 --> 00:31:02,631
‫"می‌تونم با خیلی چیزها کنار بیام "جِیک

451
00:31:02,632 --> 00:31:04,033
‫ولی نمی‌تونم یه دروغگو رو تحمل کنم

452
00:31:05,642 --> 00:31:08,191
‫خیلی‌خب ، من دروغ گفتم

453
00:31:10,652 --> 00:31:12,711
‫آره . داشتم میرفتم
‫ولی به‌خاطر صلاح خودت بود

454
00:31:12,712 --> 00:31:14,601
‫اگه یه مرد بازم این حرف رو بهم بزنه

455
00:31:14,602 --> 00:31:15,771
‫دندوناش رو می‌کشم بیرون

456
00:31:15,772 --> 00:31:18,651
‫سِیدی" ، کاری که می‌خوام بکنم خطرناکه"

457
00:31:18,652 --> 00:31:21,771
‫چی‌کار؟ می‌خوای چی‌کار کنی؟

458
00:31:21,772 --> 00:31:24,270
‫می‌خوام امشب "لی هاروی اسوالد" رو بکشم

459
00:31:24,271 --> 00:31:26,651
‫اون خودش بود

460
00:31:26,652 --> 00:31:29,701
‫همون مردی که بچه کوچیک داشت؟

461
00:31:29,702 --> 00:31:30,758
‫آره

462
00:31:32,612 --> 00:31:34,951
‫- مطمئنی؟
‫- آره . مطمئنم

463
00:31:35,662 --> 00:31:37,074
‫همه چیز رو یادم اومد

464
00:31:37,652 --> 00:31:40,582
‫وقتی نشستیم تو خونه‌ش
‫همه خاطراتم برگشت

465
00:31:46,622 --> 00:31:48,781
‫اگه "لی" واقعاً قراره
‫جان.اف.کِنِدی" رو بکشه"

466
00:31:49,456 --> 00:31:50,721
‫پس گمونم مجبوریم دخلش رو بیاریم

467
00:31:50,722 --> 00:31:53,288
‫نه ، نه . من "بیل" رو از دست دادم

468
00:31:53,289 --> 00:31:54,630
‫قرار نیست تو رو هم از دست بدم

469
00:31:54,631 --> 00:31:56,621
‫جِیک" ، نمی‌تونی من رو بندازی بیرون"

470
00:31:56,622 --> 00:31:57,731
‫من همین الانشم قاطی شدم

471
00:31:57,732 --> 00:31:59,651
‫اگه به‌خاطر من نبود

472
00:31:59,652 --> 00:32:01,601
‫هیچ‌وقت "اسوالد" رو یادت نمی‌اومد ، خب؟

473
00:32:01,602 --> 00:32:02,641
‫این فقط راجب تو نیست

474
00:32:02,642 --> 00:32:04,011
‫راجب منم هست

475
00:32:13,722 --> 00:32:15,611
‫من از پرونده "آل" میدونم

476
00:32:15,612 --> 00:32:18,731
‫که "لی" تفنگش رو توی
‫خونه‌ی "روت پِین" نگه میداره

477
00:32:18,732 --> 00:32:22,691
‫اگه تفنگ رو نداشته باشه
‫نمی‌تونه به "کِنِدی" شلیک کنه

478
00:32:22,692 --> 00:32:24,598
‫میریم بگیریمش

479
00:32:31,612 --> 00:32:33,561
‫نمی‌خوام الان اینطوری حرف بزنم

480
00:32:33,562 --> 00:32:34,591
‫مارینا" ، بیخیال"

481
00:32:34,592 --> 00:32:35,731
‫می‌خواستم...می‌خواستم...

482
00:32:35,732 --> 00:32:37,781
‫بچه اتاق بغل خوابیده

483
00:32:37,782 --> 00:32:41,571
‫و من به "روت" قول دادم که
‫امشب به دیدنش نمیای

484
00:32:41,572 --> 00:32:42,791
‫باشه . می‌خوام اوضاع مثل قبل بشه

485
00:32:42,792 --> 00:32:45,591
‫یادته؟ اون شبا رو توی "مینسک" یادته؟

486
00:32:45,592 --> 00:32:48,681
‫نه ، نه . میدونی از "مینسک" چی یادمه؟

487
00:32:48,682 --> 00:32:51,751
‫نون بیات و انگشتام که
‫همیشه یخ زده بودن

488
00:32:51,752 --> 00:32:55,611
‫منظورم...منظورم راجب ماست

489
00:32:55,612 --> 00:32:58,751
‫نه . من یه زندگی تازه می‌خوام
‫نه اون قدیمیه رو

490
00:32:58,752 --> 00:33:03,741
‫نه "مینسک" ، نه آپارتمان کثیف
‫نه سیلی زدن و هل دادن

491
00:33:03,742 --> 00:33:05,651
‫گفتم متأسفم ، خب؟ متأسفم

492
00:33:05,652 --> 00:33:07,591
‫و من گفتم خدافظ
‫ولی تو گوش نکردی

493
00:33:07,592 --> 00:33:08,723
‫چون دوستت دارم

494
00:33:13,792 --> 00:33:17,761
‫من لیاقتم بهتر از ایناست
‫و میرم که بهش برسم

495
00:33:17,762 --> 00:33:23,064
‫زندگیم از حالا به بعد بهتر میشه

496
00:33:29,662 --> 00:33:31,581
‫- بیا . دیدی؟
‫- من می‌خوابونمش

497
00:33:31,582 --> 00:33:33,591
‫- نه
‫- میدونم چی‌کار کنم

498
00:33:33,592 --> 00:33:36,692
‫نه . فکر می‌کنی میدونی
‫ولی همیشه اشتباه می‌کنی

499
00:33:58,792 --> 00:34:01,641
‫سلام ، ببخشید خانم

500
00:34:01,642 --> 00:34:05,111
‫من دوست "لی" هستم
‫"لی هاروی اسوالد"

501
00:34:06,602 --> 00:34:08,621
‫اون الان اینجاست؟

502
00:34:08,622 --> 00:34:11,651
‫مارینا" اینجا می‌مونه ، آره؟"

503
00:34:11,652 --> 00:34:13,412
‫- تو کی هستی؟
‫- ببخشید

504
00:34:13,413 --> 00:34:15,570
‫من "جِیک امبرسون" هستم

505
00:34:15,571 --> 00:34:16,741
‫تو تولدش دیدمت

506
00:34:16,742 --> 00:34:19,601
‫درسته . من تو کتابخونه‌ی مرکزی
‫با "لی" کار می‌کنم

507
00:34:19,602 --> 00:34:23,781
‫و گفت اینجا بیام به دیدنش
‫چون می‌خواست یه چیزی بهم بده

508
00:34:24,156 --> 00:34:26,621
‫الان دیگه دیر وقته

509
00:34:28,642 --> 00:34:29,701
‫باشه . خب ، "مارینا" اینجاست؟

510
00:34:29,702 --> 00:34:31,741
‫حداقل میشه باهاش حرف بزنم؟

511
00:34:31,742 --> 00:34:33,781
‫نه . نمی‌تونی

512
00:34:33,782 --> 00:34:35,609
‫وایسا . وایسا

513
00:34:36,722 --> 00:34:39,671
‫خیلی متأسفم که مزاحمتون شدم خانم

514
00:34:39,672 --> 00:34:42,761
‫میدونم دیر وقته و کم‌کم دارید می‌خوابید

515
00:34:42,762 --> 00:34:46,751
‫و شرمنده‌ام که این رو اعتراف می‌کنم
‫ولی همش تقصیر منه

516
00:34:46,752 --> 00:34:49,711
‫ببینید ، "لی" ۲ هفته پیش
‫یه بسته رو واسه من تحویل گرفت

517
00:34:49,712 --> 00:34:51,711
‫و همش به "جِیک" می‌گفت
‫که براش میاره

518
00:34:51,712 --> 00:34:55,426
‫و هیچ‌وقت نیاورد
‫و به‌خاطر همینه که گستاخانه مزاحم شدیم

519
00:34:56,672 --> 00:34:59,711
‫لی" اینجا نمی‌مونه"

520
00:34:59,712 --> 00:35:02,601
‫اونا باهم مشکل دارن

521
00:35:02,602 --> 00:35:04,631
‫و "مارینا" پیش بچه‌ها خوابیده

522
00:35:04,632 --> 00:35:06,752
‫خیلی متأسفم

523
00:35:07,642 --> 00:35:10,711
‫خب ، اون گفت که بسته

524
00:35:10,712 --> 00:35:12,589
‫توی گاراژه

525
00:35:14,018 --> 00:35:16,581
‫چه شکلیه؟ جعبه‌ست؟

526
00:35:16,582 --> 00:35:20,582
‫نه . احتمالاً تو کاغذ پیچیده شده

527
00:35:22,632 --> 00:35:26,112
‫این...نمیدونم

528
00:35:26,113 --> 00:35:28,710
‫اینقدره...

529
00:35:28,711 --> 00:35:30,999
‫اینقدر طولشه شاید

530
00:35:33,792 --> 00:35:35,772
‫لعنتی

531
00:35:40,592 --> 00:35:41,856
‫اینجا نیست

532
00:35:43,210 --> 00:35:44,701
‫حتماً قبلاً برش‌داشته

533
00:35:44,702 --> 00:35:45,907
‫چی رو برداشته؟

534
00:35:46,672 --> 00:35:48,652
‫میله پرده‌ها رو

535
00:35:51,200 --> 00:35:57,800
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ۲۲نوامبر سال ۱۹۶۳ "
‫" ساعت ۱۲:۳۰ نیمه‌شب "
‫" ۱۲ساعت قبل از ترور "</font>

536
00:36:07,016 --> 00:36:08,093
‫امشب اینجا پارک می‌کنیم

537
00:36:08,094 --> 00:36:10,124
‫و تا صبح صبر می‌کنیم "لی" بیاد

538
00:36:10,125 --> 00:36:12,104
‫- باشه
‫- نمیشه همینجوری بهش شلیک کنی

539
00:36:12,105 --> 00:36:14,114
‫- دستگیرت می‌کنن
‫- شلیک نمی‌کنم

540
00:36:14,115 --> 00:36:16,984
‫من باهاش گلاویز میشم
‫و تو زنگ میزنی پلیس

541
00:36:16,985 --> 00:36:18,748
‫من میگم که شنیدم اون
‫جان.اف.کِنِدی" رو تهدید کرده"

542
00:36:21,075 --> 00:36:22,860
‫خب ، اوناهاش

543
00:36:24,496 --> 00:36:26,032
‫کار آسونی نیست

544
00:36:27,015 --> 00:36:29,934
‫گذشته قراره هر چی که می‌تونه
‫سمت‌مون پرت کنه

545
00:36:31,115 --> 00:36:33,055
‫خدایا

546
00:36:35,965 --> 00:36:37,024
‫ببخشید افسر . ما...

547
00:36:37,025 --> 00:36:37,832
‫حرف نزن

548
00:36:39,075 --> 00:36:41,125
‫کل شب داشتم با شماها سروکله میزدم

549
00:36:41,126 --> 00:36:42,686
‫شما عاشق "کِنِدی" هستین

550
00:36:42,687 --> 00:36:44,954
‫"مامانت با برادر "جکی
‫یه مدرسه میرفتن

551
00:36:44,955 --> 00:36:45,982
‫یا همچین چیزی . درست میگم؟

552
00:36:47,085 --> 00:36:50,094
‫من باید خیابون رو خلوت نگه دارم
‫پس تکون بخور

553
00:36:50,095 --> 00:36:52,135
‫خب ، تماشا کردن که جرم نیست

554
00:36:54,065 --> 00:36:56,074
‫- آقا
‫- خیلی‌خب ، شنیدم چی گفتی

555
00:36:56,075 --> 00:36:57,084
‫باشه

556
00:37:16,965 --> 00:37:19,114
‫فردا اول صبح برمیگردیم اونجا

557
00:37:19,115 --> 00:37:21,074
‫می‌تونیم تو هتل بمونیم

558
00:37:21,075 --> 00:37:24,954
‫"نه . اگه تا جای ممکن به "دیلی پلازا
‫نزدیک بمونیم امن‌ترـه

559
00:37:24,955 --> 00:37:26,975
‫نمی‌خوام هیچ شانسی رو از دست بدم

560
00:37:42,025 --> 00:37:43,647
‫فکر می‌کنی اینجا امن ـه؟

561
00:37:44,517 --> 00:37:46,523
‫آره . اینجا پلیسا مزاحم نمیشن

562
00:38:06,547 --> 00:38:08,176
‫چیزی رو از قلم ننداختی؟

563
00:38:10,273 --> 00:38:12,533
‫- راجب چی؟
‫- آینده؟

564
00:38:13,457 --> 00:38:16,477
‫چیزی رو نمی‌خوای با خودت برگردونی؟

565
00:38:20,547 --> 00:38:21,925
‫کفشای کتونی

566
00:38:22,607 --> 00:38:25,536
‫کفشای کتونی قطعاً بهترین هستن

567
00:38:25,537 --> 00:38:26,940
‫کفش کتونی؟

568
00:38:27,507 --> 00:38:28,779
‫کفش تنیس

569
00:38:29,986 --> 00:38:32,165
‫تو آینده اونا حرف ندارن

570
00:38:32,940 --> 00:38:35,607
‫پارچه پیشرفته ، کیفیت ساخت بهتر

571
00:38:38,042 --> 00:38:39,545
‫و آدما چطور؟

572
00:38:40,341 --> 00:38:41,860
‫دوستا؟ خانواده؟

573
00:38:45,497 --> 00:38:47,476
‫نه . یعنی باید ببرمشون

574
00:38:47,477 --> 00:38:52,476
‫ولی نمی‌برم

575
00:38:52,477 --> 00:38:54,457
‫انگار همه‌ی اون آدما رو اینجا دیدم

576
00:39:27,597 --> 00:39:29,577
‫من عاشق "الویس" هستم
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(بازیگر و خواننده آمریکایی)</font>

577
00:39:42,477 --> 00:39:43,656
‫چی می‌خوای؟

578
00:39:43,657 --> 00:39:45,636
‫چرا دنبالم می‌کنی؟

579
00:39:47,070 --> 00:39:49,043
‫تا یه کار درست انجام بدم

580
00:39:49,527 --> 00:39:50,606
‫این اتفاقات رو درک نمی‌کنم

581
00:39:50,607 --> 00:39:52,576
‫می‌خوای جلوی من رو بگیری؟

582
00:39:52,577 --> 00:39:55,476
‫نمی‌خوام هیچ‌کدوم اینا اتفاق بیفته
‫دوباره نه

583
00:39:55,477 --> 00:39:58,590
‫چی رو نمی‌خوای دوباره اتفاق بیفته؟ ترور؟

584
00:39:58,591 --> 00:40:00,663
‫من به‌خاطر همین اینجام
‫سعی دارم جلوش رو بگیرم

585
00:40:00,664 --> 00:40:03,119
‫یه دقیقه پشت کردم

586
00:40:04,036 --> 00:40:06,475
‫می‌تونستم صدای جیر جیر
‫۳چرخه‌ش رو بشنوم

587
00:40:07,369 --> 00:40:11,636
‫اون اصلاً اطراف استخر نبود
‫اصلاً نزدیکش هم نبود

588
00:40:11,637 --> 00:40:15,901
‫صدای ریختن آب نمی‌اومد
‫هیچ صدای نبود

589
00:40:16,577 --> 00:40:19,274
‫فقط وقتی متوجه شدم که
‫صدای جیر جیر متوقف شد

590
00:40:21,027 --> 00:40:23,718
‫اون ۴ سالش بود

591
00:40:24,567 --> 00:40:27,712
‫پس دوباره و دوباره برمیگردم
‫ولی هیچ‌وقت به موقع نمیرسم

592
00:40:29,457 --> 00:40:31,047
‫من الان اونجام

593
00:40:32,890 --> 00:40:34,496
‫می‌بینمش

594
00:40:36,457 --> 00:40:38,626
‫همیشه یه چیزی تو راهه

595
00:40:38,627 --> 00:40:40,596
‫هر تغییری رو امتحان کردم

596
00:40:40,597 --> 00:40:42,676
‫و گاهی اوقات سعی می‌کنم
‫بدوم به سمت مادرش

597
00:40:42,677 --> 00:40:46,227
‫بعضی وقتا جلوتر زنگ میزنم به پلیس

598
00:40:47,447 --> 00:40:49,152
‫می‌ایستم و تماشاش می‌کنم

599
00:40:49,860 --> 00:40:51,486
‫دیگه هیچ‌وقت پشت نمی‌کنم

600
00:40:51,487 --> 00:40:55,586
‫ولی بازم نمیشه جلوش رو گرفت

601
00:40:56,165 --> 00:40:57,935
‫نمی‌تونی جلوی گذشته رو بگیری

602
00:40:59,067 --> 00:41:00,556
‫اون افتاده توی آب

603
00:41:00,557 --> 00:41:02,125
‫داره غرق میشه

604
00:41:03,607 --> 00:41:09,536
‫اون مُرده ولی من نمی‌تونم
‫این‌کار رو نکنم

605
00:41:09,537 --> 00:41:11,190
‫باید تلاش کنم

606
00:41:12,487 --> 00:41:13,803
‫پس دوباره

607
00:41:14,557 --> 00:41:17,579
‫و دوباره و دوباره انجامش میدم

608
00:41:19,174 --> 00:41:20,635
‫این یه حلقه‌ست

609
00:41:20,636 --> 00:41:25,596
‫یه تله که نمی‌تونم ازش خلاص بشم
‫چون نمی‌تونم یه گوشه وایسم

610
00:41:26,087 --> 00:41:28,227
‫و بذارم دختر کوچولوم بمیره

611
00:41:29,447 --> 00:41:30,500
‫نمی‌تونم

612
00:41:32,527 --> 00:41:34,041
‫پس باید تماشا کنم

613
00:41:35,457 --> 00:41:37,084
‫تا الان چند دفعه شده؟

614
00:41:40,487 --> 00:41:43,657
‫اون...اون بازم داره غرق میشه

615
00:41:54,457 --> 00:41:55,852
‫این فرق می‌کنه

616
00:41:57,467 --> 00:41:58,738
‫"برو خونه "جِیک

617
00:42:00,162 --> 00:42:01,960
‫الان برو

618
00:42:02,457 --> 00:42:03,783
‫من از پس‌ـش برمیام

619
00:42:04,758 --> 00:42:07,467
‫می‌تونم . مجبورم

620
00:42:12,487 --> 00:42:14,203
‫ببخشید

621
00:42:15,557 --> 00:42:17,636
‫نمی‌خواستم موقع حرف زدنت
‫خوابم ببره

622
00:42:21,263 --> 00:42:22,557
‫خوبی؟

623
00:42:25,029 --> 00:42:26,447
‫نه

624
00:42:29,497 --> 00:42:31,606
‫"سِیدی"

625
00:42:32,375 --> 00:42:35,250
‫چی میشه اگه بذاریم
‫تاریخ اتفاق بیوفته؟

626
00:42:36,213 --> 00:42:37,590
‫رانندگی کنیم و بریم

627
00:42:39,557 --> 00:42:44,586
‫می‌تونیم همه اینا رو فراموش کنیم
‫و یه خونه تو "جودی" بگیریم

628
00:42:45,422 --> 00:42:46,825
‫با یه حیاط بزرگ

629
00:42:47,988 --> 00:42:51,240
‫اینقدر بزرگ که بشه درخت کاشت
‫و تاب و سرسره گذاشت

630
00:42:51,547 --> 00:42:55,075
‫و تو می‌تونی کتابخونه‌ی
‫دبیرستان رو بچرخونی

631
00:42:57,097 --> 00:43:00,061
‫منم میشم معلم پیر بداخلاق

632
00:43:00,062 --> 00:43:02,448
‫و می‌تونیم توی همه رقص‌ها
‫همراه هم باشیم

633
00:43:03,447 --> 00:43:04,832
‫۴تا بچه به دنیا میاریم

634
00:43:05,447 --> 00:43:09,608
‫۲تا عرق‌گیر مثل هم می‌پوشیم
‫مثل آدمای سالخورده

635
00:43:11,607 --> 00:43:13,335
‫من و تو

636
00:43:14,627 --> 00:43:16,607
‫نظرت چیه؟

637
00:43:21,457 --> 00:43:25,506
‫نمی‌تونیم

638
00:43:25,507 --> 00:43:27,867
‫تو به یه دلیلی اومدی اینجا

639
00:43:29,487 --> 00:43:31,577
‫حالا دلیل منم هست

640
00:43:41,200 --> 00:43:47,900
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ۲۲نوامبر سال ۱۹۶۳ "
‫" ساعت ۸:۳۰ صبح "
‫" ۴ساعت قبل از ترور "</font>

641
00:43:55,577 --> 00:43:57,566
‫خدای من

642
00:43:57,567 --> 00:43:59,456
‫صبح شده؟

643
00:43:59,457 --> 00:44:00,616
‫باید بریم

644
00:44:03,534 --> 00:44:04,586
‫بنزین تموم شده؟

645
00:44:04,912 --> 00:44:07,476
‫نه . داره اتفاق میوفته

646
00:44:07,477 --> 00:44:09,446
‫گذشته داره جلومون رو می‌گیره

647
00:44:09,447 --> 00:44:11,142
‫نمی‌شد فقط یه باتری تموم کنه؟

648
00:44:11,143 --> 00:44:13,018
‫نه . بیا عزیزم . باید بریم

649
00:44:16,017 --> 00:44:18,517
‫زودباش . زودباش

650
00:44:29,547 --> 00:44:31,724
‫تو اصلاً خوابیدی؟

651
00:44:36,527 --> 00:44:37,872
‫لی"؟"

652
00:44:42,527 --> 00:44:43,904
‫لی" ، شاید"...

653
00:44:45,899 --> 00:44:48,527
‫شاید بتونی امرزو پیش‌ـمون بمونی

654
00:44:50,356 --> 00:44:52,103
‫می‌تونیم بریم باغ‌وحش

655
00:44:53,844 --> 00:44:55,454
‫من یه کار دارم

656
00:44:58,557 --> 00:45:01,002
‫شاید الان واسه حرف زدن آماده باشم

657
00:45:01,507 --> 00:45:02,909
‫"نه راجب "مینسک

658
00:45:04,108 --> 00:45:08,006
‫راجب خودمون

659
00:45:09,259 --> 00:45:12,527
‫من و تو

660
00:45:17,226 --> 00:45:18,426
‫بمون

661
00:45:21,285 --> 00:45:22,556
‫نرو

662
00:45:25,255 --> 00:45:26,536
‫باید برم

663
00:45:26,886 --> 00:45:29,054
‫به "بیول" گفتم بیاد اینجا دنبالم

664
00:45:29,622 --> 00:45:30,586
‫"لی"

665
00:45:40,537 --> 00:45:42,597
‫از طرف من دخترها رو ببوس

666
00:45:50,607 --> 00:45:52,588
‫فقط یکی رو پیدا کن که قفل نباشه

667
00:45:53,550 --> 00:45:55,499
‫لعنتی

668
00:45:56,024 --> 00:45:58,576
‫فکر می‌کردم مردم تو دهه‌ی ۶۰
‫چیزی رو قفل نمی‌کنن

669
00:46:02,577 --> 00:46:05,358
‫بابام همیشه کلیدها رو
‫پشت لبه‌ی کلاهش نگه میداشت

670
00:46:05,359 --> 00:46:07,093
‫باز شد . "سِیدی" ، بیا

671
00:46:09,659 --> 00:46:10,920
‫گندش بزنن

672
00:46:10,921 --> 00:46:12,517
‫خیلی‌خب ، می‌خوام سیم‌کشی‌ـش کنم

673
00:46:12,518 --> 00:46:13,596
‫بیل" یادم داد چجوری"

674
00:46:39,100 --> 00:46:45,700
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ۲۲نوامبر سال ۱۹۶۳ "
‫" ساعت ۹ صبح "
‫" ۳/۵ساعت قبل از ترور "</font>

675
00:46:47,248 --> 00:46:50,465
‫میدونی ، امروز گفتن
‫تو اسکله بارگیری کار کنم

676
00:46:50,466 --> 00:46:51,656
‫- جدی؟
‫- آره

677
00:46:51,657 --> 00:46:54,506
‫ولی "مِینارد" گفت می‌تونیم بریم
‫و هیجان‌ـش رو تماشا کنیم

678
00:46:54,877 --> 00:46:56,006
‫هیجان‌ـش کجاشه؟

679
00:46:56,007 --> 00:46:57,975
‫تو از عالم و آدم بی‌خبری؟

680
00:46:58,507 --> 00:47:00,466
‫رئیس‌جمهور قراره با ماشین
‫از همونجا رد بشه

681
00:47:00,467 --> 00:47:02,586
‫میدونی که من طرفدار
‫مارکس" هستم ، مگه نه؟"

682
00:47:02,587 --> 00:47:04,606
‫این یعنی وقتی که همه
‫میرن یه استراحتی بکنن

683
00:47:04,607 --> 00:47:06,808
‫- تو می‌خوای کار کنی؟
‫- یه چی تو همین مایه‌ها

684
00:47:10,040 --> 00:47:12,020
‫باورم نمیشه می‌خوای
‫کاروان موتوری رو از دست بدی

685
00:49:27,800 --> 00:49:28,800
‫مـــتــرجــمــین : عـرفـان و معین
‫MoieN - Notion

686
00:49:29,800 --> 00:49:30,800
‫: ارائه‌ای از تیم ترجمه
‫::. WWW.۹Movie۱.IN .::

