1
00:00:20,600 --> 00:00:22,690
‫یالا

2
00:00:22,780 --> 00:00:24,040
‫آروم باش، پسر.
‫آروم

3
00:00:40,490 --> 00:00:42,840
‫هی، از اونجا هل نده،
‫برو تهِ ارابه!

4
00:00:42,930 --> 00:00:44,500
‫برو تهِ ارابه!

5
00:01:00,080 --> 00:01:03,430
<i>‫ مرگ در همه جای دشت هست </i>

6
00:01:03,510 --> 00:01:06,820
<i>‫ به هر شکلی که بتونی تصورش رو بکنی </i>

7
00:01:06,910 --> 00:01:10,700
<i>‫ و چند نوع مرگی که بدترین کابوست </i>
<i>‫ هم نمی‌تونه بوجودش بیاره </i>

8
00:01:25,410 --> 00:01:27,360
<i>‫ مرگ در جویبارها مخفی میشه </i>

9
00:01:37,030 --> 00:01:39,200
<i>‫ حیوانات رو تسخیر می‌کنه </i>

10
00:01:42,070 --> 00:01:43,950
‫در گیاهان بلند مخفی میشه
‫و منتظر می‏مونه...

11
00:01:45,340 --> 00:01:47,210
‫آخ!

12
00:02:11,580 --> 00:02:13,190
<i>‫ با هر مرگ، </i>

13
00:02:13,280 --> 00:02:16,110
<i>‫ پدرمون اردوگاه رو کمی جلوتر می‌برد </i>

14
00:02:16,200 --> 00:02:19,760
<i>‫ انگار مرگ نتیجه حوادث و بیماری نبود، </i>

15
00:02:19,850 --> 00:02:22,110
<i>‫ بلکه مرگ بیماری خودش بود </i>

16
00:02:22,200 --> 00:02:24,940
<i>‫ و سهل‌انگاری واگیردار بود </i>

17
00:02:42,480 --> 00:02:44,700
<i>‫ اما از بین تمام خطراتی که </i>
<i>‫ انتظارمون رو می‏کشن، </i>

18
00:02:44,790 --> 00:02:49,360
<i>‫ بیماری و مارها، </i>
<i>‫ اسب‌های مریض و راهزن‎ها، </i>

19
00:02:49,450 --> 00:02:51,750
<i>‫ یه چیز بود که بیشتر از همه‌چی... </i>

20
00:02:51,840 --> 00:02:54,150
<i>‫ وحشت رو در وجود انسان </i>
<i>‫ و حیوان بوجود میاورد </i>

21
00:02:54,230 --> 00:02:56,800
<i>‫ یه کلمه اونقدر ترسناک وجود داشت </i>
<i>‫ که هرگز به زبون آورده نمیشد </i>

22
00:02:58,110 --> 00:02:59,200
<i>‫ و به زور زمزمه میشد </i>

23
00:03:01,850 --> 00:03:03,290
<i>‫ رودخونه </i>

24
00:03:16,527 --> 00:03:26,527
 

25
00:03:26,552 --> 00:03:31,552
 

26
00:04:25,284 --> 00:04:32,284
:تـــرجـــمـــه
« تورج پاکاری و ســــروش »
<font color=#0ec5c5>:.:.: SuRouSH_AbG & Stef@n :.:.:</font>

27
00:04:33,629 --> 00:04:35,849
‫نمی‌تونی ارابه‌ای رو ازش عبور بدی

28
00:04:35,874 --> 00:04:39,394
‫می‌بریمشون شرق.
‫سوار فرابَر توی دنیسون میشیم

29
00:04:39,419 --> 00:04:41,279
‫دنیسون مسیر اشتباهیه

30
00:04:41,304 --> 00:04:44,134
‫باید یه جایی به سمت غرب بریم،
‫چه بسا همینجا هم باشه

31
00:04:44,740 --> 00:04:47,350
‫غرب تگزاس مسیر سرسختیه

32
00:04:47,430 --> 00:04:48,390
‫همه‌جا سرسخته

33
00:04:50,390 --> 00:04:53,090
‫چقدر باید بریم سمت غرب
‫که نقطه بهتری واسه رد کردن پیدا بشه؟

34
00:04:53,180 --> 00:04:56,570
‫باید خیلی جلو بری

35
00:04:56,660 --> 00:04:59,750
‫۱۶۰ کیلومتر یا هم بیشتر

36
00:04:59,840 --> 00:05:01,710
‫و جایی که آب کم عمقه، باتلاقیه

37
00:05:01,800 --> 00:05:03,670
‫بدجور باتلاقیه

38
00:05:03,750 --> 00:05:05,580
‫می‌‍‌ریم شرق.
‫سوار فرابَر می‏شیم

39
00:05:05,670 --> 00:05:08,500
‫تو هرکاری دلت می‏خواد بکن.
‫من میرم غرب

40
00:05:08,590 --> 00:05:10,020
‫من گفتم شرق

41
00:05:10,110 --> 00:05:11,330
‫به تخمم نیست که چی گفتی

42
00:05:11,410 --> 00:05:13,150
‫من واسه تو کار نمی‏کنم

43
00:05:13,240 --> 00:05:15,240
‫اونا دووم نمیارن.
‫ناحیه‌اش خیلی سرسخته

44
00:05:15,330 --> 00:05:17,640
‫آب نداره

45
00:05:17,720 --> 00:05:19,550
‫تو هر تنگه راهزن هست،

46
00:05:19,640 --> 00:05:21,770
‫و منطقه سرخ‏پوست‏ها هم دیوار نداره

47
00:05:24,300 --> 00:05:26,470
‫من ازت اجازه نخواستم

48
00:05:26,560 --> 00:05:28,430
‫دارم تصمیمم رو بهت میگم

49
00:05:28,520 --> 00:05:30,080
‫و تصمیم من غربه

50
00:05:40,316 --> 00:05:42,316
‫دنیسون دو هفته ما رو عقب میندازه

51
00:05:42,341 --> 00:05:44,781
‫وقتی زمستون شد
‫خودم یه کاریش می‌کنم

52
00:05:44,806 --> 00:05:46,623
‫اگه اینجا رد بشیم
‫غرق میشن

53
00:05:46,699 --> 00:05:48,739
‫و اگه بریم غرب
‫از تشنگی می‏میرن

54
00:05:49,016 --> 00:05:52,106
‫همین الانشم خوب دارن می‎‏‏میرن، سروان

55
00:05:52,290 --> 00:05:54,980
‫و تازه از تگزاس هم بیرون نرفتیم

56
00:05:55,005 --> 00:05:58,094
‫باید تو فکر زمستون باشیم،
‫چون تو راهه

57
00:06:01,400 --> 00:06:02,840
‫نمی‌دونم از کجا ردشون کنیم،

58
00:06:02,865 --> 00:06:05,995
‫ولی از اینجا نمیشه
‫و می‌دونم که شرق نیست

59
00:06:06,346 --> 00:06:08,937
‫اگه بریم غرب
‫باید از برازوس رد بشیم

60
00:06:08,962 --> 00:06:11,130
‫گزینه درست و درمونی وجود نداره، سروان

61
00:06:11,594 --> 00:06:15,090
‫فقط بدون که زمستون بدترین گزینه‏ست

62
00:06:15,398 --> 00:06:17,920
‫و با کُندی‌ای که این آدما حرکت می‏کنن،

63
00:06:18,297 --> 00:06:20,387
‫همین الانشم کلی بهش نزدیک شدیم

64
00:06:42,987 --> 00:06:44,337
‫قراره از اینجا رد بشیم؟

65
00:06:45,222 --> 00:06:45,912
‫می‌ریم سمت غرب

66
00:06:47,920 --> 00:06:50,140
‫غرب، کجاش؟

67
00:06:50,340 --> 00:06:52,170
‫هنوز نمی‏دونم

68
00:06:59,707 --> 00:07:01,828
‫گاوچرون‌ها دارن به اردوگاهشون برمی‏گردن

69
00:07:01,853 --> 00:07:03,851
‫چند نفر لازم داریم
‫تا تو نگه داشتن گله کمک کنن

70
00:07:03,876 --> 00:07:04,916
‫خب، چند نفر رو انتخاب کن

71
00:07:04,941 --> 00:07:06,086
‫سعی کردیم

72
00:07:06,111 --> 00:07:07,258
‫بیشترشون انگلیسی نمی‎فهمن

73
00:07:07,283 --> 00:07:10,128
‫و اونایی که انگلیسی بلدن
‫میگن سوارکاری بلد نیستن

74
00:07:10,362 --> 00:07:11,840
‫خب، بالاخره که باید یاد بگیرن

75
00:07:11,930 --> 00:07:12,940
‫حرفتو قبول دارم

76
00:07:12,965 --> 00:07:15,464
‫فقط فکر نکنم الان وقت این کارها باشه
‫که می‌خوایم نذاریم غذاهامون فرار کنن

77
00:07:17,246 --> 00:07:18,466
‫کمک‌تون به کارمون میاد

78
00:07:21,570 --> 00:07:23,323
‫می‌تونم «رعد» رو زین کنم

79
00:07:24,910 --> 00:07:26,520
‫تنها نمیری

80
00:07:26,837 --> 00:07:27,674
‫تو هم میای

81
00:07:27,699 --> 00:07:29,659
‫نه، من میرم شکار.
‫گوشت نیاز داریم

82
00:07:29,684 --> 00:07:31,734
‫منم پوکو رو برمی‌دارم

83
00:07:32,021 --> 00:07:33,321
‫مراقب پسرت باش

84
00:07:33,473 --> 00:07:34,888
‫می‌خوای گله رو بگردونی؟

85
00:07:34,913 --> 00:07:37,498
‫خسته شدم از بس کنار این ارابه نشستم

86
00:07:37,523 --> 00:07:39,638
‫گزینه‏هام اینه که روی
‫اون کنده درخت بشینم،

87
00:07:39,663 --> 00:07:42,533
‫یا رو زین بشینم،
‫که روی زین می‏شینیم

88
00:07:42,661 --> 00:07:44,489
‫چطور قراره با یه بچه پنج ساله...

89
00:07:44,514 --> 00:07:45,630
‫یواشکی پشت یه حیوون در بیام؟

90
00:07:45,655 --> 00:07:48,575
‫بهش یاد بده که ساکت باشه
‫یا یه گوزن خنگ پیدا کن

91
00:07:48,918 --> 00:07:51,010
‫می‏تونم ساکت باشم

92
00:07:51,035 --> 00:07:53,580
‫خب، به گمونم قراره بفهمیم، مگه نه؟

93
00:07:57,506 --> 00:07:58,495
‫لعنتی

94
00:08:06,946 --> 00:08:09,212
‫بهتره با اون دوتا تسمه ببندی

95
00:08:09,462 --> 00:08:12,122
‫دختر، انقدری که من اطلاعات درمورد
‫اسب‏ها یادم رفته...

96
00:08:12,147 --> 00:08:13,946
‫تو اصلاً نمی‌تونی
‫اونقدر یاد بگیری

97
00:08:21,578 --> 00:08:23,086
‫حاضری؟

98
00:08:23,253 --> 00:08:24,863
‫بریم سراغش

99
00:08:45,400 --> 00:08:48,580
‫خیلی اهل همکاری نیست

100
00:08:48,670 --> 00:08:50,320
‫آره، ولی آدم تواناییه

101
00:08:52,370 --> 00:08:55,240
‫خوشم نمیاد که رو حرف‌مون حرف میزنه

102
00:08:55,330 --> 00:08:56,850
‫کاریش نمی‏تونیم بکنیم

103
00:08:56,940 --> 00:08:58,720
‫ازمون دستمزد که نمی‏گیره

104
00:08:58,810 --> 00:09:01,011
‫آره

105
00:09:01,550 --> 00:09:06,950
‫وقتی دوتا رهبر باشه
‫هیچ رهبری وجود نداره

106
00:09:07,030 --> 00:09:08,250
‫منظورم رو می‏گیری؟

107
00:09:09,677 --> 00:09:11,466
‫باید راست و ریستش کنی

108
00:09:28,102 --> 00:09:30,882
‫اون همونیه که
‫ارابه‌ی شوهرش رو زیر گرفتن؟

109
00:09:31,550 --> 00:09:33,640
‫راهزن‏ها شوهرش رو کشتن

110
00:09:41,879 --> 00:09:43,703
‫این اسب‏های کوفتی...

111
00:09:43,728 --> 00:09:44,980
‫اونا فقط تشنه‏ان

112
00:09:47,383 --> 00:09:49,693
‫قبل از اینکه کار دیگه‌ای بکنی،
‫باید به اسب‏هات برسی

113
00:09:49,931 --> 00:09:51,476
‫من می‏‎برمشون تا آب بخورن

114
00:09:51,501 --> 00:09:54,300
‫بعد نشونت میدم چطوری پاهاشون رو ببندی‎
‫تا فرار نکنن

115
00:09:54,380 --> 00:09:56,690
‫آتیش لازم داری

116
00:09:56,780 --> 00:09:59,130
‫هوا واسه آتیش زیادی گرمه

117
00:09:59,220 --> 00:10:00,480
‫آتیش که فقط واسه گرما نیست

118
00:10:00,560 --> 00:10:04,130
‫حشرات رو دور نگه میداره.
‫مارها نزدیکش نمی‎‏شن

119
00:10:04,220 --> 00:10:07,010
‫و از اون بالا...

120
00:10:07,090 --> 00:10:08,090
‫میشه دیدشون

121
00:10:08,180 --> 00:10:09,830
‫هرچی ملت آتیش‌های بیشتری ببینن،

122
00:10:09,920 --> 00:10:11,140
‫احتمال کمتری داره که اردوگاهمون بیان

123
00:10:11,230 --> 00:10:13,599
‫تا ببینن که دیگه چی می‏تونن پیدا کنن

124
00:10:17,896 --> 00:10:19,474
‫اونا آخرین بار کِی آب خوردن؟

125
00:10:21,287 --> 00:10:22,937
‫نمی‏‎دونم

126
00:10:50,050 --> 00:10:51,810
‫اینجا خانواده دیگه‏ای داری؟

127
00:10:54,952 --> 00:10:56,602
‫تو متاهلی؟

128
00:10:56,627 --> 00:10:58,237
‫نه

129
00:10:58,502 --> 00:11:00,202
‫می‌تونم زنت بشم

130
00:11:00,227 --> 00:11:02,577
‫من زن نمی‏خوام

131
00:11:02,713 --> 00:11:07,193
‫پسرهام، پسرهای خوبی‎‏ان
‫و منم می‏تونم همسر خوبی باشم

132
00:11:07,370 --> 00:11:09,420
‫- می‏تونم زن خوبی باشم
‫- بس کن

133
00:11:09,943 --> 00:11:11,940
‫- لطفا نرو
‫- بس کن دیگه

134
00:11:16,290 --> 00:11:17,600
‫من زن نمی‏خوام

135
00:11:18,657 --> 00:11:20,797
‫کمکت می‏کنم

136
00:11:20,822 --> 00:11:22,133
‫تو کار اسب‎هات کمکت می‏کنم

137
00:11:22,158 --> 00:11:23,640
‫می‌تونم کمک کنم که
‫چادرت رو بزنی

138
00:11:24,023 --> 00:11:25,543
‫تو کار پسرهات

139
00:11:26,524 --> 00:11:29,264
‫من زن داشتم، و دنبال زن دیگه‏ای نمی‏گردم

140
00:11:29,870 --> 00:11:31,480
‫می‎فهمی؟

141
00:11:33,960 --> 00:11:36,610
‫من به اورگن می‌رسونمتون

142
00:11:36,920 --> 00:11:38,070
‫بهت قول میدم

143
00:11:38,095 --> 00:11:39,429
‫بعد چی؟

144
00:11:39,454 --> 00:11:41,289
‫تو اورگن چی واسه من هست؟

145
00:11:41,437 --> 00:11:44,450
‫نمی‎دونم.
‫شاید اونجا شوهر پیدا کردی

146
00:11:44,540 --> 00:11:46,492
‫یا خودت بری روی زمین کشاورزی کنی

147
00:11:46,517 --> 00:11:49,612
‫- نمی‌دونم
‫- من کشاورزی بلد نیستم

148
00:11:49,637 --> 00:11:51,128
‫- بلد نیستم
‫- شاید یاد گرفتی

149
00:11:51,153 --> 00:11:54,763
‫شاید تو بهم یاد بدی.
‫شاید تو بهم یاد بدی

150
00:11:55,139 --> 00:11:57,539
‫من اونجا نیستم که یادت بدم

151
00:12:49,360 --> 00:12:50,710
‫اون چش شده؟

152
00:12:50,800 --> 00:12:52,190
‫می‏خواد باهام ازدواج کنه

153
00:12:52,280 --> 00:12:54,047
‫حدس می‎زنم جواب رد دادی

154
00:12:56,070 --> 00:12:59,680
‫یا هم گفتی باشه
‫و به این زودی پشیمون شده

155
00:12:59,770 --> 00:13:01,290
‫الان وقت شوخی نیست، توماس

156
00:13:01,380 --> 00:13:03,030
‫الان دوران سختی رو داره می‏گذرونه

157
00:13:03,120 --> 00:13:05,711
‫اینجا فقط دوران سخت وجود داره، سروان

158
00:13:06,990 --> 00:13:09,730
‫با خندیدن میشه ازش گذشت

159
00:13:09,820 --> 00:13:11,820
‫و من شوخی نمی‏کنم،

160
00:13:11,910 --> 00:13:14,430
‫خوش شانسه که با توی بد رو ازدواج نمی‏کنه

161
00:13:16,560 --> 00:13:17,740
‫دیدی چطوری اینو گفتم؟

162
00:13:17,830 --> 00:13:20,740
‫دوتا جوک رو هم

163
00:13:20,830 --> 00:13:23,090
‫آره.
‫خیلی خنده‏دار بود

164
00:13:27,490 --> 00:13:29,580
‫خانوم

165
00:13:30,152 --> 00:13:32,512
‫بیا نشونت بدم
‫چطوری پای اسب‎ها رو ببندی

166
00:13:39,460 --> 00:13:41,850
‫ببین، حالا هنوز می‌تونن
‫تا پای آب راه برن،

167
00:13:41,940 --> 00:13:44,160
‫فقط نمی‌تونن فرار کنن

168
00:13:44,240 --> 00:13:46,290
‫فقط اینطوری به شکل عدد هشت...

169
00:13:46,380 --> 00:13:47,860
‫دورشون بده

170
00:13:51,444 --> 00:13:53,314
‫می‌دونی عدد هشت چیه؟

171
00:13:53,512 --> 00:13:55,252
‫متوجه منظورم میشی؟

172
00:13:57,420 --> 00:13:59,240
‫تو این یکی رو امتحان کن

173
00:14:24,850 --> 00:14:25,940
‫اسمت چیه؟

174
00:14:27,958 --> 00:14:29,528
‫نومی

175
00:14:33,030 --> 00:14:35,900
‫وقتی به پورتلند برسی،

176
00:14:35,990 --> 00:14:39,210
‫یه کشاورز خوشتیپ توی شهر
‫تو رو می‏بینه،

177
00:14:39,300 --> 00:14:41,780
‫و یه نگاه به چشم‏های گنده‏ات میندازه

178
00:14:41,870 --> 00:14:43,040
‫و تو خیابون میوفته دنبالت

179
00:14:43,130 --> 00:14:45,090
‫با گل و شیرینی

180
00:14:45,180 --> 00:14:46,650
‫حالا ببین

181
00:14:49,480 --> 00:14:53,490
‫نباید از روی ترس ازدواج کنی

182
00:14:53,570 --> 00:14:55,967
‫اینجا سر می‌کنی

183
00:14:55,992 --> 00:14:57,642
‫ما کمکت می‏کنیم سر کنی

184
00:14:57,896 --> 00:15:01,596
‫بعد...
‫بذار یه مَرد عشقت رو بدست بیاره

185
00:15:04,371 --> 00:15:05,967
‫به جای اینکه اونو باهاش مبادله کنی

186
00:15:06,962 --> 00:15:10,182
‫و باور کن، اون حرومزاده بداخلاقی که اونجاست؟

187
00:15:10,640 --> 00:15:14,330
‫خوشبختی عین سگ از دستش فرار می‏کنه

188
00:15:14,420 --> 00:15:16,640
‫نه خانوم، تو هیچ جزئی از
‫سروان رو نمی‌خوای

189
00:15:17,787 --> 00:15:19,365
‫هیچ جزئی از سروان رو

190
00:15:29,130 --> 00:15:30,310
‫غذا چی داری؟

191
00:15:33,400 --> 00:15:35,400
‫آذوقه‏ای نداری؟

192
00:15:35,490 --> 00:15:36,840
‫اونا دزدیدن‎شون

193
00:15:36,920 --> 00:15:38,180
‫کی دزدید؟

194
00:15:59,990 --> 00:16:01,120
‫این چه کاریه؟

195
00:16:01,210 --> 00:16:02,990
‫بذار بهت بگم

196
00:16:08,040 --> 00:16:10,220
‫هرچی مال اون بوده رو بده

197
00:16:10,300 --> 00:16:12,520
‫هیچی مال اون نبود، مال یارو بود
‫و یارو هم دزده

198
00:16:13,830 --> 00:16:15,960
‫هرچی که مال اون بوده
‫رو جمع کن بده

199
00:16:16,050 --> 00:16:17,530
‫اونا کولی هستن!
‫همه‏چی...

200
00:16:22,295 --> 00:16:27,475
‫وقتی من حرف می‎‏زنم و تو کاری که میگم رو نمی‏کنی،
‫صدمه می‎بینی

201
00:16:27,950 --> 00:16:29,697
‫الگوی کار اینطوریه

202
00:16:29,793 --> 00:16:32,793
‫و تا وقتی که کاری که میگم بکنی رو انجام ندی،
‫یا هنوز برات صورتی مونده باشه...

203
00:16:33,110 --> 00:16:34,785
‫همینطوری ادامه پیدا می‌کنه

204
00:16:43,340 --> 00:16:44,770
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه!

205
00:16:48,600 --> 00:16:52,350
‫- چطور می‌تونیم سفر کنیم؟
‫- نمی‏تونین. با من نمی‏تونین

206
00:16:52,430 --> 00:16:56,700
‫اگه دزدی کنین،
‫همونجا که دزدی کردین می‏مونین

207
00:17:07,230 --> 00:17:10,020
‫یاه، برین!
‫یاه، یاه، یاه، یاه!

208
00:17:10,100 --> 00:17:12,320
‫یاه!

209
00:17:20,554 --> 00:17:22,854
‫برین شرق.
‫برین جنوب

210
00:17:23,070 --> 00:17:25,730
‫به هر مسیری برین
‫که مسیر من نباشه

211
00:17:25,810 --> 00:17:27,865
‫اگه دوباره ببینم‏تون،
‫می‏کشمتون

212
00:17:40,090 --> 00:17:42,090
‫فکر می‌کردم تو مسئول اینایی

213
00:17:42,180 --> 00:17:43,530
‫آره، هستم

214
00:17:43,610 --> 00:17:46,050
‫پس مثل یه مسئول عمل کن.
‫مردمت رو کنترل کن

215
00:17:46,140 --> 00:17:47,710
‫اینا مردم من نیستن

216
00:17:47,790 --> 00:17:49,530
‫من کنترل‌شون نمی‏کنم.
‫هیچکس نمی‏کنه

217
00:17:49,620 --> 00:17:51,670
‫اگه تو کنترل‎شون نکنی
‫پس اختیار دستت‌ نیست

218
00:17:51,750 --> 00:17:54,386
‫یکی دیگه رو پیدا می‏کنم

219
00:17:54,745 --> 00:17:57,095
‫این چیزها تصمیمش با تو نیست

220
00:17:57,120 --> 00:17:58,160
‫اینجا کشور آزادیه

221
00:17:58,370 --> 00:18:00,107
‫اون کشور آزادیه

222
00:18:00,224 --> 00:18:02,027
‫اون منطقه کومانچی‌هاست
‫[قبلیه سرخ‏پوستی]

223
00:18:02,052 --> 00:18:05,330
‫اونورش هم منطقه بی‌طرفه
‫و ما هم داریم می‌ریم اونجا

224
00:18:05,662 --> 00:18:07,312
‫هنوز آزاد نشدی

225
00:18:12,080 --> 00:18:13,730
‫حالت خوبه؟

226
00:18:13,820 --> 00:18:15,170
‫حرف ندارم

227
00:18:15,250 --> 00:18:17,857
‫به نظر اینطوری نمیومد

228
00:18:17,882 --> 00:18:20,162
‫سروان

229
00:18:20,863 --> 00:18:21,863
‫شِی

230
00:18:24,363 --> 00:18:27,243
‫این آدما باید بهمون اعتماد کنن

231
00:18:27,480 --> 00:18:29,959
‫اگه بهمون اعتماد نکنن
‫ازمون پیروی نمی‏کنن

232
00:18:30,001 --> 00:18:31,041
‫بهمون اعتماد کنن؟

233
00:18:31,530 --> 00:18:34,349
‫حتی نمی‏تونن به خودشون اعتماد کنن

234
00:18:34,530 --> 00:18:36,360
‫اینطوری سفر رو شروع کردن اشتباهه

235
00:18:36,450 --> 00:18:37,540
‫سفر از قبل شروع شده

236
00:18:37,620 --> 00:18:40,370
‫و از اول خراب بوده

237
00:18:40,450 --> 00:18:42,150
‫دو دل شدی؟

238
00:18:42,240 --> 00:18:43,240
‫یعنی می‏خوای بگی
‫تو دو دل نشدی؟

239
00:18:43,330 --> 00:18:45,020
‫آره، دو دل شدم

240
00:18:45,110 --> 00:18:47,850
‫ولی...

241
00:18:47,940 --> 00:18:50,460
‫با خودم میگم اگه...

242
00:18:50,550 --> 00:18:52,730
‫یکی از بچه‏هاشون
‫بچه‎ای داشته باشه...

243
00:18:54,304 --> 00:18:57,470
‫و اون یه کاری بکنه

244
00:18:57,560 --> 00:18:59,750
‫یه کاری که...

245
00:18:59,844 --> 00:19:05,040
‫دنیا بهتر بشه
‫بخاطر اینکه اون بچه توش بوده

246
00:19:05,065 --> 00:19:06,585
‫متوجه منظورم میشی؟

247
00:19:06,610 --> 00:19:09,530
‫دنیا بهتر نمیشه، توماس

248
00:19:09,740 --> 00:19:11,703
‫مهمم نیست چندتا بچه توش باشه

249
00:19:21,564 --> 00:19:23,143
‫هـو

250
00:19:23,229 --> 00:19:25,630
‫یکی واسه من.
‫یکی واسه تو

251
00:19:25,720 --> 00:19:27,670
‫فکر کنم اون یکی صاحب داره

252
00:19:27,760 --> 00:19:30,020
‫و دعوا کردن با شوهرش
‫به نظر اصلا حال نمیده

253
00:19:30,045 --> 00:19:32,065
‫وقتی می‏خوای بیوفتی دنبال دخترش
‫اینو یادت باشه

254
00:19:32,090 --> 00:19:35,401
‫خب، انگار شما خانوادگی
‫خوش چهره‏این

255
00:19:35,426 --> 00:19:37,420
‫به نظر که شما خانوادگی
‫ادب ندارین

256
00:19:37,510 --> 00:19:40,250
‫باید گاوها رو ببریم سمت آب،

257
00:19:40,340 --> 00:19:41,380
‫بعد واسه امشب یه جا محکم نگهشون داریم

258
00:19:41,470 --> 00:19:42,584
‫برنامه همینه

259
00:19:42,609 --> 00:19:44,170
‫فقط منتظر بودیم گاوچرون‌ها بیان
‫تا انجامش بدیم

260
00:19:44,260 --> 00:19:46,537
‫پس دیگه بهونه‏ای براتون نمونده

261
00:19:51,865 --> 00:19:55,180
‫به گمونم این گروه رئیس گاوچرون جدیدی داره
‫و رئیس ما نیستیم

262
00:19:55,270 --> 00:19:57,045
‫اون می‌تونه واسه رئیس جمهور
‫هم رئیس‌بازی در بیاره

263
00:19:57,113 --> 00:19:59,203
‫احتمالا به کار رئیس جمهور هم میاد

264
00:20:01,930 --> 00:20:04,732
‫امروز حرف چرب زبونانه‏ای نداری بزنی؟

265
00:20:04,757 --> 00:20:07,890
‫از تنها جمله خفنم استفاده کردم
‫و به ضررم تموم شد

266
00:20:07,980 --> 00:20:10,540
‫با همینقدر دل‌خور میشی؟

267
00:20:13,290 --> 00:20:16,110
‫خدای من، تو رُکی

268
00:20:16,200 --> 00:20:17,940
‫ببین کی از خجالت سرخ شده

269
00:20:18,030 --> 00:20:20,279
‫یعنی میگی کاری کردم که
‫از خجالت سرخ شدی؟

270
00:20:20,304 --> 00:20:23,924
‫شاید کاری کردی که
‫از خجالت سرخ شدم

271
00:20:24,890 --> 00:20:26,967
‫خب، سلیقه‎ات تو مَردها افتضاحه

272
00:20:29,380 --> 00:20:31,600
‫تو مَرد نیستی

273
00:20:31,753 --> 00:20:33,170
‫فقط یه پسر بچه‏ای

274
00:20:34,768 --> 00:20:36,428
‫به اندازه کافی مَرد هستم

275
00:20:38,226 --> 00:20:40,796
‫فقط یه پسر بچه‏ای

276
00:20:41,285 --> 00:20:43,584
‫به گمونم سلیقه‎‏ام تو پسر بچه‏ها
‫هم افتضاحه

277
00:20:48,037 --> 00:20:49,930
‫می‌دونی، این لاس‎زدن‌ها حال میده

278
00:20:53,440 --> 00:20:57,540
‫پس واقعا داشت لاس می‌زد

279
00:20:57,980 --> 00:21:00,412
‫یه جورایی بدجنسانه لاس می‎زنه،
‫ولی بالاخره لاس می‎زنه

280
00:21:00,552 --> 00:21:01,382
‫ووهو!

281
00:21:08,952 --> 00:21:10,818
‫الان ساکتم؟

282
00:21:10,843 --> 00:21:13,453
‫خب، ساکت بودی.
‫الان داری حرف می‌زنی

283
00:21:13,867 --> 00:21:15,138
‫ببخشید

284
00:21:15,163 --> 00:21:16,773
‫اشکال نداره

285
00:21:17,260 --> 00:21:18,390
‫چیزی می‎بینی؟

286
00:21:18,480 --> 00:21:20,029
‫هیس

287
00:21:21,459 --> 00:21:22,939
‫می‌تونیم زمزمه کنیم؟

288
00:21:23,373 --> 00:21:26,100
‫اصلا نمی‏تونیم حرف بزنیم
‫چون صدامون رو می‎شنون

289
00:21:26,180 --> 00:21:28,100
‫صدای اسب رو نمی‏شنون؟

290
00:21:28,190 --> 00:21:30,710
‫صدای اسب رو می‏شنون.
‫فقط ازش نمی‏‎ترسن

291
00:21:31,279 --> 00:21:32,710
‫چرا؟

292
00:21:32,800 --> 00:21:35,540
‫خب، چون اسب‏ها به گوزن‏ها شلیک نمی‏کنن

293
00:21:35,630 --> 00:21:38,590
‫ولی ما سوار اسبیم
‫و به گوزن‏ها شلیک می‏کنیم

294
00:21:38,680 --> 00:21:40,553
‫خب، بخاطر همینم باید ساکت باشیم

295
00:21:40,578 --> 00:21:43,160
ما مگه گوزن‌ها ما رو 
سوار بر اسب‌مون نمی‌بینن؟

296
00:21:43,240 --> 00:21:46,640
،چرا می‌بینن‌مون
ولی متوجه نمی‌شن

297
00:21:46,730 --> 00:21:50,120
متوجه نمی‌شن که ما
روی یه اسب نشستیم؟

298
00:21:50,210 --> 00:21:53,201
متوجهِ این نمی‌شن که چرا روی یه اسب نشستیم

299
00:21:53,226 --> 00:21:55,706
،اگه بفهمن چرا روی اسبیم

300
00:21:56,178 --> 00:21:58,131
می‌دوئن سمت تپه‌ها

301
00:21:58,217 --> 00:22:02,610
البته ما الان وسط تپه‌هاییم
پس این کارشون فایده‌ای نداره

302
00:22:02,700 --> 00:22:05,960
از دست تو، جان
ساکت باش دیگه

303
00:22:08,570 --> 00:22:10,880
...هیس! لعنتی. پسر

304
00:22:10,970 --> 00:22:12,360
...هیس

305
00:22:12,450 --> 00:22:13,750
...اونجا
نگاه کن گوزنـه رو

306
00:22:13,840 --> 00:22:15,763
گوزن -
می‌بینمش -

307
00:22:15,788 --> 00:22:17,788
خیله‌خب

308
00:22:18,110 --> 00:22:19,590
هیس

309
00:22:31,747 --> 00:22:33,267
پشت من دراز بکش

310
00:22:36,300 --> 00:22:37,730
بیا اینجا

311
00:22:38,717 --> 00:22:39,807
می‌بینیش؟

312
00:22:40,350 --> 00:22:41,480
بله آقا

313
00:22:41,560 --> 00:22:42,570
خیله‌خب

314
00:22:44,258 --> 00:22:46,260
انگشتت رو بذار کنار ماشه

315
00:22:46,350 --> 00:22:48,220
.روش نذار
تا بهت نگفتم

316
00:22:50,984 --> 00:22:52,464
لگد هم می‌زنه؟

317
00:22:52,489 --> 00:22:55,953
آره لگد می‌زنه
و درد هم داره

318
00:22:57,203 --> 00:22:59,320
ولی یه هفته دیگه لگدش یادت رفته

319
00:22:59,410 --> 00:23:00,605
شکارت فقط یادت می‌مونه

320
00:23:00,660 --> 00:23:02,410
حالا تو دوربین رو نگاه کن

321
00:23:02,500 --> 00:23:04,808
پشت شونه‌شـو هدف بگیر

322
00:23:04,833 --> 00:23:05,753
بله آقا

323
00:23:05,902 --> 00:23:06,822
الان اونجاست؟

324
00:23:06,918 --> 00:23:08,398
بله آقا

325
00:23:08,423 --> 00:23:09,863
انگشت‌تـو بذار روی ماشه

326
00:23:10,110 --> 00:23:11,720
ماشه رو یواش بِکش

327
00:23:18,844 --> 00:23:20,144
زدیش

328
00:23:20,305 --> 00:23:22,071
زدمش؟

329
00:23:22,185 --> 00:23:24,188
آره زدیش، پسرم

330
00:23:31,005 --> 00:23:32,445
بیا بریم برش داریم

331
00:23:48,011 --> 00:23:49,643
مراقب باش پاتـو کجا می‌ذاری

332
00:23:57,814 --> 00:23:58,807
چه بزرگـه

333
00:23:58,832 --> 00:24:00,831
بله که بزرگـه

334
00:24:01,065 --> 00:24:03,026
یه هفته‌ی کامل غذامونـو تأمین می‌کنه

335
00:24:04,690 --> 00:24:05,780
حالا بیا اینجا

336
00:24:10,393 --> 00:24:12,570
،این اولین شکارت بود
واسه همین باید خونی‌ت کنم

337
00:24:15,835 --> 00:24:17,210
اینم از این

338
00:24:22,099 --> 00:24:24,140
تو جونِ یکی رو گرفتی
که به ما جون بدی

339
00:24:25,115 --> 00:24:26,646
پس حالا تشکر می‌کنیم

340
00:24:26,671 --> 00:24:28,475
از کی؟

341
00:24:28,625 --> 00:24:30,105
از آقای گوزن

342
00:24:30,263 --> 00:24:33,404
ولی آقای گوزن که مُرده
صدامون رو نمی‌شنوه

343
00:24:33,446 --> 00:24:35,316
خب، ما بهرحال تشکرمونـو می‌کنیم

344
00:24:36,178 --> 00:24:38,510
چطوری تشکر کنم؟

345
00:24:38,590 --> 00:24:40,250
همین‌طوری بگو مچکرم

346
00:24:42,011 --> 00:24:43,452
مچکرم

347
00:24:49,015 --> 00:24:51,531
پسرم، وقتی یه‌چیزی رو می‌کُشی

348
00:24:51,556 --> 00:24:53,547
یه‌کم از انسانیتت کم می‌شه

349
00:24:53,587 --> 00:24:56,327
و به خوی حیوانیت اضافه می‌شه

350
00:24:56,495 --> 00:24:59,753
و ما باید سعی‌مون رو بکنیم
که تعادل رو حفظ کنیم

351
00:25:00,010 --> 00:25:02,360
زندگی یعنی همین

352
00:25:02,440 --> 00:25:03,840
متوجه حرفم میشی؟

353
00:25:06,812 --> 00:25:08,849
منم بار اول زیاد متوجه نشدم

354
00:25:10,943 --> 00:25:13,670
هی.. بیا کلی کار داریم

355
00:25:41,810 --> 00:25:43,720
بااجازه‌ت آتیشش کردم

356
00:25:43,810 --> 00:25:45,237
آب رو برات جوشوندم

357
00:25:45,262 --> 00:25:47,440
خب ممنون، تو وقتم صرفه‌جویی شد

358
00:25:49,210 --> 00:25:52,170
گرسنه‌تـه؟ -
تا حالا دست رد به سینۀ گوشت تازه نزدم -

359
00:25:52,260 --> 00:25:53,690
جان، برو دست و صورت‌تـو بشور

360
00:25:56,650 --> 00:25:59,203
اگه ببرم‌شون سمت شرق

361
00:25:59,289 --> 00:26:02,530
با سرعت فعلی‌شون 
سه هفته دیگه به مقصد می‌رسیم

362
00:26:02,610 --> 00:26:05,220
«یعنی اکتبر می‌رسیم به «گردنۀ جنوبی

363
00:26:05,310 --> 00:26:06,435
...یا حتی نوامبر

364
00:26:06,460 --> 00:26:07,920
درستش اینه که بریم غرب

365
00:26:08,010 --> 00:26:09,530
باید از برازوس رد شیم

366
00:26:09,620 --> 00:26:11,733
حاضرم ریسکِ برازوس رو به‌جون بخرم

367
00:26:14,266 --> 00:26:17,383
...تو گفتی کمک‌مون می‌کنی
ولی الان کمک نمی‌کنی

368
00:26:20,633 --> 00:26:22,850
زن و دخترم الان دارن اون بیرون پرستاریِ

369
00:26:22,940 --> 00:26:24,420
گاو گوسفندهای واموندۀ اونا رو می‌کنن

370
00:26:24,500 --> 00:26:26,200
تنها امید این ملت

371
00:26:26,225 --> 00:26:28,185
اطاعتِ بی‌چون و چرائه

372
00:26:29,062 --> 00:26:31,250
این‌که حرف‌های منو موبه‌مو اجرا کنن

373
00:26:31,725 --> 00:26:33,145
بی‌چون و چرا

374
00:26:33,170 --> 00:26:34,826
منم حرفی ندارم

375
00:26:34,851 --> 00:26:36,131
تو چون و چرا آوردی

376
00:26:36,194 --> 00:26:38,373
قدرت منو زیر سؤال بردی
و نمی‌تونم همچین اجازه‌ای بهت بدم

377
00:26:38,398 --> 00:26:40,675
من شرق رفتن‌مونـو زیر سؤال بردم
و الانم داریم می‌ریم غرب

378
00:26:40,700 --> 00:26:42,201
و حق با من بود

379
00:26:42,650 --> 00:26:44,130
،بذار یه‌چیزو بهت حالی کنم

380
00:26:44,220 --> 00:26:46,400
من واسه تو کار نمی‌کنم
و رفیقت هم نیستم

381
00:26:46,480 --> 00:26:48,490
تنها خونواده‌ای که برام اهمیت داره
خونوادۀ خودمـه

382
00:26:48,554 --> 00:26:49,709
اینو به‌وضوح نشون دادی

383
00:26:49,734 --> 00:26:51,374
امیدوارم همین‌طور باشه

384
00:26:59,829 --> 00:27:02,309
من سه روز اینجا منتظر می‌مونم

385
00:27:02,720 --> 00:27:03,940
به تو یه آوانس می‌دم

386
00:27:05,497 --> 00:27:07,208
که من برم تمام راهزن‌های اینجا

387
00:27:07,233 --> 00:27:08,940
تا تگزاس غربی رو خنثی کنم؟

388
00:27:10,411 --> 00:27:14,030
،اول شما برید
بعد من و بقیه دنبال‌تون میایم

389
00:27:14,120 --> 00:27:15,290
قبولـه

390
00:27:23,430 --> 00:27:24,390
بیا اینجا جان

391
00:27:26,932 --> 00:27:28,323
اینو ببر چادرمون

392
00:27:36,140 --> 00:27:37,819
بقیه‌شـو می‌خوام طعم‌دار کنم

393
00:27:57,920 --> 00:28:01,230
<i>از نظر من همیشه
،مادرها شبیه مرغ‌های مضطرب بودن</i>

394
00:28:01,320 --> 00:28:04,410
<i>و می‌ترسیدن که جوجه‌شون
بخواد حتی یه کرم شکار کنه</i>

395
00:28:04,763 --> 00:28:07,930
<i>ولی مادر خودم تو ذهنم
،یه کارمند بانک بود</i>

396
00:28:08,020 --> 00:28:10,590
<i>که آزادی من مثل پول دستش بود</i>

397
00:28:10,680 --> 00:28:12,720
<i>من هیچ‌وقت اونـو 
به‌عنوان زنی نمی‌دیدم که</i>

398
00:28:12,810 --> 00:28:15,770
<i>،رؤیا و هوس و شور و شوقی داشته باشه</i>

399
00:28:15,860 --> 00:28:18,950
<i>البته خودم کلاً از شور و عشق ساخته شده بودم</i>

400
00:28:19,336 --> 00:28:21,300
<i>شب‌ها که بیدار دراز می‌کشم</i>

401
00:28:21,380 --> 00:28:24,573
<i>آرزوهایی که واسه زندگی‌ام دارم
درونم شعله‌ور می‌شن</i>

402
00:28:24,703 --> 00:28:28,362
<i>انگار که برم کنار آتیش و بردارم بخورمش</i>

403
00:28:30,029 --> 00:28:34,170
<i>همین‌طور که مادرم رو نگاه می‌کردم
احساس حماقت کردم که فکر می‌کردم</i>

404
00:28:34,201 --> 00:28:36,790
<i>فقط خودم فکرِ خوردن آتش 
رو در ذهن می‌پروراندم</i>

405
00:28:37,545 --> 00:28:39,840
<i>ولی اون اول این‌طوری بود</i>

406
00:28:39,920 --> 00:28:41,904
<i>و بعد این حس رو به من منتقل کرد</i>

407
00:28:47,970 --> 00:28:50,803
<i>در حالی که اون رو سوار بر اسب نگاه می‌کردم 
مادرم رو نمی‌دیدم</i>

408
00:28:51,630 --> 00:28:52,967
<i>یک زن رو می‌دیدم</i>

409
00:28:56,980 --> 00:28:59,529
<i>که الحق هم زن خارق‌العاده‌ای بود</i>

410
00:29:21,970 --> 00:29:24,490
اون کتکم زد
ارابه‌مـو شکوند

411
00:29:25,180 --> 00:29:27,947
،و ول کرد رفت
و چی برام گذاشت؟

412
00:29:29,270 --> 00:29:31,750
!یه کولیِ فاحشه

413
00:29:31,840 --> 00:29:33,450
تو از این خانم دزدی کردی

414
00:29:33,530 --> 00:29:35,840
من چیزی که شوهرش ازم دزدیده بود رو پس گرفتم

415
00:29:35,930 --> 00:29:38,190
و طرف حالا رفته زیر خاک

416
00:29:38,280 --> 00:29:40,280
که جاش هم همون‌جاست

417
00:29:45,500 --> 00:29:47,370
می‌خوای چی‌کار کنم؟

418
00:29:47,460 --> 00:29:49,460
ما که نیازی به اونا نداریم

419
00:29:49,550 --> 00:29:51,860
،بخوایم بریم کوهستان می‌ریم شمال
دریا هم که غربـه

420
00:29:52,596 --> 00:29:54,860
واسه این‌کار که نیازی به راهنمایی نداریم

421
00:29:54,950 --> 00:29:59,560
ولی به اون مَرد نیاز داریم
واسه محافظت ازمون

422
00:29:59,650 --> 00:30:02,170
اون از کی محافظت کرده؟
ها؟

423
00:30:04,870 --> 00:30:09,000
از استفن و دیوید و لوکا که نکرده

424
00:30:09,090 --> 00:30:11,468
یا الکساندریا و داریا؟

425
00:30:11,703 --> 00:30:13,310
...نه‌خیر

426
00:30:13,400 --> 00:30:15,270
فقط این فاحشه

427
00:30:18,530 --> 00:30:19,937
این زن یه مادره

428
00:30:20,609 --> 00:30:23,150
بدون کمک اونا هم
می‌تونیم راه‌مونـو پیدا کنیم

429
00:30:23,230 --> 00:30:27,370
تنها چیزای به‌دردبخوری که دارن
اسب و اسلحه‌ست

430
00:30:27,460 --> 00:30:28,720
خب بیاید بردارید

431
00:30:35,797 --> 00:30:37,290
سه قدم بیا به راست

432
00:30:39,210 --> 00:30:40,358
واسه چی؟

433
00:30:40,383 --> 00:30:42,690
واسه این‌که زنی که 
پشت سرت وایستاده رو نکُشم

434
00:30:53,686 --> 00:30:55,890
ایشالا که فرصت کردی باهاش تمرین کنی

435
00:30:59,400 --> 00:31:00,450
حاضری؟

436
00:31:01,674 --> 00:31:03,504
،اگه اسب منو می‌خوای
بیا برش دار

437
00:31:03,742 --> 00:31:06,302
!یالا. بدو دیگه

438
00:31:11,557 --> 00:31:13,703
دیگه نمی‌تونم از این راحت‌ترش بکنم

439
00:31:18,330 --> 00:31:19,330
!بنگ

440
00:31:29,315 --> 00:31:32,275
...تو جنگ که بودیم

441
00:31:32,372 --> 00:31:35,762
تو یه جایی به اسم «طبیعت وحش» می‌جنگیدیم

442
00:31:35,787 --> 00:31:41,227
چون تا چشم می‌دید
فقط کوه و درخت بود

443
00:31:41,252 --> 00:31:45,547
اون روز انقدر با تفنگم شلیک کردم 
،که لوله‌ش ذوب شد

444
00:31:45,623 --> 00:31:48,890
و عین میوۀ پلاسیده افتاد زمین

445
00:31:49,470 --> 00:31:52,120
بعدش با کُلتم آدم می‌کشتم

446
00:31:52,335 --> 00:31:55,305
،و وقتی تیر تموم کردم
با شمشیر شروع کردم به آدم کشتن

447
00:31:55,330 --> 00:31:59,810
،و وقتی شمشیرم شکست
با دست خالی و چکمه‌هام

448
00:32:01,940 --> 00:32:04,030
در پایان اون نبرد

449
00:32:04,110 --> 00:32:09,289
به پشت سرم که نگاه کردم
دیدم طبیعت وحش از بین رفته

450
00:32:09,432 --> 00:32:12,132
یه‌دونه درخت هم سرپا نمونده بود

451
00:32:12,157 --> 00:32:15,456
همه‌شون به ضرب گلوله 
از وسط قطع شده بودن

452
00:32:17,130 --> 00:32:20,870
ما اون روز پنج هزار نفر آدم کُشتیم

453
00:32:20,960 --> 00:32:24,790
پس وقتی بهت میگم کشتن‌ت برام 
عین آب خوردنـه، الکی نمی‌گم

454
00:32:25,393 --> 00:32:27,793
کَکم هم نمی‌گزه

455
00:32:43,773 --> 00:32:46,679
گفتم دفعۀ بعدی که ببینمت
باهات چی‌کار می‌کنم؟

456
00:32:50,306 --> 00:32:51,746
گفتم چی‌کار می‌کنم؟

457
00:32:53,730 --> 00:32:55,797
گفته بودم می‌کشمت، نگفتم؟

458
00:32:56,780 --> 00:32:58,203
...آره همینو گفتم

459
00:33:01,508 --> 00:33:04,570
این تنها فرصت‌تـه که
منو دروغگوی عالم بکنی

460
00:33:15,840 --> 00:33:17,726
اون حرفـو به تو هم زدم

461
00:33:23,370 --> 00:33:26,984
،یا خودتون خودتونـو کنترل کنید
یا من کنترل‌تون می‌کنم

462
00:33:28,363 --> 00:33:30,375
حالا سبک کنترل‌کردن منو دیدین

463
00:33:32,052 --> 00:33:33,828
...انتخابش با خودتونـه

464
00:33:34,730 --> 00:33:37,520
فردا حرکت می‌کنیم
می‌ریم غرب

465
00:33:37,610 --> 00:33:39,570
تو راه آب کم گیر میاد

466
00:33:39,650 --> 00:33:42,480
تا می‌تونید از اینجا آب بردارید

467
00:33:42,570 --> 00:33:44,628
و قبلش بجوشونیدش

468
00:33:53,883 --> 00:33:56,985
فکر نکنم واسه عنوان مسئول کاروان 
بهت مدال بدن

469
00:34:16,912 --> 00:34:19,132
ارابۀ این زنـه رو جلو بفرست

470
00:34:19,284 --> 00:34:21,167
می‌تونیم نوبتی بشینیم پشتش

471
00:34:21,192 --> 00:34:22,932
فکر می‌کنی میان سراغش؟

472
00:34:23,181 --> 00:34:27,388
فکر می‌کنم الان میرن فورت وورث مست می‌کنن

473
00:34:28,201 --> 00:34:32,580
و راجع‌به این کاروانی که
داره به شمال میره حرف می‌زنن

474
00:34:32,628 --> 00:34:34,842
و چند نفر گولاخ‌تر از خودشون پیدا می‌کنن

475
00:34:34,867 --> 00:34:36,467
و برمی‌گردن سراغ همه‌مون

476
00:34:36,670 --> 00:34:38,020


477
00:34:41,810 --> 00:34:43,380
شاید بهتر بود می‌زدی می‌کشتی‌شون

478
00:34:43,460 --> 00:34:45,803
معلومـه که باید می‌زدم می‌کشتم‌شون

479
00:34:58,350 --> 00:34:59,960
دختر من از اون بچه‌هایی بود که

480
00:35:00,050 --> 00:35:01,718
می‌تونست دنیا رو جای بهتری بکنه

481
00:35:03,032 --> 00:35:04,812
صد درصد همین‌طوری بود

482
00:35:12,435 --> 00:35:15,270
ما هم داریم برای همین
این‌کارو انجام می‌دیم، توماس

483
00:35:32,210 --> 00:35:36,950


484
00:35:37,040 --> 00:35:40,830


485
00:35:40,910 --> 00:35:46,310


486
00:35:46,400 --> 00:35:50,010


487
00:35:50,100 --> 00:35:53,670


488
00:35:53,750 --> 00:35:56,970


489
00:35:57,060 --> 00:35:58,429
خسته شدی؟

490
00:35:59,572 --> 00:36:02,052
نه، خانم

491
00:36:08,716 --> 00:36:11,528
چقدر با صدای خودش حال می‌کنه
که وسط کوهستان این‌طوری زده زیر آواز

492
00:36:11,762 --> 00:36:13,462
گله رو آروم می‌کنه

493
00:36:16,080 --> 00:36:19,679
مثل موقعی که تو گهواره
برات آواز می‌خوندم

494
00:36:21,350 --> 00:36:24,480
خوب گرفتن خوابیده‌ان

495
00:36:24,570 --> 00:36:27,000
بقیه‌شـو می‌تونید بسپرید به خودمون

496
00:36:27,090 --> 00:36:28,790
شما برید استراحت کنید

497
00:36:29,760 --> 00:36:31,070
مرسی از کمک‌تون

498
00:36:41,987 --> 00:36:43,500
آماده‌ای بریم؟

499
00:36:45,020 --> 00:36:46,922
...من می‌خواستم -
هی -

500
00:36:47,375 --> 00:36:49,370
بیا بریم

501
00:36:49,460 --> 00:36:52,290


502
00:37:14,050 --> 00:37:16,998
شب بخیر -
شبت بخیر -

503
00:37:42,860 --> 00:37:44,950
در حد پرستاری از گاوها 
هم بهمون اعتماد نداری؟

504
00:37:45,040 --> 00:37:46,560
به دنیا بی‌اعتمادم

505
00:37:49,344 --> 00:37:52,784
البته نگران مهارت تیراندازیت هم هستم

506
00:37:52,960 --> 00:37:56,014
چند وقتی هست دست به اسلحه نبردی

507
00:37:56,194 --> 00:37:58,180
هوم. حواست بهمون هست

508
00:37:58,270 --> 00:38:00,360
بله خانومم

509
00:38:00,440 --> 00:38:02,660
محض اطمینان -
اوهوم -

510
00:38:02,750 --> 00:38:04,970


511
00:38:05,060 --> 00:38:06,763
دختر کوچولومون چه کرد؟

512
00:38:09,240 --> 00:38:11,523
دختر کوچولومون داره یه زن بالغ می‌شه

513
00:38:14,270 --> 00:38:15,660
آره می‌دونم

514
00:38:18,596 --> 00:38:21,025
خوب سوارکاری می‌کنه

515
00:38:21,050 --> 00:38:22,180
اصلاً نمی‌ترسه

516
00:38:25,182 --> 00:38:26,995
ولی بی‌احتیاط هم نیست

517
00:38:27,450 --> 00:38:28,432
عین خودت

518
00:38:30,535 --> 00:38:32,015
چشمش یه گاوچرونی رو گرفته

519
00:38:32,040 --> 00:38:33,721
که پسره هم دنبال‌شـه

520
00:38:35,217 --> 00:38:36,256
عجب

521
00:38:37,390 --> 00:38:41,982
خب.. فردا صبح اول‌وقت
پسره رو نفله می‌کنم، عزیزم

522
00:38:44,075 --> 00:38:45,555
جدی‌ام

523
00:38:47,676 --> 00:38:51,896
اینجایی که هستیم هیچ جنتلمنی نداره
و جایی که داریم می‌ریم هم گیر نمیاد

524
00:38:53,450 --> 00:38:55,396
می‌ترسم عادلانه نباشه

525
00:39:00,255 --> 00:39:03,060
مگه تو با یه آقای جنتلمن ازدواج کردی؟ -
نه بابا -

526
00:39:04,215 --> 00:39:06,045
واسه تو که خوب شد

527
00:39:06,070 --> 00:39:08,943
آره بابا. عالی شد

528
00:39:11,254 --> 00:39:14,214
همون‌طوری که خیال می‌کردم

529
00:39:17,647 --> 00:39:20,477
چی رو تغییر می‌دادی؟

530
00:39:24,270 --> 00:39:25,920
هیچیِ هیچی

531
00:39:33,800 --> 00:39:35,584
...خب

532
00:39:35,907 --> 00:39:38,834
بدم نمیاد یه خونه داشتیم

533
00:39:39,670 --> 00:39:40,890
یه خونۀ بزرگ

534
00:39:41,479 --> 00:39:42,829
اگه تو هم بدت نمیاد

535
00:39:45,497 --> 00:39:48,550
چنان خونۀ بزرگی برات می‌سازم
که توش گم بشی

536
00:39:52,629 --> 00:39:53,669
قبول

537
00:39:56,197 --> 00:39:57,207


538
00:40:29,874 --> 00:40:31,354
ما چرا نمی‌ریم؟

539
00:40:31,379 --> 00:40:32,639
ما با بقیۀ گروه می‌ریم

540
00:40:32,990 --> 00:40:34,160
چرا؟

541
00:40:34,250 --> 00:40:36,640
اون جلو یه‌کم زیادی شلوغـه

542
00:40:36,815 --> 00:40:39,125
از کنار خط رویش درخت‌ها
برو بغل‌شون

543
00:40:39,283 --> 00:40:40,503
چشم آقا

544
00:40:47,220 --> 00:40:48,960
اگه می‌خوای با دخترم دوست شی، می‌تونی

545
00:40:51,570 --> 00:40:53,284
دوست شم؟

546
00:40:53,843 --> 00:40:55,213
آره می‌تونی

547
00:40:56,490 --> 00:40:57,881
دقیق نمی‌دونم یعنی چی

548
00:40:59,466 --> 00:41:02,107
خب پسر جان، یعنی
...می‌تونید حرف بزنید و

549
00:41:02,726 --> 00:41:05,685
...برید اسب‌سواری و حرف بزنید

550
00:41:05,920 --> 00:41:08,020
والا این‌کارا رو که می‌کردیم

551
00:41:08,110 --> 00:41:09,982
پس خودت بلدی

552
00:41:10,563 --> 00:41:13,740
اگه دلشـو بشکونی
...یا دست‌درازی کنی

553
00:41:14,301 --> 00:41:15,584
با هم به مشکل برمی‌خوریم

554
00:41:16,943 --> 00:41:18,293
تا دست‌درازی چی باشه

555
00:41:24,284 --> 00:41:26,210
شوخی کردم

556
00:41:26,300 --> 00:41:29,740
و.. بد موقع هم بود

557
00:41:29,830 --> 00:41:30,920
هوم

558
00:41:31,242 --> 00:41:33,592
ببخشید.. آقا

559
00:41:35,700 --> 00:41:37,635
خدا بهت رحم کنه، پسر

560
00:41:37,831 --> 00:41:40,620
<i>،به عقب که نگاه می‌کنم
انگار دو تا سفر بود</i>

561
00:41:40,710 --> 00:41:44,490
<i>،یکیش پر از خطر و مرگ و ناامیدی بود</i>

562
00:41:45,087 --> 00:41:47,917
<i>و اون‌یکی، پر از شگفتی و ماجراجویی</i>

563
00:41:51,410 --> 00:41:52,760


564
00:41:52,850 --> 00:41:54,370
<i>من تو سفر دومی بودم</i>

565
00:41:54,460 --> 00:41:55,810
<i>...و محشر هم بود</i>

566
00:41:55,900 --> 00:41:58,353
!نه، طناب رو بنداز دور شونه‌هاشون

567
00:41:59,253 --> 00:42:01,993
<i>اون‌موقع نمی‌دونستم 
این دو سفر یک‌جا به هم می‌رسن</i>

568
00:42:02,184 --> 00:42:04,314
<i>هنوز نمی‌دونستم این دنیا چقدر می‌تونه</i>

569
00:42:04,557 --> 00:42:07,168
<i>ظالم و بی‌رحم باشه</i>

570
00:42:07,787 --> 00:42:10,709
<i>برای دنیا مهم نیست
شما بمیرید یا زنده بمونید</i>

571
00:42:11,130 --> 00:42:13,781
<i>به صدای فریادهاتون اعتنایی نمی‌کنه</i>

572
00:42:14,096 --> 00:42:18,125
<i>،اگر روی زمین خون بریزید
زمین خون‌تون رو می‌خوره</i>

573
00:42:18,638 --> 00:42:21,398
<i>واسه‌ش مهم نیست که زخمی شدید</i>

574
00:42:22,078 --> 00:42:25,287
<i>با خودم عهد بستم وقتی خدا رو دیدم</i>

575
00:42:25,312 --> 00:42:27,966
<i>:اولین سؤالم ازش این باشه</i>

576
00:42:28,532 --> 00:42:32,858
<i>چرا همچین دنیای پر از شگفتی‌ای ساختی
و بعد پر از هیولا کردیش؟</i>

577
00:42:33,152 --> 00:42:36,768
<i>چرا گل‌ها رو خلق کردی 
و بعد مارها رو پشت‌شون پنهون کردی؟</i>

578
00:42:37,162 --> 00:42:40,591
<i>حکمت طوفان چیه؟</i>

579
00:42:41,850 --> 00:42:43,370
<i>...بعد یهو فهمیدم که</i>

580
00:42:45,640 --> 00:42:47,654
<i>خدا این‌ها واسه ما خلق نکرده</i>

581
00:42:48,000 --> 00:42:54,000
:تـــرجـــمـــه
« تورج پاکاری و ســــروش »
<font color=#0ec5c5>:.:.: SuRouSH_AbG & Stef@n :.:.:</font>

582
00:42:54,148 --> 00:43:04,148
 