﻿1
00:00:05,030 --> 00:00:07,090
‫تو فرمانده ارتش‌های خدایی

2
00:00:07,130 --> 00:00:09,100
‫- آنتونیو!
‫- خب حقیقت داره؟

3
00:00:09,140 --> 00:00:11,010
‫که یه پسر رو با تحریک کردن
‫یه سکته قلبی کشتم؟

4
00:00:11,050 --> 00:00:12,160
‫یه جن گیره.
‫یا خدا

5
00:00:12,200 --> 00:00:14,100
‫از رم بیرونش کردن و فرستادنش اینجا پیش ما

6
00:00:14,140 --> 00:00:16,240
‫درسته.
‫به تهه دنیا

7
00:00:17,030 --> 00:00:18,110
‫دارن میان سراغت

8
00:00:18,150 --> 00:00:20,070
‫تا پیداش نکنن دست بر نمیدارن

9
00:00:20,110 --> 00:00:21,240
‫دنبال چی میگردن؟

10
00:00:22,030 --> 00:00:23,180
‫اگه میخوای میتونی نگهش داری.
‫فقط یه تیکه فلزه

11
00:00:23,220 --> 00:00:25,220
‫حتی نمیدونم چرا نگهش داشتم.
‫ارزشی نداره

12
00:00:26,010 --> 00:00:28,070
‫اینجا شهر آرومیه.
‫اینجا اتفاقی نمیوفته

13
00:00:29,050 --> 00:00:32,110
‫یهو تو میای اینجا و جهنم به‌پا میشه

14
00:00:32,150 --> 00:00:34,230
‫یکی که میخواد منو بترسونه

15
00:00:45,160 --> 00:00:47,050
‫ببخشید

16
00:00:49,160 --> 00:00:52,060
‫- اعلیحضرت
‫- میدونم

17
00:00:52,100 --> 00:00:53,200
‫پس از شرش خلاص بشیم؟

18
00:00:53,240 --> 00:00:56,060
‫زنده نیازش داریم

19
00:00:56,100 --> 00:00:59,040
‫الان اون گیج شده

20
00:00:59,080 --> 00:01:02,210
‫نه با اوناست و نه با ما

21
00:01:04,050 --> 00:01:06,110
‫نمیخوام به زور ازش بگیرمش

22
00:01:08,210 --> 00:01:11,120
‫میخوام خودش اونو بده بهم

23
00:01:17,210 --> 00:01:20,150
‫- و اشاره‌ای به بچه نکرده؟
‫- نصفش رو از خودشون در آوردن

24
00:01:20,190 --> 00:01:24,060
‫میگن ممکنه دزدیده شده باشه
‫و اینکه تو یه چاهی دفن شده

25
00:01:27,030 --> 00:01:29,050
‫کِی قراره لاگونا رو ببینی؟

26
00:01:29,090 --> 00:01:32,210
‫- نیم ساعت دیگه
‫- چی میخوای بهش بگی؟

27
00:01:35,010 --> 00:01:37,130
‫النا، هیچکس باور نمیکنه.
‫درکل حرف ما بر علیه...

28
00:01:37,170 --> 00:01:39,090
‫- علیه چیه؟
‫- علیه قضاوت عقلانیه

29
00:01:39,130 --> 00:01:41,080
‫هر دومون دیدیمش، مگه نه؟

30
00:01:41,120 --> 00:01:43,180
‫اتفاقی که واسه ما افتاد این بود،
‫که تو یه لحظه از بحران مضطربانه...

31
00:01:43,220 --> 00:01:46,090
‫- من مضطرب نبودم! وحشت زده بودم
‫- همین حرفم رو ثابت میکنه

32
00:01:46,130 --> 00:01:49,090
‫ذهن از اون تصویرهایی که
‫توی ذهنت داری استفاده میکنه

33
00:01:49,130 --> 00:01:50,210
‫و جلوی چشمت میارتشون

34
00:01:51,000 --> 00:01:52,240
‫واسه آدمای عادی موقع خواب
‫این اتفاق میوفته

35
00:01:53,030 --> 00:01:56,050
‫ولی تو قضیه ما،
‫موقع بیداری اتفاق میوفته

36
00:01:56,180 --> 00:02:00,130
‫به این میگن توهم.
‫مگه هر دومون یه‌جور توهم زدیم؟

37
00:02:00,170 --> 00:02:04,140
‫چرا که نه؟ هر دومون تو خونه بودیم
‫و تارهای نخی رو دیدیم

38
00:02:04,180 --> 00:02:08,070
‫- النا...
‫- انگار با پدر ورگارا حرف زدی

39
00:02:12,200 --> 00:02:16,120
‫- و اگه همه اینا تقصیر اون باشه چی؟
‫- بیا دوباره این بحث رو وسط نکشیم، لطفا

40
00:02:16,160 --> 00:02:18,190
‫کارمن گفت که اون
‫یه چیزی از اونا دزدیده

41
00:02:18,230 --> 00:02:21,200
‫اینکه اون یه چیزی داره
‫که اونا میخوان

42
00:02:21,240 --> 00:02:24,010
‫تو خونه هم اینو گفت،
‫درسته

43
00:02:24,050 --> 00:02:26,120
‫خب، دنبال این میگشتن

44
00:02:29,150 --> 00:02:31,220
‫یه سکه؟
‫به نظر قدیمی میاد

45
00:02:32,010 --> 00:02:35,010
‫هیچکس ازش نپرسیده چرا اون
‫تو کلیسا یه انبار سلاح مخفی داره؟

46
00:02:35,050 --> 00:02:37,040
‫پاکو، اون داره بهمون دروغ میگه

47
00:02:37,080 --> 00:02:40,000
‫تظاهر میکنه که باور نداره
‫ولی بیشتر از ما به این باور داره

48
00:02:40,040 --> 00:02:43,200
‫اون خشنه، ولی باهوشم هست

49
00:02:43,240 --> 00:02:45,100
‫سکه رو بده من

50
00:04:35,130 --> 00:04:45,855
« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری »
Email: <font color=#FF0000>tooraj1111@gmail.com</font>

51
00:04:46,130 --> 00:04:47,210
‫اون یکیه، آره

52
00:04:48,200 --> 00:04:50,240
‫دیدی؟
‫نگاه کن

53
00:04:51,030 --> 00:04:53,200
‫- آره، این پاشه
‫- مطمئنی؟

54
00:04:53,240 --> 00:04:56,220
‫آره. وقتی روش خم میشه،
‫سرش رو میده بالا تا وزن کمتری روش بیاد

55
00:04:57,010 --> 00:05:00,100
‫اینجاش زخمیه.
‫ولی باز به موقع‌ست

56
00:05:00,140 --> 00:05:03,120
‫دو ماه طول میکشید،
‫کاری از دستمون بر نمیومد

57
00:05:03,160 --> 00:05:05,110
‫بدون تو چیکار میکردم آخه

58
00:05:08,050 --> 00:05:09,180
‫نوشیدنی میل داری؟

59
00:05:12,120 --> 00:05:13,200
‫تا موقعی که میرم لباس‌هام رو عوض کنم

60
00:05:18,170 --> 00:05:20,000
‫از این طرف

61
00:05:27,220 --> 00:05:29,080
‫جای زخم واسه چیه؟

62
00:05:31,090 --> 00:05:33,180
‫تازه متوجه شدم.
‫صورت چی شده؟

63
00:05:33,220 --> 00:05:36,200
‫گذاشتن گربه‌ها تو قفس‌شون
‫کار آسونی نیست

64
00:05:38,190 --> 00:05:40,100
‫چرا باهام نمیای؟

65
00:05:41,040 --> 00:05:44,040
‫- ببخشید؟
‫- منظورم از نظر کاریه

66
00:05:45,230 --> 00:05:50,010
‫تو کلینیک چقدر درآمد داری؟
‫اصلا ولش کن. من دو برابرش رو میدم

67
00:05:52,000 --> 00:05:53,140
‫سه برابر؟

68
00:05:53,180 --> 00:05:55,210
‫چرت و پرت نگو

69
00:05:56,000 --> 00:05:58,150
‫بگذریم، همین الانشم زیادی
‫بهم دستمزد میدی

70
00:05:58,190 --> 00:06:03,010
‫فصل تا یه ماه دیگه شروع میشه.
‫دلت نمیخواد دور دنیا بگردی؟

71
00:06:03,050 --> 00:06:05,110
‫خیلی بهمون خوش میگذره،
‫از یه مسابقه به یه ماسبقه دیگه میریم

72
00:06:05,150 --> 00:06:08,200
‫و کی باید مراقب گاوها و خوک‌ها باشه؟

73
00:06:08,240 --> 00:06:10,180
‫خدای من، النا
‫هیچکس

74
00:06:10,220 --> 00:06:14,110
‫تو یه موهبت داری،
‫و باید نهایت استفاده رو ازش ببری

75
00:06:15,010 --> 00:06:17,060
‫راسته که قراره قلعه رو بفروشی؟

76
00:06:19,000 --> 00:06:21,180
‫نگه داشتن اینجا کلا پول هدر دادنه

77
00:06:21,220 --> 00:06:24,050
‫همینطورم، دوست تو
‫شهردار...

78
00:06:24,090 --> 00:06:26,200
‫- پاکو
‫- آره، پاکو

79
00:06:26,240 --> 00:06:28,110
‫داره با مالیات دهنم رو سرویس میکنه

80
00:06:28,150 --> 00:06:31,130
‫هنوز فراموش نکردی که
‫تو انتخابات شکستت داد

81
00:06:31,170 --> 00:06:35,000
‫برعکس، در حقم لطف کرد

82
00:06:35,160 --> 00:06:37,200
‫اصلا نمیدونم چرا واسه شهردار
‫نامزد شدم

83
00:06:37,240 --> 00:06:40,110
‫یعنی الان مثل اون بودم،
‫باید به شکایت‌های مردم گوش میدادم

84
00:06:40,150 --> 00:06:44,130
‫ولی به جاش، میتونم سوار ماشین بشم
‫و تا دو ساعت دیگه تو مادرید باشم

85
00:06:44,170 --> 00:06:46,140
‫تا هرجایی که دلم میخواد شام بخورم

86
00:06:47,040 --> 00:06:50,050
‫یه رستورانی میشناسم که
‫دوتا ستاره میشلن دریافت کرده...

87
00:06:50,090 --> 00:06:52,160
‫- جوابم نه‌ست
‫- خیلی‌خب

88
00:06:54,050 --> 00:06:56,240
‫همینجا یه قهوه چطوره،
‫تو میدون شهر؟

89
00:07:00,130 --> 00:07:02,210
‫ممنون، برناردا.
‫میبینمت

90
00:07:05,010 --> 00:07:07,130
‫خیلی خوشحالم اینجا میبینمتون، سرورم!

91
00:07:07,170 --> 00:07:11,050
‫نه، روخلیو، اون پدرم بود.
‫همه منو روگه صدا میکنن

92
00:07:11,090 --> 00:07:13,110
‫دوتا قهوه، ایزابل.
‫یکی توش شکر مصنوعی بریز

93
00:07:13,150 --> 00:07:16,000
‫- الان میارم
‫- سلام، انریکه. چطوری؟

94
00:07:16,040 --> 00:07:17,170
‫- چطوری؟
‫- سلام، النا

95
00:07:19,100 --> 00:07:20,200
‫خب...

96
00:07:20,240 --> 00:07:22,120
‫و حالا بهم میگی چته؟

97
00:07:22,160 --> 00:07:24,220
‫- یه جوری تو خودتی
‫- فقط خستم

98
00:07:25,010 --> 00:07:26,110
‫خیلی کار کردم، همین

99
00:07:26,150 --> 00:07:28,190
‫پس بهم نمیگی

100
00:07:28,230 --> 00:07:31,030
‫- فکر میکردم ما باهم دوستیم
‫- نه، بهت نمیگم

101
00:07:31,070 --> 00:07:32,150
‫چرا نمیگی؟

102
00:07:33,140 --> 00:07:34,240
‫پاکو!

103
00:07:38,030 --> 00:07:40,110
‫هی، روگه.
‫سلام، النا

104
00:07:40,150 --> 00:07:42,080
‫- سلام، پاکو
‫- یه قهوه، لطفا

105
00:07:42,120 --> 00:07:44,020
‫یه قهوه واسه شهردار بیار

106
00:07:46,090 --> 00:07:48,200
‫خب؟ کار زیاده؟

107
00:07:48,240 --> 00:07:50,140
‫شکایتی ندارم

108
00:07:50,180 --> 00:07:52,090
‫مدتیه این طرفا ندیدیمت

109
00:07:52,130 --> 00:07:56,020
‫جاهای زیادی واسه مسابقه رفتم
‫بخاطر جت‌لگ زیاد سرگیجه گرفتم
‫[خستگی و سرگیجه بخاطر پروازهای طولانی بین مناطق زمانی مختلف]

110
00:07:56,060 --> 00:07:58,020
‫- بخاطر چی؟
‫- متفاوتی زمان

111
00:07:58,060 --> 00:08:00,170
‫- وقتی از اقیانوس رد میشی
‫- کدوم اقیانوس

112
00:08:02,230 --> 00:08:04,070
‫تو خیلی باحالی

113
00:08:04,110 --> 00:08:06,160
‫ولی بگذریم،
‫میبینم همه‌چی مثل قبله، درسته؟

114
00:08:06,200 --> 00:08:10,110
‫الکی اینطوری فکر نکن.
‫ما اخیراً خیلی سرمون شلوغ بوده

115
00:08:10,150 --> 00:08:13,150
‫پاکو و مرچه یه کشتارگاه جدید باز کردن

116
00:08:13,190 --> 00:08:15,070
‫میدونم

117
00:08:15,110 --> 00:08:18,130
‫راجع‌به همه‌چی بهم خبر میرسه.
‫هم درمورد اون و همینطورم چیزهای دیگه

118
00:08:18,170 --> 00:08:20,100
‫خبرچین‌های خوبی دارم

119
00:08:22,170 --> 00:08:25,110
‫ببخشید.
‫بله؟

120
00:08:25,150 --> 00:08:28,040
‫حتما. چقدره؟

121
00:08:28,190 --> 00:08:30,080
‫خب بخرش

122
00:08:30,120 --> 00:08:32,030
‫چطوری؟

123
00:08:32,070 --> 00:08:33,190
‫خوبم

124
00:08:33,230 --> 00:08:36,160
‫- زیاد کار میکنم
‫- خوبه

125
00:08:36,200 --> 00:08:40,240
‫- من... خب، باید برم
‫- قهوه‌ات رو نخوردی

126
00:08:41,030 --> 00:08:42,130
‫حتما، فقط...

127
00:08:48,010 --> 00:08:50,040
‫ولی یادت نره بخریش.
‫بعدا حرف میزنیم

128
00:08:57,180 --> 00:08:59,010
‫عذر میخوام

129
00:08:59,050 --> 00:09:02,120
‫اونا به درد هیچی نمیخورن.
‫باید خودم همه کارها رو انجام بدم

130
00:09:02,160 --> 00:09:04,240
‫و پاکو؟
‫چرا رفت؟

131
00:09:08,040 --> 00:09:09,180
‫کدوم گوری بود؟

132
00:09:09,220 --> 00:09:11,080
‫- همین طرفا
‫- همین طرفا؟

133
00:09:11,120 --> 00:09:13,240
‫- میزهای بیرون رو تمیز کن
‫- اون میتونه تمیزشون کنه

134
00:09:14,030 --> 00:09:16,130
‫بهم جواب پس نده، و املت رو هم نخور،
‫واسه مشتری‌هاست!

135
00:09:16,170 --> 00:09:19,030
‫باید همه کار رو خودم انجام بدم

136
00:09:21,150 --> 00:09:24,200
‫- داری چه غلطی میکنی؟
‫- چیه؟

137
00:09:24,240 --> 00:09:26,080
‫اگه پدرت مچت رو بگیره...

138
00:09:26,120 --> 00:09:29,120
‫اگه چیزی بهش نگی،
‫اونم نمیفهمه

139
00:09:31,010 --> 00:09:33,180
‫هی بچه، یه بار دیگه اینکارو بکنی
‫یکی میخوابونم زیر گوشت!

140
00:09:46,180 --> 00:09:48,100
‫حالا اگه یکی از اون دخترهای خوشگل پیداش بشه...

141
00:09:48,140 --> 00:09:50,070
‫یخ آوردی؟

142
00:09:50,110 --> 00:09:51,190
‫چطوری، بچه؟

143
00:10:01,090 --> 00:10:03,190
‫هنوز چیزی نشده ریدین به خودتون؟
‫ترسیدین ها

144
00:10:10,220 --> 00:10:12,160
‫- به این زودی ترسیدی؟
‫- آره

145
00:10:35,230 --> 00:10:38,210
‫- خب، قراره انجامش بدیم یا چی؟
‫- آره، درسته؟

146
00:10:39,000 --> 00:10:40,100
‫شماها جدی‌این الان؟

147
00:10:40,140 --> 00:10:42,180
‫- منو میترسونه
‫- اینقدر سوسول نباش

148
00:10:42,220 --> 00:10:44,060
‫وقتی ترسوترین آدم دنیا
‫شجاع‌بازی در میاره

149
00:10:44,100 --> 00:10:46,030
‫حق اونه خب.
‫واسه همین اومدیم اینجا، مگه نه؟

150
00:10:46,070 --> 00:10:50,000
‫لعنتی، تو به لیوان ویجا دست زدی؟
‫چسبناکه. کدوم خوکی دست زده؟

151
00:10:50,040 --> 00:10:51,120
‫حالم بهم خورد!

152
00:10:51,160 --> 00:10:54,070
‫انگشت‌هاتون رو روی لبه‌اش بذارین.
‫و هلشم ندین، خب؟

153
00:10:54,110 --> 00:10:56,000
‫چه حال بهم زن

154
00:11:01,240 --> 00:11:05,120
‫- چیکار میکنین؟ این چه کاریه؟
‫- همه‌تون دارین تکونش میدین. بس کنین

155
00:11:05,160 --> 00:11:07,070
‫اگه قراره مزه بپرونین، من میرم

156
00:11:07,110 --> 00:11:09,020
‫من کاری نمیکنم

157
00:11:09,060 --> 00:11:12,030
‫هنوز سوال نپرسیدیم
‫و داره تکون میخوره!

158
00:11:15,000 --> 00:11:16,190
‫شرط میبندم مادر توئه

159
00:11:16,230 --> 00:11:20,100
‫منظورت چیه؟
‫کاری به مادرم نداشته باش

160
00:11:20,140 --> 00:11:22,210
‫از مرگ مادرت چقدر میگذره؟

161
00:11:23,000 --> 00:11:25,070
‫- سه ماه؟
‫- خب؟

162
00:11:25,110 --> 00:11:27,170
‫خب، شرط میبندم
‫واقعا دلش میخواد باهات حرف بزنه

163
00:11:27,210 --> 00:11:30,180
‫- چرا باید بخواد باهام حرف بزنه؟
‫- چون خودکشی کرد

164
00:11:31,210 --> 00:11:33,040
‫لعنت

165
00:11:34,180 --> 00:11:36,170
‫- من میرم
‫- یالا، بیخیال

166
00:11:36,210 --> 00:11:39,110
‫شاید مادر تو نیست،
‫شاید روح یکی از این مُرده‌های اطرافمون باشه

167
00:11:39,150 --> 00:11:41,130
‫بپرس اسمش چیه

168
00:11:42,230 --> 00:11:44,090
‫اسمت چیه؟

169
00:11:49,010 --> 00:11:52,230
‫گ، ی، ا...

170
00:11:53,020 --> 00:11:54,160
‫گیا...

171
00:11:54,200 --> 00:11:56,030
‫گیاکو

172
00:11:59,090 --> 00:12:00,190
‫گیاکومو

173
00:12:00,230 --> 00:12:03,160
‫- گیاکومو...
‫- لعنت، ایتالیاییه

174
00:12:03,200 --> 00:12:05,120
‫دیدی؟
‫مادرت نیست

175
00:12:05,160 --> 00:12:08,020
‫اهل کجایی، گیاکومو؟

176
00:12:19,150 --> 00:12:20,230
‫گائتا
‫[واقع در ایتالیا]

177
00:12:22,080 --> 00:12:24,190
‫- گائتا؟
‫- برین عن بخورین

178
00:12:24,230 --> 00:12:26,200
‫خفه شو، عوضی

179
00:12:26,240 --> 00:12:28,170
‫واقعا شما تکونش نمیدین؟

180
00:12:28,210 --> 00:12:30,190
‫- نه، تکونش نمیدیم
‫- نه

181
00:12:30,230 --> 00:12:32,060
‫ازش بپرس مُرده

182
00:12:32,100 --> 00:12:34,100
‫چرا باید اینو ازش بپرسم، احمق؟

183
00:12:36,030 --> 00:12:38,170
‫لعنتی... مُرده

184
00:12:38,210 --> 00:12:41,050
‫- تو بهشتی یا جهنم؟
‫- اینطوری که نباید سوال کنی

185
00:12:41,090 --> 00:12:44,050
‫اول یه چیزی مپرسی،
‫و بعد یه چیزه دیگه

186
00:12:53,070 --> 00:12:54,150
‫من...

187
00:12:55,070 --> 00:12:56,150
‫ای...

188
00:12:58,190 --> 00:13:00,100
‫اینجام

189
00:13:02,230 --> 00:13:04,220
‫- لعنتی!
‫- یا خدا!

190
00:13:05,010 --> 00:13:06,180
‫- کی بهم دست زد؟
‫- همه‌تون برین گم‌شین اصلا!

191
00:13:06,220 --> 00:13:09,140
‫- نه، همینطوری دستت رو نکِش!
‫- چراغ‌قهوه گوشی‌هاتون، احمق‌ها

192
00:13:09,180 --> 00:13:11,030
‫من گوشیم شارژ نداره

193
00:13:11,070 --> 00:13:13,140
‫لعنتی، بدجور ترسیدم

194
00:13:13,180 --> 00:13:15,150
‫یکی گوشم رو مَکید

195
00:13:15,190 --> 00:13:18,050
‫- خنده‌دار نیست
‫- من نبودم

196
00:13:18,090 --> 00:13:20,140
‫- چقدر تو خوکی
‫- من نبودم، قسم میخورم!

197
00:13:20,180 --> 00:13:22,160
‫سوله کجاست؟

198
00:13:24,210 --> 00:13:26,150
‫- چه دختره لاشی‌ایه
‫- سوله!

199
00:13:26,190 --> 00:13:28,220
‫سوله!

200
00:13:29,010 --> 00:13:32,060
‫اصلا خنده‌دار نیست!
‫کدوم گوری هستی؟

201
00:13:35,020 --> 00:13:37,240
‫لعنتی! سوله!

202
00:13:38,030 --> 00:13:39,160
‫سوله، تو رو خدا، یالا!

203
00:13:39,200 --> 00:13:41,080
‫سوله، لعنت!

204
00:13:44,060 --> 00:13:47,060
‫- سوله!
‫- سوله!

205
00:13:50,100 --> 00:13:52,150
‫با بیمارستان‌ها تماس گرفتین؟

206
00:13:52,190 --> 00:13:54,190
‫خب، تماس بگیرین دیگه

207
00:14:03,020 --> 00:14:04,190
‫اینو آوردم

208
00:14:04,230 --> 00:14:06,190
‫خوبه

209
00:14:06,230 --> 00:14:08,060
‫ممنون، مارتین

210
00:14:08,100 --> 00:14:09,220
‫نگران نباش

211
00:14:11,190 --> 00:14:13,180
‫بو بکش

212
00:14:13,220 --> 00:14:15,050
‫بو بکش

213
00:14:26,170 --> 00:14:28,170
‫سمت چپ.
‫برین سمت چپ

214
00:14:28,210 --> 00:14:30,050
‫از این طرف

215
00:14:36,140 --> 00:14:37,230
‫اونجا رو بگردین

216
00:14:44,130 --> 00:14:46,050
‫پشت سنگ قبرها

217
00:14:49,130 --> 00:14:51,240
‫- شهردار
‫- لعنتی

218
00:15:01,020 --> 00:15:03,090
‫اون بطری‌ها واسه بار منن

219
00:15:10,150 --> 00:15:12,190
‫سلام، ریچی.
‫بیا اینجا

220
00:15:12,230 --> 00:15:15,040
‫نیازی نیست بترسی،
‫طوری نیست

221
00:15:15,080 --> 00:15:17,140
‫نیازی نیست بترسه؟
‫میزنم لهش میکنم

222
00:15:17,180 --> 00:15:20,140
‫- آروم باش! آروم باش!
‫- من بهت چی گفتم؟

223
00:15:20,180 --> 00:15:22,100
‫- انریکه، لطفا
‫- بشین

224
00:15:22,140 --> 00:15:24,200
‫بطری‌ها رو از بار برداشته، کونچا

225
00:15:24,240 --> 00:15:26,080
‫پسرت تبهکاره!

226
00:15:26,120 --> 00:15:28,060
‫و این اولین بارش نیست.
‫حواسم بهش هست

227
00:15:28,100 --> 00:15:32,040
‫ببین ریچی، امروز همه‌تون
‫باید یه بیانیه به گروهبان بدین

228
00:15:32,080 --> 00:15:34,120
‫ولی قبلش، هنوزم فرصت اینو داری
‫که حقیقت رو بهمون بگی

229
00:15:34,160 --> 00:15:36,090
‫پسرم هیچی نمیدونه،
‫بهم گفتش

230
00:15:36,130 --> 00:15:40,060
‫بذار ببینم، ریکاردو
‫اگه اتفاقی بین‌تون افتاده

231
00:15:40,100 --> 00:15:42,190
‫اگه حادثه‌ای رخ داد،
‫یه چیزی کسی نمیخواسته اونطوری بشه

232
00:15:42,230 --> 00:15:45,160
‫ولی از کنترل‌تون خارج شده،
‫بهتره همین الان بهمون بگی

233
00:15:45,200 --> 00:15:47,180
‫چون آخر سر همه‌چی معلوم میشه

234
00:15:47,220 --> 00:15:51,160
‫ولی واقعا اتفاقی نیوفتاد.
‫یهو اون دیگه نبود

235
00:15:51,200 --> 00:15:53,130
‫همینطوری شد.
‫شمع‌ها خاموش شدن

236
00:15:53,170 --> 00:15:55,130
‫و وقتی دوباره نگاه کردیم،
‫اون دیگه نبودش!

237
00:15:55,170 --> 00:15:57,220
‫ریکاردو، حرفت اصلا با عقل جور در نمیاد

238
00:15:58,010 --> 00:15:59,200
‫کسی با بازی کردن با ویجا
‫غیبش نمیزنه که

239
00:15:59,240 --> 00:16:01,200
‫بازی کردن باهاش خطرناکه

240
00:16:01,240 --> 00:16:04,160
‫چون آدما ترس ورشون میداره
‫و اوضاع میتونه بد تموم بشه

241
00:16:04,200 --> 00:16:07,110
‫- مخصوصاً اگه مشروب خورده باشی!
‫- دقیقا. و با گفتن همین

242
00:16:07,150 --> 00:16:09,240
‫مشخصه اتفاقی افتاده
‫که بهمون نمیگی

243
00:16:10,030 --> 00:16:12,220
‫- شرط میبندم علف هم کشیدن
‫- ساکت باش، کونچا

244
00:16:13,010 --> 00:16:15,050
‫ما این قرص‌ها رو پیدا کردم

245
00:16:15,090 --> 00:16:19,120
‫- اینا مال توئن؟ میکشمت!
‫- آروم باش. بس کن!

246
00:16:21,050 --> 00:16:23,020
‫آروم باش! چته؟

247
00:16:25,040 --> 00:16:26,120
‫ببین چیکار کردی

248
00:16:26,160 --> 00:16:29,240
‫راحت باش، حق داری گریه کنی
‫تو بد دردسری افتادی

249
00:16:32,140 --> 00:16:35,100
‫هیچی.
‫هیچ ردی از چیزه مشکوکانه‌ای نیست

250
00:16:35,140 --> 00:16:38,040
‫- خب؟
‫- نمیدونم والا، پاکو

251
00:16:38,080 --> 00:16:40,140
‫یا چون خودش میخواسته گذاشته رفته
‫یا اونا بردنش

252
00:16:40,180 --> 00:16:43,070
‫ولی اگه خشونتی به کار رفته بود،
‫نشونه‌هاش رو میدیدیم

253
00:16:43,110 --> 00:16:45,030
‫هم تو صحنه، یا روی بچه‌ها

254
00:16:45,070 --> 00:16:46,150
‫یکی یکی معاینه‌شون کردیم

255
00:16:46,190 --> 00:16:50,070
‫و حتی یه نشونه از دعوا
‫یا تقلا نبود

256
00:16:56,130 --> 00:16:58,020
‫سلام

257
00:16:58,060 --> 00:16:59,210
‫چه اتفاقی افتاده؟

258
00:17:00,000 --> 00:17:01,190
‫کورو بهم یه چیزی گفت،
‫ولی درست نفهمیدم

259
00:17:01,230 --> 00:17:04,240
‫بچه‌ها دیشب رفتن واسه مشروب خوردن،
‫و سوله پیداش نشده

260
00:17:05,160 --> 00:17:07,180
‫- سوله؟ سوله کی؟
‫- دختر مارتین

261
00:17:07,220 --> 00:17:09,220
‫- مارتین؟
‫- نگهبانت

262
00:17:11,200 --> 00:17:13,220
‫اگه به من نیازی داشتین...

263
00:17:14,010 --> 00:17:15,120
‫تو وزارت کشور آشنا دارم

264
00:17:15,160 --> 00:17:16,240
‫بعد؟

265
00:17:17,030 --> 00:17:18,160
‫نه خب، اگه کاری نیاز شد
‫میگم انجام بدن

266
00:17:18,200 --> 00:17:22,180
‫- به همه زنگ میزنم بیان کمک کنن...
‫- نیازی نیست، روکه. ممنون

267
00:17:22,220 --> 00:17:24,050
‫خدمت خوبی داشته باشی

268
00:17:35,030 --> 00:17:38,060
‫- بیخیال...
‫- "خدمت خوبی داشته باشی؟". دیگه پلیس شده؟

269
00:17:38,100 --> 00:17:40,110
‫دیدی کی باهاش بود؟

270
00:17:43,020 --> 00:17:44,210
‫مَرد بیچاره

271
00:17:45,000 --> 00:17:47,030
‫اول زنش، و حالا هم دخترش

272
00:17:47,070 --> 00:17:51,230
‫20 سال واسه من کار میکردن.
‫زنش آشپز بود و اون نگهبان

273
00:17:52,020 --> 00:17:54,020
‫ولی الان خودش همه کارها رو میکنه

274
00:17:54,060 --> 00:17:56,100
‫بخاطر چی بود؟
‫سرطان؟

275
00:17:56,140 --> 00:17:59,040
‫آره، از اون سرطان‌ها که یه روزه معلوم شد

276
00:17:59,080 --> 00:18:02,060
‫- نتونست تحمل کنه
‫- خیلی بده

277
00:18:02,100 --> 00:18:04,180
‫رفت اون بالا و پرید

278
00:18:07,080 --> 00:18:10,010
‫بدترین چیز اینه که
‫دخترش اینجا بود

279
00:18:11,040 --> 00:18:12,230
‫دخترش پریدنش رو دید؟

280
00:18:22,080 --> 00:18:23,160
‫برو تو

281
00:18:27,070 --> 00:18:28,150
‫سلام، مارتین

282
00:18:29,160 --> 00:18:31,140
‫خیلی‌خب، حالا...

283
00:18:31,180 --> 00:18:34,200
‫- با دوست‌هاش حرف زدی؟
‫- با الویریتا حرف زدم

284
00:18:34,240 --> 00:18:36,180
‫- خب چی گفت؟
‫- حرفی که همه‌شون میزنن

285
00:18:36,220 --> 00:18:38,050
‫که یهو غیبش زد

286
00:18:38,090 --> 00:18:40,100
‫ولی باید یه چیزه دیگه
‫هم بهت گفته باشه

287
00:18:41,100 --> 00:18:44,060
‫- که یه روح جلوشون ظاهر شده
‫- یه چی؟

288
00:18:44,100 --> 00:18:46,200
‫یه روح. با اون چیزه که لیوان داره
‫بازی میکردن، که تو فیلم‌ها هست

289
00:18:46,240 --> 00:18:48,160
‫- یه ویجا
‫- آره، همین

290
00:18:48,200 --> 00:18:50,220
‫و یهو یه روح ایتالیایی
‫پیش‌شون نمایان شده

291
00:18:51,010 --> 00:18:52,120
‫- ایتالیایی؟
‫- آره

292
00:18:52,160 --> 00:18:54,170
‫چرا باید همچین حرفی بزنن؟

293
00:18:54,210 --> 00:18:56,150
‫به نظرم اگه بخوای یه حرفی از خودت در بیاری

294
00:18:56,190 --> 00:19:00,040
‫اولین چیزی که به ذهنت میرسه رو میگی،
‫که شیطان جلوشون ظاهر شده یا حالا هرچی

295
00:19:00,080 --> 00:19:03,080
‫ولی یه ایتالیایی به اسم گیاکومو...

296
00:19:03,120 --> 00:19:04,200
‫گفتی گیاکومو؟

297
00:19:19,240 --> 00:19:23,220
‫الویرا!
‫میخوان باهات حرف بزنن! الویرا!

298
00:19:24,240 --> 00:19:26,100
‫از دیروز اینطوریه

299
00:19:49,010 --> 00:19:50,150
‫میدونم به حرفم گوش نمیدی

300
00:19:51,170 --> 00:19:54,020
‫ولی برام مهم نیست،
‫حسم رو بهت میگم

301
00:19:54,060 --> 00:19:57,020
‫وقتی من واسه اولین بار
‫ویجا انجام دادم

302
00:19:57,060 --> 00:20:00,080
‫یه روح به اسم چوکی اومد

303
00:20:02,130 --> 00:20:05,030
‫اونقدر داشت چرت میگفت
‫که بعد از نیم ساعت حوصله‌مون سر رفت...

304
00:20:05,070 --> 00:20:07,000
‫و به جاش رفتیم مشروب بخوریم

305
00:20:08,050 --> 00:20:10,130
‫فرداش، دوباره امتحان کردیم

306
00:20:10,170 --> 00:20:13,000
‫و دوباره چوکی اومدش

307
00:20:13,040 --> 00:20:16,090
‫شروع به خندیدن کردیم،
‫هیچکس جدی نمیگرفتش

308
00:20:18,010 --> 00:20:19,190
‫تا یهو...

309
00:20:21,080 --> 00:20:23,240
‫چوکی گفت که "آمپارو"
‫پیش اونه

310
00:20:25,050 --> 00:20:27,010
‫و اینکه اون حالش خوبه

311
00:20:30,040 --> 00:20:32,050
‫آمپارو مادربزرگم بود

312
00:20:32,090 --> 00:20:35,030
‫و هیچ کدوم از دوست‌هام
‫اسم اونو نمیدونستن

313
00:20:35,070 --> 00:20:36,240
‫ازش چی پرسیدی؟

314
00:20:39,180 --> 00:20:41,120
‫ازش پرسیدم تو بهشته

315
00:20:41,160 --> 00:20:43,200
‫و اون چی گفت؟

316
00:20:43,240 --> 00:20:45,070
‫که اونجا نیست

317
00:20:45,110 --> 00:20:47,040
‫تو جهنم بود؟

318
00:20:48,130 --> 00:20:50,010
‫نه

319
00:20:50,220 --> 00:20:52,070
‫پس کجا بود؟

320
00:20:56,020 --> 00:20:58,000
‫گفت که اون تو مِه هستش

321
00:20:58,040 --> 00:21:00,240
‫جدی؟ تو مه؟

322
00:21:01,030 --> 00:21:04,030
‫شاید درست حرفش رو متوجه نشدیم

323
00:21:04,070 --> 00:21:06,000
‫تو به این چیزها باور داری؟

324
00:21:07,230 --> 00:21:09,060
‫آره

325
00:21:10,130 --> 00:21:12,240
‫دیگه دوباره اون کارو نکردم،

326
00:21:13,030 --> 00:21:16,160
‫ولی تمام حرف‌های اون ویجا رو طوری یادمه
‫که انگار همین دیروز بود

327
00:21:19,180 --> 00:21:21,200
‫دیگه گیاکومو چی گفت؟

328
00:21:37,070 --> 00:21:38,150
‫النا...

329
00:21:45,150 --> 00:21:48,170
‫چند وقت میگذره؟
‫یه ماه؟

330
00:21:48,210 --> 00:21:50,080
‫یه ماه خبری ازت نداشتم

331
00:21:50,120 --> 00:21:52,070
‫درک میکنم که برگشتن برات سخت بوده

332
00:21:52,110 --> 00:21:54,220
‫به گمونم الان،
‫چیزهایی میبینی که به دور هستن...

333
00:21:55,010 --> 00:21:57,110
‫از شرایط خشونت‌وار،
‫مثل اون چیزی که تجربه کردیم

334
00:21:57,150 --> 00:22:01,040
‫اون شرایط عصب آدم رو از بین میبرن،
‫سخته دوباره آروم گرفت

335
00:22:01,080 --> 00:22:03,200
‫ولی تو قوی هستی
‫و متانت زیادی نشون دادی

336
00:22:03,240 --> 00:22:05,210
‫اون اسمش گیاکومو بود

337
00:22:07,000 --> 00:22:08,240
‫و اهل گائتا بود،
‫یه شهر نزدیک رم

338
00:22:09,030 --> 00:22:10,210
‫تو گوگل راجع‌بهش جستجو کردم

339
00:22:11,000 --> 00:22:15,010
‫و گیاکوموی تو،
‫پسری که تو جن‌گیری مُرد

340
00:22:15,050 --> 00:22:17,220
‫اهل گائتا بود.
‫پس این چرت و پرتا رو تحویلم نده

341
00:22:18,010 --> 00:22:20,090
‫کم کم این وسواسی که به من داری
‫داره نگرانم میکنه

342
00:22:20,130 --> 00:22:24,150
‫کنجکاوم بدونم،
‫از بین این همه روح تو این دنیا

343
00:22:24,190 --> 00:22:27,170
‫اون پنج بچه واسه جلسه احضارشون
‫گیاکوموی اهل گائتا رو انتخاب کردن

344
00:22:27,210 --> 00:22:29,060
‫تئوری جدیدت چیه؟

345
00:22:29,100 --> 00:22:32,220
‫من تو ناپدید شدن اون دختر دست داشتم؟
‫که من اونو دزدیدم؟

346
00:22:33,010 --> 00:22:35,100
‫نه، فکر نمیکنم تو اونو دزدیده باشی

347
00:22:35,140 --> 00:22:38,110
‫اون ناپدید شد، آره

348
00:22:38,160 --> 00:22:42,010
‫ولی یه جایی هست،
‫و تو بهم میگی اون کجاست

349
00:22:42,050 --> 00:22:45,130
‫ببین النا، اگه معتقدی که من
‫تو این قضایا دست داشتم

350
00:22:45,170 --> 00:22:47,240
‫برو به پلیس بگو

351
00:23:22,010 --> 00:23:23,140
‫سلام. سلام

352
00:23:23,180 --> 00:23:28,220
‫خیلی ممنون که تو همچین روزی
‫که اینقدر واسه ما مهمه تشریف آوردین

353
00:23:29,010 --> 00:23:31,180
‫خب، فکر کنم وقتش رسیده

354
00:23:35,130 --> 00:23:37,220
‫- پاکو؟
‫- عزیزم...

355
00:23:38,010 --> 00:23:40,100
‫- پاکو، لطفا
‫- نه...

356
00:23:40,140 --> 00:23:42,080
‫- دستم...
‫- پاکو...

357
00:23:48,050 --> 00:23:50,050
‫- باریکلا!
‫- لطفا چند کلمه صحبت کنید!

358
00:23:53,010 --> 00:23:57,140
‫اینکه بخشی از اون هتل‌ بوتیک‌های بین المللی باشیم
‫افتخار بزرگیه

359
00:23:57,180 --> 00:23:59,220
‫مدت زیادیه داریم کار میکنیم تا...

360
00:24:00,010 --> 00:24:01,150
‫دخترم کجاست؟

361
00:24:02,100 --> 00:24:03,210
‫سوله!

362
00:24:04,000 --> 00:24:06,160
‫- مارتین لطفا، دخترت رو پیدا میکنیم...
‫- ازم دور شو!

363
00:24:06,200 --> 00:24:08,080
‫مارتین، لطفا آروم باش...

364
00:24:08,120 --> 00:24:11,000
‫اگه یکی از شماها
‫یه مو از سر دخترم کم کرده باشین

365
00:24:11,040 --> 00:24:12,160
‫قسم میخورم یه گلوله نثارتون میکنم

366
00:24:12,200 --> 00:24:14,030
‫مارتین، لطفا

367
00:24:14,070 --> 00:24:17,050
‫- سوله! سوله!
‫- اینو از اینجا ببر

368
00:24:17,090 --> 00:24:20,000
‫دخترم کجاست؟
‫خواهش میکنم!

369
00:24:22,080 --> 00:24:24,090
‫فیلم نگیر!

370
00:24:24,130 --> 00:24:27,040
‫دخترم... خواهش میکنم...

371
00:24:28,090 --> 00:24:31,040
‫دخترت رو پیدا میکنیم، مارتین

372
00:24:31,080 --> 00:24:34,010
‫آروم باش

373
00:25:29,050 --> 00:25:31,080
‫[سوله درحال تماس گرفتن است]

374
00:25:42,160 --> 00:25:43,240
‫سوله؟

375
00:25:45,080 --> 00:25:46,210
‫تویی؟

376
00:25:50,010 --> 00:25:55,090
‫باید دوباره ویجا رو انجام بدین.
‫تنها راهشه که منو برگردونین

377
00:27:32,100 --> 00:27:34,020
‫نمیدونستم به کی درموردش بگم

378
00:27:35,080 --> 00:27:38,230
‫ولی دوستت مطمئنه
‫که اون پشت گوشی حرف میزده؟

379
00:27:39,020 --> 00:27:41,210
‫نمیدونم، گفت درست حرفاش رو متوجه نشده

380
00:27:42,000 --> 00:27:43,180
‫ولی دیگه کی ممکنه بوده باشه؟

381
00:27:45,000 --> 00:27:47,050
‫خب، یکی که میخواسته
‫شما رو بترسونه

382
00:27:49,050 --> 00:27:52,060
‫میخوان امشب دوباره انجامش بدن

383
00:27:52,100 --> 00:27:55,100
‫- چی رو انجام بدن؟
‫- ویجا

384
00:27:55,140 --> 00:27:59,080
‫- نه. باید جلوشون رو بگیری
‫- ونه میگه سوله ازش خواسته اینکارو بکنه

385
00:28:01,020 --> 00:28:03,140
‫این تنها راهیه که اون میتونه برگرده

386
00:28:13,100 --> 00:28:17,020
‫کجا میخوان انجامش بدن؟
‫تو قبرستون؟

387
00:28:17,060 --> 00:28:19,170
‫نه، نمیخوام کسی اونا رو ببینه

388
00:28:20,230 --> 00:28:23,040
‫دارن میرن به خونه متروکه

389
00:28:23,080 --> 00:28:25,150
‫پایین اونجا چندتا سردابه هست

390
00:28:26,140 --> 00:28:30,220
‫- لعنتی. نباید بهت میگفتم
‫- این بین من و تو میمونه

391
00:28:31,010 --> 00:28:33,180
‫- قول میدی؟
‫- قول میدم

392
00:28:36,240 --> 00:28:38,130
‫من میترسم

393
00:28:40,130 --> 00:28:42,040
‫اتفاقی نمیوفته

394
00:29:03,210 --> 00:29:05,080
‫اونا اینجان؟

395
00:29:05,120 --> 00:29:07,180
‫اگه از اینجا بری به سردابه‌ها میرسی

396
00:29:08,120 --> 00:29:10,100
‫خیلی باحاله، حالا میبینی

397
00:29:25,120 --> 00:29:27,100
‫بچه‌ها، باید همین الان
‫دست از اینکار بردارین

398
00:29:27,140 --> 00:29:31,190
‫این دوستته، الویرا؟
‫یه دوست؟ عالی شد

399
00:29:31,230 --> 00:29:33,190
‫تو ونه هستی؟

400
00:29:33,230 --> 00:29:37,140
‫تو باید گوشی رو برداری و ببریش پیش پلیس
‫تا تماس رو ردیابی کنن

401
00:29:37,180 --> 00:29:39,010
‫لیست تماس‌ها رو نگاه کردم
‫و تماسه نبود

402
00:29:39,050 --> 00:29:40,170
‫مهم نیست،
‫مطمئنم پلیس میدونه چطوری اینکارو بکنه

403
00:29:40,210 --> 00:29:44,020
‫سوله بهش گفته ما باید اینکارو بکنیم
‫و همین‌ کارو هم میکنیم

404
00:29:44,060 --> 00:29:45,210
‫و اگه اتفاقی بیوفته چی؟

405
00:29:46,000 --> 00:29:49,020
‫اگه امتحانش کنیم
‫و یکی از ماها غیبش بزنه چی؟

406
00:29:55,000 --> 00:29:56,110
‫لعنتی، این دیگه آخرش بود

407
00:30:16,200 --> 00:30:18,030
‫انجامش...

408
00:30:19,220 --> 00:30:21,110
‫بدین...

409
00:30:21,150 --> 00:30:23,030
‫انجامش بدین...

410
00:30:25,060 --> 00:30:26,140
‫همین الان انجامش بدین

411
00:30:28,030 --> 00:30:30,020
‫تویی، سوله؟

412
00:30:31,190 --> 00:30:33,070
‫[بله]

413
00:30:33,110 --> 00:30:34,230
‫لعنت، ترسناکه

414
00:30:36,050 --> 00:30:38,060
‫چطور میتونیم کمکت کنیم؟

415
00:30:45,130 --> 00:30:46,220
‫اونا...

416
00:30:47,240 --> 00:30:49,120
‫میخوان...

417
00:30:52,080 --> 00:30:53,200
‫اونا میخوان باهات حرف بزنن

418
00:30:53,240 --> 00:30:56,060
‫کی؟ با کی میخوان حرف بزنن؟

419
00:31:01,200 --> 00:31:03,030
‫نه

420
00:31:04,180 --> 00:31:06,150
‫نه. من حرف نمیزنم

421
00:31:06,190 --> 00:31:09,200
‫الویرا، به دوستت بگو
‫یا کاری که ویجا میگه رو انجام بده

422
00:31:09,240 --> 00:31:12,170
‫یا باید گورش رو از اینجا گم کنه

423
00:31:12,210 --> 00:31:16,100
‫النا...
‫فکر کنم باید اینکارو بکنی

424
00:31:17,150 --> 00:31:18,230
‫واسه سوله

425
00:31:19,020 --> 00:31:22,210
‫نمیدونم چرا اینقدر ترسیدی،
‫اونم بعد از چیزی که مادرم درموردت میگه

426
00:31:23,000 --> 00:31:24,210
‫و مادرت چی میگه؟

427
00:31:25,000 --> 00:31:27,100
‫اینکه شوهرت بخاطر اینکه
‫تو دیوونه‌ای گذاشت رفت

428
00:31:27,140 --> 00:31:29,240
‫تو ارواح و اینا میبینی

429
00:31:41,020 --> 00:31:42,100
‫بده...

430
00:31:44,020 --> 00:31:45,180
‫به ما...

431
00:31:46,160 --> 00:31:48,050
‫سکه...

432
00:31:50,200 --> 00:31:53,110
‫- رو
‫- سکه رو بده به ما

433
00:31:54,030 --> 00:31:55,120
‫کدوم سکه؟

434
00:32:01,140 --> 00:32:04,000
‫- یا خدا، رفیق!
‫- چه خبره؟

435
00:32:04,040 --> 00:32:06,020
‫دوباره نه!
‫لعنتی!

436
00:32:17,140 --> 00:32:18,220
‫سوله...

437
00:32:20,050 --> 00:32:22,000
‫سوله...

438
00:32:49,190 --> 00:32:52,230
‫- سوله
‫- خیلی ممنون

439
00:32:53,020 --> 00:32:54,190
‫باید از النا تشکر کنی، مارتین

440
00:32:54,230 --> 00:32:56,060
‫بریم

441
00:32:59,130 --> 00:33:02,160
‫تو باهاش حرف بزن،
‫چون من که چیزی نمیفهمم

442
00:33:02,200 --> 00:33:04,200
‫- خب؟
‫- خب چی؟

443
00:33:04,240 --> 00:33:06,070
‫تو دیدیش، نه؟

444
00:33:06,110 --> 00:33:09,000
‫- چیزی ندیدم
‫- ولی تو اونجا بودی!

445
00:33:09,040 --> 00:33:11,130
‫پاکو، اگه میگم ندیدمش
‫خب ندیدمش

446
00:33:11,170 --> 00:33:13,210
‫پیش صفحه ویجا بودم،
‫بالا رو نگاه کردم و سوله اونجا بود

447
00:33:14,000 --> 00:33:16,080
‫اینطوری شد.
‫همونطور که میبینی، خیلی ناراحتم

448
00:33:16,120 --> 00:33:19,190
‫- ولی حتما حرفی زده
‫- دهنش رو هم باز نکرد

449
00:33:19,230 --> 00:33:21,210
‫خب، گفت میخواد پیش کشیش اعتراف کنه

450
00:33:22,000 --> 00:33:24,000
‫- من اینو نشنیدم
‫- النا، به من اینو گفت

451
00:33:24,040 --> 00:33:25,200
‫فکر کنم همه‌مون یکم مضطربیم

452
00:33:25,240 --> 00:33:28,080
‫نیازی نمیبینم به کسی
‫توضیحی بدم

453
00:33:28,120 --> 00:33:31,010
‫اگه داشتم همراه بچه‌ها ویجا رو انجام میدادم،
‫بخاطر اینه که اونا میخواستن اونجا باشم

454
00:33:31,050 --> 00:33:33,140
‫کسی که ازت چیزی نپرسید، النا.
‫میشه آروم باشی؟

455
00:33:33,180 --> 00:33:35,110
‫نه، میدونم این چطور میشه

456
00:33:35,150 --> 00:33:39,040
‫فردا همه میگن من دختره رو برده بودم،
‫اینا همش تقصیر منه

457
00:33:39,080 --> 00:33:42,080
‫و من ایده جلسه احضار
‫رو تو سر اونا انداختم

458
00:33:42,120 --> 00:33:45,070
‫آروم باش. درحال حاضر، تنها چیزی که مهمه
‫اینه که تو کمک کردی اون پیدا بشه

459
00:33:45,110 --> 00:33:47,110
‫نمیدونیم چطوری،
‫ولی اوناهاشش، پیش پدرشه

460
00:33:47,150 --> 00:33:48,230
‫بله، عزیزم

461
00:33:49,020 --> 00:33:51,100
‫- آروم باش، لطفا
‫- نه، نه، باز یه‌‌کمی باید اینجا بمونم

462
00:33:51,140 --> 00:33:53,010
‫عذر میخوام

463
00:33:56,200 --> 00:33:58,090
‫درود بر مریم مقدس و بخشنده

464
00:33:59,240 --> 00:34:01,170
‫که بدون گناه باردار شد

465
00:34:03,110 --> 00:34:05,130
‫خیلی بخاطر مادرت متاسفم

466
00:34:06,080 --> 00:34:10,140
‫وقتی همچین اتفاق ناگواری میوفته،
‫همه‌مون احساس گناه میکنیم...

467
00:34:10,180 --> 00:34:13,050
‫ولی ازت میخوام بدونی که مادرت
‫با تمام وجودت دوستت داشته

468
00:34:13,090 --> 00:34:15,150
‫و به هیچ کدوم از اون اتفاقات تقصیر تو نیست

469
00:34:16,170 --> 00:34:19,230
‫نیومدم راجع‌به مادرم حرف بزنم.
‫بخاطر اینکه میخوام نیومدم اینجا

470
00:34:20,020 --> 00:34:21,160
‫چی؟

471
00:34:21,200 --> 00:34:23,110
‫اونا بهم گفتن باهات حرف بزنم

472
00:34:24,040 --> 00:34:27,120
‫- کی بهت گفته؟
‫- دوست‌هات

473
00:34:28,100 --> 00:34:32,050
‫- نمیدونم راجع‌به کی حرف میزنی
‫- میخواستن یه چیزی رو بهت بگم

474
00:34:33,240 --> 00:34:35,080
‫چی؟

475
00:34:39,150 --> 00:34:43,220
‫چیزی که مال ماست
‫رو بهمون پس بده

476
00:34:52,240 --> 00:34:55,240
‫ملکوت تو بیاید.
‫اراده تو چنان‌که در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود

477
00:35:36,190 --> 00:35:38,050
‫من واقعا متاسفم

478
00:35:38,090 --> 00:35:40,040
‫چرا، فرزندم؟

479
00:35:42,010 --> 00:35:44,090
‫چون تو امشب میمیری

480
00:36:10,020 --> 00:36:11,100
‫صبح یکی بخور

481
00:36:11,140 --> 00:36:13,090
‫- یادداشتش کن تا...
‫- لطفا! لطفا!

482
00:36:13,130 --> 00:36:15,050
‫لطفا...

483
00:36:17,190 --> 00:36:19,180
‫لطفا، آقا
‫اینجا بشین

484
00:36:20,160 --> 00:36:22,040
‫- قلبمه...
‫- داروت چیه؟

485
00:36:22,080 --> 00:36:24,090
‫- فکر کنم کاپتوپریل هستش
‫- یکم بیار

486
00:36:24,130 --> 00:36:27,220
‫- صد میلی‌گرم. فکر کنم سکته قلبیه
‫- خیلی‌خب

487
00:36:53,150 --> 00:36:57,070
‫مردم وحشت‌زده شدن، مانوئل.
‫تو دو ماه این دومین مرگه

488
00:36:57,110 --> 00:36:59,160
‫- مردم همیشه وحشت‌زده‌ان
‫- محض رضای خدا

489
00:36:59,200 --> 00:37:02,070
‫دختره بهش میگه اون قراره بمیره
‫و یه ساعت بعد اون میمیره

490
00:37:02,110 --> 00:37:03,190
‫همین بسه که هرکسی بترسه

491
00:37:03,230 --> 00:37:05,240
‫اگه قلبت ضعیف باشه،
‫و یکی تو خیابون جلوت رو بگیره

492
00:37:06,030 --> 00:37:09,110
‫تا بهت بگه که قراره بمیری،
‫فقط میشه گفت که کمکی به حال طرف نمیکنه

493
00:37:09,150 --> 00:37:11,140
‫اوناهاش پیش پدرشه

494
00:37:18,120 --> 00:37:20,150
‫وقتی باهاش حرف زدی
‫دختره چی گفت؟

495
00:37:20,190 --> 00:37:22,140
‫راز نگهداری اعتراف

496
00:37:22,180 --> 00:37:25,030
‫- پدر لطفا، اون درمورد این بهت گفت؟
‫- چی؟

497
00:37:25,070 --> 00:37:28,010
‫تهدیدت کرد که از این کارها میکنه؟

498
00:37:28,050 --> 00:37:30,190
‫- با النا حرف زدی؟
‫- نه

499
00:37:30,230 --> 00:37:33,040
‫خب، آره.
‫باید یه کاری بکنیم

500
00:37:33,080 --> 00:37:35,240
‫باید به همه توضیح بدیم که
‫این یه اتفاق ناگوار بوده، همین و بس

501
00:37:36,030 --> 00:37:38,130
‫اون وضع قلبش خراب بوده،
‫داروهاش رو مصرف نمیکرده

502
00:37:38,170 --> 00:37:40,100
‫و معما تموم شد رفت.
‫لعنت!

503
00:37:40,140 --> 00:37:43,110
‫اونا چطور جرئت میکنن
‫اینجا خودشون رو نشون بدن!

504
00:38:07,230 --> 00:38:10,070
‫لعنت، همه میگن
‫من تسخیر شدم

505
00:38:11,080 --> 00:38:12,180
‫نادیده‌شون بگیر

506
00:38:12,220 --> 00:38:16,070
‫- اونا یه مشت دهاتی‌ان
‫- نه، حق با اوناست

507
00:38:16,110 --> 00:38:19,150
‫- اتفاقی که داره برام میوفته عادی نیست
‫- ولی چه اتفاقی داره برات میوفته؟

508
00:38:19,190 --> 00:38:22,100
‫- از وقتی اونجا بودم...
‫- اونجا، کجا؟

509
00:38:22,140 --> 00:38:24,180
‫نمیدونم، اون طرف

510
00:38:24,220 --> 00:38:28,180
‫عین یه خواب میموند،
‫ولی واقعی بود

511
00:38:29,080 --> 00:38:33,040
‫خب، انگار از وقتی اونجا بودم
‫چیزهای عجیبی میبینم

512
00:38:33,080 --> 00:38:35,010
‫از چه نظر عجیب؟

513
00:38:35,050 --> 00:38:36,130
‫آدما...

514
00:38:37,140 --> 00:38:40,190
‫آدما مثل قبل نیستن،
‫اونا...

515
00:38:41,160 --> 00:38:44,070
‫دورشون رنگ دارن

516
00:38:44,110 --> 00:38:45,190
‫چی؟

517
00:38:45,230 --> 00:38:49,060
‫آره، انگار یه چیزی که دورت رو احاطه کرده

518
00:38:50,040 --> 00:38:52,080
‫واسه تو الان آبیه، خب؟

519
00:38:54,020 --> 00:38:56,070
‫نگران نباش، این خوبه

520
00:38:56,110 --> 00:38:59,150
‫مَردی که مُرد یه حاشیه قرمز داشت
‫تقریبا سیاه بود

521
00:39:01,130 --> 00:39:03,090
‫و اینو واسه همه میبینی؟

522
00:39:09,170 --> 00:39:11,090
‫اون آدما رو میبینی؟

523
00:39:13,110 --> 00:39:14,200
‫همه‌شون آبیَن

524
00:39:14,240 --> 00:39:18,000
‫بعضی‌ها هستن که تقریبا سفیدن،
‫بچه‌ها

525
00:39:18,040 --> 00:39:22,190
‫ولی، اونجا که یکم دوره، میبینیش؟

526
00:39:22,230 --> 00:39:24,090
‫کی؟

527
00:39:24,130 --> 00:39:26,000
‫اونی که گل دستشه

528
00:39:27,060 --> 00:39:30,090
‫آره. اون چی؟

529
00:39:43,190 --> 00:39:45,220
‫ساعت‌ها چَندن؟

530
00:39:46,010 --> 00:39:47,110
‫الویرا

531
00:39:47,150 --> 00:39:49,010
‫چطوری، عزیزم؟

532
00:39:49,050 --> 00:39:51,180
‫آروم باش. چی شده؟
‫چرا گفتی بیام اینجا؟

533
00:39:51,220 --> 00:39:54,150
‫مسئله سوله‌ست...
‫داره منو میترسونه

534
00:39:54,190 --> 00:39:56,150
‫منظورت چیه؟

535
00:39:57,160 --> 00:39:59,020
‫دنبالم بیا

536
00:40:00,100 --> 00:40:02,240
‫- اون مَردی که داخله رو ببین
‫- کی؟

537
00:40:03,030 --> 00:40:04,210
‫اونی که الان مشتریه

538
00:40:05,000 --> 00:40:07,060
‫خب چی؟

539
00:40:07,100 --> 00:40:09,050
‫سوله میگه اون قراره بمیره

540
00:40:11,110 --> 00:40:14,110
‫- مطمئنی؟ دقیقا اون مَردِ؟
‫- آره

541
00:40:14,150 --> 00:40:17,120
‫اون یه چیزی میبینه که اون
‫دورش داره

542
00:40:17,160 --> 00:40:19,000
‫- یه هاله
‫- آره!

543
00:40:19,040 --> 00:40:22,020
‫بعضی‌ها خوبن، و بقیه بدن.
‫و به نظر میاد اون مَرده...

544
00:40:22,060 --> 00:40:25,010
‫- آروم باش، ولی کِی اینو بهت گفت؟
‫- تازه بهم گفت که تو خونه‌اش بودیم

545
00:40:25,050 --> 00:40:26,210
‫من افتادم دنبال مَرده،
‫واسه همین بهت زنگ زدم

546
00:40:27,000 --> 00:40:28,090
‫و میخوای ما چیکار کنیم؟

547
00:40:28,130 --> 00:40:30,060
‫نمیدونم،
‫شاید باید یه چیزی بهش بگیم

548
00:40:30,100 --> 00:40:32,030
‫نه، نه.
‫این دیوونگیه

549
00:40:32,240 --> 00:40:34,210
‫- اون داره میره. چیکار کنیم؟
‫- هیچی

550
00:40:35,000 --> 00:40:37,000
‫- هی!
‫- بله؟

551
00:40:41,220 --> 00:40:44,160
‫هیچی.
‫عذر میخوام

552
00:40:45,110 --> 00:40:47,030
‫طوری نیست

553
00:40:48,200 --> 00:40:50,240
‫هیچ اتفاقی نمیوفته

554
00:40:51,030 --> 00:40:52,110
‫باشه؟

555
00:41:24,190 --> 00:41:26,060
‫چه اتفاقی افتاد؟

556
00:41:26,100 --> 00:41:29,110
‫یالا، الویرا، آروم نفس بکش

557
00:41:29,150 --> 00:41:32,010
‫همینه.
‫حالا بده بیرون

558
00:41:32,050 --> 00:41:33,160
‫من جلوش رو گرفتم

559
00:41:34,160 --> 00:41:38,000
‫میخواستم بهش هشدار بدم،
‫ولی به راهش ادامه داد

560
00:41:38,040 --> 00:41:40,220
‫تقصیر هیچکس نیست.
‫نه تو، نه سوله، نه من

561
00:41:41,010 --> 00:41:43,180
‫نه مَردی که پالتو تنش بود.
‫یه حادثه بود

562
00:41:43,220 --> 00:41:47,120
‫حادثه وقتی گفته میشه که
‫نمیدونی چه اتفاقی قراره بیوفته

563
00:41:47,160 --> 00:41:49,120
‫و ما میدونستیم

564
00:41:50,120 --> 00:41:51,240
‫اون میدونست

565
00:41:53,040 --> 00:41:54,120
‫چرا؟

566
00:42:00,190 --> 00:42:02,100
‫آروم باش، خیلی‌خب

567
00:42:02,140 --> 00:42:05,000
‫خب، مجبورم بهش بگم
‫همه اینا کاملا تصادفیه

568
00:42:05,040 --> 00:42:06,240
‫- ولی حقیقت نداره!
‫- معلومه که حقیقت داره

569
00:42:07,030 --> 00:42:09,150
‫تو گفتی اون مَرد حواسش پرت بود،
‫وقتی رفت تو خیابون داشت به شما نگاه میکرد

570
00:42:09,190 --> 00:42:12,110
‫که ما باعثش شدیم!
‫منظورت اینه؟

571
00:42:12,150 --> 00:42:14,170
‫ببین النا، این طرف فکر
‫هیچ فایده‌ای نداره

572
00:42:14,210 --> 00:42:18,070
‫میخوای چطور فکر کنم؟
‫داره از کنترل خارج میشه. اونم دوباره

573
00:42:18,110 --> 00:42:21,150
‫تنها کسی که میتونه بهمون کمک کنه
‫این چیزا رو درک کنیم، خودش رو زده به اون راه

574
00:42:21,190 --> 00:42:25,120
‫من باهاش حرف زدم.
‫میگه "راز نگهداری اعترافه"

575
00:42:25,160 --> 00:42:27,160
‫حتما اهالی شهر دارن هول میکنن

576
00:42:27,200 --> 00:42:30,190
‫احتمالا دارن فکر میکنن
‫اون دختره ساحره‌ای چیزیه

577
00:42:32,000 --> 00:42:34,170
‫واقعا داری بهم میگی
‫قرار نیست کاری کنیم؟

578
00:42:36,170 --> 00:42:38,090
‫ببینم چه فکری به ذهنم میرسه

579
00:42:40,010 --> 00:42:42,240
‫- یالا. یواش
‫- مراقب باش. یالا، سوار شو

580
00:42:43,030 --> 00:42:44,200
‫مراقب باش

581
00:42:48,000 --> 00:42:49,120
‫دوباره داره پای تو رو تو این قضایا باز میکنه

582
00:42:49,160 --> 00:42:51,220
‫مرچه، مردم ترسیدن.
‫باید کمک کنم

583
00:42:52,010 --> 00:42:53,210
‫- برام مشکلی نداره
‫- اوه، واسه تو مشکلی نداره

584
00:42:54,000 --> 00:42:57,060
‫- تو که داری کیف میکنی
‫- اینطوریا نیست

585
00:42:57,100 --> 00:42:59,100
‫پس چطوریاست؟
‫من فقط دارم میبینم...

586
00:42:59,140 --> 00:43:02,190
‫اون زنه همش تو فکره چی بوجود بیاره
‫که پای تو رو هم توش باز کنه

587
00:43:09,210 --> 00:43:11,040
‫اینجا چه اتفاقی افتاده؟

588
00:43:11,080 --> 00:43:14,180
‫یه دختر ناپدید میشه
‫و اون میره با دوست‌هاش روح احضار کنن

589
00:43:14,220 --> 00:43:17,140
‫آدما میمیرن و اونم داره
‫به این اتفاقات جو میده

590
00:43:17,180 --> 00:43:19,070
‫ولی این کافی نیست،
‫حالا اون میخواد تو بهش کمک کنی

591
00:43:19,110 --> 00:43:21,170
‫- اصلا گوش میدی چی میگم؟
‫- دارم گوش میدم

592
00:43:21,210 --> 00:43:26,050
‫تو مسئولیت‌هایی داری،
‫باید شهرتت رو حفظ کنی

593
00:43:26,090 --> 00:43:30,200
‫این واسه شهرداری خوب نیست،
‫و واسه کسب و کار حتی بدتره

594
00:43:32,140 --> 00:43:35,020
‫بذار بقیه انجامش بدن.
‫تو دخالت نکن

595
00:43:44,070 --> 00:43:46,240
‫سوله، عزیزم، لطفا در رو باز کن

596
00:43:47,030 --> 00:43:49,180
‫پدر مانوئل اومده،
‫اومده ببینتت

597
00:43:49,220 --> 00:43:54,090
‫سوله!
‫باهاش حرف بزن. بهت کمک میکنه

598
00:43:54,130 --> 00:43:57,030
‫سوله، من پدر ورگارا هستم.
‫در رو باز کن

599
00:44:07,080 --> 00:44:08,240
‫سوله!

600
00:44:15,080 --> 00:44:16,180
‫اون نفس نمیکشه

601
00:44:16,220 --> 00:44:19,150
‫- سوله! سوله!
‫- نفس نمیکشه!

602
00:44:19,190 --> 00:44:21,240
‫سوله؟
‫اینطوری

603
00:44:27,070 --> 00:44:33,120
‫حالت خوبه. آروم باش.
‫آروم باش. آروم باش

604
00:44:35,000 --> 00:44:37,100
‫- حالا...
‫- حالت خوبه، عزیزم؟

605
00:44:37,140 --> 00:44:39,160
‫کاری که خواستن رو انجام ندادی

606
00:44:41,060 --> 00:44:44,080
‫چرا انجامش ندادی، پدر؟
‫حالا دارن منو مقصر میدونن

607
00:44:44,120 --> 00:44:46,010
‫داره هذیون میگه

608
00:44:47,150 --> 00:44:50,000
‫قرمزه، تقریبا سیاهه

609
00:44:50,040 --> 00:44:53,000
‫هاله؟ منم؟

610
00:44:53,040 --> 00:44:55,010
‫نه، اونه

611
00:44:58,010 --> 00:45:00,210
‫امروز اتفاق میوفته، امشب

612
00:45:02,160 --> 00:45:06,000
‫تموم شد. تموم شد

613
00:45:06,040 --> 00:45:10,160
‫نفس بکش. نفس بکش.
‫تموم شده

614
00:45:11,220 --> 00:45:16,010
‫بهت گفتم دخالت نکن، ولی نه!
‫با سر میپری وسط ماجرا

615
00:45:16,050 --> 00:45:18,120
‫دختره سعی کرد خودش رو دار بزنه، مرچه.
‫اگه ما اونجا نبودیم...

616
00:45:18,160 --> 00:45:20,150
‫حتی نمیتونم بهش فکر کنم

617
00:45:20,190 --> 00:45:24,070
‫- تو این شهر چه خبره؟
‫- نمیدونم

618
00:45:24,110 --> 00:45:26,080
‫و این تازه بدترینش هم نیست

619
00:45:26,120 --> 00:45:29,100
‫سوله به کشیش گفت
‫نفر بعدی اونه

620
00:45:30,110 --> 00:45:33,010
‫- واقعا این حرف رو زد؟
‫- خودش اینو گفت

621
00:45:33,160 --> 00:45:34,240
‫و کشیش چی گفت؟

622
00:45:35,030 --> 00:45:37,180
‫هیچی، سکوت کرد و رفت

623
00:45:37,220 --> 00:45:39,080
‫باید از شر اون خلاص بشیم

624
00:45:39,120 --> 00:45:41,170
‫- چی؟
‫- اون نباید تو این شهر بمونه، پاکو

625
00:45:41,210 --> 00:45:43,230
‫ببین همه چطوریَن!
‫ببین خودت چطوری‌ای!

626
00:45:44,020 --> 00:45:46,200
‫اون کشیشه، کارمند شهرداری که نیست

627
00:45:46,240 --> 00:45:48,170
‫و من حتی نمیتونم کارمند شهرداری
‫رو اخراج کنم...

628
00:45:48,210 --> 00:45:52,090
‫- برو به سگوبیا و با اسقف حرف بزن
‫- و چی بهش بگم؟

629
00:45:52,130 --> 00:45:55,010
‫حقیقت رو، که از وقتی اون اومده اینجا
‫اونقدر ناراحتیم که خواب نداریم

630
00:45:55,050 --> 00:45:57,140
‫- به همین سادگی
‫- و همش تقصیر اونه؟

631
00:45:57,180 --> 00:45:59,060
‫پ ن پ، معلومه دیگه

632
00:45:59,100 --> 00:46:02,100
‫ببین، ثابت کن.
‫من اسقف‌ام، میری داخل و چی میگی؟

633
00:46:02,140 --> 00:46:06,110
‫همینا که گفتم. از وقتی که اون مَرد اومده،
‫جزء اتفاقات ناگوار چیزی نصیبمون نشده

634
00:46:06,150 --> 00:46:08,000
‫خیلی‌خب.
‫میدونی چی جوابت رو میده؟

635
00:46:08,040 --> 00:46:11,200
‫که دارم چرت میگم،
‫اینکه من یه اوسکلم

636
00:46:11,240 --> 00:46:13,240
‫هی، اینطوری باهام حرف نزن

637
00:46:14,030 --> 00:46:17,070
‫وقتی به یکی تهمت میزنی، باید مدرک داشته باشی.
‫اگه نداری، چیزی نمیگی

638
00:46:17,110 --> 00:46:20,220
‫اینکه بگی این مَرد به زاییدن گاوه،
‫دختر گمشده

639
00:46:21,010 --> 00:46:23,070
‫مرگ اون مردی که گل دستش بوده ربط داره
‫فقط میشه حرف الکی

640
00:46:23,110 --> 00:46:26,100
‫اون زندان بوده و هیچکس
‫چیزی به ما نگفت

641
00:46:26,140 --> 00:46:29,210
‫تو این شهر ما حق اینو داریم
‫که یه کشیش عادی داشته باشم. درسته یا نه؟

642
00:46:32,130 --> 00:46:34,070
‫و اگه حق با دختره باشه چی؟

643
00:46:36,140 --> 00:46:38,060
‫و فردا اون مُرده باشه؟

644
00:47:09,080 --> 00:47:11,160
‫سرورم مسیح، از صمیم قلب بخاطر
‫رنجوندنت متاسفم

645
00:47:11,200 --> 00:47:14,190
‫دیگه هرگز گناه نمیکنم،
‫اعتراف میکنم و توبه‌ام رو انجام میدم

646
00:47:14,230 --> 00:47:17,170
‫من در عوض گناهانم
‫جونم رو بهت پیشکش میکنم، سرورم

647
00:47:17,210 --> 00:47:19,160
‫و از این طریق
‫میخوام منو ببخشی

648
00:47:19,200 --> 00:47:22,060
‫از طریق خون عزیز تو،
‫شور و مرگ

649
00:47:40,120 --> 00:47:43,140
‫اگه تا قبل از... طلوع خورشید
‫سکه... رو بهمون پس ندی...

650
00:47:43,180 --> 00:47:48,110
‫شهر... و مردمی که...
‫از همه‌چیز بیشتر دوست داری... رو نابود میکنیم

651
00:48:11,060 --> 00:48:13,080
‫پدرت میدونه تو اینجایی؟

652
00:48:16,090 --> 00:48:17,170
‫بیا تو

653
00:48:24,230 --> 00:48:26,070
‫چیزی میخوای؟

654
00:48:26,110 --> 00:48:28,130
‫آب. ممنون

655
00:48:36,180 --> 00:48:38,230
‫فردا مدرسه داری؟

656
00:48:39,020 --> 00:48:40,100
‫نه

657
00:48:40,140 --> 00:48:43,160
‫من تو دبیرستان شهر سپوِدا درس میخونم

658
00:48:43,200 --> 00:48:45,230
‫پدرم من میبره

659
00:48:46,020 --> 00:48:47,230
‫این بهترین کاریه که میتونی بکنی،

660
00:48:49,080 --> 00:48:52,040
‫تمرکزت رو بذاری روی درس‌هات،
‫و این اتفاقات رو فراموش کنی

661
00:48:52,080 --> 00:48:55,090
‫زندگی روزمره کمکت میکنه
‫دوباره همه‌چی برات عادی بشه

662
00:48:57,170 --> 00:48:59,120
‫اونا بهم گفتن اینو بهت بدم

663
00:48:59,160 --> 00:49:01,010
‫واسه توئه

664
00:49:10,090 --> 00:49:13,040
‫میگن اگه این کافی نیست

665
00:49:13,080 --> 00:49:17,110
‫باید به قطع کردن انگشت‌هام ادامه بدم
‫یا زبونم

666
00:49:17,150 --> 00:49:20,170
‫تا موقعی که چیزی که دنبالش میگردن
‫رو بهشون بدی

667
00:49:29,000 --> 00:49:31,170
‫پلیس؟ پلیس؟

668
00:49:31,210 --> 00:49:36,090
‫دارم از شهر پدرازا، سگوبیا تماس میگیرم

669
00:49:36,130 --> 00:49:38,100
‫نه! فوریه!
‫بله

670
00:49:38,140 --> 00:49:40,050
‫صدامو میشنوین؟

671
00:49:40,090 --> 00:49:42,010
‫بله!

672
00:49:42,050 --> 00:49:43,160
‫صدامو میشنوین؟

673
00:49:45,000 --> 00:49:46,180
‫اگه باهاشون حرف بزنی،

674
00:49:48,030 --> 00:49:50,150
‫بهشون میگم تو اینکارو کردی

675
00:49:55,110 --> 00:49:57,100
‫نه! بس کن! دست نگه دار!

676
00:50:01,000 --> 00:50:02,130
‫آروم باش

677
00:50:14,140 --> 00:50:16,110
‫بریم دنبال سکه بگردیم؟

678
00:51:44,030 --> 00:51:46,090
‫اونا خیلی خوشحال میشن

679
00:52:37,010 --> 00:52:38,090
‫حالت خوبه؟

680
00:52:39,180 --> 00:52:41,170
‫داشتم فکر میکردم، همین

681
00:52:42,210 --> 00:52:44,180
‫درمورد چی؟

682
00:52:44,220 --> 00:52:46,150
‫بیشتر و بیشتر بابتش مطمئن میشم

683
00:52:46,190 --> 00:52:48,190
‫بیشتر و بیشتر مطمئن...؟

684
00:52:48,230 --> 00:52:50,160
‫اینکه تو باید باهام بیای

685
00:52:52,100 --> 00:52:54,110
‫الان ذهنم قادر به فکر کردن نیست

686
00:52:54,150 --> 00:52:56,150
‫ولی دقیقا همین الان
‫باید بهش فکر کنی

687
00:52:56,190 --> 00:52:58,030
‫تو باید یه حال و هوایی عوض کنی

688
00:52:58,070 --> 00:53:00,060
‫باید از این مکان کثیفی که
‫داره دیوونه‌ات میکنه بری

689
00:53:00,100 --> 00:53:02,220
‫چرا همه مَردها آخر بهم میگن دیوونه؟

690
00:53:03,010 --> 00:53:04,230
‫منظورم اینه که
‫این حرف‌هایی که داری بهم میزنی

691
00:53:05,020 --> 00:53:06,160
‫درمورد ویجا، درمورد دختره

692
00:53:06,200 --> 00:53:08,120
‫نمیدونم والا،
‫زیادی داری دخالت میکنی

693
00:53:08,160 --> 00:53:10,050
‫طوری تلاش میکنی
‫که خودت رو جای اون بذاری

694
00:53:10,090 --> 00:53:11,200
‫که آخر سر خودت مثل اون میشی

695
00:53:11,240 --> 00:53:13,190
‫باور میکنی که اون چیزها واقعی‌ان،
‫و واقعی نیستن

696
00:53:13,230 --> 00:53:16,210
‫به محض اینکه از اینجا دور بشی،
‫کلا دیدت عوض میشه

697
00:53:17,000 --> 00:53:18,130
‫بدون شک همینطوره

698
00:53:23,170 --> 00:53:26,160
‫هی، کسی تو خونه توئه؟

699
00:53:26,200 --> 00:53:28,170
‫نه

700
00:53:28,210 --> 00:53:31,080
‫پس چراغ‌ها رو روشن گذاشتی

701
00:53:35,200 --> 00:53:37,190
‫ببخشید. تو اینجا نبودی.
‫از در پشتی اومدم داخل

702
00:53:37,230 --> 00:53:41,010
‫- عذر میخوام، باید میومدم داخل
‫- چیکار میکنی؟ فوراً برو بیرون!

703
00:53:41,050 --> 00:53:43,170
‫گوش کن.
‫تو درمورد سکه به دختره گفتی؟

704
00:53:43,210 --> 00:53:45,240
‫- چی؟
‫- سوله، یا به یکی از دوست‌هاش

705
00:53:46,030 --> 00:53:47,110
‫اصلا میشنوی چی میگه؟

706
00:53:47,150 --> 00:53:50,180
‫النا میگه تو باید بری،
‫و اگه نری خودم میندازمت بیرون

707
00:53:50,220 --> 00:53:52,090
‫الویرا اینجا بود

708
00:53:52,130 --> 00:53:54,210
‫حتما همه اینا رو دیده
‫و به سوله گفته

709
00:53:55,000 --> 00:53:56,130
‫توضیح دیگه‌ای نداره

710
00:53:56,170 --> 00:53:59,060
‫سوله، عزیز جان.
‫چی به سرت اومده؟

711
00:54:00,090 --> 00:54:02,000
‫- کار اون بود
‫- این حقیقت نداره

712
00:54:02,040 --> 00:54:03,130
‫ای حرومزاده!

713
00:54:03,170 --> 00:54:06,090
‫سوله عزیز جان، همه‌چی درست میشه.
‫تکون نخور!

714
00:54:06,130 --> 00:54:07,210
‫میریم بیمارستان.
‫همه‌چی درست میشه

715
00:54:08,000 --> 00:54:09,130
‫نه

716
00:54:09,170 --> 00:54:11,120
‫روکه!

717
00:54:11,160 --> 00:54:14,070
‫- چیکار میکنی؟
‫- روکه!

718
00:54:15,150 --> 00:54:17,000
‫پیداش کردی؟

719
00:54:17,150 --> 00:54:20,040
‫هیچی بهش نگو

720
00:54:20,190 --> 00:54:23,140
‫- دست منه
‫- بدش به من

721
00:54:23,180 --> 00:54:26,030
‫- واسه چی میخوایش؟
‫- النا، خفه شو

722
00:54:26,070 --> 00:54:29,190
‫- تا اونا از سرم برن بیرون
‫- تو هم اونا رو دیدی؟

723
00:54:34,000 --> 00:54:35,080
‫اونا اینجان

724
00:54:40,210 --> 00:54:42,210
‫چه وعده‌ای بهت دادن؟

725
00:54:43,000 --> 00:54:44,160
‫به مادرت مربوط میشه، مگه نه؟

726
00:54:44,200 --> 00:54:46,080
‫مادرت مُرده، سوله

727
00:54:46,120 --> 00:54:49,010
‫هیچکس نمیتونه اونو برگردونه،
‫نه حتی اونا

728
00:54:49,050 --> 00:54:52,170
‫مادرت خودکشی کرد
‫چون بیماری لاعلاج داشت

729
00:54:52,210 --> 00:54:54,220
‫ربطی به تو نداره

730
00:54:55,010 --> 00:54:57,190
‫اون تو رو دوست داشت،
‫تحمل نداشت رنج کشیدنش رو ببینی

731
00:54:57,230 --> 00:55:00,140
‫- تقصیر تو نیست
‫- تو هم مثل اونایی

732
00:55:00,180 --> 00:55:04,000
‫- تو هم میخوای ازم سوءاستفاده کنی
‫- آره! منم مثل اونام، میخوام ازت سوءاستفاده کنم

733
00:55:04,040 --> 00:55:07,070
‫چون تو یه نوجوون احمقی که
‫بدجور ترسیده!

734
00:55:07,110 --> 00:55:08,210
‫جرئت داشته باش
‫و جلوی همه ما وایسا!

735
00:55:09,000 --> 00:55:12,000
‫ذهنت رو ببند، نذار کسی واردش بشه

736
00:55:12,040 --> 00:55:14,100
‫فقط تو میتونی اینکارو بکنی

737
00:55:16,220 --> 00:55:18,180
‫خفه شین، همه‌تون!
‫بس کنین!

738
00:55:18,220 --> 00:55:20,190
‫از سرم برین بیرون!

739
00:55:20,230 --> 00:55:23,200
‫بسه! بس کنین!

740
00:55:51,150 --> 00:55:52,230
‫روکه...

741
00:56:01,140 --> 00:56:03,010
‫به مادرت فکر کن!

742
00:56:03,220 --> 00:56:05,140
‫به مادرت فکر کن، سوله!

743
00:56:07,010 --> 00:56:09,110
‫نمیتونن با این مبارزه کنن

744
00:56:09,150 --> 00:56:11,130
‫نه!

745
00:56:11,170 --> 00:56:13,060
‫به مادرت فکر کن!

746
00:56:29,200 --> 00:56:31,090
‫روکه...

747
00:56:32,060 --> 00:56:33,140
‫روکه...

748
00:56:39,100 --> 00:56:40,180
‫روکه...

749
00:57:29,170 --> 00:57:31,070
‫روکه

750
00:57:34,010 --> 00:57:35,160
‫- سوله چطوره؟
‫- خوبه

751
00:57:35,200 --> 00:57:39,180
‫الان خیلی خوب جراحی انجام میدن،
‫ولی جای زخمش تا ابد میمونه

752
00:57:39,220 --> 00:57:42,160
‫مثل جای زخم‌های تو.
‫منظورم اینه که، حالت چطوره؟

753
00:57:42,200 --> 00:57:44,040
‫زخم‌های من چیزی نیست

754
00:57:44,080 --> 00:57:47,110
‫چاقو به یکی از دنده‌هاش خورد
‫واسه همین ریه‌اش رو سوراخ نکرد

755
00:57:47,150 --> 00:57:50,000
‫با توجه به شرایط، خوش شانس بودم

756
00:57:50,040 --> 00:57:52,160
‫- و مارتین؟ اون چطوره؟
‫- بیرونه

757
00:57:52,200 --> 00:57:56,050
‫کلی قرص بهش دادن
‫اصلا نمیدونه کجاست

758
00:57:56,090 --> 00:57:58,140
‫بهش بگو، تا جایی که به من مربوط باشه،
‫نیازی نیست نگران باشه

759
00:57:58,180 --> 00:58:00,130
‫شکایت نمیکنم

760
00:58:00,170 --> 00:58:02,190
‫نمیخوای بگی چه اتفاقی افتاد؟

761
00:58:03,150 --> 00:58:05,060
‫نمیدونم چه اتفاقی افتاد

762
00:58:06,060 --> 00:58:10,010
‫اون اومد تو، با چاقو منو زد
‫و دیگه چیزی یادم نمیاد

763
00:58:10,050 --> 00:58:12,050
‫اونا به اندازه کافی مشکل دارن،
‫به نظرتون اینطور نیست؟

764
00:58:18,080 --> 00:58:21,090
‫خب... من میرم...

765
00:58:22,150 --> 00:58:24,020
‫ممنون، روکه

766
00:58:25,180 --> 00:58:27,010
‫الان بر میگردم

767
00:58:33,030 --> 00:58:35,080
‫تو ورگارا حرف زدی؟

768
00:58:35,120 --> 00:58:38,060
‫آره، اون ورژن خودش
‫از اتفاقات رو گفت

769
00:58:38,100 --> 00:58:40,200
‫تصور میکنم اینطوری بوده:

770
00:58:40,240 --> 00:58:43,010
‫اینکه من درمورد سکه
‫با بچه‌ها حرف زدم

771
00:58:43,050 --> 00:58:44,230
‫- سوله بهش وسواس پیدا کرد...
‫- آره

772
00:58:45,020 --> 00:58:46,230
‫و مرگ مادرش خیلی روش
‫تاثیر گذاشته بود

773
00:58:47,020 --> 00:58:48,100
‫و اون به خودش صدمه زد،
‫تا بخاطر مرگ مادرش خودش رو مجازات کنه

774
00:58:48,140 --> 00:58:49,220
‫کم و بیش آره

775
00:58:50,010 --> 00:58:51,190
‫به گمونم ورژن تو دقیقا
‫با گفته‌های اون یکی نیست، نه؟

776
00:58:51,230 --> 00:58:53,160
‫هیچکس به ورژن من اهمیتی نمیده

777
00:58:53,200 --> 00:58:55,080
‫من اهمیت میدم

778
00:58:56,020 --> 00:58:58,220
‫حق با زنِته. تو پایه‌ای هستی
‫که وزن کل شهر روشه

779
00:58:59,010 --> 00:59:01,110
‫الان اینو بیخیال شو.
‫میدونی که میتونی باهام حرف بزنی

780
00:59:01,150 --> 00:59:05,030
‫- چه اتفاقی افتاد؟
‫- اون اومد تو خونه تا پیدا کنه...

781
00:59:05,070 --> 00:59:06,160
‫سکه رو؟

782
00:59:06,200 --> 00:59:10,140
‫شیشه در باغ رو شکسته بود،
‫کل خونه رو گشته بود

783
00:59:10,180 --> 00:59:13,210
‫و بعد اتفاقاتی افتاد.
‫اتفاقاتی که نمیتونم توضیح بدم

784
00:59:14,000 --> 00:59:17,090
‫- میتونم تصور کنم
‫- نمیتونی تصور کنی! هیچکس نمیتونه!

785
00:59:18,170 --> 00:59:23,020
‫کاش با خودش میبردش.
‫نمیخوام این تو خونه‌ام باشه

786
00:59:24,120 --> 00:59:27,030
‫باید به حرف روکه گوش بدم
‫و از این شهر برم

787
00:59:27,070 --> 00:59:30,170
‫- فرار کنم، تا کامل دیوونه نشدم
‫- نمیخوام تو بری

788
00:59:32,010 --> 00:59:33,150
‫لطفا

789
00:59:35,240 --> 00:59:39,190
‫این همینجا تموم نمیشه،
‫اتفاقات بیشتری میوفتن

790
00:59:39,230 --> 00:59:42,180
‫جرئتش رو ندارم تنهایی
‫باهاش روبرو بشم

791
00:59:44,030 --> 00:59:45,150
‫تو هم برو

792
00:59:47,090 --> 00:59:49,170
‫نمیتونم.
‫زندگیم اینجاست

793
00:59:49,210 --> 00:59:51,180
‫چیزهای زیادی هست که
‫نمیتونم ازشون بگذرم

794
00:59:51,220 --> 00:59:54,120
‫مسئولیت‌های زیادی هست

795
00:59:54,160 --> 00:59:56,150
‫نرو

796
00:59:56,190 --> 01:00:00,100
‫بعلاوه، اگه کسی باید از این شهر بشه،
‫اون شخص من و تو نیستیم

797
01:00:16,190 --> 01:00:18,040
‫بهش بگو نگران نباشه

798
01:00:18,080 --> 01:00:21,160
‫به اعلیحضرت بگو نگران نباشه

799
01:00:21,200 --> 01:00:25,180
‫من تا اومدن شما،
‫ترتیب اونو میدم

800
01:00:27,050 --> 01:00:29,130
‫تا رسیدن وقت درست

801
01:00:29,170 --> 01:00:31,230
‫دوران یهودا

802
01:00:31,235 --> 01:00:41,230
« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری »
Email: <font color=#FF0000>tooraj1111@gmail.com</font>

