﻿1
00:00:05,000 --> 00:00:06,986
‫اول اونا رو عقد میکنم،
‫بعدش میارمشون به هتل‌مون

2
00:00:07,010 --> 00:00:09,040
‫انگار از سِمتم دارم واسه
‫کاسبی استفاده میکنم

3
00:00:09,080 --> 00:00:10,176
‫میتونیم بریم پاریس خرید کنیم

4
00:00:10,200 --> 00:00:13,140
‫تو با مرچه و این شهر ازدواج کردی.
‫نمیخوام بهت صدمه بزنم

5
00:00:13,180 --> 00:00:16,180
‫- آرشیو واتیکان!
‫- تمام کتاب‌های دنیا اینجان

6
00:00:16,220 --> 00:00:18,060
‫کتاب های جادو، مانوئل

7
00:00:18,100 --> 00:00:20,040
‫انجیل خود مسیح

8
00:00:20,080 --> 00:00:23,050
‫فرار کن!
‫سوریه، افغانستان، لبنان...

9
00:00:24,240 --> 00:00:28,160
‫سکه برمیگرده پیشت،
‫ممکنه سال‌ها طول بکشه تا بهت برسه

10
00:00:28,200 --> 00:00:31,220
‫اون ساحره شوهر اونو از قبرش بیرون آورده

11
00:00:32,010 --> 00:00:34,230
‫من اونو کشتم.
‫اونو کشتم!

12
00:00:40,220 --> 00:00:42,070
‫[نشست اقتصادی آمریكای لاتین]

13
00:00:42,110 --> 00:00:46,110
<i>‫ وحدت، در میان کثرت دینی و فرهنگی </i>

14
00:00:47,100 --> 00:00:53,000
<i>‫ وحدت جوامع کثرت یک مرجع واحد دارد، </i>

15
00:00:53,040 --> 00:00:58,220
<i>‫ که با یک قلب و یک دهن، </i>

16
00:00:59,010 --> 00:01:01,020
<i>‫ ممکن است خدا را تسبیح بخشد </i>

17
00:01:03,150 --> 00:01:06,230
<i>‫ خدا سرشار از صبر است </i>

18
00:01:07,020 --> 00:01:12,040
‫و ما را به داشتن یک احساس تشویق میکند

19
00:01:21,060 --> 00:01:23,050
‫- النا؟
‫- پدر ورگارا؟

20
00:01:23,090 --> 00:01:25,140
‫چند روزه دارم سعی میکنم
‫باهات تماس بگیرم

21
00:01:25,180 --> 00:01:28,110
‫- اینجا خط نمیده
‫- کجایی؟

22
00:01:28,150 --> 00:01:30,200
‫بهتره ندونی.
‫از رم بهت زنگ زدم

23
00:01:30,240 --> 00:01:33,090
‫میدونم. چه کاری فوری‌ای داشتی؟
‫هنوزم اونجایی؟

24
00:01:33,130 --> 00:01:35,050
‫نه، اونجا امن نبود

25
00:01:35,090 --> 00:01:37,110
‫گوش کن چی میگم، النا

26
00:01:37,150 --> 00:01:39,130
‫باید مراقب باشی

27
00:01:39,170 --> 00:01:42,030
‫الان بخاطر من اونا میان سراغت

28
00:01:42,070 --> 00:01:45,190
‫درمورد سکه بهشون گفتم،
‫که دست توئه

29
00:01:45,230 --> 00:01:48,150
‫منو ببخش.
‫متاسفم

30
00:01:49,210 --> 00:01:52,160
‫تمام این ماه‌ها،
‫سعی میکردم حقیقت...

31
00:01:52,200 --> 00:01:55,090
‫رو از تو، از بقیه مخفی کنم

32
00:01:55,130 --> 00:01:57,100
‫حتی از خودم

33
00:01:57,140 --> 00:02:00,010
‫- نمیخواستم باهاش مواجه بشم
‫- کجایی، پدر؟

34
00:02:00,050 --> 00:02:02,450
‫این مهم نیست.
‫مهم اینه که تو باید فرار کنی

35
00:02:03,020 --> 00:02:05,060
‫اونا هرکاری واسه پس گرفتنش میکنن

36
00:02:05,100 --> 00:02:06,220
‫میخوام بیام پیشت

37
00:02:07,220 --> 00:02:09,160
‫این غیرممکنه

38
00:02:09,200 --> 00:02:13,130
‫پدر ورگارا، تنهایی از پس اینکار بر نمیام.
‫بهت نیاز دارم که کمکم کنی

39
00:02:13,170 --> 00:02:16,080
‫بهم بگو کجایی،
‫مهم نیست چقدر دور باشه

40
00:02:16,120 --> 00:02:18,160
‫نمیخوام منم مثل ساندرو بمیرم

41
00:02:18,200 --> 00:02:21,080
‫به پاکو میگم، به زنش
‫و به همه دوست‌هامون

42
00:02:21,120 --> 00:02:23,010
‫و باهم میتونیم اینو درستش کنیم

43
00:02:23,050 --> 00:02:25,130
‫تو ساندرو رو نمیشناسی

44
00:02:25,170 --> 00:02:27,090
‫چرا، میشناسم

45
00:02:28,130 --> 00:02:33,030
‫تو حوزه علمیه رم باهم دوست بودین.
‫خودت بهم گفتی

46
00:02:33,070 --> 00:02:35,170
‫دیگه چطور ممکنه بدونم؟

47
00:02:38,200 --> 00:02:40,130
‫چرا چیزی نمیگی؟

48
00:02:41,150 --> 00:02:43,190
‫دیگه بهم اعتماد نداری؟

49
00:03:02,210 --> 00:03:08,020
‫[حلب، سوریه]

50
00:05:09,010 --> 00:05:11,150
‫[30 سکه]

51
00:05:35,020 --> 00:05:45,875
« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری »
Email: <font color=#FF0000>tooraj1111@gmail.com</font>

52
00:05:46,020 --> 00:05:48,150
‫- پابلو!
‫- خیلی ممنون

53
00:05:48,190 --> 00:05:50,020
‫- آقای شهردار!
‫- از دیدنت خوشحالم!

54
00:05:50,060 --> 00:05:52,240
‫- سلام! صبح بخیر
‫- سلام

55
00:05:53,030 --> 00:05:54,186
‫- برات کدو تنبل آوردم
‫- سلام

56
00:05:54,210 --> 00:05:58,090
‫- خیلی قیافه‌ش خوبه
‫- تو این ناحیه بهترینه. 110 پوند وزن داره

57
00:05:58,130 --> 00:06:01,000
‫- مطمئنم همینطوره
‫- بیا اینجا

58
00:06:01,040 --> 00:06:04,050
‫یالا! برش دار، برش دار!
‫از پسش بر میای

59
00:06:04,090 --> 00:06:06,040
‫- بفرما!
‫- یالا!

60
00:06:06,080 --> 00:06:09,050
‫- میشه لطفا کمکم کنی؟
‫- یالا، از پسش بر میای!

61
00:06:12,040 --> 00:06:14,170
‫باریکلا، شهردار!

62
00:06:14,210 --> 00:06:17,060
‫- ممنون، روخلیو
‫- نه، نه، واسه توئه. با خودت ببرش

63
00:06:17,100 --> 00:06:20,050
‫- نه، لطفا. نمیتونم حملش کنم، روخلیو
‫- بله، واسه توئه

64
00:06:20,090 --> 00:06:22,070
‫واسه تو آوردمش!
‫یه سال کامل برات میزنه

65
00:06:22,110 --> 00:06:24,050
‫- از دیدن همه‌تون خوشحالم
‫- خوبه!

66
00:06:24,090 --> 00:06:27,060
‫پیاداد! چقدر جوون به نظر میای
‫- ممنون

67
00:06:27,100 --> 00:06:30,200
‫- چی به پوستت میزنی؟
‫- فقط صابون و آب

68
00:06:30,240 --> 00:06:32,090
‫- جدی میگی؟
‫- آره!

69
00:06:32,130 --> 00:06:34,120
‫یه بوس بهم بده.
‫تو واقعا کارت رو بلدی

70
00:06:34,160 --> 00:06:37,000
‫عجب چاپلوسی هستی...

71
00:06:39,000 --> 00:06:41,010
‫خوبم، طوریم نیست

72
00:06:42,000 --> 00:06:43,230
‫داره خوب پیش میره

73
00:06:44,020 --> 00:06:46,120
‫- میشه یه دقیقه بریم اونور؟
‫- الان؟

74
00:06:46,160 --> 00:06:48,020
‫فقط یه دقیقه

75
00:06:48,060 --> 00:06:49,240
‫مانولو...

76
00:06:55,230 --> 00:06:57,090
‫بیا، لطفا

77
00:07:02,050 --> 00:07:06,050
‫- چطور میتونم توضیحش بدم؟
‫- پاکو، کل روز رو وقت نداریم

78
00:07:06,090 --> 00:07:08,000
‫چی شده؟

79
00:07:08,040 --> 00:07:09,170
‫دیگه تحملش رو ندارم

80
00:07:09,210 --> 00:07:13,080
‫- تحمل چی رو نداری؟
‫- همه اینا

81
00:07:13,120 --> 00:07:16,150
‫- مبارزات انتخاباتی؟
‫- نه، نه...

82
00:07:16,190 --> 00:07:18,020
‫همه‌چی

83
00:07:19,040 --> 00:07:21,050
‫پاکو، میخوای چی بگی؟

84
00:07:21,240 --> 00:07:25,120
‫نمیتونم همینطوری بیام با چهره خوشحال
‫به مردم سلام کنم... تو وجودم اینطوری نیست

85
00:07:25,160 --> 00:07:28,040
‫تو وجودت اینطوری نیست؟
‫چه عالی

86
00:07:28,080 --> 00:07:29,320
‫هیچ اشتیاقی ندارم، مرچه

87
00:07:30,020 --> 00:07:31,860
‫هیچوقت نمیخواستم شهردار بشم.
‫تو که اینو میدونی

88
00:07:32,010 --> 00:07:35,130
‫برام سخته هر روز به مردم لبخند بزنم.
‫حسش رو ندارم

89
00:07:37,130 --> 00:07:38,230
‫حسش رو نداره...

90
00:07:39,020 --> 00:07:42,230
‫و فکر میکنی من حالش رو دارم؟
‫اینکه من دلم میخواد این کارها رو بکنم؟

91
00:07:44,010 --> 00:07:46,130
‫- نمیدونم
‫- به نظرت اینکار بهم کیف میده؟

92
00:07:46,170 --> 00:07:49,120
‫- متوجهم
‫- این کاره، جشن که نیست!

93
00:07:49,160 --> 00:07:52,000
‫بقیه میتونن بیان و شکم‌شون
‫رو با شراب چوریزو پر کنن

94
00:07:52,040 --> 00:07:54,600
‫ولی ما داریم کار میکنیم.
‫بذار ببینم میتونی اینو کله‌ت فرو کنی

95
00:07:55,010 --> 00:07:56,090
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، مرچه

96
00:07:56,130 --> 00:07:58,530
‫سال‌هاست کارمون همینه،
‫و هنوزم نمیفهمی

97
00:07:59,030 --> 00:08:01,040
‫عین یه بچه‌ای

98
00:08:01,080 --> 00:08:02,840
‫یهو حوصله‌ت سر میره
‫و میخوای بذاری بری!

99
00:08:03,000 --> 00:08:05,210
‫قبلا، برام مهم نبود
‫ولی الان...

100
00:08:06,000 --> 00:08:08,080
‫- آقای شهردار!
‫- باعث میشه تو گلوم احساس خفگی کنم

101
00:08:08,120 --> 00:08:11,070
‫خب، گلوت رو صاف کن،
‫چون الان باید سخنرانی کنی

102
00:08:11,210 --> 00:08:15,070
‫- الان؟
‫- آره، مردم منتظرتن

103
00:08:23,050 --> 00:08:24,130
‫آقای شهردار!

104
00:08:31,070 --> 00:08:33,220
‫همگی خیلی ممنون که تشریف آوردین

105
00:08:34,190 --> 00:08:36,200
‫خب، میبینین که شهر...

106
00:08:37,200 --> 00:08:40,170
‫پر از دوستانی شده که اینجان
‫تا بهترین محصول زمین ما رو...

107
00:08:40,210 --> 00:08:42,190
‫با همه‌تون به اشتراک بذارن

108
00:08:43,210 --> 00:08:45,040
‫بله

109
00:08:46,030 --> 00:08:47,150
‫بله

110
00:08:48,100 --> 00:08:49,240
‫بله

111
00:08:51,150 --> 00:08:54,200
‫تا الان سه ساله که مدافع این حزب‌ام

112
00:08:54,240 --> 00:08:56,210
‫کی باورش میشد!

113
00:08:57,000 --> 00:08:59,030
‫و با گذشت هر سال...

114
00:09:01,220 --> 00:09:04,220
‫مبارزه برای سنت‌هامون
‫حتی بیشتر باعث افتخارم میشه

115
00:09:07,080 --> 00:09:10,170
‫خب، دیگه خفه میشم.
‫مطمئنم همه‌تون خیلی گرسنه‌این...

116
00:09:10,210 --> 00:09:13,030
‫از اینجا جای بهتری واسه غذا خوردن نیست، درست نمیگم؟

117
00:09:19,000 --> 00:09:21,160
‫چی میتونم بهتون بگم که
‫خودتون نمیدونین؟

118
00:09:21,200 --> 00:09:23,150
‫هر سال همین حرفا رو میزنم

119
00:09:23,190 --> 00:09:27,030
‫و زمانی میاد که...
‫خب، اوضاع همینیه که هست

120
00:09:28,050 --> 00:09:29,140
‫یا نیست...

121
00:09:29,180 --> 00:09:34,150
‫یا نیست، چون شما هم میتونین عوض بشین،
‫میتونین 180 درجه تغییر کنین

122
00:09:34,190 --> 00:09:36,170
‫جمله معروف چی میگه؟
‫"خودت رو نوآوری کن"

123
00:09:36,210 --> 00:09:40,210
‫از محدودهٔ آسایش‌تون بیاین بیرون.
‫خب، من که میخوام همین‌کارو کنم

124
00:09:41,000 --> 00:09:42,090
‫بذارم بقیه حرف بزنن

125
00:09:42,130 --> 00:09:45,120
‫شاید اونا حرف‌های مهمی
‫واسه زدن داشته باشن

126
00:09:45,160 --> 00:09:49,140
‫و میخوام بابت همه این سال‌ها
‫ازتون تشکر کنم

127
00:09:49,180 --> 00:09:51,240
‫شما باعث شدین احساس قدردانی کنم

128
00:09:53,160 --> 00:09:56,020
‫و افتخار کنم که شهردار شمام

129
00:09:57,000 --> 00:09:58,110
‫پس...

130
00:09:59,240 --> 00:10:01,070
‫خیلی ممنون

131
00:10:02,030 --> 00:10:04,050
‫داری میری؟
‫بیخیال!

132
00:10:06,230 --> 00:10:08,210
‫و این چیزیه که منتظرش بودیم؟

133
00:10:11,120 --> 00:10:13,080
‫- گروهبان لاگونا؟
‫- بله

134
00:10:13,120 --> 00:10:15,020
‫ماریا سالسدو

135
00:10:15,060 --> 00:10:17,180
‫- همکارم، کریستینا میرالس
‫- چه کمکی از دستم بر میاد؟

136
00:10:17,210 --> 00:10:20,210
‫ما برای وزیر امور خارجه امنیت کار میکنیم

137
00:10:21,000 --> 00:10:24,130
‫- از مادرید ما رو فرستادن
‫- میدونم، ایمیل برام اومد

138
00:10:24,170 --> 00:10:27,130
‫- فکر میکردم فردا میرسین
‫- خب، الان اینجاییم

139
00:10:27,170 --> 00:10:30,060
‫ولی اگه فعلا سرتون شلوغه...

140
00:10:30,100 --> 00:10:34,230
‫نه، نه، هیچ زمانی بهتر از زمان حال نیست.
‫اگه لطف کنین همراهم بیاین...

141
00:10:35,020 --> 00:10:37,126
‫همسرم تو اداره دوتا اتاق براتون حاضر کرده

142
00:10:37,150 --> 00:10:40,240
‫نه، نه، نگران نباشین، نیازی به این نیست.
‫تو هتل اقامت داریم

143
00:10:41,030 --> 00:10:42,130
‫تو هتل؟
‫خیلی‌خب

144
00:10:42,170 --> 00:10:46,070
‫خیلی براتون راحت‌ترم هست.
‫قابل مقایسه نیست

145
00:10:47,030 --> 00:10:48,150
‫خب، اگه اجازه بدین

146
00:10:51,120 --> 00:10:53,120
‫اینا تمام اطلاعات هستن

147
00:10:53,160 --> 00:10:56,210
‫اینا تمام پرونده‌های سال اخیر هستن

148
00:10:57,000 --> 00:11:01,000
‫اگه میخواین مرورشون کنین، راحت باشین.
‫تو میدون منتظرتون میمونم

149
00:11:01,040 --> 00:11:03,130
‫نیازی نیست.
‫از قبل همه‌شون رو خوندیم

150
00:11:05,120 --> 00:11:06,200
‫خیلی‌خب

151
00:11:06,240 --> 00:11:09,170
‫افزایش تعداد گزارش‌ها
‫در ماه های اخیر خیلی عجیبه

152
00:11:09,210 --> 00:11:13,160
‫خب بله، راستش رو بخواین،
‫سال پر حادثه‌ای بوده

153
00:11:13,200 --> 00:11:15,050
‫- "پر حادثه"؟
‫- خب، با کلی کار

154
00:11:15,090 --> 00:11:16,170
‫اینجا این حوادث عادی نیست

155
00:11:16,210 --> 00:11:19,020
‫طی پنج سال،
‫شما سه تا گزارش نوشتین

156
00:11:19,060 --> 00:11:21,150
‫طی 6 ماه اخیر، 25 گزارش

157
00:11:21,190 --> 00:11:26,070
‫در بین اونا، چندین مرگ، یه فرد گم شده
‫دو اقدام به خودکشی...

158
00:11:26,110 --> 00:11:28,020
‫منم نمیتونم درکش کنم

159
00:11:29,000 --> 00:11:30,196
‫نمیدونم تو این شهر چه اتفاقی داره میوفته

160
00:11:30,220 --> 00:11:32,050
‫ما هم به خاطر همین اومدیم

161
00:11:32,090 --> 00:11:34,000
‫نمیدونین چقدر ازتون ممنونم

162
00:11:34,040 --> 00:11:36,090
‫چند هفته‌ست درخواست نیروی پشتیبانی دارم

163
00:11:36,130 --> 00:11:41,060
‫ما نیروی پشتیبانی نیستیم.
‫شما الان نیروی پشتیبانی هستین

164
00:11:41,100 --> 00:11:44,110
‫از امروز به بعد، ما کنترل این بخش
‫رو به دست میگیریم

165
00:11:44,150 --> 00:11:47,170
‫و شما مستقیماً به ما گزارش میدید

166
00:11:47,210 --> 00:11:49,070
‫- البته
‫- خوبه

167
00:11:49,110 --> 00:11:52,110
‫میخوایم با جدیدترین رویداد شروع کنیم

168
00:11:52,150 --> 00:11:54,070
‫اگه از نظرتون اشکالی نداره

169
00:11:54,110 --> 00:11:56,010
‫خسوس آگردا گارسیا

170
00:11:56,050 --> 00:11:59,120
‫برهم زدن صلح، شلیک در خیابان‌های عمومی،
‫مقاومت در برابر دستگیری

171
00:11:59,160 --> 00:12:03,110
‫- اون مَرد خوبیه. زد به سرش
‫- الان کجاست؟

172
00:12:03,150 --> 00:12:06,030
‫خونه. منتظر دادگاهیشه.
‫به کسی آسیبی نزده

173
00:12:06,070 --> 00:12:08,206
‫- میخوایم باهاش حرف بزنیم
‫- اون خیلی اهل خوش و بش نیست...

174
00:12:08,230 --> 00:12:11,100
‫- ولی فردا میتونم بهش زنگ بزنم و...
‫- بهتره الان انجامش بدیم

175
00:12:11,140 --> 00:12:14,040
‫- اینطور فکر نمیکنین؟
‫- بله، بله، البته

176
00:12:14,080 --> 00:12:16,030
‫چرا تا فردا صبر کنیم؟

177
00:12:25,170 --> 00:12:29,100
‫مامان... دوباره لاگونا اومده،
‫و دو نفر دیگه هم باهاشن

178
00:12:34,240 --> 00:12:37,230
‫سلام، روزاریو.
‫ببین بچه چقدر بزرگ شده

179
00:12:38,020 --> 00:12:40,180
‫اومدیم با خسوس صحبت کنیم

180
00:12:40,220 --> 00:12:42,120
‫اون پیش حیوون‌هاست

181
00:12:42,160 --> 00:12:46,100
‫- برو پدرت رو صدا کن
‫- نه، نه، پیش بچه بمون. من میرم

182
00:12:49,030 --> 00:12:51,220
‫چه بچه دوست داشتنی‌ای.
‫اسمش چیه؟

183
00:12:52,010 --> 00:12:54,240
‫- خسوس. عین پدر بزرگش
‫- و پدرش؟

184
00:12:55,030 --> 00:12:56,156
‫نمیدونیم پدرش کیه

185
00:12:56,180 --> 00:12:59,000
‫میدونم کیه، ولی نمیگم

186
00:12:59,040 --> 00:13:00,130
‫تو توی خونه ما زندگی میکنی...

187
00:13:00,170 --> 00:13:02,370
‫درخواست زیادی نیست که
‫یکم اعتماد کنی

188
00:13:03,000 --> 00:13:05,196
‫آره، اعتماد کنم تا پدرم بتونه
‫دوتا گلوله تو سرش خالی کنه، درسته؟

189
00:13:05,220 --> 00:13:07,090
‫نمیدونه چی داره میگه

190
00:13:07,130 --> 00:13:10,160
‫پدرم آدم عادی‌ایه.
‫فقط یکم سُنتیه

191
00:13:10,200 --> 00:13:12,030
‫همین

192
00:13:34,240 --> 00:13:36,070
‫خسوس!

193
00:13:37,090 --> 00:13:38,180
‫باید حرف بزنیم

194
00:13:38,220 --> 00:13:41,100
‫ببین، مشکلی پیش نیومده،
‫همه‌چی روبراهه

195
00:13:41,140 --> 00:13:44,000
‫ولی از مادرید آدمایی اومدن
‫تا یه چیزهایی رو بررسی کنن

196
00:13:44,040 --> 00:13:45,186
‫و میخوان چندتا سوال ازت بپرسن

197
00:13:45,210 --> 00:13:47,040
‫میخوان چی ازم بپرسن؟

198
00:13:47,080 --> 00:13:49,220
‫فقط چیزهایی که تو بیانیه نوشتیم رو بگو

199
00:13:50,170 --> 00:13:52,080
‫پس...

200
00:13:52,120 --> 00:13:54,000
‫باید دوباره دروغ بگم

201
00:13:54,040 --> 00:13:56,070
‫محض رضای خدا، خسوس
‫در این مورد حرف زدیم

202
00:13:56,110 --> 00:13:59,100
‫اگه بگی یکی رو کشتی، میوفتی زندون،
‫به همین سادگی

203
00:13:59,140 --> 00:14:01,120
‫اسلحه‌ات رو برداشتی...

204
00:14:01,160 --> 00:14:02,520
‫چون بخاطر اتفاقی که واسه دخترت افتاد
‫ناراحت بودی

205
00:14:03,030 --> 00:14:06,050
‫تو خیابون شروع به شلیک کردن کردی.
‫تموم شد رفت

206
00:14:06,090 --> 00:14:08,216
‫اون یکی قضیه مدت‌ها پیش اتفاق افتاده
‫و کاملا فراموش شده رفته

207
00:14:08,240 --> 00:14:11,040
‫دو سال پیش من یکی رو کشتم

208
00:14:13,220 --> 00:14:17,210
‫- و بعد اون تو میدون شهر زنده نشسته بود
‫- چی میخوای؟ میخوای در منم بمالی؟

209
00:14:18,000 --> 00:14:19,130
‫میخوای در من بمالی؟

210
00:14:19,170 --> 00:14:22,060
‫اصلا نمیفهمم اینجا چه خبره

211
00:14:22,100 --> 00:14:24,220
‫ولی واسه کمک به تو و خانواده‌ات
‫صداش رو در نمیارم

212
00:14:25,010 --> 00:14:27,120
‫و تو هم همین‌‌کارو میکنی، خب؟

213
00:14:27,160 --> 00:14:31,130
‫نمیدونم دو سال پیش کی رو کشتی،
‫ولی شوهر النا نبوده

214
00:14:31,170 --> 00:14:34,200
‫پس اینو از ذهنت بیرون کن.
‫فهمیدی؟

215
00:14:34,240 --> 00:14:36,140
‫اونا منتظرتن

216
00:14:44,210 --> 00:14:47,200
‫- فقط صبور باشین. الان میاد
‫- یه ماهه که نخوابیده

217
00:14:47,240 --> 00:14:51,040
‫شب‌ها پا میشه،
‫همش دور خونه راه میره

218
00:14:51,080 --> 00:14:52,280
‫باور کنین، اون خیلی پشیمونه

219
00:14:53,000 --> 00:14:55,030
‫- شوهرتون نوشیدنی میخوره؟
‫- چی؟

220
00:14:55,070 --> 00:14:56,830
‫الکل یا مواد مصرف میکنه؟

221
00:14:57,000 --> 00:15:00,120
‫پدرم ممکنه یه حرومزاده باشه،
‫ولی الکی و معتاد نیست، خب؟

222
00:15:00,160 --> 00:15:02,230
‫تو اظهارنامه‌اش گفته که مَست بوده

223
00:15:03,020 --> 00:15:06,230
‫اون روز آره، ولی همیشه نمیخوره

224
00:15:07,020 --> 00:15:09,210
‫نمیدونم داره چیکار میکنه

225
00:15:10,000 --> 00:15:11,080
‫بریم

226
00:15:18,240 --> 00:15:20,140
‫اصلا از این وضع خوشم نمیاد

227
00:15:20,180 --> 00:15:22,160
‫اون فرار نمیکنه.
‫بهتون اطمینان میدم

228
00:15:22,200 --> 00:15:24,130
‫چرا باید فرار کنه؟

229
00:15:31,010 --> 00:15:32,150
‫نکن!

230
00:15:35,080 --> 00:15:37,030
‫نه! نه!

231
00:15:56,100 --> 00:15:59,080
‫آروم بمون

232
00:16:02,170 --> 00:16:04,230
‫آروم باش

233
00:16:06,030 --> 00:16:07,180
‫نه، نه، نه.
‫ولم کن!

234
00:16:07,220 --> 00:16:10,190
‫اینو نمیخوام.
‫اینو نمیخوام

235
00:16:10,230 --> 00:16:12,220
‫صلح. ما صاحبان صلح هستیم

236
00:16:13,010 --> 00:16:15,120
‫تو بی ایمانی.
‫نمیتونی اینکارو باهام بکنی

237
00:16:15,160 --> 00:16:17,050
‫نه. نه. نه.
‫ولم کن

238
00:16:17,090 --> 00:16:20,080
‫- تو...
‫- لطفا. باهام بیا

239
00:16:20,120 --> 00:16:22,020
‫- چی شده؟
‫- باهام بیا

240
00:16:22,060 --> 00:16:23,190
‫الله! الله!

241
00:16:23,230 --> 00:16:27,170
‫تو منو کشتی.
‫خون ما خیلی با ارزشه...

242
00:16:55,190 --> 00:16:59,090
‫دیگه نمیتونم اینجا بمونم.
‫درواقع، اصلا نباید میومدم اینجا

243
00:16:59,130 --> 00:17:02,180
‫بزدلانه‌ست. فرار میکردم
‫و خوشم نمیاد

244
00:17:02,220 --> 00:17:06,020
‫عاقلانه‌ترین کاره.
‫غیرممکنه که اون اینجا پیدات کنه

245
00:17:06,060 --> 00:17:09,240
‫- خیلی هم مطمئن نیستم
‫- کار عجولانه‌ای کردی؟

246
00:17:10,210 --> 00:17:12,050
‫از گوشی استفاده کردی؟

247
00:17:12,090 --> 00:17:14,106
‫- بهت گفتم اینکارو نکنی
‫- فکر کردم النا زنگ زده

248
00:17:14,130 --> 00:17:16,146
‫اگه آوردمت اینجا، بخاطر این بود که
‫با کسی حرف نزنی

249
00:17:16,170 --> 00:17:19,210
‫باید با النا حرف بزنم.
‫تا راجع‌به اتفاقی که داره میوفته بهش هشدار بدم

250
00:17:20,000 --> 00:17:21,800
‫اگه نزدیک اون بشی،
‫دشمنت رو سمتت جذب میکنی

251
00:17:22,000 --> 00:17:25,000
‫اون حضورت رو از طریق ترست حس میکنه

252
00:17:27,130 --> 00:17:29,070
‫جواب این سوال رو بده

253
00:17:29,110 --> 00:17:32,160
‫اگه ازت میخوام به کسی اعتماد نکنی،
‫چرا به من اعتماد میکنی؟

254
00:17:33,090 --> 00:17:35,190
‫چون تو نمیخوای بدونی سکه کجاست

255
00:17:35,230 --> 00:17:39,240
‫معلومه که نمیخوام.
‫اون مثل تو منو هم دنبال میکنه

256
00:17:40,030 --> 00:17:42,200
‫چرا با اومدن به اینجا
‫جونت رو تو خطر انداختی؟

257
00:17:43,210 --> 00:17:46,200
‫وضعیت از اون چیزی که تصور میکردیم
‫خیلی بدتره

258
00:17:46,240 --> 00:17:48,220
‫من هیچ دسترسی‌ای به پدر مقدس ندارم

259
00:17:49,010 --> 00:17:50,186
‫اون تونسته کل اعضای کوریایی
‫که باهاش در تماسن...

260
00:17:50,210 --> 00:17:52,040
‫رو کنترل کنه

261
00:17:52,080 --> 00:17:56,210
‫- سانتورو ارباب واتیکانه
‫- اگه مخفی بشیم، باز به کارش ادامه میده

262
00:17:57,000 --> 00:18:02,050
‫به حرفام گوش بده.
‫در نیمه بامداد، تو یه نشست خصوصی

263
00:18:02,090 --> 00:18:04,190
‫یه مَردی که چاقو داشته
‫به پاپ حمله کرده

264
00:18:05,110 --> 00:18:07,170
‫زخم جدی‌ای صورت گرفته
‫و اون کلی خون از دست داده

265
00:18:07,210 --> 00:18:11,000
‫آدم‌های زیادی میگن دکتر جونش رو نجات داده،
‫ولی من و تو...

266
00:18:11,040 --> 00:18:12,216
‫میدونیم یه چیزه بیشتری در کاره

267
00:18:12,240 --> 00:18:14,070
‫آثار عتیقه!

268
00:18:14,110 --> 00:18:18,020
‫قدرت ناشی از اشیاء مقدسی که
‫توسط کلیسا نگهداری میشن از اون محافظت میکنن

269
00:18:18,060 --> 00:18:20,240
‫چون تعادل همیشه به نفع ماست

270
00:18:21,030 --> 00:18:26,200
‫ولی وقتی دشمن 30 سکه رو بدست بیاره،
‫قدرتشون مشخصاً بزرگ‌تر میشه

271
00:18:26,240 --> 00:18:30,020
‫مانوئل...
‫اونا همین الانشم 29 تا رو دارن

272
00:18:30,060 --> 00:18:33,140
‫همش به النا بستگی داره.
‫هیچ جوره نمیتونیم بهش هشدار بدیم؟

273
00:18:33,180 --> 00:18:35,230
‫دنیای رویاها

274
00:18:36,020 --> 00:18:38,150
‫- مثل ساندرو
‫- تنها راهشه

275
00:18:38,190 --> 00:18:42,030
‫سانتورو هم راجع‌بهش میدونه.
‫ممکنه پیدامون کنه

276
00:18:42,070 --> 00:18:45,230
‫اونجا؟ نمیتونه...
‫دشمنت عین یه بچه‌ست

277
00:18:46,020 --> 00:18:50,000
‫ممکنه پیدامون کنه...
‫یا بین راه گم بشه

278
00:20:11,050 --> 00:20:14,020
<i>‫ در جنگل‌های سراسر کره زمین... </i>

279
00:20:14,060 --> 00:20:18,200
<i>‫ ریتم زندگی توسط یه چیز کنترل میشه: خورشید </i>

280
00:20:19,210 --> 00:20:22,120
<i>‫ هر روز موقع شروع طلوع، </i>

281
00:20:22,160 --> 00:20:25,220
<i>‫ جنگل گردابی از فعالیت میشه </i>

282
00:20:26,010 --> 00:20:28,030
‫النا رو دیدی؟

283
00:20:28,070 --> 00:20:31,090
<i>‫  بیش از نصف گونه‌های زنده زمین </i>
<i>‫  تو جنگل‌ها زندگی میکنن </i>

284
00:20:31,130 --> 00:20:35,170
<i>‫ جنگل‌ها به دریایی از صدا تبدیل میشن </i>

285
00:20:35,210 --> 00:20:42,150
<i>‫  جنگلی از صداها که در هر کدام هر گونه </i>
<i>‫  میخواد سلطه خود رو تحمیل کنه </i>

286
00:20:43,120 --> 00:20:45,020
‫کسی النا رو ندیده؟

287
00:20:47,000 --> 00:20:51,210
<i>‫  به همین خاطر هم گونه‌های زیادی </i>
<i>‫  در یک محیط کاملاً خصمانه... </i>

288
00:20:57,160 --> 00:21:02,230
<i>‫  سعی میکنن بقاء پیدا کنن... </i>

289
00:22:14,020 --> 00:22:15,460
‫در هر صورت، میتونستی انتظارش رو داشته باشی

290
00:22:16,000 --> 00:22:17,400
‫هرگز چیزی باعث غافلگیریت نمیشه

291
00:22:18,030 --> 00:22:20,030
‫و انگار بین ابرها سیر میکنی
‫[حواست به اتفاقات اطرافت نیست]

292
00:22:20,070 --> 00:22:23,060
‫ندیدی اون چطور بهش نگاه کرد؟
‫داشت با چشم‌هاش اونو میخورد

293
00:22:23,100 --> 00:22:25,056
‫از وقتی اون اومده تو شهر،
‫از سکس کردن دست بر نداشته

294
00:22:25,080 --> 00:22:27,060
‫با اون، و با چند نفر دیگه

295
00:22:27,100 --> 00:22:28,210
‫جنده لاشی

296
00:22:29,000 --> 00:22:30,960
‫و تمام مدت، مرچه شجاعانه تظاهر میکرد

297
00:22:31,010 --> 00:22:32,170
‫بیا عزیزم

298
00:22:35,100 --> 00:22:36,230
‫تو به چی نگاه میکنی؟

299
00:22:37,020 --> 00:22:39,136
‫- اون از همه‌شون بدتره
‫- از همه بیشتر تقصیر اونه

300
00:22:39,160 --> 00:22:40,880
‫اول ایده‌های دیوونه‌وار تو ذهن اون قرار میده

301
00:22:41,030 --> 00:22:42,166
‫و بعد اونو ترسیده تنها میذاره

302
00:22:42,190 --> 00:22:46,010
‫تو هم یکم میخوای، پدر؟
‫تا ریده بشه به اشتهات

303
00:23:05,000 --> 00:23:06,160
‫از کجا بدونم خودتی؟

304
00:23:08,020 --> 00:23:10,000
‫من میدونم مخفیگاه سِریت کجاست

305
00:23:11,100 --> 00:23:14,220
‫تو کلیساست،
‫پشت یه مجسمه مریم مقدس چوبی

306
00:23:15,240 --> 00:23:19,050
‫یه چیزه دیگه بهم بگو.
‫یه چیزی که بین من و توئه

307
00:23:21,010 --> 00:23:22,100
‫تو ازم خوشت میاد

308
00:23:23,100 --> 00:23:25,080
‫و این تو رو مضطرب میکنه

309
00:23:26,160 --> 00:23:28,200
‫باعث میشه احساس گناه کنی

310
00:23:28,240 --> 00:23:30,200
‫این سر نصف شهر هم اتفاق میوفته

311
00:23:30,240 --> 00:23:33,230
‫تو معمولاً گلوله‌ها رو با آب مقدس میشوری

312
00:23:34,190 --> 00:23:38,230
‫النا، ما هر دومون داریم خواب میبینیم،
‫ولی تنها نیستیم، اونا صدامون رو میشنون

313
00:23:39,020 --> 00:23:42,170
‫برگرد به شهر، اونجا همدیگه رو میبینیم.
‫همش به تو بستگی داره

314
00:23:42,210 --> 00:23:44,220
‫اگه سکه رو بدست بیارن،
‫به نابودی کشونده میشیم

315
00:23:45,010 --> 00:23:47,090
‫باید تا وقتی بر میگردم با تمام وجودت
‫ازش محافظت کنی

316
00:23:47,130 --> 00:23:49,090
‫دیگه دستم نیست

317
00:23:50,150 --> 00:23:53,020
‫- دستت نیست؟
‫- داشت بهم صدمه میزد

318
00:23:54,060 --> 00:23:56,000
‫سعی کردم ازش جدا بشم،

319
00:23:56,040 --> 00:23:58,440
‫خیلی دور پرتش کردم،
‫همونطوری که تو دریا سنگ پرت میکنی

320
00:23:59,020 --> 00:24:00,136
‫و نمیخوام دیگه برگرده

321
00:24:00,160 --> 00:24:02,010
‫چی؟

322
00:24:02,050 --> 00:24:04,130
‫اونا گفتن برمیگرده پیشم

323
00:24:04,170 --> 00:24:08,040
‫برمیگرده؟
‫اونا اینو گفتن؟

324
00:26:40,000 --> 00:26:41,120
‫خیلی متاسفم، روزاریو

325
00:26:41,160 --> 00:26:45,080
‫دست از سرم بردار! بهم دست نزن!
‫همه‌ش تقصیر توئه!

326
00:26:45,120 --> 00:26:48,170
‫چه حقی داشتی؟
‫میای خونه‌ام و سوال میپرسی

327
00:26:48,210 --> 00:26:51,010
‫درمورد سیاه‌بختی دخترم به همه میگی!

328
00:26:51,050 --> 00:26:53,180
‫- مامان، لطفا!
‫- اون اینطوری نبود

329
00:26:53,220 --> 00:26:56,190
‫شماها اونو دیوونه کردین

330
00:26:58,020 --> 00:27:00,010
‫تو هم دیگه،

331
00:27:00,050 --> 00:27:03,060
‫میپرسی اون الکی بوده
‫و خدا میدونه چه چیزه دیگه‌ای تو فکرت بوده!

332
00:27:03,100 --> 00:27:07,040
‫اون کجاست؟
‫اون یکی کجاست؟

333
00:27:07,080 --> 00:27:09,030
‫لاگونا کجاست؟

334
00:27:09,070 --> 00:27:13,060
‫اون کجاست؟ بذارین خودش رو نشون بده،
‫اگه جرئتش رو داره

335
00:27:13,100 --> 00:27:15,050
‫اون کجاست؟

336
00:27:20,160 --> 00:27:23,020
‫- دوتا قهوه، یه ذره شیر بریز
‫- پس دوتا کورتادو میخواین

337
00:27:23,060 --> 00:27:26,060
‫نه، یه کورتادو خیلی کم شیر داره.
‫من یه قهوه میخوام که از اون بیشتر شیر داشته باشه ولی نه خیلی زیاد

338
00:27:26,190 --> 00:27:28,020
‫- اون احمقی چیزیه؟
‫- آروم باش

339
00:27:28,060 --> 00:27:30,190
‫یکم احترام بذار، ما مقامات شورای شهریم

340
00:27:30,230 --> 00:27:33,130
‫- ایزابل کجاست؟
‫- قبرستون

341
00:27:33,170 --> 00:27:35,240
‫جاش خالیه

342
00:27:36,030 --> 00:27:37,150
‫عجب دوره‌ای داشتیم

343
00:27:37,190 --> 00:27:40,160
‫پلیس از مادرید اومده
‫تا فقط ببینه تو این شهر چه خبره

344
00:27:40,200 --> 00:27:43,150
‫- و ببین پاشون رو تو چه وضعی گذاشتن
‫- یه خودکشی دیگه

345
00:27:43,190 --> 00:27:45,150
‫چیزی که نمیفهمم اینه که
‫چطور یکی...

346
00:27:45,190 --> 00:27:48,060
‫که تو خیابون با اسلحه شلیک کرده
‫روز بعدش آزاد میشه

347
00:27:48,100 --> 00:27:50,080
‫آره، اونم وقتی خونه هم اسلحه داره

348
00:27:50,120 --> 00:27:51,230
‫یکی دیگه بهم بده، ریکاردو

349
00:28:06,030 --> 00:28:09,210
‫یالا! یالا! یالا!

350
00:28:10,000 --> 00:28:13,010
‫یالا! یالا!

351
00:28:16,170 --> 00:28:18,180
‫اون کجاست؟

352
00:28:18,220 --> 00:28:22,010
‫- اون کجاست؟
‫- اونه. اون...

353
00:28:22,050 --> 00:28:23,200
‫اینه. اینه...

354
00:28:25,040 --> 00:28:27,000
‫چی شده؟
‫من کاری نکردم

355
00:28:27,040 --> 00:28:31,100
‫باهامون بیا، باهامون بیا

356
00:29:00,090 --> 00:29:03,180
‫- نمیخوای باهام حرف بزنی؟
‫- نه، حرفی ندارم

357
00:29:03,220 --> 00:29:07,180
‫خب آره، دارم.
‫دوتا خانوم پلیس تو هتل داریم

358
00:29:07,220 --> 00:29:12,070
‫به گمونم اگه هنوزم شهرداری
‫میخوان باهات حرف بزنن

359
00:29:12,110 --> 00:29:13,350
‫چی داره به سر ما میاد، مرچه؟

360
00:29:14,020 --> 00:29:16,140
‫مشخصه چی داره به سرمون میاد، پاکو

361
00:29:16,180 --> 00:29:19,340
‫خودت وسط میدون جلوی همه گفتی،
‫به همین سادگی...

362
00:29:20,000 --> 00:29:22,120
‫یه‌راست، بدون اینکه باهام مشورت کنی

363
00:29:22,160 --> 00:29:24,030
‫حقیقت نداره

364
00:29:24,070 --> 00:29:26,206
‫میخواستم باهات حرف بزنم،
‫ولی نمیخواستی گوش بدی

365
00:29:26,230 --> 00:29:30,000
‫حتما. همه‌چی باید هر وقت که تو میخوای
‫و هرطوری تو میخوای باشه، درسته؟

366
00:29:30,040 --> 00:29:31,190
‫"من از شهردار بودن حوصله‌ام سر رفته

367
00:29:31,230 --> 00:29:34,090
‫و هی، همینطوری میگم بره،
‫بدون نگرانی‌ای!"

368
00:29:34,130 --> 00:29:37,040
‫نمیفهمی چقدر خودخواهی؟

369
00:29:37,080 --> 00:29:39,140
‫- فقط به خودت فکر میکنی
‫- خیلی‌خب

370
00:29:39,180 --> 00:29:41,230
‫تا حالا فکر کردی...

371
00:29:42,020 --> 00:29:46,160
‫کارهایی که میکنی،
‫روی اطرافیانت، خانواده‌ات،

372
00:29:46,200 --> 00:29:49,190
‫چیزی که داریم باهم میسازیم تاثیر میذاره؟

373
00:29:49,230 --> 00:29:51,350
‫تو نمیتونی وادارم کنی
‫کاری که نمیخوام رو انجام بدم

374
00:29:52,000 --> 00:29:56,000
‫لطفا...
‫آخر سر منم که باید عذرخواهی کنم

375
00:29:56,040 --> 00:29:58,210
‫همیشه تو باید قربانی باشی؟

376
00:29:59,000 --> 00:30:01,196
‫تویی که از همه بیشتر رنج میکشی!
‫بقیه ماها فقط اینجاییم تا بهت دلداری بدیم

377
00:30:01,220 --> 00:30:05,090
‫- ولی من بخاطر این ازدواج نکردم
‫- و بخاطر چی ازدواج کردیم؟

378
00:30:05,130 --> 00:30:08,090
‫من نمیدونم بخاطر چی ازدواج کردیم، مرچه

379
00:30:08,130 --> 00:30:11,200
‫اگه میخوای از این حرفا بزنی،
‫بهتره بری

380
00:30:15,190 --> 00:30:18,010
‫قبلا یه پروژه مشترک داشتیم،
‫و خیلی ساده بود

381
00:30:18,050 --> 00:30:21,140
‫تا خوشحال باشیم.
‫به نظرت خوشحالیم؟

382
00:30:21,180 --> 00:30:23,160
‫قرار نیست سر این بحث رو باز کنم، پاکو

383
00:30:23,200 --> 00:30:27,080
‫دقیقا باید سر همینو باز کنیم.
‫این مهم‌ترین چیزه

384
00:30:31,000 --> 00:30:33,050
‫میخوای یه چیزی رو بهم بگی، پاکو؟

385
00:30:35,220 --> 00:30:38,210
‫الان یه ساله که به نظر میاد
‫ما فقط تو یه شرکت باهم شریکیم

386
00:30:39,000 --> 00:30:41,006
‫مطمئن نیستم چیزه دیگه‌ای باشه
‫که ما رو باهم متحد میکنه

387
00:30:41,030 --> 00:30:46,080
‫تو از اول میدونستی.
‫میدونستی من نمیتونم بچه‌دار بشم!

388
00:30:46,120 --> 00:30:49,090
‫الان دیگه نیا بگو که ما فقط یه شرکتیم!

389
00:30:49,130 --> 00:30:51,070
‫- من این حرف رو نزدم
‫- برو به جهنم!

390
00:30:51,110 --> 00:30:52,590
‫فکر کردی من احمقم؟

391
00:30:53,030 --> 00:30:55,010
‫اینکه نمیدونم این حرفا بخاطر چیه؟

392
00:30:55,050 --> 00:30:56,216
‫- بخاطر چیه؟
‫- واقعا فکر میکنی...

393
00:30:56,240 --> 00:30:58,080
‫تو با اون شانسی داری؟

394
00:30:58,120 --> 00:31:01,090
‫فکر میکنی حالا که شوهرش مُرده،
‫میوفته دنبال تو؟

395
00:31:01,130 --> 00:31:05,120
‫اون رفته، پاکو. رفته.
‫و ولت کرده!

396
00:31:07,010 --> 00:31:08,160
‫برو دنبالش بگرد!

397
00:31:08,200 --> 00:31:11,010
‫برو دنبالش بگرد،
‫ولی آرامش منو بهم نزن!

398
00:31:11,050 --> 00:31:15,000
‫من میدونم با زندگیم چیکار میکنم، میشنوی؟

399
00:31:17,160 --> 00:31:19,200
‫شما دیگه به چی زل زدین؟

400
00:32:43,240 --> 00:32:45,140
‫هی، سگه!

401
00:32:45,180 --> 00:32:48,210
‫- اسپانیایی حرف میزنی؟
‫- اگه کسی به حرفم گوش میده، آره

402
00:32:49,000 --> 00:32:51,160
‫اسمم احمده.
‫من ترجمه میکنم

403
00:32:52,210 --> 00:32:55,240
‫- چرا تو اینجایی؟
‫- شغل من کمک به مردمه

404
00:33:00,200 --> 00:33:05,020
‫اگه واقعا میخواستی بهمون کمک کنی،
‫مثل من اسلحه دست میگرفتی

405
00:33:05,060 --> 00:33:07,000
‫همه‌چی که با اسلحه حل نمیشه

406
00:33:07,040 --> 00:33:09,210
‫اسلحه‌ها راه‌حل نیستن

407
00:33:13,020 --> 00:33:16,200
‫هرکی که زیر لباس صلیب قایم کنه
‫دشمن ماست

408
00:33:16,240 --> 00:33:18,160
‫کی تو رو فرستاده اینجا
‫تا جاسوسی ما رو بکنی؟

409
00:33:18,200 --> 00:33:22,020
‫همه کسایی که مثل تو فکر نمیکنن
‫هم دشمن توئن؟

410
00:33:27,200 --> 00:33:30,240
‫دشمن ما شیطانه،
‫که میخواد به الله پایان بده

411
00:33:31,030 --> 00:33:33,180
‫پس هم‌تیمی‌ایم

412
00:34:00,060 --> 00:34:05,020
‫[سنت دنیز، پاریس]

413
00:34:21,240 --> 00:34:24,010
‫- عصر بخیر
‫- من میشناسمتون؟

414
00:34:24,050 --> 00:34:27,190
‫این مهم نیست.
‫میتونی عادی راه بری؟

415
00:34:27,230 --> 00:34:31,060
‫البته.
‫چرا میپرسی؟

416
00:34:31,100 --> 00:34:34,010
‫- ببین!
‫- عالیه!

417
00:34:34,050 --> 00:34:36,140
‫- و بیناییت چطوره؟
‫- خیلی خوبه

418
00:34:36,180 --> 00:34:39,150
‫ولی واسه روزنامه خوندن
‫به عینک نیاز دارم

419
00:34:39,190 --> 00:34:41,140
‫نگران نباش

420
00:34:41,180 --> 00:34:44,090
‫امروز قرار نیست روزنامه بخونی

421
00:34:46,040 --> 00:34:47,120
‫- واسه منه؟
‫- آره

422
00:34:47,160 --> 00:34:49,020
‫قشنگه

423
00:34:52,190 --> 00:34:54,040
‫باهام بیا

424
00:35:11,090 --> 00:35:14,130
‫آقای آنتوان، کجا میرین؟
‫الان نمیتونین برین بیرون...

425
00:35:36,020 --> 00:35:38,180
‫- همسرتونه؟
‫- آره، زنمه

426
00:35:38,220 --> 00:35:40,180
‫و پسرمون، آلفونسو

427
00:35:40,220 --> 00:35:43,130
‫وقتی تو کلانتری بورگوس کار میکردم
‫این عکس گرفته شده

428
00:35:43,170 --> 00:35:45,060
‫اون موقع حدوداً چهار سالش بود

429
00:35:45,100 --> 00:35:47,180
‫حالا داره تو مادرید درس میخونه.
‫رشته مخابرات

430
00:35:47,220 --> 00:35:50,020
‫و همسرم طبقه بالاست،
‫داره ناهار درست میکنه

431
00:35:50,060 --> 00:35:52,120
‫اگه میخواین، میتونیم بریم بالا
‫و بهم معرفی‌تون میکنم

432
00:35:52,160 --> 00:35:54,060
‫باشه یه وقت دیگه

433
00:35:54,100 --> 00:35:57,000
‫درحال حاضر میخوایم با پاکو صحبت کنیم،
‫اگه از نظرتون ایرادی نداره

434
00:35:57,040 --> 00:36:00,090
‫نمیدونم با حرف زدن با اون چه چیزه دیگه‌ای
‫راجع‌به پرونده دستگیرتون میشه

435
00:36:00,130 --> 00:36:01,210
‫اون شهرداره، درسته؟

436
00:36:02,000 --> 00:36:05,090
‫همینطورم شوهر مرسدس گاندیاست،
‫صاحب کشتارگاه،

437
00:36:05,130 --> 00:36:07,100
‫- و هتل شهر
‫- درسته

438
00:36:07,140 --> 00:36:11,150
‫ولی بر اساس این گزارش
‫اون پیش النا اچواریا بوده، دامپزشکه

439
00:36:11,190 --> 00:36:14,240
‫اون موقعی که شوهر دامپزشک خودکشی کرده
‫پیش دختره بوده؟

440
00:36:15,030 --> 00:36:17,030
‫و این چه مشکلی داره؟

441
00:36:18,080 --> 00:36:21,000
‫عصر بخیر.
‫لطفا بشینین

442
00:36:31,000 --> 00:36:33,600
‫به چی فکر میکنی؟
‫انگار فکرت کلی از اینجا دور بود

443
00:36:34,030 --> 00:36:35,220
‫سیاره لازانیا

444
00:36:37,000 --> 00:36:40,000
‫- میدونی مشکل من چیه؟
‫- نه

445
00:36:40,040 --> 00:36:42,160
‫وقتی خوشی میبینم تشخیصش برام سخته

446
00:36:42,200 --> 00:36:45,040
‫تا حالا جلوی روم نبوده.
‫همیشه ازم دوری کرده

447
00:36:45,080 --> 00:36:49,000
‫از دستم فرار کرده...
‫و حالا که جلوی رومه

448
00:36:50,000 --> 00:36:51,140
‫نمیدونم...

449
00:36:51,180 --> 00:36:53,100
‫نمیخوام از دستش بدم

450
00:36:53,140 --> 00:36:56,160
‫- من گرسنمه
‫- منم همینطور

451
00:36:57,130 --> 00:36:59,160
‫فکر کنم هر دومون مستحقش هستیم

452
00:36:59,200 --> 00:37:03,190
‫میدونی چند بار اینطوری که الانیم
‫رو تصور کردم؟

453
00:37:04,160 --> 00:37:07,030
‫نه فقط بخاطر سکس.
‫با اینکه خیلی...

454
00:37:07,070 --> 00:37:09,180
‫حس اینو داره...

455
00:37:09,220 --> 00:37:12,150
‫که کارت‌ها رو برداشتی
‫و چهارتا آس میاد دستت

456
00:37:12,190 --> 00:37:15,210
‫شانسی نبود.
‫بخاطرش تلاش کردی

457
00:37:16,000 --> 00:37:19,140
‫بدجور سمجی.
‫پشت سر هم سعی کردی

458
00:37:20,150 --> 00:37:22,000
‫آخر سر...

459
00:37:23,020 --> 00:37:24,150
‫اگه یه چیزی رو میخوام

460
00:37:26,130 --> 00:37:31,010
‫میرم دنبالش، تا تهش.
‫همیشه. به سلامتی

461
00:37:57,080 --> 00:37:58,190
‫صبح بخیر، قربان

462
00:38:23,000 --> 00:38:26,210
‫گفتی شانسی نبود،
‫ولی فکر کنم بود

463
00:38:27,000 --> 00:38:28,186
‫یه اتفاقی برام افتاد
‫بگم خنده‌ات میگیره

464
00:38:28,210 --> 00:38:30,060
‫چه اتفاقی برات افتاد؟

465
00:38:30,100 --> 00:38:32,216
‫اون رستورانی که میخواستم ببرمت اونجا
‫رو یادته، رستوران ژاپنیه؟

466
00:38:32,240 --> 00:38:35,160
‫اونجا که سر میز ماهی رو باز میکنن
‫و همون‌جا مستقیماً برات سِرو میکنن؟

467
00:38:35,200 --> 00:38:38,050
‫آره، همون. خب، یه ماه پیش
‫همراه چندتا دوست‌هام رفتم اونجا

468
00:38:38,090 --> 00:38:41,130
‫و یکم حالم خراب بود،
‫چون همش تو فکر تو بودم

469
00:38:41,170 --> 00:38:43,010
‫بگذریم...

470
00:38:43,050 --> 00:38:47,220
‫آشپز دستش رو کرد داخل،
‫توی ماهی و بوم!

471
00:38:48,010 --> 00:38:49,220
‫اینو کشید بیرون

472
00:38:50,010 --> 00:38:52,230
‫خب، جعبه رو که نه
‫چیزی که توشه

473
00:38:53,020 --> 00:38:54,150
‫داری ازم خواستگاری میکنی؟

474
00:38:56,050 --> 00:38:57,130
‫زده به سرت؟

475
00:38:57,170 --> 00:39:01,050
‫دارین ازم میپرسین النا رابطه خوبی
‫با شوهرش داشته؟

476
00:39:01,090 --> 00:39:04,160
‫آره. وقتی شوهرش بعد از اینکه
‫دو سال گم شده بود

477
00:39:04,200 --> 00:39:07,010
‫بدون هیچ توضیحی برگشت،
‫اون خوشحال بود؟

478
00:39:07,050 --> 00:39:09,140
‫معلومه که خوشحال بود!
‫منظورتون چیه؟

479
00:39:09,180 --> 00:39:12,070
‫واقعا تو سد چه اتفاقی افتاد؟
‫شما اونجا بودین

480
00:39:12,110 --> 00:39:15,050
‫- لاگونا هم اونجا بود
‫- قبلا بیانیه‌اش رو خوندیم

481
00:39:15,090 --> 00:39:18,020
‫رابطه صمیمیتون با اون
‫رو چطور توصیف میکنین؟

482
00:39:18,060 --> 00:39:19,140
‫"صمیمی؟"

483
00:39:19,180 --> 00:39:22,070
‫از رابطه‌ای که با شوهرش داشت
‫بهتر بود یا بدتر؟

484
00:39:22,110 --> 00:39:26,000
‫تو این مصاحبه خیلی احساس راحتی نمیکنم، خب؟

485
00:39:26,040 --> 00:39:28,210
‫باشه، پس...
‫خب...

486
00:39:29,000 --> 00:39:32,210
‫روکه...
‫گوش کن، واقعا دوستت دارم

487
00:39:33,000 --> 00:39:37,030
‫- و امروز بی‌نظیر بود، ولی این...
‫- النا. نه، فقط نمیدونستیم کجا بذارمش!

488
00:39:38,050 --> 00:39:41,170
‫- چیه؟
‫- بازش کن، تعجب میکنی

489
00:39:58,190 --> 00:40:00,240
‫- این چیه؟
‫- عذر میخوام، النا

490
00:40:01,030 --> 00:40:04,030
‫نمیدونستم اینقدر ناراحتت میکنه!
‫فکر میکردم ازش خوشت میاد

491
00:40:04,070 --> 00:40:07,020
‫یه سکه دقیقا شبیه همونیه
‫که بهم نشون دادی، یادته؟

492
00:40:07,060 --> 00:40:10,110
‫- بهم گفتی گمش کردی
‫- گمش نکردم... انداختمش دور

493
00:40:10,150 --> 00:40:12,070
‫میخواستم از شرش خلاص بشم،
‫میفهمی؟

494
00:40:12,110 --> 00:40:13,430
‫اگه میدونستم...
‫قسم میخورم نگهش میداشتم

495
00:40:14,000 --> 00:40:16,186
‫چون فکر کردم یه نشونه سرنوشته،
‫که ما رو بهم پیوند میزنه

496
00:40:16,210 --> 00:40:20,080
‫فکر کردم، "عالیه، سکه‌ای که النا گم کرده بود
‫تو شکم یه ماهی بوده"

497
00:40:20,120 --> 00:40:23,030
‫- "برمیگرده پیشت"
‫- چی؟

498
00:40:24,050 --> 00:40:26,050
‫الان برمیگردم، روکه

499
00:40:54,170 --> 00:40:56,020
‫اجازه هست؟

500
00:40:59,000 --> 00:41:01,196
‫النا، بالاخره.
‫چند بار سعی کردم بهت زنگ بزنم، ولی...

501
00:41:01,220 --> 00:41:03,050
‫برگشته

502
00:41:03,090 --> 00:41:04,190
‫- چی؟
‫- سکه

503
00:41:04,230 --> 00:41:06,060
‫برگشته.
‫روی میزه

504
00:41:06,100 --> 00:41:08,036
‫همزاد بهم گفت که برمیگرده،
‫و برگشته
‫[که شبیه شوهرش بود]

505
00:41:08,060 --> 00:41:12,020
‫- مطمئنی همونه؟
‫- پاکو... من ترسیدم

506
00:41:12,060 --> 00:41:14,080
‫نگران نباش. دارم میام.
‫کجایی؟

507
00:41:14,120 --> 00:41:16,190
‫من تو پاریسم

508
00:41:16,230 --> 00:41:19,150
‫- همه‌‎چی روبراهه، قربان؟
‫- بله

509
00:41:19,190 --> 00:41:21,170
‫الان لازانیا رو بیارم؟

510
00:41:21,210 --> 00:41:23,220
‫نه. نه، فقط صورت حساب، لطفا

511
00:41:24,010 --> 00:41:25,090
‫و اینو هم ببر

512
00:41:26,100 --> 00:41:27,180
‫همه‌چی رو ببر

513
00:42:01,180 --> 00:42:03,150
‫النا! النا!

514
00:42:03,190 --> 00:42:05,020
‫النا!

515
00:43:16,060 --> 00:43:18,230
‫نه، نه...
‫النا!

516
00:43:34,080 --> 00:43:35,160
‫راه بیوفت

517
00:44:41,130 --> 00:44:43,230
‫لعنتی...
‫چه اتفاقی افتاده، پاکو؟

518
00:44:44,020 --> 00:44:45,146
‫چیکار میکنی؟
‫چرا برنگشتی؟

519
00:44:45,170 --> 00:44:47,220
‫- روکه...
‫- حالش خوبه؟

520
00:44:49,050 --> 00:44:50,180
‫فکر کنم مُرده

521
00:44:50,220 --> 00:44:54,240
‫چی؟
‫ولی چه اتفاقی افتاد؟

522
00:44:55,030 --> 00:44:57,210
‫نمیدونم.
‫لعنتی

523
00:44:59,020 --> 00:45:01,130
‫این اتفاقات دیگه چیه، پاکو؟

524
00:45:09,160 --> 00:45:14,070
‫- چه غلطی میکنی؟
‫- خب، من هنوزم اینجام

525
00:45:14,110 --> 00:45:18,070
‫هنوز زنده‌ای چون یه کلمه از حرفات
‫رو هم ترجمه نکردم

526
00:45:18,210 --> 00:45:21,140
‫اینطوریا نیست.
‫امکان گفتگو وجود نداره

527
00:45:21,180 --> 00:45:24,140
‫به هر تهمتی که بهت زدن اعتراف کن
‫و دهنت رو ببند

528
00:45:24,180 --> 00:45:27,040
‫- چرا بهم کمک کردی؟
‫- خیال برت نداره، پدر

529
00:45:27,080 --> 00:45:29,120
‫من از هرچیزی که تو ارائه میکنی متنفرم

530
00:45:29,160 --> 00:45:33,030
‫واسه همینم اینجام، تا مبارزه کنم
‫و واسه چیزی که ارزش داره بمیرم

531
00:45:33,070 --> 00:45:34,750
‫همه اینا اونطوری که تصور میکردی نیست، نه؟

532
00:45:35,020 --> 00:45:36,146
‫هیچی اونطوری که تصور میکنی نیست

533
00:45:36,170 --> 00:45:40,050
‫و یه ثانیه حقیقت
‫بهتر از یه عمر دروغه

534
00:45:40,090 --> 00:45:41,170
‫یه ثانیه، آره

535
00:45:41,210 --> 00:45:44,290
‫چاقو برمیداری و گلوی یکی که
‫روی سرش کیسه کشیده شده رو میبری

536
00:45:45,010 --> 00:45:48,200
‫قضیه جایی پیچیده میشه که
‫باید بارها اینکارو بکنی

537
00:45:48,240 --> 00:45:52,230
‫- بهت وقت واسه فکر کردن میده
‫- جرئت اینو داری که درس عدالت بدی؟

538
00:45:53,020 --> 00:45:55,220
‫آدمایی مثل تو باعث تمام اینا شدن

539
00:45:56,010 --> 00:45:58,080
‫که حرفای قشنگ میزنن
‫و خودشون رو میزنن به اون راه

540
00:45:58,120 --> 00:46:01,040
‫اونم وقتی که هزاران مرگ صورت میگیره

541
00:46:01,210 --> 00:46:05,210
‫- میخواستی درمورد اینا باهام حرف بزنی؟
‫- دوتا زندونی دیگه هم هست

542
00:46:06,000 --> 00:46:09,150
‫یه روزنامه‌نگار و یه زن از طرف یه سازمان مردم‌نهاد

543
00:46:09,190 --> 00:46:13,090
‫فردا سحر، سه‌تاتون اعدام میشین

544
00:46:24,150 --> 00:46:27,080
‫بچه‌ها، همین الان اون باید برداشته بشه.
‫لطفا!

545
00:46:27,120 --> 00:46:31,100
‫فردا غسل تعمید داریم
‫و همه اینا باید پاکسازی بشن

546
00:46:33,030 --> 00:46:35,100
‫- مرچه، عزیزم
‫- مرچه، عشقم!

547
00:46:35,140 --> 00:46:38,000
‫- چطوری، عزیز دلم؟
‫- مثل همیشه، کار میکنم

548
00:46:38,040 --> 00:46:40,090
‫گرده‌همایی شوهرت موفقیت‌آمیز بود

549
00:46:40,130 --> 00:46:43,000
‫آره خب، بد نبود
‫به نظرم انتخابات رو میبریم

550
00:46:43,040 --> 00:46:45,100
‫معلومه.
‫همه خیلی قدر شما رو میدونن

551
00:46:45,140 --> 00:46:47,000
‫- حتما
‫- گوش کن

552
00:46:47,040 --> 00:46:50,120
‫فقط میخواستیم بهت بگیم، سر هرچی که بخوای
‫میتونی رو ما حساب کنی

553
00:46:50,160 --> 00:46:53,040
‫- اینو که میدونی، مگه نه؟
‫- اگه خواستی حرف بزنی، ما هستیم

554
00:46:53,080 --> 00:46:54,170
‫حالا چه خوب باشه، چه بد

555
00:46:54,210 --> 00:46:56,220
‫اگه ما از همدیگه حمایت نکنیم

556
00:46:57,010 --> 00:46:58,186
‫- دیگه کی اینکارو میکنه؟
‫- ممنون

557
00:46:58,210 --> 00:47:01,010
‫وقتی رمدیوز بهم گفت،
‫باورم نمیشد

558
00:47:01,050 --> 00:47:02,210
‫خب، قطعی نیست

559
00:47:03,000 --> 00:47:06,150
‫شوهرم مدت زیادی کار میکرده.
‫خسته‌ست، همین

560
00:47:06,190 --> 00:47:09,170
‫و چون خسته‌ست،
‫رفته اتاق اجاره کرده؟

561
00:47:13,070 --> 00:47:14,230
‫- کدوم اتاق؟
‫- تو بار

562
00:47:15,020 --> 00:47:17,160
‫طبقه بالاش اتاق دارن
‫و اجاره میدن

563
00:47:17,200 --> 00:47:19,060
‫رمدیوز همچین حرفی زده؟

564
00:47:19,100 --> 00:47:22,050
‫اون گفت دیده شوهرت
‫با دوتا چمدون رفته اونجا

565
00:47:24,010 --> 00:47:26,116
‫- نمیدونم، حتما...
‫- نیازی نیست چیزی رو توضیح بدی

566
00:47:26,140 --> 00:47:28,460
‫و تو اولین کسی نیستی که
‫دچار همچین وضعیتی شدی

567
00:47:29,030 --> 00:47:31,000
‫یه سنی وجود داره که
‫همه مَردها احمق میشن

568
00:47:31,040 --> 00:47:33,090
‫چون میبینن دارن پیر میشن، میترسن

569
00:47:33,130 --> 00:47:35,120
‫و میخوان وقتی که تلف کردن
‫رو پس بگیرن

570
00:47:35,160 --> 00:47:38,040
‫اون وقتش رو با من تلف نکرد، کنسوئلو

571
00:47:38,080 --> 00:47:42,070
‫- نه، معلومه که، برعکسش
‫- خدا بهش شانس داد که تو گیرش اومدی

572
00:47:42,110 --> 00:47:46,000
‫همون داستانی قدیمی.
‫نمیتونن ببینن خونه چقدر اوضاع‌شون خوبه

573
00:47:46,040 --> 00:47:49,060
‫ببین، اینقدر بهش فکر نکن.
‫تو باید تمرکز کنی

574
00:47:49,100 --> 00:47:50,190
‫روی چی تمرکز کنم؟

575
00:47:50,230 --> 00:47:53,050
‫به خودت برس، برو تو خیابون،
‫خودت رو خوشگل‌ کن

576
00:47:53,090 --> 00:47:57,010
‫یه لباس جدید بپوش، آرایش کن.
‫هیچوقت آرایش نمیکنی

577
00:47:57,050 --> 00:47:58,650
‫چه انتظاری داری؟
‫اون همیشه داره کار میکنه

578
00:47:59,000 --> 00:48:01,090
‫باید به آتیش سوخت اضافه کنی، مرچه

579
00:48:01,130 --> 00:48:04,080
‫زغال‌ها رو بهم بزن،
‫وگرنه آتیش‌شون خاموش میشه

580
00:48:04,120 --> 00:48:09,090
‫بعلاوه، و نمیگیم از اینجا بری،
‫ولی میدونی که کی تو پاریسه

581
00:48:12,140 --> 00:48:15,010
‫پوری بهمون گفت، اون تو قلعه تمیزکاری میکنه

582
00:48:15,050 --> 00:48:17,230
‫- اون با روکه‌ست
‫- وقت خوبیه که امتحانش کنی

583
00:48:18,020 --> 00:48:20,580
‫- نمیتونی تسلیم بشی
‫- اونا دو نفر باهم رابطه دارن

584
00:48:21,000 --> 00:48:23,050
‫و این چه ربطی به شوهر من داره؟

585
00:48:23,090 --> 00:48:25,166
‫اوه، ببینین چقدر دیر شده
‫و من هنوز ناهار درست نکردم

586
00:48:25,190 --> 00:48:29,160
‫- بگذریم مرچه، مراقب خودت باش
‫- میبینیمت

587
00:48:34,000 --> 00:48:35,160
‫پروردگار من، عیسی مسیح

588
00:48:36,180 --> 00:48:38,170
‫میدونم که زندگی من در دستان توئه

589
00:48:39,190 --> 00:48:41,060
‫مثل ساندرو...

590
00:48:42,060 --> 00:48:46,240
‫و خیلی‌های دیگه که در راه
‫دفاع از این تکه چوب مُردن

591
00:48:51,230 --> 00:48:53,120
‫از من چی میخوای؟

592
00:48:56,070 --> 00:49:00,080
‫میفهمم.
‫من لیاقت رحم تو رو ندارم

593
00:49:02,050 --> 00:49:04,150
‫لیاقت بخششت رو ندارم

594
00:49:06,000 --> 00:49:10,120
‫سال‌ها پیش، یکی یه‌بار بهم گفت
‫که تو از رنج ما لذت میبری

595
00:49:12,070 --> 00:49:13,190
‫بهم بر خورد

596
00:49:17,220 --> 00:49:19,160
‫گرچه، الان...

597
00:49:28,060 --> 00:49:29,210
‫احمد؟

598
00:49:47,140 --> 00:49:50,130
‫میخوای چیکار کنی؟
‫میخوای چیکار کنی؟

599
00:49:50,170 --> 00:49:53,040
‫نیازی به چهره خوشحالت نداریم

600
00:50:07,020 --> 00:50:08,210
‫اون اینجاست!

601
00:50:09,000 --> 00:50:10,080
‫اون اینجاست!

602
00:50:14,140 --> 00:50:16,010
‫اون داره میاد!

603
00:50:16,050 --> 00:50:19,000
‫- کسی نمیاد، تخمی!
‫- اون داره میاد!

604
00:50:19,040 --> 00:50:22,200
‫- آنتونیو، خفه شو!
‫- اون اینجاست!

605
00:50:22,240 --> 00:50:25,210
‫اون اینجاست!
‫اون رسیده!

606
00:50:26,000 --> 00:50:27,186
‫خفه شو!
‫بچه رو بیدار میکنی!

607
00:50:27,210 --> 00:50:31,140
‫اون اینجاست!
‫اون داره میاد! اون اینجاست!

608
00:50:31,180 --> 00:50:33,110
‫اون اینجاست!

609
00:50:33,150 --> 00:50:35,130
‫بیخیال! خفه شو!

610
00:50:35,170 --> 00:50:37,110
‫اون داره میاد!

611
00:50:38,140 --> 00:50:40,050
‫اون اینجاست!

612
00:50:43,160 --> 00:50:46,040
‫- آنتونیو!
‫- اون اینجاست!

613
00:50:58,070 --> 00:51:00,190
‫اونو بذار کنار.
‫چیکار میکنی آخه؟

614
00:51:00,230 --> 00:51:03,110
‫- آنتونیو...
‫- در خدمت شمام

615
00:51:03,150 --> 00:51:05,210
‫دیروقته.
‫منتظر کی هستی؟

616
00:51:06,000 --> 00:51:07,680
‫- کشیش جدید
‫- یه کشیش جدید داره میاد؟

617
00:51:08,010 --> 00:51:11,140
‫اون یکی گذاشت رفت. هیچ عشای ربانی‌ای در کار نیست.
‫حالا باید بخاطرش به سپولودا بری

618
00:51:11,180 --> 00:51:14,220
‫ولی به اسقف سگوبیا زنگ زدن
‫و یکی دیگه خواستن

619
00:51:15,010 --> 00:51:16,970
‫این عصاهای زیر بغل...
‫برات حادثه‌‌ای پیش اومده، مگه نه؟

620
00:51:17,030 --> 00:51:19,086
‫نه، حادثه نبود.
‫از برج ناقوس پریدم

621
00:51:19,110 --> 00:51:22,140
‫- چرا؟
‫- اونا بهم گفتن اینکارو بکنم

622
00:51:22,180 --> 00:51:25,180
‫- کیا؟
‫- صداها

623
00:51:25,220 --> 00:51:27,170
‫که اینطور

624
00:51:27,210 --> 00:51:30,180
‫- تو همه رو اینجا میشناسی، مگه نه؟
‫- همین‌جا به دنیا اومدم

625
00:51:30,220 --> 00:51:33,090
‫چطوره با ما بیای تا یکم صحبت کنیم؟

626
00:51:33,130 --> 00:51:35,040
‫نمیتونم، باید منتظر کشیش جدید باشم

627
00:51:35,080 --> 00:51:37,060
‫و اگه برات قهوه بخریم چی؟

628
00:51:37,100 --> 00:51:38,230
‫با چورو؟

629
00:51:45,060 --> 00:51:48,060
‫- چورو نداریم
‫- پس ساندویچ بیکن بیار

630
00:51:52,020 --> 00:51:54,230
‫آنتونیو، تو این شهر چه خبره؟

631
00:51:55,020 --> 00:51:56,150
‫منظورت چیه؟

632
00:51:56,190 --> 00:51:58,160
‫اتفاقات عجیب، مرگ‌ و میرها

633
00:51:58,200 --> 00:52:01,090
‫- ناپدید شدن‌ها...
‫- اوضاع اینجا عادیه

634
00:52:01,130 --> 00:52:04,130
‫راسته که مردم شهر کلینیک دامپزشکی
‫رو آتیش زدن؟

635
00:52:04,170 --> 00:52:07,130
‫- من نزدم. من اونجا نبودم
‫- ولی میدونی کی اونجا بود؟

636
00:52:07,170 --> 00:52:10,060
‫- همه به جزء من
‫- و چرا اینکارو کردن؟

637
00:52:10,100 --> 00:52:12,040
‫چون کشیش ازشون خواست

638
00:52:13,000 --> 00:52:15,050
‫پدر ورگارا ازشون خواست
‫کلینیک رو آتیش بزنن؟

639
00:52:15,090 --> 00:52:19,180
‫نه... کشیش واقعی نه.
‫انعکاس تو آینه‌اش

640
00:52:20,070 --> 00:52:23,150
‫کشیش، شهردار و دامپزشک
‫توی اون سمت بودن

641
00:52:23,190 --> 00:52:26,150
‫وقتی از آینه اومدن بیرون،
‫کاری از دستشون بر نمیومد

642
00:52:26,190 --> 00:52:28,200
‫قبلش کلش رو سوزونده بودن

643
00:52:28,240 --> 00:52:30,070
‫متوجهم

644
00:52:30,110 --> 00:52:33,010
‫و اون سمت آینه چیکار میکردن؟

645
00:52:33,050 --> 00:52:36,190
‫اول، یه بچه که عنکبوت بود
‫فرستادن تا اونا رو بترسونه

646
00:52:36,230 --> 00:52:40,150
‫ولی فایده نداشت.
‫دختره خیلی شجاعه

647
00:52:40,190 --> 00:52:45,000
‫بعد، با یه دختر امتحان کردن.
‫همونی که ناپدید شد

648
00:52:45,040 --> 00:52:47,210
‫اونو هم نتونستن قانع کنن

649
00:52:49,240 --> 00:52:51,180
‫کی؟

650
00:52:52,150 --> 00:52:54,170
‫- کشیش
‫- در چه مورد؟

651
00:52:54,210 --> 00:52:56,160
‫از کشیش چی میخوان؟

652
00:52:56,200 --> 00:53:00,140
‫صداها میخوان اون یکی از اونا بشه،
‫ولی اون نمیخواد

653
00:53:00,180 --> 00:53:02,050
‫حالا فقط میخوان اونو بکشن

654
00:53:02,090 --> 00:53:05,220
‫واسه همینم رفت رم
‫و همه‌چی رو به پاپ گفت

655
00:53:06,010 --> 00:53:09,220
‫چی به سر شوهر دامپزشک اومد؟
‫خودکشی کرد؟

656
00:53:10,190 --> 00:53:13,240
‫نه، خسوس اونو کشت.
‫اونی که پرید تو سد یکی دیگه بود

657
00:53:14,030 --> 00:53:15,130
‫کی؟

658
00:53:16,190 --> 00:53:18,200
‫یه مترسک

659
00:53:19,220 --> 00:53:21,070
‫ای بابا

660
00:53:22,010 --> 00:53:26,010
‫اون اینجاست!
‫اون اینجاست! اون رسیده!

661
00:53:26,050 --> 00:53:31,020
‫اون اینجاست! اون رسیده!
‫اون اینجاست!

662
00:53:34,160 --> 00:53:36,180
‫ببینش. بیچاره

663
00:53:36,220 --> 00:53:39,130
‫اون اینجاست!
‫اون داره میاد!

664
00:53:39,170 --> 00:53:43,090
‫باید متقاعدش کنیم بیاد پایین.
‫مجروحه، ممکنه بیوفته

665
00:53:43,130 --> 00:53:45,110
‫به نظرم غمگینانه‌ترین چیزه اینجور شهرها اینان:

666
00:53:45,150 --> 00:53:48,110
‫نادانی، خرافات، داستان‌های پیرزن‌ها...

667
00:53:48,150 --> 00:53:51,230
‫همه‌چیزهایی که به نظر خیلی بی‌آزار میان
‫آخر سر ممکنه باعث کلی صدمه بشن

668
00:53:52,020 --> 00:53:53,160
‫اون چیه؟

669
00:53:55,160 --> 00:53:58,200
‫- چی چیه؟
‫- تو جاده. نمیبینیش؟

670
00:53:58,240 --> 00:54:01,230
‫- من چیزی نمیبینم
‫- آره، لعنتی

671
00:54:02,020 --> 00:54:04,220
‫یه آدمه

672
00:54:07,100 --> 00:54:08,230
‫لعنت، دختر...

673
00:54:09,020 --> 00:54:10,200
‫یه کشیشه

674
00:54:12,010 --> 00:54:13,170
‫شوخیت گرفته

675
00:54:14,180 --> 00:54:17,190
‫اون اینجاست!
‫اون داره میاد!

676
00:54:19,050 --> 00:54:22,230
‫اون اینجاست!
‫اون رسیده!

677
00:54:30,190 --> 00:54:32,100
‫چی دستشه؟

678
00:54:42,150 --> 00:54:47,240
‫عصر بخیر. بابت تاخیر عذر میخوام.
‫تو فاصله یه مایلی اینجا ماشین خراب شد

679
00:54:48,030 --> 00:54:50,100
‫مجبور شدم پیاده بیام

680
00:54:50,140 --> 00:54:52,080
‫ولی شما کی هستین؟

681
00:54:52,120 --> 00:54:57,080
‫من کشیش جدیدم.
‫اسقف سگوبیا منو فرستاده

682
00:54:57,452 --> 00:55:07,080
« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری »
Email: <font color=#FF0000>tooraj1111@gmail.com</font>

