﻿1
00:00:05,160 --> 00:00:06,720
‫ما برای وزیر امور خارجه امنیت کار میکنیم

2
00:00:06,880 --> 00:00:08,200
‫نمیدونم واسه چی ازدواج کردیم، مرچه

3
00:00:08,360 --> 00:00:11,320
‫اون رفته، پاکو. رفته...
‫و ولت کرده!

4
00:00:11,480 --> 00:00:12,920
‫شوهرم خسته‌ست، همین

5
00:00:13,080 --> 00:00:14,720
‫و چون خسته‌ست،
‫رفته اتاق اجاره کرده؟

6
00:00:14,880 --> 00:00:18,160
‫صداها میخوان اون یکی از اونا باشه،
‫ولی اون نمیخواد

7
00:00:18,320 --> 00:00:20,640
‫واسه همین رفت رم و همه‌چی رو به پاپ گفت

8
00:00:20,800 --> 00:00:22,120
‫حالا فقط میخوان بکُشنش

9
00:00:22,280 --> 00:00:24,040
‫حالا سانتورو ارباب واتیکانه

10
00:00:24,200 --> 00:00:25,680
‫بهم گفتی گمش کردی

11
00:00:25,840 --> 00:00:29,320
‫ولی وقتی هر 30 سکه رو بدست بیاره،
‫بدون شک قدرتش فراتر میره

12
00:00:29,480 --> 00:00:31,160
‫برگرد به شهر، اونجا همدیگه رو میبینیم

13
00:00:31,320 --> 00:00:34,920
‫من کشیش جدیدم.
‫اسقف سگوبیا منو فرستاده

14
00:01:07,240 --> 00:01:09,480
‫من هیچوقت سرافکنده‌ات نکردم

15
00:01:09,640 --> 00:01:11,400
‫همیشه باهات بودم

16
00:01:12,560 --> 00:01:13,920
‫تو کی هستی؟

17
00:01:14,080 --> 00:01:17,920
‫خیلی وقت پیش، سکه از دست من بیرون اومد

18
00:01:18,080 --> 00:01:21,240
‫یه معجزه بود،
‫ولی تو نمیخواستی باورش کنی

19
00:01:21,400 --> 00:01:23,960
‫فکر کردی من دشمنت بودم،
‫ولی درواقع...

20
00:01:25,000 --> 00:01:27,240
‫من فرستاده شدم تا اون به تو برسه

21
00:01:28,280 --> 00:01:31,560
‫- گیاکومو...
‫- من ازت کینه‌ای به دل نگرفتم، پدر

22
00:01:31,720 --> 00:01:34,960
‫اونا تو رو گیج کردن،
‫سعی میکردن خشمت رو بیشتر کنن

23
00:01:35,120 --> 00:01:36,440
‫از من چی میخوای؟

24
00:01:36,600 --> 00:01:40,520
‫چیزی که شروع شده باید به اتمام برسه،
‫اگه من و ساندرو جونمون رو براش دادیم

25
00:01:40,680 --> 00:01:43,440
‫تو نمیر و کار رو تموم کن

26
00:01:43,600 --> 00:01:45,520
‫عذر میخوام که ناامیدت کردم

27
00:01:45,680 --> 00:01:48,800
‫- هنوزم وقت داری
‫- از اینجا رفتن غیرممکنه

28
00:01:48,960 --> 00:01:52,160
‫اگه ایمان داشته باشی هیچی غیرممکن نیست، پدر

29
00:01:52,320 --> 00:01:54,320
‫- فکر کنم ایمانم رو گم کردم
‫- دوباره پیداش کن

30
00:01:54,480 --> 00:01:57,880
‫- چطور؟
‫- ایمان داشتن...

31
00:01:58,040 --> 00:01:59,760
‫یعنی اینکه بخوای ایمان داشته باشی

32
00:01:59,920 --> 00:02:02,800
‫و تو خیلی میخوای باور داشته باشی

33
00:02:02,960 --> 00:02:05,880
‫کسی میتونه تو این سوراخ باور داشته باشه؟

34
00:02:06,040 --> 00:02:08,640
‫دیروز تو همین سوراخ داشتی دعا میکردی

35
00:02:08,800 --> 00:02:12,000
‫خودت رو گول نزن.
‫ایمان رو درونت داری

36
00:04:01,880 --> 00:04:04,440
‫[30 سکه]

37
00:04:17,320 --> 00:04:27,400
« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری »
Email: <font color=#FF0000>tooraj1111@gmail.com</font>

38
00:04:28,320 --> 00:04:31,400
‫- عذر میخوام، ببخشید مزاحمتون شدم
‫- مزاحمم شدین؟ برعکس

39
00:04:31,560 --> 00:04:34,160
‫منتظرتون بودیم

40
00:04:34,320 --> 00:04:36,720
‫به اطلاعم رسیده که شما کشیش جدیدین

41
00:04:36,880 --> 00:04:39,160
‫- دقیقا درسته
‫- اهل ایتالیا هستین؟

42
00:04:39,320 --> 00:04:41,200
‫- منو...
‫- اسقف سگوبیا فرستاده

43
00:04:41,360 --> 00:04:43,880
‫- بله، سگوبیا
‫- میدونم. خودم دادخواست رو انجام دادم

44
00:04:44,040 --> 00:04:47,160
‫اسقف از تعداد امضاها تحت تاثیر قرار گرفته بود

45
00:04:47,320 --> 00:04:50,960
‫باید با شوهرم تماس بگیرم.
‫فعلا ایشون شهردارن

46
00:04:51,120 --> 00:04:54,160
‫کلید اضافه خونه‌ی جلوی کلیسا دست اونه

47
00:04:54,320 --> 00:04:56,320
‫اگه از نظرتون اشکال نداره،
‫ترجیح میدم اینجا بمونم

48
00:04:56,480 --> 00:04:59,600
‫تا موقعی که ورگارا برنگرده
‫نمیرم تو اون خونه

49
00:04:59,760 --> 00:05:02,240
‫اون قراره برگرده؟

50
00:05:02,400 --> 00:05:04,200
‫همه‌مون امیدواریم برگرده

51
00:05:09,880 --> 00:05:15,320
‫این بهترین اتاقیه که داریم.
‫البته، در اختیار شماست

52
00:05:15,480 --> 00:05:17,280
‫خدای بزرگ...

53
00:05:17,440 --> 00:05:19,440
‫به نظرم یه چیزه ساده‌تر...

54
00:05:19,600 --> 00:05:23,000
‫نه بدون تعارف میگم،
‫اومدن شما باعث خوشحالی‌مونه

55
00:05:24,160 --> 00:05:29,320
‫اصلا نمیدونین این شهر چقدر
‫به یکی مثل شما نیاز داره، پدر...

56
00:05:29,480 --> 00:05:31,040
‫آنجل

57
00:05:31,200 --> 00:05:34,200
‫- و شما...؟
‫- مرسدس

58
00:05:34,360 --> 00:05:37,520
‫مرسدس...
‫ولی همه حتما مرچه صدات میکنن

59
00:05:38,840 --> 00:05:40,360
‫بله

60
00:05:40,520 --> 00:05:42,040
‫گوش کن چی میگم، مرچه

61
00:05:42,800 --> 00:05:46,120
‫اگه چیزی نیاز داشتی،

62
00:05:46,280 --> 00:05:47,720
‫باهام حرف بزن

63
00:05:48,640 --> 00:05:51,720
‫چون در غیر این صورت،
‫اصلا واسه چی اومدم اینجا؟

64
00:06:02,160 --> 00:06:03,680
‫اون چیه؟

65
00:06:16,600 --> 00:06:19,120
‫- چیه؟
‫- لعنتی

66
00:06:19,280 --> 00:06:20,720
‫چه بوی گندی میده

67
00:07:20,320 --> 00:07:22,560
‫یالا! راه بیوفت!

68
00:07:22,720 --> 00:07:24,360
‫راه بیوفت!

69
00:07:30,400 --> 00:07:32,200
‫یالا، راه برو!

70
00:07:32,360 --> 00:07:35,600
‫یالا، راه برو!

71
00:08:20,240 --> 00:08:22,040
‫خدا همراهتون باشه

72
00:09:29,600 --> 00:09:31,480
‫اینجا چیکار میکنی؟

73
00:09:32,680 --> 00:09:35,440
‫- من هنوز شهردارم
‫- تو نیومدی ادای احترام کنی

74
00:09:35,600 --> 00:09:38,560
‫- نه
‫- اومدی ببینی النا اومده یا نه

75
00:09:38,720 --> 00:09:42,200
‫- خودت چی فکر میکنی؟
‫- خدایا پاکو، بیخیال بشو نیستی؟

76
00:09:42,360 --> 00:09:44,840
‫اون جواب زنگ‌هام رو نمیده،
‫هیچ خبری ازش ندارم

77
00:09:45,000 --> 00:09:48,200
‫عادیه که اون اینجا نیست.
‫هنوز شوکه‌ست

78
00:09:48,360 --> 00:09:51,880
‫طبق چیزهایی که شنیدم، وقتی این اتفاق افتاد
‫داشتن باهم شام میخوردن

79
00:09:52,040 --> 00:09:54,360
‫درموردش بهم نگو.
‫نمیخوام چیزی بدونم

80
00:09:54,520 --> 00:09:56,520
‫نگرانم.
‫اگه نیاد، میرم دنبالش میگردم

81
00:09:56,680 --> 00:09:58,920
‫- کجا؟
‫- پاریس، خونه پدر و مادرش

82
00:09:59,080 --> 00:10:03,720
‫کره ماه، اگه لازم شد.
‫تو باید بهم کمک کنی. تو تنها کسی هستی که دارم

83
00:10:11,280 --> 00:10:13,560
‫لعنتی، یعنی چی؟

84
00:10:21,960 --> 00:10:25,120
‫- چیکار میکنین؟ قضیه چیه؟
‫- میخوایم این استخوون‌ها رو شناسایی کنیم

85
00:10:26,440 --> 00:10:28,200
‫ولی چرا؟ که چی بشه؟

86
00:10:28,360 --> 00:10:30,080
‫فکر نمیکنین باید اینو از شما بپرسیم؟

87
00:10:30,240 --> 00:10:32,880
‫دو تا شاهد وجود داره که شما رو دیدن
‫تو این قبرستون...

88
00:10:33,040 --> 00:10:35,680
‫- داشتین این بقایا رو دفن میکردین
‫- بدون اینکه شناسایی‌ای صورت بگیره

89
00:10:35,840 --> 00:10:38,680
‫و بدون اینکه این موارد تو گزارشات قید بشن

90
00:10:39,400 --> 00:10:42,520
‫اونا یه سری استخوون دفن شده بودن
‫که چند روز پیش تو حومه شهر پیدا شدن

91
00:10:42,680 --> 00:10:44,200
‫منظورت چیه، تو حومه شهر پیدا شدن؟

92
00:10:44,360 --> 00:10:46,080
‫احتمالا واسه زمان جنگ داخلی‌ان، لعنت!

93
00:10:46,240 --> 00:10:49,200
‫همیشه خدا تو اینجور شهرها اینطوری میشه

94
00:10:49,360 --> 00:10:52,920
‫استخوون‌های دفن شده
‫تو چاله‌های حومه شهر پیدا میشن

95
00:10:53,080 --> 00:10:54,720
‫و بهتره صداش رو در نیاریم،

96
00:10:54,880 --> 00:10:56,200
‫چون در غیر این صورت داستان‌های قدیمی زنده میشن

97
00:10:56,360 --> 00:10:58,080
‫چیزهای مربوط به گذشته که
‫به جایی نمیرسن

98
00:10:58,240 --> 00:11:01,440
‫آزمایشگاه اطلاعات دقیق رو بهمون میدن،
‫ولی به نظر من، با یه نگاه مختصر...

99
00:11:01,600 --> 00:11:03,400
‫اونا به نظر استخوون‌های
‫دوران جنگ داخلی نمیان

100
00:11:03,560 --> 00:11:05,680
‫البته، چون شما جرم‌شناسی، آره؟

101
00:11:05,840 --> 00:11:08,200
‫بله درسته، من جرم‌شناسم

102
00:11:08,360 --> 00:11:10,520
‫و میخوام یه هشداری بهت بدم، لاگونا

103
00:11:10,680 --> 00:11:14,440
‫اگه چیزی هست که باید بهمون بگی،
‫بهتره همین الان بهمون بگی

104
00:11:28,560 --> 00:11:30,680
‫یالا! بریم!

105
00:11:30,840 --> 00:11:32,240
‫- بریم!
‫- احمد!

106
00:11:32,400 --> 00:11:34,680
‫یالا! راه بیوفتین!

107
00:11:34,840 --> 00:11:37,560
‫بریم، سریع!
‫از این طرف!

108
00:11:38,440 --> 00:11:40,160
‫سریع!

109
00:11:40,320 --> 00:11:42,800
‫یالا! راه بیوفتین!

110
00:11:42,960 --> 00:11:44,400
‫بریم!

111
00:11:44,560 --> 00:11:46,480
‫یالا! یالا!

112
00:11:47,760 --> 00:11:49,160
‫برین! بجنبین!

113
00:12:15,520 --> 00:12:17,440
‫اون ماشین رو میبینی؟

114
00:12:17,600 --> 00:12:19,040
‫باکش پره

115
00:12:20,000 --> 00:12:23,920
‫تا پایگاه دولت 50 کیلومتر راهه

116
00:12:24,080 --> 00:12:27,120
‫اگه خوش شانس باشین،
‫میتونین خودتون رو برسونین

117
00:12:41,440 --> 00:12:44,400
‫- چرا اینکارو میکنی؟
‫- هدف ما عدالته

118
00:12:44,560 --> 00:12:46,280
‫و همه ما دیوونه نیستیم

119
00:12:49,280 --> 00:12:50,680
‫بریم

120
00:13:13,520 --> 00:13:16,520
‫- باز نمیشه!
‫- تکون نخورین!

121
00:13:16,680 --> 00:13:19,000
‫تکون نخورین!

122
00:13:19,160 --> 00:13:20,720
‫خیلی‌خب، الان

123
00:13:28,520 --> 00:13:32,560
‫- ساکت!
‫- از ماشین پیدا بشین وگرنه شلیک میکنم!

124
00:13:32,720 --> 00:13:34,560
‫فوراً پیاده بشین!

125
00:13:38,680 --> 00:13:40,080
‫شلیک نکن!

126
00:13:40,240 --> 00:13:42,200
‫اونا واسه رفتن مجوز دارن!

127
00:13:42,800 --> 00:13:44,560
‫- مجوز دارن!
‫- از کی مجوز گرفتن؟

128
00:13:44,720 --> 00:13:46,160
‫بهمون اطلاع داده نشده!

129
00:13:46,320 --> 00:13:48,040
‫اونا مجوز دارن!

130
00:13:55,320 --> 00:13:57,360
‫ماشین رو راه بنداز!

131
00:13:59,120 --> 00:14:01,120
‫پام رو گازه، ولی کار نمیکنه!

132
00:14:01,280 --> 00:14:03,360
‫گاز بده!

133
00:15:23,880 --> 00:15:25,840
‫اسوِن؟ اسوِن!

134
00:15:27,280 --> 00:15:29,360
‫اسون، صدامو میشنوی؟

135
00:15:29,520 --> 00:15:31,880
‫صدامو میشنوی؟
‫یالا

136
00:16:16,920 --> 00:16:18,880
‫چرا اون نمیاد؟

137
00:16:19,040 --> 00:16:21,120
‫هنوز نیم ساعتم دیر نشده

138
00:16:27,400 --> 00:16:29,800
‫ببخشید، جای پارک پیدا کردن خیلی سخت بود

139
00:16:29,960 --> 00:16:33,120
‫- خیلی دیر کردیم؟
‫- نه، فقط نیم ساعت دیرتره

140
00:16:33,840 --> 00:16:37,440
‫مدارک اینجا جلوی رومه. همه‌شون لیست شدن،
‫املاک، خونه

141
00:16:37,600 --> 00:16:39,720
‫هتل، شرکت گوشت

142
00:16:39,880 --> 00:16:43,440
‫- اسمش چی بود؟
‫- شرکت محدود گوشت خوک پدرازا

143
00:16:43,600 --> 00:16:47,040
‫تقریباً...
‫حتی یه سال کامل هم نمیشه که بازش کردیم، نه؟

144
00:16:47,200 --> 00:16:48,880
‫نمیدونم، تاریخ دقیقش رو یادم نمیاد

145
00:16:49,040 --> 00:16:52,720
‫سه سال درحال توسعه پروژه بودیم

146
00:16:52,880 --> 00:16:54,440
‫خوش‌ترین دوران زندگیم

147
00:16:55,160 --> 00:16:56,880
‫آخر سر کلی زیر بدهی بودیم،

148
00:16:57,040 --> 00:17:01,320
‫ولی الان بدهی‌ها کامل صاف شدن،
‫و تازه داریم سود میکنیم

149
00:17:01,480 --> 00:17:03,200
‫بهتره واسه تو باشه

150
00:17:04,200 --> 00:17:05,760
‫چی؟

151
00:17:05,920 --> 00:17:08,360
‫ایده اون بود.
‫من فقط از حیوون‌ها سر در میارم

152
00:17:08,520 --> 00:17:11,200
‫- خب، تو موافقت کردی
‫- البته، ایده عالی‌ای بود

153
00:17:11,360 --> 00:17:12,800
‫ولی باهم انجامش دادیم

154
00:17:12,960 --> 00:17:14,880
‫تو انجامش دادی.
‫من فقط خودمو نشون میدادم

155
00:17:15,040 --> 00:17:16,560
‫پس به توافق رسیدیم

156
00:17:16,720 --> 00:17:19,160
‫شرکت کامل باید به اسم موکل من بمونه...

157
00:17:19,320 --> 00:17:22,000
‫ببینین، نباید اینجور تصمیمات
‫رو تو جوء لحظه بگیریم

158
00:17:22,160 --> 00:17:24,360
‫اشکال نداره.
‫دیگه چی؟

159
00:17:24,520 --> 00:17:27,640
‫به نظر من باید نصف نصف تقسیم بشه،
‫مثل خونه و هتل

160
00:17:27,800 --> 00:17:29,440
‫از نظر من، میتونی همه‎چی رو نگه داری

161
00:17:29,600 --> 00:17:32,600
‫چته، پاکو؟
‫اصلا نمیخوای سر و کاری با من داشته باشی؟

162
00:17:32,760 --> 00:17:35,840
‫منظورت اینه؟
‫اینکه دیگه هیچوقت نمیخوای منو ببینی؟

163
00:17:36,000 --> 00:17:37,720
‫نه، بیا اینطوری نکنیم.
‫بیا بحث نکنیم

164
00:17:37,880 --> 00:17:39,320
‫بحث نمیکنیم!

165
00:17:39,480 --> 00:17:42,200
‫فقط نمیخوام بعد از این همه سخت کار کردن،
‫همه‌چی به فنا بره

166
00:17:42,360 --> 00:17:44,840
‫من نمیدونم میخوام با زندگیم چیکار کنم،
‫نمیدونم

167
00:17:45,000 --> 00:17:47,920
‫- میخوام از صفر شروع کنم
‫- و با چه پولی میخوای زندگی کنی؟

168
00:17:48,080 --> 00:17:49,560
‫نمیدونم.
‫الان این آخرین چیزیه که برام اهمیت داره

169
00:17:49,720 --> 00:17:51,040
‫میشنوی چی میگه؟

170
00:17:51,200 --> 00:17:53,240
‫بهتره بقیه موارد رو واسه یه جلسه دیگه بذاریم

171
00:17:53,400 --> 00:17:55,000
‫بله، این بهترین کاره

172
00:17:56,640 --> 00:17:59,600
‫- تو چته؟
‫- خسته شدم

173
00:17:59,760 --> 00:18:02,680
‫از همه‌چی خسته شدم.
‫از جمله خودم

174
00:18:02,840 --> 00:18:04,200
‫لعنتی!

175
00:19:52,520 --> 00:19:54,040
‫مرچه!

176
00:19:54,200 --> 00:19:55,720
‫مرچه

177
00:19:55,880 --> 00:20:00,880
‫ببخشید دوباره مزاحمت شدم،
‫ولی این دفعه واقعا به کمکت نیاز دارم

178
00:20:01,040 --> 00:20:04,440
‫کلیدهای کلیسا رو ندارم.
‫دنبال شهردار میگردم

179
00:20:05,520 --> 00:20:08,800
‫- چی شده؟
‫- هیچی، یه چیزه مسخره

180
00:20:10,040 --> 00:20:11,720
‫به نظر نمیاد چیزه مسخره‌ای بوده باشه

181
00:20:11,880 --> 00:20:16,400
‫ببخشید، پدر
‫کلی کار ریخته، مسائل زیادی در جریانه

182
00:20:16,560 --> 00:20:20,360
‫پاکو در دسترس نیست،
‫ولی من میتونم کمکتون کنم

183
00:20:45,520 --> 00:20:47,640
‫خیلی قشنگه

184
00:20:47,800 --> 00:20:51,680
‫- اینم از کلیدها. در اختیار شما
‫- ممنون

185
00:20:51,840 --> 00:20:55,680
‫مرچه، به نظرت بهتر نیست
‫یکم صحبت کنیم؟

186
00:20:55,840 --> 00:20:57,680
‫والا نمیخوام

187
00:20:57,840 --> 00:20:59,920
‫احساس میکنم...

188
00:21:00,080 --> 00:21:02,760
‫الان به صحبت نیاز داری

189
00:21:05,000 --> 00:21:07,600
‫چند وقت از اعترافت میگذره؟

190
00:21:13,680 --> 00:21:16,320
‫عذر میخوام، حتی کلمه‌ها رو هم یادم نمیاد

191
00:21:16,480 --> 00:21:19,160
‫نگران نباش.
‫چیزی که تو ذهنته رو بهم بگو

192
00:21:20,400 --> 00:21:23,560
‫همه کارها رو بد انجام دادم.
‫خیلی بد

193
00:21:24,720 --> 00:21:28,360
‫از شوهرم غفلت کردم،
‫فقط به کار فکر میکردم

194
00:21:29,440 --> 00:21:30,960
‫بدتر از ایناست

195
00:21:31,120 --> 00:21:33,000
‫ازش سوءاستفاده کردم

196
00:21:33,160 --> 00:21:35,840
‫دنبال منفعت خودم بودم

197
00:21:36,000 --> 00:21:37,960
‫بدون اینکه فکر کنم همه اینا
‫به اون صدمه میزده

198
00:21:38,120 --> 00:21:41,760
‫مرچه، قوی بودن گناه نیست

199
00:21:41,920 --> 00:21:44,680
‫آدمایی هستن که کل زندگیشون
‫هرچی که میشه

200
00:21:44,840 --> 00:21:46,160
‫شکایت و گلایه میکنن

201
00:21:46,320 --> 00:21:50,800
‫و بقیه هم مشکلاتشون رو حل میکنن
‫و به زندگی ادامه میدن

202
00:21:50,960 --> 00:21:53,800
‫- تو یکی از اونایی
‫- من سعی کردم

203
00:21:53,960 --> 00:21:55,840
‫سعی کردم، ولی مشکل اینه که...

204
00:21:57,800 --> 00:22:00,360
‫- من و پاکو...
‫- دارین جدا میشین

205
00:22:00,520 --> 00:22:03,800
‫من میخوام مشکلاتمون رو حل کنم، پدر
‫ولی اون نمیخواد

206
00:22:03,960 --> 00:22:08,680
‫قسم میخورم من حاضر بودم تغییر کنم،
‫تا کارها رو طور دیگه‌ای انجام بدم، ولی...

207
00:22:09,960 --> 00:22:12,320
‫به نظر میاد اون تصمیمش رو گرفته

208
00:22:14,720 --> 00:22:17,440
‫- و بعلاوه...
‫- بعلاوه چی؟

209
00:22:17,600 --> 00:22:20,720
‫- پای یه زن دیگه وسطه
‫- یه زن دیگه؟

210
00:22:20,880 --> 00:22:25,360
‫اون از من جوون‌تره،
‫و پاکو عقلش رو از دست داده

211
00:22:25,520 --> 00:22:29,080
‫ولی اون دختر واسش خوب نیست.
‫انگار اون هیپنوتیزم شده بوده

212
00:22:29,240 --> 00:22:32,280
‫پس الان النا با اونه؟

213
00:22:32,920 --> 00:22:35,480
‫از کجا میدونی اسم اون الناست؟

214
00:22:36,040 --> 00:22:38,000
‫خودت بهم گفتی

215
00:22:38,160 --> 00:22:40,760
‫نه... باهاش نیست،
‫با یکی دیگه‌ست

216
00:22:40,920 --> 00:22:42,800
‫خب، با یکی دیگه بود

217
00:22:42,960 --> 00:22:44,880
‫میدونی که پاکو و اون
‫دوباره دارن همدیگه رو میبینن؟

218
00:22:45,040 --> 00:22:47,240
‫- هنوز باهم در ارتباطن؟
‫- فکر نکنم

219
00:22:47,400 --> 00:22:48,880
‫اگه اینطور بود،
‫یکی بهم میگفت

220
00:22:49,040 --> 00:22:51,600
‫اینجا همیشه همه‌چی به اطلاعت میرسه

221
00:22:51,760 --> 00:22:54,280
‫اگه اون برگشت، باید باهاش حرف بزنی

222
00:22:54,440 --> 00:22:55,920
‫- چی؟
‫- سر این مسائل،

223
00:22:56,080 --> 00:22:57,520
‫باید بری سراغ ریشه مشکل

224
00:22:57,680 --> 00:22:59,040
‫و چی بهش بگم؟

225
00:22:59,200 --> 00:23:02,440
‫مهم گفتن نیست،
‫مهم عمله

226
00:23:02,600 --> 00:23:05,600
‫باید نشونش بدی که هیچکس نمیتونه
‫چیزی که مال توئه رو ازت بگیره

227
00:23:05,760 --> 00:23:08,480
‫خشمی که درونت رو داری رو بروز بده
‫و به اون نشونش بده

228
00:23:08,640 --> 00:23:11,240
‫این بد نیست.
‫حقیقته

229
00:23:11,400 --> 00:23:16,000
‫بذار دردت رو ببینه، ولی همینطورم باید
‫زجری که به سر تو آورده رو هم احساس کنه

230
00:23:16,160 --> 00:23:18,680
‫اگه آدم خوبی باشه،
‫میفهمه و میکشه کنار

231
00:23:18,840 --> 00:23:20,200
‫اون خوب نیست

232
00:23:20,360 --> 00:23:23,040
‫پس، بذار زجر عواقب کارش رو بکشه

233
00:23:35,440 --> 00:23:36,760
‫مرچه

234
00:23:40,080 --> 00:23:41,600
‫بیا

235
00:23:41,760 --> 00:23:45,360
‫- این چیه؟
‫- هیچی، یه چیزه مسخره

236
00:23:45,520 --> 00:23:47,080
‫ممنون

237
00:23:47,240 --> 00:23:51,400
‫بدش به پاکو، و مطمئن شو
‫که متوجه نشه دستشه

238
00:23:51,560 --> 00:23:52,880
‫جدی میگین؟

239
00:23:53,040 --> 00:23:56,120
‫تو جیب یه پالتوش بذار

240
00:23:56,280 --> 00:23:58,920
‫یکی از اون چیزهایی باشه که دستتن
‫ولی ازشون خبر نداری

241
00:23:59,080 --> 00:24:00,440
‫بله، متوجهم

242
00:24:00,600 --> 00:24:04,960
‫اگه میگی پاکو کامل خودش رو گم کرده،
‫شاید این بهش کمک کنه

243
00:24:24,240 --> 00:24:25,840
‫بیا تو، گروهبان

244
00:24:33,120 --> 00:24:35,160
‫گزارشات به این زودی رسیدن

245
00:24:35,320 --> 00:24:38,400
‫- چه سریع، نه؟
‫- خیلی ساده بود

246
00:24:40,840 --> 00:24:42,560
‫واسه 2 تا 4 سال پیشن

247
00:24:42,720 --> 00:24:46,360
‫- پس بیخیال جنگ داخلی شو
‫- علت مرگ: تیر شاتگان

248
00:24:46,520 --> 00:24:49,840
‫اینجا.
‫ذرات گلوله‌ها وارد ساختار استخوون‌ها شدن

249
00:24:50,000 --> 00:24:51,440
‫بله، بله، دارم میبینم

250
00:24:52,080 --> 00:24:55,760
‫پس تو بازداشتی.
‫اسلحه و نشانت رو تحویل بده، لطفا

251
00:24:55,920 --> 00:24:58,200
‫محض رضای خدا،
‫من چیزی رو پنهون نمیکنم

252
00:24:58,360 --> 00:25:00,240
‫فقط نمیدونم چه اتفاقی افتاده

253
00:25:00,400 --> 00:25:03,840
‫- میتونی این تناقض رو توضیح بدی؟
‫- نه! نمیتونم. مشکل همینه

254
00:25:04,000 --> 00:25:06,400
‫مشکل همینه.
‫نمیتونم توضیحش بدم!

255
00:25:06,560 --> 00:25:08,480
‫من استخوون‌های اونو تو حومه شهر پیدا کردم،

256
00:25:08,640 --> 00:25:11,520
‫و دو ساعت بعد،
‫دیدم پرید توی سد

257
00:25:11,680 --> 00:25:15,920
‫حالا اصلا میفهمی چرا نتونستم گزارشش رو بنویسم؟

258
00:25:16,080 --> 00:25:18,560
‫اصلا نمیفهمم تو این شهر چه خبره

259
00:25:20,280 --> 00:25:24,040
‫آروم باش، لاگونا.
‫کار ما روشن کردن مسائله

260
00:25:24,200 --> 00:25:26,840
‫چی رو میخوای روشن کنی؟

261
00:25:27,000 --> 00:25:29,280
‫فکر میکنی خیلی باهوشی، نه؟

262
00:25:29,440 --> 00:25:32,600
‫سازمان امنیت دولت

263
00:25:32,760 --> 00:25:35,880
‫توجه کن.
‫من یه درجه‌دار مدنی‌ام

264
00:25:36,040 --> 00:25:40,720
‫من کت و شلوار تنم نمیکنم، یونیفرم تنم میکنم،
‫مثل پیشخدمت‌ها و پرستارها

265
00:25:40,880 --> 00:25:45,360
‫میدونی چرا؟
‫چون یه خدمت‌گذار مدنی‌ام

266
00:25:45,520 --> 00:25:47,240
‫این چه ربطی به این پرونده داره؟

267
00:25:47,400 --> 00:25:50,520
‫این شهر نفرین شده‌ست.
‫توضیح دیگه‌ای نداره

268
00:25:50,680 --> 00:25:53,680
‫و هر روز که میگذره، بدتر میشه

269
00:25:53,840 --> 00:25:56,720
‫و بدتر میشه. و بدتر میشه

270
00:25:58,120 --> 00:26:01,760
‫تو اصلا نمیفهمی داری پات
‫رو تو چی باز میکنی

271
00:26:42,640 --> 00:26:45,600
‫تعطیله، خانوم.
‫باید فردا برگردی

272
00:26:47,120 --> 00:26:49,560
‫خانوم، لطفا همراه من بیاین

273
00:26:49,720 --> 00:26:52,000
‫چیکار میکنی؟
‫دیگه چطور باید بهت بگم؟

274
00:26:52,160 --> 00:26:56,320
‫تعطیله. نمیتونی اینجا باشی.
‫اگه میشه دنبال من...

275
00:27:58,520 --> 00:28:00,200
‫داری میری دستشویی؟

276
00:28:00,360 --> 00:28:03,280
‫نه، ببخشید
‫دارم میرم سمت اتاق خواب‌ها

277
00:28:03,440 --> 00:28:06,840
‫- فکر کنم شوهرم اینجاست
‫- آره، ولی فکر نکنم الان اینجا باشه

278
00:28:07,000 --> 00:28:08,680
‫براش پیراهن‌های تمیز
‫و چند دست لباس آوردم

279
00:28:08,840 --> 00:28:10,920
‫- اشکال نداره برم بالا؟
‫- نه، چرا اشکال داشته باشه؟

280
00:28:11,080 --> 00:28:12,920
‫اولین اتاق از سمت چپ

281
00:28:21,320 --> 00:28:24,160
‫- خب، بایدم اشکال داشته باشه
‫- چی؟

282
00:28:24,320 --> 00:28:26,640
‫اگه اون از خونه اومده بیرون،
‫واسه اینه که زنش رو نبینه، درسته؟

283
00:28:26,800 --> 00:28:28,400
‫و تو میفرستیش بالا پیشش

284
00:28:28,560 --> 00:28:30,520
‫- براش لباس تمیز آورده
‫- لباس تمیز

285
00:28:30,680 --> 00:28:32,160
‫من بهت میگم اون چی میخواد

286
00:28:32,320 --> 00:28:35,560
‫- روخلیو، فقط داروهات رو بخور
‫- دست از سرم بردار!

287
00:28:49,640 --> 00:28:52,680
‫[چندین قتل در مرکز پاریس]

288
00:29:34,200 --> 00:29:36,600
‫همسرت بیرونه، میخواد باهات حرف بزنه

289
00:29:36,760 --> 00:29:39,880
‫- بهش گفتی قضیه چیه؟
‫- نه. بهتره خودت بگی

290
00:29:40,040 --> 00:29:43,640
‫نه، نه... نمیتونم.
‫نمیخوام منو اینطوری ببینه

291
00:29:43,800 --> 00:29:45,600
‫لاگونا، اون زنته

292
00:29:45,760 --> 00:29:48,680
‫- حقشه بهش توضیح بدی
‫- و بهش چی بگم؟

293
00:29:48,840 --> 00:29:52,160
‫- اینکه از حد اختیارت فراتر عمل کردی
‫- عالی شد

294
00:29:52,320 --> 00:29:55,400
‫اگه باید همچین شعر و وری رو بهش بگم،
‫ترجیح میدم باهاش حرف نزنم

295
00:29:55,560 --> 00:29:59,320
‫بهش بگو امشب تاکسی بگیره
‫بره سپولودا، پیش خواهرش

296
00:29:59,480 --> 00:30:02,280
‫به محض اینکه بتونم میرم دنبالش

297
00:30:02,440 --> 00:30:05,080
‫- اگه این چیزیه که میخوای...
‫- آره، همینو میخوام

298
00:30:05,240 --> 00:30:06,960
‫ممنون

299
00:30:28,160 --> 00:30:30,720
‫با پاکو حرف بزن، لطفا.
‫همه‌جا داره از اینا بیرون میاد

300
00:30:57,480 --> 00:30:59,720
‫- بله؟
‫- کجایی؟

301
00:30:59,880 --> 00:31:01,240
‫دارم برمیگردم

302
00:31:01,400 --> 00:31:04,320
‫گوش کن، پاکو
‫یه چیزه خیلی عجیب داره اتفاق میوفته

303
00:31:04,480 --> 00:31:06,840
‫- این دفعه دیگه چیه؟
‫- شوخی نیست، پاکو

304
00:31:07,000 --> 00:31:08,960
‫مسئله خیلی جدی‌ایه

305
00:31:09,120 --> 00:31:11,040
‫داره از فاضلاب‌ها بیرون میاد

306
00:31:35,640 --> 00:31:37,160
‫یعنی چیـ...؟

307
00:31:40,760 --> 00:31:44,240
‫- چه اتفاقی افتاده؟
‫- داشتیم میومدیم از تو بپرسیم

308
00:31:44,800 --> 00:31:46,640
‫نزدیکی اینجا تصفیه خونه هست؟

309
00:31:46,800 --> 00:31:49,640
‫شرکتی هست که داره محصولاتش
‫رو تو فاضلاب‌های عمومی خالی میکنه؟

310
00:31:49,800 --> 00:31:52,240
‫معلومه که نیست.
‫اینجا همه‌چی کنترل‌‍ شده‌ست

311
00:31:56,440 --> 00:31:57,840
‫یه زن از هوش رفت

312
00:31:58,000 --> 00:32:00,760
‫باید به مردم بگیم نرن تو خیابون.
‫خطرناکه

313
00:32:00,920 --> 00:32:04,240
‫باید اتفاقی که چند ماهه
‫داره تو این شهر میوفته رو بهشون بگیم

314
00:32:04,400 --> 00:32:07,440
‫حقیقت رو، و شما دو نفر
‫هم باید اونجا باشین

315
00:32:11,480 --> 00:32:14,280
<i>‫  سلام، النا اچواریا هستم. </i>
<i>‫  پیغام خودتون رو بذارین </i>

316
00:32:14,440 --> 00:32:16,560
‫دوباره داره اتفاق میوفته

317
00:32:16,720 --> 00:32:19,480
‫نمیدونم بخاطر چیه،
‫ولی نمیتونم به دروغ گفتن ادامه بدم

318
00:32:19,640 --> 00:32:22,120
‫میخوام به همه بگم چه اتفاقی افتاده

319
00:32:24,480 --> 00:32:26,160
‫فقط کاش تو اینجا بودی

320
00:33:27,480 --> 00:33:28,840
‫تو رو دیدم

321
00:33:34,400 --> 00:33:36,280
‫داری کارهای عجیب میکنی

322
00:33:36,800 --> 00:33:39,600
‫- این اذیتت نمیکنه؟
‫- نه

323
00:33:39,760 --> 00:33:43,640
‫- میدونی این واسه چیه؟
‫- واسه کشتن موش‌ها

324
00:33:43,800 --> 00:33:45,360
‫نه

325
00:33:45,520 --> 00:33:47,920
‫تا نتونن فرار کنن

326
00:33:51,400 --> 00:33:53,920
‫بیا، تو ادامه‌اش رو انجام بده

327
00:33:54,080 --> 00:33:56,600
‫کل شهر. کل شهر

328
00:34:34,720 --> 00:34:36,480
‫میشه لطفا توجه کنین؟

329
00:34:41,360 --> 00:34:44,080
‫این وضعیت زیادی کش پیدا کرده

330
00:34:44,240 --> 00:34:48,400
‫باید واضح راجع‌به قضیه‌‍‌ای که در جریانه حرف بزنیم،
‫ولی باید آروم بمونیم

331
00:34:49,960 --> 00:34:52,640
‫بذار ببینیم...
‫این عادی نیست

332
00:34:52,800 --> 00:34:54,640
‫معلومه که عادی نیست.
‫تازه متوجه شدی؟

333
00:34:54,800 --> 00:34:59,560
‫نه، خیلی وقت پیش متوجه شدم
‫ولی میخواستیم ازتون محافظت کنیم

334
00:34:59,720 --> 00:35:02,240
‫- الان دیگه بی‌معنیه
‫- این جادوگریه

335
00:35:02,400 --> 00:35:06,640
‫چند ماهه اتفاقاتی دارن میوفتن.
‫همه‌مون اینو میدونیم

336
00:35:06,800 --> 00:35:10,200
‫اول، مرگ آلونسوس...
‫بعد، ناپدید شدن سوله

337
00:35:10,360 --> 00:35:12,000
‫آتیش سوزی کلینیک النا

338
00:35:12,160 --> 00:35:14,360
‫و وقتی شوهرش اونطوری یهو پیداش شد؟

339
00:35:14,520 --> 00:35:17,120
‫مرگ روکه، خسوس...

340
00:35:17,280 --> 00:35:19,800
‫- به نظرم همه‌شون بهم مرتبطن
‫- میدونستم

341
00:35:19,960 --> 00:35:22,520
‫- و لاگونا؟ چرا اون اینجا نیست؟
‫- الان همه‌چی دست ماست

342
00:35:22,680 --> 00:35:24,920
‫کشیش بود.
‫همه اینا کار اون بود

343
00:35:25,080 --> 00:35:26,400
‫درسته!

344
00:35:26,560 --> 00:35:30,800
‫گوش کنین. ساکت!
‫لطفا

345
00:35:30,960 --> 00:35:32,840
‫ورگارا دشمنانی داشت

346
00:35:33,000 --> 00:35:35,800
‫کار اون نبود.
‫کار آدمایی بود که دنبال اون بودن

347
00:35:35,960 --> 00:35:38,440
‫و این به من چه اصلا؟
‫این چه ربطی به ما داره؟

348
00:35:38,600 --> 00:35:41,120
‫هیچی، ولی عواقبش داره سر ما میاد

349
00:35:41,280 --> 00:35:44,040
‫ورگارا نمیخواست به شهر صدمه بزنه،
‫واسه همینم رفت

350
00:35:44,200 --> 00:35:46,800
‫ولی الان اون اینجا نیست،
‫و هنوزم این اتفاق‌ها دارن میوفتن

351
00:35:46,960 --> 00:35:48,520
‫اون مه چه معنی‌ای داره؟

352
00:35:49,960 --> 00:35:51,400
‫حالت خوبه؟

353
00:35:54,800 --> 00:35:57,720
‫آدمایی که دنبال اونن...
‫جادوگری میکنن

354
00:35:57,880 --> 00:35:59,480
‫چی؟

355
00:36:01,680 --> 00:36:06,800
‫و اونا اینجان... در میان ما

356
00:36:07,520 --> 00:36:10,280
‫- بیا تو
‫- عصر بخیر

357
00:36:16,080 --> 00:36:18,920
‫من پدر آنجل هستم، کشیش جدید

358
00:36:19,080 --> 00:36:21,400
‫ببخشید که اسپانیاییم خیلی خوب نیست

359
00:36:22,640 --> 00:36:25,720
‫خوب نیست که تحت تاثیر شایعات قرار بگیرین

360
00:36:25,880 --> 00:36:28,920
‫بعضی مواقع همین شایعه‌ها هستن
‫که باعث مشکل میشن

361
00:36:29,080 --> 00:36:30,680
‫تو کی هستی؟

362
00:36:37,240 --> 00:36:39,320
‫- حالت خوبه؟
‫- پاکو...

363
00:36:43,640 --> 00:36:45,280
‫بیاین راجع‌به مه صحبت کنیم

364
00:36:45,440 --> 00:36:48,960
‫ما تو یه ارتفاع خاص قرار داریم،
‫اتفاق افتادنش عادیه

365
00:36:49,120 --> 00:36:53,920
‫دیوارها سردن و بخار بهشون میچسبه،
‫بیشتر از حومه شهر

366
00:36:54,080 --> 00:36:56,560
‫فردا، به محض اینکه خورشید هوا رو گرم کنه

367
00:36:56,720 --> 00:36:58,560
‫مه ناپدید میشه

368
00:36:59,680 --> 00:37:02,120
‫شکی درش نیست

369
00:37:02,280 --> 00:37:04,080
‫و بقیه چیزها...

370
00:37:05,120 --> 00:37:07,080
‫مرگ و میرها...

371
00:37:07,240 --> 00:37:09,200
‫ناپدید شدن‌ها

372
00:37:12,640 --> 00:37:14,560
‫راجع‌به اونا چیزی نمیدونم

373
00:37:15,000 --> 00:37:16,560
‫داره دروغ میگه

374
00:37:18,440 --> 00:37:21,920
‫دروغ میگه. اون...

375
00:37:22,080 --> 00:37:26,440
‫- خیلی بدنش داغه
‫- عادیه، تب داره...

376
00:37:26,600 --> 00:37:28,200
‫همه‌چی رو قاطی کرده

377
00:37:28,360 --> 00:37:32,600
‫به نظر من، اونم مثل کشیش و دامپزشک
‫تو این جریانات دست داره

378
00:37:32,760 --> 00:37:36,040
‫چرت نگو.
‫پاکو نمیتونه همچین کاری کنه

379
00:37:38,200 --> 00:37:40,280
‫این مَرد شیطانه،
‫همه‌تون باید اینو بدونین

380
00:37:40,440 --> 00:37:43,760
‫آنتونیو، بسه خب؟
‫شروع نکن

381
00:37:43,920 --> 00:37:47,840
‫مه واسه اینه که نبینین که یه خط
‫دور شهر رنگ کرده

382
00:37:48,000 --> 00:37:50,400
‫احتمالا کار خودته

383
00:37:50,560 --> 00:37:53,040
‫حتی نمیخواد موش‌ها هم فرار کنن

384
00:37:53,200 --> 00:37:54,880
‫موش‌ها! البته!

385
00:37:55,040 --> 00:37:57,360
‫ببخشینش، پدر
‫اون اینطوریه

386
00:37:57,520 --> 00:38:00,480
‫نه، نه، اشکال نداره.
‫آنتونیوی بیچاره

387
00:38:00,640 --> 00:38:02,840
‫وقتی یه چیزه ناگواری پیش میاد،

388
00:38:03,000 --> 00:38:06,120
‫عادیه که نسبت به کسی
‫که نمیشناسی بدبین باشی

389
00:38:06,280 --> 00:38:08,360
‫من بی‌نقص نیستم

390
00:38:10,440 --> 00:38:13,080
‫اما به اندازه شیطان

391
00:38:18,040 --> 00:38:20,280
‫یه گناهکار حقیرم

392
00:38:23,240 --> 00:38:24,960
‫- لعنتی
‫- چیه؟

393
00:38:25,120 --> 00:38:28,760
‫- اون دیوونه
‫- آنتونیو؟ اون چی؟

394
00:38:28,920 --> 00:38:31,640
‫- به حرفی که لاگونا زد فکر میکردم
‫- لاگونا چه ربطی به این داره؟

395
00:38:31,800 --> 00:38:34,080
‫هر دوشون یه حرفی میزنن، یادته؟

396
00:38:34,240 --> 00:38:37,600
‫اینکه خسوس شوهر دامپزشک رو کشته بوده
‫و اونی که افتاد تو سد...

397
00:38:37,760 --> 00:38:40,000
‫چی بوده؟ یه مترسک؟

398
00:38:43,240 --> 00:38:45,160
‫چی چی؟

399
00:38:47,160 --> 00:38:48,760
‫لعنتی

400
00:38:52,120 --> 00:38:53,800
‫وایسا!

401
00:39:04,040 --> 00:39:05,840
‫چه حال بهم‌زنه

402
00:39:07,520 --> 00:39:09,920
‫نمیخوام بگم حق با پاکوئه، ولی این...

403
00:39:11,160 --> 00:39:13,080
‫به نظر جادوگری میاد

404
00:39:59,080 --> 00:40:00,400
‫مامان!

405
00:40:01,440 --> 00:40:03,120
‫مامان! مامان!

406
00:40:10,720 --> 00:40:12,080
‫سلام

407
00:40:13,480 --> 00:40:16,400
‫- من چم شده؟
‫- دمای بدنت بالا رفته

408
00:40:16,560 --> 00:40:19,760
‫میخواستم ببرمت بیمارستان،
‫ولی با این مه بیرون رفتن غیرممکنه

409
00:40:19,920 --> 00:40:22,960
‫توماس و سوسانا سعی کردن،
‫و تصادف کردن

410
00:40:23,120 --> 00:40:26,320
‫- دوباره؟
‫- ولی حالشون خوبه

411
00:40:26,480 --> 00:40:28,200
‫چه وحشت‌وار

412
00:40:28,360 --> 00:40:29,680
‫مرچه

413
00:40:30,640 --> 00:40:34,000
‫- چیه؟
‫- ببخشید که اینقدر اذیتت میکنم

414
00:40:51,760 --> 00:40:54,200
‫منم متاسفم، عزیزم

415
00:40:55,600 --> 00:40:57,400
‫به تو فکر نکردم

416
00:40:58,760 --> 00:41:02,040
‫- هر اتفاقی که افتاده تقصیر منه
‫- این حرف رو نزن

417
00:41:02,200 --> 00:41:03,880
‫پیشم بمون

418
00:41:04,040 --> 00:41:06,960
‫نمیتونم بذارم اینطوری بمونی،
‫میرم دنبال یه دکتر بگردم

419
00:42:26,880 --> 00:42:29,720
‫توماس؟
‫میدونین توماس کجاست؟

420
00:42:29,880 --> 00:42:31,560
‫تب پاکو پایین نمیاد

421
00:42:31,720 --> 00:42:35,520
‫کل شب دارم سعی میکنم آمبولانس خبر کنم،
‫ولی کسی اینجا نمیاد

422
00:42:35,680 --> 00:42:38,640
‫- دکتر کجاست؟
‫- مرچه، لطفا آروم باش

423
00:42:38,800 --> 00:42:41,480
‫اون فقط جمعه‌ها میاد.
‫تو دیگه باید اینو بدونی

424
00:42:41,640 --> 00:42:45,000
‫اون نمیدونه چون اون به یه دکتر شخصی زنگ میزنه
‫که میاد خونه‌اش

425
00:42:45,160 --> 00:42:47,200
‫ولی اونم الان نمیاد،
‫هیچکس نمیاد

426
00:42:47,360 --> 00:42:49,560
‫خیلی‌خب، جیمی
‫بسه دیگه

427
00:42:49,720 --> 00:42:52,520
‫تو داروخونه همه‌چی دارم،
‫ولی...

428
00:42:52,680 --> 00:42:55,200
‫ولی چی؟ ولی چی؟

429
00:42:56,280 --> 00:42:59,720
‫- جرئت بیرون رفتن نداریم، مرچه
‫- چرا؟

430
00:42:59,880 --> 00:43:03,600
‫- فقط مه هستش
‫- نه، فقط مه نیست

431
00:43:17,720 --> 00:43:19,280
‫عادیه؟

432
00:43:20,560 --> 00:43:22,400
‫روی در خونه‌ام بود!

433
00:43:24,480 --> 00:43:27,760
‫پسرم همش داره گریه میکنه،
‫زنم جرئت نداره پا بذاره بیرون

434
00:43:27,920 --> 00:43:30,080
‫و میگین این عادیه؟
‫خدایا!

435
00:43:30,240 --> 00:43:32,400
‫رو در خونه ما هم بود

436
00:43:36,520 --> 00:43:38,520
‫ما تسخیر شدیم

437
00:44:19,600 --> 00:44:22,920
‫خودشه. اون مال منه

438
00:44:30,360 --> 00:44:34,720
‫اومدی.
‫بیا مهمونی رو شروع کنیم

439
00:44:58,040 --> 00:45:00,200
‫- حالت خوبه؟
‫- نمیتونم بلند بشم

440
00:45:00,360 --> 00:45:03,080
‫مچ پات پیچ خورده؟
‫سعی میکنیم بلند بشیم، خب؟

441
00:45:03,240 --> 00:45:04,800
‫خیلی درد میکنه

442
00:45:09,120 --> 00:45:10,600
‫به من تیکه بده

443
00:45:15,800 --> 00:45:17,640
‫منظورت چیه، هیچی معلوم نیست؟

444
00:45:18,760 --> 00:45:22,840
‫نه، یه چیزه گذرا نیست،
‫بیش از یه روزه که اینطوریه

445
00:45:23,000 --> 00:45:25,680
‫اگه دارم با سازمان ملی هواشناسی صحبت میکنم

446
00:45:25,840 --> 00:45:27,880
‫بخاطر اینه که امیدوارم
‫شما بتونین توضیحی بهم بدین

447
00:45:28,040 --> 00:45:30,840
‫نباید از من بپرسین که
‫به شما توضیحش بدم

448
00:45:39,280 --> 00:45:42,200
‫خب، یکی رو بفرستین
‫که ببینه چه اتفاقی داره میوفته!

449
00:45:51,760 --> 00:45:53,120
‫لاگونا!

450
00:45:54,560 --> 00:45:57,080
‫لاگونا...
‫لاگونا، کجا میری؟

451
00:46:00,320 --> 00:46:01,920
‫هی! گروهبان!

452
00:46:03,800 --> 00:46:05,320
‫چه غلطی میکنی؟

453
00:46:08,320 --> 00:46:10,640
‫چرا گذاشتی بره؟

454
00:46:21,320 --> 00:46:23,600
‫- اونجا، اونجا!
‫- میشه خفه بشی؟

455
00:46:36,840 --> 00:46:38,400
‫گمش نکن!

456
00:46:55,480 --> 00:46:58,120
‫- لعنتی!
‫- اون چی بود؟ نمیدونم...

457
00:46:58,280 --> 00:46:59,680
‫مراقب باش!
‫بپا!

458
00:47:19,680 --> 00:47:21,240
‫سالسدو!

459
00:47:21,400 --> 00:47:22,720
‫سالسدو!

460
00:47:53,400 --> 00:47:55,760
‫متاسفم، عزیزم

461
00:47:55,920 --> 00:47:59,200
‫نمیتونم ادامه بدم.
‫سرم داره گیج میره

462
00:47:59,360 --> 00:48:02,480
‫- آب میخوای؟
‫- آره، لطفا

463
00:48:02,640 --> 00:48:05,840
‫و حالا که داری میری داخل،
‫برو طبقه بالایی

464
00:48:06,000 --> 00:48:09,480
‫- یکی منتظرته
‫- چی؟

465
00:48:09,640 --> 00:48:13,240
‫مَردها بین پاهای تو میمیرن، عزیزم

466
00:48:13,400 --> 00:48:15,280
‫اگه مواظب نباشی،
‫تنها میمونی

467
00:48:15,440 --> 00:48:17,360
‫برو، برو بالا
‫چیزیه که میخوای

468
00:48:18,840 --> 00:48:21,200
‫اولین در سمت چپ

469
00:48:37,320 --> 00:48:38,920
‫پاکو! پاکو!

470
00:48:40,920 --> 00:48:44,240
‫برو... از اینجا برو.
‫از اینجا دور شو

471
00:49:18,640 --> 00:49:22,040
‫لعنتی... حقیقت داره.
‫فقط اینجاست

472
00:49:22,200 --> 00:49:24,120
‫آره

473
00:49:24,280 --> 00:49:29,320
‫بهت که گفتم! نگاه کن!
‫یه نفر اونجاست، تو جاده!

474
00:49:36,720 --> 00:49:38,760
‫زیادی دوره. بخیال شو.
‫بریم

475
00:49:46,320 --> 00:49:47,880
‫موفق باشی

476
00:50:28,280 --> 00:50:30,640
‫دیگه دیره، عزیز جان

477
00:50:39,840 --> 00:50:44,080
‫پدر! اونا رفتن تو برج ناقوس،
‫مردم دارن دیوونه میشن

478
00:50:44,240 --> 00:50:47,080
‫- جرئت ندارن از اینجا برن
‫- حق دارن

479
00:50:47,240 --> 00:50:48,600
‫چی؟

480
00:50:48,760 --> 00:50:51,040
‫از پنجره تو مقدس‌خونه برو بیرون

481
00:50:51,200 --> 00:50:54,000
‫اینجا موندن تو واسه برنامه‌هامون خوب نیست

482
00:50:55,640 --> 00:51:00,120
‫- بقیه چی؟
‫- بعضی‌ها نجات پیدا میکنن، بقیه نجات پیدا نمیکنن

483
00:51:01,200 --> 00:51:03,040
‫مرچه

484
00:51:03,200 --> 00:51:07,000
‫این شهر بین تمام مکان‌های دنیا انتخاب شده

485
00:51:07,160 --> 00:51:10,320
‫که یه چیزه خیلی بزرگ
‫اینجا اتفاق بیوفته

486
00:51:10,480 --> 00:51:12,960
‫یه چیزی که تاریخ رو عوض میکنه

487
00:51:13,120 --> 00:51:17,680
‫فقط بهترین‌ها مزیت اینو دارن
‫که شاهدش باشن

488
00:51:17,840 --> 00:51:21,440
‫تو نمیفهمی، ولی خواهی فهمید

489
00:51:26,840 --> 00:51:32,160
‫آروم باشین.
‫خدا بزرگه

490
00:51:33,080 --> 00:51:37,320
‫آروم باشین.
‫همه‌چی روبراهه

491
00:51:59,360 --> 00:52:01,280
‫این مرتیکه ما رو اینجا زندانی کرد

492
00:52:04,000 --> 00:52:06,920
‫- کشیش جدید در رو قفل کرد!
‫- اونم مثل اون یکی کشیش دیوونه‌ست!

493
00:52:07,080 --> 00:52:10,560
‫کی با من میاد؟
‫باید در رو بشکونیم! بریم!

494
00:52:19,880 --> 00:52:21,280
‫- یالا!
‫- محکم‌تر!

495
00:52:21,440 --> 00:52:23,120
‫یالا!

496
00:52:23,280 --> 00:52:24,600
‫محکم‌تر!

497
00:52:42,800 --> 00:52:44,600
‫- کمک!
‫- محکم‌تر!

498
00:52:44,760 --> 00:52:46,200
‫یالا!

499
00:52:50,320 --> 00:52:51,800
‫پدر!

500
00:53:17,720 --> 00:53:20,840
‫- محکم‌تر! یالا!
‫- محکم‌تر!

501
00:53:21,000 --> 00:53:23,280
‫- محکم‌تر! یالا!
‫- کمک!

502
00:53:23,440 --> 00:53:25,120
‫پدر آنجل!

503
00:53:46,520 --> 00:53:47,840
‫پاکو!

504
00:53:48,760 --> 00:53:51,160
‫داره از تب زیاد میسوزه!
‫باهاش چیکار کردی؟

505
00:54:49,760 --> 00:54:51,680
‫النا...

506
00:54:52,800 --> 00:54:54,120
‫النا...

507
00:54:56,000 --> 00:54:58,040
‫- مرچه!
‫- پاکو، یه دقیقه به حرف‌هام گوش کن

508
00:54:58,200 --> 00:55:01,880
‫- مرچه، لطفا!
‫- این اتفاقاتی که میوفته بد نیست

509
00:55:02,040 --> 00:55:03,640
‫امتحانن!

510
00:55:03,800 --> 00:55:06,400
‫موانعی که باید واسه رسیدن به خط پایان
‫بهشون غلبه کرد

511
00:55:06,560 --> 00:55:09,040
‫باید باهم بهشون غلبه کنیم

512
00:55:09,200 --> 00:55:10,600
‫بیا باهم بریم خونه

513
00:55:10,760 --> 00:55:12,880
‫کی اینو بهت گفته؟
‫کشیش جدید؟

514
00:55:13,040 --> 00:55:18,120
‫به زودی اتفاقات فوق‌العاده‌ای قراره بیوفته،
‫درست همینجا

515
00:55:18,280 --> 00:55:21,040
‫تمام اتفاقاتی که افتاده رو فراموش میکنیم

516
00:55:21,200 --> 00:55:22,840
‫و فقط به آینده فکر میکنیم

517
00:55:23,000 --> 00:55:25,560
‫تو به من نیاز داری،
‫و من به تو نیاز دارم

518
00:55:25,720 --> 00:55:27,600
‫تنهایی از پسش بر نمیام

519
00:55:27,760 --> 00:55:31,040
‫گردنبند...
‫سکه دست اونه

520
00:55:31,200 --> 00:55:34,600
‫ممکنه حق با تو باشه، مرچه.
‫شاید بهتره بریم خونه

521
00:55:35,720 --> 00:55:39,840
‫خیلی‌خب، خوبه.
‫خوبه. بدش به من

522
00:55:41,120 --> 00:55:44,160
‫- چیکار میکنی؟
‫- اون گردنبند رو بده من

523
00:55:44,320 --> 00:55:46,080
‫چرا؟

524
00:55:46,240 --> 00:55:48,600
‫چون مال تو نیست، عزیزم.
‫بدش به من

525
00:55:48,760 --> 00:55:52,720
‫اون چیزی که مال منه رو ازم گرفته

526
00:55:52,880 --> 00:55:55,320
‫کسی چیزی رو از تو نگرفته.
‫لطفا...

527
00:56:00,360 --> 00:56:03,280
‫چرا همیشه ازش دفاع میکنی؟

528
00:56:42,840 --> 00:56:46,600
‫آفرین.
‫چیزهای بزرگ انتظارت رو میکشن

529
00:56:59,440 --> 00:57:00,840
‫اون چه کوفتیه؟

530
00:57:59,880 --> 00:58:02,680
‫مامان! مامان!

531
00:58:07,880 --> 00:58:09,200
‫مامان!

532
00:58:10,280 --> 00:58:11,600
‫مامان!

533
00:58:14,000 --> 00:58:15,880
‫- از این طرف!
‫- کجا؟

534
00:59:41,800 --> 00:59:44,040
‫من اینجام، دوست من

535
00:59:49,800 --> 00:59:59,040
« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری »
Email: <font color=#FF0000>tooraj1111@gmail.com</font>

