﻿1
00:00:03,454 --> 00:00:06,527
روح برادر از دست رفته‌مان را

2
00:00:06,527 --> 00:00:10,201
به خداوند مهربان كه از همه مهربانتر و بخشنده‌تر است ميسپاريم

3
00:00:12,314 --> 00:00:17,357
و كالبد بيجانش را بدست آتش ميسپاريم

4
00:00:17,357 --> 00:00:24,440
زمين به زمين، خاكستر به خاكستر و خاك به خاك برميگردد

5
00:00:24,440 --> 00:00:31,152
و از اين خوب لايزال ميخواهيم كه به ما بركتي عطا كند تا بتوانيم با عشق و محبت او زندگي كنيم

6
00:00:31,152 --> 00:00:33,527
و با لطف او بميريم

7
00:00:43,843 --> 00:00:46,287
دوست عزيزم، لطفاً يك دقيقه صبر كن

8
00:00:46,287 --> 00:00:55,311
من واقعاً ميخوام جويا بشم كه چرا يكدفه ربوده شدم و خودمو توي اين قطار در حالي كه داره به سرعت از حومه لندن دور ميشه ديدم

9
00:00:55,311 --> 00:00:57,083
ما داريم به محلي به نام سن‌مري ميريم

10
00:00:58,735 --> 00:01:01,367
دو روز پيش مسئله‌اي در اونجا اتفاق افتاده

11
00:01:02,053 --> 00:01:04,949
براي يكي از موكلين و دوستان قديمي پدرم به نام ريچارد ابنتي

12
00:01:06,003 --> 00:01:08,564
ريچارد مرده و هيچ فرزندي هم نداره

13
00:01:08,564 --> 00:01:11,838
خانواده ابنتي خيلي با هم در ارتباط نيستند

14
00:01:12,750 --> 00:01:15,357
هلن با برادر جوانتر ريچارد به نام لئو ازدواج كرد

15
00:01:16,243 --> 00:01:17,573
كه لئو چند سال قبل مرد

16
00:01:17,573 --> 00:01:20,676
پسر اين خانم اسمش جرج است كه اخلاق تندي داره

17
00:01:20,676 --> 00:01:22,327
!جرج-
ولم كن مامان-

18
00:01:24,199 --> 00:01:27,986
ما بايد راجع بهش با هم حرف بزنيم-
چيزي براي صحبت وجود نداره-

19
00:01:30,869 --> 00:01:36,075
دخترعموي جرج به نام رزاموند بازيگر تأتره و با يك بازيگر به نام مايكل شين ازدواج كرده

20
00:01:36,903 --> 00:01:39,324
احمق نشو. نميخواد انجامش بدي

21
00:01:39,324 --> 00:01:43,282
خفه شو مايكل

22
00:01:46,096 --> 00:01:51,314
خواهر رزاموند يعني سوزانا، كارهاي خيريه براي كليسا انجام ميده

23
00:01:52,550 --> 00:01:55,819
مورد با تيموتي -برادر ريچارد- ازدواج كرده

24
00:01:55,819 --> 00:01:58,272
تيموتي نتونست بياد به مراسم خاكسپاري چون خيلي پيره

25
00:01:58,272 --> 00:02:00,234
مورد! من ميدونم كه الان ميخواي بري پيش تيموتي

26
00:02:00,234 --> 00:02:02,487
من هر چه سريعتر به امور رسيدگي ميكنم

27
00:02:02,487 --> 00:02:05,642
خواهش ميكنم خيلي عجله نكنيد آقاي اندويسل

28
00:02:06,593 --> 00:02:09,729
و البته كورا

29
00:02:09,729 --> 00:02:11,578
خواهر جوانتر ريچارد

30
00:02:12,140 --> 00:02:16,758
همه ميدونن كه اون يه خورده مشنگه

31
00:02:16,758 --> 00:02:18,727
مشنگه؟

32
00:02:18,727 --> 00:02:25,306
يعني كم عقل نيست امااز خودش داستانهايي ميسازه كه بهتره گفته نشه

33
00:02:25,842 --> 00:02:31,077
و در اون روز از هميشه هيجان‌زده‌تر بود چون به اندبي برگشته بود

34
00:02:51,720 --> 00:02:53,742
اندبي

35
00:02:53,742 --> 00:02:56,269
دلم براش خيلي تنگ شده بود

36
00:03:48,831 --> 00:03:51,230
همه جاي اين خونه بي روح به نظر ميرسه

37
00:03:51,230 --> 00:03:53,990
انگار كه هيچكس اينجا نبوده

38
00:03:55,510 --> 00:03:58,905
ميبينم كه اينجا مثل گذشته‌هاست

39
00:03:58,905 --> 00:04:01,627
هيچي عوض نشده

40
00:04:01,627 --> 00:04:03,717
نميدونم چرا اومديم اينجا

41
00:04:03,717 --> 00:04:08,308
تمام ارثيه ميرسه به جرج و بقيمون فقط چند پني گيرمون مياد

42
00:04:08,308 --> 00:04:08,807
چي؟

43
00:04:09,617 --> 00:04:13,893
اوه، بله. اگه خوب رفتار كنيد، يه كم پول ميندازم جلوتون

44
00:04:13,893 --> 00:04:17,880
هلن به من گفت كه براي انجمن‌هاي كليسايي كار ميكني

45
00:04:17,880 --> 00:04:20,779
بله بله-
اين خيلي خوبه-

46
00:04:38,222 --> 00:04:42,883
بيشتر جوانهاي خانواده،عمّه كورا رو نديده بودند

47
00:04:42,883 --> 00:04:46,537
منم فقط يكبار اونو ديدم

48
00:04:46,537 --> 00:04:48,047
خيلي تغيير نكرده بود

49
00:04:50,984 --> 00:04:58,764
لنسكام عزيز، يادت مياد اون وقتها بچه‌ها رو ميبردي پاي درخت كه بازي كنند؟

50
00:04:58,764 --> 00:05:00,759
بله، بله يادم مياد

51
00:05:00,759 --> 00:05:02,357
ما يه خونه‌ي درختي داشتيم

52
00:05:02,357 --> 00:05:07,168
وقتيكه مهمون داشتيم ميرفتيم او پايين تا تماشا كنيم

53
00:05:07,168 --> 00:05:08,836
من بودم با تيموتي

54
00:05:08,836 --> 00:05:11,018
با پدرت لئو

55
00:05:11,018 --> 00:05:16,367
و با مادرت جرالدين و من

56
00:05:17,870 --> 00:05:22,397
اون خونه‌ي بدون در هم هنوز اينجاست

57
00:05:25,695 --> 00:05:30,329
و همون مشروب هميشگي

58
00:05:30,329 --> 00:05:33,050
كورا عوض نشده-
فقط چاق شده-

59
00:05:38,704 --> 00:05:44,134
اصلاً جالب نيست. نگاش كن، دوباره موي مصنوعي گذاشته

60
00:05:44,134 --> 00:05:47,465
اينقدر ايراد نگير رزاموند

61
00:05:48,317 --> 00:05:55,047
عمّه كورا با يك نقّاش فقير ايتاليايي آشنا شده، چقدر رومانتيكه

62
00:05:55,047 --> 00:05:58,539
من بايد برم اون خونه‌ي درختي رو ببينم

63
00:06:02,226 --> 00:06:04,634
سلام جرج-
سلام گيلبرت-

64
00:06:17,344 --> 00:06:19,901
اومدي كه براي رستگاري من دعا كني؟

65
00:06:22,235 --> 00:06:23,429
و بعدش من

66
00:06:23,429 --> 00:06:27,123
وصيتنامه را خوندي-
بله-

67
00:06:27,123 --> 00:06:32,168
فاميل انتظار داشت كه جرج همه سهم‌الارث رو ببره، همونطوريكه ريچارد ميخواست

68
00:06:32,168 --> 00:06:38,619
و برادرش تيموتي هم چيزي گيرش نياد، چون چند سال پيش با هم دعواي سختي داشتند

69
00:06:40,526 --> 00:06:43,466
همونطور كه ميدونيد، ريچارد منو بعنوان مجري وصيتنامه معرفي كرده

70
00:06:43,466 --> 00:06:45,641
براي من چيزي گذاشته؟

71
00:06:45,641 --> 00:06:52,089
بعد از يك ارثيه مختصر براي خدمتكاران و سرخدمتكار-لنسكام- و حق‌الزحمه من

72
00:06:52,089 --> 00:06:58,882
خونه و زمين بايد فروخته بشه :و پول اون بطور مساوي تقسيم ميشه بين

73
00:06:59,580 --> 00:07:01,258
تيموتي

74
00:07:01,258 --> 00:07:02,751
كورا

75
00:07:02,751 --> 00:07:04,822
رزاموند

76
00:07:04,822 --> 00:07:06,027
سوزانا

77
00:07:06,027 --> 00:07:08,576
و هلن

78
00:07:08,576 --> 00:07:10,913
پس جرج چي ميشه؟

79
00:07:10,913 --> 00:07:13,440
به نظر ميرسه كه جرج از ارث محروم شده

80
00:07:14,742 --> 00:07:16,271
چقدر مال منه؟

81
00:07:16,271 --> 00:07:20,073
دقيق نميتونم بگم، اما اينقدر هست كه بتوني آينده خودتو تأمين كني

82
00:07:20,073 --> 00:07:23,656
خوبه، ميتونم برم به آمريكاي جنوبي

83
00:07:26,146 --> 00:07:28,195
منم مثل بقيه شوكّه شده بودم

84
00:07:28,195 --> 00:07:31,866
من ميدونستم كه ريچارد تمايل داشت كه جرج تنها وارثش باشه

85
00:07:31,866 --> 00:07:34,793
و اين مسئله ميبايست در وصيتنامه ميامد

86
00:07:34,793 --> 00:07:38,719
من ميبايست ميرفتم، واسه همين فرصت خوندن آخرين تغييرات وصيتنامه رو نداشتم

87
00:07:38,719 --> 00:07:45,121
ريچارد اغلب اوقات اونو عوض ميكرد. من به اين قضيه توجهي نكردم، اما تغييرات عمده‌اي نبود

88
00:07:48,641 --> 00:07:52,982
هلن، ازت ميخوام كه طبق وصيت ريچارد عمل كني

89
00:07:52,982 --> 00:07:57,050
اصلاً باورم نميشه كه ريچارد جرج رو از ارث محروم كرده باشه

90
00:07:57,050 --> 00:08:01,022
تا دم مرگش تو اين خونه از اون پرستاري كردم

91
00:08:01,022 --> 00:08:04,703
اون هميشه ميگفت كه ميخواد املاك خودشو بده به جرج

92
00:08:04,703 --> 00:08:09,326
بدون خبر نظرشو عوض كرده؟ -
به من هيچي نگفت-

93
00:08:09,326 --> 00:08:12,401
اما اگه درست هم گفته باشي، دكترت ميتونه بهت كمك كنه

94
00:08:12,401 --> 00:08:17,008
محض رضاي خدا! الان فقط پسرم برام مهمّه

95
00:08:17,008 --> 00:08:20,031
و بعد، كورا جوّ موجود را بهم زد

96
00:08:20,031 --> 00:08:22,937
مثل اينكه هنوز اين مسئله مخفي مونده

97
00:08:24,826 --> 00:08:29,984
ميدونم كار زياد جالبي نيست كه قضيه رو فاش كنم، اما ميتونه خيلي كمك كنه

98
00:08:29,984 --> 00:08:32,607
ببخشيد، منظورتو نفهميدم كورا

99
00:08:32,607 --> 00:08:36,217
اونو به قتل رسوندند، مگه نه؟

100
00:08:41,128 --> 00:08:44,337
معذرت ميخوام، چقدر احمقم

101
00:08:44,337 --> 00:08:48,153
من فقط به حرفي كه خودش بهم زد فكر كردم

102
00:08:48,153 --> 00:08:56,541
فراموشش كنيد، اشتباه كردم. من هميشه چرت و پرت ميگم

103
00:09:02,678 --> 00:09:05,882
من براي فروش خانه و زمين قرار گذاشتم تا هرچه زودتر فروش بره

104
00:09:07,461 --> 00:09:10,084
!نزديك بود همه‌مون دستامونو با چاقو ببريم

105
00:09:10,084 --> 00:09:15,008
پس براي همينه كه ما الان اينجاييم تا بريم پيشه كورا و اون همه چيزو به ما توضيح بده؟

106
00:09:15,008 --> 00:09:17,966
بله، ما داريم ميريم پيش اون

107
00:09:17,966 --> 00:09:20,672
اما نميتونيم ازش بخواهيم كه توضيح بده

108
00:09:20,672 --> 00:09:26,804
راستش، ديروز عصر يه نفر به خونه اون حمله كرده و اونو با ساتور كشته

109
00:09:42,772 --> 00:09:49,131
دكتر زمان مرگ رو بعد از ظهر تشخيص داده. قبل از 4:30 احتمالاً نزديك ساعت 2 عصر

110
00:09:49,131 --> 00:09:58,263
يه نفر پنجره آشپزخانه رو خورد كرده و به اون توي رختخوابش حمله كرده و شش هفت بار اونو با ساتور زده

111
00:09:58,263 --> 00:10:00,754
يعني در اون ساعت تو رختخواب بوده؟

112
00:10:00,754 --> 00:10:02,389
اون خوب نخوابيده بود

113
00:10:02,389 --> 00:10:07,472
همخونه‌اش رو فرستاده بود به كتابخانه كه يه كتاب رو پس بده و خودش هم قرص خواب‌آور خورده بود

114
00:10:07,472 --> 00:10:11,007
،بنابراين وقتي دزد اومد تو خونه اون خيلي بيحال بوده يا شايد هم كاملاً خواب بوده

115
00:10:11,007 --> 00:10:15,262
پس ساتور كاملاً دم دست بوده

116
00:10:15,262 --> 00:10:18,521
بايد اعتراف كنم كه ميتونه كار همخونه‌اش باشه

117
00:10:18,521 --> 00:10:23,388
ميدوني، دو نفر كه تنها با هم زندگي ميكنند، اختلافات و نقاط مشترك زيادي پيدا ميكنند

118
00:10:23,388 --> 00:10:25,084
اما بهر حال بينشون بهم ميخوره

119
00:10:25,084 --> 00:10:26,826
آيا چيزي دزديده شده بازرس؟

120
00:10:26,826 --> 00:10:31,776
فقط چندتا جواهر بي‌ارزش. اونا ميتونستند هر چي ميخوان ببرند

121
00:10:31,776 --> 00:10:37,682
اما خيلي عجيبه كه اونها جواهرات رو كنار پرچين كلبه ول كرده بودند كه فاصله زيادي از كلبه نداشت

122
00:10:37,682 --> 00:10:41,657
ممكنه قاتل از چيزي ترسيده باشه يا حتي پشيمون شده باشه

123
00:10:41,657 --> 00:10:45,609
اما تجربه من ميگه جنايتكارها عجيب و غريبند

124
00:10:45,609 --> 00:10:51,318
پس با اجازه شما من ميتونم با اين همخونه صحبت كنم؟

125
00:10:51,318 --> 00:10:57,687
بله حتماً. اون زن با احساسيه شايد اطلاعات جديدي داشته باشه

126
00:10:58,787 --> 00:11:03,058
و مهمتر از همه، در روز خاكسپاري وارد دفتر كار شدند

127
00:11:03,058 --> 00:11:07,075
اسناد خونه گم شده و من فرصت بررسي اونا رو نداشتم

128
00:11:07,075 --> 00:11:11,436
و اگه اسناد گم شده باشه چي؟-
اونوقت نه خونه فروش ميره و نه اونها به ارثشون ميرسند-

129
00:11:11,436 --> 00:11:15,284
تجاوز به خونه در روز خاكسپاري و دزديدن اسناد؟

130
00:11:15,284 --> 00:11:19,547
فكر نميكني كه اين دو مورد حسن تصادف عجيبي هستند؟-
البته كه هستند-

131
00:11:19,547 --> 00:11:25,840
ببينم پوارو تو پرونده رو قبول ميكني، مگه نه؟ با اينكار لطف خيلي بزرگي در حقّم ميكني

132
00:11:29,158 --> 00:11:32,731
بله موسيو، پرونده رو قبول ميكنم

133
00:11:33,336 --> 00:11:40,354
بازرس گفت كه اون زجر نكشيده .و احتمالاً با اولين ضربه مرده منم اميدوارم كه همينطوري باشه

134
00:11:40,354 --> 00:11:43,008
خيلي خوشحالم كه شما اومديد آقاي اندويسل

135
00:11:43,008 --> 00:11:45,147
آقاي پوارو

136
00:11:45,147 --> 00:11:50,690
من در مورد خرابكاري آقاي گلاچيو چيزي نميدوم. من فقط نگران روبرو شدن با اون هستم

137
00:11:54,181 --> 00:11:57,552
خانم گلاچيو اونا رو از حراجي خريده

138
00:11:57,552 --> 00:12:01,402
اون گفت كه چيزهاي با ارزشتري هم براي خريد وجود داشت

139
00:12:06,968 --> 00:12:15,196
اينا نقاشيهاي خود خانم گلاچيو هستند. اونا خوبند، مگه نه؟-
بله-

140
00:12:15,196 --> 00:12:21,904
البته من از اين چيزها سر در نميارم كه قضاوت كنم، اما پدرم نقاش بوده كه خيلي هم موفق نبوده

141
00:12:21,904 --> 00:12:27,653
اما خانم گلاچيوي بيچاره در مورد نقاشي خيلي زياد ميدونست

142
00:12:35,309 --> 00:12:41,041
آه، اين رنگ قديميه-
بله اون دوست داشت اينجا نقاشي كنه-

143
00:12:41,041 --> 00:12:44,086
و شما با اون سازش داشتيد مادمازل؟

144
00:12:44,086 --> 00:12:47,915
بله، اون يه جورايي مثل بچه‌ها بود

145
00:12:47,915 --> 00:12:49,999
اون عقلايي نبود

146
00:12:49,999 --> 00:12:54,392
بطور غريزي اينطوري بود، شما قضاوت خوبي داريد آقاي اندويسل

147
00:12:54,392 --> 00:12:58,361
بعضي اوقات با زدن ميخ به سرش منو متعجب ميكرد

148
00:12:58,361 --> 00:13:02,606
شما خيلي وقته كه با اون بوديد؟-
سه سال و نيم-

149
00:13:02,606 --> 00:13:06,870
شما بعنوان يك همخونه، كارهاي سرايداري هم ميكرديد؟

150
00:13:06,870 --> 00:13:11,211
من آشپزي ميكردم و كارهاي سبك را انجام ميدادم، نه كارهاي سخت

151
00:13:11,211 --> 00:13:14,644
خانم پنتون از روستا براي اين كارها ميومد

152
00:13:14,644 --> 00:13:17,403
من هيچوقت خودمو يه خدمتكار ندونستم آقاي اندويسل

153
00:13:17,403 --> 00:13:23,420
اگه بشه خيلي دلم ميخواد كه اتاق خانم گلاچيو رو ببينم

154
00:13:24,244 --> 00:13:27,968
بازرس مورتون گفت كه اشكالي نداره بعد از تحقيقات پليس اتاق رو تميز كنم

155
00:13:27,968 --> 00:13:31,909
البته به وسايل شخصي دست نزدم

156
00:13:40,453 --> 00:13:43,335
كورا در مورد خاكسپاري برادرش حرفي نزد؟

157
00:13:43,335 --> 00:13:46,877
اون گفت كه ميز دعاي كليسا پر از گل بود

158
00:13:46,877 --> 00:13:50,891
اون ناراحت بود كه نتونسته اون يكي برادرش يعني تيموتي رو ببينه

159
00:14:00,963 --> 00:14:03,959
خيلي خوشمزه است

160
00:14:03,959 --> 00:14:06,051
خودتون درست كرديد؟

161
00:14:06,051 --> 00:14:08,198
من هميشه كيك درست ميكنم

162
00:14:08,763 --> 00:14:14,491
اوه فكر كنم ديگه دارم خودستايي ميكنم-
نه نه نه، ابداً. شما خودستايي نميكنيد-

163
00:14:16,263 --> 00:14:22,350
بگيد ببينم، حال مادام گلاچيو بعد از مراسم چطور بود؟

164
00:14:23,096 --> 00:14:26,859
شبي كه برگشت خيلي خوشحال بود، تا حالا اينطوري نبود

165
00:14:26,859 --> 00:14:29,419
اون ازم پرسيد كه دلم ميخواد برم به آمريكاي جنوبي يا نه؟

166
00:14:29,419 --> 00:14:35,060
گفتم اين روياييه و اون هم گفت كه خواهيم رفت، به همين سادگي

167
00:14:35,060 --> 00:14:39,709
فكر كنم برادرش بعد از اينكه اومد اينجا، خواسته براش يه كم پول به ارث بذاره

168
00:14:39,709 --> 00:14:41,482
اون اومد اينجا؟

169
00:14:41,482 --> 00:14:42,764
بله. حدود 3 هفته پيش

170
00:14:44,665 --> 00:14:48,877
واسه خانم يه سورپريز بود، چون برادرشو تا قبل از ازدواجش نديده بود

171
00:14:49,877 --> 00:14:55,027
وقتي فهميد كه برادرش مريضه يه كم ناراحت شد

172
00:14:56,092 --> 00:14:58,253
اون به كورا گفت كه مريضه؟

173
00:15:00,013 --> 00:15:01,087
بله

174
00:15:02,942 --> 00:15:05,387
اين مسئله منو بياد خاله خودم انداخت

175
00:15:06,232 --> 00:15:10,381
فكر كنم اونم مثل خاله من از يه ناراحتي مغزي رنج ميبرده

176
00:15:10,381 --> 00:15:12,049
چرا اينطور فكر ميكنيد؟

177
00:15:14,887 --> 00:15:20,756
خانم گلاچيو گفت كه برادرش فكر ميكنه يكي سعي داره اونو مسموم كنه

178
00:15:20,756 --> 00:15:21,995
چي؟

179
00:15:23,393 --> 00:15:25,695
لطفاً ادامه بديد مادمازل

180
00:15:26,855 --> 00:15:34,000
قطعاً خانم بهش توجهي نكرد. مردم پير معمولاً خيال‌بافي ميكنند، مگه نه؟

181
00:16:07,219 --> 00:16:12,856
تصور كنيد وضعيت مردم را وقتيكه باران قطع ميشه و غلّات از بين ميره

182
00:16:12,856 --> 00:16:18,007
براي مردم انگليس خيلي سخته كه وجود فقر و گرسنگي را در امپراتوري بريتانيا باور كنند

183
00:16:18,007 --> 00:16:26,073
بنابراين، سفر به آفريقا ميتونه يك تجربه ماجراجويانه باشه

184
00:16:26,073 --> 00:16:28,092
بيشتر كودكان سواد خوندن و نوشتن ندارند

185
00:16:28,092 --> 00:16:32,738
و هيچ راهي براي بهبود زندگيشون وجود نداره تا بتونند در آينده از فقر نجات پيدا كنند

186
00:16:32,738 --> 00:16:35,203
اين بچه‌ها مدرسه ميخوان

187
00:16:38,875 --> 00:16:44,968
برنامه ما در اون كشور تعليم و تربيت و از همه مهمتر، ايجاد اميده

188
00:16:44,968 --> 00:16:47,691
براي مردمي كه دارن زندگي ميكنند

189
00:16:47,691 --> 00:16:51,817
اميدوارم تا اونجايي كه ميشه، سخاوتمندانه كمك كنيد

190
00:16:51,817 --> 00:16:59,996
ممنون كه اومديد

191
00:16:59,996 --> 00:17:02,492
عدّه كمي به اين مأموريت علاقه‌مند هستند

192
00:17:03,406 --> 00:17:04,887
يه كم نااميد كننده است

193
00:17:04,887 --> 00:17:06,495
!سوزانا

194
00:17:08,048 --> 00:17:12,116
آقاي اندويسل تلفن كرده و خبر بدي آورده

195
00:17:12,116 --> 00:17:15,565
درباره كورا. ميگه اونو به قتل رسوندند

196
00:17:16,549 --> 00:17:17,943
چي

197
00:17:17,943 --> 00:17:20,816
ميگه يه دزد روز بعد از خاكسپاري اومده خونه اون

198
00:17:20,816 --> 00:17:24,875
جواهرات را دزديده و بعد هم اونو كشته

199
00:17:30,685 --> 00:17:33,519
بايد اعصاب قوي‌اي داشته باشه كه تونسته تنهايي اينجا بمونه

200
00:17:33,519 --> 00:17:38,019
فكر كنم كه اون جايي براي رفتن نداره تا زمانيكه شرايط ديگه‌اي پيدا كنه

201
00:17:38,019 --> 00:17:41,207
اوه موسيو، من اينو پيدا كردم

202
00:17:45,580 --> 00:17:51,571
لطفاً درباره چيزهايي كه بهتون گفتم به كسي چيزي نگيد. ممكنه اشتباه كرده باشم

203
00:17:51,571 --> 00:17:53,717
برادر ناكام تو، ريچارد

204
00:17:56,755 --> 00:17:59,353
يعني اون به كورا گفته بود چه كسي ميخواسته اونو بكشه؟

205
00:18:00,080 --> 00:18:02,620
شايد

206
00:18:02,620 --> 00:18:08,756
كورا گلاچيو اعلام كرد كه برادرش به قتل رسيده و خودش هم روز بعد كشته ميشه

207
00:18:09,494 --> 00:18:16,755
بذار فرض كنيم كه اون حقيقت را گفته و دوست تو ريچارد، واقعاً مسموم شده باشه

208
00:18:16,755 --> 00:18:18,972
كي از مرگ ريچارد سود ميبره؟

209
00:18:18,972 --> 00:18:22,826
تمام خانواده به غير از جرج و ضمناً يه كمي هم خود من

210
00:18:22,826 --> 00:18:24,813
آه، پس خود تو هم مضنون هستي

211
00:18:24,813 --> 00:18:25,732
اوه تورو خدا پوارو

212
00:18:25,732 --> 00:18:29,003
نه نه نه موسيو، باهات شوخي كردم

213
00:18:30,595 --> 00:18:32,869
موسيو، بايد بريم خانواده رو ببينيم

214
00:18:32,869 --> 00:18:36,442
و لازمه كه محل حضور تك تك اونها را در روز بعد از خاكسپاري بدونم

215
00:18:36,442 --> 00:18:38,322
شايد اينطوري بتونيم دستشونو رو كنيم

216
00:18:39,739 --> 00:18:46,353
و لازمه كه محل حضور تك تك اونها را در روز بعد از خاكسپاري بدونم

217
00:18:49,992 --> 00:18:53,136
خب، من نرفتم روي سن و اون هم ميخواد تلافي كنه

218
00:18:53,136 --> 00:18:57,472
نه نه، داري اشتباه ميكني اون ازش بدش مياد. نبايد زود جا بزني

219
00:18:58,798 --> 00:19:01,979
شما بطرز هيجان‌انگيزي مشهور هستيد

220
00:19:02,555 --> 00:19:05,638
شما ذهن مردم را ميخونيد، مثل روانشناسها

221
00:19:05,638 --> 00:19:09,844
دقيقاً، بخاطر همينه كه رفتار انسانها برام جالبه

222
00:19:12,854 --> 00:19:17,128
مادام، لطفاً منو ببخشيد كه در اين اوقات عزاداري مزاحم شما شدم

223
00:19:17,128 --> 00:19:22,285
اين خيلي ناجوره كه آدم دو تا از اعضاي نزديك خانواده‌اش را با هم از دست بده

224
00:19:22,285 --> 00:19:24,162
درسته. مگه نه؟

225
00:19:24,162 --> 00:19:28,137
داشتم فكر ميكردم چرا بايد يه نفر عمّه كورا رو بكشه

226
00:19:28,137 --> 00:19:32,385
به نظر مياد كه دزد اومده بود تا تعدادي از وسايل رو بدزده

227
00:19:32,995 --> 00:19:39,205
ببخشيد، اما لازمه كه از هر دوتون بپرسم روز بعد از خاكسپاري كجا بوديد

228
00:19:39,750 --> 00:19:44,863
ما تا ساعت 11 صبح خونه بوديم بعد تو رفتي تا با اسكار ناهار بخوري

229
00:19:44,863 --> 00:19:48,676
من ميبايست دوستم جين را ميديدم اما نشد و تمام روز رفتم كه خريد كنم

230
00:19:48,676 --> 00:19:54,255
ما بعد از نمايش شام خورديم و از نيمه شب گذشته بود كه برگشتيم خونه

231
00:19:54,255 --> 00:19:55,907
حالتون خوب نيست مادام؟

232
00:19:55,907 --> 00:19:58,521
شب اول نمايشه، دلهره دارم

233
00:19:58,521 --> 00:20:03,547
من هميشه خل بازي در ميارم بخصوص وقتي كه رل من بيخود باشه

234
00:20:04,126 --> 00:20:10,838
بايد بگم اين بزرگترين شانس ماست كه عمو ريچارد اين همه پول واسمون گذاشته

235
00:20:10,838 --> 00:20:12,927
منظورش اينه كه ما ميتونيم براي تأتر سرمايه‌گذاري كنيم

236
00:20:14,718 --> 00:20:20,396
من يه شانس خيلي خوب تو نمايش دارم و

237
00:20:20,396 --> 00:20:21,392
يك بخش خوب هم براي رزاموند

238
00:20:21,392 --> 00:20:23,480
اين پول ميتونه مايكل رو به آرزوش برسونه

239
00:20:25,323 --> 00:20:29,198
متأسفانه در تهيه اسناد خونه يه كمي تأخير وجود داره

240
00:20:29,198 --> 00:20:31,080
پول به اين زوديها آماده نميشه

241
00:20:31,080 --> 00:20:34,665
ولي ما ميتونيم يه كم مساعده بگيريم مايكل به من گفت كه ميتونيم

242
00:20:34,665 --> 00:20:40,528
اين خيلي خيلي مهمّه-
عجله‌اي نداريم قربان، فقط ميخواستيم- بدونيم شما با مساعده موافقيد يا نه

243
00:20:41,177 --> 00:20:42,300
مايكل؟

244
00:20:42,300 --> 00:20:45,083
ببخشيد، بايد برم

245
00:20:46,315 --> 00:20:48,744
آيا عمّه كورا پولي به ارث گذاشته؟

246
00:20:48,744 --> 00:20:51,542
هرچي داشته واسه خواهر شما گذاشته

247
00:20:52,290 --> 00:20:55,839
ولي چرا بايد همش برسه به سوزانا؟

248
00:20:57,469 --> 00:20:59,486
اما اون به سختي منو ميشناخت

249
00:20:59,486 --> 00:21:01,944
ضمناً خونه‌اش هم مال شماست

250
00:21:01,944 --> 00:21:05,611
چه خوب، اين همه پول كمك زياديه

251
00:21:05,611 --> 00:21:13,838
لطفاً منو ببخشيد، ولي لازمه كه از هر دوتون بپرسم روز بعد از خاكسپاري ريچارد ابنتي كجا بوديد؟

252
00:21:13,838 --> 00:21:18,128
هلن در اندبي بود. من ازش خواستم تا زماني كه مشغول رسيدگي به امور ريچارد هستم، اونجا بمونه

253
00:21:18,128 --> 00:21:20,131
ممنونم گيلبرت

254
00:21:20,131 --> 00:21:23,913
روز خاكسپاري ازم خواست و من بيصبرانه منتظرش بودم

255
00:21:23,913 --> 00:21:26,242
اوه هلن، فراموشش كن

256
00:21:26,242 --> 00:21:29,472
يه چند روزيه كه اومدم بازي رزاموند و مايكل را ببينم

257
00:21:29,472 --> 00:21:31,793
الان پيش سوزانا زندگي ميكنم

258
00:21:35,007 --> 00:21:37,117
جرج! كجا بودي؟

259
00:21:40,733 --> 00:21:43,114
حالت خوبه؟-
كاملاً. چرا ميپرسي؟-

260
00:21:44,752 --> 00:21:46,941
خبر مرگ عمّه كورا توي همه اين روزنامه‌هاي آشغالي اومده

261
00:21:46,941 --> 00:21:50,568
جرج، ايشون هركول پوارو هستند. ازشون خواستم كه تحقيقات بكنند

262
00:21:50,568 --> 00:21:53,026
نميدونستم چنين دوست معروفي داري

263
00:21:53,026 --> 00:21:54,635
چطوري پوارو؟

264
00:21:56,207 --> 00:21:57,850
عمّه كوراي پير و بيچاره

265
00:21:57,850 --> 00:22:00,294
فكر كنم اون ميخواست دنبال قاتل بگرده

266
00:22:00,294 --> 00:22:01,932
اينقدر در مورد اون گستاخي نكن جرج

267
00:22:01,932 --> 00:22:04,813
من روز بعد از خاكسپاري خواستم ببينمت تا مطمئن بشم كه همه چيز رو به راهه

268
00:22:04,813 --> 00:22:06,218
ولي نتونستم پيدات كنم

269
00:22:06,218 --> 00:22:08,983
آره رفته بودم مسابقه اسب دواني توي ريس پارك

270
00:22:08,983 --> 00:22:11,473
راستش مسابقه 2 تا برنده داشت

271
00:22:11,473 --> 00:22:13,782
و شما كجا بوديد مادمازل؟

272
00:22:13,782 --> 00:22:18,240
رفته بودم به خطوط كشتيراني پيندر براي سفر به آفريقا

273
00:22:19,137 --> 00:22:20,327
داري ميري آفريقا؟

274
00:22:20,327 --> 00:22:23,045
بله، وقتي پاسپورتم آماده بشه

275
00:22:26,823 --> 00:22:31,252
آه مادام، مرسي

276
00:22:31,252 --> 00:22:36,367
موسيو، لطفاً بگيد روي كدوم اسبها برنده شديد؟

277
00:22:36,367 --> 00:22:39,076
اسمهاشون چي بود؟

278
00:22:39,076 --> 00:22:42,404
"گين مارك" و"ايزن بارك دوم"

279
00:22:42,404 --> 00:22:46,087
مرسي

280
00:22:55,536 --> 00:22:58,318
آخرين باري كه كورا رو ديديد كي بود مادام؟

281
00:22:58,318 --> 00:23:03,252
آه، اونو از زمان ازدواجمون نديديم

282
00:23:03,252 --> 00:23:07,527
نميخوام به تيموتي بگم كه خواهر كوچيكش خيلي پول پولكي بود

283
00:23:07,527 --> 00:23:15,521
اون عادت عجيبي داشت. هميشه سرشو به يك سمت نگه ميداشت

284
00:23:17,144 --> 00:23:18,606
مثل پرنده‌ها

285
00:23:21,075 --> 00:23:31,041
خيلي عجيب بود

286
00:23:31,041 --> 00:23:35,431
آقاي اندويسل و آقاي پوارو اومدند اينجا تيموتي

287
00:23:39,862 --> 00:23:41,475
خوب كردي اومدي اندويسل

288
00:23:42,760 --> 00:23:46,168
من نبايد خودمو با تجويز دكتر گرفتار كنم

289
00:23:46,168 --> 00:23:51,996
آه، هنوزم باورم نميشه كه خواهر كوچيكم با ساتور كشته شده

290
00:23:51,996 --> 00:23:55,004
ميخوام بدونم اين كشور داره به كجا ميرسه

291
00:23:55,004 --> 00:23:57,151
آقاي پوارو راجع به مرگ كورا تحقيق ميكنند

292
00:23:57,151 --> 00:24:00,633
اوه، نميدونم واسه چي به كارآگاه خصوصي نياز داريم؟

293
00:24:00,633 --> 00:24:03,276
با عرض تسليت موسيو ابنتي

294
00:24:03,276 --> 00:24:05,867
اين لحظات، اوقات سختي براي خانواده شماست

295
00:24:05,867 --> 00:24:08,397
من متوجه شدم كه برادر شما نيز اخيراً فوت كرده، درسته؟

296
00:24:08,397 --> 00:24:11,335
اين اتفاقيه كه براي هر سوسياليستي ميافته

297
00:24:11,335 --> 00:24:13,229
منظورم اينه كه تمام كشور داره از هم ميپاشه

298
00:24:13,229 --> 00:24:16,503
به وضع ما نگاه كن، حتّي نميتونيم مستخدم بگيريم

299
00:24:16,503 --> 00:24:21,283
زنم از صبح تا شب تو آشپزخونه كار ميكنه

300
00:24:21,283 --> 00:24:28,768
اوه، فكر كنم شربت ليمو الان خيلي ميچسبه

301
00:24:28,768 --> 00:24:34,306
شايد هم قبلش يه كم سوپ بخورم. برو بيار

302
00:24:35,116 --> 00:24:37,839
شما رو تنها ميذارم

303
00:24:37,839 --> 00:24:39,075
لطفاً بشينيد

304
00:24:42,080 --> 00:24:43,885
ببين چي ميگم

305
00:24:43,885 --> 00:24:49,300
ريچارد هيچوقت در مورد مرده‌سوزي با من حرف نزده بود

306
00:24:49,300 --> 00:24:52,079
ميشه بپرسم چه كسي اجازه اين كار را داده؟

307
00:24:52,079 --> 00:24:53,064
هلن

308
00:24:53,064 --> 00:24:55,141
هلن گفت كه ريچارد خودش خواسته بوده

309
00:24:55,141 --> 00:24:57,500
در اجراي وصيتنامه قدري تأخير داريم

310
00:24:57,500 --> 00:25:01,788
چون يه نفر وارد دفتر شده و اسناد خونه موقتاً گم شده

311
00:25:01,788 --> 00:25:06,087
اوه، از اينجور تأخيرات هميشه هست

312
00:25:07,120 --> 00:25:10,858
اما وصيت برادرتون سورپريز بزرگي بود مگه نه؟

313
00:25:10,858 --> 00:25:13,526
حقيقت داره كه شما خودتون خواستيد از ارث محروم باشيد؟

314
00:25:13,526 --> 00:25:18,269
اوه، به لطف اون ديگه گذشته‌ها گذشته

315
00:25:23,160 --> 00:25:25,239
مادام داره ماشينو تعمير ميكنه؟

316
00:25:25,239 --> 00:25:32,746
آره، اون بايد ياد بگيره. چون ما نميتونيم خرج گاراژ بديم و منم كه بلد نيستم

317
00:25:32,746 --> 00:25:35,215
اينجور چيزا پشت سر هم خراب ميشن

318
00:25:35,215 --> 00:25:37,923
تازه خودش وقتي از خاكسپاري بر ميگشتيم ماشينو خراب كرد

319
00:25:37,923 --> 00:25:41,790
خودش نتونست تعميرش كنه، پس ماشينو برد به گاراژ

320
00:25:41,790 --> 00:25:45,065
ما اون شب تو هتل خوابيديم

321
00:25:45,065 --> 00:25:48,040
هزينه هتلها امروزه سرسام آوره

322
00:25:48,040 --> 00:25:50,328
همينطوره

323
00:25:50,328 --> 00:25:51,900
ببين چي ميگم اندويسل

324
00:25:51,900 --> 00:25:55,691
من به اندازه كافي براي تحقيقات قتل توانايي ندارم

325
00:25:55,691 --> 00:25:59,320
تو خودت همه كارهاي لازم را انجام بده

326
00:25:59,320 --> 00:26:01,734
منظورم همين كارهاي روتينه

327
00:26:01,734 --> 00:26:08,731
نميدونم چرا هميشه يه نفر بايد قضيه رو قتل جلوه بده. خيلي راحت ميشه گفت: به آرامش پيوست

328
00:26:08,731 --> 00:26:11,114
يا يه چيزي مثل اين

329
00:26:11,114 --> 00:26:15,453
اكنون پروردگار بايد گناهان منو ديده باشه و قضاوت كنه

330
00:26:15,453 --> 00:26:17,764
اين از انجيل است، قسمت سوگواري

331
00:26:17,764 --> 00:26:22,973
بله، كاملاً مناسب يك آدم رومانتيكه

332
00:26:24,000 --> 00:26:30,029
نزن، من نميخواستم اينطوري بشه-
لعنتي، تو بخاطر كاري كه كردي مستحق مرگي-

333
00:26:55,452 --> 00:26:57,077
شما دو تا واقعاً خوب بوديد-
آره واقعاً-

334
00:26:58,381 --> 00:27:01,845
لازم نيست اغراق كنيد. خدا رو شكر كه همه چيز خوب بود

335
00:27:01,845 --> 00:27:06,336
خودمون ميدونيم. پيشرفت خاصي نبود

336
00:27:06,336 --> 00:27:09,388
زماني يه نفر هنرپيشه ميشه كه تأتر رو دوست داشته باشه

337
00:27:10,051 --> 00:27:12,198
بخصوص وقتيكه آخر نمايش بي‌ارزش باشه

338
00:27:12,198 --> 00:27:13,882
هر هنرپيشه‌اي ميتونه تو قسمتهاي خوب نمايش كشته بشه

339
00:27:14,706 --> 00:27:18,305
اوه خدا، اينجا خيلي بزرگه

340
00:27:18,305 --> 00:27:20,912
به نظر خيلي ترسناكه

341
00:27:20,912 --> 00:27:23,256
نه اگه بهش عادت كنيد

342
00:27:25,756 --> 00:27:27,518
كسي مشروب ميخوره؟

343
00:27:27,518 --> 00:27:30,804
ماجراي عمّه كورا غم‌انگيزه مگه نه؟

344
00:27:30,804 --> 00:27:35,717
من روز خاكسپاري داشتم فكر ميكردم كه يكي مثل اون ميتونه بميره، خب الان اون مرده

345
00:27:37,250 --> 00:27:39,431
اين حرفت خيلي بد بود

346
00:27:39,431 --> 00:27:41,422
اين فقط اولّش بود

347
00:27:41,422 --> 00:27:46,281
اندويسل چيزهايي رو كه كورا تو خاكسپاري ريچارد گفته بود، جدّي گرفته

348
00:27:46,281 --> 00:27:50,254
اگه كسي عمو ريچارد رو كشته باشه و بعد فهميده باشه كه عمّه كورا همه چيزو ميدونه،

349
00:27:50,254 --> 00:27:53,839
بايد اونم بكشه مگه نه؟ وگر نه عمّه كورا ميرفته پيش پليس

350
00:27:53,839 --> 00:27:55,918
و ما كساني هستيم كه حرفهاي اونو شنيديم

351
00:27:56,622 --> 00:27:59,177
بنابراين يكي از ما بايد قاتل باشه

352
00:28:25,252 --> 00:28:27,566
براي چي با ما نيومدي رستوران؟

353
00:28:28,448 --> 00:28:30,989
من متأسفم كه عمو ريچارد تو رو از ارث محروم كرده

354
00:28:30,989 --> 00:28:34,790
ميدونم كه خيلي ظالمانه است ولي دليل نميشه كه كنترل خودتو از دست بدي

355
00:28:37,383 --> 00:28:40,265
و ضمناً لزومي نداره كه با مادرت اينقدر نامهربون باشي

356
00:28:41,160 --> 00:28:44,317
برعكس، خيلي هم داره

357
00:28:48,106 --> 00:28:49,821
خلاصه بگم، پول چه ارزشي داره؟

358
00:28:49,821 --> 00:28:53,113
ديگه نميتوني تو اسب‌دواني ببازي يا خرج عيّاشي كني

359
00:28:53,113 --> 00:28:55,573
پولهاي تو هم تموم شده مگه نه؟

360
00:28:55,573 --> 00:28:57,799
براي آفريقا و مأموريتت

361
00:28:57,799 --> 00:29:04,750
جرج ديگه نخور

362
00:29:04,750 --> 00:29:07,168
اونا ميخوان چشم و گوش منو ببندند موسيو

363
00:29:07,168 --> 00:29:09,453
همشون دروغ ميگن، همه فاميل

364
00:29:09,453 --> 00:29:12,472
مطمئناً همه كه نه-
اوه چرا-

365
00:29:12,472 --> 00:29:15,796
همشون در مورد محل حضورشون در روز بعد از خاكسپاري دروغ ميگن

366
00:29:15,796 --> 00:29:19,904
"هر كدومشون ميتونستند در "سن‌مري باشند و كورا گلاچيو رو كشته باشند

367
00:29:19,904 --> 00:29:24,001
اونا خوب دروغ ميگن. همشون بازيگرند

368
00:29:40,452 --> 00:29:42,295
به "اندبي" خوش‌آمديد آقاي پوارو

369
00:29:48,365 --> 00:29:50,625
خيلي زيباست

370
00:29:53,087 --> 00:29:55,874
دكتر ازتون ممنونم كه اومديد اينجا منو ببينيد

371
00:29:57,019 --> 00:30:05,677
لطفاً به من بگيد اگه بخوام يه نفرو كه مريضه مسموم كنم، طوريكه دكترها چيزي نفهمند

372
00:30:05,677 --> 00:30:07,456
راهش چيه؟

373
00:30:09,646 --> 00:30:13,275
بايد از نوعي مواد مخدر استفاده كنيد

374
00:30:13,275 --> 00:30:16,763
اونوقت اثري از اون باقي نميمونه كه مشخص بشه

375
00:30:16,763 --> 00:30:20,464
و اگر جسد سوزانده بشه ديگه هيچ مدركي هم بجاي نميمونه؟

376
00:30:20,464 --> 00:30:22,556
بله، شدنيه

377
00:30:22,556 --> 00:30:28,643
اگه من كوچكترين شكي در مورد مرگ ريچارد داشتم حتماً به پليس ميگفتم

378
00:30:28,643 --> 00:30:32,770
اما سوزاندن جسد يه مرد انگليسي عجيبه، مگه نه؟

379
00:30:32,770 --> 00:30:37,965
بايد اعتراف كنم كه من هم شوكّه شدم اما اين دليل نميشه كه اون مسموم شده باشه

380
00:30:37,965 --> 00:30:39,454
اون به مرگ طبيعي مرده

381
00:30:39,454 --> 00:30:43,335
پس شما صراحتاً ميگيد كه ريچارد مسموم نشده، هان؟

382
00:30:43,335 --> 00:30:47,700
نه، كاش اينطوري باشه

383
00:30:47,700 --> 00:30:51,763
امكانش هست كه يه نفر مواد مخدّر تو غذاش ريخته باشه

384
00:30:51,763 --> 00:30:55,774
يا محتويات كپسولهاي ويتامينشو با مواد مخدّر عوض كرده باشه

385
00:30:56,831 --> 00:30:59,384
اما چرا بايد اين كارو كرده باشند؟

386
00:31:03,103 --> 00:31:05,185
موسيو لنسكاند؟

387
00:31:05,185 --> 00:31:08,006
اوه، آقاي پوارو

388
00:31:08,006 --> 00:31:15,271
ممكنه به من بگيد آيا از نظر شما امكان داره كه آقاي ابنتي 2 تا قرص آمفتامين با هم خورده باشه؟

389
00:31:15,271 --> 00:31:21,887
نه قربان. آقا تا لحظه آخر عمرشون خيلي حواسشون جمع بود

390
00:31:21,887 --> 00:31:27,692
ضمناً، خانم هلن هم مراقب همه چيز بودند

391
00:31:27,692 --> 00:31:31,080
پس خانم هلن ابنتي هم تا مرگ ريچارد اينجا بودند؟

392
00:31:32,281 --> 00:31:38,140
بله، اون از ايشون پرستاري ميكرد. تا لحظه مرگ آقا

393
00:31:38,813 --> 00:31:45,578
آيا در روز مرگ ريچارد كسي به اينجا نيومد يا اتفاقي نيفتاد كه اونو ناراحت كنه؟

394
00:31:45,578 --> 00:31:48,913
روز قبلش، كشيش يه سر اومد اينجا

395
00:31:48,913 --> 00:31:54,050
صبح روز مرگش چند تا زن عابد اومدند اينجا

396
00:31:54,050 --> 00:31:55,952
زن عابد چيه؟-
راهبه-

397
00:31:55,952 --> 00:31:57,896
آه، زن مذهبي؟-
بله-

398
00:31:57,896 --> 00:32:02,117
اونا خيلي موندند؟-
اوه نه قربان. اونا براي جمع كردن خيريه اومده بودند-

399
00:32:02,915 --> 00:32:08,488
من ميدونم كه تعدادي از افراد فاميل چند هفته اينجا مهمون آقاي ريچارد ابنتي بودند، درسته؟

400
00:32:08,488 --> 00:32:09,562
بله درسته

401
00:32:10,815 --> 00:32:16,112
اول خانم رزاموند و همسرش، و بعد خانم سوزانا

402
00:32:16,692 --> 00:32:20,683
و در آخر هم جرج جوان اومد

403
00:32:20,683 --> 00:32:23,085
چيز غير عادي در مورد اين ملاقات وجود داره؟

404
00:32:25,818 --> 00:32:31,873
خب، آقا و جرج دعواي سختي با هم داشتند

405
00:32:32,890 --> 00:32:36,839
همه چيز خوب پيش ميرفت، اما اون روز

406
00:32:39,773 --> 00:32:45,738
تا حالا اونا رو اينطور ناراحت و عصباني نديده بودم

407
00:32:46,805 --> 00:32:49,070
جرج وضعيت روحي افتزاحي داشت

408
00:32:52,888 --> 00:32:55,919
اين مسئله يه روز قبل از مرگ آقاي ابنتي اتفاق افتاد

409
00:32:57,351 --> 00:33:00,868
اون ديگه اين شانسو نداشت كه از دل جرج در بياره

410
00:33:01,486 --> 00:33:04,880
و شما هم يكي از شاهدان وصيتنامه بوديد، درسته؟-
بله-

411
00:33:04,880 --> 00:33:06,320
آيا اونو خونديد؟

412
00:33:07,965 --> 00:33:16,290
خب، بله خودش ازم خواست. اما حقيقت اينه كه چشمهاي پير ديگه كاربردي ندارند

413
00:33:16,290 --> 00:33:22,057
نميخوام بگم كه وصيتنامه را نديدم، كيسي ازم خواست كه برم

414
00:33:22,867 --> 00:33:28,211
منم يه نگاهي به كل اون صفحه انداختم-
صفحه؟-

415
00:33:28,211 --> 00:33:29,848
بيشتر از يك صفحه بود

416
00:33:29,848 --> 00:33:31,853
اوه نه قربان

417
00:33:31,853 --> 00:33:35,961
دقيقاً يادمه كه فقط يك صفحه بود

418
00:33:37,093 --> 00:33:39,490
اين امضاي ريچارد نيست

419
00:33:39,490 --> 00:33:41,482
خيلي شبيهه، ولي مال اون نيست

420
00:33:42,562 --> 00:33:45,042
اين جعليه پوارو، جعليه

421
00:33:45,814 --> 00:33:47,615
چطور نفهميدم؟

422
00:33:52,549 --> 00:33:55,388
براي اينكه بخوبي جعل شده

423
00:33:56,712 --> 00:33:58,832
خيلي خيلي خوب

424
00:34:02,304 --> 00:34:03,352
خانم گيلكويست؟

425
00:34:03,946 --> 00:34:07,553
سوزانا هندرسون هستم. برادرزاده خانم گلاچيو

426
00:34:07,553 --> 00:34:10,186
اوه، بفرماييد تو بفرماييد خانم هندرسون

427
00:34:12,645 --> 00:34:13,569
ممنون

428
00:34:17,835 --> 00:34:21,071
به نظر ميرسه شما رو ترسوندم-
راستش بله-

429
00:34:21,071 --> 00:34:25,574
من غالباً عصبي نيستم ولي از زماني كه پاسبان اينجا رو ترك كرده، خيلي زود ميترسم

430
00:34:25,574 --> 00:34:33,090
نيم ساعت پيش زنگ درو زدند و من به سختي تونستم برم ببينم كيه اما اين احمقانه است كه قاتل دوباره برگرده و زنگ درو بزنه، مگه نه؟

431
00:34:33,090 --> 00:34:35,363
اون فقط يك راهبه بود كه اومده بود خيريه جمع كنه

432
00:34:35,363 --> 00:34:40,696
خانم گيلكويست، عمّه كورا هر چي كه داشت واسه من گذاشته چند روز ديگه ميام كه اونا رو تحويل بگيرم

433
00:34:42,429 --> 00:34:44,760
برنامه شما براي آينده چيه خانم گيلكويست؟

434
00:34:45,422 --> 00:34:47,204
بايد براي خودم دنبال جا بگردم

435
00:34:47,204 --> 00:34:52,846
ميتونيد تا اون موقع اينجا بمونيد و فكر كنم 3 ماه حقوق كافي باشه

436
00:34:53,688 --> 00:34:55,752
اين خيلي سخاوتمندانه است خانم هندرسون

437
00:34:57,026 --> 00:34:59,768
اينا نقاشيهاي خانم گلاچيو هستند

438
00:35:01,049 --> 00:35:04,401
ايشون و آقاي گلاچيو در انگليس زندگي ميكردند

439
00:35:05,341 --> 00:35:07,799
اين قايق خيلي زيباست مگه نه؟

440
00:35:10,219 --> 00:35:16,011
خانم گلاچيو گفتند كه چندتا از نقاشيهاشون رو به من خواهند داد، منظورم اونهاييه كه خودشون كشيدند

441
00:35:16,011 --> 00:35:17,198
به عنوان يادگاري

442
00:35:18,461 --> 00:35:21,734
اوه، هر كدومو كه خواستي بردار

443
00:35:23,445 --> 00:35:24,905
چيز ديگه‌اي هم هست؟

444
00:35:25,405 --> 00:35:29,062
اوه نه، ممنون. اون يه گردنبند هم به من داد

445
00:35:29,062 --> 00:35:32,346
من هميشه ميتونم با اينا عكسهاي كارت‌پستال درست كنم

446
00:35:32,346 --> 00:35:37,509
اينا كپي‌برداري شدند؟-
نه، خانم گلاچيو يه نقاش واقعي بود

447
00:35:43,861 --> 00:35:44,563
جرج؟

448
00:35:45,622 --> 00:35:46,805
نميدونستم اومدي اينجا

449
00:35:48,162 --> 00:35:50,725
اومدم سوزانا رو ببينم

450
00:35:50,725 --> 00:35:53,186
مگه سوزانا اينجاست؟-
بله-

451
00:35:53,186 --> 00:35:54,645
تو چرا اومدي اينجا؟

452
00:35:54,645 --> 00:35:59,150
اومدم كه خانم گيلكويست رو ببينم در مورد يه سري كارهاي قانوني كورا

453
00:36:00,403 --> 00:36:02,536
آقاي پوارو؟

454
00:36:02,536 --> 00:36:04,607
آه، مادام ابنتي

455
00:36:04,607 --> 00:36:08,940
اومديد اينجا چون فكر ميكنيد كه ريچارد به قتل رسيده؟

456
00:36:09,889 --> 00:36:14,680
مادام، نميتونم بگم كه آيا اون به قتل رسيده يا نه، اما

457
00:36:15,362 --> 00:36:19,304
ميدونم كه خواهرش به مسئله‌اي اشاره كرد كه بعداً باعث مرگ خودش شد

458
00:36:19,304 --> 00:36:24,810
من نميخوام پشت سر مرده حرف بزنم ولي از اونجايي كه كورا رو خوب ميشناسم، اون هميشه يك داستان‌پردازي خوب رو به حقيقت ترجيح ميداد

459
00:36:24,810 --> 00:36:27,284
بله، اما ريچارد به ملاقات اون اومده بود و اين ديگه داستان‌پردازي نيست

460
00:36:27,284 --> 00:36:30,645
آقاي پوارو، ريچارد به قتل نرسيده

461
00:36:30,645 --> 00:36:32,270
اين امكان نداره

462
00:36:32,270 --> 00:36:35,515
من تا آخر با اون اينجا بودم

463
00:36:36,535 --> 00:36:37,739
شما اغلب اينجا زندگي ميكرديد؟

464
00:36:38,574 --> 00:36:41,608
اون تو اين هفته‌هاي آخر، اغلب منو دعوت ميكرد اينجا

465
00:36:41,608 --> 00:36:43,307
اون روحيه ضعيفي داشت

466
00:36:43,934 --> 00:36:47,945
همينطور جرج –پسر شما- هم تو اين هفته‌هاي آخر ميومد به ديدنش، درسته؟

467
00:36:47,945 --> 00:36:50,448
ريچارد همه فاميل رو دعوت كرده بود، نه فقط جرج

468
00:36:51,691 --> 00:36:56,456
به من بگيد مادام، آيا شوكّه نشديد وقتي كه پسرتون جرج، از عموي خودش چيزي به ارث نبرد؟

469
00:36:57,876 --> 00:36:59,755
بله، شوكّه شدم

470
00:36:59,755 --> 00:37:02,370
اين خيلي ظالمانه بود

471
00:37:02,370 --> 00:37:03,909
من اصلاً درك نميكنم

472
00:37:03,909 --> 00:37:07,039
اوه، فكر كنم شما نبايست هم متوجه ميشديد مادام

473
00:37:07,039 --> 00:37:08,067
منظورتون چيه؟

474
00:37:08,774 --> 00:37:15,346
من مضنونم كه وصيتنامه‌اي كه پسرتون رو از ارث محروم كرده، جعليه

475
00:37:19,048 --> 00:37:22,341
آيا مادام هلن و موسيو ريچارد ابنتي با هم خوب بودند؟

476
00:37:22,341 --> 00:37:26,781
اوه بله، آقا شيفته خانم بودند. واقعاً شيفته بودند

477
00:37:26,781 --> 00:37:29,993
خانم هلن ديروز رفته بودند لندن تا نمايش خانم رزاموند رو ببينند

478
00:37:29,993 --> 00:37:33,791
اين روزها ايشون براي هر كاري ميرن لندن

479
00:37:34,921 --> 00:37:36,950
رزاموند خانم هلن رو تا ديروز با خودش به لندن ميبرد؟

480
00:37:36,950 --> 00:37:40,158
بله، نه اشتباه كردم

481
00:37:40,158 --> 00:37:43,816
اون يه روز با ماشين رفت و گفت كه ميخواد تنها باشه

482
00:37:43,816 --> 00:37:46,050
يادتون مياد كه چه روزي بود مادام؟

483
00:37:46,050 --> 00:37:50,032
روزي بود كه ما براي غذا بيف خورديم. بايد روز بعد از خاكسپاري باشه

484
00:37:50,032 --> 00:37:55,953
اون تا نيمه شب برنگشت. وقتي به قضيه نگاه ميكنم ميبينم كه داره زندگيشو هدر ميده

485
00:37:55,953 --> 00:37:57,957
اينجا اتاق آقا بود

486
00:38:07,306 --> 00:38:12,402
داروهاشون هم اينجا نگهداري ميشد؟-
بله قربان، كنار تختشون-

487
00:38:15,851 --> 00:38:16,966
مرسي

488
00:38:22,909 --> 00:38:25,153
خب، پس اينجا بوده؟-
بله-

489
00:38:30,664 --> 00:38:33,031
اون يكي از نقاشيهاي آقاي گلاچيوست

490
00:38:33,648 --> 00:38:34,860
سكسيه

491
00:38:37,638 --> 00:38:39,708
آيا تو هم مثل اين زن، اُمّل هستي سوزانا؟

492
00:38:43,143 --> 00:38:44,298
اوه، ببخشيد

493
00:38:50,511 --> 00:38:52,803
روز بخير سينيورينا گيلكويست

494
00:38:53,659 --> 00:39:00,402
واي خدا، بهتره بياييد تو آقاي گلاچيو

495
00:39:03,241 --> 00:39:04,468
ايشون آقاي گلاچيو هستند

496
00:39:06,030 --> 00:39:08,978
شما همسر سابق كورا هستيد؟-
بله-

497
00:39:10,192 --> 00:39:14,687
كورا تو نامه‌اش نوشته بود كه بيام به يك نقاشي كه اون پيدا كرده بود يه نگاه بندازم

498
00:39:14,687 --> 00:39:16,863
اون فكر ميكرد ممكنه با ارزش باشه

499
00:39:16,863 --> 00:39:19,582
من گيلبرت اندويسل هستم، وكيل خانواده

500
00:39:19,582 --> 00:39:21,573
منم سوزانا هندرسون هستم، برادرزاده كورا

501
00:39:21,573 --> 00:39:26,545
از اينكه شما رو در اين لحظات تأثرانگيز ميبينم ناراحت هستم سينيورينا

502
00:39:27,857 --> 00:39:29,032
من جرج ابنتي هستم

503
00:39:30,251 --> 00:39:35,992
شايد الان زمان مناسبي براي ارزشيابي اون نقاشي نباشه، بهتره كه من نقاشي رو با خودم ببرم

504
00:39:35,992 --> 00:39:38,456
نه دوست من، هيچ چيز نبايد از خونه بيرون بره

505
00:39:38,456 --> 00:39:41,512
نه، حالا كه شما اينجا هستيد بايد نقاشي رو ببينيد

506
00:39:45,847 --> 00:39:49,020
خانم گلاچيو اميدوار بود كه اين يك طرح باستاني و قديمي ايتاليايي باشه

507
00:39:49,020 --> 00:39:50,788
فكر ميكنيد با ارزشه؟

508
00:39:50,788 --> 00:40:05,180
نكته جالب اينه كه اين نقاشي كاملاً رومانتيكه ولي خيلي بده

509
00:40:05,180 --> 00:40:09,185
شايد بايد خوشحال باشم كه مجبور نيستم كورا رو نااميد كنم

510
00:40:09,185 --> 00:40:14,475
اين نقاشي شايد يك شيلينگ هم ارزش نداشته باشه

511
00:40:14,475 --> 00:40:17,724
تو منتظر يه چيز با ارزش بودي سوزانا، مگه نه؟

512
00:40:17,724 --> 00:40:19,787
فكر ميكردم اين چيزها برات اهميتي نداره

513
00:40:19,787 --> 00:40:21,446
واسه خودم نميخوام جرج

514
00:40:22,868 --> 00:40:25,568
واسه صندوق مدرسه در آفريقا ميخوام

515
00:40:38,386 --> 00:40:42,256
سعي كردم با جرج تماس بگيرم تا درباره وصيتنامه باهاش صحبت كنم ولي اونو پيدا نكردم

516
00:40:42,256 --> 00:40:44,847
اون گفت كه تويخونه ميمونه. نميدونم كجا رفته

517
00:40:47,632 --> 00:40:50,097
كي ممكنه اينقدر از اون متنفر باشه؟

518
00:40:50,097 --> 00:40:53,316
تيموتي؟ اون اصلاً انتظار ارثيه رو نداشت

519
00:40:53,316 --> 00:40:58,886
اما جعل وصيتنامه جرم بزرگيه مادام. بايد به پليس اطلاع بديم

520
00:40:58,886 --> 00:41:01,661
بايد وصيتنامه رو در روز خاكسپاري عوض كرده باشند

521
00:41:01,661 --> 00:41:06,454
چرا؟-
براي اينكه تا قبل از اون، وصيتنامه تو گاوصندوق اتاق ريچارد بوده

522
00:41:07,567 --> 00:41:11,850
به من بگيد مادام، آيا كسي اون روز تنها از اينجا خارج شد؟

523
00:41:12,747 --> 00:41:18,914
كورا رفت بيرون كه خانه درختي رو ببينه، جرج هم بعد از خواندن وصيتنامه بسرعت رفت بيرون

524
00:41:22,357 --> 00:41:22,364
دقيقاً نميدونم، رفت و آمد زياد بود

525
00:41:22,911 --> 00:41:25,257
دقيقاً نميدونم، رفت و آمد زياد بود

526
00:41:26,520 --> 00:41:29,007
احساس كردم يه جاي كار ميلنگه

527
00:41:30,310 --> 00:41:32,378
از چه لحاظ مادام؟

528
00:41:33,196 --> 00:41:36,246
غير منتظره بود؟ يا شوكه شديد؟ يا شايد هم بدشگون بود؟

529
00:41:36,246 --> 00:41:38,357
بدشگون كه نبود

530
00:41:38,357 --> 00:41:44,304
بيشتر احساس غير مثبتي داشتم، نتونستم بفهمم چي بود

531
00:41:44,304 --> 00:41:46,083
سعي نكنيد كه بهش فكر كنيد مادام

532
00:41:46,083 --> 00:41:50,872
دير يا زود مياد به ذهنتون

533
00:42:03,586 --> 00:42:05,096
زود باش مورد

534
00:42:08,113 --> 00:42:09,389
شماها اينجا چيكار ميكنيد؟

535
00:42:09,389 --> 00:42:14,103
اگه خونه نتونه فروخته بشه، ما هم به پولمون نميرسيم

536
00:42:14,103 --> 00:42:16,655
بنابراين تا وقتي اوضاع معلوم بشه ما اينجا ميمونيم

537
00:42:16,655 --> 00:42:22,052
نميدونم چرا تو بايد اختيار تمام خونه فاميلي من و خدمتكارهاي اينجا رو داشته باشي

538
00:42:22,052 --> 00:42:30,922
در حاليكه من و مورد براي تهيه يه فنجان چاي كسي رو نداريم

539
00:42:30,922 --> 00:42:32,764
برو پيش خدمتكار

540
00:42:32,764 --> 00:42:34,469
بگو صندلي رو بياره

541
00:42:37,106 --> 00:42:38,671
كورا هنرمند نبود

542
00:42:40,019 --> 00:42:42,452
اما طبيعت اين كار رو داشت

543
00:42:43,719 --> 00:42:48,021
از نظر من اون زني بود كه براي مسائل عرف اجتماعي پول كنار نميگذاشت

544
00:42:48,021 --> 00:42:49,011
بلكه پولهاشو در راه درست خرج ميكرد

545
00:42:49,011 --> 00:42:52,172
قابل ستايشه، نيرو بخشه

546
00:42:52,172 --> 00:42:59,161
دختر با نشاطي بود، سرشار از زندگي

547
00:43:00,111 --> 00:43:05,048
اوه ببخشيد، من بايد به قطار لندن برسم. سينيورينا؟

548
00:43:05,048 --> 00:43:08,680
خدانگهدار آقاي گلاچيو، از ديدنتون خوشحال شدم-
ممنون، خداحافظ-

549
00:43:11,475 --> 00:43:12,772
بهتره منم برم

550
00:43:14,635 --> 00:43:19,023
ميتونم راحت برگردم به هتل؟-
....بله، ممكنه راحت نباشه. ميتونيد اول كليسا رو پيدا كنيد و-

551
00:43:19,772 --> 00:43:20,262
....و

552
00:43:23,804 --> 00:43:24,714
و؟

553
00:43:36,735 --> 00:43:37,784
!اوه، چه عجيب

554
00:43:38,433 --> 00:43:42,805
حتماً پستچي زنگ زده. اين بسته پشت در بود

555
00:43:42,805 --> 00:43:46,872
،اين بسته واسه من فرستاده شده !اما من كه منتظر چيزي نبودم

556
00:43:46,872 --> 00:43:50,534
آيا آقاي گلاچيو رو خوب ميشناسيد خانم گيلكويست؟-
خب، خيلي نه-

557
00:43:50,534 --> 00:43:52,582
اون چند دفعه اومده بود اينجا

558
00:43:53,816 --> 00:43:55,738
اين شبيه كيك عروسيه

559
00:43:55,738 --> 00:43:57,864
آيا عمّه كورا اغلب براي اون نامه مينوشت؟

560
00:43:58,617 --> 00:44:00,827
اوه بله، گمون كنم اغلب اوقات

561
00:44:01,690 --> 00:44:03,245
خودشه

562
00:44:03,245 --> 00:44:05,348
از طرف كي ميتونه باشه؟

563
00:44:05,348 --> 00:44:08,771
جان و مري! نميشناسمشون

564
00:44:08,771 --> 00:44:13,900
ممكنه دختر دروتي باشه، اونم اسمش مريه اما راجع به عروسي نشنيده بودم

565
00:44:14,766 --> 00:44:17,586
فكر كنم شما هم دوست داشته باشيد-
من كه نه-

566
00:44:17,586 --> 00:44:20,880
من كيك دوست ندارم. عمّه كوراي بيچاره

567
00:44:21,926 --> 00:44:27,200
شايد من امشب اينجا بخوابم، روي كاناپه-
نه، نبايد به وسايل عمّه دست زد، مگه نه خانم گيلكويست؟-

568
00:44:27,200 --> 00:44:28,756
جرج ميتونه بره به دهكده

569
00:44:29,418 --> 00:44:30,349
جرج؟

570
00:44:43,568 --> 00:44:47,055
يه خورده به نظرم عجيب اومد، خواستم تو هم بدوني

571
00:44:47,055 --> 00:44:50,221
منظورم هتل "كينگز آرم" در "سن‌مري" است

572
00:44:50,818 --> 00:44:52,913
قطعاً بايد توضيح قانع كننده‌اي وجود داشته باشه

573
00:44:52,913 --> 00:44:54,673
ممكنه موسيو

574
00:44:56,094 --> 00:44:59,868
اطلاعات بسيار ارزنده‌اي بود موسيو، خيلي ارزنده

575
00:44:59,868 --> 00:45:03,808
صبح به شما در اونجا ملحق ميشم. خداحافظ

576
00:45:07,644 --> 00:45:09,907
من نميدونستم كه اينجوري ميشه، ميدونستم؟

577
00:45:09,907 --> 00:45:16,413
اصلاً فكرشم نميكردم كه اون لعنتي ممكنه اينجا باشه و بخواد تو كاري كه بهش مربوط نميشه فضولي كنه

578
00:45:16,413 --> 00:45:19,390
اين خيلي طاقت فرساست تيموتي، ديگه طاقتشو ندارم

579
00:45:19,390 --> 00:45:21,177
نه تا وقتيكه شجاع باشيم

580
00:45:21,177 --> 00:45:24,601
ما كاري ميكنيم كه انگار اصلاً اتفاقي نيفتاده

581
00:45:46,498 --> 00:45:48,020
كمك كنيد

582
00:46:24,922 --> 00:46:26,110
چي شده؟

583
00:46:31,178 --> 00:46:32,135
مريض شديد؟

584
00:46:34,028 --> 00:46:37,156
از كابينت براتون چيزي بيارم؟-
نه، آمبولانس خبر كن-

585
00:46:37,156 --> 00:46:38,624
پس صبح به دكتر خبر ميدم

586
00:46:38,624 --> 00:46:40,834
زودباش آمبولانس خبر كن

587
00:46:41,946 --> 00:46:44,247
دارم ميميرم

588
00:46:48,610 --> 00:46:50,856
خانم هندرسون؟-
بله-

589
00:46:50,856 --> 00:46:53,507
من بازرس مورتون هستم از پليس سن‌مري

590
00:46:53,507 --> 00:46:58,259
آيا به دكتر گفتيد كه خانم گلكويست ديشب دقيقاً چي خورده و نوشيده؟

591
00:46:58,259 --> 00:46:59,960
بله ما هر دو يه نوع غذا خورديم

592
00:46:59,960 --> 00:47:04,191
ماكاراني و پودينگ. بعد هم قهوه خورديم، چطور مگه؟

593
00:47:04,191 --> 00:47:06,461
اون ميبايست چيزي خورده باشه كه شما نخورديد

594
00:47:06,461 --> 00:47:10,108
پوارو، يكي ميخواسته خانم گلكويست رو با آرسنيك مسموم كنه

595
00:47:10,108 --> 00:47:12,334
اوه نه، اين غير ممكنه

596
00:47:13,873 --> 00:47:17,491
!اوه، كيك عروسي

597
00:47:19,113 --> 00:47:21,664
متأسفانه من اينجا رو هنوز كاملاً تميز نكردم

598
00:47:36,339 --> 00:47:39,119
يه تيكه از كيك عروسي در زير بالش خانم

599
00:47:39,119 --> 00:47:41,827
و روياي همسر آينده

600
00:47:41,827 --> 00:47:44,450
هميشه همينطوريه مگه نه؟

601
00:47:44,450 --> 00:47:46,479
چرا به ما چيزي نگفت؟

602
00:47:47,611 --> 00:47:54,000
هيچ شكي نيست، چون اونوقت ما فكر ميكرديم اون يه احمقه كه چنين آرزويي داره

603
00:47:54,000 --> 00:47:56,394
من خيلي خيلي متأسفم مادمازل

604
00:47:56,394 --> 00:48:00,818
چرا بايد يكي بخواد منو بكشه آقاي پوارو؟ من كه چيزي ندارم

605
00:48:00,818 --> 00:48:03,330
كسي از مرگ من سودي نميبره

606
00:48:03,330 --> 00:48:06,546
فكر كنم شما نبايد تو اون خونه بمونيد-
پس كجا ميتونم برم؟-

607
00:48:06,546 --> 00:48:09,038
وقتي حالتون خوب شد، بايد بياين به اندبي

608
00:48:09,038 --> 00:48:12,710
همه خانواده ابرنتي و حتي خود من هم اونجا هستم

609
00:48:12,710 --> 00:48:15,710
نه آقاي پوارو من نميتونم

610
00:48:15,710 --> 00:48:18,070
مادمازل، استراحت كنيد

611
00:48:18,070 --> 00:48:22,362
من مأموريت دارم كه قاتل مادام گلاچيو رو پيدا كنم

612
00:48:23,044 --> 00:48:25,245
و امكانش هست كه بتونيد به من كمك كنيد

613
00:48:25,245 --> 00:48:30,738
من كه نميدونم كي مادام گلاچيو رو كشته-
ولي شما ممكنه بيشتر از اونيكه فكر ميكنيد بدونيد-

614
00:48:36,934 --> 00:48:39,391
سوزانا، داري چيكار ميكني؟-
دارم ميرم-

615
00:48:39,391 --> 00:48:41,902
كجا؟-
نميدونم. هر جا-

616
00:48:41,902 --> 00:48:42,740
آفرقا

617
00:48:42,740 --> 00:48:44,304
تو نميتوني الان فرار كني بري

618
00:48:44,304 --> 00:48:45,537
ترسو نباش

619
00:48:45,537 --> 00:48:48,376
از وقتي اون پولها گيرت نيومده خيلي نحس شدي

620
00:48:48,376 --> 00:48:49,725
به پول ربطي نداره

621
00:48:49,725 --> 00:48:52,914
آره؟ تو به پولها فكر نميكني؟

622
00:48:55,469 --> 00:48:59,279
وايسا سوزانا، ماخيلي قاطيه اين مسئله شديم-
من ميترسم-

623
00:48:59,279 --> 00:49:00,740
نترس

624
00:49:01,966 --> 00:49:06,023
هر كاري تو كردي، منم كردم. ترس هيچ معني نداره

625
00:49:09,475 --> 00:49:12,214
سلام سينيور گلاچيو-
سلام سينيور اندوسيل-

626
00:49:12,214 --> 00:49:14,169
ايشون موسيو هركول پوارو هستند

627
00:49:14,169 --> 00:49:19,258
سينيور، من قبلاً راجع به شما شنيدم-
من هم همينطور سينيور-

628
00:49:19,258 --> 00:49:21,279
شهرت شما پيشتر از شما حركت ميكنه

629
00:49:22,260 --> 00:49:26,330
من مأموريت دارم تا در مورد قتل همسرتون تحقيق كنم

630
00:49:27,136 --> 00:49:30,661
"من تمايل دارم شما رو به "اندبي دعوت كنم، خونه برادر زنتون آقاي ريچارد ابرنتي

631
00:49:30,661 --> 00:49:35,043
شما مطمئنيد كه اونا پذيراي من هستند؟

632
00:49:35,043 --> 00:49:39,875
تا زماني كه سينيور ابرنتي زنده بودند، من اجازه ورود به اون خونه رو نداشتم

633
00:49:39,875 --> 00:49:48,902
تمام فاميل دارن يه چيزايي واسه يادگاري از خونه برميدارند، گفتم شايد شما هم بخواهيد بجاي همسرتون يه چيزايي برداريد

634
00:49:48,902 --> 00:49:50,667
اگه اصرار داريد ميام

635
00:49:51,653 --> 00:49:55,160
مرسي سينيور، روز خوش

636
00:49:59,908 --> 00:50:03,906
خوب، چي فكر ميكني؟ اون قاتله؟

637
00:50:05,404 --> 00:50:10,166
من رفته بودم به "اندبي". حالم بهم خورد وقتي ديدم تيموتي و مورد هلن بينوا رو گير انداختند

638
00:50:10,166 --> 00:50:16,274
منم مشتاقانه دلم ميخواد با خانم هلن ابرنتي صحبت كنم. شما رو اونجا ميبينم اما اول بايد برم به تأتر

639
00:50:16,274 --> 00:50:19,577
اما پوارو، هلن را اذيت نكن

640
00:50:19,577 --> 00:50:21,208
اون هيچ ارتباطي با اين قضايا نداره

641
00:50:21,208 --> 00:50:23,287
اونم مثل ما دنبال حقيقته

642
00:50:23,287 --> 00:50:25,408
ولي اون براي روز بعد از خاكسپاري هيچ شاهدي نداره كه كجا بوده

643
00:50:25,408 --> 00:50:26,014
اون در "اندبي" بوده

644
00:50:26,014 --> 00:50:29,897
نه نه نه، اون "اندبي" را صبح زود ترك كرد و تا دير وقت برنگشته

645
00:50:29,897 --> 00:50:34,338
خب شايد، ولي اون كسي رو نكشته

646
00:50:34,338 --> 00:50:38,630
اون هم مثل بقيه از مرگ ريچارد ابرنتي سود برده

647
00:50:40,425 --> 00:50:43,213
تو به هلن ابرنتي علاقه‌مندي؟

648
00:50:44,731 --> 00:50:47,937
اين خيلي آسونه كه بذاري احساسات جلوي قضاوت صحيح رو بگيره

649
00:51:03,120 --> 00:51:07,414
تو گفتي كه امشب مياي-
قول ميدم كه جمعه بيام-

650
00:51:24,019 --> 00:51:24,592
!پوارو

651
00:51:25,489 --> 00:51:29,714
منو خانم ديتون داشتيم درباره نمايش حرف ميزديم-
متوجه شدم-

652
00:51:29,714 --> 00:51:31,440
نقشتونو تمرين ميكرديد

653
00:51:32,062 --> 00:51:33,562
طعنه ميزني؟

654
00:51:33,562 --> 00:51:36,275
نه نه نه موسيو، من هيچوقت طعنه نميزنم

655
00:51:36,275 --> 00:51:38,827
اما دلم ميخواست كه همسرتونو ببينم

656
00:51:38,827 --> 00:51:40,745
دير كردي. او رفت بيرون

657
00:51:40,745 --> 00:51:45,418
ميخواستم هر دو تونو به "اندبي" دعوت كنم

658
00:51:45,418 --> 00:51:50,726
موسيو اندويسل از همه فاميل خواسته كه قبل از فروش خونه يه چيزايي براي يادگاري بردارن

659
00:52:49,243 --> 00:52:51,683
بنظر مياد كه شما هميشه تو اين خونه بوديد مادام

660
00:52:51,683 --> 00:52:54,747
خيلي غم‌انگيزه كه اين خونه فروخته بشه

661
00:52:56,253 --> 00:52:59,182
آدم بايد چيزهايي رو كه تو زندگيش اتفاق ميفته قبول كنه آقاي پوارو

662
00:53:00,009 --> 00:53:03,145
نگاه به گذشته و تأسف خوردن سودي نداره

663
00:53:03,145 --> 00:53:05,113
هر كسي ميتونه زندگيشو به تأسف بگذرونه

664
00:53:08,978 --> 00:53:12,994
مادام، روز قبل از مرگ ريچارد جرج و اون راجع به چي با هم دعوا ميكردند؟

665
00:53:14,256 --> 00:53:16,817
!اوه، چقدر بي دقّتم

666
00:53:16,817 --> 00:53:22,185
اوه خواهش ميكنم دست نزنيد. راستش من، دقيقاً نميدونم

667
00:53:22,870 --> 00:53:26,179
اونا خيلي به هم علاقه داشتند ولي شايد اختلافي پيدا كرده بودند

668
00:53:26,179 --> 00:53:32,602
مادام، خواهش ميكنم به من بگيد كه روز بعد از خاكسپاري كجا رفته بوديد

669
00:53:32,602 --> 00:53:35,207
منظورم روز بعد از مرگ كورا است

670
00:53:35,207 --> 00:53:37,551
خوب، پس منم توي تحقيقات شما يه مضنون به حساب ميام

671
00:53:37,551 --> 00:53:41,821
من فقط ميخوام كه حقيقت روشن بشه و ضمناً ميدونم كه نظر شما هم همينه

672
00:53:44,664 --> 00:53:46,614
رفته بودم خاكستر ريچاردو بپاشم

673
00:53:46,614 --> 00:53:49,797
جايي كه خودش خيلي دوست داشت

674
00:53:49,797 --> 00:53:51,367
كسي هم شما رو اونجا ديد؟

675
00:53:52,274 --> 00:53:55,307
نه، اونجا كاملاً دور افتاده است

676
00:53:55,307 --> 00:54:00,756
مادام، من تمام فاميلو دعوت كردم كه بيان اينجا

677
00:54:00,756 --> 00:54:06,374
براي كسي تله گذاشتيد؟-
نه، من هنوز اطلاعات كافي ندارم-

678
00:54:07,241 --> 00:54:09,626
اما قطعاً در مورد روانشناسي اطلاعات خوبي دارم مادام

679
00:54:09,626 --> 00:54:16,577
پس وقتي افراد در يكجا جمع بشند و با هم صحبت كنند، دير يا زود حقيقت برملا ميشه

680
00:54:20,726 --> 00:54:22,332
موسيو تيموتي؟

681
00:54:22,332 --> 00:54:24,727
فاميل شما رو دعوت كردند به

682
00:54:25,346 --> 00:54:28,574
شما مشكل تنفس داريد؟-
آسم دارم-

683
00:54:29,163 --> 00:54:30,651
ا ز دوران كودكي

684
00:54:30,651 --> 00:54:34,719
در كنار گلها بدتر ميشه

685
00:54:34,719 --> 00:54:36,542
خوبي تيموتي؟

686
00:54:37,378 --> 00:54:40,587
ميبينيد آقاي پوارو؟ اون خيلي مريضه

687
00:54:40,587 --> 00:54:42,109
!پوارو

688
00:54:43,026 --> 00:54:46,063
اسناد خونه رو توي كيفم پيدا كردم

689
00:54:46,063 --> 00:54:48,788
فكر كنم تمام اين مدت اونو با خودم اينور و اونور ميبردم

690
00:54:48,788 --> 00:54:50,625
هلن؟

691
00:54:50,625 --> 00:54:53,235
اسناد يهو پيدا شدند

692
00:54:53,943 --> 00:54:55,306
خونه ميتونه فروش بره

693
00:54:55,306 --> 00:54:59,127
من ميرم به دهكده كه اسنادو بفرستم به دفتر

694
00:55:01,604 --> 00:55:06,760
خوب پس تو فردا صبح حركت كن-
باشه. راستي من امشب دير ميام، شام با اسكار ميرم بيرون-

695
00:55:06,760 --> 00:55:09,540
!اسكار عزيز

696
00:55:09,540 --> 00:55:14,260
بعد از اين همه مدت، اون خوشحال ميشه كه تو رو ببينه

697
00:55:14,260 --> 00:55:17,934
يك ماهي ميشه كه اونو نديدم. ما روز بعد از خاكسپاري با هم ناهار خورديم

698
00:55:17,934 --> 00:55:19,807
!چه جالب

699
00:55:19,807 --> 00:55:25,899
اون ديروز زنگ زد و گفت كه از زمان افتتاح رستوران تا حالا تو رو نديده، كه ميشه حدود 6 هفته پيش

700
00:55:25,899 --> 00:55:28,663
حتماً فراموش كرده

701
00:55:28,663 --> 00:55:33,073
يه جور حرف نزن مايكل كه انگار من احمقم. تو با اون زنه بودي

702
00:55:34,010 --> 00:55:35,341
تو چي؟

703
00:55:35,341 --> 00:55:36,869
گفتي ميري با جين خريد كني

704
00:55:36,869 --> 00:55:38,751
اما جين ماههاست كه رفته امريكا

705
00:55:43,396 --> 00:55:46,498
ما نميخواهيم از امتياز مساعده پيش‌پرداخت وصيتنامه استفاده كنيم، درسته؟

706
00:55:46,498 --> 00:55:47,507
چرا ميخواهيم

707
00:55:47,507 --> 00:55:50,888
اين تمام روياي منه، اين ميتونه منو به يه ستاره تبديل كنه

708
00:55:50,888 --> 00:55:56,435
آدم نبايد ريسكهاي بالا بالا بكنه، مگه نه؟

709
00:56:07,238 --> 00:56:10,476
سينيورينا، سلام

710
00:56:11,044 --> 00:56:12,536
جوواني گلاچيو هستم

711
00:56:13,310 --> 00:56:17,312
خيلي عاليه كه من اينجا در منزل زيباي انگليسي شما باشم

712
00:56:18,165 --> 00:56:21,206
اوه، اينجا مال من نيست

713
00:56:22,472 --> 00:56:24,301
بايد بگيد سينيورا

714
00:56:24,301 --> 00:56:25,836
آه، بله سينيور

715
00:56:43,981 --> 00:56:45,341
من ميخوام يادگاري بردارم

716
00:56:45,341 --> 00:56:48,440
من و مايكل اون ميز سبز چوب گردو را كه تو سالن پذيراييه برميداريم

717
00:56:48,440 --> 00:56:50,430
نه رزاموند، ما اونو ميخواستيم

718
00:56:50,430 --> 00:56:56,526
و بخاطر احساسات وعواطف هم كه شده، ما بايد اون سرويس دسر خوري چيني را هم داشته باشيم

719
00:56:56,526 --> 00:56:58,969
با اين كار ما خيلي خيلي خوشحال ميشيم

720
00:56:58,969 --> 00:57:01,475
فكر كنم دير جنبيدي عمو جان زودتر شما، اسم من روش خورده بوده

721
00:57:01,475 --> 00:57:04,654
منظورت چيه كه اسم تو روش خورده؟

722
00:57:04,654 --> 00:57:06,797
هنوز هيچي مشخص نشده

723
00:57:06,797 --> 00:57:11,927
سرويس دسر خوري ميخواي چكار؟ هنوز ازدواج هم كه نكرده

724
00:57:11,927 --> 00:57:16,188
فكر كنم هيچ پاداش مادّي نتونه جاي برادر تو رو بگيره عمو جان

725
00:57:16,188 --> 00:57:18,899
من كه انتقادي نكردم جرج، دست بردار

726
00:57:18,899 --> 00:57:21,275
ببينم رزاموند، خيلي لازمه كه حتماً ميز خونه‌ات پر زرق و برق باشه؟

727
00:57:21,275 --> 00:57:22,576
لطفاً ساكت شو سوزانا

728
00:57:22,576 --> 00:57:24,310
اما اگه تيموتي مخالفتي نداشته باشه

729
00:57:24,310 --> 00:57:29,173
اوه نه نه نه، پاي منو وسط نيارين من فقط آخرين برادر زنده ريچارد هستم

730
00:57:29,173 --> 00:57:32,994
اونو ناراحت نكن رزاموند، ميدوني كه قلبش ضعيفه

731
00:57:32,994 --> 00:57:36,123
عمو تيموتي خيلي ناسپاسه

732
00:57:36,123 --> 00:57:38,584
من نميخواستم ريچارد تو رو محروم كنه

733
00:57:38,584 --> 00:57:39,330
منظورت چيه؟

734
00:57:39,330 --> 00:57:43,032
ميز دقيقاً براي نمايش جديد مناسبه

735
00:57:43,032 --> 00:57:47,902
ما ميخواهيم شانسمون رو امتحان كنيم. نميخواهيم مثل تأتر قبلي در بدو شروع تعطيل كنيم

736
00:57:47,902 --> 00:57:49,977
!تعطيل شد. آره، چه سورپريزي

737
00:57:51,652 --> 00:57:56,008
اون ميز چوب گردو واقعاً قشنگه، بايد خيلي گرون باشه

738
00:57:56,008 --> 00:57:59,352
قطعاً هزينه اون از سهم‌الارث ما از خونه كسر ميشه

739
00:57:59,352 --> 00:58:02,381
من خيلي شرمنده‌ام، منظوري نداشتم

740
00:58:02,381 --> 00:58:06,148
گلهاي شمعي روي ميز واقعاً خودنمايي ميكنند

741
00:58:06,148 --> 00:58:07,785
حقيقتاً هنري هستند

742
00:58:07,785 --> 00:58:11,634
واقعاً فكر ميكني اون ميز تو ماشين جا ميشه رزاموند؟-
ما مجبوريم مايكل-

743
00:58:11,634 --> 00:58:13,789
ضمناً من ديگه به اينجا بر نميگردم

744
00:58:16,539 --> 00:58:20,316
من، داره حالم بد ميشه

745
00:58:20,316 --> 00:58:22,858
مورد، من بايد دراز بكشم

746
00:58:22,858 --> 00:58:24,537
البته تيموتي

747
00:58:29,041 --> 00:58:31,731
رو راست بگم، اون مرد چطوري اينكارها رو ميكنه؟

748
00:58:31,731 --> 00:58:34,907
در تمام زندگيش بهش رسيدگي كردن

749
00:58:34,907 --> 00:58:36,928
آره خيلي غير عاديه، ميدونم

750
00:58:36,928 --> 00:58:41,341
بخصوص وقتيكه بعضي از زنها به شوهرهاشون وفاداري ميكنند

751
00:58:41,341 --> 00:58:46,155
در حاليكه شوهر، كه اصلاً لياقت وفاداري نداره، اونها رو احمق گير مياره

752
00:58:46,155 --> 00:58:50,450
راستي كلبه كورا چطوري بود سوزانا؟ نقاشيهاي اونو ديدي؟

753
00:58:50,450 --> 00:58:56,437
بله، اونها خيلي جذاب بودند ميشه باهاشون كارت‌پستال درست كرد

754
00:58:56,437 --> 00:59:01,014
من ميدونم. خانم گلاچيو هيچوقت كپي برداري نميكرد. اون يه نقاش واقعي بود

755
00:59:01,014 --> 00:59:07,518
حداقل يه دفعه رو يادم مياد كه اون زير آفتاب سوزان در حاليكه خيلي ناراحت بود، بي‌وقفه نقاشي ميكرد

756
00:59:07,518 --> 00:59:08,510
تيموتي رفته تو رختخواب

757
00:59:08,510 --> 00:59:12,476
خانم گيلكويست ممكنه لطفاً شير و بيسكويت براش آماده كنيد؟

758
00:59:12,476 --> 00:59:15,193
وقتي بيدار بشه عصرونه لازم داره

759
00:59:18,492 --> 00:59:20,908
همين الان انجام ميدم خانم ابنتي

760
00:59:29,603 --> 00:59:31,331
من مطمئنم كه عمّه كورا كپي برداري كرده

761
00:59:31,331 --> 00:59:33,630
نميخواستم با خانم گيلكويست جر و بحث كنم

762
00:59:33,630 --> 00:59:35,177
و چرا شما مطمئن هستيد مادمازل؟

763
00:59:37,887 --> 00:59:43,184
چون يكي از نقاشيهاي اون كه در مورد مناظر دريايي بود، كار يه نقاش ديگه به نام پروفلكسنه. فانوس دريايي روي اسكله

764
00:59:43,184 --> 00:59:47,788
اما اون اسكله 5 سال پيش سوخت و از بين رفت، من خودم راجع بهش خوندم. ولي تاريخ نقاشي كورا مربوط به سال قبله

765
00:59:47,788 --> 00:59:54,269
و من توي اتاق خوابش يه كارت‌پستال از پروفلكسن پيدا كردم كه اسكله سر جاش بود

766
00:59:54,269 --> 00:59:57,629
آيا اين دفعه اولي بود كه اومديد به سن مري؟

767
00:59:57,629 --> 00:59:59,620
بله

768
00:59:59,620 --> 01:00:03,593
اگه اون كپي برداري هم كرده باشه، بازم جرم بحساب نمياد

769
01:00:09,108 --> 01:00:14,276
موسيو اندويسل به من گفته كه براي خريد خونه، يك مدرسه مذهبي تمايل زيادي نشون داده

770
01:00:14,276 --> 01:00:16,989
كه اين مدرسه توسط زنان مذهبي اداره ميشه

771
01:00:18,051 --> 01:00:20,584
شما بهشون ميگيد راهبه؟

772
01:00:23,276 --> 01:00:24,854
راهبه‌ها خوبند

773
01:00:24,854 --> 01:00:26,308
از خونه خوب مراقبت ميكنند

774
01:00:26,308 --> 01:00:29,198
داشتم فكر ميكردم كسي دلش ميخواد راهبه بشه؟

775
01:00:29,198 --> 01:00:31,079
آره، اگه آدم خيلي مورد تملق قرار بگيره

776
01:00:32,701 --> 01:00:37,312
مثلاً سونيا ولز امريكايي كه از نظر تمام دنيا مسحور كننده است

777
01:00:37,312 --> 01:00:39,984
فكر نميكنم كسي به راهبه‌ها توجه خاصي بكنه

778
01:00:39,984 --> 01:00:42,029
همينطور به كشيشها

779
01:00:42,029 --> 01:00:43,380
منظورم چهره اوناست

780
01:00:43,380 --> 01:00:45,144
تو به هيچكس نگاه نميكني

781
01:00:45,925 --> 01:00:53,071
يادم مياد يه جا خوندم كه شاهدها تو دادگاه، مشخصات يك فرد بخصوص رو كاملاً متفاوت ارائه ميدن

782
01:00:53,071 --> 01:00:55,471
درسته پوارو؟-
همينطوره-

783
01:00:55,471 --> 01:01:03,044
خيلي برام عجيبه كه وقتي آدم خودشو يكدفعه جلوي آينه ميبينه تعجب ميكنه كه آيا من اين آدم رو تا حالا ديدم يا نه؟

784
01:01:03,044 --> 01:01:04,871
بعد ميفهمي كه خودت هستي

785
01:01:05,912 --> 01:01:09,683
و اگه يه خورده احمقانه به قضيه نگاه كني، يكي ديگه رو ميبيني

786
01:01:09,683 --> 01:01:10,563
چرا؟

787
01:01:10,563 --> 01:01:15,587
واسه اينكه هيچوقت كسي خودشو همونطوري كه هست و ديگران ميبينند نميبينه

788
01:01:15,587 --> 01:01:19,984
هر وقت كسي بخواد خودشو تو آينه ببينه، هميشه يه تصوير برعكس ميبينه

789
01:01:19,984 --> 01:01:22,148
خوب، اين چه فرقي ميكنه؟

790
01:01:22,148 --> 01:01:24,997
صورت آدمها كاملاً قرينه نيست

791
01:01:24,997 --> 01:01:27,342
اگه يه طرف لبهاتو ببري بالا، طرف ديگه مياد پايين

792
01:01:27,342 --> 01:01:28,870
بيني هم كاملاً مستقيم نيست

793
01:01:28,870 --> 01:01:29,881
اينجا رو ببين

794
01:01:32,674 --> 01:01:33,653
ميبيني؟

795
01:01:34,989 --> 01:01:36,448
مثل هم نيستند

796
01:01:36,448 --> 01:01:37,480
بده به من

797
01:01:48,769 --> 01:01:50,956
شما بايد توي تختتون باشيد مادمازل

798
01:01:51,857 --> 01:01:53,906
دارم كاكائوي آقاي تيموتي رو آماده ميكنم

799
01:01:53,906 --> 01:01:59,532
شما هم ميل داريد؟-
نظر لطفتونه، امّا من خودم براي خودم درست ميكنم-

800
01:02:04,282 --> 01:02:06,640
اميدوارم حرفي كه ميخوام بزنم بي‌ربط نباشه آقاي پوارو

801
01:02:06,640 --> 01:02:10,915
خانم گلاچيو مرده و به نظر مياد كه هيچكس اهميتي نميده

802
01:02:10,915 --> 01:02:13,564
واسه اينكه گذشته‌ها گذشته

803
01:02:13,564 --> 01:02:16,270
اين روزها جوانها خيلي بي‌قيد شدند

804
01:02:16,270 --> 01:02:20,076
اونها نميدونند معني تنهايي چيه

805
01:02:20,076 --> 01:02:28,775
سفر زندگي براي افرادي كه تنها زندگي ميكنند، ميتونه خيلي سخت باشه مادمازل

806
01:02:35,971 --> 01:02:37,866
شما هميشه همراه خانم بوديد؟

807
01:02:37,866 --> 01:02:39,882
نه

808
01:02:40,704 --> 01:02:42,407
من قبلاً براي خودم مغازه چاي فروشي داشتم

809
01:02:43,861 --> 01:02:48,843
كنار يك درخت بيد، اونجا يه مكان كوچك و دلپذير بود به نام "ويلا تري" آقاي پوارو

810
01:02:48,843 --> 01:02:56,765
تمام ظرفهاي چيني به رنگ آبي زيبا بودند و كيكها هم خيلي خوشمزه

811
01:02:57,600 --> 01:03:02,329
ولي از وقتي كه كمپاني" لاينز"در اونجا افتتاح شد، كار من هم كساد شد

812
01:03:02,329 --> 01:03:08,130
اين روزها براي خيلي‌ها از اين اتفاقها مي‌افته

813
01:03:08,130 --> 01:03:12,943
اين صداي زنگ آقاي تيموتي است

814
01:03:27,315 --> 01:03:30,560
سوزي! جداً داري ميري آفريقا؟

815
01:03:30,560 --> 01:03:33,308
آره

816
01:03:33,924 --> 01:03:36,975
كاش نميرفتي. لااقل الان

817
01:03:38,235 --> 01:03:39,247
چرا؟

818
01:03:40,266 --> 01:03:41,566
تو هم بايد بياي

819
01:03:41,566 --> 01:03:45,728
ممكنه واسه غير از خودت كارهاي مفيدي انجام بدي

820
01:03:46,329 --> 01:03:49,286
تو خيلي كسل‌كننده و عجيب شدي

821
01:03:50,545 --> 01:03:55,578
ميگم نكنه كار بدي كرده باشي و نميدوني چطور بايد درستش كني؟

822
01:03:57,513 --> 01:04:01,026
راستي، من ديگه اون ميز چوب گردو رو نميخوام، به جاش اينو ميخوام

823
01:04:01,026 --> 01:04:05,941
ببخشيد كه مزاحم شدم-
نه نه نه آقاي پوارو، بياييد تو-

824
01:04:06,904 --> 01:04:08,262
يه چيزي اينجاست

825
01:04:10,791 --> 01:04:12,549
شبيه وصيتنامه عمو ريچارده

826
01:04:20,350 --> 01:04:25,048
اين آخرين وصيتنامه ريچارد ابنتي ميباشد

827
01:04:25,687 --> 01:04:31,422
بدينوسيله، اينجانب كليه وصيتنامه‌هاي قبلي خويش را لغو مينمايم

828
01:04:32,720 --> 01:04:50,473
و تمامي املاك حقيقي، شخصي و هرگونه دارايي قابل انتقال خود را پس از مرگ با اختيار تام به جرج ابنتي واگذار ميكنم

829
01:04:50,473 --> 01:04:54,034
اين درست نيست. خيلي نامربوطه

830
01:04:54,034 --> 01:04:56,370
از كجا اينو پيدا كردي رزاموند؟

831
01:04:56,370 --> 01:04:58,364
ما واقعاً به اون پول احتياج داشتيم

832
01:04:58,364 --> 01:05:01,148
من بايد درباره اين پروسه تحقيق كنم

833
01:05:01,148 --> 01:05:04,469
مورد، من بايد همين الان به وكيلمون زنگ بزنم

834
01:05:14,822 --> 01:05:19,089
جرج! من ميدونم كه خود ريچارد اينو خواسته

835
01:05:20,481 --> 01:05:22,567
كي ميخواسته تو رو از ارث محروم كنه؟

836
01:05:23,433 --> 01:05:25,331
ميتونه كار هر كسي باشه

837
01:05:25,331 --> 01:05:27,995
هر كي بوده حتماً خودش ريچاردو كشته

838
01:05:27,995 --> 01:05:29,682
باورم نميشه

839
01:05:34,331 --> 01:05:37,599
لابد فكر ميكني حالا كه پولها به من رسيده ميتوني اشتباه خودتو جبران كني؟

840
01:05:37,599 --> 01:05:40,531
نه، البته كه نه. منظورم اين نبود

841
01:05:41,829 --> 01:05:43,619
فكركردم ميتونم تو رو متقاعد كنم

842
01:05:43,619 --> 01:05:45,655
من خيلي خوب حاليم ميشه مامان

843
01:05:45,655 --> 01:05:47,612
جرج، تو پسر مني

844
01:05:47,612 --> 01:05:49,205
تو تمام دارايي من هستي

845
01:05:49,910 --> 01:05:54,052
ازم مي‌خواي كه بگم كارت درست بوده و تو رو ببخشم؟

846
01:05:55,572 --> 01:05:59,021
نه، من هرگز تو رو نمي‌بخشم

847
01:06:28,784 --> 01:06:33,229
واسه اينكه هيچوقت كسي خودشو همونطوري كه هست و ديگران ميبينند نميبينه

848
01:06:33,969 --> 01:06:38,474
هر وقت كسي بخواد خودشو تو آينه ببينه، هميشه يه تصوير برعكس ميبينه

849
01:06:49,930 --> 01:06:51,825
لطفاً وصل كنيد به آقاي اندويسل

850
01:06:54,750 --> 01:06:55,308
هلن

851
01:06:56,768 --> 01:06:57,228
چي شده؟

852
01:06:57,973 --> 01:07:00,784
ببخشيد كه بيدارت كردم، به كس ديگه‌اي اعتماد نداشتم

853
01:07:01,903 --> 01:07:06,046
مدّتيه كه دارم فكر ميكنم در روز پس از خاكسپاري يه جاي كار ميلنگه

854
01:07:06,046 --> 01:07:09,866
خودم حدس زدم كه چيه، اما معقول نيست

855
01:07:12,411 --> 01:07:14,943
هلن الو، اونجايي؟

856
01:07:17,266 --> 01:07:18,201
حالت خوبه؟

857
01:07:22,955 --> 01:07:24,072
چقدر حالش بده؟

858
01:07:25,248 --> 01:07:27,148
به نظر ضربه مغزي شديده

859
01:07:28,203 --> 01:07:30,606
مي‌خوام پيشش بمونم-
البته-

860
01:07:44,498 --> 01:07:47,946
سينيور گلاچيو! يه مأموريت براتون دارم

861
01:07:50,373 --> 01:07:53,961
بعد از يكي دو روز كه اثر ضربه مغزي از بين رفت حالش خوب ميشه، مگه نه؟

862
01:07:53,961 --> 01:07:55,287
اميدوارم

863
01:07:59,299 --> 01:08:02,241
لنسكام! تو ميدوني گلهاي شمعي كجا هستند؟

864
01:08:03,711 --> 01:08:05,651
اونها روي ميز چوب گردوي سبز بودن

865
01:08:06,174 --> 01:08:09,550
مادام هلن ابنتي گلدون شيشه‌اي را شكستند

866
01:08:09,550 --> 01:08:14,350
گلها الان توي كمد زير راه‌پله است

867
01:08:14,350 --> 01:08:19,516
چطور ميتونيد به گل شمعي فكر كنيد وقتي هلن تو بيمارستانه؟

868
01:08:19,516 --> 01:08:25,195
منم قطعاً براي هلن متأسفم، اما ما براي نمايش هفته بعد يك جلسه گردهمايي داريم

869
01:08:25,195 --> 01:08:30,456
جاي تعجب نيست چون گلها رو اون يارو گلاچيو برده، اون نصفه شب با تاكسي از اينجا رفت

870
01:08:30,456 --> 01:08:33,172
اون دوباره بر ميگرده؟

871
01:08:33,172 --> 01:08:38,371
دنبالم بيا مايكل! بعد از اتفاقي كه براي هلن افتاد، من ديگه تنهايي جايي نميرم

872
01:08:38,371 --> 01:08:39,854
منظورت چيه رزاموند؟

873
01:08:40,568 --> 01:08:42,865
معلومه! بهش حمله كردند

874
01:08:42,865 --> 01:08:46,125
من فكر كردم اون افتاد و سرش خورد به پله‌هاي جلوي در

875
01:08:46,125 --> 01:08:49,396
ساده نباش! يكي اونو زده

876
01:08:51,139 --> 01:08:54,689
اوه جرج، اون حالش خوبه؟

877
01:08:54,689 --> 01:08:58,582
كاملاً واضحه، يك كارآگاه تو خونه داره دنبال سرنخ ميگرده

878
01:08:58,582 --> 01:09:00,090
عمو ريچارد مسموم شده

879
01:09:00,090 --> 01:09:02,211
عمّه كورا با ساتور كشته شده

880
01:09:02,211 --> 01:09:05,606
كيك مسموم براي خانم گيلكويست فرستاده شده و ضمناً يك وصيتنامه جعلي

881
01:09:05,606 --> 01:09:08,340
الان هم كه هلن با يك شئ سنگين از پا در اومده

882
01:09:09,259 --> 01:09:11,448
هر كي وصيتنامه رو جعل كرده، بايد خودش هلن رو زده باشه

883
01:09:11,448 --> 01:09:15,253
تو نميتوني بگي كه يكي از افراد فاميل وصيتنامه رو جعل كرده و زده تو سر هلن

884
01:09:15,852 --> 01:09:16,976
كس ديگه‌اي‌ اينجا نيست

885
01:09:16,976 --> 01:09:22,104
تو بايد اين كار رو بكني پوارو تو كارآگاهي. پيدا كن چه كسي وصيتنامه رو جعل كرده

886
01:09:22,104 --> 01:09:23,536
!محض رضاي خدا

887
01:09:23,536 --> 01:09:27,865
من بودم. من اونو جعل كردم تا خودمو از ارث محروم كنم

888
01:09:27,865 --> 01:09:31,237
قضيه حل شد؟

889
01:10:12,849 --> 01:10:14,258
خب، حال مادرت چطوره؟

890
01:10:15,159 --> 01:10:18,820
هنوز سر حال نيست. اونا به من گفتند كه برم

891
01:10:21,481 --> 01:10:23,525
پس تو بودي كه وصيتنامه رو جعل كردي

892
01:10:25,140 --> 01:10:27,694
الان كه وجدانت راحت شده احساس بهتري داري؟

893
01:10:29,358 --> 01:10:30,603
تو متوجه نيستي

894
01:10:33,807 --> 01:10:35,115
من اونو كشتم

895
01:10:37,625 --> 01:10:40,796
اين دروغه، مادرم پدرمو دوست داشت. اون هرگز اين كارو نكرده

896
01:10:40,796 --> 01:10:44,225
جرج، ما همديگه رو دوست داريم. اون مقصر نيست

897
01:10:44,225 --> 01:10:46,183
من باور نميكنم، فقط لئو پدر منه

898
01:10:46,183 --> 01:10:53,161
ببين من وقت زيادي ندارم. اين آخرين وصيت منه و تو هم پسر مني. ازت ميخوام كه همه چيزو تصاحب كني

899
01:10:53,161 --> 01:10:54,954
من پسر تو نيستم

900
01:10:54,954 --> 01:10:58,240
تو پدر من نيستي

901
01:10:58,240 --> 01:11:03,136
من نميخواستم حرفهاي اونو بشنوم اون با اين كار زندگي منو نابود كرد

902
01:11:05,783 --> 01:11:07,418
ديدم كه اون مريضه

903
01:11:07,418 --> 01:11:10,360
ولي نتونستم خودمو نگه دارم كه سرش فرياد نكشم

904
01:11:11,394 --> 01:11:12,757
اون كه پدر من نبود

905
01:11:13,905 --> 01:11:16,780
همون موقع بود كه فكر عوض كردن وصيتنامه به ذهنم رسيد

906
01:11:17,587 --> 01:11:19,093
ميدونم كه كار احمقانه‌اي بود

907
01:11:20,678 --> 01:11:22,010
ميخواستم با اينكار به اون اهانت كنم

908
01:11:24,597 --> 01:11:26,357
ميدوني؟ تمام زندگي من يك دروغ بوده

909
01:11:26,357 --> 01:11:32,457
اما وصيتنامه واقعي تمام مدت تو جيب من بوده

910
01:11:34,852 --> 01:11:35,693
بايد از شرّش خلاص ميشدم

911
01:11:40,885 --> 01:11:43,393
من اونو كشتم پوارو، مطمئنم

912
01:11:44,349 --> 01:11:45,328
نه موسيو

913
01:11:46,612 --> 01:11:50,246
علت مرگ ريچارد ابنتي، بحث و مشاجره شما نبوده

914
01:11:54,457 --> 01:11:55,868
ممكنه منو ببخشيد؟

915
01:12:03,926 --> 01:12:06,263
اومدم كه از سوزانا هندرسون بازجويي كنم

916
01:12:07,219 --> 01:12:12,626
اون در روز مرگ كورا تو هتل "كينگز آرم" بوده، اما اصلاً به ما اطلاع نداده

917
01:12:13,340 --> 01:12:15,799
به نظر مياد كه بر خلاف تصور ما، اين يه قتل عادي نبوده

918
01:12:15,799 --> 01:12:18,682
نه بازرس، اين يك قتل معمولي نبوده

919
01:12:18,682 --> 01:12:23,669
اين يك حمله وحشيانه بوده و من ميدونم كه چرا و چطور انجام شده

920
01:12:23,669 --> 01:12:27,291
اما ازتون ميخوام كه بازجويي رو براي يه مدت كوتاه به تعويق بندازيد

921
01:12:27,291 --> 01:12:30,857
چون من منتظر يك مدرك محكم هستم، يعني آخرين قطعه پازل

922
01:12:30,857 --> 01:12:34,161
چه جور مدركي؟-
الان نميتونم بگم، ممكنه اشتباه كرده باشم-

923
01:12:34,161 --> 01:12:35,464
ضرر نميكني

924
01:12:35,464 --> 01:12:38,718
تا حالا دو بار در حرفه من اتفاق افتاده-
مختصر و مفيد بود-

925
01:12:39,428 --> 01:12:41,503
ولي اگه درست گفته باشي، امتيازش مال توئه

926
01:12:41,503 --> 01:12:43,659
واسه من اينطوري نيست

927
01:12:43,659 --> 01:12:48,485
اوه، راستي ما يه خبر خيلي نادر از مادر روحاني شهر مجاور دريافت كرديم

928
01:12:49,118 --> 01:12:53,970
اون ادعا ميكنه كه دو تا از راهبه‌ها روز قبل از قتل رفته بودند به كلبه خانم گلاچيو

929
01:12:53,970 --> 01:12:57,804
با اينكه در زدند، كسي جواب نداد با اينحال اونا مطمئنند كه كسي تو خونه بوده

930
01:12:57,804 --> 01:12:59,674
روز قبل؟

931
01:12:59,674 --> 01:13:00,697
اونا مطمئنند؟

932
01:13:00,697 --> 01:13:03,159
شكّي در مورد روزش نيست. همه چيز تو كتاب صومعه نوشته شده

933
01:13:03,159 --> 01:13:05,958
با هم جور درمياد. كاملاً جور درمياد

934
01:13:05,958 --> 01:13:11,081
راهبه‌‌ها قاتلند؟ اين خيلي مسخره است پوارو

935
01:13:11,081 --> 01:13:14,857
نه بازرس، نظريات من هيچوقت مسخره نيست

936
01:13:23,946 --> 01:13:29,357
عالي شد. تمام قطعات پازل سرجاشون هستن

937
01:13:37,610 --> 01:13:38,336
موسيو شين؟

938
01:13:39,197 --> 01:13:41,165
ميخوام چند لحظه باهاتون صحبت كنم

939
01:13:41,165 --> 01:13:45,662
آقاي پوارو، مايكل عمّه كورا رو نكشته. چون نميتونسته

940
01:13:45,662 --> 01:13:51,198
ولي نميتونسته بهتون بگه روز بعد از خاكسپاري عمو ريچارد كجا بوده، چون اون با معشوقه‌اش بوده

941
01:13:52,740 --> 01:13:53,611
....!رزاموند

942
01:13:53,611 --> 01:13:55,849
دروغ فايده‌اي نداره مايكل

943
01:13:56,537 --> 01:13:58,559
ترجيح ميدي به جرم قتل متهمت كنند؟

944
01:13:58,559 --> 01:14:01,617
شما چطور مادام؟

945
01:14:01,617 --> 01:14:05,063
صبح روز قتل شما در" كمپ‌هامپتون" ديده شديد

946
01:14:05,063 --> 01:14:08,412
پس خبر داريد؟-
بله-

947
01:14:12,918 --> 01:14:13,942
مادام؟

948
01:14:18,314 --> 01:14:20,073
ميدونيد، من خيلي مطمئن نبودم

949
01:14:23,563 --> 01:14:24,964
من يك هنرپيشه هستم

950
01:14:26,438 --> 01:14:30,580
ترس از چاق شدن و از دست دادن زيبايي

951
01:14:32,061 --> 01:14:35,621
يه نفر به من يه اسم و آدرس داد و وقتي رفتم اونجا

952
01:14:37,062 --> 01:14:39,323
ديدم خيلي چرك و كثيفه

953
01:14:39,935 --> 01:14:41,935
و نتونستم انجامش بدم

954
01:14:41,935 --> 01:14:46,437
اونوقت فهميدم كه بچّه‌ام رو ميخوام

955
01:14:49,306 --> 01:14:50,435
بچّه؟

956
01:14:53,456 --> 01:14:54,784
و ملاقات با راهبه‌ها؟

957
01:14:57,184 --> 01:15:02,951
احساس شرم كرده بودم. نياز داشتم با كسي حرف بزنم

958
01:15:06,723 --> 01:15:08,436
مرسي مادام

959
01:15:14,886 --> 01:15:17,686
چند وقته كه ميدوني؟-
يه مدتي-

960
01:15:17,686 --> 01:15:20,927
واسه همين بود كه به من نگفتي كجا بودي، بخاطر بچّه

961
01:15:23,112 --> 01:15:24,842
رزاموند، به خدا من

962
01:15:27,809 --> 01:15:33,425
هيچي. من فقط تو رو دوست دارم

963
01:15:35,226 --> 01:15:36,212
من ديگه با اون زن قرار نميذارم

964
01:15:36,212 --> 01:15:39,055
فكركنم بايد يه تغيير اساسي تو روابطمون ايجاد بشه مايكل

965
01:15:42,144 --> 01:15:43,330
خانمها و آقايون

966
01:15:46,167 --> 01:15:50,283
من به اينجا اومدم تا در مورد قتل تحقيق كنم

967
01:15:50,283 --> 01:15:53,074
و بتونم يك معمّا رو حل كنم

968
01:15:54,668 --> 01:16:00,567
اول، ريچارد ابنتي بطور ناگهاني ميميره

969
01:16:01,441 --> 01:16:05,326
بعد هم در روز خاكسپاري، كورا اعلام ميكنه كه ريچارد به قتل رسيده

970
01:16:06,914 --> 01:16:10,831
اما دقيقاً در روز بعد، خود كورا هم ظالمانه كشته ميشه

971
01:16:12,596 --> 01:16:17,933
خدمتكارش، معذرت ميخوام، منظورم همخونه ايشون يعني خانم گيلكويست با سم آرسنيك مسموم ميشه

972
01:16:17,933 --> 01:16:21,825
مادام هلن ابنتي ضربه مغزي ميشه و در شرايط وخيم عدم هوشياري قرار ميگيره

973
01:16:21,825 --> 01:16:27,920
اسناد خونه گم ميشه و وصيتنامه‌اي كه جعليه خونده ميشه

974
01:16:29,204 --> 01:16:33,767
بنابراين، اگه اين وقايع با هم مرتبط باشند چي؟

975
01:16:35,727 --> 01:16:40,130
مثلاً شايد لازم بود كه اسناد خونه گم بشه

976
01:16:41,088 --> 01:16:45,198
شما موسيو تيموتي، شما نياز زيادي به پول داشتيد

977
01:16:46,087 --> 01:16:48,920
و ضمناً چيزي از وصيت برادرتون گيرتون نميامد

978
01:16:49,824 --> 01:16:57,492
بنابراين شما نقشه‌اي طرح كرديد كه در روز خاكسپاري وارد دفتر آقاي اندويسل بشيد و اسناد خونه رو بدزديد

979
01:16:57,492 --> 01:17:03,400
ولي اين كاملاً احمقانه است-
نه نه موسيو، همسرتون شما رو پوشش داد-

980
01:17:03,400 --> 01:17:05,969
مورد، ميدونم كه ميخواي برگردي پيش تيموتي

981
01:17:05,969 --> 01:17:08,180
من خيلي سريع ترتيب كارها رو ميدم

982
01:17:08,180 --> 01:17:10,895
خواهش ميكنم بخاطر من عجله نكنيد آقاي اندويسل

983
01:17:10,895 --> 01:17:15,294
پس به قول خودتون صداشو در نياورديد

984
01:17:15,294 --> 01:17:18,393
شما تصميم گرفتيد كه اشتباه خودتونو اصلاح كنيد

985
01:17:18,393 --> 01:17:22,427
اين مسخره است. من يه ناتوانم-
واقعاً موسيو؟-

986
01:17:22,427 --> 01:17:30,018
درست همون وقتيكه من با شما صحبت كردم و شما ادعا كرديد كه دچار حمله آسم شديد

987
01:17:30,018 --> 01:17:31,773
اينا همش مزخرفه

988
01:17:32,641 --> 01:17:35,307
فكر كنم اون بلوف تو رو فهميده تيموتي

989
01:17:35,307 --> 01:17:39,367
نه نه موسيو. شما اونقدر از بدست آوردن پولها نااميد بوديد كه دزدي احمقانه‌اي كرديد

990
01:17:39,367 --> 01:17:45,454
اما سوالي كه باقي ميمونه اينه كه آيا اونقدر نااميد بوديد كه احمقانه مرتكب قتل بشيد؟

991
01:17:49,200 --> 01:17:50,943
شما چطور مادمازل هندرسون؟

992
01:17:52,089 --> 01:17:54,586
شما گفتيد كه قبلاً هرگز در "سن‌مري" نبوديد، هان؟

993
01:17:54,586 --> 01:18:02,026
اما وقتي شما با آقاي اندويسل "درباره مكان هتل‌تون در"سن‌مري صحبت كرديد كاملاً واضح بود كه ميدونيد دقيقاً كجا قرار داره

994
01:18:02,026 --> 01:18:03,618
بله، خيلي راحت ميشه گمش كرد

995
01:18:03,618 --> 01:18:06,396
.....ولي اگه به كليسا نگاه كنيد

996
01:18:07,326 --> 01:18:13,218
بازرس مورتون اينجا هستند كه از شما بپرسند چرا صبح روز مرگ عمّتون در "سن‌مري" بوديد

997
01:18:13,218 --> 01:18:15,286
و چرا به پليس خبر نداديد؟

998
01:18:26,565 --> 01:18:34,678
صبح روز بعد از خاكسپاري، جرج زنگ زد و گفت كه داره مياد به ديدن عمّه كورا تا در مورد حرفي كه اون در روز خاكسپاري زده بود بپرسه

999
01:18:35,318 --> 01:18:37,333
اون ماشين نداره، پس من پيشنهاد كردم كه با ماشين خودم ببرمش

1000
01:18:37,333 --> 01:18:38,626
و شما كورا رو ديديد؟

1001
01:18:42,910 --> 01:18:45,116
نه، ما نرفتيم پيش عمّه كورا

1002
01:18:49,141 --> 01:18:50,843
ما رفتيم به هتل

1003
01:19:02,172 --> 01:19:03,669
ما برنامه خاصي نداشتيم

1004
01:19:06,890 --> 01:19:08,861
من نميتونم خودمو ببخشم

1005
01:19:08,861 --> 01:19:11,546
اگه رفته بوديم به اون كلبه، ميتونستيم عمّه كورا رو نجات بديم

1006
01:19:14,745 --> 01:19:16,485
ما اشتباه كرديم

1007
01:19:22,054 --> 01:19:23,287
من جرج رو دوست دارم

1008
01:19:23,971 --> 01:19:28,773
پس شما دوتا در"سن‌مري" بوديد و كسي شماها رو نديده، هان؟

1009
01:19:33,162 --> 01:19:37,927
پس الان وقتشه كه من توجه خودمو به انگيزه قتل معطوف كنم

1010
01:19:39,158 --> 01:19:42,447
براي اينكه اين روانشناسي انسانه كه براي من جالبه

1011
01:19:42,447 --> 01:19:46,664
هر كدوم از شما ميتونستيد كورا گلاچيو رو كشته باشيد

1012
01:19:46,664 --> 01:19:50,979
تا جلوي افشاي راز قتل ريچارد ابنتي رو توسط اون بگيريد

1013
01:19:51,692 --> 01:19:55,155
اما آيا اين دو قتل با هم ارتباط تنگاتنگ دارند؟

1014
01:19:56,841 --> 01:20:05,991
مطمئناً ريچارد ابنتي بطور ناگهاني مرد، ولي هيچ شكي در مورد مرده‌سوزي اون و حرفي كه خواهرش در روز خاكسپاري زد وجود نداره

1015
01:20:08,077 --> 01:20:15,753
و بخاطر همون حرفها بود كه همتون باور كرديد حتماً قتلي اتفاق افتاده

1016
01:20:17,815 --> 01:20:23,040
من از خودم يه سوال پرسيدم كه خيلي تصادفي به ذهنم رسيد

1017
01:20:25,139 --> 01:20:28,263
كه هركدوم از شما چقدر كورا گلاچيو رو ميشناختيد؟

1018
01:20:28,921 --> 01:20:30,082
منظورتون چيه كه چقدر؟

1019
01:20:30,082 --> 01:20:33,164
جواب اينه كه

1020
01:20:33,164 --> 01:20:35,223
اصلاً بخوبي نميشناختيد

1021
01:20:35,962 --> 01:20:38,010
من از خودم سوال ديگري پرسيدم

1022
01:20:38,010 --> 01:20:43,553
فرض كنيم كه اون زن، كورا گلاچيو نبوده كه در مراسم خاكسپاري شركت كرده

1023
01:20:43,553 --> 01:20:45,885
يعني عمّه كورا عمّه كورا نبوده؟

1024
01:20:46,856 --> 01:20:47,910
يعني يكي ديگه كشته شده؟

1025
01:20:47,910 --> 01:20:56,156
نه مادام، قطعاً كورا گلاچيو به قتل رسيده. اما شايد اون زني كه در مراسم خاكسپاري ريچارد شركت كرده، كورا نباشه

1026
01:20:58,497 --> 01:21:01,909
زني كه اون روز در مراسم خاكسپاري شركت كرد

1027
01:21:01,909 --> 01:21:03,572
فقط به يك منظور اومده بود

1028
01:21:03,572 --> 01:21:06,492
كه از مرگ ناگهاني ريچارد ابنتي بهره‌برداري كنه

1029
01:21:06,492 --> 01:21:14,099
و اين فكر رو تو ذهن همه افراد فاميل بندازه كه ريچارد به قتل رسيده، كه البته كاملاً موفق شد

1030
01:21:14,099 --> 01:21:18,299
مزخرفه، اين كار چه سودي داره؟

1031
01:21:18,299 --> 01:21:19,377
اجازه بديد توضيح بدم

1032
01:21:19,884 --> 01:21:30,782
اگه كورا گلاچيو اعلام كنه كه برادرش به قتل رسيده و خودش هم روز بعد كشته بشه،اين دو قتل علّت و معلول هم خواهند بود

1033
01:21:31,566 --> 01:21:37,568
و براي هركول پوارو مضنون درجه يك، يكي از افراد خانواده خواهد بود

1034
01:21:38,445 --> 01:21:42,191
اما اگه كورا گلاچيو كشته بشه

1035
01:21:42,191 --> 01:21:44,988
و به قصد دزدي به خونه اون حمله بشه

1036
01:21:44,988 --> 01:21:48,572
و هركول پوارو هم اين دزدي رو باور نكنه اونوقت به كي مضنون ميشه؟

1037
01:21:48,572 --> 01:21:50,214
به يه نفر از داخل خونه

1038
01:21:53,007 --> 01:21:55,247
به زني كه همخونه اون بوده

1039
01:21:56,956 --> 01:22:00,575
منظورتون اين نيست كه من بخاطر يك گردنبند و يه سري نقاشي كم ارزش اونو كشتم؟

1040
01:22:00,575 --> 01:22:03,379
نه نه نه مادمازل

1041
01:22:04,334 --> 01:22:06,721
براي چيزي با ارزشتر از اون

1042
01:22:08,883 --> 01:22:12,101
يكي از نقاشيهاي كورا از روي نقاش معروف-پروفلكسن-كشيده شده بود

1043
01:22:12,101 --> 01:22:14,262
اين سوزانا هندرسون بود كه متوجه شد

1044
01:22:14,262 --> 01:22:21,031
كه نقاشي از روي يك كارت‌پستالكشيده شده. چونكه در نقاشي هنوز اون اسكله قديمي سر جاش بود

1045
01:22:21,031 --> 01:22:26,109
ولي در حقيقت اون اسكله قديمي سالها پيش سوخته و از بين رفته بود

1046
01:22:26,109 --> 01:22:30,896
اما مادام گلاچيو طبق گفته خودتون هميشه از روي طبيعت زنده نقاشي ميكرد

1047
01:22:31,868 --> 01:22:37,183
و بعد از اين مسئله من بوي رنگ روغن رو بياد آوردم.همون موقعيكه تازه وارد خونه شده بودم

1048
01:22:38,008 --> 01:22:39,155
شما ميتونيد نقاشي كنيد، مگه نه؟

1049
01:22:40,037 --> 01:22:44,943
و شما درباره نقاشي خيلي چيزها ميدونيد چون پدرتون يه نقاش بزرگ بوده

1050
01:22:44,943 --> 01:22:49,755
سپس ريچارد ابنتي ناگهان ميميره و نقشه يكدفعه مياد به ذهنتون

1051
01:22:49,755 --> 01:22:55,713
چقدر ساده است كه داروي خواب‌آوربريزيد تو ليوان چاي كورا و اونو در روز خاكسپاري برادرش بيهوش كنيد

1052
01:22:55,713 --> 01:22:59,314
و نقش اونو در"اندبي" بازي كنيد

1053
01:23:01,437 --> 01:23:05,070
خب شما "اندبي" رو بخوبي ميشناختيد چون كورا اخيراً راجع بهش با شما صحبت كرده بود

1054
01:23:06,409 --> 01:23:11,240
بنابراين خيلي ساده بود كه اول از همه با خدمتكار شروع كنيد تا هويت شما تأييد بشه

1055
01:23:11,240 --> 01:23:19,113
لنسكام عزيز، يادت مياد اون وقتها بچه‌ها رو ميبردي پاي درخت كه بازي كنند؟

1056
01:23:19,113 --> 01:23:21,792
اين احمقانه است. هيچكس حتي براي يه لحظه هم نميتونست گول منو بخوره

1057
01:23:21,792 --> 01:23:24,857
اما هيچكس كورا گلاچيو رو از 20 سال پيش تا حالا نديده بود

1058
01:23:26,171 --> 01:23:29,033
شما لباس اونو پوشيديد و بالشتك گذاشتيد تا نشون بديد كورا چاقتر شده

1059
01:23:29,033 --> 01:23:31,970
هيچكس شك نميكرد كه شما كورا گلاچيو نيستيد

1060
01:23:31,970 --> 01:23:38,861
و از اونجاييكه كورا هميشه از موي مصنوعي استفاده ميكرد، براي شما خيلي راحت بود كه شبيه اون بشيد

1061
01:23:41,453 --> 01:23:43,318
اما در مورد عادتهاي رفتاري

1062
01:23:43,318 --> 01:23:47,003
كورا گلاچيو هم واسه خودش رفتارهاي بخصوصي داشت

1063
01:23:47,724 --> 01:23:54,771
و شما همه اونا رو بخوبي جلوي آينه تمرين كرديد و دقيقاً همونجا بود كه اولين اشتباه خودتونو مرتكب شديد

1064
01:23:56,196 --> 01:24:00,373
شما فراموش كرديد كه تصوير داخل آينه هميشه وارونه است

1065
01:24:00,373 --> 01:24:04,531
بنابراين وقتي اداي كورا گلاچيو رو بخوبي جلوي آينه در مياورديد

1066
01:24:04,531 --> 01:24:09,518
و مثل يه پرنده سرتونو كج ميكرديد فراموش كرديد كه جهت كج كردن سرتون برعكسه

1067
01:24:09,518 --> 01:24:13,861
و همين بود كه مادام هلن ابنتي رو گيج كرده بود

1068
01:24:14,506 --> 01:24:18,881
زمانيكه شما شروع به اجراي ترفند خودتون كرديد، هلن ابنتي نميتونست دقيقاً بگه كه كجاي كار ميلنگه

1069
01:24:18,881 --> 01:24:24,150
اما بعد از صحبت درباره تصاوير داخل‌آينه و اينكه هركس دوست داره خودشو همونطوري ببينه كه ديگران ميبينند

1070
01:24:26,568 --> 01:24:28,040
همه چيزو بياد آورد

1071
01:24:31,103 --> 01:24:35,184
بعد به طبقه پايين برگشت كه زنگ بزنه

1072
01:24:36,689 --> 01:24:41,852
اما يه نفر بالا بود و تا پايين پله‌ها اونو دنبال كرد كه به حرفهاش گوش بده

1073
01:24:41,852 --> 01:24:47,056
و بخاطر تماس تلفني كه هلن ميخواست برقرار كنه، ميزنه تو سرش

1074
01:24:47,056 --> 01:24:50,712
من هيچكدوم از اين كارها رو انجام ندادم. همشون يه دروغ بسيار بسيار شرورانه است

1075
01:24:50,712 --> 01:24:52,560
تو بودي كه اون روز اومده بودي

1076
01:24:53,616 --> 01:24:57,106
وقتي ما ديروز اومديم اينجا، احساس كردم كه تو رو قبلاً ديدم

1077
01:24:57,106 --> 01:24:59,240
....اما كسي تو رو

1078
01:24:59,768 --> 01:25:02,503
درسته، كسي بدش نميومد كه منو به چشم يه خدمتكار نگاه كنه

1079
01:25:02,503 --> 01:25:04,434
يك حمّال محلي

1080
01:25:04,434 --> 01:25:08,350
ادامه بده آقاي پوارو ادامه بده با اين مزخرفاتت

1081
01:25:08,350 --> 01:25:12,466
مرسي مادمازل. تمايل دارم

1082
01:25:14,340 --> 01:25:19,815
و براي اينكه بيشتر خودتونو مخفي كنيد، يك نامه ساختگي رو توي كشو جاسازي كرديد

1083
01:25:20,678 --> 01:25:23,089
كه از طرف ريچارد ابنتي به خواهرش بود

1084
01:25:23,089 --> 01:25:27,144
البته در جايي كه هركس بتونه اونو پيدا كنه

1085
01:25:27,144 --> 01:25:35,201
و ضمناً در اين نامه يه عبارت مرموز هم وجود داشت كه ميگفت: به خواهرم بگيد كه من بزودي خواهم مرد

1086
01:25:35,201 --> 01:25:40,386
و بعد هم شما خودتونو بطرز بدي با آرسنيك مسموم كرديد، اما كشنده نبود

1087
01:25:40,386 --> 01:25:46,680
مادمازل شما ميدونيد كه ديگه آرسنيك خيلي قديمي شده و اين ظنّ منو خيلي سريع برانگيخت

1088
01:25:47,377 --> 01:25:49,295
قضيه نقاشي پروفلكسن چيه؟

1089
01:25:50,692 --> 01:26:00,437
من موسيو گلاچيو رو به كلبه فرستادم‌ تا نقاشي رو برداره و ببره به فرهنگستان ادب و هنر لندن و ارزش اونو معلوم كنه

1090
01:26:00,437 --> 01:26:01,618
اگه ممكنه سينيور

1091
01:26:30,037 --> 01:26:31,427
لطفاً نگاه كنيد

1092
01:27:12,727 --> 01:27:14,150
كار رامبرانت است

1093
01:27:15,735 --> 01:27:18,706
هر دو نقاشي توسط دو نقاش ماهر كشيده شده

1094
01:27:19,339 --> 01:27:23,150
من خيلي سريع فهميدم، اما اون نفهميد

1095
01:27:23,892 --> 01:27:30,145
هميشه راجع به اينكه چقدر از هنرسرش ميشه حرف ميزد ولي نقاشي رامبرانت رو كه زير دماغش بود نميشناخت

1096
01:27:30,145 --> 01:27:32,736
اون يه احمق تمام عيار بود

1097
01:27:32,736 --> 01:27:37,425
مرتّب درباره اين خونه حرف ميزد و روده درازي ميكرد و خواهشهاي بچه‌گانه داشت

1098
01:27:37,425 --> 01:27:45,738
نميدونيد چقدر ملال آوره كه هر روز به حرفهاي تكراري يه نفر گوش كني و وانمود كني كه مشتاق هستي

1099
01:27:45,738 --> 01:27:48,168
همش بگي: بله خانم گلاچيو، همينطوره خانم گلاچيو

1100
01:27:48,168 --> 01:27:54,113
همش كسالت آور و خسته‌كننده و انتظار هيچي نبايد داشته باشي غير از همين مزخرفات

1101
01:27:56,395 --> 01:28:00,625
و در آخر، تابلوي رامبرانت

1102
01:28:10,994 --> 01:28:19,024
اين تابلو چند هفته پيش در لندن فروخته شد به مبلغ 5000 پوند

1103
01:28:19,569 --> 01:28:25,975
تو فقط بخاطر 5000 پوند اونو اونطور ظالمانه كشتي؟

1104
01:28:25,975 --> 01:28:30,306
نه نه نه مادمازل، شما اشتباه ميكني

1105
01:28:31,862 --> 01:28:35,134
با 5000 پوند فقط ميشه يه مغازه چاي فروشي خريد و پر از چاي كرد

1106
01:28:37,358 --> 01:28:39,564
شما ميفهميد

1107
01:28:39,564 --> 01:28:42,288
اين تنها شانسي بود كه داشتم

1108
01:28:43,237 --> 01:28:46,313
من ميبايستي براي خودم سرمايه جمع ميكردم

1109
01:28:47,286 --> 01:28:49,971
تا شانس بازسازي مجدد"ويلا تري" رو داشته باشم

1110
01:28:50,524 --> 01:28:52,675
جاي مخصوص و كوچك خودمو

1111
01:28:53,436 --> 01:28:58,987
آزادي، استقلال و آقا و نوكر خودم

1112
01:29:01,738 --> 01:29:03,950
شايد بهتر باشه با من بياييد خانم گيلكويست

1113
01:29:03,950 --> 01:29:08,667
البته، من نميخوام مشكل ايجاد كنم حالا كه نميتونم مغازه چاي فروشي خودمو داشته باشم

1114
01:29:09,204 --> 01:29:11,359
ديگه هيچي برام مهم نيست

1115
01:29:11,359 --> 01:29:15,686
آه، من هميشه چرت و پرت ميگم

1116
01:29:15,686 --> 01:29:19,977
لطفاً منو ببخشيد، چقدر احمقم

1117
01:29:25,163 --> 01:29:26,193
!خيلي عجيبه

1118
01:29:27,601 --> 01:29:28,832
از كجا فهميدي؟

1119
01:29:29,494 --> 01:29:31,215
چطور بهش مضنون شدي؟

1120
01:29:31,215 --> 01:29:34,956
از گلهاي شمعي

1121
01:29:36,859 --> 01:29:43,751
مادمازل، يادتون مياد وقتي اون روزعصر كه همه اومده بودند اينجا و شما داشتيد با خواهرتون جر و بحث ميكرديد

1122
01:29:43,751 --> 01:29:48,972
خانم گيلكويست اشاره كرد كه گلهاي شمعي روي ميز چوب‌گردو خيلي هنري بنظر ميرسه

1123
01:29:51,090 --> 01:29:54,209
اما خانم گيلكويست نميتونست گلها رو اونجا ديده باشه

1124
01:29:54,209 --> 01:29:57,090
چون مادام هلن ابنتي قبل از رسيدن او، گلها رو برداشته بود

1125
01:29:57,090 --> 01:30:01,064
پس تنها زماني كه ميتونست گلها رو ديده باشه، موقعي بود كه او قبلاً اينجا بوده

1126
01:30:01,064 --> 01:30:05,409
يعني وقتي اداي كورا گلاچيو رو در مياورده

1127
01:30:05,409 --> 01:30:07,498
!چقدر شما باهوشيد

1128
01:30:08,215 --> 01:30:11,358
اونو دار ميزنند؟-
نميدونم مادمازل-

1129
01:30:11,358 --> 01:30:14,457
ممكنه اونو در يك مؤسسه بستري كنند

1130
01:30:16,482 --> 01:30:18,401
دادگاه بايد تصميم بگيره

1131
01:30:28,635 --> 01:30:30,311
فكر كنم بايد برم

1132
01:30:32,271 --> 01:30:34,093
حداقل سعي خودمو ميكنم

1133
01:30:36,752 --> 01:30:39,355
فكر ميكنم اينطوري خيلي بهتره

1134
01:30:45,442 --> 01:30:47,464
چند وقت اونجا ميموني؟

1135
01:30:52,714 --> 01:30:54,364
نميدونم

1136
01:31:00,984 --> 01:31:02,272
خداحافظ گيلبرت

1137
01:31:03,822 --> 01:31:11,037
مرسي مادام. ممنون از مهمان ‌نوازيتون-
از همه چيز ممنونم آقاي پوارو-

1138
01:31:24,843 --> 01:31:31,767
خداحافظ عزيزم. زياد اونجا نمون-
خداحافظ هلن-
