﻿
3
00:00:23,680 --> 00:00:25,719
...و با كمال افتخار

4
00:00:25,720 --> 00:00:28,918
نويسنده ي برتر رمان هاي جنايي سال
رو بهتون معرفي ميكنم

5
00:00:28,919 --> 00:00:31,560
خانم آريادني اوليور

6
00:00:38,920 --> 00:00:40,958
مطمئنم اونو يادته

7
00:00:40,959 --> 00:00:42,999
"سليا ريونزكرافت"

8
00:00:43,000 --> 00:00:45,399
اون دختر خونده ات بود مگه نه ؟

9
00:00:46,360 --> 00:00:49,398
واقعا ؟
آدم خيلي از اينجور چيزا داره

10
00:00:49,399 --> 00:00:51,638
خانم اوليور ميشه بهم امضاء بديد ؟

11
00:00:51,639 --> 00:00:53,278
ممنون

12
00:00:53,279 --> 00:00:57,679
آهان اون سليا رو ميگي ! خيلي وقته نديدمش

13
00:00:57,680 --> 00:00:59,718
ممنون

14
00:00:59,719 --> 00:01:01,759
ميتونم يه چيزي رو بهت بگم ؟

15
00:01:01,760 --> 00:01:04,639
يه چيزي هست كه بايد بفهمم

16
00:01:04,640 --> 00:01:06,678
يك چيز با اهميت

17
00:01:06,679 --> 00:01:08,718
يه راز

18
00:01:08,719 --> 00:01:14,199
ميدوني سليا ريونز كرافت قصد داره
با پسرم دزموند ازدواج كنه

19
00:01:14,200 --> 00:01:17,638
اين كجاش رازه ؟ مگه دزموند مشكلي داره ؟

20
00:01:17,639 --> 00:01:19,999
نه دزموند هيچ مشكلي نداره

21
00:01:20,000 --> 00:01:22,039
نه

22
00:01:22,040 --> 00:01:24,638
نه فقط اينكه .... همه چي .... ناگهاني شده

23
00:01:24,639 --> 00:01:26,679
و بايد آدما رو شناخت

24
00:01:26,680 --> 00:01:30,679
خصوصاً آدمايي كه قراره وارد خانواده ات بشن

25
00:01:30,680 --> 00:01:33,959
خانم اوليور

26
00:01:33,960 --> 00:01:35,999
چيزي كه ميخوام بدونم اينه

27
00:01:36,000 --> 00:01:38,678
آيا پدر اون مادرش رو كشته ؟

28
00:01:38,679 --> 00:01:41,398
يا اينكه مادر اون پدرش رو كشته ؟

29
00:01:41,399 --> 00:01:44,119
ببخشيد درست نشنيدم چي گفتي ؟

30
00:01:44,120 --> 00:01:46,599
يادمه حدود 12 يا 13 سال قبل اتفاق افتاد

31
00:01:46,600 --> 00:01:49,038
اون زمان باعث هياهوي بسياري شد

32
00:01:49,039 --> 00:01:51,079
حتما تو هم يادته

33
00:01:51,080 --> 00:01:54,479
ژنرال و خانم ريونزكرافت

34
00:01:54,480 --> 00:01:56,639
البته كه يادم مياد فقط

35
00:01:56,640 --> 00:01:58,798
...چيزي كه ميشنيدم رو باورم نميشد خانم

36
00:01:58,799 --> 00:02:00,839
بورتون كاكس

37
00:02:00,840 --> 00:02:03,799
خانم بورتون كاكس از ملاقاتت خوشحال شدم

38
00:02:06,359 --> 00:02:08,399
ولي من بايد حقيقت رو بفهمم

39
00:02:08,400 --> 00:02:10,439
... ولي متوجه نميشم كه من چطوري ميتونم كمك

40
00:02:10,440 --> 00:02:13,638
از دختر خونده ات سليا بپرس

41
00:02:13,639 --> 00:02:15,278
خواهش ميكنم

42
00:02:15,279 --> 00:02:17,559
من توانايي همچين كاري رو تو خواب هم ندارم

43
00:03:21,760 --> 00:03:23,799
خارج كردنش از اون شوك كار غير ممكني بود

44
00:03:23,800 --> 00:03:27,518
حالا اون زن ازم ميخواد درموردش از سليا پرس و جو كنم

45
00:03:27,519 --> 00:03:29,519
به نظرت اون زن دنبال چيه ؟

46
00:03:30,919 --> 00:03:33,478
نميدونم -
نميدونم بايد چيكار كنم -

47
00:03:33,479 --> 00:03:36,360
شما اگه جاي من بودي چيكار ميكردي ؟

48
00:03:37,800 --> 00:03:40,118
سوال بسيار سختيه خانم

49
00:03:40,119 --> 00:03:44,038
من ميدونم كه هركول پوارو تحت هر شرايطي چطور عمل ميكنه

50
00:03:44,039 --> 00:03:46,799
ولي اينكه شما چيكار ميكني ... نميدونم

51
00:03:46,800 --> 00:03:48,838
اصلا اينو نميدونم

52
00:03:48,839 --> 00:03:50,839
لطفا منو ببخشيد

53
00:03:54,800 --> 00:03:56,839
هركول پوارو صحبت ميكنه

54
00:03:56,840 --> 00:03:58,840
اوه دكترِ عزيز

55
00:04:00,160 --> 00:04:02,239
... اگه كمكي از پوارو بر بياد

56
00:04:04,239 --> 00:04:06,279
فوراً مياد اونجا

57
00:04:06,280 --> 00:04:08,280
زود ميام

58
00:04:13,560 --> 00:04:16,159
جورج لطفا كت و كلاه من رو بيار

59
00:04:16,160 --> 00:04:18,198
بله قربان

60
00:04:18,199 --> 00:04:22,839
خانم يكي از دوستانم دكتر ويلوبي دچار مشكل شده

61
00:04:22,840 --> 00:04:26,078
لطفا منو ببخشيد -
ولي به سوالم جواب نداديد -

62
00:04:26,079 --> 00:04:28,800
با اون زنه بورتون كاكس چيكار بايد بكنم ؟

63
00:04:30,120 --> 00:04:32,238
كاري كه در موردش بايد انجام بدي

64
00:04:32,239 --> 00:04:34,798
...و من بسيار هم بهت توصيه ميكنم اينه

65
00:04:34,799 --> 00:04:36,800
هيچ كاري نكن
همين و بس

66
00:04:47,520 --> 00:04:49,520
مرسي

67
00:04:59,919 --> 00:05:01,958
اوه دوست من -
پوارو خدا رو شكر اومدي -

68
00:05:01,959 --> 00:05:04,359
خيلي متاسفم -
سلام پوارو -

69
00:05:04,360 --> 00:05:06,398
شنيدم كه قراره بياي

70
00:05:06,399 --> 00:05:09,198
اوه كاراگاه گروهبان بيل

71
00:05:09,199 --> 00:05:11,199
الان بازرس هستم

72
00:05:13,439 --> 00:05:15,799
هنوزم كار پزشكي ميكرده دكتر ويلوبي ؟

73
00:05:15,800 --> 00:05:17,838
چندين ساله كه تقريبا بازنشسته شده

74
00:05:17,839 --> 00:05:19,878
در واقع من موسسه رو اداره ميكنم

75
00:05:19,879 --> 00:05:23,438
ولي پدرم دفتر كارش رو نگه داشت
و به تحقيقاتش ادامه داد

76
00:05:23,439 --> 00:05:25,478
بيمار هم ويزيت ميكرد ؟

77
00:05:25,479 --> 00:05:27,800
نه مدت زيادي بود كسي رو درمان نكرده بود

78
00:05:43,679 --> 00:05:45,719
جسد همينطوري پيدا شده ؟

79
00:05:45,720 --> 00:05:47,720
بله

80
00:05:57,039 --> 00:05:59,078
به اندازه كافي ديدي ؟ -
بله -

81
00:05:59,079 --> 00:06:01,080
آب رو تخيله كنيد

82
00:06:02,280 --> 00:06:05,919
در كار شما چنين ابتكاري طبيعي ـه دكتر ؟

83
00:06:05,920 --> 00:06:08,899
آب درماني براي بهبود بيماري رواني

84
00:06:08,900 --> 00:06:11,878
در طول 20 سال گذشته امري عادي بوده بازرس

85
00:06:11,879 --> 00:06:15,038
البته من هرگز به موثر بودن اون معتقد نبودم

86
00:06:15,039 --> 00:06:19,119
ولي اون پدر بود و من پسر

87
00:06:19,120 --> 00:06:21,758
و پدر شما اين درمان رو به كار گرفت ؟

88
00:06:21,759 --> 00:06:24,119
اين اواخر ازش نااميد شده بود

89
00:06:24,120 --> 00:06:26,158
به اين نتيجه رسيد كه خطرناكه

90
00:06:26,159 --> 00:06:28,840
بنظر مياد اول يه ضربه به سرش خورده

91
00:06:35,959 --> 00:06:37,959
تو ديگه برو دكتر

92
00:06:39,720 --> 00:06:41,680
اميدوارم ناراحت نشيد كه

93
00:06:41,681 --> 00:06:43,639
من اول آقاي پوارو رو خبر كردم

94
00:06:43,640 --> 00:06:45,679
نه اصلا

95
00:06:45,680 --> 00:06:48,038
من و پوارو قبلا با هم كار كرديم

96
00:06:48,039 --> 00:06:50,339
اميدوارم ناراحت نشي اگه بپرسم

97
00:06:50,340 --> 00:06:52,639
كه ديشب كجا بودي

98
00:06:52,640 --> 00:06:55,719
حتما منظورتون اين نيست كه من يك مظنونم ؟

99
00:06:55,720 --> 00:06:57,759
فقط دارم كارم رو انجام ميدم آقا

100
00:06:57,760 --> 00:06:59,798
ولي اون پدر من بود

101
00:06:59,799 --> 00:07:03,320
دوست عزيز روال كار براي همه يكسان ـه

102
00:07:04,319 --> 00:07:06,320
ديشب خونه خوابيدي ؟

103
00:07:07,359 --> 00:07:09,399
نه

104
00:07:09,400 --> 00:07:11,919
نه همسرم به همراه بچه ها در كنت زندگي ميكنه

105
00:07:11,920 --> 00:07:15,238
اينكه اون وقت شب بخوام برم خونه كار سختي بود

106
00:07:15,239 --> 00:07:17,279
بنابراين يك آپارتمان در اينحا براي خودم نگه داشتم

107
00:07:17,280 --> 00:07:20,119
داخل همين موسسه ؟ -
طبقه بالا . جاي باشكوهي نيست -

108
00:07:20,120 --> 00:07:22,438
و ديشب همونجا موندي ؟

109
00:07:22,439 --> 00:07:24,439
بله

110
00:07:27,400 --> 00:07:29,400
لطفا منو ببخشيد

111
00:07:44,800 --> 00:07:47,358
ميدونستي كه پدرت هم داخل ساختمون ـه ؟

112
00:07:47,359 --> 00:07:49,398
نه اصلا خبر نداشتم

113
00:07:49,399 --> 00:07:52,758
ولي اون هميشه از اينكارا ميكنه ... يعني ميكرد

114
00:07:52,759 --> 00:07:55,558
دكتر ويلوبي حالتون خوبه ؟

115
00:07:55,559 --> 00:07:57,599
يه پليس جلوي در ديدم

116
00:07:57,600 --> 00:08:00,119
لطفا هول نشو ماري

117
00:08:00,120 --> 00:08:02,798
ايشون منشي من خانم مكدرموت ـه

118
00:08:02,799 --> 00:08:05,278
خانم -
اينا كي هستن ؟ -

119
00:08:05,279 --> 00:08:07,279
اينجا چه خبره ؟

120
00:08:14,319 --> 00:08:16,478
از ديدنتون خيلي خوشحالم خانم اوليور

121
00:08:16,479 --> 00:08:18,518
فكر كنم تو بايد منو آريادني صدا كني

122
00:08:18,519 --> 00:08:21,639
ممنون كه اومدي
گفتي همين حوالي كار ميكني ؟

123
00:08:21,640 --> 00:08:23,919
بله در دفتر وكيل -
واقعا ؟ -

124
00:08:23,920 --> 00:08:26,759
كلي حرف داريم كه با هم بزنيم
مگه نه سليا ؟

125
00:08:26,760 --> 00:08:28,798
آره

126
00:08:28,799 --> 00:08:31,839
حتما برات عجيب بوده كه من يه دفعه بهت زنگ زدم

127
00:08:31,840 --> 00:08:35,518
ميدونم كه مادر خونده ي وظيفه شناسي نبودم

128
00:08:35,519 --> 00:08:38,199
يادم نمياد كه به مراسم فارق التحصيليت اومده باشم

129
00:08:38,200 --> 00:08:40,838
منم يادم نيست كه مراسمي داشته باشم -
اوه عزيزم -

130
00:08:40,839 --> 00:08:43,259
ولي براي تولد 21 سالگيم يه چك فرستادي

131
00:08:43,260 --> 00:08:45,678
بايد بگم كه وظايفت رو كاملا انجام دادي

132
00:08:45,679 --> 00:08:49,119
عجيبه امروز صبح عكست رو توي روزنامه ديدم

133
00:08:49,120 --> 00:08:51,639
نويسنده جنايي برتر سال
و حالا داريم با هم چاي ميخوريم

134
00:08:51,640 --> 00:08:56,639
ميدوني يه زن امروز اومد پيش من

135
00:08:56,640 --> 00:09:00,758
و گفت : به گمونم شما يك دختر خونده
به نام سليا ريونزكرافت داريد

136
00:09:00,759 --> 00:09:02,799
اوه ، از دوستان من بود ؟

137
00:09:02,800 --> 00:09:05,100
يكي به اسم خانم بورتون كاكس
و گفت فكر ميكنه

138
00:09:05,101 --> 00:09:07,400
تو قراره به پسرش ازدواج كني

139
00:09:08,400 --> 00:09:10,439
اسمش داگلاس بود ؟ -
دزموند -

140
00:09:10,440 --> 00:09:13,078
آره دزموند
شغل دزموند چيه ؟

141
00:09:13,079 --> 00:09:15,119
نوازنده ي پيانو

142
00:09:15,120 --> 00:09:17,159
عاليه

143
00:09:17,160 --> 00:09:19,198
خوب پول در مياره  ؟ -
اوه نه -

144
00:09:19,199 --> 00:09:22,439
هنوز داره درس ميخونه
هر از گاهي يك تك نوازي ميگيره

145
00:09:22,440 --> 00:09:25,358
هنوز كلي كار داره تا نوازنده كامل پيانو بشه

146
00:09:25,359 --> 00:09:27,398
ببين ... نميدونم چي درموردش فكر ميكني

147
00:09:27,399 --> 00:09:30,039
ولي من به دزموند علاقه دارم همينطور اون به من

148
00:09:30,040 --> 00:09:32,479
ولي مادرش كلا يه چيز ديگه ست

149
00:09:32,480 --> 00:09:34,480
حالا چي ميخواست ؟

150
00:09:35,560 --> 00:09:38,439
فكر ميكرد چون تو فرزند خونده ي مني

151
00:09:38,440 --> 00:09:40,519
بتونم يه چيزي ازت بپرسم

152
00:09:42,360 --> 00:09:44,398
يه چيز بسيار حساس

153
00:09:44,399 --> 00:09:46,399
....چيزي كه گفت اين بود

154
00:09:47,759 --> 00:09:49,979
ميتوني بفهمي كه آيا پدر اون مادرش رو كشته

155
00:09:49,980 --> 00:09:52,199
يا مادرش پدره رو كشته ؟

156
00:09:52,200 --> 00:09:54,198
خداي من چطور جرات كرده ؟

157
00:09:54,199 --> 00:09:56,279
واقفعا همچين حرفي زد ؟ ! زنيكه عوضي

158
00:09:56,280 --> 00:09:58,839
فكر ميكرد من چيزي در اين مورد ميدونم

159
00:09:58,840 --> 00:10:02,318
ولي زمان اون حادثه من براي تور سخنراني رفته بودم آمريكا

160
00:10:02,319 --> 00:10:04,719
و تو اون موقع ... 14 سالت بود ؟

161
00:10:04,720 --> 00:10:06,759
12سالم بود

162
00:10:06,760 --> 00:10:09,279
من و مادرت دوستاي خوبي بوديم

163
00:10:09,280 --> 00:10:12,279
در پاريس فارغ التحصيل شديم

164
00:10:12,280 --> 00:10:14,360
بعدش من ازدواج كرديم و رفتم يه محلي

165
00:10:14,361 --> 00:10:16,439
اونم ازدواج كرد و رفت يه جاي ديگه

166
00:10:16,440 --> 00:10:18,679
بعد دولت پدرت رو يه جايي منصوب كرد

167
00:10:18,680 --> 00:10:20,719
رودژا" بود ؟" -
هند -

168
00:10:20,720 --> 00:10:23,118
ولي منو براي مدرسه به انگلستان فرستادن

169
00:10:23,119 --> 00:10:26,079
موقع تعطيلات من همراه يك خاواده در "سافولك" بودم

170
00:10:26,080 --> 00:10:29,599
بعد ديگه مامان و بابام رو نديدم تا وقتي كه
"منتقل شدن به "ايستبورن

171
00:10:29,600 --> 00:10:31,959
...ولي تو در ايستبورن نبودي وقتي اون اتفاق

172
00:10:31,960 --> 00:10:34,599
نه اون موقع من مدرسه بودم

173
00:10:36,160 --> 00:10:39,759
خودت چي ميتوني بهم بگي آريادني ؟

174
00:10:39,760 --> 00:10:42,998
از اون جريان هيچ اطلاعي داري ؟ -
نه عزيزم ندارم -

175
00:10:42,999 --> 00:10:45,119
فقط چيزي رو ميدونم كه توي روزنامه خوندم

176
00:10:45,120 --> 00:10:47,118
نه انگيزه اي بود

177
00:10:47,119 --> 00:10:50,478
نه اثري از درگيري و نه مدركي
مبني بر حمله از طرف يك شخص ديگه

178
00:10:50,479 --> 00:10:52,559
هيچكس چيزي نميدونه

179
00:10:52,560 --> 00:10:55,199
موضوع هم همينه . هيچكس نميدونه

180
00:10:55,200 --> 00:10:57,919
وقتي بچه بودم اين جريان رو ازم مخفي كردند

181
00:10:57,920 --> 00:10:59,920
ولي دائماً بهش فكر ميكنم

182
00:11:01,360 --> 00:11:04,439
خواهش ميكنم كشف كن چه اتفاقي افتاده

183
00:11:04,440 --> 00:11:06,919
نه براي خانم بورتون كاكس
به خاطر من

184
00:11:06,920 --> 00:11:08,958
من بايد بدونم

185
00:11:08,959 --> 00:11:10,998
بهم كمك ميكني آريادني ؟

186
00:11:10,999 --> 00:11:13,039
من بايد به سليا كمك كنم

187
00:11:13,040 --> 00:11:15,079
اون دختر حق داره واقعيت رو بدونه

188
00:11:15,080 --> 00:11:18,039
ولي نميدونم چيكار بايد بكنم

189
00:11:18,040 --> 00:11:21,598
چطور آدم ميتونه سال ها بعد از يك ماجرا ، ازش چيزي بفهمه ؟

190
00:11:21,599 --> 00:11:24,520
ميدونم سرت شلوغه پوارو
ولي ميشه بهم كمك كني ؟

191
00:11:26,119 --> 00:11:28,159
متاسفم خانم

192
00:11:28,160 --> 00:11:31,240
من يك پرونده بسيار مهم دارم كه بايد بهش رسيدگي كنم

193
00:11:33,399 --> 00:11:36,198
جريان ريونزكرافت مربوط به گذشته ست

194
00:11:36,199 --> 00:11:38,599
و پوارو بايد در زمان حال باقي بمونه

195
00:11:38,600 --> 00:11:40,599
فقط يه لحظه از وقتت رو به من بده

196
00:11:42,200 --> 00:11:45,398
دوست من مارگارت ريونزكرافت به طرز فجيعي مرد

197
00:11:45,399 --> 00:11:47,479
بايد بفهمم چرا

198
00:11:47,480 --> 00:11:49,480
چيكار بايد بكنم ؟

199
00:11:50,679 --> 00:11:52,718
بسيار خب

200
00:11:52,719 --> 00:11:55,159
شما قبلا چي به من گفتيد خانم ؟

201
00:11:56,599 --> 00:11:59,399
زن و شوهري كه قبلا هرگز با هم مشاجره نكرده بودن
زندگي كاملا آرومي داشتن

202
00:11:59,400 --> 00:12:02,198
كي تا حالا همچين چيزي به گوشش خورده ؟

203
00:12:02,199 --> 00:12:05,278
يه انگيزه وجود داشته
هميشه انگيزه وجود داره

204
00:12:05,279 --> 00:12:08,918
و اگه پليس در اون زمان نتونسته اونو كشف كنه

205
00:12:08,919 --> 00:12:11,279
... پس حتما اون انگيزه
...چي بهش ميگيد

206
00:12:11,280 --> 00:12:13,319
غير عادي ـه

207
00:12:13,320 --> 00:12:15,398
جواب اين سوال در گذشته نهفته ست

208
00:12:15,399 --> 00:12:18,000
بايد گذشته رو كاوش كنيد

209
00:12:20,119 --> 00:12:22,358
گفتي اونا نزديك ايستبورن زندگي ميكردند ؟

210
00:12:22,359 --> 00:12:24,199
اونجا آشنا داري ؟

211
00:12:24,200 --> 00:12:26,719
پس برو ! همين حالا شروع كن

212
00:12:26,720 --> 00:12:30,000
بگرد و از كسي سوال بپرس كه از همه چي خبر داره

213
00:12:31,120 --> 00:12:33,759
اوه متوجه شدم
حتما يكي يه چيزي يادش مياد

214
00:12:33,760 --> 00:12:35,959
يك نفر هميشه هست كه يه چيزي بدونه

215
00:12:35,960 --> 00:12:37,998
منظورت فيل ها ست

216
00:12:37,999 --> 00:12:41,438
ببخشيد ديشب سر شام ياد فيل ها افتادم

217
00:12:41,439 --> 00:12:43,479
ميشه بپرسم چرا ؟

218
00:12:43,480 --> 00:12:45,999
چون كيك ميوه دار توي دندونم گير كرده بود

219
00:12:46,000 --> 00:12:50,318
فهميدم حتما يه منطقي هست كه اينا رو بهم ربط ميده

220
00:12:50,319 --> 00:12:53,599
كيك ميوه اي ، دندون مصنوعي

221
00:12:53,600 --> 00:12:55,638
عاج ، فيل ها

222
00:12:55,639 --> 00:12:57,678
بايد فيل ها رو پيدا كنم

223
00:12:57,679 --> 00:12:59,680
فيل ها يادشون ميمونه

224
00:13:08,082 --> 00:13:10,921
پس برو ! از كسي سوال كن كه

225
00:13:10,922 --> 00:13:12,961
از همه چيز خبر داره

226
00:13:12,962 --> 00:13:17,601
اگه قرار بود بگم احتمال كدومش بيشتره
پدرم رو انتخاب ميكردم

227
00:13:17,602 --> 00:13:20,721
بيشتر احتمالش هست كه مردها
به ديگران شليك كنن مگه نه ؟

228
00:13:20,722 --> 00:13:23,361
فكر نكنم مادرم از اسلحه استفاده ميكرد

229
00:13:35,642 --> 00:13:38,081
وقتي اين اتفاق افتاد ديگه چه كسي توي خونه بود ؟

230
00:13:38,082 --> 00:13:41,641
يه پيرزن سرايدار
كه نيمه كور و كر بود

231
00:13:41,642 --> 00:13:43,681
بعضي وقتا عمه ام ميومد

232
00:13:43,682 --> 00:13:46,241
و يه دختر خارجي هم بود
يه خدمتكار

233
00:13:46,242 --> 00:13:48,481
وقتي بچه بودم اون پرستارم بود

234
00:13:48,482 --> 00:13:51,282
وقتي مامانم حالش خوب نبود براي كمك بهش برگشت

235
00:14:00,722 --> 00:14:02,761
!آريادني

236
00:14:02,762 --> 00:14:04,762
! خداي من

237
00:14:06,042 --> 00:14:08,042
بيا تو -
ممنون -

238
00:14:09,242 --> 00:14:13,081
آخرين ديدار ما كي بود ؟ عروسي "لوولين" مگه نه ؟

239
00:14:13,082 --> 00:14:16,921
قيافه ساقدوش هاي عروس مثل زردآلو شده بود

240
00:14:16,922 --> 00:14:18,961
جالبه كه آدم چه چيزايي يادش ميمونه

241
00:14:18,962 --> 00:14:21,001
ساقدوش هاي عروس

242
00:14:21,002 --> 00:14:23,041
اسب هاي اخته

243
00:14:23,042 --> 00:14:25,081
سگ ها

244
00:14:25,082 --> 00:14:28,641
بقيه چيزها فراموش ميشن -
ديروز دختر خونده ام رو ديدم -

245
00:14:28,642 --> 00:14:31,801
سليا ريونزكرافت
تو خانواده ريونزكرافت رو يادته ؟

246
00:14:31,802 --> 00:14:33,841
خانواده ريونزكرافت ؟

247
00:14:33,842 --> 00:14:37,841
يه دقيقه وايسا . همونايي كه
اون اتفاق ناراحت كننده براشون افتاد ؟

248
00:14:37,842 --> 00:14:41,081
آره زياد از اينجا هم دور نبود -
من زماني كه در "سوسكس" بودن اونا رو نشناختم -

249
00:14:41,082 --> 00:14:43,961
اونا رو از "آرميتسار" ميشناختم

250
00:14:43,962 --> 00:14:46,761
زنش قديما كلاه گيس ميگذاشت
يادته ؟

251
00:14:46,762 --> 00:14:48,801
كي ؟ مارگارت ؟ -
! آره -

252
00:14:48,802 --> 00:14:50,841
كلاه گيس داشت

253
00:14:50,842 --> 00:14:54,561
نميدونم كه سرطان باعث كچل شدنش بود يا نه

254
00:14:54,562 --> 00:14:56,601
داشت منو هم قانع ميكرد كلاه گيس بگيرم

255
00:14:56,602 --> 00:14:58,962
در آرميتسار همچين كاري احمقانه بود

256
00:15:00,962 --> 00:15:03,001
اتفاق وحشتناكي بود

257
00:15:03,002 --> 00:15:05,561
موقعي كه بهشون تيراندازي شد من آمريكا بودم

258
00:15:05,562 --> 00:15:09,601
تور سخنراني -
تو خيلي امروزي هستي آريادني -

259
00:15:09,602 --> 00:15:13,642
هيچكس ديگه از رفيقاي من توي كار سخنراني نبوده

260
00:15:15,482 --> 00:15:17,682
اونا از خونه رفتن بيرون كه قدم بزنن

261
00:15:20,402 --> 00:15:22,682
براي شام برنگشتن خونه

262
00:15:24,402 --> 00:15:26,441
بعد يه نفر جسدشون رو پيدا كرد

263
00:15:26,442 --> 00:15:29,481
هفت تير كنار جسدشون افتاده بود

264
00:15:29,482 --> 00:15:32,521
بيچاره سگ ـشون كه شاهد ماجرا بوده

265
00:15:32,522 --> 00:15:34,561
اصلا براي حيوون خوب نيست

266
00:15:34,562 --> 00:15:38,601
اونا توي خونه هفت تير نگه ميداشتن ؟ -
آره اسلحه نظامي بود -

267
00:15:38,602 --> 00:15:40,641
به خاطر ترس از بومي ها

268
00:15:40,642 --> 00:15:42,642
توي سوسكس معمولا مشكل ساز نميشن

269
00:15:46,482 --> 00:15:50,282
هر كسي در زندگيش مشكلات عميقي داره

270
00:15:52,042 --> 00:15:54,241
اون زن هميشه عصبي بود -
واقعا ؟ -

271
00:15:54,242 --> 00:15:57,961
خيلي عصبي بود
و اصلا از هند خوشش نميومد

272
00:15:57,962 --> 00:16:00,001
دختر عجيبي بود

273
00:16:00,002 --> 00:16:02,761
حتما شايعات رو شنيدي

274
00:16:02,762 --> 00:16:05,041
كدوم شايعات جوليا ؟

275
00:16:05,042 --> 00:16:09,001
آقاي ريونزكرافت داشت زندي نامه اش رو مينوشت
اون زنه هم براش تايپ ميكرد

276
00:16:09,002 --> 00:16:11,481
كي ؟ مارگارت ؟ -
! نه -

277
00:16:11,482 --> 00:16:13,482
اون دختر فرانسوي رو ميگم

278
00:16:15,282 --> 00:16:17,841
اون خيلي جوان بود و اهل فرانسه

279
00:16:17,842 --> 00:16:19,842
پشت سرشون حرف بود

280
00:16:21,202 --> 00:16:23,282
ملت ميگفتن ممكنه خودش زنش رو كشته باشه

281
00:16:23,283 --> 00:16:25,361
چون ميخواسته با اون دختره ازدواج كنه

282
00:16:25,362 --> 00:16:27,881
پس چرا به خودش هم شليك كرده ؟ -
! نكته ي خوبيه -

283
00:16:27,882 --> 00:16:30,881
من هميشه فكر ميكردم مساله به مارگارت مربوط ميشده

284
00:16:30,882 --> 00:16:33,721
احتمالش هست پاي يه مرد ديگه وسط بوده

285
00:16:33,722 --> 00:16:36,201
چرا همچين فكري ميكني ؟ -
به خاطر كلاه گيس -

286
00:16:36,202 --> 00:16:39,121
كشش جنسي براي جذب ديگران

287
00:16:39,122 --> 00:16:42,041
ولي تو كه گفتي كلاه گيس ميگذاشت چون كچل بود

288
00:16:42,042 --> 00:16:44,161
آره ولي خوشگل هم بود

289
00:16:44,162 --> 00:16:46,201
اون پاها

290
00:16:46,202 --> 00:16:49,041
و من مطمئنم يكي از اونا
با شخص سومي رابطه عشقي داشته

291
00:16:49,042 --> 00:16:52,041
در اين منطقه از كشور

292
00:16:52,042 --> 00:16:55,042
آدما يا شكارچي اند يا با يكي رابطه دارن

293
00:16:58,482 --> 00:17:01,841
اين همون اصظلاحي ـه كه فرانسوي ها بهش ميگن
"غافلگيري در حمام"

294
00:17:01,842 --> 00:17:03,881
به نظرم منم غافلگير كننده ست

295
00:17:03,882 --> 00:17:06,641
آب گرم بعد از آب سرد مياد درسته ؟

296
00:17:06,642 --> 00:17:09,201
بله ابتدا با آب گرم داغ ميكنن بعد با آب سرد خنك ميكنند

297
00:17:09,202 --> 00:17:12,521
هدف اينه كه به سيستم بدن به طور جداگونه شوك وارد كنن

298
00:17:12,522 --> 00:17:17,361
و اغلب براي تركيب شوك درماني الكتريكي به كار ميره

299
00:17:17,362 --> 00:17:19,362
خداي من

300
00:17:20,842 --> 00:17:22,881
خدا رو شكر كه بيمار رواني نيستم

301
00:17:22,882 --> 00:17:24,802
همه ما بايد شكرگزار باشيم دوست من

302
00:17:24,803 --> 00:17:26,721
كه عقلمون سر جاش ـه

303
00:17:26,722 --> 00:17:28,761
براي بعضي ها حتي بيشتر از بقيه

304
00:17:28,762 --> 00:17:31,001
ولي سوال اينجاست

305
00:17:31,002 --> 00:17:35,361
كي پروفسور رو براي درمان به اينجا اورده ؟

306
00:17:35,362 --> 00:17:38,082
نگهبان شب گفت كه در به زور باز نشده

307
00:17:39,402 --> 00:17:41,441
هيچ كليدي گم نشده ؟ -
نه -

308
00:17:41,442 --> 00:17:43,442
همه چي سر جاشه

309
00:17:44,362 --> 00:17:47,001
بدون اثر انگشت -
دكتر ويلوبي چي ؟ -

310
00:17:47,002 --> 00:17:49,041
اون مرد شوكه شده

311
00:17:49,042 --> 00:17:52,001
بهش گفتم بگرده كنت
بعدا هم ميتونم ازش بازجويي كنم

312
00:17:52,002 --> 00:17:54,041
اوه ... سلام

313
00:17:54,042 --> 00:17:56,561
ميشه بيام داخل ؟ -
نه خلاف قوانين ـه -

314
00:17:56,562 --> 00:17:58,601
نه نه خانم اصلا مشكلي نيست

315
00:17:58,602 --> 00:18:00,481
مشكلي پيش اومده ؟

316
00:18:00,482 --> 00:18:02,521
هان ؟

317
00:18:02,522 --> 00:18:04,561
نه

318
00:18:04,562 --> 00:18:06,601
قبلا هيچوقت نيومدم اين پائين

319
00:18:06,602 --> 00:18:08,602
ترسناكه ، مگه نه ؟

320
00:18:10,082 --> 00:18:13,682
كتري رو گذاشتم جوش بياد
اگه آقايون چاي ميل داريد بفرماييد

321
00:18:15,522 --> 00:18:18,441
همين محل زندگي ميكنيد خانم مكدرموت ؟ -
بله خيابان جيمز -

322
00:18:18,442 --> 00:18:20,481
پياده 10 دقيقه راهه

323
00:18:20,482 --> 00:18:24,201
شبي كه پروفسور ويلوبي كشته شد هم
پياده رفتيد خونه ؟

324
00:18:24,202 --> 00:18:26,041
بله

325
00:18:26,042 --> 00:18:28,081
تنها زندگي ميكنيد ؟ -
نه -

326
00:18:28,082 --> 00:18:30,401
با چند تا دختر ديگه يه آپارتمان شريكي داريم

327
00:18:30,402 --> 00:18:33,241
كسي هست كه تاييد كنه
شما تمام شب خونه بوديد ؟

328
00:18:33,242 --> 00:18:36,361
من كه يادم نمياد گفته باشم تمام شب خونه بودم

329
00:18:36,362 --> 00:18:39,721
ميشه بپرسم شما اصالتاً اهل كجا هستيد ؟

330
00:18:39,722 --> 00:18:41,761
بوستون

331
00:18:41,762 --> 00:18:43,921
ولي هميشه دلم ميخواست بيام لندن

332
00:18:43,922 --> 00:18:46,841
گمونم اومدم براي يه مدتي اينجا زندگي كنم

333
00:18:46,842 --> 00:18:49,761
و همون كاري رو بكنم كه انگيسي ها ميكنن

334
00:18:49,762 --> 00:18:53,601
كه البته منظورم به قتل رسوندن
پروفسور روان شناسي نيست

335
00:18:53,602 --> 00:18:56,721
پس به نظر شما يك انگليسي اين قتل رو مرتكب شده ؟

336
00:18:56,722 --> 00:18:59,081
فكر كنم احتمالش زياد باشه
مگه نه ؟

337
00:18:59,082 --> 00:19:01,641
تا چه حد پروفسور ويلوبي رو ميشناختيد ؟

338
00:19:01,642 --> 00:19:03,681
اصلا اونو نميشناختم

339
00:19:03,682 --> 00:19:07,321
پس نميدونيد روي چه پروژه اي كار ميكرد

340
00:19:07,322 --> 00:19:11,361
من يك منشي قسمت بايگاني ام
هيچي در مورد روانشناسي نميدونم

341
00:19:11,762 --> 00:19:13,801
پرونده ها رو به ترتيب حروف الفبا مرتب ميكنم

342
00:19:13,802 --> 00:19:18,401
تلفن جواب ميدم و چاي درست ميكنم

343
00:19:18,402 --> 00:19:21,241
لطفا برگرديم به شبي كه قتل رخ داد

344
00:19:21,242 --> 00:19:23,601
چه ساعتي محل كار رو ترك كرديد ؟

345
00:19:23,602 --> 00:19:26,401
مثل هميشه حدود 5:30

346
00:19:26,402 --> 00:19:28,441
بعد كجا رفتيد ؟

347
00:19:28,442 --> 00:19:30,481
رفتم خونه

348
00:19:30,482 --> 00:19:32,482
ولي الان گفتيد كه نرفتيد خونه

349
00:19:34,482 --> 00:19:36,521
فكر نكنم

350
00:19:36,522 --> 00:19:38,561
اين تحقيقات قتل ـه خانم

351
00:19:38,562 --> 00:19:40,601
آره

352
00:19:40,602 --> 00:19:42,641
درسته ببخشيد

353
00:19:42,642 --> 00:19:45,281
خب ... رفتم خونه

354
00:19:45,282 --> 00:19:47,282
ديدم بقيه دخترا نيستن

355
00:19:48,442 --> 00:19:50,481
ماهي ساردين رو گرم كردم

356
00:19:50,482 --> 00:19:52,522
بعدش رفتم خوابيدم

357
00:19:54,682 --> 00:19:56,882
پس كسي نيست داستان شما رو تاييد كنه

358
00:19:58,362 --> 00:20:00,001
گمونم نه

359
00:20:00,002 --> 00:20:01,782
عجيبه چون دكتر ويلوبي هم

360
00:20:01,783 --> 00:20:03,561
براي شب جنايت هيچ شاهدي نداره

361
00:20:03,562 --> 00:20:06,441
... نداره ؟ ولي قطعاً همسرش

362
00:20:06,442 --> 00:20:08,881
اون گفت شب رو اينجا در آپارتمانش سپري كرده

363
00:20:08,882 --> 00:20:10,921
اوه

364
00:20:10,922 --> 00:20:12,961
متوجه ام

365
00:20:12,962 --> 00:20:15,001
اينو نميدونستم

366
00:20:15,002 --> 00:20:17,002
تصور كردم رفته خونه

367
00:20:28,602 --> 00:20:31,521
آيا پرستار "ماچام" ...منظورم خانم ماچام ـه
انيجا زندگي ميكنه ؟

368
00:20:31,522 --> 00:20:35,681
بگم كي اومده ؟-
بگو خانم آريادني -

369
00:20:35,682 --> 00:20:37,682
بفرماييد داخل خانم -
ممنون -

370
00:20:39,562 --> 00:20:42,841
اوه حتما كلي سال گذشته

371
00:20:42,842 --> 00:20:44,881
بله همينطوره پرستار

372
00:20:44,882 --> 00:20:47,361
چقدر عكس داري

373
00:20:47,362 --> 00:20:49,401
آره زياد دارم
مگه نه ؟

374
00:20:49,402 --> 00:20:52,401
همه ي دختر و پسراي كوچيك ام

375
00:20:52,402 --> 00:20:54,441
من به همه جاي دنيا رفتم

376
00:20:54,442 --> 00:20:56,481
ميدونم پرستار

377
00:20:56,482 --> 00:20:58,521
كجاها رفتي ؟ هند ؟

378
00:20:58,522 --> 00:21:01,881
شيملا ، هنگ كنگ ، مصر

379
00:21:01,882 --> 00:21:04,561
"منم يه بار رفتم "پانجاب

380
00:21:04,562 --> 00:21:06,921
20سال قبل

381
00:21:06,922 --> 00:21:09,161
تو همراه خانواده ريونزكرافت بودي ؟

382
00:21:09,162 --> 00:21:11,201
خدمات خانوادگي

383
00:21:11,202 --> 00:21:13,361
مراقب بچه هاي اونا هم بودي ؟ -
نه -

384
00:21:13,362 --> 00:21:16,401
من نبودم . اون موقع پيش خانواده "بارنابي" بودم

385
00:21:16,402 --> 00:21:18,481
چاي تون رو آوردم خانم ماچام

386
00:21:18,482 --> 00:21:20,521
ممنون عزيزم

387
00:21:20,522 --> 00:21:23,721
البته خانواده ريونزكرافت رو ميشناختم

388
00:21:23,722 --> 00:21:26,241
چون اونا با خانواده بارنابي دوست بودند

389
00:21:26,242 --> 00:21:29,282
واقعا ؟
بله . همينطور خانواده ي بورتون كاكس

390
00:21:31,442 --> 00:21:34,241
من انجامش ميدم -
من ميرم سراغ شستن لباس ها -

391
00:21:34,242 --> 00:21:36,281
ممنون عزيزم

392
00:21:36,282 --> 00:21:38,282
تو كمك بزرگي هستي

393
00:21:40,402 --> 00:21:42,441
گفتي خانواده بورتون كاكس ؟

394
00:21:42,442 --> 00:21:46,281
شايدم اسمشون كارتن فاكس بود

395
00:21:46,282 --> 00:21:49,681
ميدوني كه منظورم چيه اونا دوستاي خوبي بودند

396
00:21:49,682 --> 00:21:52,681
همه اونجا دوستانه برخورد ميكردند

397
00:21:52,682 --> 00:21:55,722
...وقتي رفتي اونجا فرصتي

398
00:21:55,723 --> 00:21:58,761
پيش نيومد ريونزكرافت ها رو ببيني ؟

399
00:21:58,762 --> 00:22:00,801
نه نديدم

400
00:22:00,802 --> 00:22:02,841
اونا چه جور آدمايي بودند ؟

401
00:22:02,842 --> 00:22:04,842
... خب

402
00:22:06,122 --> 00:22:08,161
اونا يه مشكلي داشتند

403
00:22:08,162 --> 00:22:10,201
چه مشكلي پرستار ؟

404
00:22:10,202 --> 00:22:12,241
يه اتفاق وحشتناك افتاد

405
00:22:12,242 --> 00:22:14,242
واقعا ؟

406
00:22:18,242 --> 00:22:20,281
من شنيدم اونا زوج خوبي بودند

407
00:22:20,282 --> 00:22:23,561
اوه بله اونا زوج خوبي بودن

408
00:22:23,562 --> 00:22:25,601
و شوكه كننده بود

409
00:22:25,602 --> 00:22:28,881
اونا ميگفتن كه زنه خيلي احساساتي بوده

410
00:22:28,882 --> 00:22:34,882
بعد داستان اون بچه توي رودخونه اومد وسط

411
00:22:36,642 --> 00:22:39,001
بچه رو از توي جاش برداشت

412
00:22:39,002 --> 00:22:41,441
و اونو انداخت توي رودخونه

413
00:22:41,442 --> 00:22:44,842
انداختش توي رودخونه

414
00:22:47,642 --> 00:22:50,881
مشكلي كه در آرميستار پيش اومد
چي بود پرستار ؟

415
00:22:50,882 --> 00:22:54,961
خب اون زن دچار بيماري رواني شده بود

416
00:22:54,962 --> 00:22:57,042
بعد آزادش كردن بياد بيرون

417
00:22:58,042 --> 00:23:00,081
همه چي دوباره اتفاق افتاد

418
00:23:00,082 --> 00:23:02,121
چه اتفاقي ؟

419
00:23:02,122 --> 00:23:05,041
بهش اجازه دادن اونا رو برگردونه
پسره و دختره رو

420
00:23:05,042 --> 00:23:07,081
اين دفعه نوبت پسره بود

421
00:23:07,082 --> 00:23:09,801
البته ما همه ميدونستيم كار خود زنه ست

422
00:23:09,802 --> 00:23:11,841
كي رو ميگي پرستار ؟

423
00:23:11,842 --> 00:23:13,842
خب كار هر كدومشون ممكن بود باشه

424
00:23:15,082 --> 00:23:17,082
خيلي خوشحالم دوباره ميبينمت

425
00:23:18,362 --> 00:23:23,321
تو رو يادمه موقعي كه چكمه هاي كوچولو داشتي

426
00:23:23,322 --> 00:23:26,082
تو تمام راه دنبالم ميومدي

427
00:23:29,642 --> 00:23:31,681
... اونا

428
00:23:31,682 --> 00:23:34,321
اونا از يه صخره پرت شدند پايين

429
00:23:34,322 --> 00:23:36,361
مگه نه ؟

430
00:23:36,362 --> 00:23:39,201
يا يه همچين چيزي

431
00:23:39,202 --> 00:23:41,722
آره يه همچين چيزي

432
00:23:46,922 --> 00:23:48,922
پرستار ؟

433
00:23:55,242 --> 00:23:57,281
خانم "باكل" اون خوابش برد

434
00:23:57,282 --> 00:23:59,441
... شايد بتوني -
اوه اون عاشق چرت زدنه -

435
00:23:59,442 --> 00:24:01,481
بزارش به عهده ي من -
ممنون -

436
00:24:01,482 --> 00:24:04,521
راستي خانم ... داشتيد در مورد ژنرال
و همسرش سوال ميكرديد ؟

437
00:24:04,522 --> 00:24:07,441
آره اونا رو ميشناختي ؟ -
قبلا براشون كار ميكردم -

438
00:24:07,442 --> 00:24:09,081
... سه شنبه ها ميرفتم خونه اونا

439
00:24:09,082 --> 00:24:12,441
ميشه رك و پوست كننده يه چيزي ازت بپرسم
خيلي روز طولاني داشتم

440
00:24:12,442 --> 00:24:15,401
به نظرت اونا خودكشي كردن ؟ -
نه ممكن نيست -

441
00:24:15,402 --> 00:24:17,422
اونا خوشبخت بودن
همسرش آدم جذابي بود

442
00:24:17,423 --> 00:24:19,441
و هميشه زيبا و آراسته

443
00:24:19,442 --> 00:24:21,681
شنيدم كلاه گيس ميگذاشته

444
00:24:21,682 --> 00:24:23,841
آره اون چند تا كلاه گيس داشت -
چند تا ؟ -

445
00:24:23,842 --> 00:24:27,601
چهار تا . خيلي هم گرون بودند
يكي شون بور ، يكي ديگه حلقه هاي خاكستري داشت

446
00:24:27,602 --> 00:24:29,522
يادمه اونا رو ميفرستاد لندن

447
00:24:29,523 --> 00:24:31,441
تا دوباره درستشون كنن
"يه جايي به اسم "يوژين

448
00:24:31,442 --> 00:24:33,171
اوضاع جسميش ضعيف بود ؟ -
آره -

449
00:24:33,182 --> 00:24:34,942
نميدونم چه مشكلي داشت

450
00:24:34,943 --> 00:24:36,701
ولي مجبور شده بود عمل جراحي انجام بده

451
00:24:36,702 --> 00:24:39,541
رفته بود خيابان هارلي
زماني كه برگشت حالش بهتر شده بود

452
00:24:39,542 --> 00:24:41,701
ژنرال چي ؟ -
يه مقدار مشكل قلبي داشت -

453
00:24:41,702 --> 00:24:43,821
ولي قرص هاش رو ميخورد و حالش خوب بود

454
00:24:43,822 --> 00:24:46,341
وقتي خواهرش براي ديدنش اومده بود خيلي خوشحال بود

455
00:24:46,342 --> 00:24:48,901
خواهر ؟ خواهرِ كي ؟ -
خانم ريونزكرافت -

456
00:24:48,902 --> 00:24:50,902
من نميدونستم اون خواهر داشته

457
00:25:07,902 --> 00:25:10,622
درك ميكنم كه شما الان عزادار هستيد
... ولي

458
00:25:12,542 --> 00:25:15,061
شما گفتيد پروفسور ويلوبي بازنشست شده بود ؟

459
00:25:15,062 --> 00:25:17,101
من گفتم تا حدي بازنشسته

460
00:25:17,102 --> 00:25:19,341
يعني هر روز به موسسه ميومد ؟

461
00:25:19,342 --> 00:25:23,181
پدر جدول زماني خاص خودش رو داشت
كه بنظر من بسيار نامنظم بود

462
00:25:23,182 --> 00:25:25,821
اگه دلش ميخواد تمام شب رو كار ميكرد
و كل روز رو ميخوابيد

463
00:25:25,822 --> 00:25:27,461
متاهل بود ؟

464
00:25:27,462 --> 00:25:29,621
مادرم چند سال پيش فوت كرد

465
00:25:29,622 --> 00:25:32,301
دوباره ازدواج نكرد ؟ بعضي آقايون اينكارو ميكنن -
نه -

466
00:25:32,302 --> 00:25:34,341
نه ديگه ازدواج نكرد

467
00:25:34,342 --> 00:25:36,901
حالا موسسه ويلوبي به شما ميرسه ؟

468
00:25:36,902 --> 00:25:38,901
نه اصلا . اونجا توسط يه گروه سهامدار اداره ميشه

469
00:25:38,902 --> 00:25:40,981
من هم يكي از اونام

470
00:25:40,982 --> 00:25:44,322
...آيا كسي رو ميشناسيد كه هرگونه

471
00:25:44,323 --> 00:25:47,661
كينه يا دشمني در حيطه كاري يا غيره

472
00:25:47,662 --> 00:25:49,981
نسبت به پدرتون داشته باشه ؟

473
00:25:49,982 --> 00:25:52,101
پدر من فرد بسيار قابل احترامي بود

474
00:25:52,102 --> 00:25:54,181
و شما ديشب به من گفتيد كه

475
00:25:54,182 --> 00:25:56,762
پدرتون از سال ها قبل

476
00:25:56,763 --> 00:25:59,341
آزمايشات مربوط به آب درماني رو كنار گذاشته

477
00:25:59,342 --> 00:26:00,981
بله درسته

478
00:26:00,982 --> 00:26:04,021
و خود شما هم از اين تكنيك استفاده نميكنيد ؟ -
نه -

479
00:26:04,022 --> 00:26:06,061
من با بيمارام صحبت ميكنم

480
00:26:06,062 --> 00:26:08,981
و داروهاي مناسب براشون تجويز ميكنم

481
00:26:08,982 --> 00:26:11,862
ببينيد تا جايي كه يادمه

482
00:26:11,863 --> 00:26:14,741
اتاق آب درماني بلا استفاده رها شده بود

483
00:26:14,742 --> 00:26:16,981
ولي قاتل ميدونسته چطور ازش استفاده كنه

484
00:26:16,982 --> 00:26:19,181
اينطور به نظر مياد

485
00:26:19,182 --> 00:26:21,901
فكر كنم شما هم طرز استفاده از اونجا رو بلديد مگه نه ؟

486
00:26:25,742 --> 00:26:27,741
فكر كردم شايد چاي ميل داشه باشيد

487
00:26:27,742 --> 00:26:29,821
ممنون ژاكلين

488
00:26:29,822 --> 00:26:32,181
خانم ويلوبي خونه بسيار قشنگي داريد

489
00:26:32,182 --> 00:26:33,181
ممنون

490
00:26:33,182 --> 00:26:36,741
شنيدم يه آپارتمان كوچك هم در موسسه داريد

491
00:26:36,742 --> 00:26:38,741
اونجا مال من نيست
مال شوهرمه

492
00:26:38,742 --> 00:26:40,782
خودم زياد نرفتم اونجا

493
00:26:43,742 --> 00:26:45,782
خب

494
00:26:47,302 --> 00:26:49,302
شكر ؟

495
00:26:50,902 --> 00:26:54,381
حتما يك فرد بسيار قوي يا بيش از يك نفر

496
00:26:54,382 --> 00:26:57,582
پروفسور رو وارد محفظه آب درماني كردن

497
00:26:59,822 --> 00:27:02,181
يا اينكه خودش داوطلبانه وارد اون شده

498
00:27:02,182 --> 00:27:04,182
چرا بايد همچين كاري كنه ؟

499
00:27:05,622 --> 00:27:07,661
نميدونم

500
00:27:07,662 --> 00:27:09,922
ولي به نظر مياد كه يك نفر

501
00:27:09,923 --> 00:27:12,181
مقدار كمي از داروي خودش رو بهش داده

502
00:27:12,182 --> 00:27:16,021
دارويي كه نزديك به 20 سال بود كه مصرف نميكرد

503
00:27:16,022 --> 00:27:18,622
فكر ميكني كار يك بيمار ناراضي بوده ؟

504
00:27:19,702 --> 00:27:21,702
ممكنه

505
00:27:25,502 --> 00:27:30,502
ترجمه و زيرنويس از مجتبي

506
00:27:31,822 --> 00:27:33,861
سليا عزيزم ما داريم تمرين ميكنيم

507
00:27:33,862 --> 00:27:35,901
بايد حرف بزنيم

508
00:27:35,902 --> 00:27:39,302
من فقط يك ساعت ديگه اينجا كار دارم
ميشه بعداً برگردي ؟

509
00:27:44,862 --> 00:27:46,901
سلام
شما بازرس بيل هستيد مگه نه ؟

510
00:27:46,902 --> 00:27:49,221
شب بخير خانم اوليور حالتون خوبه ؟

511
00:27:49,222 --> 00:27:51,382
شديداً خسته ام
تمام روز رو صرف

512
00:27:51,383 --> 00:27:53,541
رانندگي در سوسكس و تعقيب فيل ها كردم

513
00:27:53,542 --> 00:27:55,981
آره درسته ... موفق باشيد

514
00:27:55,982 --> 00:27:58,421
نه نه حتما اشتباه متوجه شديد

515
00:27:58,422 --> 00:28:01,541
منظورم خود فيل نيست
آدمايي رو ميگم كه مثل فيل ميمونند

516
00:28:01,542 --> 00:28:03,502
سعي دارم بفهمم چه كسي

517
00:28:03,503 --> 00:28:05,461
چيزي درباره پرونده ريونز كرافت يادشه

518
00:28:05,462 --> 00:28:08,101
ايستبورن . زوجي كه بالاي صخره مردند

519
00:28:08,102 --> 00:28:10,221
پرونده عجيبي بود -
هنوزم هست -

520
00:28:10,222 --> 00:28:12,261
من افسر تحقيق اون پرونده رو ميشناسم

521
00:28:12,262 --> 00:28:14,621
بيل گرووي
الان بازنشسته شده

522
00:28:14,622 --> 00:28:16,661
ميشه شمارش رو بهم بديد ؟

523
00:28:16,662 --> 00:28:18,701
آره همينجا گذاشتمش

524
00:28:20,742 --> 00:28:22,742
سليا

525
00:28:24,782 --> 00:28:26,782
! آخ

526
00:28:35,782 --> 00:28:37,782
حالت خوبه ؟

527
00:28:46,062 --> 00:28:48,821
اوه يه قهوه غليظ عالي
همون چيزي كه لازم داشتم

528
00:28:48,822 --> 00:28:50,261
مرسي خانم

529
00:28:50,262 --> 00:28:52,581
اينا همه كساني بوند كه باهاشون صحبت كردم

530
00:28:52,482 --> 00:28:54,462
من تمام نكاتي كه ضروري به نظر ميرسيد رو نوشتم

531
00:28:54,463 --> 00:28:56,441
ولي خلاصه بگم

532
00:28:56,442 --> 00:28:58,601
چكيده حرفاي همشون اين بود

533
00:28:58,602 --> 00:29:02,921
ژنرال ريونزكرافت داشته خاطرات زمان اقامتش در هند رو مينوشته

534
00:29:02,922 --> 00:29:05,442
و در عين حال سعي داشته مخ يه دختره رو بزنه

535
00:29:05,443 --> 00:29:07,961
كه ظاهراً منشي خودش بوده

536
00:29:07,962 --> 00:29:10,022
نتيجه كار اين ميشه كه به زن خودش شليك ميكنه

537
00:29:10,023 --> 00:29:12,082
چون ميخواسته با اون دختره ازدواج كنه

538
00:29:13,322 --> 00:29:16,161
ولي بعد به خاطر وحشت از عاقبت كاري كه كرده

539
00:29:16,162 --> 00:29:18,201
به خودش هم شليك ميكنه

540
00:29:18,202 --> 00:29:21,921
يا اينكه مارگارت از رابطه اش با خبر ميشه

541
00:29:21,922 --> 00:29:23,922
و شوهرش رو ميكشه

542
00:29:25,522 --> 00:29:27,561
بعد خودشو

543
00:29:27,562 --> 00:29:29,601
اوه ظاهرا مارگاتر بيماري داشته

544
00:29:29,602 --> 00:29:31,641
احتمالا سرطان

545
00:29:31,642 --> 00:29:33,681
انگار موهاش ريخته بودند

546
00:29:33,682 --> 00:29:35,721
چون ميگن چند تا كلاه گيس داشته

547
00:29:35,722 --> 00:29:40,161
اينحا نوشتي ... 4 تا كلاه گيس داشته

548
00:29:42,202 --> 00:29:43,862
... چي فكر ميكني ؟ به نظرت

549
00:29:43,863 --> 00:29:45,521
اين تعداد يه كم زياده روي نيست ؟

550
00:29:45,522 --> 00:29:48,042
خب چرا . آدم ميتونه يه كلاه گيس داشته باشه
و يه دونه هم يدكي

551
00:29:48,043 --> 00:29:50,561
براي مواقعي كه كلاه گيس اصلي رو براي تعمير ميفرسته

552
00:29:50,562 --> 00:29:53,162
ولي چرا 4 تا كلاه گيس ؟

553
00:29:55,322 --> 00:29:57,761
هيچي دستگيرم نشده مگه نه ؟ -
شايد -

554
00:29:57,762 --> 00:30:01,521
فكر كنم براي هميشه هم يك راز بمونه

555
00:30:01,522 --> 00:30:03,822
و حالا بايد بشينم و

556
00:30:03,823 --> 00:30:06,121
روي پرونده پروفسور ويلوبي كار كنم

557
00:30:06,122 --> 00:30:09,002
شب خوش -
من حتي به ديدن اون پرستاره هم رفتم -

558
00:30:10,242 --> 00:30:12,281
اون از زمان اقامت در هند
ريونز كرافت ها رو ميشناخت

559
00:30:12,282 --> 00:30:16,121
و مطمئن بود كه اونا خانوادگي مشكل رواني داشتند

560
00:30:16,122 --> 00:30:19,041
گفت يكي شون حتما داشته
مطمئن نبود كدوم

561
00:30:19,042 --> 00:30:20,881
يكي از كيا ؟ -
يكي از خواهرا -

562
00:30:20,882 --> 00:30:23,441
خواهر ها ؟ -
ظاهرا مارگاتر يه خواهر داشته -

563
00:30:23,442 --> 00:30:25,481
قبلا هرگز اينو نشنيده بودم

564
00:30:25,482 --> 00:30:27,521
خواهرش توي عروسي مارگارت هم نبود

565
00:30:27,522 --> 00:30:29,561
يه كم عجيبه مگه نه ؟

566
00:30:29,562 --> 00:30:31,601
ادامه بده خانم

567
00:30:31,602 --> 00:30:34,281
خب اون چندين سال در آسايشگاه رواني بوده

568
00:30:34,282 --> 00:30:37,801
احتمالش هست كه اون چند تا بچه رو كشته باشه

569
00:30:37,802 --> 00:30:39,841
حتي شايد بچه هاي خودش رو

570
00:30:39,842 --> 00:30:41,881
بعد مداوا شده

571
00:30:41,882 --> 00:30:46,642
و بعد از درمان يا عفو ... به هر حال
آزاد شده

572
00:30:47,602 --> 00:30:50,431
رفته به ديدن مارگارت در هند
و اونجا يه حادثه ديگه رخ داده

573
00:30:51,442 --> 00:30:54,481
و اين حادثه هم مربوط به بچه ها ميشده

574
00:30:54,482 --> 00:30:57,641
و اين ممكنه توضيح بده كه چرا خانم بورتون كاكس
انقدر نگران بوده

575
00:30:57,642 --> 00:30:59,681
جنون خانوادگي -
نه -

576
00:30:59,682 --> 00:31:02,641
نه خانم اين فقط حدس و گمان ـه

577
00:31:02,642 --> 00:31:04,922
چيزي كه تو در سوسكس پيدا كردي

578
00:31:04,923 --> 00:31:07,201
تنها غبار و بازتابي از حقيقت بوده

579
00:31:07,202 --> 00:31:09,462
نه چيزي كه مسلم ـه

580
00:31:09,463 --> 00:31:11,721
اينه كه اون زن و شوهر عاشق هم بودن

581
00:31:11,722 --> 00:31:13,761
و با خوشبختي در كنار هم زندگي ميكردند

582
00:31:13,762 --> 00:31:17,641
پس چرا عصر اون روز زيبا

583
00:31:17,642 --> 00:31:20,601
بايد با همديگه قدم زنان برن بالاي صخره

584
00:31:20,602 --> 00:31:24,521
همراه خودشون يك هفت و تير و يك سگ ببرن ؟

585
00:31:24,522 --> 00:31:27,281
سگ چه ربطي به اين ماجرا داره ؟ -
نميدونم -

586
00:31:27,282 --> 00:31:30,001
ولي همه ي اون فيل ها ، سگ رو يادشون بوده

587
00:31:30,002 --> 00:31:31,041
بله

588
00:31:31,042 --> 00:31:33,081
بهم بگو چي گفتن

589
00:31:33,082 --> 00:31:35,922
يكي از فيل ها گفت كه

590
00:31:35,923 --> 00:31:38,761
سگ ـه خانم ريونزكرافت رو دوست داشت

591
00:31:38,762 --> 00:31:40,762
يكي ديگه گفت سگ اونو گاز گرفته بود

592
00:31:44,482 --> 00:31:46,521
نه نه اين مساله خاصي نيست

593
00:31:46,522 --> 00:31:48,962
فقط يك فيل كه يك سگ رو يادش بوده

594
00:31:50,282 --> 00:31:53,082
فعلا ديگه كمكي از من برنمياد خانم
منو ببخشيد

595
00:32:10,602 --> 00:32:12,641
اسم من دزموند بورتون كاكس ـه

596
00:32:12,642 --> 00:32:15,481
بله درباره سوالاتي كه مادرتون پرسيده شنيدم

597
00:32:15,482 --> 00:32:18,241
آقا لطفا خلاصه بگيد من خيلي سرم شلوغه

598
00:32:18,242 --> 00:32:21,361
مادرم حق نداشت اونجوري بره سراغ خانم اوليور

599
00:32:21,362 --> 00:32:23,921
لازم نيست در مورد ازدواج من با سليا نگران باشه

600
00:32:23,922 --> 00:32:25,961
مادرها هميشه نگران هستند

601
00:32:25,962 --> 00:32:28,282
اون مادر واقعي من نيست
منو به فرزندي قبول كردن

602
00:32:29,922 --> 00:32:31,961
چرا اومدي اينجا آقا ؟

603
00:32:31,962 --> 00:32:35,001
يه نفر امشب در مدرسه موسيقي بهم حمله كرد

604
00:32:35,002 --> 00:32:37,361
و نميدوني كي بود ؟ -
نه -

605
00:32:37,362 --> 00:32:42,081
نكته اينه كه مادرم يه مقدار دچار اختلال ذهني شده

606
00:32:42,082 --> 00:32:44,321
ميترسم نكنه اون يه نفر رو وادار به اين كار كرده باشه

607
00:32:44,322 --> 00:32:46,322
چرا بايد بخواد همچين كاري كنه ؟

608
00:32:48,362 --> 00:32:52,601
وقتي من بچه بودم اون مشكلات بسيار بدي داشت

609
00:32:52,602 --> 00:32:55,041
حالا ميخواد جلوي ازدواج من با سليا رو بگيره

610
00:32:55,042 --> 00:32:58,001
.. و ميخواد با طرح اون شايعات مسخره سليا رو بترسونه

611
00:32:58,002 --> 00:33:01,161
چند وقته شما خانم سليا رو ميشناسي ؟

612
00:33:01,162 --> 00:33:03,201
تمام عمرم

613
00:33:03,202 --> 00:33:05,241
خانواده ي من مثل اون قبلا در هند بودن

614
00:33:05,242 --> 00:33:09,121
زماني كه براي تعطيلات به سافولك رفتيم
ما با هم بازي ميكرديم

615
00:33:09,122 --> 00:33:11,961
ولي چرا مادرتون بايد جلوي ازدواج شما رو بگيره ؟

616
00:33:11,962 --> 00:33:14,721
چون بدجنس و سلطه طلب ـه

617
00:33:14,722 --> 00:33:17,042
اگه كسي بر عليه اش باشه
انتقام جو هم ميشه

618
00:33:18,322 --> 00:33:20,641
وقتي 15 سالم بود منو برد پيش روانپزشك

619
00:33:20,642 --> 00:33:22,681
چرا ؟

620
00:33:22,682 --> 00:33:26,122
من يه جور وابستگي به يكي پيدا كرده بودم
كه رهاش نميكردم

621
00:33:27,042 --> 00:33:30,402
مادرم هم منو مرتب ميبرد پيش دكتر ويلوبي

622
00:33:34,602 --> 00:33:36,321
لطفا بشينيد

623
00:33:44,840 --> 00:33:46,879
! اوه عزيزم

624
00:33:46,880 --> 00:33:49,319
چه مزخرفاتي داشتي ميگفتي ؟

625
00:33:49,320 --> 00:33:50,599
... زنم

626
00:33:50,600 --> 00:33:52,639
فكر كردم اونو تحت كنترل داري

627
00:33:52,640 --> 00:33:54,679
و اون شب كي شما رو ديد ؟

628
00:33:54,680 --> 00:33:57,399
يادم نيست
اصلا نميدونم كسي منو ديد يا نه

629
00:33:57,400 --> 00:33:59,439
ممكنه رفته باشم قدم بزنم

630
00:33:59,440 --> 00:34:01,479
يادم نمياد

631
00:34:01,480 --> 00:34:03,519
پدرتون روي چي كار ميكرد ؟

632
00:34:03,520 --> 00:34:06,399
آيا در مورد موضوع خاصي تحقيق ميكرد ؟

633
00:34:06,400 --> 00:34:08,439
الگوهاي رفتاري در بين دو قلو ها

634
00:34:08,440 --> 00:34:10,479
كاراكترهاي ژنتيكي

635
00:34:10,480 --> 00:34:12,639
در محيط هاي مشابه و نامشابه

636
00:34:12,640 --> 00:34:14,919
گروه هاي خوني ، آسيب شناسي

637
00:34:14,920 --> 00:34:16,959
ديگه چي رو ميخوايد بدونيد ؟

638
00:34:16,960 --> 00:34:20,640
اسصم كسي كه بتونه تاييد كنه شما كجا بوديد دكتر

639
00:34:24,120 --> 00:34:27,400
در عير اينصورت بايد بهتون مشكوك بشيم
مگه نه ؟

640
00:34:33,880 --> 00:34:35,919
هي

641
00:34:35,920 --> 00:34:37,759
يه دقيقه وقت داريد ؟

642
00:34:37,760 --> 00:34:39,760
ببخشيد ؟

643
00:34:40,800 --> 00:34:42,860
ميشه چند كلمه با هم حرف بزنيم بازرس ؟

644
00:34:42,861 --> 00:34:44,920
اگه لطف كنيد

645
00:34:48,120 --> 00:34:52,040
بازرس گرووي لطفا هر چي ميدونيد به ما بگيد

646
00:34:53,240 --> 00:34:55,799
ريونزكرافت ها در سال 1913 ازدواج كردند

647
00:34:55,800 --> 00:34:58,919
دختره اصالتا اهل كنت بود

648
00:34:58,920 --> 00:35:02,879
"يه خواهر داشت به اسم "دورتيا
كه با كاپيتان "جارو" ازدواج كرد

649
00:35:02,880 --> 00:35:06,039
هر چند اونا بدشانسي آوردند

650
00:35:06,040 --> 00:35:08,079
شوهر دورتيا در جنگ كشته شد

651
00:35:08,080 --> 00:35:10,119
و دو تا بچه يتيم باقي گذاشت

652
00:35:10,120 --> 00:35:12,959
كوچكتره كه پسر بود
افتاد توي يه درياچه و غرق شد

653
00:35:12,960 --> 00:35:16,399
اولش ميگفتن تقصير خواهر بزرگش بوده

654
00:35:16,400 --> 00:35:19,960
ولي بعد معلوم شد داستان يه چيز ديگه ست

655
00:35:21,680 --> 00:35:25,519
يكي از همسايه ها گفت كه خود مادره اينكارو كرده

656
00:35:25,520 --> 00:35:27,559
از دست پسرش عصباني بوده

657
00:35:27,560 --> 00:35:29,799
اونو انداخته توي درياجه و سرش رو برده زير آب

658
00:35:29,800 --> 00:35:32,159
موقع بازجويي قاطي كرد

659
00:35:32,160 --> 00:35:35,279
منظورم اينه كه كاملا رواني شده بود

660
00:35:35,280 --> 00:35:37,319
و بايد در تيمارستان بستري ميشد

661
00:35:37,320 --> 00:35:39,959
اون سالها تحت درمان بود

662
00:35:39,960 --> 00:35:43,239
و بعد بنا به دلايلي اعلام كردن كه مداوا شده

663
00:35:43,240 --> 00:35:45,559
اونم برگشت با خونوادش زندگي گنه

664
00:35:45,560 --> 00:35:47,780
آقاي گرووي پس

665
00:35:47,781 --> 00:35:49,999
موقع حادثه شليك اون پيش ريونزكرافت ها بوده ؟

666
00:35:50,000 --> 00:35:52,039
نه -
مطمئنيد ؟ -

667
00:35:52,040 --> 00:35:56,079
بله . چون 3 هفته قبل از اون مرد

668
00:35:56,080 --> 00:35:59,919
اون مقدار زيادي داروي مُسكن مصرف كرده بود
چون توي خواب راه ميرفت

669
00:35:59,920 --> 00:36:01,959
يك شب از خونه خارج ميشه

670
00:36:01,960 --> 00:36:03,999
ميره سمت لبه ي صخره

671
00:36:04,000 --> 00:36:06,200
كنترلش رو از دست ميده و سقوط ميكنه

672
00:36:07,160 --> 00:36:09,560
صبح روز بعد جسدش رو پيدا ميكنن

673
00:36:11,960 --> 00:36:14,759
اين حادثه خيلي براي خانم ريونزكرافت ناراحت كننده بود

674
00:36:14,760 --> 00:36:17,119
يه مقدار هم دچار فروپاشي عصبي شد

675
00:36:17,120 --> 00:36:20,719
حدود دو هفته رو در آسايشگاه رواني گذروند

676
00:36:20,720 --> 00:36:23,560
بعد از اينكه برگشت ظاهراً بهتر شده بود

677
00:36:25,240 --> 00:36:27,480
ولي 3 روز بعدش مرد

678
00:36:29,160 --> 00:36:31,999
هيچكس تا حالا در مورد انگيزه ي اونا نفهميده

679
00:36:32,000 --> 00:36:34,039
ژنرال سابقه خوبي داشت

680
00:36:34,040 --> 00:36:36,079
همسرش رو همه دوست داشتن

681
00:36:36,080 --> 00:36:38,119
عصر همون روز شطرنج بازي كرده بودن

682
00:36:38,120 --> 00:36:40,159
بعد ميرن پياده روي

683
00:36:40,160 --> 00:36:42,199
هيچ نگراني مالي نداشتن

684
00:36:42,200 --> 00:36:44,880
يه مقدار از بيماري داشتن
ولي خب زندگي همه همينه

685
00:36:47,840 --> 00:36:50,159
روي اسلحه اثر انگشتي هم بود ؟

686
00:36:50,160 --> 00:36:52,199
اثر انگشت هر دوي اونا وجود داشت

687
00:36:52,200 --> 00:36:54,559
ولي نميشد گفت كدومشون آخرين نفر بوده كه
باهاش شليك كرده

688
00:36:54,560 --> 00:36:56,599
ممكن بود شخص سومي هم حضور داشته باشه ؟

689
00:36:56,600 --> 00:36:59,119
اگه بوده بايد خيلي بهشون نزديك ميشده

690
00:36:59,120 --> 00:37:03,159
نه همه چيز به خودكشي اشاره داره
... ولي

691
00:37:03,160 --> 00:37:05,479
ولي موقع خودكشي معمولا يك يادداشت ميگذارند

692
00:37:05,480 --> 00:37:08,560
دقيقاً -
شايد يكي يادداشت رو دزديده باشه -

693
00:37:09,800 --> 00:37:11,880
اون روز كيا توي اون خونه بودند ؟

694
00:37:13,760 --> 00:37:15,799
... توي خونه

695
00:37:15,800 --> 00:37:18,559
"بتسي ويتكر"

696
00:37:18,560 --> 00:37:21,999
آشپز و خدمتكار
كه از صبح اونجا بودن

697
00:37:22,000 --> 00:37:25,039
نه چيزي ديدن و نه شنيدن

698
00:37:25,040 --> 00:37:28,679
يك مهمان هم بوده
"زلي روزل"

699
00:37:28,680 --> 00:37:31,479
يه خارجي . فكر نكنم زياد چيزي فهميده باشه

700
00:37:31,480 --> 00:37:35,399
يه باغبون كه شاهد هم داره
همين

701
00:37:35,400 --> 00:37:37,719
آيا از بتسي ويتكر بازجويي كرديد ؟

702
00:37:37,720 --> 00:37:39,879
اون بيشتر نگران سگ بود

703
00:37:39,880 --> 00:37:41,919
سگ

704
00:37:41,920 --> 00:37:44,440
به نظر شما چه اتفاقي اونجا افتاده بازرس ؟

705
00:37:45,720 --> 00:37:50,679
فكر ميكنم گناهان قديمي سايه ي سنگيني دارند

706
00:37:50,680 --> 00:37:52,680
اين چيزيه كه مادرم هميشه ميگفت

707
00:37:53,920 --> 00:37:55,959
بله

708
00:37:55,960 --> 00:37:59,119
خانم آيا اسم سازنده اون كلاه گيس ها رو ميدونيد ؟

709
00:37:59,120 --> 00:38:02,959
چي شد يه دفعه به اونا علاقه مند شدي ؟
قبلا كه كوچكترين اهميتي بهشون نميدادي

710
00:38:02,960 --> 00:38:06,719
من ميدونم اسم فروشگاهش "يوژين" و "روزنتل" ـه
قبلا در خيابان باند

711
00:38:06,720 --> 00:38:08,720
و حالا در "توتينگ" مغازه دارند

712
00:38:11,800 --> 00:38:14,239
عصر بخير -
وقت قبلي داريد ؟ -

713
00:38:14,240 --> 00:38:16,279
نه متاسفانه ندارم

714
00:38:16,280 --> 00:38:19,599
پس شانس با شما ياره
آقاي يوژين تا 10 دقيقه ديگه كارتون رو انجام ميده

715
00:38:19,600 --> 00:38:21,639
جنس دائمي ميخوايد ؟ -
نه نه -

716
00:38:21,640 --> 00:38:23,679
اون كه وحشتناكه

717
00:38:23,680 --> 00:38:25,600
فكر نكنم از چيزي كه

718
00:38:25,601 --> 00:38:27,519
الان هست بدتر بشه ! مگه نه خانم ؟

719
00:38:27,520 --> 00:38:29,559
حداقل ميتونيد كلاهتون رو دربياريد

720
00:38:29,560 --> 00:38:32,440
نه ممنون من فقط ميخوام چند تا سوال

721
00:38:32,441 --> 00:38:35,319
درباره مغازه يوژين و رزولت در خيابان باند بپرسم

722
00:38:35,320 --> 00:38:38,039
سالن ساخت مو مصنوعي -
آره روزهاي خوش قديم -

723
00:38:38,040 --> 00:38:40,079
خيابان باند رو يادته برت ؟

724
00:38:40,080 --> 00:38:42,119
دوران خوبي بود

725
00:38:42,120 --> 00:38:44,159
ولي اينجا در توتينگ كه بهتر به نظر ميرسه

726
00:38:44,160 --> 00:38:46,199
شما چي ميخوايد ؟

727
00:38:46,200 --> 00:38:49,999
ميخواستم درمورد يكي از
مشتري هاي سابقتون از شما بپرسم

728
00:38:50,000 --> 00:38:52,919
ميخواستم درباره كلاه گيس ها بدونم -
خيلي متاسفم -

729
00:38:52,920 --> 00:38:54,959
ما ديگه كلاه گيس درست نميكنيم

730
00:38:54,960 --> 00:38:58,399
اونا مال يكي از دوستام بودن
كسي كه باهاش به يك مدرسه ميرفتم

731
00:38:58,400 --> 00:39:00,479
خانم ريونزكرافت

732
00:39:00,480 --> 00:39:03,599
شما و خانم ريونزكرافت همكلاسي بوديد ؟

733
00:39:03,600 --> 00:39:05,439
بله همينطوره

734
00:39:05,440 --> 00:39:07,879
الان كجا زندگي ميكنيد ؟ كاخ باكينگهام ؟

735
00:39:07,880 --> 00:39:09,880
ميفر

736
00:39:13,360 --> 00:39:16,919
چه كمكي از دست من ساخته ست ؟

737
00:39:16,920 --> 00:39:20,919
احتمالا تراژدي كه 13 سال قبل
در ايستبورن رخ داد رو يادتون مياد

738
00:39:20,920 --> 00:39:23,820
من دارم از طرف دختر اونا

739
00:39:23,821 --> 00:39:26,719
سليا ريونزكرافت اون موضوع رو بررسي ميكنم

740
00:39:26,720 --> 00:39:31,039
بله خانم ريونزكرافت خيلي مهربون بود

741
00:39:31,040 --> 00:39:34,479
خوش چهره هم بود
يادمه ماجراي اونا رو توي روزنامه خوندم

742
00:39:34,480 --> 00:39:36,519
اون 4 تا كلاه گيس داشت درسته ؟

743
00:39:36,520 --> 00:39:39,399
همه ي مشتري هاتون 4 تا كلاه گيس دارند ؟ -
نه اكثراً 2 تا دارن -

744
00:39:39,400 --> 00:39:42,199
خانم ريونزكرافت هم براي شروع 2 تا داشت

745
00:39:42,200 --> 00:39:44,239
بعد 2 تا ديگه سفارش داد

746
00:39:44,240 --> 00:39:46,759
خودش براي بردن اونا به خيابان باند اومد ؟

747
00:39:46,760 --> 00:39:49,960
نه فكر ميكنم يك خانم جوان فرانسوي اومد

748
00:39:49,961 --> 00:39:53,159
و به ما دستورالعمل اندازه و سبك اونا رو داد

749
00:39:53,160 --> 00:39:56,519
يه كلاه گيس خاكستري زيبا مخصوص مهماني بود

750
00:39:56,520 --> 00:39:59,719
و يكي ديگه حلقه هاي فر خورده بور داشت

751
00:39:59,720 --> 00:40:01,759
يكي از بهترين كارهاي برت بود

752
00:40:01,760 --> 00:40:04,799
وقتي توي روزنامه ماجراي اونا رو خوندم
به يادش افتادم

753
00:40:04,800 --> 00:40:06,860
خيلي برام عجيب بود
همين 3 هفته

754
00:40:06,861 --> 00:40:08,919
قبل از حادثه اون كلاه گيس هاي جديد رو خريده بود

755
00:40:08,920 --> 00:40:11,400
و بعد يه دفعه به خودش شليك كرد
تصورش نميرفت

756
00:40:17,600 --> 00:40:19,639
اوه

757
00:40:19,640 --> 00:40:22,839
خانم ريونزكرافت ، هركول پوارو هستم

758
00:40:22,840 --> 00:40:23,919
... من

759
00:40:23,920 --> 00:40:25,920
فكر كردم قراره با خانم اوليور ملاقات كنم

760
00:40:26,040 --> 00:40:28,660
اوه بله ميبينم كه خانم اوليور

761
00:40:28,661 --> 00:40:31,279
روش هاي غير معمولي براي دعوت افراد داره

762
00:40:31,280 --> 00:40:33,719
نه قرار بود با من ملاقات كنيد خانم

763
00:40:33,720 --> 00:40:35,720
لطفا اجازه بديد

764
00:40:38,000 --> 00:40:40,360
من يكي كاراگاه خصوصي ام و

765
00:40:40,361 --> 00:40:42,719
از طرف شما به تحقيقات خانم اوليور كمك ميكنم

766
00:40:42,720 --> 00:40:44,720
لطفا بشينيد خانم

767
00:40:46,000 --> 00:40:48,000
ممنون

768
00:40:54,280 --> 00:40:58,879
خانم ... آقاي بورتون كاكس به ديدن من اومده بود

769
00:40:58,880 --> 00:41:01,199
اوه فكر ميكردم قراره كل روز رو تمرين كنه

770
00:41:01,200 --> 00:41:04,759
فردا كنسرت دارند در بورلي هيلز
خيلي مهم ـه . چرا اومده بود شما رو ببينه ؟

771
00:41:04,760 --> 00:41:08,040
نه اون ديشب به ديدن من اومده بود خانم

772
00:41:09,680 --> 00:41:11,680
اون خيلي به شما اهميت ميده

773
00:41:13,480 --> 00:41:16,319
خانم ، ميشه يه سوال شخصي بپرسم ؟

774
00:41:16,320 --> 00:41:18,079
... ببينيد من شما رو نميشناسم و

775
00:41:18,080 --> 00:41:20,399
آيا واقعا ميخواي با آقاي بورتون كاكس ازدواج كني ؟

776
00:41:20,400 --> 00:41:22,439
بله ميخوام
راضي شديد ؟

777
00:41:22,440 --> 00:41:24,479
پس هيچي نبايد مانعش بشه

778
00:41:24,480 --> 00:41:26,800
اگه شما عاشق آقاي بورتون كاكس

779
00:41:26,801 --> 00:41:29,119
هستيد پس فقط همين مهمه

780
00:41:29,120 --> 00:41:33,439
سپري كردن باقي عمرتون با آقاي دزموند بورتون كاكس

781
00:41:33,440 --> 00:41:36,399
تنها چيزيه كه بايد نگرانش باشيد
مگه نه ؟

782
00:41:36,400 --> 00:41:40,239
آيا از لحاظ مالي وضع خوبي داره ؟ -
ببخشيد اين سوال بي ادبانه ست -

783
00:41:40,240 --> 00:41:43,199
نه يه درآمد جزئي داره

784
00:41:43,200 --> 00:41:45,639
ولي من خودم يه شغل دارم

785
00:41:45,640 --> 00:41:47,679
البته

786
00:41:47,680 --> 00:41:49,980
آيا اين درآمد

787
00:41:49,981 --> 00:41:52,280
چيزيه كه مادرش ميتونه ازش جلوگيري كنه ؟

788
00:41:53,440 --> 00:41:56,199
منظورتون اينه كه اگه با من ازدواج كنه
از ارث محرومش ميكنه ؟

789
00:41:56,200 --> 00:41:58,239
به اين فكر نكرده بودم

790
00:41:58,240 --> 00:42:01,079
شما مادر واقعيش رو ميشناسيد ؟ -
نه نميشناسم -

791
00:42:01,080 --> 00:42:03,119
خودش چي ؟ -
فكر نميكنم -

792
00:42:03,120 --> 00:42:05,879
نگراني هم براي اين موضوع نداره
اصلا اهل اين حرفا نيست

793
00:42:05,880 --> 00:42:07,999
ولي شما هستيد خانم
مگه نه ؟

794
00:42:08,000 --> 00:42:10,000
شما نگران هستيد

795
00:42:11,400 --> 00:42:14,639
لطفا به من بگيد خانم بورتون كاكس

796
00:42:14,640 --> 00:42:17,559
آيا با پدر و مادر مرحوم شما دوست بود ؟

797
00:42:17,560 --> 00:42:19,599
يادتون مياد وقتي بچه بوديد اونو ملاقات كرده باشيد ؟

798
00:42:19,600 --> 00:42:22,239
نه فكر نميكنم . ميدونم كه اونم قبلا در هند بوده

799
00:42:22,240 --> 00:42:25,799
خانواده ي منم همينطور
ولي من هميشه يا مدرسه بودم
يا تعطيلات ميرفتم سافولك

800
00:42:25,800 --> 00:42:28,959
با دزموند هم اونجا آشنا شدم -
وقتي كه پرستار فراسنوي ازتون مراقبت ميكرد ؟ -

801
00:42:28,960 --> 00:42:31,760
بله درسته ... زلي
زليِ دوست داشتني

802
00:42:33,200 --> 00:42:37,639
ببينيد من دقيقا نميدونم شما كي هستيد
ولي اگه قراره با دزموند ازدواج كنم

803
00:42:37,640 --> 00:42:40,559
و با هم زندگي كنيم
بايد حقيقت رو بدونم

804
00:42:40,560 --> 00:42:43,759
من نميخوام اسرار تاريك روي زندگي ما سايه بندازه

805
00:42:43,760 --> 00:42:45,760
ميخوام حقيقت رو بدونم

806
00:42:46,720 --> 00:42:48,720
... ولي حقيقت خانم

807
00:42:50,000 --> 00:42:52,000
ممكنه بسيار دردناك باشه

808
00:42:57,240 --> 00:42:59,279
هركول پوارو

809
00:42:59,280 --> 00:43:03,199
پوارو ، بازرس بيل هستم
اطلاعاتي كه خواستي رو پيدا كردم

810
00:43:03,200 --> 00:43:07,199
مادر واقعي دزموند بورتون كاكس يك بازيگر بوده

811
00:43:07,200 --> 00:43:09,580
اون ميره به كاليفرنيا

812
00:43:09,581 --> 00:43:11,959
و در صنعت بازيگري موفق زيادي كسب ميكنه

813
00:43:11,960 --> 00:43:13,999
با نام كيتي لسترنج

814
00:43:14,000 --> 00:43:16,500
18ماه قبل كيتي لسترنج

815
00:43:16,501 --> 00:43:18,999
در اثر مصرف بيش از حد داروي خواب آور مرده

816
00:43:19,000 --> 00:43:21,420
و تمام ثروتش كه چندين ميليون دلار ميشه

817
00:43:21,421 --> 00:43:23,839
رو براي پسرش به ارث گذاشته

818
00:43:23,840 --> 00:43:25,879
كه وقتي 25 ساله بشه بهش ميرسه

819
00:43:25,880 --> 00:43:28,719
و كي وكيل اين ثروت ـه ؟ -
حس بزن كي ؟ -

820
00:43:28,720 --> 00:43:30,720
خانم بورتون كاكس

821
00:43:32,200 --> 00:43:34,199
ميشه پيمان نامه رو برام بفرستي

822
00:43:34,200 --> 00:43:36,900
.. باشه حتما ميفرستم . در ضمن پوارو

823
00:43:36,901 --> 00:43:39,599
ميشه لطفا بياي به موسسه ويلوبي ؟

824
00:43:39,600 --> 00:43:43,160
يه چيزايي فهميديم -
باشه فوراً ميام -

825
00:43:50,160 --> 00:43:53,160
خانم مكدرموت
ميشه بيايد لطفا ؟

826
00:43:58,360 --> 00:44:00,799
چيزايي كه قبلا گفتيد رو براي آقاي پوارو تكرار كنيد

827
00:44:00,800 --> 00:44:02,800
بشينيد خانم

828
00:44:11,680 --> 00:44:13,719
شبي كه قتل اتفاق افتاد

829
00:44:13,720 --> 00:44:16,600
دكتر ويلوبي پيش من بود

830
00:44:17,720 --> 00:44:21,160
اينجا در آپارتمانش

831
00:44:22,400 --> 00:44:24,439
توي تختخواب

832
00:44:24,440 --> 00:44:26,479
اون مرد خوبيه

833
00:44:26,480 --> 00:44:29,000
سعي داره وجهه ي منو حفظ كنه

834
00:44:31,760 --> 00:44:35,319
ولي من نميتونم بشينم و تماشا كنم
به خاطر كاري كه نكرده مجازاتش ميكنيد

835
00:44:35,320 --> 00:44:37,320
اون تمام شب با شما بود ؟

836
00:44:38,280 --> 00:44:40,319
تا صبح

837
00:44:40,320 --> 00:44:42,359
يه مقدار خوابيديم

838
00:44:42,360 --> 00:44:45,000
بعد رفتم خونه به حمام

839
00:44:46,440 --> 00:44:48,440
بعدش دوباره برگشتم سر كار

840
00:44:50,840 --> 00:44:52,840
همون همون موقع بوده

841
00:44:52,841 --> 00:44:54,839
كه نگهبان شب پليس رو خبر كرده

842
00:44:54,840 --> 00:44:56,879
... ديويد

843
00:44:56,880 --> 00:44:58,919
... دكتر ويلوبي

844
00:44:58,920 --> 00:45:02,960
به خاطر من هيچي بهتون نگفته

845
00:45:05,760 --> 00:45:07,760
ولي حماقت كرده

846
00:45:19,160 --> 00:45:21,959
كار شجاعانه اي انجام دادي خانم

847
00:45:21,960 --> 00:45:24,919
خوشنامي من در امريكا كه از بين رفت

848
00:45:24,920 --> 00:45:26,920
ممكنه اينجا هم همينطور بشه

849
00:45:28,320 --> 00:45:30,359
يه سوالي دارم

850
00:45:30,360 --> 00:45:33,560
شما تابستون گذشته اومديد به انگليس ؟

851
00:45:34,680 --> 00:45:37,119
بله . شش ماه قبل

852
00:45:37,120 --> 00:45:39,159
با كشتي فرانسوي

853
00:45:39,160 --> 00:45:42,440
پس در ماه مارس امسال هنوز در آمريكا بوديد ؟

854
00:45:45,320 --> 00:45:46,359
بله

855
00:45:46,360 --> 00:45:49,079
يادتون مياد هفدهم اون ماه چيكار ميكرديد ؟

856
00:45:49,080 --> 00:45:51,119
هفدهم مارس ؟

857
00:45:51,120 --> 00:45:53,120
بله

858
00:45:55,400 --> 00:45:58,839
چطور انتظار داريد يادم باشه ؟ -
پس اونروز رو به ياد نمياريد ؟ -

859
00:45:58,840 --> 00:46:01,559
نه ياد نيست

860
00:46:01,560 --> 00:46:03,559
نميدونم

861
00:46:03,560 --> 00:46:05,600
خوبه

862
00:46:07,080 --> 00:46:10,280
شما كسي به نام سليا ريونزكرافت ميشناسيد ؟

863
00:46:13,360 --> 00:46:15,639
تا حالا اسمش رو نشنيدم
كيه ؟

864
00:46:15,640 --> 00:46:18,240
اوه دونستنش هيچ اهميتي نداره

865
00:46:21,080 --> 00:46:24,000
بازرس ، ميشه از ماشين شما استفاده كنم ؟

866
00:46:25,720 --> 00:46:27,720
مرسي

867
00:46:32,720 --> 00:46:35,039
من براي اينكار به خودم افتخار نميكنم پوارو

868
00:46:35,040 --> 00:46:37,359
اوضاع اينجا هم يه كم بهم ريخته

869
00:46:37,360 --> 00:46:39,580
انگار ژاكلين يه جورايي

870
00:46:39,581 --> 00:46:41,799
قضيه رو فهميده

871
00:46:41,800 --> 00:46:45,480
پس ازش خواستي در دادگاه شهادت دروغ بده
ولي قبول نكرد ؟

872
00:46:46,960 --> 00:46:48,960
متاسفانه همينطوره

873
00:46:50,960 --> 00:46:54,559
خانم مري مكدرموت شهادت داد كه تو پيشش بودي

874
00:46:54,560 --> 00:46:56,600
پس ديگه مظنون محسوب نميشي

875
00:46:58,120 --> 00:47:01,359
يه چيزايي در مورد عذاب وجدانش ميگفت

876
00:47:01,360 --> 00:47:03,399
اون خيلي مذهبي ـه

877
00:47:03,400 --> 00:47:06,839
اون كاتوليك ـه ؟ -
فكر كنم اصليت ايرلندي داشته باشه -

878
00:47:06,840 --> 00:47:08,840
دختر خوبيه

879
00:47:10,800 --> 00:47:13,799
در مورد بيماران پدرت برام بگو

880
00:47:13,800 --> 00:47:17,399
آيا "دورتيا جارو" رو يادت مياد ؟

881
00:47:17,400 --> 00:47:20,439
البته . براي مدتي طولاني تحت درمان بود

882
00:47:20,440 --> 00:47:23,959
پدرم علاقه خاصي بهش داشت

883
00:47:23,960 --> 00:47:26,399
الان مرده ، درسته ؟ -
بله -

884
00:47:26,400 --> 00:47:28,880
در مورد درمانش چي ميتوني بهم بگي ؟

885
00:47:30,000 --> 00:47:33,439
خانم جارو يكي از موفقيت هاي پدرم محسوب ميشد

886
00:47:33,440 --> 00:47:36,839
شوهرش در جنگ كشته شده بود

887
00:47:36,840 --> 00:47:39,319
متاسفانه همين باعث شده بود شكننده بشه

888
00:47:39,320 --> 00:47:41,719
پس بيماري رواني داشت ؟

889
00:47:41,720 --> 00:47:44,559
نه نه بنظر من كه اينطور نبود

890
00:47:44,560 --> 00:47:46,639
ولي دكتر روانشناسش با پدر من تماس گرفته بود

891
00:47:46,640 --> 00:47:48,820
چون به نظر ميرسيد كه نتونسته

892
00:47:48,821 --> 00:47:50,999
با روش هاي عادي اونو درمان كنه

893
00:47:51,000 --> 00:47:53,039
هر چيزي ممكن بود

894
00:47:53,040 --> 00:47:56,000
ولي از نگاه پدر ... وضعيت دورتيا

895
00:47:56,001 --> 00:47:58,959
طوري بود كه تصميمات خطرناكي ميگرفت

896
00:47:58,960 --> 00:48:01,959
اون مستعد اقدامات خشونت بار بود

897
00:48:01,960 --> 00:48:04,759
پدرم فكر ميكرد اون بايد تحت نظارت باشه

898
00:48:04,760 --> 00:48:08,559
و اثبات شد كه حق داشته . چون بعدش اولين حادثه رخ داد

899
00:48:08,560 --> 00:48:10,559
بله پسري كه غرق كرده بود

900
00:48:10,560 --> 00:48:12,639
آره تو از كجا ميدونستي ؟

901
00:48:12,640 --> 00:48:15,160
طبق حرفاي خود خانم جارو

902
00:48:15,161 --> 00:48:17,679
دختر بزرگش بوده كه به پسرش حمله كرده

903
00:48:17,680 --> 00:48:19,900
اون گفت كه دخترش با يه بيل زده توي سر پسره

904
00:48:19,901 --> 00:48:22,119
بعد پسره افتاده توي درياچه و غرق شده

905
00:48:22,120 --> 00:48:24,759
در ابتدا همه داستانش رو باور كرده بودند

906
00:48:24,760 --> 00:48:27,919
ولي بعد يه سري اتفاق ديگه افتاد

907
00:48:27,920 --> 00:48:29,959
خدمتكار خونه ، پسر تلگراف رسون

908
00:48:29,960 --> 00:48:32,620
هر دوشون گفتن كه ذيدن خانم جارو

909
00:48:32,621 --> 00:48:35,279
پسرش رو هل داده توي درياچه
و سرشو زيز آب نگه داشته

910
00:48:35,280 --> 00:48:37,840
بعد دادگاه حكم داد خانم جارو بايد

911
00:48:37,841 --> 00:48:40,400
تحت درمان قرار بگيره و همينطور هم شد

912
00:48:41,440 --> 00:48:45,919
ولي خب پدر بيچاره من

913
00:48:45,920 --> 00:48:48,919
اونو به يك آسايشگاه جديد معرفي كرد

914
00:48:48,920 --> 00:48:53,119
اونجا يك محل توانبخشي بيماران رواني بود

915
00:48:53,120 --> 00:48:56,639
كه در اون بيمارها با شوك الكتريكي و آب درمان ميشدند

916
00:48:56,640 --> 00:48:59,040
در اينصورت بيمار ميتونست به زندگي عاديش برگرده

917
00:49:00,440 --> 00:49:04,399
و اين آب درماني براي دورتيا توصيه شده بود ؟

918
00:49:04,400 --> 00:49:07,919
بله و البته بعد از 2 يا 3 سال برگشت به خونه اش

919
00:49:07,920 --> 00:49:10,880
به نظر ميرسيد اون كاملا درمان شده

920
00:49:12,000 --> 00:49:14,319
كمي بعد از درمان رفت به هند

921
00:49:14,320 --> 00:49:17,039
و در آرميتسار پيش خواهر دوقلوش موند

922
00:49:17,040 --> 00:49:19,119
عذر ميخوام دوست من

923
00:49:19,120 --> 00:49:21,120
گفتي خواهر دوقلوش ؟ -
بله -

924
00:49:25,400 --> 00:49:27,439
اونا دو قلو بودن -
بله -

925
00:49:27,440 --> 00:49:29,559
خانم جارو و خانم ريونزكرافت

926
00:49:29,560 --> 00:49:32,999
مارگارت و دورتيا دو قلو بودن ؟

927
00:49:33,000 --> 00:49:35,039
چرا هيچكس اينو بهم نگفته بود ؟

928
00:49:35,040 --> 00:49:38,399
ولي اين حوزه تخصصي تحقيقاتي پدرم بود

929
00:49:38,400 --> 00:49:40,479
فكر كردم ميدونستي -
نه -

930
00:49:40,480 --> 00:49:42,479
اون بدنبال تحقيق روي دوقلوها بود

931
00:49:42,480 --> 00:49:46,319
پس شايد مارگارت هم از همون بيماري دورتيا رنج ميبرده

932
00:49:46,320 --> 00:49:48,639
نه نه اون كاملا عاقل بود

933
00:49:48,640 --> 00:49:51,759
و خودش رو وقف مراقبت از خواهرش كرده بود

934
00:49:51,760 --> 00:49:55,199
ژنرال ريونزكرافت هزينه درمان خواهر زنش رو
به طور كامل پرداخت كرد

935
00:49:55,200 --> 00:49:57,639
تا اون بتونه از بهترين درمان موجود در انگليس برخوردار بشه

936
00:49:57,640 --> 00:49:59,640
ژنرال و پدرم با هم رابطه خوبي داشتند

937
00:50:00,720 --> 00:50:04,679
وقتي كه از هند برگشتن دورتيا اغلب ميومد پيشش

938
00:50:04,680 --> 00:50:06,719
چرا انقدر باهاش مهربون بود ؟

939
00:50:06,720 --> 00:50:09,839
خب فكر كنم بتونم بهت بگم

940
00:50:09,840 --> 00:50:12,639
زماني كه ژنرال جوان و يك افسر دون پايه بود

941
00:50:12,640 --> 00:50:15,840
دورتيا هم يك زن بسيار زيبا بود

942
00:50:17,040 --> 00:50:19,560
آلستير ريونزكرافت عاشق اون شده بود

943
00:50:20,720 --> 00:50:23,439
بعد فكر ميكنم آينده رو پيش بيني كرد

944
00:50:23,440 --> 00:50:26,919
و ديد كه چه خطري در انتظارشه

945
00:50:26,920 --> 00:50:30,640
و بجاش از مارگارت خواستگاري كرد

946
00:50:33,120 --> 00:50:36,159
اون با خواهره ازدواج كرده
ولي در واقع عاشق هر دو بوده

947
00:50:36,160 --> 00:50:37,199
اي جونور

948
00:50:37,200 --> 00:50:40,639
پوارو يك عذرخواهي به شما بدهكاره خانم
چون حماقت كرده

949
00:50:40,640 --> 00:50:43,079
حالا ميفهمم كه اين دو پرونده بهم مرتبط ـه

950
00:50:43,080 --> 00:50:45,839
يك نكته مهم هست كه اونا رو بهم ربط ميده

951
00:50:45,840 --> 00:50:48,200
چي ؟ -
موسسه ي ويلوبي -

952
00:50:55,242 --> 00:50:56,921
صبح بخير

953
00:50:56,922 --> 00:50:59,481
اوه پوارو ، يادم رفت تو مياي اينجا

954
00:50:59,482 --> 00:51:01,482
ميشه صحبت كنيم دوست من ؟ -
البته -

955
00:51:04,122 --> 00:51:06,122
خانم

956
00:51:08,562 --> 00:51:10,682
داخل پرونده هايي كه داري

957
00:51:10,683 --> 00:51:12,801
تاريخچه ي قابل توجهي از آدما وجود داره

958
00:51:12,802 --> 00:51:15,521
ولي ميدونستي پرونده يكي از بيمارا گم شده ؟

959
00:51:15,522 --> 00:51:17,782
دارم در مورد يك پسر 15 ساله صحبت ميكنم

960
00:51:17,783 --> 00:51:20,041
دزموند بورتون كاكس

961
00:51:20,042 --> 00:51:22,042
پرونده اون كجاست ؟

962
00:51:23,722 --> 00:51:25,761
... خب

963
00:51:25,762 --> 00:51:28,521
هيچ پرونده اي وجود نداره پوارو

964
00:51:28,522 --> 00:51:31,081
ولي اون پسر بارها پيش شما اومده

965
00:51:31,082 --> 00:51:34,242
بله درسته
ولي من اونو به طور غير رسمي ويزيت ميكردم

966
00:51:35,362 --> 00:51:37,922
هيچ مبلغي دريافت نميكردم
پس هيچ پرونده اي هم وجود نداره

967
00:51:38,882 --> 00:51:40,921
هيچ پولي نميگرفتي ؟

968
00:51:40,922 --> 00:51:43,161
خب ، نه از طريق معمول

969
00:51:43,162 --> 00:51:47,601
متاسفم منظورت رو نميفهمم -
اون زن هيچ پولي نداشت پوارو -

970
00:51:47,602 --> 00:51:51,361
ببين من زياد روي احساساتم كنترل ندارم

971
00:51:51,362 --> 00:51:53,362
مجبورم باهاش كنار بيام

972
00:51:55,602 --> 00:51:57,641
متوجه ام

973
00:51:57,642 --> 00:52:00,481
ولي من فقط ميخوام در مورد دزموند بدونم

974
00:52:00,482 --> 00:52:02,482
اون چطور فردي بود ؟

975
00:52:04,682 --> 00:52:07,042
داراي قدرت خارق العاده به ياد آوردن گذشته بود

976
00:52:08,002 --> 00:52:11,441
ميتونست كوچكترين جزئيات دوران كودكيش رو بگه

977
00:52:11,442 --> 00:52:13,481
ولي اعتماد به نفس نداشت

978
00:52:13,482 --> 00:52:17,201
فكر ميكنم در مورد يك شخص خاص
وسواس فكري پيدا كرده بود

979
00:52:17,202 --> 00:52:20,561
نميدونم كي بوده ..... يك زن يا يه پيرزن ؟

980
00:52:20,562 --> 00:52:22,641
يك كنم يك زن فرانسوي بود

981
00:52:22,642 --> 00:52:24,681
زيزي ... يا سوزي

982
00:52:24,682 --> 00:52:27,041
در اون زمان دختره 25 ساله و پسره 15 ساله بودن

983
00:52:28,042 --> 00:52:31,442
منظورت اينه اونا عاشق هم بودند ؟

984
00:52:32,922 --> 00:52:34,922
بله ميشه اينو گفت

985
00:52:36,362 --> 00:52:39,562
نه اينكه من در مورد اون احساس خاص زياد بدونم

986
00:52:44,642 --> 00:52:46,761
من با دختر خونده ام سليا صحبت كردم

987
00:52:46,762 --> 00:52:49,681
واقعا ؟ خوبه ، چي گفت ؟

988
00:52:49,682 --> 00:52:52,641
اول يه نفر هست كه ميخوام ببيني

989
00:52:52,642 --> 00:52:55,961
خانم بورتون كاكس ايشون آقاي پوارو هستند

990
00:52:55,962 --> 00:52:58,962
آقاي پوارو ... دستيار منه

991
00:53:01,562 --> 00:53:03,601
مفتخرم خانم

992
00:53:03,602 --> 00:53:05,841
اون فرانسوي ـه ؟
من از فرانسوي ها خوشم نمياد

993
00:53:05,842 --> 00:53:07,881
نه خانم من بلژيكي ام

994
00:53:07,882 --> 00:53:10,602
شما نگران ازدواج پسرتون

995
00:53:10,603 --> 00:53:13,321
دزوند با خانم سليا ريونزكرافت بوديد ؟

996
00:53:13,322 --> 00:53:15,361
درسته

997
00:53:15,362 --> 00:53:18,721
جووناي امروزي براي همه چي عجله دارند

998
00:53:18,722 --> 00:53:22,122
ولي به نظرم مهمه كه گذشته آدما رو بدوني
مگه نه ؟

999
00:53:23,562 --> 00:53:25,601
گذشته رواني افراد

1000
00:53:25,602 --> 00:53:30,441
قطعا ريسك هاي خاصي وجود داره
كه آدم نبايد بهش دست بزنه

1001
00:53:30,442 --> 00:53:32,642
ولي افرادي كه قراره ريسك كنن

1002
00:53:32,643 --> 00:53:34,841
سليا و دزموند هستند
نه شما خانم

1003
00:53:34,842 --> 00:53:36,681
ببخشيد ؟

1004
00:53:36,682 --> 00:53:38,721
دزموند پسر واقعي شما نيست

1005
00:53:38,722 --> 00:53:40,562
اين چه ربطي به ماجرا داره ؟

1006
00:53:40,563 --> 00:53:42,601
وقتي بچه بود شما شخصاً ازش مراقبت كرديد ؟

1007
00:53:42,602 --> 00:53:44,881
معلوم كه كردم
... خانم اوليور من

1008
00:53:44,882 --> 00:53:48,041
حتما از يكي كمك گرفتيد -
كمك ؟ چرا بايد كمك ميخواستم ؟ -

1009
00:53:48,042 --> 00:53:50,401
من مادرشم -
شايد مواقعي كه به تعطيلات ميرفتيد -

1010
00:53:50,402 --> 00:53:52,762
اوه البته موقع تعطيلات اون

1011
00:53:52,763 --> 00:53:55,121
ميرفت پيش يه عده در سافولك

1012
00:53:55,122 --> 00:53:57,402
و در سافولك تحت مراقبت يك دختر فرانسوي بود

1013
00:53:57,403 --> 00:53:59,682
زلي
زلي روزل

1014
00:54:02,442 --> 00:54:04,481
به اندازه كافي شنيدم

1015
00:54:04,482 --> 00:54:06,521
! خداحافظ

1016
00:54:06,522 --> 00:54:09,922
چه اتفاقي بين دزموند و سليا روزل افتاد خانم ؟

1017
00:54:10,842 --> 00:54:14,641
...شما دو نفر اصلا ميدونيد چه احساسي داره

1018
00:54:14,642 --> 00:54:18,881
وقتي كه بچه تون به شما نگاه كنه و جيغ بكشه؟

1019
00:54:18,882 --> 00:54:21,002
بعد از اينكه چند ماه رو با يك

1020
00:54:21,003 --> 00:54:23,121
پرستار گذرونده
من نميتونستم هيچ كاري بكنم

1021
00:54:23,122 --> 00:54:26,921
اون يك شيطان در زندگي گذشته پسرمه

1022
00:54:26,922 --> 00:54:30,601
و من بايد مطمئن ميشدم كه ترتيب اون زن داده ميشه

1023
00:54:30,602 --> 00:54:33,602
اون پسر منه و من تصميم ميگيرم بايد چيكار كنه

1024
00:54:38,242 --> 00:54:41,922
خانم ها و آقايون 5 دقيقه تا شروع تك نوازي

1025
00:54:43,842 --> 00:54:45,881
خانم سليا -
آقاي پوارو -

1026
00:54:45,882 --> 00:54:50,521
خانم عذر ميخوام كه ميپرسم

1027
00:54:50,522 --> 00:54:52,561
ميدونيد دورتيا چطور مرد ؟

1028
00:54:52,562 --> 00:54:55,481
بله ميدونم -
و همينطور بچه هاي خاله تون -

1029
00:54:55,482 --> 00:54:58,321
اون دختر يا پسر كوچولو كه غرق شدند ؟

1030
00:54:58,322 --> 00:55:00,322
قرار شد در مورش حرف نزنيم

1031
00:55:01,242 --> 00:55:03,562
ولي شايد اونا هم توسط

1032
00:55:03,563 --> 00:55:05,881
پرستار شما زلي مراقبت ميشدند

1033
00:55:05,882 --> 00:55:08,041
نه زلي فقط از من و دزموند مراقبت كرده

1034
00:55:08,042 --> 00:55:10,881
ولي اون آخر سر براي كمك به مادرتون برگشته بود

1035
00:55:10,882 --> 00:55:14,601
و همينطور براي پدر مرحومتون تايپ ميكرد مگه نه ؟

1036
00:55:14,602 --> 00:55:15,641
بله

1037
00:55:15,642 --> 00:55:17,722
و رابطه پدر شما

1038
00:55:17,723 --> 00:55:19,801
با موسسه ويلوبي در چه حدي بوده ؟

1039
00:55:19,802 --> 00:55:23,761
موسسه ويلوبي ديگه كجاست ؟ -
همونجا كه خاله تون درمان شد -

1040
00:55:23,762 --> 00:55:25,801
من هيچي درموردش نميدونم -
باشه -

1041
00:55:25,802 --> 00:55:27,841
... خب

1042
00:55:27,842 --> 00:55:31,441
خانم ، لطفا با دقت فكر كنيد

1043
00:55:31,742 --> 00:55:36,061
آيا امكانش هست كه يه نفر ديگه

1044
00:55:36,062 --> 00:55:38,901
دز زمان مرگ والدينتون بالاي اون صخره بوده باشه ؟

1045
00:55:38,902 --> 00:55:41,941
كسي كه پليس در موردش نميدونسته

1046
00:55:41,942 --> 00:55:44,422
فكر نميكنم ممكن باشه
چون اگه بود

1047
00:55:44,423 --> 00:55:46,901
زلي حتما اينو به پليس ميگفت مگه نه ؟

1048
00:55:46,902 --> 00:55:48,941
بله

1049
00:55:48,942 --> 00:55:51,901
آيا هنوز با زلي ارتباط داريد ؟

1050
00:55:51,902 --> 00:55:55,341
چندين بار براش نامه فرستادم
ولي همه ي اونا برگشت خوردن

1051
00:55:55,342 --> 00:55:57,381
انگار اون ناپديد شده

1052
00:55:57,382 --> 00:56:00,701
خيلي دوست دارم ببينمش
اون شخصيت فوق العاده اي داشت

1053
00:56:00,702 --> 00:56:03,341
و دزموند هم براش نامه نوشته ؟ -
چطور ميتونست ؟ -

1054
00:56:03,342 --> 00:56:05,381
ما كه نميدونيم كجا زندگي ميكنه

1055
00:56:05,382 --> 00:56:08,501
خود شما چي آيا بعد از اون جريان
بالاي اون صخره رفتيد ؟

1056
00:56:08,502 --> 00:56:10,541
نه

1057
00:56:10,542 --> 00:56:12,581
چطور ؟ به نظرتون بايد ميرفتم ؟

1058
00:56:12,582 --> 00:56:14,901
با ترس درونم روبرو ميشدم و از اينجور چيزا ؟

1059
00:56:14,902 --> 00:56:16,941
خانم ها و آقايون

1060
00:56:16,942 --> 00:56:18,942
لطفا روي صندلي هاتون بشينيد

1061
00:56:24,302 --> 00:56:26,341
خانم اوليور -
خيلي متاسفم -

1062
00:56:26,342 --> 00:56:28,381
همه الان نشستند-
واقعا ببخشيد -

1063
00:56:28,382 --> 00:56:30,421
سليا هم هست ؟ -
آره -

1064
00:56:30,422 --> 00:56:32,661
خوبه خيلي خوبه
نه نه آقا -

1065
00:56:32,662 --> 00:56:34,701
مرسي

1066
00:56:34,702 --> 00:56:37,261
كليد حل اين معما زلي ـه

1067
00:56:37,262 --> 00:56:39,262
ولي چطور پيداش كنيم ؟

1068
00:56:43,382 --> 00:56:46,301
خانم ريونزكرافت لطف كردي اومدي

1069
00:56:46,302 --> 00:56:48,302
به الماس هاش نگاه كن

1070
00:57:03,822 --> 00:57:06,742
ميخواد بدون گروه موزيك بنوازه
همشمندانه ست

1071
00:57:21,142 --> 00:57:23,162
يه دختر خارجي وجود داشت

1072
00:57:23,163 --> 00:57:25,181
وقتي بچه بودم پرستارم بود

1073
00:57:25,182 --> 00:57:27,221
موقع بيماري مامان براي كمك بهش برگشت

1074
00:57:27,222 --> 00:57:28,902
من يه جور وابستگي به

1075
00:57:28,903 --> 00:57:30,581
يه نفر داشتم و نميخواستم رهاش كنم

1076
00:57:30,582 --> 00:57:32,342
بعد از بودن با

1077
00:57:32,343 --> 00:57:34,101
اون پرستار عزيزش
من هيچكاري نميتونستم بكنم

1078
00:57:34,102 --> 00:57:36,261
ما نميدونيم كجا زندگي ميكنه
همه ي نامه هام برگشت خوردن

1079
00:57:36,262 --> 00:57:38,262
اون ناپديد شده

1080
00:57:52,182 --> 00:57:54,182
خيلي عالي بود

1081
00:58:04,462 --> 00:58:07,181
وقفه چقدره ؟

1082
00:58:07,182 --> 00:58:09,221
! خودشه

1083
00:58:09,222 --> 00:58:11,342
! چطور تونستم انقدر احمق باشم ؟

1084
00:58:13,542 --> 00:58:15,542
لذت بردي آريادني ؟

1085
00:58:25,102 --> 00:58:27,621
لطفا ببخشيد مزاحم شدم آقا

1086
00:58:27,622 --> 00:58:29,802
پوارو . واقعا الان وقت صحبت ندارم

1087
00:58:29,803 --> 00:58:31,981
قراره براي دور دوم بريم روي صحنه

1088
00:58:31,982 --> 00:58:34,042
نه ! امكانش نيست

1089
00:58:34,043 --> 00:58:36,102
كه بخواي بقيه كنسرت رو برگزار كني

1090
00:58:37,942 --> 00:58:41,581
مگه اينكه آدرس خانم زلي روزل رو بهم بدي

1091
00:58:41,582 --> 00:58:43,862
چي داري ميگي ؟ من نميدونم -
چرا ميدوني -

1092
00:58:45,542 --> 00:58:47,861
يادم نمياد
ببين ما بايد ادامه بديم

1093
00:58:47,862 --> 00:58:49,882
تو حافظه خوبي داري

1094
00:58:49,883 --> 00:58:51,901
حافظه تو مثل يك فيل ميمونه

1095
00:58:51,902 --> 00:58:53,862
من همين الان ازت

1096
00:58:53,863 --> 00:58:55,821
! آدرس خانم زولي روزل رو ميخوام

1097
00:58:55,822 --> 00:58:58,702
آقاي بورتون كاكس وقتشه بيايد

1098
00:59:16,142 --> 00:59:18,142
مرسي آقا

1099
00:59:22,702 --> 00:59:24,702
! تاكسي

1100
00:59:25,542 --> 00:59:27,581
آقاي پوارو

1101
00:59:27,582 --> 00:59:29,821
بيل گاروي هستم -
بازرس -

1102
00:59:29,822 --> 00:59:33,541
اينم "اسپرت" ـه
زنم اين اسمو براش گذاشته

1103
00:59:33,542 --> 00:59:36,461
بعد اون مرد و من گير اين سگ افتادم

1104
00:59:36,462 --> 00:59:39,581
بازرس بيل بهم گفت مياي اينجا

1105
00:59:39,582 --> 00:59:41,621
گفت اينو برسونم دستت

1106
00:59:41,622 --> 00:59:43,741
خودش سر يه پرونده درگير بود -
مرسي -

1107
00:59:43,742 --> 00:59:46,501
ببخشيد كه انقدر توي زحمت افتادي

1108
00:59:46,502 --> 00:59:49,021
نه اصلا زحمتي نبود
شب بخير

1109
00:59:49,022 --> 00:59:51,061
بيا اسپرت

1110
00:59:51,062 --> 00:59:53,101
بازرس

1111
00:59:53,102 --> 00:59:55,141
در مورد اسپرت بهم بگيد

1112
00:59:55,142 --> 00:59:57,181
اون گاز ميگيره ؟

1113
00:59:57,182 --> 00:59:59,581
بعضي وقتا پشت خودش رو گاز ميگيره

1114
00:59:59,582 --> 01:00:01,621
آره زياد باهوش نيست

1115
01:00:01,622 --> 01:00:04,302
آيا به خاطر داريد كه سگ ژنرال

1116
01:00:04,303 --> 01:00:06,981
و خانم ريونزكرافت هم گاز ميگرفت ؟

1117
01:00:06,982 --> 01:00:09,501
به نكته جالبي اشاره كردي

1118
01:00:09,502 --> 01:00:12,062
خدمتكار خونه گفت كه سگ

1119
01:00:12,063 --> 01:00:14,621
چند روز قبل از حادثه به خانم حمله كرده

1120
01:00:14,622 --> 01:00:18,341
و وقتي جسدش رو كالبدشكافي ميكرديم

1121
01:00:18,342 --> 01:00:22,341
حاي گازگرفتگي سگ روش وجود داشت
مال يك يا دو هفته قبل بود

1122
01:00:22,342 --> 01:00:24,742
پس اون سگ باهوش بوده مگه نه ؟

1123
01:00:25,982 --> 01:00:27,021
مرسي

1124
01:00:27,022 --> 01:00:29,061
!تاكسي

1125
01:00:29,062 --> 01:00:31,101
با اين عجله كجا ميري ؟

1126
01:00:31,102 --> 01:00:33,182
! پاريس
برو عمارت وايت هيون

1127
01:00:33,183 --> 01:00:35,261
بعد هم ايستگاه قطار ويكتوريا

1128
01:00:35,262 --> 01:00:37,262
فوراً -
بسيار خب قربان -

1129
01:01:22,140 --> 01:01:24,499
تا يه لحظه ديگه ميام آقا

1130
01:01:24,500 --> 01:01:26,500
مرسي

1131
01:01:37,100 --> 01:01:39,100
هركول پوارو

1132
01:01:41,540 --> 01:01:44,940
آيا اينجا منزل خانم زلي روزل ـه ؟

1133
01:01:56,700 --> 01:01:59,260
همونطور كه در تلگراف ام بهتون گفته بودم

1134
01:01:59,261 --> 01:02:01,819
ميخوام در مورد خانم و آقاي ريونزكرافت ازتون بپرسم

1135
01:02:01,820 --> 01:02:04,139
شنيدم كه براي اونا كار ميكرديد

1136
01:02:04,140 --> 01:02:07,019
بله من پرستار سليا بودم

1137
01:02:07,020 --> 01:02:10,419
شما اون پسره رو هم ميشناختيد
دزموند بورتون كاكس

1138
01:02:10,420 --> 01:02:13,700
بله هنوز با هم ارتباط داريم -
ولي مخفيانه درسته ؟ -

1139
01:02:14,980 --> 01:02:17,019
مادرش مخالف ـه

1140
01:02:17,020 --> 01:02:20,259
هيچ دليلي براي مخالفت وجود نداره
ما فقط دوست هستيم

1141
01:02:20,260 --> 01:02:22,299
اون و سليا قراره ازدواج كنن

1142
01:02:22,300 --> 01:02:25,099
بهم گفته
براشون خوشحالم

1143
01:02:25,100 --> 01:02:27,659
ولي مشكلاتي سر راهشون وجود داره

1144
01:02:27,660 --> 01:02:30,480
خانواده دزموند از خانم سليا خواستن

1145
01:02:30,481 --> 01:02:33,299
كه دقيقاً بهشون بگه اون روز بالاي صخره چه اتفاقي افتاده

1146
01:02:33,300 --> 01:02:36,139
اتفاقي كه 13 سال ازش گذشته -
ولي اون نميتونه چنين كاري كنه -

1147
01:02:36,140 --> 01:02:38,179
چون چيزي نميدونه

1148
01:02:38,180 --> 01:02:40,819
توصيه شده بود كه هيچي از اين ماجرا بهش نگن

1149
01:02:40,820 --> 01:02:43,779
اون فقط يه بچه بود و نميتونست اينو درك كنه

1150
01:02:43,780 --> 01:02:45,819
ولي الان به اندازه كافي بزرگ شده

1151
01:02:45,820 --> 01:02:48,259
چي رو بايد بفهمه آقا ؟

1152
01:02:48,260 --> 01:02:50,299
اون اتفاق يه خودكشي دو نفره بود

1153
01:02:50,300 --> 01:02:52,739
و شما هم اينو قبول داريد ؟

1154
01:02:52,740 --> 01:02:54,940
اين چيزيه كه پليس باور داره

1155
01:02:57,700 --> 01:03:01,219
پس هيچ چيزي وجود نداره كه به من بگيد خانم روزل ؟

1156
01:03:01,220 --> 01:03:03,259
متاسفانه نه

1157
01:03:03,260 --> 01:03:05,260
اين ماجرا مال خيلي وقت پيش ـه

1158
01:03:12,180 --> 01:03:15,739
قبل از اون اتفاق شما چه مدتي اونجا زندگي ميكرديد ؟

1159
01:03:15,740 --> 01:03:18,699
دو ماه -
و خواهر خانم ريونزكرافت چي -

1160
01:03:18,700 --> 01:03:22,539
دورتيا جارو ، اونم در زمان حادثه اونجا زندگي ميكرد مگه نه ؟

1161
01:03:22,540 --> 01:03:24,700
شما دقيقا چي ميدونيد ؟

1162
01:03:34,940 --> 01:03:36,979
بايد تموم بشه
تو كه اينو درك ميكني ؟

1163
01:03:36,980 --> 01:03:39,019
آره

1164
01:03:39,020 --> 01:03:41,020
هميشه اينطوري تموم ميشه

1165
01:03:42,420 --> 01:03:44,459
خيلي متاسفم عزيزم

1166
01:03:44,460 --> 01:03:46,499
مردهايي مثل تو هميشه متاسف هستند

1167
01:03:46,500 --> 01:03:49,660
ولي فكرشم نكن
مشكلي برام پيش نمياد

1168
01:03:51,780 --> 01:03:53,979
ميتونم كمكتون كنم ؟ -
بله ممنون -

1169
01:03:53,980 --> 01:03:55,980
فكر كنم بتونيد

1170
01:03:58,380 --> 01:04:00,900
ميخواستم بدونم كه در پرونده هاتون

1171
01:04:00,901 --> 01:04:03,419
در مورد درمان دوريتا جارو ، چي نوشته

1172
01:04:03,420 --> 01:04:05,539
ميشه بپرسم كارتون باهاش چيه ؟

1173
01:04:05,540 --> 01:04:07,859
اون خاله ام بود
من سليا ريونزكرافت هستم

1174
01:04:07,860 --> 01:04:10,419
فكر كنم يه اتفاقات جالبي داره ميوفته -
باشه -

1175
01:04:10,420 --> 01:04:12,459
بسيار خب

1176
01:04:12,460 --> 01:04:14,460
بيا يه نگاه بندازيم

1177
01:04:18,020 --> 01:04:21,339
دورتيا جارو به خاطر بيماري رواني تحت درمان بود

1178
01:04:21,340 --> 01:04:23,859
و در درمانش پيشرفت وجود داشت مگه نه ؟

1179
01:04:23,860 --> 01:04:25,899
بله

1180
01:04:25,900 --> 01:04:28,340
و به نفعش بود كه

1181
01:04:28,341 --> 01:04:30,779
يه مدت در كنار خانوادش باشه

1182
01:04:30,780 --> 01:04:33,980
دورتيا و مارگارت بهم علاقه داشتند ؟

1183
01:04:36,620 --> 01:04:38,620
يه پيوندي بينشون وجود داشت

1184
01:04:39,980 --> 01:04:41,980
پيوند عشق و وابستگي به همديگه

1185
01:04:44,340 --> 01:04:46,340
و اونا از هر لحاظ شبيه هم بودند

1186
01:04:47,740 --> 01:04:49,779
ببخشيد

1187
01:04:49,780 --> 01:04:54,260
ولي در بين دو قلوها اين پيوند عشقي

1188
01:04:55,980 --> 01:04:58,420
اگه در اثر اتفاقي گسسته بشه

1189
01:04:58,421 --> 01:05:00,859
براي هميشه از هم جدا ميشن

1190
01:05:00,860 --> 01:05:02,860
اوه بله ميدونم

1191
01:05:04,860 --> 01:05:06,860
و عشق به آساني ميتونه به نفرت تبديل بشه

1192
01:05:08,060 --> 01:05:10,220
و براي آدم آسونتره كه از كسي كه

1193
01:05:10,221 --> 01:05:12,380
زماني عاشقش بوده ، متنفر بشه
تا اينكه بي تفاوت بمونه

1194
01:05:16,220 --> 01:05:18,220
از روي تجربه صحبت ميكنيد ؟

1195
01:05:19,820 --> 01:05:21,820
در مورد دورتيا جارو برام بگيد

1196
01:05:23,180 --> 01:05:25,499
زماني كه در آمريكا زندگي ميكرد اوضاع بدي داشت

1197
01:05:25,500 --> 01:05:28,499
بعد حين درمانش دچار پيشرفت هايي شد

1198
01:05:28,500 --> 01:05:30,500
ولي بنظر ميرسيد زياد موثر نبوده

1199
01:05:31,620 --> 01:05:33,620
اون هرگز خوشبخت نبود

1200
01:05:34,980 --> 01:05:37,339
و نفرت زيادي نسبت به بچه ها داشت

1201
01:05:37,340 --> 01:05:41,219
بله و اين باعث شد اون حادثه رخ بده مگه نه ؟

1202
01:05:41,220 --> 01:05:43,200
من شنيدم كه در زندگيش چه اتفاقاتي افتاده

1203
01:05:43,201 --> 01:05:45,179
شنيدم در هند چي شده

1204
01:05:45,180 --> 01:05:47,499
من در اين مورد اطلاعي ندارم

1205
01:05:47,500 --> 01:05:49,520
نه ولي وقايع ديگه اي هست

1206
01:05:49,521 --> 01:05:51,539
كه ازش اطلاع داري مگه نه ؟

1207
01:05:51,540 --> 01:05:53,480
بهتره نيست بزاريم اين مسائل

1208
01:05:53,481 --> 01:05:55,420
همونطور كه بوده باقي بمونه ؟

1209
01:05:57,020 --> 01:06:01,179
خانم اتفاقي كه اونروز بالاي صخره افتاد

1210
01:06:01,180 --> 01:06:04,739
ممكنه يك خودكشي دو نفره باشه
ممكنه قتل باشه

1211
01:06:04,740 --> 01:06:07,899
ممكنه هر كدوم از اين احتمالات بوده باشه

1212
01:06:07,900 --> 01:06:11,459
ولي با توجه به چيزايي كه گفتيد و من متوجه شدم

1213
01:06:11,460 --> 01:06:15,460
بنظرم شما ميدونيد اونروز واقعا چي شده

1214
01:06:16,620 --> 01:06:19,420
همچنين ميدونيد هفته ي قبلش چه اتفاقي افتاده

1215
01:06:22,180 --> 01:06:24,219
من نميتونم چيزي به شما بگم

1216
01:06:24,220 --> 01:06:26,220
متاسفم

1217
01:06:29,580 --> 01:06:31,699
اونروز يه نفر ديگه اونجا بود ؟

1218
01:06:31,700 --> 01:06:34,059
كسي كه پليس از وجودش بي خبره ؟

1219
01:06:34,060 --> 01:06:36,060
نه

1220
01:06:38,060 --> 01:06:40,099
فكر كنم داري دروغ ميگي

1221
01:06:40,100 --> 01:06:43,539
ژنرال ريونزكرافت اول عاشق دورتيا بوده

1222
01:06:43,540 --> 01:06:45,579
بعد نظرش عوض ميشه

1223
01:06:45,580 --> 01:06:47,899
و با خواهر دوقلوش مارگارت ازدواج ميكنه

1224
01:06:47,900 --> 01:06:50,980
به نظرتون اينكار چه تاثيري روي دورتيا گذاشته ؟

1225
01:06:52,020 --> 01:06:54,739
به نظرم نابودش كرده آقا

1226
01:06:54,740 --> 01:06:56,779
و ژنرال اينو متوجه شده

1227
01:06:56,780 --> 01:06:59,939
بله . اون ميدونست

1228
01:06:59,940 --> 01:07:01,940
اون آدم خوش قلبي بود

1229
01:07:03,620 --> 01:07:06,059
و فكر ميكنم شما هم عاشق اون بوديد

1230
01:07:06,060 --> 01:07:08,099
شما نبايد با من اينطوري صحبت كنيد

1231
01:07:08,100 --> 01:07:11,939
نه نه خانم من كه نگفتم
شما باهاش رابطه عاشقانه داشتيد

1232
01:07:11,940 --> 01:07:14,460
فقط گفتم شما عاشقش بوديد

1233
01:07:17,620 --> 01:07:20,420
آدم ميتونه عاشق بشه و خدمت كنه
و با اين وجود خوشنود باشه

1234
01:07:21,780 --> 01:07:23,780
حتي اگه طرف مقابل دوسش نداشته باشه

1235
01:07:25,380 --> 01:07:27,380
شما بهش خدمت كرديد خانم

1236
01:07:28,380 --> 01:07:31,700
شما در يك نقطه بحراني از زندگيش
وفادارانه بهش خدمت كرديد

1237
01:07:40,420 --> 01:07:42,459
بهم بگيد چه اتفاقي افتاد

1238
01:07:42,460 --> 01:07:44,499
ميدونم كه خبر داريد

1239
01:07:44,500 --> 01:07:48,219
شما جلوي پليس تظاهر كرديد
كه فقط مقداري انگيسي بلديد

1240
01:07:48,220 --> 01:07:51,019
سپس فوراً اون محل رو ترك كرديد

1241
01:07:51,020 --> 01:07:53,280
ولي شما اونجا بوديد و بايد

1242
01:07:53,281 --> 01:07:55,539
به من بگيد كه ديگه كي اونجا خونه بود

1243
01:07:55,540 --> 01:07:57,579
چرا بايد چيزي بگم ؟

1244
01:07:57,580 --> 01:07:59,580
زندگي من اونروز نابود شد

1245
01:08:00,740 --> 01:08:02,740
طوري كه انگار به من شليك شده بود

1246
01:08:04,340 --> 01:08:06,379
من خودم رو مخفي كردم

1247
01:08:06,380 --> 01:08:09,219
اينجا در يك خيابون دورافتاده در پاريس

1248
01:08:09,220 --> 01:08:11,259
من هيچ زندگي نداشتم

1249
01:08:11,260 --> 01:08:13,260
چرا الان بايد حرف بزنم ؟

1250
01:08:15,180 --> 01:08:17,540
چون تو خوش قلب هستي زلي

1251
01:08:19,180 --> 01:08:22,380
و چون سليا و دزموند بايد حقيقت رو بدونن

1252
01:08:27,700 --> 01:08:32,940
خانم من و تو در زندگيمون ازدواج نكرديم

1253
01:08:35,100 --> 01:08:37,100
ممكنه هرگز ازدواج نكنيم

1254
01:08:39,820 --> 01:08:41,820
ولي اونا بايد اينكارو بكنن

1255
01:08:48,000 --> 01:08:58,962
<font color=#00ffff>.::WWW.IMDB-DL.COM::.</font>

1256
01:09:00,500 --> 01:09:02,659
اميدوارم در پاريس بهت خوش گذشته باشه

1257
01:09:02,660 --> 01:09:06,379
رفه بودم اداره پست
اينم سوابقي كه ميخواستي

1258
01:09:06,380 --> 01:09:08,380
مرسي خانم

1259
01:09:14,620 --> 01:09:16,659
خوبه

1260
01:09:16,660 --> 01:09:18,980
و پوارو هم يك سند براي شما داره

1261
01:09:20,460 --> 01:09:22,760
اين سند وصيت نامه و ارثيه اي ـه

1262
01:09:22,761 --> 01:09:25,060
كه مادر واقعي دزموند براش گذاشته

1263
01:09:27,180 --> 01:09:31,499
نمايندگي اون بر عهده ي خانم بورتون كاكس ـه

1264
01:09:31,500 --> 01:09:35,619
و وكيلش به عنوان امانت

1265
01:09:35,620 --> 01:09:37,659
... تا وقتي كه

1266
01:09:37,660 --> 01:09:40,220
تا وقتي به سن 25 سالگي برسه

1267
01:09:40,221 --> 01:09:42,779
يا زماني كه ازدواج كنه
هر كدوم كه زودتر شد

1268
01:09:42,780 --> 01:09:45,619
پس اگه با سليا ازدواج كنه اون ثروت بهش ميرسه

1269
01:09:45,620 --> 01:09:47,620
بله

1270
01:09:49,140 --> 01:09:51,920
ولي اين چه ربطي داره به اينكه

1271
01:09:51,921 --> 01:09:54,699
خانم بورتون كاكس بخواد در مورد مرگ ريونزكرافت ها بدونه ؟

1272
01:09:54,700 --> 01:09:58,139
اون اصلا به مرگ ريونزكرافت ها اهميتي نميده

1273
01:09:58,140 --> 01:10:00,699
فقط قصد داره از ازدواج دزموند جلوگيري كنه

1274
01:10:00,700 --> 01:10:02,739
چرا ؟

1275
01:10:02,740 --> 01:10:04,059
... چون

1276
01:10:04,060 --> 01:10:06,280
چون پول دزموند رو بالا كشيده

1277
01:10:06,281 --> 01:10:08,499
و ميخواد قبل از اينكه متوجه بشه اونو برگردونه

1278
01:10:08,500 --> 01:10:11,019
... پس اگه الان با سليا ازدواج كنه -
دستش رو ميشه -

1279
01:10:11,020 --> 01:10:13,899
ببخشيد ... من سليا رو گم كردم

1280
01:10:13,900 --> 01:10:17,459
نگرانشم . اون يه چيزي در مورد رفتن به ايستبورن گفت

1281
01:10:17,460 --> 01:10:19,899
و تطهير كردن ارواح و از اينجور مزخرفا

1282
01:10:19,900 --> 01:10:23,619
اين اتفاق درست بعد از بازگشتش از موسسه ويلوبي افتاد

1283
01:10:23,620 --> 01:10:26,059
اون رفته بود موسسه ويلوبي ؟

1284
01:10:26,060 --> 01:10:28,099
و حالا رفته ايستبورن ؟

1285
01:10:28,100 --> 01:10:30,300
پس اون در خطره ! بايد عجله كنيم

1286
01:11:23,740 --> 01:11:25,740
سلام ؟

1287
01:11:35,980 --> 01:11:38,019
ببخشيد ؟

1288
01:11:38,020 --> 01:11:40,339
ببخشيد . اينجا چي كار ميكني ؟

1289
01:11:40,340 --> 01:11:42,379
... چرا داري

1290
01:11:50,100 --> 01:11:52,139
اون بالاست قربان ! خانم ريونزكرافت

1291
01:11:52,140 --> 01:11:54,179
! خانم ريونزكرافت

1292
01:11:54,180 --> 01:11:56,180
! كمك ! كمك

1293
01:12:01,900 --> 01:12:04,139
بيا چيزي نيست
گرفتمت

1294
01:12:04,140 --> 01:12:06,140
! تو بازداشتي

1295
01:12:09,860 --> 01:12:12,420
چيزي نيست الان در اماني

1296
01:12:26,502 --> 01:12:28,502
آقا ، خانم

1297
01:12:29,622 --> 01:12:31,902
سوال اصلي ما اينه

1298
01:12:33,662 --> 01:12:39,541
آيا مرگ ريونزكرافت ها خودكشي بوده ؟

1299
01:12:39,542 --> 01:12:41,581
يا قتل بوده ؟

1300
01:12:41,582 --> 01:12:45,422
چون يكي از اين دو بايد حقيقت داشته باشه

1301
01:12:46,462 --> 01:12:49,701
ولي پوارو به شما ميگه

1302
01:12:49,702 --> 01:12:51,741
كه هر دو حقيقت دارند

1303
01:12:51,742 --> 01:12:53,981
و متاسفانه خانم سليا

1304
01:12:53,982 --> 01:12:57,141
اين يك پايان تراژيك براي دو انسان ـه
كه عاشق هم بودند

1305
01:12:57,142 --> 01:12:59,142
و به خاطر اين عشق مردند

1306
01:13:00,702 --> 01:13:02,741
و شنيدنش براي شما خيلي سخته

1307
01:13:02,742 --> 01:13:04,742
من حاضرم -
خوبه -

1308
01:13:08,022 --> 01:13:11,541
زماني كه خانم اوليور براي ملاقات پيش دوستان قديميش رفت

1309
01:13:11,542 --> 01:13:13,901
پوارو در ابتدا هيچ توجهي نكرد

1310
01:13:13,902 --> 01:13:16,062
چون يك پرونده ي ديگه داشت كه به نظر

1311
01:13:16,063 --> 01:13:18,221
براش مهم تر بود

1312
01:13:18,222 --> 01:13:20,341
و به اين خاطر از شما عذر ميخوام خانم

1313
01:13:20,342 --> 01:13:23,181
چيزيكه شما در بازديد از سوسكس متوجه شديد

1314
01:13:23,182 --> 01:13:25,901
براي حل هر دو پرونده حياتي بود

1315
01:13:25,902 --> 01:13:28,421
يعني ميدونيد كي پروفسور ويلوبي رو كشته ؟

1316
01:13:28,422 --> 01:13:30,461
من يه نظريه اي دارم

1317
01:13:30,462 --> 01:13:32,501
تا ببينيم چي ميشه

1318
01:13:32,502 --> 01:13:34,822
وقتي فهميدم همه چيز

1319
01:13:34,823 --> 01:13:37,141
به موسسه ويلوبي اشاره داره

1320
01:13:37,142 --> 01:13:40,501
به يادداشت هاي خانم اوليور نگاهي انداختم

1321
01:13:40,502 --> 01:13:42,502
...به خاطرات گذشته ي

1322
01:13:43,502 --> 01:13:45,502
فيل ها

1323
01:13:46,422 --> 01:13:49,101
اولش به نظر بي ارزش بودند

1324
01:13:49,102 --> 01:13:51,141
ولي هر چيزي يه ارزشي داره

1325
01:13:51,142 --> 01:13:54,822
هر كسي يه چيزي  رو به ياد مياره

1326
01:13:56,102 --> 01:14:00,021
و سپس من از هر جزئيات كوچكي به جزئيات ديگه رسيدم

1327
01:14:00,022 --> 01:14:04,301
در ابتدا همه ي ما متوجه كلاه گيس ها شديم

1328
01:14:04,302 --> 01:14:06,341
كلاه گيس ؟

1329
01:14:06,342 --> 01:14:11,541
بله . ما شنيديم كه خانم ريونزكرافت 4 كلاه گيس داشته

1330
01:14:11,542 --> 01:14:15,461
!4تا
اين براي پوارو مثل يك معما بود

1331
01:14:15,462 --> 01:14:17,501
ممنون زلي

1332
01:14:17,502 --> 01:14:19,541
ما ميدونيم روزي كه مرد

1333
01:14:19,542 --> 01:14:21,622
خانم ريونزكرافت كلاه گيسي به سر گذاشت

1334
01:14:21,623 --> 01:14:23,701
كه داراي حلقه هاي فر بود

1335
01:14:23,702 --> 01:14:26,941
اين چه اهميتي داره ؟ ممكن بود 
هر كدوم از اونا رو استفاده كنه

1336
01:14:26,942 --> 01:14:29,301
بله ، ولي ما اين وسط سگ رو هم داريم

1337
01:14:29,302 --> 01:14:32,861
سگ ؟ كدوم سگ ؟ -
نه خانم سليا لطفا صبور باش -

1338
01:14:32,862 --> 01:14:36,861
اين سگ علاقه زيادي به خانم ريونزكرافت داشت

1339
01:14:36,862 --> 01:14:38,901
ولي در آخرين هفته هاي عمرش

1340
01:14:38,902 --> 01:14:41,341
اين سگ بيش از يك بار اونو گاز گرفته بود

1341
01:14:41,342 --> 01:14:44,062
منظورت اينه كه سگ ميدونست
 اون ميخواد مرتكب خودكشي بشه ؟

1342
01:14:45,142 --> 01:14:47,621
نه نه ، خيلي ساده تر از اين حرفاست

1343
01:14:47,622 --> 01:14:50,141
اين سگ چيزي رو ميدونست كه 
كسي ديگه ازش خبر نداشت

1344
01:14:50,142 --> 01:14:52,942
ميدونست كه اون زن خانم ريونزكرافت نيست

1345
01:14:55,062 --> 01:14:58,501
چهره اش شبيه اون بود و لباساي مارگارت تنش بود

1346
01:14:58,502 --> 01:15:00,541
همينطور كلاه گيس مارگارت

1347
01:15:00,542 --> 01:15:04,461
ولي سگ فقط با بو كشيدن افراد رو ميشناسه

1348
01:15:04,462 --> 01:15:07,621
و اين سگ تشخيص ميده كه اون زن 
خانم خونه نيست

1349
01:15:07,622 --> 01:15:09,702
پس اين زن كي بوده ؟

1350
01:15:10,982 --> 01:15:14,781
آيا خواهر دو قلوش دورتيا بوده ؟

1351
01:15:14,782 --> 01:15:16,901
ولي اين غير ممكنه اون مرده بود

1352
01:15:16,902 --> 01:15:19,262
بعد چيزي رو فهميدم كه

1353
01:15:19,263 --> 01:15:21,621
توسط خانم اوليور نظرم بهش جلب شد

1354
01:15:21,622 --> 01:15:24,082
اينكه خانم ريونزكرافت

1355
01:15:24,083 --> 01:15:26,541
در ماه هاي آخر عمرش در يك بيمارستان يا آسايشگاه بوده

1356
01:15:26,542 --> 01:15:29,181
بنظر ميرسيد اون بيماري سرطان داره

1357
01:15:29,182 --> 01:15:31,402
اين رو از اظهارات جوليا كاسترز

1358
01:15:31,403 --> 01:15:33,621
كه در دفترچه ي خودتون نوشته بوديد فهميدم خانم

1359
01:15:33,622 --> 01:15:36,341
پس ملاقاتش از بيمارستان از قلم ميوفته

1360
01:15:36,342 --> 01:15:39,301
فكر نكنم جوليا كاسترز خودش ميدونست
 در مورد چي داره حرف ميزنه

1361
01:15:39,302 --> 01:15:42,861
اهميتي نداره خانم چون وقتي ژنرال ريونزكرافت 

1362
01:15:42,862 --> 01:15:45,701
دورتيا رو كنار ميزاره و با خواهرش ازدواج ميكنه

1363
01:15:45,702 --> 01:15:47,821
دورتيا دچار حسادت ميشه

1364
01:15:47,822 --> 01:15:52,341
و زندگيش همونطور كه گفتيد ... نابود ميشه

1365
01:15:52,342 --> 01:15:54,662
و دلايلي هست كه نشون ميده

1366
01:15:54,663 --> 01:15:56,981
يك يا دو بچه به دست اون كشته شدند

1367
01:15:56,982 --> 01:16:00,301
و ژنرال اين وسط دچار احساس گناه ميشه

1368
01:16:00,302 --> 01:16:03,741
و به موسسه ويلوبي پول ميده تا اونو درمان كنن

1369
01:16:03,742 --> 01:16:05,722
شما ميگيد كه

1370
01:16:05,723 --> 01:16:07,701
اون زن ديوونه به ريونزكرافت ها شليك كرده ؟

1371
01:16:07,702 --> 01:16:10,022
نه آقا اينطور نيست

1372
01:16:13,662 --> 01:16:17,462
خانم سليا اميدوارم اين حقيقت زياد شما رو آزار نده

1373
01:16:19,982 --> 01:16:23,022
اين دورتيا بود كه مادر شما رو كشت

1374
01:16:24,182 --> 01:16:27,341
اونا اغلب شب ها با هم ميرفتند پياده روي

1375
01:16:27,342 --> 01:16:30,021
ولي يك شب دورتيا تنها برميگرده خونه

1376
01:16:30,022 --> 01:16:33,061
حتما فرار كرده -
! اون همينجوري فرار نميكنه دورتيا -

1377
01:16:33,062 --> 01:16:35,662
! اون زن منه 
بگو باهاش چيكار كردي ؟

1378
01:16:37,302 --> 01:16:39,341
بايد خودمون بريم ببينيم چي شده

1379
01:16:39,342 --> 01:16:42,821
كجا رفته بوديد پياده روي ؟ -
همونجا كه هميشه ميريم -

1380
01:16:42,822 --> 01:16:44,941
يه اتفاقي براي مارگارت افتاده

1381
01:16:44,942 --> 01:16:46,942
بيا بريم زلي

1382
01:16:49,942 --> 01:16:52,422
خانم ريونزكرافت كجايي ؟ -
! مارگارت -

1383
01:16:54,142 --> 01:16:56,181
! مارگارت

1384
01:16:56,182 --> 01:16:58,182
! مارگارت

1385
01:17:05,182 --> 01:17:07,221
! مارگارت 
بيا

1386
01:17:07,222 --> 01:17:09,261
بايد بريم پايين صخره

1387
01:17:09,262 --> 01:17:11,262
! مارگارت

1388
01:17:13,302 --> 01:17:15,302
! مارگارت

1389
01:17:17,622 --> 01:17:19,661
مارگارت چي شده ؟

1390
01:17:19,662 --> 01:17:21,701
كارِ خواهرت بود ؟

1391
01:17:21,702 --> 01:17:24,021
تقصير خودش نيست آلستير -
! لعنت بهش -

1392
01:17:24,022 --> 01:17:26,061
اون چيكار كرد ؟

1393
01:17:26,062 --> 01:17:28,062
منو هل داد

1394
01:17:29,662 --> 01:17:31,662
اون نميدونه داره چيكار ميكنه

1395
01:17:33,062 --> 01:17:35,101
ميدونم اوضاع من خرابه زلي

1396
01:17:35,102 --> 01:17:37,141
ميدونم كه ميميرم -
نه -

1397
01:17:37,142 --> 01:17:39,941
الان دكتر خبر ميكنم -
وقتي براي اينكار نداريم -

1398
01:17:39,942 --> 01:17:41,982
لطفا نزار اون براي اينكارش عذاب بكشه

1399
01:17:43,022 --> 01:17:45,661
نزار دوباره براي درمان ببرنش

1400
01:17:45,662 --> 01:17:48,581
بهم قول بده آلستير 
قول بده كه نجاتش ميدي

1401
01:17:48,582 --> 01:17:50,621
زلي -
بله ؟ -

1402
01:17:50,622 --> 01:17:52,622
مجبورش كن اينكار رو انجام بده

1403
01:17:57,222 --> 01:17:59,261
قول ميدم مارگارت

1404
01:17:59,262 --> 01:18:01,782
قول ميدم -
ممنونم عزيزم -

1405
01:18:03,702 --> 01:18:05,702
ممنونم

1406
01:18:08,662 --> 01:18:10,701
مارگارت

1407
01:18:10,702 --> 01:18:12,741
! مارگارت

1408
01:18:19,542 --> 01:18:21,581
زلي ميخواست بره دنبال كمك

1409
01:18:21,582 --> 01:18:23,621
ولي ژنرال بهش گفت نه

1410
01:18:23,622 --> 01:18:26,822
گفت من قولي دادم كه بايد بهش عمل كنم

1411
01:18:28,142 --> 01:18:30,142
تصميم گرفت كه بايد چيكار كنه

1412
01:18:31,902 --> 01:18:33,941
و از زلي خواست كمكش كنه

1413
01:18:33,942 --> 01:18:35,942
منو ببخش عزيزم

1414
01:18:37,822 --> 01:18:39,822
منو ببخش

1415
01:19:00,382 --> 01:19:04,021
سليا ، حالت خوبه ؟

1416
01:19:04,022 --> 01:19:06,022
بهتره بدونم

1417
01:19:07,302 --> 01:19:09,341
ادامه بده

1418
01:19:09,342 --> 01:19:11,381
بنابراين يه نقشه اي طرح ميكنن

1419
01:19:11,382 --> 01:19:14,502
اونا توافق ميكنن به همه بگن

1420
01:19:14,503 --> 01:19:17,622
كه دورتيا توي خواب راه رفته و از صخره پرت شده 
نه مارگارت

1421
01:19:18,902 --> 01:19:21,541
بعدش به مدت 10 روز اونو توي يه كلبه مخفي ميكنن

1422
01:19:21,542 --> 01:19:23,922
ژنرال ريونزكرافت اعلام ميكنه كه

1423
01:19:23,923 --> 01:19:26,301
همسرش دچار فروپاشي عصبي شده

1424
01:19:26,302 --> 01:19:29,261
و توي بيمارتسنا رواني در حال بهبودي ـه

1425
01:19:29,262 --> 01:19:32,701
زلي ميره به لندن تا دو تا كلاه گيس اندازه دورتيا بخره

1426
01:19:32,702 --> 01:19:35,141
از مغازه يوژين و رزالي در خيابان باند

1427
01:19:35,142 --> 01:19:37,142
بعد اونو برميگردونن خونه

1428
01:19:39,542 --> 01:19:42,541
صبح بخير خانم ويتكر
براي نهار غذا داريم ؟

1429
01:19:42,542 --> 01:19:44,581
بله خانم

1430
01:19:44,582 --> 01:19:47,541
همه قبول ميكنن كه اون خانم ريونزكرافت ـه

1431
01:19:47,542 --> 01:19:49,861
و فكر ميكنن كه رفتارش عجيب شده

1432
01:19:49,862 --> 01:19:51,522
چون هنوز در شوك

1433
01:19:51,523 --> 01:19:53,181
ناشي از مرگ خواهرش به سر ميبره

1434
01:19:53,182 --> 01:19:55,821
چطور تونست اينو مخفي كنه ؟
حتما خيلي براش سخت بده 

1435
01:19:55,822 --> 01:19:58,381
نه خانم اصلا هم سخت نبود

1436
01:19:58,382 --> 01:20:02,261
اون سرانجام به چيزي رسيده بود كه ميخواست

1437
01:20:02,262 --> 01:20:05,181
شده بود همسر ژنرال آلستير ريونزكرافت

1438
01:20:05,182 --> 01:20:07,221
ولي پدرم چطور اين موضوع رو تحمل ميكرد ؟

1439
01:20:07,222 --> 01:20:10,901
همونطور كه گفتم اون يك نقشه طرح كرده بود

1440
01:20:10,902 --> 01:20:13,821
زلي ، امروز آخرين روز كاري توئه

1441
01:20:13,822 --> 01:20:16,301
ميخوام تو رو برگردونم پاريس

1442
01:20:16,302 --> 01:20:18,341
نميتوني اينكارو بكني

1443
01:20:18,342 --> 01:20:20,381
چرا ميتونم عزيزم

1444
01:20:20,382 --> 01:20:22,742
تو خيلي به ما خدمت كردي

1445
01:20:22,743 --> 01:20:25,101
ولي نميخوام بيشتر از اين قاطي اين ماجرا بشي

1446
01:20:25,102 --> 01:20:27,102
ديگه كافيه

1447
01:20:28,902 --> 01:20:30,902
نه ، نه

1448
01:20:33,462 --> 01:20:35,462
زلي

1449
01:20:41,502 --> 01:20:43,541
همينجا وايسا

1450
01:20:43,542 --> 01:20:46,141
اينو نگه دار -
چرا ؟ -

1451
01:20:46,142 --> 01:20:48,142
چون ميخوام ببوسمت

1452
01:20:54,902 --> 01:20:57,261
خداحافظ دورتيا -
كجا ميخواي بري ؟-

1453
01:20:57,262 --> 01:20:59,301
گمونم برم جهنم

1454
01:20:59,302 --> 01:21:01,341
اين به خاطر مارگارت ـه

1455
01:21:07,222 --> 01:21:09,261
و اين براي خودم

1456
01:21:19,662 --> 01:21:22,382
اون مجبور بود به قولي كه به همسرش داده بود 
عمل كنه

1457
01:21:23,462 --> 01:21:25,462
و اينكارو انجام داد

1458
01:21:26,782 --> 01:21:28,782
خيلي متاسفم خانم سليا

1459
01:21:32,182 --> 01:21:34,182
اونو بياريد داخل

1460
01:21:47,302 --> 01:21:49,981
تو كي هستي ؟ و چرا سعي كردي منو بكشي ؟

1461
01:21:49,982 --> 01:21:51,982
لطفا كلاهش رو بردار

1462
01:21:54,742 --> 01:21:56,742
اين زن اسمش ماري جارو ـه

1463
01:21:58,302 --> 01:22:00,302
يعني دختر خاله تون دورتيا

1464
01:22:01,582 --> 01:22:04,381
تو دختر خاله ي مني ؟ -
از كجا فهميدي پوارو ؟ -

1465
01:22:04,382 --> 01:22:06,461
از بوستون خانم

1466
01:22:06,462 --> 01:22:09,341
اونا روز هفدهم مارس رو تكريم ميكنن

1467
01:22:09,342 --> 01:22:12,301
روز سنت پاتريك -
بله هميشه در اونروز جشن عمومي برگرزار ميشه -

1468
01:22:12,302 --> 01:22:15,422
همه ي ايرلندي ها ميدونن روز هفدهم مارس چيكار كردند

1469
01:22:16,542 --> 01:22:18,581
همچنين از لهجه تون خانم

1470
01:22:18,582 --> 01:22:21,261
اگه طبق حرفق خودتون اهل بوستون بوديد

1471
01:22:21,262 --> 01:22:23,301
در ايالت ماساچوست

1472
01:22:23,302 --> 01:22:25,782
حرف آخر الفبا رو 

1473
01:22:25,783 --> 01:22:28,261
زي" تلفظ ميكنن ولي شما "زد" تلفظ كرديد"

1474
01:22:28,262 --> 01:22:30,301
شما اهل كانادا هستيد خانم

1475
01:22:30,302 --> 01:22:33,381
و پوارو فوراً اينو متوجه شد

1476
01:22:33,382 --> 01:22:36,301
و گفتيد كه با كشتي از فرانسه به اينجا سفر كرديد

1477
01:22:36,302 --> 01:22:40,261
ولي نه چون پوارو ليست تمام مسافران رو داره

1478
01:22:40,262 --> 01:22:44,221
و هيچكس به نام ماري مكدرموت در فرانسه نبوده

1479
01:22:44,222 --> 01:22:46,261
ولي ماري جارو بوده

1480
01:22:46,262 --> 01:22:48,582
! مادر تو مادر منو كشت -
سليا -

1481
01:22:51,662 --> 01:22:54,301
و خانم جارو اين تو بودي

1482
01:22:54,302 --> 01:22:56,301
كه پروفسور ويلوبي رو به قتل رسوندي

1483
01:22:56,302 --> 01:22:59,781
حقش بود . نشنيدي با مادر چيكار كردن ؟

1484
01:22:59,782 --> 01:23:02,381
اون همه دم و دستگاه 
تعجبي نداره كه ديوونه شده بود

1485
01:23:02,382 --> 01:23:05,021
تو از كجا انو ميدونستي ؟ 
اون كه خيلي وقت پيش مرده

1486
01:23:05,022 --> 01:23:07,382
وقتي مدرسه شبانه روزي بودم
برام نامه ميفرستاد

1487
01:23:08,502 --> 01:23:10,541
هنوزم اونا رو دارم

1488
01:23:10,542 --> 01:23:12,581
بهم گفت اونا چه بلايي سرش آوردن

1489
01:23:12,582 --> 01:23:15,462
ميدونست من خيلي بچه ام و اينو درك نميكنم

1490
01:23:16,622 --> 01:23:20,102
ولي ميدونست يه روز درك ميكنم

1491
01:23:21,382 --> 01:23:24,381
و يه روز برميگردم

1492
01:23:24,382 --> 01:23:26,461
چرا انقدر صبر كردي ؟

1493
01:23:26,462 --> 01:23:28,901
من هيچ پولي نداشتم
فقط يه منشي فقير بودم

1494
01:23:28,902 --> 01:23:31,021
بايد به اندازه كافي پول جمع ميكردم
تا بيام انگليس

1495
01:23:31,022 --> 01:23:33,901
تا بتوني در موسسه ويلوبي مشغول كار بشي

1496
01:23:33,902 --> 01:23:35,941
راستش رو بخواي خيلي آسون بود

1497
01:23:35,942 --> 01:23:39,181
ميدونستم پروفسور تا ديروقت توي موسسه ميمونه

1498
01:23:39,182 --> 01:23:43,141
پس پريدم روي تخت ديويد

1499
01:23:43,142 --> 01:23:45,662
و اون دوست داره بعد از سكس بخوابه

1500
01:23:47,542 --> 01:23:50,661
منم خواب كوتاهش رو به خواب طولاني تبديل كردم

1501
01:23:50,662 --> 01:23:52,861
كار هوشمندانه اي بود

1502
01:23:52,862 --> 01:23:55,901
تظاهر كردي كه شاهد دكتر ويلوبي هستي

1503
01:23:55,902 --> 01:23:59,221
در صورتي كه داشتي براي خودت شاهد جور ميكردي

1504
01:23:59,222 --> 01:24:02,101
واقعا هوشمندانه ست -
بيشتر از چيزي كه فكرشو بكني-

1505
01:24:02,102 --> 01:24:05,261
چون بعد ميره سراغ ژاكلين 
همسر دكتر ويلوبي

1506
01:24:05,262 --> 01:24:07,301
و به رابطه شون اعتراف ميكنه

1507
01:24:07,302 --> 01:24:10,661
تا اون زن براي شوهرش شهادت نده

1508
01:24:10,662 --> 01:24:14,301
در همين حين با پروفسور ويلوبي دوست ميشه

1509
01:24:14,302 --> 01:24:16,861
بدون شك علاقه زيادي به كارش نشون دادي

1510
01:24:16,862 --> 01:24:18,901
بهش گفتم دارك كتاب مينويسم

1511
01:24:18,902 --> 01:24:21,422
گفتم كه موسسه ويلوبي

1512
01:24:21,423 --> 01:24:23,941
در تاريخ روانشناسي خيلي مطرح ميشه

1513
01:24:23,942 --> 01:24:29,101
بعد پروفسور رو قانع كردي
 تا اتاق آب درماني رو بهت نشون بده

1514
01:24:29,102 --> 01:24:31,141
بعد زدي تو سرش

1515
01:24:31,142 --> 01:24:33,181
دهنش رو بستي

1516
01:24:33,182 --> 01:24:35,221
و اونو غرق كردي

1517
01:24:35,222 --> 01:24:37,261
در ضمن

1518
01:24:37,262 --> 01:24:39,781
ميدونم روزي كه مادرت مرد

1519
01:24:39,782 --> 01:24:41,821
تو هم توي اون خونه بودي

1520
01:24:41,822 --> 01:24:43,861
تو كه اينو نميدوني پوارو

1521
01:24:43,862 --> 01:24:45,901
چرا خانم

1522
01:24:45,902 --> 01:24:47,902
توجه كنيد

1523
01:24:52,502 --> 01:24:54,502
اينم مدرك من

1524
01:24:57,822 --> 01:24:59,822
! اوه . زلي

1525
01:25:05,022 --> 01:25:07,061
بچه هاي عزيزم

1526
01:25:07,062 --> 01:25:09,101
من داشتم گوش ميكردم

1527
01:25:09,102 --> 01:25:11,621
هر چي اونا گفتن رو شنيدم

1528
01:25:11,622 --> 01:25:13,981
تو ميدوني اين حقيقت داره مري

1529
01:25:13,982 --> 01:25:16,261
تو هم اونجا بودي
مادرت فرستاده بود دنبالت

1530
01:25:16,262 --> 01:25:19,542
همون روزي كه مرد تو رسيدي اونجا

1531
01:25:21,182 --> 01:25:23,221
تو يادت مياد

1532
01:25:23,222 --> 01:25:26,061
درست به موقع رسيدي تا حرفامونو بشنوي

1533
01:25:26,062 --> 01:25:28,062
ميخواي چيكار كني ؟

1534
01:25:30,102 --> 01:25:32,102
ميخوام بهش شليك كنم

1535
01:25:33,622 --> 01:25:35,662
بعد هم به خودم

1536
01:25:38,902 --> 01:25:41,322
ميدوني چيه ؟ من حس كردم

1537
01:25:41,323 --> 01:25:43,742
كه اينكار خلاف قانون ـه

1538
01:25:45,102 --> 01:25:47,582
شليك به يه نفر . و كشتنش

1539
01:25:49,062 --> 01:25:51,741
اگه ميتونستم دوباره اونو بكشم اينكارو ميكردم

1540
01:25:51,742 --> 01:25:53,781
تو بودي كه سعي داشتي منو خفه كني ؟

1541
01:25:53,782 --> 01:25:55,821
فقط ميخواستم اون دختر رو مجازات كنم

1542
01:25:55,822 --> 01:25:57,821
نابودش كنم

1543
01:25:57,822 --> 01:25:59,862
چرا اون بايد خوشبخت باشه ؟

1544
01:26:02,422 --> 01:26:04,422
من كه نبودم

1545
01:26:05,542 --> 01:26:07,621
خانم روزل

1546
01:26:07,622 --> 01:26:09,802
به محض اينكه فهميدم ژنرال ميخواد چيكار كنه

1547
01:26:09,803 --> 01:26:11,981
فوراً ماري رو از اونجا بردم

1548
01:26:11,982 --> 01:26:14,981
فكر كردم اگه بمونه زندگيش غير قابل تحمل ميشه

1549
01:26:14,982 --> 01:26:18,341
اونو فرستادم پيش اقوامم در مونترال
به هيچكس هم نگفتم

1550
01:26:18,342 --> 01:26:20,341
بعد برگشتم پاريس

1551
01:26:20,342 --> 01:26:23,222
قسم خورده بودم كه در اين مورد حرفي نزنم

1552
01:26:24,702 --> 01:26:28,341
ولي عهدم رو شكستم 
منو ببخش ماري

1553
01:26:28,342 --> 01:26:31,422
نه خانم تو كار درستي كردي

1554
01:26:33,622 --> 01:26:35,622
لطفا اونو از اينجا ببريد

1555
01:26:51,782 --> 01:26:54,622
دزموند ؟ دزموند ؟
كجايي ؟

1556
01:26:55,782 --> 01:26:58,901
دزموند ! اگه با اون دختره باشي
! پوستت رو ميكنم

1557
01:26:58,902 --> 01:27:02,142
اوه اينجايي
همين الان بيا بريم خونه

1558
01:27:09,542 --> 01:27:13,262
اميدوارم منو سرزنش نكني كه ازت كمك خواستم خانم

1559
01:27:15,182 --> 01:27:17,582
نه آقا . خوشحال شدم

1560
01:27:19,342 --> 01:27:21,421
ببين

1561
01:27:21,422 --> 01:27:23,422
حالا اونا آينده روشني دارند

1562
01:27:39,822 --> 01:27:41,901
ميدوني من و تو مثل فيل هستيم

1563
01:27:41,902 --> 01:27:44,901
خيلي خوب يادمون ميمونه -
نه نه -

1564
01:27:44,902 --> 01:27:46,981
ما انسان هستيم

1565
01:27:46,982 --> 01:27:51,382
و خدا رو شكر انسان ميتونه فراموش كنه
