﻿1
00:00:00,001 --> 00:00:05,000
 

2
00:00:05,001 --> 00:00:09,001
 

3
00:00:10,981 --> 00:00:15,344
[ سال ۱۹۹۴، ۱۲ آگوست ]

4
00:00:15,345 --> 00:00:19,345
«ترجمه از «امــیــررضــا
@ARZ_110_SUB

5
00:00:41,583 --> 00:00:42,583
فنیگ

6
00:00:47,833 --> 00:00:48,833
بیا دیگه

7
00:00:57,250 --> 00:00:58,250
...پس

8
00:00:59,458 --> 00:01:00,666
تو جلو حرکت می‌کنی

9
00:01:02,083 --> 00:01:04,541
،اگه اون همدستی داشته باشه
تو اول می‌میری

10
00:01:04,625 --> 00:01:09,708
اگه اون تنها باشه، تو کسی هستی
که از کُشتن اون لذت می‌بری

11
00:01:12,625 --> 00:01:13,625
بگیرش

12
00:01:14,875 --> 00:01:15,875
!بگیرش

13
00:01:22,916 --> 00:01:24,625
،با یه تماس

14
00:01:24,708 --> 00:01:28,333
می‌تونم دستور بدم که خواهرت
به خورد سگ‌های اِس‌اِس داده بشه
(گردان حفاظتی حزب نازی)

15
00:01:30,583 --> 00:01:32,958
بعد از اینکه که نگه‌دارنده‌های سگ‌ها
کارشون با خواهرت تموم بشه

16
00:01:35,875 --> 00:01:36,875
حرکت کن

17
00:01:38,708 --> 00:01:39,916
!تکون بخور

18
00:01:41,041 --> 00:01:42,125
درسته

19
00:01:58,416 --> 00:01:59,750
!ایست

20
00:02:31,291 --> 00:02:33,958
!ماری -
اون در امانه. قول می‌دم -

21
00:02:36,375 --> 00:02:38,958
تو الان به افسر فرمانده‌ت شلیک کردی

22
00:02:40,791 --> 00:02:42,083
داستانش طولانیه

23
00:02:45,208 --> 00:02:48,208
!ماری! نگران نباش. همه چیز خوبه

24
00:02:51,458 --> 00:02:53,500
!قفل در شکسته

25
00:02:54,166 --> 00:02:57,208
باید چفت‌ها رو از داخل بکشی

26
00:02:58,541 --> 00:03:03,083
.آمریکایی‌ها توی راهن
فقط چند روز طول می‌کشه

27
00:03:03,166 --> 00:03:06,208
سخن‌پراکنی‌های تو به شناسایی اهداف
برای بمباران کمک می‌کنه

28
00:03:06,833 --> 00:03:09,125
فقط باید یه‌کم دیگه قوی باشی

29
00:03:09,208 --> 00:03:12,583
برای دستورالعمل‌های امشب
در رو در سطح چفت لمس کن

30
00:03:12,666 --> 00:03:14,375
متحدان ما بقیه کار رو انجام می‌دن

31
00:03:18,375 --> 00:03:19,458
کمکم کن

32
00:03:30,000 --> 00:03:32,166
می‌خوایم اجساد رو همین‌جا بذاریم؟

33
00:03:32,250 --> 00:03:34,916
دوستایی دارم که میان
و زباله‌ها رو جمع می‌کنن

34
00:03:35,000 --> 00:03:38,000
اونا وسیله نقلیه رو میارن و
اجساد رو به خورد مرغان دریایی می‌دن

35
00:03:38,625 --> 00:03:39,708
خوبه

36
00:03:44,125 --> 00:03:45,750
پس، اسمش ماریه

37
00:03:51,916 --> 00:03:54,541
نمی‌خوام اسمش رو از دهن
یه آلمانی بشنوم

38
00:03:55,541 --> 00:03:57,750
،نمی‌دونم تو کدوم خری هستی

39
00:03:59,416 --> 00:04:02,083
اما می‌خوام داستان طولانیت رو بشنوم

40
00:04:03,166 --> 00:04:04,583
اون لباس رو در بیار

41
00:04:05,708 --> 00:04:07,125
تو همراه من میای

42
00:04:08,958 --> 00:04:12,375
!ماری! در ورودی رو می‌بندم
بیا پایین و قفلش کن

43
00:04:17,708 --> 00:04:18,708
بیا بریم

44
00:04:38,041 --> 00:04:39,458
فصل ۲۲

45
00:04:42,125 --> 00:04:43,125
بخش دوم

46
00:06:02,140 --> 00:06:08,983
« تمام نورهایی که نمی‌توانیم ببینیم »

47
00:06:25,374 --> 00:06:26,790
[ چهار سال قبل ]

48
00:06:26,791 --> 00:06:27,875
!سورپرایز

49
00:06:29,750 --> 00:06:30,583
دنیل؟

50
00:06:30,666 --> 00:06:35,458
.عمه مانک، این دختر کوچولوی من، ماریه
همونی که بارها در موردش برات نامه نوشتم

51
00:06:35,541 --> 00:06:37,708
از آشنایی باهات خوشحالم، بانو مانک

52
00:06:38,333 --> 00:06:41,416
منم خیلی از دیدنت خوشحالم

53
00:06:42,916 --> 00:06:45,916
اوه، بیایید داخل، بیایید داخل -
ممنون -

54
00:06:46,958 --> 00:06:48,541
ممنون -
من اون رو می‌گیرم -

55
00:06:49,333 --> 00:06:50,333
اوه

56
00:06:51,250 --> 00:06:52,250
یکی دیگه هم هست

57
00:06:53,291 --> 00:06:56,291
می‌دونم که عمو اِتیِن از مهمون
خوشش نمیاد، اما ما اومدیم

58
00:06:56,375 --> 00:06:58,416
!برادرم خودش رو وفق می‌ده. بیایید

59
00:06:59,375 --> 00:07:01,208
ما کجایم؟ -
توی آشپزخونه‌ایم -

60
00:07:01,291 --> 00:07:03,500
اون اینجاست؟ -
البته که اینجاست -

61
00:07:03,583 --> 00:07:06,500
اون توی اتاق زیر شیروانیه
و با رادیوش بازی می‌کنه

62
00:07:09,166 --> 00:07:10,250
اِتیِن؟

63
00:07:13,416 --> 00:07:14,833
!عمو اِتیِن

64
00:07:14,916 --> 00:07:18,125
.اون صدات رو نمی‌شنوه
هدفون می‌زنه

65
00:07:18,208 --> 00:07:20,916
چه رادیویی داره؟ -
آه -

66
00:07:21,000 --> 00:07:23,916
یه رادیوی ۲۴ ساعته

67
00:07:24,000 --> 00:07:27,833
که خیلی آزاردهنده و جذب‌کننده‌ست
و ذهن اون رو کنترل می‌کنه

68
00:07:27,916 --> 00:07:32,208
،اما بهتر از اینه که به اقیانوس خیره بشه

69
00:07:32,291 --> 00:07:34,333
که تنها کار دیگه‌ایه که انجام می‌ده

70
00:07:36,333 --> 00:07:37,416
دنیل

71
00:07:40,125 --> 00:07:44,666
امیدوارم هر روز بهش بگی
که چقدر زیباست

72
00:07:46,125 --> 00:07:48,416
عمه مانک، اون نابیناست نه ناشنوا

73
00:07:52,375 --> 00:07:54,875
،من آینه‌ی روی دیوار اون می‌شم

74
00:07:54,958 --> 00:07:58,166
و من بهش می‌گم چه زمانی دیگه زیبا نیست

75
00:07:59,000 --> 00:08:00,750
و داره خوشگل می‌شه

76
00:08:01,541 --> 00:08:03,416
،خاله مانک، قصد بی‌ادبی ندارم

77
00:08:03,500 --> 00:08:06,041
ما طی سه روز گذشته توی سفر بودیم

78
00:08:06,125 --> 00:08:08,125
و چیزی جز سبزیجات دور ریخته‌شده
و نون بیات نخوردیم

79
00:08:08,208 --> 00:08:10,708
و تخم‌مرغ دزدی و ماشین دزدی -
...باشه -

80
00:08:10,791 --> 00:08:12,125
من در واقع ماشین رو روندم

81
00:08:12,208 --> 00:08:14,166
اون به شنیدن جزئیات نیاز نداره

82
00:08:14,250 --> 00:08:17,666
!خب، حالا باید جزئیات رو بشنوم! بیایید بشینید

83
00:08:29,916 --> 00:08:30,916
!پناه بگیرید

84
00:08:34,958 --> 00:08:36,291
چیزی می‌بینید؟

85
00:08:36,375 --> 00:08:37,250
!پناه بگیرید

86
00:08:37,333 --> 00:08:38,750
اون گازه؟ -
اون چیه؟ -

87
00:08:38,833 --> 00:08:39,916
!گاز

88
00:08:43,833 --> 00:08:44,833
!اِتیِن

89
00:08:44,916 --> 00:08:48,458
!ماسکتون رو بپوشید
!ماسکتون داخل جعبه‌تونه

90
00:08:48,541 --> 00:08:51,541
.اِتیِن! اِتیِن! نمی‌دونم چی‌کار کنم
نمی‌دونم چطور استفاده کنم

91
00:08:51,625 --> 00:08:52,708
خیلی‌خب

92
00:08:54,000 --> 00:08:55,250
!خیلی‌خب

93
00:09:00,416 --> 00:09:02,041
...ماسک‌های کوفتیتون رو

94
00:09:21,125 --> 00:09:22,208
!اِتیِن

95
00:09:23,000 --> 00:09:24,250
!عمو اِتیِن

96
00:09:25,041 --> 00:09:27,583
!منم! دنیل -
بله! بله، اینجام -

97
00:09:29,208 --> 00:09:30,416
اجازه هست بیام داخل؟

98
00:09:31,166 --> 00:09:32,166
...اوه

99
00:09:33,166 --> 00:09:35,375
اوه، در قفله. فقط... فقط صبر کن

100
00:09:44,208 --> 00:09:46,916
می‌دونم که از غافلگیری خوشت نمیاد

101
00:09:47,541 --> 00:09:49,041
دنیل -
آره -

102
00:09:49,833 --> 00:09:51,166
خیلی وقته ندیدمت

103
00:09:51,250 --> 00:09:52,708
اجازه هست بیام داخل؟

104
00:09:53,708 --> 00:09:55,041
اوه، نه

105
00:09:55,125 --> 00:09:57,625
منظورم اینه که فکر نمی‌کنم بخوای

106
00:09:57,708 --> 00:10:00,291
به خاطر سروصدا پنجره‌ها رو
بسته نگه می‌دارم

107
00:10:00,375 --> 00:10:03,458
من... من خیلی راحت از ترس از جام می‌پرم

108
00:10:03,541 --> 00:10:08,333
به هر حال تصور می‌کنم
با حضور من هوا سنگین می‌شه

109
00:10:08,416 --> 00:10:10,541
خب، من فقط بوی گل یاس بنفش
به مشامم می‌خوره

110
00:10:11,916 --> 00:10:15,666
.اون بوی عطر منه
آخرین وسیله احمقانه‌ی باقی مونده

111
00:10:15,750 --> 00:10:16,958
الان میام پایین

112
00:10:23,166 --> 00:10:25,333
تمام روز به چی گوش می‌دی؟

113
00:10:25,416 --> 00:10:31,083
اوه، می‌دونی، دنیا مثل یه دیوونه‌ی عصبانی
با خودش صحبت می‌کنه

114
00:10:31,166 --> 00:10:32,875
میکروفون برای چیه؟

115
00:10:33,916 --> 00:10:37,666
عمو اِتیِن، سخن‌پراکنی توی رادیو غیرقانونیه

116
00:10:37,750 --> 00:10:40,625
مجازاتش اعدامه -
واقعا؟ -

117
00:10:40,708 --> 00:10:42,666
من زیاد روزنامه نمی‌خونم

118
00:10:43,333 --> 00:10:44,333
...صبر کن

119
00:10:45,875 --> 00:10:49,333
بوی یه املت افسانه‌ای به مشامم می‌رسه

120
00:10:50,416 --> 00:10:52,250
اوه، تو مفتخر شدی

121
00:10:52,333 --> 00:10:54,541
داره از رزماری و آویشن استفاده می‌کنه

122
00:10:54,625 --> 00:10:56,958
فکر می‌کنم این افتخار برای من نیست

123
00:10:57,041 --> 00:10:59,875
من تنها به اینجا نیومدم

124
00:11:04,041 --> 00:11:05,041
...پس

125
00:11:06,500 --> 00:11:09,041
بذار درمورد برادرم، اِتیِن، برات بگم

126
00:11:09,750 --> 00:11:11,166
شنیدم که رادیو دوست داره

127
00:11:13,083 --> 00:11:15,000
من در موردش بهت می‌گم

128
00:11:15,708 --> 00:11:18,125
ببین، عمو اِتیِن قهرمان جنگ بود

129
00:11:18,208 --> 00:11:22,958
،اون مدال‌های زیادی کسب کرد
که همه‌شون رو توی اقیانوس انداخت

130
00:11:23,041 --> 00:11:24,833
اقیانوسی که از پنجره می‌بینی

131
00:11:24,916 --> 00:11:27,000
من نمی‌تونم اقیانوس رو ببینم، بانو مانک

132
00:11:27,083 --> 00:11:29,041
خدایا. خیلی متاسفم

133
00:11:29,125 --> 00:11:31,250
...خب، اون قهرمان جنگه

134
00:11:32,083 --> 00:11:35,416
،چیزهایی رو که توی جنگ دید
الان دیگه نمی‌تونه نبینه

135
00:11:35,500 --> 00:11:37,375
،وقتی چشماش رو می‌بنده اونا رو می‌بینه

136
00:11:38,125 --> 00:11:42,625
به خصوص وقتی که صدای بلند
یا اتفاقات غیر منتظره وجود داره

137
00:11:42,708 --> 00:11:45,375
مثلاً صدا ماشین‌ها
و فریاد مرغ‌های دریایی

138
00:11:46,041 --> 00:11:49,125
،پس، به مدت ۲۰ سال

139
00:11:50,083 --> 00:11:52,916
،تقریباً از روزی که از جنگ برگشت

140
00:11:53,791 --> 00:11:57,000
اون اینجا، داخل این خونه مونده

141
00:11:57,666 --> 00:11:59,833
حتی به ساحل هم نمی‌ره؟

142
00:11:59,916 --> 00:12:02,583
حتی به ساحل هم نمی‌ره

143
00:12:02,666 --> 00:12:06,666
خب، اون می‌گه که از طریق
،کتاب‌هاش به سراسر دنیا سفر می‌کنه

144
00:12:06,750 --> 00:12:08,208
اگرچه من به ندرت می‌بینم که کتاب بخونه

145
00:12:08,291 --> 00:12:12,916
و از طریق رادیوش، که به ندرت
می‌بینم اون رو ترک کنه

146
00:12:13,666 --> 00:12:16,916
باهاش در مورد هوای تازه
و نور صحبت می‌کنم

147
00:12:17,458 --> 00:12:19,500
اما می‌دونی مرد خنگ چی می‌گه؟ -
چی؟ -

148
00:12:19,583 --> 00:12:20,458
اون می‌گه

149
00:12:20,541 --> 00:12:26,708
،مهم‌ترین نور توی دنیا
تمام نورهایی هستن که نمی‌تونیم ببینیم‌شون 

150
00:12:33,291 --> 00:12:34,291
...ماری

151
00:12:34,916 --> 00:12:36,916
این عموی من، اِتیِنه

152
00:12:38,500 --> 00:12:41,000
اِتیِن، این دختر کوچولوی من، ماریه

153
00:12:44,375 --> 00:12:46,375
ماری، حالت خوبه؟

154
00:12:47,583 --> 00:12:48,875
آره

155
00:12:48,958 --> 00:12:52,375
پدرت می‌گه برای رسیدن به اینجا
سفر خیلی جالبی داشتی

156
00:12:52,458 --> 00:12:53,666
ببخشید

157
00:12:54,541 --> 00:12:57,291
من... نشنیدم. می‌شه دوباره بگی؟

158
00:12:59,541 --> 00:13:02,250
پدرت بهم می‌گه که سفر جالبی داشتی

159
00:13:02,333 --> 00:13:04,166
سفر خیلی جالبی بود

160
00:13:05,708 --> 00:13:06,916
رادیو داری؟

161
00:13:07,875 --> 00:13:09,166
آره

162
00:13:09,250 --> 00:13:11,250
توی اون سخن‌پراکنی می‌کنی؟

163
00:13:14,083 --> 00:13:17,583
.اِتیِن، اونا خیلی گرسنه‌ان
یه‌کم نون برش بده

164
00:13:21,333 --> 00:13:22,750
خوش اومدی، ماری

165
00:13:23,541 --> 00:13:25,041
نون، اِتیِن

166
00:13:26,250 --> 00:13:27,458
حالت خوبه؟

167
00:13:27,541 --> 00:13:30,125
!صبحونه آماده‌ست. بخورید

168
00:13:30,958 --> 00:13:35,041
اوم، بوی «بالاخره به خونه اومدن»، ماری. بخورید

169
00:13:43,459 --> 00:13:47,637
[ سن ملو - آگوست سال ۱۹۹۴ ]

170
00:13:54,291 --> 00:13:56,708
.همه چیز خوبه، هنری
اون همراه منه

171
00:13:59,541 --> 00:14:00,625
این رو جابه‌جا کن

172
00:14:05,916 --> 00:14:07,458
نزدیک کوره نشو، آلمانی

173
00:14:09,500 --> 00:14:12,500
توی کشورتون کوره دوست دارید، نه؟

174
00:14:13,833 --> 00:14:16,666
.امشب حملات هوایی بیشتری انجام می‌شه
کارهای زیادی برای انجام دادن داریم

175
00:14:16,750 --> 00:14:18,625
احتمالاً بهتره باید بری و کمی بخوابی

176
00:14:18,708 --> 00:14:22,250
تو چی؟ -
از زندانی بازجویی می‌کنم -

177
00:14:40,250 --> 00:14:43,833
وقتی به این اشاره کردم که
به افسر فرمانده‌ت شلیک کردی

178
00:14:44,625 --> 00:14:46,458
گفتی داستانش طولانیه

179
00:14:47,416 --> 00:14:51,291
گفتی که به اسم دختر توی
اون خونه علاقه داری

180
00:14:52,166 --> 00:14:54,416
ماری، اسم خوبیه

181
00:14:56,958 --> 00:14:58,791
چرا بهش علاقه داری؟

182
00:15:02,250 --> 00:15:03,666
همون داستان طولانیه

183
00:15:06,916 --> 00:15:10,250
تو فرستنده‌ای که روی اون
سخن‌پراکنی می‌کنه رو ردیابی کردی

184
00:15:10,333 --> 00:15:12,041
موج کوتاه ۱۳.۱۰

185
00:15:12,625 --> 00:15:13,750
قضه‌ش چیه؟

186
00:15:14,541 --> 00:15:17,625
،وقتی بچه بودم
موج کوتاه ۱۳.۱۰ تنها امیدم بود

187
00:15:19,375 --> 00:15:21,208
...موج کوتاه ۱۳.۱۰

188
00:15:22,625 --> 00:15:24,041
راه فرار من بود

189
00:15:25,666 --> 00:15:27,041
پناهگاه من بود

190
00:15:27,125 --> 00:15:29,541
فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت درک بکنی

191
00:15:29,625 --> 00:15:30,708
امتحانم کن

192
00:15:32,791 --> 00:15:34,708
بمب‌افکن‌ها تا غروب آفتاب به اینجا نمیان

193
00:15:39,083 --> 00:15:42,166
من همیشه به رادیو علاقه داشتم

194
00:15:44,791 --> 00:15:48,000
،و وقتی جوون‌تر بودم
علاقه‌ام منو توی دردسرهای زیادی انداخت

195
00:15:49,416 --> 00:15:50,625
چه دردسری؟

196
00:15:54,839 --> 00:15:59,036
موسسه سیاسی ملی تعلیم و تربیت ]
[ مه سال ۱۹۴۲


197
00:16:02,958 --> 00:16:04,166
!فکر نکنید

198
00:16:06,958 --> 00:16:08,416
!برای فکر کردن صبر نکنید

199
00:16:09,375 --> 00:16:13,833
به شما دستوری داده شده و
!اون رو با خوشحالی انجام می‌دید

200
00:16:13,916 --> 00:16:15,500
!فکر، عمل رو نابود می‌کنه

201
00:16:16,625 --> 00:16:20,583
فردریش نیچه می‌گه که ما ملزم نیستیم
!تا به اعمال‌مون فکر کنیم

202
00:16:20,666 --> 00:16:24,083
ما باید به سادگی فقط
!انجام بدیم و انجام بدیم و انجام بدیم

203
00:16:28,500 --> 00:16:31,833
پدرت پیشواست
!و به تو می‌گه بپر

204
00:16:31,916 --> 00:16:32,916
!بپر

205
00:16:38,625 --> 00:16:39,625
!بیا

206
00:16:40,958 --> 00:16:42,458
یالا

207
00:16:43,291 --> 00:16:45,916
!درد چیه؟ درد چیزی نیست

208
00:16:47,000 --> 00:16:48,000
!ادامه بدید

209
00:17:02,666 --> 00:17:04,666
،توی هر کدوم از این جعبه‌ها

210
00:17:04,750 --> 00:17:09,291
تمام اجزای رادیوی فرستنده و
گیرنده‌ی ساده رو پیدا می‌کنید

211
00:17:09,375 --> 00:17:14,291
یک ساعت فرصت دارید
تا یک رادیوی کارآمد بسازید

212
00:17:14,375 --> 00:17:17,333
از همین‌الان شروع می‌شه

213
00:17:26,083 --> 00:17:29,500
!ما شکارچی هستیم، نه شکار شده

214
00:17:30,583 --> 00:17:33,208
!شیر آزادی بَرِه شده رو نداره

215
00:17:33,958 --> 00:17:35,416
!تکون بخورین

216
00:17:35,500 --> 00:17:38,166
!قوی ها آزادی ضعیف بودن رو ندارن

217
00:17:38,250 --> 00:17:40,208
!قوی‌ها ضعیف‌ها رو می‌بلعن

218
00:17:42,166 --> 00:17:43,166
!حرکت کنید

219
00:17:43,958 --> 00:17:44,958
!حرکت کنید

220
00:17:45,750 --> 00:17:48,791
...موتسارت، ویوالدی، باخ

221
00:17:48,875 --> 00:17:52,666
،هیچ‌کدوم به اندازه اوتو گروتینگن...
مخترع آلمانی رادیوی مقرون به صرفه

222
00:17:52,750 --> 00:17:55,250
برای نسل بشر مفید نبودن

223
00:17:55,333 --> 00:17:58,666
،خود گوبلس گفته که بدون رادیو

224
00:17:58,750 --> 00:18:01,875
حزب نازی هیچ‌وقت به قدرت نمی‌رسید

225
00:18:01,958 --> 00:18:05,458
چیزی که شما می‌سازید یه سلاح جنگیه

226
00:18:16,375 --> 00:18:18,000
پنجاه و سه ثانیه

227
00:18:22,041 --> 00:18:24,541
ولکهایمر، تو می‌ری توی جنگل

228
00:18:26,333 --> 00:18:29,750
،توی ده دقیقه تا جایی که می‌تونی دور شو
بعدش فرستنده و گیرنده‌ت رو روشن کن

229
00:18:30,375 --> 00:18:31,375
برو

230
00:18:36,750 --> 00:18:37,958
شروع کن

231
00:19:11,458 --> 00:19:12,458
نه

232
00:19:13,416 --> 00:19:14,791
بذارش سر جاش

233
00:19:14,875 --> 00:19:17,125
،زمانی که توی جبهه شرقی فعالیت می‌کنی

234
00:19:17,208 --> 00:19:20,625
همیشه کاغذ و مداد
برای نوشتن محاسباتت نداری

235
00:19:20,708 --> 00:19:22,958
جبهه شرقی؟ من خیلی جوون نیستم؟

236
00:19:23,041 --> 00:19:25,125
آلمان به نابغه‌ها نیاز داره

237
00:19:25,750 --> 00:19:27,875
این رو بگیر

238
00:19:29,708 --> 00:19:31,708
محاسباتت رو توی گل بنویس

239
00:19:56,333 --> 00:19:58,750
ولکهایمر در فاصله ۱.۲ کیلومتری

240
00:20:00,083 --> 00:20:02,208
در جنوب - جنوب شرقی از این نقطه قرار داره

241
00:20:05,375 --> 00:20:06,583
...ورنر

242
00:20:07,708 --> 00:20:09,541
سن فقط یه عدده

243
00:20:11,041 --> 00:20:12,791
نبوغ یه هدیه‌ست

244
00:20:17,666 --> 00:20:19,666
بعد از اون، من به سرعت پیشرفت کردم

245
00:20:20,250 --> 00:20:21,666
من به سپاه سیگنال ملحق شدم

246
00:20:21,750 --> 00:20:24,333
و در نهایت به جبهه شرقی اعزام شدم

247
00:20:25,041 --> 00:20:27,041
...و توی شرق، طرفدارها رو شکار

248
00:20:27,125 --> 00:20:30,583
اتفاقی که بعد از رسیدنم به جبهه افتاد
هم داستان طولانیه

249
00:20:43,333 --> 00:20:45,166
...چیزهایی که من دیدم

250
00:20:47,916 --> 00:20:50,875
دست از سرم برنمی‌دارن

251
00:20:58,583 --> 00:21:00,208
باید بری به زیرزمین

252
00:21:02,750 --> 00:21:05,500
بقیه امشب برمی‌گردن
و یه محاکمه برگزار می‌شه

253
00:21:07,375 --> 00:21:10,541
من بهشون توضیح می‌دم که تو
برخلاف میل خودت به جبهه اعزام شدی

254
00:21:10,625 --> 00:21:14,125
اونا فقط به اتفاقات
بعد از اینکه سرباز شدی علاقه‌مندن

255
00:21:22,541 --> 00:21:24,666
...من کارهای بدی کردم

256
00:21:27,875 --> 00:21:29,166
خیلی کارهای بد

257
00:21:33,458 --> 00:21:35,291
من هم کارهای بدی کردم

258
00:21:40,791 --> 00:21:41,791
ممنون

259
00:22:06,333 --> 00:22:07,750
...هیچ‌وقت توضیح ندادی

260
00:22:10,708 --> 00:22:13,333
چه علاقه‌ای به این دختر کوچولوی نابینا داری

261
00:22:13,416 --> 00:22:15,041
که اینقدر کتکت زده؟

262
00:22:15,125 --> 00:22:16,625
اون خیلی کوچیک نیست

263
00:22:17,541 --> 00:22:19,875
جنده نزدیک بود جمجمه‌ام رو بشکنه

264
00:22:21,708 --> 00:22:24,208
اون یه چیزی داره که بهش تعلق نداره

265
00:22:25,416 --> 00:22:26,916
می‌تونم بپرسم چیه؟

266
00:22:28,166 --> 00:22:29,583
یه الماسه

267
00:22:30,375 --> 00:22:32,708
باید ارزش زیادی داشته باشه

268
00:22:32,791 --> 00:22:34,708
برای من بیشتر از پول

269
00:22:36,541 --> 00:22:38,958
سه سال پیش بیماری من
تشخیص داده شد

270
00:22:40,416 --> 00:22:42,250
بدنم داره خودش رو می‌خوره

271
00:22:44,458 --> 00:22:46,208
هر روز کمی بیشتر

272
00:22:48,500 --> 00:22:49,916
و یه الماس تو رو درمان می‌کنه؟

273
00:22:50,666 --> 00:22:52,166
معتقدم که درمان می‌کنه

274
00:22:58,166 --> 00:23:01,291
سه ساله که دارم دنبالش می‌گردم

275
00:23:03,291 --> 00:23:06,125
سه سال کوفتی

276
00:23:10,691 --> 00:23:14,797
موزه تاریخ طبیعی ]
[ پاریس - مه سال ۱۹۴۱

277
00:23:26,500 --> 00:23:28,416
کی اونا رو برد؟ -
اصلاً نمی‌دونم -

278
00:23:51,708 --> 00:23:53,125
به این آدرس برید

279
00:23:53,208 --> 00:23:55,166
،اگه زن و بچه اونجا بود

280
00:23:55,250 --> 00:23:57,375
و این مرد تا ۳۰ دقیقه دیگه
به خونه برنگشت، بهشون شلیک کنید

281
00:23:57,458 --> 00:23:58,541
نه

282
00:24:05,208 --> 00:24:07,041
حالا، ساعت ارباب توئه

283
00:24:09,291 --> 00:24:10,708
اجازه بده دوباره شروع کنیم

284
00:24:16,750 --> 00:24:18,250
،اگه حقیقت رو بهم بگی

285
00:24:18,333 --> 00:24:20,750
به موقع به خونه می‌رسی
تا خانواده‌ت رو نجات بدی

286
00:24:23,250 --> 00:24:26,333
کی جواهراتی که
توی این گاوصندوق بودن رو برداشت؟

287
00:24:28,916 --> 00:24:30,000
اسمش دنیله

288
00:24:30,833 --> 00:24:32,125
دنیل لبلانک

289
00:24:32,208 --> 00:24:35,125
.مسئول کلیدهای موزه
خدایا من رو ببخش

290
00:24:36,416 --> 00:24:37,416
اون کجا رفت؟

291
00:24:37,916 --> 00:24:39,958
به خدا نمی‌دونم. بهم نگفت

292
00:24:41,083 --> 00:24:44,000
،اما جواهراتی که شما به دنبالش می‌گردید

293
00:24:44,083 --> 00:24:45,375
به سمت ژنو فرستاده شدن

294
00:24:45,458 --> 00:24:48,625
داخل سر یه دایناسور پنهان شدن

295
00:24:49,833 --> 00:24:52,875
و اگه این رو به اطلاع سربازان
در ایست بازرسی

296
00:24:52,958 --> 00:24:54,916
،در اطراف شهر برسونید

297
00:24:55,000 --> 00:24:57,583
اون‌وقت تمام جواهراتی که توی
این اتاق بود مال شما می‌شه

298
00:24:59,000 --> 00:25:01,541
حالا، می‌تونم برم خونه؟

299
00:25:04,166 --> 00:25:05,166
لطفا

300
00:25:05,916 --> 00:25:08,166
،بر اساس بایگانی

301
00:25:08,250 --> 00:25:10,666
توی این گاوصندوق
یه سنگ به خصوص وجود داشته

302
00:25:10,750 --> 00:25:13,416
که ارزشش بیشتر از
مجموع همه‌ی سنگ‌های دیگه‌ست

303
00:25:14,041 --> 00:25:15,916
بهش دریای شعله‌ور می‌گفتن

304
00:25:33,291 --> 00:25:34,541
اینجا نگهداری می‌شده، آره؟

305
00:25:34,625 --> 00:25:37,166
اوه، آره، هیچ‌وقت به نمایش گذاشته نشد

306
00:25:37,250 --> 00:25:39,000
یه خرافات وجود داره

307
00:25:39,083 --> 00:25:40,083
یه نفرین

308
00:25:44,041 --> 00:25:48,333
این دنیل لبلانک با دستای خودش
اون رو لمس کرده؟

309
00:25:49,041 --> 00:25:52,500
.اون به نفرین اعتقادی نداره
اون هم مثل من اهل علمه

310
00:25:52,583 --> 00:25:54,833
فقط ما دو نفر بودیم که
اون سنگ رو اداره می‌کردیم

311
00:25:56,208 --> 00:25:58,125
فقط تو و اون -
خواهش می‌کنم -

312
00:25:59,625 --> 00:26:00,916
لطفا اجازه بدید برم خونه

313
00:26:01,708 --> 00:26:04,666
وقتی جواهرات رو برد تنها بود؟ -
آره -

314
00:26:04,750 --> 00:26:07,541
اوه، نه. همراه دخترش بود

315
00:26:08,833 --> 00:26:09,833
یه زن؟

316
00:26:09,916 --> 00:26:10,916
یه دختر

317
00:26:11,875 --> 00:26:13,500
اون نابیناست

318
00:26:14,833 --> 00:26:18,583
اون یه دختر داره که نابیناست؟

319
00:26:22,458 --> 00:26:26,541
،پس شاید دنیل لبلانک، مرد علم

320
00:26:27,666 --> 00:26:30,458
در بی‌اعتقادیش به خرافات تجدید نظر کنه

321
00:26:31,708 --> 00:26:35,500
دنیل لبلانک و این دختر نابینای
نفرین شده‌ی کوچولو کجا رفتن؟

322
00:26:35,583 --> 00:26:39,208
.من... بهتون گفتم که نمی‌دونم
قسم می‌خورم که نمی‌دونم! به خدا قسم می‌خورم

323
00:26:39,291 --> 00:26:44,000
.به جان بچه‌هام قسم می‌خورم
!نمی‌دونم اون کجا رفت، قربان

324
00:26:44,875 --> 00:26:47,291
می‌دونی نفرین دریای شعله‌ور چیه؟

325
00:26:47,375 --> 00:26:50,250
لطفا. حداقل ۱۵ دقیقه طول می‌کشه
تا به خونه برسم

326
00:26:50,333 --> 00:26:51,958
!لطفا اجازه بدید برم

327
00:26:52,041 --> 00:26:54,625
کسایی که اون رو در اختیار دارن
عمر خیلی طولانی دارن

328
00:26:54,708 --> 00:26:55,708
...خواهش می‌کنم

329
00:26:55,791 --> 00:26:58,958
اما عزیزانشون دچار
بدبختی وحشتناکی می‌شن

330
00:27:07,750 --> 00:27:10,083
حداقل باید دستکش می‌پوشیدید

331
00:27:19,916 --> 00:27:23,125
!نه! هنوز برای رسیدن به خونه وقت دارم

332
00:27:23,208 --> 00:27:26,375
!لطفا اجازه بدید خانواده‌ام رو نجات بدم! خانواده‌‌ام

333
00:27:33,500 --> 00:27:35,500
ما سر دایناسور رو پیدا کردیم

334
00:27:36,916 --> 00:27:39,916
اما دریای شعله‌ور اونجا نبود

335
00:27:41,875 --> 00:27:43,791
به نظرت با دختر نابیناست؟

336
00:27:46,625 --> 00:27:49,541
،می‌دونی، وقتی آمریکایی‌ها بیان

337
00:27:49,625 --> 00:27:52,458
مردم اینجا منو به عنوان یه خائن
توی خیابون می‌کشونن

338
00:27:52,541 --> 00:27:54,208
چون با سربازای آلمانی خوابیدم

339
00:27:56,750 --> 00:27:59,916
،سرم رو می‌تراشن
منو با قیر سیاه می‌پوشونن

340
00:28:00,000 --> 00:28:03,041
بعدش روبالشی پُر از پَر
روی من می‌ندازن

341
00:28:04,500 --> 00:28:06,708
بعدش منو دار می‌زنن

342
00:28:12,916 --> 00:28:16,333
وقتی آمریکایی‌ها بیان
همه‌مون با سرنوشت‌مون روبه‌رو می‌شیم

343
00:28:18,166 --> 00:28:20,166
می‌تونی منو از این شهر خارج کنی؟

344
00:28:24,666 --> 00:28:25,875
چرا باید اون کار رو بکنم؟

345
00:28:26,875 --> 00:28:29,750
چون می‌دونم دختر نابینا
کجا زندگی می‌کنه

346
00:28:35,166 --> 00:28:41,041
این قسمت دوم از فصل ۲۲ رمان
بیست هزار فرسنگ زیر دریا» رو به پایان می‌رسونه»

347
00:28:42,375 --> 00:28:44,833
،بابا، اگه گوش می‌دی

348
00:28:45,458 --> 00:28:48,791
دیشب نزدیک بود بر سر
یه تیکه سنگ کشته بشم

349
00:28:48,875 --> 00:28:51,875
!من به دنبال دریای شعله‌ور می‌گردم
کجاست؟

350
00:28:53,125 --> 00:28:56,833
نمی‌دونم چقدر فرصت دارم
تا زمانی که اون آلمانی دوباره منو پیدا کنه

351
00:28:56,916 --> 00:28:59,916
،اما تا زمانی که پیدام کنه
،من همین‌جا می‌مونم

352
00:29:00,875 --> 00:29:02,708
جایی که همه چیز شروع شد

353
00:29:04,166 --> 00:29:06,875
،بعد از اون همه بمب

354
00:29:07,791 --> 00:29:09,208
...اون همه دود

355
00:29:11,125 --> 00:29:12,958
من هنوز بوی گل یاس می‌دم

356
00:29:20,250 --> 00:29:22,083
اینجا پنج‌تا پله وجود داره

357
00:29:22,833 --> 00:29:24,333
می‌چرخی به سمت چپ

358
00:29:26,500 --> 00:29:29,875
و من فقط بهت اجازه می‌دم به اینجا وارد بشی
چون نمی‌تونی ببینی که چقدر به هم ریخته‌ست

359
00:29:29,958 --> 00:29:31,666
پس منو قضاوت نمی‌کنی -
اوه -

360
00:29:32,833 --> 00:29:34,708
گل یاس؟

361
00:29:34,791 --> 00:29:37,583
بوی گل یاس زمان‌های شادتری رو
به خاطرم میاره

362
00:29:37,666 --> 00:29:39,958
زمانی که من جوون
و یه چیزی شبیه یه ژیگول بودم

363
00:29:40,041 --> 00:29:42,000
می‌دونی ژیگول چیه؟ -
نه -

364
00:29:42,083 --> 00:29:43,708
خوبه. حالا اینجا بشین

365
00:29:43,791 --> 00:29:44,875
باشه

366
00:29:46,708 --> 00:29:50,166
درسته. تو الان جلوی رادیوی من نشستی

367
00:29:50,250 --> 00:29:52,458
...الان، اگه این رو روشن کنم

368
00:29:56,041 --> 00:29:59,000
حابل، این گیرنده‌ست

369
00:29:59,083 --> 00:30:03,666
و اون گردونه می‌تونه من رو
توی چند ثانیه دور دنیا ببره

370
00:30:03,750 --> 00:30:05,416
،یک لحظه توی آفریقام

371
00:30:05,500 --> 00:30:07,375
،لحظه‌ی دیگه توی کوبام
بعدش استرالیا

372
00:30:07,458 --> 00:30:09,166
،و بعدش شارژ باتری تموم می‌شه

373
00:30:09,250 --> 00:30:12,083
و باید برم به زیرزمین تا
یه باتری جدید بیارم

374
00:30:17,625 --> 00:30:19,458
میکروفون برای چیه؟

375
00:30:20,750 --> 00:30:26,166
،اوه، میکروفون به این فرستنده وصله

376
00:30:26,250 --> 00:30:30,208
و من بعضی‌وقت‌ها ازش برای
اضافه کردن صدام به غوغای صداها استفاده می‌کنم

377
00:30:30,291 --> 00:30:32,208
وقتی صحبت می‌کنی چی می‌گی؟

378
00:30:32,291 --> 00:30:36,166
«می‌گم: «دنیا جای قشنگی نیست؟

379
00:30:36,250 --> 00:30:38,333
:و بعدش می‌پرسی

380
00:30:39,083 --> 00:30:41,000
«پس چرا داریم نابودش می‌کنیم؟»

381
00:30:41,958 --> 00:30:43,166
این چیزی نیست که می‌گی؟

382
00:30:45,250 --> 00:30:48,666
،بعضی‌وقت‌ها که صحبت می‌کنم
کلمات خودشون رو انتخاب می‌کنن

383
00:30:53,625 --> 00:30:54,750
...اِتیِن

384
00:30:54,833 --> 00:30:56,250
می‌تونم تو رو اِتیِنِ خالی صدا کنم؟

385
00:30:56,333 --> 00:31:00,416
چون عموی بزرگ اِتین باعث می‌شه
یه جور امپراتور یا چیزی بشی

386
00:31:02,666 --> 00:31:06,166
،من یه امپراتورم
اما فقط توی این اتاق زیر شیروانی

387
00:31:06,250 --> 00:31:11,083
اِتیِن، احساس می‌کنم که از قبل
تو رو می‌شناسم، فقط با این اسم نه

388
00:31:15,041 --> 00:31:16,666
ماری، فکر می‌کنم باید بری

389
00:31:16,750 --> 00:31:19,625
پدرت گفت می‌خواد تو رو به اقیانوس ببره

390
00:31:19,708 --> 00:31:21,791
چرا با ما نمیای؟ -
نه -

391
00:31:21,875 --> 00:31:22,958
چرا که نه؟

392
00:31:26,750 --> 00:31:31,166
چون چیزهایی رو می‌بینی
که وجود ندارن، نه؟

393
00:31:37,458 --> 00:31:39,083
چیزهایی که نمی‌تونی فراموش کنی

394
00:31:40,750 --> 00:31:42,291
ماری، پدرت منتظره

395
00:31:42,375 --> 00:31:48,708
،وقتی طبقه پایین صدات رو شنیدم
مطمئن بودم که صدات رو می‌شناسم

396
00:31:49,875 --> 00:31:54,541
بیشتر عمرم، سخن‌پراکنی‌های
مردی که خودش رو استاد صدا می‌زد

397
00:31:54,625 --> 00:31:58,708
رو روی موج کوتاه ۱۳.۱۰ گوش می‌دادم

398
00:32:00,125 --> 00:32:01,958
تو همون استادی

399
00:32:03,625 --> 00:32:05,041
خب، این مزخرفه

400
00:32:06,375 --> 00:32:08,166
من شبیه یه استادم؟

401
00:32:08,250 --> 00:32:09,875
،نمی‌دونم چه شکلی هستی

402
00:32:09,958 --> 00:32:12,375
اما جوری صداها رو می‌شناسم
که انگار چهره هستن

403
00:32:13,333 --> 00:32:15,458
تو همون استادی

404
00:32:25,583 --> 00:32:29,125
هیچ‌وقت واقعاً مطمئن نبودم که کسی
وجود داشته باشه که اصلاً گوش بده

405
00:32:29,208 --> 00:32:31,208
من همیشه گوش می‌دادم

406
00:32:32,500 --> 00:32:34,000
فکر می‌کنم خیلی از ما گوش می‌دادیم

407
00:32:35,083 --> 00:32:36,083
...خب

408
00:32:36,958 --> 00:32:39,375
.استاد رفته
اون رو جمعش کردم

409
00:32:39,458 --> 00:32:41,916
و الان از رادیوم برای
کارهای مهم‌تر استفاده می‌کنم

410
00:32:42,000 --> 00:32:45,416
چه چیزی می‌تونه مهم‌تر
از همه‌ی چیزایی باشه که به ما گفتی؟

411
00:32:46,333 --> 00:32:47,750
ماری، گوش کن

412
00:32:49,083 --> 00:32:51,583
نباید این موضوع رو
به کسی بگی، متوجه می‌شی؟

413
00:32:51,666 --> 00:32:52,750
آره

414
00:32:55,916 --> 00:32:58,750
حالا، پدرت منتظرته

415
00:33:02,291 --> 00:33:03,375
بگیر

416
00:33:03,458 --> 00:33:04,666
ممنون

417
00:33:09,375 --> 00:33:11,125
مراقب پله‌ها باش -
می‌دونم -

418
00:33:11,208 --> 00:33:13,416
پنج‌تا پله هست -
در واقع شیش‌تا پله هست -

419
00:33:14,375 --> 00:33:15,458
به سمت چپ

420
00:33:15,541 --> 00:33:16,625
به سمت چپ

421
00:33:38,791 --> 00:33:41,000
خب، نظرت در مورد اقیانوس چیه؟

422
00:33:41,083 --> 00:33:43,500
انگار یکی داره توی خواب نفس می‌کشه

423
00:33:43,583 --> 00:33:47,666
همیشه احساس می‌کردم انگار
دنیا بارها و بارها داره نفسی تازه می‌کنه 

424
00:33:50,625 --> 00:33:51,875
نفسی تازه می‌کنه

425
00:33:52,666 --> 00:33:53,750
خوشم اومد

426
00:33:54,916 --> 00:33:58,708
شاید مجبور بشیم برای
مدتی اینجا بمونیم. خوبه؟

427
00:33:58,791 --> 00:34:01,458
اوه، از خوب هم بهتره -
اوه، خوبه -

428
00:34:02,750 --> 00:34:07,875
بانو مانک گفت که عمو اِتیِن
،قهرمان جنگ بوده

429
00:34:07,958 --> 00:34:11,041
اما برای من یه قهرمان جنگ به نظر نمی‌رسه

430
00:34:11,125 --> 00:34:14,208
خب، اگه یه ببر رو توی
،یه جعبه فلزی زندونی کنی

431
00:34:14,291 --> 00:34:15,833
شبیه یه جعبه فلزی می‌شه

432
00:34:17,416 --> 00:34:22,625
به این فکر می‌کنم از جاده ساحلی شروع کنم
و بعدش توی میدان شهر تمومش کنم

433
00:34:23,375 --> 00:34:25,208
چی رو شروع کنی؟ -
اوه -

434
00:34:25,291 --> 00:34:28,625
می‌خوام یه ماکت از شهر بسازم
تا انگشت‌هات بتونن کشفش کنن

435
00:34:28,708 --> 00:34:31,000
در غیر این صورت، توی خونه گیر می‌کنی

436
00:34:31,083 --> 00:34:32,916
شبیه عمو اِتیِن می‌شی

437
00:34:34,375 --> 00:34:35,833
،وقتی ماکت رو خوب یاد گرفتم

438
00:34:35,916 --> 00:34:38,500
.اون رو می‌برم بیرون
خودم شهر رو بهش نشون می‌دم

439
00:34:38,583 --> 00:34:40,208
هوم -
می‌بینی -

440
00:34:40,291 --> 00:34:43,666
،شکی ندارم
اما الان باید دست به کار بشم

441
00:34:50,625 --> 00:34:52,041
آره، همینه

442
00:34:54,083 --> 00:34:57,500
آخه چطور می‌خوای کل شهر رو
اندازه‌گیری کنی؟

443
00:34:58,250 --> 00:34:59,708
گام به گام

444
00:35:02,125 --> 00:35:03,416
اون‌وقت به من می‌گن دیوونه

445
00:35:03,500 --> 00:35:06,458
۲۱۲، ۲۱۳، ۲۱۴

446
00:35:06,541 --> 00:35:12,833
۳۱۵، ۳۱۶، ۳۱۷، ۳۱۸،
۳۱۹، ۳۲۰، ۳۲۱

447
00:35:12,916 --> 00:35:15,708
۳۲۲، ۳۲۳، ۳۲۴

448
00:35:48,416 --> 00:35:50,625
.چوب اینجاست
تو اینجا نگهش می‌داری

449
00:35:50,708 --> 00:35:53,208
.می‌خوایم اون رو سمباده بکشیم
آفرین

450
00:36:59,083 --> 00:37:01,458
.دیگه قهوه نیاز نیست، عمو اِتیِن
دارم تموم می‌کنم

451
00:37:01,541 --> 00:37:02,708
نه، این برای خودمه

452
00:37:03,791 --> 00:37:05,125
و مشروب برندیه

453
00:37:05,208 --> 00:37:08,708
پس اندازه‌گیریت توی
خیابون‌ها تموم شده، درسته؟

454
00:37:08,791 --> 00:37:10,000
تقریباً. چرا؟

455
00:37:12,750 --> 00:37:16,166
بانو مانک توی قصابی بود

456
00:37:17,541 --> 00:37:21,291
شنیده که مردم در مورد مردی که
قدم‌هاش رو می‌شماره صحبت می‌کردن

457
00:37:22,666 --> 00:37:24,458
این یه شهر کوچیکه، دنیل

458
00:37:24,541 --> 00:37:25,875
که چی؟

459
00:37:27,333 --> 00:37:30,666
زن دیگه‌ای زمزمه کرده
که مرد لهجه پاریسی داره

460
00:37:31,500 --> 00:37:33,291
و سومی گفته که شنیده

461
00:37:33,375 --> 00:37:37,458
که مرد مرموز از پاریس برای کمک
به مقاومت اومده

462
00:37:38,708 --> 00:37:41,458
و اون شهر رو برای
بمب‌افکن‌های آمریکایی اندازه گیری می‌کنه

463
00:37:48,333 --> 00:37:51,125
بهتره بری سراغ ماری
و اون رو به طبقه پایین ببری

464
00:37:52,166 --> 00:37:53,291
گشتاپو اینجاست

465
00:38:02,458 --> 00:38:04,083
!گندش بزنن -
نه، نگران نباش -

466
00:38:04,166 --> 00:38:06,666
اگه برای رادیو بود، ۱۰۰ نفر ازشون میومد

467
00:38:06,750 --> 00:38:09,666
اونا فقط در حال بررسی شایعه
مرد عجیب و غریبِ پاریسی‌ان

468
00:38:10,416 --> 00:38:13,375
فقط بهشون حقیقت رو بگو. مدارک‌تون رو
بهشون نشون بده و مشکلی پیش نمیاد

469
00:38:13,458 --> 00:38:15,083
تو هیچ کار اشتباهی نکردی

470
00:38:17,375 --> 00:38:18,708
درست می‌گم، دنیل؟

471
00:38:18,791 --> 00:38:21,000
اِتیِن، یه چیزهایی هست که بهت نگفتم

472
00:38:21,708 --> 00:38:22,708
چه چیزهایی؟

473
00:38:22,750 --> 00:38:25,666
بعضی رازه بهتره ناگفته باقی بمونن

474
00:38:25,750 --> 00:38:27,875
توقع ندارم درک بکنی

475
00:38:29,291 --> 00:38:31,416
تو تنها کسی نیستی که راز داره

476
00:38:34,333 --> 00:38:36,750
بهتره قبل از اینکه
در رو بشکونن بری بازش کنی

477
00:38:38,750 --> 00:38:40,416
می‌دونی به چه چیزایی نباید اشاره کنی، نه؟

478
00:38:40,500 --> 00:38:43,791
،به موزه اشاره نکن
از رادیو، میکروفون حرفی نزن

479
00:38:43,875 --> 00:38:45,916
.می‌دونم، بابا
ما نباید ترسیده به نظر برسیم

480
00:38:46,000 --> 00:38:47,208
نه، نباید

481
00:38:47,291 --> 00:38:49,083
چون ما نمی‌ترسیم -
نه، نمی‌ترسیم -

482
00:38:49,166 --> 00:38:51,541
این دختره‌ست و این پدرشه

483
00:39:00,416 --> 00:39:01,416
تو نابینایی؟

484
00:39:02,000 --> 00:39:03,000
بله، قربان

485
00:39:06,458 --> 00:39:08,458
!هی -
اشکالی نداره، چیزی نیست -

486
00:39:09,208 --> 00:39:12,166
دوستای آلمانی ما فقط می‌خوان
وضعیت ماری رو تایید کنن

487
00:39:15,000 --> 00:39:17,416
چی توی دستمه؟ -
من... نمی‌دونم، قربان -

488
00:39:18,291 --> 00:39:21,375
پدرت در اطراف شهر در حال
اندازه‌گیری خیابون‌ها و پیاده‌روها دیده شده

489
00:39:21,458 --> 00:39:24,625
اوه، بله قربان -
اوه، بله قربان». اون نازه» -

490
00:39:26,083 --> 00:39:29,708
جوری اندازه‌گیری می‌کنه که انگار می‌خواد نقشه‌ای طراحی کنه
برای افرادی که ممکنه قصد اومدن به اینجا رو داشته باشن

491
00:39:29,791 --> 00:39:31,750
من دارم نمونه‌ی کوچیک‌شده شهر رو می‌سازم

492
00:39:31,833 --> 00:39:34,000
تا دخترم بتونه با خیابون‌ها آشنا بشه

493
00:39:35,458 --> 00:39:37,333
حرف پدرت درسته؟

494
00:39:38,125 --> 00:39:42,833
بله، قربان. و زمانی که ما توی پاریس
زندگی می‌کردیم، اونجا هم برام یه ماکت ساخت

495
00:39:44,291 --> 00:39:45,291
یک

496
00:39:47,500 --> 00:39:48,500
دو

497
00:39:49,208 --> 00:39:50,625
هردو چشم خوشگلن

498
00:39:52,791 --> 00:39:54,416
و هر دو کارایی ندارن

499
00:39:57,000 --> 00:39:58,791
قسمت اول داستان تایید شد

500
00:39:59,583 --> 00:40:01,083
حالا، چیزی که ساختی رو نشونم بده

501
00:40:07,666 --> 00:40:08,750
ماری

502
00:40:20,625 --> 00:40:22,375
از پاریس اومدید اینجا؟ -
بله -

503
00:40:22,458 --> 00:40:23,750
توی پاریس چی‌کار می‌کردی؟

504
00:40:23,833 --> 00:40:26,416
همونطور که می‌بینید من یه نجار بودم

505
00:40:27,583 --> 00:40:28,791
برای چی به اینجا اومدید؟

506
00:40:30,166 --> 00:40:33,750
،برای اینکه دخترم رو از شهر بیرون بیارم
یه حال و هوایی عوض کنه

507
00:40:35,833 --> 00:40:36,833
اسمت چیه؟

508
00:40:37,375 --> 00:40:39,958
کلود. کلود دوگاری

509
00:40:44,083 --> 00:40:46,416
مدارکت رو بهم نشون بده، آقای دوگاری

510
00:40:54,708 --> 00:40:55,708
الان

511
00:41:27,208 --> 00:41:30,208
.مدارکت رو به پاریس می‌فرستم
اونجا مدارک رو بررسی می‌کنن

512
00:41:30,291 --> 00:41:31,500
تو مهارت بالایی داری

513
00:41:32,833 --> 00:41:34,125
و یه بدبختی وحشتناک

514
00:41:35,000 --> 00:41:37,250
بدبختی نیست. یه نعمته

515
00:41:53,083 --> 00:41:57,291
.باورم نمی‌شه
تو الان مدارک جعلی به گِشتاپو دادی

516
00:41:57,375 --> 00:41:58,375
اونا خیلی خوبن

517
00:41:58,458 --> 00:42:01,958
از رئیس اداره مرمت آثار هنری موزه
خواستم اونا رو جعل کنه

518
00:42:03,625 --> 00:42:06,208
چرا این باعث نمی‌شه
کاملاً اعتماد به نفس داشته باشم؟

519
00:42:08,250 --> 00:42:11,833
برای شام آماده بشید. باید این
موضوع رو با بانو مانک در میون بذاریم

520
00:42:13,041 --> 00:42:16,666
پس، اِتیِن، اون چقدر می‌دونه؟

521
00:42:17,291 --> 00:42:18,375
درمورد چی می‌دونم؟

522
00:42:22,083 --> 00:42:25,458
من ماری رو می‌برم تا بخوابه -
من نمی‌خوام برم بخوابم -

523
00:42:25,541 --> 00:42:27,500
...ماری -
این یه رازه -

524
00:42:27,583 --> 00:42:29,291
می‌دونی که می‌تونم
اون رو توی صداهاشون بشنوم

525
00:42:29,375 --> 00:42:31,583
به همین دلیله که باید بری بخوابی

526
00:42:31,666 --> 00:42:32,666
ماری، لطفا

527
00:42:33,375 --> 00:42:34,708
بیا

528
00:42:45,958 --> 00:42:48,083
از اونجایی که الان
،توی این خونه زندگی می‌کنی

529
00:42:48,166 --> 00:42:50,333
احتمالاً بهترین کار اینه که حقیقت رو بدونی

530
00:42:51,958 --> 00:42:55,375
توی سن مالو، یه سازمانی وجود داره

531
00:42:57,458 --> 00:43:01,291
افراد خاصی توی شهر
اطلاعات خاصی رو برای من میارن

532
00:43:02,041 --> 00:43:07,625
،در مورد حرکت نیروها، قطارها
کشتی‌ها در داخل و خارج از بندر

533
00:43:08,750 --> 00:43:10,583
...و من -
رادیو -

534
00:43:15,166 --> 00:43:19,708
قبل از اومدن آلمانی‌ها از رادیو
برای تبلیغ صلح استفاده می‌کردم

535
00:43:20,833 --> 00:43:22,958
و الان به ابزار جنگ تبدیل شده

536
00:43:24,583 --> 00:43:26,541
و خیلی هم ارزشمنده

537
00:43:26,625 --> 00:43:30,041
من اون اطلاعات رو با استفاده از
کدها و رمزگذرای‌ها به لندن ارسال می‌کنم

538
00:43:31,666 --> 00:43:33,958
اگه به من نیازه، هر کاری
که ازم بخوای رو انجام می‌دم

539
00:43:34,041 --> 00:43:38,708
الان، چیزی که نیاز داریم اینه که
که دیگه توجه‌ها رو به این خونه جلب نکنی

540
00:43:38,791 --> 00:43:40,000
مفهومه؟ -
اوهوم -

541
00:43:42,375 --> 00:43:43,583
...پس

542
00:43:43,666 --> 00:43:46,625
ببر هنوز داخل جعبه فلزیش گشت می‌زنه

543
00:43:48,791 --> 00:43:50,000
زنده‌باد فرانسه

544
00:43:50,083 --> 00:43:51,291
زنده‌باد فرانسه

545
00:43:56,500 --> 00:44:01,125
انگار زیر اقیانوس هستیم -
آره. من توی تعطیلاتم به این شهر می‌اومدم -

546
00:44:01,208 --> 00:44:04,458
و به این پایین توی غاره قلعه
می‌اومدم تا صدف جمع کنم

547
00:44:04,541 --> 00:44:06,500
وقتی تو بچه بودی اِتیِن اینجا بود؟

548
00:44:06,583 --> 00:44:08,500
البته، یه مرد جوون بود

549
00:44:08,583 --> 00:44:10,000
اینو نگه دار -
باشه -

550
00:44:11,041 --> 00:44:13,041
قبل از این بود که جنگ اون رو تغییر بده

551
00:44:13,125 --> 00:44:14,625
قبل از اون، آره

552
00:44:17,791 --> 00:44:18,875
اون چیه؟

553
00:44:18,958 --> 00:44:22,166
این، عزیزم، تازه‌ترین صدفیه
که تا حالا خوردی

554
00:44:26,583 --> 00:44:27,500
اومم

555
00:44:27,583 --> 00:44:29,416
حتی بهتر از صدف‌های پاریسه

556
00:44:31,833 --> 00:44:35,000
اون چه شکلی بود؟ اِتیِن رو می‌گم

557
00:44:35,083 --> 00:44:36,291
اون عطر می‌زد

558
00:44:37,166 --> 00:44:40,500
و وقتی دخترها پشت موتورش
می‌شستن، جیغ می‌زدن

559
00:44:40,583 --> 00:44:41,666
این چیزیه که من یادم میاد

560
00:44:44,416 --> 00:44:46,041
اون واقعاً محشر بود

561
00:44:50,208 --> 00:44:51,958
چی؟ یه موج بود

562
00:44:52,041 --> 00:44:54,666
موج نبود. تو بودی

563
00:44:54,750 --> 00:44:55,958
تو بودی

564
00:44:56,041 --> 00:44:58,001
یه موج غول‌پیکر بود -
اونا کجان؟ -

565
00:44:58,083 --> 00:45:00,666
!فرشته‌های کوچولو کجان؟ اوه -
آه -

566
00:45:00,750 --> 00:45:04,166
می‌بینی که من
یه کت و شلوار کامل رو فدای اونا کردم

567
00:45:04,250 --> 00:45:05,333
از خودت پذیرایی کن

568
00:45:06,333 --> 00:45:10,666
صدف‌های غاره قلعه
در گذشته بهترین‌های جهان بودن

569
00:45:19,708 --> 00:45:22,291
!اوه! و هنوز هم بهترینن

570
00:45:22,375 --> 00:45:23,916
بی‌عیب و نقص

571
00:45:24,500 --> 00:45:25,583
...این

572
00:45:25,666 --> 00:45:27,166
۲۰ساله که نخوردم، دنیل

573
00:45:29,875 --> 00:45:34,666
اگه اینقدر دوستشون داری، چرا خودت
هیچ‌وقت نمی‌ری اونا رو جمع کنی؟

574
00:45:34,750 --> 00:45:37,666
فقط یه پیاده‌روی کوتاه در امتداد ساحله -
ماری، لطفا -

575
00:45:37,750 --> 00:45:40,250
بابا، اگه دیگه نپرسی، عادی می‌شه

576
00:45:41,166 --> 00:45:44,666
شاید دفعه بعد بتونی با ما بیای

577
00:45:44,750 --> 00:45:47,291
،وقتی خیابون‌ها رو یاد گرفتم
خودم می‌تونم تو رو ببرم بیرون

578
00:45:47,375 --> 00:45:50,208
ببخشید، عمو اِتیِن، دخترم می‌تونه
خیلی رک باشه

579
00:45:50,291 --> 00:45:51,666
...ماری

580
00:45:52,833 --> 00:45:55,041
فکر می‌کنم دلیل بیرون نرفتن من رو می‌دونی

581
00:45:55,125 --> 00:45:57,583
اما اصلاً منطقی نیست

582
00:45:57,666 --> 00:45:59,500
گذشته تموم شده و گذشته

583
00:45:59,583 --> 00:46:01,708
فکر می‌کردم به علم اعتقاد داری

584
00:46:01,791 --> 00:46:04,416
ماری، لطفا بس کن -
نه، نه، دنیل. اشکال نداره -

585
00:46:08,000 --> 00:46:12,416
ماری، چرا فقط تصور نمی‌کنی که
من شبیه یکی از این صدف‌ها هستم؟

586
00:46:12,500 --> 00:46:14,000
من داخل پوسته‌ام گیر کرده‌ام

587
00:46:14,083 --> 00:46:16,291
اما تو یه صدف نیستی، اِتیِن

588
00:46:16,375 --> 00:46:19,333
کی تا حالا شنیده
،که یه صدف عطر گل یاس بزنه

589
00:46:19,416 --> 00:46:22,041
و همراه با دخترایی که جیغ می‌زنن
موتور سواری کنه؟

590
00:46:24,125 --> 00:46:27,916
.بیا. انجامش دادی
خیلی ناراحتش کردی

591
00:46:28,000 --> 00:46:29,541
شاید یکی باید ناراحتش کنه

592
00:46:31,166 --> 00:46:33,291
...ماری -
بله؟ -

593
00:46:38,958 --> 00:46:42,958
مدام ازم بخواه که باهات بیرون بیام

594
00:46:46,666 --> 00:46:52,083
و یک روز، اگه تو ازم
درخواست کنی، ممکنه قبول کنم

595
00:46:53,125 --> 00:46:54,125
خوبه

596
00:46:55,541 --> 00:46:56,750
پس این حل شد

597
00:46:58,833 --> 00:47:00,875
آره. آره، آره، آره

598
00:47:01,583 --> 00:47:02,750
اوه، نه، نه، نه

599
00:47:02,833 --> 00:47:05,750
.دیگه صدف بسه، شما دو نفر
برای بانو مانک چیزی نمی‌مونه

600
00:47:07,208 --> 00:47:11,500
.آره... اوه... آره، نکته‌ی خوبیه
احتمالاً دیگه نباید بخوریم

601
00:47:13,000 --> 00:47:14,166
می‌تونم صدا رو بشنوم

602
00:47:14,250 --> 00:47:17,083
فقط یه پوسته‌ست -
من نابینائم. اما شنوایی عالی‌ای دارم -

603
00:47:17,166 --> 00:47:19,958
خیلی‌خب. باشه، باشه -
خیلی ممنونم -

604
00:47:21,583 --> 00:47:23,750
،خب، دنیل، به زودی

605
00:47:23,833 --> 00:47:27,708
تو با کمیته اطلاعات مقاومت
سن مالو دیدار می‌کنی

606
00:47:28,500 --> 00:47:31,166
.تو اسرار ما رو می‌دونی
زمانش فرا رسیده که ما اسرار تو رو بدونیم

607
00:47:31,791 --> 00:47:32,833
ماری نباید بره؟

608
00:47:34,375 --> 00:47:37,250
فکر می‌کنم ماری ثابت کرده
که از هر دوی ما باهوش‌تره

609
00:47:38,375 --> 00:47:39,958
اون باید بمونه

610
00:47:40,041 --> 00:47:43,541
!ما با شیرینی و خوراکی اومدیم -
اوه -

611
00:47:45,416 --> 00:47:47,125
اوه، سلام -
سلام -

612
00:47:48,333 --> 00:47:49,416
...اوه

613
00:47:49,500 --> 00:47:50,500
اوه

614
00:47:51,875 --> 00:47:56,000
آم، عمه مانک، بخشید، شرمنده

615
00:47:56,083 --> 00:47:58,208
اما می‌خوایم یه جلسه حساس
در اینجا برگزار کنیم

616
00:47:58,291 --> 00:47:59,791
البته که همینطوره

617
00:48:04,583 --> 00:48:05,833
شما گروه مقاومتید؟

618
00:48:07,083 --> 00:48:08,291
پسر باهوش

619
00:48:09,083 --> 00:48:13,500
اجازه بده تو رو
با باشگاه مقاومت پیرزنان سن مالو آشنا کنم

620
00:48:16,375 --> 00:48:19,625
زن‌ها خیلی بهتر از مردها
اسرار رو نگه می‌دارن، عزیزم

621
00:48:19,708 --> 00:48:21,708
این زن‌ها همچنین حرکات نیروها

622
00:48:21,791 --> 00:48:24,625
و عبور کشتی‌ها رو
در داخل و خارج از بندر مشاهده می‌کنن

623
00:48:24,708 --> 00:48:29,375
.ما از دیوار بندر ماهی می‌خریم
سه‌تا پیرزن. اصلاً کسی شک نمی‌کنه

624
00:48:29,458 --> 00:48:31,916
لیست خرید ما شامل اسم قایق‌های اژدره

625
00:48:32,000 --> 00:48:34,250
ما برای سربازای جوون آلمانی قهوه می‌بریم

626
00:48:34,333 --> 00:48:36,458
و اونا طوری باهامون صحبت می‌کنن
که انگار ما مادرهاشون هستیم

627
00:48:36,541 --> 00:48:37,791
همه چیز رو بهمون می‌گن

628
00:48:37,875 --> 00:48:39,083
این نبوغه

629
00:48:39,166 --> 00:48:42,875
خواهرم منو متقاعد کرد
که عضو افتخاری مرد گروه بشم

630
00:48:42,958 --> 00:48:44,416
اون یه قهرمان توی سنگر بود

631
00:48:44,500 --> 00:48:47,166
قهرمان بودن توی
اتاق زیر شیروانی خونه‌ی خودت چقدر ساده‌تره؟

632
00:48:47,250 --> 00:48:50,333
و اِتیِن بهمون می‌گه که یه مشکلی داریم

633
00:48:50,416 --> 00:48:51,458
بله

634
00:48:51,541 --> 00:48:52,541
...آم

635
00:48:54,208 --> 00:48:57,083
توی موزه تاریخ طبیعی
،پاریس که من توش کار می‌کردم

636
00:48:57,166 --> 00:48:59,833
من همه‌ی سنگ‌های قیمتی
رو برداشتم و به ژنو فرستادم

637
00:48:59,916 --> 00:49:01,416
قبل از اینکه آلمانی‌ها بتونن اونا رو ببرن

638
00:49:01,500 --> 00:49:02,583
!آفرین

639
00:49:02,666 --> 00:49:05,791
اما شک ندارم که اسم من توی یه لیسته

640
00:49:05,875 --> 00:49:08,708
دنیل مدارک جعلی به گِشتاپو داد

641
00:49:08,791 --> 00:49:10,791
بهم می‌گه که خیلی خوبن

642
00:49:10,875 --> 00:49:13,958
آره، اما هنوز هم من مردی از
پاریس هستم و دختری نابینا دارم

643
00:49:14,041 --> 00:49:18,125
خب، شاید آلمانی‌ها اونقدر سرشون شلوغ باشه
که نتونن چنین ارتباطی رو متوجه بشن

644
00:49:18,208 --> 00:49:19,541
آلمانی‌ها آلمانی هستن

645
00:49:19,625 --> 00:49:23,416
یک واحد به بازیابی سنگ‌های قیمتی
اختصاص داده می‌شه

646
00:49:23,500 --> 00:49:26,750
به هر حال، اونا واقعاً دنبال من نیستن

647
00:49:26,833 --> 00:49:28,250
دنبال چیزی هستن که با منه

648
00:49:28,333 --> 00:49:29,750
یه جواهر به خصوص

649
00:49:29,833 --> 00:49:31,625
معروف‌ترین جواهر فرانسه

650
00:49:31,708 --> 00:49:34,500
همونی که همه‌ی مجلات می‌گن
نفرین وحشتناکی داره؟

651
00:49:35,333 --> 00:49:37,458
سنگی که دیوونه‌ها رو
به خودش جذب می‌کنه

652
00:49:37,541 --> 00:49:40,833
اینجا همراهته؟ توی این خونه؟

653
00:49:41,583 --> 00:49:44,458
آره، چاره‌ای نداشتم

654
00:49:45,416 --> 00:49:47,916
،اگه می‌دونستم اینجا چی‌کار می‌کنید

655
00:49:48,000 --> 00:49:50,166
هیچ‌وقت این دردسر رو به اینجا نمی‌آوردم

656
00:49:51,833 --> 00:49:54,333
اگه می‌خوایید ما از اینجا بریم، ما می‌ریم

657
00:50:02,666 --> 00:50:05,083
...در زمان جنگ، دنیل

658
00:50:06,708 --> 00:50:08,291
اولویت‌ها تغییر می‌کنن

659
00:50:09,541 --> 00:50:14,750
تو عضو خانواده‌ای، تو هم‌خون مایی
و پیوند خونی برای همیشه ادامه داره

660
00:50:16,708 --> 00:50:21,125
اما در حال حاضر، وظیفه ما
در قبال فرانسه‌ست

661
00:50:21,208 --> 00:50:24,708
و به این معناست که باید آلمانی‌ها رو
به مسیر دیگه‌ای هدایت کنیم

662
00:50:24,791 --> 00:50:26,416
لحظه‌ای برای تلف کردن وجود نداره

663
00:51:48,708 --> 00:51:53,875
یک بلیط رفت و برگشت به پاریس، یه‌کم پول نقد
و یه آدرس که اونجا در امانی

664
00:51:55,916 --> 00:51:57,333
ماری، لطفا نگران نباش

665
00:51:57,416 --> 00:51:58,500
چرا نگران باشم؟

666
00:51:58,583 --> 00:52:01,416
.ماری، پدرت برمی‌گرده
یه نقشه‌ای کشیدیم

667
00:52:01,500 --> 00:52:02,500
چه نقشه‌ای؟

668
00:52:02,583 --> 00:52:06,166
ما قبلاً از دوستامون
توی مقاومت پاریس خواستیم

669
00:52:06,250 --> 00:52:08,166
که از طریق مخبران‌شون اطلاع‌رسانی کنن

670
00:52:08,250 --> 00:52:11,333
که دنیل لبلانک توی پاریس دیده شده

671
00:52:14,750 --> 00:52:15,958
...فردا

672
00:52:17,416 --> 00:52:21,500
از من توی یه کافه در حال
خوندن روزنامه فردا عکس گرفته می‌شه

673
00:52:22,416 --> 00:52:24,916
و بعدش به آلمانی‌ها یه آدرس می‌دن

674
00:52:26,125 --> 00:52:28,458
...اما وقتی به اون آدرس رسیدن

675
00:52:28,541 --> 00:52:31,458
اونا وسایل من
و تعدادی از وسایل تو رو پیدا می‌کنن

676
00:52:31,541 --> 00:52:32,958
اونا رو گذاشتم توی چمدونم

677
00:52:33,041 --> 00:52:35,208
اونا رو می‌ذارم توی آپارتمان
تا پیداشون کنن

678
00:52:35,291 --> 00:52:39,166
و بعدش توی بوردو دیده می‌شم
و عکسم رو می‌گیرن

679
00:52:39,250 --> 00:52:40,250
بوردو؟

680
00:52:40,333 --> 00:52:43,041
با قطار فقط سه ساعت راهه، ماری -
و فقط برای یک روز -

681
00:52:43,125 --> 00:52:45,458
و توی بوردو، دوستای ما اعلام می‌کنن

682
00:52:45,541 --> 00:52:49,291
که یه مرد با یه دختر نابینا از مرز
به اسپانیا قاچاق شده

683
00:52:49,375 --> 00:52:51,583
و به قاچاقچی‌ها یه الماس بزرگ داده شده

684
00:52:51,666 --> 00:52:54,125
که الان اون هم به اسپانیا قاچاق شده

685
00:52:55,458 --> 00:52:58,083
...اگه نقشه جواب بده -
منظورت از «اگه» چیه؟ -

686
00:53:00,208 --> 00:53:02,750
،اگه نقشه جواب بده
شیش روز دیگه میام خونه

687
00:53:02,833 --> 00:53:05,166
پس چرا این جواهر نفرین شده رو
،به پاریس نمی‌بری

688
00:53:05,250 --> 00:53:08,958
،اون رو همون‌جا بذاری تا آلمانی‌ها پیداش کنن
و شاید دیگه دست از جستجو بردارن؟

689
00:53:09,041 --> 00:53:13,458
چون آلمانی‌ها دشمن ما هستن
و سنگ متعلق به اونا نیست

690
00:53:13,541 --> 00:53:16,791
متعلق به فرانسه‌ست
و ما مردم فرانسه‌ایم

691
00:53:16,875 --> 00:53:21,375
ما نمی‌تونیم با ارزش‌ترین جواهر
کشورمون رو به این هیولاها بدیم

692
00:53:21,458 --> 00:53:25,125
من باید برم تا اونا رو از مسیر خارج کنم
تا تو رو در امان نگه دارم

693
00:53:25,208 --> 00:53:27,083
حالا، ماری، من باید به قطار برسم

694
00:53:27,166 --> 00:53:29,375
اِتیِن بهت اجازه می‌ده از رادیو استفاده کنی

695
00:53:29,458 --> 00:53:33,541
،باهام صحبت کن و هر کجا که باشم
گوش می‌دم و قلبم همراهته

696
00:53:33,625 --> 00:53:35,500
حتماً

697
00:53:35,583 --> 00:53:38,625
،من به صحبت کردن باهات ادامه می‌دم
مهم نیست چه مدتی نباشی

698
00:53:38,708 --> 00:53:40,458
و قلب من هم همراهته

699
00:53:46,083 --> 00:53:50,333
.بابا، قلب من هنوز همراهته
هنوزم دارم باهات حرف می‌زنم

700
00:53:50,416 --> 00:53:51,625
می‌دونم که می‌تونی صدام رو بشنوی

701
00:53:52,428 --> 00:53:54,082
[ سن مالو - آگوست سال ۱۹۴۴ ]

702
00:53:54,083 --> 00:53:57,500
تو منتظری که آمریکایی‌ها بیان
و بعدش به خونه برمی‌گردی

703
00:53:58,625 --> 00:53:59,625
این رو مطمئنم

704
00:54:01,083 --> 00:54:02,291
شب بخیر، بابا

705
00:54:03,583 --> 00:54:04,583
دوستت دارم

706
00:54:22,500 --> 00:54:23,583
وقتشه

707
00:54:28,708 --> 00:54:30,875
فکر می‌کردم شاید سعی کنی فرار کنی

708
00:54:30,958 --> 00:54:32,875
من موندم چون بهت اعتماد دارم

709
00:54:34,125 --> 00:54:35,541
چرا بهم اعتماد داری؟

710
00:54:35,625 --> 00:54:38,291
دیروز مطمئن بودم
که صدات برام آشناست

711
00:54:39,083 --> 00:54:40,291
...بعدش متوجه شدم

712
00:54:42,833 --> 00:54:46,708
تو دختری که الان روی ۱۳.۱۰
سخن‌پراکنی می‌کنه رو می‌شناسی

713
00:54:46,791 --> 00:54:48,208
تو خونه رو بلدی

714
00:54:50,250 --> 00:54:51,458
تو همونی

715
00:54:53,625 --> 00:54:55,125
تو استادی

716
00:54:57,250 --> 00:55:01,625
.من یه سربازم. تو یه سربازی
هیچ چیز قبل از این موضوع مهم نیست

717
00:55:02,666 --> 00:55:03,666
بشین

718
00:55:17,166 --> 00:55:18,166
خب؟

719
00:55:20,291 --> 00:55:22,375
جوونه، اپراتور رادیوئه

720
00:55:22,458 --> 00:55:25,083
...اسمش ورنره -
ما به اسم‌ها اهمیت نمی‌دیم -

721
00:55:27,291 --> 00:55:29,708
اون رو بر خلاف میلش از یتیم‌خونه بردن

722
00:55:29,791 --> 00:55:31,375
و مجبورش کردن به
یه هنگ سیگنال ملحق بشه

723
00:55:31,458 --> 00:55:34,541
چندتا مرد و زن و بچه رو کُشتی؟

724
00:55:35,500 --> 00:55:39,416
کار من پیدا کردن موقعیت رادیوهایی بود
که پیام‌ها رو مخابره می‌کردن

725
00:55:39,500 --> 00:55:41,333
و وقتی موقعیت رادیوها رو پیدا می‌کردی؟

726
00:55:41,416 --> 00:55:42,916
یه تخمین تقریبی بهمون بده

727
00:55:43,000 --> 00:55:46,208
چندتا مرد و زن و بچه رو کُشتی؟

728
00:55:46,291 --> 00:55:48,458
قربان، شما گفتید
می‌تونم داستانم رو تموم کنم

729
00:55:49,625 --> 00:55:51,375
لطفا، می‌خوام توضیح بدم
که چه اتفاقی افتاد

730
00:55:51,458 --> 00:55:52,583
!ما می‌دونیم که چه اتفاقی افتاد

731
00:55:52,666 --> 00:55:55,666
رفقای ما توی نرماندی و بلژیک
بهمون گفتن که چه اتفاقی افتاد

732
00:55:55,750 --> 00:55:59,541
هرکسی که رادیو داشت
توسط اعضای هنگ تو اعدام شد

733
00:55:59,625 --> 00:56:04,250
.خانواده‌هاشون همراهشون اعدام شدن
همسایه‌هاشون اعدام شدن

734
00:56:04,333 --> 00:56:09,208
مردان، زنان، کودکان اعدام شدن

735
00:56:09,291 --> 00:56:11,583
اون فقط درگیر پیدا کردن فرکانس‌ها بوده

736
00:56:11,666 --> 00:56:13,250
...استاد، لطفا -
استاد؟ -

737
00:56:13,333 --> 00:56:16,041
ما علاقه‌ای به حرف‌های تو نداریم، آلمانی

738
00:56:16,125 --> 00:56:18,625
!و ظرفیت نگهداری زندانی رو هم نداریم

739
00:56:18,708 --> 00:56:20,000
من ازش مراقبت می‌کنم

740
00:56:20,083 --> 00:56:21,791
!اون بچه‌ی تو نیست

741
00:56:21,875 --> 00:56:23,666
!مراقب می‌کنی؟ -
یعنی مسئولیتش رو به عهده می‌گیرم -

742
00:56:23,750 --> 00:56:25,416
چرا؟ چرا اون کار رو می‌کنی؟

743
00:56:25,500 --> 00:56:26,666
!تصمیم نهایی ساده‌ست

744
00:56:26,750 --> 00:56:28,630
!حکم اعدامه -
!لطفا، شما درک نمی‌کنید -

745
00:56:28,666 --> 00:56:32,166
کی قراره حکم رو اجرا کنه؟ -
من با دست خودم بهش شلیک می‌کنم -

746
00:56:32,250 --> 00:56:35,125
!نه! ژاکلین! نه -
!اِتیِن، برو خونه! برو خونه -

747
00:56:37,583 --> 00:56:39,208
اون یه بمب از یه هواپیما نبود

748
00:56:40,458 --> 00:56:42,583
نه. اون گلوله توپخانه بود

749
00:56:42,666 --> 00:56:44,250
توپخانه آمریکایی

750
00:56:46,541 --> 00:56:48,375
!آمریکایی‌ها دم دروازه هستن

751
00:56:49,041 --> 00:56:54,375
!آمریکایی‌ها اومدن -
بابا، آزادی در راهه. بالاخره داره میاد -

752
00:57:03,083 --> 00:57:05,166
!اِتیِن، تکون بخور -
!اون آدم خوبیه -

753
00:57:05,250 --> 00:57:06,875
اون دشمنه! حالا، برو کنار

754
00:57:06,958 --> 00:57:08,500
!برو کنار، اِتیِن

755
00:57:13,708 --> 00:57:15,208
!اِتیِن، الان

756
00:57:15,291 --> 00:57:19,541
نه! من نصفی از عمرم رو برای
پنهان شدن از ترس‌هام تلف کردم

757
00:57:20,250 --> 00:57:21,750
!حالا، تو باید نترس باشی

758
00:57:21,833 --> 00:57:23,416
!اِتیِن، دوباره بهت نمی‌گم

759
00:57:25,583 --> 00:57:27,250
!برو کنار، اِتین -
...پسر -

760
00:57:27,333 --> 00:57:29,625
!اِتیِن -
من همون استادم -

761
00:57:30,708 --> 00:57:31,708
ماری؟

762
00:57:31,791 --> 00:57:32,875
!دوباره بهت نمی‌گم

763
00:57:34,125 --> 00:57:35,605
!می‌دونم اون بالایی

764
00:57:35,666 --> 00:57:37,208
حالا مثل قبلاً به حرفم گوش کن

765
00:57:37,291 --> 00:57:38,875
!برو کنار

766
00:57:39,583 --> 00:57:40,833
!هیچ راه فراری نیست

767
00:57:40,916 --> 00:57:42,125
!فرار کن

768
00:57:46,043 --> 00:57:50,043
«ترجمه از «امــیــررضــا
@ARZ_110_SUB

