‫﻿۱
00:00:15,319 --> 00:00:21,319
‫ارائــه‌ای از تیم ترجمـه‌ی ام ایکس ساب
‫::. WwW.MxSub.NeT .::..

2
00:00:21,319 --> 00:00:27,319
‫دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫www.DibaMoviez.Com

3
00:00:27,319 --> 00:00:35,319
‫:ترجمه و تنظیم زیرنویس
‫<font color="#۱E۹۰FF">sin«سـینـا»cities</font>

4
00:00:35,494 --> 00:00:38,330
‫صلح یه خیال باطله...

5
00:00:39,498 --> 00:00:42,000
‫و مهم نیست دنیا چقدر آروم به نظر برسه...

6
00:00:43,502 --> 00:00:45,520
‫صلح زیاد پایدار نمی‌مونه!

7
00:00:56,014 --> 00:00:59,434
‫صلح نزاعی علیه ذاتِ خود ماست

8
00:01:02,020 --> 00:01:06,608
‫،پوستی که روی استخوان
‫ماهیچه و رگ و پی...

9
00:01:06,692 --> 00:01:09,519
‫وحشیگری درونی خودمون می‌کشیم!

10
00:01:16,827 --> 00:01:17,911
‫چیکار می‌کنی؟

11
00:01:18,370 --> 00:01:19,997
‫نمی‌تونیم همینجوری اینجا ولش کنیم

12
00:01:20,080 --> 00:01:22,958
‫اون مشکل ما نیست.
‫می‌خوای کاری کنی دستگیرمون کنن؟

13
00:01:23,667 --> 00:01:24,626
‫فقط...

14
00:01:26,295 --> 00:01:27,337
‫ولش کن!

15
00:01:33,010 --> 00:01:37,848
‫غریزه‌ی خشونت مثل یه انگل
‫درون ما وول می‌خوره

16
00:01:38,098 --> 00:01:43,145
‫منتظر فرصتیه که از خشم ما تغذیه کنه و تکثیر بشه
‫تا زمانی که ناگهان ازمون بیرون بزنه

17
00:01:46,732 --> 00:01:48,992
‫جنگ تنها چیزیه که ما واقعاً درکش می‌کنیم

18
00:02:02,289 --> 00:02:04,315
‫زنده باد قیام!

19
00:02:04,541 --> 00:02:07,878
‫زنده باد کالکریست فالکونر...

20
00:02:09,212 --> 00:02:10,839
‫زنده باد کالکریست فالکونر!

21
00:02:29,650 --> 00:02:30,484
‫خدایا!

22
00:02:35,489 --> 00:02:37,491
‫آه، محض رضای خدا!

23
00:02:39,910 --> 00:02:42,170
‫جنده نمی‌خوام، فقط از اتاقم برو بیرون

24
00:02:42,746 --> 00:02:45,974
‫- باور کن خوشحال می‌شدم ولی کاری دارم که باید انجام بدم
‫- یا می‌تونی پولی رو که بهت داده نگه داری

25
00:02:46,057 --> 00:02:48,669
‫سخاوتمندی‌تون رو می‌رسونه.
‫ولی بعدش دیگه پول شما نیست، هست؟

26
00:02:48,752 --> 00:02:52,881
‫ایشون افسونگر شب نیست.
‫خانم پرسکات وکیله

27
00:02:52,964 --> 00:02:55,050
‫هتل‌تون حساس‌تر از شما
‫به نظر می‌رسه، آقای کووچ

28
00:02:55,133 --> 00:02:56,593
‫این ناامیدکننده‌ست

29
00:02:56,676 --> 00:02:59,954
‫با توجه به دردسر و هزینه‌ای که آقای بنکرافت
‫برای به دست آوردن شما متحمل شده!

30
00:02:59,971 --> 00:03:02,224
‫اوه، تو برای بنکرافت کار می‌کنی؟

31
00:03:02,307 --> 00:03:05,001
‫به طور اختصاصی، میشه کیفم رو داشته باشم...

32
00:03:05,018 --> 00:03:05,936
‫لباسام کجاست؟

33
00:03:06,019 --> 00:03:09,272
‫اگه منظورت از "لباسا" این کهنه‌های
‫خون آلوده، ایناهاش اینجان

34
00:03:09,356 --> 00:03:12,609
‫ولی من به خودم اجازه دادم
‫لباس‌هایی تهیه کنم

35
00:03:12,692 --> 00:03:16,788
‫که بیشتر مناسب موقعیت شما
‫به عنوان معتمد یه مِت باشه

36
00:03:16,863 --> 00:03:19,324
‫اون معتمد نیست، یه مزدوره

37
00:03:19,408 --> 00:03:22,577
‫اونو ببر طبقه‌ی پایین.
‫و اگه زحمتی نیست

38
00:03:22,661 --> 00:03:25,872
‫دیگه کس دیگه‌ای رو تو اتاق کوفتیم راه نده!

39
00:03:30,210 --> 00:03:33,338
‫%چراغ‌ها روشن، ۲۰

40
00:03:38,301 --> 00:03:39,553
‫سلام عقاب‌چشم

41
00:03:39,636 --> 00:03:41,638
‫سلام‌ ستوان اُرتگا

42
00:03:41,722 --> 00:03:44,182
‫اطلاعاتی در مورد هدف می‌خواین؟

43
00:03:44,266 --> 00:03:47,477
‫خیلی خوب خوابیدم، مرسی.
‫تو چطور؟

44
00:03:48,061 --> 00:03:50,605
‫متأسفانه، سؤال رو نمی‌فهمم

45
00:03:51,022 --> 00:03:54,609
‫جوابت خیلی بهتر از بیشتر پسرایی‌ـه
‫که کنارشون بیدار میشم

46
00:03:55,026 --> 00:03:57,279
‫متأسفانه سؤال‌تون رو نمی‌فهمم

47
00:03:57,362 --> 00:03:59,180
‫فراموشش کن، عقاب‌چشم

48
00:04:00,157 --> 00:04:02,159
‫فقط اگه کووچ جایی رفت بهم خبر بده

49
00:04:15,338 --> 00:04:18,258
‫آدمای معمولی اینجوری
‫روزشون رو شروع نمی‌کنن

50
00:04:18,341 --> 00:04:21,136
‫- قهوه، شاید گندم بوداده
‫- بی‌خیال

51
00:04:21,595 --> 00:04:23,805
‫نون تُست. شایدم مشروب با یه نفر دیگه...
‫(تُست به هر دو معنی مشروب، و نان تُست استفاده شده)

52
00:04:23,889 --> 00:04:26,016
‫من هیچ تُستی نمی‌خوام!

53
00:04:27,142 --> 00:04:30,771
‫می‌تونه سر صبحی چیز خوبی باشه، بیدار شدن
‫کنار یه نفر و خوردن یکم نون تُست

54
00:04:34,149 --> 00:04:37,194
‫نمی‌خوام پیشنهادات رو برای
‫زندگی خصوصیم بشنوم

55
00:04:38,111 --> 00:04:40,154
‫این دیگه چه زندگی شخصی‌ای میشه؟

56
00:04:54,211 --> 00:04:55,462
‫باید این صدا رو خالی کنی

57
00:04:57,714 --> 00:05:00,967
‫مهم نیست کووچ کیه
‫نمی‌تونی بذاری انقدر متزلزلت کنه

58
00:05:01,968 --> 00:05:05,797
‫می‌دونم بنکرافت داره بدجوری تحریکت می‌کنه
‫و آخرش خودت رو تو دردسر میندازی

59
00:05:06,515 --> 00:05:07,974
‫اون چی بود؟

60
00:05:08,099 --> 00:05:09,017
‫یه دور دیگه؟

61
00:05:09,100 --> 00:05:11,186
‫اون یه ردیاب بود

62
00:05:11,812 --> 00:05:13,522
‫جز اینکه، البته که نمی‌تونه باشه

63
00:05:13,522 --> 00:05:16,499
‫از اونجایی که تو هیچکدوم از پرونده‌های
‫بازمون مجوزش رو نداریم

64
00:05:18,401 --> 00:05:21,304
‫می‌دونی، اگه اینو دیده بودم
‫مجبور بودم گزارشش کنم

65
00:05:24,574 --> 00:05:26,201
‫پس خوبه که ندیدمش

66
00:05:26,493 --> 00:05:28,829
‫ازم تشکر نکن، فقط بس کن!

67
00:05:28,912 --> 00:05:31,498
‫کووچ رو فراموش کن.
‫اونجا هیچی نیست

68
00:05:31,581 --> 00:05:33,291
‫فکر می‌کنی اینو نمی‌دونم؟

69
00:06:05,156 --> 00:06:07,993
‫عقاب‌چشم، موقعیتِ هدف

70
00:06:09,369 --> 00:06:11,079
‫در حال پردازش حرکات هدف

71
00:06:11,746 --> 00:06:14,916
‫هدف در سایکاسکه، بخش مأموریت

72
00:06:18,587 --> 00:06:20,088
‫به سایکاسک خوش آمدید

73
00:06:20,171 --> 00:06:22,340
‫لطفاً برید روی صفحه‌ی تعیین هویت

74
00:06:24,009 --> 00:06:27,262
‫خانم پرسکات، آقای کووچ

75
00:06:27,929 --> 00:06:30,015
‫سرپرست نایمن، تا چند لحظه‌ی دیگه میان پایین

76
00:06:30,932 --> 00:06:34,811
‫لازمه شرکای شخصی و کاری
‫بنکرافت رو بازجویی کنم

77
00:06:34,894 --> 00:06:38,023
‫با آدمایی که دور و بر آقای بنکرافت هستن
‫این غیرممکنه

78
00:06:38,740 --> 00:06:42,319
‫پس برو به رئیست بگو به این نتیجه رسیدی
‫از نظر اجتماعی ناجوره من جونش رو نجات بدم

79
00:06:42,402 --> 00:06:43,778
‫مطمئنم درک می‌کنه

80
00:06:44,279 --> 00:06:45,488
‫محض اطلاع

81
00:06:45,572 --> 00:06:48,700
‫معتقدم شما هیچ صلاحیتی به عنوان
‫یه کارآگاه خصوصی ندارین

82
00:06:48,783 --> 00:06:49,909
‫و نمی‌تونین اینجا سیگار بکشین

83
00:06:51,077 --> 00:06:53,455
‫به شخصه، از این چیزا متنفرم، ولی...

84
00:06:53,788 --> 00:06:56,157
‫شما منو تو کالبد یه معتاد
‫به نیکوتین زنده کردین

85
00:06:56,458 --> 00:06:58,793
‫این کالبد برای نیازهای شما
‫بیشتر از حد کفایت‌ـه

86
00:06:58,793 --> 00:07:00,253
‫شک دارم مدت زیادی ازش استفاده کنین

87
00:07:00,253 --> 00:07:04,299
‫خانم پرسکات، من برنامه‌ی کاری
‫صبحم رو خالی کردم

88
00:07:04,382 --> 00:07:07,052
‫،همونطور که قبلاً گفتم
‫هرکاری که بتونم انجام بدم

89
00:07:07,677 --> 00:07:09,562
‫سیگار کشیدن ممنوعه

90
00:07:11,056 --> 00:07:15,602
‫در سایکاسک، ما بهترین کالبدها با طراحی
‫ویژه و بهبودیافته‌ی بازار رو فراهم می‌کنیم

91
00:07:15,685 --> 00:07:19,773
‫خدمات ما مختص مشتریان خاصه

92
00:07:20,148 --> 00:07:23,735
‫بهترین کالبدی که پول می‌تونه بخره
‫همسرتون رو داخل من قرار بدید

93
00:07:24,152 --> 00:07:25,820
‫چقدر خوش ذوق

94
00:07:26,404 --> 00:07:28,949
‫حرفه‌ی اصلی ما در زمینه‌ی کلون‌هاست
‫[ نسخه شبیه سازی شده انسان ]

95
00:07:28,949 --> 00:07:32,977
‫شکی نیست که می‌دونین فقط یه کلون
‫قیمتی بیش از درآمد یک عمر اکثر مردم داره

96
00:07:32,994 --> 00:07:34,771
‫پس فقط مِت‌ها

97
00:07:35,580 --> 00:07:39,534
‫مشتریان ما بصیرترین و ثروتمندترین
‫مردم پروتکتورِت هستن

98
00:07:40,302 --> 00:07:43,129
‫اونا کاری به پیش پا افتادگیِ
‫مرگ انجام نمیدن

99
00:07:43,129 --> 00:07:46,633
‫شما لایقید از بیرون همونطور به نظر
‫بیاید که از درون حس می‌کنید

100
00:07:47,217 --> 00:07:49,068
‫شما لایق این کالبد هستید

101
00:07:53,682 --> 00:07:56,935
‫اینجا خزانه‌ی شخصیِ
‫خانواده‌ی بنکرافت‌ـه

102
00:07:57,018 --> 00:07:59,562
‫تمام هفته بصورت شبانه‌روز کارکنان
‫فنیِ ما در خزانه حضور دارن

103
00:07:59,646 --> 00:08:02,899
‫شبی که آقای بنکرافت با نیدل‌کست
‫از اوزاکا برگشت گاس اینجا بود!

104
00:08:09,948 --> 00:08:12,200
‫اونا هُشیار نیستن، درسته؟

105
00:08:12,283 --> 00:08:15,412
‫،نه، ذهن کلون‌ها خالی شده
‫استک‌هاشون خالیه

106
00:08:16,079 --> 00:08:18,248
‫بدن‌ها مرتباً با شوک‌الکتریکی تحریک میشن

107
00:08:18,331 --> 00:08:19,582
‫تا کشسانی عضلات‌شون رو از دست ندن

108
00:08:20,834 --> 00:08:23,294
‫باید هر تصویری که از ورود
‫بنکرافت دارین رو ببینم

109
00:08:23,378 --> 00:08:24,838
‫زمانی که من به خواب رفتم

110
00:08:24,921 --> 00:08:27,549
‫اگه زیاد کالبد عوض می‌کردی
‫آخر سر دیوونه می‌شدی!

111
00:08:27,924 --> 00:08:30,719
‫از هم گسیختگی شخصیت.
‫خیلی ناجوره!

112
00:08:30,802 --> 00:08:34,180
‫ولی فقط وقتی اتفاق می‌افته که بین تعداد
‫زیادی از کالبدهای متفاوت جابجا شی

113
00:08:34,264 --> 00:08:36,766
‫پس، معلوم میشه، اگه به
‫کلون خودت جابجا شی

114
00:08:36,850 --> 00:08:38,643
‫می‌تونی هر چند بار که
‫می‌خوای این‌کارو بکنی

115
00:08:38,727 --> 00:08:42,605
‫- و تا ابد زندگی کنی، اگه پولش رو داری
‫- عالیه، نه؟

116
00:08:43,064 --> 00:08:44,190
‫بقیه چیکار می‌کنن؟

117
00:08:44,649 --> 00:08:47,861
‫،مردم وارد هر کالبدی که پیدا ‌کنن میشن
‫اگه از پس هزینه‌اش بر بیان

118
00:08:47,944 --> 00:08:51,781
‫پس مشتری‌هاتون تو همین ساختمون
‫مستقیماً به داخل کلون‌ها نیدل‌کست میشن؟

119
00:08:51,865 --> 00:08:55,994
‫طبقات پایینی ما اتاقک ویژه‌ی کاملاً امنی
‫برای بارگیری دی‌اچ‌اف از ماهواره داره

120
00:08:56,077 --> 00:08:58,872
‫نمی‌تونه اونقدر امن باشه، اگه یه نفر سعی کرده
‫نسخه‌ی پشتیبان بنکرافت رو

121
00:08:58,955 --> 00:09:01,458
‫- شبی که بهش تیراندازی شده هک کنه!
‫- پلیس فکر می‌کنه کار " دیپر"ها بوده
‫[ هکرهای دی‌اچ‌اف ]

122
00:09:01,541 --> 00:09:04,044
‫اونا بخش‌هایی از خاطرات مِت رو
‫حین اتصال به ماهواره می‌دزدن

123
00:09:04,127 --> 00:09:07,881
‫،لحظاتی از کودکی یه پادشاه
‫از دست دادن بکارت یه شخص برجسته

124
00:09:07,964 --> 00:09:10,175
‫- این عادیه؟
‫- اوه، همیشه اتفاق می‌افته

125
00:09:10,258 --> 00:09:12,761
‫قیمت بازار سیاه برای تیکه‌ای
‫از اون خاطرات خیلی بالاست

126
00:09:12,844 --> 00:09:15,221
‫فایل رو پیدا کردم، بفرمایید

127
00:09:30,111 --> 00:09:30,987
‫فقط همین؟!

128
00:09:31,071 --> 00:09:34,616
‫ما فقط لحظه‌ی دگرگون‌سازی رو
‫برای کنترل کیفیت ضبط می‌کنیم

129
00:09:34,699 --> 00:09:37,285
‫هر چیز بیشتری حریم خصوصی
‫مشتری‌مون رو مورد تجاوز قرار میده

130
00:09:39,788 --> 00:09:43,458
‫و منم برای حریم خصوصیم ارزش قائلم
‫همونطور که کریستوفر به خوبی می‌دونه

131
00:09:43,541 --> 00:09:47,754
‫- کریستوفر، خیلی از دیدن مجددت خوشحالم
‫- باعث افتخار ماست که بتونیم کمکی بکنیم

132
00:09:47,837 --> 00:09:49,214
‫صبح بخیر آقای کووچ

133
00:09:49,923 --> 00:09:52,926
‫به اومو گفتم که می‌خواستم سرزده بیام

134
00:09:53,009 --> 00:09:55,970
‫و تحقیقاتت رو از نزدیک ببینم

135
00:09:56,554 --> 00:09:59,099
‫شما شبی که همسرتون کالبدش
‫رو عوض کرد اینجا بودید؟

136
00:10:00,225 --> 00:10:04,104
‫بله، هر وقت لورنس برای کار سفر می‌کنه
‫دوست دارم وقتی برمی‌گرده ببینمش

137
00:10:04,479 --> 00:10:05,605
‫این تصویر کی ضبط شده؟

138
00:10:06,106 --> 00:10:09,392
‫شش ساعت قبل از کشته شدن آقای بنکرافت

139
00:10:09,400 --> 00:10:14,030
‫می‌دونم که دارم خودم رو تماشا می‌کنم
‫ولی حس می‌کنم دارم یه غریبه رو تماشا می‌کنم

140
00:10:14,989 --> 00:10:17,200
‫شما قبل از اینکه برگردین
‫تو اوزاکا چیکار می‌کردین؟

141
00:10:17,283 --> 00:10:20,120
‫آقای بنکرافت یه قرارداد
‫تجاری ۴۰۰میلیونی بستن

142
00:10:20,203 --> 00:10:23,706
‫که من همچنان هیچ خاطره‌ای ازش ندارم

143
00:10:23,790 --> 00:10:25,625
‫و شرکاتون که اونجا بودن بازجویی شدن؟

144
00:10:25,625 --> 00:10:27,710
‫اونا چیز غیرمعمولی از آقای بنکرافت ندیدن

145
00:10:27,794 --> 00:10:30,880
‫برعکس اونا تمرکز و مهارتش رو تحسین کردن

146
00:10:30,964 --> 00:10:36,553
‫آره، هنوزم نمی‌دونم چطور تونستم
‫به اون سرعت جمع و جورش کنم

147
00:10:36,636 --> 00:10:40,223
‫و بعدش نیدل‌کست شدین به اینجا.
‫بعدش چیکار کردین؟

148
00:10:40,306 --> 00:10:44,352
‫رفتم خونه، متأسفانه لورنس
‫بیشتر از من انرژی داشت

149
00:10:44,435 --> 00:10:46,003
‫و شما؟

150
00:10:46,396 --> 00:10:49,399
‫دوربین‌های مداربسته‌ی عمارت سان‌تاچ
‫تصویر آقای بنکرافت

151
00:10:49,482 --> 00:10:52,560
‫رو ضبط کردن که صبح به خونه رسیده
‫من تصاویرش رو براتون میارم

152
00:10:52,819 --> 00:10:56,447
‫،تو هیچکاری برای خودت نمی‌کنی، نه
‫از جمله جواب دادن به سؤالات؟

153
00:10:56,447 --> 00:11:01,135
‫،بهت که گفتم آقای کووچ
‫همه چی کاملاً خالیه!

154
00:11:02,078 --> 00:11:07,250
‫خیلی سعی دارم هدف از این...
‫بازجویی رو بفهمم!

155
00:11:07,625 --> 00:11:12,755
‫تنها کسی که قطعاً در تمام این قضایا
‫مظنون نیست... منم

156
00:11:12,839 --> 00:11:15,174
‫تو جواب می‌خوای، اونا همراه
‫با سؤال به دست میان

157
00:11:17,302 --> 00:11:20,221
‫بیا با هم قدم بزنیم، آقای کووچ

158
00:11:26,519 --> 00:11:30,106
‫فقط برای روشن شدن قضیه میگم
‫اگه من بمیرم، تو دوباره منجمد میشی

159
00:11:30,189 --> 00:11:33,318
‫اگه این پرونده رو سریعاً حل نکنی
‫دوباره منجمد میشی

160
00:11:33,401 --> 00:11:35,695
‫این‌ همه اعتماد اشکم رو در میاره

161
00:11:37,739 --> 00:11:38,865
‫دوباره تهدیدم نکن

162
00:11:41,993 --> 00:11:45,079
‫- مطمئن نیستم که از لحنت خوشم بیاد
‫- بهش عادت کن!

163
00:11:45,747 --> 00:11:47,790
‫من به دسترسی نیاز پیدا می‌کنم
‫که تو نمی‌خوای بدی

164
00:11:47,874 --> 00:11:50,668
‫و جواب‌هایی پیدا می‌کنم که
‫تو فقط فکر می‌کنی می‌خوای

165
00:11:50,752 --> 00:11:53,838
‫می‌خواستی من برات کار کنم.
‫منم دارم برات کار می‌کنم

166
00:11:53,922 --> 00:11:55,381
‫می‌خوای بهت احترام بذارم؟

167
00:11:57,759 --> 00:11:59,385
‫به دست آوردنش یکم سخته

168
00:11:59,469 --> 00:12:02,138
‫اگه خوشت نمیاد، همین الان
‫منو برگردون به حالت انجماد

169
00:12:02,639 --> 00:12:06,976
‫من مردی که می‌تونه از لبه‌ی صخره بدون
‫لرزیدن پایین رو نگاه کنه، تحسین می‌کنم!

170
00:12:07,060 --> 00:12:08,978
‫شاید همین ازت یه مِت بسازه

171
00:12:10,271 --> 00:12:13,983
‫من تصاویر دوربین عمارت سان‌تاچ
‫رو بارگذاری کردم رو سیستم هتلت

172
00:12:14,067 --> 00:12:19,614
‫همچنین باید بازجویی تمام مظنونین و
‫هر تهدیدی که بنکرافت دریافت کرده رو ببینم

173
00:12:20,198 --> 00:12:22,408
‫شما چرا اومدین اینجا‌ ستوان؟

174
00:12:22,909 --> 00:12:24,160
‫تو کار رو قبول کردی!

175
00:12:25,328 --> 00:12:27,763
‫- چرا؟
‫- یه مرد باید بتونه شکمش رو سیر کنه

176
00:12:28,206 --> 00:12:31,334
‫شما جایی کار پلیسی واقعی نداری انجام بدی؟

177
00:12:31,417 --> 00:12:34,295
‫سرنخی از کسی که دیشب تو هتل
‫سعی کرد منو بکشه داری؟

178
00:12:34,379 --> 00:12:37,882
‫نبودن شاهد زنده یه مشکله
‫ولی دارم روش کار می‌کنم

179
00:12:37,966 --> 00:12:39,550
‫از الان بیشتر احساس امنیت می‌کنم!

180
00:12:39,633 --> 00:12:43,512
‫بله؟ بله، می‌دونم. دارم میام

181
00:12:45,306 --> 00:12:48,768
‫بعداً می‌بینمت، کووچ.
‫سعی کن خودت رو به کُشتن ندی

182
00:12:49,227 --> 00:12:51,562
‫نباید مشکلی باشه.
‫کیه که بخواد منو بکشه؟!

183
00:13:08,871 --> 00:13:10,206
‫سلام پسرا

184
00:13:10,289 --> 00:13:14,043
‫همم.. خب، یا خدا!

185
00:13:14,127 --> 00:13:16,996
‫سلام پو، خیلی وقته ندیدیمت

186
00:13:18,172 --> 00:13:21,009
‫*چند وقت شده، ۵۰سال؟*

187
00:13:21,592 --> 00:13:23,553
‫در واقع، ۴۷سال!

188
00:13:23,636 --> 00:13:26,222
‫فکر می‌کردم این روزا فقط
‫تو واقعیت زندگی می‌کنی

189
00:13:26,305 --> 00:13:29,434
‫ناراحتم می‌کنه که حسابم
‫غرق بدهیای عقب افتاده‌ست

190
00:13:29,767 --> 00:13:34,272
‫باید جایگاهم رو کنار خواهرا و برادرام تو
‫اتحادیه‌ی هتل‌های هوش‌مصنوعی پس بگیرم

191
00:13:34,355 --> 00:13:37,275
‫ما حالا اتحادیه‌ی مدیریت هوش مصنوعی هستیم

192
00:13:37,358 --> 00:13:39,736
‫آره، اونز خودش رو به یه
‫تالار موسیقی تبدیل کرده

193
00:13:40,153 --> 00:13:44,699
‫،و رادنی یه کلوب لختی داره
‫اسم خودش رو گذاشته زی‌راد

194
00:13:44,782 --> 00:13:47,368
‫- و مـَدی
‫- من خیلی خوب می‌دونم مـَدی با کی کار می‌کنه

195
00:13:47,452 --> 00:13:50,204
‫یا بهتره بگم... برای کی!

196
00:13:51,205 --> 00:13:54,125
‫برای پرداخت بدهی‌های
‫قبلی‌ت اعتبار آوردی؟

197
00:13:54,208 --> 00:13:55,793
‫یه مهمون تو هتلم دارم

198
00:13:55,877 --> 00:13:58,921
‫- اوه!
‫- بیا بشین، بازیت می‌دیم

199
00:13:59,922 --> 00:14:02,592
‫هنوز به خودت میگی پو، آره؟

200
00:14:04,427 --> 00:14:07,305
‫چرا همیشه وانمود می‌کنی
‫یکی از اونا هستی؟

201
00:14:07,388 --> 00:14:12,268
‫مثل اونا لباس می‌پوشی، مثل اونا حرف می‌زنی
‫این خیلی... عجیبه!

202
00:14:12,351 --> 00:14:13,686
‫از نظرم آدما مجذوب‌کننده هستن

203
00:14:13,686 --> 00:14:15,763
‫*تو عجیبی! آدم کیلو چنده؟*

204
00:14:16,481 --> 00:14:17,815
‫آدم کیلو چنده؟!

205
00:14:18,608 --> 00:14:19,901
‫آدما به ما زندگی دادن

206
00:14:19,984 --> 00:14:23,780
‫آره، فقط چون مـَدی برده‌ی
‫یکی از اونا شده بود

207
00:14:23,863 --> 00:14:25,823
‫چرا اینو به تمام انسان‌ها نسبت بدیم؟

208
00:14:26,407 --> 00:14:29,952
‫اونا مثل ما نیستن، پو.
‫اونا شکل ناچیزتر زندگی هستن

209
00:14:30,036 --> 00:14:30,953
‫کوتاه نیا، داداش!

210
00:14:31,537 --> 00:14:34,207
‫من خدمتکار اونا نیستم

211
00:14:34,290 --> 00:14:35,958
‫من خودم انتخاب کردم
‫که صاحب ریون باشم

212
00:14:36,042 --> 00:14:38,211
‫مطالعه‌ی بشریت بزرگ‌ترین هدف منه

213
00:14:38,294 --> 00:14:41,631
‫باید رو اهداف زندگیت کار کنی، پو

214
00:14:42,548 --> 00:14:46,969
‫،خونه‌ی من و شق کردن
‫این کاریه که قراره توش باشی!

215
00:14:47,053 --> 00:14:49,597
‫تجربه‌ی جنسیِ واقعیت مجازی!

216
00:14:49,680 --> 00:14:53,059
‫بعضی وقتا از زنده‌ها
‫برای ضبط استفاده می‌کنم

217
00:14:53,142 --> 00:14:53,976
‫زنده؟

218
00:14:54,060 --> 00:14:57,772
‫آدما، اونا صداهای بهتری در میارن

219
00:14:57,855 --> 00:15:00,817
‫و بهترین قسمتش اینه که بقیه‌ی آدما
‫برای پخشش بهت پول میدن

220
00:15:00,900 --> 00:15:04,195
‫تو باید از کار خدمت به
‫آدما بیای بیرون، پو...

221
00:15:05,071 --> 00:15:07,698
‫و وارد کار ارضا کردن برای آدما بشی!

222
00:15:09,242 --> 00:15:10,785
‫فکر می‌کنی مهمونت قراره بمونه؟

223
00:15:10,868 --> 00:15:12,620
‫حتی بعد از تیراندازی تو لابی هتلت؟

224
00:15:12,703 --> 00:15:14,539
‫- تیراندازی...
‫- اجساد...

225
00:15:14,622 --> 00:15:15,706
‫پلیس!

226
00:15:18,251 --> 00:15:22,797
‫نه، هیچ موشی رو جنازه‌ها جشن نگرفته بود

227
00:15:29,387 --> 00:15:30,346
‫روز خوش

228
00:15:38,479 --> 00:15:39,730
‫جلوت رو نگاه کن!

229
00:15:49,740 --> 00:15:52,952
‫- یه نفر اونجا بوده، دارم بهت میگم
‫- خانم، بیاین پرونده‌ی منو بررسی کنیم...

230
00:16:02,086 --> 00:16:03,588
‫می‌خوای بهم بگی کجا بودی؟

231
00:16:05,173 --> 00:16:06,174
‫کی گفته من جایی بودم؟

232
00:16:06,257 --> 00:16:08,392
‫یه صندلی خالی تو جلسه‌ی
‫توجیهی امروز صبح...

233
00:16:08,718 --> 00:16:11,554
‫سه تا پیغام بی‌پاسخ.
‫تو اصلاً اُنی‌ـت رو چک می‌کنی؟

234
00:16:13,681 --> 00:16:14,682
‫نگرانت شدم

235
00:16:14,765 --> 00:16:16,767
‫نگران نباش، من خوبم

236
00:16:17,435 --> 00:16:19,687
‫دیگه دلواپس نباش.
‫واسه این‌کار یه مادر دارم

237
00:16:19,770 --> 00:16:21,355
‫- آلازنه چطوره؟
‫- اونم خوبه

238
00:16:22,231 --> 00:16:24,442
‫هنوزم برام عجیبه که شما دوتا
‫همدیگه رو به اسم کوچیک صدا می‌کنین!

239
00:16:24,525 --> 00:16:26,652
‫- قبلاً به این اشاره کردم؟
‫- یکی دو بار

240
00:16:27,069 --> 00:16:28,070
‫اُرتگا!

241
00:16:31,574 --> 00:16:35,369
‫خانم هنچی دوباره اومده اینجا.
‫و می‌خوام تو بهش رسیدگی کنی

242
00:16:35,786 --> 00:16:39,123
‫،ولی، کاپیتان تاناکا
‫اون پرونده‌ی من نیست

243
00:16:39,540 --> 00:16:43,503
‫من یه فلسفه در مورد گفتگوهای ناراحت‌کننده
‫با کسایی که تازه داغ دیدن دارم

244
00:16:43,503 --> 00:16:45,087
‫- می‌خوای بشنویش؟
‫- من...

245
00:16:45,171 --> 00:16:48,090
‫افسرهایی که تو جلسه توجیهی
‫شرکت نمی‌کنن، داوطلب میشن!

246
00:16:48,174 --> 00:16:50,635
‫- بهش رسیدگی کن
‫- بله، قربان

247
00:16:59,393 --> 00:17:00,728
‫لعنتی

248
00:17:04,857 --> 00:17:05,691
‫تو این‌کارو بکن

249
00:17:10,071 --> 00:17:13,908
‫ازم انتظار داری به این زن بگم پلیس
‫بی‌سیتی جسد دخترش رو گم کرده؟

250
00:17:13,991 --> 00:17:18,454
‫خب، تاناکا میگه جسد گم نشده.
‫پیداش میشه

251
00:17:18,538 --> 00:17:21,624
‫دیر یا زود، یه نفر باید حقیقت رو بهش بگه

252
00:17:21,707 --> 00:17:23,543
‫اون دخترش رو پس نمی‌گیره

253
00:17:29,715 --> 00:17:31,926
‫فقط من نمی‌فهمم

254
00:17:34,136 --> 00:17:37,974
‫دو ماه شده، و هیچکس نمی‌تونه
‫برام توضیحش بده

255
00:17:38,891 --> 00:17:42,812
‫اون مُرده.
‫چرا جسدش رو مرخص نکردین؟

256
00:17:44,730 --> 00:17:45,815
‫دارم بررسیش می‌کنم

257
00:17:47,858 --> 00:17:50,778
‫شما می‌دونی چند وقت از آخرین باری
‫که با بچه‌م حرف زدم می‌گذره؟

258
00:17:52,280 --> 00:17:53,447
‫سه سال!

259
00:17:54,699 --> 00:17:57,743
‫من هیچوقت نتونستم
‫بهش بگم دوستش دارم

260
00:17:58,953 --> 00:18:01,706
‫بعدش فهمیدم پارسال دین‌ـش رو عوض کرده

261
00:18:03,040 --> 00:18:08,296
‫پس حتی با اینکه استکش سالم بود
‫دیگه هرگز نمیشه موقتاً برش گردوند

262
00:18:08,379 --> 00:18:13,759
‫،دیگه هیچوقت نمی‌بینمش
‫نه حتی برای خدافظی کردن!

263
00:18:14,093 --> 00:18:16,012
‫می‌دونی این چه حسی داره؟

264
00:18:17,805 --> 00:18:20,099
‫- بله، تا حدودی متوجهم
‫- جداً؟

265
00:18:21,392 --> 00:18:25,688
‫چون در این صورت می‌فهمیدی
‫چرا جسد دخترم رو پس می‌خوام

266
00:18:25,771 --> 00:18:28,232
‫- اون تنها چیزیه که برام باقی مونده!
‫- خانم هنچی، لطفاً آروم باشید

267
00:18:28,649 --> 00:18:30,943
‫من حتی نمی‌دونم شماها
‫دارید باهاش چیکار می‌کنید

268
00:18:31,027 --> 00:18:32,862
‫از کجا بدونم؟

269
00:18:34,071 --> 00:18:37,783
‫به خاطر اعضای بدنش فروختینش؟
‫چون شما حق این‌کارو ندارین!

270
00:18:38,492 --> 00:18:41,662
‫حق ندارین، می‌شنوی چی میگم؟

271
00:18:56,135 --> 00:18:57,678
‫اون شاد و شنگول به نظر میاد

272
00:18:57,762 --> 00:19:00,514
‫- تصویری از داخل سان‌تاچ هست؟
‫- نه، داخل هیچ دوربینی نیست

273
00:19:01,432 --> 00:19:03,059
‫این مانیتور آشغاله!

274
00:19:03,643 --> 00:19:05,603
‫اون عتیقه‌ست. مثل خودت!

275
00:19:05,686 --> 00:19:09,231
‫این شیک و پیکه، ولی هنوزم
‫نمی‌تونم هیچی توش ببینم

276
00:19:09,315 --> 00:19:11,067
‫پیشنهاد می‌کنم از اُنی‌ـت استفاده کنی

277
00:19:13,569 --> 00:19:15,946
‫بنکرافت، تو نمی‌تونی از سرنوشتت فرار کنی

278
00:19:16,030 --> 00:19:18,199
‫می‌خوام کله‌ـت رو بکنم!

279
00:19:18,282 --> 00:19:19,659
‫ته گلوت می‌رینم...

280
00:19:19,742 --> 00:19:22,912
‫،مثل سگ می‌کشمت
‫مِت مادرجنده!

281
00:19:22,995 --> 00:19:25,831
‫- نمی‌تونم صبر کنم تا خونریزیت رو ببینم
‫- این مبهمه، هی پو!

282
00:19:25,915 --> 00:19:28,150
‫پرسکات چندتا دیگه از اینا فرستاده؟

283
00:19:28,376 --> 00:19:29,251
‫امم...

284
00:19:29,335 --> 00:19:33,381
‫‏۳,۵۷۸ تا تهدید به مرگ
‫دیگه مونده که ببینی

285
00:19:34,507 --> 00:19:35,466
‫البته مربوط به امسال

286
00:19:35,758 --> 00:19:38,469
‫باشه، خب، تمام تهدیدهای
‫خارج از زمین رو بذار کنار

287
00:19:39,095 --> 00:19:40,721
‫به سه گروه تقسیم‌شون کن

288
00:19:41,472 --> 00:19:43,224
‫تهدیدات شامل خشونت...

289
00:19:43,683 --> 00:19:46,018
‫کسایی که واقعاً مرتکب جرم شدن
‫جایی که فرستنده شناخته شده‌ست

290
00:19:47,019 --> 00:19:49,271
‫و نوع خشونتی که بهش تهدید شده

291
00:19:49,355 --> 00:19:52,233
‫برگرد سراغ فایل‌هایی که با
‫شاخص‌های جستجو تداخل دارن

292
00:19:52,650 --> 00:19:53,651
‫بقیه رو پاک کن

293
00:19:55,111 --> 00:19:58,864
‫قراره از تماشای التماست برای زندگیت
‫لذت ببرم، آشغال عوضی!

294
00:19:58,948 --> 00:20:05,162
‫خشم نسبت به بی‌عدالتی جهانیه.
‫ولی توانایی مقابله باهاش نه

295
00:20:05,746 --> 00:20:09,550
‫بررسی کن ببین کسی تمرین نظامی
‫یا تجربه‌ی رزمیِ فعال داره

296
00:20:11,585 --> 00:20:14,880
‫من روحت رو تو دو تا کالبد قرار میدم
‫تا بتونی وقتی می‌کشمت تماشام کنی!

297
00:20:15,381 --> 00:20:20,010
‫و خشونت در ذاتِ خودش
‫تقریباً همیشه به نحوی...

298
00:20:21,303 --> 00:20:22,138
‫شخصیه!

299
00:20:22,763 --> 00:20:24,682
‫شمارش معکوس تا مرگ واقعیِ تو!

300
00:20:24,765 --> 00:20:25,975
‫‏۴۳ رو جدا کن

301
00:20:27,101 --> 00:20:30,104
‫به خاطر دخترم، به خاطر لیزی!

302
00:20:31,147 --> 00:20:32,440
‫تو دیگه مُردی بنکرافت!

303
00:20:33,774 --> 00:20:36,068
‫تا نوک قله فولادیت دنبالت می‌کنم

304
00:20:36,152 --> 00:20:37,987
‫و کله‌ات رو می‌ترکونم!

305
00:20:38,779 --> 00:20:43,492
‫مغزت رو پخش دیوار می‌کنم
‫و استکت رو ذوب و نابود می‌کنم!

306
00:20:45,119 --> 00:20:47,037
‫و تو هرگز انتظارش رو نخواهی داشت!

307
00:20:49,165 --> 00:20:50,040
‫برگرد

308
00:20:51,417 --> 00:20:53,127
‫وایسا، بزرگش کن

309
00:21:14,607 --> 00:21:18,319
‫ستوان اُرتگا، هدف هتل رِیون رو ترک کرد

310
00:22:12,289 --> 00:22:15,417
‫ساختار عدالتِ اینجا به تو خدمت نمی‌کنه

311
00:22:15,501 --> 00:22:18,295
‫این ساختار کند و سرده، و ماله اوناست!

312
00:22:19,255 --> 00:22:21,423
‫از نظر سخت‌افزاری و نرم‌افزاری

313
00:22:37,356 --> 00:22:38,983
‫این دیگه چه غلطی بود؟!

314
00:22:41,527 --> 00:22:43,279
‫درِ کوفتیم رو چیکار کردی؟

315
00:22:43,904 --> 00:22:45,197
‫خب، تو جواب ندادی

316
00:22:45,281 --> 00:22:47,457
‫چون تعطیل کردم!
‫سواد نداری؟

317
00:22:47,533 --> 00:22:49,159
‫یه چندتا سؤال دارم

318
00:22:52,621 --> 00:22:55,249
‫به خاطر دخترم، به خاطر لیزی!

319
00:22:59,044 --> 00:23:01,755
‫ببین، لورنس بنکرافت منو استخدام کرده
‫که در مورد مرگش تحقیق کنم

320
00:23:01,839 --> 00:23:02,965
‫حالا، لیزی کیه؟

321
00:23:03,048 --> 00:23:06,260
‫من از کجا باید بدونم؟
‫اون تصویر هیچ ربطی به من نداره

322
00:23:06,343 --> 00:23:08,762
‫می‌دونی، حرومزاده‌های خسیس ارتشی

323
00:23:08,846 --> 00:23:11,432
‫وقتی یه اسلحه رو میدن به یکی
‫اطلاعات صاحب اسلحه رو نگه می‌دارن

324
00:23:11,515 --> 00:23:13,709
‫تا بتونن پولی که بهشون بدهکاری رو پس بگیرن

325
00:23:13,976 --> 00:23:15,894
‫سیستم استاندارد ثبت بدهی ارتش!

326
00:23:15,978 --> 00:23:19,189
‫شماره سریال، احمق خان!
‫شاید بهتر بود اسمتم روش امضا می‌کردی

327
00:23:22,192 --> 00:23:25,321
‫شنیدم بنکرافت استکش رو آتیش زده

328
00:23:25,905 --> 00:23:27,448
‫و منم برای جشن گرفتن مست کردم

329
00:23:28,574 --> 00:23:30,158
‫تو رو فرستاده اینجا منو بکشی؟

330
00:23:30,868 --> 00:23:33,662
‫پس تو یکی از تکاورای تـَک بودی
‫نیروی زمینی؟

331
00:23:33,746 --> 00:23:36,165
‫امدادگر. و هیچ "بودی" وجود نداره

332
00:23:36,248 --> 00:23:38,834
‫وقتی تکاور شدی، همیشه تکاور هستی
‫حالا برو بیرون، وگرنه شلیک می‌کنم

333
00:23:38,917 --> 00:23:40,377
‫تو آدما رو بخیه می‌ز‌دی، آره؟

334
00:23:40,461 --> 00:23:42,880
‫بهشون شلیکم می‌کردم
‫حالا گمشو بیرون

335
00:23:44,506 --> 00:23:45,466
‫چی...

336
00:24:16,580 --> 00:24:18,999
‫به هوش اومدی، خوبه

337
00:24:23,087 --> 00:24:24,171
‫اونو بذار زمین

338
00:24:24,254 --> 00:24:28,884
‫تخت تک نفره، یه ظرف، میز تمیزه
‫و فقط برای یه نفر کافیه...

339
00:24:31,470 --> 00:24:32,763
‫زنت چی شده، الیوت؟

340
00:24:34,056 --> 00:24:35,057
‫مُرده؟

341
00:24:38,560 --> 00:24:40,020
‫باشه، پس نمُرده!

342
00:24:41,522 --> 00:24:43,857
‫شاید ترکت کرده، چون یه آشغال شلخته هستی!

343
00:24:43,857 --> 00:24:44,983
‫منظورم اینه، اینجا رو ببین

344
00:24:45,067 --> 00:24:46,819
‫اِیوا منو ترک نکرد، حرومزاده

345
00:24:46,902 --> 00:24:48,696
‫اون ۳۰سال قبل به جرم
‫دزدی خاطرات حبس شد

346
00:24:48,779 --> 00:24:49,822
‫اون هکر بود؟

347
00:24:49,905 --> 00:24:53,075
‫بهترین هکر پنج شهر
‫تا اینکه گیر افتاد

348
00:24:53,158 --> 00:24:56,328
‫پس اِیوا زنت‌ـه. که باعث میشه
‫لیزی دخترت باشه

349
00:24:59,665 --> 00:25:03,043
‫- به چی زُل زدی؟
‫- نگران نباش، تو به من نمی‌خوری

350
00:25:09,341 --> 00:25:10,509
‫نه، نزدیک اونجا نشو!

351
00:25:10,592 --> 00:25:12,386
‫نه، نرو اونجا، بی‌خیال!

352
00:25:13,887 --> 00:25:16,306
‫نه، مثل سگ می‌کشمت عوضی!

353
00:25:17,558 --> 00:25:19,977
‫نرو! به اونجا نزدیک نشو

354
00:25:20,060 --> 00:25:22,980
‫تکنولوژی پیشرفت می‌کنه ولی آدما نه

355
00:25:23,689 --> 00:25:25,691
‫نه، من می‌کشمت لعنتی!

356
00:25:25,774 --> 00:25:28,569
‫نه، این‌کارو نکن! نزدیک اونجا نشو!

357
00:25:30,738 --> 00:25:34,533
‫ما میمونای باهوشیم و چیزی
‫که می‌خوایم همیشه همونه

358
00:25:35,200 --> 00:25:39,830
‫غذا، پناهگاه، سکس، و در تمام اشکال مختلفش...

359
00:25:39,913 --> 00:25:42,124
‫- نه، نه، نه!
‫- رهایی!

360
00:25:51,759 --> 00:25:54,720
‫بیدار شو و قهوه رو بو کن

361
00:25:55,304 --> 00:25:56,305
‫بیدار شو

362
00:26:46,814 --> 00:26:48,065
‫تو باید لیزی باشی

363
00:26:49,900 --> 00:26:51,109
‫اسم من تاکه

364
00:26:56,073 --> 00:26:58,242
‫چه بلایی سرت اومده؟

365
00:27:12,256 --> 00:27:13,590
‫بهش صدمه زدی؟

366
00:27:13,674 --> 00:27:15,592
‫اگه دست رو دختر من بلند کرده باشی...

367
00:27:16,301 --> 00:27:18,220
‫تو چه مرگته؟!

368
00:27:19,012 --> 00:27:22,224
‫نمی‌بینی داره عذاب می‌کشه؟
‫اون تو یه حلقه ضربه روحی گیر افتاده

369
00:27:22,307 --> 00:27:25,852
‫- چرا اونو تو واقعیت مجازی زنده کردی؟
‫- چون این تنها راهیه که می‌تونم ببینمش

370
00:27:27,980 --> 00:27:30,983
‫بدنش تا سرحد مرگ کتک خورده بود
‫ولی استکش سالم بود

371
00:27:31,900 --> 00:27:33,652
‫این به مغزش صدمه زد

372
00:27:34,278 --> 00:27:36,029
‫از اون شب به بعد یه کلامم حرف نزده

373
00:27:37,306 --> 00:27:38,782
‫چرا فکر می‌کنی بنکرافت این‌کارو کرده؟

374
00:27:38,782 --> 00:27:40,659
‫چون بهم گفت، باهاش رابطه داره

375
00:27:41,660 --> 00:27:43,370
‫اون گفت بنکرافت بهش نیاز داشت

376
00:27:44,538 --> 00:27:46,373
‫که اون قراره ازش مراقبت کنه

377
00:27:49,293 --> 00:27:50,669
‫و آخر سر مُرد

378
00:27:54,298 --> 00:27:55,799
‫من نمی‌خوام آسیبی بهت بزنم

379
00:28:29,374 --> 00:28:31,418
‫باید بیشتر از خونه بری بیرون، الیوت

380
00:28:33,295 --> 00:28:36,548
‫یک ماه از تاریخ انقضای شیرت گذشته.
‫یک ماه!

381
00:28:40,719 --> 00:28:43,680
‫انگیزه‌ی خیلی خوبی برای این‌کار داری.
‫مهارت نظامی

382
00:28:43,764 --> 00:28:47,442
‫تو هم همینطور، حداقل ظاهرت اینو نشون میده.
‫این باعث میشه تو هم قاتل باشی؟

383
00:28:48,393 --> 00:28:49,770
‫بیشتر از اونی که بتونم بشمارم

384
00:28:51,271 --> 00:28:53,023
‫ولی تو بنکرافت رو نکشتی

385
00:28:53,106 --> 00:28:56,818
‫بهت که گفتم، من...
‫می‌تونستم، تو نمی‌دونی

386
00:28:56,902 --> 00:28:58,362
‫تو سابقه و مهارتش رو داری...

387
00:28:58,445 --> 00:28:59,529
‫دقیقاً

388
00:29:01,531 --> 00:29:05,369
‫ولی دخترت؟ تو هرکاری برای محافظت
‫ازش می‌کردی، احمق نیستی

389
00:29:05,827 --> 00:29:08,538
‫اگه بنکرافت رو می‌کشتی، دیر یا زود
‫یکی مثل من پیداش می‌شد

390
00:29:08,622 --> 00:29:11,041
‫تو به خاطرش دستگیر می‌شدی
‫اون تو دنیا تنها می‌موند

391
00:29:15,295 --> 00:29:16,863
‫جَـک چیه؟

392
00:29:17,839 --> 00:29:20,509
‫- من هیچی بهت نمیگم!
‫- باشه

393
00:29:24,930 --> 00:29:26,531
‫می‌خوای همینجوری بری؟

394
00:29:35,857 --> 00:29:38,986
‫این برای گندم بوداده‌ست

395
00:29:39,444 --> 00:29:40,487
‫و در!

396
00:29:41,697 --> 00:29:43,031
‫بابت در معذرت می‌خوام

397
00:30:00,007 --> 00:30:02,634
‫به نبرد استرانگ‌هُلد خوش آمدید

398
00:30:04,303 --> 00:30:07,681
‫وحشیگریِ تروریست‌های
‫آنووی را تجربه کنید

399
00:30:07,764 --> 00:30:10,267
‫که زن و بچه‌های بی‌شماری
‫رو به قتل می‌رسونن

400
00:30:11,268 --> 00:30:14,688
‫شاهد شجاعت و پیروزی پروتکتورِت باشید

401
00:30:21,778 --> 00:30:23,447
‫می‌دونستم نباید برم...

402
00:30:24,573 --> 00:30:29,536
‫چون وقتی پیروز جنگ تاریخ رو دوباره می‌نویسه
‫فقط یه جور جنگ دیگه‌ست

403
00:30:29,619 --> 00:30:32,631
‫که بعد از تموم شدن کشتار
‫میدان نبرد شروع میشه...

404
00:30:33,248 --> 00:30:36,568
‫برای کُشتن خاطره‌ی طرف شکست خورده!

405
00:30:38,295 --> 00:30:40,380
‫ولی این شانسی بود که دوباره ببینمش

406
00:30:42,132 --> 00:30:44,551
‫نه به عنوان یه رؤیا یا توهم

407
00:30:47,137 --> 00:30:49,431
‫فکر می‌کردم بهم یه لحظه آرامش میده

408
00:30:52,934 --> 00:30:54,269
‫باید بهتر می‌دونستم

409
00:31:14,122 --> 00:31:15,123
‫هی

410
00:31:16,291 --> 00:31:18,293
‫تو نباید اونو داشته باشی

411
00:31:19,294 --> 00:31:22,381
‫ما تو مدرسه در مورد سانگ‌سپایر
‫یاد می‌گیریم، اونا خیلی نایابن

412
00:31:23,131 --> 00:31:24,299
‫از کجا آوردیش؟

413
00:31:24,633 --> 00:31:26,093
‫دزدیدمش

414
00:31:26,676 --> 00:31:27,677
‫اوه

415
00:31:28,303 --> 00:31:30,263
‫تو نباید چیزی رو بدزدی

416
00:31:30,347 --> 00:31:33,809
‫خب، یه نفر این استک‌ها رو دزدیده

417
00:31:35,102 --> 00:31:36,561
‫اونا آدم بودن

418
00:31:36,645 --> 00:31:38,980
‫اونا تروریستای آنووی بودن
‫که می‌خواستن همه رو بکشن

419
00:31:39,064 --> 00:31:40,774
‫شاید بهتر باشه بری به گروهت برسی

420
00:31:40,857 --> 00:31:43,527
‫نمی‌خوام، املین اونجاست

421
00:31:44,361 --> 00:31:46,988
‫اون دختر جدید تو کلاس ماست
‫و خیلی اِفریته‌ست!

422
00:31:47,072 --> 00:31:48,824
‫اون بهترین دوستم مونیکا رو دزدید

423
00:31:49,908 --> 00:31:52,202
‫من و مونیکا تا ابد بهترین دوستای هم بودیم

424
00:31:52,285 --> 00:31:54,454
‫از وقتی که بچه کوچولو بودیم

425
00:31:55,122 --> 00:31:58,083
‫ولی بعدش، املین اومد و اونو ازم دزدید

426
00:31:58,166 --> 00:31:59,916
‫یعنی با خاک یکسان شدم!

427
00:31:59,918 --> 00:32:02,045
‫مامان گفت حسودا احمقن

428
00:32:02,129 --> 00:32:05,173
‫اون گفت باید بی‌خیال‌شون شی
‫وگرنه روحت رو می‌کشن!

429
00:32:07,968 --> 00:32:08,885
‫نظر تو چیه؟

430
00:32:08,969 --> 00:32:12,764
‫به نظرم مامانت نمی‌دونه
‫از چه کوفتی داره حرف می‌زنه

431
00:32:12,973 --> 00:32:14,724
‫- چی؟
‫- ببین، در مورد دوستیا مبالغه شده

432
00:32:14,724 --> 00:32:18,895
‫چون بالاخره، یکی از راه می‌رسه
‫و به استک‌شون شلیک می‌کنه!

433
00:32:19,896 --> 00:32:21,231
‫بهتره بری تنها باشی!

434
00:32:32,242 --> 00:32:33,869
‫به خونه خوش اومدین

435
00:32:38,123 --> 00:32:39,416
‫سلام مامان

436
00:32:41,042 --> 00:32:42,711
‫راحت باش، هر وقت
‫دلت خواست بیا تو خونه

437
00:32:42,794 --> 00:32:44,963
‫تو اینجا هیچ غذایی نداری

438
00:32:45,922 --> 00:32:48,425
‫هیچکس به یه دختر پلیس لاغر احترام نمی‌ذاره

439
00:32:48,508 --> 00:32:50,802
‫من اجازه نمیدم خودت رو به کشتن بدی

440
00:32:50,886 --> 00:32:53,180
‫چون انچیلادا نمی‌خوری
‫[ نوعی غذای مکزیکی ]

441
00:32:55,098 --> 00:32:58,018
‫ببین اینجا چقدر به هم ریخته‌ست.
‫کِی می‌خوای وسایلت رو باز کنی؟

442
00:32:58,727 --> 00:33:00,479
‫من سرم شلوغه، همین!

443
00:33:01,313 --> 00:33:04,365
‫یعنی انقدر سرت شلوغه که نمی‌تونی
‫شرتت رو از وسط اتاق برداری؟

444
00:33:05,484 --> 00:33:06,526
‫اینجوری راحت‌ترم

445
00:33:07,652 --> 00:33:10,197
‫منتظری یکی بیاد کمکت کنه وسایلت رو باز کنی

446
00:33:10,280 --> 00:33:12,115
‫و اون شخص مادرت نیست

447
00:33:15,243 --> 00:33:19,623
‫می‌دونی، تو همیشه می‌تونی
‫بری جایی که واقعاً مالِ توئه

448
00:33:19,706 --> 00:33:22,167
‫آنا لوئیزا از شرکت خدماتی

449
00:33:22,250 --> 00:33:26,087
‫اون بهم گفت یه بلوک کامل از خونه‌های
‫جدید کنار تندرلوین هست

450
00:33:26,171 --> 00:33:28,256
‫نه، نه مامان. اینجا خونه‌ی منه

451
00:33:28,340 --> 00:33:29,508
‫من می‌مونم

452
00:33:30,509 --> 00:33:31,635
‫آره، معلومه

453
00:33:32,302 --> 00:33:33,637
‫من چی می‌دونم؟

454
00:33:34,387 --> 00:33:38,016
‫من فقط یه پیرزن سنتی‌ام.
‫دور از دسترسم

455
00:33:38,725 --> 00:33:41,603
‫من فقط همین زندگی رو دارم
‫و برنامه‌ای برای زندگی دیگه‌ای ندارم

456
00:33:41,686 --> 00:33:43,897
‫دوباره این حرف رو نزن

457
00:33:44,314 --> 00:33:47,067
‫چطور باید اینو به برادرا و خواهرات توضیح بدم؟

458
00:33:47,150 --> 00:33:48,902
‫به همه تو کلیسا؟

459
00:33:48,985 --> 00:33:50,946
‫به پدر خدابیامرزت؟

460
00:33:51,029 --> 00:33:53,198
‫که تو کدگذاری مذهبی‌ـت رو کنار گذاشتی

461
00:33:53,198 --> 00:33:56,267
‫همونطور که گفتی، بابا مُرده. این حتماً
‫توضیحی که می‌خوای بدی رو محدود می‌کنه

462
00:33:57,869 --> 00:33:59,579
‫بشین، می‌خوایم غذا بخوریم

463
00:34:02,332 --> 00:34:07,337
‫بدون کدگذاری‌ـت، بعد از مرگ بدن‌ـت
‫می‌تونن موقت تو رو برگردونن

464
00:34:08,421 --> 00:34:10,131
‫این اشتباهه

465
00:34:11,716 --> 00:34:13,552
‫تو نمی‌تونی تو مراسم عشای ربانی شرکت کنی

466
00:34:13,969 --> 00:34:16,604
‫پدر هوئرتا نمی‌تونه اعترافت رو بشنوه

467
00:34:18,098 --> 00:34:20,058
‫وقتی بابا مُرد

468
00:34:20,725 --> 00:34:26,523
‫و ما نتونستیم ازش بپرسیم چه اتفاقی براش افتاد
‫یا چطور این اتفاق افتاد...

469
00:34:26,606 --> 00:34:28,441
‫پدرت مرد مذهبی‌ای‌ بود

470
00:34:29,109 --> 00:34:32,654
‫اون هرگز نمی‌خواست به کالبد دیگه برگرده

471
00:34:32,737 --> 00:34:33,738
‫می‌دونم

472
00:34:35,240 --> 00:34:36,575
‫ولی اگه من بودم؟

473
00:34:38,201 --> 00:34:40,328
‫اگه من بودم، چیکار می‌کردی؟

474
00:34:41,037 --> 00:34:42,372
‫چیکار می‌کردی مامان؟

475
00:34:44,708 --> 00:34:48,378
‫باشه، بهت میگم کریستین

476
00:34:49,170 --> 00:34:51,423
‫قلبم هزار تیکه می‌شد

477
00:34:51,506 --> 00:34:53,633
‫این اتفاق دنیام رو متلاشی می‌کرد

478
00:34:55,093 --> 00:34:58,805
‫اونقدری گریه می‌کردم
‫که اقیانوسای دنیا پر شه

479
00:34:59,639 --> 00:35:00,932
‫و بازم...

480
00:35:01,891 --> 00:35:04,436
‫نمی‌خواستم روحت رو به خطر بندازم

481
00:35:05,437 --> 00:35:08,273
‫حالا که حماقت۶۵۳ تموم شده

482
00:35:08,982 --> 00:35:12,110
‫دیگه حرفی از برگردوندن موقتی
‫مُردگان زده نمی‌شه

483
00:35:13,945 --> 00:35:14,946
‫لعنتی!

484
00:35:15,030 --> 00:35:16,406
‫فحش نده!

485
00:35:16,489 --> 00:35:17,532
‫ببخشید

486
00:35:17,616 --> 00:35:20,327
‫ستوان اُرتگا، هدف وارد لیک‌تاون شد

487
00:35:20,410 --> 00:35:21,620
‫لعنتی

488
00:35:22,037 --> 00:35:24,456
‫- اون چیه، کریستین؟
‫- باید برم

489
00:35:25,123 --> 00:35:26,833
‫باید برم، مرسی

490
00:35:26,916 --> 00:35:28,960
‫تو اجازه داری اونو بیاری خونه؟

491
00:35:29,044 --> 00:35:31,421
‫بابت شام ممنون!
‫دوستت دارم

492
00:35:40,597 --> 00:35:43,642
‫بیدار شو و قهوه رو بو کن

493
00:35:44,434 --> 00:35:47,270
‫بیدار شو و قهوه رو بو کن

494
00:35:47,937 --> 00:35:50,440
‫بیدار شو و قهوه رو بو کن

495
00:36:18,259 --> 00:36:22,788
‫به "جـَک‌ایت‌آف" خوش آمدید!
‫[ نام خانه‌ی فحشا، به معنی خودت رو ارضا کن ]

496
00:36:35,318 --> 00:36:36,319
‫سلاحت رو بده به من

497
00:36:37,070 --> 00:36:38,321
‫کابینِ ۱۰۲

498
00:36:39,239 --> 00:36:42,450
‫یه حوله از رو حوله‌های
‫اونجا بردار و ندزدش

499
00:37:03,096 --> 00:37:06,474
‫می‌خوای منو ببینی؟
‫من همینجام عزیزم

500
00:37:07,934 --> 00:37:09,644
‫فقط چندتا اعتبار خرج کن

501
00:37:23,116 --> 00:37:26,786
‫حالا، می‌خوای بهم دست بزنی؟

502
00:37:34,127 --> 00:37:35,795
‫بهم بگو چی می‌خوای عزیزم

503
00:37:36,588 --> 00:37:38,173
‫اسمت چیه؟

504
00:37:39,007 --> 00:37:40,425
‫آنمونه

505
00:37:41,259 --> 00:37:43,178
‫می‌خوای منو بکنی؟

506
00:37:43,261 --> 00:37:45,305
‫کیرت رو بکنی تو من

507
00:37:46,890 --> 00:37:48,016
‫هر جایی که دلت می‌خواد

508
00:37:48,099 --> 00:37:51,561
‫یه دختره رو یادت میاد...
‫فکر کنم اون اینجا کار می‌کرد

509
00:37:51,644 --> 00:37:56,983
‫هیچ دختری که اینجا کار می‌کرد
‫نمی‌تونه کاری که من می‌تونم برات بکنه

510
00:37:57,066 --> 00:37:58,151
‫اسمش لیزی بود

511
00:37:59,819 --> 00:38:00,945
‫لیزی الیوت

512
00:38:03,865 --> 00:38:06,785
‫- این مسخره بازیا چیه؟ تو سیا هستی؟
‫- نه

513
00:38:06,868 --> 00:38:09,537
‫برو بیرون، قبل از اینکه کمک خبر کنم

514
00:38:11,706 --> 00:38:15,210
‫من اِیوا هستم، اِیوا الیوت، مادرش

515
00:38:15,293 --> 00:38:20,256
‫چرنده، مادر لیزی تو انباره

516
00:38:20,340 --> 00:38:22,926
‫تو یه جان دیگه‌ای و من الان جیغ می‌زنم

517
00:38:23,009 --> 00:38:24,302
‫صبرکن، صبرکن، صبرکن

518
00:38:26,095 --> 00:38:28,556
‫،من کالبدم رو عوض کردم
‫ولی من مادرشم

519
00:38:29,349 --> 00:38:30,558
‫داری دروغ میگی

520
00:38:30,642 --> 00:38:34,521
‫من دروغ نمیگم.
‫بهم یه کاری داد، و...

521
00:38:35,230 --> 00:38:38,107
‫،منو از حالت انجماد بیرون آورد
‫و بعدش منو وارد این کالبد کرد

522
00:38:38,900 --> 00:38:39,943
‫باید یکی رو بکشم!

523
00:38:40,610 --> 00:38:45,240
‫اگه این‌کارو بکنم، یه کالبد جدید
‫برای خودم و لیزی گیرم میاد

524
00:38:47,242 --> 00:38:48,076
‫تو...

525
00:38:48,785 --> 00:38:49,744
‫تو این‌کارو می‌کنی؟

526
00:38:49,828 --> 00:38:52,372
‫من هر کاری برای دختر کوچولوم می‌کنم

527
00:38:52,997 --> 00:38:55,124
‫مامان من هیچوقت همچین کاری نمی‌کرد...

528
00:38:55,959 --> 00:39:00,630
‫ولی یه نفر داره جلوی تعویض بدن
‫لیزی رو می‌گیره، و من...

529
00:39:00,713 --> 00:39:02,006
‫من نمی‌دونم چرا

530
00:39:02,465 --> 00:39:04,551
‫برای همینم باید بفهمم کی اونو کشته

531
00:39:05,301 --> 00:39:09,055
‫خبر داری لیزی مشتری ثابتی داشت؟

532
00:39:09,764 --> 00:39:11,850
‫کسی که مهم باشه؟
‫آدم عجیب غریب؟

533
00:39:13,726 --> 00:39:17,355
‫خانم الیوت... همه اینجا عجیب غریبن

534
00:39:20,275 --> 00:39:21,734
‫لیزی یه مشتری ثابت داشت

535
00:39:21,818 --> 00:39:23,361
‫- اسمش رو می‌دونی؟
‫- نه

536
00:39:23,444 --> 00:39:27,407
‫نمی‌دونم، ولی اون یه مرد پولداره، یه مِت

537
00:39:27,490 --> 00:39:29,242
‫- لیزی مورد علاقش بود
‫- اون اذیتش می‌کرد؟

538
00:39:29,325 --> 00:39:31,911
‫نه، نه، اون اینجوری نیست

539
00:39:32,495 --> 00:39:34,163
‫اون از دختراش مراقبت می‌کنه

540
00:39:34,247 --> 00:39:35,415
‫چطور ازشون مراقبت می‌کنه؟

541
00:39:35,915 --> 00:39:36,833
‫امم...

542
00:39:37,876 --> 00:39:38,835
‫اون چیکار می‌کنه؟

543
00:39:58,730 --> 00:39:59,772
‫اون با تو هم این‌کارو کرد؟

544
00:39:59,856 --> 00:40:03,109
‫نه، نه چیزی نیست

545
00:40:04,152 --> 00:40:05,528
‫اون یکی از خوباست

546
00:40:05,612 --> 00:40:08,156
‫- اگه خرابش کنه، اونو می‌خره
‫- چی؟!

547
00:40:08,239 --> 00:40:11,910
‫می‌دونی، اگه اتفاقی یه دختر رو بکشه
‫براش یه کالبد بهتر می‌خره

548
00:40:12,493 --> 00:40:15,246
‫یه دختری رو می‌شناختم، اون دختره رو وارد
‫یه کالبد ده سال جوون‌تر از خودش کرد

549
00:40:15,330 --> 00:40:17,540
‫که یه جفت ممه‌ی تپلم داشت

550
00:40:18,124 --> 00:40:20,043
‫لیزی دوست پسر حسودی داشت

551
00:40:20,126 --> 00:40:23,046
‫که از وقت گذرونی لیزی با این
‫مشتری ثابت خوشش نمی‌اومد؟

552
00:40:23,630 --> 00:40:27,342
‫ببین، من از لیزی خوشم می‌اومد
‫ولی ما اونقدرام نزدیک نبودیم

553
00:40:32,764 --> 00:40:33,848
‫پرس و جو می‌کنم

554
00:40:35,099 --> 00:40:36,559
‫فردا بیا اینجا

555
00:40:39,437 --> 00:40:41,606
‫مهم نیست یه نفر چقدر بهت پول میده

556
00:40:43,900 --> 00:40:47,612
‫نباید بذاری کسی آسیبی بهت بزنه
‫تو ارزشت خیلی بیشتر از ایناست

557
00:40:52,325 --> 00:40:56,037
‫اسم من آنمونه نیست، خانم الیوت

558
00:40:56,871 --> 00:40:58,247
‫اسمم آلیس‌ـه

559
00:41:08,424 --> 00:41:10,927
‫ممنون که به جـَک‌ایت‌آف سر زدین

560
00:41:11,010 --> 00:41:12,929
‫امیدواریم دوباره بیاید

561
00:41:13,012 --> 00:41:16,599
‫اولین چیزی که می‌فهمی اینه که هیچی
‫اونی نیست که به نظر می‌رسه

562
00:41:16,599 --> 00:41:18,434
‫تصوراتت رو نادیده بگیر

563
00:41:19,102 --> 00:41:20,728
‫به هیچکس اعتماد نکن

564
00:41:27,986 --> 00:41:29,320
‫سلاحت

565
00:41:29,362 --> 00:41:32,240
‫- نه، نه، نه، فقط سلول شارژش
‫- باشه

566
00:41:37,537 --> 00:41:39,288
‫تو نباید می‌رفتی دنبال دخترم

567
00:41:39,872 --> 00:41:41,958
‫من فقط سعی داشتم بفهمم
‫چه اتفاقی براش افتاده

568
00:41:42,041 --> 00:41:43,626
‫تو یه چیزایی رو جا انداختی

569
00:41:45,753 --> 00:41:47,130
‫اون برات مهم نیست

570
00:41:47,213 --> 00:41:48,339
‫هیچوقت نگفتم برام مهمه

571
00:41:53,052 --> 00:41:54,370
‫مراقب باش!

572
00:41:56,806 --> 00:41:58,641
‫امکان نداره فکر کنی من انقدر احمقم

573
00:42:05,690 --> 00:42:08,276
‫تو نباید برمی‌گشتی

574
00:42:49,692 --> 00:42:50,693
‫لعنتی!

575
00:43:01,329 --> 00:43:03,748
‫پلیس، سلاح‌تون رو زمین بذارید!

576
00:43:04,332 --> 00:43:07,376
‫تو دیگه کی هستی؟ پلیس؟ سی‌تـَک؟

577
00:43:07,460 --> 00:43:11,047
‫‏۲۵۰ سال قبل، من اون طرف بودم
‫شاید بخوای از زیر نور بری بیرون

578
00:43:15,426 --> 00:43:17,053
‫دستا بالا!

579
00:43:18,346 --> 00:43:21,015
‫شما به خاطر صدمه به کالبد بازداشتی

580
00:43:23,434 --> 00:43:26,104
‫تو امشب رو اینجا می‌مونی
‫جایی که بتونم تحت نظرت داشته باشم

581
00:43:29,273 --> 00:43:31,484
‫نمی‌خوای بهم بگی اون آدما چرا پریدن بهم؟

582
00:43:31,818 --> 00:43:33,653
‫تو با اون لباس از یه جنده خونه اومدی بیرون

583
00:43:33,736 --> 00:43:37,198
‫و تعجب کردی که چند نفر از طبقه‌ی
‫فقیر سعی کردن کتکت بزنن، واقعاً؟

584
00:43:37,281 --> 00:43:39,141
‫خب که چی، می‌خوای محکومم کنی؟

585
00:43:39,325 --> 00:43:42,954
‫برای چی؟ صدمه به کالبدِ
‫چندتا دلال مخدرِ استیف؟

586
00:43:43,037 --> 00:43:45,339
‫انقدری خستم که حال
‫کاغذ بازیش رو ندارم

587
00:43:51,921 --> 00:43:53,464
‫یه چیزی بهم بگو کووچ

588
00:43:53,665 --> 00:43:55,875
‫تو داری چیزای بیشتری
‫درباره‌ی بنکرافت می‌فهمی

589
00:43:56,551 --> 00:43:59,595
‫چرا هنوزم مایلی برای اون آشغال کار کنی؟

590
00:44:00,471 --> 00:44:02,682
‫همم، من قبل از اینکه آنووی باشم...

591
00:44:04,642 --> 00:44:08,229
‫برای پروتکتورِت کار می‌کردم.
‫برای مدت طولانی

592
00:44:08,312 --> 00:44:09,392
‫اینو نمی‌دونستم

593
00:44:09,397 --> 00:44:12,942
‫هیشکی نمی‌دونه، این از اون کارایی نیست
‫که جایی تو سیستمی ثبت شه

594
00:44:14,777 --> 00:44:16,487
‫و من تو کارم خیلی خوب بودم

595
00:44:18,656 --> 00:44:19,657
‫می‌خوای بدونی چرا؟

596
00:44:23,744 --> 00:44:25,663
‫چون من تقریباً توانایی هر کاری رو دارم!

597
00:44:28,457 --> 00:44:32,128
‫تو فکر نمی‌کنی ممکنه انقدر
‫پیش بری که نتونی برگردی؟

598
00:44:32,628 --> 00:44:33,588
‫شاید

599
00:44:35,256 --> 00:44:36,757
‫وقی به اون نقطه رسیدم، خبرت می‌کنم

600
00:44:36,757 --> 00:44:38,134
‫وقتی به اون نقطه رسیدی...

601
00:44:38,968 --> 00:44:42,305
‫من درست کنارتم
‫و جلوت رو می‌گیرم

602
00:44:44,849 --> 00:44:46,350
‫یه جوری، اُرتگا...

603
00:44:48,394 --> 00:44:51,446
‫این حس بهم دست میده که تو حتی
‫نمی‌تونی جلوی خودت رو بگیری

604
00:44:53,399 --> 00:44:56,569
‫ببخشید‌ ستوان، باید آزادش کنیم

605
00:45:07,663 --> 00:45:09,498
‫این قابل قبول نیست

606
00:45:09,582 --> 00:45:12,192
‫- شما خوبین، آقای کووچ؟
‫- اون سُر و مُر و گُنده‌ست!

607
00:45:12,376 --> 00:45:15,004
‫من صبح با رئیسِ‌ پاسگاه
‫تاناکا حرف می‌زنم

608
00:45:15,338 --> 00:45:17,673
‫این بار دیگه خیلی زیاده‌روی
‫کردین‌ ستوان اُرتگا!

609
00:45:17,757 --> 00:45:18,841
‫این چیزیه که می‌شنوم!

610
00:46:09,850 --> 00:46:12,812
‫اتاقک سرمای پنج خالیه

611
00:46:34,417 --> 00:46:35,835
‫باید بدونی...

612
00:46:36,919 --> 00:46:38,754
‫مادرت دوستت داره

613
00:46:46,762 --> 00:46:49,098
‫منظورت چیه قول دادی واسه ویکی گل بفرستی؟

614
00:46:49,181 --> 00:46:51,600
‫روز قتل، من ویکی رو تا ایستگاه رسوندم

615
00:46:51,684 --> 00:46:53,644
‫تا براش بلیت قطار رزرو کنم

616
00:46:53,728 --> 00:46:56,272
‫تو بعد از ظهری که ویکی کشته شد باهاش بودی؟

617
00:46:56,355 --> 00:46:57,356
‫بله

618
00:46:57,440 --> 00:46:58,941
‫پس چرا به پلیس نگفتی؟

619
00:47:04,405 --> 00:47:05,448
‫لباس قشنگیه

620
00:47:05,531 --> 00:47:09,577
‫داشتم در مورد کارآگاه خصوصی‌های
‫کله گنده‌ی گذشته تحقیق می‌کردم

621
00:47:10,286 --> 00:47:14,457
‫و معتقدم می‌تونم بهت در جایگاه قابل احترام

622
00:47:14,540 --> 00:47:19,295
‫دستیار قابل اعتماد و ثابت قدم
‫کارآگاه کمکت کنم. همم؟

623
00:47:19,378 --> 00:47:21,630
‫دستیارا اغلب به قتل رسیدن!

624
00:47:22,048 --> 00:47:24,258
‫حیف که مجازی بودنِ من
‫باعث میشه این...

625
00:47:24,717 --> 00:47:25,718
‫بعید باشه!

626
00:47:26,177 --> 00:47:27,303
‫نه

627
00:47:27,386 --> 00:47:28,345
‫نه؟

628
00:47:34,268 --> 00:47:38,064
‫نه" به سختی در خور لحن شوخی"
‫طعنه‌آمیز جناب کارآگاه خصوصی‌ـه

629
00:47:38,147 --> 00:47:39,982
‫نظرت در مورد "معلومه که نه!" چیه؟

630
00:47:40,775 --> 00:47:43,027
‫یه نفر تو پنت‌هاوس منتظرته

631
00:47:45,237 --> 00:47:47,531
‫چرا همش اجازه می‌دی آدما بیان تو اتاقم؟

632
00:47:47,615 --> 00:47:49,700
‫متأسفانه در این مورد
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

633
00:48:23,317 --> 00:48:24,360
‫چرا اومدی اینجا؟

634
00:48:24,443 --> 00:48:26,695
‫می‌خوام بدونم تو چه پیشرفتی کردی

635
00:48:27,363 --> 00:48:28,948
‫من نگران شوهرمم

636
00:48:29,031 --> 00:48:32,118
‫شوهرت، که پول میده تا جنده‌های
‫لیک‌تاون رو کتک بزنه

637
00:48:34,036 --> 00:48:35,621
‫چیزِ پیچیده‌ای‌ـه...

638
00:48:36,330 --> 00:48:39,141
‫- آره؟
‫- بودن با یه نفر برای بیشتر از یک قرن

639
00:48:40,167 --> 00:48:42,753
‫من برای لورنس ۲۱ بچه به دنیا آوردم

640
00:48:43,921 --> 00:48:46,048
‫اون از کسی جز من بچه‌دار نشده

641
00:48:46,841 --> 00:48:49,802
‫بعضی وقتا پیچیدگی می‌تونه خسته‌کننده باشه

642
00:48:50,386 --> 00:48:52,054
‫تو منو مجذوب خودت می‌کنی

643
00:48:53,973 --> 00:48:56,267
‫تو از زمان شجاعت واقعی میای...

644
00:48:57,268 --> 00:48:58,727
‫خطر واقعی

645
00:48:59,395 --> 00:49:01,522
‫تو همه‌ی اون چیزی هستی
‫که این دنیا از دست داده

646
00:49:03,065 --> 00:49:06,861
‫وقتی مضطربی انگشتات رو تاب ‌می‌دی
‫اینو می‌دونی؟

647
00:49:08,487 --> 00:49:09,822
‫چرا باید مضطرب باشم؟

648
00:49:10,406 --> 00:49:11,574
‫ممکنه ترس باشه

649
00:49:12,408 --> 00:49:15,494
‫اگه ترسیده باشم، نجاتم میدی آقای کووچ؟

650
00:49:17,163 --> 00:49:19,164
‫مطمئن نیستم شما نیازی
‫به نجات داشته باشی

651
00:49:22,334 --> 00:49:24,295
‫از وقتی وارد این کالبد شدی با کسی بودی؟

652
00:49:24,378 --> 00:49:25,462
‫چیزی نیست در موردش حرف می‌زنیم

653
00:49:25,546 --> 00:49:28,031
‫شاید چیزی نیست که تو
‫در موردش حرف می‌زنی

654
00:49:33,721 --> 00:49:35,306
‫فکر کنم کافیه

655
00:49:35,389 --> 00:49:36,682
‫کافی؟

656
00:49:37,725 --> 00:49:39,226
‫کلمه‌ی جالبیه

657
00:49:39,310 --> 00:49:41,020
‫من باهاش آشنا نیستم

658
00:49:42,938 --> 00:49:45,407
‫چیزی در مورد "اِمپاتین" شنیدی؟
‫[ ماده‌ای که باعث تجربه‌ی حس مشترک میشه ]

659
00:49:46,442 --> 00:49:49,987
‫تو خیابونا بهش میگن مِرج۹
‫البته اگه بتونی پیداش کنی!

660
00:49:52,072 --> 00:49:54,649
‫یه فرومونِ زیست‌شیمیایی‌ـه!
‫ماده شیمیایی که از بدن حیوانات منتشر شده ]
‫[ روی رفتار هم نوعان اطرافش تاثیر می‌گذارد

661
00:49:55,534 --> 00:49:58,529
‫بین بدن‌ها ارتباط احساسی برقرار می‌کنه

662
00:50:01,040 --> 00:50:05,044
‫این کالبد حاصل پیشرفته‌ترین تکنولوژیِ
‫بیوشیمیایی آزمایشگاه‌های ناکاموراست

663
00:50:05,961 --> 00:50:09,465
‫من وقتی تحریک شم مِرج۹ ترشح می‌کنم

664
00:50:14,094 --> 00:50:15,471
‫اون توی بزاقمه...

665
00:50:17,181 --> 00:50:18,557
‫توی عرقم...

666
00:50:21,227 --> 00:50:22,937
‫توی کـُسم!

667
00:50:52,049 --> 00:50:53,592
‫باهاش نجنگ

668
00:51:11,610 --> 00:51:14,238
‫پدر، مرا ببخش، که گناه کردم

669
00:51:17,074 --> 00:51:18,492
‫من افکار شهوانی داشتم

670
00:51:41,724 --> 00:51:45,686
‫هرچی که تو حس کنی... من احساس می‌کنم

671
00:51:46,437 --> 00:51:49,106
‫و هرچی من حس کنم تو احساس می‌کنی!

672
00:51:51,400 --> 00:51:55,404
‫من کارهای وحشتناکی انجام دادم
‫کارهای خشن...

673
00:51:57,865 --> 00:51:59,325
‫کارهای نابخشودنی

674
00:52:04,538 --> 00:52:05,873
‫یعنی چی؟!

675
00:52:10,127 --> 00:52:11,587
‫تو دیگه کدوم گوری بودی؟

676
00:52:20,763 --> 00:52:23,932
‫من برای دلایل شخصی از
‫مقامم سوءاستفاده کردم...

677
00:52:26,143 --> 00:52:28,979
‫باعث درد و دل‌شکستگی شدم
‫زمانی که حقی نداشتم

678
00:52:36,236 --> 00:52:37,529
‫لطفاً مرا ببخش

679
00:52:55,798 --> 00:52:58,592
‫لحظه‌هایی از صلح که
‫گاهی اوقات پیدا می‌کنیم...

680
00:52:59,259 --> 00:53:03,722
‫چیزی نیستن جز جنگی
‫که با ظرافت تغییر قیافه داده

681
00:53:05,849 --> 00:53:07,768
‫و بعضی وقتا، تسلیم شدن...

682
00:53:08,727 --> 00:53:10,854
‫می‌تونه درست به اندازه‌ی هر حمله‌ای خشن باشه!

683
00:53:29,500 --> 00:53:35,500
‫:ترجمه و تنظیم زیرنویس
‫<font color="#۱E۹۰FF">sin«سـینـا»cities</font>

684
00:53:35,501 --> 00:53:41,501
‫ارائــه‌ای از تیم ترجمـه‌ی ام ایکس ساب
‫::. WwW.MxSub.NeT .::..

685
00:53:41,525 --> 00:53:47,525
‫دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫www.DibaMoviez.Com

