‫﻿۱
00:00:11,720 --> 00:00:14,222
‫« بر اساس رمانی به قلم ریچارد ک. مورگان »

2
00:00:16,309 --> 00:00:22,309
‫« دانلود فیـلم و سـریال با لیـنک مسـتقیم »
‫DiBaMoVieZ.Com

3
00:00:22,333 --> 00:00:28,333
‫تیم ترجمـه‌ی ام ایکس ساب
‫::. WwW.MxSub.NeT .::..

4
00:00:45,003 --> 00:00:46,087
‫آماده‌ایم؟

5
00:00:46,171 --> 00:00:48,284
‫کاملاً، قربان. مثل بلبل مُقُرِش میاریم

6
00:00:49,507 --> 00:00:52,093
‫میشه این بار حداقل سعی کنیم
‫طبق برنامه عمل کنیم؟

7
00:00:52,510 --> 00:00:53,720
‫بله، قربان

8
00:00:58,392 --> 00:00:59,900
‫آهای، می‌خوام با اون

9
00:00:59,925 --> 00:01:02,204
‫کون خوشگله که تو بخش پرداختِ
‫حقوق کار می‌کنه قرار بذارم. همونی که...

10
00:01:02,228 --> 00:01:03,646
‫یا خدا، مایلز!

11
00:01:03,730 --> 00:01:07,233
‫مگه توی آموزش حساسیت بهت نگفتن
‫نباید درباره‌ی زن‌ها اینطوری حرف بزنی؟

12
00:01:07,317 --> 00:01:11,696
‫فقط دارم قدردانیم رو از
‫اندام زن ابراز می‌کنم. خدایا!

13
00:01:24,000 --> 00:01:28,088
‫- آلانا تو رو به همچین بی‌خایه‌ای تبدیل کرده
‫- حداقل سکسم ردیفه

14
00:01:29,297 --> 00:01:30,590
‫بیا انجامش بدیم

15
00:01:34,872 --> 00:01:44,872
‫زیرنویس از علی اکبر دوست دار و سمیرا
‫<font color="#۰۰۰۰ff">Ali۹۹</font> & <font color="#ff۰۰۰۰">Sorrow</font>

16
00:02:03,456 --> 00:02:04,290
‫تو کی هستی؟

17
00:02:04,374 --> 00:02:06,793
‫اونی که سؤال می‌پرسه

18
00:02:08,878 --> 00:02:09,878
‫زنجیر

19
00:02:19,389 --> 00:02:21,346
‫شرمنده. اینجا خبری از
‫تقویت‌کننده‌ی حواس نیست

20
00:02:24,936 --> 00:02:27,676
‫،آماده‌سازی برای مبارزه در کار نیست
‫حمله‌ی واکنشی‌ای در کار نیست

21
00:02:30,400 --> 00:02:34,404
‫،سرعت عکس‌العملت کم شده
‫قدرت و استقامتت محدود شده

22
00:02:39,325 --> 00:02:41,077
‫و استخوان‌هات...

23
00:02:43,037 --> 00:02:44,247
‫ضعیف شدند

24
00:02:54,007 --> 00:02:56,176
‫- اینجا نیست
‫- دنبال چی می‌گردی؟

25
00:02:56,259 --> 00:02:57,093
‫نمی‌دونم

26
00:02:57,177 --> 00:02:59,262
‫پس چطور مطمئنی اونجا نیست؟

27
00:02:59,804 --> 00:03:01,389
‫چون هیچی اینجا نیست

28
00:03:03,933 --> 00:03:05,703
‫۳ ساعت از داده‌های نظارتی
‫سان‌تاچ مربوط به

29
00:03:05,727 --> 00:03:08,396
‫شب قبل از پیدا شدن لیزی توی
‫اون کوچه، موجود نیست

30
00:03:08,479 --> 00:03:09,898
‫باید ببینمش

31
00:03:09,981 --> 00:03:12,155
‫شاید دوباره باهام صحبت کنه.
‫بهم بگه چه اتفاقی افتاد

32
00:03:12,191 --> 00:03:13,276
‫داره پیشرفت می‌کنه

33
00:03:13,359 --> 00:03:16,446
‫،ولی اگه الان مزاحمت ایجاد کنی
‫شاید وضعیتش از قبل هم بدتر بشه

34
00:03:17,238 --> 00:03:18,448
‫الان جدی میگی؟

35
00:03:18,531 --> 00:03:21,451
‫کاملاً جدی. عاشق جشن "شب تمام مقدسین" هستم

36
00:03:21,534 --> 00:03:23,161
‫تاریخش، سنّتش

37
00:03:23,244 --> 00:03:26,164
‫ملغمه‌ای از جشن‌های فرهنگی متفاوته

38
00:03:26,247 --> 00:03:30,418
‫،از جمله روز مردگان
‫روز شکرگزاری و البته، هالووین

39
00:03:31,336 --> 00:03:34,505
‫،هدف جشن‌ها ارتباط مردم
‫خانواده‌ها و خویشاوندانه

40
00:03:34,589 --> 00:03:36,068
‫چیزهایی که هیچ‌وقت درک‌شون نمی‌کنی

41
00:03:36,132 --> 00:03:38,426
‫،اون همه سال که در انزوا گذروندم

42
00:03:38,509 --> 00:03:41,554
‫به عذاب شدید تنهایی پِی بُردم

43
00:03:41,638 --> 00:03:45,642
‫مدت‌ها عقلانیتِ دهشت‌آفرین، دیوانه‌ام کرد
‫[ نقل قولی از ادگار آلن پو ]

44
00:03:45,725 --> 00:03:46,976
‫باید از اینجا بزنم بیرون

45
00:03:47,060 --> 00:03:50,146
‫شاید بتونی به نیت جشن، بابت
‫،نمایش افتضاحت توی عمارت سان‌تاچ

46
00:03:50,230 --> 00:03:52,315
‫از آقای کووَچ عذرخواهی کنی

47
00:03:52,398 --> 00:03:53,316
‫دوباره بگو؟

48
00:03:53,399 --> 00:03:56,611
‫"بیشتر به "ریدن" می‌خورد تا "پشتیبانی

49
00:03:56,694 --> 00:03:58,863
‫،گوش کن، اِل ماتادور
‫نصیحتت رو نمی‌خوام

50
00:03:58,947 --> 00:03:59,781
‫البته، جناب

51
00:03:59,864 --> 00:04:02,075
‫معذرت خواهی به تخمم هم نیست

52
00:04:02,158 --> 00:04:05,203
‫- کووَچ کجاست؟
‫- در همین لحظه؟ من از کجا بدونم؟

53
00:04:05,286 --> 00:04:07,580
‫هرگز نمی‌تونم تصور کنم.
‫به حریم خصوصیش احترام میذارم

54
00:04:07,664 --> 00:04:08,904
‫اُنی‌ـش رو هک کردی، مگه نه؟

55
00:04:08,957 --> 00:04:10,583
‫همچین کاری بی‌نهایت غیراخلاقیه

56
00:04:10,667 --> 00:04:14,671
‫ولی هکش کردی، آقای بپا.
‫اُنی ۲۰ رو روشن کن

57
00:04:14,754 --> 00:04:18,591
‫،اون کار مختص زمانی هست که هاب رو گم کنه
‫[هاب وسیله‌ای‌ست برای اتصال سیستم‌ها در یک شبکه ]

58
00:04:18,675 --> 00:04:21,195
‫،شاید پشت یه کاناپه گُمش می‌کنه
‫توی آشپزخونه ولش می‌کنه...

59
00:04:21,219 --> 00:04:23,513
‫- پُو، فقط روشنش کن
‫- اوهوم

60
00:04:23,596 --> 00:04:25,473
‫من کجام؟

61
00:04:27,433 --> 00:04:31,938
‫تو در یه برنامه‌ی بازجویی مجازی
‫توی کلینیک وِی هستی

62
00:04:33,189 --> 00:04:37,652
‫این مکان مختص بیرون کِشیدن اطلاعات
‫از افرادیه که مایل به همکاری نیستند

63
00:04:37,735 --> 00:04:41,072
‫پس، بیا شروع کنیم

64
00:04:44,993 --> 00:04:46,202
‫برای کی کار می‌کنی؟

65
00:04:47,954 --> 00:04:51,666
‫اگه بگیرن‌تون، شکنجه‌تون می‌کنن

66
00:04:53,668 --> 00:04:55,503
‫ولی واقعیت مجازی مثل بقیه‌ی چیزهاست

67
00:04:56,796 --> 00:04:58,014
‫پیش فرض‌هاتون رو فراموش کنید

68
00:04:59,507 --> 00:05:01,819
‫فقط اون موقع می‌تونید چیزی
‫رو که باهاش طرفید، واقعاً درک کنید

69
00:05:01,843 --> 00:05:04,846
‫بدونید که هیچ‌گونه آماده‌سازی‌ای
‫نمی‌تونه شما رو برای بارها و بارها

70
00:05:04,929 --> 00:05:07,640
‫،فرو کردن سیگار داخل چشم‌هاتون

71
00:05:07,724 --> 00:05:10,143
‫زنده‌زنده‌ سوزونده شدن، مورد تجاوز واقع شدن

72
00:05:10,518 --> 00:05:14,814
‫غرق شدن، خفه شدن مهیّا کنه

73
00:05:15,148 --> 00:05:18,192
‫،دی‌اچ‌اف قرار دادن شخص در واقعیت مجازی

74
00:05:18,276 --> 00:05:21,446
‫تا حد مرگ شکنجه کردنش
‫و شروع مجدد رو ممکن ساخته

75
00:05:21,529 --> 00:05:24,240
‫ولی واقعی نیست.
‫حتی کووَچ هم می‌تونه تحملش کنه

76
00:05:24,324 --> 00:05:26,075
‫برای ذهن، درد، درده

77
00:05:26,326 --> 00:05:29,787
‫شکنجه میشید، می‌میرید و دوباره.
‫تا بالاخره مقاومت‌تون شکسته بشه

78
00:05:29,871 --> 00:05:32,349
‫- و اگه همچنان مقاومت کنید، دیوانه میشید
‫- پس چیکار کنیم؟

79
00:05:32,373 --> 00:05:35,043
‫ذهن تحت فشار شدید
‫کارهای جالبی انجام میده

80
00:05:35,418 --> 00:05:39,422
‫توهم. تغییر مکان. عقب‌نشینی

81
00:05:39,505 --> 00:05:41,966
‫به عنوان آنووی، یاد می‌گیریم
‫از این چیزها استفاده کنیم

82
00:05:42,050 --> 00:05:47,513
‫،نه بعنوان واکنش‌های کورکورانه به مشقت
‫بلکه بعنوان حرکات مؤثر در یه بازی

83
00:05:51,142 --> 00:05:52,393
‫دوباره

84
00:05:53,895 --> 00:05:57,398
‫تو برای کی کار می‌کنی؟

85
00:05:57,482 --> 00:05:59,776
‫برای...

86
00:06:00,401 --> 00:06:01,401
‫چی؟

87
00:06:05,990 --> 00:06:07,950
‫بله؟

88
00:06:11,662 --> 00:06:12,830
‫بامزه بود، رایکر

89
00:06:14,499 --> 00:06:15,499
‫انبر دست

90
00:06:20,338 --> 00:06:24,717
‫رایکر کدوم خریه؟
‫اسم من اِیوا الیوت‌ـه

91
00:06:27,053 --> 00:06:29,430
‫- ردیاب رو ازت جدا کردیم
‫- ردیاب؟

92
00:06:32,475 --> 00:06:35,353
‫گذاشتنش داخل مسدودکننده‌ی
‫پخش‌‌ـت هوشمندانه بود

93
00:06:35,436 --> 00:06:39,774
‫ولی این ساختمون مجهز به
‫خفه‌کننده‌ی سیگنال‌های‌ ارسالیه

94
00:06:40,525 --> 00:06:42,110
‫از لحظه‌ای که وارد اینجا شدی...

95
00:06:42,193 --> 00:06:47,406
‫خب، در واقع وقتی آوردیمت داخل...
‫سیگنالت ناپدید شد

96
00:06:57,125 --> 00:06:58,126
‫اینو ببین

97
00:06:59,752 --> 00:07:00,753
‫هیچ چیزی نمی‌بینم

98
00:07:00,837 --> 00:07:03,464
‫درسته. منم چیزی نمی‌بینم.
‫چون چیزی اونجا نیست

99
00:07:03,548 --> 00:07:04,549
‫ولی من دیدمش

100
00:07:05,133 --> 00:07:07,802
‫درسته، پس با این فرض که
‫احساساتی یا پریود نبودی...

101
00:07:07,885 --> 00:07:09,387
‫- الانه که احساساتی بشم
‫- هر چی

102
00:07:09,470 --> 00:07:13,641
‫،تو این فکر بودم که اگه چیزی به چشم نمی‌خوره
‫پس اُرتگا چطور می‌تونه اونو ببینه؟

103
00:07:13,724 --> 00:07:15,369
‫واسه همین، یه برنامه‌ی کوچولو واسه‌ت نوشتم

104
00:07:15,393 --> 00:07:18,163
‫تا برای نشون دادن حرکت هوا پیرامون
‫داده‌های پنهان، فیلتری ایجاد کنه

105
00:07:18,187 --> 00:07:19,187
‫یعنی...

106
00:07:20,106 --> 00:07:22,692
‫نگاهش کن.
‫تا بحال همچین چیزی ندیدم

107
00:07:22,775 --> 00:07:25,778
‫،شایعاتی شنیدم
‫ولی فکر می‌کردم چرندن

108
00:07:25,862 --> 00:07:29,282
‫،اون تغییر شکل، اونجا
‫اطلاعات همونجا پاک شدن

109
00:07:29,824 --> 00:07:31,367
‫چی؟ مثل یه پچ مسدودسازی تصویر؟

110
00:07:31,451 --> 00:07:36,372
‫بامزه‌ای. اون یه فناوری قدیمیه. این جدیده.
‫اونقدر مدرن که عملکردش کامل تست نشده

111
00:07:36,456 --> 00:07:38,475
‫حتی اگه این یارو، اُنیِ اُرتگا
‫،رو از کار انداخته باشه

112
00:07:38,499 --> 00:07:41,085
‫اینطور نیست که بتونه از دید
‫تمام دوربین‌های شهر فرار کنه

113
00:07:41,169 --> 00:07:44,130
‫از کار نیفتاده.
‫یه کاری کرده که اُنی نتونه تشخیصش بده

114
00:07:44,213 --> 00:07:46,340
‫- که باید غیرممکن باشه
‫- تف

115
00:07:46,424 --> 00:07:50,154
‫پس اگه بتونه این‌کارو در ابعاد وسیع انجام بده، از رؤیت
‫شدنش توسط دوربین‌ها، نظارت و اسکنرها جلوگیری می‌کنه

116
00:07:50,178 --> 00:07:52,513
‫می‌تونه کاملاً از تصاویر ویدیویی ناپدید بشه

117
00:07:53,014 --> 00:07:55,349
‫عملاً، یه "گوست‌واکر" ـه
‫[ روح متحرک ]

118
00:07:56,225 --> 00:07:58,871
‫مثل ارباب مِیج در جستجوی سلطه‌ی تاریکی
‫[ Heroes Chargeاز شخصیت‌های بازی]

119
00:07:58,895 --> 00:08:00,021
‫این بازی نیست، میکی

120
00:08:00,104 --> 00:08:02,899
‫خیلی از بازی باحال‌تره.
‫چه شکلی بود؟

121
00:08:02,982 --> 00:08:06,569
‫نمیدونم. آسیایی، سایز متوسط
‫۱.۷۲ یا ۱.۷۷ متر

122
00:08:06,652 --> 00:08:09,447
‫گمونم سیبیل داشت. یه لحظه صبر کن

123
00:08:09,989 --> 00:08:10,823
‫چیه؟

124
00:08:10,907 --> 00:08:12,926
‫ما دنبال تصاویر ویدیویی از
‫پرونده هنچی گشتیم، درسته؟

125
00:08:12,950 --> 00:08:14,702
‫تا سعی کنیم بفهمیم از کجا اُفتاده

126
00:08:14,785 --> 00:08:16,370
‫همه چیز به اون پرونده مربوط نمیشه

127
00:08:16,454 --> 00:08:18,623
‫ولی اگه بتونه یه نفر دیگه رو هم محو کنه چی؟

128
00:08:18,706 --> 00:08:21,228
‫- باید قضیه رو به مافوق‌ها گزارش بدیم
‫- مدرک محکمی نیست آخه

129
00:08:21,292 --> 00:08:23,437
‫مدرکت از یه مظنون تصاویر ویدیویی‌ایه
‫که خودش داخلش نیست

130
00:08:23,461 --> 00:08:24,587
‫مدرک شل و ولیه

131
00:08:24,670 --> 00:08:27,497
‫خب، با دوربین‌های نظارتی چکار کنیم
‫تا یه چیز رؤیت نشدنی رو ببـینن؟

132
00:08:28,299 --> 00:08:31,302
‫منظورم اینه که، می‌تونم
‫الگوریتم‌های تصاعد بصری رو بررسی کنم

133
00:08:31,385 --> 00:08:33,697
‫- و، یا مثلاً، دنبال زنجیره‌های متوالیِ...
‫- انجامش بده

134
00:08:33,721 --> 00:08:35,073
‫- فکر بدیه
‫- حرف نداره

135
00:08:35,097 --> 00:08:36,224
‫- نه
‫- فکر بدیه

136
00:08:36,307 --> 00:08:38,559
‫- نگران نباش
‫- ببـین، از انبار بابت

137
00:08:38,643 --> 00:08:40,603
‫ردیاب گمشده‌ی عقاب‌چشم بهم گیر دادن

138
00:08:43,481 --> 00:08:46,710
‫- امشب چند ساعت بعد می‌بینمت؟
‫- اگه من بودم، دست‌پخت آلازنه رو از دست نمی‌دادم

139
00:08:46,734 --> 00:08:50,363
‫- بهت گفتم دیگه اونطوری صداش نکن
‫- منم بهت اعتنایی نکردم

140
00:08:51,572 --> 00:08:52,907
‫هی، مامان، همه چیز روبراهه؟

141
00:08:52,990 --> 00:08:55,117
‫آشپزخونه ناجور قاتی پاتیه!

142
00:08:55,618 --> 00:08:57,578
‫چطور می‌تونی اینجا غذا درست کنی؟

143
00:08:57,662 --> 00:08:59,038
‫من اصلاً آشپزی نمی‌کنم، مامان

144
00:08:59,121 --> 00:09:01,892
‫آره، می‌دونم. فقط چیز میزهامو ازم می‌گیرید
‫تا خودتون ازش پول به جیب بزنید!

145
00:09:01,916 --> 00:09:04,835
‫عموت میگه پنیر اشتباهی خریدم

146
00:09:06,295 --> 00:09:08,923
‫قسم می‌خورم که مامان بزرگ خدابیامرزت

147
00:09:09,006 --> 00:09:11,759
‫توی خوراک تخم‌مرغِ فلفلیش
‫،پنیر جک فلفلی استفاده می‌کرد

148
00:09:11,842 --> 00:09:14,136
‫ولی حالا دایی‌ـت اصرار داره
‫که پنیر اوآخاکا هست...

149
00:09:14,220 --> 00:09:16,722
‫اراذل خیابونی‌ کونی صد شرف دارن به شما

150
00:09:16,806 --> 00:09:17,723
‫بسه دیگه

151
00:09:17,807 --> 00:09:19,016
‫مامان، یه لحظه پشت خط باش

152
00:09:19,100 --> 00:09:21,060
‫دارم تلاش می‌‌کنم با مامانم صحبت کنم

153
00:09:21,143 --> 00:09:24,897
‫،و اگه می‌دونستی اعصابم چقدر خط خطیه
‫به صلاحت بود که خفه‌خون بگیری!

154
00:09:24,981 --> 00:09:26,857
‫مامانت شبیه خودته، آره؟

155
00:09:26,941 --> 00:09:28,693
‫باید بیام رو خط تا یه نظر مامانتو ببینم

156
00:09:28,776 --> 00:09:31,213
‫که شاید وقتی آزاد شدم اولین سکس سه نفره
‫با یه مامان و دختر رو ردیف کنم

157
00:09:31,237 --> 00:09:33,614
‫کثافت

158
00:09:35,324 --> 00:09:36,324
‫مامان؟

159
00:09:36,742 --> 00:09:37,994
‫نگران نباش

160
00:09:38,077 --> 00:09:40,162
‫تو راه یه خرده پنیر اوآخاکا میخرم

161
00:09:40,246 --> 00:09:42,498
‫دوستت دارم

162
00:09:42,582 --> 00:09:45,167
‫- منتظرت می‌مونم
‫- دوستت دارم

163
00:09:45,251 --> 00:09:48,087
‫آهای، این زندانی عوضی رو
‫ببرید به زندان کالبدها

164
00:09:48,170 --> 00:09:51,299
‫شرمنده، ساعت کاری‌مون تموم شده.
‫برو خدا رو شکر کن که دستگیرش کردیم

165
00:09:51,382 --> 00:09:53,426
‫پس کی ترتیب این کثافت رو میده؟ ها؟

166
00:09:53,509 --> 00:09:55,803
‫کسی تو بخش تحویل مجرمین نیست
‫شب تمام مقدسین هست

167
00:09:55,886 --> 00:10:00,057
‫یا خودت ترتیبشو بده یا ولش کن.
‫جایی که نمیره

168
00:10:28,502 --> 00:10:32,423
‫خبری از کمک نیست.
‫فقط خودم و خودتیم، رایکر

169
00:10:35,926 --> 00:10:39,263
‫"خب، چرا اومدی "جَک‌‌ایت‌‌آف
‫سراغ لیزی الیوت رو گرفتی؟

170
00:10:42,141 --> 00:10:46,812
‫چون دخترمه. من رایکر نیستم

171
00:10:49,231 --> 00:10:52,693
‫،خب، ردیاب مال پلیس بود
‫که با عقل هم جور در میاد

172
00:10:56,280 --> 00:10:57,490
‫اینکه تو پلیس باشی

173
00:11:02,036 --> 00:11:04,664
‫من نمی‌شناسمت. من رایکر نیستم

174
00:11:04,747 --> 00:11:08,751
‫کی اجیرت کرده تا برادرمو بکُشی؟

175
00:11:15,466 --> 00:11:16,801
‫دیمیِ دوقلو

176
00:11:19,970 --> 00:11:23,099
‫همیشه کوته‌فکر بودی، رایکر

177
00:11:26,936 --> 00:11:29,480
‫من خیلی بیشتر از این حرف‌ها هستم

178
00:11:30,189 --> 00:11:34,360
‫به فکرت هم خطور نمی‌کنه
‫که داشتن این همه کالبد...

179
00:11:34,944 --> 00:11:36,862
‫منو تبدیل به چی کرده

180
00:11:36,946 --> 00:11:39,925
‫می‌دونی اونجایی که من اهلشم، به کسایی که
‫شخصیت‌شون نابود شده، چی میگن؟

181
00:11:39,949 --> 00:11:41,492
‫دیوونه‌ لعنتی!

182
00:11:42,201 --> 00:11:44,704
‫اهل کجایی؟

183
00:11:45,204 --> 00:11:48,332
‫پس بیگانه نیستی

184
00:11:48,958 --> 00:11:50,042
‫پیشرفت کردیم

185
00:11:51,293 --> 00:11:53,045
‫پیروزی معانی بسیاری می‌تونه داشته باشه

186
00:11:54,672 --> 00:11:57,091
‫این یعنی راهی برای غلبه بر
‫شکنجه‌ی مجازی هست؟

187
00:11:57,383 --> 00:12:00,970
‫کسی از شما داستان
‫ایفی‌جنایا دیم رو می‌دونه؟

188
00:12:03,180 --> 00:12:07,143
‫ایفی دیم جنگجوی بزرگی در آدوراسیون بود

189
00:12:07,643 --> 00:12:11,981
‫پروتکتورِت سی‌تک رو
‫فرستاد تا سیاره رو آروم کنه

190
00:12:12,064 --> 00:12:16,527
‫خانواده‌ش سلاخی شدن
‫ایفی دستگیر شد، شکنجه شد

191
00:12:16,944 --> 00:12:18,279
‫هزاران بار مُرد

192
00:12:19,196 --> 00:12:20,781
‫فکر می‌کردن که مقاومتش رو شکستن

193
00:12:21,907 --> 00:12:24,326
‫و بعدش تقاضای ملاقات با افسران ارشد رو کرد

194
00:12:24,410 --> 00:12:26,412
‫گفت فقط برای اون‌ها اقرار می‌کنه

195
00:12:30,249 --> 00:12:34,837
‫۱۷ افسرِ رده‌بالای سی‌تک در سیاره رو توی یه اتاق
‫پیش خودش جمع کرد، توی دنیای واقعی، نه مجازی

196
00:12:35,129 --> 00:12:39,049
‫نمی‌دونستند مواد منفجره‌ی حساس به
‫آنزیم توی بدنش کار گذاشته شده

197
00:12:39,133 --> 00:12:40,634
‫آنزیمش به خشم وابسته بود

198
00:12:40,718 --> 00:12:42,178
‫،وقتی همه‌شون دورش بودن

199
00:12:42,261 --> 00:12:44,538
‫و منتظر بودن تا به همدستان
‫،شورشی‌ـش خیانت کنه

200
00:12:44,597 --> 00:12:46,682
‫به خودش اجازه داد که خشمگین بشه

201
00:12:48,517 --> 00:12:52,855
‫اون اتاق و ۵۰ متر مربع اطرافش
‫رو به خاکستر تبدیل کرد

202
00:12:52,938 --> 00:12:55,774
‫وقتی به میز بازجویی، جایی که
‫بارها و بارها بهش تجاوز کرده

203
00:12:55,858 --> 00:12:59,320
‫و کُشته بودنش، بسته شده بود
‫:آخرین حرف‌هاش این بود

204
00:13:00,112 --> 00:13:01,697
‫"!دیگه بســه"

205
00:13:07,369 --> 00:13:10,164
‫،توی بازجوییِ واقعیت مجازی
‫اون‌ها ساختار رو کنترل می‌کنن

206
00:13:10,247 --> 00:13:14,543
‫می‌تونم بهتون یاد بدم واقعیت مجازی رو جوری
‫،دستکاری کنید، که ‌اونا هیچ‌وقت انتظارشو ندارن

207
00:13:14,627 --> 00:13:16,545
‫چون باورشون نمیشه که اصلاً ممکنه

208
00:13:16,629 --> 00:13:17,463
‫چطور یادش بگیریم؟

209
00:13:17,546 --> 00:13:20,424
‫با انجام دادنش. الکترودهاتونو نصب کنید.
‫وارد لوله می‌شید

210
00:13:22,468 --> 00:13:24,720
‫بذار حدس بزنم.
‫قراره درد داشته باشه

211
00:13:27,515 --> 00:13:29,183
‫هیچ‌کس از قضیه‌ی ایفی خبر نداره

212
00:13:30,100 --> 00:13:31,435
‫تمام شورشی‌ها کُشته شدن

213
00:13:32,228 --> 00:13:35,147
‫تنها کسانی که اونچه اتفاق افتاد
‫رو به یاد میارن...

214
00:13:35,231 --> 00:13:37,850
‫تیم بازجویی بودن که از خارج
‫با اونجا در ارتباط بودند

215
00:13:39,443 --> 00:13:40,694
‫اون دوست من بود

216
00:13:41,946 --> 00:13:44,240
‫- من باید همراهش می‌مُردم
‫- پس چرا نمُردی؟

217
00:13:44,323 --> 00:13:46,909
‫منو فرستادن بیرون.
‫به قدر کافی رده‌بالا نبودم

218
00:13:47,993 --> 00:13:51,789
‫،تو فقط سگ‌شکاری‌شون بودی
‫آموزش دیده بودی تا ما رو دستگیر کنی

219
00:13:51,872 --> 00:13:53,666
‫وقتی راهم دادی داخل، می‌دونستی چی‌ام

220
00:13:53,749 --> 00:13:56,619
‫چون اینطوری چهره‌ی یکی از مرده‌ها
‫می‌اومد جلوی چشمت، برات فرق می‌کرد؟

221
00:13:58,170 --> 00:13:59,630
‫به زودی می‌بینم‌تون

222
00:14:04,677 --> 00:14:07,429
‫،وقتی مرگت رو تماشا می‌کنم
‫صورت برادرم رو بر چهره خواهم داشت

223
00:14:07,513 --> 00:14:09,765
‫و تو بهم میگی کی تو رو
‫از زندان کالبدها خارج کرد

224
00:14:09,849 --> 00:14:11,809
‫،و چرا فرستادنت دنبال من

225
00:14:11,892 --> 00:14:15,020
‫چون تو عمراً مهارت یا
‫خایه‌ی اینو داشته باشی

226
00:14:15,104 --> 00:14:17,022
‫که تنهایی ترتیب منو بدی، رایکر

227
00:14:17,690 --> 00:14:19,275
‫رایکر دیگه کدوم خریه؟

228
00:14:19,984 --> 00:14:21,318
‫جوابت اشتباهه

229
00:14:23,529 --> 00:14:24,989
‫خیلی‌خب. بیا از اول شروع کنیم

230
00:14:28,826 --> 00:14:31,161
‫چشماتو وا کن، صبحونه رو نگاه کن

231
00:14:41,380 --> 00:14:42,590
‫نه، نه، نه، نه

232
00:14:42,882 --> 00:14:46,302
‫پنیر "والادِرِز" بهترینه.
‫سریع‌تر از بقیه آب میشه

233
00:14:46,385 --> 00:14:47,803
‫ممنون

234
00:14:49,555 --> 00:14:52,766
‫پوست و استخوان شدی.
‫غذای کافی میخوری؟

235
00:14:53,017 --> 00:14:55,769
‫خیلی غذا می‌خورم. بیا

236
00:14:57,605 --> 00:15:00,149
‫خوبم. چیزیم نیست. می‌تونم راه بیام

237
00:15:00,232 --> 00:15:04,987
‫نه. کالبدت تو رو پَس میزنه.
‫بیا. چیزی نیست، تموم میشه

238
00:15:08,449 --> 00:15:11,118
‫این دیگه چه کوفتیه.
‫تامپون‌هاشو اینجا نگه میداره؟

239
00:15:11,201 --> 00:15:15,205
‫اون یه "نِمِکس" ـه هیچ‌وقت یکی از
‫اون‌ها رو از نزدیک ندیده بودم

240
00:15:15,289 --> 00:15:17,583
‫لعنتی، تحمل درد این یارو بالاست

241
00:15:18,042 --> 00:15:20,502
‫- چقدر دیگه طول می‌کِشه؟
‫- بهتره دیر نشه

242
00:15:20,586 --> 00:15:22,796
‫امشب واسه تولد آلنا یه جایی رو رزرو کردم

243
00:15:22,880 --> 00:15:23,714
‫غافلگیرش می‌کنم...

244
00:15:23,797 --> 00:15:26,926
‫برنامه‌ی بعدی "سوزاندن" ـه.
‫نباید خیلی طول بکِشه

245
00:15:30,095 --> 00:15:32,139
‫چشماتو وا کن، صبحونه رو نگاه کن

246
00:15:32,222 --> 00:15:34,558
‫یا شایدم بنزین و مشعل؟

247
00:15:34,642 --> 00:15:36,685
‫اِی، بدک نیست

248
00:15:46,612 --> 00:15:48,572
‫کی اجیرت کرد که برادر منو بکُشی؟

249
00:15:54,203 --> 00:15:56,899
‫- می‌خواست منو بکُشه
‫- فرض کن بخواد به خودش زحمت همچین کاری بده

250
00:15:56,956 --> 00:15:59,625
‫بخاطر مرگ واقعی یه افسر سی‌تک
‫برات حبس بُریده بودن، رایکر

251
00:16:00,042 --> 00:16:01,627
‫نباید بیرون باشی

252
00:16:01,710 --> 00:16:03,963
‫قراره به زودی برای محاکمه موقتاً برت گردونن

253
00:16:04,046 --> 00:16:06,465
‫اگه خوش‌شانس باشی
‫سه تا حبس ابد برات می‌بُرن

254
00:16:07,049 --> 00:16:11,220
‫مدارک سفت و سختی وجود داره.
‫باید بدونم دیگه. آخه خودم جاسازیش کردم

255
00:16:11,553 --> 00:16:13,305
‫کُشتن یه پلیس راحت نیست

256
00:16:19,979 --> 00:16:21,647
‫یه سیگار داری بهم بدی؟

257
00:16:22,481 --> 00:16:24,149
‫بیخیالش. خودم پیدا کردم

258
00:16:25,317 --> 00:16:28,505
‫نه، صبر کن، صبر کن، صبر کن!
‫،صبر کن، صبر کن، صبر کن! صبر کن، صبر کن

259
00:16:28,529 --> 00:16:32,116
‫باشه، اسم من...

260
00:16:32,199 --> 00:16:33,199
‫اسمم...

261
00:16:39,581 --> 00:16:40,916
‫کون لقت

262
00:16:45,504 --> 00:16:50,134
‫کون لقت، کون لقت!

263
00:17:10,279 --> 00:17:12,072
‫مامانت اینو باور نمی‌کنه

264
00:17:12,156 --> 00:17:14,033
‫نه، باورش نمیشه

265
00:17:19,913 --> 00:17:21,832
‫بالاخره، پنیر رسید

266
00:17:22,332 --> 00:17:23,332
‫چه کوفتیه؟

267
00:17:23,584 --> 00:17:26,295
‫آروم باش، آلازنه

268
00:17:26,378 --> 00:17:29,089
‫انگار تو عمرت خالکوبی ‌ندیدی

269
00:17:30,632 --> 00:17:31,800
‫مامان‌بزرگه

270
00:17:32,760 --> 00:17:34,178
‫روز مردگان مبارک

271
00:17:38,223 --> 00:17:40,618
‫چطور انجامش دادی؟ مگه یه نئوکاتولیک نیست؟
‫مذهبی که پیروانش باور دارند که انسان ]
‫[ پس از مرگ نبایست بازگردانده شود

272
00:17:40,642 --> 00:17:43,729
‫بچه‌ها! کاری به اون جعبه‌ها نداشته باشید!

273
00:17:43,812 --> 00:17:46,332
‫بعد از مرگ پدربزرگ، از اصول مذهبیِ
‫کدگذاری‌‌شده‌ش صرف‌نظر کرد

274
00:17:46,356 --> 00:17:47,733
‫خدا بیامرزدش

275
00:17:47,816 --> 00:17:50,444
‫و همین‌طور کالبدی که بهش دادی، خدای من

276
00:17:50,527 --> 00:17:52,488
‫- تنها کالبدِ حراج‌شده بود
‫- چی؟

277
00:17:52,571 --> 00:17:55,866
‫مامان، بس کن. آروم باش و لذت ببر

278
00:17:56,950 --> 00:17:59,161
‫- همه همین کارو می‌کنن
‫- خب...

279
00:17:59,244 --> 00:18:02,474
‫،آره. برای مراسم خاص یه کالبد اجاره می‌کنی
‫تا بتونی عزیزانت رو موقتاً برگردونی

280
00:18:02,498 --> 00:18:04,666
‫مخصوصاً روز مردگان

281
00:18:04,750 --> 00:18:07,127
‫خانواده در کنار هم، مشغول خوش‌گذرونی

282
00:18:07,211 --> 00:18:08,754
‫ببین چه خوشحاله

283
00:18:10,255 --> 00:18:13,008
‫- دوباره، مامان‌بزرگ، دوباره!
‫- نه، نه، نه

284
00:18:13,092 --> 00:18:15,844
‫مامان‌بزرگ خسته‌ست. بیا، بیا

285
00:18:16,261 --> 00:18:18,013
‫خدا تو رو ببخشه، دختر

286
00:18:28,982 --> 00:18:30,984
‫باید با نااُمیدی بجنگید

287
00:18:38,951 --> 00:18:40,077
‫اینجا چیکار می‌کنم؟

288
00:18:42,496 --> 00:18:45,499
‫برنامه خاطرات ضربات روحیِ
‫موجود در ناخودآگاه رو جلوی چشمت میاره

289
00:18:46,667 --> 00:18:48,585
‫جایی که حس می‌کردی به دام افتادی

290
00:18:49,503 --> 00:18:52,464
‫اولین قدم اینه که چطور
‫درماندگی رو تجربه می‌کنیم

291
00:18:52,548 --> 00:18:54,848
‫وقتی نمی‌تونی از اینجا خارج بشی، چیکار می‌کنی؟

292
00:19:05,936 --> 00:19:10,149
‫حالا چی؟ اون‌ها ساختار رو کنترل می‌کنن.
‫بازم نیرو می‌فرستن و تو هنوزم این تویی

293
00:19:23,495 --> 00:19:26,123
‫تو باید بازیکن رو شکست بدی، نه بازی رو

294
00:19:27,916 --> 00:19:30,794
‫یه چیزهایی رو نمیشه
‫با کُشتن از سر راه برداشت

295
00:19:37,926 --> 00:19:40,679
‫به این مراکز درد نگاه کن.
‫مثل کریسمس توی واتیکانه

296
00:19:40,762 --> 00:19:43,765
‫این یارو چه مرگشه؟
‫چطوریه که هنوز به حرف نمیاد؟

297
00:19:46,560 --> 00:19:49,855
‫- هی، کیک خوبیه
‫- هی. خب، یه کیک خودمونیه

298
00:19:49,938 --> 00:19:52,399
‫آره. سر ماجرای گوست‌واکرمون پیشرفتی کردیم؟

299
00:19:52,482 --> 00:19:54,610
‫میکی توی تعطیلات روی برنامه کار می‌کنه

300
00:19:54,694 --> 00:19:57,521
‫- فکر نمی‌کنم خانواده‌ای داشته باشه
‫- به اندازه‌ی من خوش‌شانس نیست

301
00:19:57,571 --> 00:19:59,740
‫شبت‌بخیر، سمیر

302
00:19:59,824 --> 00:20:01,033
‫شب تمام مقدسین مبارک

303
00:20:01,117 --> 00:20:02,118
‫اوه، قبلاً اینطوری بود

304
00:20:02,201 --> 00:20:06,247
‫که همه خیال می‌کردن اومدنِ تو
‫با مشکل همراهه، نه الان

305
00:20:06,330 --> 00:20:07,581
‫مادرم رو یادت میاد؟

306
00:20:07,665 --> 00:20:10,418
‫شاید پنج پیک کافی باشه، مامان؟

307
00:20:10,501 --> 00:20:13,295
‫بی‌خیال. پدرت معتقد واقعی بود

308
00:20:13,379 --> 00:20:18,008
‫من فقط واسه یه جرعه از خون مسیح
‫به کلیسا رفته بودم، اگه متوجه منظورم بشی

309
00:20:18,092 --> 00:20:20,511
‫مامان، اینجا یه سنت‌هایی هست!

310
00:20:21,887 --> 00:20:23,431
‫شما الگوی بدی واسه بچه‌ها هستید

311
00:20:23,514 --> 00:20:26,392
‫من؟ حرف اون سنت‌ها اینه که
‫بدون عشق زندگی کنی؟

312
00:20:26,475 --> 00:20:29,812
‫همم؟ فکر می‌کنی چیز خوبیه؟
‫این یه فاجعه‌ی تخمی‌ـه

313
00:20:31,689 --> 00:20:33,566
‫شاید بهتره فقط یک بدن گیرمون بیاد

314
00:20:33,649 --> 00:20:35,776
‫ولی اون‌موقع باید ازش لذت ببری، ها؟

315
00:20:35,860 --> 00:20:38,034
‫،نه که هر دقیقه از زندگیت
‫حس کنی توی تله گیر افتادی

316
00:20:41,240 --> 00:20:43,159
‫ببخشید. باید برم بشاشم

317
00:20:47,663 --> 00:20:52,376
‫هی، بچه‌ها! دارم وایساده جیش می‌کنم!

318
00:20:56,464 --> 00:21:02,303
‫،می‌دونم مادربزرگ به‌نظر خوشحال و بامزه‌ میاد
‫ولی یادتون باشه، خدا یک بدن بهتون داده

319
00:21:02,386 --> 00:21:06,032
‫،بعد از مُردن‌تون، اگه دوباره به حیات برگردید
‫هیچوقت توی قلمروش مورد استقبال قرار نمی‌گیرید

320
00:21:06,056 --> 00:21:09,018
‫می‌دونید چیه، دایی؟ اعتقاد به خدایی که

321
00:21:09,101 --> 00:21:11,101
‫اجازه‌ی حرف زدن به قربانیان
‫قتل رو نمیده، سخته

322
00:21:11,145 --> 00:21:14,482
‫- خداوند کارها رو اسرارآمیز...
‫- هیچ سری در این نیست

323
00:21:14,565 --> 00:21:17,610
‫،وقتی قربانیان تجاوز رو دیده باشی، قربانیان قتل رو

324
00:21:17,693 --> 00:21:19,945
‫،آدم‌های چاقو و تیر خورده و خفه‌شده رو

325
00:21:20,029 --> 00:21:23,032
‫،اونموقع می‌دونی تنها کار درست
‫برگردوندن موقت‌شونه

326
00:21:23,115 --> 00:21:25,463
‫که بتونن انگشت اشاره‌شون رو بگیرن
‫سمت اون کثافت‌هایی...

327
00:21:25,493 --> 00:21:29,330
‫خیلی‌خب، ببخشید. آدم‌های بدی
‫که بهشون حمله کردن

328
00:21:29,413 --> 00:21:33,292
‫،ما فقط می‌خوایم قبل از آرامش ابدی‌شون
‫به اندازه‌ای عدالت رو براشون اجرا کنیم. همین

329
00:21:33,375 --> 00:21:34,543
‫مُرده‌ها نباید حرف بزنن

330
00:21:34,627 --> 00:21:39,632
‫ای‌کاش امروز با ما به کلیسا می‌اومدی.
‫پدر ورتا راجع به معجزات صحبت کرد

331
00:21:39,715 --> 00:21:42,301
‫اوه، این یه معجزه‌ست. درست همینجا

332
00:21:42,384 --> 00:21:45,679
‫،این واقعیت که مردم دیگه لازم نیست بمیرن
‫این یه معجزه‌ست

333
00:21:45,763 --> 00:21:48,098
‫فقط خداوند می‌تونه معجزه کنه، دخترم

334
00:21:48,182 --> 00:21:50,267
‫باشه، خب مگه خدا کاشفان رو خلق نکرده

335
00:21:50,351 --> 00:21:53,646
‫که ما رو به خرابه‌های الدر و فلز خاص
‫برای فناوری استک برسونن؟

336
00:21:53,729 --> 00:21:58,150
‫شیطان می‌تونه بشر رو به سوی جهنم هدایت کنه همانطور
‫که خداوند می‌تونه اون رو به سوی رستگاری هدایت کنه

337
00:21:58,234 --> 00:21:59,276
‫این اصلاً یعنی چی؟

338
00:21:59,360 --> 00:22:01,695
‫،مادرت هر موقع درحال باختن یه بحث باشه

339
00:22:02,029 --> 00:22:04,156
‫همیشه پای شیطان رو می‌کشه وسط

340
00:22:04,740 --> 00:22:06,075
‫این یه عذابِ تخمی‌ـه

341
00:22:12,122 --> 00:22:16,210
‫یا خدا، میشه مُقُر بیای دیگه؟
‫باید یه‌جایی برم

342
00:22:16,293 --> 00:22:18,170
‫عجب بی‌ملاحظه‌ی بی‌شعوریه

343
00:22:35,521 --> 00:22:39,441
‫درد بدون محدودیت خواهد بود و بازجو بدون رحم

344
00:22:39,525 --> 00:22:43,696
‫جهانی مملو از زجرکشی‌ـه
‫اینطور به‌نظر میاد که پایانی در کار نیست

345
00:22:43,779 --> 00:22:45,990
‫قبول کن که این زجر تمومی نداره

346
00:22:46,073 --> 00:22:50,119
‫در تمام مدت داد بزن، یا گریه کن
‫یا خونریزی کن

347
00:22:50,703 --> 00:22:53,289
‫بذار فکر کنن دارن مُقُرت میارن

348
00:22:53,372 --> 00:22:56,041
‫- فقط یه چیز رو یادت باشه
‫- چی؟

349
00:22:56,876 --> 00:22:59,128
‫حیوونی که داخل جنگل توی تله افتاده

350
00:22:59,837 --> 00:23:03,185
‫،خودش رو به اینور اونور می‌زنه، گاز می‌گیره
‫،ضربه می‌زنه و سعی می‌کنه فرار کنه

351
00:23:03,841 --> 00:23:05,634
‫پای خودش رو می‌جوه تا کنده شه

352
00:23:07,303 --> 00:23:08,887
‫تو حیوون نیستی

353
00:23:09,889 --> 00:23:11,473
‫تو یه آنووی هستی

354
00:23:12,308 --> 00:23:17,229
‫توی تله نیوفتادی. تو منتظری

355
00:23:19,648 --> 00:23:21,984
‫اون بازجو دشمن تو نیست

356
00:23:22,860 --> 00:23:24,820
‫دشمن تو نااُمیدیه

357
00:23:25,863 --> 00:23:27,781
‫اونا ساختار رو کنترل می‌کنن

358
00:23:27,865 --> 00:23:33,746
‫،صبرکن، نقطه‌ضعف دشمنت رو پیدا کن
‫و پس از اون، به صحنه‌ی بعد برو

359
00:23:39,043 --> 00:23:41,211
‫باید بدونی که از چیزی دریغ نمی‌کنم

360
00:23:41,712 --> 00:23:45,090
‫هیچ‌چیزی، اگه نجاتت بده

361
00:23:46,133 --> 00:23:47,926
‫اگه نتونم نجات داده بشم چی؟

362
00:23:48,010 --> 00:23:49,136
‫ما صبوریم

363
00:23:50,346 --> 00:23:53,557
‫صبر می‌کنیم. تحمل می‌کنیم

364
00:23:54,099 --> 00:23:57,811
‫،نقطه‌ضعف رو پیدا می‌کنیم
‫و اون‌موقع حمله می‌کنیم

365
00:23:59,146 --> 00:24:02,232
‫حتی اگه این کار صرفاً برای از بین بردن
‫ضعف درون خودمون باشه

366
00:24:04,985 --> 00:24:08,989
‫نمی‌خواد از اول راهش بندازین.
‫قشر مغزیش رو تحریک کنید. بیدارش کنید

367
00:24:09,657 --> 00:24:12,159
‫ساعت رو ببین. داریم میریم تو اضافه‌کار

368
00:24:13,202 --> 00:24:15,496
‫آلانا حقیقتاً من رو می‌کشه

369
00:24:21,418 --> 00:24:24,463
‫تو این فکرم که برم سراغ دستت.
‫امیدوارم چپ‌دست باشی

370
00:24:31,679 --> 00:24:34,682
‫،هی. به یه سن خاص که می‌رسیم
‫واسه همه‌مون پیش میاد

371
00:24:35,140 --> 00:24:36,433
‫خب، بعضی‌هامون

372
00:24:42,648 --> 00:24:43,816
‫مشکل چیه؟

373
00:24:43,899 --> 00:24:45,859
‫ساعت کاری‌مون تموم شده
‫و کار مراجع تموم نشده

374
00:24:45,943 --> 00:24:49,113
‫واسه زمان و پروتکل‌های اضافی
‫درخواست مجوز کرده

375
00:24:50,239 --> 00:24:51,782
‫- بیارش بیرون
‫- بله، قربان

376
00:25:11,218 --> 00:25:12,803
‫مامان

377
00:25:20,519 --> 00:25:22,646
‫باهاش خداحافظی نمی‌کنی؟

378
00:25:45,127 --> 00:25:47,171
‫عیبی نداره. اشکالی نداره

379
00:25:54,845 --> 00:26:00,851
‫بعضی‌اوقات باید درک کنیم که مثل
‫خودمون، عقاید هم تکامل پیدا می‌کنن

380
00:26:03,771 --> 00:26:09,193
‫استفاده کردن از کار فضایی‌ها برای
‫طولانی کردن زندگی‌هامون، اسمش تکامله؟

381
00:26:11,987 --> 00:26:14,782
‫اصلاً ما هنوزم آفریده‌ی خداوندیم؟

382
00:26:17,743 --> 00:26:19,286
‫چرا دارم از تو می‌پرسم؟

383
00:26:20,621 --> 00:26:23,499
‫ما حتی به یک خدا اعتقاد نداریم

384
00:26:25,292 --> 00:26:27,836
‫ولی جفت‌مون به روح اعتقاد داریم

385
00:26:28,629 --> 00:26:31,965
‫و دخترت هم همینطور
‫کمتر بهش سخت بگیر

386
00:26:34,551 --> 00:26:37,346
‫کِی دنیا اینقدر پیچیده شد؟

387
00:26:39,264 --> 00:26:40,933
‫وقتی خدا انسان‌ها رو واردش کرد

388
00:26:51,693 --> 00:26:53,278
‫یعنی چی؟

389
00:26:54,071 --> 00:26:55,948
‫اجازه‌ی اضافه‌کاری نداری

390
00:26:56,031 --> 00:26:59,326
‫برنامه‌هات آشغالن. جواب نمیدن

391
00:27:00,285 --> 00:27:02,246
‫یه‌چیز بهتر می‌خوام

392
00:27:02,329 --> 00:27:04,039
‫برنامه‌هام هیچ مشکلی ندارن

393
00:27:08,377 --> 00:27:11,171
‫پس می‌خوای باور کنم که
‫این یارو به‌حرف نمیاد

394
00:27:11,255 --> 00:27:13,090
‫همه به‌حرف میان

395
00:27:14,967 --> 00:27:18,512
‫یه چیزی به‌تازگی از پکن گیر آوردم
‫به اسم کد هلمینس

396
00:27:20,430 --> 00:27:23,308
‫یه‌دفعه اجراش کردیم، زنه
‫با حالت روان‌پریش به حرف اومد

397
00:27:24,017 --> 00:27:26,687
‫- اگه ازش استفاده کنی، اون برنمی‌گرده
‫- همم

398
00:27:28,063 --> 00:27:33,026
‫اگه به جواب برسم، عیبی نداره

399
00:27:36,655 --> 00:27:38,115
‫آقای فیلیپس، یه تماس دارید

400
00:27:38,198 --> 00:27:39,575
‫- می‌تونه منتظر بمونه
‫- اونه

401
00:28:14,151 --> 00:28:15,819
‫واسه آخرین بار می‌پرسم

402
00:28:18,447 --> 00:28:20,365
‫کی اجیرت کرده منو بکشی؟

403
00:28:55,525 --> 00:28:57,361
‫متقاعدش کن تسلیم شدی

404
00:28:58,278 --> 00:29:01,865
‫اون باور داره اونی‌که توی تله افتاده تویی.
‫ازش استفاده کن

405
00:29:01,949 --> 00:29:03,700
‫توهم...

406
00:29:03,784 --> 00:29:06,870
‫- جابجایی، عقب‌نشینی
‫- جابجایی، توهم

407
00:29:06,954 --> 00:29:11,375
‫داری با خودت حرف می‌زنی.
‫بالاخره دارم یه کار درست انجام میدم

408
00:29:12,125 --> 00:29:13,669
‫نه، وایسا، وایسا

409
00:29:13,961 --> 00:29:17,464
‫نه. نه. نه، صبرکن. صبرکن، صبرکن

410
00:29:18,924 --> 00:29:20,175
‫حق با توئه

411
00:29:20,801 --> 00:29:27,057
‫حق با توئه. من... من رایکرم. من رایکرم. من رایکرم

412
00:29:27,140 --> 00:29:28,225
‫کی اجیرت کرده؟

413
00:29:32,187 --> 00:29:35,148
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم

414
00:29:35,232 --> 00:29:36,775
‫داری دروغ میگی!

415
00:29:36,858 --> 00:29:38,652
‫،هرچقدر دلت می‌خواد خودت رو به خریت بزن

416
00:29:38,735 --> 00:29:41,071
‫ولی اون مدل مهماتی که باهاش
‫اومدن سراغم اومدن

417
00:29:41,154 --> 00:29:42,531
‫یعنی این قضیه، چیز کوچکی نیست

418
00:29:46,201 --> 00:29:48,328
‫و این واقعیت که طرف رو لو نمیدی...

419
00:29:49,871 --> 00:29:53,417
‫یعنی اینکه فکر می‌کنی اون از من خطرناک‌تره

420
00:29:54,167 --> 00:29:58,505
‫اشتباه می‌کنی. اونی‌که باید ازش بترسی منم

421
00:30:01,633 --> 00:30:03,010
‫پیشنهادش رو قبول کن...

422
00:30:05,429 --> 00:30:06,596
‫و ازش استفاده کن

423
00:30:16,565 --> 00:30:20,277
‫مامان دوستت داره. فقط گیج شده، می‌دونی؟

424
00:30:20,360 --> 00:30:22,070
‫مسائل خیلی سریع واسش تغییر کردن

425
00:30:22,696 --> 00:30:27,826
‫داری با من حرف می‌زنی، دخترم؟ یا با خودت؟

426
00:30:30,495 --> 00:30:32,956
‫پدربزرگت خیلی خوشتیپ بود

427
00:30:33,457 --> 00:30:37,127
‫یادمه از دست دادن عشق
‫محشر زندگیم چه شکلی بود

428
00:30:39,796 --> 00:30:43,300
‫اون حس قطعیت، حس پوچی

429
00:30:43,383 --> 00:30:44,801
‫دلم واسش تنگ شده

430
00:30:47,929 --> 00:30:52,184
‫متأسفم، می‌خواستم بگم پدربزرگ رو هم واسه
‫،شب تمام مقدسین بعدی موقتاً برمی‌گردونم

431
00:30:52,267 --> 00:30:54,329
‫ولی فراموش کرده بودم کدگذاری
‫مذهبی‌ـ‌ش هنوز پابرجاست

432
00:30:54,353 --> 00:30:55,520
‫و توی بهشته

433
00:30:57,397 --> 00:30:59,024
‫واقعاً اینو باور داری؟

434
00:30:59,107 --> 00:31:00,400
‫- من؟
‫- آره

435
00:31:00,484 --> 00:31:03,111
‫من نه، ولی اون داشت

436
00:31:03,987 --> 00:31:07,616
‫این از معدود چیزهایی بود که در تمام
‫زندگی‌مون بخاطرش بحث کردیم

437
00:31:09,785 --> 00:31:13,872
‫پدربزرگت... یه پدرسوخته‌ی لجباز بود

438
00:31:15,791 --> 00:31:16,791
‫آره

439
00:31:18,126 --> 00:31:19,586
‫یه سؤال عجیب دارم

440
00:31:20,879 --> 00:31:21,879
‫چی؟

441
00:31:23,507 --> 00:31:25,592
‫اینجا مواد هم نگه می‌دارین؟

442
00:31:26,551 --> 00:31:29,596
‫توی بخش نگهداریِ مدارک یا همچین چیزی؟

443
00:31:29,930 --> 00:31:30,930
‫مادربزرگ

444
00:31:31,556 --> 00:31:34,518
‫چیه؟ هیچوقت قبلاً امتحانش نکردم

445
00:31:38,146 --> 00:31:39,146
‫کنترل رو در دست بگیر

446
00:31:41,691 --> 00:31:43,276
‫کنترل ساختار رو در دست بگیر

447
00:31:44,694 --> 00:31:46,113
‫غل و زنجیر رو حذف کن

448
00:31:50,033 --> 00:31:51,368
‫غل و زنجیر رو حذف کن

449
00:31:58,417 --> 00:32:00,419
‫پرتورین‌ها رو حذف کن
‫[ سربازانِ سی‌تک ]

450
00:32:06,883 --> 00:32:08,260
‫پرتورین‌ها رو حذف کن

451
00:32:10,220 --> 00:32:11,304
‫عالیه

452
00:32:16,226 --> 00:32:18,270
‫ولی منو به این آسونی نمی‌تونی حذف کنی

453
00:32:21,148 --> 00:32:23,900
‫چرا، به همین آسونیه. همین‌الان هم
‫نقطه‌ضعفت رو می‌دونم

454
00:32:23,984 --> 00:32:24,984
‫واقعاً؟

455
00:32:25,610 --> 00:32:27,630
‫گذاشتی باقی سربازها سریع‌تر
‫از این محیط بیرون برن

456
00:32:27,654 --> 00:32:28,989
‫تو باید تقاص بیشتری پس بدی

457
00:32:29,072 --> 00:32:34,369
‫یا شایدم تو باید بیشتر بهم ثابت کنی.
‫که چقدر واسه‌ت بی‌اهمیتـم

458
00:32:35,245 --> 00:32:38,623
‫بهت اهمیت نمیدم

459
00:32:39,916 --> 00:32:43,086
‫فکر می‌کنم حالا قراره بهم نشون بدی که
‫چطوری از شبیه‌سازی بیرون بیام

460
00:32:45,297 --> 00:32:47,924
‫با تمام اتم‌های وجودیت، روی بیشترین

461
00:32:48,008 --> 00:32:50,260
‫چیزی که توی دنیا واست اهمیت داره تمرکز کن

462
00:32:53,138 --> 00:32:57,142
‫خودت رو بشکاف، تا بتونی سوراخی
‫در دنیای مجازی ایجاد کنی

463
00:32:58,101 --> 00:32:59,978
‫اینطوری به دنیای واقعی برمی‌گردی

464
00:33:03,648 --> 00:33:06,067
‫اینطوری به صحنه‌ی بعد میری

465
00:33:15,952 --> 00:33:16,952
‫نمی‌تونم

466
00:33:18,997 --> 00:33:21,541
‫چه‌عجب. حالت خوبه؟

467
00:33:22,167 --> 00:33:23,960
‫آره، آره

468
00:33:25,045 --> 00:33:28,256
‫- می‌دونستم گند می‌زنی کووچ
‫- خیال می‌کردم خیلی کله‌خری

469
00:33:28,798 --> 00:33:32,469
‫- واسه چی اینقدر لفتش دادی؟
‫- به‌گمونم فقط کندذهنم

470
00:33:33,762 --> 00:33:35,805
‫- اون‌کار بی‌دقتی بود
‫- جواب داد

471
00:33:35,889 --> 00:33:38,934
‫می‌تونستم همین‌جایی که وایسادی، بکشمت.
‫همگی گوش کنید

472
00:33:39,017 --> 00:33:41,478
‫فرار کردن از ساختار به‌تنهایی کفایت نمی‌کنه

473
00:33:41,561 --> 00:33:44,564
‫وقتی به دنیای واقعی برمی‌گردین، تنها فرصتتونه

474
00:33:46,775 --> 00:33:48,652
‫باید آماده باشید

475
00:33:54,991 --> 00:33:56,660
‫اجازه بده باور کنه ضعیفی

476
00:33:57,869 --> 00:33:59,829
‫تا زمانی‌که متوجه بشه...

477
00:34:00,872 --> 00:34:02,457
‫نیستی

478
00:35:12,068 --> 00:35:15,739
‫بگیرش. مال توئه

479
00:35:18,199 --> 00:35:22,370
‫از همون لحظه‌ای که دیدمت، متعلق به توئه

480
00:35:22,454 --> 00:35:23,830
‫داری با کی حرف می‌زنی؟

481
00:35:27,584 --> 00:35:31,212
‫تاکشی، به صحنه‌ی بعد برو

482
00:35:41,306 --> 00:35:43,099
‫- جلوی ضربان قلبش رو گرفت
‫- چی؟ نه

483
00:35:43,183 --> 00:35:44,267
‫برشگردون

484
00:36:19,511 --> 00:36:21,054
‫خب، اوضاع چطور پیش میره، دیمی؟

485
00:36:23,223 --> 00:36:24,474
‫بیا صحبت کنیم

486
00:36:25,266 --> 00:36:29,688
‫اوه حتماً. تو دنیای مجازی.
‫بخوابونیدش

487
00:36:31,147 --> 00:36:33,274
‫اگه بخواین مرگ واقعی رو
‫تجربه کنید، فکر خوبیه

488
00:36:33,733 --> 00:36:35,276
‫گفتم بخوابونیدش

489
00:36:35,360 --> 00:36:38,988
‫این یارو رایکر تونست از واقعیت مجازی
‫بیرون بیاد و قلب خودش رو از کار بندازه؟

490
00:36:39,531 --> 00:36:42,075
‫تونست خودش رو برگردونه؟
‫اصلاً خارج از زمین رفته؟

491
00:36:42,158 --> 00:36:44,220
‫شما دیدید که برنامه از
‫نا‌خودآگاه من چی بیرون کشید

492
00:36:44,244 --> 00:36:47,956
‫یه اتاق توی جهان هارلن؟ من این
‫بنده‌خدایی که فکر می‌کنید نیستم

493
00:36:48,039 --> 00:36:50,875
‫- این رایکر خارج از زمین بوده؟
‫- چه اهمیتی داره؟

494
00:36:50,959 --> 00:36:53,920
‫- شاید داره واقعیت رو میگه
‫- الان مثلاً کی هستی؟

495
00:36:54,003 --> 00:36:56,881
‫یه‌کسی که حقیقتاً نباید باهاش در می‌افتادین

496
00:36:56,965 --> 00:37:01,219
‫شما مادرحرومی‌ها همین‌الان
‫یه افسر سی‌تک رو دزدیده و شکنجه دادین

497
00:37:02,303 --> 00:37:04,639
‫می‌دونید چه بلایی قراره سرتون بیارن؟

498
00:37:04,723 --> 00:37:06,975
‫- اوه، لعنتی
‫- می‌اُفتن به آوارتون

499
00:37:07,058 --> 00:37:10,121
‫همه‌تون رو. قراره بلایی که سر من آوردین در
‫مقابل اون، شبیه سفر به مناطق گرمسیری باشه

500
00:37:10,145 --> 00:37:13,022
‫استک‌هاتون رو می‌کَن و
‫میندازنش توی خردکننده

501
00:37:13,106 --> 00:37:17,193
‫،خانواده‌تون، دوست‌هاتون، سگ‌ها،‌ گربه‌ها
‫و ماهی قرمز‌های بی‌صاحابتون رو می‌کُشن

502
00:37:17,277 --> 00:37:20,756
‫چرا یه افسر سی‌تک بخواد وقتش رو واسه
‫پیدا کردن اطلاعات، اطراف لیک‌تاون حروم کنه؟

503
00:37:20,822 --> 00:37:23,822
‫یه عملیات دزدی ‌زیستی در کاره که
‫موجودیِ انبارِ نظامیِ به‌سرقت رفته رو

504
00:37:23,867 --> 00:37:26,327
‫- از مکان‌هایی مثل جَک‌ایت‌آف خارج می‌کنن
‫- می‌بینیش؟

505
00:37:26,411 --> 00:37:30,582
‫،مثل باکتری داری توی مغزشون تکثیر میشی
‫داری به جِرم بحرانی می‌رسی، ادامه بده

506
00:37:30,665 --> 00:37:32,625
‫هرکسی که منو آزاد کنه، زنده می‌مونه

507
00:37:33,251 --> 00:37:36,880
‫دوتای دیگه، کارشون ساخته‌ست.
‫حتی خاطره‌ای ازتون باقی نمی‌مونه

508
00:37:36,963 --> 00:37:39,507
‫- تفرقه بینداز و حکومت کن
‫- من آزادش می‌کنم

509
00:37:39,591 --> 00:37:40,508
‫این‌کارو نکن!

510
00:37:40,592 --> 00:37:42,594
‫برو بابا. نمی‌ذارم منو به کشتن بدی

511
00:37:51,811 --> 00:37:53,730
‫من فقط اینجا کار می‌کنم

512
00:38:34,020 --> 00:38:36,773
‫- قسم می‌خورم اینجا آوردیمش
‫- چطوری بریم تو؟

513
00:38:49,118 --> 00:38:52,080
‫- چرا اینقدر لفتش دادین؟
‫- این عوضی آمار درستی...

514
00:38:54,290 --> 00:38:56,626
‫راستش بهش گفته بودم می‌ذارم زنده بمونه

515
00:38:56,793 --> 00:39:01,506
‫،اینو توی جک‌ایت‌آف انداخته بودی
‫و سر تا پات خونی‌ـه

516
00:39:01,589 --> 00:39:02,799
‫خون من نیست

517
00:39:02,882 --> 00:39:05,301
‫- اون کیه؟
‫- یه عوضی

518
00:39:07,095 --> 00:39:10,849
‫خودشه. خودشه

519
00:39:11,850 --> 00:39:16,145
‫ولی دارم بهت میگم، این واسه من تهشه

520
00:39:17,522 --> 00:39:18,773
‫جدی میگم

521
00:39:20,066 --> 00:39:21,192
‫دیگه بسه

522
00:39:22,110 --> 00:39:24,988
‫دلم نمی‌خواد سال آینده، توی
‫یه کالبد دیگه موقتاً برگردم

523
00:39:27,156 --> 00:39:28,199
‫واقعاً؟

524
00:39:30,910 --> 00:39:35,039
‫آره. توی این یکی خیلی داره بهم خوش می‌گذره

525
00:39:40,920 --> 00:39:41,921
‫خب...

526
00:39:43,381 --> 00:39:45,675
‫فکر می‌کنم وقت رفتنه، عزیزدلم

527
00:39:52,932 --> 00:39:58,813
‫،فرقی نمی‌کنه چقدر زندگی کنی
‫هیچوقت تموم نمیشی

528
00:39:59,522 --> 00:40:03,067
‫باید یاد بگیری که بذاری دنیا در جریان باشه

529
00:40:06,571 --> 00:40:09,741
‫قبول کنی که مرگ، جزئی از زندگیه

530
00:40:11,451 --> 00:40:12,869
‫خواهش می‌کنم عشق من

531
00:40:14,746 --> 00:40:18,750
‫دوباره منو برنگردون. خب؟ خواهش می‌کنم

532
00:40:23,463 --> 00:40:25,340
‫باشه

533
00:40:32,513 --> 00:40:34,849
‫همم

534
00:40:47,862 --> 00:40:48,863
‫اُرتگا

535
00:40:52,992 --> 00:40:54,077
‫الان میام

536
00:40:58,539 --> 00:40:59,916
‫برید کنار

537
00:40:59,999 --> 00:41:01,501
‫- کارآگاه!
‫- حرکت کنید

538
00:41:01,584 --> 00:41:03,086
‫- کارآگاه؟
‫- برید کنار

539
00:41:03,169 --> 00:41:04,963
‫منابع من میگن اونجا یه منطقه‌ی جنگی‌ـه

540
00:41:05,046 --> 00:41:07,006
‫شهروندان بی‌سیتی باید نگران این باشن که

541
00:41:07,090 --> 00:41:09,926
‫- یه روانی داره واسه خودش آزادانه می‌گرده؟
‫- گمشو بابا

542
00:41:12,762 --> 00:41:16,307
‫می‌دونی، تو حرف زدن با
‫رسانه‌ها استعداد داری

543
00:41:18,893 --> 00:41:20,770
‫لعنتی. تو روحش

544
00:41:21,354 --> 00:41:24,357
‫هی عقاب‌چشم، موقعیت هدف رو بهم بده

545
00:41:24,440 --> 00:41:27,610
‫هدف درحال‌حاضر در محدوده‌ی
‫فرستادن سیگنال نیست

546
00:41:28,528 --> 00:41:29,737
‫یالا

547
00:41:38,246 --> 00:41:40,456
‫ستوان، دارم یه سیگنال دریافت می‌کنم

548
00:42:06,190 --> 00:42:07,190
‫خدای من

549
00:42:07,734 --> 00:42:08,735
‫یالا

550
00:42:14,824 --> 00:42:17,035
‫یا خدا

551
00:42:31,299 --> 00:42:33,217
‫صبر کن کریستن! کریستن!

552
00:42:37,472 --> 00:42:41,392
‫اوه، لعنتی. اون نیست. کووچ نیست

553
00:42:42,393 --> 00:42:45,104
‫ستوان اُرتگا، به هدف رسیدید

554
00:43:07,460 --> 00:43:08,878
‫کار اونه؟

555
00:43:13,174 --> 00:43:14,467
‫کدوم قبرستونیه؟

556
00:43:14,550 --> 00:43:16,636
‫ستوان. از دیدار مجددتون خوشحالم

557
00:43:16,719 --> 00:43:19,222
‫- اگه دنبال آقای کووچ می‌گردین...
‫- نمی‌دونیم کجاست

558
00:43:19,305 --> 00:43:20,389
‫اصلاً نمیشه گفت

559
00:43:20,807 --> 00:43:22,308
‫بعداً به حساب شما می‌رسم

560
00:43:53,089 --> 00:43:55,466
‫این در کوفتی رو قبل از اینکه بشکنم، باز کن

561
00:44:03,724 --> 00:44:06,394
‫می‌دونم اونجا بودی، پس سعی نکن منکرش...

562
00:44:11,732 --> 00:44:14,193
‫واسه خودت غنیمت برداشتی؟

563
00:44:16,028 --> 00:44:17,028
‫هاه؟

564
00:44:21,409 --> 00:44:23,744
‫- از کِی داشتی منو ردیابی می‌کردی؟
‫- چی؟

565
00:44:23,911 --> 00:44:25,121
‫این کالبد یه پلیسه

566
00:44:26,622 --> 00:44:28,791
‫- می‌شناسیش؟
‫- نه

567
00:44:28,875 --> 00:44:31,728
‫تو حتی قبل از اینکه نیدل‌کست شم، توی
‫ساختمان تعویض کالبد منتظرم بودی

568
00:44:31,752 --> 00:44:32,938
‫پس تو نخم بودی قبل از اینکه...

569
00:44:32,962 --> 00:44:35,715
‫چون می‌دونستم یه خطری، که مشخصاً همینطوره

570
00:44:35,798 --> 00:44:38,593
‫باید واسه از کار انداختن
‫اونجا یه مدال دریافت کنم

571
00:44:39,177 --> 00:44:41,554
‫- رایکر کیه؟
‫- نمی‌دونم

572
00:44:41,637 --> 00:44:44,283
‫تنها راهی که ردیابی کردن من، اونم قبل از
‫،رسیدنم به اینجا با عقل جور دربیاد

573
00:44:44,307 --> 00:44:46,601
‫اینه که تو اصلاً منو ردیابی نمی‌کردی

574
00:44:48,144 --> 00:44:49,353
‫داشتی اون رو ردیابی می‌کردی

575
00:44:49,437 --> 00:44:51,981
‫واقعاً اهمیتی برام نداره که توی
‫چه کالبدی قرار داری

576
00:44:52,064 --> 00:44:53,733
‫- آره؟
‫- آره

577
00:44:55,818 --> 00:44:56,819
‫یعنی چی؟

578
00:45:13,336 --> 00:45:15,046
‫- هنوزم واست اهمیت نداره؟
‫- نه

579
00:45:15,129 --> 00:45:17,006
‫اگه آلتت رو هم ببُری برام اهمیتی نداره

580
00:45:19,508 --> 00:45:23,262
‫- ببین، این دیمی که اینجاست، هی منو رایکر صدا میزد
‫- چون دیوانه بود

581
00:45:23,804 --> 00:45:25,181
‫رایکر چیکارته؟

582
00:45:25,848 --> 00:45:26,848
‫هیچکاره

583
00:45:27,433 --> 00:45:28,517
‫هیچکاره، هاه؟

584
00:45:36,108 --> 00:45:37,944
‫- همکار بودیم
‫- و؟

585
00:45:38,027 --> 00:45:39,028
‫و‌" یی در کار نیست"

586
00:45:44,909 --> 00:45:46,535
‫نه، نه، نه

587
00:45:46,619 --> 00:45:49,997
‫نه، فقط بس کن، بس کن! خواهش می‌کنم

588
00:45:51,999 --> 00:45:54,001
‫خواهش می‌کنم، فقط بس کن. من...

589
00:45:57,421 --> 00:45:58,798
‫بهت میگم

590
00:46:00,549 --> 00:46:01,549
‫فقط...

591
00:46:09,225 --> 00:46:10,601
‫همه‌چی رو بهت میگم

592
00:46:10,625 --> 00:46:15,625
‫زیرنویس از علی اکبر دوست دار و سمیرا
‫<font color="#۰۰۰۰ff">Ali۹۹</font> & <font color="#ff۰۰۰۰">Sorrow</font>

593
00:46:15,649 --> 00:46:19,649
‫» Sami.Sorrow@Gmail.Com
‫» @Aliakbar۹۹ ¦ Instagram.com/Aliakbar.۱۹۹۹

594
00:46:19,673 --> 00:46:25,673
‫« دانلود فیـلم و سـریال با لیـنک مسـتقیم »
‫DiBaMoVieZ.Com

595
00:46:25,697 --> 00:46:31,697
‫تیم ترجمـه‌ی ام ایکس ساب
‫::. WwW.MxSub.NeT .::..

