‫﻿۱
00:00:29,696 --> 00:00:32,908
‫خطر چندین بار زندگی کردن اینه که...

2
00:00:32,991 --> 00:00:34,326
‫ترس از مرگ، فراموشت میشه

3
00:00:35,911 --> 00:00:39,373
‫فرشته‌ی مرگ رو به عنوان یه
‫استعاره‌‌ی عجیب در نظر می‌گیریم

4
00:00:42,751 --> 00:00:45,170
‫ولی ترس از مرگ...

5
00:00:45,254 --> 00:00:46,338
‫واست لازمه

6
00:00:53,679 --> 00:00:56,056
‫اینقدر نق نزن

7
00:00:57,307 --> 00:00:59,685
‫اون گردنبند رو دربیار
‫مگه نگفتم دورش بندازی

8
00:00:59,768 --> 00:01:02,104
‫نه. مالِ مامانه

9
00:01:02,187 --> 00:01:04,356
‫تو هم لنگه‌ی مامانتی...

10
00:01:06,692 --> 00:01:12,447
‫سرکش، ناسپاس... هرزه

11
00:01:24,751 --> 00:01:25,711
‫تاک؟

12
00:01:34,970 --> 00:01:37,139
‫بهشون میگم تقصیر تو نبود

13
00:01:37,222 --> 00:01:39,558
‫حقیقتُ میگم. باید حرفمو گوش کنن

14
00:01:44,354 --> 00:01:46,189
‫بهم اعتماد داری، رِی؟

15
00:01:49,610 --> 00:01:51,695
‫تمام و کمال

16
00:02:20,140 --> 00:02:21,892
‫واسه چی پدرتو کُشتی؟

17
00:02:22,351 --> 00:02:24,936
‫تو فقط یه بچه‌ای ولی
‫زدی اِستکشو ترکوندی

18
00:02:25,395 --> 00:02:26,980
‫حقش بود

19
00:02:27,064 --> 00:02:29,358
‫چون خواهرتو کتک می‌زد؟

20
00:02:29,441 --> 00:02:33,028
‫دست از کاراش برنمی‌داشت.
‫مادرمو کُشت

21
00:02:33,362 --> 00:02:35,781
‫- پلیس‌ها گفتن مادرت فرار کرده
‫- پلیس‌ها احمقن

22
00:02:37,157 --> 00:02:38,742
‫بهشون گفتم چی شده

23
00:02:39,493 --> 00:02:42,704
‫مامانمو انداخت تو یه استخرِ خنک‌کننده.
‫ولی جسدی اونجا نبود

24
00:02:44,581 --> 00:02:46,124
‫هیچی نمونده بود

25
00:02:49,669 --> 00:02:51,421
‫واسه همین حرفمو باور نکردن

26
00:02:51,505 --> 00:02:52,756
‫من باور می‌کنم

27
00:02:57,636 --> 00:03:00,430
‫جهان‌های دارای سکنه
‫پُر از بی‌قانونیه

28
00:03:01,181 --> 00:03:04,434
‫قاتل‌ها، متجاوزین، برده‌داران، گانگسترها...

29
00:03:05,018 --> 00:03:07,938
‫قربانیانی به جا میذارن. مردم بی‌گناه

30
00:03:09,481 --> 00:03:12,067
‫،ما بین سیارات سفر می‌کنیم
‫از شهروندان محافظت می‌کنیم

31
00:03:12,150 --> 00:03:14,319
‫دیگه چیزی واسم نمونده که بخوای بگیری

32
00:03:14,403 --> 00:03:18,365
‫بدنم رو ازم گرفتن، احتمالاً تا حالا
‫فروختنش از جونم چی می‌خوای؟

33
00:03:18,448 --> 00:03:21,618
‫می‌خوام در « سپاه تهاجمی رزمیِ
‫مستعمراتی » استخدامت کنم
‫[ سی‌تک ]

34
00:03:22,828 --> 00:03:24,162
‫تو از سی‌تک هستی؟

35
00:03:24,246 --> 00:03:26,164
‫با دیدنت فهمیدم پتانسیل داری

36
00:03:26,248 --> 00:03:28,250
‫می‌تونم ازت یه چیزی بسازم، پسر

37
00:03:30,961 --> 00:03:32,379
‫خواهرم چی میشه؟

38
00:03:36,758 --> 00:03:40,470
‫هرکاری کردم به خاطر رِی بوده

39
00:03:41,638 --> 00:03:43,306
‫می‌خوام در امان باشه

40
00:03:44,182 --> 00:03:47,269
‫هیچ‌وقت نتونستی به کسی اعتماد کنی، مگه نه؟

41
00:03:49,229 --> 00:03:52,441
‫پسر، ما پروتکتورِت‌ایم

42
00:03:52,858 --> 00:03:54,234
‫کارِ ما محافظت کردنه

43
00:03:55,527 --> 00:03:57,571
‫می‌سپرم تو یه خانواده‌ی خوب بفرستنش...

44
00:03:58,029 --> 00:04:01,658
‫جایی که درکنار کسانی که دوستش دارن و باهاش
‫خوب رفتار می‌کنن، زندگی خوبی داشته باشه

45
00:04:07,706 --> 00:04:08,749
‫بهت قول میدم

46
00:04:20,844 --> 00:04:24,055
‫بعدش چی میشه؟
‫بدنمو پس می‌گیرم؟

47
00:04:24,139 --> 00:04:27,392
‫درخواست بازپسگیریش رو دادم اگه یه
‫روزی برگردی، می‌تونی ازش استفاده کنی

48
00:04:27,476 --> 00:04:30,479
‫- قراره کجا برم؟
‫- همراه من این سیاره رو ترک می‌کنی

49
00:04:30,562 --> 00:04:32,981
‫تو یه جهان دیگه و یه کالبد
‫دیگه آموزش می‌بینی

50
00:04:33,064 --> 00:04:35,817
‫فردا این موقع، تو کالبد یه مرد قرار می‌گیری

51
00:04:36,001 --> 00:04:38,445
‫و دیگه هرگز هیچکس نمی‌تونه به تو
‫یا چیزی که متعلق به توئه صدمه بزنه

52
00:04:38,528 --> 00:04:42,324
‫سیاره رو ترک کنیم؟ پس رِی چی میشه؟

53
00:04:42,407 --> 00:04:44,075
‫تمام ارتباطاتت با این دنیا قطع میشه

54
00:04:47,078 --> 00:04:50,332
‫هرکسی هویتت رو بدونه، به خطر می‌افته

55
00:04:51,458 --> 00:04:52,667
‫باید بهش بگم

56
00:04:52,751 --> 00:04:54,169
‫اگه می‌خوای در امان باشه...

57
00:04:54,628 --> 00:04:56,505
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونی ببینی‌ـش

58
00:05:02,177 --> 00:05:03,178
‫بهم اعتماد کن

37
00:05:20,000 --> 00:05:25,000
‫ارائــه‌ای از تیم ترجمـه‌ی ام ایکس ساب
‫::. WwW.MxSub.NeT .::..

38
00:05:25,001 --> 00:05:30,001
‫دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫www.DibaMoviez.Com

39
00:05:30,002 --> 00:05:36,002
‫<font color="#۰۰۸۰۸۰">[ m@hsa :ترجمه و زیرنویس ]</font>
‫[تلگرام : @OpusSub]

59
00:05:36,419 --> 00:05:38,296
‫تاک؟

60
00:05:38,922 --> 00:05:39,881
‫رِی؟

61
00:05:41,800 --> 00:05:43,134
‫خوش برگشتی

62
00:05:43,426 --> 00:05:44,678
‫قراره بمیری

63
00:05:44,761 --> 00:05:46,763
‫،خونریزی داخلی داری
‫همه‌جای بدنت سوراخ شده...

64
00:05:46,846 --> 00:05:49,975
‫تو اون کشتارگاه، عفونت وارد خونت شده

65
00:05:50,058 --> 00:05:51,935
‫سعیمو کردم، ولی نمی‌تونم
‫این کالبد رو نجات بدم

66
00:05:52,352 --> 00:05:53,979
‫می‌دونم لازم نیست خودمو
‫به تک و تا بندازم...

67
00:05:54,062 --> 00:05:55,897
‫ولی می‌خواستم هرچه زودتر
‫تجدید دیدار خانوادگی داشته باشیم

68
00:05:56,773 --> 00:06:00,235
‫گمونم باید تا ورودت به
‫کالبد جدید به تأخیر بندازیمش

69
00:06:00,318 --> 00:06:03,363
‫صبر کن... اُرتگا؟

70
00:06:03,446 --> 00:06:07,659
‫حالش خوبه. بیهوشش کردم.
‫شرمنده، عجله داشتم

71
00:06:07,742 --> 00:06:09,077
‫آروم باش

72
00:06:09,160 --> 00:06:11,830
‫،تو یه بدن جدید به هوش میای
‫یه جسم بادوام‌تر...

73
00:06:11,913 --> 00:06:13,832
‫که یکم شرقی‌تر باشه و موهای
‫بهتری هم داشته باشه

74
00:06:13,915 --> 00:06:16,501
‫باید این کالبد رو نجات بدی

75
00:06:17,752 --> 00:06:19,588
‫اینقدر بچه بازی درنیار

76
00:06:19,671 --> 00:06:21,506
‫تو که مثل آب خوردن
‫کالبد عوض می‌کردی

77
00:06:21,590 --> 00:06:22,591
‫نه!

78
00:06:22,966 --> 00:06:25,176
‫- تاک، بدجوری داغون شدی، عفونت...
‫- نه.

79
00:06:25,260 --> 00:06:27,762
‫و ریپر تو سیستم بدنت داره با
‫پاک‌سازنده‌های خون مقابله می‌کنه

80
00:06:27,846 --> 00:06:29,347
‫احتمالاً الان داری توهم می‌بینی

81
00:06:29,431 --> 00:06:32,684
‫اگه من نکشمت احتمالاً از تب و نارسایی
‫ارگان‌های بدنت می‌میری

82
00:06:32,767 --> 00:06:33,852
‫قول بده

83
00:06:34,644 --> 00:06:36,021
‫خدایا، چرا؟

84
00:06:38,523 --> 00:06:39,858
‫باشه، تاک

85
00:06:40,775 --> 00:06:42,527
‫هرچی تو بخوای

86
00:06:43,361 --> 00:06:45,530
‫تا این حد به گردنم حق داری

87
00:07:15,644 --> 00:07:16,978
‫اینجا...

88
00:07:17,687 --> 00:07:20,231
‫تو اینجا نیستی. تو مُردی

89
00:07:20,315 --> 00:07:21,149
‫نمُردم

90
00:07:21,524 --> 00:07:23,401
‫منو بهتر از اینا می‌شناسی، داداش بزرگ‌ـه

91
00:07:23,485 --> 00:07:28,156
‫- همیشه واسه همدیگه برمی‌گردیم
‫- مهم نیست چقدر طول بکشه

92
00:07:28,239 --> 00:07:30,283
‫‏۲۵۰ سال

93
00:07:30,659 --> 00:07:33,119
‫واقعاً دست از خودت شُستی

94
00:07:41,086 --> 00:07:42,087
‫چطور؟

95
00:07:43,505 --> 00:07:46,800
‫چطور از استرانگ‌هولد نجات پیدا کردی؟

96
00:07:46,883 --> 00:07:49,427
‫خلاصه میگم، که بعدش خفه‌خون
‫بگیری و استراحت کنی

97
00:07:55,308 --> 00:07:56,559
‫شاتل‌مون رو منفجر کردن

98
00:07:57,185 --> 00:08:00,313
‫بعدش تو یه واقعیت مجازی ارزون قیمت...

99
00:08:00,397 --> 00:08:04,734
‫در کنار یه دانشجوی لاغر مُردنی باستان شناسی
‫که رو پایان‌نامه‌اش کار می‌کرد، بیدار شدم

100
00:08:05,151 --> 00:08:09,447
‫اتفاقی استک منو همراه با یه سری
‫مواد ژنتیکی تو خرابه‌ها پیدا کرده بود

101
00:08:09,531 --> 00:08:12,325
‫،کاملاً شانس آوردم
‫در حد یک در میلیارد

102
00:08:14,244 --> 00:08:17,539
‫منو به یه کالبد مصنوعی وارد کرد و...

103
00:08:17,622 --> 00:08:20,000
‫خُب، تو که در حالت انجماد بودی
‫و بقیه هم کشته شده بودن

104
00:08:20,458 --> 00:08:25,171
‫بهش گفتم یه رهگذر بی‌گناه بودم که
‫توسط آنووی‌های بی‌رحم کُشته شدم

105
00:08:25,255 --> 00:08:27,632
‫در یکین فرصتی که به دست آوردم
‫دی‌ان‌ای خودم رو ثبت کردم

106
00:08:27,716 --> 00:08:30,176
‫کلی پول به دست آوردم و
‫چند تا کلون پرورش دادم

107
00:08:32,012 --> 00:08:34,014
‫از اون‌موقع تا حالا تنهام

108
00:08:40,103 --> 00:08:41,521
‫دیگه تنها نیستی

109
00:09:11,009 --> 00:09:13,470
‫این کالبد آشغال‌ـه

110
00:09:13,553 --> 00:09:15,972
‫مشکل از کالبد نیست.
‫باید هزینه‌ی انتقال رو بدی، مَرد

111
00:09:16,056 --> 00:09:18,767
‫از این کوکتلِ تطبیق‌پذیری دوباره کوفتی متنفرم.
‫چند روز سردرد می‌گیرم

112
00:09:18,850 --> 00:09:20,101
‫گوش کنین

113
00:09:20,185 --> 00:09:23,730
‫این تیم از افراد دردسترس ساخته شده

114
00:09:23,813 --> 00:09:27,525
‫،نصف روز تطبیق‌پذیری دوباره می‌کنیم
‫ساعت ۰۳۰۰ بلند می‌شیم

115
00:09:27,609 --> 00:09:30,737
‫کووَچ، از اینکه به بدن خودت
‫برگشتی چه حسی داری؟

116
00:09:31,362 --> 00:09:33,323
‫بیش از انتظارم کار کرده

117
00:09:34,783 --> 00:09:35,909
‫ولی هنوز خوب واکنش نشون میده

118
00:09:35,992 --> 00:09:37,911
‫باید از سپاه ممنون باشی
‫که رو فُرم نگهش داشته

119
00:09:37,994 --> 00:09:39,746
‫این یارو دیگه کیه، تغییر کالبد داده؟

120
00:09:39,829 --> 00:09:41,539
‫اینجا سرزمین منه

121
00:09:41,623 --> 00:09:43,500
‫از وقتی به پروتکتورِت ملحق شدم
‫یکین باره برمی‌گردم

122
00:09:43,583 --> 00:09:45,877
‫هدف یه سرکرده‌ی یاکوزا...

123
00:09:45,960 --> 00:09:48,671
‫به نام گاتفرید سایتوئه.

124
00:09:48,755 --> 00:09:53,635
‫ترور داخلی، قتل، روسپی‌گری.
‫و مالیاتش هم که پرداخت نمی‌کنه

125
00:09:53,718 --> 00:09:54,552
‫ای وای

126
00:09:54,636 --> 00:09:57,013
‫باید بهشون یه درس درست و حسابی بدیم

127
00:09:57,097 --> 00:10:00,517
‫سایتو باید کُشته بشه.
‫استک‌ـش رو نابود کنین

128
00:10:00,600 --> 00:10:03,144
‫باقی رو هم تا جایی که می‌تونین بکشین

129
00:10:03,228 --> 00:10:04,229
‫هر چی بیشتر بکشین...

130
00:10:04,312 --> 00:10:07,315
‫مرخصی بیشتر و پول بیشتری گیرتون میاد

131
00:10:07,398 --> 00:10:09,400
‫حتی شما هم ارزشش رو درک می‌کنین

132
00:10:29,504 --> 00:10:31,548
‫دستا بالا! دستا بالا!

133
00:10:35,677 --> 00:10:37,345
‫کووچ، کار سایتو رو بساز

134
00:11:13,923 --> 00:11:15,133
‫اسلحه‌‌ـت رو بذار زمین...

135
00:11:15,216 --> 00:11:18,928
‫تا یه گلوله تو اون استک کوفتی‌ـت
‫نکاشتم، خارجیِ حرومزاده

136
00:11:20,597 --> 00:11:21,973
‫با دوستات تماس می‌گیری...

137
00:11:22,056 --> 00:11:25,768
‫،بهشون میگی کارِ سایتو رو تموم کردی
‫تا بدون سلاح وارد اینجا بشن

138
00:11:27,729 --> 00:11:29,564
‫اون گردنبند رو از کجا آوردی؟

139
00:11:31,357 --> 00:11:33,234
‫مالِ مادرم بود

140
00:11:45,538 --> 00:11:46,581
‫تاک؟

141
00:11:48,333 --> 00:11:50,293
‫بکشش، زنیکه‌ی هرزه!

142
00:11:51,336 --> 00:11:52,545
‫همین حالا بکشش!

143
00:11:53,671 --> 00:11:55,214
‫کدوم گوری بودی؟

144
00:11:56,716 --> 00:11:58,551
‫- نه
‫- کووچ، بکشش!

145
00:12:03,181 --> 00:12:04,682
‫کووچ، داری چی کار می‌کنی؟

146
00:13:25,513 --> 00:13:26,639
‫بیا بریم

147
00:13:46,784 --> 00:13:47,952
‫از این طرف

148
00:13:49,537 --> 00:13:51,539
‫تاک، بجنب

149
00:13:52,915 --> 00:13:54,375
‫یه خانواده‌ی خوب؟

150
00:13:54,459 --> 00:13:57,837
‫بهم همچین قولی داده بود

151
00:13:57,920 --> 00:14:00,715
‫خُب، از لحاظ فنی، درسته

152
00:14:00,798 --> 00:14:03,092
‫به عنوان یه زیردست به یاکوزا فروخته شدم

153
00:14:03,176 --> 00:14:07,430
‫،یه سرباز خرده‌پای عالی
‫که به رئیس خودم، سایتو وفادار بودم

154
00:14:07,513 --> 00:14:11,642
‫واسه چی وفادار نمی‌موندم؟
‫من که کسی رو نداشتم

155
00:14:15,021 --> 00:14:16,397
‫گفت در امان می‌مونی

156
00:14:16,481 --> 00:14:18,024
‫و تو هم باور کردی؟

157
00:14:19,359 --> 00:14:21,402
‫یادمه باهوش‌تر از این حرفا بودی

158
00:14:25,823 --> 00:14:30,036
‫،پروتکتورِت، ییگر
‫دنبال‌مون میاد

159
00:14:31,037 --> 00:14:32,997
‫تا پیدام نکنه، دست برنمی‌داره

160
00:14:33,081 --> 00:14:36,209
‫یاکوزا و پروتکتورِت هر دو
‫می‌خوان دخل‌مون رو بیارن

161
00:14:36,292 --> 00:14:38,211
‫نمی‌دونم کدوم بدتره

162
00:14:38,753 --> 00:14:42,465
‫ایده‌ای داری که به یه مرگِ
‫تدریجی و دردناک ختم نشه؟

163
00:14:46,969 --> 00:14:49,597
‫نمی‌دونم. باید از سیاره بریم.
‫مطمئن نیستم چطوری

164
00:14:49,680 --> 00:14:52,767
‫افراد ییگر بنادر و ایستگاه‌های
‫خروجی رو مسدود می‌کنن

165
00:14:52,850 --> 00:14:54,685
‫پس همون مرگ تدریجی
‫و دردناک در انتظارمونه

166
00:14:55,978 --> 00:14:58,523
‫چندتایی رو با خودم می‌برم

167
00:14:59,774 --> 00:15:01,067
‫تو جنگل...

168
00:15:02,235 --> 00:15:05,029
‫تا حالا به کسی گفتی وقتی
‫بچه بودیم چی پیدا کردیم؟

169
00:15:05,113 --> 00:15:06,239
‫به هیشکی نگفتم

170
00:15:07,365 --> 00:15:08,533
‫بهم اعتماد داری؟

171
00:15:10,576 --> 00:15:11,911
‫اصلاً و ابداً

172
00:15:13,454 --> 00:15:14,622
‫چرا؟

173
00:15:30,763 --> 00:15:33,182
‫قبلا‌ً فکر می‌کردم مردِ چهل‌تکه
‫اینجا زندگی می‌کنه

174
00:15:34,684 --> 00:15:36,144
‫گمونم به زودی می‌فهمیم

175
00:16:09,469 --> 00:16:11,762
‫مطمئنی یادته کجا بود؟

176
00:16:12,054 --> 00:16:13,556
‫شاید

177
00:16:15,641 --> 00:16:17,310
‫شاید»؟»

178
00:16:20,104 --> 00:16:21,063
‫حتماً

179
00:16:34,202 --> 00:16:36,662
‫وقتی هشت سالم بود، آسون‌تر بود

180
00:16:36,746 --> 00:16:39,457
‫به سمت شرق ادامه میدیم
‫تا به غار‌ها برسیم

181
00:16:40,041 --> 00:16:42,043
‫می‌مونه واسه فردا، به زودی هوا تاریک میشه

182
00:16:50,468 --> 00:16:54,430
‫ببین سانگ‌سپایر چه بلایی
‫سرِ تخته سنگ‌ها آورده

183
00:16:57,350 --> 00:17:00,603
‫به نظرت تمدن اِلدر به این
‫منظور طراحیش کرده؟

184
00:17:01,020 --> 00:17:05,733
‫که با کمک شاخه‌ها به عنوانِ داربست
‫یه ساختار زیرزمینی ایجاد کنه؟

185
00:17:11,572 --> 00:17:14,992
‫تو چند ساعت گذشته این طولانی‌ترین
‫صحبتی بود که باهام داشتی...

186
00:17:15,076 --> 00:17:17,453
‫و درمورد سنگ‌های کوفتی بود

187
00:17:24,418 --> 00:17:29,173
‫اشکالی نداره. گذشته‌ها گذشته
‫بیا به راهمون ادامه بدیم

188
00:17:29,257 --> 00:17:32,510
‫نه. می‌تونیم امشب همینجا کمپ بزنیم

189
00:17:33,469 --> 00:17:35,388
‫به حدِ کافی تو جنگل پیش رفتیم

190
00:17:35,930 --> 00:17:42,311
‫خُب، فردا قراره بریم زیرِ زمین؟
‫مثل حیوون‌ها مخفی بشیم؟

191
00:17:43,229 --> 00:17:44,772
‫نقشه‌ی بهتری داری؟

192
00:17:44,855 --> 00:17:47,191
‫به گمونم باید یه سری متحدِ بالقوه پیدا کنیم...

193
00:17:47,275 --> 00:17:50,027
‫ولی هرکی رو می‌شناختیم کشتیم، پس...

194
00:18:04,458 --> 00:18:07,336
‫دلم خیلی واست تنگ شده بود

195
00:18:12,300 --> 00:18:13,801
‫متأسفم، رِی

196
00:18:21,309 --> 00:18:24,562
‫واسه چی...

197
00:18:30,526 --> 00:18:33,112
‫مرگ تنها به معنی نابودی جسم نیست »

198
00:18:33,779 --> 00:18:37,908
‫،گاهی اوقات، به همراهِ جسم
‫خودت هم نابود می‌کنی...

199
00:18:38,284 --> 00:18:39,619
‫و شخصِ دیگری متولد میشه

200
00:18:40,578 --> 00:18:42,705
‫ولی هر تولدی خشونت‌آمیزه...

201
00:18:43,289 --> 00:18:45,441
‫« و مرگ، بدون درد میسر نیست

202
00:18:59,805 --> 00:19:01,390
‫دنبال اینا می‌گردی؟

203
00:19:03,184 --> 00:19:06,103
‫دخل‌شون رو بیار، تاک.
‫واسم مهم نیست زنده بمونم یا بمیرم!

204
00:19:06,187 --> 00:19:07,480
‫ولی واسه اون مهمه

205
00:19:11,651 --> 00:19:13,152
‫نمی‌خواد تو رو از دست بده

206
00:19:51,565 --> 00:19:52,858
‫من به کُشتنش رأی می‌دم

207
00:19:52,942 --> 00:19:54,568
‫اینجا دموکراسی حاکم نیست، دِ‌سوتو

208
00:19:54,652 --> 00:19:56,654
‫پس با نهایت احترام تقاضا دارم، بکشیمش

209
00:19:56,737 --> 00:19:58,447
‫تقاضات شنیده شد، آنووی

210
00:20:00,282 --> 00:20:01,325
‫مرخصی

211
00:20:05,496 --> 00:20:07,039
‫خواهرم کجاست؟

212
00:20:07,123 --> 00:20:09,333
‫دارن بهش یه چیزی میدن که بخوره

213
00:20:10,084 --> 00:20:11,377
‫حالش خوبه

214
00:20:14,338 --> 00:20:15,673
‫می‌شناسمت

215
00:20:16,507 --> 00:20:17,967
‫اگه نمی‌شناختی، ناامید میشدم

216
00:20:18,676 --> 00:20:21,512
‫عکس‌تون رو تمام تابلو‌های
‫افراد تحت‌تعقیب هست

217
00:20:21,595 --> 00:20:23,389
‫واسه دستگیری‌تون جایزه‌ی خوبی گذاشتن

218
00:20:24,140 --> 00:20:27,268
‫- کفر یکی رو درآوردی
‫- استعدادم همینه

219
00:20:27,351 --> 00:20:29,729
‫- شک ندارم
‫- طوری‌مون نمیشه

220
00:20:29,812 --> 00:20:31,689
‫به اینم شک ندارم

221
00:20:32,356 --> 00:20:36,152
‫تو عضو عملیا‌ت‌های‌ ویژه‌ی سی‌تک هستی.
‫خودت رو وقف پروتکتورِت کردی

222
00:20:41,490 --> 00:20:45,786
‫شایعه شده یه جوخه‌ی ماهر
‫و آموزش دیده رو نفله کردی

223
00:20:45,870 --> 00:20:47,538
‫سی‌تک سعی داره قضیه رو مسکوت نگه داره

224
00:20:47,621 --> 00:20:50,416
‫وجهه‌ی خوبی نداره، یکی از خودشون
‫دستی که بهش غذا میده رو گاز گرفته

225
00:20:50,499 --> 00:20:52,752
‫گمونم از گاز گرفتن گذشته
‫کل بازو رو جویدم

226
00:20:53,335 --> 00:20:54,795
‫رفتن رو اعصابم

227
00:20:56,338 --> 00:20:59,425
‫خواهرت به حساب تعدادی از
‫بهترین افراد یاکوزا رسیده

228
00:20:59,508 --> 00:21:00,968
‫اونا هم رفتن رو اعصابش

229
00:21:01,260 --> 00:21:04,847
‫هردوی شما از عملیاتِ محرمانه‌ی
‫خلافکارها و دولت باخبرین

230
00:21:04,930 --> 00:21:06,390
‫که کم و بیش مثل همه

231
00:21:06,474 --> 00:21:08,601
‫- علاقه‌ای ندارم
‫- هنوز بهت پیشنهادی ندادم

232
00:21:08,684 --> 00:21:10,394
‫به خودت زحمت نده، فقط بذار بریم

233
00:21:10,478 --> 00:21:13,230
‫،یه جورایی خودت هم می‌دونی
‫هر دو تو یه جبهه‌ایم

234
00:21:14,148 --> 00:21:15,649
‫دشمنِ دشمنم...

235
00:21:15,733 --> 00:21:18,819
‫فقط یکی دیگه از کسانیه که ممکنه
‫تو خواب بهم چاقو بزنه

236
00:21:24,158 --> 00:21:25,910
‫یکم بدگمانی، تاکشی کووَچ

237
00:21:25,993 --> 00:21:28,662
‫دستام بسته شده. گمونم واسه
‫بدگمانی دلیل موجهی دارم

238
00:21:31,582 --> 00:21:34,335
‫به ما ملحق شو. یه تفاوتی ایجاد کن

239
00:21:36,587 --> 00:21:38,422
‫هیچی تفاوتی به وجود نمیاره

240
00:21:40,549 --> 00:21:41,759
‫من دیگه تو این جنگ شرکت نمی‌کنم

241
00:21:41,842 --> 00:21:44,220
‫جنگ هم مثلِ باقی روابط بد می‌مونه

242
00:21:44,303 --> 00:21:46,305
‫می‌خوای بیرون بکشی، ولی به چه قیمتی؟

243
00:21:46,388 --> 00:21:49,433
‫اگه می‌دونستن یکی از پایگاه‌های
‫قیام تو جهان هارلِن‌ـه...

244
00:21:49,517 --> 00:21:51,410
‫واسه پیدا کردنت این سیاره رو
‫به خاک و خون می‌کشیدن

245
00:21:51,493 --> 00:21:53,454
‫نگران نیستی که بهشون بگم؟

246
00:22:02,571 --> 00:22:03,823
‫نه

247
00:22:05,491 --> 00:22:09,411
‫اگه تو رو بکشم...
‫پروتکتورِت هرکاری کردم رو می‌بخشه

248
00:22:11,247 --> 00:22:13,082
‫بخشش اونا رو می‌خوای؟

249
00:22:14,416 --> 00:22:20,297
‫معصومیت، کسی که قبل از این
‫قضایا بودی هنوز اینجاست

250
00:22:24,802 --> 00:22:27,096
‫اون پسر رو درونت می‌بینم

251
00:22:34,937 --> 00:22:39,942
‫،یه چیزی رو بهم بگو تاکشی کووچ
‫پروتکتورِت چی رو ازت گرفته؟

252
00:22:42,194 --> 00:22:43,696
‫همه چی رو

253
00:22:44,697 --> 00:22:46,782
‫واسه انتقام حاضری چی کار کنی؟

254
00:22:49,702 --> 00:22:51,036
‫هر کاری

255
00:22:53,914 --> 00:22:55,332
‫شروع خوبیه

256
00:22:58,836 --> 00:23:00,254
‫تو منو نمی‌خوای

257
00:23:00,337 --> 00:23:03,841
‫متوجه نیستی سی‌تک واسه ساختن
‫آدمی مثلِ من چی کار کرده؟

258
00:23:04,842 --> 00:23:08,095
‫تمام غرایز تکامل یافته‌ی محدودیت خشونت...

259
00:23:08,178 --> 00:23:09,638
‫در روان انسان‌ها رو نابود می‌کنن

260
00:23:11,307 --> 00:23:14,310
‫و با میل به صدمه زدن جایگزینش می‌کنن

261
00:23:15,144 --> 00:23:16,812
‫با این وجود به من صدمه‌ای نزدی

262
00:23:16,895 --> 00:23:18,022
‫هنوز ممکنه بهت صدمه بزنم

263
00:23:23,944 --> 00:23:27,448
‫نه، این‌کارو نمی‌کنی، کووچ

264
00:23:29,033 --> 00:23:31,952
‫تو فقط وانمود می‌کنی یکی از اون هیولاهایی

265
00:23:47,217 --> 00:23:48,886
‫حرومزاده‌ها شمشیرم رو گرفتن

266
00:23:48,969 --> 00:23:51,930
‫- بهش چی گفتی؟
‫- گفتم اگه تو بمونی، منم می‌مونم

267
00:23:53,724 --> 00:23:56,518
‫لعنتی، تاک! تو قبول کردی

268
00:23:56,602 --> 00:23:59,647
‫- خُب، تو نقشه‌ی بهتری می‌خواستی
‫- هنوزم می‌خوام

269
00:24:00,606 --> 00:24:02,900
‫شاید کمک کنیم پروتکتورِت سرنگون بشه

270
00:24:03,400 --> 00:24:05,819
‫شایدم این آدما گلومون رو بیخ تا بیخ ببُرن

271
00:24:05,903 --> 00:24:08,781
‫در هر صورت، از الان به بعد
‫درکنار هم می‌مونیم

272
00:24:09,448 --> 00:24:11,909
‫خانواده، در یکویت‌ـه

273
00:24:12,701 --> 00:24:13,911
‫خانواده...

274
00:24:15,621 --> 00:24:16,914
‫در یکویت‌ـه

275
00:24:57,871 --> 00:25:01,667
‫برین از دِسوتو اسلحه‌تون رو پس بگیرین
‫تمرینات‌تون از فردا شروع میشه

276
00:25:13,971 --> 00:25:15,848
‫به هر حال، ما در کنار اون‌ها...

277
00:25:17,558 --> 00:25:19,393
‫یا جایی نزدیک به اون‌ها زندگی می‌کردیم

278
00:25:20,728 --> 00:25:22,020
‫باهم آموزش می‌دیدیم

279
00:25:22,104 --> 00:25:25,691
‫نیروهای سی‌تک برای
‫تحت کنترل درآوردن کالبدها

280
00:25:25,774 --> 00:25:28,110
‫به خودشون داروهای
‫تطبیق‌دهنده تزریق می‌کنن

281
00:25:28,193 --> 00:25:30,362
‫ولی هیچ کدوم از تکنیک‌هاشون
‫روی ذهن ناب تأثیر نداره

282
00:25:30,446 --> 00:25:31,822
‫شما باید ذهن‌تون رو کنترل کنین

283
00:25:32,781 --> 00:25:37,619
‫اگه بر خودتون تسلط پیدا کنین می‌تونین هر
‫لحظه اراده کنین، در هر قسمت از کهکشان...

284
00:25:38,328 --> 00:25:39,455
‫به هر کالبدی وارد بشین

285
00:25:41,290 --> 00:25:44,376
‫باید نقطه ضعف اسلحه‌ رو یاد بگیرین

286
00:25:45,961 --> 00:25:48,338
‫وقتی یه سان‌جت تو دستت باشه
‫گفتنش آسونه

287
00:25:49,465 --> 00:25:50,466
‫مسلح نیستم

288
00:25:51,216 --> 00:25:52,092
‫کارمو تموم کن

289
00:25:54,970 --> 00:25:56,180
‫به استک‌ام شلیک کن

290
00:25:59,933 --> 00:26:01,018
‫مشکل چیه، کووچ؟

291
00:26:02,770 --> 00:26:04,229
‫فکر می‌کنی منصفانه نیست؟

292
00:26:09,026 --> 00:26:10,235
‫بیا منصفانه‌اش کنیم

293
00:26:18,869 --> 00:26:21,371
‫هردوتاتون، دخلِ منو بیارین

294
00:26:25,083 --> 00:26:27,711
‫من که ترجیح میدم دخلِ اونو بیارم.
‫اجازه هست؟

295
00:26:27,795 --> 00:26:30,839
‫- هرزمان و هرمکانی که بگی، دِسوتو
‫- همین الان خوبه

296
00:26:30,923 --> 00:26:32,758
‫- در خدمتت هستم
‫- شلیک کن

297
00:26:54,863 --> 00:26:56,406
‫این کالبد یه وسیله‌ست

298
00:26:57,115 --> 00:27:00,744
‫این منو کنترل نمی‌کنه.
‫منم که کنترلش می‌کنم

299
00:27:02,079 --> 00:27:03,747
‫نقطه ضعفِ اسلحه‌ همینه

300
00:27:04,498 --> 00:27:08,544
‫اونا ابزار کشتن و نابود کردن‌اند.
‫اسلحه نیست که به شما قدرت میده

301
00:27:10,879 --> 00:27:12,506
‫خودِ شما اسلحه هستین

302
00:27:13,966 --> 00:27:16,426
‫خودِ شما قاتل و نابودگر هستین

303
00:27:20,681 --> 00:27:21,765
‫طرز فکرت درست بود...

304
00:27:22,141 --> 00:27:24,476
‫ولی دفعه‌ی بعد اگه خواستی کسی
‫که دوست داریو نجات بدی...

305
00:27:25,936 --> 00:27:26,937
‫سریع‌تر عمل کن

306
00:27:28,272 --> 00:27:29,815
‫یادم می‌مونه

307
00:27:36,738 --> 00:27:41,535
‫شما دوتا سلاح دارین
‫خودتون و همدیگه

308
00:27:41,618 --> 00:27:44,371
‫- کاملاً سلاح دوم رو نادیده گرفتین
‫- چون اون یه نیروی سی‌تک ِ عوضیه

309
00:27:44,454 --> 00:27:46,164
‫اگر این یه نبرد واقعی بود
‫الان هردوتون مُرده بودین

310
00:27:46,582 --> 00:27:49,209
‫،قدرت واقعی یه گرگ در دندون‌های نیش
‫سرعت یا مهارتش نیست

311
00:27:49,293 --> 00:27:50,168
‫بلکه در گله‌اشه

312
00:27:50,878 --> 00:27:54,214
‫به هر جهانی که وارد شدین
‫واسه خودتون یه گروه تشکیل بدین

313
00:27:54,298 --> 00:27:57,718
‫برای کسب وفاداری تعدادی از افرادِ
‫محلی توانمند راه‌هایی پیدا کنید

314
00:27:57,801 --> 00:28:00,262
‫حتی اگه درنهایت وفاداری
‫تعداد زیادی از اون‌ها از بین بره

315
00:28:00,345 --> 00:28:01,930
‫ما آنووی هستیم

316
00:28:03,557 --> 00:28:05,642
‫و هرآنچه بهمون پیشنهاد بشه رو می‌پذیریم

317
00:28:05,726 --> 00:28:07,644
‫وقتی کال احساس کرد آماده شدیم...

318
00:28:07,728 --> 00:28:09,229
‫در مأموریت‌ها همراهی‌شون می‌کردیم

319
00:28:09,313 --> 00:28:12,357
‫این‌ها پروتکل‌های دسترسی به سربازخونه‌های
‫سی‌تک در سیاره‌ی تورِس ۴ ـه

320
00:28:12,441 --> 00:28:14,651
‫مرکز تحقیق و توسعه‌ی ارتش امن‌شونه

321
00:28:14,735 --> 00:28:16,987
‫احتمال اینکه محلی‌ها بتونن از تدابیر
‫امنیتی عبور کنن رو در نظر گرفتن

322
00:28:17,070 --> 00:28:19,740
‫و جوخه‌ای از کالبدهای رزمی رو
‫به عنوان پشتیبان مستقر کردن

323
00:28:19,823 --> 00:28:20,824
‫صرفاً محض احتیاط

324
00:28:20,908 --> 00:28:23,327
‫پس داریم وارد هر کالبدی که
‫پروتکتورت آماده گذاشته می‌شیم؟

325
00:28:23,410 --> 00:28:24,870
‫یا وارد یه تله می‌شیم

326
00:28:24,953 --> 00:28:27,205
‫قصد داری درمورد برادرم چیزی بگی، دِسوتو؟

327
00:28:27,289 --> 00:28:30,709
‫نمی‌تونی بهش اعتماد کنی.
‫چطور می‌تونی بهش اعتماد کنی؟

328
00:28:30,792 --> 00:28:33,712
‫چون اطلاعات ورود رو اون بهمون داد

329
00:28:35,672 --> 00:28:37,674
‫میریم سراغ پایگاه داده‌ی سایت...

330
00:28:38,091 --> 00:28:41,637
‫مشخصات امنیتی مراکز ذکر شده
‫در لیست رو دانلود می‌کنیم

331
00:28:42,012 --> 00:28:45,182
‫بعد پایگاه داده رو منفجر می‌کنیم
‫که به نظر یه خرابکاری ساده بیاد

332
00:28:45,849 --> 00:28:47,768
‫اصلاً متوجه نمیشن اطلاعات‌شون رو برداشتیم

333
00:28:51,521 --> 00:28:52,481
‫ببندش

334
00:28:57,402 --> 00:29:00,197
‫پروسه‌ی نیدل‌کست به هدف آغاز شد

335
00:29:00,280 --> 00:29:02,991
‫انسجام فاز دی‌اچ‌اف ایجاد شد

336
00:29:03,659 --> 00:29:06,787
‫آماده‌ی انتقال.
‫آغاز برقراری ارتباط

337
00:29:07,955 --> 00:29:09,581
‫در حال برقراری ارتباط

338
00:29:10,916 --> 00:29:15,337
‫،در حال برقراری ارتباط
‫در حال برقراری ارتباط

339
00:29:20,717 --> 00:29:22,511
‫در حال دریافتِ دی‌اچ‌اف

340
00:29:22,886 --> 00:29:24,054
‫بازگشت نیدل‌کست تأیید شد

341
00:29:24,137 --> 00:29:27,808
‫- حرومزاده‌ی احمق! کسی داره وارد میشه؟
‫- چی شد؟

342
00:29:27,891 --> 00:29:29,142
‫منو از ایستگاه انتقال انداخت بیرون

343
00:29:29,226 --> 00:29:31,895
‫- خودِ ناکِسش اونجا موند
‫- اونجا گیر کرده؟

344
00:29:31,979 --> 00:29:34,564
‫باید بیاریش بیرون
‫باید یه راهی باشه

345
00:29:34,648 --> 00:29:37,109
‫تقصیر تو بود. تو اونجا ولش کردی

346
00:29:37,192 --> 00:29:38,610
‫آروم بگیر

347
00:29:38,694 --> 00:29:40,404
‫سعی کردم بیارمش بیرون
‫ولی گوش نداد

348
00:29:40,487 --> 00:29:42,614
‫اگه بهم دروغ گفته باشی، می‌کشمت دِسوتو

349
00:29:42,698 --> 00:29:45,909
‫واقعاًً؟ اگه می‌خواستم بکشمش
‫از رو به رو دخلشو می‌آوردم

350
00:29:45,993 --> 00:29:47,995
‫از همون روز یکی که اومد اینجا...

351
00:29:48,078 --> 00:29:50,038
‫- می‌خواستی بکشیش
‫- زود باش

352
00:29:53,333 --> 00:29:59,798
‫فاز دی‌اچ‌اف با موفقیت انجام شد.
‫انتقال انجام شد. بدون تلفات

353
00:30:02,092 --> 00:30:03,135
‫چیه؟

354
00:30:09,599 --> 00:30:10,642
‫عوضی

355
00:30:15,564 --> 00:30:16,773
‫حالت خوبه؟

356
00:30:27,034 --> 00:30:30,245
‫نمی‌تونم تمام چیزهایی که کال
‫بهم یاد داد رو به خاطر بیارم

357
00:30:30,495 --> 00:30:34,583
‫آموخته‌هاش درست مثل اکسیژن
‫در وجودم رخنه می‌کرد

358
00:30:36,418 --> 00:30:37,252
‫گندت بزنن، مرد

359
00:30:38,378 --> 00:30:40,172
‫داشتم به خروجی می‌رسیدم

360
00:30:41,298 --> 00:30:42,883
‫نیازی به کمک تو نداشتم

361
00:30:42,966 --> 00:30:45,093
‫هیچ وقت به کمکت نیازی پیدا نمی‌کنم

362
00:30:45,469 --> 00:30:49,431
‫،پس اینقدر خودنمایی نکن
‫مردک متکبرِ حرومزاده

363
00:30:51,725 --> 00:30:52,726
‫گرفتی چی گفتم؟

364
00:31:13,580 --> 00:31:14,831
‫گپ خوبی بود

365
00:31:30,013 --> 00:31:32,265
‫کال بهم زندگی‌ای داد که هرگز نداشتم

366
00:31:36,436 --> 00:31:38,230
‫میشه اونو بهم بدی؟

367
00:31:39,606 --> 00:31:41,066
‫بهتون دروغ گفتم

368
00:31:41,441 --> 00:31:43,860
‫نمی‌تونیم با مبارزه به روش‌های مرسوم
‫مقابل این دشمن پیروز بشیم

369
00:31:43,944 --> 00:31:46,780
‫چون مبارزه‌ی ما علیه پروتکتورِت نیست

370
00:31:48,115 --> 00:31:50,200
‫بلکه علیه خودِ جاودانگی‌ـه

371
00:31:52,744 --> 00:31:55,247
‫به وجود اومدن استک‌ها یه معجزه بود

372
00:31:55,330 --> 00:31:58,417
‫که آغازی بر تخریب گونه‌ی بشریت محسوب میشه

373
00:31:58,500 --> 00:32:03,463
‫از الان می‌تونم ببینم که صد سال یا
‫هزار سال بعد، به چی تبدیل می‌شیم

374
00:32:05,257 --> 00:32:07,050
‫و چیزی که بهش تبدیل می‌شیم انسان نیست

375
00:32:07,134 --> 00:32:10,387
‫طبقه‌ی جدیدی از مردم
‫با ثروت و قدرت زیاد

376
00:32:10,470 --> 00:32:13,348
‫به هیچ‌کس جواب پس نمی‌دن و نمی‌میرن

377
00:32:13,432 --> 00:32:18,812
‫مرگ، نگهبان غایی ما در مقابل
‫تاریک‌ترین فرشته‌ی ذات‌مون بود

378
00:32:19,563 --> 00:32:23,442
‫حالا هیولاهای میان ما
‫همه چیز رو تصاحب می‌کنن

379
00:32:23,525 --> 00:32:27,154
‫- همه چیزُ تحلیل می‌برن، همه چیزُ کنترل می‌کنن
‫- چیه؟

380
00:32:27,237 --> 00:32:29,531
‫از خودشون خدا و از ما برده می‌سازن...

381
00:32:29,614 --> 00:32:31,616
‫تو هم چیزی که من می‌بینم رو می‌بینی؟

382
00:32:31,700 --> 00:32:33,943
‫تقریباًً هرگز. از این مزخرفات مربوط
‫به بینش و بصیرت متنفرم

383
00:32:34,027 --> 00:32:35,370
‫تمدن ما در نقطه‌ی عطف
‫خودش قرار داره

384
00:32:35,454 --> 00:32:37,581
‫- نقطه‌ی اتکای تمدن در دستِ ماست...
‫- چی می‌بینی؟

385
00:32:37,664 --> 00:32:39,791
‫نقطه اتکایی بین امید و غفلت

386
00:32:39,875 --> 00:32:40,959
‫تردید

387
00:32:41,042 --> 00:32:45,839
‫اگه نفرین زندگی ابدی رو در
‫قلمروی خودمون متوقف نکنیم

388
00:32:47,507 --> 00:32:49,509
‫فرزندان‌مون وارث ناامیدی خواهند بود

389
00:32:49,593 --> 00:32:53,221
‫فراز و فرود زندگیه که باعث میشه
‫در نهایت همه باهم برابر باشیم

390
00:32:54,222 --> 00:32:57,601
‫قیام باید به جاودانگی خاتمه بده

391
00:32:58,768 --> 00:33:00,854
‫داری درمورد بازگردوندن
‫مرگ واقعی حرف می‌زنی

392
00:33:04,941 --> 00:33:05,859
‫خودت چی؟

393
00:33:05,942 --> 00:33:09,112
‫حاضرم برای برقراری دوباره‌ی
‫تعادل بمیرم. این تصمیم منه

394
00:33:10,363 --> 00:33:12,699
‫شما باید برای خودتون تصمیم بگیرین

395
00:33:14,409 --> 00:33:20,415
‫یه برنامه به اسم اَکِران ساخته‌ـم که در دی‌اچ‌اف
‫بارگذاری میشه و اون رو بازنویسی می‌کنه

396
00:33:20,499 --> 00:33:23,627
‫به هر ذهن دقیقاً صد سال زمان میده

397
00:33:23,710 --> 00:33:27,714
‫،هرچقدرم که ثروتمند و قدرتمند باشی
‫مرگ دیگه اختیاری نیست

398
00:33:29,299 --> 00:33:31,092
‫ولی این چطور ممکنه؟

399
00:33:31,760 --> 00:33:34,012
‫باید برنامه رو به طور
‫همزمان در تمام استک‌ها...

400
00:33:34,095 --> 00:33:36,598
‫در همه‌ی جهان‌های دارای سکنه
‫بارگذاری کنی

401
00:33:36,681 --> 00:33:40,727
‫یه مأموریتِ ورود مستقیم به پادگان پروتکتورِت
‫در این سیاره رو هدایت می‌کنم

402
00:33:41,561 --> 00:33:44,898
‫برای هسته‌ی مرکزی کدهای
‫منبع انتقال رو می‌دزدیم

403
00:33:45,273 --> 00:33:47,108
‫وقتی کدها رو برگردونیم...

404
00:33:47,192 --> 00:33:49,736
‫از کدها برای انتقال به درون
‫هسته‌ی مرکزی استفاده می‌کنی

405
00:33:53,740 --> 00:33:55,116
‫با  تمام قوا پیش میریم

406
00:33:55,200 --> 00:34:00,330
‫قیام، با اعمال زور راهمون به داخل رو باز می‌کنیم
‫و با اَکِران به هسته رخنه می‌کنیم

407
00:34:01,206 --> 00:34:05,293
‫و اون رو به درون تمام دی‌اچ‌اف‌ها
‫در هر سیستمی نشر میدیم

408
00:34:05,710 --> 00:34:08,380
‫تا حالا کسی از هسته‌ی مرکزی زنده برنگشته

409
00:34:10,924 --> 00:34:12,926
‫من قصد برگشتن ندارم

410
00:34:14,469 --> 00:34:16,179
‫داری ازمون می‌خوای بمیریم

411
00:34:16,263 --> 00:34:18,848
‫ازتون می‌خوام انسان بودن رو بپذیرین

412
00:34:22,561 --> 00:34:26,773
‫قرار نیست تا ابد زنده بمونیم. جاودانگی حتی
‫بهترین انسان‌ها رو به فساد می‌کشونه

413
00:34:27,566 --> 00:34:31,987
‫اگر می‌خواین برین، جلوتون رو نمی‌گیرم
‫ولی اون عده‌ای از ما که می‌مونن...

414
00:34:35,949 --> 00:34:38,326
‫در کنار هم، بشریت رو نجات می‌دیم

415
00:34:38,743 --> 00:34:39,869
‫با من هستید؟

416
00:35:06,313 --> 00:35:08,940
‫برای حمله به پادگان یه
‫تیم پنج نفره احتیاج دارم

417
00:35:33,548 --> 00:35:37,802
‫- تاک؟ داری چیکار می‌کنی؟
‫- تلاش می‌کنم یه تغییر ایجاد کنم

418
00:37:03,012 --> 00:37:04,556
‫کال! برو، برو، برو!

419
00:37:05,473 --> 00:37:06,474
‫برو، برو، برو!

420
00:37:10,019 --> 00:37:12,147
‫- لعنتی! گندش بزنن
‫- اسلحه‌تو بنداز

421
00:37:12,230 --> 00:37:13,356
‫زنده می‌خوامش

422
00:37:37,505 --> 00:37:39,215
‫من آدم نوستالژیکی هستم

423
00:37:40,759 --> 00:37:43,678
‫بیست و هشت سالِ آزگار گذشته اونوقت
‫حتی رنگ اینجا رو هم عوض نکردین

424
00:37:43,762 --> 00:37:46,973
‫می‌دونی، واقعاًً باید یه دستی به
‫سر و روی اینجا بکشی

425
00:37:47,599 --> 00:37:50,477
‫کالبد و دی‌اچ اف‌ـت در اختیار افراد منه

426
00:37:50,727 --> 00:37:53,563
‫از یکی از مناطق برون‌شهری
‫نیوپست وارد شدم

427
00:37:54,522 --> 00:37:55,774
‫بیا باهم یه گپی بزنیم

428
00:37:55,857 --> 00:37:58,693
‫در ضمن بهم گفتن یه زن همراهت بوده

429
00:38:02,655 --> 00:38:04,115
‫اون زن خواهرت بود؟

430
00:38:10,538 --> 00:38:13,541
‫مادرت بود.
‫گفت بهت سلام برسونم

431
00:38:16,628 --> 00:38:20,381
‫هر کی که بود، تو رو ول کرد و رفت
‫تمام دوستات ولت کردن

432
00:38:23,343 --> 00:38:25,011
‫واسه شام دیرشون می‌شد

433
00:38:28,681 --> 00:38:31,309
‫چی می‌خوای؟

434
00:38:31,392 --> 00:38:34,062
‫می‌خوام ببینم دوست قدیمیم
‫این مدت چی‌کارا کرده

435
00:38:39,651 --> 00:38:40,902
‫ولی حق با توئه...

436
00:38:41,820 --> 00:38:46,866
‫یه دنیای واقعیت مجازی بدون
‫تغییر دکوراسیون چه لطفی داره؟

437
00:38:46,950 --> 00:38:50,495
‫بیا یه ظاهر جدید رو امتحان کنیم

438
00:38:54,999 --> 00:38:58,211
‫بذار ببینیم وقتی دماغت رو بریدم
‫صورتت چه شکلی میشه

439
00:38:59,379 --> 00:39:00,797
‫بهش دست نزن

440
00:39:08,221 --> 00:39:10,723
‫بهت دارو تزریق کردن، کووچ.
‫متوجه‌ای؟

441
00:39:11,391 --> 00:39:13,685
‫نمی‌دونیم بهت چی دادن.
‫نمی‌تونیم بیاریمت بیرون

442
00:39:13,768 --> 00:39:16,020
‫باید خودت رو بیدار کنی

443
00:39:16,104 --> 00:39:18,940
‫نگهبان‌ها، یه رخنه در بازجویی رخ داده

444
00:39:27,448 --> 00:39:28,908
‫نگهبانات به درد نمی‌خورن

445
00:39:28,992 --> 00:39:31,286
‫متوجه نمیشم. نمی‌تونی اینجا
‫بهم آسیب برسونی

446
00:39:31,369 --> 00:39:33,663
‫کووچ، خودت رو از ساختار خارج کن

447
00:39:34,747 --> 00:39:37,792
‫تاک، با من بیا. خواهش می‌کنم

448
00:39:39,335 --> 00:39:40,503
‫بیدار شو

449
00:40:10,199 --> 00:40:11,868
‫- راه بی‌افتین
‫- داریم میریم

450
00:40:11,951 --> 00:40:14,412
‫فکر می‌کنی این دفعه بتونی پا به پامون بیای؟

451
00:40:22,921 --> 00:40:25,548
‫باورم نمیشه هنوزم می‌خوای
‫این مأموریت رو ادامه بدی

452
00:40:25,632 --> 00:40:27,717
‫اونم بعد از اینکه ییگر تقریباً گیرت انداخت

453
00:40:27,800 --> 00:40:29,260
‫باید از اینجا بریم

454
00:40:29,344 --> 00:40:30,678
‫برای نجات دادنم برگشتن

455
00:40:30,762 --> 00:40:33,806
‫برگشتن، چون کال بهشون دستور داده بود

456
00:40:33,890 --> 00:40:37,060
‫تا ییگر ازت بازجویی نکنه
‫و نقشه‌ی کال لو نره

457
00:40:37,143 --> 00:40:39,854
‫تک تک کاراش حساب شده‌ست

458
00:40:39,938 --> 00:40:41,689
‫تماما براساس کنش و واکنشه

459
00:40:41,773 --> 00:40:43,608
‫داری اغراق می‌کنی

460
00:40:43,691 --> 00:40:45,610
‫تو هم ساده‌لوحی

461
00:40:46,861 --> 00:40:49,072
‫هردومون به حد کافی شاهد مرگ و میر بودیم

462
00:40:51,908 --> 00:40:54,243
‫- نمی‌تونیم همینجوری ول‌شون کنیم
‫- اگه کال اشتباه کرده باشه چی؟

463
00:40:54,994 --> 00:40:57,747
‫اگه بتونن واسه برنامه‌اش
‫راه‌حلی پیدا کنن چی؟

464
00:40:58,289 --> 00:41:00,959
‫ما زمان خیلی زیادی رو از دست دادیم

465
00:41:01,542 --> 00:41:05,546
‫این چند سال اخیر، بالاخره به همدیگه رسیدیم

466
00:41:08,299 --> 00:41:09,884
‫من نمی‌خوام بمیرم

467
00:41:11,511 --> 00:41:13,554
‫می‌خوام زندگی کنم

468
00:41:14,138 --> 00:41:17,350
‫می‌خوام باهم یک‌میلیون فردا رو تجربه کنیم

469
00:41:18,559 --> 00:41:20,503
‫من از اینجا نمیرم

470
00:41:20,728 --> 00:41:23,239
‫بحثِ هرچقدر فردا هم که می‌خواد باشه

471
00:41:30,071 --> 00:41:31,572
‫ما چی هستیم، رِی؟

472
00:41:40,081 --> 00:41:40,999
‫ما خانواده‌ایم

473
00:41:41,082 --> 00:41:44,460
‫ما آنووی هستیم.
‫و باید به وظیفه‌مون عمل کنیم

474
00:41:47,255 --> 00:41:52,635
‫من فقط... نمی‌خوام فردا آخرین روزمون باشه

475
00:41:56,431 --> 00:41:58,599
‫اینطور نمیشه، باشه؟

476
00:42:00,476 --> 00:42:02,186
‫نمیذاریم اینطور بشه

477
00:42:31,758 --> 00:42:34,052
‫- منو نجات دادی
‫- نباید نجاتت می‌دادم؟

478
00:42:34,677 --> 00:42:36,345
‫تا حالا کسی نجاتم نداده بود

479
00:42:39,599 --> 00:42:41,309
‫اون نقشه‌ی محرمانه‌ی نبردمونه؟

480
00:42:42,310 --> 00:42:44,771
‫از چیزهایی پُر شده که
‫تا به حال باید یاد می‌گرفتم

481
00:42:45,980 --> 00:42:48,983
‫از جمله اسامی و داستان‌های کسانی
‫که در این جنگ از دست رفتن

482
00:42:53,613 --> 00:42:55,406
‫فردا، به هسته‌ی مرکزی حمله می‌کنیم

483
00:42:55,490 --> 00:42:58,493
‫یکی دیگه باید اسامی مُرده‌ها رو بنویسه

484
00:43:02,413 --> 00:43:04,207
‫ییگر منو تعقیب می‌کرد

485
00:43:05,208 --> 00:43:07,627
‫حالا می‌دونه شما در جهان هارلِن هستین

486
00:43:09,796 --> 00:43:10,880
‫متأسفم

487
00:43:11,756 --> 00:43:14,717
‫به خاطر پروتکتورِت احساس گناه می‌کنی؟

488
00:43:15,384 --> 00:43:18,679
‫- تقصیر من بود که...
‫- نه همه چی تقصیر من بود

489
00:43:19,639 --> 00:43:22,350
‫تمام کسانی که اسم‌شون تو اون دفترچه نوشته شده
‫به دستِ پروتکتورِت کشته شدن، نه تو

490
00:43:22,433 --> 00:43:25,186
‫من مقصرم، چون من بودم
‫که استک رو خلق کردم

491
00:43:27,355 --> 00:43:31,442
‫نه، زنی که استک‌ها رو خلق کرد.
‫نادیا ماکیتا بود

492
00:43:32,026 --> 00:43:33,361
‫نادیا فرار کرد

493
00:43:34,445 --> 00:43:37,240
‫و اسمش رو تغییر داد تا
‫دیگه هیچ‌کس اونو نشناسه

494
00:43:37,824 --> 00:43:40,868
‫تو... نادیا هستی؟

495
00:43:46,082 --> 00:43:48,000
‫می‌خواستم یه مکتشف باشم

496
00:43:48,626 --> 00:43:51,254
‫می‌خواستم با چشمای خودم
‫جهان‌های دیگه رو ببینم ولی...

497
00:43:53,381 --> 00:43:56,759
‫برای دیدن ستاره‌ها یه زندگی
‫کافی نبود، واسه همین...

498
00:43:58,136 --> 00:44:01,889
‫واسه انتقال ضمیر آگاه انسان‌ها
‫به بدن‌های مختلف...

499
00:44:01,973 --> 00:44:05,601
‫یه راهی پیدا کردم
‫و با این خلقت به اوج رسیدم

500
00:44:07,353 --> 00:44:12,650
‫ناگهان، هرکسی می‌تونست فواصل فراتر از
‫تصور رو با سرعتی بیش از نور طی کنه

501
00:44:12,733 --> 00:44:16,487
‫و دیگه هیچکس به مدت زمان
‫یک زندگی، محدود نبود

502
00:44:17,572 --> 00:44:20,783
‫این... زیباست

503
00:44:20,867 --> 00:44:24,120
‫رُم شهرِ یه عده مهاجرِ دامدار بود...

504
00:44:24,203 --> 00:44:27,999
‫ولی به قدرتمندترین امپراتوری
‫باستان زمین تبدیل شد

505
00:44:28,082 --> 00:44:29,834
‫می‌دونی چطوری؟

506
00:44:29,917 --> 00:44:31,127
‫جاده‌ها

507
00:44:31,210 --> 00:44:36,757
‫به کمک تکنولوژی جاده‌ها ارتش‌شون
‫رو به سراسر دنیا می‌فرستادن

508
00:44:37,717 --> 00:44:42,930
‫فکر می‌کردم دارم روح انسان‌ها رو آزاد می‌کنم
‫ولی درواقع داشتم جاده‌های رُم رو می‌ساختم

509
00:44:43,514 --> 00:44:46,601
‫زندگی ابدی برای کسانی که می‌تونن
‫هزینه‌ـش رو پرداخت کنن

510
00:44:46,684 --> 00:44:49,737
‫به معنی سلطه‌ی ابدی بر کسانیه
‫که از پس هزینه‌ـش برنمیان

511
00:44:50,980 --> 00:44:53,107
‫این هدیه‌ای بود که به بشریت دادم

512
00:44:53,524 --> 00:44:56,319
‫و به همین دلیل همه‌مون قراره بمیریم

513
00:44:56,402 --> 00:45:00,781
‫پس اینقدر منو به چشم قهرمان نگاه نکن.
‫چون نیستم

514
00:45:03,618 --> 00:45:05,453
‫نمی‌تونم ازت چشم بردارم

515
00:45:11,584 --> 00:45:12,710
‫چشم برنمی‌دارم

516
00:45:18,633 --> 00:45:20,134
‫نمی‌تونیم

517
00:45:20,885 --> 00:45:22,929
‫قهرمان‌ها و هیولاها رو فراموش کن

518
00:45:24,430 --> 00:45:26,432
‫تو زنی هستی که منو آزاد کرد

519
00:47:26,343 --> 00:47:27,595
‫باهاش حرف میزنم

520
00:47:27,678 --> 00:47:30,431
‫کمتر از پنج ساعت دیگه داریم به سمت
‫هسته‌ی مرکزی میریم، تاک

521
00:47:31,390 --> 00:47:32,725
‫تو کمپ می‌بینمت

522
00:47:32,808 --> 00:47:33,893
‫باشه

523
00:47:36,896 --> 00:47:38,355
‫کارمون اشتباه نبود

524
00:47:39,815 --> 00:47:40,858
‫می‌دونم

525
00:47:46,238 --> 00:47:47,239
‫می‌دونم

526
00:48:06,092 --> 00:48:08,761
‫رِی! رِی!

527
00:48:09,762 --> 00:48:11,305
‫بیا درموردش صحبت کنیم!

528
00:48:13,682 --> 00:48:14,517
‫رِی!

529
00:48:24,985 --> 00:48:25,820
‫چیه؟

530
00:48:29,990 --> 00:48:31,117
‫رِی!

531
00:48:35,496 --> 00:48:36,372
‫کجایی؟

532
00:48:37,164 --> 00:48:38,582
‫کجایی؟

533
00:48:55,015 --> 00:48:56,058
‫بهتر شدی؟

534
00:48:58,519 --> 00:48:59,854
‫کالبد رو نجات دادم

535
00:49:00,604 --> 00:49:04,024
‫اگه می‌خوای به سرعت لازم واسه
‫مبارزه برسی نیاز به تقویت‌کننده داری

536
00:49:04,108 --> 00:49:06,193
‫گلایث. یکی از محرک‌های سی‌تک‌ـه

537
00:49:06,277 --> 00:49:08,445
‫،اگه موجب سکته‌ی مغزی نشه
‫عملکردش عالیه

538
00:49:08,529 --> 00:49:11,907
‫- من... رو به راهم، ممنون
‫- خود دانی

539
00:49:13,451 --> 00:49:15,453
‫حداقل باید یه چیزی بخوری

540
00:49:17,037 --> 00:49:20,958
‫اینجا تنها زندگی می‌کردم و سعی داشتم
‫تو چشم نباشم، ولی یه چیزایی پیدا میشه

541
00:49:22,626 --> 00:49:24,962
‫وقتی شایعات رو شنیدم، باورم نمیشد

542
00:49:25,045 --> 00:49:27,464
‫یه آنووی کوفتی تو بی‌سیتی

543
00:49:27,548 --> 00:49:28,674
‫به نظر غیرممکن می‌رسید

544
00:49:29,133 --> 00:49:30,509
‫باید خودم بررسی می‌کردم

545
00:49:38,559 --> 00:49:41,937
‫تمام این مدت چی کارا می‌کردی؟

546
00:49:42,021 --> 00:49:44,190
‫به جهانِ هارلِن برگشتم

547
00:49:44,273 --> 00:49:45,566
‫باید ببینیش

548
00:49:46,525 --> 00:49:49,111
‫نمی‌دونم با خودم فکر می‌کردم
‫اونجا چی پیدا می‌کنم

549
00:49:50,821 --> 00:49:53,324
‫ولی هیچی اونطور که به خاطر
‫می‌آوردم باقی نمونده بود

550
00:49:54,617 --> 00:49:55,659
‫همه‌ش از بین رفته

551
00:49:57,578 --> 00:49:59,997
‫سخت‌ترین چیزی که بشه
‫بهش عادت کرد، همینه

552
00:50:00,581 --> 00:50:02,291
‫هیچی باقی نمونده

553
00:50:08,088 --> 00:50:09,381
‫هیچی به جز ما

554
00:50:34,657 --> 00:50:36,575
‫کال؟ کالکریست!
‫صدامو می‌شنوی؟

555
00:50:37,368 --> 00:50:39,036
‫رِیلین، صدامو داری؟

556
00:51:48,689 --> 00:51:53,193
‫هیولاها... هیولاها

557
00:51:53,277 --> 00:51:56,739
‫هیولاها.... همه‌جا هستن

558
00:51:59,033 --> 00:52:00,909
‫ویدورا... ویدورا

559
00:52:01,744 --> 00:52:02,995
‫کی این کارو کرد؟
‫کار کی بود؟

560
00:52:03,078 --> 00:52:05,456
‫- به من نگاه کن، دشمن کجاست؟
‫- هیولاها. از بالا اومدن

561
00:52:05,539 --> 00:52:07,499
‫- کار کی بود؟
‫- همه جا... از همه جا

562
00:52:07,583 --> 00:52:09,918
‫هیولاها!

563
00:52:10,002 --> 00:52:12,296
‫- هیولاها
‫- ویدورا ! ویدورا

564
00:52:12,379 --> 00:52:14,465
‫بس کن!

565
00:52:14,548 --> 00:52:16,383
‫به دنیای واقعی برگرد

566
00:52:16,967 --> 00:52:19,720
‫تفنگ رو بده من به من
‫خیلی خب، منو نگاه کن. تفنگ رو بده به من

567
00:52:19,803 --> 00:52:23,599
‫- باید هیولا رو بکشم
‫- نه، نه، نه، نه، نه!

568
00:52:31,065 --> 00:52:32,524
‫ما بودیم

569
00:52:33,150 --> 00:52:34,693
‫دشمن، ما بودیم

570
00:52:52,628 --> 00:52:55,255
‫- تاک! کجایی؟
‫- رِی، رِی، تویی؟

571
00:52:55,339 --> 00:52:57,049
‫- حالت خوبه؟
‫- آره

572
00:52:57,132 --> 00:52:58,759
‫داره چه اتفاقی می‌افته؟

573
00:52:58,842 --> 00:53:02,721
‫برو به بخش شاتل‌ها، شنیدی چی گفتم؟
‫برو به بخش شاتل‌ها!

574
00:53:03,055 --> 00:53:06,975
‫کالکریست فالکونر!
‫درود بر قیام

575
00:53:07,059 --> 00:53:08,936
‫دسوتو! گوش کن، منو ببین! به من نگاه کن

576
00:53:09,019 --> 00:53:11,480
‫- تاک، تویی؟
‫- منم، خودمم

577
00:53:11,563 --> 00:53:15,692
‫من این‌کارو با خودم کردم.
‫دلیلشو یادم نمیاد

578
00:53:15,776 --> 00:53:17,736
‫از اینجا می‌برمت بیرون.
‫من تو رو از اینجا...

579
00:53:34,086 --> 00:53:35,504
‫- تاک؟ تاک؟
‫- رِیلین؟ رِیلین؟

580
00:53:35,587 --> 00:53:37,381
‫برو، اونجا می‌بینمت

581
00:53:38,340 --> 00:53:40,843
‫کال میگه باید به مرحله‌ی بعد بریم

582
00:53:40,926 --> 00:53:42,344
‫کمکم کن به مرحله‌ی بعد برم

583
00:53:42,428 --> 00:53:45,222
‫- توی مغزمه، توی مغزمه
‫- دِسوتو

584
00:53:46,140 --> 00:53:48,016
‫- من سعیم رو کردم تاک
‫- می‌دونم

585
00:53:48,100 --> 00:53:49,768
‫این یه ساختار نیست

586
00:53:52,938 --> 00:53:54,106
‫سعی خودم رو کردم

587
00:53:56,024 --> 00:53:57,901
‫ولم نمی‌کنه

588
00:53:57,985 --> 00:53:59,945
‫تاک، کمکم کن

589
00:54:04,825 --> 00:54:07,411
‫- کمکم کن، برادر
‫- باشه. خیلی خب، رفیق

590
00:54:14,168 --> 00:54:15,627
‫گپ خوبی بود

591
00:54:17,337 --> 00:54:18,547
‫گپ خوبی بود

592
00:54:46,909 --> 00:54:48,994
‫کال! فالکون یک، صدامو داری؟

593
00:54:49,703 --> 00:54:50,954
‫به سمت فالکون یک برو!

594
00:54:51,038 --> 00:54:53,457
‫- تاک، چی شده؟
‫- استرانگ‌هولد سقوط کرده

595
00:54:59,213 --> 00:55:02,132
‫استرانگ‌هولد سقوط کرده.
‫تکرار می‌کنم، استرانگ‌هولد سقوط کرده

596
00:55:02,216 --> 00:55:05,761
‫- موقعیتت چیه؟
‫- پل اکو، در سمت شمال

597
00:55:08,680 --> 00:55:11,183
‫- چه اتفاقی افتاد؟
‫- افراد سی‌تک به غار‌ها وارد شدن

598
00:55:11,266 --> 00:55:13,227
‫حمله‌ی ویروسی، مستقیماً ویروس
‫رو داخل استک بارگذاری کردن

599
00:55:13,310 --> 00:55:15,562
‫- چند نفر از افرادمون آلوده شدن؟
‫- همه‌شون

600
00:55:16,647 --> 00:55:19,107
‫دیوونه شدن، همدیگه رو قتل عام کردن

601
00:55:20,526 --> 00:55:23,946
‫ویروس راولینگ‌ـه.
‫احتمالاً ما خارج از محدوده بودیم...

602
00:55:24,696 --> 00:55:26,532
‫- ما سه نفر
‫- کجاست؟

603
00:55:26,615 --> 00:55:28,492
‫- تاک، کجایی؟
‫- رِی! رِی!

604
00:55:28,575 --> 00:55:30,869
‫من نمیام. باهم سوار شاتل بشین

605
00:55:30,953 --> 00:55:31,995
‫- فراموشش کن
‫- امکان نداره

606
00:55:32,079 --> 00:55:34,623
‫حواس‌شون رو پرت می‌کنم.
‫اگه همین الان پرواز نکنین...

607
00:55:34,706 --> 00:55:37,125
‫قبل از اینکه از محدوده خارج بشین
‫بهتون شلیک می‌کنن

608
00:55:37,209 --> 00:55:38,502
‫ازم همچین چیزی رو نخواه

609
00:55:38,585 --> 00:55:39,836
‫همین الان خودتو برسون اینجا!

610
00:55:39,920 --> 00:55:42,464
‫برین به هسته و اَکِران رو اجرا کنین

611
00:55:42,548 --> 00:55:44,758
‫هنوز می‌تونین انجامش بدین
‫می‌تونین همه‌چیزو تغییر بدین

612
00:55:44,841 --> 00:55:46,701
‫،ولی اگه اینجا بمیرین
‫هیچی عوض نمیشه

613
00:55:50,305 --> 00:55:51,723
‫برین!

614
00:55:56,728 --> 00:55:57,771
‫همین الان برین!

615
00:56:00,023 --> 00:56:01,066
‫زنده بمون

616
00:56:01,650 --> 00:56:02,609
‫این یه دستوره

617
00:56:03,527 --> 00:56:05,070
‫متوجه شدی؟

618
00:56:07,239 --> 00:56:08,240
‫آره

619
00:56:09,575 --> 00:56:10,409
‫برو!

620
00:56:48,947 --> 00:56:50,574
‫نتونستی بگیریش، ییگر

621
00:56:51,241 --> 00:56:52,451
‫هرگز نمی‌تونی بگیریش

622
00:56:53,410 --> 00:56:54,912
‫تاک...

623
00:57:49,591 --> 00:57:52,260
‫با وجود این همه خاکستر، چیزی نمی‌بینم

624
00:57:52,344 --> 00:57:55,013
‫،پیداش کنین. خدا لعنتش کنه
‫پیداش کنین

625
00:57:57,683 --> 00:57:59,101
‫کووچ

626
00:58:00,936 --> 00:58:02,896
‫دارم میام سراغت، شنیدی؟

627
00:58:04,064 --> 00:58:06,233
‫فرقی نمی‌کنه تا کجا فرار کنی!

628
00:58:44,312 --> 00:58:48,483
‫ظاهراً، مثل خار تو چشم همه بود
‫هیچکی ازش خوشش نمی‌اومد

629
00:58:49,359 --> 00:58:51,903
‫شنیدم سرشو از تنش جدا کردی

630
00:58:51,987 --> 00:58:55,198
‫یعنی، گمونم سر قابل حمله...

631
00:58:55,282 --> 00:59:00,495
‫وقتی به شاتل شلیک شد
‫تو همراه کال داخلش بودی

632
00:59:02,956 --> 00:59:04,458
‫اون چطور مُرد؟

633
00:59:10,797 --> 00:59:11,965
‫همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد

634
00:59:20,015 --> 00:59:23,602
‫راستشو بخوای، یادم نمیاد

635
00:59:42,162 --> 00:59:44,498
‫میرم یه آبی به صورتم بزنم

636
00:59:45,457 --> 00:59:46,458
‫باشه

637
00:59:59,262 --> 01:00:03,225
‫توهم، جابه‌جایی، انزوا...

638
01:00:11,733 --> 01:00:13,860
‫باید با ناامیدی مقابله کنی

639
01:00:56,319 --> 01:00:57,988
‫قانون برای آدمایی مثل ما معنا نداره

640
01:01:08,874 --> 01:01:10,208
‫تاکشی، تویی؟

641
01:01:29,561 --> 01:01:31,313
‫مامان گفت غبطه‌خوردن احمقانه است

642
01:01:31,396 --> 01:01:34,524
‫گفت باید بی‌خیالش بشی وگرنه روحتو می‌کُشه

643
01:01:35,483 --> 01:01:36,610
‫تو چی فکر می‌کنی؟

644
01:02:13,104 --> 01:02:14,856
‫مسیرِ تخلیه که این نیست

645
01:02:27,244 --> 01:02:28,411
‫چرا؟

646
01:02:29,788 --> 01:02:31,289
‫اونا بهم زندگی دادن

647
01:02:34,042 --> 01:02:35,293
‫تاک...

648
01:02:45,929 --> 01:02:49,015
‫فقط یه دلیل وجود داره که
‫یادت نمیاد چه اتفاقی افتاده

649
01:02:54,646 --> 01:02:56,856
‫قبل از انفجار از خودت نسخه‌ی
‫پشتیبان گرفته بودی

650
01:02:57,983 --> 01:03:00,026
‫هیچ وقت نمی‌تونستم بهت دروغ بگم

651
01:03:19,254 --> 01:03:20,588
‫چرا این‌کارو کردی؟

652
01:03:20,672 --> 01:03:22,257
‫اونم همین رو ازم پرسید

653
01:03:22,340 --> 01:03:24,426
‫بهش گفتم چون اونا بهم
‫زندگی دادن این‌کارو می‌کنم

654
01:03:25,010 --> 01:03:29,431
‫،ولی حقیقت اینه، داداش بزرگه
‫تمام این کارها رو به خاطرِ تو کردم

654
01:03:30,010 --> 01:03:37,431
‫<font color="#۰۰۸۰۸۰">[ m@hsa :ترجمه و زیرنویس ]</font>
‫[تلگرام : @OpusSub]

654
01:03:37,510 --> 01:03:43,431
‫ارائــه‌ای از تیم ترجمـه‌ی ام ایکس ساب
‫::. WwW.MxSub.NeT .::..

654
01:03:44,010 --> 01:03:52,431
‫دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫www.DibaMoviez.Com

