﻿1
00:00:03,300 --> 00:00:05,520
.اسم من والفورـه

2
00:00:06,120 --> 00:00:10,530
.یک هفته‌ای میشه که توسط یک ابرشیطان حبس شدم

3
00:00:13,200 --> 00:00:14,950
کتابچه‌ی جمع‌آوری اطلاعات ابرشیطانیِ والفور

4
00:00:15,590 --> 00:00:18,320
،همراه هم‌اتاقیم، نفی

5
00:00:18,320 --> 00:00:22,670
.کارایی مثل تمیزکاری، لباس شستن و غذا درست کردن رو انجام میدم

6
00:00:23,280 --> 00:00:25,420
.خسته کننده‌ست، ولی زحمت زیادی نیست

7
00:00:25,900 --> 00:00:28,820
.معمولاً تمام تلاشم رو می‌کنم تا تشویقم کنن

8
00:00:31,970 --> 00:00:36,360
.راستی رابطه‌ی بین ابرشیطان و نفی رو درک نمی‌کنم

9
00:00:36,930 --> 00:00:40,100
.هروز صبح، نفی میره پیشش

10
00:00:40,720 --> 00:00:46,100
بعد از این که تو اتاق سلطنت به صورت ابرشیطان
.زل می‌زنه، میره کارهای روزانه‌شو شروع می‌کنه

11
00:00:46,700 --> 00:00:48,980
،یه‌بار تصمیم گرفتم برم نزدیک‌تر تا ببینم چیکار می‌کنه

12
00:00:49,450 --> 00:00:52,490
.ولی انگاری فقط داشت اونو از زوایای مختلف نگاه می‌کرد

13
00:00:53,150 --> 00:00:58,920
.در همین حین، گوش‌های نفی شروع ‌کردن به تکون خوردن

14
00:00:59,660 --> 00:01:02,080
...بعد خیلی آروم گفت

15
00:01:02,080 --> 00:01:03,580
.فردا روزشه

16
00:01:03,850 --> 00:01:06,770
.فکر کردم شاید جالب باشه، برای‌همین گفتم اینجا بنویسم

17
00:01:08,070 --> 00:01:10,000
.حتی اگه نفهمم چرا

18
00:01:11,500 --> 00:01:15,790
ابرشیطان کل روزش رو صرف خوندن
.کتابای جادوگری توی کتابخونه‌ش می‌کنه

19
00:01:16,790 --> 00:01:22,720
.همچنین، به نفی، که شاگردشه، یکم درس جادوگری میده

20
00:01:24,310 --> 00:01:29,310
یه‌چیز دیگه‌ که نمی‌فهمم اینه که
.چرا نفی روی پای اون می‌شینه

21
00:01:29,620 --> 00:01:33,600
همچنین  مدام دستش رو به سمت موهای نقره‌ای نفی دراز میکنه 
...قبل اینکه دستش رو

22
00:01:33,600 --> 00:01:35,790
.بارها و بارها با این حرکت عجیب کنار بکشه

23
00:01:36,350 --> 00:01:39,910
.نفی درموردش مضطرب به‌نظر می‌رسه ولی ناراحت نیست

24
00:01:44,980 --> 00:01:49,840
فکر کردم چیزی که نباید رو دیدم و
.خودمو آماده مرگ کردم

25
00:01:49,840 --> 00:01:50,880
...ولی

26
00:01:51,680 --> 00:01:54,510
.انگاری قرار نیست مجازات بشم

27
00:01:55,110 --> 00:01:57,840
پس دقیقاً چی دیده بودم؟

28
00:01:57,840 --> 00:02:00,090
.هنوز خودمم نمی‌دونم

29
00:02:00,720 --> 00:02:06,310
.در کُل، زندگی در اینجا باعث دلگرمیم میشه

30
00:02:07,090 --> 00:02:10,980
.و فردا، قراره منو به قلعه ابرشیطان قبلی ببرن

31
00:02:23,670 --> 00:02:25,590


32
00:02:23,670 --> 00:02:25,590
Sokka

33
00:02:23,670 --> 00:02:25,590
 :مترجم

34
00:02:28,500 --> 00:02:32,380
دوراهی

35
00:02:28,500 --> 00:02:32,380
ابرشیطان

36
00:02:28,500 --> 00:02:32,380
عروس

37
00:02:28,500 --> 00:02:32,380
عشق

38
00:02:28,500 --> 00:02:32,380
یک

39
00:02:28,500 --> 00:02:32,380
چگونه به

40
00:02:28,500 --> 00:02:32,380
الف خود

41
00:02:28,500 --> 00:02:32,380
بورزیم؟

42
00:03:41,030 --> 00:03:46,030
من یک اژدها پیدا کردم و به‌گمونم الان دختر منه

43
00:03:41,030 --> 00:03:46,030
قسمت هشتم

44
00:03:49,840 --> 00:03:52,460
!چه بانمکه

45
00:03:52,970 --> 00:03:55,040
!خودمم شگفت‌زده شدم

46
00:03:55,040 --> 00:03:56,920
!میشه با خودم ببرمش خونه؟

47
00:03:56,920 --> 00:04:00,010
!واستا، اصلاً یه‌چیز دیگه
میشه بذارینش اینجا پیش من؟

48
00:04:00,010 --> 00:04:01,360
!آروم باش

49
00:04:01,360 --> 00:04:03,340
!این که وسیله نیست
!قرار نیست به کسی بدمش

50
00:04:06,290 --> 00:04:09,760
!ممنون از خریدتون! بازم بیاین

51
00:04:09,760 --> 00:04:12,630
!رفتن به مغازه‌ش همیشه جون آدمو درمیاره

52
00:04:10,360 --> 00:04:11,870
!منتظرتون هستم

53
00:04:12,630 --> 00:04:16,730
ولی من فکر می‌کنم تصمیم درستی بود که به
.مغازه مانئولا-سان رفتیم

54
00:04:17,080 --> 00:04:20,950
!خب، طبیعتاً نمی‌تونست با زره قبلیش بیرون ول بچرخه

55
00:04:20,950 --> 00:04:23,170
...بگذریم که زیر شنلش فقط لباس زیر داشت

56
00:04:23,170 --> 00:04:24,240
.نه

57
00:04:25,010 --> 00:04:25,770
.ببین

58
00:04:34,110 --> 00:04:36,400
.فکر کنم از لباس جدیدش خوشش اومده

59
00:04:36,400 --> 00:04:37,300
.زاگان

60
00:04:38,790 --> 00:04:39,920
.ممنون

61
00:04:41,300 --> 00:04:44,170
.خـ ـ خب، خوشحالم که دوستش داری

62
00:04:50,340 --> 00:04:52,720
این چه حسیه؟

63
00:04:52,720 --> 00:04:58,230
...نسبت به اهمیت دادنم به نفی فرق داره، ولی خیلی گرمه

64
00:04:59,120 --> 00:05:02,760
!یعنی... این غریزه‌ی محافظت کردنه؟

65
00:05:03,210 --> 00:05:06,980
...مسخره‌ست. تصور این که من همچین احساسی رو پرورش بدم

66
00:05:08,460 --> 00:05:12,840
،اگه بارباروس بفهمه
.فکر می‌کنه سرم ضربه خورده

67
00:05:20,780 --> 00:05:22,630
.چقدر من احمقم

68
00:05:23,160 --> 00:05:26,890
.مجبور شدم شمشیر مقدسم رو پس بدم
.نمی‌تونم زره مقدس بپوشم

69
00:05:27,420 --> 00:05:28,050
...ولی

70
00:05:28,750 --> 00:05:33,580
عقب‌نشینی من باعث تاخیر بزرگی در 
.شکار ابرشیطان جدید میشه

71
00:05:33,580 --> 00:05:37,390
.هرچند که شک دارم بابتش از من تشکر کنه

72
00:05:38,000 --> 00:05:42,320
با این‌حال، چرا حس می‌کنم مجبور به این کار شدم؟

73
00:05:42,880 --> 00:05:46,000
.قصد ندارم بین اون دو نفر قرار بگیرم

74
00:05:46,000 --> 00:05:49,100
،ولی دلم می‌خواد ببینم که با آرامش باهم زندگی می‌کنن

75
00:05:49,100 --> 00:05:53,450
.و یه روزی خانواده تشکیل میدن و از زندگی‌شون باهم لذت می‌برن

76
00:05:56,730 --> 00:06:00,460
،بعدشم... حتی اگه همیشگی نیست

77
00:06:00,880 --> 00:06:03,850
.ولی باعث افتخارمه اگه اونا هرچندوقت یه‌بار یادی از من بکنن

78
00:06:06,520 --> 00:06:10,500
.شرط می‌بندم زاگان یه پدر خرفت میشه

79
00:06:11,280 --> 00:06:13,600
از لباس جدیدت لذت می‌بری؟

80
00:06:11,280 --> 00:06:14,220
.در اعماق وجودش، اون مرد مهربونیه

81
00:06:13,600 --> 00:06:14,220
.آره

82
00:06:14,560 --> 00:06:17,240
...آره، درست مثل این

83
00:06:17,640 --> 00:06:19,270
واستا، ز ـ زاگان؟

84
00:06:20,150 --> 00:06:21,030
...شما

85
00:06:22,820 --> 00:06:26,030
!شما دوتا انقدر پیش رفتین که دیگه بچه هم دارین؟

86
00:06:27,650 --> 00:06:32,140
!ا ـ‌ ا ـ انقدر بی‌حیا نباش! من و نفی هنوز از اون کارا نکردیم

87
00:06:32,140 --> 00:06:33,990
چی؟ «هنوز»؟

88
00:06:34,650 --> 00:06:36,520
زاگان، این کیه؟

89
00:06:36,520 --> 00:06:39,290
.اوه، شرمنده. سوال خوبی کردی

90
00:06:42,140 --> 00:06:43,420
تو کی هستی؟

91
00:06:44,430 --> 00:06:45,630
...این

92
00:06:46,660 --> 00:06:49,330
...تو حتی منو یادت نمیاد

93
00:06:49,330 --> 00:06:52,470
!زاگان-ساما، زاگان-ساما، این چستیل-سان‌ـه دیگه

94
00:06:53,040 --> 00:06:58,140
،اوه، درسته، تویی! مثل همیشه لباس نپوشیدی
.واسه همین نشناختمت

95
00:06:58,480 --> 00:07:00,870
.این یکی از دوستای نفی‌ـه

96
00:07:00,870 --> 00:07:02,730
چرا اینجوری لباس پوشیدی؟

97
00:07:02,730 --> 00:07:04,210
...خـ ـ خب

98
00:07:04,210 --> 00:07:05,960
!چستیل-دونــو

99
00:07:06,610 --> 00:07:08,480
!این که همینجوری واسه خودتون بگردین خطرناکه

100
00:07:08,480 --> 00:07:10,490
!واستا! این زاگان‌ـه

101
00:07:10,830 --> 00:07:13,240
.اوه، این سه‌تا نوب آبی

102
00:07:13,240 --> 00:07:15,590
!سه شوالیه‌ی آبی

103
00:07:15,590 --> 00:07:18,500
داشتی با چستیل-دونو چیکار می‌کردی؟

104
00:07:18,940 --> 00:07:20,940
...هیچی کار خاصی نمی

105
00:07:24,180 --> 00:07:25,100
.نکن

106
00:07:27,520 --> 00:07:28,510
چرا؟

107
00:07:28,780 --> 00:07:33,010
.نفی تو این شهر دوستای زیادی داره
.مبارزه باعث تلفات میشه

108
00:07:37,130 --> 00:07:41,010
!تشریف بیارید، چستیل-دونو
.کاردینال کلاوول دنبال شماست

109
00:07:41,010 --> 00:07:42,570
کاردینال کلاوول؟

110
00:07:42,570 --> 00:07:44,940
!لطفا بیشتر نگران خودتون باشین

111
00:07:44,940 --> 00:07:47,080
...هی، صبر کن

112
00:07:45,840 --> 00:07:47,080
!بفرمایید، از این طرف

113
00:07:47,080 --> 00:07:49,200
!باشه، فقط انقدر منو هل ندین

114
00:07:47,080 --> 00:07:49,950
به نظرتون برای چستیل-سان مشکلی پیش نمیاد؟

115
00:07:49,950 --> 00:07:51,260
.گفتنش سخته

116
00:07:51,710 --> 00:07:56,490
.ولی اون حمایت بقیه رو داره که می‌تونه روش حساب کنه

117
00:07:57,040 --> 00:08:01,580
،اگه من‌ به‌عنوان جادوگر مداخله کنم
.فقط موقعیتش متزلزل‌تر میشه

118
00:08:02,130 --> 00:08:05,790
بگو ببینم فور. اونا کاری با تو کردن؟

119
00:08:06,210 --> 00:08:09,460
مگه یه جادوگر برای متنفر بودن از شوالیه‌های مقدس
نیاز به دلیل داره؟

120
00:08:10,380 --> 00:08:13,340
.نه. کاملا طبیعیه

121
00:08:15,680 --> 00:08:18,200
.امیدوارم که این باعث دردسر بیشتری نشه

122
00:08:26,490 --> 00:08:28,160
.اینم از قلعه ابرشیطان

123
00:08:28,660 --> 00:08:30,970
.باورم نمیشه همچین ساختمونی زیرِ زمین باشه

124
00:08:31,990 --> 00:08:34,610
.احتمالاً روی سطح زمین ساخته شده

125
00:08:34,610 --> 00:08:37,320
.مارکوشیاس به احتمال زیاد با جادو پایین آوردش

126
00:08:40,110 --> 00:08:43,080
.یه‌چیزیش برام آشناست

127
00:08:43,370 --> 00:08:44,400
چی؟

128
00:08:44,400 --> 00:08:45,290
...فکر کنم

129
00:08:47,040 --> 00:08:49,290
.که اژدهایان قبلاً اینجا زندگی می‌کردن

130
00:08:49,550 --> 00:08:50,850
مطمئنی؟

131
00:08:50,850 --> 00:08:54,010
.مدل غار منو یاد جایی می‌اندازه که توش زندگی می‌کردم

132
00:08:54,440 --> 00:08:55,880
.بوی مانا هم همینطور

133
00:08:56,290 --> 00:09:00,350
.باشه، ببین می‌تونی توی قلعه چیزی مرتبط با اژدهایان پیدا کنی

134
00:09:00,620 --> 00:09:02,620
.می تونی هر کتابی که خواستی برداری

135
00:09:02,620 --> 00:09:03,260
.باشه

136
00:09:31,240 --> 00:09:32,960
زاگان، اون چیه؟

137
00:09:33,360 --> 00:09:35,430
.یه‌جور مجسمه یا کیمرا

138
00:09:35,430 --> 00:09:37,880
.هرچی باشه، موجودی که با جادو خلق شده

139
00:09:38,340 --> 00:09:40,580
واسه محافظت از اینجا بوده؟

140
00:09:40,580 --> 00:09:41,990
.احتمال زیاد

141
00:09:41,990 --> 00:09:46,230
.ولی با مرگ مارکوشیاس، از کار افتاده

142
00:09:46,740 --> 00:09:50,130
.بهتره که ریسک نکنیم و بهش دست نزنیم. بجنبین

143
00:09:50,130 --> 00:09:51,230
.د ـ درسته

144
00:09:57,040 --> 00:09:59,810
زاگان، اون حلقه جادو چی؟

145
00:09:59,810 --> 00:10:01,030
منظورت چیه؟

146
00:10:01,720 --> 00:10:03,740
.این یه علامت اژدهاییه

147
00:10:04,300 --> 00:10:05,350
!جدی؟

148
00:10:05,350 --> 00:10:06,120
.آره

149
00:10:06,490 --> 00:10:08,060
.خودم برات پیداش کردم

150
00:10:08,510 --> 00:10:10,430
.آفرین، کارت عالیه فور

151
00:10:12,960 --> 00:10:14,660
!زاگان تشویقم کرد

152
00:10:15,190 --> 00:10:17,220
.چه عالی، فور

153
00:10:19,310 --> 00:10:21,410
می‌دونی کاربردش چیه؟

154
00:10:21,410 --> 00:10:24,690
.فکر کنم یه درِ مخفی‌ای چیزی باشه

155
00:10:24,690 --> 00:10:25,680
می‌تونی بازش کنی؟

156
00:10:26,160 --> 00:10:26,790
.آره

157
00:10:34,780 --> 00:10:35,900
چی شده؟

158
00:10:35,900 --> 00:10:37,700
...خب، آم

159
00:10:41,570 --> 00:10:42,780
...این یعنی

160
00:10:43,150 --> 00:10:45,180
چیزی می‌خواد؟

161
00:10:45,710 --> 00:10:46,660
ولی آخه چی؟

162
00:10:48,720 --> 00:10:50,750
!اوه، که‌اینطور

163
00:10:51,910 --> 00:10:52,930
!نفی

164
00:10:54,320 --> 00:10:57,260
.تکون...نخور

165
00:10:57,260 --> 00:10:58,720
!چـ ـ چشم

166
00:11:01,220 --> 00:11:03,970
نازی

167
00:11:01,220 --> 00:11:03,970
نازی

168
00:11:01,220 --> 00:11:03,970
نازی

169
00:11:01,220 --> 00:11:03,970
نازی

170
00:11:06,970 --> 00:11:14,230
نازی

171
00:11:06,970 --> 00:11:14,230
نازی

172
00:11:07,600 --> 00:11:11,600
.احتمالاً وقتی فور رو ناز کردم، نفی حسودیش شده

173
00:11:11,600 --> 00:11:14,230
.وقتی تنها بودیم هیچ‌وقت اینجوری نمی‌کرد

174
00:11:14,900 --> 00:11:18,240
.البته اصلاً چیز بدی نیست

175
00:11:18,480 --> 00:11:20,030
...زل‌زدن

176
00:11:19,360 --> 00:11:20,030
ای وای

177
00:11:20,350 --> 00:11:22,270
!چـ ـ چی شده، فور؟

178
00:11:22,270 --> 00:11:23,370
.بازش کردم

179
00:11:23,760 --> 00:11:25,890
!آ-آفرین، کارِت خوب بود

180
00:11:44,890 --> 00:11:46,260
.که‌اینطور

181
00:11:46,850 --> 00:11:49,230
.ظاهراً اصل‌کاری اینجاست

182
00:11:53,380 --> 00:11:59,270
هدف ما جمع‌آوریِ تمام کتاب‌هاییه که با
.شیاطین و درجات ابرشیطان‌ها ارتباط دارن

183
00:11:59,270 --> 00:12:00,740
.به‌روی‌چشم

184
00:12:04,930 --> 00:12:05,950
چیه؟

185
00:12:05,950 --> 00:12:09,280
زاگان، تو می‌تونی ذهن افراد رو بخونی؟

186
00:12:10,180 --> 00:12:12,160
...سوال خوبیه، نمی‌دونم

187
00:12:12,500 --> 00:12:17,170
چند لحظه پیش بدون اینکه نفی چیزی بگه
.تونستی بفهمی که چی‌ می‌خواد

188
00:12:17,450 --> 00:12:22,150
.اوه...خب نفی همیشه بهم سرنخ میده

189
00:12:22,150 --> 00:12:25,430
به‌خاطر خودمم که شده باید تواناییِ
.فهمیدن خواسته‌هاش رو داشته باشم

190
00:12:26,660 --> 00:12:29,180
.یکم حسودیم شد

191
00:12:29,180 --> 00:12:31,350
.نمی‌دونم چرا مثل غریبه‌ها رفتار می‌کنی

192
00:12:32,490 --> 00:12:37,480
،نمی‌دونم اژدهایان چند سال عمر می‌کنن
.ولی مارکوشیاس هزار سال عمر کرد

193
00:12:37,870 --> 00:12:43,610
مطمئنم بعد از چند‌صد سال زندگی، تو هم
.می‌تونی بدون سوال کردن، خواسته‌های بقیه رو بفهمی

194
00:12:44,050 --> 00:12:45,130
...هزار سال

195
00:12:45,760 --> 00:12:47,370
می‌تونم اون‌قدر پیش شما بمونم؟

196
00:12:47,710 --> 00:12:51,330
.آره، ولی اگه بخوای بری جلوت رو نمی‌گیرم

197
00:12:53,450 --> 00:12:54,920
!من می‌مونم

198
00:12:56,200 --> 00:12:58,750
...خدایی خیلی عوض شدما

199
00:13:03,970 --> 00:13:05,630
«.دوازده شمشیر مقدس»

200
00:13:06,950 --> 00:13:07,950
!بده ببینم

201
00:13:12,160 --> 00:13:13,140
!می‌دونستم

202
00:13:13,810 --> 00:13:19,400
،وقتی نماد ابرشیطان‌ها رو دیدم
...حس کردم مشابه‌ش رو قبلاً یه‌جایی دیدم

203
00:13:19,400 --> 00:13:21,980
!این همون نوشته‌ایه که روی شمشیر‌های مقدس حک شده

204
00:13:21,980 --> 00:13:26,820
متن‌هاش دقیقاً مثل هم نیست، ولی واضحه که
.منبع هردو یکیه

205
00:13:27,310 --> 00:13:28,870
!دمت گرم، فور

206
00:13:29,410 --> 00:13:30,460
...این یعنی

207
00:13:30,910 --> 00:13:36,040
این یعنی هرچی بیشتر راجع‌به شمشیرهای مقدس
!یاد بگیرم، بیشتر راجع‌به نماد ابرشیطانی اطلاعات کسب می‌کنم

208
00:13:36,050 --> 00:13:41,060


209
00:13:36,050 --> 00:13:41,060
Sokka

210
00:13:36,050 --> 00:13:41,060
 :مترجم

211
00:13:50,570 --> 00:13:52,390
...ملاقات شما باعث افتخاره

212
00:13:53,120 --> 00:13:56,850
.اربابِ شوالیه‌های مقدس، سر رافائل هیراندل

213
00:13:57,140 --> 00:14:01,610
تو باید همون حامل شمشیر مقدسی باشی
.که زیاد راجع‌بهش شنیدم

214
00:14:02,100 --> 00:14:05,100
،شنیدم به‌خاطر سرپیچی از دستورات
،از جایگاهت برکنار شدی

215
00:14:05,100 --> 00:14:07,490
.ولی الان به‌نظر اوضاعت خوبه

216
00:14:08,540 --> 00:14:10,660
.تشویق شما باعث افتخار منه

217
00:14:10,940 --> 00:14:11,780
...خب حالا

218
00:14:12,240 --> 00:14:15,520
تا الان چند تا جادوگر کُشتی؟

219
00:14:16,990 --> 00:14:18,500
صاف رفت سر اصل مطلب؟

220
00:14:19,260 --> 00:14:23,120
حامل شمشیر مقدسی که بیشترین میزان
...جادوگرکُشی رو در بین همه داره

221
00:14:23,120 --> 00:14:27,300
بعد از کاری که کردم، اون با کمال میل
.سر منو قطع می‌کنه

222
00:14:27,800 --> 00:14:29,180
!گور باباش، نمی‌ترسم

223
00:14:29,970 --> 00:14:33,220
.فکر نکنم انقدری باشه که بخوام باهاش فخرفروشی کنم

224
00:14:35,120 --> 00:14:38,480
!چستیل-دونو! لطفاً مراقب حرفایی که می‌زنین باشین

225
00:14:38,480 --> 00:14:41,400
!مطمئن نیستم در برابر اون بتونیم از شما محافظت کنیم

226
00:14:41,400 --> 00:14:42,860
!مایه‌ی تاسفه

227
00:14:42,860 --> 00:14:46,190
،مگه تو قسم نخوردی که در هر شرایطی
به‌خاطر چستیل-دونو از جونت بگذری؟

228
00:14:49,170 --> 00:14:53,200
خیلی وقت بود که کسی جرات نکرده بود
.با من اینطوری حرف بزنه

229
00:14:53,630 --> 00:14:56,620
.و تو احتمالاً اولین زنی هستی که اینطوری باهام حرف می‌زنی

230
00:14:57,150 --> 00:15:00,120
.قراره این غرور و افتخارت رو با خودت به گور ببری

231
00:15:02,170 --> 00:15:03,900
!فرار کنید، چستیل-دونو

232
00:15:03,900 --> 00:15:05,240
!رافائل-دونو

233
00:15:06,230 --> 00:15:08,880
معلوم هست با شوالیه‌های من چیکار داری؟

234
00:15:09,650 --> 00:15:15,720
.کلاوول؟ من با ماموران دولتی‌ای مثل تو کاری ندارم

235
00:15:16,020 --> 00:15:20,690
.درسته، ولی بازم حفاظت از این شوالیه‌ها، مسئولیت منه

236
00:15:22,040 --> 00:15:26,920
اینارو بیخیال. تو شمشیر مقدس این دختر رو
مصادره کردی، مگه نه؟

237
00:15:26,920 --> 00:15:28,400
کجاست؟

238
00:15:28,720 --> 00:15:31,600
اصلاً به تو چه ربطی داره؟

239
00:15:31,600 --> 00:15:33,200
.خب اینکه واضحه

240
00:15:33,740 --> 00:15:36,910
.شمشیر‌های مقدس، خودشون حامل‌شون رو برمی‌گزینن

241
00:15:36,910 --> 00:15:41,680
تا زمانی که حامل شمشیری که برگزیده شده
.زنده باشه، کسی نمی‌تونه از شمشیرش استفاده کنه

242
00:15:41,680 --> 00:15:43,040
...برای همین

243
00:15:43,330 --> 00:15:46,600
.احتمالاً بهتره که الان سر این خانم‌کوچولو رو قطع کنم

244
00:15:47,170 --> 00:15:49,380
!چه ایده‌ی وحشتناکی

245
00:15:49,720 --> 00:15:51,540
.فقط داشتم حقایق رو بیان می‌کردم

246
00:15:51,540 --> 00:15:57,470
بعدشم، تو در جایگاهی نیستی که به حامل‌های شمشیر
.مقدس بگی با شمشیرشون چیکار کنن یا نکنن

247
00:15:57,790 --> 00:16:00,550
!حرفاتون احمقانه‌ست، رافائل-دونو

248
00:16:00,550 --> 00:16:06,940
اگه شمشیرهامون رو به اراده و هوس خودمون استفاده
!کنیم، پس فرقی با اراذل‌ و اوباش نداریم

249
00:16:08,730 --> 00:16:12,570
!این دومین باریه که داری برام دهن‌کجی می‌کنی بچه

250
00:16:12,570 --> 00:16:14,030
!جالبه

251
00:16:15,830 --> 00:16:17,370
پس اینو می‌خوای، کلاوول؟

252
00:16:17,640 --> 00:16:23,670
،یکی از شوالیه‌هایی که مسئولیت حفاظتش با تو‌ئه
.قراره بدون شمشیر و زره کشته بشه

253
00:16:26,960 --> 00:16:28,680
.فـ ـ فهمیدم

254
00:16:29,400 --> 00:16:31,580
.چستیل، باهام بیا

255
00:16:38,720 --> 00:16:39,680
.بگیرش

256
00:16:40,230 --> 00:16:45,240
.نمی‌دونم که برگردوندن این شمشیر، کار درستیه یا نه

257
00:16:45,240 --> 00:16:50,690
با این کار احتمالاً به اون مرد بهانه‌ای میدم
.که تو رو سلاخی کنه

258
00:16:50,690 --> 00:16:57,360
ولی... من ایمان دارم که تو راهی برای خلاص شدن
.از این مصیبت پیدا می‌کنی

259
00:17:00,480 --> 00:17:01,910
.خیلی ازتون ممنونم

260
00:17:04,190 --> 00:17:05,420
...اون مرد

261
00:17:06,340 --> 00:17:09,670
.انگار که عمداً طوری حرف زد که شمشیر رو بهم برگردونن

262
00:17:10,280 --> 00:17:11,690
ولی چرا؟

263
00:17:24,390 --> 00:17:28,190
!نـ ـ ناموساً یه دختر کوچیک دیگه هم آوردی تو زندگیت؟

264
00:17:29,180 --> 00:17:31,950
تو از کجا می‌دونی، بارباروس؟

265
00:17:31,950 --> 00:17:34,440
!فکر می‌کردم فقط سرتاپای خودت شبیه جوکه

266
00:17:34,820 --> 00:17:38,770
!همه جا شایعه شده که تو بچه رو رُبودی

267
00:17:38,770 --> 00:17:42,100
چرت‌وپرتات تموم شد؟ می‌تونم برم؟

268
00:17:42,100 --> 00:17:45,810
!باشه بابا شوخی کردم، جدی نگیر

269
00:17:45,810 --> 00:17:48,710
مگه خودت نگفتی که برای نوشیدنی‌های مرغوب خبرِت کنم؟

270
00:17:50,120 --> 00:17:53,460
خب، این بچه‌ای که شایعه‌ش پخش شده کیه؟

271
00:17:53,460 --> 00:17:56,610
شاگرد دومی چیزی گرفتی؟

272
00:17:56,610 --> 00:17:58,010
.بی‌راه نمیگه

273
00:17:58,510 --> 00:18:01,050
.راستش یکیه که تو هم می‌شناسیش

274
00:18:01,340 --> 00:18:02,160
!چی؟

275
00:18:02,160 --> 00:18:03,890
!پس یه جادوگره؟

276
00:18:05,170 --> 00:18:07,730
...یه دختر جادوگر

277
00:18:07,730 --> 00:18:10,300
تنها جادوگر محلی‌ای که این اطرافه گومریِ افسونگره، مگه نه؟

278
00:18:10,300 --> 00:18:13,150
...که تا جایی که می‌دونم، اون کلاً از مَردها متنفره

279
00:18:13,570 --> 00:18:19,030
...ظاهراً خبر نداره که والفور رو آوردم و اینکه اون یه اژدهاست

280
00:18:19,030 --> 00:18:20,620
!اها، والفور

281
00:18:22,220 --> 00:18:25,880
مگه والفور چند‌وقت پیش به قلعه‌ت حمله نکرد؟

282
00:18:25,880 --> 00:18:27,820
.همون گنده‌بکی که ماسک می‌زنه

283
00:18:27,820 --> 00:18:30,720
.درسته...حمله کرد

284
00:18:30,720 --> 00:18:32,250
خب با اون چیکار کردی؟

285
00:18:32,580 --> 00:18:34,800
.به زور گذاشتم زنده بمونه

286
00:18:35,120 --> 00:18:38,170
مثل همیشه بعد از یه گوش‌مالی طرفو شوت کردی بیرون؟

287
00:18:38,980 --> 00:18:42,550
.شایعه شده که اون یک اژدهاست

288
00:18:42,550 --> 00:18:46,240
.با جنازه‌ی اون می‌تونستی حسابی خودت رو تقویت کنی

289
00:18:46,240 --> 00:18:47,520
.حیف شد

290
00:18:47,850 --> 00:18:52,110
...دقیقاً برای همینه که باید هویت «فور» رو مخفی نگه دارم

291
00:18:52,520 --> 00:18:55,650
.خب، والفور رو بیخیال. برگردیم سر همون بچه‌ای که تور کردی

292
00:18:55,650 --> 00:18:56,790
راستشو بگو کیه؟

293
00:18:56,790 --> 00:19:00,160
واقعاً نمی‌فهمم که خبر داره یا نه؟

294
00:19:00,870 --> 00:19:03,990
.توضیحش سخته. تو فکر کن یه‌جورایی به سرپرستی گرفتمش

295
00:19:05,220 --> 00:19:08,100
!یـ ـ یه دختربچه به سرپرستی گرفتی؟ ناموسا؟

296
00:19:08,750 --> 00:19:10,250
.باز دوباره رد داد

297
00:19:11,050 --> 00:19:14,290
.خب، دیگه شوخی برای امروز کافیه

298
00:19:14,640 --> 00:19:16,250
پس بالاخره میری سر اصل مطلب؟

299
00:19:17,560 --> 00:19:22,640
.کلیسا اصل‌کاری رو فرستاده سراغت، گفتم شاید بخوای بدونی

300
00:19:23,170 --> 00:19:25,700
.جادگرکُش معروف، رافائل

301
00:19:25,700 --> 00:19:29,260
!اون تا الان 499 تا جادوگر رو سلاخی کرده

302
00:19:29,730 --> 00:19:33,980
بی‌رحم‌ترین حامل شمشیر مقدس، که بیشترین 
.میزان جادوگرکُشی رو به اسم خودش ثبت کرده

303
00:19:34,580 --> 00:19:38,570
.و تو قراره اون نفر 500ام خوش‌شانس باشی

304
00:19:38,840 --> 00:19:40,240
.عجیبه

305
00:19:40,240 --> 00:19:44,160
حتی با یک شمشیر مقدس، واقعاً میشه اون تعداد جادوگر رو کُشت؟

306
00:19:44,160 --> 00:19:45,580
...درسته

307
00:19:45,950 --> 00:19:48,910
.ولی اون یک اژدها رو بلعیده

308
00:19:50,450 --> 00:19:54,630
.انسان‌ها فکر می‌کنن خوردن اژدها اونا رو قوی‌تر می‌کنه

309
00:19:54,880 --> 00:19:58,250
مگه یه جادوگر برای متنفر بودن از شوالیه‌های مقدس
نیاز به دلیل داره؟

310
00:19:58,970 --> 00:20:00,760
.پس به‌خاطر همینه

311
00:20:01,100 --> 00:20:06,300
،اگرچه کلیسا خوردن اژدها رو کار ناپسندی می‌دونه
.برای همین ممکنه فقط شایعه باشه

312
00:20:06,720 --> 00:20:10,100
.این روزا خیلی خبرای وحشتناکی میدی

313
00:20:11,120 --> 00:20:15,530
.خب، فکر کن برای جبران کار اون روز این‌کارو می‌کنم

314
00:20:16,630 --> 00:20:21,750
به این نتیجه رسیدم که رفیق جینگ بودن با تو
!از کشتنت بیشتر برام سود داره

315
00:20:21,750 --> 00:20:23,910
.دقیقاً همونقدر که حال‌بهم‌زنی، بی‌شرم هم هستی

316
00:20:24,400 --> 00:20:25,910
!فعلاً که بدرد بخورم

317
00:20:26,340 --> 00:20:29,340
.برای تو که معامله‌ی خوبیه

318
00:20:29,340 --> 00:20:33,250
.شاید اگه یکم وجدان داشتی منطقی بود

319
00:20:33,600 --> 00:20:34,960
واقعاً چی می‌خوای؟

320
00:20:35,410 --> 00:20:37,600
...املاک مارکوشیاس

321
00:20:37,600 --> 00:20:40,400
چرا نمی‌ذاری برات راست‌وریستش کنم؟

322
00:20:40,400 --> 00:20:42,630
...تنهایی که نمی‌تونی بهش رسیدگی

323
00:20:41,800 --> 00:20:43,260
.نه، ممنونم

324
00:20:43,260 --> 00:20:44,550
!ناموساً چرا؟

325
00:20:44,550 --> 00:20:48,810
چون تو چیزایی که نمی‌خوای من بدونم رو
.بر می‌داری و مخفی می‌کنی

326
00:20:49,150 --> 00:20:51,560
خب طبیعیه! مگه عیبی داره؟

327
00:20:52,090 --> 00:20:55,690
حقیقتاً...درک نمی‌کنم که آدم باهوشی مثل اون چطور
.می‌تونه انقدر احمق باشه

328
00:20:56,360 --> 00:20:58,860
.خب بهت چندتا طومار جادوگری میدم

329
00:20:58,860 --> 00:21:00,230
.از سرِت هم زیادیه

330
00:21:01,900 --> 00:21:04,150
.به‌گمونم معامله‌ی خوبیه

331
00:21:04,450 --> 00:21:07,410
!باید اعتراف کنم، داشتن دوست بخشنده‌ای مثل تو عالیه

332
00:21:08,000 --> 00:21:12,580
راستی کتاب‌ها رو خودم انتخاب می‌کنم دیگه، مگه نه؟

333
00:21:12,580 --> 00:21:14,700
...سعی نکنی بهم چندتا طومار آشغال بندازیا

334
00:21:14,700 --> 00:21:16,310
.راستی، بارباروس

335
00:21:17,300 --> 00:21:21,500
،اون شوالیه‌ی مقدسِ اژدهاکُشی که گفتی
قیافه‌ش چه شکلیه؟

336
00:21:21,830 --> 00:21:28,080
.بذار ببینم... نسبت به سنش هیکل درشتی داره

337
00:21:28,080 --> 00:21:32,430
.یه زخم بزرگ هم وسط صورتش داره

338
00:21:33,250 --> 00:21:36,300
.میگن که موقع شکار اژدها اون زخم روی صورتش افتاده

339
00:21:37,360 --> 00:21:39,150
.عجب تصادفی

340
00:21:39,450 --> 00:21:42,230
.یکی با همین مشخصات رو تازه دیدم

341
00:21:42,230 --> 00:21:45,640
!هوی هوی هوی، تعجب کردم که زنده موندی

342
00:21:45,640 --> 00:21:48,320
.فکر می‌کردم بتونه دخلت رو بیاره

343
00:21:50,260 --> 00:21:53,830
.نه خب... هنوز به اون بخش نرسیدیم

344
00:23:30,050 --> 00:23:35,050
این قضیه‌ی شوالیه‌ی مقدس، از اوناس که ترجیح میدم درگیرش نشم

345
00:23:30,050 --> 00:23:35,050
قسمت بعد

