﻿1
00:00:00,670 --> 00:00:02,940
. سال 845 است

2
00:00:03,280 --> 00:00:08,780
، با ظاهر شدن غول عظیم الجثه و غول زره پوش

3
00:00:09,140 --> 00:00:13,400
. زندگی روزمره ی انسان ها با دیوارها ، خورد شد و پایین اومد

4
00:00:15,810 --> 00:00:19,240
. انسان ها دیوار ماریا رو رها کردن

5
00:00:19,240 --> 00:00:22,500
. یک پنجم جمعیت و یک سومِ قلمروشون رو از دست دادن

6
00:00:22,860 --> 00:00:27,120
. و فعالیت های انسانی تا دیوار رُز عقب کشیده شد

7
00:00:29,580 --> 00:00:32,920
، و بعد ، در سال 850 ، در تروست

8
00:00:33,800 --> 00:00:37,800
. بشریت به غول ها اجازه داد بیشتر از قبل پیشروی کنن

9
00:00:38,750 --> 00:00:42,270
، آرن یائگر ، با اینکه یه غول خورده بودش

10
00:00:42,810 --> 00:00:47,460
. یه دفعه از جسد یه غول بلند شد

11
00:00:53,230 --> 00:01:01,030
forums.AnimWorld.net

12
00:00:53,230 --> 00:01:01,030
<font face="Seagram tfb">Sabzchidori & Sfmking <font face="AFSANEH">کاری از</font></font>

13
00:01:04,290 --> 00:01:09,490
هیچ کس اسم گل های له شده رو به یاد نداره

14
00:01:09,490 --> 00:01:14,830
پرنده هایی که سقوط کردن ‏‏‏،‏‏‏ منتظر باد بعدی هستن تا دوباره پرواز کنن

15
00:01:14,830 --> 00:01:20,110
دعای خالی هیچ چیز رو تغییر نمی ده

16
00:01:20,110 --> 00:01:25,590
چیزی که الان می تونه دنیامون رو عوض کنه ، روح مبارزس

17
00:01:25,590 --> 00:01:27,870
از قدرت استفاده کن و نشونشون بده

18
00:01:27,870 --> 00:01:30,670
به خوک هایی که به روحِ حرکت به جلو می خندن

19
00:01:30,670 --> 00:01:33,390
علاقمون به زندگی راحت ‏‏‏،‏‏‏ این حقیقت جعلی رو قوی تر کرده

20
00:01:33,390 --> 00:01:36,110
اما ما در اصل ‏‏‏،‏‏‏ مثل گرگ های گرسنه ‏‏‏،‏‏‏ آزادیم ‏‏‏!‏‏‏

21
00:01:36,110 --> 00:01:41,510
حقارتِ اسیری رو بذار توی مشت هات و با سختی ها بجنگ

22
00:01:41,510 --> 00:01:46,730
چه بدنت اسیر باشه چه نباشه ‏‏‏،‏‏‏ طعمت رو تیکه پاره می کنی ‏‏‏!‏‏‏

23
00:01:46,730 --> 00:01:52,170
همینطور که بدنت با میلی روز افزون شعله می کشه ‏‏‏،‏‏‏

24
00:01:52,170 --> 00:01:58,790
سریع کمانت رو بردار و پیکانی آتشین پرتاب کن

25
00:02:21,030 --> 00:02:26,040
جواب

26
00:02:21,030 --> 00:02:26,040
( دفاع از تروست ( بخش ششم

27
00:02:26,330 --> 00:02:30,290
یه بار دیگه ازت می پرسم ! تو چی هستی ؟

28
00:02:31,070 --> 00:02:32,660
! من انسانم

29
00:02:37,000 --> 00:02:38,550
. که اینطور

30
00:02:39,300 --> 00:02:41,090
. ازم کینه به دل نگیر

31
00:02:47,050 --> 00:02:48,190
... مارکو

32
00:02:48,190 --> 00:02:53,140
! نه ! دیگه نمی تونم ... نمی تونم با غول ها بجنگم

33
00:02:53,140 --> 00:02:53,900
{\an8}تو چت شده ؟

34
00:02:54,190 --> 00:02:56,190
{\an8}! رفقام جلوی چشمام خورده شدن

35
00:02:56,190 --> 00:03:01,110
{\an8}! اونا رو خوردن اما من نه احساس تنفر داشتم نه غم

36
00:03:01,670 --> 00:03:05,540
{\an8}! فقط خوشحال بودم که منو نخوردن

37
00:03:05,890 --> 00:03:09,020
{\an8}! اما بعدی منم

38
00:03:09,020 --> 00:03:10,280
{\an8}! حالا فهمیدم

39
00:03:10,280 --> 00:03:16,520
{\an8}! کار ما اینه که تا وقتی غول ها بخورنمون بجنگیم

40
00:03:16,520 --> 00:03:19,340
{\an8}- اگه منم قراره دیر یا زود تیکه پاره کنن ، ترجیح می دم

41
00:03:19,340 --> 00:03:21,340
{\an8}! بسه ! به خودت بیا مرد

42
00:03:21,520 --> 00:03:25,600
{\an8}! فقط تو یکی نیستی ! همه اینجا از ترس می لرزن

43
00:03:25,600 --> 00:03:27,380
{\an8}! ساشا رو نگا

44
00:03:27,380 --> 00:03:30,760
{\an8}. حتی بعد از چیزایی که کشیده ، انگار نه انگار

45
00:03:34,550 --> 00:03:37,860
{\an8}شکمم خیلی درد می کنه ! می شه برم بهداری ؟

46
00:03:39,900 --> 00:03:41,160
! نمی تونم این وضعو تحمل کنم

47
00:03:41,160 --> 00:03:42,270
! بسه

48
00:03:44,220 --> 00:03:47,030
. خدا رو شکر قسم وفاداری خوردیم

49
00:03:47,630 --> 00:03:49,910
. اوضاع همینجوریش هم کم به هم ریخته نیست

50
00:03:50,520 --> 00:03:52,180
... اگه ماجرای ارن رو بفهمن

51
00:03:59,880 --> 00:04:01,560
صدای شلیک توپ ؟

52
00:04:01,560 --> 00:04:03,060
اما چرا فقط یکی ؟

53
00:04:03,060 --> 00:04:04,680
... نگا کنید ، دود

54
00:04:04,680 --> 00:04:06,470
! از داخل دیوارهاس

55
00:04:07,570 --> 00:04:08,850
اون چیه ؟

56
00:04:09,680 --> 00:04:11,480
چه خبر شده ؟

57
00:04:11,480 --> 00:04:13,440
یعنی دروازه رو شکستن ؟

58
00:04:13,440 --> 00:04:15,870
! اونجا مستحکم ترین جای شهره ! امکان نداره

59
00:04:15,870 --> 00:04:18,260
. احتمالا اتفاقی یه گلوله ی توپ افتاده پایین

60
00:04:18,260 --> 00:04:22,110
اگه اینجوریه اونهمه دود برای چیه ؟

61
00:04:22,490 --> 00:04:24,910
ممکنه بخارِ بلند شده از یه غول باشه ؟

62
00:04:26,660 --> 00:04:27,820
! هی

63
00:04:28,580 --> 00:04:29,910
! هی

64
00:04:52,370 --> 00:04:55,180
اون پایین چه خبر شده ؟

65
00:05:16,490 --> 00:05:18,040
! زندس

66
00:05:18,040 --> 00:05:19,620
! فرمانده فلامن

67
00:05:23,170 --> 00:05:24,860
! اونو نگا

68
00:05:24,860 --> 00:05:26,680
! عقب وایسید ! خطرناکه

69
00:05:26,680 --> 00:05:29,220
! آماده باشید و توپ رو آماده کنید

70
00:05:29,220 --> 00:05:30,430
! خودتونو آماده کنید

71
00:05:30,430 --> 00:05:33,250
! گلوله ی بعدی رو آماده کنید

72
00:06:05,470 --> 00:06:07,020
این دیگه چیه ؟

73
00:06:09,730 --> 00:06:12,390
. تا شنیدن صدای گلوله ی توپ رو یادمه

74
00:06:12,760 --> 00:06:16,620
... بعدش یه صدای بلند و برخورد و بعد هم گرما

75
00:06:16,620 --> 00:06:19,500
- الان هم داخل یه اسکلت گنده ایم

76
00:06:19,500 --> 00:06:21,610
. ارن از ما محافظت کرد

77
00:06:21,860 --> 00:06:24,400
. فقط همینو بفهمی کافیه

78
00:06:28,030 --> 00:06:31,030
فقط این داخل ، گل ها ... ؟

79
00:06:31,800 --> 00:06:35,830
هی ... حالتون خوبه ؟

80
00:06:36,430 --> 00:06:38,500
ارن ، این چیه ؟

81
00:06:38,500 --> 00:06:39,210
. نمی دونم

82
00:06:39,460 --> 00:06:41,920
. اما داره بخار می شه

83
00:06:41,920 --> 00:06:43,580
. مثل لاشه ی یه غول می مونه

84
00:06:43,580 --> 00:06:44,710
. باید از اینجا دور بشیم

85
00:06:46,330 --> 00:06:49,880
. هنوز دارن نگا می کنن . منتظرن ببینن بعدش چی می شه

86
00:06:49,880 --> 00:06:53,260
. نیروهای پادگان نمی تونن حرکاتمون رو ببینن

87
00:06:54,780 --> 00:06:57,740
. اما دیر یا زود ، دوباره بهمون حمله می کنن

88
00:06:59,900 --> 00:07:03,980
. بعد از دیدن همچین چیزی ، بعیده بتونیم با حرفِ خالی قضیه رو جمع کنیم

89
00:07:04,250 --> 00:07:07,580
. اما یه چیزی رو یادمه

90
00:07:07,580 --> 00:07:10,200
. زیرزمین . زیرزمین خونه ی قدیمی مون

91
00:07:11,050 --> 00:07:13,620
. بابام گفت اگه برم اونجا همه چیزو می فهمم

92
00:07:14,850 --> 00:07:18,400
. اون دلیل اینه که من الان اینجام

93
00:07:18,400 --> 00:07:22,920
. اگه برسم به اون زیرزمین ، احتمالا حقیقت پشت غول ها رو هم می فهمم

94
00:07:27,300 --> 00:07:28,210
! لعنتی

95
00:07:29,130 --> 00:07:31,590
اگه اینجوریه چرا اینهمه وقت چیزی نگفت ؟

96
00:07:31,590 --> 00:07:36,760
! این اطلاعاتیه که بخش اطلاعات واحد شناسایی به قیمت جون کلی آدم دنبالش می گشت

97
00:07:36,760 --> 00:07:39,640
مگه این آخرین امید بشریت نیست !؟

98
00:07:39,860 --> 00:07:44,880
اونوقت اون همشو توی زیرزمین مخفی کرده بود ؟

99
00:07:44,880 --> 00:07:47,650
چی داشته فکر می کرده !؟

100
00:07:50,150 --> 00:07:53,610
- این پنج سال کجا رفته بوده ، بعد از اینکه ما رو ول کرد به

101
00:07:53,610 --> 00:07:57,380
. ارن ! الان چیزای مهم تری هست که بهش فکر کنیم

102
00:08:00,710 --> 00:08:02,390
! دود داره از بین می ره

103
00:08:02,390 --> 00:08:03,430
! وقتی ببینیمشون دوباره حمله می کنیم

104
00:08:03,430 --> 00:08:04,420
! بیاید تمومش کنیم

105
00:08:04,420 --> 00:08:05,920
! فعلا حرکت نکنید

106
00:08:17,120 --> 00:08:19,850
. من ... می خوام از اینجا برم

107
00:08:21,090 --> 00:08:23,060
آخه کجا ؟ چطوری ؟

108
00:08:23,060 --> 00:08:24,750
. فعلا هر جایی که بشه

109
00:08:24,750 --> 00:08:27,800
. بعدش از روی دیوار رد می شم و می رم زیرزمین قدیمیمون رو پیدا می کنم

110
00:08:27,800 --> 00:08:29,530
. قبل از اون ، باید یه بار دیگه غول بشم

111
00:08:30,090 --> 00:08:32,550
می تونی اینکارو بکنی ؟

112
00:08:32,550 --> 00:08:35,320
. خودم هم درست نفهمیدم

113
00:08:35,610 --> 00:08:38,200
. اما فک کنم بتونم

114
00:08:38,200 --> 00:08:42,460
. همونطور که آدم نمی تونه توضیح بده چطوری دستش رو تکون می ده

115
00:08:43,920 --> 00:08:47,670
. اون موقع ، همه ی فکر و ذکرم این بود که جلوی گلوله ی توپ رو بگیرم

116
00:08:48,380 --> 00:08:52,420
. برای همین بدنم به دردِ خاصی نمی خورد و زیاد هم دووم نیاورد

117
00:08:56,390 --> 00:08:59,120
. این دفعه ، یه چیز قوی تر رو امتحان می کنم

118
00:08:59,120 --> 00:09:03,180
! اون غول کلاس 15 متری که باهاش زدم دهن غول ها رو سرویس کردم

119
00:09:03,180 --> 00:09:06,190
. ارن ، از دماغت داره خون میاد

120
00:09:08,760 --> 00:09:11,820
. رنگت هم پریده . نفس کشیدنت هم سخت تر شده

121
00:09:11,820 --> 00:09:15,470
! معلومه که غول شدن خیلی به بدنت فشار میاره

122
00:09:15,470 --> 00:09:18,030
. الان مهم نیست توی چه وضعیتی هستم

123
00:09:19,040 --> 00:09:20,910
. دو تا فکر دارم

124
00:09:21,310 --> 00:09:26,170
. اگه شما دوتا سعی نکنید از من دفاع کنید ، اونا شما رو نمی کشن

125
00:09:27,180 --> 00:09:29,540
. همینجوریش هم براتون دردسر درست کردم

126
00:09:30,510 --> 00:09:33,050
. از اینجا به بعد ، تنهایی می رم

127
00:09:33,960 --> 00:09:36,120
- نه ! من

128
00:09:36,120 --> 00:09:37,050
. ارن

129
00:09:38,240 --> 00:09:39,010
. منم میام

130
00:09:39,010 --> 00:09:39,970
. نه

131
00:09:40,370 --> 00:09:43,520
. اگه فک می کنی نمی تونم پا به پات بیام ، بهم توجه نکن

132
00:09:43,790 --> 00:09:47,100
. اما منم لازم نیست هر کاری تو می گی بکنم

133
00:09:47,100 --> 00:09:49,020
! این چرت و پرتا رو تمومش کن

134
00:09:49,470 --> 00:09:53,030
! من نه داداش کوچیکه ی توام نه بچت

135
00:09:53,030 --> 00:09:57,860
{\an8}اطلاعات قابل ارائه ی فعلی

136
00:09:53,030 --> 00:09:57,860
( مخمر ( بخش اول

مخمر خاصی هست که فقط 

. داخل دیوار سینا پیدا می شه

، اگه این مخمر توی انبار علوفه

برنج یا حبوبات گذاشته بشه

. عمر این محصولات رو بسیار زیاد می کنه

137
00:09:57,860 --> 00:10:02,830
{\an8}اطلاعات قابل ارائه ی فعلی

138
00:09:57,860 --> 00:10:02,830
( مخمر ( بخش دوم

ساختن کارخونه هایی که این مخمر رو دارن

استراتژی اصلی بشریت برای 

آماده کردن تدارکاتِ لازم برای 

. بازپسگیری دیوار ماریا بوده

139
00:10:04,920 --> 00:10:06,160
، کاپتان

140
00:10:06,160 --> 00:10:08,870
... گلوله ی بعدی پر شده اما

141
00:10:08,870 --> 00:10:11,620
می شه بپرسم نقشه ی حمله ی بعدی چیه ؟

142
00:10:12,920 --> 00:10:15,300
! منتظر علامتم بمونید

143
00:10:16,030 --> 00:10:16,860
. چشم

144
00:10:17,840 --> 00:10:23,230
<i>. به نظر نمی رسه پادگان بخواد به این زودی حمله ی نزدیک رو شروع کنه</i>

145
00:10:23,230 --> 00:10:28,230
<i>. اگه می خواست شروع کنه ، میکاسایی که از گربه حسش قوی تره می فهمید</i>

146
00:10:28,530 --> 00:10:31,960
<i>، حتی اگه گلوله ی بعدی رو با تمام سرعت پُر کنن</i>

147
00:10:31,960 --> 00:10:34,540
<i>. حداقل تا 20 ثانیه دیگه طول می کشه</i>

148
00:10:34,540 --> 00:10:38,860
<i>. ارن می خواد قبل از اون موقع حرکت کنه و بره</i>

149
00:10:42,840 --> 00:10:46,570
<i>چرا الان داره اون یادم میاد ؟</i>

150
00:10:47,910 --> 00:10:52,250
<i>بخاطر اینه که حس می کنم آخر کارمونه ؟</i>

151
00:10:53,210 --> 00:10:55,210
<i>، انگار توی آخرین لحظات عمرم هم</i>

152
00:10:56,400 --> 00:10:59,870
<i>. نتونستم از یه ترسوی بدبخت بیشتر بشم</i>

153
00:11:02,280 --> 00:11:05,640
<i>، اونا اینهمه بار بهم کمک کردن</i>

154
00:11:05,640 --> 00:11:10,240
<i>. اما من یه دفعه هم نتونستم براشون تلافی کنم</i>

155
00:11:13,880 --> 00:11:18,360
<i>چطور می تونم خودمو با همچین دوستایی برابر بدونم ؟</i>

156
00:11:18,560 --> 00:11:23,320
<i>چطور می تونم بگم " منم باهاتون میام " ؟</i>

157
00:11:23,320 --> 00:11:25,830
<i>... وقتی حتی مطمئن نیستم بتونم باهاشون پا به پا برم</i>

158
00:11:36,210 --> 00:11:38,470
<i>... بعد از این ماجرا</i>

159
00:11:41,370 --> 00:11:45,680
<i>. سه تاییمون دیگه دور هم جمع نمی شیم</i>

160
00:11:46,780 --> 00:11:47,950
- ارن ، من

161
00:11:47,950 --> 00:11:49,350
. وایسا ، میکاسا

162
00:11:49,690 --> 00:11:52,220
. گفتم که دوتا فکر دارم

163
00:11:53,310 --> 00:11:56,480
. آرمین ، نظر نهایی رو به تو می سپارم

164
00:11:59,060 --> 00:12:03,990
. می دونم این نقشه با عقل جور در نمیاد

165
00:12:03,990 --> 00:12:10,040
. با اینحال ، بهترین انتخابمون اینه که با قدرت این غول به ارتش کمک کنیم

166
00:12:11,960 --> 00:12:13,250
. می دونم به نظر دیوونگی میاد

167
00:12:14,260 --> 00:12:20,290
، اگه مطمئنی که می تونی پادگان رو قانع کنی من تهدیدی براشون نیستم

168
00:12:21,250 --> 00:12:24,530
. منم به حرفت اعتماد می کنم و می مونم

169
00:12:24,530 --> 00:12:26,390
. این فکر دومم بود

170
00:12:27,280 --> 00:12:31,640
. اگه بگی نمی تونی این کارو بکنی ، منم می رم سراغ کاری که می تونم بکنم ، همون راه اول

171
00:12:33,530 --> 00:12:35,350
. 15ثانیه وقت داری تصمیم بگیری

172
00:12:36,120 --> 00:12:41,260
. می تونی یا نه ؟ هر کدوم باشه به تصمیمت احترام می ذارم

173
00:12:45,980 --> 00:12:51,560
ارن ... چرا همچین تصمیم مهمی رو به من می سپاری ؟

174
00:12:51,560 --> 00:12:57,300
. آخه هر چقدر هم که شرایط به هم ریخته باشه ، تو همیشه بهترین تصمیم رو می گیری

175
00:12:57,300 --> 00:12:59,750
. دلم می خواد به این ویژگیت اتکا کنم

176
00:13:00,450 --> 00:13:02,300
... من کِی

177
00:13:02,300 --> 00:13:04,330
. خیلی وقتا بوده

178
00:13:04,330 --> 00:13:12,420
. پنج سال پیش ، اگه هاینز - سان رو خبر نکرده بودی ، میکاسا و من غذای اون غول شده بودیم

179
00:13:20,790 --> 00:13:25,140
<i>... همش این توی مغزم بود</i>

180
00:13:26,860 --> 00:13:31,660
<i>... به خودم قبولونده بودم که من فقط بار اضافیم</i>

181
00:13:34,930 --> 00:13:38,880
<i>! اما اونا اصلا درباره ی من اینجوری فکر نمی کردن</i>

182
00:13:38,880 --> 00:13:41,340
. آرمین ، وقتمون داره تموم می شه

183
00:13:43,860 --> 00:13:45,590
. توپ آمادس

184
00:13:45,960 --> 00:13:47,340
. هر لحظه بگید آماده ایم

185
00:13:48,090 --> 00:13:57,210
<i>. دو نفری که بیشتر از همه بهشون اعتماد دارن ، می خوان که جونشون رو به من بسپارن</i>

186
00:13:57,210 --> 00:14:01,610
<i>دیگه مدرک از این واضح تر می خوام ؟</i>

187
00:14:04,850 --> 00:14:07,360
. مطمئن باش قانعشون می کنم

188
00:14:07,360 --> 00:14:11,240
. همه ی تلاشتو بکن که بهشون نشون بدی قصد مقاومت نداری

189
00:14:17,630 --> 00:14:22,420
<i>. از وقتی مبارزه ی ارن به عنوان یه غول رو دیدم ، یه چیزی توی ذهنمه</i>

190
00:14:22,770 --> 00:14:25,790
<i>. هنوز وقت نکردم افکارم رو حتی مرتب کنم ، اما این کاریه که الان باید بکنم</i>

191
00:14:25,790 --> 00:14:28,050
<i>! باید موقع حرف زدن ، فکرامو بکنم</i>

192
00:14:32,690 --> 00:14:33,680
! وایسا

193
00:14:38,680 --> 00:14:41,710
! بالاخره قیافه ی واقعیت رو نشون دادی

194
00:14:41,710 --> 00:14:44,820
! علامت می دم ! علامت می دم که توپ رو شلیک کنید

195
00:14:44,820 --> 00:14:47,620
! اون دشمن بشریت نیست

196
00:14:47,620 --> 00:14:52,030
! ما حاضریم همه ی اطلاعاتی که بدست آوردیم رو بهتون بگیم

197
00:14:52,030 --> 00:14:54,270
! الان التماس کردن برای زنده موندن بی فایدس

198
00:14:54,270 --> 00:14:58,040
! ظاهر واقعیش رو به هممون نشون داد ! دیگه حرفی برای گفتن نمونده

199
00:14:58,040 --> 00:15:01,160
! اگه می گی دشمن نیست ثابت کن

200
00:15:01,160 --> 00:15:04,290
! اگه نتونی ، خودم این تهدید رو از بین می برم

201
00:15:04,800 --> 00:15:06,960
! دلیل دیگه ای لازم نیست

202
00:15:06,960 --> 00:15:09,830
<i>! راس می گه ! لازم نیست</i>

203
00:15:09,830 --> 00:15:14,490
!  اونو چی می بینیم <i>ما </i>الان مسئله این نیست که

204
00:15:14,490 --> 00:15:15,310
چی !؟

205
00:15:15,510 --> 00:15:18,310
! شما گفتید همه دیدن

206
00:15:18,310 --> 00:15:21,870
! پس همه دیدن اون با غول ها هم جنگیده

207
00:15:21,870 --> 00:15:25,540
! و حتما دیدن غول ها برعلیهش بسیج شدن

208
00:15:26,780 --> 00:15:32,530
! غول ها اون رو مثل ما به چشم یه طعمه می بینن

209
00:15:32,530 --> 00:15:37,540
! هر حرفی هم زده بشه ، این حقیقت رو نمی شه مخفی کرد

210
00:15:41,640 --> 00:15:43,170
... حرفش حقه

211
00:15:43,170 --> 00:15:44,770
... غولی که با ماس

212
00:15:44,770 --> 00:15:46,170
... امکان نداره

213
00:15:55,140 --> 00:15:57,060
! آماده ی حمله بشید

214
00:15:57,060 --> 00:16:00,380
! گول این زبون بازی ها رو نخورید

215
00:16:02,060 --> 00:16:05,680
! از همون اول هم کارای غول ها فرای درک ما بوده

216
00:16:05,680 --> 00:16:08,860
، اگه می تونن به آدما تبدیل بشن و به زبون ما حرف بزنن

217
00:16:08,860 --> 00:16:12,360
! مطمئنم اینم یه راه دیگه برای گول زدن ماس

218
00:16:12,360 --> 00:16:15,200
! نباید بذاریم هر کاری می خوان بکنن

219
00:16:20,100 --> 00:16:24,640
<i>... خوب نیست ... دیگه اصلا فکر نمی کنه</i>

220
00:16:24,640 --> 00:16:26,920
<i>... می ترسه که به چیزی فکر کنه</i>

221
00:16:28,590 --> 00:16:30,110
<i>! ارن ! میکاسا</i>

222
00:16:40,320 --> 00:16:46,150
! به عنوان یه سرباز ، قسم خوردم که برای احیای بشریت جونم رو بدم

223
00:16:46,150 --> 00:16:50,610
! هیچ افتخاری به اندازه ی افتخار مردن برای این آرمان نیست

224
00:16:50,800 --> 00:16:55,570
، اگه قدرت این غول رو به ارتشمون اضافه کنیم

225
00:16:55,570 --> 00:16:59,120
! حتی شاید بتونیم شهر رو دوباره پس بگیریم

226
00:16:59,120 --> 00:17:03,870
، برای افتخار نژاد بشریت ، بهتون التماس می کنم ! توی آخرین لحظات قبل از مرگم

227
00:17:03,870 --> 00:17:06,940
! بهم اجازه بدید اهمیت استراتژیکش رو براتون توضیح بدم

228
00:17:11,420 --> 00:17:15,140
- کاپتان ، فک کنم ببینیم چی می خواد بگــ

229
00:17:15,140 --> 00:17:16,530
! خفه شو

230
00:17:18,070 --> 00:17:21,820
! هر چقدر هم برای جونشون التماس کنن ، هنوزم آشوبگرن

231
00:17:21,820 --> 00:17:23,850
! اونایی که قوانین رو می شکنن باید مجازات بشن

232
00:17:24,050 --> 00:17:26,770
! سرباز یعنی این

233
00:17:31,400 --> 00:17:32,480
بس می کنی یا نه ؟

234
00:17:33,920 --> 00:17:38,490
. اصلا عوض نشدی . هر چقدر هم هیکل گنده کنی ، بازم دل و جگر گربه رو هم نداری

235
00:17:40,240 --> 00:17:42,070
فرمانده پیکسیس ؟

236
00:17:43,930 --> 00:17:47,210
این سلام نظامی فوق العاده رو نمی بینی ؟

237
00:17:50,000 --> 00:17:54,920
. من همین الان رسیدم ، اما شرایط رو درک می کنم

238
00:17:54,920 --> 00:17:57,470
. تو برو نیروهای کمکی رو مدیریت کن

239
00:17:57,470 --> 00:18:02,100
. یه حسی بهم می گه ارزشش رو داره حرفاشونو بشنویم

240
00:18:08,800 --> 00:18:15,430
. طبق گزارشات واحد شناسایی ، غول ها احتمالا از جنوب اومدن

241
00:18:15,430 --> 00:18:22,890
. اول به شیگانشینا حمله کردن ، توی محله ی جنوبی دیوار ماریا

242
00:18:22,890 --> 00:18:28,430
برای همین ، پیشبینی می شد که هدف بعدیشون

243
00:18:28,430 --> 00:18:32,330
. تروست ، جنوبی ترین شهرِ محافظت شده ی دیوار رُز باشه

244
00:18:34,230 --> 00:18:37,220
تروست ، دروازه ی داخلی

245
00:18:37,490 --> 00:18:39,750
. دات پیکسیس

246
00:18:39,750 --> 00:18:44,970
. فرمانده کل دفاع از محدوده ی جنوبی ، از جمله تروست

247
00:18:45,370 --> 00:18:49,730
. مردی که قدرت کامل روی ناحیه ی دفاعی کلیدی انسان ها داره

248
00:18:52,460 --> 00:18:54,360
... آره ، پیدا نمی شه

249
00:18:55,070 --> 00:19:00,150
. اگه یه غولِ زنِ خوشگل باشه ، مشکلی ندارم منم بخوره

250
00:19:00,150 --> 00:19:04,030
. و می گن از اون آدم های خودخواهِ شیش سیلندره

251
00:19:04,920 --> 00:19:07,660
فرمانده چه فکری پیش خودش می کنه !؟

252
00:19:07,660 --> 00:19:11,680
چطوری همچین عناصر خطرناکی رو بدون محافظ می بره اون بالا !؟

253
00:19:11,680 --> 00:19:17,280
. نمی دونم . منطق فرمانده ، ورای درک یه آدم معمولیه

254
00:19:17,280 --> 00:19:21,590
. فرمانده ، نیروها آرایش گرفتن

255
00:19:21,590 --> 00:19:23,680
. باشه . خسته نباشی

256
00:19:29,080 --> 00:19:33,360
که اینطور . پس فکر می کنی کلید همه ی جواب ها توی زیرزمینه ؟

257
00:19:33,360 --> 00:19:34,320
. بله

258
00:19:34,320 --> 00:19:35,610
حرفم رو باور می کنید ، قربان ؟

259
00:19:36,420 --> 00:19:39,170
، چون حتی خودت هم مطمئن نیستی

260
00:19:39,170 --> 00:19:43,780
. فعلا فقط می تونم بگم توی خاطرم نگهش می دارم

261
00:19:43,780 --> 00:19:49,120
. اما کاری که الان می کنی ، نیت واقعیت رو نشون می ده

262
00:19:49,120 --> 00:19:52,540
. خودم امنیتت رو تضمین می کنم

263
00:19:54,720 --> 00:19:57,910
سرباز آرلرت ، درسته ؟

264
00:19:57,910 --> 00:19:59,020
! بله قربان

265
00:19:59,020 --> 00:20:02,600
"اونجا گفتی با استفاده از " قدرت این غول

266
00:20:02,600 --> 00:20:06,080
. شاید بتونیم این شهر رو دوباره پس بگیریم

267
00:20:06,080 --> 00:20:11,100
واقعا به این حرفت ایمان داری یا از سر بیچارگی بود تا زنده بمونی ؟

268
00:20:12,120 --> 00:20:15,650
! راستش ... هردوتاش ، قربان

269
00:20:16,820 --> 00:20:21,420
، می خواستم بگم اگه ارن به شکل غول در بیاد

270
00:20:21,420 --> 00:20:25,920
. می تونه اون سنگ رو بذاره جلوی دیوار و سوراخ دیوار رو ببنده

271
00:20:26,690 --> 00:20:29,330
... این فکر به ذهنم زد

272
00:20:30,580 --> 00:20:36,650
به این فکر کردید که با قدرت ارن می تونیم این شرایط رو به نفع خودمون برگردونیم ؟

273
00:20:40,250 --> 00:20:43,500
... معلومه ، می خواستم هر جور شده جون خودمون رو نجات بدم

274
00:20:44,950 --> 00:20:47,600
... هر جور شده نجات بدی

275
00:20:47,600 --> 00:20:50,100
. اینو می شه با خیال راحت باور کرد

276
00:20:58,970 --> 00:21:01,400
خودت چی می گی ، سرباز یائگر ؟

277
00:21:02,170 --> 00:21:03,030
بله ؟

278
00:21:03,760 --> 00:21:06,700
می تونی اون سوراخ رو ببندی ؟

279
00:21:08,270 --> 00:21:11,200
... من

280
00:21:11,650 --> 00:21:18,670
. مطمئن نیستم . منم این وضعیت رو بیشتر از شما نمی فهمم

281
00:21:19,000 --> 00:21:25,570
. بی مسئولیته که نادانسته جواب این سوالتون رو بدم

282
00:21:25,570 --> 00:21:31,180
. اوه درسته ، شرمنده . سوال اشتباهی پرسیدم

283
00:21:32,330 --> 00:21:35,690
این کارو می کنی یا نه ؟ کدوم ؟

284
00:22:05,200 --> 00:22:06,570
. انجامش می دم

285
00:22:08,180 --> 00:22:09,850
. مطمئنا انجامش می دم

286
00:22:09,850 --> 00:22:15,330
. نمی دونم می تونم سوراخ رو بپوشونم یا نه ، اما این کارو می کنم

287
00:22:36,130 --> 00:22:41,160
رویای تو ، همونجاییه که قلبت آروم می شه

288
00:22:36,130 --> 00:22:41,160
رویای تو ، همونجاییه که قلبت آروم می شه

289
00:22:41,160 --> 00:22:47,220
خیلی از جونِ خودت شکننده تره

290
00:22:41,160 --> 00:22:47,220
خیلی از جونِ خودت شکننده تره

291
00:22:47,220 --> 00:22:51,810
حتی اگه بندازیش دور ، بازم پیداش می کنی

292
00:22:47,220 --> 00:22:51,810
حتی اگه بندازیش دور ، بازم پیداش می کنی

293
00:22:51,810 --> 00:22:58,480
حالا ، آروم بخواب

294
00:22:51,810 --> 00:22:58,480
حالا ، آروم بخواب

295
00:22:58,480 --> 00:23:04,070
نبضم وحشی می شه

296
00:22:58,480 --> 00:23:04,070
نبضم وحشی می شه

297
00:23:04,070 --> 00:23:09,530
جلوی آرزوهایی که دارم وای میسه

298
00:23:04,070 --> 00:23:09,530
جلوی آرزوهایی که دارم وای میسه

299
00:23:09,530 --> 00:23:14,680
تا میام فراموششون کنم

300
00:23:09,530 --> 00:23:14,680
تا میام فراموششون کنم

301
00:23:14,680 --> 00:23:19,630
دوباره به یادشون میارم

302
00:23:14,680 --> 00:23:19,630
دوباره به یادشون میارم

303
00:23:20,280 --> 00:23:25,970
توی این دنیای زیبا و ظالم

304
00:23:20,280 --> 00:23:25,970
توی این دنیای زیبا و ظالم

305
00:23:25,970 --> 00:23:28,880
بازم از خودمون می پرسیم

306
00:23:25,970 --> 00:23:28,880
بازم از خودمون می پرسیم

307
00:23:28,880 --> 00:23:31,300
چرا ماییم که زنده موندیم

308
00:23:28,880 --> 00:23:31,300
چرا ماییم که زنده موندیم

309
00:23:31,300 --> 00:23:36,890
ما با قدرت و ضعفمون

310
00:23:31,300 --> 00:23:36,890
ما با قدرت و ضعفمون

311
00:23:36,890 --> 00:23:40,400
از چی محافظت می کنیم

312
00:23:36,890 --> 00:23:40,400
از چی محافظت می کنیم

313
00:23:40,400 --> 00:23:46,550
جایی که دیگه دلیل و منطق ، معنایی نداره

314
00:23:40,400 --> 00:23:46,550
جایی که دیگه دلیل و منطق ، معنایی نداره

315
00:23:53,570 --> 00:23:56,280
، با اینکه اولش از ترس سعی کردن فرار کنن

316
00:23:56,280 --> 00:24:00,160
. اما آخرش سربازها تصمیم می گیرن توی میدون جنگ بمونن و بجنگن

317
00:24:00,580 --> 00:24:02,420
ارن تصمیمش رو می گیره

318
00:24:03,020 --> 00:24:05,220
. تا امید بقیه بشه

319
00:24:04,670 --> 00:24:06,590
ستاره

320
00:24:04,670 --> 00:24:06,590
( دفاع از تروست ( بخش ششم

