﻿1
00:00:03,640 --> 00:00:06,640
« فصل سـوم انیمۀ حـمـلـه بـه تـایـتـان »

2
00:00:06,664 --> 00:00:26,664
رسانه‌ی اینترنتی نایت‌مووی با افتخار تقدیم می‌کند
NightMovie.Co

3
00:00:26,688 --> 00:00:46,688
:مترجمین
« Nora حسام‌الدین »
« AbG سـروش »

4
00:01:29,976 --> 00:01:34,976
« قسمت 56: زیـرزمـیـن »

5
00:01:41,620 --> 00:01:42,870
!آرمین! بخواب روی زمین

6
00:01:54,000 --> 00:01:54,920
...درد می‌کنه

7
00:01:55,880 --> 00:01:57,250
...خیلی درد داره

8
00:02:28,120 --> 00:02:29,530
...برتولت

9
00:02:32,460 --> 00:02:33,290
...درد می‌کنه

10
00:02:36,460 --> 00:02:38,300
...خیلی درد داره

11
00:02:38,550 --> 00:02:39,720
ساشا؟

12
00:02:40,930 --> 00:02:42,050
!ساشا

13
00:02:42,510 --> 00:02:45,810
...چه وضع خرابی داری
چی شده؟

14
00:02:46,600 --> 00:02:47,390
!آرمین

15
00:02:49,940 --> 00:02:50,770
اِرن؟

16
00:02:57,990 --> 00:03:00,320
!خیلی خوشحالم... که برگشتی

17
00:03:02,530 --> 00:03:03,600
ها؟

18
00:03:06,700 --> 00:03:07,680
بیدار شدین؟

19
00:03:09,290 --> 00:03:10,440
!کاپیتان

20
00:03:11,620 --> 00:03:14,730
چی شده آخه اینجا؟

21
00:03:15,500 --> 00:03:18,570
...یادمه که... برتولت تایتان شد

22
00:03:19,590 --> 00:03:22,550
!بقیه چی شدن؟! حال‌شون خوبه؟

23
00:03:23,510 --> 00:03:25,970
فقط تا همون‌جا رو یادته؟

24
00:03:26,430 --> 00:03:27,180
ها؟

25
00:03:27,770 --> 00:03:30,090
.اِرن، همه‌چیز رو براش تعریف کن

26
00:03:52,000 --> 00:03:54,710
خب؟ گرفتی چی شد، آرمین؟

27
00:03:58,550 --> 00:04:01,800
...یعنی داری میگی... از جوخۀ گروهان

28
00:04:02,260 --> 00:04:05,840
همین ما نُه نفر موندیم... و تمام؟

29
00:04:06,260 --> 00:04:07,760
.فعلاً آره

30
00:04:08,220 --> 00:04:10,290
.جنگ 4 ساعت پیش تموم شد

31
00:04:10,600 --> 00:04:13,700
،تا الان دنبال بازمانده‌ها بودیم
...ولی... فعلاً کسی رو پیدا نکردیم

32
00:04:16,230 --> 00:04:21,240
پس یعنی تونستیم دیوارهای
...شیگانشینا رو ببندیم

33
00:04:22,070 --> 00:04:25,650
ولی راینر، تایتان غول‌پیکر
...و اون یکی فرار کردن

34
00:04:26,370 --> 00:04:28,240
...برتولت رو گرفتیم

35
00:04:28,950 --> 00:04:32,540
...بعد... یه جر بحثی پیش اومد

36
00:04:32,540 --> 00:04:35,250
راجب استفاده از تزریق
...روی فرمانده اِروین یا من

37
00:04:36,580 --> 00:04:37,450
...و من

38
00:04:38,420 --> 00:04:42,750
تبدیل به یه تایتان شدم
...و برتولت رو خوردم

39
00:04:48,430 --> 00:04:49,300
.بیا

40
00:05:04,900 --> 00:05:07,700
چرا... منو انتخاب کردین؟

41
00:05:09,160 --> 00:05:11,370
،با هر دیدی هم به قضیه نگاه کنی

42
00:05:11,370 --> 00:05:14,250
مگه فرمانده انتخاب درستی
برای زنده‌کردن نبود؟

43
00:05:15,160 --> 00:05:18,330
!کاپیتان! چرا تزریق رو به من زدین؟

44
00:05:18,920 --> 00:05:19,570


45
00:05:21,000 --> 00:05:22,960
.بهت گفتم همه‌چی رو بهش بگی

46
00:05:23,710 --> 00:05:28,290
موضوع اینه که ظاهراً این
.دو تا رفیقت همچین نظری نداشتن

47
00:05:29,010 --> 00:05:33,020
...جلوی من وایسادن
.و آماده‌ی جنگ و خون‌ریختن بودن

48
00:05:33,020 --> 00:05:33,810
ها؟

49
00:05:34,220 --> 00:05:36,840
.مجازات اعمال‌مون رو می‌کِشیم

50
00:05:38,060 --> 00:05:41,000
...به‌خاطر این نافرمانی‌تون ادب می‌شید، ولی

51
00:05:41,520 --> 00:05:44,070
یعنی کشیدنِ مجازات
بهتون اجازه میده هر کاری می‌خواید بکنید؟

52
00:05:45,280 --> 00:05:46,020
...نه

53
00:05:47,740 --> 00:05:48,620
...با اینحال

54
00:05:49,700 --> 00:05:52,380
.تصمیم نهایی رو خودم باید می‌گرفتم

55
00:05:53,200 --> 00:05:53,860
...نه

56
00:05:55,000 --> 00:05:58,410
من تصمیم گرفتم که مکان 
.و زمان مرگِ اروین همین‌جا باشه

57
00:06:02,800 --> 00:06:04,690
...نمی‌فهمم

58
00:06:05,260 --> 00:06:08,020
هیچ‌جوره درست نیست که
...بذاریم اروین بمیره

59
00:06:08,840 --> 00:06:14,150
،اگر فرمانده مُرده
دیگه... چطور ادامه بدیم؟

60
00:06:15,810 --> 00:06:19,810
موافقم. از نظر من باید
...تزریق رو به اروین می‌دادیم

61
00:06:20,310 --> 00:06:21,770
.اگر می‌خوای این حقیقت تلخ رو بدونی

62
00:06:23,020 --> 00:06:26,800
نه... باعث تأسفه که 
...تو همچین موقعیتی قرار گرفتیم

63
00:06:30,240 --> 00:06:34,160
بگذریم، اروین تصمیم‌گیری 
.راجب تزریق رو به لیوای سپرد

64
00:06:34,740 --> 00:06:36,980
.و لیوای هم در نهایت تو رو انتخاب کرد

65
00:06:37,620 --> 00:06:39,210
.حرف دیگه‌ای نمی‌مونه

66
00:06:40,080 --> 00:06:43,780
مسئولیت زندگی اِروین و قدرت یک تایتان
.حالا بر روی دوش توئه

67
00:06:44,590 --> 00:06:49,930
،هر کی هر حرفیم بزنه
.این دیگه الان بخشی از وجود توئه، آرمین

68
00:06:53,550 --> 00:06:58,480
...این یعنی... من الان باید
جایگزین اروین بشم؟

69
00:06:59,390 --> 00:07:01,840
...نه بابا... من اصلاً نمی‌تونم

70
00:07:04,820 --> 00:07:06,360
.منظورمو بد برداشت نکنیا

71
00:07:07,070 --> 00:07:09,330
.تو هیچ‌وقت نمی‌تونی جای اروین رو بگیری

72
00:07:10,950 --> 00:07:11,810
...ولی

73
00:07:12,450 --> 00:07:16,570
می‌دونم تو قدرتی داری
.که هیچ‌کس دیگه‌ای نداره

74
00:07:18,410 --> 00:07:20,640
.از تصمیمم پشیمون نمی‌شم

75
00:07:21,330 --> 00:07:24,500
با اینحال، کاری نکن 
.این بچه‌ها ازش پشیمون بشن

76
00:07:25,380 --> 00:07:26,500
.و نه بقیه

77
00:07:28,510 --> 00:07:30,770
.و خودتم ازش پشیمون نشو

78
00:07:32,220 --> 00:07:33,970
.مأموریت تو اینه

79
00:07:42,520 --> 00:07:43,480
!خفه شو

80
00:07:53,990 --> 00:07:56,190
.ما اصلاً حریف ساشا نمی‌شیم

81
00:07:56,830 --> 00:08:01,460
خب، از اونجایی که جانشین اروین
،به‌عنوان فرماندۀ گروهانیم

82
00:08:01,460 --> 00:08:03,340
.همچین یه وضع داریم

83
00:08:04,210 --> 00:08:07,000
،از اینجا به بعد
.مجبوریم دیگه تحمل کنیم

84
00:08:09,000 --> 00:08:09,960
...آره

85
00:08:11,510 --> 00:08:12,630
...خب دیگه

86
00:08:13,260 --> 00:08:16,260
،اگر آرمین مشکلی نداره
.دیگه بهتره راه بیفتیم

87
00:08:17,390 --> 00:08:20,890
من و لیوای و ارن و میکاسا
.می‌ریم یه تحقیق و بررسی کنیم

88
00:08:21,430 --> 00:08:25,400
شما چهارتا هم از بالای 
.دیوار شیگانشینا دیدبانی بدید

89
00:08:25,400 --> 00:08:26,030
.اطاعت

90
00:08:26,900 --> 00:08:29,730
اِرن. کلید هنوز دستته؟

91
00:08:31,400 --> 00:08:32,160
.آره

92
00:08:34,530 --> 00:08:35,310
.همین‌جاست

93
00:08:37,490 --> 00:08:38,270
...اِرن

94
00:08:38,870 --> 00:08:39,920
،موقعی که برگشتم

95
00:08:40,330 --> 00:08:43,450
اون زیرزمینی رو که این‌همه مدت
.پنهون نگه‌ش داشتم رو بهت نشون میدم

96
00:08:44,710 --> 00:08:45,420
!هی، اِرن

97
00:08:46,380 --> 00:08:49,140
چند مرتبه باید بهت بگم که
!نمی‌تونی بری تو زیرزمین؟

98
00:08:49,420 --> 00:08:51,200
!واسه چی اجازه ندارم؟

99
00:08:51,550 --> 00:08:54,380
چون پدرت ابزار مربوط به کارش
.رو اینجا نگه می‌داره

100
00:08:54,380 --> 00:08:55,340
.دوا داروها رو هم همین‌طور

101
00:08:55,970 --> 00:08:57,610
.برای بچه‌ها خطرناکه

102
00:08:59,640 --> 00:09:00,530
...اَه

103
00:09:10,110 --> 00:09:11,480
.رمز کار نیت‌تونه

104
00:09:12,860 --> 00:09:16,410
رمز نجات‌دادنِ بشریت
.از این یأس و نومیدی

105
00:09:17,240 --> 00:09:20,080
به دلایلی معتقدیم که
...زیرزمین این خانه در شیگانشینا

106
00:09:20,530 --> 00:09:23,130
دربرگیرندۀ رازی ار تایتان‌هاست که
.حتی "اون" هم ازش اطلاعی نداره

107
00:09:23,870 --> 00:09:28,380
،اگه بتونیم خودمونُ به این زیرزمین برسونیم
شاید بتونیم اطلاعاتی کسب کنیم

108
00:09:28,380 --> 00:09:33,260
که بهمون کمک کنه خودمونُ از شر
.ظلم و ستم صد ساله‌ی تایتان‌ها خلاص کنیم

109
00:10:02,410 --> 00:10:04,700
هی، خونه‌تون کجاست؟

110
00:10:04,700 --> 00:10:06,000
...آها آره

111
00:11:59,440 --> 00:12:00,690
همینه؟

112
00:12:24,680 --> 00:12:25,510
!هی، بابا

113
00:12:26,050 --> 00:12:28,340
کی بهم نشون می‌دی که توی
زیرزمین چیا هست؟

114
00:12:28,970 --> 00:12:29,970
.خدا می‌دونه

115
00:12:30,890 --> 00:12:34,510
شاید وقتی که متوجهِ
.مهم‌ترین حقیقت دنیا شده باشی

116
00:12:49,990 --> 00:12:55,000
« اطلاعات موجود برای افشای عمومی »
« کلید زیرزمین »
،گیریشیا یگر، از بیرون دیوارها اومده و به همین دلیل اسرار زیادی رو می‌دونه
و کلیدش رو به پسرش سپرده. احتمال این هست که اون زیرزمین رازهای 
.دنیا رو فاش کنه که گریشیا نمی‌تونست به کسی بگه

117
00:12:56,880 --> 00:13:00,340
.خوشبختانه، آتیش تا این جا کشیده نشده

118
00:13:21,610 --> 00:13:22,320
.درست همینجا

119
00:13:22,990 --> 00:13:25,310
.زیر این، پله‌هایی هستن که به زیرزمین ختم میشه

120
00:13:25,650 --> 00:13:26,570
.خوبه

121
00:13:49,800 --> 00:13:52,930
.خیلی خوبه که، اینا زیر آب نرفتن

122
00:13:54,930 --> 00:13:55,870
.بریم

123
00:14:16,410 --> 00:14:17,050
.ارن

124
00:14:18,330 --> 00:14:19,070
.بله

125
00:14:29,470 --> 00:14:30,230
مشکل چیه؟

126
00:14:30,840 --> 00:14:31,470
ارن؟

127
00:14:31,890 --> 00:14:32,890
.زودباش

128
00:14:35,220 --> 00:14:39,520
... این ... این کلید
.به این در نمی‌خوره

129
00:14:39,980 --> 00:14:40,730
چی؟

130
00:14:41,310 --> 00:14:45,550
شوخی می‌کن ... من مطئنم که این کلیدی بوده که
.دکتر یگر داشته

131
00:14:46,030 --> 00:14:47,320
.برید کنار

132
00:14:47,320 --> 00:14:48,400
.من بازش می‌کنم

133
00:14:48,400 --> 00:14:49,780
... هی؟ وایسا

134
00:14:53,740 --> 00:14:55,010
... آروم باش

135
00:15:15,760 --> 00:15:19,140
.اینجا شبیه به آزمایشگاهه

136
00:15:19,140 --> 00:15:24,060
پدرم دکتر بوده ... برای همین
.اون همیشه اینجا مشغوله ترکیب کردن داروها بوده

137
00:15:24,520 --> 00:15:26,070
.منطقی بنظر میاد

138
00:15:27,400 --> 00:15:34,410
در حقیقت، اگر این اسامی که روشون خورده درست باشه
.اینا داروهایی هستن که کاملا در دست‌رس هستن

139
00:15:34,410 --> 00:15:39,120
،و از اون جایی که تمام این کتاب‌هایی که اینجا هستن به دارو مرتبط می‌شن
.در نگاه اول، اینا تحقیقات یه دکتره

140
00:15:39,710 --> 00:15:42,190
."اینجا هیچ چیز مشکوکی نیست"

141
00:15:42,580 --> 00:15:45,130
این طور بنظر میاد که می‌خواسته
.مردم این طوری فکر کنن

142
00:15:45,460 --> 00:15:46,190
... آره

143
00:15:46,750 --> 00:15:51,620
،اگر داری از پلیس چیزی رو پنهان می‌کنی
اون نمی‌زاری جایی که همه ببینن

144
00:15:53,720 --> 00:15:56,390
.هی، این قدر یه جا واینستید بچه‌ها

145
00:15:56,680 --> 00:15:58,790
.احتمالات اروین، کم میشه اشتباه باشن

146
00:15:59,890 --> 00:16:00,470
.درسته

147
00:16:20,750 --> 00:16:23,900
.مرسی، میکاسا. اینم یکی دیگه از اون شب‌های بیداری‌‍ه

148
00:16:30,670 --> 00:16:31,550
... ارن

149
00:16:33,380 --> 00:16:35,340
.اینجا یه سوراخ کلید هست

150
00:16:41,560 --> 00:16:42,120
.ارن

151
00:16:48,730 --> 00:16:49,620
.باز شد

152
00:16:56,120 --> 00:16:57,370
!خالیه؟

153
00:16:57,370 --> 00:16:58,370
.دقیق‌تر نگاه کن

154
00:17:00,080 --> 00:17:01,220
.تهش کاذبه

155
00:17:07,420 --> 00:17:09,980
.بوش مثل روغن نعنا و ذغاله

156
00:17:10,590 --> 00:17:13,550
این بو برای این بوده که حشرات و
رطوبت رو دور نگه داره؟

157
00:17:14,010 --> 00:17:16,010
... ما دنبال چیزی هستیم

158
00:17:16,590 --> 00:17:17,660
.و باید همینجا باشه

159
00:17:26,230 --> 00:17:30,090
موندم که چی بوده که
.پدرم می‌خواسته به من نشون بده

160
00:17:53,130 --> 00:17:56,510
... این وقتی بود که اروین این سوال رو می‌پرسید

161
00:17:57,510 --> 00:18:02,290
از کجا می‌دونیم که انسان‌های دیگه
بیرون دیوار نیستن؟

162
00:18:03,520 --> 00:18:08,100
اون اصرار داشت که تا زمانی که ما نتونیم
آزادانه در دنیای بیرون جستجو کنیم

163
00:18:08,100 --> 00:18:13,030
ما نمی‌تونیم به طور قطع بدونیم که آیا
.انسان‌ها کاملا توسط تایتان‌ها نابود شدن یا نه

164
00:18:13,780 --> 00:18:17,660
ولی همچنان، کتاب‌های تاریخی
.تاکید داشتن که بقیه‌ی انسان‌ها نابود شده

165
00:18:17,660 --> 00:18:18,260
هم؟

166
00:18:18,740 --> 00:18:22,290
اگر کتاب‌های تاریخی رو به عنوان یک
مرجع معبتر در نظر بگیری

167
00:18:22,620 --> 00:18:26,280
این طوری باید خونده بشه که
.باور بر این است که بقیه‌ی انسان‌ها نابود شده‌اند

168
00:18:26,790 --> 00:18:30,130
تو همیشه سعی داری تو هر کسی و
.هر چیزی یه اشکالی پیدا کنی

169
00:18:30,130 --> 00:18:33,090
!این طور نیست! یه هدفی پشتش هست

170
00:18:33,630 --> 00:18:34,800
... برای مثال

171
00:18:34,800 --> 00:18:38,620
برای اینکه کاری کنن که ما فکر کنیم
.انسان‌های اون طرف دیوار نابود شدن

172
00:18:39,090 --> 00:18:43,170
همین طوره، اونم توسط دولت سلطنتی
.که این کتاب‌ها رو نوشته

173
00:18:43,970 --> 00:18:45,510
.داری زیادی بهش فکر می‌کنی

174
00:18:45,930 --> 00:18:48,330
.به این می‌گن مو رو از ماست کشیدن

175
00:18:50,150 --> 00:18:53,520
،من اون موقع داشتم اذیتش می‌کردم
... ولی حالا یه نگاهی به ما بنداز

176
00:18:54,070 --> 00:18:57,010
تو باید خودت شخصا ازش
.عذرخواهی کنی

177
00:19:00,240 --> 00:19:02,790
.خیلی طول نمی‌کشه که طلوع فرا برسه

178
00:19:03,530 --> 00:19:06,490
،اگر قرار بود که قهرمانان ما برگردن
... الان دیگه وقتش بود

179
00:19:08,000 --> 00:19:10,790
!همین چند لحظه‌ی پیش، گروهان برگشت

180
00:19:11,500 --> 00:19:14,050
!اونا تونستن دیوار ماریا رو پس بگیرن

181
00:19:37,110 --> 00:19:39,430
این یه ... نقاشیه؟

182
00:19:40,700 --> 00:19:41,770
.بزار ببینمش

183
00:19:43,490 --> 00:19:48,040
نه ... این خیلی جزئیات داره که
.کسی بتونه اون رو بکشه

184
00:19:48,370 --> 00:19:50,380
.این نوشته‌ی دکتر یگر هست

185
00:19:52,370 --> 00:19:54,140
.این نقاشی نیست

186
00:19:54,540 --> 00:19:58,300
بجای اون، این از نور بازتاب شده‌ی
... از یک شیء هست

187
00:19:58,300 --> 00:20:01,300
.و تصویری رو بر روی کاغذ خاصی نمایش می‌ده

188
00:20:01,510 --> 00:20:03,360
.به این می‌گن عکس

189
00:20:04,140 --> 00:20:06,180
... من از جایی بیرون از اینجا اومدم

190
00:20:06,180 --> 00:20:08,980
دیوارهایی که انسان‌ها ...
.در اون با وقار زندگی می‌کردن

191
00:20:10,730 --> 00:20:13,200
.انسان‌ها نابود نشده‌اند

192
00:20:13,940 --> 00:20:18,490
امیدوارم کسی که این کتاب رو پیدا می‌کنه
.یکی از مهین دوست‌ها باشه

193
00:21:38,810 --> 00:21:41,940
زودباش فی! نمی‌تونیم ببینیمش، مگر اینکه سریع بریم

194
00:21:41,940 --> 00:21:43,630
!وایسا، اونی‌سان
(اونی سان = داداش بزرگ)

195
00:21:44,240 --> 00:21:46,320
.شما دوتا، درست همونجا بمونید

196
00:21:47,610 --> 00:21:51,250
مگه بهتون نگفتم که وقتی می‌رید بیرون
دست‌بند‌هاتون یادتون نره؟

197
00:21:51,910 --> 00:21:55,710
گریشیا، تو به هیچ وجه نباید
.از دیوارها خارج بشی

198
00:21:55,710 --> 00:21:56,830
!هی، وایسا

199
00:21:58,420 --> 00:22:00,000
!فهمیدم، مامان

200
00:22:00,000 --> 00:22:01,630
!برمی‌گردیم

201
00:22:02,960 --> 00:22:03,620
!زودباش

202
00:22:11,430 --> 00:22:15,540
وقتی به این فکر می‌کردم که چطوری
... باید داستانم رو شروع کنم

203
00:22:16,190 --> 00:22:18,170
.به سرعت به یاد اون روز می‌افتادم ....

204
00:22:18,650 --> 00:22:19,760
!هی

205
00:22:20,690 --> 00:22:22,070
!وای -
!شرمنده -

206
00:22:22,070 --> 00:22:24,900
!گریشیا، مراقب باش. ببین داری کجا می‌ری

207
00:22:27,990 --> 00:22:30,030
... اوه ... داره می‌ره

208
00:22:31,700 --> 00:22:32,880
... باید خوب باشه

209
00:22:33,160 --> 00:22:37,750
یه روزی وقتی پولدار شدم، منم می‌تونم
سوار این کشتی‌های هوایی بشم؟

210
00:22:39,170 --> 00:22:43,420
درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟
.امکان نداره هیچ کدوم ماها پولدار بشیم

211
00:22:44,050 --> 00:22:44,680
... آره

212
00:22:45,340 --> 00:22:46,670
... ولی باید خوب باشه

213
00:22:47,550 --> 00:22:49,760
.دوست دارم بدونم از اون بالا چی می‌تونیم ببینیم

214
00:22:55,720 --> 00:22:56,860
...رفتش

215
00:22:58,908 --> 00:23:04,908
:مترجمین
« Nora حسام‌الدین »
« AbG سـروش »

216
00:23:04,932 --> 00:23:09,932
مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
NightMovie.Co

217
00:23:11,410 --> 00:23:12,490
!بیا بریم، فی

218
00:23:12,490 --> 00:23:13,580
!ها؟

219
00:23:13,580 --> 00:23:17,710
معلمم گفت که کشتی‌های هوایی پرواز می‌کنن
!و رو همچین جاهایی فرود میان

220
00:23:17,710 --> 00:23:18,500
!بیا بریم ببینیم

221
00:23:18,960 --> 00:23:22,380
چی؟! ولی مامان گفت که
!ما حق نداریم از دیوار خارج بشیم

222
00:23:22,670 --> 00:23:24,960
!مشکلی پیش نمیاد! فقط برای یه خورده

223
00:23:25,090 --> 00:23:25,840
!سریع برمی‌گردیم ...

224
00:23:25,840 --> 00:23:27,970
!هی! برگرد اینجا -
!همین الان برمی‌گردیم -

225
00:23:28,880 --> 00:23:30,520
... اون روز سادلوحی که در جوانی داشتم

226
00:23:31,180 --> 00:23:32,060
... وقتی که ... من

227
00:23:32,890 --> 00:23:35,410
.با حقیقت این دنیا روبه‌رو می‌شدم ...

228
00:23:37,024 --> 00:23:40,024
[ ...این داستان ادامه دارد ]

229
00:23:40,560 --> 00:23:46,530
داستان او بدین‌گونه آغاز شد که او
...دستان خواهرش رو گرفته بود و به آسمان خیره شده بود

230
00:23:47,150 --> 00:23:52,360
تنفر و امیدی که در چشمانش منعکس شده بود
.به ارن این دنیای بی‌رحم رو نشون می‌داد

231
00:23:52,990 --> 00:23:57,990
« قسمت بعدی: آن روز »

