1
00:00:00,649 --> 00:00:03,021
‫آب.

2
00:00:03,022 --> 00:00:04,895
‫خاک.

3
00:00:04,896 --> 00:00:07,004
‫آتش.

4
00:00:07,005 --> 00:00:08,296
‫باد.

5
00:00:09,362 --> 00:00:13,496
‫خیلی قبل، چهار ملت با هماهنگی و در کنار هم زندگی میکردند

6
00:00:13,497 --> 00:00:17,575
‫اما بعد، همه چیز با حمله ملت آتش تغییر کرد

7
00:00:17,776 --> 00:00:21,888
‫فقط آواتار، کسی که برای تمام چهار عنصر اصلی
‫تسلط داشت میتونست اونها رو متوقف کنه.

8
00:00:21,889 --> 00:00:25,048
‫اما درست وقتی که جهان به اون نیاز داشت اون ناپدید شد

9
00:00:25,389 --> 00:00:29,210
‫صد سال گذشت، و من و برادرم یک آواتار جدید پیدا کردیم.

10
00:00:29,211 --> 00:00:31,050
‫یک کنترل کننده باد به نام آنگ

11
00:00:31,151 --> 00:00:33,256
‫و با اینکه اون یک کنترل کننده باد با مهارت هست،

12
00:00:33,257 --> 00:00:36,989
‫ولی قبل از نجات مردم باید چیزهای زیادی رو یاد بگیره.

13
00:00:36,990 --> 00:00:40,612
‫اما من باور دارم که آنگ میتونه جهان رو نجات بده.

14
00:00:46,139 --> 00:00:48,416
‫کتاب اول: آب
‫قسمت چهاردم: پیشگو!

15
00:00:53,594 --> 00:00:55,435
‫نگاه کن.

16
00:01:01,216 --> 00:01:07,521
‫اون ما رو مسخره کرد. تو رو به عنوان ناهار میگیرم!

17
00:01:07,568 --> 00:01:09,763
‫هی! طناب ماهی گیری کجاست؟

18
00:01:09,823 --> 00:01:13,202
‫اه، من فکر نمیکردم تو بهش نیاز داشته باشی، سوکا.

19
00:01:13,262 --> 00:01:15,642
‫آآآه، این خیلی در هم رفته است!

20
00:01:15,692 --> 00:01:19,660
‫در هم رفته نه... بافته شده. من برات یه گردن بند ساختم،کاتارا

21
00:01:19,700 --> 00:01:24,240
‫من فکر کردم تا وقتی اون یکی رو گم کردی...

22
00:01:25,237 --> 00:01:27,564
‫ممنون، آنگ. من دوستش دارم.

23
00:01:27,622 --> 00:01:28,721
‫عالیه آنگ.

24
00:01:28,777 --> 00:01:32,383
‫شاید به جای اینکه جهان رو حفظ کنی بتونی
‫با رفتن به یه جواهر فروشی یه تجارت راه بندازی.

25
00:01:32,435 --> 00:01:36,063
‫من نمیفمم چرا من نمیتونم هردو رو انجام بدم.

26
00:01:37,932 --> 00:01:40,591
‫مسخره کردن منو بس کن!

27
00:01:42,784 --> 00:01:45,951
‫خب، چطور بنظر میام؟

28
00:01:50,042 --> 00:01:54,498
‫منظورت فقط گردنبندته یا لباست رو میگی؟
‫منظورم اینه که،اه، هردو عالین.

29
00:01:54,554 --> 00:01:59,113
‫اسموچی،اسموچی، یکی عاشق شده.

30
00:01:59,206 --> 00:02:01,050
‫من...خب...

31
00:02:01,127 --> 00:02:07,856
‫سوکا دست از سرش بردار.
‫آنگ فقط یه دوست خوبه. یک پسر شیرین...مثل مومو.

32
00:02:07,908 --> 00:02:09,644
‫ممنون.

33
00:02:14,184 --> 00:02:19,052
‫یکی توسط یه خرس پلاتی پوس مورد حمله قرار گرفته!

34
00:02:28,853 --> 00:02:32,470
‫خب، سلام. روز خوبیه، نه؟

35
00:02:32,530 --> 00:02:34,074
‫داد بزن، اون فرار میکنه!

36
00:02:34,122 --> 00:02:36,481
‫نه، خودتو به مردن بزن، اون علاقشو از دست میده!

37
00:02:36,499 --> 00:02:39,748
‫ایست! بس کن.

38
00:02:39,807 --> 00:02:41,746
‫برو پایین تپه و بعد از درخت برو بالا!

39
00:02:41,792 --> 00:02:43,273
‫نه، اونو با شمشیر سوراخ کن!

40
00:02:43,324 --> 00:02:45,488
‫و بعد زیگزاگی بدو!

41
00:02:45,520 --> 00:02:50,052
‫نیازی نیست. اون خوب میشه.

42
00:02:55,468 --> 00:02:57,668
‫همونجا وایسا!

43
00:03:06,430 --> 00:03:11,400
‫ممم! ناهار!خوش شانس بودی که ما اومدیم.

44
00:03:11,467 --> 00:03:15,285
‫ممنون، اما همه چیز تحت کنترل بود.

45
00:03:15,358 --> 00:03:19,975
‫نگران نباشید، آنت وو قبلا پیشگویی کرده بود من یه سفر امن رو دارم.

46
00:03:20,022 --> 00:03:20,916
‫آنت هو؟

47
00:03:20,993 --> 00:03:28,401
‫نه، آنت وو. اون پیشگوی دهکده منه.خیلی جالبه که آدم آینده شو بدونه.

48
00:03:28,456 --> 00:03:32,620
‫واو، حتما همینطوره. به همین خاطر بود که شما انقدر آروم بودید.

49
00:03:32,703 --> 00:03:34,796
‫اما پیشگو اشتباه میکرد!

50
00:03:34,875 --> 00:03:37,663
‫تو یه سفر امن نداشتی، تو تقریبا مرده بودی!

51
00:03:37,703 --> 00:03:43,468
‫اما نمردم. بسیار خب، خوش بگذره!

52
00:03:43,526 --> 00:03:50,619
‫اه، و آنت وو گفت اگه من مسافری دیدم اینو بهش بدم.

53
00:03:51,580 --> 00:03:55,394
‫شاید بهتره به دیدن آنت وو بریم
‫و از آینده مون خبردار بشیم. میتونه جالب باشه

54
00:03:55,458 --> 00:03:59,608
‫اه بیخیال، پیشگویی یه چیز بیخوده.

55
00:03:59,653 --> 00:04:03,846
‫تو چی میدونی، یه چتر!

56
00:04:03,873 --> 00:04:05,201
‫این ثابتش میکنه.

57
00:04:05,241 --> 00:04:08,781
‫نه اینکارو نمیکنه... تو واقعا نمیتونی آینده رو بگی.

58
00:04:08,831 --> 00:04:13,766
‫حدس میزنم تو برای خیس شدن آماده نبودی..

59
00:04:14,933 --> 00:04:18,476
‫البته که اون پیش بینی کرده قراره
‫باران بباره. آسمان تمام روز خاکستری بود.

60
00:04:18,554 --> 00:04:22,658
‫فقط اعتراف کن که اشتباه کردی وبعد میتونی بیای زیر چتر.

61
00:04:22,743 --> 00:04:28,747
‫ببین، من الان میخوام آینده رو  پیش بینی کنم..." هوا  میخواد همینطوری بباره"

62
00:04:28,815 --> 00:04:30,852
‫دیدی!

63
00:04:31,835 --> 00:04:35,813
‫همه این موهبت رو ندارن، سوکا.

64
00:04:53,569 --> 00:04:56,628
‫آنت وو منتظر شماست.

65
00:04:56,694 --> 00:04:58,672
‫واقعا؟؟

66
00:05:03,403 --> 00:05:09,618
‫اسم من منگه و دستیار آنت وو هستم.

67
00:05:12,182 --> 00:05:14,977
‫خب سلام.

68
00:05:15,413 --> 00:05:16,115
‫سلام.

69
00:05:16,168 --> 00:05:20,498
‫من میتونم براتون چای بیارم، یا لوبیاهای بوداده مخصوص آنت وو؟

70
00:05:20,538 --> 00:05:21,848
‫من لوبیاهای بوداده رو میچشم.

71
00:05:21,893 --> 00:05:24,464
‫یه لحظه صبر کن. اسم تو چیه؟

72
00:05:24,523 --> 00:05:25,647
‫آنگ.

73
00:05:25,724 --> 00:05:31,575
‫با منگ میخونه! تو گوش های حساس بزرگی داری، نه؟

74
00:05:31,656 --> 00:05:33,249
‫فکر...کنم...

75
00:05:33,310 --> 00:05:35,916
‫اه، ناراحت نشو. اینها بزرگن!

76
00:05:35,964 --> 00:05:40,171
‫خب آنگ، خیلی خوبه که میبینمت. خیلی خوب.

77
00:05:40,219 --> 00:05:42,183
‫بهمچنین.

78
00:05:42,241 --> 00:05:45,165
‫من نمیتونم باور کنم ما اینجا توی خانه پوچی هستیم.

79
00:05:45,192 --> 00:05:47,478
‫سعی کن ذهنتو باز کنی، سوکا.

80
00:05:47,514 --> 00:05:50,286
‫چیزهایی توی این جهان هست که نمیتونن شرح داده بشن.

81
00:05:50,322 --> 00:05:53,007
‫جالب نیست که یه پیش نمایی از آینده ات داشته باشی؟

82
00:05:53,049 --> 00:05:57,403
‫داشتن چندتا لوبیای پف کرده جالبه.

83
00:05:57,457 --> 00:06:02,262
‫اه، منگ! آنت وو گفت من بزودی عشق واقعیم رو میبینم!

84
00:06:02,307 --> 00:06:05,351
‫اون میخواد بهم یه پاندای کمیاب بده.

85
00:06:05,432 --> 00:06:12,225
‫خیلی رمانتیکه. اگه عشق واقعیم بهم
‫یه گل کمیاب بده من خیلی شگفت زده میشم.

86
00:06:12,275 --> 00:06:14,203
‫موفق باشی!

87
00:06:14,269 --> 00:06:20,290
‫اون پسر گوش بزرگ کسیه که آنت وو
‫پیش بینی کرده تو باهاش ازدواج میکنی؟

88
00:06:26,324 --> 00:06:30,105
‫از غذا لذت ببر

89
00:06:30,169 --> 00:06:37,920
‫خوش آمدید مسافران جوان. کی اول میاد؟ خجالتی نباشید.

90
00:06:39,027 --> 00:06:42,017
‫فکر کنم منم.

91
00:06:42,038 --> 00:06:46,034
‫بد نیست. بد نیست.

92
00:06:47,559 --> 00:06:50,893
‫من از ذرت خوشم نمیاد.

93
00:06:50,944 --> 00:06:54,777
‫خب... فکر میکنی اونها اون پشت درباره چی دارن حرف میزنن؟

94
00:06:54,837 --> 00:06:56,888
‫چیزهای بیخود، مطمئنم. عشق.

95
00:06:56,946 --> 00:06:59,818
‫اون با کی ازدواج میکنه. چند تا بچه به دنیا میاره.

96
00:06:59,888 --> 00:07:06,270
‫بله... چیزهای بیخود...خب، من میرم یه حموم پیدا کنم!

97
00:07:09,397 --> 00:07:13,868
‫کف دستت خیلی صافه... از شوینده استفاده میکنی؟

98
00:07:13,914 --> 00:07:19,099
‫درواقع، من این شوینده مخصوص دریایی
‫رو دارم.اگه بخواید میتونم چندتا بهتون بدم.

99
00:07:19,139 --> 00:07:22,443
‫خب، شما چیز مفیدی توی خط عشق من دیدید؟

100
00:07:22,477 --> 00:07:27,594
‫من عشق بزرگی نسبت به تو حس میکنم.
‫مردی که تو باهاش ازدواج میکنی...

101
00:07:27,635 --> 00:07:28,761
‫بیشتر بهم بگو!

102
00:07:28,839 --> 00:07:35,394
‫میتونم ببینم اون یک کنترل کننده خیلی قویه.

103
00:07:40,537 --> 00:07:43,544
‫بنظر میاد یه نفر یه حموم خیلی خوب داشته.

104
00:07:43,616 --> 00:07:45,494
‫بله، وقتی من اونجا بودم...

105
00:07:45,550 --> 00:07:46,788
‫من نمیخوام دربارش بدونم.

106
00:07:46,846 --> 00:07:48,124
‫بعدی کیه؟

107
00:07:48,177 --> 00:07:50,337
‫خیلی خب، بزار انجامش بدم.

108
00:07:50,381 --> 00:07:56,948
‫آینده تو کاملا مضطرب و پراز جنگه، و مهم تر از اون تحمیل کردن خودته.

109
00:07:56,988 --> 00:07:59,267
‫اما، تو دستم یا چیز دیگه ای رو نخوندی!

110
00:07:59,333 --> 00:08:05,377
‫من نیازی به اینکار ندارم.... همه اش توی صورتت نوشته شده.

111
00:08:05,413 --> 00:08:09,554
‫تو، با من بیا.

112
00:08:10,076 --> 00:08:16,069
‫این مطمئن ترین روش گفتن آینده هست. استخوان ها هرگز دروغ نمیگن.

113
00:08:16,115 --> 00:08:19,830
‫بیا، یکیشو انتخاب کن.

114
00:08:19,866 --> 00:08:22,723
‫حالا اونو بنداز توی آتش.

115
00:08:22,754 --> 00:08:30,041
‫گرما شکاف هایی توی استخوان ایجاد میکنه و
‫من از روی شکاف های استخوان سرنوشتتو میگم.

116
00:08:30,097 --> 00:08:33,423
‫واو، این یه شکاف بزرگه.

117
00:08:33,450 --> 00:08:37,372
‫من هیچوقت اینو قبلا ندیده بودم.

118
00:08:38,959 --> 00:08:41,477
‫اه خدایا!

119
00:08:45,169 --> 00:08:52,004
‫سرنوشت قدیمی، این غیر ممکنه! تو درگیر یک نبرد بزرگ میشی،...

120
00:08:52,061 --> 00:08:55,769
‫یک مبارزه وحشت آورد بین قوای خوب و بد،......

121
00:08:55,807 --> 00:09:00,575
‫نتیجه اون نبرد سرنوشت تمام جهان رو تعیین خواهد کرد!...

122
00:09:00,627 --> 00:09:04,430
‫بله، بله، من قبلا اینو میدونستم، اما این چیزی درباره یه دختر میگه؟

123
00:09:04,470 --> 00:09:07,559
‫یه دختر؟ تو میخوای درباره عشق بدونی؟

124
00:09:07,620 --> 00:09:08,735
‫بله!

125
00:09:08,777 --> 00:09:13,561
‫متأسفم، اما من هیچی ندیدم.

126
00:09:13,606 --> 00:09:17,325
‫اه ببین! من باید چیزی رو فراموش کرده باشم.

127
00:09:17,383 --> 00:09:24,106
‫همینجاست... این میگه،"به قلبت اعتماد کن و بعد
‫تو با کسی که دوستش داری خواهی بود"

128
00:09:24,163 --> 00:09:28,163
‫واقعا!؟ ممنون، آنت وو!

129
00:09:29,349 --> 00:09:33,812
‫خب، حالا شما باید فهمیده باشید که پیشگویی
‫فقط یه چیز احمقانه ی مسخره است.

130
00:09:33,873 --> 00:09:37,434
‫تو فقط اینو بخاطر این میگی که اون پیشگویی کرد
‫تو در تمام زندگیت از همه چیز ناراضی هستی

131
00:09:37,483 --> 00:09:44,329
‫اون زن دیوانه است! زندگی من خیلی آروم، شاد و قشنگه!

132
00:09:45,923 --> 00:09:47,746
‫اون هیچی رو ثابت نمیکنه!

133
00:09:47,803 --> 00:09:52,663
‫خب، من آینده مو دوست داشتم.
‫چیزهایی که معلومه خیلی خوب خودشونو نشون میدن.

134
00:09:52,736 --> 00:09:54,582
‫قطعا همینطوره.

135
00:09:54,669 --> 00:09:56,823
‫خب، اون بهت چی گفت؟

136
00:09:56,871 --> 00:10:00,780
‫چند تا چیز. تو باید بفهمی.

137
00:10:04,590 --> 00:10:06,141
‫اونی که تو آسمونه چیه؟

138
00:10:06,211 --> 00:10:08,871
‫ما منتظر آنت وو هستیم تا بیاد و ابرها رو بخونه...

139
00:10:08,937 --> 00:10:10,899
‫تا سرنوشت تمام دهکده رو پیشگویی کنه....

140
00:10:10,962 --> 00:10:13,597
‫اون ابر مثل یه خرگوش پشمالوئه.

141
00:10:13,662 --> 00:10:15,563
‫بهتره امیدوار باشی اون یه خرگوش نباشه...

142
00:10:15,607 --> 00:10:19,142
‫ابر خرگوش پشمالو نشان دهنده سرنوشت بد و خرابیه....

143
00:10:19,211 --> 00:10:21,119
‫تو خودت اینو شنیدی؟

144
00:10:21,200 --> 00:10:23,416
‫خواندن ابرها به ما میگه کوه ماکاپو...

145
00:10:23,462 --> 00:10:26,980
‫قراره برای یک سال دیگه آرام بمونه یا میخواد فوران کنه....

146
00:10:27,059 --> 00:10:30,228
‫ما هرسال مجبور بودیم طبق رسم از کوه بالا بریم و....

147
00:10:30,289 --> 00:10:35,022
‫آتشفشانمونو بررسی کنیم، اما  وقتی...
‫بیست سال پیش  آنت وو به دهکده ما اومد...

148
00:10:35,083 --> 00:10:39,852
‫دیگه لازم نبود ما اون رسم رو انجام بدیم....

149
00:10:39,905 --> 00:10:44,262
‫من نمیتونم باور کنم شما میخواید
‫زندگیتون رو به یه پیرزن دیوانه خرافاتی بسپارید.

150
00:10:44,296 --> 00:10:47,322
‫شششش! اون اومد!

151
00:10:50,183 --> 00:10:54,420
‫هی آنگ، اون ابر مثل یه گل نیست؟

152
00:10:54,495 --> 00:10:58,059
‫هان؟ البته، فکر میکنم.

153
00:10:58,108 --> 00:11:00,957
‫هی کاتارا، فکر نمیکنی اون ابر مثل یه گله؟

154
00:11:01,002 --> 00:11:03,229
‫ششش

155
00:11:08,491 --> 00:11:14,660
‫ابر کمان خم شده... محصول های خوبی
‫برای امسال خواهیم داشت،محصولات خوب و بزرگ!

156
00:11:14,706 --> 00:11:17,037
‫آرگ! خبرهای خوب!

157
00:11:17,075 --> 00:11:24,782
‫ابر ماه پرچین ... میبینید؟ امسال سال بزرگی برای دوقوها خواهد بود.

158
00:11:24,856 --> 00:11:25,733
‫بله!

159
00:11:25,772 --> 00:11:30,981
‫و در آخر ابر کومولوس با سر قلنبه نشون میده...

160
00:11:31,052 --> 00:11:37,559
‫روستا امسال توسط آتش فشان نابود نمیشه!..

161
00:11:37,601 --> 00:11:41,608
‫تا وقتی اینجا هستی، اه، چیزی هست که میخوام بهت بگم.

162
00:11:41,677 --> 00:11:46,108
‫من دوستت دارم، اما بیشتر از حالت عادی.

163
00:11:46,144 --> 00:11:48,823
‫بیخیال.

164
00:11:53,936 --> 00:11:56,691
‫سلام، آنت وو. ببخشید مزاحمت شدم.

165
00:11:56,751 --> 00:11:57,630
‫مشکلی نیست

166
00:11:57,678 --> 00:11:59,789
‫درباره مردی که باهاش ازدواج میکنم..

167
00:11:59,827 --> 00:12:02,799
‫اون خوش قیافه است؟ اه، من امیدوارم قد بلند باشه!...

168
00:12:02,837 --> 00:12:06,072
‫آآه، تو یه آینده بینی دیگه میخوای.

169
00:12:06,123 --> 00:12:08,625
‫بله، اگه میشه!

170
00:12:09,912 --> 00:12:14,910
‫من نمیتونم این چیزهای احمقانه رو باور کنم.
‫یکی واقعا باید بهشون چند تا نکته رو بگه.

171
00:12:14,966 --> 00:12:16,757
‫اونها خوشحالن، سوکا.

172
00:12:16,812 --> 00:12:21,351
‫نه خیلی زیاد.من میخوام ثابت کنم پیشگویی های آنت وو بیخوده.

173
00:12:21,406 --> 00:12:25,259
‫هی ، تو.من شرط میبندم آنت وو بهت
‫گفتم اون کفش قرمز رو میپوشی، نه؟

174
00:12:25,303 --> 00:12:28,940
‫بله، اون گفتم من وقتی با عشق واقعیم
‫ملافات کنم کفش های قرمز میپوشم.

175
00:12:28,987 --> 00:12:33,710
‫آها. و چند بار تو این کفش های قرمز رو
‫از وقتی اون پیشگویی برات اتفاق افتاد پوشیدی؟

176
00:12:33,753 --> 00:12:35,593
‫همیشه.

177
00:12:35,623 --> 00:12:38,337
‫البته این میتونه درست باشه!

178
00:12:38,415 --> 00:12:43,670
‫واقعا؟ تو هم اینطور فکر میکنی؟من خیلی هیجان زده ام!

179
00:12:48,256 --> 00:12:50,701
‫و بعد سومین نوه ات به دنیا میاد......

180
00:12:50,746 --> 00:12:56,144
‫قبل از اینکه به آرامی توی خواب بمیری. این اطلاعات برای تو کافیه؟...

181
00:12:56,199 --> 00:13:01,149
‫واو، ممنون آنت وو. اه، صبر کن، یه چیز دیگه.

182
00:13:01,197 --> 00:13:03,677
‫لباسی که فرا میپوشم چقدر باید گرم بشه؟

183
00:13:03,746 --> 00:13:07,335
‫تو میخوای یه پیشگویی برای این بکنم؟

184
00:13:07,377 --> 00:13:14,159
‫من نمیدونم آنت وو چی بهت گفته، اما تو باید حتما یه حمام بری!

185
00:13:16,032 --> 00:13:19,277
‫خب، سوکا، تو چیزهایی درباره خانم ها میدونی، درسته؟

186
00:13:19,339 --> 00:13:24,106
‫چیزهایی؟ تو به محل درستی اودی. چیکار میتونم برات کنم؟

187
00:13:24,178 --> 00:13:27,471
‫خب، یه دختر هست...

188
00:13:27,744 --> 00:13:29,894
‫فکر کنم میدونم منظورت کیه.

189
00:13:29,951 --> 00:13:31,871
‫میدونی؟ و مشکلی باهاش نداری؟

190
00:13:31,916 --> 00:13:34,279
‫البته که ندارم. و بهت راستشو بگم،..

191
00:13:34,349 --> 00:13:36,896
‫و حدس میزنم اون هم تو رو دوست داره....

192
00:13:36,975 --> 00:13:38,035
‫اون هم دوستم داره؟

193
00:13:38,119 --> 00:13:42,697
‫اه بله، اون دیوونته. همه کاری که تو الان باید انجام بدی اینه که هول نشی.

194
00:13:42,772 --> 00:13:44,316
‫خب، چطور اینکارو بکنم؟

195
00:13:44,384 --> 00:13:48,709
‫اولین اشتباه اینه که پسر خوبی مثل تو خیلی مهربون باشه.

196
00:13:48,780 --> 00:13:50,124
‫تو میتونی خیلی مهربون باشی؟

197
00:13:50,199 --> 00:13:54,135
‫آره. اگه تو میخوای اون دختر رو به خودت علاقمند کنی باید ازش فاصله بگیری،...

198
00:13:54,196 --> 00:13:56,444
‫مثل اینکه تو واقعا دوستش نداری یا چیزی مثل این....

199
00:13:56,500 --> 00:13:58,765
‫خب... باشه.

200
00:13:58,834 --> 00:14:01,329
‫هی آنگ، من متعجبم...

201
00:14:01,404 --> 00:14:04,130
‫بعدا میبینمت.

202
00:14:04,226 --> 00:14:07,740
‫واو، اون خیلی ماهره.

203
00:14:07,729 --> 00:14:11,770
‫و تو تا زمانی که اون روسری رو داری سالم میمونی. خداحافظ....

204
00:14:11,821 --> 00:14:14,485
‫خیلی خب، باشه، اما، یه چیز دیگه.

205
00:14:14,534 --> 00:14:16,770
‫خیلی خب، چیه؟

206
00:14:16,819 --> 00:14:21,429
‫من فردا برای صبحانه باید انبه معمولی بخورم یا انبه هندی؟

207
00:14:21,471 --> 00:14:23,555
‫انبه هندی

208
00:14:23,611 --> 00:14:26,028
‫اههه، من از انبه هندی متنفرم.

209
00:14:26,094 --> 00:14:29,171
‫اه، کاتارا. من اینجا ندیدمت.

210
00:14:29,239 --> 00:14:31,012
‫آنگ.

211
00:14:31,098 --> 00:14:35,585
‫مشکلی نیست، من با چیزهای خودم مشغولم.

212
00:14:42,187 --> 00:14:45,267
‫اااه. انبه هندی لطفا.

213
00:14:45,331 --> 00:14:47,532
‫خب..انبه هندی..

214
00:14:47,576 --> 00:14:49,669
‫اه-اه. تو دوستش داری؟

215
00:14:49,704 --> 00:14:53,280
‫تو منو میشناسی. من واقعا نگران اینکه چی میخورم نیستم.

216
00:14:53,338 --> 00:14:56,700
‫خیلی خب. پس بعدا میبینمت.

217
00:14:57,427 --> 00:14:59,406
‫شاید بی تفاوتی در حد من نیست.

218
00:14:59,429 --> 00:15:03,320
‫اوه! یه پاندا لیلی!

219
00:15:03,377 --> 00:15:05,832
‫تو اونو دیدی؟

220
00:15:05,883 --> 00:15:10,627
‫ببخشید. کجا کسی میتونه یدونه از اینا پیدا کنه؟

221
00:15:10,644 --> 00:15:14,652
‫من نمیتونم باور کنم تو این همه راه منو برای یه گل احمقانه آوردی بالا.

222
00:15:14,686 --> 00:15:20,857
‫نه فقط یه گل... یه پاندا لیلی.من دیدم یه پسر اینکارو کرد و عمل کرد.

223
00:15:20,906 --> 00:15:22,943
‫گلها وقتی خوبن که ازدواج کردی...

224
00:15:22,975 --> 00:15:28,687
‫اما در اول بروز دادن بیشترین بی تفاوتی که در توانته خیلی مهمه....

225
00:15:28,711 --> 00:15:30,671
‫اما قلبم بهم میگه این گلو به دست بیارم،...

226
00:15:30,695 --> 00:15:34,710
‫و آنت وو گفت اگه من به قلبم اعتماد کنم...
‫میتونم با کسی که دوستش دارم باشم.

227
00:15:34,727 --> 00:15:38,810
‫چی؟ نگو که تو هم این چیزها رو باور کردی.

228
00:15:38,841 --> 00:15:41,359
‫خب، آنت وو تا حالا اشتباهی نکرده.

229
00:15:41,381 --> 00:15:45,495
‫چرا باید درباره عشق اشتباه کنه؟

230
00:15:45,552 --> 00:15:48,648
‫اونجا، روی لبه!

231
00:15:52,371 --> 00:15:57,947
‫اه نه! آنت وو اشتباه کرده.

232
00:16:06,924 --> 00:16:10,140
‫اون مردم فکر میکنن در امنیت هستن. ما باید بهشون اخطار بدیم.

233
00:16:10,217 --> 00:16:13,924
‫وقتی برای راه رفتن نیست. سوار شو.

234
00:16:23,202 --> 00:16:24,368
‫سلام، کاتارا.

235
00:16:24,426 --> 00:16:28,446
‫میتونی باور کنی که اون نمیزاره من برم تو؟
‫اونم بعد از اینکه این همه چیز بهش دادم؟

236
00:16:28,501 --> 00:16:30,031
‫اما، اون هیچوقت پول نمیخواد.

237
00:16:30,110 --> 00:16:31,523
‫میدونم، اما بهرحال.

238
00:16:31,585 --> 00:16:35,971
‫خب، ما چیزهای دیگه ایی داریم که دربارش
‫صحبت کنیم آنت وو درباره آتشفشان اشتباه کرده.

239
00:16:36,030 --> 00:16:38,612
‫سوکا، تو قبلا سعی کردی منو متقاعد کنی اون اشتباه میکنه

240
00:16:38,682 --> 00:16:42,487
‫خیلی سخته که بخوای نظر منو تغییر بدی...

241
00:16:42,578 --> 00:16:44,587
‫اه، نه!

242
00:16:44,693 --> 00:16:50,037
‫همه توجه کنید! آتشفشان تا چند ثانیه دیگه فوران میکنه. آنت وو اشتباه کرده!

243
00:16:50,113 --> 00:16:55,041
‫بله ، بله، ما میدونم تو آنت وو رو باور نداری، " آقای با عقل و عاشق"

244
00:16:55,116 --> 00:16:58,204
‫اگه نمیخواید به اون گوش بدید، شاید به من گوش بدید.

245
00:16:58,265 --> 00:17:01,243
‫من  آنت وو و پیشگویی هاش رو به همون قدر که شما باور دارید باور داشتم،...

246
00:17:01,315 --> 00:17:04,671
‫اما برادرم و آنگ مواد مذاب رو با چشمای خودشون دیدن....

247
00:17:04,734 --> 00:17:10,519
‫به همون خوبی که من پیشگویی های آنت وو رو با گوشهام شنیدم.

248
00:17:10,584 --> 00:17:15,838
‫خواهش میکنم به ما گوش بدید!
‫همه شما تو خطرید! و ما باید از اینجا خارج بشیم.

249
00:17:15,918 --> 00:17:21,658
‫شما نمیتونید روی پیشگویی آنت وو حساب کنید.
‫شما باید سرنوشتتونو با دستای خودتون بسازید.

250
00:17:21,734 --> 00:17:26,364
‫ببینید! پیشگویی شما میتونه اونو توضیح بده؟

251
00:17:27,287 --> 00:17:30,324
‫علم تو میتونه بگه چرا بارون میاد؟

252
00:17:30,421 --> 00:17:34,850
‫بله! بله، میتونه!

253
00:17:37,244 --> 00:17:39,488
‫اونها فقط نمیخوان به دلایل گوش بدن.

254
00:17:39,579 --> 00:17:41,914
‫اما اونها به آنت وو گوش میدن.

255
00:17:42,012 --> 00:17:43,819
‫میدونم، مشکل همینه.

256
00:17:43,903 --> 00:17:48,484
‫خب، این میتونه یه راه حل باشه، ما سرنوشت رو با دستای خودمون میسازیم.

257
00:17:48,567 --> 00:17:53,024
‫اول، من باید کتاب ابرخوانی آنت وو رو قرض بگیرم.

258
00:18:01,294 --> 00:18:05,182
‫ششش... ما نمیخوایم کسی صدامونو بشنوه.

259
00:18:05,268 --> 00:18:08,653
‫اه، اه! من اینجا ندیدمت.

260
00:18:08,747 --> 00:18:10,555
‫تو منو دوست نداری، داری؟

261
00:18:10,651 --> 00:18:12,234
‫البته که دوستت دارم.

262
00:18:12,328 --> 00:18:15,241
‫اما نه اونطور که من دوستت دارم.

263
00:18:15,330 --> 00:18:17,739
‫اه. فکر نکنم.

264
00:18:17,818 --> 00:18:22,171
‫خیی خب. واقعا سختی وقتی کسی رو دوست داری،...

265
00:18:22,264 --> 00:18:25,011
‫اما اون اینطور نیست....

266
00:18:25,093 --> 00:18:26,724
‫میدونم منظورت چیه.

267
00:18:26,819 --> 00:18:28,720
‫ضمنا، اون خیلی زیباست.

268
00:18:28,801 --> 00:18:29,524
‫هان؟

269
00:18:29,613 --> 00:18:33,592
‫اون دختر قبیله آب. من میتونم بفهمم تو چرا اونقدر اونو دوست داری.

270
00:18:33,685 --> 00:18:41,102
‫اون شیرینه، یه کنترل کننده است، و موهاش خیلی مرتب بنظر میاد.

271
00:18:41,189 --> 00:18:42,110
‫نگران نباش.

272
00:18:42,177 --> 00:18:46,537
‫تو یه پسر عالی رو میبینی که اون به شدت بهت علاقه خواهد داشت. من میدونم.

273
00:18:46,629 --> 00:18:51,505
‫ممنونم. صبر کن! تو اینو نمیخواستی؟

274
00:18:51,593 --> 00:18:52,764
‫از کجا میدونی؟

275
00:18:52,839 --> 00:18:56,187
‫من یه جورایی تو رو میپاییدم... هه!

276
00:18:56,280 --> 00:19:00,385
‫اه، ممنونم.فکر..فکر میکنم.

277
00:19:02,132 --> 00:19:05,548
‫ابرها از آب و باد سخته شد یعنی از هردومون...

278
00:19:05,626 --> 00:19:08,708
‫ما باید بتونیم با کنترل کردن اونها روبه هر شکلی که میخوایم دربیارم....

279
00:19:08,793 --> 00:19:13,007
‫من پیداش کردم. علامت انفجار آتشفشان.

280
00:19:38,503 --> 00:19:43,207
‫آنت وو، ببین!  توی ابرها داره یه اتفاقی میفته.

281
00:19:43,296 --> 00:19:49,433
‫خیلی ناآشناست. این نمیتونه... اوه خدای من!

282
00:19:55,411 --> 00:19:59,813
‫ما هنوز میتونیم روستا رو امن نگهداریم
‫به شرطی که سریع عمل کنیم. سوکا یه نقشه داره.

283
00:19:59,900 --> 00:20:02,263
‫مواد مذاب باید به سمت پایین جریان پیدا کنن تا به اینجا برسن.

284
00:20:02,350 --> 00:20:03,517
‫اگه ما بتونیم یه خندق پر عمق بکنیم...

285
00:20:03,608 --> 00:20:06,573
‫میتونم کل مواد مذاب رو از روستا به رودخانه هدایت کنیم....

286
00:20:06,656 --> 00:20:09,466
‫اگه هرکدام از شما کنترل کننده خاک هست با من بیاد.

287
00:20:09,538 --> 00:20:10,856
‫من یه کنترل کننده خاکم!

288
00:20:10,939 --> 00:20:11,981
‫من نیستم!

289
00:20:12,071 --> 00:20:18,236
‫بقیه یه بیل بیارن.. بیاید، ما باید سریع باشیم!

290
00:20:35,725 --> 00:20:39,103
‫سریعتر بکنید! سریعتر بکنید!

291
00:20:42,159 --> 00:20:48,260
‫همه باید اینجا رو تخلیه کنن! وقتی اینجا امن شد ما به شما میپیوندیم!

292
00:21:14,968 --> 00:21:19,270
‫این خیلی زیاده! از گودال عبور میکنه!

293
00:21:51,535 --> 00:21:55,475
‫مرد، گاهی اوقات من فراموش کنم اون پسر چه کنترل کننده قدرتمندیه.

294
00:21:55,539 --> 00:21:57,589
‫صبر کن، تو چی گفتی؟

295
00:21:57,676 --> 00:22:01,990
‫هیچی، فقط آنگ یه کنترل کننده قدرتمنده.

296
00:22:04,575 --> 00:22:07,991
‫میدونستم که اونه...

297
00:22:12,149 --> 00:22:14,958
‫راستش، ما یه جورایی کتاب شما رو قرض گرفتیم.

298
00:22:14,998 --> 00:22:19,985
‫پس شما اون بلا رو سر ابرها آوردید!نه؟

299
00:22:20,058 --> 00:22:21,995
‫خیلی زیرکانه است!

300
00:22:22,082 --> 00:22:24,437
‫نمیخوام توهین کنم، اما امیدوارم این به شما یه درس  داده

301
00:22:24,510 --> 00:22:27,045
‫بیش از اندازه روی پیشگویی حساب نکنید.

302
00:22:27,111 --> 00:22:31,383
‫اما آنت وو پیش بینی کرد دهکده نابود نمیشه، و نشد.

303
00:22:31,439 --> 00:22:33,569
‫بعد از همه اینها، اون درست گفت.

304
00:22:33,639 --> 00:22:35,078
‫من ازت متنفرم.

305
00:22:35,133 --> 00:22:38,398
‫مشکلی نیست، سوکا. همه چیز مرتبه.

306
00:22:38,478 --> 00:22:40,105
‫میتونم یه چیزی ازتون بپرسم؟

307
00:22:40,178 --> 00:22:41,638
‫البته، عزیزم.

308
00:22:41,696 --> 00:22:44,175
‫شما واقعا عشقی در آینده من ندیدید، دیدید؟

309
00:22:44,249 --> 00:22:46,374
‫شما فقط چیزی رو که میخواستم بشنوم بهم گفتید.

310
00:22:46,469 --> 00:22:52,035
‫من بهت یه رازی رو میگم، کنترل کننده باد جوان.
‫همونطور که اون ابرها رو دوباره شکل دادی...

311
00:22:52,133 --> 00:22:56,664
‫تو قدرت اینو داری که سرنوشتتو خودت شکل بدی....

312
00:22:56,756 --> 00:23:01,595
‫خداحافظ همگی! ملاقات با شما خیلی خوب بود! مراقب باش، منگ.

313
00:23:01,686 --> 00:23:04,831
‫مراقب باش.

314
00:23:06,991 --> 00:23:09,505
‫احمق.

315
00:23:09,660 --> 00:23:11,619
‫www.free-offline.com کاری از تیم ترجمه

316
00:23:11,620 --> 00:23:12,649
‫remuslup ترجمه شده توسط

