1
00:00:00,749 --> 00:00:03,121
‫آب.

2
00:00:03,122 --> 00:00:04,995
‫خاک.

3
00:00:04,996 --> 00:00:07,104
‫آتش.

4
00:00:07,105 --> 00:00:08,396
‫باد.

5
00:00:09,462 --> 00:00:13,596
‫خیلی قبل، چهار ملت با هماهنگی و در کنار هم زندگی میکردند

6
00:00:13,597 --> 00:00:17,675
‫اما بعد، همه چیز با حمله ملت آتش تغییر کرد

7
00:00:17,876 --> 00:00:21,988
‫فقط آواتار، کسی که برای تمام چهار عنصر اصلی
‫تسلط داشت میتونست اونها رو متوقف کنه.

8
00:00:21,989 --> 00:00:25,148
‫اما درست وقتی که جهان به اون نیاز داشت اون ناپدید شد

9
00:00:25,489 --> 00:00:29,310
‫صد سال گذشت، و من و برادرم یک آواتار جدید پیدا کردیم.

10
00:00:29,311 --> 00:00:31,150
‫یک کنترل کننده باد به نام آنگ

11
00:00:31,251 --> 00:00:33,356
‫و با اینکه اون یک کنترل کننده باد با مهارت هست،

12
00:00:33,357 --> 00:00:37,089
‫ولی قبل از نجات مردم باید چیزهای زیادی رو یاد بگیره.

13
00:00:37,090 --> 00:00:40,712
‫اما من باور دارم که آنگ میتونه جهان رو نجات بده.

14
00:00:45,899 --> 00:00:49,861
‫کتاب اول: آب
‫قسمت هجدهم: استاد کنترل آب

15
00:00:55,328 --> 00:01:00,730
‫نمیخوام غر بزنم، اما آپا نمیتونه یکم بالاتر پروا کنه؟

16
00:01:01,412 --> 00:01:06,584
‫من یه فکری دارم، چرا همه ما سوار تو نشیم و تو ما رو تا قطب شمال ببری؟

17
00:01:06,647 --> 00:01:13,152
‫منم دوست دارم! همه بیاید، سوکا آماده پروازه!

18
00:01:14,069 --> 00:01:16,398
‫ببینید، ما فقط یکم خسته و بداخلافیم...

19
00:01:16,460 --> 00:01:18,863
‫چون دو روز متوالیه که داریم پرواز میکنیم....

20
00:01:18,927 --> 00:01:22,190
‫و برای چی؟ ما حتی نمیتونیم قبیله آب شمالی رو پیدا کنیم.

21
00:01:22,247 --> 00:01:24,927
‫این بالا هیچی نیست.

22
00:01:41,744 --> 00:01:45,839
‫اونها کنترل کننده های آب هستن! ما قبیله آب رو پیدا کردیم!

23
00:01:48,790 --> 00:01:53,020
‫اونها به شمال میبرن. قبیله آب شمالی

24
00:01:53,084 --> 00:01:57,987
‫آواتار به یک استاد کنترل آب نیاز داره. اون به دنبال یک معلم میگرده.

25
00:01:58,007 --> 00:02:00,872
‫پس ما منتظر چی هستیم؟ بریم و اون رو بگیریم!

26
00:02:00,935 --> 00:02:06,580
‫صبر داشته باش، کاپیتان لی. این یک دهکده کوچک
‫از کنترل کننده های خاک نیست که ما به راحتی بتونیم روش قدم بزنیم.

27
00:02:06,631 --> 00:02:08,884
‫قبیله آب یک ملت بزرگه.

28
00:02:08,937 --> 00:02:12,246
‫وبخاطر اینه که اونها پس از صد سال جنگ هنوز باقی موندن.

29
00:02:12,333 --> 00:02:17,171
‫دشت های یخ خائنند. و خود اونجا یک دژ یخیه.

30
00:02:17,247 --> 00:02:21,458
‫ما به یک حمله فشرده و قوی نیاز داریم.

31
00:02:23,521 --> 00:02:25,897
‫اونجاست!

32
00:02:25,943 --> 00:02:28,783
‫قبیله آب شمالی...

33
00:02:28,843 --> 00:02:31,534
‫ما بلاخره اینجاییم...

34
00:02:51,338 --> 00:02:54,222
‫من نمیتونم باور کنم چند تا کنترل کننده آب این بالا زندگی میکنن!

35
00:02:54,265 --> 00:02:58,269
‫ما یک استاد که به ما درس بده پیدا میکنیم، مشکلی نیست!

36
00:03:37,441 --> 00:03:40,123
‫اینجا خیلی قشنگه.

37
00:03:40,167 --> 00:03:43,164
‫بله. در مورد اون همینطوره.

38
00:03:55,181 --> 00:04:06,107
‫â™« زمستان، بهار، تابستان و پاییز. زمستان، بهار، تابستان و پاییز.â™«

39
00:04:06,169 --> 00:04:18,502
‫â™« چهار فصل،چهار عشق. چهار فصل، چهار عشق â™«

40
00:04:39,183 --> 00:04:45,918
‫امشب، ما آمدن برادر و خواهرمان از قبیله جنوبی را جشن میگیریم...

41
00:04:45,973 --> 00:04:49,317
‫و آنها شخص خیلی ویژه ای را با خود آوردند......

42
00:04:49,352 --> 00:04:54,963
‫کسی که بسیاری از ما تا الان پذیرفته بود از جهان محو شده است....

43
00:04:55,021 --> 00:04:57,552
‫آواتار!

44
00:05:00,284 --> 00:05:05,048
‫ما همچنین تولد ۱۶ سالگی دخترم را جشن میگیریم.

45
00:05:05,095 --> 00:05:09,522
‫پرنسس یوای هم اکنون در سن ازدواجه.

46
00:05:09,592 --> 00:05:10,573
‫ممنونم، پدر.

47
00:05:10,649 --> 00:05:15,702
‫امیدوارم روح های بزرگ ماه و اقیانوس در این زمان سخت به ما نگاه کنند

48
00:05:15,754 --> 00:05:20,910
‫حالا، استاد پاکو و دانش آموزانش نمایش اجرا میکنند!

49
00:05:40,195 --> 00:05:42,953
‫سلام. سوکا، قبیله آب جنوبی.

50
00:05:42,992 --> 00:05:45,814
‫از آشنایی با شما خیلی خوشحالم.

51
00:05:46,478 --> 00:05:51,789
‫خب.. اه... تو یه پرنسسی، هان؟!

52
00:05:51,847 --> 00:05:55,381
‫میدونی، در قبیله من، من یک جورایی یک پرنس هستم!

53
00:05:55,435 --> 00:05:57,290
‫ها! پرنس چی؟

54
00:05:57,345 --> 00:06:01,153
‫خیلی چیزها! اه، مشکلی داری؟ من دارم سعی میکنم یکم گفتگو کنم!

55
00:06:01,204 --> 00:06:04,316
‫عذرخواهیم را بپذیرید، پرنس سوکا.

56
00:06:05,052 --> 00:06:07,941
‫خب اینطور به نظر میاد که من قراره یه مدتی در این شهر بمونم.

57
00:06:07,999 --> 00:06:12,105
‫من فکر میکنیم شاید ما بتونیم... یه کاری با هم بکنیم؟

58
00:06:12,159 --> 00:06:14,959
‫یه "کاری" با هم بکنیم؟

59
00:06:18,784 --> 00:06:20,662
‫خیلی خوب بود.

60
00:06:20,709 --> 00:06:25,352
‫استاد پاکو، جدیدترین دانش آموزتون رو ببینید. آواتار.

61
00:06:25,402 --> 00:06:31,655
‫فقط بخاطر اینکه سرنوشت تو حفظ کردن جهانه،
‫انتظار هیچ رفتار ویژه ای رو نداشته باش.

62
00:06:31,701 --> 00:06:34,514
‫من و دوستم نمیتونیم برای شروع تمرین با شما صبر کنیم...

63
00:06:34,552 --> 00:06:36,692
‫یعد از اینکه دو روز استراحت کردیم....

64
00:06:36,740 --> 00:06:40,759
‫اگر شما میخواهید استراحت کنید، پس
‫من بهتون پیشنهاد میکنم از یک جزیره گرمسیری بازدید کنید

65
00:06:40,802 --> 00:06:46,718
‫در غیر اینصورت، من هردوی شما رو سپیده دم فردا میبینم. شب بخیر.

66
00:06:50,868 --> 00:06:53,731
‫برای آخرین بار،من اسموکی هورن بازی نمیکنم.

67
00:06:53,783 --> 00:06:59,883
‫نه، این مربوط به نقشه هامونه. یه مشکلاتی وجود داره.

68
00:07:01,718 --> 00:07:02,967
‫من خدمه کشتی تو رو میبرم.

69
00:07:03,041 --> 00:07:04,092
‫چی!؟

70
00:07:04,125 --> 00:07:07,679
‫من به اونها برای یک لشکرکشی کوچک به قطب شمال نیاز دارم.

71
00:07:07,715 --> 00:07:09,390
‫عمو، درسته؟

72
00:07:09,427 --> 00:07:14,634
‫من میترسم همینطور باشه. اون همه رو برد. حتی آشپز!

73
00:07:14,707 --> 00:07:18,155
‫متأسفم که تو اونجا نخواهی بود تا ببینی من اواتار رو دستگیر میکنم.

74
00:07:18,224 --> 00:07:22,987
‫اما من نمیتونم بزارم تو دوباره سر راهم قرار بگیری.

75
00:07:39,954 --> 00:07:43,581
‫من نمیدونستم تو بلدی با شمشیر پهن، شمشیر بزنی، پرنس زوکو.

76
00:07:43,630 --> 00:07:47,912
‫نیستم. اونها عتیقه اند. فقط تزئینی.

77
00:07:47,984 --> 00:07:51,197
‫شما درباره روح آبی شنیدید، ژنرال آیرو؟

78
00:07:51,253 --> 00:07:54,734
‫فقط شایعات. فکر نمیکنم اون واقعی باشه.

79
00:07:54,761 --> 00:07:59,877
‫درواقع اون واقعی،اون یه جنایتکاره، یه دشمن ملت آتش

80
00:07:59,923 --> 00:08:03,363
‫اما من احساسی دارم که عدالت خیلی زود اون رو به دست میاره.

81
00:08:03,430 --> 00:08:09,888
‫ژنرال آیرو، اگر نظرتون عوض شد پیشنهاد پیوستن به مأموریتم هنوز پابرجاست

82
00:08:13,652 --> 00:08:15,904
‫من تمام عمرم منتظر این روز بودم!

83
00:08:15,970 --> 00:08:21,022
‫من بلاخره میتونم از یه استاد واقعی کنترل کننده آب آموزش ببینم!

84
00:08:22,555 --> 00:08:24,289
‫صبح بخیر،استاد پاکو!

85
00:08:24,349 --> 00:08:28,417
‫نه، خواهش میکنم، راهپیمایی کنید، من تمرکز یا کار دیگه ای انجام نمیدم.

86
00:08:28,467 --> 00:08:33,754
‫اههه... این دوست منه، کاتار، کسی که دربارش بهتون گفته بودم؟

87
00:08:33,797 --> 00:08:37,121
‫متأسفم. فکر کنم یه سوءتفاهم پیش اومده.

88
00:08:37,203 --> 00:08:39,488
‫تو به من نگفتی که دوستت یه دختره.

89
00:08:39,543 --> 00:08:46,246
‫در قبیله ما، برای خانم ها آموختن کنترل کردن آب غیرمجازه.

90
00:08:52,036 --> 00:08:54,319
‫منظورت چیه که به من آموزش نمیدی؟

91
00:08:54,355 --> 00:08:58,371
‫من تمام جهان رو سفر نکردم تا تو بتونی به من بگی "نه"!

92
00:08:58,418 --> 00:08:59,319
‫نه.

93
00:08:59,382 --> 00:09:02,417
‫اما توی قبیله شما باید خانم های کنترل کننده آب دیگه ای هم باشه!

94
00:09:02,442 --> 00:09:06,803
‫اینجا خانم ها از یوگودا یاد میگیرند تا از نیروی
‫کنترل کردن آبشون برای شفا دادن استفاده کنن.

95
00:09:06,848 --> 00:09:11,463
‫من مطمئنم اون خوشحال میشه تا تو رو
‫با وجود رفتار زشتت به عنوان دانش آموزش قبول کنه.

96
00:09:11,523 --> 00:09:13,587
‫من نمیخوام شفا بدم، میخوام بجنگم!

97
00:09:13,644 --> 00:09:17,902
‫میتونم اینو ببینم.اما قبیله ما رسم هایی داره، قوانین.

98
00:09:17,942 --> 00:09:19,553
‫خب قوانین شما آشغالن!

99
00:09:19,602 --> 00:09:23,761
‫بله! اونها خوب نیستن. اگه تو به کاتارا درس ندی، بعد...

100
00:09:23,808 --> 00:09:24,934
‫بعد چی؟

101
00:09:24,997 --> 00:09:26,969
‫بعد من از تو یاد نمیگیرم!

102
00:09:27,022 --> 00:09:30,942
‫تدریس به خود خوبی داشته باشی. من مطمئنم تو یه کار بزرگ خواهی کرد.

103
00:09:30,994 --> 00:09:34,629
‫صبر کن! آنگ منظوری نداشت.

104
00:09:34,991 --> 00:09:36,855
‫تو نمیتونی تمرینتو بخاطر من به خطر بندازی.

105
00:09:36,910 --> 00:09:42,599
‫تو باید از استاد پاکو یاد بگیری. حتی اگه اون یه احمق بزرگ باشه.

106
00:09:44,551 --> 00:09:47,537
‫خب چرا ما شروع نکنیم؟

107
00:09:48,954 --> 00:09:52,898
‫پرنسس یوای! صبح بخیر!

108
00:09:52,917 --> 00:09:55,300
‫هی، درباره اون مهمونی آخر شب چطور؟

109
00:09:55,346 --> 00:09:57,782
‫پسر، پدرتون مطمئنا میدونه چطوری یه مهمونی برگزار کنه.

110
00:09:57,836 --> 00:09:59,861
‫من خوشحالم که تو خوشت اومده.

111
00:09:59,920 --> 00:10:03,872
‫خب ، بعد از رفتن شما اون خیلی خوب نبود.

112
00:10:04,557 --> 00:10:07,536
‫خب، من هنوز امیدوارم ما بتونیم بیشتر همدیگه رو ببینیم.

113
00:10:07,608 --> 00:10:09,749
‫منظورت انجام دادن یه "کاریه"؟

114
00:10:09,793 --> 00:10:13,729
‫بله! در...یه جایی! برای..بعضی وقتا!

115
00:10:13,775 --> 00:10:17,220
‫منم دوست دارم! من تورو امشب روی اون پل میبینم.

116
00:10:17,270 --> 00:10:20,488
‫عالیه! میبنمتون....آآآآآه!

117
00:10:21,296 --> 00:10:23,028
‫متأسفم!

118
00:10:23,384 --> 00:10:27,819
‫مشکلی نیست، ارزششو داشت. شب میبینمتون.

119
00:10:28,488 --> 00:10:30,781
‫من خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم.

120
00:10:30,805 --> 00:10:36,366
‫شما کاملا برای مأموریتی که در نظر دارم مناسبید.

121
00:10:37,480 --> 00:10:40,382
‫طلای خوشمزه ایه!

122
00:10:40,434 --> 00:10:42,390
‫تو برای چه کاری به ما نیاز داری؟

123
00:10:42,439 --> 00:10:46,600
‫فکر کنم شما با پرنس زوکو آشنا هستید؟

124
00:10:53,485 --> 00:10:56,415
‫ام، سلام. شما یوگودا هستید؟

125
00:10:56,485 --> 00:11:00,234
‫تو برای درس شفابخشی اینجایی؟

126
00:11:02,807 --> 00:11:04,110
‫فکر کنم همینطوره.

127
00:11:04,186 --> 00:11:08,536
‫خوش آمدی! خوش آمدی!

128
00:11:13,008 --> 00:11:17,938
‫تو آب رو به اطراف حرکت میدی، اما فشار دادن و کشیدن رو احساس نمیکنی.

129
00:11:17,987 --> 00:11:20,851
‫من سعی میکنم!

130
00:11:22,617 --> 00:11:29,492
‫شاید این حرکت خیلی برای تو پیشرفته است.
‫چرا یک حرکت ساده تر رو انتخاب نمیکنی؟

131
00:11:32,475 --> 00:11:34,395
‫برای درس ممنونم.

132
00:11:34,475 --> 00:11:36,276
‫خب، اون پسر خوش شانس کیه؟

133
00:11:36,327 --> 00:11:36,951
‫هان؟

134
00:11:37,016 --> 00:11:40,936
‫گردنبند نامزدیت. تو ازدواج کردی، درسته؟

135
00:11:40,963 --> 00:11:44,370
‫آه،نه، من فکر نمیکنم هنوز براش آماده باشم.

136
00:11:44,430 --> 00:11:46,654
‫مادربزرگ من این گردن بند رو به مادرم داد،...

137
00:11:46,698 --> 00:11:49,643
‫و مادرم اونو به من واگذار کرد....

138
00:11:49,726 --> 00:11:55,122
‫من این شکل رو میشناسم! نمیدونم چرا رودتر اینو نفهمیدم!

139
00:11:55,182 --> 00:11:57,587
‫تو یک تصویر دقیق از کانا هستی!

140
00:11:57,629 --> 00:12:00,727
‫صبر کن، شما چطوری اسم مادربزرگ من رو میدونید؟

141
00:12:00,749 --> 00:12:05,015
‫وقتی من هم سن و سال تو بودم، دوست کانا بودم.

142
00:12:05,054 --> 00:12:08,155
‫اون اینجا متولد شد، در قبیله شمالی.

143
00:12:08,198 --> 00:12:09,863
‫اون هیچوقت به من نگفته بود.

144
00:12:09,912 --> 00:12:13,778
‫مادر بزرگت با یک کنترل کننده ی آب جوان قرار ازدواج گذاشته بود.

145
00:12:13,826 --> 00:12:16,153
‫اون این گردنبند رو براش درست کرد.

146
00:12:16,180 --> 00:12:19,362
‫اگه گرن گرن نامزد کرده بود، پس چرا اینجا رو ترک کرد؟

147
00:12:19,389 --> 00:12:26,645
‫من نمیدونم. این قضیه همیشه
‫برای من یک راز بوده. اون بدون خداحافظی رفت.

148
00:12:26,665 --> 00:12:28,992
‫موفق باشی!

149
00:12:30,110 --> 00:12:33,229
‫خدمه از من خواستن تا براشون سفر امنی رو آرزو کنی.

150
00:12:33,291 --> 00:12:35,278
‫خوشحالم که از اون خائن ها جدا شدیم.

151
00:12:35,342 --> 00:12:39,095
‫شب دلپذیری برای قدم زدنه. چرا تو با من همراه نمیشی؟

152
00:12:39,167 --> 00:12:42,347
‫ذهنتو پاک میکنه.

153
00:12:43,425 --> 00:12:47,310
‫شاید هم بهتره فقط تو این اتاق بمونی و توی تاریکی بشینی.

154
00:12:47,389 --> 00:12:51,425
‫هرجور که دوست داری.

155
00:13:16,950 --> 00:13:20,454
‫مراقب ژله انفجاری باش!

156
00:13:23,861 --> 00:13:28,361
‫عمو، عمو، تویی؟

157
00:14:09,631 --> 00:14:11,763
‫زوکو!

158
00:14:19,104 --> 00:14:21,773
‫زوکو...

159
00:14:31,634 --> 00:14:37,341
‫سلام، پرنسس یوای. من براتون یه چیزی ساختم. اینو خودم براتون درست کردم.

160
00:14:37,403 --> 00:14:38,475
‫یه خرسه.

161
00:14:38,523 --> 00:14:43,664
‫درواقع ، قرار بود که اون یک ماهی باشه،ببین اون باله داره.

162
00:14:43,708 --> 00:14:52,452
‫اه. متأسفم! من اشتباه کردم. نباید ازت میخواستم تا به اینجا بیای!

163
00:14:58,557 --> 00:15:02,038
‫آموزش جنگیدن چطور پیش میره؟

164
00:15:02,071 --> 00:15:03,099
‫بده؟

165
00:15:03,161 --> 00:15:05,952
‫نه،مشکل پرنسس یوای هست. من نمیفهمم.

166
00:15:05,998 --> 00:15:10,080
‫یه لحظه اون میخواد با من بیرون بره و بعد اون بهم میگه گم شم!

167
00:15:10,126 --> 00:15:12,385
‫خب آموزش کنترل آب چطوره؟

168
00:15:12,444 --> 00:15:16,436
‫استاد کله بادی به اون درس نمیده چون اون یه دختره.

169
00:15:16,479 --> 00:15:18,902
‫چرا تو به اون یاد نمیدی، آنگ؟

170
00:15:18,962 --> 00:15:21,111
‫چرا من بهش فکر نکردم؟

171
00:15:21,146 --> 00:15:24,682
‫شب ها، تو میتونی تمام حرکاتی رو که
‫از استاد پاکو یاد گرفتی به من آموزش بدی.

172
00:15:24,739 --> 00:15:28,210
‫اونوقت تو یه نفر رو داری که
‫باهاش تمرین کنی و من میتونم کنترل آب رو یاد بگیرم.

173
00:15:28,257 --> 00:15:29,777
‫همه خوشحالن!

174
00:15:29,839 --> 00:15:31,292
‫من خوشحال نیستم.

175
00:15:31,349 --> 00:15:34,946
‫اما تو هیچوقت خوشحال نیستی. بیا، آنگ!

176
00:15:38,945 --> 00:15:45,021
‫استاد پاکو گفت این حرکت تماما مربوط به گود کردن و شناور شدنه.

177
00:15:45,549 --> 00:15:48,249
‫گرفتم!

178
00:15:48,327 --> 00:15:49,902
‫این شگفت انگیز بود!

179
00:15:49,969 --> 00:15:52,961
‫این کار من نبود

180
00:15:53,021 --> 00:15:55,548
‫من... من فقط به کاتارا چند تا حرکت نشون دادم.

181
00:15:55,595 --> 00:16:00,033
‫تو به من،آموزش هام،و تماما فرهنگم توهین کردی.

182
00:16:00,078 --> 00:16:01,148
‫من متأسفم،من...

183
00:16:01,205 --> 00:16:05,945
‫تو دیگه دانش آموز من نیستی.

184
00:16:11,147 --> 00:16:16,710
‫از من میخواید چیکار کنم؟ استاد پاکو رو مجبور کنم
‫تا آنگ رو به عنوان دانش آموزش برگردونه؟

185
00:16:16,771 --> 00:16:18,690
‫بله...لطفا!

186
00:16:18,742 --> 00:16:27,699
‫من فکر میکنم اگه شما غرورتون رو بشکنید و
‫ازشون عذرخواهی کنید نظرشون رو تغییر خواهند داد.

187
00:16:28,935 --> 00:16:30,565
‫بسیار خب.

188
00:16:30,607 --> 00:16:33,405
‫من منتظرم، دختر کوچک.

189
00:16:33,452 --> 00:16:39,715
‫نه! امکان نداره من از یک مرد ترش رو مثل تو عذر خواهی کنم!

190
00:16:39,765 --> 00:16:41,054
‫اه، کاتارا...

191
00:16:41,110 --> 00:16:44,864
‫من بیرون هستم.... اگه تو به اندازه کافی مرد هستی تا با من بجنگی!

192
00:16:48,181 --> 00:16:49,858
‫من مطمئنم اون منظوری نداشت.

193
00:16:49,923 --> 00:16:52,805
‫بله، فکر کنم داشت.

194
00:16:53,482 --> 00:16:59,648
‫من درباره پرنس زوکو ناراحتم. فقط ناراحت.

195
00:16:59,698 --> 00:17:04,590
‫ارباب آتش وقتی بفهمه این کار توسط کی انجام شده خوشحال نمیشه.

196
00:17:04,655 --> 00:17:07,400
‫شما میدونید کی... پشت این حمله است؟

197
00:17:07,449 --> 00:17:13,411
‫بله...دزدان دریای! ما مدتی قبل توسط اونها دستگیر شدیم.

198
00:17:13,475 --> 00:17:16,242
‫اونها میخواستن انتقام بگیرند.

199
00:17:17,144 --> 00:17:20,335
‫خب، شما درباره پیشنهاد من تجدید نظر کردید؟

200
00:17:20,389 --> 00:17:28,172
‫بله من میپذیرم. این یه افتخاره تا
‫به عنوان ژنرال به شما خدمت کنم. برای ملت آتش!

201
00:17:28,239 --> 00:17:30,306
‫برای پیروزی!

202
00:17:33,040 --> 00:17:36,340
‫کاتارا،دیوونه شدی؟ امکان نداره تو این نبرد پیروز بشی.

203
00:17:36,384 --> 00:17:38,164
‫میدونم! برام مهم نیست!

204
00:17:38,227 --> 00:17:41,542
‫تو نباید این کارو بخاطر من انجام بدی. من میتونم یه معلم دیگه پیدا کنم.

205
00:17:41,582 --> 00:17:46,880
‫من اینکارو به خاطر تو نمیکنم! یه نفر باید چند تا نکته رو به اون یاد بده!

206
00:17:46,932 --> 00:17:50,645
‫خب، تو تصمیم گرفتی که بجنگی؟

207
00:17:52,104 --> 00:17:53,621
‫نمیخوای باهام بجنگی؟

208
00:17:53,696 --> 00:17:58,773
‫به همراه بقیه خانم ها به کلبه شفابخشی برگرد جایی که بهش تعلق داری.

209
00:18:01,537 --> 00:18:07,511
‫خب. تو میخوای جنگیدن رو خیلی بد یاد بگیری، به دقت یاد بگیرد!

210
00:18:16,007 --> 00:18:19,533
‫نگران نباش، قصد ندارم بهت صدمه بزنم!

211
00:18:37,297 --> 00:18:39,416
‫تو نمیتونی منو شکست بدی!

212
00:18:39,493 --> 00:18:41,406
‫برو کاتارا!

213
00:19:22,123 --> 00:19:26,681
‫خب، تحت تأثیر قرار گرفتم. تو یه کنترل کننده آب فوق العاده ای.

214
00:19:26,727 --> 00:19:28,961
‫اما هنوز به من یاد نمیدی، میدی؟

215
00:19:29,021 --> 00:19:30,994
‫نه.

216
00:19:54,647 --> 00:19:56,664
‫این جنگ تموم شد.

217
00:19:56,704 --> 00:19:58,914
‫برگرد اینجا! من هنوز کارمو تموم نکردم!

218
00:19:58,968 --> 00:20:02,128
‫چرا،کردی.

219
00:20:03,399 --> 00:20:05,952
‫این گردنبند منه!

220
00:20:06,021 --> 00:20:08,634
‫نه نیست، مال منه! برگردونش!

221
00:20:08,685 --> 00:20:15,483
‫من اینو شصت سال پیش ساختم... برای عشق زندگیم. برای کانا.

222
00:20:15,553 --> 00:20:19,825
‫مادربزرگ من قصد داشته با تو ازدواج کنه؟

223
00:20:23,899 --> 00:20:29,794
‫نقشه ما بدون عیب جلو میره. ژائو به هیچ چیزی شک نکرده.

224
00:20:29,857 --> 00:20:31,350
‫تو مجبور نیستی اینکارو بکنی.

225
00:20:31,400 --> 00:20:36,416
‫هیچ کدوم از برادرزاده های من
‫بدون پشتیبان، مخفیانه وارد یه کشتی نمیشن!

226
00:20:36,468 --> 00:20:38,329
‫ممنونم، عمو.

227
00:20:38,397 --> 00:20:40,485
‫یکی داره میاد!

228
00:20:40,541 --> 00:20:48,460
‫تا وقتی که به قطب شمال برسیم مخفی شو
‫و بعد آواتار مال تو خواهد بود! موفق باشی!

229
00:20:49,767 --> 00:20:53,804
‫وقتی ما نامزد شدیم من این گردنبند رو برای مادربزرگت ساختم

230
00:20:53,879 --> 00:20:59,094
‫فکر میکردم ما زندگی شاد طولانی رو با هم خواهیم داشت. من عاشقش بودم.

231
00:20:59,137 --> 00:21:04,337
‫اما اون تو رو دوست نداشت، درسته؟اون ازدواج یه ازدواج زوری بود.

232
00:21:04,399 --> 00:21:08,315
‫مادربزرگم نمیخواست قوانین احمقانه قبیله شما، زندگیش رو محدود کنه.

233
00:21:08,359 --> 00:21:14,031
‫به خاطر همین بود که رفت. اون باید شجاعت زیادی داشته باشه.

234
00:21:14,660 --> 00:21:17,362
‫باهاش برو.

235
00:21:23,312 --> 00:21:25,368
‫از من چی میخوای؟

236
00:21:25,433 --> 00:21:29,337
‫هیچی. فقط میخوام بدونی که، فکر میکنم خیلی زیبا هستی...

237
00:21:29,383 --> 00:21:32,523
‫و، هیچوقت فکر میکنم یه دختر مثل تو حتی به یه پسر مثل من توجهی بکنه....

238
00:21:32,574 --> 00:21:34,195
‫تو نمیفهمی.

239
00:21:34,232 --> 00:21:38,741
‫نه، نه، ببین، یه چیزی هست. فکر میکنم الان میتونم بفهمم.

240
00:21:38,812 --> 00:21:43,096
‫تو یه پرنسسی، و من... من فقط یه فرد ساده جنوبی هستم.

241
00:21:43,141 --> 00:21:44,620
‫نه،سوکا...

242
00:21:44,665 --> 00:21:51,383
‫مشکلی نیست. نیازی نیست چیزی بگی. بزودی میبینمت، باشه؟

243
00:21:53,092 --> 00:21:58,709
‫باشه، حالا من واقعا گیج شدم! خوشحال... اما گیج!

244
00:21:58,771 --> 00:22:05,736
‫من دوستت دارم! خیلی زیاد. اما، ما
‫نمیتونیم با هم باشیم... و نه بخاطر چیزی که فکر میکنی.

245
00:22:05,798 --> 00:22:10,317
‫بخاطر اینه که... من ازدواج کردم.

246
00:22:11,418 --> 00:22:13,618
‫متأسفم!

247
00:22:23,179 --> 00:22:25,723
‫بد نیست! بد نیست! هه هه!

248
00:22:25,783 --> 00:22:31,047
‫تمرینتو ادامه بده و به احتمال زیاد
‫این رو یاد میگیری البته وقتی که هم سن من شدی!

249
00:22:31,880 --> 00:22:33,272
‫هی کاتارا!

250
00:22:33,339 --> 00:22:39,362
‫فکر میکنی داری چیکار میکنی؟ از طلوع آفتاب گذشته. تو دیرکردی.

251
00:22:39,419 --> 00:22:40,597
‫خوشحالم که اینجا میبینمت.

252
00:22:40,653 --> 00:22:42,778
‫منم همینطور

253
00:22:50,195 --> 00:22:56,847
‫ارتش من آماده است.یه حمله به قبیله ی شمالی آب ترتیب بده.

254
00:23:04,688 --> 00:23:07,986
‫www.free-offline.com کاری از تیم ترجمه

255
00:23:08,061 --> 00:23:10,350
‫remuslup ترجمه شده توسط

