1
00:00:00,798 --> 00:00:03,628
‫آب

2
00:00:03,629 --> 00:00:05,773
‫خاک.

3
00:00:05,774 --> 00:00:08,412
‫آتش

4
00:00:08,413 --> 00:00:10,383
‫باد

5
00:00:11,365 --> 00:00:14,687
‫مادر بزرگ من داستان هایی درباره روزهای گذشته گفته است.

6
00:00:14,688 --> 00:00:16,326
‫دوران دوستی

7
00:00:16,327 --> 00:00:20,183
‫وقتی که آواتار تعادل میان قبایل آب، امپراطوری خاک،

8
00:00:20,184 --> 00:00:22,945
‫ملت آتش و صحرانشینان باد را حفظ میکرد...

9
00:00:22,946 --> 00:00:27,074
‫اما همه اینها با حمله ملت آتش تغییر کرد

10
00:00:29,752 --> 00:00:33,286
‫آواتار تنها کسی بود که بر تمامی عناصر چهارگانه تسلط داشت

11
00:00:33,287 --> 00:00:36,588
‫فقط اون میتونست جلوی ملت آتش رو بگیره

12
00:00:36,589 --> 00:00:42,413
‫اما درست زمانی که جهان به او نیاز داشت او ناپدید شد

13
00:00:42,891 --> 00:00:48,242
‫صدسال گذشت و ملت آتش به پیروزی نزدیک شدند.

14
00:00:48,243 --> 00:00:50,739
‫دوسال قبل، پدرم و مردی از قبیله ی من

15
00:00:50,740 --> 00:00:54,116
‫به امپراطوری خاک سفر کردند تا به نبرد در برابر ملت آتش کمک کنند

16
00:00:54,117 --> 00:00:58,072
‫من و برادرم رو به بقیه اعضای قبیله سپردند

17
00:00:58,073 --> 00:01:02,209
‫بعضی از مردم اعتقاد داشتند که آواتار هرگز دوباره
‫در میان صحرانشینان باد متولد نمیشود.

18
00:01:02,210 --> 00:01:06,306
‫و اون دوران گذشته است، اما من امیدم رو از دست ندادم

19
00:01:06,307 --> 00:01:12,154
‫من هنوز باور دارم که آواتار به نحوی بازمیگردد تا جهان را حفظ کند

20
00:01:20,468 --> 00:01:23,721
‫کتاب اول: آب
‫قسمت دوم: آواتار باز میگردد.

21
00:01:34,741 --> 00:01:37,580
‫یای! آنگ برگشته

22
00:01:45,383 --> 00:01:48,993
‫میدونستم! تو با اون آتش به نیروی دریایی ملت آتش علامت دادی.

23
00:01:48,994 --> 00:01:50,988
‫تو داری اونا رو به سمت ما هدایت میکنی، اینطور نیست؟

24
00:01:50,989 --> 00:01:53,910
‫آنگ چیزی نمیدونست. اون فقط یه اتفاق بود

25
00:01:53,911 --> 00:01:58,066
‫بله، ما توی کشتی بودیم و اونجا یک تله انفجاری بود و خب...

26
00:01:58,067 --> 00:02:00,043
‫ما...ما احمقا... توش گیر افتادیم....

27
00:02:00,044 --> 00:02:05,367
‫کاتارا، تو نباید توی اون کشتی میرفتی. حالا ممکنه همه ما تو خطر باشیم

28
00:02:05,368 --> 00:02:09,476
‫کاتارا رو سرزنش نکنید! من اونو اونجا بردم. این تقصیر من بود

29
00:02:09,477 --> 00:02:13,967
‫آها! خائن اعتراف کرد! جنگجویان از دشمن دوری کنید.

30
00:02:13,968 --> 00:02:16,831
‫غریبه رو از روستامون بیرون کنید

31
00:02:16,832 --> 00:02:18,934
‫سوکا، تو اشتباه میکنی.

32
00:02:18,935 --> 00:02:23,396
‫نه! من به قولی که به پدر دادم عمل میکنم،
‫من از تو دربرابر خطراتی مثل اون محافظت میکنم.

33
00:02:23,397 --> 00:02:27,384
‫آنگ دشمن ما نیست
‫نمیبینید؟

34
00:02:27,385 --> 00:02:31,713
‫آنگ برای ما چیزی رو آورد که مدت هاست نداشتیم. شادی.

35
00:02:31,714 --> 00:02:35,001
‫شادی؟ ما نمیتونیم با کنترل کننده های آتش با شادی بجنگیم

36
00:02:35,002 --> 00:02:36,910
‫میتونی امتحانش کنی

37
00:02:36,911 --> 00:02:39,102
‫از دهکده ما برو بیرون. الان!

38
00:02:39,103 --> 00:02:42,505
‫مادربزرگ، لطفا. به سوکا اجازه نده اینکارو بکنه

39
00:02:42,506 --> 00:02:45,538
‫کاتارا، تو میدونستی که رفتن به اون کشتی ممنوعه

40
00:02:45,539 --> 00:02:49,841
‫سوکا درست میگه. من فکر میکنم
‫برای کنترل کننده باد بهتره که اینجا رو ترک کنه.

41
00:02:49,842 --> 00:02:52,800
‫خیلی خب! پس منم از اینجا میرم!

42
00:02:52,801 --> 00:02:54,844
‫بیا آنگ، بیا بریم!

43
00:02:54,976 --> 00:02:57,176
‫فکر میکنی داری کجا میری

44
00:02:57,177 --> 00:03:01,658
‫برای پیدا کردن یک کنترل کننده آب!آنگ منو به قطب شمال میبره!

45
00:03:01,659 --> 00:03:03,613
‫من؟ عالیه!

46
00:03:03,614 --> 00:03:10,512
‫کاتارا! تو واقعا اونو به قبیله ات ترجیح میدی؟ به خانوده ات؟

47
00:03:15,022 --> 00:03:20,373
‫کاتارا، من نمیخوام بین تو  و خانواده ات فاصله بندازم

48
00:03:20,374 --> 00:03:25,442
‫خب، تو قطب جنوبو ترک میکنی؟ این یه خداحافظیه؟

49
00:03:25,443 --> 00:03:27,580
‫برای پنگوئن سواری همراه من ممنونم

50
00:03:27,581 --> 00:03:28,793
‫میخوای کجا بری؟

51
00:03:28,794 --> 00:03:32,374
‫فکر کنم برگردم به خونه ام و به دنبال کنترل کننده های باد بگردم.

52
00:03:32,375 --> 00:03:39,183
‫واو. من صدساله که اتاقمو تمیز نکردم. اصلا دوست ندارم اینکارو انجام بدم.

53
00:03:41,159 --> 00:03:43,207
‫خیلی خوشحالم که شما رو دیدم

54
00:03:43,208 --> 00:03:46,538
‫بزار پرواز گاو پرنده رو ببینیم،پسر باد.

55
00:03:46,539 --> 00:03:50,658
‫بیا، آپا، تو میتونی! یپ یپ!

56
00:03:52,270 --> 00:03:54,984
‫بله، همینطوره.

57
00:03:57,090 --> 00:04:00,057
‫آنگ! نرو!  دلم برات تنگ میشه!

58
00:04:00,058 --> 00:04:02,955
‫منم دلم برات تنگ میشه

59
00:04:06,886 --> 00:04:09,459
‫بیا، پسر.

60
00:04:17,444 --> 00:04:20,179
‫کاتارا، تو احساس بهتری خواهی داشت بعد از اینکه...

61
00:04:20,180 --> 00:04:26,133
‫الان خوشحالی؟ تنها شانس من برای تبدیل شدن به یک کنترل کننده آب رفت.

62
00:04:30,306 --> 00:04:31,999
‫خیلی خب! برای دفاع کردن آماده شید.!

63
00:04:32,000 --> 00:04:34,601
‫ملت آتش ممکنه هر لحظه به ما برسند.

64
00:04:34,602 --> 00:04:35,249
‫اما، من باید...

65
00:04:35,250 --> 00:04:38,478
‫و وقتی برای دستشویی رفتن نیست.

66
00:04:49,473 --> 00:04:53,216
‫بله، من هم اون دختر رو دوست داشتم.

67
00:04:59,836 --> 00:05:02,130
‫روستا!

68
00:05:06,006 --> 00:05:08,523
‫آپا، همینجا بمون!

69
00:06:14,336 --> 00:06:17,409
‫خدای من!

70
00:06:25,410 --> 00:06:28,310
‫اااه، خدای من

71
00:06:46,145 --> 00:06:49,588
‫سوکا، از سر راه برو کنار

72
00:08:01,241 --> 00:08:03,984
‫کجا قایمش کردید؟

73
00:08:10,070 --> 00:08:15,194
‫این درباره اون دوران به شما گفته؟
‫کسی که بر تمام چهار عنصر اصلی تسلط داشت؟

74
00:08:23,158 --> 00:08:26,052
‫من میدونم شما اونو مخفی کردید!

75
00:08:37,325 --> 00:08:40,739
‫نترس!

76
00:09:26,329 --> 00:09:28,223
‫هی کاتارا. هی سوکا.

77
00:09:28,224 --> 00:09:32,262
‫سلام...آنگ. ممنون که اومدی.

78
00:09:45,811 --> 00:09:47,269
‫دنبال من میگشتین؟

79
00:09:47,270 --> 00:09:52,540
‫تو کنترل کننده بادی؟ تو آواتاری؟

80
00:09:52,541 --> 00:09:53,626
‫آنگ؟

81
00:09:53,627 --> 00:09:56,335
‫هرگز .

82
00:09:56,654 --> 00:09:59,786
‫من سال های زیادیه که برای دیدن این لحظات منتظرم.

83
00:09:59,787 --> 00:10:04,171
‫مدت ها تمرین کردم، فکر کردم اما تو فقط یه بچه ای!

84
00:10:04,172 --> 00:10:07,464
‫خب، تو هم فقط یه نوجوانی.

85
00:10:20,598 --> 00:10:24,925
‫اگه من با تو بیام، قول میدی با بقیه کاری نداشته باشی؟

86
00:10:34,133 --> 00:10:36,573
‫نه، آنگ! اینکارو نکن!

87
00:10:36,574 --> 00:10:40,642
‫نگران نباش،کاتارا، همه چیز خوبه.

88
00:10:44,134 --> 00:10:46,803
‫تا وقتی که برگردم مواظب آپا باش.

89
00:10:46,804 --> 00:10:51,596
‫به سمت ملت آتش برو. من دارم میرم خونه.

90
00:11:29,595 --> 00:11:31,805
‫ما باید دنبال اون کشتی بریم، سوکا.

91
00:11:31,806 --> 00:11:34,533
‫آنگ قبیله ما رو نجات داد، حالا باید ما اونو نجات میدیم.

92
00:11:34,534 --> 00:11:35,472
‫کاتارا، من...

93
00:11:35,473 --> 00:11:40,254
‫چرا نمیخوای بفهمی که اون طرف ماست؟
‫اگه ما به اون کمک نکنیم، هیچکس نمیکنه.

94
00:11:40,255 --> 00:11:42,457
‫من میدونم تو آنگ رو دوست نداری، اما ما به اون مدیونیم و من...

95
00:11:42,458 --> 00:11:47,722
‫کاتارا! میخوای تمام روزی رو همونجا وایسی و حرف بزنی یا با من میای؟

96
00:11:47,723 --> 00:11:49,960
‫سوکا!

97
00:11:50,961 --> 00:11:52,950
‫سوار شو. ما میریم تا رفیقت رو نجات بدیم

98
00:11:52,951 --> 00:11:53,543
‫همچین چیزی نیست...

99
00:11:53,544 --> 00:11:54,888
‫بهرحال.

100
00:11:54,889 --> 00:11:58,287
‫شما دو نفر فکر میکنید دارید چیکار میکنید.

101
00:11:59,096 --> 00:12:04,791
‫تو به اون نیاز خواهی داشت. سفر درازی در انتظارته.

102
00:12:05,999 --> 00:12:09,292
‫مدت زیادی بود که من امیدم رو از دست داده بودم

103
00:12:09,293 --> 00:12:14,201
‫اما تو اون رو به زندگی من برگردوندی، کنترل کننده آب کوچک من.

104
00:12:14,569 --> 00:12:19,850
‫و تو، جنگجوی شجاع من، با خواهرت مهربون باش.

105
00:12:19,851 --> 00:12:22,681
‫بله...خیلی خب، گرن.

106
00:12:22,990 --> 00:12:27,049
‫آنگ آواتار هست. اون تنها شانس جهانه.

107
00:12:27,050 --> 00:12:34,722
‫شما دونفر باید اونو به یک دلیل پیدا کنید:
‫سرنوشت های شما با سرنوشت اون گره خورده.

108
00:12:35,597 --> 00:12:40,205
‫هیچوقت نمیتونیم یک کشتی جنگی رو با یک قایق بگیریم.

109
00:12:42,787 --> 00:12:43,953
‫آپا!

110
00:12:43,954 --> 00:12:48,549
‫تو فقط دوست داری آسایشو از من بگیری، اینطور نیست؟

111
00:12:52,572 --> 00:12:56,122
‫این چوب جادویی یه هدیه عالی برای پدرمه.

112
00:12:56,123 --> 00:13:00,902
‫من فرض میکنم تو چیزی از پدران ما نمیدونی, پسر برگزیده راهبان.

113
00:13:00,903 --> 00:13:06,266
‫آواتار رو به  زندان ببرید و اینو به اقامتگاه من منتقل کنید.

114
00:13:06,267 --> 00:13:11,337
‫هی منظورت اینه بخاطر من اونو به اونجا منتقل کنند؟

115
00:13:24,823 --> 00:13:28,463
‫خب... من حدس میزنم تو قبل هیچوقت با یک کنترل کننده نجنگیدی

116
00:13:28,464 --> 00:13:31,795
‫شرط میبندم حتی با همین دستای بسته هم میتونم شما رو زمین بزنم

117
00:13:31,796 --> 00:13:33,981
‫ساکت باش!

118
00:13:52,263 --> 00:13:55,453
‫آواتار فرار کرد!

119
00:14:00,584 --> 00:14:05,689
‫برو.پرواز کن. برو بالا.

120
00:14:05,690 --> 00:14:09,010
‫لطفا آپا، ما به کمک تو احتیاج داریم. آنگ به کمکت احتیاج داره.

121
00:14:09,011 --> 00:14:13,917
‫بالا.بلند شو. پرواز کن.

122
00:14:13,918 --> 00:14:17,602
‫سوکا قبول نداره که تو میتونی پرواز کنی، اما من دارم، آپا.

123
00:14:17,603 --> 00:14:21,226
‫بیا. نمیخوای آنگ رو نجات بدی؟

124
00:14:22,664 --> 00:14:31,225
‫اون بچه چی میگفت؟ یه ها؟ هاپ هاپ؟ ووها؟اه... یپ یپ؟

125
00:14:39,620 --> 00:14:41,857
‫تو اینکارو کردی، سوکا!

126
00:14:41,858 --> 00:14:46,636
‫اون پرواز میکنه! اون پرواز میکنه! کاتارا، اون...

127
00:14:47,288 --> 00:14:51,251
‫نظورم اینه که، خب، اون پرواز میکنه.

128
00:15:01,628 --> 00:15:05,451
‫تو چوبدستی منو این طرف ها ندیدی، دیدی؟

129
00:15:10,449 --> 00:15:12,090
‫بهرحال ممنون!

130
00:15:36,266 --> 00:15:37,949
‫ببخشید...

131
00:15:44,684 --> 00:15:46,645
‫چوبدستیم!

132
00:15:47,124 --> 00:15:50,675
‫مثل اینکه تو رو دست کم گرفتم.

133
00:17:24,740 --> 00:17:27,672
‫اون چیه؟

134
00:17:29,288 --> 00:17:31,826
‫آپا!

135
00:17:51,416 --> 00:17:54,685
‫آنگ! نه!

136
00:17:55,310 --> 00:18:00,673
‫آنگ!آنگ!آنگ...!!

137
00:18:26,341 --> 00:18:28,100
‫دیدی اون دقیقا چیکار کرد؟

138
00:18:28,101 --> 00:18:32,140
‫حالا اون یک کنترل کننده آب دیگه است!

139
00:18:39,205 --> 00:18:42,852
‫آنگ! تو خوبی؟

140
00:18:43,656 --> 00:18:47,916
‫هی کاتارا. هی سوکا. ممنونم که اومدید.

141
00:18:47,917 --> 00:18:50,441
‫خب، من نمیتونستم بزارم تو همه افتخارات رو نصیب خودت کنی.

142
00:18:50,442 --> 00:18:51,733
‫چوبدستیم افتاد.

143
00:18:51,734 --> 00:18:53,800
‫میارمش!

144
00:19:04,468 --> 00:19:08,257
‫ها! این از طرف قبیله آب بود!

145
00:19:16,977 --> 00:19:19,057
‫کاتارا!

146
00:19:29,706 --> 00:19:30,970
‫زود باش، سوکا!

147
00:19:30,971 --> 00:19:37,270
‫من فقط یه پسرم با یه بومرنگ،
‫من هیچ کدوم از این پروازها و جادوها رو نخواستم.

148
00:19:37,271 --> 00:19:40,121
‫یپ یپ! یپ یپ!

149
00:19:50,694 --> 00:19:53,628
‫بهشون حمله کن!

150
00:20:17,435 --> 00:20:24,399
‫خبرهای خوب برای ارباب آتش.
‫بزرگترین تهدید ملت آتش فقط یک بچه است.

151
00:20:24,400 --> 00:20:30,065
‫عمو اون بچه اینکارو انجام داد. من دوباره اونو دست کم نمیگیرم.

152
00:20:30,066 --> 00:20:33,722
‫کشتی رو بیارید بیرون و تعقیبشون کنید!

153
00:20:35,075 --> 00:20:38,324
‫بلافاصله بعد از اینکه اون کار رو انجام دادید.

154
00:20:42,534 --> 00:20:49,165
‫چطوری اونکارو کردی؟ با آب؟
‫اون شگفت انگیزترین چیزی بود که تا حالا دیدم.

155
00:20:49,166 --> 00:20:53,017
‫من نمیدونم. من فقط... اینکارو کردم.

156
00:20:53,018 --> 00:20:56,429
‫چرا به ما نگفتی که تو آواتاری؟

157
00:20:56,430 --> 00:21:01,250
‫چون... من هیچوقت نخواستم که باشم.

158
00:21:09,649 --> 00:21:13,210
‫اما آنگ، جهان منتظره که آواتار برگرده...

159
00:21:13,211 --> 00:21:15,465
‫و بلاخره به جنگ خاتمه بده...

160
00:21:15,466 --> 00:21:17,625
‫و چطوری باید اون کارو بکنم؟

161
00:21:17,626 --> 00:21:22,870
‫طبق افسانه، تو اول باید بر روی آب،
‫خاک و آتش تسلط پیدا کنی، درسته؟

162
00:21:22,871 --> 00:21:24,674
‫این چیزیه که راهب به من گفت.

163
00:21:24,675 --> 00:21:28,684
‫خب، اگه ما به قطب شما بریم
‫تو میتونی روی کنترل آب تسلط پیدا کنی.

164
00:21:28,685 --> 00:21:30,460
‫ما میتونیم اینو با هم یاد بگیریم!

165
00:21:30,461 --> 00:21:34,386
‫و سوکا من مطمئنم تو در راه
‫کنترل کننده های آتش را نابود خواهی کرد.

166
00:21:34,387 --> 00:21:37,730
‫من اونو دوست دارم. خیلی دوست دارم.

167
00:21:37,731 --> 00:21:39,550
‫پس همه ما با همیم.

168
00:21:39,551 --> 00:21:41,639
‫خیلی خب، اما قبل از اینکه من کنترل کردن آب رو یاد بگیرم...

169
00:21:41,640 --> 00:21:46,828
‫ما چندتا کار مهم توی اینجا، اینجا و اینجا داریم....

170
00:21:46,829 --> 00:21:48,456
‫چی اونجاست؟

171
00:21:48,457 --> 00:21:50,487
‫اینجا ما سوار لاما میشیم.

172
00:21:50,488 --> 00:21:54,101
‫بعد در اینجا ما سوار ماهی های بزرگ کوی میشیم

173
00:21:54,102 --> 00:21:56,851
‫بعد برمیگردیم اینجا و سوار خوک-میمون ها میشیم.

174
00:21:56,852 --> 00:22:01,041
‫اونها دوست ندارن کسی روشون سوار بشه،
‫اما این همون چیزیه که اینکار رو جالب میکنه.

175
00:22:01,252 --> 00:22:03,641
‫www.free-offline.com کاری از تیم ترجمه

176
00:22:03,642 --> 00:22:06,641
‫remuslup ترجمه شده توسط

