1
00:00:14,249 --> 00:00:16,621
‫آب.

2
00:00:16,622 --> 00:00:18,495
‫خاک.

3
00:00:18,496 --> 00:00:20,604
‫آتش.

4
00:00:20,605 --> 00:00:21,896
‫باد.

5
00:00:22,962 --> 00:00:27,096
‫خیلی قبل، چهار ملت با هماهنگی و در کنار هم زندگی میکردند

6
00:00:27,097 --> 00:00:31,175
‫اما بعد، همه چیز با حمله ملت آتش تغییر کرد

7
00:00:31,376 --> 00:00:35,488
‫فقط آواتار، کسی که برای تمام چهار عنصر اصلی
‫تسلط داشت میتونست اونها رو متوقف کنه.

8
00:00:35,489 --> 00:00:38,648
‫اما درست وقتی که جهان به اون نیاز داشت اون ناپدید شد

9
00:00:38,989 --> 00:00:42,810
‫صد سال گذشت، و من و برادرم یک آواتار جدید پیدا کردیم.

10
00:00:42,811 --> 00:00:44,650
‫یک کنترل کننده باد به نام آنگ

11
00:00:44,751 --> 00:00:46,856
‫و با اینکه اون یک کنترل کننده باد با مهارت هست،

12
00:00:46,857 --> 00:00:50,589
‫ولی قبل از نجات مردم باید چیزهای زیادی رو یاد بگیره.

13
00:00:50,590 --> 00:00:54,212
‫اما من باور دارم که آنگ میتونه جهان رو نجات بده.

14
00:00:59,802 --> 00:01:03,585
‫کتاب اول: آب
‫قسمت چهارم: جنگجویان کیوشی.

15
00:01:25,126 --> 00:01:30,150
‫تنها دلیلی که باعث میشه تو مزاحم من بشی اینه
‫که خبرهای جدیدی درباره اواتار داشته باشی.

16
00:01:30,151 --> 00:01:35,827
‫خب، خبرهایی اینجاست, پرنسس زوکو. ولی شاید
‫شما اونها رو دوست نداشته باشید.زیاد ناراحت نشید.

17
00:01:35,828 --> 00:01:39,875
‫عمو، تو به من یاد دادی که واقع گرا بودن
‫یکی از نشانه های یک رهبر بزرگه.

18
00:01:39,876 --> 00:01:42,714
‫حالا چیزی رو که میخوای بگی بگو، من مطمئنم میتونم بپذیرمش.

19
00:01:42,715 --> 00:01:46,749
‫خیلی خب، پس... ما هیچ خبری از جایی که اون هست نداریم.

20
00:01:46,750 --> 00:01:48,161
‫چی!؟

21
00:01:49,004 --> 00:01:51,349
‫تو واقعا باید یک پنجره رو باز کنی

22
00:01:51,350 --> 00:01:52,457
‫نقشه رو بده من!

23
00:01:52,458 --> 00:01:55,873
‫آه، نشانه های زیادی از آواتار وجود داره،...

24
00:01:55,874 --> 00:01:59,073
‫اما تعیین کردن محل اون غیر ممکنه...

25
00:01:59,074 --> 00:02:00,547
‫چطوری میخوام اونو پیدا کنم، عمو؟

26
00:02:00,548 --> 00:02:05,319
‫اون واقعا توی عملیات فرار ماهره..

27
00:02:05,320 --> 00:02:08,153
‫تو هیچ تصوری درباره جایی که داری میری نداری، داری؟

28
00:02:08,154 --> 00:02:10,697
‫خـــب، من میدونم اون نزدیک آبه.

29
00:02:10,698 --> 00:02:13,462
‫من حدس میزنم ما به اون نزدیک شدیم.

30
00:02:15,048 --> 00:02:18,302
‫مومو، تیله ها لطفا.

31
00:02:19,595 --> 00:02:23,928
‫هی کاتارا! به این شعبده بازی کنترل باد نگاه کن.

32
00:02:25,909 --> 00:02:27,306
‫اون جالبه، آنگ.

33
00:02:27,307 --> 00:02:29,838
‫تو حتی نگاه هم نکردی.

34
00:02:29,839 --> 00:02:31,122
‫اون جالبه!

35
00:02:31,123 --> 00:02:32,670
‫اما من الان کاری نمیکنم.

36
00:02:32,671 --> 00:02:36,384
‫مزاحمت ایجاد نکن، احمق. تو نباید وقتی دخترا
‫دارن میدوزن  براشون مزاحمت ایجاد کنی.

37
00:02:36,385 --> 00:02:40,012
‫چرا دخترا باید بدوزن؟

38
00:02:40,013 --> 00:02:42,579
‫چون مثلا، دخترها توی دوختن شلوار پسرها خوبن،...

39
00:02:42,580 --> 00:02:45,215
‫و پسر توی شکار و جنگیدن و چیزهایی مثل اون....

40
00:02:45,216 --> 00:02:46,724
‫این فقط یه نظم طبیعی بین چیزهاست.

41
00:02:46,725 --> 00:02:51,728
‫کار شلوارت تموم شد!و ببین چه کار فوق العاده ای انجام دادم.

42
00:02:52,456 --> 00:02:56,650
‫صبر کن! من فقط شوخی کردم!
‫من نمیتونم اینو بپوشم! کاتارا، خواهش میکنم!

43
00:02:56,651 --> 00:03:01,057
‫آروم باش، سوکا. جایی که ما داریم
‫میریم تو به هیچ شلواری نیاز نداری!

44
00:03:05,795 --> 00:03:07,590
‫ما دیروز فقط یه بار برای استراحت توقف کردیم.

45
00:03:07,591 --> 00:03:10,477
‫ما نمیتونیم قبل از اردو زدن یکم دیگه هم پرواز کنیم؟

46
00:03:10,478 --> 00:03:13,909
‫اون درست میگه. با این سرعت ما
‫تا بهار به قطب شمال نمیرسیم.

47
00:03:13,910 --> 00:03:22,194
‫اما آپا الان خسته است، نیستی پسر؟ گفتم، نیستی پسر؟

48
00:03:22,895 --> 00:03:28,914
‫بله،  واقعا قانع کننده بود. هنوز، سخته که
‫با یک هیولای جادویی ده تنی دعوا کنم.

49
00:03:28,915 --> 00:03:30,759
‫ببین!

50
00:03:33,112 --> 00:03:34,607
‫اونها دلیل حضور ما در اینجان...

51
00:03:34,608 --> 00:03:40,548
‫فیل های کوی. من میرم سواری کنم. کاتارا، تو باید منو تماشا کنی....

52
00:03:43,105 --> 00:03:45,204
‫سرده!

53
00:04:09,288 --> 00:04:10,855
‫خیلی قشنگ بنظر میرسه.

54
00:04:10,856 --> 00:04:13,959
‫شوخی میکنی؟همه ماهی ها  اینکارا رو میکنن

55
00:04:13,960 --> 00:04:17,453
‫نه، آپا! اونو نخور!

56
00:04:22,150 --> 00:04:24,613
‫آووو، خدای من...

57
00:04:28,254 --> 00:04:29,751
‫یه چیز دیگه تو آبه.

58
00:04:34,648 --> 00:04:35,459
‫مشکل چیه؟

59
00:04:35,460 --> 00:04:37,260
‫آنگ در خطره. آنگ!

60
00:04:37,261 --> 00:04:39,366
‫از اونجا بیا بیرون!

61
00:04:39,769 --> 00:04:42,665
‫-برگرد اینجا! آنگ!
‫-آنگ

62
00:05:05,169 --> 00:05:06,757
‫اون چی بود؟

63
00:05:06,758 --> 00:05:07,928
‫نمیدونم.

64
00:05:07,929 --> 00:05:12,263
‫خب، بهتره منتظر نشیم تا بفهمیم اون چی بوده. وقت رفتنه.

65
00:05:22,727 --> 00:05:25,926
‫یا ما میتونیم مدتی اینجا بمونیم.

66
00:05:29,307 --> 00:05:32,560
‫شما سه نفر باید توضیح بدید.

67
00:05:32,561 --> 00:05:34,691
‫و اگه به تمام سؤالات ما جواب ندید...

68
00:05:34,692 --> 00:05:37,113
‫ما شما رو به همراه یوناگی توی آب پرت میکنیم.

69
00:05:37,114 --> 00:05:40,389
‫خودتونو نشون بدید، ترسوها!

70
00:05:42,076 --> 00:05:44,491
‫شما کی هستید؟مردی که ما رو تو دام انداخت کجاست؟

71
00:05:44,492 --> 00:05:46,857
‫اینجا هیچ مردی نیست.ما شما رو تو دام انداختیم

72
00:05:46,858 --> 00:05:49,619
‫حالا به ما بگید، شما کی هستید و اینجا چیکار میکنید؟

73
00:05:49,620 --> 00:05:52,796
‫یه لحظه صبر کن، امکان نداره یه گروه دختر بتونن ما رو بگیرن.

74
00:05:52,797 --> 00:05:57,137
‫یه گروه دختر، هان؟یوناگی امشب قراره به خوبی غذا بخوره.

75
00:05:57,138 --> 00:06:02,256
‫نه، به اون کاری نداشته باشید! اون منظوری نداشت.
‫برادر من فقط بعضی وقت ها احمق میشه!.

76
00:06:02,257 --> 00:06:07,006
‫این تقصیر منه. ببخشید که اومدیم اینجا. .
‫من میخواستم سوار فیلهای کوی بشم.

77
00:06:07,007 --> 00:06:10,418
‫از کجا بدونیم شما جاسوس های ملت آتش نیستید؟

78
00:06:10,419 --> 00:06:15,149
‫کیوشی مدت ها از جنگ دور بوده. و ما میخوایم این راهو ادامه بدیم

79
00:06:15,150 --> 00:06:18,803
‫این جزیره به نام کیوشی اسم گذاری شده؟ من کیوشی رو میشناسم.

80
00:06:18,804 --> 00:06:21,907
‫ها! چطور ممکنه تو اون رو بشناسی؟

81
00:06:21,908 --> 00:06:29,338
‫آواتار کیوشی چهارصد سال پیش به دنیا اومده. اون قرن هاست که مرده.

82
00:06:29,339 --> 00:06:31,914
‫من اونو میشناسم چون خودم یه آواتارم.

83
00:06:31,915 --> 00:06:33,239
‫این غیرممکنه!

84
00:06:33,240 --> 00:06:36,888
‫آخرین آواتار یک کنترل کننده باد بود که صدسال پیش ناپدید شد

85
00:06:36,889 --> 00:06:37,945
‫اون منم!

86
00:06:37,946 --> 00:06:41,711
‫این دروغگو رو  بندازید جلوی یوناگی.

87
00:06:43,547 --> 00:06:47,095
‫آنگ... یه نمایش کنترل باد انجام بده...

88
00:06:52,954 --> 00:06:56,772
‫درسته...تو آواتاری!

89
00:06:56,773 --> 00:07:00,390
‫حالا... اینو ببینید!

90
00:07:07,514 --> 00:07:11,314
‫خبرها رو شنیدی؟ اواتار توی جزیره کیوشیه.

91
00:07:11,315 --> 00:07:13,600
‫هان؟

92
00:07:20,524 --> 00:07:23,074
‫آواتار توی جزیره کیوشیه؟

93
00:07:23,075 --> 00:07:27,190
‫عمو، کرگردن ها رو آماده کن. اون اینبار نمیتونه از دست من فرار کنه.

94
00:07:27,191 --> 00:07:29,193
‫میخوای اینو تموم کنی؟

95
00:07:29,194 --> 00:07:32,303
‫من میخوام اینو برای بعد نگهدارم.

96
00:07:49,326 --> 00:07:55,542
‫عالیه! دسر برای صبحانه! این مردم
‫میدونن چطوری باید با آواتار رفتار کرد.

97
00:07:55,543 --> 00:07:57,921
‫ممم.. کاتارا توباید اینو امتحان کنی.

98
00:07:57,922 --> 00:08:00,316
‫خب، فقط یه گاز

99
00:08:01,812 --> 00:08:04,975
‫سوکا، مشکلت چیه؟ بخور!

100
00:08:04,976 --> 00:08:06,000
‫گشنم نیست.

101
00:08:06,001 --> 00:08:07,917
‫اما تو همیشه گشنه بودی.

102
00:08:07,918 --> 00:08:11,653
‫اون فقط به خاطر اینکه دیروز از یه دسته دختر کتک خورده ناراحته.

103
00:08:11,654 --> 00:08:13,129
‫اونها روی من پریدن.

104
00:08:13,130 --> 00:08:15,710
‫درسته. و بعد کتکت زدند.

105
00:08:15,711 --> 00:08:17,529
‫حملات پنهانی حساب نمیشن!

106
00:08:17,530 --> 00:08:23,099
‫منو با طناب بستن! من میخوام بهشون یکی دوتا چیز
‫رو نشون بدم. من از هیچ دختری نمیترسم.

107
00:08:23,100 --> 00:08:27,615
‫اونها فکر میکنن کی هستن؟ممم... خوشمزه است.

108
00:08:27,616 --> 00:08:32,696
‫اون از چی انقدر عصبانیه؟ اینجا خیلی عالیه،
‫اونها با ما یه رفتار شاهانه داشتن

109
00:08:32,697 --> 00:08:37,108
‫هی خیلی راحت نباش. این برای ما خطرناکه
‫که مدت طولانی تو یه مکان بمونیم.

110
00:08:37,109 --> 00:08:41,335
‫من مطمئنم ما خوب خواهیم بود.بعلاوه دیدی اونها
‫چقدر از بودن من تو این شهر خوشحال هستن؟

111
00:08:41,336 --> 00:08:43,434
‫اونها حتی اون مجسمه رو برای من تمیز کردن!

112
00:08:43,435 --> 00:08:46,816
‫خب، این خوبه که تو در مورد آواتار هیجان زده میشی

113
00:08:46,817 --> 00:08:48,801
‫من فقط امیدوارم اینها سرت رو پر نکنه.

114
00:08:48,802 --> 00:08:54,224
‫جدی باش، تو میدونی که من بهتر از اونم. من فقط یه راهب ساده ام.

115
00:09:19,555 --> 00:09:22,909
‫کشیدن آواتار... این خیلی آسونه...

116
00:09:22,910 --> 00:09:27,776
‫اوه... اونجا یه نفر دیگه هم هست... من اونو اینجا میکشم، و...

117
00:09:27,777 --> 00:09:30,769
‫اینجا بازم هستن.... چه...

118
00:10:01,055 --> 00:10:03,684
‫ببخشید خانم ها! از قطع کردن کلاس رقصتون منظوری نداشتم.

119
00:10:03,685 --> 00:10:06,353
‫من فقط دنبال جایی بودم که یکم تمرین کنم؟

120
00:10:06,354 --> 00:10:09,166
‫خب، جای درستی اومدی.

121
00:10:09,167 --> 00:10:13,044
‫درباره دیروز متأسفم. نمیدونستم تو از دوستان آواتاری.

122
00:10:13,045 --> 00:10:15,863
‫درسته. منظورم اینه که، معمولا من
‫خشمم رو بر علیه شخص به کار میگیرم،...

123
00:10:15,864 --> 00:10:18,816
‫اما از اونجایی که شما فقط یه دسته دخترید، استثنا قائل میشم....

124
00:10:18,817 --> 00:10:24,808
‫من باید امیدوار می بودم. یک مرد قوی و
‫بزرگ مثل تو؟ ما چنین شانسی نداشتیم.

125
00:10:24,809 --> 00:10:28,683
‫درسته. اما ناراحت نشو. بعد از همه اینها،
‫من بهترین جنگجو در دهکده ام هستم.

126
00:10:28,684 --> 00:10:32,470
‫واو! بهترین جنگجو، هان؟ در کل دهکده ات؟

127
00:10:32,471 --> 00:10:36,466
‫اگه میشه یک نمایش کوچیک برای ما اجرا کن.

128
00:10:36,467 --> 00:10:38,569
‫اه.. خیلی خب... منظورم اینه که... من...

129
00:10:38,570 --> 00:10:42,879
‫بیاید دخترا! شما نمیخواید اون چند تا حرکت به ما نشون بده؟

130
00:10:42,880 --> 00:10:49,289
‫خب، اگه این چیزیه که شما میخواید، من خوشحال
‫میشم اینکارو بکنم. خیلی خب، تو اونجا وایسا.

131
00:10:49,290 --> 00:10:53,991
‫شاید کمی سخت باشه، ولی سعی کن جلوی منو بگیری.

132
00:10:54,771 --> 00:10:59,003
‫هه هه... خوبه. البته،من با ملایمت باهات رفتار کردم

133
00:10:59,004 --> 00:11:00,082
‫البته.

134
00:11:00,083 --> 00:11:02,947
‫اگه میتونی اینو بگیر!

135
00:11:04,752 --> 00:11:06,879
‫دیگه کافیه.

136
00:11:18,547 --> 00:11:21,946
‫چیز دیگه ای نیست که بخوای به ما یاد بدی؟

137
00:11:25,978 --> 00:11:29,858
‫دخترها، اونی که اونجاست. زندگی گذشته منه.

138
00:11:31,299 --> 00:11:34,156
‫تو خیلی خوشگل بودی

139
00:11:34,157 --> 00:11:37,562
‫منو برای یک لحظه ببخشید، خانم ها.

140
00:11:39,466 --> 00:11:43,069
‫اه، خوبه! تو میتونی کمک کنی اینو به اتاق برگردونم؟ یکم سنگینه.

141
00:11:43,070 --> 00:11:44,810
‫راستش، الان نمیتونم.

142
00:11:44,811 --> 00:11:46,003
‫منظورت چیه که نمیتونی؟

143
00:11:46,004 --> 00:11:48,440
‫من به اون دخترها قول دادم به یک سواری روی آپا ببرمشون.

144
00:11:48,441 --> 00:11:50,613
‫چرا تو با ما نمیای؟ خیلی بامزه است.

145
00:11:50,614 --> 00:11:54,209
‫دیدن تو در حال خودنمایی برای یه دسته دختر اصلا جالب نیست.

146
00:11:54,210 --> 00:11:56,720
‫خب، حمل کردن سبد تو هم جالب نیست.

147
00:11:56,721 --> 00:12:00,238
‫این سبد من نیست. اینها مواد مورد نیاز برای سفرمونه.

148
00:12:00,239 --> 00:12:02,224
‫من بهت گفتم، ما باید جزیره کیوشی رو ترک کنیم

149
00:12:02,225 --> 00:12:04,280
‫من هنوز نمیخوام کیوشی رو ترک کنم.

150
00:12:04,281 --> 00:12:09,552
‫من نمیتونم بگم چی، ولی من بخاطر یه چیزی این مکانو واقعا دوست دارم.

151
00:12:09,553 --> 00:12:12,911
‫چرا انقدر طولش میدی، آنگی؟

152
00:12:12,912 --> 00:12:13,771
‫آنگی...

153
00:12:13,772 --> 00:12:15,583
‫فقط یه ثانیه، کوکو!

154
00:12:15,584 --> 00:12:17,098
‫راهب ساده، هان؟

155
00:12:17,099 --> 00:12:20,451
‫فکر کنم تو بهم قول داده بودی که قضیه آواتار  کله ات رو پر نمیکنه.

156
00:12:20,452 --> 00:12:22,887
‫اینطور نیست. میدونی من چی فکر میکنم؟

157
00:12:22,888 --> 00:12:25,122
‫تو نمیخوای بیای چون حسودی میکنی.

158
00:12:25,123 --> 00:12:27,180
‫حسودی؟ به چی؟

159
00:12:27,181 --> 00:12:29,314
‫حسودی به اینکه ما بدون تو شادی میکنیم.

160
00:12:29,315 --> 00:12:30,462
‫مسخره است.

161
00:12:30,463 --> 00:12:34,736
‫این یکم مسخره است، اما من میفهمم

162
00:12:45,112 --> 00:12:47,785
‫اه...هی، سوکی.

163
00:12:47,786 --> 00:12:49,776
‫برای یک کلاس رقص دیگه اومدی؟

164
00:12:49,777 --> 00:12:52,478
‫نه... من... خب، به من یاد بده.

165
00:12:52,479 --> 00:12:56,175
‫بگو چی میخوای

166
00:12:57,520 --> 00:13:00,295
‫من افتخار میکنم اگه تو بهم درس بدی.

167
00:13:00,296 --> 00:13:01,906
‫حتی با اینکه من یه دخترم؟

168
00:13:01,907 --> 00:13:05,291
‫من متأسفم که قبلا بهت بی احترامی کردم. من اشتباه میکردم

169
00:13:05,292 --> 00:13:09,256
‫ما معمولا به خارجی ها آموزش نمیدیم، چه برسه به پسران.

170
00:13:09,257 --> 00:13:12,032
‫لطفا استثنا قائل شو. من مأیوست نمیکنم.

171
00:13:12,033 --> 00:13:15,820
‫خیلی خب. اما تو باید از تمام تمرین های ما پیروی کنی

172
00:13:15,821 --> 00:13:16,933
‫حتما!

173
00:13:16,934 --> 00:13:20,442
‫و منظورم همه اونهاست.

174
00:13:20,443 --> 00:13:24,296
‫واقعا منظورت اینه که من اینو بپوشم؟ این یکم... دخترونه است

175
00:13:24,297 --> 00:13:27,236
‫این روپوش جنگجویانه. تو باید به اون افتخار کنی.

176
00:13:27,237 --> 00:13:31,266
‫رشته های ابریشم نماد شجاعت جاری در خون ماست

177
00:13:31,267 --> 00:13:36,110
‫نشان طلایی نماد افتخار شجاعت جنگجویانه.

178
00:13:36,111 --> 00:13:38,186
‫شجاعت و افتخار.

179
00:13:38,187 --> 00:13:41,917
‫هی سوکا! لباس قشنگیه.

180
00:13:50,260 --> 00:13:54,643
‫کاتارا، یادته یوناگی دیروز تقریبا منو گرفته بود؟

181
00:13:54,644 --> 00:13:55,489
‫بله.

182
00:13:55,490 --> 00:13:59,284
‫خب من الان دارم میرم سوارش بشم.این کار واقعا خطرناکه..

183
00:13:59,285 --> 00:14:00,377
‫موفق باشی!

184
00:14:00,378 --> 00:14:01,590
‫تو نمیخوای جلومو بگیری؟

185
00:14:01,591 --> 00:14:02,754
‫نه. باحاله.

186
00:14:02,755 --> 00:14:03,744
‫من میرم.

187
00:14:03,745 --> 00:14:04,302
‫خوبه.

188
00:14:04,303 --> 00:14:05,177
‫میدونم خوبه.

189
00:14:05,178 --> 00:14:06,145
‫خوشحالم که تو میدونی.

190
00:14:06,146 --> 00:14:07,033
‫من خوشحالم که تو خوشحالی.

191
00:14:07,034 --> 00:14:09,501
‫- خوبه.
‫-خوبه!

192
00:14:16,188 --> 00:14:19,739
‫توکه نمیخوای یه روزه تبدیل به یه استاد
‫بشی، حتی منم اونقدر خوب نیستم.

193
00:14:19,740 --> 00:14:22,580
‫فکر کنم اینکارو شروع کردم.

194
00:14:30,861 --> 00:14:33,631
‫این درباره قدرت نبود.

195
00:14:33,632 --> 00:14:38,229
‫تکنیک های ما درباره استفاده از نیروی حریف برعلیه خودشه.. دقت کن.

196
00:14:38,230 --> 00:14:41,397
‫بادبزن رو به عنوان قسمتی از بازوت فرض کن...

197
00:14:41,398 --> 00:14:44,576
‫صبر کن یک نقطه ضعف پیدا کنی و بعد...

198
00:14:48,224 --> 00:14:50,821
‫من عمدا خودمو زمین انداختم تا تو احساس بهتری داشته باشی.

199
00:14:50,822 --> 00:14:54,676
‫جلوتو گرفتم!قبول کن جلوتو گرفتم!

200
00:14:54,677 --> 00:15:00,643
‫خیلی خب، اون یه شانس بود. اگه میتونی دوباره اینکارو بکن.

201
00:15:05,789 --> 00:15:07,631
‫چرا انقدر طول کشید؟

202
00:15:07,632 --> 00:15:11,556
‫من مطمئنم اون چند ثانیه دیگه اینجا خواهد بود

203
00:15:11,557 --> 00:15:14,356
‫ام... نظرتون درباره این چیه؟

204
00:15:14,357 --> 00:15:17,123
‫دوباره نه.کسل کننده است.

205
00:15:17,124 --> 00:15:20,181
‫یوناگی کجاست؟ اون دیر کرده.

206
00:15:20,182 --> 00:15:22,794
‫کجا دارید میرید؟ نرید!

207
00:15:22,795 --> 00:15:27,092
‫ببخشید، آنگ! شاید یه وقت دیگه.

208
00:15:30,279 --> 00:15:32,148
‫کاتارا! تو اومدی.

209
00:15:32,149 --> 00:15:35,644
‫من میخواستم مطمئن شم تو سالمی. تو واقعا منو نگران کردی.

210
00:15:35,645 --> 00:15:38,199
‫تو اونجا طوری رفتار کردی انگار اصلا برات مهم نیست

211
00:15:38,200 --> 00:15:39,346
‫من متأسفم

212
00:15:39,347 --> 00:15:44,504
‫منم همینطور. من میخواستم توجه همه
‫رو به خودم جلب کنم. من یه احمق بودم.

213
00:15:44,505 --> 00:15:49,060
‫خب، قبل از اینکه یخ بزنی از آب بیا بیرون، احمق بزرگ

214
00:15:49,061 --> 00:15:51,415
‫اومدم!

215
00:16:44,420 --> 00:16:46,656
‫محکم بگیر، آنگ!

216
00:16:57,025 --> 00:16:58,930
‫آنگ..!

217
00:17:25,715 --> 00:17:27,764
‫زوکو!

218
00:17:41,064 --> 00:17:43,858
‫من آواتار رو زنده میخوام.

219
00:17:59,074 --> 00:18:01,399
‫بیدار شو، آنگ

220
00:18:08,497 --> 00:18:11,360
‫کاتارا...

221
00:18:11,361 --> 00:18:17,061
‫سوار یوناگی نشو. اصلا خوب نیست....

222
00:18:21,620 --> 00:18:23,662
‫بد نیست.

223
00:18:24,606 --> 00:18:28,768
‫کنترل کننده های آتش به ساحل ما اومدن! دختر ها سریع بیاید.

224
00:18:28,769 --> 00:18:33,010
‫هی، من یه... اه، بهرحال.

225
00:18:38,301 --> 00:18:42,588
‫بیا بیرون آواتار! تو نمیتونی برای همیشه از من مخفی بشی.

226
00:18:46,718 --> 00:18:48,498
‫پیداش کنید.

227
00:19:25,129 --> 00:19:27,575
‫فکر کنم آموزش تموم شد.

228
00:19:39,119 --> 00:19:43,509
‫تلاش خوبی بود، آواتار! ولی این دخترهای کوچک نمیتونن تو رو نجات بدن.

229
00:19:43,510 --> 00:19:46,757
‫هی! اینجا!

230
00:19:46,758 --> 00:19:48,865
‫بلاخره!

231
00:20:28,132 --> 00:20:30,165
‫برید تو.

232
00:20:33,196 --> 00:20:35,054
‫ببین با اینجا چیکار کردم.

233
00:20:35,055 --> 00:20:36,330
‫این تقصیر تو نیست.

234
00:20:36,331 --> 00:20:40,518
‫چرا هست.شهر این مردم بخاطر حفاظت از من ویران شد..

235
00:20:40,519 --> 00:20:43,918
‫پس باید از اینجا بریم. زوکو دنبال ما کیوشی رو ترک میکنه.

236
00:20:43,919 --> 00:20:47,867
‫میدونم این درست نیست که فرار کنیم, اما فکر کنم این تنها راهه.

237
00:20:47,868 --> 00:20:50,622
‫من به آپا میگم.

238
00:20:56,118 --> 00:20:57,967
‫وقتی برای خداحافظی نیست.

239
00:20:57,968 --> 00:20:59,684
‫برای گفتن "ببخشید" چی؟

240
00:20:59,685 --> 00:21:00,548
‫برای چی؟

241
00:21:00,549 --> 00:21:03,774
‫من مثل یه دختر با تو رفتار کردم درحالی
‫که باید مثل یک جنگجو باهات رفتار میکردم

242
00:21:03,775 --> 00:21:10,662
‫من یه جنگجوئم. اما یه دختر هم هستم.

243
00:21:10,663 --> 00:21:14,962
‫حالا از اینجا برو! ما اونها رو معطل میکنیم.

244
00:21:17,605 --> 00:21:20,227
‫آپا، یپ یپ!

245
00:21:21,693 --> 00:21:26,034
‫برگردید به کشتی! گمشون نکنید.

246
00:21:28,329 --> 00:21:30,925
‫میدونم سخته، اما تو کار درست رو انجام دادی.

247
00:21:30,926 --> 00:21:33,796
‫اگه ما جایی توقف کنیم، زوکو اونجا  رو کاملا نابود میکنه.

248
00:21:33,797 --> 00:21:36,763
‫اونها خوب خواهند بود، آنگ.

249
00:21:38,533 --> 00:21:40,635
‫چیکار میکنی؟!

250
00:22:17,024 --> 00:22:20,150
‫ممنون، آواتار.

251
00:22:20,151 --> 00:22:23,827
‫میدونم، میدونم. اون احمقانه و خطرناک بود.

252
00:22:23,828 --> 00:22:26,990
‫بله، همینطور بود.

253
00:22:29,995 --> 00:22:32,583
‫www.free-offline.com کاری از تیم ترجمه

254
00:22:33,304 --> 00:22:36,220
‫remuslup ترجمه شده توسط

