1
00:00:00,549 --> 00:00:02,921
‫آب.

2
00:00:02,922 --> 00:00:04,795
‫خاک.

3
00:00:04,796 --> 00:00:06,904
‫آتش.

4
00:00:06,905 --> 00:00:08,196
‫باد.

5
00:00:09,262 --> 00:00:13,396
‫خیلی قبل، چهار ملت با هماهنگی و در کنار هم زندگی میکردند

6
00:00:13,397 --> 00:00:17,475
‫اما بعد، همه چیز با حمله ملت آتش تغییر کرد

7
00:00:17,676 --> 00:00:21,788
‫فقط آواتار، کسی که برای تمام چهار عنصر اصلی
‫تسلط داشت میتونست اونها رو متوقف کنه.

8
00:00:21,789 --> 00:00:24,948
‫اما درست وقتی که جهان به اون نیاز داشت اون ناپدید شد

9
00:00:25,289 --> 00:00:29,110
‫صد سال گذشت، و من و برادرم یک آواتار جدید پیدا کردیم.

10
00:00:29,111 --> 00:00:30,950
‫یک کنترل کننده باد به نام آنگ

11
00:00:31,051 --> 00:00:33,156
‫و با اینکه اون یک کنترل کننده باد با مهارت هست،

12
00:00:33,157 --> 00:00:36,889
‫ولی قبل از نجات مردم باید چیزهای زیادی رو یاد بگیره.

13
00:00:36,890 --> 00:00:40,512
‫اما من باور دارم که آنگ میتونه جهان رو نجات بده.

14
00:00:46,275 --> 00:00:49,907
‫کتاب اول: آب
‫قسمت پنجم: پادشاه اوماشو.

15
00:00:55,990 --> 00:00:59,927
‫شهر امپراطوری خاک، اوماشو

16
00:01:01,830 --> 00:01:04,134
‫من معمولا برای دیدن دوستم،بومی، اینجا میومدم.

17
00:01:04,135 --> 00:01:07,935
‫واو. ما شهرهایی مثل این در قطب جنوب نداریم

18
00:01:07,936 --> 00:01:10,229
‫اونها بدون ذوب کردن ساخت و ساز میکنن

19
00:01:10,230 --> 00:01:14,996
‫خیلی خب، کنجکاوهای بی جنب و جوش، بریم! سرگرمی واقعی توی شهره!

20
00:01:14,997 --> 00:01:19,189
‫صبر کن آنگ! اگه مردم بفهمن تو آواتاری میتونه خطرناک بشه.

21
00:01:19,190 --> 00:01:20,546
‫تو باید تغییر قیافه بدی.

22
00:01:20,547 --> 00:01:25,269
‫خب، من چیکار باید بکنم؟ ریش بزارم؟

23
00:01:26,283 --> 00:01:32,277
‫ااه، خیلی میخاره! تو چطوری تو این زندگی میکردی؟

24
00:01:32,912 --> 00:01:35,400
‫عالیه! حالا تو مثل پدربزرگم شدی.

25
00:01:35,401 --> 00:01:39,510
‫درواقع، آنگ ۱۱۲ سالشه.

26
00:01:39,511 --> 00:01:45,052
‫بیاید این بحث رو تموم کنیم، نوجوانان! شهر بزرگ منتظر ماست.

27
00:01:59,431 --> 00:02:04,603
‫شما عاشق اوماشو میشید. مردم اینجا خوش اخلاق ترین مردم جهان هستند.

28
00:02:04,604 --> 00:02:10,227
‫کلم های خراب! کدوم محله ای به این ها فکر میکنه؟

29
00:02:14,981 --> 00:02:17,787
‫نـــه! کلم هام!

30
00:02:19,611 --> 00:02:22,761
‫فقط لبخند بزنید...

31
00:02:28,019 --> 00:02:30,273
‫کارتو بگو!

32
00:02:30,274 --> 00:02:34,329
‫کار من کار منه، مرد جوان، و نه کار تو!

33
00:02:34,330 --> 00:02:37,910
‫من خیلی راحت میتونم تو رو روی زانوهام خم کنم و کتکت بزنم.

34
00:02:37,911 --> 00:02:41,435
‫آروم باش، پیرمرد. فقط به من بگو کی هستی.

35
00:02:41,436 --> 00:02:48,194
‫اسم من بونزو پیپینپادالوکسیکوپلیس سومه، و اینها بچه های من هستن.

36
00:02:48,195 --> 00:02:53,067
‫سلام، ژان پیپینپادالوکسیکوپلیس. خوشحالم که شما رو میبینم..

37
00:02:53,068 --> 00:02:55,642
‫شما یه خانم مسئولیت پذیر بنظر میاید.

38
00:02:55,643 --> 00:02:59,456
‫پدربزرگتون رو از دردسر دور نگه دارید. به اوماشو خوش اومدید!

39
00:02:59,457 --> 00:03:01,293
‫همینکارو میکنیم.

40
00:03:03,639 --> 00:03:06,380
‫یه لحظه صبر کنید!

41
00:03:07,604 --> 00:03:10,020
‫تو یه پسر قوی هستی.

42
00:03:10,021 --> 00:03:14,148
‫یکم به بزرگترت احترام بزار و کیف پدربزرگتو حمل کن.

43
00:03:14,149 --> 00:03:15,743
‫فکر خوبیه!

44
00:03:43,378 --> 00:03:50,461
‫این سیستم تحویل دادن اوماشوئه. مایل ها و مایل ها جعبه و سراشیبی.

45
00:03:50,462 --> 00:03:56,204
‫کنترل کننده های خاک بسته ها رو بالا میبرن و جاذبه زمین اونها رو پایین میبره.

46
00:03:56,205 --> 00:03:58,423
‫خب، پس اونها الان دارن نامه هاشون رو میگیرن..

47
00:03:58,424 --> 00:04:00,180
‫اونها دارن نامه هاشون رو میگیرن،...

48
00:04:00,181 --> 00:04:05,055
‫ولی دوست من بومی استفاده بهتری برای این سراشیبی ها پیاده کرده.

49
00:04:07,113 --> 00:04:09,868
‫به اطرافت نگاه کن، چی میبینید؟

50
00:04:09,869 --> 00:04:12,313
‫اممم، سیستم نامه؟

51
00:04:12,314 --> 00:04:14,363
‫به جز چیزی که اونها میخوان تو ببینی ,...

52
00:04:14,364 --> 00:04:17,533
‫تو باید ذهنتو به روی تمام چیزهای ممکن باز کنی...

53
00:04:17,534 --> 00:04:19,898
‫سیستم ارسال بسته؟

54
00:04:19,899 --> 00:04:23,066
‫بزرگترین سرسره جهان!

55
00:04:23,067 --> 00:04:27,221
‫بومی، تو یه نابغه ی دیوانه ای.

56
00:04:37,897 --> 00:04:42,344
‫یک سواری، بعد ما به قطب شمال میریم، راست میگم.

57
00:04:42,345 --> 00:04:45,347
‫تعریف هات اول جالب بنظر میومد، اما حالا که اینجام...

58
00:04:45,348 --> 00:04:49,332
‫یه فکر دیگه ای دارم....

59
00:05:11,725 --> 00:05:13,578
‫این با من!

60
00:05:17,876 --> 00:05:21,116
‫مردان، شما بزودی به جنگ میرید.

61
00:05:21,117 --> 00:05:25,197
‫این خیلی مهمه که شما برای هرچیزی آماده باشید

62
00:05:32,900 --> 00:05:36,307
‫آنگ یه کاری بکن! از کنترل باد استفاده کن

63
00:05:36,308 --> 00:05:41,155
‫بله! فکر خوبیه! اون میتونه باعث بشه ما از این هم سریعتر بریم!

64
00:06:15,841 --> 00:06:17,580
‫ببخشید!

65
00:06:33,842 --> 00:06:38,159
‫کلم هام! شما باید پولشو بدید

66
00:06:38,912 --> 00:06:41,835
‫دوتا کلم لطفا.

67
00:06:55,167 --> 00:06:58,594
‫اعلی حضرت، این جوان ها برای خرابکاری دستگیر شدن،..

68
00:06:58,595 --> 00:07:01,769
‫سفر کردن با مشخصات اشتباه و خراب کردن کلم ها...

69
00:07:01,770 --> 00:07:04,997
‫سرشونو جدا کنید! یکی برای هر کلم!

70
00:07:04,998 --> 00:07:12,540
‫ساکت باش! فقط پادشاه میتونه قضاوت کنه. قضاوت شما چیست اعلیحضرت؟

71
00:07:22,993 --> 00:07:27,400
‫اونها رو به... یه مهمونی ببرید.

72
00:07:28,462 --> 00:07:29,825
‫هان؟

73
00:07:37,938 --> 00:07:42,689
‫مردم در شهر من بخاطر مهمانی های زیادی چاق میشن،...

74
00:07:42,690 --> 00:07:46,241
‫خب من امیدوارم تو مرغ بدون پوستت رو دوست داشته باشی...

75
00:07:46,242 --> 00:07:48,022
‫ممنون، ولی من گوشت نمیخورم

76
00:07:48,023 --> 00:07:52,567
‫تو چطور؟ شرط میبندم تو گوشت دوست داری.

77
00:07:53,778 --> 00:07:58,576
‫این فقط نظر منه، یا مخ این عیب کرده؟

78
00:07:58,577 --> 00:08:03,569
‫خب، به من بگو، از کجا اومدی؟

79
00:08:03,570 --> 00:08:06,190
‫من از... جزیره کانگورو اومدم.

80
00:08:06,191 --> 00:08:13,742
‫اوه، جزیره کانگورو، اه؟ من شنیده بودم اونجا واقعا شلوغه

81
00:08:18,504 --> 00:08:21,947
‫چیه؟ خیلی بامزه بود.

82
00:08:22,222 --> 00:08:29,952
‫خب، همه این جک های بامزه منو خسته میکنن، فکر کنم زمان استراحته.

83
00:08:33,303 --> 00:08:41,934
‫اینجا یک کنترل کننده باد مقابل ما نشسته، و نه فقط یک کنترل کننده باد، آواتار!

84
00:08:42,332 --> 00:08:48,590
‫حالا چیزی داری به من بگی، آقای پیپینپادالوکسکوپلیس؟

85
00:08:52,619 --> 00:08:59,822
‫خیلی خب! تو دست منو رو کردی. من آواتارم،
‫دارم کار آواتاریمو انجام میدم، امن نگهداشتن جهان.

86
00:08:59,823 --> 00:09:04,933
‫همه چیز بازدید شد، هیچ کنترل کننده آتشی
‫اینجا نیست. خب روز خوبی داشته باشید.

87
00:09:04,934 --> 00:09:08,914
‫همدیگه رو دوست داشته باشید، همه زندگی ها رو
‫محترم بشمارید و با نیزه دارهاتون به کسی حمله نکنید.

88
00:09:08,915 --> 00:09:10,899
‫بعدا میبینیمتون.

89
00:09:12,860 --> 00:09:16,676
‫تو نمیتونی ما رو اینجا نگهداری. بزار بریم.

90
00:09:16,775 --> 00:09:19,073
‫برگ کاهو؟

91
00:09:21,179 --> 00:09:24,988
‫ما تو یه خطر جدی هستیم. اون دیوونه است.

92
00:09:24,989 --> 00:09:29,309
‫فردا آواتار سه امتحان مرگبار خواهد داشت

93
00:09:29,310 --> 00:09:32,912
‫اما الان، گارد اتاق خواب شما رو بهتون نشون میدن

94
00:09:32,913 --> 00:09:35,727
‫ارباب، منظورتون اتاق خواب خوبه، یا اتاق خواب بد؟

95
00:09:35,728 --> 00:09:37,996
‫اتاق خواب تازه بازسازی شده.

96
00:09:37,997 --> 00:09:40,203
‫صبر کنید، درباره کدوم یکی صحبت میکنیم؟

97
00:09:40,204 --> 00:09:45,218
‫اونی که تا وقتی که به تازگی بازسازی شد
‫به جای اتاق خواب بد استفاده میشد.

98
00:09:45,219 --> 00:09:49,204
‫البته، ما درباره اتاق خواب های جدید صحبت
‫میکنیم، اما ما باید تعدادشون رو بدونیم.

99
00:09:49,205 --> 00:09:55,544
‫اه، اونها رو به اتاق خواب بازسازی شده ببرید که قبلا بد بود!

100
00:10:02,565 --> 00:10:05,648
‫این یه سلوله؟ اما این خیلی قشنگه.

101
00:10:05,649 --> 00:10:07,824
‫اون گفت اینجا به تازگی بازسازی شده.

102
00:10:07,825 --> 00:10:10,234
‫قشنگ یا زشت، ما زندانی هستیم

103
00:10:10,235 --> 00:10:12,607
‫من موندم  امتحان ها چی هستن..

104
00:10:12,608 --> 00:10:16,717
‫ما اینجا نمیمونیم تا اینو بفهمیم. باید راهی برای خروج از اینجا باشه.

105
00:10:16,718 --> 00:10:18,780
‫هواکش!

106
00:10:19,858 --> 00:10:23,409
‫اگه تو فکر میکنی ما میتونیم از وسط اون رد بشیم تو از اون شاه هم دیوونه تری.

107
00:10:23,410 --> 00:10:27,182
‫ما نمیتونیم، اما مومو میتونه.

108
00:10:28,436 --> 00:10:33,057
‫مومو، من به تو نیاز دارم تا آپا رو پیدا کنی و ما رو از اینجا ببری بیرون.

109
00:10:39,793 --> 00:10:43,328
‫برو، پسر،برو پیش آپا.

110
00:10:43,329 --> 00:10:45,931
‫اه، درهرصورت آپا چطوری باید ما رو نجات بده؟

111
00:10:45,932 --> 00:10:51,177
‫آپا یک گاو پرنده ده تنی هست، من فکرمیکنم
‫اون میتونه چیزی مثل ما رو بیرون ببره.

112
00:10:51,178 --> 00:10:55,762
‫خب، بحث درباره این الان هیچ فایده ای نداره. آنگ، یکم استراحت کن.

113
00:10:55,763 --> 00:10:59,079
‫بنظر میاد تو برای فردا به استراحت نیاز داری.

114
00:11:06,182 --> 00:11:10,280
‫سوکا! کاتارا! دوستان من کجان؟

115
00:11:10,281 --> 00:11:12,931
‫اگه تو امتحانات رو با موفقیت به اتمام برسونی پادشاه اونها رو آزاد میکنه

116
00:11:12,932 --> 00:11:14,730
‫و اگه شکست بخورم؟

117
00:11:14,731 --> 00:11:18,463
‫اون نگفت. چوبدستیت لطفا.

118
00:11:23,561 --> 00:11:30,894
‫اول، آواتار، درباره ی ظاهر جدید من چی فکر میکنی؟ من نظر واقعیتو میخوام.

119
00:11:32,181 --> 00:11:34,415
‫من منتظرم.

120
00:11:34,416 --> 00:11:36,737
‫من... فکر کنم خوبه.

121
00:11:36,738 --> 00:11:39,949
‫آفرین! تو اولین امتحان رو پشت سر گذاشتی.

122
00:11:39,950 --> 00:11:40,698
‫واقعا؟

123
00:11:40,699 --> 00:11:47,877
‫خب، نه یکی از امتحان های مرگبار. امتحان های واقعی بزرگتر از ... یه امتحانه.

124
00:11:49,576 --> 00:11:54,251
‫من زمانی برای دیوانه بازی های تو ندارم! دوستامو بهم برگردون! ما میریم!

125
00:11:54,252 --> 00:11:57,367
‫اهه، من فکر میکردم ممکنه تو قبول نکنی...

126
00:11:57,368 --> 00:12:01,772
‫خب من به دوستانت یک یادگاری ویژه دادم....

127
00:12:01,773 --> 00:12:08,484
‫اون انگشترهای زیبا از جنمایت خالص
‫ساخته شده،به اونها کریستال های خزنده میگن.

128
00:12:08,485 --> 00:12:11,607
‫این کریستال ها با سرعت فوق العاده ای رشد میکنند.

129
00:12:11,608 --> 00:12:15,470
‫شب دوستان تو کاملا توسط اون پوشانده میشن.

130
00:12:15,471 --> 00:12:21,779
‫واقعا تقدیر وحشتانکیه. من میتونم متوقفش کنم،اما فقط درصورت همکاری تو

131
00:12:21,780 --> 00:12:24,497
‫آه! این رشد کرد.

132
00:12:24,498 --> 00:12:26,901
‫من کاریو که تو میخوای میکنم.

133
00:12:37,871 --> 00:12:43,587
‫ظاهرا من کلید جعبه ناهارم رو گم کردم، و گرسنمه.

134
00:12:45,965 --> 00:12:51,168
‫اووو، اونجاست. میخوای اونو برام بگیری؟

135
00:13:07,456 --> 00:13:13,578
‫اووو، بالارفتن از نردبان، هیچکس قبلا به این فکر نیفتاده بود

136
00:13:40,445 --> 00:13:47,066
‫درسته. شیرجه زدن رو تو ذهنت نگهدار، من مطمئنم اون بلاخره کار میکنه

137
00:14:00,792 --> 00:14:05,117
‫از ناهارت لذت ببر! من میخوام دوستامو بهم برگردونی، حالا!

138
00:14:05,118 --> 00:14:13,248
‫اه، نه الان. من به کمکت برای یه چیز دیگه
‫نیاز دارم.بنظر میاد من حیوانم فلاپسی رو گم کردم.

139
00:14:13,437 --> 00:14:14,862
‫خیلی خب، پیداش کردم!

140
00:14:14,863 --> 00:14:18,630
‫اونو برام بیار! بابایی میخواد فلاپسی رو بوس کنه.

141
00:14:18,631 --> 00:14:20,972
‫بیا اینجا، فلاپسی

142
00:14:27,751 --> 00:14:30,863
‫فلاپسی، صبر کن! فلاپسی!

143
00:14:34,622 --> 00:14:36,225
‫فلاپسی!

144
00:14:46,796 --> 00:14:49,597
‫یه دقیقه صبر کن؟

145
00:14:52,205 --> 00:14:54,164
‫فلاپسی؟

146
00:14:58,653 --> 00:15:01,116
‫فلاپسی!

147
00:15:07,296 --> 00:15:13,528
‫آووو، پسر خوب! بله، کی یه شکم نرم داره؟

148
00:15:14,736 --> 00:15:16,096
‫بچه ها، شما خوبید؟

149
00:15:16,097 --> 00:15:21,752
‫به جز کریستال که بدنمو کم کم میپوشونه، عالیه.

150
00:15:24,336 --> 00:15:26,667
‫آووو، بله.

151
00:15:26,668 --> 00:15:30,869
‫خیلی خب. من برای امتحان بعدی آمادم.

152
00:15:35,045 --> 00:15:43,561
‫امتحان آخر یه دوئله و امتیاز ویژه اون اینه
‫که تو میتونی حریفتو خودت انتخاب کنی

153
00:15:50,788 --> 00:15:53,023
‫ببین و انتخاب کن

154
00:15:53,024 --> 00:15:58,832
‫خب، تو گفتی من به هرکی اشاره کنم، اون با من میجنگه؟

155
00:15:58,833 --> 00:16:01,623
‫عاقلانه انتخاب کن.

156
00:16:02,416 --> 00:16:05,757
‫من...

157
00:16:05,758 --> 00:16:07,498
‫تو رو انتخاب میکنم....

158
00:16:07,499 --> 00:16:10,807
‫انتخاب اشتباهی بود.

159
00:16:35,151 --> 00:16:38,141
‫تو فکر کردی من یه پیرمرد نحیفم.

160
00:16:38,142 --> 00:16:42,387
‫اما من قویترین کنترل کننده خاکیم که تو تا حالا دیدی....

161
00:16:42,388 --> 00:16:44,751
‫من میتونم درعوض با اون پسر با تبرش بجنگم؟

162
00:16:44,752 --> 00:16:51,369
‫در امپراطوری من هیچ راه برگشتی... وجود نداره.
‫تو ممکنه به این نیاز داشته باشی.

163
00:16:56,666 --> 00:17:00,543
‫نمونه ای از تاکتیک های کنترل کننده باد، جاخالی دادن و فرار

164
00:17:00,544 --> 00:17:05,110
‫من امیدوار بودم آواتار کمتر قابل پیشبینی باشه.

165
00:17:05,941 --> 00:17:12,821
‫تو هیچ غافلگیری برای من نداری؟ دیر یا زود، تو باید جواب ضربه ها رو بدی.

166
00:17:26,674 --> 00:17:31,332
‫اوه، تو باید کمی بیشتر خلاقیت به خرج بدی!

167
00:17:40,852 --> 00:17:46,291
‫کسی پنجره ها رو باز گذاشته؟ احساس میکنم اینجا کمی خنکه

168
00:17:46,292 --> 00:17:50,192
‫تو امیدواری من یخ بزنم؟

169
00:18:03,090 --> 00:18:07,856
‫چطور میخوای از این طریق منو شکست بدی؟

170
00:19:22,921 --> 00:19:30,571
‫هه هه! آفرین، آواتار. تو با تمام وجودت مبارزه کردی.

171
00:19:33,154 --> 00:19:35,161
‫هان؟

172
00:19:41,121 --> 00:19:46,945
‫تو تمام امتحان های منو پشت سر گذاشتی، حالا باید به یک سؤال پاسخ بدی.

173
00:19:46,946 --> 00:19:50,924
‫این منصفانه نیست.تو گفتی اگه من امتحان هات
‫رو تموم کنم دوستانم رو آزاد میکنی

174
00:19:50,925 --> 00:19:54,712
‫اه، اما فایده امتحان چیه اگه تو هیچی ازش یاد نگرفته باشی؟

175
00:19:54,713 --> 00:19:56,480
‫اوه، بس کن!

176
00:19:56,481 --> 00:20:05,623
‫به یک سؤال پاسخ بده و من دوستاتو آزاد میکنم. اسم من... چیه؟

177
00:20:05,624 --> 00:20:10,851
‫از ظاهر دوستانت  ، بهت میگم که فقط چند دقیقه وقت داری

178
00:20:10,852 --> 00:20:12,640
‫چطور باید اسم اونو بدونم؟

179
00:20:12,641 --> 00:20:15,761
‫درباره امتحان ها فکر کن، شاید این یه نوع معما هست؟

180
00:20:15,762 --> 00:20:16,347
‫فهمیدم!

181
00:20:16,348 --> 00:20:16,825
‫بله؟

182
00:20:16,826 --> 00:20:22,969
‫اون یه کنترل کننده خاکه، درسته؟ راکی! میدونی، شاید بخاطر همه صخره ها؟

183
00:20:22,970 --> 00:20:25,342
‫ما به سعیمون ادامه میدیم، اما پشتیبانی خوبی بود.

184
00:20:25,343 --> 00:20:29,593
‫خیلی خب، برگردیم به امتحان ها، من یک کلید رو از آبشار برداشتم.

185
00:20:29,594 --> 00:20:32,163
‫حیوانشو نجات دادم و دوئل کردم.

186
00:20:32,164 --> 00:20:33,539
‫و چی یاد گرفتی؟

187
00:20:33,540 --> 00:20:37,217
‫خب، همه چیز متفاوت با چیزی بود که من انتظار داشتم

188
00:20:37,218 --> 00:20:39,176
‫و ...؟

189
00:20:39,177 --> 00:20:42,231
‫خب، اون با ما روراست نبود..

190
00:20:42,232 --> 00:20:50,814
‫برای حل کردن هر امتحان، من باید متفاوت از جوری که
‫همیشه فکر میکنم ،فکر میکردم. من اسمش رو میدونم!

191
00:20:50,815 --> 00:20:54,512
‫من همونطور که امتحان هات رو با موفقیت
‫تموم کردم پاسخ سؤالت رو هم پیدا کردم.

192
00:20:54,513 --> 00:21:01,074
‫از خیلی وقت پیش که بهم گفتی، من ذهنم
‫رو به روی تمام چیزهای ممکن باز کردم

193
00:21:02,681 --> 00:21:06,636
‫بومی، تو یه نابغه دیوانه ای.

194
00:21:07,125 --> 00:21:14,721
‫اوه آنگ، خیلی خوبه که میبینمت. تو یه ذره هم تغییر نکردی.

195
00:21:14,722 --> 00:21:16,364
‫اه، اینجا!

196
00:21:16,365 --> 00:21:17,931
‫یکم کمک میکنید؟

197
00:21:20,996 --> 00:21:25,722
‫جنمایت از آبنبات ساخته شده. لذیذه.

198
00:21:25,723 --> 00:21:29,348
‫پس این شاه دیوانه دوست پیر توئه، بومی؟

199
00:21:29,349 --> 00:21:33,120
‫به کی میگی پیر؟ خیلی خب، من پیرم.

200
00:21:33,121 --> 00:21:37,106
‫چرا برای اینکه فقط به آنگ بگی کی هستی این کارها رو کردی؟

201
00:21:37,107 --> 00:21:43,411
‫اول از همه، بازی کردن با مردم خیلی جالبه، هه هه، اما من یه دلیل دارم

202
00:21:43,412 --> 00:21:46,112
‫آنگ، تو یک مأموریت سخت پیش رو داری.

203
00:21:46,113 --> 00:21:49,379
‫جهان در این صدسال که تو گم شده بودی خیلی تغییر کرده.

204
00:21:49,380 --> 00:21:55,212
‫این وظیفه آواتاره که با شکست دادن
‫ارباب آتش اوزای توازن رو به جهان برگردونه

205
00:21:55,213 --> 00:21:56,896
‫تو باید خیلی چیزها یاد بگیری.

206
00:21:56,897 --> 00:22:02,210
‫تو باید روی چهار عنصر تسلط پیدا کنی و
‫با ارباب آتش روبرو بشی، و وقتی اینکارو کردی...

207
00:22:02,211 --> 00:22:05,945
‫من امیدوارم تو مثل یک نابغه دیوانه فکر کنی...!

208
00:22:08,311 --> 00:22:11,507
‫و بنظر میاد همکارای خوبی پیدا کردی.

209
00:22:11,508 --> 00:22:16,219
‫برای شکست دادن ملت آتش تو به کمک دوستات نیاز خواهی داشت

210
00:22:16,703 --> 00:22:19,136
‫و همچنین به مومو.

211
00:22:19,137 --> 00:22:26,108
‫بابت راهنماییت ممنونم. اما قبل از رفتن ما، من یک امتحان برای تو دارم!

212
00:22:31,418 --> 00:22:34,224
‫کلم هام!

213
00:22:36,989 --> 00:22:38,799
‫www.free-offline.com کاری از گروه ترجمه

214
00:22:38,800 --> 00:22:39,985
‫remuslup ترجمه شده توسط

