1
00:00:00,549 --> 00:00:02,921
‫آب.

2
00:00:02,922 --> 00:00:04,795
‫خاک.

3
00:00:04,796 --> 00:00:06,904
‫آتش.

4
00:00:06,905 --> 00:00:08,196
‫باد.

5
00:00:09,262 --> 00:00:13,396
‫خیلی قبل، چهار ملت با هماهنگی و در کنار هم زندگی میکردند

6
00:00:13,397 --> 00:00:17,475
‫اما بعد، همه چیز با حمله ملت آتش تغییر کرد

7
00:00:17,676 --> 00:00:21,788
‫فقط آواتار، کسی که برای تمام چهار عنصر اصلی
‫تسلط داشت میتونست اونها رو متوقف کنه.

8
00:00:21,789 --> 00:00:24,948
‫اما درست وقتی که جهان به اون نیاز داشت اون ناپدید شد

9
00:00:25,289 --> 00:00:29,110
‫صد سال گذشت، و من و برادرم یک آواتار جدید پیدا کردیم.

10
00:00:29,111 --> 00:00:30,950
‫یک کنترل کننده باد به نام آنگ

11
00:00:31,051 --> 00:00:33,156
‫و با اینکه اون یک کنترل کننده باد با مهارت هست،

12
00:00:33,157 --> 00:00:36,889
‫ولی قبل از نجات مردم باید چیزهای زیادی رو یاد بگیره.

13
00:00:36,890 --> 00:00:40,512
‫اما من باور دارم که آنگ میتونه جهان رو نجات بده.

14
00:00:47,389 --> 00:00:50,729
‫کتاب اول : آّب
‫قسمت ششم: زندانی

15
00:01:05,269 --> 00:01:07,709
‫عالیه، تو برگشتی! ناهار چیه؟

16
00:01:07,901 --> 00:01:09,266
‫ما چند تا گزینه داریم.

17
00:01:09,408 --> 00:01:13,249
‫اول، آجیل های گرد و تعدادی آجیل تخم مرغی...

18
00:01:13,400 --> 00:01:17,834
‫و تعدادی آجیل سنگی اون... احتمالا فقط سنگه...

19
00:01:19,149 --> 00:01:20,302
‫سخت بود!

20
00:01:21,093 --> 00:01:24,928
‫جدا چیز دیگه ای نداری؟

21
00:01:32,749 --> 00:01:34,402
‫اون چی بود؟

22
00:01:38,441 --> 00:01:41,130
‫صدا از اونجا اومد.

23
00:01:41,265 --> 00:01:46,175
‫بهتر نیست به جای اینکه  به طرف صدای بزرگ بریم... ازش فرار کنیم؟

24
00:01:55,833 --> 00:01:57,322
‫یک کنترل کننده خاک!

25
00:01:57,452 --> 00:01:58,612
‫بریم ببینیمش!

26
00:01:58,716 --> 00:02:01,326
‫اون خطرناک بنظر میاد، پس بهتره با احتیاط بهش نزدیک بشیم.

27
00:02:01,450 --> 00:02:06,527
‫سلام، من کاتارا هستم! اسمت چیه؟

28
00:02:13,539 --> 00:02:15,242
‫از ملاقاتت خوشحال شدم!

29
00:02:15,360 --> 00:02:17,036
‫ما فقط میخواستیم سلام کنیم.

30
00:02:17,178 --> 00:02:19,614
‫هی، اون باید  به سمت جایی دویده باشه،...

31
00:02:19,722 --> 00:02:23,597
‫شاید ما نزدیک یک دهکده هستیم و من...
‫شرط میبندم یک دهکده یک بازار هم داره.

32
00:02:23,698 --> 00:02:25,671
‫معنیش اینه که ناهارمون آجیل نیست.

33
00:02:25,792 --> 00:02:32,261
‫هی! من برای بدست آوردن اون آجیل ها خیلی
‫تلاش کردم! ...خیلی خب، منم ازشون منتفرم

34
00:02:39,423 --> 00:02:44,027
‫کلاه خوبیه. من براش چندتا آجیل میدم

35
00:02:45,891 --> 00:02:47,800
‫هی!

36
00:02:48,517 --> 00:02:49,401
‫سلام، مامان.

37
00:02:49,529 --> 00:02:53,871
‫چیکار میکردی، هارو؟ دیرکردی! کارهاتو شروع کن

38
00:02:53,996 --> 00:02:57,805
‫هی، تو همون بچه ای! چرا قبلا از ما فرار کردی؟

39
00:02:57,940 --> 00:03:00,929
‫اه، تو باید منو با یه بچه دیگه اشتباه گرفته باشی

40
00:03:01,100 --> 00:03:04,723
‫نه اون اشتباه نگرفته، ما کنترل کردن خاکت رو دیدیم.

41
00:03:05,618 --> 00:03:07,505
‫اونها دیدن تو چیکار میکردی؟

42
00:03:07,661 --> 00:03:11,825
‫اونها دیوونه ان، مامان، منظورم اینه که، نگاه کن چطوری لباس پوشیدن!

43
00:03:12,117 --> 00:03:14,478
‫تو میدونی اون چقدر خطرناکه

44
00:03:14,605 --> 00:03:18,565
‫تو میدونی چه اتفاقی میفته اگه اونها بفهمن تو یک کنترل کننده خاکی.

45
00:03:18,686 --> 00:03:19,817
‫باز کنید!

46
00:03:22,222 --> 00:03:25,775
‫ملت اتش! طبیعی رفتار کنید.

47
00:03:35,576 --> 00:03:38,321
‫چی میخوای؟ من قبلا سهم این هفته رو پرداخت کردم.

48
00:03:38,431 --> 00:03:43,368
‫مالیات دوبرابر شدن،تو که نمیخوای اتفاقی بیفته،میخوای؟

49
00:03:43,504 --> 00:03:48,913
‫بعضی وقت ها کنترل آتش سخت میشه.

50
00:03:54,805 --> 00:03:58,684
‫تو میتونی این سکه ها رو نگهداری.

51
00:04:01,323 --> 00:04:04,958
‫پسر خوب. چه مدته ملت آتش اینجان؟

52
00:04:05,095 --> 00:04:10,584
‫پنج سال. ارباب آتش اوزای از معدن  ذغال سنگ شهر
‫ما برای سوختگیری کشتی هاش استفاده میکنه.

53
00:04:10,731 --> 00:04:12,903
‫اون ها آدم کش هستن، اونها همه چیز ما رو میدزدن.

54
00:04:13,032 --> 00:04:16,118
‫و همه کسانی که اینجان برای انجام کاری درباره اون بیش از حد ترسو هستن....

55
00:04:16,253 --> 00:04:18,686
‫ساکت باش، هارو. اونطوری حرف نزن.

56
00:04:18,833 --> 00:04:21,536
‫اما، هارو یک کنترل کننده خاکه، اون میتونه کمک کنه.

57
00:04:21,668 --> 00:04:23,524
‫کنترل کردن خاک غیرمجازه.

58
00:04:23,665 --> 00:04:28,509
‫این چیزی به جز بدبختی برای این روستا نداره.
‫اون نباید هیچوقت از قدرتهاش استفاده کنه.

59
00:04:28,629 --> 00:04:31,996
‫چطور میتونید اینو بگید؟این هدیه ایه که هارو داره

60
00:04:32,130 --> 00:04:35,905
‫اینکه ازش بخوای از کنترل خاک دست برداره مثل
‫اینه که از من بخوای از کنترل آب دست بردارم.

61
00:04:36,045 --> 00:04:37,371
‫این قسمتی از چیه که ما هستیم.

62
00:04:37,489 --> 00:04:39,087
‫تو نمیفهمی.

63
00:04:39,190 --> 00:04:42,135
‫من میدونم هارو میتونه توی پیروزی در جنگ کمکتون کنه.

64
00:04:42,281 --> 00:04:45,243
‫ملت آتش چیکار میتونن با شما بکنن که تا حالا نکردن؟

65
00:04:45,386 --> 00:04:52,519
‫اونها هارو رو میبرن!همونطور که پدرشو بردن..

66
00:04:57,841 --> 00:05:01,788
‫مادرم گفت شما میتونید امشب اینجا بخوابید،
‫اما شما باید صبح اینجا رو ترک کنید.

67
00:05:01,944 --> 00:05:06,861
‫ممنون. من مواظبم آپا تمام یونجه های شما رو نخوره.

68
00:05:10,698 --> 00:05:14,521
‫درباره چیزی که قبلا گفتم متأسفم. من درباره پدرت چیزی نمیدونستم.

69
00:05:14,664 --> 00:05:15,964
‫مشکلی نیست.

70
00:05:16,115 --> 00:05:21,815
‫جالبه، نوع صحبت تو توی فروشگاه، منو به یاد اون میندازه.

71
00:05:21,948 --> 00:05:22,784
‫ممنونم.

72
00:05:22,916 --> 00:05:24,801
‫پدرم خیلی شجاع بود

73
00:05:24,950 --> 00:05:26,300
‫وقتی ملت آتش اومدند...

74
00:05:26,427 --> 00:05:29,092
‫نسبت اون و بقیه کنترل کننده های خاک به اونها ده به یک بود،......

75
00:05:29,228 --> 00:05:30,752
‫اما بهرحال اونها مقاومت کردن....

76
00:05:30,886 --> 00:05:33,431
‫اون یه مرد بزرگ بود.

77
00:05:33,567 --> 00:05:34,625
‫بعد از حمله،...

78
00:05:34,729 --> 00:05:38,927
‫اونها پدرم و بقیه کنترل کننده های خاک رو گرفتن و بردن....

79
00:05:39,060 --> 00:05:40,805
‫از اون به بعد ما دیگه اونها رو ندیدیم.

80
00:05:40,974 --> 00:05:43,254
‫پس این دلیل پنهان کردن نیروی کنترل خاکته؟

81
00:05:43,391 --> 00:05:49,766
‫بله. وقتی کنترل کردن رو تمرین میکنم...

82
00:05:49,885 --> 00:05:56,448
‫احساس میکنم به پدرم نزدیک ترم. اون هرچیزی رو که میدونم بهم یاد داده.

83
00:05:56,914 --> 00:06:00,343
‫این گردنبند رو میبینی؟ مادرم اینو بهم داده.

84
00:06:00,463 --> 00:06:01,507
‫قشنگه.

85
00:06:01,622 --> 00:06:06,595
‫من مادرمو در حمله ملت آتش از دست دادم.
‫این گردنبند همه چیزیه که از اون به جا مونده.

86
00:06:06,719 --> 00:06:08,516
‫کافی نیست، هست؟

87
00:06:08,643 --> 00:06:10,451
‫نه.

88
00:06:16,096 --> 00:06:16,874
‫کمک!

89
00:06:16,977 --> 00:06:18,440
‫معدن!

90
00:06:20,544 --> 00:06:22,581
‫کمکم کنید!

91
00:06:28,974 --> 00:06:31,280
‫فایده نداره. ما باید کمک بخوایم

92
00:06:31,408 --> 00:06:34,435
‫وقتی نیست.. محکم تر بکش

93
00:06:34,613 --> 00:06:37,348
‫هارو، تو میتونی بهش کمک کنی

94
00:06:37,461 --> 00:06:38,462
‫نمیتونم.

95
00:06:38,561 --> 00:06:43,115
‫لطفا اینجا کسی نیست که تو رو ببینه، این تنها راهه.

96
00:06:54,591 --> 00:06:57,265
‫هارو، تو انجامش دادی!

97
00:07:04,611 --> 00:07:08,718
‫برای هارو خیلی شجاعانه بود که از کنترل خاک
‫برای نجات دادن اون پیرمرد استفاده کنه.

98
00:07:08,897 --> 00:07:10,882
‫تو واقعا باید روش تأثیر گذاشته باشی.

99
00:07:11,058 --> 00:07:12,312
‫فکر کنم.

100
00:07:12,449 --> 00:07:14,305
‫همه باید یکم بخوابن. ما سحر اینجا رو ترک میکنیم.

101
00:07:14,403 --> 00:07:16,839
‫طلوع آفتاب؟ ما نمیتونیم برای یه بار بیشتر بخوابیم؟

102
00:07:16,947 --> 00:07:20,200
‫امکان نداره! این دهکده توسط لشکرهای ملت آتش گرفته شده.

103
00:07:20,306 --> 00:07:24,993
‫اگه اونها بفهمن تو اینجایی آنگ، ما برای
‫صبحانه توپ های آتشین میخوریم. شب بخیر.

104
00:07:25,112 --> 00:07:27,277
‫من توپ های آتشین رو به آجیل ترجیح میدم.

105
00:07:27,414 --> 00:07:30,032
‫شب بخیر.

106
00:07:52,321 --> 00:07:57,280
‫خودشه! اون یه کنترل کننده خاکه!

107
00:08:23,702 --> 00:08:26,203
‫اونو بردند! اونها هارو بردند!

108
00:08:26,350 --> 00:08:26,990
‫چی؟

109
00:08:27,095 --> 00:08:28,998
‫اون پیرمرد اونو به ملت آتش لو داده.

110
00:08:29,035 --> 00:08:31,086
‫همش تقصیر منه، من مجبورش کردم از نیروی کنترل خاک استفاده کنه.

111
00:08:31,220 --> 00:08:33,837
‫اروم باش، کاتارا، کی این اتفاق افتاد؟

112
00:08:33,972 --> 00:08:36,400
‫مادر هارو گفت اونها نصفه شب برای بردنش اومدن.

113
00:08:36,530 --> 00:08:38,436
‫پس خیلی دیره که بخوایم دنبالش بریم، اون خیلی وقته که رفته.

114
00:08:38,573 --> 00:08:42,698
‫ما نیاز نداریم اونو دنبال کنیم. ملت آتش منو پیش هارو میبرن.

115
00:08:42,847 --> 00:08:45,024
‫و چرا اونها باید چنین کاری بکنن؟...

116
00:08:45,154 --> 00:08:49,825
‫بخاطر اینکه اونها منو به عنوان یک کنترل کننده خاک دستگیر میکنن

117
00:08:51,198 --> 00:08:54,608
‫من اول فکر کردم تو دیوانه شدی، کاتارا، اما این میتونه کار بکنه.

118
00:08:54,745 --> 00:08:56,633
‫در کل این معادن چاه های تهویه وجود داره،...

119
00:08:56,752 --> 00:09:00,344
‫همه کاری که باید آنگ بکنه اینه که جریان هوا
‫رو از اون دریچه به اینی که اینجاست بفرسته...

120
00:09:00,466 --> 00:09:04,057
‫اون سنگ توی هوا معلق میمونه و... تادا! کنترل خاک تقلبی.

121
00:09:04,190 --> 00:09:05,442
‫آنگ، فهمیدی باید چیکار کنی؟

122
00:09:05,563 --> 00:09:07,844
‫البته، فهمیدم.

123
00:09:07,955 --> 00:09:09,468
‫رمز رو یادته؟

124
00:09:09,596 --> 00:09:13,321
‫بله، بله، فقط آروم باش. تو داری همه بامزگی این قضیه رو از بین میبری

125
00:09:13,446 --> 00:09:15,970
‫منظورت از این قضیه گرفته شدن توسط ارتش کنترل کننده های آتش...

126
00:09:16,076 --> 00:09:17,985
‫اون هم بصورت عمدیه؟

127
00:09:18,105 --> 00:09:20,737
‫دقیقا! اون خیلی بامزه است.

128
00:09:20,862 --> 00:09:24,722
‫اونجا اومدن! سرجاهاتون قرار بگیرید!

129
00:09:26,362 --> 00:09:28,113
‫از سر راه من برو کنار، آدم بدبخت!

130
00:09:28,231 --> 00:09:32,626
‫به کی میگی آدم بدبخت گوش بزرگ عقب مونده!

131
00:09:32,769 --> 00:09:34,523
‫تو به من چی گفتی؟

132
00:09:34,641 --> 00:09:40,327
‫یک گوش بزرگ عقب مونده! به اونهایی که اونجان
‫نگاه کنید. اون گله حیوانات فرقی با این داره؟

133
00:09:40,465 --> 00:09:43,711
‫برات بهتره که برگردی عقب! جدا... برگرد عقب.

134
00:09:43,862 --> 00:09:45,775
‫من عقب نمیرم.

135
00:09:45,897 --> 00:09:50,163
‫شرط میبندم فیل ها با هم به اینکه گوش های تو چقدر بزرگ هستن میخندن!

136
00:09:50,295 --> 00:09:52,691
‫همینه... تو داری بازنده میشی!

137
00:09:52,818 --> 00:09:58,730
‫بهت نشون میدم کی بهتره... روش کنترل خاک!

138
00:10:00,735 --> 00:10:06,215
‫گفتم "روش کنترل خاک"

139
00:10:07,902 --> 00:10:12,730
‫اون لیمور! این کنترل خاکه!

140
00:10:12,940 --> 00:10:15,259
‫نه، ابله ها! کار این دختره.!

141
00:10:15,437 --> 00:10:18,857
‫اه، البته.

142
00:10:19,014 --> 00:10:25,952
‫من نگهش داشتم! .... تو ۱۲ ساعت برای
‫پیدا کردن هارو وقت داری،ما دنبالت میایم..

143
00:10:32,227 --> 00:10:36,423
‫مومو، تو گوش های بزرگ داری

144
00:11:13,524 --> 00:11:17,928
‫اون خوبه، آنگ، کاتارا میدونه داره چیکار میکنه.

145
00:11:24,032 --> 00:11:30,278
‫کنترل کننده های خاک، خوشحالم که شما به کارگاه کشتی سازی من اومدید.

146
00:11:30,437 --> 00:11:32,727
‫من ارباب شما هستم.

147
00:11:32,866 --> 00:11:38,512
‫من ترجیح میدم فکر کنم شما یک زندانی نیستید،
‫بلکه مهمانهای با افتخاری هستید...

148
00:11:38,635 --> 00:11:44,725
‫و امیدوارم شما منو یک میزبان فروتن و دلسوز فرض کنید.

149
00:11:44,834 --> 00:11:49,742
‫اگه خوب رفتار کنید اینجا خوب خواهید بود...

150
00:11:53,691 --> 00:11:59,465
‫کدوم مهمانی با قطع کردن حرف میزبانش بهش
‫بی احترامی میکنه؟اونو به زیر عرشه ببرید!

151
00:11:59,600 --> 00:12:02,981
‫یک هفته انفرادی رفتارتو بهتر میکنه.

152
00:12:03,134 --> 00:12:10,696
‫به سادگی با ادب با من رفتار کنید و ما خوب خواهیم بود.

153
00:12:10,834 --> 00:12:16,521
‫کنترل کننده های خاک توجه کنید، این وسیله کاملا از فلز و آهن ساخته شده.

154
00:12:16,668 --> 00:12:23,014
‫شما مایل ها با هر صخره یا خاکی فاصله دارید، پس اگه هر فکری درباره ...

155
00:12:23,186 --> 00:12:28,869
‫به کار گرفتن اون نیروی وحشیانه که در گذشته...
‫برای کنترل کردن بین مردمتون به کار میگرفتید دارید،...

156
00:12:28,989 --> 00:12:33,945
‫فراموشش کنید، غیر ممکنه...

157
00:12:34,158 --> 00:12:37,115
‫روز خوبی داشته باشید.

158
00:13:00,909 --> 00:13:02,203
‫کاتارا؟

159
00:13:02,315 --> 00:13:03,338
‫هارو!

160
00:13:03,467 --> 00:13:05,202
‫اینجا چیکار میکنی؟

161
00:13:05,307 --> 00:13:08,893
‫تقصیر من بود که تو رو گرفتن.اومدم نجاتت بدم.

162
00:13:08,993 --> 00:13:11,104
‫پس، تو خودتو گیر انداختی؟

163
00:13:11,214 --> 00:13:13,000
‫این تنها راهی بود که میشد تو رو پیدا کنم.

164
00:13:13,149 --> 00:13:15,747
‫کاتارا، تو شجاعت پیدا کردی، من باید اونو بهت داده باشم.

165
00:13:15,864 --> 00:13:19,919
‫بیا، اینجا کسی هست که میخوام ببینیش.

166
00:13:20,066 --> 00:13:25,945
‫کاتارا، این پدرمه، تایرو. پدر، این کاتارا هست.

167
00:13:26,058 --> 00:13:29,146
‫این برای من افتخاره که شما رو میبینم.

168
00:13:29,167 --> 00:13:32,531
‫مقداری غذا،کاتارا.

169
00:13:33,644 --> 00:13:36,371
‫این به قدری که بنظر میاد بد نیست.

170
00:13:38,848 --> 00:13:41,051
‫بهرحال هنوز هم کمی بده.

171
00:13:41,207 --> 00:13:44,404
‫تایرو، زندانی ها از اینکه پتوی کافی موجود نیست شکایت میکنن.

172
00:13:44,537 --> 00:13:49,011
‫ما با نگهبانان صحبت میکنم. ضمنا، مطمئن شو پیرها حالشون خوبه.

173
00:13:49,147 --> 00:13:51,978
‫بقیه ما باید امیدوار باشیم هوا گرمتر بشه.

174
00:13:52,104 --> 00:13:54,853
‫اگه از سؤالم ناراحت نمیشید میخوام بدونم،نقشه فرارتون چیه؟

175
00:13:54,975 --> 00:13:56,009
‫ببخشید؟

176
00:13:56,127 --> 00:14:00,516
‫میدونید، یه نقشه برای بردن همه به بیرون
‫از کشتی؟ اون چیه؟ شورش؟ خرابکاری؟

177
00:14:00,673 --> 00:14:05,352
‫نقشه؟ نقشه زنده مونده... خارج از جنگ منتظر بمون.

178
00:14:05,475 --> 00:14:09,120
‫به امید اینکه یه روز تعدادی از ما بتونیم به خونه
‫برگردیم و اتفاقاتی که تا حالا افتاده رو فراموش کنیم.

179
00:14:09,264 --> 00:14:12,826
‫چطور میتونی اینو بگی؟ بنظر میاد تو قبلا تسلیم شدی..

180
00:14:12,948 --> 00:14:17,983
‫کاتارا، من شجاعت تو رو تحسین و به جوانمردی تو حسودی میکنم

181
00:14:18,127 --> 00:14:20,533
‫اما زندگی مردم اینجا در خطره....

182
00:14:20,689 --> 00:14:25,418
‫رئیس یک مرد ظالمه و هیچ شورشی رو تحمل نمیکنه.

183
00:14:25,554 --> 00:14:28,972
‫متأسفم، اما ما ضعیفیم.

184
00:14:29,194 --> 00:14:32,135
‫خواهیم دید.

185
00:14:34,121 --> 00:14:38,473
‫کنترل کننده های خاک! شما منو نمیشناسید، اما من شما رو میشناسم.

186
00:14:38,598 --> 00:14:42,947
‫همه بچه های دهکده ی من از قبیله ی آب با
‫داستان هایی درباره شجاعت امپراطوری خاک...

187
00:14:43,115 --> 00:14:47,957
‫و کنترل کننده های خاکی که ازشون مواظب میکنند به خواب میرن...

188
00:14:48,067 --> 00:14:51,800
‫شاید شما فکر کنید ملت آتش شما رو ضعیف کردن.

189
00:14:51,901 --> 00:14:54,877
‫بله، اونها قدرت شما برای کنترل رو گرفتن...

190
00:14:54,966 --> 00:14:59,817
‫اما اونها نمیتونن شجاعت شما رو از بین ببرن و این
‫شجاعت شماست که اونها باید ازش بترسن!

191
00:14:59,915 --> 00:15:03,570
‫برای اینکه شجاعتتون از هرمعدنی که مجبورید حفر کنید عمیق تره،...

192
00:15:03,663 --> 00:15:06,479
‫و هیچ اقیانوسی نمیتونه شما رو از خونه دور نگه داره...

193
00:15:06,601 --> 00:15:09,961
‫این قدرت قلب های شماست که چیزی که هستید رو میسازه،...

194
00:15:10,081 --> 00:15:14,792
‫قلب ها حتی اگه تمام صخره ها و سنگ ها نابود بشن باقی میمونن....

195
00:15:14,912 --> 00:15:20,710
‫حالا وقت برگشتن به جنگه! من میتونم بهتون بگم آواتار برگشته!

196
00:15:20,846 --> 00:15:27,906
‫پس شجاعتتونو به خاطر بیارید،
‫کنترل کننده های خاک، بیاید برای آزادیمون بجنگیم!

197
00:16:05,258 --> 00:16:09,011
‫دوازده ساعت تو تموم شد، هارو کجاست؟ ما باید از اینجا بریم.

198
00:16:09,140 --> 00:16:10,369
‫من نمیتونم

199
00:16:10,480 --> 00:16:14,244
‫ما وقت زیادی نداریم، نگهبانان همه جا هستند. سوار شو

200
00:16:14,359 --> 00:16:16,163
‫کاتارا،مشکل چیه؟

201
00:16:16,267 --> 00:16:18,425
‫من نمیام.

202
00:16:18,906 --> 00:16:22,211
‫من این مردم رو رها نمیکنم.

203
00:16:25,399 --> 00:16:27,166
‫منظورت چیه که نمیای!؟

204
00:16:27,272 --> 00:16:31,041
‫ما نمیتونیم این مردمو ول کنیم. اینجا راهی هست که بهشون کمک کنیم.

205
00:16:31,156 --> 00:16:33,959
‫شاید اون درست بگه. تو چی میگی، سوکا؟

206
00:16:34,074 --> 00:16:37,062
‫من میگم شما دو تا دیوانه اید !

207
00:16:37,684 --> 00:16:40,488
‫آخرین شانس، ما باید بریم... الان!

208
00:16:40,559 --> 00:16:41,836
‫نه.

209
00:16:41,994 --> 00:16:47,323
‫من از اینکه تو اینطوری رفتار میکنی متنفرم. بیاید، بهتره مخفی شیم

210
00:16:52,900 --> 00:16:54,834
‫نگاه کنید!

211
00:16:54,949 --> 00:16:57,867
‫دقیقا به من بگو چی دیدی.

212
00:16:57,969 --> 00:16:59,972
‫خب، آقا، اون مثل یک گاو پرنده بود.

213
00:17:00,095 --> 00:17:00,536
‫چی؟

214
00:17:00,602 --> 00:17:04,202
‫اون یک بوفالو بزرگ پرنده بود، قربان، به همراه یک زین خالی.

215
00:17:04,224 --> 00:17:07,122
‫کدومشون؟ یک بوفالو یا یک گاو؟

216
00:17:07,249 --> 00:17:12,042
‫اوه، من مطمئنم نیستم فرقشون چیه، اما نکته اصلی این نیست، آقا؟

217
00:17:12,155 --> 00:17:16,560
‫من تشخیص میدم نکته اصلی چیه، احمق!

218
00:17:18,637 --> 00:17:22,775
‫تو! کاپیتان رو بیدار کن، تمام کشتی رو بگردید!

219
00:17:22,818 --> 00:17:23,568
‫قربان؟

220
00:17:23,614 --> 00:17:24,355
‫چیه!؟

221
00:17:24,386 --> 00:17:27,979
‫اون... کاپیتان بود شما اونو توی آب پرت کردید، پس

222
00:17:28,093 --> 00:17:31,443
‫پس هرکسی رو که توی آب ننداختم بیدار کن و کشتی رو بگرد!

223
00:17:31,571 --> 00:17:36,404
‫کسانی وارد اینجا شدن و من اینو دوست ندارم.

224
00:17:42,073 --> 00:17:44,975
‫ما وقت زیادی نداریم. قراره چیکار کنیم؟

225
00:17:45,093 --> 00:17:48,508
‫اگه فقط میدونستم چطور میشه یه گردباد درست کرد.

226
00:17:48,603 --> 00:17:51,276
‫رئیس فرار میکنه و ما میتونیم کلید هاشو بدزدیم!

227
00:17:51,403 --> 00:17:53,473
‫چرا اون نباید کلیدهاشو با خودش ببره؟

228
00:17:53,588 --> 00:17:55,613
‫من فقط فکرمو گفتم.

229
00:17:55,733 --> 00:17:59,385
‫من سعی کردم از کنترل کننده های خاک
‫بخوام که دوباره بجنگن، اما فایده ای نداشت.

230
00:17:59,508 --> 00:18:02,494
‫اگه اینجا راهی برای کمک کردن بود خودشون اینکارو میکردن.

231
00:18:02,612 --> 00:18:08,064
‫برای اینکار ما به خاک نیاز داریم، یا صخره...
‫هرچیزی که اونها بتونن کنترلش کنن.

232
00:18:08,205 --> 00:18:12,186
‫اما کل اینجا از آهن ساخته شده.

233
00:18:12,914 --> 00:18:21,987
‫نه، اینطور نیست. اون دود رو نگاه کن.
‫شرط میبندم اون خاکستره...به عبارت دیگه خاک

234
00:18:24,457 --> 00:18:28,872
‫نزدیک طلوعه، وقت دیگه ای نداریم! مطمئنی این کار میکنه؟

235
00:18:28,990 --> 00:18:32,853
‫باید کار کنه. این دریچه ها منو یاد حقه های کوچیکمون تو دهکده میندازه..

236
00:18:32,957 --> 00:18:36,184
‫ما میخوایم همونکارو بکنیم، اما در یک ابعاد بزرگتر.

237
00:18:36,319 --> 00:18:38,866
‫اینجا رسوبات زیادی از ذغال سنگ در پایین سیلو هست،...

238
00:18:38,991 --> 00:18:42,938
‫و کل سیستم تهویه میشه. آنگ تمام دریچه ها رو به جز یکی میبنده.

239
00:18:43,070 --> 00:18:47,579
‫وقتی اون از نیروی کنترل باد استفاده کنه، همه
‫خاک ها تنها از یک مکان بیرون میان...دقیقا اینجا.

240
00:18:47,708 --> 00:18:49,625
‫اینها متجاوزن!

241
00:18:49,752 --> 00:18:51,551
‫برگرد عقب، بهت اخطار میدم!

242
00:18:51,686 --> 00:18:56,525
‫کاتارا وایسا! تو نمیتونی پیروز بشی!

243
00:18:56,993 --> 00:19:06,187
‫خوب بهش گوش بده، بچه. یه اشتباه تو میتونه
‫باعث مرگت در همونجایی که وایسادی بشه.

244
00:19:24,874 --> 00:19:32,162
‫این شانس شماست، کنترل کننده های خاک!
‫برشون دارید! تقدیرتون به دست خودتونه

245
00:19:38,285 --> 00:19:39,939
‫دختره احمق!

246
00:19:40,058 --> 00:19:46,370
‫تو فکر میکردی چندتا جمله و کمی ذغال سنگ این مردم رو تغییر میده؟

247
00:19:46,494 --> 00:19:53,625
‫به صورت های بی امیدشون نگاه کن. روح اونها مدت هاست شکسته شده.

248
00:19:53,786 --> 00:19:57,097
‫اه؟ اما تو هنوز بهشون باور داری؟

249
00:19:57,228 --> 00:20:08,060
‫چه شیرین. تو انرژیتو برای اونها هدر دادی، دختر کوچک. تو شکست خوردی.،

250
00:20:19,519 --> 00:20:22,299
‫هیچ رحمی نشون ندید

251
00:20:25,317 --> 00:20:29,731
‫برای امپراطوری خاک، حمله!

252
00:21:03,988 --> 00:21:06,364
‫کشتی رو بگیرید! میخوایم اونها رو نابود کنیم!

253
00:21:06,486 --> 00:21:09,405
‫نزارید فرار کنن!

254
00:21:11,422 --> 00:21:14,548
‫بچه ها، یه مقدار ذغال سنگ به من بدید!

255
00:21:27,059 --> 00:21:30,679
‫نه، خواهش میکنم! من نمیتونم شنا کنم!

256
00:21:30,817 --> 00:21:34,987
‫نگران نباش، من شنیدم ترسوها شناور میمونن.

257
00:21:44,202 --> 00:21:47,763
‫میخوام ازت برای نجات دادنم تشکر کنم. برای نجات دادن همه ما.

258
00:21:47,892 --> 00:21:49,940
‫همه اش آوردن یکم ذغال سنگ بود.

259
00:21:50,061 --> 00:21:54,047
‫ذغال سنگ نبود، کاتارا، تو بودی.

260
00:21:54,174 --> 00:21:58,631
‫ممنونم که کمک کردی شجاعتمو بدست بیارم، کاتارا، از قبیله آب.

261
00:21:58,761 --> 00:22:03,078
‫خانواده من و همه کسایی که اینجان به تو خیلی بدهکارن.

262
00:22:03,231 --> 00:22:05,605
‫خب،حدس میزنم دارید میرید خونه؟

263
00:22:05,744 --> 00:22:10,660
‫بله، برای پس گرفتن دهکده مون. برای پس گرفتن تمام دهکده هامون!

264
00:22:10,779 --> 00:22:16,031
‫ملت آتش از روزی که پا روی سرزمین ما گذاشتن پشیمون خواهند شد!

265
00:22:16,136 --> 00:22:17,294
‫با ما بیا

266
00:22:17,410 --> 00:22:23,978
‫نمیتونم. مأموریت تو اینه که به خونت برگردی.
‫مأموریت ما اینه که آنگ رو به قطب شمال ببریم.

267
00:22:24,093 --> 00:22:27,646
‫اونه؟نه؟اون آواتاره.

268
00:22:28,612 --> 00:22:31,962
‫کاتارا،ممنونم که پدرم رو بهم برگردوندی.

269
00:22:32,079 --> 00:22:36,318
‫من هیچوقت فکر نمیکردم دوباره ببینمش.
‫من فقط آرزو داشتم راهی وجود داشته باشه...

270
00:22:36,432 --> 00:22:42,044
‫میدونم. گردنبند مادرم! اون گمشده!

271
00:22:48,928 --> 00:22:51,112
‫www.free-offline.com کاری از تیم ترجمه

272
00:22:51,557 --> 00:22:55,292
‫remuslup ترجمه شده توسط

