1
00:00:00,749 --> 00:00:03,121
‫آب

2
00:00:03,122 --> 00:00:04,995
‫خاک

3
00:00:04,996 --> 00:00:07,104
‫آتش

4
00:00:07,105 --> 00:00:08,396
‫باد

5
00:00:09,462 --> 00:00:13,596
‫در زمان های قدیم چهار تمدن در توازن با یکدیگر زندگی می کردند

6
00:00:13,597 --> 00:00:17,675
‫اما, همه چیز با حمله تمدن آتش تغییر کرد

7
00:00:17,876 --> 00:00:21,988
‫تنها آواتار, استاد عناصر چهار گانه میتونست متوقفشون کنه

8
00:00:21,989 --> 00:00:25,148
‫اما زمانی که جهان بیشتر از هر وقت دیگه بهش احتیاج داشت, ناپدید شد

9
00:00:25,489 --> 00:00:29,310
‫صد سال گذشت, من و برادرم آواتار جدید رو پیدا کردیم

10
00:00:29,311 --> 00:00:31,150
‫کنترل کننده ی بادی به نام انگ

11
00:00:31,251 --> 00:00:33,356
‫و اگر چه که توانایی کنترل بادش عالی بود

12
00:00:33,357 --> 00:00:37,089
‫هنوز خیلی چیز ها رو باید یاد می گرفت تا بتونه کسی را نجات بده

13
00:00:37,090 --> 00:00:40,712
‫اما من باور دارم که انگ می تونه جهان رو نجات بده

14
00:00:40,776 --> 00:00:44,864
‫MehrdadSh ترجمه از
‫m.shahiri.m@gmail.com

15
00:00:44,954 --> 00:00:46,110
‫کاری از
‫www.Free-Offline.com

16
00:00:46,289 --> 00:00:49,274
‫آنچه گذشت در آواتار

17
00:00:50,224 --> 00:00:54,456
‫وقتی که آواتار میمیره دوباره از داخل تمدن عنصر بعدی ظهور می کنه

18
00:00:54,535 --> 00:00:56,999
‫اما کسی نیست که آواتار بودن رو بهم یاد بده

19
00:00:57,086 --> 00:01:00,180
‫راهبه گیاتسو گفت که آواتار روکو کمکم می کنه

20
00:01:00,264 --> 00:01:02,014
‫اواتار قبل از تو؟

21
00:01:02,080 --> 00:01:05,114
‫صد سال پیش مرده, چطوری باید باهش حرف بزنی؟

22
00:01:05,197 --> 00:01:07,205
‫یه معبد در جزیره حلالی مانند

23
00:01:07,287 --> 00:01:10,451
‫و اگه در موقع خورشید گرفتگی برم اونجا میتونم باهش حرف بزنم

24
00:01:10,546 --> 00:01:12,546
‫اما, خورشید گرفتگی فرداست

25
00:01:12,664 --> 00:01:17,961
‫و یه مشکل دیگه هم هست.جزیره در کشور آتش

26
00:01:19,942 --> 00:01:22,948
‫فصل اول: آب
‫قسمت هشتم: آواتار روکو

27
00:01:31,062 --> 00:01:35,303
‫بریم آپا! بیا پسر

28
00:01:35,632 --> 00:01:39,981
‫ببین, متاسفم, اما کاتارا و سوکا با ما به کشور آتش نمیان

29
00:01:40,101 --> 00:01:43,340
‫اگه آسیب ببینن هیچ وقت نمی تونم خودم رو ببخشم

30
00:01:43,446 --> 00:01:47,915
‫پس هیکلت رو هم بکش و بزن بریم

31
00:01:48,584 --> 00:01:51,451
‫فکر کنم این گنده بک یه چیزی داره بهت میگه

32
00:01:51,571 --> 00:01:52,875
‫خواهش می کنم نرو انگ

33
00:01:52,983 --> 00:01:59,238
‫جهان نمیتونه بزاره تمدن آتش بگیرت, همین طور هم من

34
00:02:02,249 --> 00:02:05,912
‫اما باید با آواتار روکو حرف بزنم تا بفهمم الهاماتی که داشتم چیه

35
00:02:06,025 --> 00:02:12,988
‫من باید قبل از سول استیک به معبد آتش برسم. یعنی امروز
‫(سول استیک به دو روز از سال گفته میشه که خورشید کمترین یا بیشترین زاویه را با زمین دارد.)

36
00:02:14,133 --> 00:02:17,964
‫نمیزاریم بری به کشور آتش انگ

37
00:02:18,064 --> 00:02:23,548
‫نه بدون دوست هات. ما هواتو داریم

38
00:02:25,481 --> 00:02:28,174
‫تا جزیره حلالی سفر طولانیه در پیشه

39
00:02:28,289 --> 00:02:32,396
‫باید سریع حرکت کنی تا قبل از غروب خورشید برسی

40
00:02:32,492 --> 00:02:33,625
‫موفق باشی

41
00:02:33,733 --> 00:02:34,707
‫ممنون برای...

42
00:02:34,802 --> 00:02:36,784
‫برو

43
00:02:42,235 --> 00:02:49,735
‫مشکلات خواب داری؟
‫تازگی ها آواتار رو ندیدی؟

44
00:02:56,750 --> 00:03:02,385
‫یالا پسر! راه درازی در پیش داریم! سریع تر

45
00:03:05,715 --> 00:03:09,143
‫وارد شدن به آب های تمدن آتش...

46
00:03:09,260 --> 00:03:14,285
‫از تمام کار های احمقانه ای که در ۱۶ سال زندگیتون انجام دادین

47
00:03:14,394 --> 00:03:16,953
‫این احمقانه ترینه

48
00:03:17,055 --> 00:03:18,695
‫راه دیگه ای ندارم عمو

49
00:03:18,802 --> 00:03:23,621
‫از یاد بردین که پادشاه آتش شما رو تبعید کرده

50
00:03:23,735 --> 00:03:25,227
‫اگه بگیرنتون چی؟

51
00:03:25,319 --> 00:03:29,320
‫دارم آواتار رو تعقیب می کنم. پدرم درک میکنه که چرا دارم بر میگردم

52
00:03:29,405 --> 00:03:36,618
‫خیلی فهمیده تصورش می کنی. برادر من آدم با عقلی نیست

53
00:03:38,003 --> 00:03:42,909
‫اوناهاشن! سکاندار, با تمام قدرت به جلو

54
00:03:43,137 --> 00:03:44,729
‫انگ, دردسر

55
00:03:44,806 --> 00:03:48,217
‫آره, و داره میاد

56
00:03:54,381 --> 00:04:01,690
‫پرنس زوکو, نمی تونستین با یه چیز خوشبوتر بزنیدشون؟

57
00:04:02,556 --> 00:04:06,946
‫با فرمان من...آتش

58
00:04:08,006 --> 00:04:09,866
‫گلوله آتشی

59
00:04:09,967 --> 00:04:11,632
‫ترتیبش رو میدم

60
00:04:14,591 --> 00:04:19,003
‫باید قبل از اینکه دوبار پرش کنن از تیر رس زوکو خارج بشیم

61
00:04:19,122 --> 00:04:21,200
‫نمیشه کاری کنی که آپا تند تر بره؟

62
00:04:21,310 --> 00:04:24,450
‫میشه, فقط یه مشکل کوچیک هست

63
00:04:24,533 --> 00:04:26,822
‫محاصره

64
00:04:32,200 --> 00:04:35,038
‫از نظر تکنیکی شما هنوز در آب های امپراتوری خاک هستین

65
00:04:35,138 --> 00:04:37,912
‫الان برگردین نمیتونن دستگیرتون کنن

66
00:04:38,000 --> 00:04:42,105
‫اگه به سمت بالا بریم می تونیم دورشون بزنیم

67
00:04:42,196 --> 00:04:43,472
‫این تنها راه

68
00:04:43,563 --> 00:04:44,797
‫وقت نداریم

69
00:04:44,890 --> 00:04:48,389
‫دقیقا به همین خاطر نمی خواستم بیام. خیلی خطر ناک

70
00:04:48,481 --> 00:04:50,565
‫و دقیقا به این خاطر که ما اینجاییم

71
00:04:50,660 --> 00:04:53,033
‫بیاین ازش رد شیم

72
00:04:53,151 --> 00:04:56,020
‫آپا! ییپ ییپ

73
00:04:56,757 --> 00:04:58,316
‫نمی خواد دور بزنه

74
00:04:58,395 --> 00:05:04,069
‫خواهش می کنم شاهزاده زوکو, اگه کشور آتش بگیرتون هیچ کاری از دست من بر نمیاد

75
00:05:04,186 --> 00:05:06,673
‫دنبال آواتار نرید

76
00:05:06,780 --> 00:05:11,579
‫متاسفم عمو. مستقیم برید

77
00:05:11,691 --> 00:05:19,063
‫آواتار... و شاهزاده تبعید شده. امروز روز شانش منه

78
00:05:19,192 --> 00:05:21,498
‫فرمانده ژائو, دستورتون چیه؟

79
00:05:21,588 --> 00:05:23,556
‫کاپتان, گاو میش رو بزنید

80
00:05:23,646 --> 00:05:27,725
‫اما یه کشتی آتش اونجاست یکی از خودمون. اگه به اون بخوره چی؟

81
00:05:27,839 --> 00:05:33,784
‫مهم نیست. متعلق به یه خائن. آماده

82
00:05:35,517 --> 00:05:37,756
‫پرتاب

83
00:05:58,882 --> 00:06:02,086
‫آپا! خوبی؟

84
00:06:14,592 --> 00:06:19,576
‫شاهزاده زوکو, موتور ها آسیب دیدن! باید بایستیم و تعمیر کنیمشون

85
00:06:19,694 --> 00:06:21,821
‫کشتی رو نگه ندارید

86
00:06:21,913 --> 00:06:24,097
‫پرتاب

87
00:06:43,713 --> 00:06:47,310
‫سوکا

88
00:07:07,608 --> 00:07:10,398
‫آماده...

89
00:07:14,046 --> 00:07:16,294
‫آتش

90
00:07:36,560 --> 00:07:37,763
‫تونستیم

91
00:07:37,868 --> 00:07:41,171
‫وارد کشور آتش شدیم...عالیه

92
00:07:41,280 --> 00:07:43,562
‫قربان, فکر می کنید آواتار داره کجا میره؟

93
00:07:43,647 --> 00:07:50,133
‫مطمئن نیستم. اما می دونم شاهزاده تبعید شده کجا میره

94
00:07:50,768 --> 00:07:52,466
‫الان که بخوریم

95
00:07:52,540 --> 00:07:53,732
‫میتونیم رد شیم

96
00:07:53,825 --> 00:07:57,166
‫قربان, اسکورت آماده است که شاهزاده زوکو رو دستگیر کنه

97
00:07:57,231 --> 00:08:00,491
‫صبر کنید. موتور ها خاموش. بزارید رد شن

98
00:08:00,597 --> 00:08:02,767
‫قربان؟

99
00:08:23,552 --> 00:08:29,436
‫اوناهاش! جزیره ای که اژدهای روکو به بردم

100
00:08:32,829 --> 00:08:36,554
‫تونستی پسر. آفرین

101
00:08:36,676 --> 00:08:38,859
‫باید خسته باشی

102
00:08:38,961 --> 00:08:44,666
‫نه. خوبم. آماده برای مبارزه با کنترل کننده های آتش

103
00:08:44,737 --> 00:08:47,004
‫با آپا بودم

104
00:08:47,109 --> 00:08:51,006
‫خوب, منم با مومو بودم

105
00:08:57,179 --> 00:08:58,762
‫هیچ نگهبانی نمیبینم

106
00:08:58,856 --> 00:09:02,549
‫احتمالا کشور آتش وقتی که آواتار روکو مرده معبد رو بسته

107
00:09:02,644 --> 00:09:06,388
‫چیزی به غروب نموده. عجله کنیم

108
00:09:14,508 --> 00:09:18,245
‫صبر کنید...فکر کنم یه چیزی شنیدم

109
00:09:18,338 --> 00:09:24,747
‫ما راهبان آتشیم. محافظان معبد آواتار

110
00:09:24,812 --> 00:09:27,181
‫عالیه! من آواتار هستم

111
00:09:27,280 --> 00:09:29,268
‫میدونیم

112
00:09:32,829 --> 00:09:36,258
‫من جلشون رو میگیرم. فرار کنین

113
00:09:38,955 --> 00:09:44,073
‫اگه آواتار با روکو تماس بگیره, نمیشه گفت که پسر چقدر قدرتمند میشه

114
00:09:44,182 --> 00:09:47,715
‫پخش بشین و پیداشون کنید

115
00:09:49,834 --> 00:09:50,835
‫دنبال من بیاین

116
00:09:50,927 --> 00:09:52,414
‫میدونی داری کجا میری؟

117
00:09:52,492 --> 00:09:53,697
‫نه

118
00:09:55,038 --> 00:09:56,402
‫اشتباه بود

119
00:09:56,893 --> 00:09:58,570
‫برگرد

120
00:10:03,941 --> 00:10:07,472
‫نمیخوام باهتون بجنگم. من یه دوستم

121
00:10:07,581 --> 00:10:11,296
‫کنترل کننده های آتش دوست های ما نیستن

122
00:10:12,001 --> 00:10:14,484
‫میدونم چرا اینجایی آواتار

123
00:10:14,598 --> 00:10:15,568
‫میدونی؟

124
00:10:15,672 --> 00:10:21,189
‫بله. میخوای با آواتار روکو حرف بزنی. میتونم ببرمت پیشش

125
00:10:21,301 --> 00:10:23,385
‫چطور؟

126
00:10:27,637 --> 00:10:29,534
‫از این طرف

127
00:10:31,902 --> 00:10:35,143
‫وقت داره تمام میشه. عجله کنین

128
00:10:42,493 --> 00:10:46,177
‫میخواد چیکار کنه عمو؟چرا فرمانده زاهو دستگیرم نکرد؟

129
00:10:46,280 --> 00:10:48,887
‫چونکه می خواست تعقیبت کنه

130
00:10:48,946 --> 00:10:53,978
‫میدونست به طرف هدف هردوتون یعنی آواتار میبریش

131
00:10:54,108 --> 00:10:59,820
‫اگه زاهو بخواد رد دود ما رو تعقیب کنه, پس میزارم بیاد

132
00:10:59,934 --> 00:11:02,797
‫آواتار روکو زمانی این معبد رو خونه خودش می دونست

133
00:11:02,885 --> 00:11:06,035
‫اون این راه مخفی رو با مواد مذاب درست کرد

134
00:11:06,113 --> 00:11:07,733
‫تو آواتار روکو رو میشناختی؟

135
00:11:07,826 --> 00:11:10,884
‫نه. اما پدر بزرگم چرا

136
00:11:10,972 --> 00:11:15,549
‫چندین نسل از راهبان آتش قبل از من از این معبد محافظت کردن

137
00:11:15,636 --> 00:11:19,198
‫همه ما رابطه معنوی قوی با این معبد داریم

138
00:11:19,297 --> 00:11:21,096
‫این طوری فهمیده بودین که من دارم میام؟

139
00:11:21,199 --> 00:11:24,428
‫چند هفته پیش, اتفاقی عجیب رخ داد

140
00:11:24,501 --> 00:11:28,638
‫چشمان مجسمه آواتار شروع به درخشیدن کرد

141
00:11:28,727 --> 00:11:33,438
‫اون موقعی بود که ما در معبد باد بودیم. چشم های آواتار اونجا هم می درخشید

142
00:11:33,528 --> 00:11:37,777
‫در اون لحظه تمام ما می دونستیم که تو برگشتی

143
00:11:37,858 --> 00:11:41,586
‫اگه اینجا معبد آواتار پس چرا راهب ها بهم حمله کردن؟

144
00:11:41,669 --> 00:11:47,321
‫اوضاع تغییر کرده. در گذشته, راهبان تنها به آواتار وفادار بودن

145
00:11:47,408 --> 00:11:52,551
‫وقتی که روکو مرد, راهبان برای ظهور آواتار بعدی صبر کردن

146
00:11:52,663 --> 00:11:54,334
‫اما خبری نشد

147
00:11:54,437 --> 00:11:55,986
‫اونها منتظر من بودن

148
00:11:56,075 --> 00:11:59,077
‫هی,ناراحت نباش. فقط صد سال دیر کردی

149
00:11:59,173 --> 00:12:02,048
‫امید به برگشتن آواتار رو از دست داده بودن

150
00:12:02,138 --> 00:12:04,873
‫وقتی که امپراتور کشور آتش سوزن جنگ رو شروع کرد...

151
00:12:04,978 --> 00:12:09,219
‫پدر بزرگم و بقیه راهب ها مجبور به اطاعت شدن

152
00:12:09,343 --> 00:12:14,159
‫من هیچ وقت نمی خواستم به امپراتور آتش خدمت کنم. وقتی که فهمیدم داری میای...

153
00:12:14,269 --> 00:12:17,001
‫میدونستم که باید به بقیه راهب ها خیانت کنم

154
00:12:17,105 --> 00:12:20,544
‫ممنون که بهمون کمک می کنی

155
00:12:21,060 --> 00:12:23,489
‫این پله ها تا جایگاه مقدس میرن

156
00:12:23,592 --> 00:12:28,436
‫وقتی که داخل شدی, صبر کن تا نور به مجسمه آواتار برسه

157
00:12:28,531 --> 00:12:33,800
‫تنها اون موقع است که می تونی باهش صحبت کنی

158
00:12:40,169 --> 00:12:42,246
‫نه

159
00:12:42,388 --> 00:12:43,553
‫شای, چی شده؟

160
00:12:43,657 --> 00:12:46,908
‫در های جایگاه بستن

161
00:12:47,009 --> 00:12:50,812
‫نمیتونی یا کنترل آتشت بازشون کنی؟
‫همون طوری که اون یکی رو بازی کردی؟

162
00:12:50,924 --> 00:12:57,129
‫نه. تنها آواتاری که به اندازه کافی قدرتمند باشه میتونه این در رو باز کنه

163
00:12:57,228 --> 00:13:03,841
‫وگرنه باید ۵ تا راهب آتش با هم این کار رو بکنن

164
00:13:03,932 --> 00:13:10,391
‫پنج تا آتش؟
‫فکر کنم بتونم کمک کنم

165
00:13:11,286 --> 00:13:18,405
‫عمو, در جهت شمال بمون. ژائو دود رو تعقیب می کنه

166
00:13:26,136 --> 00:13:28,709
‫این حیله ای که از پدرم یاد گرفتم

167
00:13:28,818 --> 00:13:32,050
‫روغن چراغ رو در پوست حیوانات میریزم

168
00:13:32,155 --> 00:13:37,029
‫شایو روشنون می کنه و بفرما! کنترل آتش تقلبی

169
00:13:37,129 --> 00:13:39,540
‫ساکا, ایندفعه واقعا به درد خوردی

170
00:13:39,636 --> 00:13:44,051
‫ممکن واقعا کار کنه

171
00:13:44,326 --> 00:13:50,743
‫راهبان صدای انفاجار رو میشنون, پس به محض این که ترکیدن میری تو

172
00:13:50,870 --> 00:13:53,020
‫دیگه تقریبا غروب خورشید. آماده ای؟

173
00:13:53,122 --> 00:13:55,152
‫کاملا

174
00:14:09,937 --> 00:14:13,342
‫هنوز قفل هستن

175
00:14:14,844 --> 00:14:17,913
‫کار نکرد

176
00:14:25,395 --> 00:14:29,727
‫چرا باز نشد

177
00:14:29,837 --> 00:14:33,148
‫انگ, بس کن! کار دیگه ای از دستمون بر نمیاد

178
00:14:33,264 --> 00:14:36,796
‫متاسفم که وارد این ماجرا کردمتون

179
00:14:36,906 --> 00:14:42,144
‫نمیفهمم. انفجار ها همون قدرتی رو داشت که کنترل کننده های آتش دارن

180
00:14:42,243 --> 00:14:44,842
‫سوکا! تو نابغه ای

181
00:14:44,948 --> 00:14:48,353
‫صبر کن, چرا سوکا نابغه است؟
‫نقشه اش کار نکرد

182
00:14:48,465 --> 00:14:51,054
‫بیخیال انگ. بزار خوش باشه

183
00:14:51,168 --> 00:14:56,501
‫درست میگی. نقشه ساکا کار نکرد...اما انگار کار کرده

184
00:14:56,597 --> 00:15:00,524
‫معنی واژه "نابغه" در صد سال گذشته تغییر کرده؟

185
00:15:00,620 --> 00:15:03,585
‫بیاین! آواتار وارد جایگاه شده

186
00:15:03,670 --> 00:15:04,993
‫چطوری رفته تو؟

187
00:15:05,103 --> 00:15:10,606
‫نمیدونم. اما رد های این جا رو ببینین

188
00:15:10,720 --> 00:15:19,382
‫داحل. تا با آواتار روکو ارتباط برقرار نکرده سریع در ها رو باز کنین

189
00:15:31,781 --> 00:15:33,711
‫این فقط لمور آواتار

190
00:15:33,830 --> 00:15:40,100
‫باید از زیر در رفته باشه! گول خوردیم

191
00:15:41,808 --> 00:15:44,123
‫حالا انگ

192
00:15:44,298 --> 00:15:47,878
‫انگ! حالا وقتشه

193
00:15:48,238 --> 00:15:51,645
‫آواتار با من میاد

194
00:15:54,901 --> 00:15:58,658
‫در ها رو سریع ببندین

195
00:16:04,691 --> 00:16:06,348
‫برو

196
00:16:12,960 --> 00:16:15,776
‫تونست

197
00:16:26,632 --> 00:16:32,913
‫نور به مجسمه میرسه و من با آواتار حرف میزنم. پر چرا هیچ اتفاقی نمیافته؟

198
00:16:36,396 --> 00:16:38,812
‫چرا کار نمی کنه؟ فقل بسته شده

199
00:16:38,933 --> 00:16:46,001
‫باید به خاطر نور باشه. آواتار روکو نمی خواد ما بریم تو

200
00:16:46,144 --> 00:16:49,916
‫چرا هیچ اتفاقی نمیافته؟ نمیدونم چیکار کنم

201
00:16:50,036 --> 00:16:56,115
‫تنها چیزی که من بلدم کنترل باد! خواهش می کنم, آواتار روکو, بامن حرف بزن

202
00:17:01,280 --> 00:17:08,565
‫از دیدنت خوشحالم انگ. چرا اینقدر طول کشید؟

203
00:17:10,867 --> 00:17:12,821
‫چرا به آواتار کمک کردی؟

204
00:17:12,954 --> 00:17:20,448
‫چونکه این زمانی وظیفه ما بود. هنوز هم هست

205
00:17:22,161 --> 00:17:26,094
‫عجب توانایی زیابیی

206
00:17:26,213 --> 00:17:31,731
‫مطمئنم پادشاه آتش وقتی که تو توضیح بدی چرا بهش خیانت کردی می فهمه

207
00:17:31,865 --> 00:17:33,529
‫فرمانده زائو...

208
00:17:33,651 --> 00:17:40,684
‫و شاهزاده زوکو, کار جالبی بود اما حیله دودت ما رو فریب نداد

209
00:17:40,781 --> 00:17:45,587
‫دوتا خائن در یک روز, امپراتور خوشحال میشن

210
00:17:45,676 --> 00:17:49,937
‫خیلی دیر رسیدی ژائو. آواتار رفت داخل و در ها هم باز نمیشه

211
00:17:50,038 --> 00:17:56,865
‫مهم نیست. دیر یا زود که باید بیاد بیرون

212
00:17:58,442 --> 00:18:02,503
‫انگ, چیزی بسیار مهمی هست که باید بهت بگم

213
00:18:02,612 --> 00:18:09,389
‫به همین خاطر که وقتی تو در دنیای ارواح بودی اژدهام رو برای پیدا کردنت فرستادم

214
00:18:09,493 --> 00:18:12,362
‫در مورد اون الهام؟ همونی که ستاره دنباله دار بود؟

215
00:18:12,470 --> 00:18:13,556
‫بله

216
00:18:13,635 --> 00:18:14,903
‫معنیش چیه؟

217
00:18:14,996 --> 00:18:21,418
‫صد سال پیش امپراتور آتش سوزن از اون شهاب سنگ برای شروع جنگ استفاده کرد

218
00:18:21,504 --> 00:18:25,972
‫او و ارتش آتشش قدرت باور نکردنی اون رو کنترل کردند

219
00:18:26,061 --> 00:18:30,293
‫و اولین حمله بزرگ به طرف تمدن های دیگه انجام شد

220
00:18:30,384 --> 00:18:32,507
‫پس شهاب سنگ قویترشون می کنه؟

221
00:18:32,612 --> 00:18:36,530
‫بله. قوی تر از اونی که بتونی تصور کنی

222
00:18:36,630 --> 00:18:38,360
‫اما اون اتفاق ماله صد سال پیش بود

223
00:18:38,469 --> 00:18:40,843
‫شهاب سنگ چه ارتباطی به الان داره؟

224
00:18:40,961 --> 00:18:46,255
‫با دقت گوش کن. اون شهاب تا پایان تابستان برمیگرده

225
00:18:46,376 --> 00:18:54,083
‫و امپراتور اوزای ازش برای پایان دادن به جنگ استفاده می کنه

226
00:18:54,190 --> 00:18:59,893
‫اگه موفق بشه, حتی آواتار هم نمیتونه کاری بکنه

227
00:18:59,996 --> 00:19:05,948
‫انگ, تو باید امپراتور آتش رو قبل از رسیدن شهاب شکست بدی

228
00:19:06,065 --> 00:19:10,057
‫اما من هنوز حتی کنترل آب رو هم یاد نگرفتم, چه برسه به خاک و آتش

229
00:19:10,161 --> 00:19:14,443
‫استاد شدن در چهار عنصر سالها شاگردی و تمرین لازم داره

230
00:19:14,551 --> 00:19:22,477
‫اما اگه بخوای جهان نابود نشه باید تا آخر تابستان یاد بگیریشون

231
00:19:27,667 --> 00:19:32,159
‫وقتی که اون در ها باز شدن, تمام قدرت آتشتون رو رها کنید

232
00:19:32,288 --> 00:19:34,001
‫انگ چطوری می خواد از این یکی جون سالم به در ببره؟

233
00:19:34,130 --> 00:19:37,994
‫ما چطوری می خوایم جون سالم بدر ببریم؟

234
00:19:38,622 --> 00:19:42,078
‫اگه نتونم به موقع استاد تمام عناصر بشم چی؟
‫اگه شکست بخورم چی؟

235
00:19:42,218 --> 00:19:48,073
‫میدونم که از پسش بر میای انگ, همون طوری که قبلا تونستی

236
00:19:48,187 --> 00:19:54,925
‫سول استیک داره تمام میشه. باید از هم جدا بشیم...فعلا

237
00:19:55,035 --> 00:19:57,406
‫اما من نمی تونم به معبد برگردم

238
00:19:57,510 --> 00:20:00,268
‫اگه سوالی داشتم چی؟
‫چطوری باهت حرف بزنم؟

239
00:20:00,367 --> 00:20:10,313
‫من قسمتی از تو هستم. وقتی که بهم احتیاج داشته باشی راه رو پیدا می کنی

240
00:20:10,446 --> 00:20:14,340
‫خطری بزرگ در معبد در انتظارت هست

241
00:20:14,463 --> 00:20:20,615
‫من می تونم کمکت کنم. اما فقط در صورتی که آماده باشی

242
00:20:20,722 --> 00:20:23,201
‫من اماده ام

243
00:20:32,352 --> 00:20:35,023
‫آماده

244
00:20:35,117 --> 00:20:36,976
‫نه انگ

245
00:20:37,122 --> 00:20:39,008
‫آتش

246
00:20:44,829 --> 00:20:47,601
‫آواتار روکو

247
00:20:57,780 --> 00:21:02,284
‫آواتار داره معبد رو نابود می کنه! باید از اینجا خارج بشیم

248
00:21:02,389 --> 00:21:04,825
‫نه بدون انگ

249
00:21:34,290 --> 00:21:35,584
‫ما هواتو داریم

250
00:21:35,683 --> 00:21:37,721
‫ممنون. شایو کجاست؟

251
00:21:37,835 --> 00:21:39,996
‫نمیدونم

252
00:22:04,388 --> 00:22:11,391
‫نه شاهزاده نه آواتار. تنها چیزی که دارم این پنج تا خائن هستن

253
00:22:11,503 --> 00:22:14,239
‫اما فرمانده, فقط شایو به آواتار کمک کرد

254
00:22:14,388 --> 00:22:16,737
‫داستان هاتون رو برای امپراتور نگه دارین

255
00:22:16,841 --> 00:22:24,650
‫تا جایی که من می دونم همه شما گناه کارید! ببریدشون به زندان

256
00:22:25,776 --> 00:22:41,864
‫MehrdadSh ترجمه از
‫m.shahiri.m@gmail.com

