1
00:00:02,617 --> 00:00:04,989
‫<font color=۰۰۶۷CE>"آب"</font>

2
00:00:04,990 --> 00:00:06,863
‫<font color=#۰۰AE۰۰>"خاک"</font>

3
00:00:06,864 --> 00:00:08,972
‫<font color=Red>"آتش"</font>

4
00:00:08,973 --> 00:00:10,264
‫<font color="#۸۰FFFF">"باد"</font>

5
00:00:11,330 --> 00:00:15,464
‫"خیلی وقت پیش هر ۴ ملت با نظم خاصی کنار هم زندگی میکردند"

6
00:00:15,465 --> 00:00:19,543
‫"بعد همه چی با حمله‌ی ملت آتش تغییر کرد"

7
00:00:19,744 --> 00:00:23,856
‫"تنها آواتار،مسلط به هر ۴ عنصر میتونست اونها رو متوقف کنه"

8
00:00:23,857 --> 00:00:27,016
‫"اما وقتی دنیا بیش از همیشه بهش نیاز داشت ناپدید شد"

9
00:00:27,357 --> 00:00:31,178
‫"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جدید رو پیدا کردیم"

10
00:00:31,179 --> 00:00:33,018
‫"یه باد افزار به اسم آنگ"

11
00:00:33,119 --> 00:00:35,224
‫"و با اینکه مهارت‌های باد افزاریش عالی هستن"

12
00:00:35,225 --> 00:00:38,957
‫"خیلی چیزا هست که باید قبل از نجات کسی یاد بگیره"

13
00:00:38,958 --> 00:00:42,580
‫"اما من باور دارم،آنگ میتونه دنیا رو نجات بده"

14
‫۰۰:۰:۴۸,۵۰۰ --> ۰۰:۰۰:۵۲,۵۰۰
‫<font color=۰۰AE۰۰>خاک</font> : کتاب دوم
‫قسمت اول : حالت آواتاری

15
00:00:56,000 --> 00:01:01,000
‫<font color=Red>(CyrusGreat)حمید وِتر</font> : ترجمه و زیرنویس
‫<font color=Red>(Hamid Vetr)</font>
‫<font color=Orange>TvCenter</font>

17
00:01:39,038 --> 00:01:40,282
‫آنگ؟

18
00:01:41,705 --> 00:01:42,880
‫میخوای در موردش حرف بزنی؟

19
00:01:43,278 --> 00:01:44,680
‫نه...فقط یه کابوس بود.

20
00:01:45,957 --> 00:01:47,741
‫من تو حالت آواتاری بودم.

21
00:01:48,001 --> 00:01:50,160
‫اما خارج از بدنم بودم و داشتم خودم رو نگاه میکردم.

22
00:01:51,044 --> 00:01:52,150
‫ترسناک بود.

23
00:01:52,590 --> 00:01:54,362
‫من ترسناک بودم.

24
00:01:59,538 --> 00:02:02,311
‫کاتارا،ازت میخوام اینو داشته باشی.

25
00:02:02,813 --> 00:02:05,924
‫این شیشه حاوی آب جاوییِ وادیه.

26
00:02:06,518 --> 00:02:08,278
‫این آب خاصیت ‌های ویژه‌ای داره.

27
00:02:08,709 --> 00:02:09,548
‫از دستش نده.

28
00:02:10,644 --> 00:02:11,851
‫متشکرم استاد پاکو.

29
00:02:12,091 --> 00:02:15,612
‫آنگ،این طومارها بهت کمک میکنه به آب افزاری مسلط بشی.

30
00:02:15,695 --> 00:02:16,435
‫،اما به یاد داشته باش

31
00:02:16,436 --> 00:02:19,517
‫هیچ جایگزینی برای یه استاد واقعی وجود نداره.

32
00:02:24,286 --> 00:02:25,503
‫،ساکا

33
00:02:26,859 --> 00:02:28,378
‫مراقب خودت باش پسرم.

34
00:02:30,392 --> 00:02:33,712
‫مستقیم به سمت قلمرو خاک پرواز کنین که سمت شرق اینجاست.

35
00:02:33,888 --> 00:02:37,318
‫ژنرال فانگ برای شما یه گروه اِسکورت به سمت اوماشو آماده میکنه.

36
00:02:37,437 --> 00:02:38,762
‫اونجا جاتون برای...

37
00:02:39,255 --> 00:02:42,412
‫شروع تمرینات خاک افزاریت با پادشاه بومی امنه....

38
00:02:42,412 --> 00:02:43,595
‫آپا،یپ یپ!

39
00:02:43,596 --> 00:02:45,495
‫سلام منو به مامان بزرگ برسونین.

40
00:02:54,033 --> 00:02:55,230
‫آه...

41
00:02:56,370 --> 00:02:58,555
‫این چیزیه که دلم براش لَک زده بود.

42
00:02:58,758 --> 00:03:04,744
‫کی فکرش رو میکرد شناور بودن روی یه کلک
‫برای ۳ هفته بدون غذا یا آب...

43
00:03:04,978 --> 00:03:10,831
‫و کرکس‌های دریایی که منتظرن تا جگرت رو در بیارن
‫میتونه اینقدر یه نفر رو داغون کنه؟

44
00:03:12,920 --> 00:03:13,937
‫میدونم...

45
00:03:14,487 --> 00:03:16,974
‫امروز سالگردشه،مگه نه؟...

46
00:03:17,629 --> 00:03:19,728
‫سه سال پیش تو یه همچین روزی من تبعید شدم.

47
00:03:20,219 --> 00:03:21,354
‫من همه چی رو از دست دادم.

48
00:03:21,815 --> 00:03:22,839
‫حالا همه‌اش رو پس میخوام!

49
00:03:23,205 --> 00:03:26,828
‫،من آواتار رو میخوام
‫من افتخارم رو میخوام،تاج و تختم رو میخوام.

50
00:03:27,676 --> 00:03:30,316
‫من پدرم رو میخوام نه با فکر اینکه من بدرد نخورم.

51
00:03:30,559 --> 00:03:31,715
‫من مطمئنم که یه همچین فکری نمیکنه.

52
00:03:32,001 --> 00:03:35,134
‫چرا باید تبعیدت میکرد اگه بهت اهمیتی نمیداد؟

53
00:03:37,463 --> 00:03:40,329
‫آه...سوتی دادم،مگه نه؟

54
00:04:04,695 --> 00:04:07,745
‫برادرم و عموم پادشاه آتش رو بی آبرو کردن.

55
00:04:07,746 --> 00:04:09,895
‫و همه‌ی ما رو خجالت زده کردن.

56
00:04:09,896 --> 00:04:13,482
‫شماها ممکنه تو دلتون احساس بدی
‫برای حمله به اعضای خاندان سلطنتی داشته باشین.

57
00:04:13,824 --> 00:04:15,495
‫من درک میکنم،اما بهتون اطمینان میدم...

58
00:04:15,496 --> 00:04:20,223
‫اگر کوتاهی کنین،منم در نابود کردنتون کوتاهی نمیکنم....

59
00:04:20,295 --> 00:04:21,824
‫مرخصید.

60
00:04:23,136 --> 00:04:28,436
‫پرنسس متاسفانه جزر و مد به ما اجازه‌ی ورود
‫به اسکله رو قبل از فرا رسیدن شب نمیده.

61
00:04:28,748 --> 00:04:31,785
‫متاسفم کاپیتان اما من زیاد از این چیزا سر در نمیارم...

62
00:04:32,247 --> 00:04:34,038
‫میتونی چیزی رو برای من توضیح بدی؟...

63
00:04:34,359 --> 00:04:35,444
‫البته،علیا حضرت.

64
00:04:36,099 --> 00:04:37,767
‫آیا جزر و مد تو این کشتی فرمان میده؟

65
00:04:38,427 --> 00:04:40,709
‫متاسفم اما من منظورتون رو نمیفهمم!

66
00:04:41,272 --> 00:04:44,567
‫تو گفتی جزر و مد به ما اجازه‌ی ورود نمیده.

67
00:04:44,848 --> 00:04:46,568
‫آیا جزر و مد تو این کشتی فرمان میده؟

68
00:04:47,199 --> 00:04:48,222
‫نه،پرنسس.

69
00:04:48,577 --> 00:04:50,809
‫و اگه من تو رو از روی این عرشه پرت میکردم پایین...

70
00:04:50,906 --> 00:04:54,487
‫آیا جزر و مد در مورد خرد کردنت...
‫با سنگ‌های ساحلی تجدید نظر میکردن؟

71
00:04:55,714 --> 00:04:57,319
‫نه،پرنسس.

72
00:04:57,325 --> 00:05:00,845
‫خب پس،شاید تو باید کمتر فکرت به جزر و مد باشه
‫چون اونا از قبل...

73
00:05:00,846 --> 00:05:02,409
‫تصمیم به کشتنت گرفتن......

74
00:05:02,409 --> 00:05:05,801
‫،و بیشتر نگران من باش
‫کسی که هنوز داره با این موضوع کَلنجار میره.

75
00:05:05,911 --> 00:05:07,099
‫یه جوری خودمون رو وارد اسکله میکنم.

76
00:05:12,295 --> 00:05:13,430
‫رسیدیم!

77
00:05:20,895 --> 00:05:23,271
‫خوش اومدین آواتار،آنگ.

78
00:05:23,638 --> 00:05:25,719
‫من ژنرال فانگم.

79
00:05:25,745 --> 00:05:29,349
‫و خوش امد به همه‌ی شما قهرمانان بزرگ.

80
00:05:29,297 --> 00:05:34,455
‫آپا،مومو،ساکای دلیر و کاتارای خردمند.

81
00:05:34,795 --> 00:05:36,995
‫کاتاری خردمند؟
‫خوشم اومد.

82
00:05:43,885 --> 00:05:45,758
‫بد نیست،بد نیست.

83
00:05:46,772 --> 00:05:50,995
‫آواتار آنگ ما همه از داستان شما که چجوری یه تنه...

84
00:05:50,996 --> 00:05:54,395
‫تمام ناوگان نیروی دریایی آتش رو...
‫از قطب شمال پاک کردین شگفت زده شدیم.

85
00:05:54,795 --> 00:05:58,354
‫نمیتونم تصور کنم چه حالی داره
‫که بخوای یه همچین قدرت سنگینی رو اداره کنی.

86
00:05:58,795 --> 00:06:00,972
‫مسئولیت خطیریه.

87
00:06:01,237 --> 00:06:02,834
‫من سعی میکنم زیاد بهش فکر نکنم.

88
00:06:03,841 --> 00:06:07,819
‫آواتار،شما آماده‌ی رویارویی با پادشاه آتشی.

89
00:06:07,973 --> 00:06:10,050
‫چی؟نه نیستم!

90
00:06:10,525 --> 00:06:12,757
‫آنگ هنوز باید به هر چهار عنصر مسلط بشه.

91
00:06:13,296 --> 00:06:16,120
‫چرا؟با این قدرتی که اون در اختیار داره....

92
00:06:16,120 --> 00:06:19,395
‫قدرتی که توانایی نابود کردن ۱۰۰...
‫کشتی جنگی رو توی چند دقیقه داره...

93
00:06:19,396 --> 00:06:21,237
‫اون میتونه همین الآن پادشاه آتش رو شکست بده....

94
00:06:21,523 --> 00:06:25,493
‫اما،قربان،موضوع اینه که،آنگ فقط زمانی میتونه
‫اون کارها رو بکنه که توی حالت آواتاری باشه.

95
00:06:25,493 --> 00:06:27,695
‫میبینین،این یه حالت خاصه که...

96
00:06:27,696 --> 00:06:28,750
‫من خودم باخبرم...

97
00:06:28,969 --> 00:06:31,575
‫،چشمات و خالکوبی‌هات میدرخشن
‫و تو قادر به احضار...

98
00:06:31,575 --> 00:06:33,115
‫یه قدرت غیر قابل باور میشی.

99
00:06:33,895 --> 00:06:36,804
‫بدون تو ما قبل از رسیدن به کرانه‌هاشون سلّاخی میشیم.

100
00:06:37,286 --> 00:06:38,745
‫اما با رهبری تو...

101
00:06:38,924 --> 00:06:40,387
‫به عنوان سلاح برترمون......

102
00:06:40,388 --> 00:06:43,595
‫میتونیم مستیقم تو قلب ملت آتش لنگر بندازیم....

103
00:06:43,695 --> 00:06:48,495
‫درست،اما من نمیدونم چجوری
‫داخل یا خارج از حالت آواتاری بشم.

104
00:06:48,495 --> 00:06:51,327
‫بگذریم از اینکه نمیدونم وقتی تو اون حالتم چیکار کنم.

105
00:06:51,327 --> 00:06:52,589
‫پس تصمیم گرفته شد.

106
00:06:52,595 --> 00:06:55,106
‫من بهت کمک میکنم چجوری بری به حالت آواتاری...

107
00:06:55,444 --> 00:06:57,082
‫بعد تو با سرنوشتت رو به رو میشی....

108
00:06:57,470 --> 00:06:59,241
‫نه،هیچ تصمیمی گرفته نشده.

109
00:06:59,291 --> 00:07:03,395
‫ما از قبل یه نقشه داریم.
‫آنگ به روش خودش به دنبال سرنوشتش میره.

110
00:07:03,395 --> 00:07:08,457
‫،خب،تا تو به عناصر مسلط بشی
‫جنگ ادامه پیدا میکنه.

112
00:07:08,975 --> 00:07:10,995
‫میشه یه چیزی بهت نشون بدم؟

113
00:07:12,320 --> 00:07:13,406
‫اونجا درمانگاهه...

114
00:07:13,877 --> 00:07:15,740
‫و اون سربازا خوش شانساشن......

115
00:07:16,200 --> 00:07:17,388
‫که تونستن برگردن....

116
00:07:18,632 --> 00:07:22,470
‫،هر روز ملت آتش جون افراد رو میگیره
‫مردم دارن میمیرن،آنگ!

117
00:07:22,471 --> 00:07:24,773
‫تو میتونی تمومش کنی،الآن!

118
00:07:24,773 --> 00:07:25,865
‫بهش فکر کن.

119
00:07:45,727 --> 00:07:47,128
‫تقریباً بی نقص بود.

120
00:07:47,128 --> 00:07:49,961
‫یه مو بهم ریخت.
‫(یعنی زیادی زور زدی)

121
00:07:51,299 --> 00:07:53,494
‫تقریباً به اندازه‌ی کافی خوب نیست.

122
00:08:06,105 --> 00:08:06,681
‫ژنرال فانگ؟

123
00:08:07,134 --> 00:08:07,648
‫بیا تو آنگ.

124
00:08:08,249 --> 00:08:09,648
‫در مورد بحثی که داشتیم فکر کردی؟

125
00:08:11,619 --> 00:08:12,620
‫من موافقم.

126
00:08:12,620 --> 00:08:14,588
‫با پادشاه آتش مبارزه میکنم.

127
00:08:25,297 --> 00:08:26,770
‫به ژنرال گفتم کمکش میکنم.

128
00:08:27,245 --> 00:08:29,319
‫با رفتن به حالت آواتاری.

129
00:08:29,762 --> 00:08:30,588
‫آنگ،نه.

130
00:08:30,654 --> 00:08:31,892
‫این راه درستی نیست.

131
00:08:31,944 --> 00:08:34,507
‫چرا نه؟یادت بیار چجوری نیروی دریای آتش رو پُکوند؟

132
00:08:34,554 --> 00:08:35,521
‫اون شگفت انگیز بود.

133
00:08:35,954 --> 00:08:37,364
‫یه راه درست برای انجام اینکار هست...

134
00:08:37,654 --> 00:08:39,345
‫تمرین،یادگیری و نظم....

135
00:08:39,554 --> 00:08:42,146
‫یا فقط بدرخشی و اون پادشاه آتش رو متوقف کنی.

136
00:08:42,154 --> 00:08:44,545
‫اگه شما دوتا کله خر میخواین تمام چیزایی که...

137
00:08:44,545 --> 00:08:45,546
‫براش تلاش کردیم رو دود کنین بره هوا......

138
00:08:45,546 --> 00:08:46,548
‫خیلی خب.این گوی و این میدون....

139
00:08:47,548 --> 00:08:52,796
‫کاتارا،من فقط میخوام واقع بین باشم.
‫من وقت برای انجام اینکار به روش درستش ندارم.

141
00:08:58,395 --> 00:09:01,789
‫این چایِ "چی"ه نادر یه محرک طبیعیه.

142
00:09:02,299 --> 00:09:03,696
‫در یه مبارز معمولی...

143
00:09:03,998 --> 00:09:06,516
‫قدرت و انرژی رو ۱۰ برابر میکنه....

144
00:09:07,268 --> 00:09:10,449
‫در مورد تو،ممکنه حالت آواتاری رو القا کنه.

145
00:09:11,037 --> 00:09:12,566
‫ده برابر انرژی،هاه؟

146
00:09:16,477 --> 00:09:17,478
‫من که نمیفهمم چی داره میشه! یه نفر بهم بگه...

147
00:09:17,478 --> 00:09:19,047
‫اگه من تو حالت آواتاری‌ام......

148
00:09:19,047 --> 00:09:20,481
‫چون منظره‌ای از خودم ندارم....

149
00:09:20,481 --> 00:09:21,709
‫من زیادی بلند حرف میزنم؟

150
00:09:22,183 --> 00:09:24,585
‫فکر کنم اون میتونه با حرف زدن پادشاه آتش رو
‫تا مرز مرگ پیش ببره.

151
‫۰۰:۰۹:۲۵,۰۰۰--> ۰۰:۰۹:۲۵,۹۵۴
‫اوووه!

152
00:09:29,122 --> 00:09:31,620
‫شاید من بتونم با شوکه کردنت تو رو به حالت آواتاری ببرم.

153
00:09:31,620 --> 00:09:33,492
‫من عاشق سورپرایزم.

156
00:09:39,098 --> 00:09:40,667
‫هنوزم نمیدرخشه.

157
00:09:40,667 --> 00:09:43,602
‫آه...آه...آهه!

158
00:09:46,573 --> 00:09:50,238
‫تو بخشی از لباس‌های محلی...

159
00:09:50,238 --> 00:09:52,612
‫هر چهار ملت کنترل کننده‌گان رو پوشیدی....

160
00:09:53,199 --> 00:09:56,736
‫حالا من هر چهار عنصر رو یکی میکنم.

161
00:09:56,736 --> 00:09:57,980
‫آب...

162
00:09:57,980 --> 00:09:59,088
‫خاک......

163
00:09:59,088 --> 00:10:00,496
‫آتش......

164
00:10:00,496 --> 00:10:01,771
‫باد......

165
00:10:02,592 --> 00:10:05,587
‫چهار عنصر باهم به مانند یکی.

166
00:10:07,078 --> 00:10:08,705
‫این فقط لجنه.

167
00:10:08,705 --> 00:10:11,018
‫پس،چیزی احساس میکنی؟

169
00:10:18,048 --> 00:10:19,419
‫ما باید یه راهی پیدا کنیم.

170
00:10:22,675 --> 00:10:26,045
‫به این صدف‌های اعجاب انگیز نگاه کن.

171
00:10:26,050 --> 00:10:29,512
‫برای سال‌های متمادی از این رازدارها لذت میبرم.

172
00:10:29,779 --> 00:10:31,233
‫ما دیگه به چیزای بدرد نخور احتیاج نداریم.

173
00:10:32,144 --> 00:10:34,161
‫فراموش کردی از الآن دیگه باید
‫همه‌ی وسایلمون رو خودمون حمل کنیم.

174
00:10:34,980 --> 00:10:36,360
‫سلام،داداش.

175
00:10:37,058 --> 00:10:38,009
‫عمو.

176
00:10:38,011 --> 00:10:39,926
‫تو اینجا چیکار میکنی؟

177
00:10:39,926 --> 00:10:41,990
‫تو کشور من اول "سلام" میکنن.

178
00:10:41,990 --> 00:10:43,778
‫قبل از سوال جواب کردن.

179
00:10:44,031 --> 00:10:44,827
‫به این زودی...

180
00:10:45,299 --> 00:10:47,301
‫اینقدر بی تمدّن شدی،زوزو؟

181
00:10:47,301 --> 00:10:48,869
‫اونجوری صدام نزن.

182
00:10:48,869 --> 00:10:51,305
‫چی باعث شده شما به ما افتخار بدین؟

183
00:10:51,305 --> 00:10:53,874
‫هوم.مثل اینکه یه خصلت خونوادگیه.

184
00:10:53,874 --> 00:10:56,276
‫مثل اینکه هر دوتاتون خیلی برای رفتن
‫به سر اصل مطلب عجله دارین.

185
00:10:56,276 --> 00:10:57,477
‫من با یه...

186
00:10:57,477 --> 00:10:58,979
‫پیغام از خونه اومدم....

187
00:10:58,979 --> 00:11:00,314
‫پدر نظرش رو عوض کرد.

188
00:11:00,314 --> 00:11:03,283
‫یه هویی خانواده براش خیلی مهم شد.

189
00:11:03,283 --> 00:11:05,619
‫اون شایعاتی درباره‌ی براندازی خودش شنیده.

190
00:11:05,619 --> 00:11:08,088
‫توطئه‌های خیانتکارانه.

191
00:11:08,088 --> 00:11:12,226
‫خانواده تنها کسایی هستن که واقعاً میشه بهشون اعتماد کرد.

192
00:11:12,226 --> 00:11:14,895
‫پدر از تبعیدت پشیمونه.

193
00:11:14,895 --> 00:11:16,863
‫میخواد برگردی خونه.

194
00:11:18,565 --> 00:11:19,896
‫شنیدی چی گفتم؟

195
00:11:20,367 --> 00:11:21,368
‫تو الان باید خوشحال باشی.

196
00:11:21,368 --> 00:11:23,370
‫در پوست خودت نگنجی،متشکر باشی.

197
00:11:23,370 --> 00:11:25,305
‫من یه خبر بزرگ بهت دادم.

198
00:11:25,305 --> 00:11:28,297
‫من مطمئنم برادرت فقط به کمی زمان احتیاج داره تا...

199
00:11:28,909 --> 00:11:29,643
‫دخالت نکن،عمو!

200
00:11:29,643 --> 00:11:32,045
‫من هنوز تشکرت رو نشنیدم.

201
00:11:32,045 --> 00:11:33,480
‫من که یه پیغام رسون نیستم.

202
00:11:33,480 --> 00:11:35,048
‫مجبور نبودم این همه راه بیام تا اینجا.

203
00:11:35,048 --> 00:11:36,483
‫پدر پشیمونه؟

204
00:11:36,483 --> 00:11:39,486
‫اون...میخواد من برگردم؟

205
00:11:39,486 --> 00:11:42,489
‫میبینم برای هضم این موضوع به وقت احتیاج داری.

206
00:11:42,489 --> 00:11:44,491
‫فردا میام ببرمت.

207
00:11:44,491 --> 00:11:45,458
‫عصر بخیر.

208
00:11:49,096 --> 00:11:50,063
‫میتونیم راجع به موضوعی صحبت کنیم؟

209
00:11:50,497 --> 00:11:51,429
‫حتماً.

210
00:11:51,965 --> 00:11:53,967
‫یادته وقتی توی معبد باد بودیم...

211
00:11:53,967 --> 00:11:55,836
‫و تو اسکلت راهب گیاتسو رو پیدا کردی؟...

212
00:11:55,836 --> 00:11:59,506
‫حتماً برات خیلی وحشتناک و سخت بود.

213
00:11:59,506 --> 00:12:03,043
‫من دیدم که تو اینقدر ناراحت شده بودی که دیگه خودت نبودی.

214
00:12:03,043 --> 00:12:05,412
‫من نمیگم حالت آواتاری شگفتی...

215
00:12:05,412 --> 00:12:07,380
‫و قدرت کمک کننده نداره....

216
00:12:07,981 --> 00:12:10,217
‫اما تو باید درک کنی...

217
00:12:10,217 --> 00:12:12,219
‫برای کسایی که دوستت دارن......

218
00:12:12,219 --> 00:12:14,221
‫دیدن تو توی اون همه عصبانیت و درد......

219
00:12:14,221 --> 00:12:16,223
‫واقعاً ناراحت کننده است....

220
00:12:16,830 --> 00:12:19,793
‫من واقعاً خوشحالم که بهم این چیزا رو گفتی.

221
00:12:19,793 --> 00:12:21,795
‫اما من همچنان باید اینکار رو بکنم.

222
00:12:21,795 --> 00:12:23,096
‫من نمیفهمم.

223
00:12:23,096 --> 00:12:24,931
‫نه،نمیفهمی.

224
00:12:24,931 --> 00:12:27,126
‫هر روز افراد بیشتری میمیرن.

225
00:12:27,601 --> 00:12:29,603
‫من همینطوریشم ۱۰۰ سال دیر کردم.

226
00:12:29,603 --> 00:12:30,604
‫شکست پادشاه آتش...

227
00:12:30,604 --> 00:12:32,606
‫تنها راه متوقف کردن جنگه....

228
00:12:32,606 --> 00:12:34,130
‫باید امتحانش کنم.

229
00:12:34,608 --> 00:12:36,610
‫نمیتونم بشینم و نگاه کنم تا تو یه همچین کاری با خودت بکنی.

230
00:12:36,610 --> 00:12:38,612
‫من فردا نمیام.

231
00:12:38,612 --> 00:12:40,614
‫شب بخیر.

232
00:12:40,614 --> 00:12:42,949
‫شب بخیر.

233
00:12:42,949 --> 00:12:44,951
‫ما داریم میریم خونه.

234
00:12:44,951 --> 00:12:46,353
‫بعد از سه سال آزگار.

235
00:12:46,353 --> 00:12:48,355
‫باور نکردنیه.

236
00:12:48,355 --> 00:12:50,924
‫باور نکردنی هست.

237
00:12:50,924 --> 00:12:54,328
‫من هیچوقت ندیدم برادرم از چیزی پشیمون بشه.

238
00:12:54,328 --> 00:12:56,830
‫به حرفای آزولا گوش دادی؟

239
00:12:56,830 --> 00:12:58,798
‫پدر بالآخره فهمیده که خانواده چقدر براش مهمه.

240
00:12:59,266 --> 00:13:00,067
‫اون به من اهمیت میده.

241
00:13:00,067 --> 00:13:02,269
‫من به تو اهمیت میدم.

242
00:13:02,269 --> 00:13:04,237
‫و اگه اوزای میخواد تو برگردی...

243
00:13:04,557 --> 00:13:07,140
‫خب من فکر میکنم به خاطر دلایلی که...

244
00:13:07,140 --> 00:13:08,342
‫تو تصور میکنی نیست....

245
00:13:08,342 --> 00:13:10,344
‫تو نمیدونی پدرم چه احساسی در مورد من داره.

246
00:13:10,344 --> 00:13:11,311
‫تو هیچی نمیدونی.

247
00:13:11,311 --> 00:13:14,848
‫زوکو،من فقط مقصودم این بود که تو خانواده‌ی ما...

248
00:13:14,848 --> 00:13:17,851
‫همیشه همه چیز اونطور که به نظر میان نیستن....

249
00:13:17,851 --> 00:13:20,854
‫اما من فکر میکنم تو دقیقاً همونجوری هستی که به نظر میای.

250
00:13:20,854 --> 00:13:23,523
‫یه پیرمرد تنبل،شکّاک،سطحی بین.

251
00:13:23,523 --> 00:13:25,388
‫که همیشه به برادرش حسودیش میشه.

254
00:13:46,513 --> 00:13:49,383
‫ساکا،ساکا،بیدار شو.

255
00:13:49,383 --> 00:13:50,350
‫هاه؟

256
00:13:50,350 --> 00:13:53,854
‫من فکر نمیکنم باید تلاش کنیم که حالت آواتاری رو القا کنیم.

258
00:13:53,854 --> 00:13:55,555
‫- مطمئنی؟
‫- آره.

259
00:13:55,555 --> 00:13:56,957
‫باشه.

260
00:13:56,957 --> 00:13:59,426
‫فکر میکنی ژنرال عصبانی بشه؟

261
00:13:59,426 --> 00:14:00,527
‫اون چی میتونه بگه؟

262
00:14:00,527 --> 00:14:01,495
‫تو آواتاری.

263
00:14:01,495 --> 00:14:04,362
‫کی بهتر از خودت میدونه؟

264
00:14:11,426 --> 00:14:14,174
‫صبر کن،بدون من نرو.

265
00:14:14,174 --> 00:14:17,110
‫عمو،نظرت رو عوض کردی.

266
00:14:17,110 --> 00:14:19,442
‫خانواده باهم میمونه،درسته؟

267
00:14:24,366 --> 00:14:26,248
‫ما بالآخره داریم میریم خونه.

268
00:14:32,332 --> 00:14:33,160
‫موضوع اینه که...

269
00:14:33,160 --> 00:14:36,830
‫من فکر نمیکنم ما هیچوقت بتونیم اونو از قصد فعال کنیم....

270
00:14:36,830 --> 00:14:38,432
‫پس فکر کنم که دیگه همینه.

271
00:14:38,432 --> 00:14:40,367
‫مطمئنی نمیتونم نظرت رو عوض کنم؟

272
00:14:40,367 --> 00:14:41,935
‫مطمئنم.

273
00:14:41,935 --> 00:14:45,272
‫من فقط زمانی میتونم به حالت آواتاری برم که در خطر واقعی باشم.

275
00:14:45,272 --> 00:14:47,107
‫میفهمم.

276
00:14:47,107 --> 00:14:49,075
‫میترسیدم که این حرف رو بزنی.

277
00:14:52,379 --> 00:14:53,914
‫آنگ!

279
00:15:00,787 --> 00:15:04,052
‫افراد،به آواتار حمله کنین!

280
00:15:19,432 --> 00:15:19,906
‫داری چیکار میکنی؟

281
00:15:19,906 --> 00:15:22,500
‫معتقدم که الآناست که به نتیجه برسیم.

282
00:15:31,066 --> 00:15:33,688
‫من دشمنت نیستم!
‫باهات مبارزه نمیکنم.

284
00:16:10,659 --> 00:16:11,558
‫نمیتونی برای همیشه فرار کنی.

285
00:16:11,558 --> 00:16:13,287
‫تو هم نمیتونی برای همیشه جنگ کنی.

286
00:16:32,301 --> 00:16:33,480
‫برادر،عمو...

287
00:16:33,480 --> 00:16:35,849
‫خوش اومدین.

288
00:16:35,849 --> 00:16:38,018
‫من خیلی خوشحالم که شما تصمیم گرفتین بیاین.

289
00:16:40,437 --> 00:16:41,888
‫آماده‌ی حرکت هستیم،علیا حضرت؟

290
00:16:42,730 --> 00:16:44,491
‫مسیر خونه رو در پیش بگیرین،کاپیتان.

291
00:16:44,491 --> 00:16:46,326
‫خونه.

292
00:16:46,326 --> 00:16:47,793
‫شنیدین که پرنسس چی گفت.

293
00:16:48,261 --> 00:16:49,228
‫لنگرها رو بالا بکشین.

294
00:16:49,829 --> 00:16:51,797
‫داریم زندانی‌ها رو میبریم خونه.

295
00:16:53,199 --> 00:16:55,292
‫علیا حضرت،من...

296
00:17:02,542 --> 00:17:04,811
‫تو به من دروغ گفتی.

297
00:17:04,811 --> 00:17:07,075
‫نیست که هیچوقت قبلاً از اینکارا نکردم.

299
00:17:13,186 --> 00:17:16,790
‫در عجبم الآن دارن چه کار دیوونه واری رو انجام میدن.

301
00:17:20,393 --> 00:17:22,827
‫شاید ما باید مطمئن بشیم آنگ حالش خوبه.

302
00:17:25,398 --> 00:17:26,566
‫چه اتفاقی داره میافته؟

303
00:17:26,566 --> 00:17:28,168
‫ژنرال خُل شده.

304
00:17:28,168 --> 00:17:31,800
‫اون سعی داره آنگ رو مجبور بکنه،بره توی حالت آواتاری.

306
00:17:39,012 --> 00:17:41,981
‫آفرین چیز پرنده-اسبی.

308
00:17:49,382 --> 00:17:53,006
‫شاید تو بتونی مقاومت کنی،ولی اون نمیتونه.

311
00:18:04,871 --> 00:18:05,772
‫نمیتونم حرکت کنم.

312
00:18:07,250 --> 00:18:07,467
‫بهش صدمه نزن.

314
00:18:13,113 --> 00:18:15,206
‫کاتارا،نه!

315
00:18:19,419 --> 00:18:21,488
‫بس کن.

316
00:18:21,488 --> 00:18:22,921
‫باید بزاری اون بره.

317
00:18:23,189 --> 00:18:25,759
‫میتونستی نجاتش بدی اگه توی حالت آواتاری بودی.

318
00:18:25,759 --> 00:18:28,361
‫دارم سعیم رو میکنم! دارم سعیم رو میکنم!

319
00:18:28,361 --> 00:18:30,363
‫آنگ،دارم فرو میرم.

320
00:18:30,363 --> 00:18:32,456
‫من هیچ برقی نمیبینم.

322
00:18:35,835 --> 00:18:38,304
‫تو مجبور نیستی اینکار رو بکنی.

323
00:18:38,304 --> 00:18:39,272
‫به نظر میرسه...

324
00:18:39,272 --> 00:18:40,534
‫که مجبورم....

325
00:18:47,580 --> 00:18:48,581
‫کار کرد.

326
00:18:48,581 --> 00:18:51,106
‫کار کرد!

328
00:19:10,870 --> 00:19:13,202
‫زوکو،بیا بریم!

329
00:19:20,814 --> 00:19:24,117
‫میدونی،پدر عمو رو برای شکست تو قطب شمال مقصر میدونه.

330
00:19:24,117 --> 00:19:26,553
‫و تو رو یه آدم بدبختِ شکست خورده...

331
00:19:26,553 --> 00:19:28,388
‫برای پیدا نکردن آواتار حساب میکنه....

332
00:19:28,388 --> 00:19:30,190
‫چرا باید دلش بخواد تو برگردی خونه...

333
00:19:30,190 --> 00:19:31,953
‫به جز اینکه بخواد قُل و زنجیرت کنه......

334
00:19:31,953 --> 00:19:33,827
‫که دیگه نتونی آبروش رو ببری؟...

337
00:20:12,866 --> 00:20:14,601
‫آواتار آنگ؟

338
00:20:14,601 --> 00:20:16,970
‫صدام رو میشنوی؟

339
00:20:16,970 --> 00:20:18,972
‫دوستت جاش امنه.

340
00:20:18,972 --> 00:20:22,275
‫این فقط یه حیله برای فعال کردن حالت آواتاری بود.

341
00:20:22,275 --> 00:20:24,436
‫و کار کرد!

342
00:20:45,565 --> 00:20:49,057
‫وقتشه که دیگه یاد بگیری.

343
00:20:54,073 --> 00:20:57,977
‫حالت آواتاری یه سیستم دفاعیه.

344
00:20:57,977 --> 00:21:00,146
‫طراحی شده که بهت همه‌ی قدرت،دانش و توانایی...

345
00:21:00,146 --> 00:21:01,581
‫همه‌ی آواتارهای پیش از تو رو در اختیارت بزاره....

346
00:21:01,581 --> 00:21:07,187
‫این درخشش یه ترکیبی از زندگی‌های گذشته‌اته که...

347
00:21:07,187 --> 00:21:12,425
‫انرژی‌شون رو توی بدن تو متمرکز کردن....

348
00:21:15,210 --> 00:21:16,225
‫در حالت آواتاری...

349
00:21:16,529 --> 00:21:18,554
‫تو در قدرتمندترین حالتت هستی......

350
00:21:21,454 --> 00:21:23,870
‫اما همچنین در آسیب پذیرترین حالتت هم هستی....

351
00:21:23,870 --> 00:21:25,071
‫منظورت چیه؟

352
00:21:25,071 --> 00:21:28,341
‫اگه در حالت آواتاری کشته بشی...

353
00:21:28,341 --> 00:21:31,945
‫چرخه‌ی حلول روح آواتار در جسم بعدی شکسته میشه......

354
00:21:31,945 --> 00:21:35,312
‫و آواتار از بیخ و بُن نابود میشه....

355
00:21:53,181 --> 00:21:54,467
‫متاسفم،کاتارا!

356
00:21:54,467 --> 00:21:57,437
‫امیدوارم دیگه هیچوت منو اونجوری نبینی.

357
00:21:57,437 --> 00:21:58,938
‫ها.شوخیت گرفته؟

358
00:21:58,938 --> 00:22:00,273
‫اون تقریباً کامل بود.

359
00:22:00,273 --> 00:22:03,309
‫ما فقط باید یه راهی برای کنترلت وقتی اون شکلی شدی پیدا کنیم.

361
00:22:03,309 --> 00:22:04,833
‫تو دیوونه شدی.

362
00:22:05,178 --> 00:22:07,544
‫فکر کنم در راه رفتن به ملت آتش یه راهی براش پیدا میکینم.

363
00:22:09,349 --> 00:22:10,577
‫کسی باهاش مشکلی داره؟

364
00:22:11,885 --> 00:22:14,513
‫هنوزم میخواین شما رو به اوماشو اِسکورت کنیم؟

365
00:22:16,389 --> 00:22:18,152
‫فکر کنم ما تیم‌مون کامله.

366
00:22:22,495 --> 00:22:24,430
‫هر کس به این خیانت کارها پناه بده...

367
00:22:24,430 --> 00:22:27,000
‫با غضب پادشاه آتش رو به رو میشه....

369
00:22:28,368 --> 00:22:31,201
‫دیگه جایی برای قایم شدن باقی نمیمونه.

371
00:22:36,910 --> 00:22:38,878
‫فکر کنم اینجا جامون امنه.

372
00:23:08,000 --> 00:23:50,000
‫ترجمه و زیرنویس : حمید وِتر
‫(Hamid Vetr)
‫https://tvcenter.cc