1
00:00:02,617 --> 00:00:04,989
‫<font color=۰۰۶۷CE>"آب"</font>

2
00:00:04,990 --> 00:00:06,863
‫<font color=#۰۰AE۰۰>"خاک"</font>

3
00:00:06,864 --> 00:00:08,972
‫<font color=Red>"آتش"</font>

4
00:00:08,973 --> 00:00:10,264
‫<font color="#۸۰FFFF">"باد"</font>

5
00:00:11,330 --> 00:00:15,464
‫"خیلی وقت پیش هر ۴ ملت با نظم خاصی کنار هم زندگی میکردند"

6
00:00:15,465 --> 00:00:19,543
‫"بعد همه چی با حمله‌ی ملت آتش تغییر کرد"

7
00:00:19,744 --> 00:00:23,856
‫"تنها آواتار،مسلط به هر ۴ عنصر میتونست اونها رو متوقف کنه"

8
00:00:23,857 --> 00:00:27,016
‫"اما وقتی دنیا بیش از همیشه بهش نیاز داشت،ناپدید شد"

9
00:00:27,357 --> 00:00:31,178
‫"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جدید رو پیدا کردیم"

10
00:00:31,179 --> 00:00:33,018
‫"یه باد افزار به اسم آنگ"

11
00:00:33,119 --> 00:00:35,224
‫"و با اینکه مهارت‌های باد افزاریش عالی هستن"

12
00:00:35,225 --> 00:00:38,957
‫"خیلی چیزا هست که باید قبل از نجات کسی یاد بگیره"

13
00:00:38,958 --> 00:00:42,580
‫"اما من باور دارم،آنگ میتونه دنیا رو نجات بده"

14
00:00:48,000 --> 00:00:50,380
‫آنچه در آواتار گذشت...

15
00:00:51,742 --> 00:00:53,784
‫من یه کتابخانه‌ی مخفی پیدا کردم...

16
00:00:53,976 --> 00:00:56,863
‫من طومار بعد از طومار گشتم و گشتم.

17
00:00:59,968 --> 00:01:03,027
‫تو تونستی! تو یه خاک افزاری!

18
00:01:03,127 --> 00:01:06,409
‫شهاب سوزن تا آخر تابستان برمیگرده...

19
00:01:06,409 --> 00:01:12,209
‫و پادشاه آتش اوزای از قدرتش برای پایان...
‫جنگ یک بار برای همیشه استفاده میکنه.

20
00:01:12,209 --> 00:01:17,274
‫تو باید پادشاه آتش رو قبل از اومدن شهاب شکست بدی.

21
00:01:18,000 --> 00:01:22,000
‫<font color=۰۰AE۰۰>خاک</font> : کتاب دوم
‫قسمت دهم : کتابخانه

22
00:01:22,500 --> 00:01:24,000
‫<font color=Red>(CyrusGreat)حمید وِتر</font> : ترجمه و زیرنویس
‫<font color=Red>(Hamid Vetr)</font>
‫<font color=Orange>TvCenter</font>

24
00:01:26,612 --> 00:01:27,751
‫اینجا چی هست؟

25
00:01:27,791 --> 00:01:30,497
‫خیلی چیزا درواقعا،صدها چیز کوچیک...

26
00:01:30,564 --> 00:01:33,763
‫،ششش! میدونم تو میتونی زیر زمین رو ببینی
‫اما سورپرایز رو خراب نکن!

27
00:01:34,471 --> 00:01:35,624
‫فقط نگاه کن!

28
00:01:42,353 --> 00:01:43,874
‫من دارم یه گروره ارکست جمع میکنم!

29
00:01:44,375 --> 00:01:45,510
‫ارکست،ها؟

30
00:01:45,635 --> 00:01:47,355
‫خب،لا دی دا.

31
00:01:59,652 --> 00:02:02,730
‫این خیلی خوبه،حالا هرچی
‫ولی مگه ما چیزای مهمتری نداریم که نگرانشون باشیم؟

32
00:02:02,731 --> 00:02:04,474
‫ما باید نقشه بکشیم.

33
00:02:04,475 --> 00:02:06,079
‫ما نقشه کشیدیم.

34
00:02:06,287 --> 00:02:08,165
‫همه‌مون داریم تعطیلات کوتاه میریم.

35
00:02:08,166 --> 00:02:10,137
‫وقت برای تعطیلات نیست.

36
00:02:10,368 --> 00:02:12,497
‫من دارم تا جایی که میتونم سریع عناصر رو یاد میگیرم.

37
00:02:12,498 --> 00:02:15,428
‫من هر روز سخت با تاف و کاتارا تمرین میکنم.

38
00:02:15,429 --> 00:02:17,319
‫دارم با تمرین پدر خودم رو در میارم.

39
00:02:17,564 --> 00:02:20,742
‫آره،کجاش اشتباهه که توی وقت استراحتمون یه تفریحی هم داشته باشیم؟

40
00:02:20,743 --> 00:02:23,654
‫حتی اگه به همه‌ی عناصر مسلط شدی،بعدش چی؟

41
00:02:23,655 --> 00:02:25,898
‫نه اینکه یه نقشه‌ی کامل از ملت آتش داریم.

42
00:02:25,899 --> 00:02:28,773
‫باید اینقدر بریم به سمت غرب تا به خونه‌ی پادشاه آتش برسیم؟

43
00:02:28,774 --> 00:02:31,932
‫تق تق! سلام پادشاه آتش،کسی خونه نیست؟

44
00:02:31,933 --> 00:02:32,830
‫فکر نکنم.

45
00:02:32,831 --> 00:02:35,454
‫اگه میخوایم این جنگ رو ببریم به اطلاعات احتیاج داریم.

46
00:02:37,415 --> 00:02:39,395
‫خیلی خب،تعطیلاتمون رو تموم میکنیم...

47
00:02:39,396 --> 00:02:42,285
‫و بعد میریم دنبال اطلاعات ساکا...!

48
00:02:43,066 --> 00:02:46,633
‫نوبت توئه کاتارا،تو توی تعطیلات کوتاهت میخوای کجا بریم.

49
00:02:46,739 --> 00:02:50,856
‫وادیِ نخل‌های رازآلود چطوره؟
‫به نظر سرحال کننده میاد.

50
00:02:50,857 --> 00:02:52,123
‫اُه،آره من اونجا بودم.

51
00:02:52,124 --> 00:02:55,971
‫اونجا یه یخ بکر بهاری و طبیعی داره
‫و من معمولاً از کلمه‌ی بکر استفاده نمیکنم.

52
00:02:55,972 --> 00:02:58,435
‫این یکی از عجایب طبیعته.

53
00:03:00,478 --> 00:03:03,799
‫باید صاحبش از زمانی که من اینجا بودم عوض شده باشه.

54
00:03:27,346 --> 00:03:28,932
‫یه آب انبه لطفاً.

55
00:03:42,892 --> 00:03:47,058
‫من هیچ مشکلی با یکی از اون نوشیدنی‌های میوه‌ای...

56
00:03:47,059 --> 00:03:48,652
‫زمانی که داریم نقشه‌ی استراتژی مون رو میکشیم ندارم....

57
00:03:49,594 --> 00:03:50,806
‫ببخشید.

58
00:03:54,341 --> 00:03:56,356
‫جای نگرانی نیست،من راحت تمیز میشم.

59
00:03:58,446 --> 00:04:00,404
‫اُه،تو یه عتیقه‌ی زنده‌ای!

60
00:04:00,637 --> 00:04:01,860
‫مرسی،سعیم رو میکنم که زنده بمونم.

61
00:04:01,861 --> 00:04:05,070
‫یه کوچ نشین از عشایر باد،درست رو به روی من!

62
00:04:05,071 --> 00:04:09,162
‫پروفسور "زِی"،رئیس بخش جامعه شناسی از دانشگاه باسینگ سِی.

63
00:04:09,163 --> 00:04:13,218
‫بگو ببینم،تو اهل کدوم یک از معابد بادی؟

64
00:04:13,419 --> 00:04:14,634
‫معبد جنوبی.

65
00:04:14,719 --> 00:04:15,802
‫اُه،با شکوهه.

66
00:04:16,000 --> 00:04:19,200
‫و بهم بگو،محصول اصلی کشاورزی مردمت چی بود؟

67
00:04:19,957 --> 00:04:23,347
‫آه،کیک میوه هم محصول کشاورزی حساب میشه؟

68
00:04:23,749 --> 00:04:27,136
‫اُه،واقعاً اعجاب انگیزه،این برای ثبت تو دفتر وقایع روزانه‌ام تکه.

69
00:04:27,211 --> 00:04:30,659
‫پس،پروفسور شما به نظر آدمی میاین که سفر زیاد میکنه...

70
00:04:30,660 --> 00:04:34,316
‫یه نقشه‌ی جدیدتر دارین؟ مال ما یه کم تاریخ انقضاش گذشته...!

71
00:04:34,317 --> 00:04:35,869
‫البته.

72
00:04:38,644 --> 00:04:42,870
‫چی،هیچی از ملت آتش نیست؟
‫کسی یه نقشه‌ی خوب از اونجا نداره؟

73
00:04:42,871 --> 00:04:44,995
‫شما توی صحرا زیاد سفر کردین.

74
00:04:44,996 --> 00:04:47,057
‫اما همه بیهوده،متأسفانه.

75
00:04:47,058 --> 00:04:50,181
‫من تمدن‌های گم شده‌ای رو در سرتاسر قلمرو خاک پیدا کردم...

76
00:04:50,182 --> 00:04:54,276
‫اما موفق به پیدا کردن گل سر سبدشون نشدم......

77
00:04:54,277 --> 00:04:56,651
‫"کتابخانه‌ی "وان شی تانگ....

78
00:04:56,652 --> 00:04:59,500
‫تو سالها عمرت رو با قدم زدن توی بیابون تلف کردی...

79
00:04:59,501 --> 00:05:01,753
‫تا کتابخونه‌ی یه یارویی رو پیدا کنی؟...

80
00:05:02,036 --> 00:05:05,408
‫این کتابخانه از هر طلایی با ارزش تره،بانوی جوان.

81
00:05:05,409 --> 00:05:09,066
‫گفته میشه اونجا شامل مجموعه‌های وسیعی از دانشه...

82
00:05:09,067 --> 00:05:12,251
‫و دانش،چیزی نیست که بشه روش قیمت گذاشت....

84
00:05:12,252 --> 00:05:14,488
‫اوم،به نظر جای جالبی میاد.

85
00:05:14,685 --> 00:05:16,346
‫اُه،آره.

86
00:05:16,347 --> 00:05:20,160
‫با توجه به افسانه ها،اونجا توسط روح بزرگ دانش...

87
00:05:20,161 --> 00:05:24,186
‫وان شی تانگ و با کمک روباه نماهای جمع کننده‌ی دانش ساخته شد....

88
00:05:24,688 --> 00:05:27,875
‫اُه،پس این روح دستیارهای جذابی هم داشته،ها؟
‫(فاکسی در انگلیسی به دخترهایی که کارای چیز میکنن هم میگن)

89
00:05:27,876 --> 00:05:31,035
‫فکر کنم منظورش اینه که اونا شبیه روباه‌های واقعی هستن ساکا.

90
00:05:31,235 --> 00:05:32,416
‫هر دوتون درست میگین.

91
00:05:32,516 --> 00:05:33,594
‫جانورهای کوچک و زیبا.

92
00:05:33,595 --> 00:05:38,192
‫وان شی تانگ و جمع کننده‌های دانشش
‫کتاب هایی از سراسر دنیا جمع کردند...

93
00:05:38,303 --> 00:05:41,725
‫و اونا رو در معرض دید بشر برای خواندن گذاشتن....

94
00:05:41,726 --> 00:05:43,200
‫که شاید ما خودمون رو بهتر کنیم.

95
00:05:43,625 --> 00:05:47,231
‫،اگه این مکان از همه جای دنیا کتاب داره
‫فکر میکنین امکانش هست از ملت آتش هم اطلاعاتی داشته باشه؟

96
00:05:47,232 --> 00:05:48,732
‫شاید یه نقشه؟

97
00:05:48,733 --> 00:05:52,135
‫نمیدونم اما اگه یه همچین چیزی وجود داشته باشه...

98
00:05:52,136 --> 00:05:54,979
‫اون تو کتابخانه‌ی وان شی تانگه....

99
00:05:56,368 --> 00:05:57,259
‫پس موضوع حل شد.

100
00:05:57,260 --> 00:06:01,172
‫،آنگ،فکر کنم الآن دیگه نوبت منه
‫من دوست دارم تعطیلاتم رو در...

101
00:06:01,173 --> 00:06:02,173
‫کتابخانه"سر کنم"....

102
00:06:03,874 --> 00:06:07,271
‫آه،هی؟ من چی؟ کی نوبت من میرسه؟

103
00:06:07,272 --> 00:06:10,876
‫تو باید یه کم بیشتر کار بکنی تا بتونی وقت تعطیلات بگیری.

104
00:06:12,387 --> 00:06:14,530
‫البته یه مشکل پیدا کردنشه.

105
00:06:14,531 --> 00:06:16,589
‫من چندین سفر در بیابان "سی وانگ" رفتم...

106
00:06:16,590 --> 00:06:18,395
‫تقریباً همه‌ش بی نتیجه بود....

107
00:06:18,396 --> 00:06:22,042
‫متأسفانه عبور از اون بیابان غیر ممکنه.

108
00:06:23,072 --> 00:06:25,762
‫پروفسور،دوست دارین گاومیش پرنده‌ی ما رو ببینین؟

109
00:06:25,878 --> 00:06:27,188
‫یه گاومیش پرنده؟

110
00:06:27,786 --> 00:06:29,430
‫شما واقعاً یکیشون رو دارین؟

111
00:06:31,313 --> 00:06:34,583
‫ماسه افزارها! برید ببینم! از گاومیش فاصله بگیرین.

112
00:06:55,678 --> 00:06:59,139
‫بگو ببینم گاومیش پرنده،تو آخرین بازمانده از گونه‌ی خودتی؟

113
00:07:00,455 --> 00:07:03,370
‫چقدر لذت بخش،آرزو داشتم میتونستم به زبانش حرف بزنم.

114
00:07:03,771 --> 00:07:07,075
‫اُه،چه داستانهایی این جانور میتونست بگه.

115
00:07:08,376 --> 00:07:10,486
‫شششش،میمون پر حرف!

116
00:07:10,487 --> 00:07:13,928
‫واو،نباید پیدا کردن یه جایی مثل این،اینجا سخت باشه.

117
00:07:18,166 --> 00:07:20,770
‫آوو،اصلاً اینجا وجود خارجی داره؟

118
00:07:20,771 --> 00:07:22,355
‫بعضی‌ها میگن نداره!

119
00:07:22,908 --> 00:07:25,258
‫نباید قبلاً به این موضوع اشاره میکردی؟

120
00:07:31,768 --> 00:07:34,609
‫ایناهاش!

121
00:07:38,067 --> 00:07:40,908
‫اینجور به نظر میرسه وقتی یکی از شماها اونجا رو ببینه اینو میگه.

122
00:07:45,614 --> 00:07:48,897
‫نباید پیدا کردن یه ساختمون بزرگ مجلل
‫از تو آسمون اینقدر سخت باشه.

123
00:07:52,696 --> 00:07:54,838
‫اون پایین،اون چیه؟

124
00:07:59,514 --> 00:08:02,404
‫فراموشش کنین،این مسلماً چیزی نیست که ما دنبالشیم.

125
00:08:02,405 --> 00:08:04,802
‫ساختمونی که توی این نقاشی هست خیلی بزرگ تره.

126
00:08:13,465 --> 00:08:14,888
‫اون چه حیوونیه؟

127
00:08:18,076 --> 00:08:20,985
‫فکر کنم اون یکی از جمع کننده‌های دانش بود.

128
00:08:20,986 --> 00:08:23,326
‫اُه،ما باید به کتابخانه نزدیک باشیم.

129
00:08:23,327 --> 00:08:26,780
‫نه،این خوده کتابخونه است،نگاه کنین.

130
00:08:28,736 --> 00:08:30,620
‫کاملاً مدفون شده.

131
00:08:37,740 --> 00:08:39,899
‫کتابخانه مدفون شده؟!

132
00:08:39,900 --> 00:08:43,022
‫خواسته‌ی بزرگ زندگیم حالا پر از ماسه است.

133
00:08:43,023 --> 00:08:45,728
‫خب،وقت حفاریه.

134
00:08:49,315 --> 00:08:51,070
‫در واقع،اون کار نیاز نیست.

135
00:08:51,071 --> 00:08:53,689
‫داخلش به نظر میرسه کاملاً دست نخورده باقی مونده...

136
00:08:54,277 --> 00:08:55,776
‫و خیلی بزرگه....

137
00:08:55,777 --> 00:08:57,638
‫اون روباه یا هر چیزی از طریق یه پنجره وارد شد.

138
00:08:57,639 --> 00:08:59,790
‫من میگم بریم بالا یه نگاهی بهش بندازیم.

139
00:08:59,791 --> 00:09:02,248
‫من میگم شما بدون من برین.

140
00:09:02,249 --> 00:09:04,235
‫تو مشکلی با کتابخونه‌ها داری؟!

141
00:09:04,236 --> 00:09:08,214
‫من قبلاً کتاب دستم گرفتم،و باید بهتون بگم...

142
00:09:08,215 --> 00:09:10,165
‫اونا دقیقاً چیزی برای من ندارن....

143
00:09:10,166 --> 00:09:12,202
‫اُه،درسته،متأسفم.

144
00:09:12,203 --> 00:09:15,016
‫اگه چیزی داشتن که میشد بهش گوش داد خبرم کنین.

145
00:09:20,084 --> 00:09:23,852
‫نگران نباش رفیق من دیگه هیچوقت مجبورت نمیکنم بری زیرِ زمین.

146
00:09:24,260 --> 00:09:25,748
‫تو میتونی با تاف این بیرون بمونی.

147
00:09:31,882 --> 00:09:33,334
‫چه خبرا؟

148
00:09:43,124 --> 00:09:45,258
‫اُه،اینجا تحسین برانگیزه.

149
00:09:45,259 --> 00:09:48,272
‫ارواح از هیچ هزینه‌ای برای طراحی اینجا دریغ نکردن.

150
00:09:48,273 --> 00:09:50,684
‫به اون ستون‌های زیبا نگاه کنین.

151
00:09:51,976 --> 00:09:53,118
‫چی خنده داره؟

152
00:09:53,119 --> 00:09:55,803
‫هیچی.فقط ما از معماری خوشمون میاد.

153
00:09:55,804 --> 00:09:57,495
‫منم همینطور.

154
00:10:00,347 --> 00:10:01,621
‫اُه،خدای دانش من!

155
00:10:01,622 --> 00:10:06,660
‫کارِ دستی این موزائیک‌ها از این سمبل پرنده خیلی نفیس پرداخته شده...

156
00:10:06,661 --> 00:10:09,890
‫اِه،جغدِ...خوشگل.

157
00:10:25,381 --> 00:10:27,676
‫میدونم شما اون پشتین.

158
00:10:31,296 --> 00:10:36,159
‫،سلام،من
‫پروفسور "زِی"،رئیس بخش جامعه شناسی از دانشگاه باسینگ سِیم.

159
00:10:36,924 --> 00:10:38,834
‫باید از همون جایی که اومدی،اینجا رو ترک کنی.

160
00:10:38,835 --> 00:10:42,480
‫مگر اینکه بخوای سر یه جامعه شناسم به مجموعه‌م اضافه کنی.

161
00:10:44,704 --> 00:10:47,648
‫شما همون روحی هستین که این کتابخونه رو به دنیای مادی آوردین؟

162
00:10:47,649 --> 00:10:50,291
‫یقیناً،من وان شی تانگم...

163
00:10:50,292 --> 00:10:52,549
‫کسی که ده هزار چیز میدونه....

164
00:10:52,550 --> 00:10:54,720
‫و شما به وضوح انسانید...

165
00:10:54,721 --> 00:10:58,116
‫که اتفاقاً دیگه جایی در مطالعات من ندارین....

166
00:10:58,117 --> 00:10:59,688
‫مشکلت با انسانها چیه؟

167
00:11:00,662 --> 00:11:04,893
‫،ههه،انسانها فقط برای کسب برتری نسبت به دیگر انسانها
‫خودشون رو تو زحمت برای یادگیری  میندازن...

168
00:11:04,894 --> 00:11:08,646
‫مثل اون آتش افزار که سالها پیش به اینجا اومد......

169
00:11:08,647 --> 00:11:11,614
‫دنبال این میگشت که دشمنش رو نابود کنه....

170
00:11:11,615 --> 00:11:12,445
‫پس...

171
00:11:12,446 --> 00:11:14,977
‫شما قصد نابودی کی رو دارین؟

172
00:11:14,978 --> 00:11:16,187
‫چی؟ اُه،نه...

173
00:11:16,187 --> 00:11:19,258
‫نه،نابودی‌ای در کار نیست،ما تو اون خط ها نیستیم....

174
00:11:19,259 --> 00:11:21,839
‫پس چرا به اینجا اومدین؟

175
00:11:23,540 --> 00:11:25,885
‫دانش،محض رضای دانش؟

176
00:11:26,719 --> 00:11:30,101
‫اگه میخواین به هر روحی که تا به حال شناخته شده دروغ بگین...

177
00:11:30,102 --> 00:11:32,605
‫باید حداقل یه کم آب و تاب بهش بدین....

178
00:11:32,947 --> 00:11:35,333
‫من دروغ نمیگم،من با آواتار اینجا اومدم و اون...

179
00:11:35,334 --> 00:11:38,014
‫پل بین دنیاهای ماست،خودش حرفام رو تأیید میکنه....

180
00:11:39,815 --> 00:11:42,358
‫آه،آره،من تأییدش میکنم.

181
00:11:42,973 --> 00:11:45,935
‫ما از دانش توی کتابخونه‌تون سوء استفاده نمیکنیم،روح خوب!

182
00:11:45,936 --> 00:11:47,371
‫من بهتون قول میدم.

183
00:11:48,778 --> 00:11:50,058
‫خیلی خب.

184
00:11:50,059 --> 00:11:52,944
‫من به شما اجازه میدم از مجموعه‌ی وسیع دانش من استفاده کنین...

185
00:11:52,945 --> 00:11:54,814
‫به یه شرط....

186
00:11:54,815 --> 00:12:00,700
‫،برای اثبات خودتون به عنوان پژوهشگر
‫باید دانشی ارزنده رو تقدیم کنین.

187
00:12:01,692 --> 00:12:04,984
‫لطفاً این جلد کتاب رو به عنوان اهدای من به کتابخانه‌تون قبول کنین.

188
00:12:04,985 --> 00:12:08,035
‫چاپ اول،خیلی خوب.

189
00:12:11,980 --> 00:12:13,999
‫من یه طومار آب افزاریه موثق و معتبر دارم.

190
00:12:14,774 --> 00:12:18,256
‫اُه...این نقاشی‌ها بسیار شکیله.

191
00:12:19,573 --> 00:12:22,474
‫آه،اُه،فهمیدم.

192
00:12:24,361 --> 00:12:26,437
‫فکر کنم اونم حساب میشه.

193
00:12:28,551 --> 00:12:30,689
‫اُه،روح بزرگ،اینو داشته باش!!

194
00:12:34,206 --> 00:12:36,977
‫این یه گره ویژه است!
‫اینم دانش حساب میشه.

195
00:12:37,370 --> 00:12:39,486
‫تو خیلی باهوش نیستی،مگه نه؟

196
00:12:41,509 --> 00:12:43,889
‫از کتابخانه لذت ببرید.

197
00:12:50,772 --> 00:12:52,325
‫اینقدری باهوش هستم که تو رو خر کنم.

198
00:12:56,127 --> 00:12:57,318
‫پس...

199
00:12:57,319 --> 00:12:59,211
‫تو پرواز رو دوست داری؟

200
00:13:01,674 --> 00:13:04,714
‫البته،من روی زمین راحت ترم،جایی که میتونم ببینم.

201
00:13:04,715 --> 00:13:07,668
‫خب،من جوری که تو میبینی،نمیبینم.

202
00:13:07,669 --> 00:13:10,663
‫من لرزش‌های درون زمین رو با پاهام احساس میکنم...

203
00:13:10,888 --> 00:13:13,648
‫اما این ماسه خیلی شل و وا رفته است....

204
00:13:13,649 --> 00:13:16,204
‫باعث میشه همه چیز کُرکی به نظر بیاد.

205
00:13:17,972 --> 00:13:19,591
‫نه اینکه کُرکی بودن مشکلی داشته باشه ها!

206
00:13:30,573 --> 00:13:33,056
‫هی،به این چیزای بزرگ و عجیب شیر-لاکپشتی نگاه کنین.

207
00:13:34,364 --> 00:13:35,778
‫اِه،من عجیب‌ترش هم دیدم.

208
00:13:35,779 --> 00:13:38,909
‫آنگ،میدونستی توی یکی از زندگی‌های گذشته‌ات چپ دست بودی؟

209
00:13:38,910 --> 00:13:40,642
‫همیشه میدونستم که خاصّم.

210
00:13:51,031 --> 00:13:53,743
‫تاریکترین روز در تاریخ ملت آتش.

211
00:13:54,472 --> 00:13:57,261
‫یه تاریخ بالاش هست،ولی چیز دیگه‌ای نمیگه.

212
00:14:04,415 --> 00:14:06,053
‫ساکا،کجا داری میری؟

213
00:14:06,054 --> 00:14:08,934
‫میخوام بدونم چه اتفاقی
‫برای ملت آتش توی تاریک‌ترین روزشون افتاد.

214
00:14:09,121 --> 00:14:10,606
‫این میتونه امیدوار کننده باشه.

215
00:14:12,526 --> 00:14:15,012
‫اطلاعات مربوط به ملت آتش باید درست همین بالا باشه.

216
00:14:18,631 --> 00:14:19,716
‫آتش افزارها.

217
00:14:19,717 --> 00:14:22,823
‫اونا هر چیزی رو که مربوط به ملت آتش بود نابود کردن.

218
00:14:23,518 --> 00:14:25,083
‫این خیلی نامردیه!

219
00:14:25,084 --> 00:14:27,765
‫درست وقتی که فکر میکنم یه قدم از ملت آتش جلو هستم...

220
00:14:27,766 --> 00:14:30,253
‫کاشف به عمل میاد که اونا خیلی وقت پیش ما رو اینجا شکست دادن....

221
00:14:30,785 --> 00:14:33,685
‫من باید بدونم چه اتفاقی تو تاریک‌ترین روز افتاد.

222
00:14:35,939 --> 00:14:38,921
‫سلام،آقا روباهه‌ی کوچولوی عجیب!

223
00:14:41,297 --> 00:14:43,721
‫به نظر میرسه داره سعی میکنه راهنماییت کنه.

224
00:14:44,263 --> 00:14:47,686
‫آم،حتماً،فکر کنم دنبالت بیام.

225
00:15:14,860 --> 00:15:17,322
‫این اتاق یه چیز شگفت انگیز واقعیه!

226
00:15:17,323 --> 00:15:18,999
‫یک اعجاب مکانیکی!

227
00:15:19,000 --> 00:15:22,175
‫این یه سیاره نماست که چرخه‌ی روز رو نشون میده.

228
00:15:24,992 --> 00:15:28,068
‫آه،این قشنگه،اما چجوری برای ما مفیده؟

229
00:15:28,069 --> 00:15:31,466
‫شاید این صفحات مدرج نمایانگر تاریخ و زمانه.

230
00:15:31,467 --> 00:15:34,363
‫ساکا،اون تاریخی که از اون تیکه کاغذ برداشتی امتحان کن.

232
00:15:36,651 --> 00:15:39,746
‫جلوی اون روباه نگو،اون با جغده است.

233
00:15:58,992 --> 00:16:04,319
‫،واو،باید این مسئولیت رو به تو واگزار کنم
‫قطعاً بهترین جا رو برای تعطیلات کوتاه انتخاب کردی.

234
00:16:07,969 --> 00:16:09,989
‫هی،صبر کن،برای خورشید چه اتفاقی افتاد؟

235
00:16:10,722 --> 00:16:13,166
‫عالیه،حتماً خرابش کردی.

236
00:16:13,167 --> 00:16:14,967
‫خراب نشده.

237
00:16:16,689 --> 00:16:20,003
‫خورشید پشت ماهه.این یه خورشید گرفتگیه.

238
00:16:20,004 --> 00:16:23,607
‫این به معنای واقعی کلمه،تاریک‌ترین روز تاریخ ملت آتشه.

239
00:16:23,608 --> 00:16:28,320
‫حتماً اتفاق وحشتناکی اون روز افتاده،نمیدونم چی،اما میدونم چرا!

240
00:16:28,321 --> 00:16:31,881
‫آتش افزارها قدرتشون رو در طول خورشید گرفتگی از دست میدن.

241
00:16:31,882 --> 00:16:33,196
‫ببخشید.

242
00:16:33,197 --> 00:16:34,480
‫این با عقل جور در میاد.

243
00:16:34,481 --> 00:16:38,414
‫منظورم اینه فکرش رو بکنین ماه گرفتگی
‫توی قطب شمال چه بلایی سر آب افزارها آورد.

244
00:16:38,415 --> 00:16:39,829
‫این خیلی بزرگه.

245
00:16:42,968 --> 00:16:44,892
‫خیلی خب،تو بدستش آوردی.

246
00:16:46,999 --> 00:16:49,694
‫ما باید این اطلاعات رو به پادشاه خاک توی باسینگ سِی برسونیم.

247
00:16:49,695 --> 00:16:54,200
‫ما منتظر خورشید گرفتگی بعدی میمونیم
‫و وقتی که ملت آتش کاملاً بی‌توان شد بهشون حمله میکنیم.

248
00:16:54,201 --> 00:16:56,495
‫پادشاه آتش شکست میخوره!

249
00:16:57,477 --> 00:16:59,780
‫فانی ها خیلی قابل پیش بینی هستن.

250
00:16:59,781 --> 00:17:02,301
‫و دروغگوهای خیلی افتضاح.

251
00:17:07,815 --> 00:17:09,790
‫شما به اعتماد من خیانت کردین.

252
00:17:09,791 --> 00:17:14,568
‫از همون اول شما قصد سوء استفاده
‫از این اطلاعات برای اهداف شیطانی داشتین.

253
00:17:14,802 --> 00:17:18,268
‫تو نمیفهمی،اگه کسی شیطان باشه،اون ملت آتشه.

254
00:17:18,269 --> 00:17:22,195
‫تو دیدی که اونا با کتابخونه‌ات چیکار کردن.
‫اون خرابکار و خطرناک هستن.

255
00:17:22,196 --> 00:17:23,998
‫ما به این اطلاعات نیاز داریم.

256
00:17:24,244 --> 00:17:28,107
‫تو فکر میکنی اولین کسی هستی که فکر میکنه جنگش موجهه؟

257
00:17:28,108 --> 00:17:33,555
‫،افراد بیشماری قبل از شما اینجا اومدن
‫دنبال اسلحه یا نقطه ضعف یا استراتژی جنگی میگشتن.

258
00:17:33,556 --> 00:17:35,035
‫ما انتخاب دیگه‌ای نداشتیم.

259
00:17:35,036 --> 00:17:38,187
‫خواهش میکنم،ما فقط داریم دست و پا میزنیم
‫تا از کسانی که دوست داریم محافظت کنیم.

260
00:17:38,188 --> 00:17:42,092
‫و حالا،من میخوام از چیزی که دوستش دارم محافظت کنم.

261
00:17:45,752 --> 00:17:47,383
‫داری چیکار میکنی؟

262
00:17:47,676 --> 00:17:49,822
‫دارم دانشم رو پس میگیرم.

263
00:17:49,823 --> 00:17:52,730
‫هیچ کس و هیچوقت دوباره ازش سوء استفاده نمیکنه.

264
00:17:52,731 --> 00:17:55,536
‫اون داره ساختمون رو غرق میکنه! باید از اینجا بریم بیرون.

265
00:17:55,537 --> 00:17:58,193
‫متأسفانه نمیتونم اجازه‌ی همچین کاری رو بهتون بدم.

266
00:17:58,194 --> 00:18:00,455
‫همین الآنشم زیادی میدونین.

267
00:18:10,631 --> 00:18:14,323
‫قبلاً هم بهت گفتم،نمیخوام جمع‌تر از این پیشت بشینم.

268
00:18:18,419 --> 00:18:19,839
‫کتابخونه داره غرق میشه.

269
00:18:19,840 --> 00:18:21,718
‫کتابخونه داره غرق میشه!

270
00:18:51,632 --> 00:18:53,698
‫روح کبیر دانش،بهتون التماس میکنم.

271
00:18:53,699 --> 00:18:57,981
‫مجموعه‌ی وسیع کتاب‌هاتون رو نابود نکنین.

272
00:19:09,262 --> 00:19:11,615
‫ما باید برگردیم به سطح زمین.

273
00:19:13,600 --> 00:19:15,201
‫ساکا،بیا بریم!

274
00:19:15,202 --> 00:19:17,856
‫اما هنوز نمیدونیم خورشید گرفتگی بعدی کی اتفاق میافته.

275
00:19:17,857 --> 00:19:20,082
‫احمق بازی در نیار،بعداً میفهمیم.

276
00:19:20,083 --> 00:19:21,268
‫نه،نمیفهمیم.

277
00:19:21,269 --> 00:19:23,945
‫اگه اینجا رو ترک کنیم هیچوقت این اطلاعات رو بدست نمیاریم.

278
00:19:24,081 --> 00:19:26,610
‫آنگ با من به اتاق سیاره نما بیا،من به پشتیبانی نیاز دارم.

279
00:19:26,744 --> 00:19:29,029
‫کاتارا،مومو رو بردار و از اینجا برین بیرون.

280
00:19:29,030 --> 00:19:29,562
‫،اما

281
00:19:29,563 --> 00:19:30,495
‫برین.

282
00:19:30,496 --> 00:19:32,582
‫عجله کن ساکا.

283
00:19:47,199 --> 00:19:49,486
‫الآن دیگه چه خبر شده؟

284
00:19:57,656 --> 00:19:59,130
‫کی اونجاست؟

285
00:20:06,327 --> 00:20:07,785
‫ما چرا داریم اینکار رو میکنیم؟

286
00:20:07,786 --> 00:20:10,607
‫چون اگه این تقویم میتونه
‫به ما در مورد خورشید گرفتگی در گذشته بگه...

287
00:20:10,608 --> 00:20:13,118
‫پس،شاید بتونه بگه بعدی کی هست....

288
00:20:13,119 --> 00:20:15,378
‫تو که نمیتونی هر تاریخی رو چک کنی.

289
00:20:15,379 --> 00:20:16,429
‫مجبور نیستم.

290
00:20:16,430 --> 00:20:19,600
‫ما فقط باید تمام تاریخ‌های قبل از اومدن شهاب سوزِن رو چک کنیم...

291
00:20:19,601 --> 00:20:21,296
‫چون بعد از اون......

292
00:20:21,297 --> 00:20:23,297
‫خب،سعی کن به بعدش فکر نکنی....

293
00:20:43,350 --> 00:20:45,033
‫یالا،خورشید گرفتگی!

294
00:20:47,820 --> 00:20:50,238
‫همینه،خورشید گرفتگی.

295
00:20:50,559 --> 00:20:52,339
‫فقط چند ماه مونده بهش!

296
00:20:53,631 --> 00:20:56,951
‫نوشتمش،حالا بزن بریم به باسینگ سِی.

297
00:21:14,252 --> 00:21:16,602
‫مجبورم نکنین اینو ول کنم.

298
00:21:26,032 --> 00:21:29,185
‫نه،دیگه غرق نشو!

299
00:21:33,186 --> 00:21:34,211
‫نــــــه!

300
00:21:35,075 --> 00:21:36,553
‫متأسفم آپا.

301
00:21:55,620 --> 00:22:00,062
‫حداقل یه نمونه خواهم داشته که به مجموعه‌ام اضافه کن.

302
00:22:09,063 --> 00:22:12,402
‫آب افزاریت اینجا زیاد بدردت نمیخوره.

303
00:22:12,403 --> 00:22:19,007
‫من شیوه‌ی قبیله‌ی آب شمال،جنوبی
‫و حتی شیوه‌ی مرداب مه آلود هم مطالعه کردم.

304
00:22:24,677 --> 00:22:27,956
‫اینم اسمش شیوه‌ی ساکائه،یادش بگیر!

305
00:22:33,668 --> 00:22:36,443
‫صبر کنین،پروفسور،بیاین بریم.

306
00:22:36,444 --> 00:22:41,855
‫،من اینجا رو ترک نمیکنم،نمیتونم
‫من خیلی وقت صرف پیدا کردن اینجا کردم...

307
00:22:41,856 --> 00:22:45,250
‫دیگه هیچ مجموعه‌ی دانشی مثل این روی زمین نیست....

308
00:22:46,449 --> 00:22:49,460
‫من میتونم تا ابد اینجا بمونم.

309
00:22:49,892 --> 00:22:50,824
‫فقط برو.

310
00:23:18,720 --> 00:23:21,293
‫ما پیداش کردیم،یه خورشید گرفتگیه دیگه داره میاد.

311
00:23:21,294 --> 00:23:23,479
‫ملت آتش الآن دیگه تو دردسر افتاده.

312
00:23:26,235 --> 00:23:27,578
‫آپا کجاست؟

313
00:23:34,000 --> 00:24:20,000
‫(Hamid۷۴)ترجمه و زیرنویس : حمید وِتر
‫(Hamid Vetr)
‫https://tvcenter.cc
