1
00:00:02,096 --> 00:00:04,468
‫<font color=۰۰۶۷CE>"آب"</font>

2
00:00:04,469 --> 00:00:06,342
‫<font color=#۰۰AE۰۰>"خاک"</font>

3
00:00:06,343 --> 00:00:08,451
‫<font color=Red>"آتش"</font>

4
00:00:08,452 --> 00:00:09,743
‫<font color="#۸۰FFFF">"باد"</font>

5
00:00:10,809 --> 00:00:14,943
‫"خیلی وقت پیش هر ۴ ملت با نظم خاصی کنار هم زندگی میکردند"

6
00:00:14,944 --> 00:00:19,022
‫"بعد همه چی با حمله‌ی ملت آتش تغییر کرد"

7
00:00:19,223 --> 00:00:23,335
‫"تنها آواتار،مسلط به هر ۴ عنصر میتونست اونها رو متوقف کنه"

8
00:00:23,336 --> 00:00:26,495
‫"اما وقتی دنیا بیش از همیشه بهش نیاز داشت،ناپدید شد"

9
00:00:26,836 --> 00:00:30,657
‫"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جدید رو پیدا کردیم"

10
00:00:30,658 --> 00:00:32,497
‫"یه باد افزار به اسم آنگ"

11
00:00:32,598 --> 00:00:34,703
‫"و با اینکه مهارت‌های باد افزاریش عالی هستن"

12
00:00:34,704 --> 00:00:38,436
‫"خیلی چیزا هست که باید قبل از نجات کسی یاد بگیره"

13
00:00:38,437 --> 00:00:42,059
‫"اما من باور دارم،آنگ میتونه دنیا رو نجات بده"

14
00:00:47,189 --> 00:00:49,700
‫آنچه در آواتار گذشت...

15
00:00:49,950 --> 00:00:52,685
‫آواتار دختر من رو دزدیده.

16
00:00:53,596 --> 00:00:58,308
‫،من ازتون میخوام هر کاری که لازمه انجام بدین
‫تا اونو برگردونین خونه.

17
00:01:03,409 --> 00:01:06,713
‫ماسه افزارها! برید ببینم! از گاومیش فاصله بگیرین.

18
00:01:07,019 --> 00:01:08,033
‫کتابخونه داره غرق میشه.

19
00:01:08,133 --> 00:01:10,144
‫کتابخونه داره غرق میشه!

20
00:01:17,287 --> 00:01:18,493
‫نــــــه!

21
00:01:18,885 --> 00:01:20,387
‫متأسفم آپا.

22
00:01:20,594 --> 00:01:21,711
‫آپا کجاست؟

23
00:01:28,500 --> 00:01:33,500
‫<font color=۰۰AE۰۰>خاک</font> : کتاب دوم
‫قسمت یازدهم : بیابان

24
00:01:34,000 --> 00:01:37,000
‫<font color=Red>(CyrusGreat)حمید وِتر</font> : ترجمه و زیرنویس
‫<font color=Red>(Hamid Vetr)</font>
‫<font color=Orange>TvCenter</font>

26
00:01:42,540 --> 00:01:45,627
‫چطور تونستی بهشون اجازه بدی تا آپا رو ببرین؟
‫چرا متوقفشون نکردی؟

27
00:01:45,627 --> 00:01:49,818
‫نمیتونستم! کتابخونه داشت غرق میشد! شما هنوز تو بودین و...

28
00:01:49,819 --> 00:01:52,627
‫میتونستی بیای دنبالمون! من میتونستم نجاتش بدم!

29
00:01:52,627 --> 00:01:55,127
‫من به سختی میتونم هیچ لرزشی رو اینجا احساس کنم.

30
00:01:55,127 --> 00:01:58,039
‫ماسه افزارها منو غافلگیر کردن و وقت نبود برای...

31
00:01:58,039 --> 00:02:01,470
‫تو فقط اهمیتی نمیدادی! تو هیچوقت از آپا خوشت نمیومد!
‫خیلی دوست داشتی اون بره!

32
00:02:01,627 --> 00:02:06,127
‫،آنگ،بس کن،میدونی تاف هر کاری از دستش بر میومد کرد
‫اون جون ما رو نجات داد.

33
00:02:06,627 --> 00:02:09,627
‫الآن کی میخواد جون ما رو نجات بده؟
‫ما هیچوقت نمیتونیم از اینجا جون سالم به در ببریم.

34
00:02:09,627 --> 00:02:12,627
‫تمام چیزی که شما بهش اهمیت میدین همینه،خودتون!

35
00:02:12,627 --> 00:02:15,427
‫شما اهمیت نمیدین که آپا حالش خوبه،یا نه.

36
00:02:15,627 --> 00:02:19,127
‫ما همه نگرانیم،اما الآن کاری از دستمون بر نمیاد.

37
00:02:19,627 --> 00:02:21,527
‫من میرم دنبال آپا.

38
00:02:22,627 --> 00:02:24,127
‫آنگ،صبر کن!

39
00:02:26,627 --> 00:02:30,627
‫،بهتره زودتر راه بیافتیم
‫ما تنها افرادی هستیم که از خورشید گرفتگی خبر داریم.

40
00:02:30,627 --> 00:02:33,627
‫باید اون اطلاعات رو به باسینگ سِی برسونیم.

41
00:02:35,127 --> 00:02:38,127
‫فکر میکنی اگه اون جغد غول رو
‫از اون پایین در بیاریم،ما رو میرسونه؟

42
00:02:46,627 --> 00:02:47,627
‫شاید باید اردو بزنیم.

43
00:02:48,127 --> 00:02:51,528
‫نه،خواهش میکنم،بخاطر من واینستا.

44
00:03:03,127 --> 00:03:05,127
‫الآن دیگه چی شده؟

45
00:03:12,627 --> 00:03:17,627
‫کُلنل "مانکِی" عجب سورپرایز خوبی!

46
00:03:18,127 --> 00:03:22,627
‫اگه از اینکه ما اینجاییم سورپرایز شدی،پس اژدهای غرب راهش رو گم کرده.
‫(اژدهای غرب لقب آیروئه)

47
00:03:29,127 --> 00:03:30,627
‫تو اینها رو میشناسی؟

48
00:03:31,127 --> 00:03:36,127
‫البته،کلنل مانکِی و کرگدن‌های خشمگین افسانه‌ای هستن.

49
00:03:36,627 --> 00:03:39,627
‫هر کدومشون متخصص یه سلاحه.

50
00:03:39,627 --> 00:03:43,627
‫همچنین اونا یه گروه قابلِ خوانندگی هستن!

51
00:03:44,127 --> 00:03:48,127
‫ما اینجا نیومدیم کنسرت بدیم،اومدیم فراری‌ها رو تحویل بدیم.

52
00:03:49,127 --> 00:03:54,127
‫اولش یه کم چایی میل دارین؟ من که خیلی دلم میخواد.
‫تو چی،"کاچی"؟

53
00:03:54,127 --> 00:03:58,569
‫،من تو رو به عنوان یه آدمی که عاشق چای یاسمنه میشناسم
‫درست میگم؟

54
00:03:58,627 --> 00:04:01,229
‫حرف مفت دیگه بسه! دوره‌شون کنین!

55
00:04:42,127 --> 00:04:44,127
‫دیدن دوستان قدیمی خیلی خوبه.

56
00:04:44,127 --> 00:04:47,127
‫خیلی بد که تو هیچ دوست قدیمی‌ای نداری که نخواد بهت حمله کنه.

57
00:04:47,552 --> 00:04:52,127
‫هومم...دوستان قدیمی که نخوان بهم حمله کنن...

58
00:05:05,127 --> 00:05:06,627
‫نمیتونی ببینی کجا...

59
00:05:06,627 --> 00:05:07,627
‫نه.

60
00:05:07,627 --> 00:05:09,127
‫درست! ببخشید!

61
00:05:09,127 --> 00:05:11,127
‫یالا بچه‌ها! ما باید نزدیک هم باشیم.

62
00:05:11,680 --> 00:05:15,127
‫اگه یه کم دیگه عرق کنم، فکر نکنم نزدیک هم بودن دیگه مشکلی باشه!

63
00:05:15,127 --> 00:05:17,595
‫کاتارا؟ میتونم یه کم آب بخورم؟

64
00:05:17,627 --> 00:05:20,503
‫باشه،اما باید سعی کنیم صرفه جویی کنیم.

65
00:05:25,352 --> 00:05:27,352
‫ما داریم آبی که برای آب افزاری استفاده میکنی رو میخوریم؟

66
00:05:29,627 --> 00:05:31,627
‫تو از این روی اون یارو مردابیه استفاده کردی!

67
00:05:32,627 --> 00:05:34,127
‫طعم مردابم میده.

68
00:05:36,544 --> 00:05:38,336
‫متأسفم،این همه‌ی چیزیه که داریم.

69
00:05:39,127 --> 00:05:40,627
‫دیگه نه! نگاه کنین!

70
00:05:44,627 --> 00:05:47,755
‫ساکا! صبر کن،تو نباید گیاه‌های ناآشنا رو بخوری!

71
00:05:50,127 --> 00:05:52,127
‫توی اینا آب ذخیره شده!

72
00:05:52,127 --> 00:05:53,127
‫نمیدونم...

73
00:05:53,127 --> 00:05:56,108
‫از خودتون پذیرایی کنین،با این حال خیلی عطش رو از بین میبره.

74
00:06:02,627 --> 00:06:04,252
‫آب کاکتوس بنوشین!

75
00:06:04,252 --> 00:06:07,252
‫،این تشنگی‌تون رو رفع میکنه
‫هیچی از این بهتر تشنگی رو رفع نمیکنه.

76
00:06:07,252 --> 00:06:09,208
‫این تشنگی رفع کنه!

77
00:06:09,627 --> 00:06:12,010
‫خیلی خب،فکر کنم به اندازه‌ی کافی خوردی.

78
00:06:12,613 --> 00:06:14,227
‫کی تاف رو آتیش زده؟

79
00:06:18,127 --> 00:06:19,627
‫میتونم یه کم از اون کاکتوس بخورم؟

80
00:06:20,127 --> 00:06:23,306
‫فکر نمیکنم،ایده‌ی خوبی باشه.
‫یالا باید آنگ رو پیدا کنیم.

81
00:06:26,627 --> 00:06:30,127
‫ما چجوری وسط این اقیانوس اومدیم؟!

83
00:06:41,127 --> 00:06:42,627
‫آپا؟

84
00:06:47,627 --> 00:06:48,627
‫آپا؟

85
00:06:56,027 --> 00:06:57,688
‫نه...

86
00:06:59,684 --> 00:07:01,320
‫نـــه!

87
00:07:10,064 --> 00:07:11,064
‫اون چیه؟

88
00:07:11,368 --> 00:07:12,704
‫چی؟ چی چیه؟

89
00:07:12,704 --> 00:07:16,196
‫یه قاچ بزرگه.

90
00:07:16,196 --> 00:07:18,524
‫شاید دوست باشه!

91
00:07:18,844 --> 00:07:21,344
‫،فقط بیاین به حرکت ادامه بدیم
‫امیدوارم آنگ حالش خوب باشه...

92
00:07:21,396 --> 00:07:26,233
‫قارچِ دوست! دوست قَرچیِ بوزرگ!

93
00:07:29,532 --> 00:07:34,092
‫آره یه دختر پابرهنه و کور و دوستاش چند روز پیش از اینجا رد شدن.

94
00:07:34,092 --> 00:07:37,773
‫هیچ اشاره‌ای نکردن که کجا دارن میرن؟

95
00:07:38,400 --> 00:07:41,397
‫شاید بتونی یه کم انگیزه بهم بدی؟

96
00:07:41,400 --> 00:07:44,704
‫داری پیشنهاد میدی که انگشتات رو بشکنم؟

97
00:07:44,744 --> 00:07:49,214
‫اونا رفتن توی بیابون!
‫خیلی بده که اونا تقریباً هیچ شانسی برای زنده موندن ندارن.

98
00:07:49,556 --> 00:07:53,349
‫مشکلی نیست،چون اون مرده یا زنده میخوادش.

99
00:07:53,585 --> 00:07:58,093
‫نه باید زنده باشه!
‫من مطمئنم پدرش اونو زنده میخواد.

100
00:07:58,204 --> 00:08:01,708
‫هی نگاه کن...پوستر تحت تعیقب‌های ملت آتش.

101
00:08:01,850 --> 00:08:03,007
‫خب؟

102
00:08:04,032 --> 00:08:07,021
‫خب،ببین کی اینجاست.

103
00:08:25,148 --> 00:08:28,872
‫متأسفم آنگ،میدونم الآن برات سخته...

104
00:08:28,873 --> 00:08:30,786
‫اما ما باید روی بیرون رفتن از اینجا تمرکز کنیم....

105
00:08:30,787 --> 00:08:32,076
‫فرقش چیه؟

106
00:08:32,177 --> 00:08:33,972
‫ما بدون آپا زنده نمیمونیم.

107
00:08:34,093 --> 00:08:35,397
‫همه‌مون میدونیم.

108
00:08:35,398 --> 00:08:38,206
‫یالا،آنگ،اگه با هم کار کنیم میتونیم موفق بشیم.

109
00:08:38,206 --> 00:08:39,040
‫درسته تاف؟

110
00:08:39,140 --> 00:08:43,336
‫،تا اونجایی که من میتونم احساس کنم
‫ما توی یه کاسه‌ی بزرگ از پوره‌ی ماسه گیر افتادیم.

111
00:08:43,565 --> 00:08:45,066
‫من که هیچی به ذهنم نمیرسه.

112
00:08:45,158 --> 00:08:47,575
‫ساکا؟ نظری نداری که چجوری میتونیم باسینگ سِی رو پیدا کنیم؟

113
00:08:47,675 --> 00:08:51,377
‫چرا از این پرنده‌هایی که میچرخن نمیپرسیم؟

114
00:09:07,735 --> 00:09:11,661
‫آه،...ما از این بیابون میریم بیرون و با هم،هم اینکار رو انجام میدیم.

115
00:09:11,667 --> 00:09:15,894
‫آنگ،بلند شو،همه دستای هم رو بگیرن،ما از پسش بر میاییم.

116
00:09:16,144 --> 00:09:17,459
‫مجبوریم.

117
00:09:36,769 --> 00:09:38,726
‫فکر میکنم باید برای شب وایسیم.

118
00:09:41,601 --> 00:09:43,402
‫هیچ آبی نمونده؟

119
00:09:43,759 --> 00:09:46,762
‫این آخرشه،همه میتونن یه کم ازش بخورن.

120
00:09:49,787 --> 00:09:53,596
‫مومو،نه! تو همه‌ی ما رو کشتی!

121
00:09:53,799 --> 00:09:55,504
‫نه،اینکار رو نکرد.

122
00:09:56,108 --> 00:09:59,023
‫اُه،آره،آب افزاری.

123
00:10:01,739 --> 00:10:04,558
‫ساکا،بذار چیزایی که از کتابخونه آوردی رو ببینم.

124
00:10:04,607 --> 00:10:08,022
‫چی؟! من چیزی ندزدیدم! کی بهت گفته؟

125
00:10:08,228 --> 00:10:12,150
‫کار تو بود! تو منو لو دادی!

126
00:10:12,955 --> 00:10:15,159
‫ساکا،من اونجا بودم.

127
00:10:16,962 --> 00:10:21,086
‫مهم نیست،هیچکدوم اونا بهمون نمیگن آپا کجاست.

128
00:10:21,191 --> 00:10:24,606
‫نه،اما میتونیم بفهمیم باسینگ سِی کدوم وریه.

129
00:10:25,001 --> 00:10:26,921
‫میتونیم از ستاره ها برای راهنماییمون استفاده کنیم.

130
00:10:27,233 --> 00:10:30,941
‫اینطوری میتونیم شب که خنکتره حرکت کنیم و روز استراحت.

131
00:10:33,757 --> 00:10:37,773
‫فقط سعی کنین یه کم بخوابین،چند ساعت دیگه دوباره شروع میکنیم.

132
00:10:41,333 --> 00:10:45,350
‫اینجا هیچ کس بهمون کمک نمیکنه.
‫اینا همه‌شون شبیه آدمای کثیفِ ولگردن.

133
00:10:45,455 --> 00:10:47,058
‫ما هم همینطور.

134
00:10:47,673 --> 00:10:51,189
‫آه،این جالبه.

135
00:10:51,694 --> 00:10:54,997
‫فکر کنم دوستمون رو پیدا کردم.

136
00:10:56,283 --> 00:10:58,816
‫تو ما رو آوردی اینجا تا روی پای شو شرط بندی کنی؟

137
00:10:58,816 --> 00:11:02,026
‫فکر نمیکنم یه شرط بندی باشه.

138
00:11:04,349 --> 00:11:05,953
‫بیا همین الآن بگیریمشون!

139
00:11:06,174 --> 00:11:08,683
‫اینجا پر از آدمای در مونده و بدبخته...

140
00:11:09,038 --> 00:11:10,885
‫اگه بفهمن داریم برای جایزه اینکار رو میکنیم......

141
00:11:10,885 --> 00:11:16,902
‫ممکنه مجبور بشیم با همه‌شون مبارزه کنیم...
‫فقط برای اینکه جایزه‌مون رو حفظ کنیم،صبور باش.

142
00:11:18,212 --> 00:11:20,121
‫اجازه هست بازی کنم؟

143
00:11:21,125 --> 00:11:23,332
‫میهمان بازی رو شروع میکنه.

144
00:11:27,249 --> 00:11:29,947
‫میبینم به شروع بازی با مهره‌ی نیلوفر سفید علاقه داری.

145
00:11:30,036 --> 00:11:32,936
‫زیاد نیستن افرادی که به روش های قدیمی وفادار موندن.

146
00:11:33,837 --> 00:11:37,153
‫اونایی که هستن همیشه میتونن یه دوست پیدا کنن.

147
00:11:37,154 --> 00:11:39,056
‫پس بذار بازی کنیم.

148
00:11:54,869 --> 00:12:00,700
‫خوش آمدی برادر،نیلوفر سفید همیشه آغوشش رو
‫به روی کسانی که رازش رو میدونن باز میکنه.

149
00:12:00,913 --> 00:12:03,527
‫شما دوتا پیر پر حرف دارین در مورد چی حرف میزنین؟

150
00:12:03,885 --> 00:12:08,822
‫من همیشه سعی کردم بهت بگم که پای شو بیشتر از یه بازی ساده است.

151
00:12:11,243 --> 00:12:14,857
‫من کل شب رو منتظر این آدمای عجیب غریب نمیمونم
‫تا چرت و پرتاشون تموم بشه!

152
00:12:16,429 --> 00:12:20,554
‫دیگه تمومه! شما دوتا فراری با من میاین!

153
00:12:20,948 --> 00:12:25,885
‫میدونستم! شما دوتا خلافکار تحت تعقیب
‫با یه جایزه‌ی بزرگ برای سرتون هستین!

154
00:12:25,888 --> 00:12:27,397
‫فکر کردم گفتی اون کمک میکنه!

155
00:12:27,509 --> 00:12:29,912
‫میکنه.فقط تماشا کن.

156
00:12:30,113 --> 00:12:33,032
‫فکر کردین شما دستگیرشون میکنین
‫و تمام اون طلاها رو به جیب میزنین؟

157
00:12:33,530 --> 00:12:35,040
‫طلا؟

158
00:12:39,964 --> 00:12:42,671
‫آه...شاید ما نباید اینکار رو میکردیم!

159
00:13:13,361 --> 00:13:16,169
‫یالا،بلندشو،باید راه بیافتیم.

160
00:13:20,099 --> 00:13:25,212
‫تا دیروز دهنم طعم گِل میداد،حالا طعم ماسه میده.

161
00:13:25,212 --> 00:13:28,225
‫هیچوقت فکرشم نمیکردم دلم برای طعم گِل اینقدر تنگ بشه.

162
00:13:28,938 --> 00:13:31,578
‫من بیدارم،نتونستم بخوابم.

163
00:13:31,976 --> 00:13:35,305
‫خب،باید حرکتمون رو ادامه بدیم
‫اگه میخوایم از این گودال ماسه بیرون بریم.

165
00:13:39,035 --> 00:13:41,852
‫آپا؟ اما پرنسس یو اِی چرا باید به اون نیاز داشته باشه؟

166
00:13:41,852 --> 00:13:44,976
‫اون ماهه! خودش میتونه پرواز کنه!

167
00:13:48,159 --> 00:13:49,943
‫فقط یه ابره!

168
00:13:49,943 --> 00:13:51,960
‫صبر کن،یه ابر!

169
00:13:52,061 --> 00:13:55,877
‫بیا،برو بالا و آب رو از توی اون ابر کنترل کن توی مَشک من.

170
00:14:13,434 --> 00:14:15,846
‫واو...به سختی چیزی این تو پیدا میشه.

171
00:14:15,846 --> 00:14:19,641
‫،ببخشید،باشه! این یه ابر صحراییه
‫من هر کاری از دستم بر میومد کردم!

172
00:14:19,641 --> 00:14:21,869
‫بقیه دارن چیکار میکنن! تو داری چیکار میکنی؟

173
00:14:23,614 --> 00:14:27,917
‫سعی میکنم همه رو کنار هم نگه دارم،فقط بیا به حرکتمون ادامه بدیم.

174
00:14:27,917 --> 00:14:29,638
‫باید به این سمت بریم.

175
00:14:32,477 --> 00:14:38,420
‫آوو! مرض مرده!
‫دیگه حالم از اینکه نمیتونم احساس کنم کجا دارم میرم بهم خورده.

176
00:14:38,420 --> 00:14:41,619
‫و آخه کدوم احمقی یه قایق رو وسط بیابون دفن میکنه؟

177
00:14:41,619 --> 00:14:42,582
‫یه قایق؟

178
00:14:42,649 --> 00:14:46,266
‫باور کن،اینقدر محکم بهش زدم که یه عالمه لرزش احساس کنم.

179
00:14:57,559 --> 00:15:00,067
‫این یکی از گلایدرهاییه که ماسه افزارها ازش استفاده میکنن!

180
00:15:00,221 --> 00:15:02,728
‫و نگاه! یه نوع قطبنما هم روش داره!

181
00:15:03,078 --> 00:15:05,478
‫شرط میبندم میتونه راه خروج از اینجا رو بهمون نشون بده.

182
00:15:06,790 --> 00:15:10,816
‫آنگ،تو میتونی باد رو تولید کنی تا ما بتونیم برونیمش!
‫ما موفق میشیم.

183
00:15:23,192 --> 00:15:26,010
‫باعث افتخاره که به یه همچین عضو عالی رتبه‌ای...

184
00:15:26,010 --> 00:15:28,122
‫از محفل نیلوفر سفید خوش آمد بگم....

185
00:15:28,126 --> 00:15:31,250
‫یه استاد اعظم بودن،باعث میشه حتماً رازهای زیادی رو بدونین.

186
00:15:32,454 --> 00:15:36,268
‫حالا که پای شوت رو بازی کردی میخوای به گلها رسیدگی کنی...

187
00:15:36,268 --> 00:15:38,789
‫یا یه نفر از این گروه میخواد یه کمک واقعی به ما بکنه؟...

188
00:15:39,000 --> 00:15:41,525
‫باید برادر زاده‌م رو ببخشید.

189
00:15:41,525 --> 00:15:47,358
‫اون زیاد تو این چیزا وارد نیست و درک درستی از هنرهای سِری نداره.

190
00:15:49,868 --> 00:15:51,672
‫کی به درِ نگهبان میزنه؟

191
00:15:51,673 --> 00:15:55,901
‫کسی که میوه رو خورده و طعم رموزش رو چشیده.

192
00:16:02,431 --> 00:16:06,068
‫متأسفانه فقط مخصوص اعضاست،همین بیرون منتظر بمون.

193
00:16:21,400 --> 00:16:25,121
‫با توجه به نقشه‌ی من به نظر نمیرسه
‫عقربه‌ی روی این قطبنما شمال رو نشون بده.

194
00:16:25,823 --> 00:16:27,334
‫سخت نگیر خانم کوچولو!

195
00:16:28,041 --> 00:16:31,977
‫،من مطمئنم اون دوستای ماسه‌ای که این عزیز دل رو درست کردن
‫میدونن چجوری این اطراف باهاش بگردن.

196
00:16:33,699 --> 00:16:37,511
‫اون باید چیزی باشه که قطبنما بهش اشاره میکنه،اون صخره‌ی بزرگ!

197
00:16:37,511 --> 00:16:39,420
‫باید مرکز مغناطیسی صحرا باشه.

198
00:16:39,624 --> 00:16:42,966
‫یه صخره؟ آره،بزن بریم!

199
00:16:43,012 --> 00:16:44,646
‫شاید بتونیم یه کم آب اونجا پیدا کنیم.

200
00:16:44,746 --> 00:16:48,042
‫شاید بتونیم چندتا ماسه افزار پیدا کنیم.

201
00:16:57,480 --> 00:17:02,903
‫آهـــــه...بالآخره،زمین سخت!

202
00:17:10,184 --> 00:17:14,620
‫فکر کنم سرم داره از آب کاکتوس خالی میشه و نگاه!

203
00:17:19,452 --> 00:17:21,923
‫مزه‌اش شبیه گوشت فاسد پنگوئنه!

204
00:17:21,923 --> 00:17:24,217
‫آووو،احساس گیجی میکنم.

205
00:17:24,517 --> 00:17:27,145
‫تو تمام روز به خاطر آب کاکتوس توهم زده بودی،حالا...

206
00:17:27,145 --> 00:17:30,657
‫الآن رفتی یه چیزی رو که به دیوار یه غار چسبیده میلیسی ؟...

207
00:17:31,057 --> 00:17:32,969
‫من حس کنجکاوی ذاتی دارم!

208
00:17:33,068 --> 00:17:37,987
‫فکر نمیکنم این یه غار معمولی باشه،اینجا توسط یه چیزی درست شده.

209
00:17:38,593 --> 00:17:41,099
‫آره...به شکل و شمایلش نگاه کنین.

210
00:17:41,503 --> 00:17:45,119
‫یه چیزی اینجا داره وِزوِز میکنه،چیزی که داره دنبال ما میاد!

211
00:18:12,485 --> 00:18:15,018
‫داری چیکاری میکنی؟ اون سنگ نزدیک بود منو له کنه!

212
00:18:15,021 --> 00:18:17,637
‫ببخشید،نمیتونم ببینم کجای آسمونن.

213
00:18:18,049 --> 00:18:19,349
‫این یکی با من.

214
00:18:21,870 --> 00:18:23,573
‫ساکا،اونجا چیزی نیست.

215
00:18:24,985 --> 00:18:27,393
‫فکر میکنم سر به اون پاکی‌ای که فکر میکردم نیست.

216
00:18:27,694 --> 00:18:30,609
‫ما باید از اینجا بریم،من دیگه آبم تموم شده!

217
00:18:32,113 --> 00:18:33,411
‫مومو!

218
00:18:33,760 --> 00:18:36,238
‫دیگه کسی رو اینجا از دست نمیدم.

219
00:18:40,062 --> 00:18:41,471
‫یالا،میریم پایین.

220
00:18:44,609 --> 00:18:46,367
‫تاف یه سنگ پرت کن،درست اونطرف.

221
00:18:46,825 --> 00:18:47,725
‫آتش!

222
00:18:49,265 --> 00:18:52,378
‫آره،زدیش!
‫زدش مگه نه؟!

223
00:18:52,478 --> 00:18:54,286
‫آره،حالا راه بیافتین.

224
00:19:30,528 --> 00:19:31,943
‫سمت چپت!

225
00:19:59,246 --> 00:20:01,873
‫چه اتفاقی داره میافته؟ گردهمایی گروه‌تون تموم شده؟

226
00:20:01,973 --> 00:20:06,899
‫ترتیب همه چیز داده شد.ما میریم به باسینگ سِی.

227
00:20:07,013 --> 00:20:10,424
‫باسینگ سِی؟ چرا باید بریم به پایتخت قلمرو خاک؟

228
00:20:10,628 --> 00:20:14,536
‫شهر با پناهنده‌ها پر شده،کسی به وجود دوتا بیشتر پی نمیبره.

229
00:20:14,742 --> 00:20:17,067
‫اونجا راحت میتونیم از دید بقیه پنهون بمونیم.

230
00:20:17,167 --> 00:20:20,994
‫و اونجا امن‌ترین جا توی دنیا از دست ملت آتشه.

231
00:20:21,390 --> 00:20:24,214
‫حتی منم نتونستم وارد شهر بشم.

232
00:20:25,223 --> 00:20:27,093
‫من پاسپورت مهمون‌هامون رو دارم...

233
00:20:27,093 --> 00:20:29,614
‫اما دو نفر تو خیابون دارن دنبال اونا میگردن....

234
00:20:32,740 --> 00:20:34,549
‫تو اینا رو دیدی؟

235
00:20:36,622 --> 00:20:40,233
‫تو منطقه‌ی ما با یه ماسه پیما چیکار میکنین؟

236
00:20:40,233 --> 00:20:43,140
‫اینطور که از قیافه‌اش پیداست،از قبیله‌ی "هامی" دزدیدینش.

237
00:20:43,283 --> 00:20:45,487
‫ما این ماسه پیما رو رها شده توی صحرا پیدا کردیم.

238
00:20:45,991 --> 00:20:47,595
‫ما با آواتار سفر میکنیم.

239
00:20:48,497 --> 00:20:51,518
‫گاومیش ما دزدیده شده و ما باید خودمون رو به باسینگ سِی برسونیم.

240
00:20:51,719 --> 00:20:56,442
‫،چطور جرأت میکنی مردم ما رو به دزدی متهم کنی
‫در حالی که خودتون توی یه ماسه پیمای دزدیده شده سفر میکنین؟

241
00:20:56,642 --> 00:21:00,258
‫ساکت،"گاشوین" کسی مردم ما رو به هیچی متهم نکرد.

242
00:21:00,657 --> 00:21:04,269
‫اگه چیزی که میگن درست باشه،باید بهشون با خوش رویی رفتار کنیم.

243
00:21:04,573 --> 00:21:05,973
‫متأسفم پدر.

244
00:21:06,492 --> 00:21:11,025
‫من صدای پسره رو تشخیص دادم،اون کسیه که آپا رو دزدید.

245
00:21:11,144 --> 00:21:12,410
‫مطمئنی؟

246
00:21:12,510 --> 00:21:14,222
‫من هیچوقت صدایی رو فراموش نمیکنم.

247
00:21:14,773 --> 00:21:18,436
‫تو آپا رو دزدیدی،کجاست؟ باهاش چیکار کردی؟

248
00:21:18,636 --> 00:21:21,054
‫اونا دروغ میگن،خودشون دزدن!

249
00:21:25,814 --> 00:21:27,716
‫گاومیش من کجاست؟

250
00:21:37,155 --> 00:21:39,673
‫هی تو،این افراد کجان؟

251
00:21:39,923 --> 00:21:41,717
‫بهم خبر رسیده که اونا تو مغازه‌ی تو هستن.

252
00:21:41,934 --> 00:21:45,383
‫همونطور که میبینین،کسی بجز ما اینجا نیست.

253
00:21:45,483 --> 00:21:48,817
‫ما همه چیز رو در مورد اتاق مخفیت میدونیم.

254
00:21:48,817 --> 00:21:50,768
‫بشکنش.

255
00:21:51,154 --> 00:21:53,477
‫هی! اون اتاق فقط برای گلهاست.

256
00:21:58,083 --> 00:22:03,012
‫مثل اینکه یه بدشانسی یه سِت غیر کامل از پایشو داره.

257
00:22:04,123 --> 00:22:06,930
‫بیا برگردیم بریم اون دختر رو پیدا کنیم.

258
00:22:17,125 --> 00:22:19,432
‫همین حالا بهم بگو اون کجاست؟

259
00:22:21,688 --> 00:22:23,488
‫تو چیکار کردی؟

260
00:22:23,592 --> 00:22:25,096
‫من...من نبودم!

261
00:22:25,104 --> 00:22:26,898
‫تو گفتی بهش پوزه بند بزنن.

262
00:22:27,318 --> 00:22:29,335
‫تو به آپا پوزه بند زدی؟

263
00:22:36,100 --> 00:22:38,914
‫من متأسفم! نمیدونستم که اون به آواتار تعلق داره.

264
00:22:39,023 --> 00:22:40,732
‫بهم بگو آپا کجاست!

265
00:22:41,032 --> 00:22:45,867
‫من معاوضه‌اش کردم! با چندتا بازرگان!
‫الآن احتمالاً تو باسینگ سِیه.

266
00:22:46,075 --> 00:22:47,774
‫میخواستن اونجا بفروشنش!

267
00:22:48,883 --> 00:22:52,895
‫خواهش میکنم! ما تا بیرون از بیابون همراهیتون میکنیم!
‫به هر شکلی که بتونیم کمکتون میکنیم.

268
00:22:54,907 --> 00:22:57,077
‫فقط از اینجا برین،فرار کنین.

269
00:23:37,000 --> 00:24:20,000
‫(Hamid۷۴)ترجمه و زیرنویس : حمید وِتر
‫(Hamid Vetr)
‫http://tvcenter.tv