1
00:00:02,082 --> 00:00:04,454
‫<font color=۰۰۶۷CE>"آب"</font>

2
00:00:04,455 --> 00:00:06,328
‫<font color=#۰۰AE۰۰>"خاک"</font>

3
00:00:06,329 --> 00:00:08,437
‫<font color=Red>"آتش"</font>

4
00:00:08,438 --> 00:00:09,729
‫<font color="#۸۰FFFF">"باد"</font>

5
00:00:10,795 --> 00:00:14,929
‫"خیلی وقت پیش هر ۴ ملت با نظم خاصی کنار هم زندگی میکردند"

6
00:00:14,930 --> 00:00:19,008
‫"بعد همه چی با حمله‌ی ملت آتش تغییر کرد"

7
00:00:19,209 --> 00:00:23,321
‫"تنها آواتار،مسلط به هر ۴ عنصر میتونست اونها رو متوقف کنه"

8
00:00:23,322 --> 00:00:26,481
‫"اما وقتی دنیا بیش از همیشه بهش نیاز داشت،ناپدید شد"

9
00:00:26,822 --> 00:00:30,643
‫"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جدید رو پیدا کردیم"

10
00:00:30,644 --> 00:00:32,483
‫"یه باد افزار به اسم آنگ"

11
00:00:32,584 --> 00:00:34,689
‫"و با اینکه مهارت‌های باد افزاریش عالی هستن"

12
00:00:34,690 --> 00:00:38,422
‫"خیلی چیزا هست که باید قبل از نجات کسی یاد بگیره"

13
00:00:38,423 --> 00:00:42,045
‫"اما من باور دارم،آنگ میتونه دنیا رو نجات بده"

14
00:00:47,380 --> 00:00:49,650
‫آنچه در آواتار گذشت...

15
00:00:49,835 --> 00:00:52,907
‫نمیتونم باور کنم بالاخره صحیح و سالم به باسینگ سِی رسیدیم.

16
00:00:53,520 --> 00:00:58,866
‫،من فقط میخوام جای جدیدمون قشنگ به نظر بیاد
‫محض احتیاط شاید کسی یه دوست خانومی رو آورد خونه.

17
00:00:59,529 --> 00:01:01,525
‫من نمیخوام اینجا یه زندگی تشکیل بدم.

18
00:01:01,709 --> 00:01:04,477
‫بالاخره رسیدیم.خونه‌ی جدید شما.

19
00:01:04,527 --> 00:01:06,603
‫ما باید با پادشاه در مورد جنگ صحبت کنیم.

20
00:01:06,647 --> 00:01:12,203
‫درخواست ملاقاتتون با پادشاه خاک در حال بررسیه
‫و باید توی یک ماه آینده قرار داده بشه.

21
00:01:12,859 --> 00:01:16,013
‫،اگه قراره برای یک ماه اینجا بمونیم
‫بهتره وقتمون رو روی پیدا کردن آپا بذاریم.

22
00:01:18,000 --> 00:01:22,000
‫<font color=۰۰AE۰۰>خاک</font> : کتاب دوم
‫قسمت پانزدهم : حکایت‌های باسینگ سِی

23
00:01:23,000 --> 00:01:26,000
‫"حکایت تاف و کاتارا"

24
00:01:27,000 --> 00:01:32,000
‫<font color=Red>(CyrusGreat)حمید وِتر</font> : ترجمه و زیرنویس
‫<font color=Red>(Hamid Vetr)</font>
‫<font color=Orange>TvCenter</font>

25
00:01:46,676 --> 00:01:48,676
‫تاف،نمیخوای برای امروز آماده بشی؟

26
00:01:55,790 --> 00:01:56,790
‫من آماده‌ام.

27
00:01:56,939 --> 00:01:59,698
‫نمیخوای سر و صورتت رو بشوری؟ یه کم خاک روی...

28
00:02:00,437 --> 00:02:02,437
‫در واقع همه جات هست....

29
00:02:02,670 --> 00:02:06,430
‫تو بهش می گی خاک،من بهش میگم یه پوشش سالم از زمین.

30
00:02:07,397 --> 00:02:08,497
‫هوم،میدونی ما به چی احتیاج داریم؟

31
00:02:08,929 --> 00:02:10,697
‫یه روز مخصوص دخترا!

32
00:02:11,361 --> 00:02:12,461
‫مجبورم؟

33
00:02:12,993 --> 00:02:14,093
‫خوش میگذره!

34
00:02:18,798 --> 00:02:22,898
‫روز حموم آبگرم خانم‌های زیبا؟
‫واقعاً اینجا به من میخوره!!

35
00:02:23,161 --> 00:02:25,299
‫آماده‌ی یه رسیدگی حسابی هستی؟

36
00:02:25,602 --> 00:02:27,102
‫البته کاتارا...

37
00:02:27,856 --> 00:02:30,956
‫هر چی تو بگی.تا زمانی که اونا به پاهام دست نزنن.

38
00:03:06,650 --> 00:03:08,150
‫خب،این زیادم بد نبود.

39
00:03:08,622 --> 00:03:11,322
‫من معمولاً تو خط اینجور چیزا نیستم ولی واقعاً احساس...

40
00:03:11,623 --> 00:03:13,123
‫دخترونه دارم....

41
00:03:13,124 --> 00:03:14,124
‫خوشحالم.

42
00:03:14,125 --> 00:03:16,125
‫دیگه وقتش بود یه کار جالب با هم دیگه بکنیم.

43
00:03:22,241 --> 00:03:23,541
‫آرایشت عالیه!

44
00:03:23,640 --> 00:03:24,640
‫مرسی.

45
00:03:24,925 --> 00:03:26,325
‫برای یه دلقک!

46
00:03:29,870 --> 00:03:31,970
‫بهشون گوش نده،بیا فقط راه خودمون رو بریم!

47
00:03:32,171 --> 00:03:36,371
‫من فکر میکنم اون بامزه است.
‫مثل اون موقع که یه ژاکت تن سگ-میمون خونگیت کردیم.

48
00:03:40,387 --> 00:03:42,385
‫خوب اومدی،اِستار!
‫(اِستار=ستاره)

49
00:03:42,386 --> 00:03:43,600
‫بیا بریم تاف!

50
00:03:43,867 --> 00:03:47,667
‫،نه،نه،اون رو خیلی خوب اومدی
‫"مثل سگ-میمونت"

51
00:03:49,281 --> 00:03:51,281
‫میدونی دیگه چی خوبه؟

52
00:03:55,915 --> 00:03:57,015
‫حالا این بامزه بود.

53
00:04:00,764 --> 00:04:02,764
‫اون دخترا نمیدونن دارن در مورد چی صحبت میکنن.

54
00:04:02,765 --> 00:04:06,272
‫مشکلی نیست،یکی از خوبی‌های کور بودن اینه که...

55
00:04:06,272 --> 00:04:08,748
‫مجبور نیستم وقتم رو تلفِ ظاهرم کنم....

56
00:04:09,402 --> 00:04:13,402
‫برام مهم نیست چه شکلی‌ام.من دنبال تایید کس دیگه‌ای نیستم.

57
00:04:13,963 --> 00:04:15,863
‫من میدونم کی هستم.

58
00:04:15,953 --> 00:04:18,153
‫این چیزیه که من توی تو تحسین میکنم،تاف.

59
00:04:18,565 --> 00:04:21,565
‫تو خیلی قوی و قاطع و دارای اعتماد به نفسی و...

60
00:04:22,530 --> 00:04:26,330
‫میدونم مهم نیست اما...تو واقعاً زیبایی....

61
00:04:27,548 --> 00:04:28,548
‫واقعاً؟

62
00:04:28,676 --> 00:04:30,976
‫آره،واقعاً.

63
00:04:34,556 --> 00:04:38,556
‫منم میگم چقدر خوشگلی
‫ولی هیچ ایده‌ای ندارم که تو چه شکلی هستی.

64
00:04:39,478 --> 00:04:40,978
‫متشکرم کاتارا.

65
00:04:43,000 --> 00:04:46,000
‫"حکایت آیرو"

66
00:04:55,591 --> 00:04:59,831
‫،اگه برای یه قرار عاشقانه است
‫میشه اینی که طرح اسطو خودوس داره رو بهتون پیشنهاد کنم؟

67
00:05:00,061 --> 00:05:02,771
‫نه،یه قرار عاشقانه نیست...

68
00:05:02,772 --> 00:05:04,741
‫اما یه مناسبت ویژه است....

69
00:05:13,509 --> 00:05:16,448
‫گل ماه،نیم سایه رو دوست داره.

70
00:05:25,536 --> 00:05:28,536
‫آروم...آروم...

71
00:05:33,993 --> 00:05:36,046
‫"از شاخه‌ی درخت تاک جدا میشود"

72
00:05:37,811 --> 00:05:39,635
‫"به آرامی سقوط میکند"

73
00:05:40,253 --> 00:05:46,524
‫سانِ صدف‌های شکننده‌ی کوچیک که در کف‌هایِ"
‫"آب دریا به این طرف و آن طرف میروند

74
00:05:47,275 --> 00:05:50,003
‫"پسر کوچولوی سرباز"

75
00:05:51,305 --> 00:05:52,879
‫"قدم زنان به سوی خانه بیا"

76
00:05:53,817 --> 00:05:57,001
‫"پسر سرباز شجاع"

77
00:05:59,566 --> 00:06:02,685
‫"قدم زنان به سوی خانه می آید"

78
00:06:26,079 --> 00:06:29,079
‫معمولاً بهتره وقتی اشتباهی میکنین قبولش کنید...

79
00:06:29,822 --> 00:06:31,822
‫و به دنبال برگردوندن افتخارتون باشید....

80
00:06:34,025 --> 00:06:38,521
‫،وقتی دستم به شما بچه‌ها برسه
‫دیگه پنجره تنها چیزی نیست که شکسته میمونه.

81
00:06:38,943 --> 00:06:40,943
‫اما این دفعه نه،فرار کنین!

82
00:06:49,242 --> 00:06:50,242
‫تو.

83
00:06:50,522 --> 00:06:52,022
‫همه‌ی پولت رو بهم بده!

84
00:06:55,743 --> 00:06:57,043
‫داری چیکار میکنی؟

85
00:06:57,471 --> 00:06:58,471
‫دارم ازت زورگیری میکنم!

86
00:06:58,868 --> 00:06:59,868
‫با اون موضع گیری؟

87
00:07:00,518 --> 00:07:02,018
‫چی؟ داری در مورد چی حرف میزنی؟

88
00:07:02,365 --> 00:07:03,865
‫فقط پولت رو بهم بده،پیرمرد!

89
00:07:05,018 --> 00:07:10,059
‫با یه موضع گیری ضعیف تعادل نداری
‫و میتونی به راهتی شکست بخوری.

90
00:07:18,500 --> 00:07:23,017
‫با یه موضع گیری محکم خطر جدّی‌تری هستی.

91
00:07:27,343 --> 00:07:28,543
‫خیلی بهتر شد!

92
00:07:28,591 --> 00:07:32,796
‫اما اگه حقیقتش رو بخوای،اصلاً قیافه‌ت به مجرم‌ها نمیخوره!

93
00:07:33,485 --> 00:07:36,438
‫میدونم.من...من فقط گیج شدم!

94
00:07:39,237 --> 00:07:41,800
‫پس تو واقعاً میکنی من میتونم دلّاک خوبی بشم؟

95
00:07:41,906 --> 00:07:42,906
‫البته!

96
00:07:44,651 --> 00:07:47,651
‫این خیلی عالیه،هیچوقت کسی به من باور نداشت!

97
00:07:48,355 --> 00:07:51,355
‫،تا زمانی که باور کردن به خود بهترین چیزه...

98
00:07:52,096 --> 00:07:55,942
‫یه کمک کوچیک از طرف دیگران میتونه خیلی مفید باشه....

99
00:08:20,286 --> 00:08:22,286
‫تولدت مبارک پسرم!

100
00:08:24,252 --> 00:08:27,066
‫فقط اگه میتونستم کمکت کنم!

101
00:08:28,473 --> 00:08:31,449
‫"از شاخه‌ی درخت تاک جدا میشود"

102
00:08:32,737 --> 00:08:34,933
‫"به آرامی سقوط میکند"

103
00:08:35,225 --> 00:08:40,882
‫سانِ صدف‌های شکننده‌ی کوچیک که در کف‌هایِ"
‫"آب دریا به این طرف و آن طرف میروند

104
00:08:42,422 --> 00:08:47,558
‫"پسر کوچولوی سرباز،قدم زنان به سوی خانه بیا"

105
00:08:48,923 --> 00:08:54,870
‫"پسر سرباز شجاع،قدم زنان به سوی خانه می آید"

106
00:08:58,000 --> 00:09:01,000
‫"به یاد و خاطره‌ی ماکو"

107
00:09:04,000 --> 00:09:07,000
‫"حکایت آنگ"

108
00:09:35,205 --> 00:09:37,205
‫هی،سلام رفیق،به نظر گرسنه میای.

109
00:09:42,435 --> 00:09:44,435
‫هوم! گرسنه هم هستن!

110
00:09:45,794 --> 00:09:48,794
‫دای لی دیگه به من پول نمیده چون بچه‌ها دیگه نمیان.

111
00:09:49,548 --> 00:09:52,548
‫و بچه‌ها به این خاطر نمیان چون که
‫باغ وحش من کثیف و درب و داغونه.

112
00:09:53,294 --> 00:09:54,294
‫اون دیگه چه جور حیوونیه؟

113
00:09:54,732 --> 00:09:58,919
‫اوه،اون یه خرگوروئه! دوست داشتم میتونستم برای اون
‫یه چمن زار بزرگ گیر بیارم جوری که دوست داره.
‫(خرگورو : خرگوش + کانگورو)

114
00:09:59,489 --> 00:10:01,489
‫و بذارم از خوشحالی ورجه وورجه کنه!

115
00:10:04,021 --> 00:10:05,021
‫بیا انجامش بدیم!

116
00:10:05,051 --> 00:10:06,051
‫دوباره بگو؟

117
00:10:06,127 --> 00:10:09,127
‫یه محیط بزرگ و آزاد درست بیرون دیوارهای شهره.

118
00:10:09,129 --> 00:10:11,929
‫اما چجوری میخوای همه‌ای این
‫جونورهای وحشی رو به اونجا منتقل کنی؟

119
00:10:12,111 --> 00:10:14,111
‫نگران نباش،من کارم با حیوون‌ها عالیه!

120
00:10:35,501 --> 00:10:36,501
‫کلــــم...

121
00:10:38,292 --> 00:10:40,000
‫اوه،فراموشش کن!

122
00:10:51,684 --> 00:10:53,815
‫تو ذهنم خیلی آسون‌تر بود!

123
00:11:25,862 --> 00:11:27,230
‫اما شما باید این دروازه رو باز کنید.

124
00:11:27,824 --> 00:11:28,824
‫یا چی؟

125
00:11:28,990 --> 00:11:30,090
‫یا اون!

126
00:11:33,411 --> 00:11:34,411
‫دروازه رو باز کنید!

127
00:12:32,210 --> 00:12:34,810
‫خب،آقای نگهبان باغ وحش از جای جدیدتون خوشتون میاد؟

128
00:12:35,533 --> 00:12:37,250
‫کارت عالی بود،آواتار!

129
00:12:37,482 --> 00:12:40,267
‫باید به کار با حیوون‌ها برای آینده‌ی زندگیت فکر کنی.

130
00:12:40,376 --> 00:12:43,387
‫مامانی،خانم برف دونه بازم از خونه بیرون رفته!

131
00:12:44,508 --> 00:12:45,697
‫پشمالو‌ها؟

132
00:12:45,748 --> 00:12:47,248
‫اون پایین چیکار میکنین؟

133
00:12:49,107 --> 00:12:52,107
‫دوباره که فکر میکنم،بهتره به همون نجات مردم بچسبی.

134
00:12:57,000 --> 00:13:00,000
‫"حکایت ساکا"

135
00:13:15,286 --> 00:13:16,286
‫این چیه؟

136
00:13:16,950 --> 00:13:18,665
‫"در تمام شب بلند"

137
00:13:18,665 --> 00:13:21,507
‫"ماه زمستانی با عشقی درخشان میدرخشد"

138
00:13:21,913 --> 00:13:24,693
‫"قطرات اشک نقره‌ایش را همچون باران مباراند"

139
00:13:26,331 --> 00:13:27,331
‫شاعری.

140
00:13:32,893 --> 00:13:33,893
‫من خیلی متأسفم.

141
00:13:35,168 --> 00:13:37,168
‫یه چیزی به پشتم ضربه زد.

142
00:13:37,657 --> 00:13:41,757
‫منم "پرت شدم" اینجا؟

143
00:13:48,332 --> 00:13:52,577
‫"پنج،هفت سپس پنج،علامت هجاهای "هایکو...

144
00:13:52,734 --> 00:13:54,934
‫عالی بود خل وضع...!!

145
00:13:57,309 --> 00:13:59,117
‫به من میگن ساکا...

146
00:13:59,193 --> 00:14:00,693
‫که توی قبیله‌ی آبه......

147
00:14:01,528 --> 00:14:02,928
‫من یه خل وضع نیستم....

148
00:14:06,514 --> 00:14:12,392
‫میمون آواز خوان،در بهار به نوک
‫درختان میرود و فکر میکند قد بلند است.

149
00:14:14,837 --> 00:14:19,837
‫،تو فکر میکنی خیلی باهوشی
‫با اون کلمه‌های قشنگت،این خیلی هم سخت نیست.

150
00:14:22,210 --> 00:14:25,210
‫تمام فصول گذری میشن برای استادی در این فرم...

151
00:14:25,211 --> 00:14:27,211
‫این روش،هیچکس نمیگه آسونه!

152
00:14:27,862 --> 00:14:33,060
‫من میگم آسونه،مثل ضربه زدن در کونم،به مال تو هم میزنم.

153
00:14:37,391 --> 00:14:44,391
‫،هم خشک بار هست و هم میوه جات
‫در پاییز به هم چسبیده‌ها مستقیم میافتن،تا همیشه له بشن.

154
00:14:46,945 --> 00:14:53,945
‫،له کن،له کن،بزن و بکوب
‫من همیشه پشت سرتم درست مثل...بومرنگم.

155
00:15:00,672 --> 00:15:07,471
‫،درسته من ساکام،که با یه "آکا" خونده میشه،خانم های جوون
‫من ترکوندمتون.

156
00:15:16,363 --> 00:15:19,433
‫تو این یکی خیلی هجا بود،داداش!

157
00:15:26,437 --> 00:15:27,437
‫شاعری.

158
00:15:32,000 --> 00:15:35,000
‫"حکایت زوکو"

159
00:15:39,448 --> 00:15:41,448
‫عمو،ما یه مشکلی داریم.

160
00:15:42,837 --> 00:15:44,337
‫حواس یکی از مشتری ها به ماست.

161
00:15:45,179 --> 00:15:47,779
‫الآن نگاه نکن،اما یه دختر پشت میز گوشه‌ی سالنه.

162
00:15:48,403 --> 00:15:50,403
‫اون میدونه ما اهل ملت آتشیم.

163
00:15:50,767 --> 00:15:52,367
‫نگفتم نگاه نکن!

164
00:15:52,803 --> 00:15:53,803
‫درست میگی زوکو.

165
00:15:54,618 --> 00:15:56,618
‫من این دختر رو زیاد اینجا دیدم.

166
00:15:57,332 --> 00:16:00,332
‫به نظر من میرسه که یه خورده عاشقت شده.

167
00:16:00,930 --> 00:16:01,930
‫چی؟

168
00:16:01,955 --> 00:16:02,955
‫ممنون بابت چای.

169
00:16:05,456 --> 00:16:06,456
‫اسمت چیه؟

170
00:16:06,978 --> 00:16:09,978
‫اسم من "لی"ـه،من و عموم تازه اومدیم اینجا.

171
00:16:10,533 --> 00:16:12,033
‫سلام لی،اسم من "جین"ـه.

172
00:16:12,912 --> 00:16:14,912
‫مرسی و خب...

173
00:16:15,282 --> 00:16:18,282
‫داشتم فکر میکردم دوست داری بعضی وقتا بیرون بریم؟...

174
00:16:18,972 --> 00:16:19,972
‫اون خیلی دوست داره!

175
00:16:20,423 --> 00:16:23,423
‫عالیه! غروب،جلوی فروشگاه میبینمت!

176
00:16:36,131 --> 00:16:40,131
‫هی،خب،نگاهت کن،خیلی بانمک شدی.

177
00:16:41,038 --> 00:16:43,038
‫برای عموم ده دقیقه طول کشید تا موهام رو درست کنه.

178
00:16:48,827 --> 00:16:51,327
‫پس،تا حالا از شهر خوشت اومده؟

179
00:16:51,531 --> 00:16:52,531
‫خوبه.

180
00:16:53,689 --> 00:16:54,897
‫دوست داری برای تفریح چیکار کنی؟

181
00:16:55,042 --> 00:16:56,042
‫هیچی.

182
00:16:56,178 --> 00:16:59,178
‫میبخشید،قربان،شما و دوست دخترتون دسر میل دارید؟

183
00:16:59,532 --> 00:17:01,532
‫اون دوست دختر من نیست.

184
00:17:07,110 --> 00:17:11,200
‫تو...اشتهای زیادی به نسبت یه دختر داری!

185
00:17:11,255 --> 00:17:12,636
‫مرسی...

186
00:17:14,690 --> 00:17:18,656
‫خب،لی،تو و عموت قبل از اینکه...
‫بیاین اینجا کجا زندگی میکردین؟

187
00:17:20,227 --> 00:17:23,645
‫خب،ما برای مدت زیادی در سفر بودیم.

188
00:17:24,503 --> 00:17:26,092
‫چرا اینقدر سفر میکردین؟

189
00:17:26,685 --> 00:17:30,162
‫ما،آه،جزء یه سیرک متحرک بودیم!

190
00:17:30,501 --> 00:17:33,761
‫واقعاً؟ چیکار میکردی؟ بذار حدس بزنم...

191
00:17:34,657 --> 00:17:35,738
‫تردستی میکردی....

192
00:17:36,831 --> 00:17:38,448
‫آره،تردستی میکردم!

193
00:17:38,659 --> 00:17:41,467
‫،من همیشه دوست داشتم تردستی یاد بگیرم
‫میتونی یه چیزی بهم نشون بدی؟

194
00:17:50,605 --> 00:17:52,059
‫یه مدتی تمرین نکردم.

195
00:17:52,360 --> 00:17:53,360
‫مشکلی نیست.

196
00:17:54,147 --> 00:17:58,073
‫هی،میخوام بهت یکی از جاهای مورد
‫علاقه‌ام توی شهر رو بهت نشون بدم.

197
00:17:59,916 --> 00:18:02,184
‫خیلی هیجان زده‌ام تا تو چشمه‌ی نور آتش رو ببینی!

198
00:18:02,761 --> 00:18:06,440
‫،لامپ‌ها آب رو درخشان میکنن
‫و توی استخر به زیباترین شکل ممکن بازتاب میکنن.

199
00:18:09,341 --> 00:18:11,323
‫نمیتونم باور کنم،اونا روشن نیستن.

200
00:18:15,772 --> 00:18:17,599
‫چشمات رو ببند و تقلبم نکن.

201
00:18:35,776 --> 00:18:37,771
‫خیلی خب،حالا میتونی نگاه کنی.

202
00:18:43,885 --> 00:18:47,163
‫چی شد؟ چجوری روشن شدن؟ تو چیکار...

203
00:18:58,712 --> 00:18:59,730
‫من یه چیزی برات آوردم.

204
00:19:00,579 --> 00:19:02,151
‫یه کوپن برای یه فنجون چایی مجانیه.

205
00:19:03,148 --> 00:19:05,482
‫لی،این خیلی خوبه.

206
00:19:06,909 --> 00:19:10,449
‫،از من تشکر نکن،این ایده‌ی عموم بود
‫فکر میکنه تو ارزشمندترین مشتریمون هستی.

207
00:19:10,927 --> 00:19:12,200
‫عموت معلم خوبیه.

208
00:19:14,369 --> 00:19:17,775
‫منم یه چیزی برای تو دارم.
‫حالا نوبت توئه که چشمات رو ببندی.

209
00:19:26,784 --> 00:19:27,733
‫مشکل چیه؟

210
00:19:27,733 --> 00:19:28,734
‫پیچیده است.

211
00:19:29,581 --> 00:19:30,612
‫من باید برم.

212
00:19:42,209 --> 00:19:44,282
‫شبت چطور بود پرنس زوکو؟

213
00:19:49,206 --> 00:19:50,518
‫خوب بود.

214
00:19:56,000 --> 00:19:59,000
‫"حکایت مومو"

215
00:23:39,000 --> 00:24:20,000
‫(CyrusGreat)ترجمه و زیرنویس : حمید وِتر
‫(Hamid Vetr)
‫http://tvcenter.tv

