1
00:00:02,344 --> 00:00:04,716
‫<font color=۰۰۶۷CE>"آب"</font>

2
00:00:04,717 --> 00:00:06,590
‫<font color=#۰۰AE۰۰>"خاک"</font>

3
00:00:06,591 --> 00:00:08,699
‫<font color=Red>"آتش"</font>

4
00:00:08,700 --> 00:00:09,991
‫<font color="#۸۰FFFF">"باد"</font>

5
00:00:11,057 --> 00:00:15,191
‫"خیلی وقت پیش هر ۴ ملت با نظم خاصی کنار هم زندگی میکردند"

6
00:00:15,192 --> 00:00:19,270
‫"بعد همه چی با حمله‌ی ملت آتش تغییر کرد"

7
00:00:19,471 --> 00:00:23,583
‫"تنها آواتار،مسلط به هر ۴ عنصر میتونست اونها رو متوقف کنه"

8
00:00:23,584 --> 00:00:26,743
‫"اما وقتی دنیا بیش از همیشه بهش نیاز داشت ناپدید شد"

9
00:00:27,084 --> 00:00:30,905
‫"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جدید رو پیدا کردیم"

10
00:00:30,906 --> 00:00:32,745
‫"یه باد افزار به اسم آنگ"

11
00:00:32,846 --> 00:00:34,951
‫"و با اینکه مهارت‌های باد افزاریش عالی هستن"

12
00:00:34,952 --> 00:00:38,684
‫"خیلی چیزا هست که باید قبل از نجات کسی یاد بگیره"

13
00:00:38,685 --> 00:00:42,307
‫"اما من باور دارم،آنگ میتونه دنیا رو نجات بده"

14
00:00:48,000 --> 00:00:52,000
‫<font color=۰۰AE۰۰>خاک</font> : کتاب دوم
‫قسمت دوم : غار دو عاشق

15
00:00:52,300 --> 00:00:53,800
‫<font color=Red>(CyrusGreat)حمید وِتر</font> : ترجمه و زیرنویس
‫<font color=Red>(Hamid Vetr)</font>
‫<font color=Orange>TvCenter</font>

17
00:00:55,990 --> 00:00:58,020
‫شماها کارتون زود تموم میشه،درسته؟

18
00:00:58,038 --> 00:01:00,993
‫مسیر طولانی‌ای رو در پیش داریم
‫اگه بخوایم امروز به اوماشو برسیم؟

19
00:01:01,046 --> 00:01:04,174
‫که چی،مثلاً تو الآن آماده‌ی حرکتی،مِستِر برهنه؟

20
00:01:04,200 --> 00:01:07,678
‫من میتونم تو ۲ دقیقه آماده بشم،جداً،هر وقت.

21
00:01:07,706 --> 00:01:10,259
‫خب،داشتی مدل اختاپوس رو بهم نشون میدادی.

22
00:01:10,279 --> 00:01:13,728
‫درست.بزار موضع گیریت رو ببینم.

23
00:01:15,898 --> 00:01:17,545
‫دستات خیلی بازه.

24
00:01:17,590 --> 00:01:21,125
‫میبینی اگه دستات رو نزدیکتر به خودت نگه داری
‫میتونی از خودت محافظت کنی،گرفتی؟

25
00:01:21,150 --> 00:01:24,611
‫اُه...آره.مرسی.

26
00:01:24,969 --> 00:01:27,673
‫خیلی خب،بیا ببینیم چی تو چَنته داری.

27
00:01:44,367 --> 00:01:48,010
‫اختاپوس خوبی از آب در میایی،کارآموز آنگ.

28
00:01:55,766 --> 00:02:03,640
‫"عاشق دختر دوره گرد نشو"
‫"اون تو رو با یه قلب شکسته‌ی شکسته تنها میزاره"

29
00:02:04,973 --> 00:02:07,108
‫هی،هی! مردم رودخونه!

30
00:02:07,145 --> 00:02:08,626
‫ما مردم رودخونه نیستیم.

31
00:02:08,647 --> 00:02:11,999
‫نیستین؟پس چه جور مردمی هستین؟

32
00:02:12,040 --> 00:02:13,835
‫فقط...مردم.

33
00:02:13,850 --> 00:02:16,626
‫مگه ما همه باهم برادر خواهر نیستیم؟هووو...

34
00:02:16,644 --> 00:02:17,524
‫تو کی هستی؟

35
00:02:17,545 --> 00:02:20,049
‫من چانگم و این همسرم لیلیه.

36
00:02:20,066 --> 00:02:25,069
‫ما کوچ نشینیم.هرجا که قسمت ما رو ببره خوشحالیم.

37
00:02:25,101 --> 00:02:28,905
‫شماها کوچ نشینین؟چه عالی! منم کوچ نشینم.

38
00:02:28,923 --> 00:02:30,827
‫هی،منم کوچ نشینم.

39
00:02:30,840 --> 00:02:33,264
‫میدونم...همین الآن گفتی.

40
00:02:33,270 --> 00:02:37,448
‫اُه.شورت قشنگیه.

41
00:02:43,763 --> 00:02:47,333
‫من چیزی برای خوردن پیدا نکردم،نمیتونم اینطوری زندگی کنم.

42
00:02:47,351 --> 00:02:51,505
‫من به دنیا نیومدم که یه فراری بشم.
‫غیر ممکنه!

43
00:02:51,505 --> 00:02:54,277
‫عمو داری چیکار میکنی؟

44
00:02:54,303 --> 00:02:57,307
‫تو الآن داری به بوته‌ی نادر اژدهای سفید نگاه میکنی.

45
00:02:57,320 --> 00:03:02,499
‫میشه باهاش یه چایی خوش طعم درست کرد،مَستت میکنه!

46
00:03:02,520 --> 00:03:07,383
‫اون،یا بوته‌ی سفید یشمی که سمّیه.

47
00:03:07,402 --> 00:03:11,163
‫ما غذا میخوایم نه چایی،من دارم میرم ماهی بگیرم.

48
00:03:11,192 --> 00:03:16,929
‫هوم،چای لذیذ یا سم کشنده؟

49
00:03:21,059 --> 00:03:23,774
‫هی،ساکا باید یه چندتا از این داستانا رو بشنوی.

50
00:03:23,788 --> 00:03:25,553
‫اینا همه جا بودن.

51
00:03:25,575 --> 00:03:28,223
‫خب،نه همه جا،کلّه فلشی کوچولو.

52
00:03:28,239 --> 00:03:33,265
‫اما جاهایی هم که نبودیم
‫از طریق داستان‌ها و آهنگها درباره‌ش شنیدیم.

53
00:03:33,280 --> 00:03:35,995
‫اونا گفتن ما رو برای دیدن یه سوسک بزرگ شب میبرن!

54
00:03:36,012 --> 00:03:40,934
‫توی راه یه آبشاری هست که یه رنگین کمون درست میکنه
‫که هیچوقت محو نمیشه.

55
00:03:40,963 --> 00:03:45,602
‫،ببینین،من متنفرم از اینکه موج منفی بفرستم
‫ولی از اونجایی که کاتارا درگیره،فکر کنم به عهده‌ی منه.

56
00:03:45,621 --> 00:03:51,824
‫ما باید به اوماشو بریم،نه آهنگ،نه کرم و قطعاً بدون رنگین کمون.

57
00:03:51,836 --> 00:03:57,428
‫واو،به نظر میرسه یه نفر "تب مقصد" گرفته.هه.

58
00:03:57,439 --> 00:04:00,081
‫تو خیلی نگران اینی که کجا میری.

59
00:04:00,092 --> 00:04:04,229
‫تو باید کمتر به "کجا" رفتن و بیشتر به خودِ "رفتن" فکر کنی.

60
00:04:04,248 --> 00:04:07,963
‫او...ما...شو.

61
00:04:07,982 --> 00:04:10,112
‫ساکا درست میگه ما باید پادشاه بومی رو پیدا کنیم...

62
00:04:10,127 --> 00:04:12,672
‫تا آنگ بتونه توی یه جای امن خاک افزاری یاد بگیره....

63
00:04:12,715 --> 00:04:15,902
‫خب،به نظر میرسه میخواین برین اوماشو.

64
00:04:15,915 --> 00:04:22,374
‫یه داستان قدیمی در مورد یه راه مخفیه...درست از بین کوه‌ها.

65
00:04:22,393 --> 00:04:24,505
‫واقعیه یا یه افسانه است؟

66
00:04:24,517 --> 00:04:30,759
‫اُه،یه افسانه‌ی واقعیه و اندازه‌ی خودِ خاک افزاری قِدمَت داره.

67
00:04:32,116 --> 00:04:41,391
‫"...دو عاشق،از دیدن هم دیگه محرومند،...بین مردمشون جنگه"

68
00:04:41,411 --> 00:04:46,425
‫"و کوه بینشون فاصله انداخته..."

69
00:04:47,172 --> 00:04:52,826
‫"یه راهی ساختن که باهم باشن"

70
00:04:52,848 --> 00:04:56,088
‫آره،یه چند تا خط بعدی رو یادم رفت
‫ولی بعدش اینطوری میشه...

71
00:04:56,095 --> 00:05:03,363
‫"تونل مخفی! تونل مخفی! در میان کوه"

72
00:05:03,388 --> 00:05:09,699
‫"تونل مخفی،مخفی،مخفی،مخفی! آره"

73
00:05:10,797 --> 00:05:12,848
‫فکرکنم ما به همین پرواز بچسبیم بهتر باشه.

74
00:05:12,882 --> 00:05:16,438
‫ما قبلاً هم با ملت آتش مقابله کردیم.مشکلی برامون پیش نمیاد.

75
00:05:16,459 --> 00:05:19,482
‫آره،ممنون به خاطر کمکتون اما آپا متنفره که بیاد زیر زمین...

76
00:05:19,525 --> 00:05:23,163
‫و ما باید کاری رو که باعث میشه
‫آپا بیشتر احساس راحتی بکنه انجام بدیم.

77
00:05:23,175 --> 00:05:24,882
‫پرتاب!

78
00:05:30,746 --> 00:05:33,868
‫غار عِشقولانه،بزن بریم.

79
00:05:41,499 --> 00:05:45,594
‫زوکو،یادته اون بوته رو که فکر میکردم ممکنه چایی باشه؟

80
00:05:45,607 --> 00:05:47,091
‫تو اینکار رو نکردی!

81
00:05:47,126 --> 00:05:50,458
‫کردم،و چایی نبود.

82
00:05:51,261 --> 00:05:55,087
‫وقتی جوش‌ها رسوخ کنه توی گلوم،خفه میشم.

83
00:05:55,106 --> 00:05:58,706
‫اما ببین چی پیدا کردم! اینا توت باکوئی هستن...

84
00:05:58,718 --> 00:06:02,525
‫که به عنوان درمان گیاه سفید یشمی شناخته شدن....

85
00:06:02,541 --> 00:06:06,755
‫اون،یا توت ماکاهونی که باعث کوری میشن.

86
00:06:06,781 --> 00:06:11,138
‫دیگه ریسک خوردن این گیاه‌ها رو نمیکنیم!
‫باید از یکی کمک بگیریم.

87
00:06:11,151 --> 00:06:13,374
‫اما کجا باید بریم؟

88
00:06:13,391 --> 00:06:19,830
‫ما دشمنای قلمرو خاک و فراری از ملت آتشیم.

89
00:06:19,838 --> 00:06:23,219
‫اگه قلمرو خاک ما رو پیدا کنه،میکشنمون.

90
00:06:23,232 --> 00:06:29,179
‫اما اگه ملت آتش ما رو پیدا کنه،کَت بسته تحویل آزولا میدنمون.

91
00:06:29,206 --> 00:06:32,009
‫همون قلمرو خاک از همه بهتره.

92
00:06:32,039 --> 00:06:33,718
‫چقدر دیگه مونده به تونل برسیم؟

93
00:06:33,735 --> 00:06:36,050
‫در واقع،فقط یدونه تونل نیست.

94
00:06:36,063 --> 00:06:39,356
‫دو عاشق نمیخواستن که کسی به عشقشون پی ببره...

95
00:06:39,369 --> 00:06:42,391
‫بنابراین اونا یه "هزار تو" درست کردن....

96
00:06:42,414 --> 00:06:43,677
‫هزار تو؟!

97
00:06:43,703 --> 00:06:46,654
‫من مطمئنم یجوری راه رو پیدا میکنیم.

98
00:06:47,392 --> 00:06:53,463
‫تمام کاری که باید بکنی اینه که به عشق ایمان بیاری.
‫با توجه به نفرین.

99
00:06:56,822 --> 00:06:58,675
‫نفرین؟!

100
00:06:59,162 --> 00:07:01,653
‫هی،هی! رسیدیم.

101
00:07:01,675 --> 00:07:04,110
‫دقیقاً این نفرین چیه؟

102
00:07:04,125 --> 00:07:08,724
‫،نفرین میگه تنها افرادی که به عشق ایمان دارن
‫میتونن تو این غارها زنده بمونن.

103
00:07:08,743 --> 00:07:11,135
‫در غیر این صورت برای همیشه اون تو گیر میافتن.

104
00:07:11,154 --> 00:07:12,379
‫و میمیرن.

105
00:07:12,403 --> 00:07:18,767
‫اُه،آره،و میمیرن.هی،همین الآن بقیه‌ی آهنگ یادم اومد.

106
00:07:18,767 --> 00:07:21,547
‫"و میمیرن"

107
00:07:21,565 --> 00:07:26,336
‫دیگه بسه! اصلاً راه نداره ما بریم تو یه سوراخ نفرین شده.

108
00:07:26,358 --> 00:07:30,114
‫هی،یه نفر داره یه آتیشِ کمپِ بزرگ درست میکنه.

109
00:07:30,130 --> 00:07:32,283
‫اون آتیشِ کمپ نیست،موکو.

110
00:07:32,296 --> 00:07:35,540
‫اون ملت آتشه.دارن تعقیبمون میکنن.

111
00:07:35,558 --> 00:07:38,607
‫پس،تنها چیزی که برای عبور از این غارها نیازه ایمان به عشقه؟

112
00:07:38,622 --> 00:07:42,724
‫درسته،آقای کله فلشی.

113
00:07:47,082 --> 00:07:48,408
‫ما از پسش بر میایم.

114
00:07:48,419 --> 00:07:50,999
‫همه برن داخل سوراخ!

115
00:08:00,502 --> 00:08:04,958
‫صبر کنین! خیلی خطرناکه،مگه آهنگ رو نشنیدی؟

116
00:08:04,964 --> 00:08:10,175
‫،فقط راه رو به روشون ببندین
‫کوه خودش ترتیب بقیه‌ی کارها رو میده.

117
00:08:25,337 --> 00:08:29,009
‫مشکلی نیست آپا،مشکلی برامون پیش نمیاد،امیدوارم.

118
00:08:29,032 --> 00:08:33,747
‫ما از اینجا میریم بیرون،تنها چیزی که میخوایم یه نقشه است.
‫چانگ،اون مشعلا چقدر دوام میارن؟

119
00:08:33,770 --> 00:08:35,906
‫اِه،هر کدوم تقریباً دو ساعت.

120
00:08:35,923 --> 00:08:39,437
‫و ما ۵ تا مشعل داریم...پس میکنه ۱۰ ساعت.

121
00:08:39,452 --> 00:08:42,818
‫این طوری که نمیشه اگه همه با هم روشن باشن.

122
00:08:42,837 --> 00:08:44,562
‫اُه،درسته.

123
00:08:44,570 --> 00:08:48,008
‫من یه نقشه درست میکنم که ببینیم دقیقاً از کجاها رفتیم.

124
00:08:48,015 --> 00:08:52,526
‫بعد باید بتونیم مثل یه جورچین حلش کنیم و در بریم.

125
00:09:00,776 --> 00:09:03,283
‫شما دوتا نباید مال این اطراف باشین.

126
00:09:03,297 --> 00:09:05,815
‫ما خیلی خوب میدونیم که نباید به گل سفید یشمی دست بزنیم...

127
00:09:05,832 --> 00:09:09,473
‫چه برسه بخوایم بجوشونیمش و بخوریمش....

128
00:09:10,948 --> 00:09:12,696
‫خب،از کجا میاین؟

129
00:09:12,712 --> 00:09:14,392
‫بله،ما مسافریم.

130
00:09:14,398 --> 00:09:16,304
‫اسمم دارین؟

131
00:09:16,317 --> 00:09:26,074
‫اسم؟البته که اسم داریم،اسم من...لیه و اینم عموم...موشیه.

132
00:09:26,100 --> 00:09:31,427
‫بله،برای برادرزاده‌ام اسم پدرش رو گذاشتیم
‫پس به طوری خلاصه بهش میگیم جونیور.

133
00:09:31,448 --> 00:09:35,079
‫موشی و جونیور،ها؟اسم من سانگه.

134
00:09:35,096 --> 00:09:39,236
‫به نظر میرسه گرسنه باشین،چرا برای شام نمیمونین؟

135
00:09:39,270 --> 00:09:41,848
‫متاسفم،اما ما باید حرکت کنیم.

136
00:09:41,888 --> 00:09:45,280
‫،این که خیلی بد شد
‫چون مامانم همیشه اردکِ کبابیِ زیادی درست میکنه.

137
00:09:45,298 --> 00:09:47,929
‫دقیقاً کجا زندگی میکنی؟

138
00:09:49,148 --> 00:09:52,299
‫ساکا،این دهمین بن بستیه که ما رو بهش آوردی.

139
00:09:52,299 --> 00:09:55,637
‫اصلاً با عقل جور در نمیاد ما قبلاً اینجا بودیم.

140
00:09:55,655 --> 00:10:01,042
‫ما به نقشه نیاز نداریم،به عشق احتیاج داریم.
‫این آقا کوچولو میدونه.

141
00:10:01,061 --> 00:10:04,018
‫آره،ولی منم از یه نقشه بدم نمیاد.

142
00:10:04,042 --> 00:10:06,597
‫یه چیز عجیبی اینجا هست.

143
00:10:06,612 --> 00:10:12,216
‫تنها یه توضیح وجود داره.
‫تونل‌ها دارن تغییر میکنن.

144
00:10:17,629 --> 00:10:22,466
‫دخترم بهم گفت شما فراری هستین،ما هم یه زمانی فراری بودیم.

145
00:10:22,496 --> 00:10:26,807
‫،وقتی یه دختر کوچولو بودم
‫ملت آتش به مزارع دهکده‌مون حمله کرد.

146
00:10:26,816 --> 00:10:33,025
‫تمام مردها رو بردن.اون آخرین باری بود که پدرم رو دیدم.

147
00:10:33,059 --> 00:10:36,260
‫منم سالهاست که پدرم رو ندیدم.

148
00:10:36,315 --> 00:10:40,048
‫اُه،توی نبرده؟

149
00:10:42,823 --> 00:10:44,426
‫آره.

150
00:10:49,113 --> 00:10:53,503
‫تونل‌ها...دارن تغییر میکنن...حتماً نفرینه.

151
00:10:53,553 --> 00:10:56,453
‫میدونستم که نباید میومدیم این تو.

152
00:10:56,469 --> 00:10:59,327
‫درسته،باید به حرفت گوش میدادیم،جان خودت.

153
00:10:59,343 --> 00:11:03,051
‫همه ساکت،گوش کنین.

154
00:11:14,793 --> 00:11:17,817
‫یه چیز دندون دار گنده‌ی پرنده.

155
00:11:18,223 --> 00:11:21,085
‫نه! یه گرگ-خفاشه!

156
00:12:08,359 --> 00:12:14,785
‫آره،دیگه کارت فایده‌ای نداره،ما از هم جدا شدیم.
‫اما تو حداقل ما رو داری.

157
00:12:14,816 --> 00:12:17,849
‫نــــــــــــــــــــــــــه!

158
00:12:26,825 --> 00:12:30,201
‫میتونم پیشت بشینم؟من میدونم که تو چه دورانی رو طی کردی.

159
00:12:30,206 --> 00:12:36,277
‫ما همه‌مون این دوران رو طی کردیم.
‫ملت آتش بهت آسیب زده.

160
00:12:41,276 --> 00:12:45,665
‫اشکالی نداره،اونا به منم صدمه زدن.

161
00:12:53,782 --> 00:12:58,081
‫"اُه،نذار غار ناامیدت کنه"

162
00:12:58,105 --> 00:13:03,508
‫"نذار سنگ‌هایی که از سقف میافتن لبخندت رو به اخم تبدیل کنه"

163
00:13:03,525 --> 00:13:09,343
‫"وقتی که تونل‌ها در تاریک ترین حالت خودشونن"
‫"اون موقع است که به یه دلقک نیاز داری،هی"

164
00:13:09,808 --> 00:13:14,655
‫"اُه،نذار غار ناامیدت کنه،ساکــــــــا"

165
00:13:20,557 --> 00:13:22,700
‫آنگ،نگاه کن!

166
00:13:23,032 --> 00:13:24,807
‫ما راه خروج رو پیدا کردیم.

167
00:13:46,470 --> 00:13:48,218
‫این راه خروج نیست.

168
00:13:48,250 --> 00:13:51,915
‫نه...یه مقبره است!

169
00:14:05,227 --> 00:14:10,641
‫اینا باید دو عاشق توی افسانه باشن که اینجا دفن شدن.

170
00:14:10,650 --> 00:14:13,640
‫این تصاویر داستانشون رو تعریف میکنه.

171
00:14:22,062 --> 00:14:26,348
‫اونا هم دیگر رو بالای کوهی که روستاهاشون
‫رو از هم جدا میکرد ملاقات کردن.

172
00:14:26,900 --> 00:14:30,683
‫روستاها با هم دشمن بودن پس اونا نمیتونستن با هم باشن.

173
00:14:31,081 --> 00:14:34,766
‫اما عشق اونا به هم خیلی قوی بود و یه راهی پیدا کردن.

174
00:14:37,434 --> 00:14:40,298
‫دو عاشق خاک افزاری رو از گورکن‌ها یاد گرفتن.

175
00:14:40,314 --> 00:14:42,919
‫اونا به اولین خاک افزارها تبدیل شدن.

176
00:14:42,942 --> 00:14:47,137
‫اونا یه تونل با دقت بالا درست کردن
‫که بتونن با هم مخفیانه ملاقات کنن.

177
00:14:47,433 --> 00:14:52,119
‫،هر کسی که سعی میکرد دنبالشون کنه
‫برای همیشه در هزارتو گم میشد.

178
00:14:53,510 --> 00:14:56,454
‫اما یه روز مرد نیومد.

179
00:14:57,704 --> 00:15:01,507
‫اون توی یکی از جنگ‌های بین دو روستا کشته شد.

180
00:15:02,926 --> 00:15:07,613
‫،زن نابود شد
‫اون یه چشمه از قدرت بیکران خاک افزاریش رو آزاد کرد.

181
00:15:07,613 --> 00:15:10,263
‫اون میتونست همه رو نابود کنه.

182
00:15:11,371 --> 00:15:14,009
‫اما در مقابل اون پایان جنگ رو اعلام کرد.

183
00:15:14,022 --> 00:15:19,880
‫هر دو روستا بهش کمک کردن تا شهری رو بسازه
‫که همه بتونن با صلح کنار هم زندگی کنن.

184
00:15:19,898 --> 00:15:24,517
‫اسم زن "اوما" و اسم مرد "شو" بود.

185
00:15:24,535 --> 00:15:29,783
‫اسم اون شهر شد اوماشو،به عنوان یادگاری از عشقشون.

186
00:15:34,546 --> 00:15:38,727
‫در تاریکی عشق از همه چیز روشن‌تره.

187
00:15:41,502 --> 00:15:45,620
‫اُه،عالیه! نقشه‌ات دوباره ما رو به یه بن بست دیگه هدایت کرد.

188
00:15:45,631 --> 00:15:50,741
‫لااقل من دارم دنبال راه حل میگردم
‫و سعی میکن خودمون رو از اینجا رها کنم،موکو.

189
00:15:50,758 --> 00:15:53,505
‫ووو،ووو،یه لحظه صبر کن،ما داریم دنبال راه حل میگردیم؟

190
00:15:53,518 --> 00:15:56,736
‫چون من الآن یه ساعتی میشه که یه راه حل دارم.

191
00:15:56,746 --> 00:16:00,712
‫آره! ما همه‌مون داریم دنبال راه چاره میگردیم!

192
00:16:00,727 --> 00:16:04,226
‫،خب،پس به این گوش کن
‫اگه عشق کلید بیرون رفتن از اینجاست...

193
00:16:04,229 --> 00:16:08,974
‫پس تنها کاری که باید بکنیم اینه که یه آهنگ عاشقانه بخونیم....

194
00:16:11,844 --> 00:16:14,561
‫چجوری میخوایم راه خروجمون از این تونل‌ها رو پیدا کنیم؟

195
00:16:14,579 --> 00:16:16,490
‫من یه ایده‌ی مسخره دارم؟

196
00:16:16,497 --> 00:16:17,983
‫چی؟

197
00:16:17,995 --> 00:16:20,369
‫بیخیالش،خیلی مسخره است.

198
00:16:20,386 --> 00:16:22,046
‫کاتارا،چیه؟

199
00:16:22,055 --> 00:16:25,221
‫،من داشتم فکر میکردم
‫که نفرین میگه ما برای همیشه اینجا گیر میافتیم مگر...

200
00:16:25,235 --> 00:16:27,699
‫اینکه به عشق ایمان بیاریم....

201
00:16:27,716 --> 00:16:28,756
‫خب...

202
00:16:28,765 --> 00:16:34,722
‫و اینجا نوشته "در تاریکی عشق از هر چیزی روشن‌تره" و یه...
‫عکس ازشون هست که دارن هم دیگه رو میبوسن.

203
00:16:34,734 --> 00:16:36,574
‫میخوای به چه نتیجه‌ای برسی؟

204
00:16:36,594 --> 00:16:40,099
‫خب...چی میشه اگه ما هم دیگه رو ببوسیم؟

205
00:16:40,125 --> 00:16:41,673
‫ما و بوسیدن؟

206
00:16:41,678 --> 00:16:44,459
‫دیدی؟گفتم ایده‌ی مسخره‌ایه.

207
00:16:44,472 --> 00:16:48,088
‫ما...بوسیدن...

208
00:16:48,100 --> 00:16:52,831
‫ما و بوسیدن؟داشتم به چی فکر میکردم؟میتونی تصورش رو بکنی؟

209
00:16:52,846 --> 00:16:57,584
‫آره،هههه،من قطعاً دلم نمیخواست ببوسمت.

210
00:16:57,602 --> 00:17:02,942
‫،اُه،خب نمیدوستم که تا این حد گزینه‌ی مزخرفیه
‫ببخشید که پیشنهاد دادم!

211
00:17:02,957 --> 00:17:07,243
‫نه،نه منظورم اینه،اگه یه انتخاب بین بوسیدن تو و مردن بود...

212
00:17:07,259 --> 00:17:08,371
‫اُه!

213
00:17:08,385 --> 00:17:12,621
‫چیه؟من ترجیح میدادم که ببوسمت تا بمیرم.این یه تعریفه.

214
00:17:12,639 --> 00:17:16,292
‫خب من مطمئن نیستم حاضر بودم کدوم رو انتخاب کنم!

215
00:17:16,304 --> 00:17:19,180
‫من چه مرگمه؟

216
00:17:25,082 --> 00:17:33,139
‫"حتی اگر گم بشی نمیتونی عشق رو گم کنی چون توی قلبته"

217
00:17:38,148 --> 00:17:41,579
‫ممنون بابت اردک،فوق العاده بود.

218
00:17:41,592 --> 00:17:42,773
‫نوش جونتون.

219
00:17:42,790 --> 00:17:47,217
‫این باعث خوشحالیه منه که ببینم
‫کسی غذای منو با همچین...وَلعی میخوره.

220
00:17:47,236 --> 00:17:50,051
‫تمرین زیاد.

221
00:17:50,810 --> 00:17:53,229
‫جونیور،ادبت کجا رفته؟

222
00:17:53,229 --> 00:17:56,701
‫باید از این آدمای مهربون تشکر کنی.

223
00:17:56,715 --> 00:17:58,079
‫متشکرم.

224
00:17:58,084 --> 00:18:02,506
‫میدونم فکر میکنی دیگه توی دنیا هیچ امیدی وجود نداره،اما هست.

225
00:18:02,520 --> 00:18:05,303
‫آواتار برگشته!

226
00:18:05,312 --> 00:18:07,721
‫میدونم.

227
00:18:20,260 --> 00:18:25,289
‫داری چیکار میکنی؟همین الان اینا بهت مهربونی کردن.

228
00:18:25,298 --> 00:18:31,297
‫پس میخوان یه مقدار بیشتر مهربونی کنن،خب؟

229
00:18:45,189 --> 00:18:48,208
‫دیگه داره مشعل‌مون خاموش میشه،مگه نه؟

230
00:18:48,212 --> 00:18:49,514
‫فکر کنم.

231
00:18:49,522 --> 00:18:52,511
‫پس میخوایم چیکار کنیم؟

232
00:18:52,525 --> 00:18:55,211
‫چیکار میتونیم بکینم؟

233
00:19:38,650 --> 00:19:41,559
‫هی،هی.تو ما رو نجات دادی ساکا؟

234
00:19:41,569 --> 00:19:44,597
‫نه،اونا داشتن از چیزی فرار میکردن؟

235
00:19:44,607 --> 00:19:46,711
‫از چی؟

236
00:20:28,179 --> 00:20:30,782
‫هی،اونا عاشق آهنگن.

237
00:20:30,864 --> 00:20:37,730
‫"گورکن،داره میاد طرف من،یالا دوستان،کمک کنین "

238
00:20:37,739 --> 00:20:40,917
‫"این گورکن بزرگ و بد توی تونل‌ها کار میکنه"

239
00:20:40,933 --> 00:20:45,877
‫"از گرگ-خفاش بدش میاد،اما عاشق آهنگه"

240
00:20:45,906 --> 00:20:50,287
‫اینجا از یه نوعی کریستال درست شده.
‫اونا فقط توی تاریکی روشن میشن.

241
00:20:50,301 --> 00:20:52,532
‫اینطوری بود که دو عاشق هم دیگه رو پیدا میکردن.

242
00:20:52,543 --> 00:20:56,354
‫اونا روشنایی‌هاشون رو خاموش میکردن و دنبال کریستال‌ها میرفتن.

243
00:20:57,508 --> 00:21:00,290
‫اون باید راه خروج باشه.

244
00:21:02,293 --> 00:21:03,980
‫پس...آم...

245
00:21:03,983 --> 00:21:05,478
‫بزن بریم!

246
00:21:24,492 --> 00:21:27,141
‫پس ساکا چی؟

247
00:21:33,779 --> 00:21:35,909
‫ساکا!

248
00:21:36,917 --> 00:21:38,174
‫شما چجوری اومدین بیرون؟

249
00:21:38,175 --> 00:21:41,467
‫،درست همونطوری که افسانه میگفت
‫گذاشتیم عشق راه رو بهمون نشون بده.

250
00:21:41,504 --> 00:21:45,990
‫واقعاً؟ما گذاشتیم جونورای بزرگ وحشی راه رو بهمون نشون بدن.

251
00:22:01,196 --> 00:22:03,617
‫چرا پیشونیت قرمزه؟

252
00:22:03,627 --> 00:22:12,297
‫کسی برای چیزی که میخوام بگم عکس العمل نشون نده.
‫فکر کنم اون بچه آواتاره.

253
00:22:14,529 --> 00:22:17,166
‫پس،شماها میخواین با ما به اوماشو بیاین؟

254
00:22:17,178 --> 00:22:17,865
‫نُچ.

255
00:22:17,893 --> 00:22:21,417
‫خیلی خب،بابت همه چی ممنون،موکو.

256
00:22:21,891 --> 00:22:24,772
‫ساکا،امیدوارم یه چیزی یاد گرفته باشی که...

257
00:22:24,773 --> 00:22:30,494
‫نذاری نقشه جلوی سفرت رو بگیره....

258
00:22:30,510 --> 00:22:32,593
‫فقط برو مِزقونت رو بزن.

259
00:22:32,607 --> 00:22:35,613
‫هی،نقشه‌ی خوبیه!

260
00:22:38,273 --> 00:22:42,408
‫"حتی اگه گم شدی نمیتونی عشق رو گم کنی"

261
00:22:42,425 --> 00:22:51,032
‫"چون اون تو قلبته،اوووه"

262
00:22:51,580 --> 00:22:53,883
‫سفر طولانی و آزار دهنده بود...

263
00:22:53,898 --> 00:22:57,827
‫اما الآن قراره ببینیم که همه‌ش برای چی بوده...مقصد....

264
00:22:57,845 --> 00:23:04,511
‫بهتون معرفی میکنم شهر قلمرو خاک،او...اُه...نه.

265
00:23:08,000 --> 00:23:50,000
‫ترجمه و زیرنویس : حمید وِتر
‫(Hamid Vetr)
‫https://tvcenter.cc