1
00:00:02,515 --> 00:00:04,887
‫<font color=۰۰۶۷CE>"آب"</font>

2
00:00:04,888 --> 00:00:06,761
‫<font color=#۰۰AE۰۰>"خاک"</font>

3
00:00:06,762 --> 00:00:08,870
‫<font color=Red>"آتش"</font>

4
00:00:08,871 --> 00:00:10,162
‫<font color="#۸۰FFFF">"باد"</font>

5
00:00:11,228 --> 00:00:15,362
‫"خیلی وقت پیش هر ۴ ملت با نظم خاصی کنار هم زندگی میکردند"

6
00:00:15,363 --> 00:00:19,441
‫"بعد همه چی با حمله‌ی ملت آتش تغییر کرد"

7
00:00:19,642 --> 00:00:23,754
‫"تنها آواتار،مسلط به هر ۴ عنصر میتونست اونها رو متوقف کنه"

8
00:00:23,755 --> 00:00:26,914
‫"اما وقتی دنیا بیش از همیشه بهش نیاز داشت،ناپدید شد"

9
00:00:27,255 --> 00:00:31,076
‫"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جدید رو پیدا کردیم"

10
00:00:31,077 --> 00:00:32,916
‫"یه باد افزار به اسم آنگ"

11
00:00:33,017 --> 00:00:35,122
‫"و با اینکه مهارت‌های باد افزاریش عالی هستن"

12
00:00:35,123 --> 00:00:38,855
‫"خیلی چیزا هست که باید قبل از نجات کسی یاد بگیره"

13
00:00:38,856 --> 00:00:42,478
‫"اما من باور دارم،آنگ میتونه دنیا رو نجات بده"

14
00:00:48,500 --> 00:00:53,500
‫<font color=۰۰AE۰۰>خاک</font> : کتاب دوم
‫قسمت چهارم : مرداب

15
00:00:55,000 --> 00:01:00,000
‫<font color=Red>(CyrusGreat)حمید وِتر</font> : ترجمه و زیرنویس
‫<font color=Red>(Hamid Vetr)</font>
‫<font color=Orange>TvCenter</font>

17
00:01:09,723 --> 00:01:13,655
‫به ما دو عاجز بینوا کمک کنین؟

18
00:01:14,732 --> 00:01:16,989
‫این خیلی مسخره است!ما اشراف زاده‌ایم.

19
00:01:17,002 --> 00:01:20,023
‫اینا باید هرچی ما بخوایم بهمون بدن.

20
00:01:20,041 --> 00:01:24,322
‫میدن...ولی اگه مودبانه درخواست کنی.

21
00:01:24,477 --> 00:01:28,950
‫به این پیر مرد گرسنه کمک کنین؟

22
00:01:28,975 --> 00:01:32,044
‫آووو،بیا.

23
00:01:32,057 --> 00:01:39,361
‫بابت سکه ممنونم،ولی نه به اندازه‌ی لبخندت.

24
00:01:40,734 --> 00:01:46,170
‫نظرت درمورد سرگرم کردن من در مقابل...یه سکه‌ی طلا چیه؟

25
00:01:46,188 --> 00:01:48,436
‫ما بازیگر نیستیم.

26
00:01:48,460 --> 00:01:50,987
‫حرفه‌ای نیستیم،به هر حال.

27
00:01:50,998 --> 00:02:02,108
‫"سفر طول و درازی به باسینگ سِی‌ه"
‫"اما دخترای شهر خیلی قشنگن"

28
00:02:02,125 --> 00:02:07,361
‫یالا! مثل اینکه قراره بهت یه سکه طلا بدما!
‫بذار یه جنب و جوشی ببینیم!

29
00:02:07,372 --> 00:02:08,426
‫برقص!

30
00:02:08,439 --> 00:02:19,910
‫"و اونا اینقدر با ناز و کرشمه بوست میکنن"
‫"که باید حتماً دخترای باسینگ سِی رو ببینی"

31
00:02:20,853 --> 00:02:27,473
‫هیچی از رقصیدن یه پیرمرد برای شکمش جالبتر نیست.
‫بیا بگیر!

32
00:02:28,589 --> 00:02:31,829
‫چه مرد مهربونی!

33
00:02:54,722 --> 00:02:58,181
‫هی،به خاطر یه دلیلی داری ارتفاع رو کم میکنی؟

34
00:02:58,306 --> 00:03:00,901
‫آنگ! چرا داری ارتفاع رو کم میکنی؟

35
00:03:00,913 --> 00:03:04,442
‫چی؟اصلاً متوجه نبودم.

36
00:03:04,449 --> 00:03:06,211
‫الآن متوجه شدی؟

37
00:03:06,221 --> 00:03:07,347
‫مشکلی هست؟

38
00:03:07,356 --> 00:03:12,487
‫میدونم ممکنه عجیب به نظر بیاد
‫اما فکر میکنم مرداب...داره صدام میزنه.

39
00:03:12,505 --> 00:03:14,828
‫بهت میگه کجا میتونیم یه چیزی برای خوردن پیدا کنیم؟

40
00:03:14,848 --> 00:03:18,672
‫نه،من...من فکر کنم داره بهمون میگه اونجا فرود بیایم.

41
00:03:18,686 --> 00:03:22,437
‫،‌به جناب مرداب برنخوره‌ها
‫ولی من جایی برای فرود نمیبینم تا بخوایم اونجا فرود بیایم.

42
00:03:22,451 --> 00:03:23,500
‫نمیدونم...

43
00:03:23,511 --> 00:03:26,681
‫بومی گفت برای یاد گرفتن خاک افزاری...
‫باید صبر کنم و گوش بدم.

44
00:03:26,694 --> 00:03:31,513
‫،و الآن واقعاً دارم صدای زمین رو میشنوم
‫ازم میخوای که نادیده بگیرمش؟

45
00:03:31,530 --> 00:03:32,903
‫بله!

46
00:03:32,908 --> 00:03:38,326
‫نمیدونم،...اما یه چیزی در مورد اینجا درست نیست!

47
00:03:40,566 --> 00:03:43,173
‫دیدی؟حتی آپا و مومو هم از اینجا خوششون نمیاد!

48
00:03:43,186 --> 00:03:47,659
‫باشه،اگه همه در این مورد خیلی مطمئنن...خداحافظ مرداب.

49
00:03:47,666 --> 00:03:49,650
‫یپ یپ!

50
00:03:54,372 --> 00:03:58,415
‫بهتره یه "یپ" دیگه بگی! باید در بریم!

51
00:04:38,486 --> 00:04:41,252
‫آپا و مومو کجان؟

52
00:04:46,421 --> 00:04:50,478
‫آپا! مومو!

53
00:04:53,041 --> 00:04:55,034
‫ساکا! رو آرنجت یه زوالوئه!

54
00:04:55,047 --> 00:04:56,666
‫کجا! کجا!

55
00:04:56,671 --> 00:04:58,817
‫خودت چی فکر میکنی؟

56
00:04:58,821 --> 00:05:02,988
‫چرا همیشه همه چیز به من میچسبه!

57
00:05:03,956 --> 00:05:05,375
‫نتونستی پیداشون کنی؟

58
00:05:05,391 --> 00:05:11,349
‫نه...و اون گردباد...ناپدید شده.

59
00:05:46,691 --> 00:05:49,521
‫باید سریع تر کار کنیم.

60
00:05:50,013 --> 00:05:53,161
‫شاید...باید یه خورده بیشتر با مرداب مهربون باشیم.

61
00:05:53,170 --> 00:05:54,645
‫آنگ اینا فقط گیاهه.

62
00:05:54,654 --> 00:05:56,307
‫ازم میخوای برای پاره و پوره کردن اینا...

63
00:05:56,315 --> 00:05:58,726
‫"با قمّه‌م بگم "خواهش میکنم"،"مرسی....

64
00:05:58,737 --> 00:06:04,614
‫شاید باید به آنگ گوش کنی،یه چیزی اینجا به نظر...زنده میاد.

65
00:06:04,630 --> 00:06:07,312
‫مطمئنم خیلی چیزا اینجاست که زنده‌است...

66
00:06:07,319 --> 00:06:09,676
‫و اگه نمیخوایم آخر کارمون خورده شدن توسط اونا باشه......

67
00:06:09,681 --> 00:06:13,617
‫باید آپا رو هرچه سریعتر پیدا کنیم....

68
00:06:46,034 --> 00:06:49,283
‫آپا! مومو!

69
00:06:49,295 --> 00:06:52,537
‫اصلاً امکان نداره اونا صدای ما رو بشنون یا ما بتونیم اونا رو ببینیم.

70
00:06:52,542 --> 00:06:55,641
‫باید امشب یه جایی رو برای اردو زدن پیدا کنیم.

71
00:06:58,984 --> 00:07:00,423
‫اون چی بود؟!

72
00:07:00,429 --> 00:07:06,768
‫هیچی،فقط گاز مرداب بود.
‫هیچ چیزِ ماوراء الطبیعه‌ای اینجا وجود نداره.

73
00:07:10,099 --> 00:07:13,109
‫فکر کنم باید یه آتیش درست کنیم...

74
00:07:15,797 --> 00:07:19,600
‫،ساکا،هرچی بیشتر ما اینجا بمونیم
‫فکر کنم تو هم باید کمتر از اینکارها بکنی.

75
00:07:19,615 --> 00:07:22,308
‫نه،من از مرداب پرسیدم،گفت مشکلی نداره.

76
00:07:22,316 --> 00:07:26,547
‫مگه نه،مرداب؟
‫"مشکلی نیست ساکا"

77
00:07:31,638 --> 00:07:34,991
‫کسِ دیگه‌ای هم این احساس رو داره که دارن ما رو تماشا میکنن؟

78
00:07:34,996 --> 00:07:38,854
‫خواهشاً،ما اینجا تنهاییم.

79
00:07:44,179 --> 00:07:46,643
‫البته به جز اونا....

80
00:07:46,650 --> 00:07:49,710
‫آره،بجز اونا.

81
00:09:18,629 --> 00:09:20,695
‫بچه‌ها؟

82
00:09:25,564 --> 00:09:28,304
‫فکر مَکِنی چی یه همچین ردپای گونده‌ای داره،تو؟

83
00:09:28,324 --> 00:09:34,493
‫نمَدونم دو،یه چیزی با ۶تا پا و انگوشتای گونده.

84
00:09:34,502 --> 00:09:36,897
‫رد خوبی برای دنبال کردن گوذاشته.

85
00:09:36,908 --> 00:09:40,472
‫مَدونی آخر این رد چیهَ؟

86
00:09:40,492 --> 00:09:42,814
‫شام.

87
00:10:14,651 --> 00:10:18,735
‫آنگ؟ساکا؟

88
00:10:21,013 --> 00:10:27,252
‫سلام؟سلام؟میتونین به من کمک کنین؟

89
00:10:27,256 --> 00:10:30,771
‫مامان؟مامان!

90
00:10:33,615 --> 00:10:36,186
‫باورم نمیشه...

91
00:10:45,776 --> 00:10:51,472
‫آنگ! مردابِ احمق! با این پیچک‌هایِ زشتِ مسخره!

92
00:10:51,479 --> 00:10:57,117
‫کاتارا؟ فکر میکنی خیلی باحالی،ها؟

93
00:11:02,989 --> 00:11:04,963
‫سلام؟

94
00:11:08,753 --> 00:11:14,030
‫یو اِی؟ این فقط یه خطای دیده...گاز مرداب...

95
00:11:14,042 --> 00:11:19,297
‫من...حتماً...دیشب که داشتم فرار میکردم سرم به جایی خورده.

96
00:11:20,533 --> 00:11:24,196
‫تو از من محافظت نکردی.

97
00:11:36,245 --> 00:11:38,994
‫کاتارا!

98
00:11:39,826 --> 00:11:41,922
‫آپا!

99
00:11:42,296 --> 00:11:46,107
‫سلام؟توی کی هستی؟

100
00:11:47,215 --> 00:11:50,055
‫هی،برگرد.

101
00:12:23,749 --> 00:12:28,428
‫اون رو بَبین تو،اون چیز پشمالوی کوچولو داره اونو هدایت میکنه؟

102
00:12:28,443 --> 00:12:30,645
‫نه،بهش "لیمو" میگن...

103
00:12:30,654 --> 00:12:34,426
‫یکیشون رو توی یکی از نمایش‌های دوره گردی وَدیدن.
‫میگن خیلی باهوشه.

104
00:12:34,431 --> 00:12:36,528
‫شرط میبندُم مزه‌ی مرغ برشته مَده.

105
00:12:36,538 --> 00:12:39,277
‫از نظر تو که همه چی مزه‌ی مرغ برشته مَده.

106
00:12:39,295 --> 00:12:44,497
‫یالا دوستان.فقط یه ذره نزدیکتر.یواش و آروم.

107
00:12:44,505 --> 00:12:49,302
‫جایی برای نگرانی وجود نداره.
‫ما فقط موخوایم بخوریمتون.

108
00:12:49,316 --> 00:12:50,799
‫واس چی اونو گفتی؟

109
00:12:50,818 --> 00:12:52,016
‫خب،میخوایم بخوریمشون دیگه!

110
00:12:52,023 --> 00:12:53,863
‫اما تو که نباس بهشون بگی.

111
00:12:53,869 --> 00:12:55,895
‫خو من از کجا میدونستم اونا حرفم رو میفهمن!

112
00:12:55,902 --> 00:12:58,143
‫یالا!

113
00:13:24,659 --> 00:13:27,437
‫تو کی هستی؟

114
00:13:36,996 --> 00:13:40,744
‫شما فکر کردین دارین چیکار میکنین؟!
‫من داشتم همه جا رو دنبالتون میگشتم!

115
00:13:40,760 --> 00:13:43,347
‫خب منم داشتم مثل مرغ پرکنده دنبالت شما میگشتم.

116
00:13:43,357 --> 00:13:45,609
‫من داشتم یه دختری رو تعقیب میکردم.

117
00:13:45,614 --> 00:13:46,689
‫چه دختری؟

118
00:13:46,701 --> 00:13:50,999
‫نمیدونم.صدای خنده شنیدم و یه دختر رو توی یه لباس اشرافی دیدم.

119
00:13:51,042 --> 00:13:56,050
‫خب حتماً یه مهمونیِ چایی بود و
‫ما فقط دعوت نامه‌هامون رو نگرفتیم.

120
00:13:56,101 --> 00:13:59,339
‫من فکر کردم مامان رو دیدم.

121
00:13:59,984 --> 00:14:04,176
‫ببینین،ما فقط ترسیدیم و گشنه‌مونه و توهم زدیم.

122
00:14:04,185 --> 00:14:06,020
‫بخاطر همینه که همه‌مون یه چیزایی دیدیم.

123
00:14:06,029 --> 00:14:07,826
‫تو هم یه چیزی دیدی؟

124
00:14:07,836 --> 00:14:11,215
‫فکر کردم یو اِی رو دیدم،اما این چیزی رو ثابت نمیکنه.

125
00:14:11,230 --> 00:14:16,115
‫ببین من دائم به اون فکر میکنم
‫و تو هم مامان رو دیدی،کسی که دلت براش خیلی تنگ شده.

126
00:14:16,126 --> 00:14:22,143
‫پس من چی؟من دختری رو دیدم که نمیشناختمش
‫و تمام این توهمات‌مون بود که ما رو به اینجا کشوند.

127
00:14:22,151 --> 00:14:25,524
‫باشه...پس اینجا کجاست؟وسط مرداب؟

128
00:14:25,534 --> 00:14:29,727
‫آره،مرکز...

129
00:14:30,756 --> 00:14:35,110
‫اینجا قلب مردابه،اون داشت ما رو به اینجا صدا میزد،میدونستم.

130
00:14:35,120 --> 00:14:39,826
‫این فقط یه درخته،نمیتونه که کسی رو صدا بزنه!
‫برای آخرین بار...

131
00:14:39,843 --> 00:14:46,686
‫چیزی دنبال ما نیست و هیچ چیز جادویی اینجا اتفاق نمیافته.

132
00:16:15,522 --> 00:16:20,007
‫حالا یه لیمو پیرن مَخواد چیکار؟

133
00:17:32,152 --> 00:17:36,314
‫یه کسی اون توئه! داره پیچک ها رو کنترل میکنه.

134
00:17:49,070 --> 00:17:52,039
‫چرا ما رو به اینجا صدا زدی اگه فقط میخواستی ما رو بکشی؟

135
00:17:52,050 --> 00:17:57,519
‫صبر کن ببینم! من شما رو اینجا صدا نزدم!

136
00:17:57,809 --> 00:18:01,711
‫ما داشتیم بالای اینجا پرواز میکردیم
‫و شنیدم که یه کی داره صدام میکنه که فرود بیام.

137
00:18:01,856 --> 00:18:04,982
‫اون آواتاره،یه همچین چیزایی برای ما اتفاق میافته...زیاد.

138
00:18:04,987 --> 00:18:09,229
‫آواتار! با من بیاین.

139
00:18:11,163 --> 00:18:13,829
‫خب،حالا تو کی هستی؟

140
00:18:13,925 --> 00:18:16,928
‫من از مرداب در برابر کسایی که میخوان
‫بهش آسیب برسونن محافظت میکنم.

141
00:18:16,969 --> 00:18:19,356
‫مثل این رفیقمون با اون شمشیر گنده‌اش.

142
00:18:19,362 --> 00:18:21,178
‫میبینین؟کاملاً منطقی.

143
00:18:21,189 --> 00:18:24,228
‫هیچ هیولایی در کار نیست
‫فقط یه آدم معمولی که میخواد از خونش محافظت کنه.

144
00:18:24,241 --> 00:18:27,180
‫هیچ چیز مرموزی در موردش نیست.

145
00:18:27,194 --> 00:18:31,926
‫اُه،مرداب یه مکان جادوییه واسه خودش! مقدّسه!

146
00:18:31,940 --> 00:18:36,428
‫من درست زیر این درخت بیدِ رشد کرده به روشن فکری دست یافتم.

147
00:18:36,430 --> 00:18:40,233
‫شنیدم که صدام میزنه،درست همینطوری که تو رو صدا کرد.

148
00:18:40,240 --> 00:18:44,483
‫البته که صدات کرده.به نظر خیلی ورّاج میاد.

149
00:18:44,494 --> 00:18:49,725
‫میبینی این مرداب در واقع فقط همین یه درخته
‫که تا کیلومترها اونطرف‌تر ریشه دوانده...

150
00:18:49,726 --> 00:18:55,445
‫شاخه‌هاش پخش شدن و دوباره در زمین فرو رفتن...
‫و ریشه دووندن و دوباره پخش شدن...

151
00:18:55,463 --> 00:19:02,495
‫یه عضوِ بزرگِ زنده،درست مثل تموم دنیا....

152
00:19:02,504 --> 00:19:06,810
‫،قضیه‌ی این درخت رو میفهمم چطور میتونه یه چیز بزرگ باشه
‫اما کل دنیا...؟

153
00:19:06,827 --> 00:19:13,002
‫البته،تو فکر میکنی با من تفاوتی داری؟
‫یا با دوستات؟یا با این درخت؟

154
00:19:13,017 --> 00:19:18,476
‫،اگه خوب گوش بدی
‫میتونی صدای همه‌ی موجوداتِ زنده رو که باهم نفس میکشن بشنوی.

155
00:19:18,477 --> 00:19:23,637
‫میتونی حس کنی که همه چیز در حال رشده.
‫ما همه باهم زندگی میکنیم...

156
00:19:23,650 --> 00:19:28,658
‫حتی اگه بعضی از افراد اینطوری عمل نکنن....
‫ما همه از یه بُن هستیم...

157
00:19:28,667 --> 00:19:32,329
‫و همه‌مون شاخه‌های یک درختیم....

158
00:19:32,340 --> 00:19:34,237
‫اما توهمات‌مون چه معنی‌ای داشت؟

159
00:19:34,247 --> 00:19:39,592
‫،در مرداب ما تصویرهایی از کسانی که از دست دادیم میبینیم
‫کسانی که دوستشون داشتیم...

160
00:19:39,602 --> 00:19:44,653
‫افرادی که فکر میکنیم از پیش ما رفتن،اما مرداب بهمون میگه نه....

161
00:19:44,666 --> 00:19:50,957
‫ما هنوز بهشون متصلیم.زمان یه خیال و تصوره،همینطور مرگ.

162
00:19:50,961 --> 00:19:54,740
‫اما توهم من چی؟اون کسی بود که من تاحالا ندیدمش.

163
00:19:54,745 --> 00:19:58,055
‫تو آواتاری.تو بهم بگو.

164
00:19:58,069 --> 00:20:06,229
‫زمان یه خیال و تصوّره...پس اون...کسیه که میخوام ببینم؟

165
00:20:06,246 --> 00:20:09,939
‫،متاسفم که مزاحم درس و مشقتون میشم
‫ولی ما هنوزم باید آپا و مومو رو پیدا کنیم.

166
00:20:09,957 --> 00:20:16,644
‫فکر کنم بدونم چجوری پیداشون کنم.
‫همه چی بهم متصله.

167
00:20:33,751 --> 00:20:35,880
‫زود باشین! باید عجله کنیم!

168
00:20:35,907 --> 00:20:42,791
‫"تورم رو کنار بستر رودخونه انداختم! ۱۰ تا ماهی گرفتم و کشتم"

169
00:20:42,805 --> 00:20:45,727
‫"گرفتمشون و بستمشون و سرشون رو جدا کردم"

170
00:20:45,738 --> 00:20:51,515
‫"و دادم گربه ماهی‌های توی آب بخورن"

171
00:20:55,073 --> 00:20:57,230
‫آپا!

172
00:20:58,546 --> 00:21:00,972
‫به ما حمله شده!

173
00:21:04,286 --> 00:21:07,062
‫هی،شماها آب افزارین!

174
00:21:07,071 --> 00:21:11,865
‫شما هم هستین؟این یعنی ما باهم فامیلیم!

175
00:21:15,624 --> 00:21:17,937
‫سلام هیو! اوضاع چطوره؟

176
00:21:17,951 --> 00:21:23,261
‫میدونی،ترسوندن مردم،چرخوندن چندتا پیچک،کارای معمول.

177
00:21:23,274 --> 00:21:25,432
‫هیو؟
‫(هیو به معنی رنگه)

178
00:21:28,318 --> 00:21:30,284
‫از مرغ برشته خوشتون اومد؟

179
00:21:30,300 --> 00:21:32,534
‫مزه‌ی مرغ قطبی رو میده.

180
00:21:32,545 --> 00:21:35,127
‫خب،چرا شما اینقدر به خوردن آپا علاقه داشتین؟

181
00:21:35,146 --> 00:21:37,929
‫شما که خیلی از این چیزای گنده
‫که این دور رو بر پرسه میزنن دارین؟

182
00:21:37,938 --> 00:21:43,092
‫تو از من میخوای که اسلیم پیر رو بخورم؟
‫اون مثل یکی از اعضای خونواده است؟

183
00:21:43,111 --> 00:21:45,474
‫اسلیم خوب!

184
00:21:47,318 --> 00:21:51,145
‫اُه،اُه،اون حشره نمیخوره،اون غذای ماست.

185
00:21:51,162 --> 00:21:52,725
‫گفتین اهل کجایین؟

186
00:21:52,744 --> 00:21:54,020
‫قطب جنوب.

187
00:21:54,022 --> 00:21:56,696
‫نمیدونستیم به جز اینجا هم جای دیگه آب افزار هست.

188
00:21:56,702 --> 00:21:58,831
‫اونجا یه مرداب با حال دارن،مگه نه؟

189
00:21:58,837 --> 00:22:02,307
‫نه،فقط یخ و برفه.

190
00:22:02,328 --> 00:22:04,292
‫هوم.تعجّبی نداره که اونجا رو ترک کردین.

191
00:22:04,309 --> 00:22:08,472
‫خب،امیدوارم حالا متوجه شده باشین که هیچ چیز عجیبی اینجا نبود.

192
00:22:08,483 --> 00:22:11,072
‫فقط یه مشت آدم گَند گرفته که توی مرداب زندگی میکنن.

193
00:22:11,079 --> 00:22:12,782
‫پس توهمات چی؟

194
00:22:12,837 --> 00:22:19,315
‫بهتون گفتم ما گرسنه بودیم.
‫من دارم یه حشره‌ی گنده میخورم!

195
00:22:20,371 --> 00:22:23,708
‫پس اون موقع که درخت بهم نشون داد آپا و مومو کجان چی؟

196
00:22:23,722 --> 00:22:26,157
‫اون چیز میزای آواتاریه،اون حساب نمیشه.

197
00:22:26,168 --> 00:22:29,881
‫تنها چیزی که نمیفهمم اینه که چجوری
‫اون گردباد رو درست کردی،که ما رو پایین کشید.

198
00:22:29,898 --> 00:22:36,114
‫،من نمیتونم یه همچین کاری کنم
‫من فقط آب توی گیاه‌ها رو کنترل میکنم.

199
00:22:36,128 --> 00:22:38,032
‫خب،آب و هوا رو حساب نمیکنیم.

200
00:22:38,040 --> 00:22:43,547
‫هنوزم هیچ چیز مرموزی در مورد مرداب نیست.

201
00:22:56,739 --> 00:22:59,431
‫کی اونجاست؟

202
00:23:07,000 --> 00:23:50,000
‫ترجمه و زیرنویس : حمید وِتر
‫(Hamid Vetr)
‫https://tvcenter.cc