1
00:00:02,344 --> 00:00:04,716
‫<font color=۰۰۶۷CE>"آب"</font>

2
00:00:04,717 --> 00:00:06,590
‫<font color=#۰۰AE۰۰>"خاک"</font>

3
00:00:06,591 --> 00:00:08,699
‫<font color=Red>"آتش"</font>

4
00:00:08,700 --> 00:00:09,991
‫<font color="#۸۰FFFF">"باد"</font>

5
00:00:11,057 --> 00:00:15,191
‫"خیلی وقت پیش هر ۴ ملت با نظم خاصی کنار هم زندگی میکردند"

6
00:00:15,192 --> 00:00:19,270
‫"بعد همه چی با حمله‌ی ملت آتش تغییر کرد"

7
00:00:19,471 --> 00:00:23,583
‫"تنها آواتار،مسلط به هر ۴ عنصر میتونست اونها رو متوقف کنه"

8
00:00:23,584 --> 00:00:26,743
‫"اما وقتی دنیا بیش از همیشه بهش نیاز داشت،ناپدید شد"

9
00:00:27,084 --> 00:00:30,905
‫"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جدید رو پیدا کردیم"

10
00:00:30,906 --> 00:00:32,745
‫"یه باد افزار به اسم آنگ"

11
00:00:32,846 --> 00:00:34,951
‫"و با اینکه مهارت‌های باد افزاریش عالی هستن"

12
00:00:34,952 --> 00:00:38,684
‫"خیلی چیزا هست که باید قبل از نجات کسی یاد بگیره"

13
00:00:38,685 --> 00:00:42,307
‫"اما من باور دارم،آنگ میتونه دنیا رو نجات بده"

14
00:00:48,155 --> 00:00:49,856
‫آنچه در آواتار گذشت...

15
00:00:50,426 --> 00:00:54,016
‫با اینکه من نابینا به دنیا اومدم هیچوقت مشکل دیدن نداشتم.

16
00:00:54,016 --> 00:00:55,846
‫من با خاک افزاری میبینم.

17
00:00:56,006 --> 00:01:01,786
‫ببین چی میگم شیرین عسل خانم،من از هر چیزی که داشتم
‫دست کشیدم تا بتونم به آنگ خاک افزاری یاد بدم.

18
00:01:07,356 --> 00:01:12,576
‫خب،اینجا رو نگاه کن،دشمنان و خائنین،همه با هم کار میکنن.

19
00:01:19,300 --> 00:01:22,700
‫<font color=۰۰AE۰۰>خاک</font> : کتاب دوم
‫قسمت نهم : کار ناخوشایند

20
00:01:23,400 --> 00:01:26,000
‫<font color=Red>(CyrusGreat)حمید وِتر</font> : ترجمه و زیرنویس
‫<font color=Red>(Hamid Vetr)</font>
‫<font color=Orange>TvCenter</font>

22
00:01:30,638 --> 00:01:31,968
‫امروز بالآخره وقتشه!

23
00:01:31,968 --> 00:01:33,238
‫باورت میشه؟

24
00:01:33,238 --> 00:01:35,478
‫بعد از اون همه مدت که دنبال یه استاد گشتیم...

25
00:01:35,478 --> 00:01:37,658
‫بالآخره دارم خاک افزاری رو شروع میکنم....

26
00:01:37,658 --> 00:01:41,638
‫و اینجا...اینجا عالیه!
‫اینطور فکر نمیکنی؟

28
00:01:44,378 --> 00:01:46,308
‫اُه،تو هنوز خوابی،ها؟

29
00:01:48,138 --> 00:01:49,548
‫ببخشید!

30
00:01:52,058 --> 00:01:55,618
‫صبح بخیر دانش آموز خاک افزاری!

31
00:01:55,618 --> 00:01:57,628
‫صبح بخیر سی فو تاف.
‫(سی فو یعنی یه ذره از استاد بالاتره)

32
00:01:57,628 --> 00:02:00,508
‫هی! تو هیچوقت به من سی فو کاتارا نگفتی!

33
00:02:00,508 --> 00:02:03,088
‫خب اگه فکر میکنی باید بگم...

34
00:02:04,258 --> 00:02:08,788
‫ببخشید خوابالو،ما تا جایی که بتونیم بی سر و صدا خاک افزاری میکنیم.

35
00:02:22,178 --> 00:02:24,018
‫پس،اول چه حرکتی میخوای بهم یاد بدی؟

36
00:02:24,018 --> 00:02:29,678
‫ریزش کوه؟ زمین لرزه؟
‫اُه! شاید بتونم یاد بگیرم یه گرداب زمینی درست کنم.

37
00:02:29,888 --> 00:02:33,238
‫بیا با حرکت دادن یه سنگ شروع کنیم.

38
00:02:33,848 --> 00:02:35,518
‫خوب به نظر میاد! خوب به نظر میاد!

39
00:02:36,723 --> 00:02:39,073
‫کلید خاک افزاری موضع گیریته.

40
00:02:39,823 --> 00:02:41,633
‫باید محکم و استوار باشی.

41
00:02:42,293 --> 00:02:43,633
‫سنگ یه عنصر سفت و سرده.

42
00:02:44,043 --> 00:02:47,423
‫اگه میخوای حرکتش بدی،باید خودتم مثل یه سنگ باشی.

43
00:02:47,783 --> 00:02:49,533
‫مثل یه سنگ،گرفتم.

44
00:02:49,533 --> 00:02:53,213
‫خوبه.حالا حرکت اصلی این کار خیلی ساده است.

45
00:02:57,073 --> 00:03:00,023
‫خیلی خب،آماده‌ای که امتحانش بکنی؟

46
00:03:00,073 --> 00:03:01,353
‫من آماده‌ام.

47
00:03:06,123 --> 00:03:07,723
‫سنگ،باد افزار رو شکست داد!

48
00:03:13,138 --> 00:03:15,748
‫گرفتم،بابا!

49
00:03:23,383 --> 00:03:27,953
‫لو تِن دوست داشتنی من،یه روز دوباره میبینمت.

50
00:03:29,749 --> 00:03:32,079
‫عمو! تو بیهوش بودی.

51
00:03:33,959 --> 00:03:35,229
‫آزولا اینکار رو با تو کرد.

52
00:03:35,889 --> 00:03:37,409
‫یه حمله‌ی غافلگیرانه بود.

53
00:03:37,709 --> 00:03:40,779
‫یه جورایی،همچینم غافلگیرانه نبود.

54
00:03:43,559 --> 00:03:45,719
‫امیدوارم همونطوری درست کرده باشمش که دوست داری.

55
00:03:48,459 --> 00:03:49,819
‫خوبه.

56
00:03:51,965 --> 00:03:56,555
‫واقعاً خیلی،آه،...شور انگیز بود.

57
00:03:58,235 --> 00:04:00,135
‫پس،عمو من داشتم فکر میکردم.

58
00:04:00,175 --> 00:04:03,485
‫فقط زمانش معلوم نیست که کی دوباره با آزولا رو به رو میشم.

59
00:04:03,525 --> 00:04:07,845
‫من به تکنیک‌های پیشرفته‌تر آتش افزاری نیاز دارم
‫تا بتونم در مقابله باهاش شانسی داشته باشم.

60
00:04:07,975 --> 00:04:11,425
‫میدونم میخوای چی بگی : اینکه اون خواهر منه و باید باهاش کنار بیام.

61
00:04:11,525 --> 00:04:15,795
‫نه اون دیوونه است و باید متوقف بشه.

62
00:04:22,715 --> 00:04:25,405
‫وقتشه که تمریناتت رو ادامه بدیم.

63
00:04:25,915 --> 00:04:29,395
‫نمیفهمم چی اشتباه پیش رفت،اون دقیقاً مثل تو اینکار رو کرد.

64
00:04:29,755 --> 00:04:33,245
‫شاید یه راه دیگه باشه.
‫اگه از یه زاویه‌ی دیگه به صخره ضربه بزنم چی؟

65
00:04:33,285 --> 00:04:35,425
‫نه،مشکل همینه.

66
00:04:35,465 --> 00:04:37,635
‫تو باید دست از فکر کردن مثل یه باد افزار برداری.

67
00:04:37,685 --> 00:04:43,085
‫،هیچ زاویه‌ی دیگه‌ای،هیچ راه هوشمندانه‌ای
‫هیچ حقه‌ای وجود نداره که بتونه اون سنگ رو تکون بده.

68
00:04:43,385 --> 00:04:45,295
‫باید باهاش شاخ به شاخ بشی.

69
00:04:45,335 --> 00:04:48,585
‫و وقتی میگم شاخ به شاخ منظورم اینطوریه.

70
00:04:54,135 --> 00:04:56,095
‫من مدتیه که دارم آنگ رو تمرین میدم.

71
00:04:56,415 --> 00:04:59,995
‫اون واقعاً به شیوه‌ی مثبت آموزشی خوب جواب میده.

72
00:05:00,015 --> 00:05:03,605
‫یه عالمه تشویق و تمجید،کلمات محبت آمیز.

73
00:05:03,645 --> 00:05:07,465
‫،اگه داره چیزی رو اشتباه انجام میده
‫شاید یه گوش زد مسیر درست رو بهش نشون بده.

74
00:05:07,985 --> 00:05:11,685
‫مرسی کاتارا،یه گوش زد،امتحانش میکنم.

75
00:05:12,175 --> 00:05:14,015
‫زانوهات رو بالا نگه دار،اسکلت برقی!

76
00:05:34,895 --> 00:05:36,315
‫چخّه!

77
00:06:21,752 --> 00:06:22,999
‫چخّه!

78
00:06:34,487 --> 00:06:39,387
‫،تو به طرز وحشتناکی بانمکی
‫اما متاسفانه برای تو،از گوشت درست شدی.

79
00:06:40,487 --> 00:06:42,427
‫فقط یه ذره نزدیک‌تر!

80
00:06:49,907 --> 00:06:51,197
‫گرفتمت!

81
00:06:54,897 --> 00:06:58,357
‫تو واقعاً موجود گوشتی خوش شانسی هستی.

82
00:07:00,752 --> 00:07:03,942
‫آذرخش تجلّی خالصی از آتش افزاریه...

83
00:07:03,972 --> 00:07:05,002
‫بدون تهاجم و پرخاشگری....

84
00:07:05,813 --> 00:07:10,493
‫منشأش خشم و احساساتی که منشأ آتش افزاری معمولی هست نیست.

85
00:07:10,523 --> 00:07:13,963
‫بعضی ها به آذرخش "آتش سرد" هم میگن.

86
00:07:14,433 --> 00:07:17,253
‫خیلی دقیق و کشنده است،مثل آزولا.

87
00:07:17,503 --> 00:07:20,783
‫برای اجرای این تکنیک به آرامش ذهن احتیاجه.

88
00:07:20,832 --> 00:07:24,312
‫فهمیدم،به خاطر همینه که چایی میخوریم...

89
00:07:24,342 --> 00:07:25,472
‫برای آروم کردن ذهن.

90
00:07:26,087 --> 00:07:27,837
‫اُه،آره،نکته‌ی خوبی بود!

91
00:07:28,367 --> 00:07:29,767
‫منظورم اینه که بله.

92
00:07:30,597 --> 00:07:35,697
‫در سرتاسر اطراف ما انرژی وجود داره.
‫انرژی به دو صورت "یین" و "یانگ"ـه.

93
00:07:36,047 --> 00:07:38,807
‫انرژی مثبت و انرژی منفی.

94
00:07:39,117 --> 00:07:43,177
‫،فقط تعداد محدودی از آتش افزارها
‫میتونن این انرژی‌ها رو از هم جدا کنن.

95
00:07:43,187 --> 00:07:47,927
‫این یه عدم تعادل ایجاد میکنه،انرژی میخواد به تعادل رو برگردونه.

96
00:07:48,477 --> 00:07:53,247
‫و زمانی که انرژی مثبت و منفی به هم برخورد میکنن...

97
00:07:53,867 --> 00:07:58,917
‫تو اون انرژی حاصل از برخورد رو
‫هدایت و آزاد میکنی و آذرخش تولید میکنی.

98
00:08:11,727 --> 00:08:13,487
‫من آماده‌ام که امتخانش کنم.

99
00:08:14,717 --> 00:08:18,327
‫،یادت باشه،زمانی که انرژی‌ها رو از هم جدا کردی
‫دیگه کنترلش دست تو نیست.

100
00:08:18,357 --> 00:08:20,647
‫تو فقط یه راهنمای ساده‌ای.

101
00:08:20,987 --> 00:08:22,387
‫اول نفس عمیق بکش.

102
00:08:38,297 --> 00:08:42,467
‫این دفعه میخوایم یه چیز متفاوت تر رو امتحان کنیم.
‫بجای حرکت دادن یه سنگ...

103
00:08:42,867 --> 00:08:44,857
‫تو باید یه سنگ رو متوقف کنی....

104
00:08:44,897 --> 00:08:46,167
‫موضع اسبی بگیر.

105
00:08:47,807 --> 00:08:50,097
‫من میخوام اون صخره رو به طرف تو قِل بدم.

106
00:08:50,137 --> 00:08:55,407
‫اگه نگرش یه خاک افزار رو داشته باشی
‫وایمیستی و اونو متوقف میکنی.

107
00:08:56,567 --> 00:08:57,877
‫اینجوری.

108
00:08:58,487 --> 00:09:03,027
‫ببخشید تاف،اما واقعاً فکر میکنی این بهترین
‫راه برای آموزش خاک افزاری به آنگه؟

109
00:09:03,037 --> 00:09:07,037
‫خوشحالم که اینو گفتی،در واقع راه بهتری هم هست.

110
00:09:07,709 --> 00:09:11,919
‫اینجوری تو واقعاً باید لرزش‌های صخره رو
‫احساس کنی تا بتونی متوقفش کنی.

111
00:09:12,139 --> 00:09:13,679
‫مرسی کاتارا.

112
00:09:13,719 --> 00:09:15,259
‫آره،مرسی کاتارا!

113
00:09:43,509 --> 00:09:46,489
‫فکر کنم یهو وحشت برم داشت،نمیدونم چی بگم.

114
00:09:46,920 --> 00:09:48,930
‫چیزی برای گفتن وجود نداره.

115
00:09:48,970 --> 00:09:52,530
‫تو خرابش کردی،تو یه موضع گیری عالی و حالت خوب داشتی...

116
00:09:52,560 --> 00:09:56,090
‫اما درست وقتی که بهت رسید،جرأتش رو نداشتی....

117
00:09:56,120 --> 00:09:58,590
‫میدونم،متأسفم.

118
00:09:58,627 --> 00:10:02,217
‫آره که متأسفی،اگه به اندازه‌ی کافی
‫جربزه‌ی متوقف کردن یه سنگ رو نداری...

119
00:10:02,367 --> 00:10:07,467
‫،حداقل میتونستی به مقام له شدن نائل بشی
‫به جای اینکه مثل یه آدم ترسوی ژله‌ای از سر راهش بپری کنار.

120
00:10:07,997 --> 00:10:12,597
‫حالا توانایی مقابله با اون سنگ رو مثل یه خاک افزار داری؟!

121
00:10:14,057 --> 00:10:16,687
‫نه،فکر نمیکنم داشته باشم.

122
00:10:17,097 --> 00:10:21,527
‫آنگ،زیاد مهم نیست،یه استراحتی میکنی و بعد
‫زمانی که آماده بودی تمرینات خاک افزاریت رو ادامه میدی.

123
00:10:21,937 --> 00:10:24,887
‫تازشم،تو هنوز یه عالمه تمرین
‫آب افزاری داری که باید بهش برسی،باشه؟

124
00:10:24,917 --> 00:10:27,147
‫آره،به نظر خوب میاد.

125
00:10:28,727 --> 00:10:31,947
‫آره،هر چی،برو یکم آب بازی کن تا حالت بهتر بشه.

126
00:10:36,467 --> 00:10:40,397
‫چرا نمیتونم انجامش بدم؟
‫بجای آذرخش،همش جلو صورتم منفجر میشه.

127
00:10:40,587 --> 00:10:42,377
‫مثل اتفاقاتی که همیشه میافته.

128
00:10:43,097 --> 00:10:45,007
‫میترسیدم که همچین اتفاقی بیافته.

129
00:10:45,707 --> 00:10:51,067
‫تو به آذرخش مسلط نمیشی
‫تا زمانی که آشوب درونت رو حل نکردی؟

130
00:10:51,097 --> 00:10:52,417
‫چه آشوبی؟

131
00:10:52,437 --> 00:10:58,307
‫،زوکو،تو باید بذاری احساس شرمت بره
‫اگه میخوای خشمت از بین بره.

132
00:10:58,337 --> 00:11:01,597
‫اما من هیچ احساس شرمندگی نمیکنم!
‫من مثل همیشه مغرورم.

133
00:11:01,627 --> 00:11:04,847
‫پرنس زوکو،غرور متضاد شرم نیست...

134
00:11:04,877 --> 00:11:06,077
‫اما منبعشه....

135
00:11:06,117 --> 00:11:09,187
‫تواضع واقعی تنها پادزهر شرمه.

136
00:11:09,517 --> 00:11:13,107
‫خب،زندگی من این اواخر چیزی به جز تواضع نبوده.

137
00:11:14,697 --> 00:11:16,437
‫من یه ایده‌ی دیگه دارم.

138
00:11:17,057 --> 00:11:20,757
‫من یه حرکت آتش افزاری بهت آموزش میدم که حتی آزولا هم نمیدونه.

139
00:11:20,787 --> 00:11:23,297
‫چون خودم طراحیش کردم!

140
00:11:27,697 --> 00:11:30,807
‫احتمالاً فکر میکنی این بلا حقمه،مگه نه؟

141
00:11:32,957 --> 00:11:36,197
‫،ببین،معذرت میخوام که سعی کردم شکارت کنم
‫اما این چرخه‌ی طبیعیه همه چیزه.

142
00:11:36,467 --> 00:11:39,177
‫بزرگتر کوچیکتر رو میخوره،خصومت شخصی‌ای نداریم که!

143
00:11:39,187 --> 00:11:41,897
‫اما ایندفعه جوری که باید میشد نشد.

144
00:11:43,817 --> 00:11:46,487
‫من تایید میکنم،تو با نمکی!

145
00:11:48,357 --> 00:11:49,787
‫خیلی خب،قانعم کردی.

146
00:11:49,827 --> 00:11:54,697
‫،اگه از اینجا جون سالم به در ببرم
‫تا آخر عمرم یه گیاه خوار میشم.

147
00:11:54,727 --> 00:11:59,957
‫بدون گوشت،حتی اگه گوشت خیلی خوشمزه باشه.

148
00:12:10,877 --> 00:12:13,307
‫مثل اینکه تغییر روش زندگیم از همین الان داره جواب میده.

149
00:12:14,497 --> 00:12:16,017
‫مشکلی نیست! میارمش!

150
00:12:20,857 --> 00:12:22,347
‫حالا برگرد بومرنگ!

151
00:12:31,217 --> 00:12:34,107
‫میدونی که این مشکل موقتیه،درسته؟

152
00:12:34,137 --> 00:12:35,627
‫نمیخوام در باره‌اش حرف بزنم.

153
00:12:35,997 --> 00:12:38,597
‫میدونی مشکل همینه،مگه نه؟

154
00:12:39,027 --> 00:12:41,337
‫اگه با این مشکل بجای رد کردنش رو در رو بشی...

155
00:12:41,377 --> 00:12:43,657
‫میدونم،میدونم،میدونم،میدونم! فهمیدم،خب؟

156
00:12:43,827 --> 00:12:45,967
‫باید باهاش شاخ به شاخ بشم،مثل یه سنگ!

157
00:12:46,007 --> 00:12:50,027
‫اما فقط نمیتونم! نمیدونم چرا نمیتونم،اما نمیتونم.

158
00:12:50,187 --> 00:12:54,247
‫آنگ،اگه آتش و آب متضاد هم هستن،پس متضاد باد چیه؟

159
00:12:54,647 --> 00:12:55,777
‫فکر کنم،خاک باشه.

160
00:12:56,107 --> 00:12:58,617
‫برای همینه که فهمیدنش برات اینقدر سخته.

161
00:12:58,657 --> 00:13:03,077
‫،تو داری با طبیعت مخالفت مبارزه میکنی
‫اما حلش میکنی،میدونم که میکنی.

162
00:13:05,677 --> 00:13:06,767
‫سریع فکر کن!

163
00:13:09,917 --> 00:13:10,777
‫عالی!

164
00:13:10,817 --> 00:13:13,937
‫عکس العمل‌های یه استاد آب افزاری رو داری.

165
00:13:13,967 --> 00:13:15,897
‫متشکرم،کاتارا.

166
00:13:15,907 --> 00:13:17,527
‫سی فو کاتارا.

167
00:13:22,247 --> 00:13:23,657
‫آتش عنصر قدرته.

168
00:13:23,697 --> 00:13:30,017
‫،مردم ملت آتش جاه طلب و با اراده هستن و این انرژی
‫باعث میشه به چیزی که میخوان برسن.

169
00:13:31,277 --> 00:13:33,967
‫خاک،عنصر استواریه.

170
00:13:34,007 --> 00:13:40,857
‫،مردم قلمرو خاک متفاوت و قوی هستن
‫اونا مقاوم و پایدارن.

171
00:13:41,567 --> 00:13:43,477
‫باد عنصر آزادیه.

172
00:13:43,517 --> 00:13:51,057
‫،عشایر باد خودشون رو از دنیای مادی و نگرانی‌هاش جدا میکنن
‫و به آرامش و آزادی میرسن.

173
00:13:51,087 --> 00:13:54,967
‫در ضمن،اونا احتمالاً حس شوخ طبعیه خوبی هم دارن!

174
00:13:58,637 --> 00:14:01,447
‫آب عنصر تغییره.

175
00:14:01,487 --> 00:14:06,217
‫مردم قبیله‌ی آب توانایی سازگاری با خیلی چیزا رو دارن.

176
00:14:06,257 --> 00:14:12,877
‫،اونا حس قوی همبستگی و عشق دارن
‫که اونا رو در هر اتفاقی کنار هم نگه میداره.

177
00:14:14,157 --> 00:14:15,997
‫چرا داری این چیزا رو به من میگی؟

178
00:14:16,477 --> 00:14:19,987
‫این مهمه که دانش رو از خیلی از جاهای مختلف جمع کنی.

179
00:14:20,027 --> 00:14:25,227
‫اگه فقط از یه جا بگیریم،محدود و ناقص میشه.

180
00:14:25,437 --> 00:14:30,267
‫فهمیدن دیگران،دیگر عناصر و دیگر ملت ها...

181
00:14:30,297 --> 00:14:32,027
‫بهت کمک میکنه کامل بشی....

182
00:14:32,657 --> 00:14:36,117
‫همه‌ی این صحبتها در مورد ۴ عنصر مثل کارای آواتار میمونه.

183
00:14:36,157 --> 00:14:42,667
‫همین تلفیق ۴ عنصر در یک نفره که
‫باعث میشه آواتار این چنین قدرتمند بشه.

184
00:14:42,697 --> 00:14:45,577
‫اما میتونه تو رو هم قدرتمند کنه.

185
00:14:46,587 --> 00:14:51,047
‫،میبینی،تکنیکی که میخوام بهت نشون بدم
‫حرکتیه که با مطالعه روی آب افزار ها یاد گرفتم.

186
00:14:59,967 --> 00:15:02,737
‫آنگ! این آجیل‌ها رو توی کوله‌ات پیدا کردم.

187
00:15:02,777 --> 00:15:05,787
‫فکر کنم مشکلی نداشتی باشی و در ضمن...

188
00:15:05,827 --> 00:15:08,807
‫حتی اگه داشتی هم اینقدر بدبخت هستی که کاری نکنی.

189
00:15:09,797 --> 00:15:13,776
‫،در واقع من مشکلی ندارم
‫خیلی هم خوشحال میشم وسایلم رو با دیگران تقسیم کنم.

190
00:15:13,777 --> 00:15:16,147
‫میدونی،من واقعاً خوشحالم که تو اینطور احساس میکنی...

191
00:15:16,157 --> 00:15:20,027
‫چون من این آجیل شکن جدید و عالی رو هم پیدا کردم....

192
00:15:22,917 --> 00:15:26,607
‫در واقعا،من ترجیح میدادم که تو...اون آنتیکه...

193
00:15:26,637 --> 00:15:29,937
‫دستساز توسط راهب هاست...اون وسیله‌ی ظریفیه!

194
00:15:29,967 --> 00:15:32,647
‫اینکه تنها چیز ظریف این اطراف نیست!
‫(به آنگ تیکه انداخت)

195
00:15:41,617 --> 00:15:42,437
‫هی آنگ،تو...

196
00:15:42,467 --> 00:15:43,437
‫مثل اینکه دارم مدیتیشن میکنما!

197
00:15:44,017 --> 00:15:47,507
‫مهمه.الان دیگه تقریباً غروبه و ساکا هنوز برنگشته.

198
00:15:47,537 --> 00:15:49,117
‫فکر کنم باید دنبالش بگردیم.

199
00:15:49,317 --> 00:15:51,627
‫اگه پخش بشیم زودتر پیداش میکنیم.

200
00:15:54,217 --> 00:15:58,767
‫،خیلی خب،جناب سرنوشت یا یه چیزی تو همین مایه‌ها
‫هرکی مسئولشه...

201
00:15:58,797 --> 00:16:05,139
‫،اگه بتونم از این وضعیت زنده خارج بشم
‫قید گوشت و تیکه انداختن رو میزنم،باشه؟

202
00:16:05,227 --> 00:16:07,357
‫آووو! اون تمام چیزیه که دارم!

203
00:16:07,857 --> 00:16:09,657
‫این تقریباً همه‌ی هویتمه!

204
00:16:09,657 --> 00:16:12,227
‫ساکا،آقای عاشق گوشت و تیکه انداختن!

205
00:16:12,267 --> 00:16:16,127
‫اما میخوام ساکا،آقای گیاه خوار و اهل حرف رُک زدن بشم.

206
00:16:16,127 --> 00:16:17,057
‫قبول؟

207
00:16:18,127 --> 00:16:21,397
‫آنگ،خدا رو شکر،هیچ گوشتی همراهت داری؟

208
00:16:21,677 --> 00:16:23,287
‫ساکا،تو خوبی؟

209
00:16:24,587 --> 00:16:29,657
‫بس کن،بس کن،داری انگاشتام رو میکنی
‫و فکر نمیکنم بقیه‌ی منم باهاشون بیرون بیاد.

210
00:16:30,687 --> 00:16:33,617
‫هووم...فکر کنم میتونم با باد افزاری از اونجا بیرونت بیارم.

211
00:16:39,917 --> 00:16:44,527
‫جدی آنگ،میدونم توش تازه‌ای
‫اما یه ذره خاک افزاری اینجا کمک میکنه،چطوره؟

212
00:16:45,977 --> 00:16:46,747
‫نمیتونم.

213
00:16:47,087 --> 00:16:48,477
‫نمیتونم انجامش بدم.

214
00:16:54,225 --> 00:16:56,723
‫خب،اگه نمیتونی با خاک افزاری من رو از
‫اینجا بیرون بیاری،برو تاف رو بیار.

215
00:16:57,154 --> 00:16:58,324
‫اون کارم نمیتونم بکنم.

216
00:16:58,704 --> 00:17:00,859
‫نمیتونی؟ چرا؟

217
00:17:00,865 --> 00:17:04,689
‫اونطوری من واقعاً...ناراحت میشم.

218
00:17:04,689 --> 00:17:08,007
‫ناراحت؟ خب من دلم نمیخواد تو احساس ناراحتی کنی.

219
00:17:08,104 --> 00:17:08,834
‫مرسی ساکا.

220
00:17:09,474 --> 00:17:12,544
‫تمام این ماجرای خاک افزاری واقعاً منو گیج کرده.

221
00:17:12,864 --> 00:17:16,654
‫خیلی فشار رومه،همه ازم انتظار دارن سریع یادش بگیرم.

222
00:17:17,264 --> 00:17:19,424
‫این واقعاً منو توی موقعیت بدی قرار میده.

223
00:17:19,464 --> 00:17:21,954
‫موقعیت بد؟ فکر کنم درکت میکنم.

224
00:17:21,954 --> 00:17:26,684
‫اگه امتحانش کنم شکست میخورم.
‫اما اگه امتحانش نکنم هم هیچوقت یادش نمیگیرم.

225
00:17:26,974 --> 00:17:30,047
‫احساس میکنم بین دو تا دیوار
‫متحرک که نزدیک و نزدیکتر میشن گیر کردم.

226
00:17:30,164 --> 00:17:31,614
‫این چطوره...

227
00:17:32,444 --> 00:17:36,144
‫آنگ این دوستم "فوفو کادلی پوپس"ـه،فوفو کادلی پوپس اینم آنگه....

228
00:17:36,154 --> 00:17:40,204
‫آوو،چه اسم بانمکی برای یه شیر-گوزن شمالی دندون شمشیریه.

229
00:17:40,494 --> 00:17:43,344
‫واقعاً؟ اون هیچیش شبیه شیر-گوزن شمالی دندون شمشیری نیست.

230
00:17:43,384 --> 00:17:46,314
‫تشخیص اونا قبل از بزرگ شدن دوندون‌ها بزرگشون و شاخ‌هاشون سخته.

231
00:17:46,874 --> 00:17:49,964
‫این بیرون چیکار میکنی،آقا کوچولو؟
‫مامانت رو گم کردی.

232
00:17:58,494 --> 00:18:01,024
‫آب افزارها با جریان انرژی کار میکنن.

233
00:18:01,444 --> 00:18:04,834
‫یه آب افزار میذاره دفاعش تبدیل بشه به حمله‌ش...

234
00:18:04,864 --> 00:18:07,884
‫استفاده از انرژی رقیبشون بر علیه اونا....

235
00:18:07,954 --> 00:18:10,554
‫من یه روش برای انجام همین کار با آذرخش یاد گرفتم.

236
00:18:10,714 --> 00:18:12,814
‫تو میتونی بهم یاد بدی چجوری آذرخش رو پس بزنم؟

237
00:18:13,644 --> 00:18:18,504
‫اگه اجازه بدی انرژی در بدنت جریان بیابه،آذرخش هم دنبالش میره.

238
00:18:18,804 --> 00:18:26,244
‫تو باید یه راه عبور از نوک انگشتات تا بازوت
‫و بعد شونه‌ات و توی شکمت باز کنی.

239
00:18:26,274 --> 00:18:29,444
‫شکم،منبع انرژی در بدنته.

240
00:18:29,714 --> 00:18:32,274
‫"بهش میکن دریای "چی.

241
00:18:32,944 --> 00:18:36,974
‫فقط توی من مثل یه اقیانوس پهناور میمونه!

242
00:18:39,744 --> 00:18:44,794
‫از شکمت دوباره بالاش میاری و از اون یکی بازوت خارجش میکنی.

243
00:18:45,114 --> 00:18:51,184
‫مسیری که در شکمت طی میکنی حیاتیه.
‫نباید بذاری آذرخش از قلبت عبور کنه...

244
00:18:51,214 --> 00:18:53,124
‫یا خسارتش کشنده است....

245
00:18:54,184 --> 00:19:00,084
‫شاید دلت بخواد این مسیر رو که انرژی طی میکنه احساس کنی.

246
00:19:00,384 --> 00:19:02,181
‫اینجوری.

247
00:19:05,384 --> 00:19:14,964
‫حالا،داری انرژیت رو متمرکز میکنی؟
‫میتونی جریان "چی" خودت رو احساس کنی که میاد داخل،پایین،بالا و بیرون.

248
00:19:14,994 --> 00:19:16,184
‫فکر کنم.

249
00:19:18,014 --> 00:19:22,064
‫یالا،باید جریان رو احساس کنی!

250
00:19:27,984 --> 00:19:29,954
‫عالیه! یادش گفتی!

251
00:19:29,994 --> 00:19:32,634
‫خوبه! من آماده‌ام تا با آذرخش واقعی امتحانش کنم!

252
00:19:32,944 --> 00:19:34,624
‫چی،مگه دیوونه‌ای؟

253
00:19:35,054 --> 00:19:36,384
‫آذرخش خیلی خطرناکه.

254
00:19:36,424 --> 00:19:40,574
‫:من فکر کردم هدف این آموزش‌ها همینه
‫یادم بدی که چجوری از خودم در مقابلش محافظت کنم.

255
00:19:40,904 --> 00:19:44,244
‫آره،اما من بهت آذرخش نمیزنم!

256
00:19:44,284 --> 00:19:49,224
‫،اگه خوش شانس باشی
‫هیچوقت نیاز پیدا نمیکنی که از این تکنیک استفاده کنی.

257
00:19:52,694 --> 00:19:55,554
‫خب،اگه تو کمکم نمیکنی،آذرخش خودم رو پیدا میکنم.

258
00:19:59,684 --> 00:20:03,644
‫سلام؟ ما توله‌تون رو پیدا کردیم.

259
00:20:08,824 --> 00:20:13,484
‫دیدین؟ ما هیچ مشکلی با شما نداریم،ما دوستیم!

260
00:20:14,464 --> 00:20:16,844
‫آنگ،این خیلی بده،باید منو از اینجا بکشی بیرون!

261
00:20:28,934 --> 00:20:30,734
‫این واقعاً بده!

262
00:20:30,774 --> 00:20:34,414
‫خواهش میکنم آنگ! تو باید با خاک افزاری منو از اینجا بیاری بیرون!
‫هیچ راه دیگه ای نیست.

263
00:20:43,314 --> 00:20:44,404
‫اُه،نه.

264
00:20:45,694 --> 00:20:47,954
‫ووو،هووو،منو نگاه کن!

265
00:20:57,424 --> 00:20:58,564
‫خواهش میکنم دیگه تنهام نذار!

266
00:20:58,594 --> 00:20:59,564
‫نمیذارم.

267
00:21:17,244 --> 00:21:18,704
‫تو اینجا چیکار میکنی؟

268
00:21:18,844 --> 00:21:20,284
‫فقط از نمایش لذت میبرم.

269
00:21:20,314 --> 00:21:21,244
‫چی؟!

270
00:21:21,284 --> 00:21:22,284
‫تمام مدت اونجا بودی؟

271
00:21:23,134 --> 00:21:23,534
‫تقریباً.

272
00:21:23,974 --> 00:21:25,704
‫چرا کاری نکردی؟

273
00:21:26,024 --> 00:21:27,324
‫ساکا،تو خطر بود!

274
00:21:27,364 --> 00:21:28,464
‫من تو خطر بودم!

275
00:21:28,504 --> 00:21:30,754
‫تو میتونستی اونو از اینجا بکشی بیرون و بهمون کمک کنی از اینجا بریم.

276
00:21:31,234 --> 00:21:32,514
‫فکر کنم فقط به ذهنم خطور نکرد.

277
00:21:37,934 --> 00:21:40,854
‫بسه! من چوب دستیم رو میخوام!

278
00:21:42,264 --> 00:21:43,054
‫حالا انجامش بده!

279
00:21:43,084 --> 00:21:44,014
‫چی؟

280
00:21:44,054 --> 00:21:45,764
‫خاک افزاری،اسکلت برقی!

281
00:21:46,374 --> 00:21:48,994
‫تو همین الان در مقابل یه جونور دیوونه،محکم ایستادی...

282
00:21:49,094 --> 00:21:52,014
‫و از اون جالبتر،تو در مقابل من محکم ایستادی....

283
00:21:52,034 --> 00:21:53,977
‫تو دیگه قابلیتش رو داری!

284
00:21:53,977 --> 00:21:54,564
‫اما...

285
00:21:54,564 --> 00:21:55,234
‫انجامش بده!

286
00:21:59,184 --> 00:22:00,164
‫تو تونستی!

287
00:22:00,494 --> 00:22:02,224
‫تو یه خاک افزاری!

288
00:22:02,324 --> 00:22:03,604
‫باورم نمیشه!

289
00:22:03,644 --> 00:22:07,314
‫آوو،این یه لحظه‌ی فوق العاده و احساسیه.

290
00:22:07,564 --> 00:22:11,784
‫پس،میتونین منو از اینجا بیرون بیارین
‫تا بتونم یه بغل گنده و گرم بهتون بدم؟

291
00:22:11,814 --> 00:22:13,354
‫مشکلی نیست،ساکا!

292
00:22:13,804 --> 00:22:18,164
‫در واقع،بهتره بذاری من اینکار رو بکنم تو هنوز یه کم تازه کاری.

293
00:22:18,194 --> 00:22:19,654
‫ممکنه ناخواسته لهش کنی.

294
00:22:19,944 --> 00:22:21,584
‫آره،له کردن تو کار نباشه لطفاً.

295
00:22:29,384 --> 00:22:30,914
‫شما اونو پیدا کردین!

296
00:22:31,384 --> 00:22:35,184
‫،تمام اون مدت که توی اون سوراخ بودم
‫نمیدونستم زنده میمونم یا میمیرم...

297
00:22:36,064 --> 00:22:38,874
‫منو به فکر در مورد چیزی که خیلی مهمه واداشت......

298
00:22:38,914 --> 00:22:39,664
‫من فهمیدم که......

299
00:22:39,904 --> 00:22:41,474
‫هی،کاتارا،ببین چیکار میتونم بکنم.

300
00:22:44,754 --> 00:22:46,064
‫تو موفق شدی!

301
00:22:46,104 --> 00:22:47,104
‫میدونستم میشی!

302
00:22:47,404 --> 00:22:50,054
‫شیوه‌ی ‌آموزشی مثبت رو امتحان کردی،مگه نه؟

303
00:22:50,554 --> 00:22:52,294
‫آره،به طرز اعجاب انگیزی کار کرد.

304
00:22:54,344 --> 00:22:59,544
‫آپا! آپا! من دیگه میتونم خاک افزاری کنم!
‫کلیدش اینه که کاملاً سفت و سخت باشی!

305
00:22:59,574 --> 00:23:02,044
‫فیزیکی و ذهنی،غیر قابل حرکت!

306
00:23:11,854 --> 00:23:14,074
‫تو همیشه هر چیزی که میخواستی به سمتم پرت کردی!

307
00:23:14,134 --> 00:23:18,274
‫خب،میتونم بگیرمش! و الان میتونم برشگردونم!

308
00:23:22,484 --> 00:23:24,454
‫یالا،بهم بزن!

309
00:23:24,494 --> 00:23:26,344
‫تو که قبلاً هیچوقت عقب نکشیدی!

310
00:23:36,000 --> 00:24:20,000
‫(Hamid۷۴)ترجمه و زیرنویس : حمید وِتر
‫(Hamid Vetr)
‫https://tvcenter.cc