﻿1
00:00:01,020 --> 00:00:03,392
<font color=0067CE>"آب"</font>

2
00:00:03,393 --> 00:00:05,266
<font color=#00AE00>"خاك"</font>

3
00:00:05,267 --> 00:00:07,375
<font color=Red>"آتش"</font>

4
00:00:07,376 --> 00:00:08,667
<font color="#80FFFF">"باد"</font>

5
00:00:09,733 --> 00:00:13,867
"خيلي وقت پيش هر 4 ملت با نظم خاصي كنار هم زندگي ميكردند"

6
00:00:13,868 --> 00:00:17,946
"بعد همه چي با حمله‌ي ملت آتش تغيير كرد"

7
00:00:18,147 --> 00:00:22,259
"تنها آواتار،مسلط به هر 4 عنصر ميتونست اونها رو متوقف كنه"

8
00:00:22,260 --> 00:00:25,419
"اما وقتي دنيا بيش از هميشه بهش نياز داشت ناپديد شد"

9
00:00:25,760 --> 00:00:29,581
"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جديد رو پيدا كرديم"

10
00:00:29,582 --> 00:00:31,421
"يه باد افزار به اسم آنگ"

11
00:00:31,522 --> 00:00:33,627
"و با اينكه مهارت‌هاي باد افزاريش عالي هستن"

12
00:00:33,628 --> 00:00:37,360
"خيلي چيزا هست كه بايد قبل از نجات كسي ياد بگيره"

13
00:00:37,361 --> 00:00:40,983
"اما من باور دارم،آنگ ميتونه دنيا رو نجات بده"

14
00:00:46,620 --> 00:00:49,050
...آنچه در آواتار گذشت

15
00:00:49,111 --> 00:00:52,411
آماده‌اي كه ملت آتش بفهمه آواتار زنده است؟

16
00:00:52,512 --> 00:00:53,612
.من آماده‌ام

17
00:00:53,613 --> 00:00:55,412
...خورشيد گرفتي فقط 8 دقيقه طول ميكشه

18
00:00:55,413 --> 00:00:58,413
.و قصر سلطنتي خيلي محكم توسط آتش افزارها محافظت ميشه...

19
00:00:58,712 --> 00:01:02,612
پس اونجاست كه ما به برتري
.خورشيد گرفتگي بيشتر احتياج داريم

20
00:01:02,713 --> 00:01:05,913
!ساكا،ما در راه پيروزي هستيم

21
00:01:05,914 --> 00:01:07,714
.ميدونم يه سري تصميمات اشتباه گرفتم

22
00:01:08,115 --> 00:01:10,915
.اما امروز همه چيز رو درست ميكنم

23
00:01:11,916 --> 00:01:15,316
پادشاه آتش اوزاي،تـو كـجـايـي؟

24
00:01:16,900 --> 00:01:21,500
<font color=Red>آتش</font> : كتاب سوم
قسمت يازدهم : روز خورشيد سياه (بخش دوم) - خورشيد گرفتگي

25
00:01:21,600 --> 00:01:26,600
<font color=Red>(CyrusGreat)حميد وِتر</font> : ترجمه و زيرنويس
<font color=Orange>TvCenter</font>
<font color=Blue>Like us on fb.com/TVCenter.ir</font>

26
00:01:46,070 --> 00:01:46,770
!بابا

27
00:01:48,232 --> 00:01:49,750
!دوباره سرپا شدي

28
00:01:49,751 --> 00:01:51,186
.با تشكر از خواهرت

29
00:01:51,664 --> 00:01:54,664
،من در حالتي نيستم كه بتونم مبارزه كنم
.اما شايد چيزي باشه كه بتونم توش كمك كنم

30
00:01:54,975 --> 00:01:57,775
.همه چيز داره عالي پيش ميره و حتي خورشيد گرفتگي شروع هم نشده

31
00:01:57,815 --> 00:02:04,015
.بيايد اميدوار باشيم شانس بهمون پشت نكنه
كاتارا به نظر ميرسه حواست پرت شده،مشكلي هست؟

32
00:02:04,630 --> 00:02:07,530
آره...اون...اون آنگه؟

33
00:02:08,800 --> 00:02:09,800
چي؟

34
00:02:11,813 --> 00:02:17,313
تو رو خدا بهم بگو كاشف به عمل اومد پادشاه آتش يه پُف تو خالي
.بيش نبود و تو حتي به خورشيد گرفتگي براي شكست دادنش نياز نداشتي

35
00:02:17,616 --> 00:02:23,016
.اون تو قصر نبود،هيچكس نبود،كل پايتخت متروكه است

36
00:02:24,228 --> 00:02:25,228
.اونا ميدونستن

37
00:02:25,567 --> 00:02:26,567
.همه چي تموم شد

38
00:02:26,572 --> 00:02:32,272
احتمالاً پادشاه آتش خيلي وقته رفته.يه جايي توي يه
.جزيره‌ي دور افتاده كه در طول خورشيد گرفتگي در امان باشه

39
00:02:33,065 --> 00:02:37,565
.نه،حس ششم من بهم ميگه اون جاي دوري نرفته
.احتملاً يه مخفيگاه همين جاها داره

40
00:02:37,709 --> 00:02:42,709
يه جايي كه بتونه بره تا در طول يه محاصره‌ي احتمالي
.در امان باشه ولي بازم بتونه ملتش رو رهبري كنه

41
00:02:42,710 --> 00:02:46,626
،اگه يه مخفيگاه زيرزميني باشه كه دنبالش ميگردي
.من كسي هستم كه ميتونه پيداش كنه

42
00:02:47,092 --> 00:02:48,792
.مكانيك‌مون اين وسيله‌ي زمان سنج رو بهم داده

43
00:02:49,002 --> 00:02:53,302
.به نظر ميرسه ما حدود 10 دقيقه تا خورشيد گرفتگي وقت داريم
.ده دقيقه تا پيدا كردن پادشاه آتش

44
00:02:53,911 --> 00:02:55,411
.ما هنوزم ميتونيم انجامش بديم،هنوزم ميتونيم پيروز بشيم

45
00:02:57,342 --> 00:03:00,242
.صبر كن،اگه اونا ميدونستن ما داريم ميايم،پس همه چيز ميتونه يه تله باشه

46
00:03:00,617 --> 00:03:04,317
شايد بايد از زماني كه داريم استفاده كنيم
.تا مطمئن بشيم همه صحيح و سالم از اينجا ميريم

47
00:03:04,997 --> 00:03:08,697
هر كسي كه امروز اينجا اومده،خودش رو
.براي هر چيزي توي اين مأموريت آماده كرده

48
00:03:09,122 --> 00:03:10,422
.اونا از خطراتش آگاه هستن

49
00:03:10,877 --> 00:03:15,877
.اگه هنوز شانس و اميدي باشه،فكر كنم اونا ميخواستن كه آنگ بره دنبالش

50
00:03:16,525 --> 00:03:17,025
تو چي فكر ميكني؟

51
00:03:17,036 --> 00:03:21,736
،تو كسي هستي كه بايد با پادشاه آتش رو به رو بشي
.هر تصميمي كه بگيري من ازش حمايت ميكنم

52
00:03:24,692 --> 00:03:25,692
.بايد سعيم رو بكنم

53
00:03:32,754 --> 00:03:34,154
چيزي اون پايين احساس ميكني؟

54
00:03:34,808 --> 00:03:38,708
.آره،يه سري تونل‌هاي طبيعي و متقاطع داخل آتشفشان هست

55
00:03:38,945 --> 00:03:41,545
چيز ديگه نيست؟ يه سازه‌اي اونجا نيست؟

56
00:03:43,805 --> 00:03:48,305
.يه چيز بزرگ،سنگين و ساخته شده از فلز توي اعماق آتشفشان هست

57
00:03:48,566 --> 00:03:49,966
.به نظر من كه يه مخفيگاه سري‌ـه

58
00:03:54,884 --> 00:03:56,384
.مراقب خودتون باشيد،ما زود برميگرديم

59
00:03:59,747 --> 00:04:00,947
.از اينطرف،اون يكي بن بسته

60
00:04:01,054 --> 00:04:02,554
بدون تو چيكار ميكرديم؟

61
00:04:02,902 --> 00:04:04,502
.توي ماگماي داغ هلاك ميشدين و ميسوختين

62
00:04:04,511 --> 00:04:05,911
.آره،مطمئناً

63
00:04:10,073 --> 00:04:12,873
.تونل اون طرف ادامه پيدا ميكنه و ما رو مستقيم ميبره به مخفيگاه

64
00:04:12,958 --> 00:04:15,158
.بايد سريع باشيم،اما مراقب

65
00:04:17,095 --> 00:04:18,295
اون چطوري مراقب بود؟

66
00:04:18,742 --> 00:04:21,942
.اشتباه ميكردم بايد سريع،مراقب و خوش شانس باشيم

67
00:04:28,845 --> 00:04:31,545
.هيچ زميني نيست،فقط يه رودخونه از مواد مذابه

68
00:04:32,717 --> 00:04:34,917
!سوار بشيد و محكم بچسبيد

69
00:04:49,814 --> 00:04:51,314
!عجب دري‌ـه

70
00:04:55,866 --> 00:04:56,866
!مشكلي نيست

71
00:05:07,332 --> 00:05:09,932
!من خيلي خوشحالم كه تو رو به گروه اضافه كرديم

72
00:05:33,722 --> 00:05:37,722
!عقب نشيني كنيد! همه بريد به موقعيت دفاعي دوم! عقب نشيني كنيد

73
00:05:41,050 --> 00:05:43,150
.تا خورشيد گرفتگي فقط چند دقيقه مونده

74
00:05:43,618 --> 00:05:46,518
...بايد بتونيم تا وقتي كه شروع ميشه به بالاي تپه برسيم

75
00:05:46,530 --> 00:05:50,030
!و كل قصر رو تا زماني كه تموم ميشه تحت كنترل در بياريم...

76
00:05:53,737 --> 00:05:55,537
.اگه بخواي ميتونيم اينجا صبر كنيم

77
00:05:55,544 --> 00:05:59,044
!نه،ميخوام مثل بقيه جلو برم

78
00:06:09,067 --> 00:06:13,467
.اتاق پادشاه آتش اون طرف ته راهرو سمت چپ بالاي راه پله است.خيلي واضحه

79
00:06:14,251 --> 00:06:15,251
.مرسي

80
00:06:26,252 --> 00:06:29,052
.فقط 30 ثانيه تا خورشيد گرفتگي كامل باقي مونده

81
00:06:34,803 --> 00:06:37,703
.من آماده‌ام،آماده‌ام تا با پادشاه آتش رو به رو بشم

82
00:06:42,362 --> 00:06:45,462
!پس واقعاً زنده‌اي

83
00:06:46,923 --> 00:06:48,923
.شك داشتم كه ممكنه زنده مونده باشي

84
00:06:48,932 --> 00:06:52,632
!مهم نيست! من از ماه‌ها قبل در مورد حمله ميدونستم

85
00:06:58,269 --> 00:07:00,469
.من آماده‌ام كه باهات رو به رو بشم

86
00:07:04,422 --> 00:07:07,422
پرنس زوكو،اينجا چيكار ميكنيد؟

87
00:07:21,786 --> 00:07:25,786
.خورشيد گرفتگي داره شروع ميشه،عينك خورشيد گرفتگي خودتون رو بذاريد

88
00:07:38,749 --> 00:07:40,949
چرا اينجايي؟

89
00:07:41,359 --> 00:07:42,659
.من اينجام كه حقيقت رو بگم

90
00:07:42,867 --> 00:07:47,967
.گفتن حقيقت وسط يه خورشيد گرفتگي
.اين بايد جالب باشه

91
00:07:53,801 --> 00:07:58,301
.اول از همه،توي باسينگ سِي اون آزولا بود كه آواتار رو شكست داد،نه من

92
00:07:59,501 --> 00:08:01,301
چرا بايد در مورد اون بهم دروغ گفته باشه؟

93
00:08:01,780 --> 00:08:03,980
.چون آواتار نمرده،اون زنده موند

94
00:08:04,935 --> 00:08:05,935
!چي؟

95
00:08:06,358 --> 00:08:10,358
،در واقع احتمالاً اون داره اين حمله رو رهبري ميكنه
.ممكنه همين الآن در حال اومدن به اينجا باشه

96
00:08:10,769 --> 00:08:13,869
گمشو بيرون! اگه صلاح خودت رو ميدوني
!همين الآن از اينجا گمشو بيرون

97
00:08:13,975 --> 00:08:17,375
!اون يه چيز ديگه است! من ديگه از تو دستور نميگيرم

98
00:08:17,919 --> 00:08:23,519
تو از من پيروي ميكني يا اينكه اين
.نفس‌هاي گستاخانه‌ت آخرين‌شون خواهد بود

99
00:08:24,423 --> 00:08:28,823
!دوباره فكر كن! من همه‌ي حرفام رو ميزنم و تو گوش ميدي

100
00:08:32,478 --> 00:08:34,478
اون كجاست؟ پادشاه آتش كجاست؟

101
00:08:35,439 --> 00:08:39,139
هوم،منظورت اينه كه من به اندازه‌ي كافي براي تو خوب نيستم؟
!احساساتم رو جريحه دار كردي

102
00:08:39,965 --> 00:08:42,665
.وقت ما رو تلف نكن و اطلاعات رو بهمون بده

103
00:08:42,847 --> 00:08:45,747
.تو الآن قدرتي نداري،پس در موقعيت نيستي كه درخواستم رو رد كني

104
00:08:45,982 --> 00:08:49,282
!و در ضمن حقيقت رو بگو،من ميتونم بفهمم اگه دروغ بگي

105
00:08:49,527 --> 00:08:51,927
!مطمئني؟ من دروغ گوي خوبي هستما

106
00:08:53,333 --> 00:08:58,033
من يه پلاتيپوس-خرس 120 متري بنفش
.با شاخ‌هاي صورتي و بال‌هاي نقره‌اي هستم

107
00:09:00,100 --> 00:09:01,800
!باشه،كارت خوبه،قبول ميكنم

108
00:09:04,345 --> 00:09:07,045
!اما واقعاً بايد به همون حقيقت بچسبي كه برات بهتره

109
00:09:14,719 --> 00:09:18,219
.وقتي باسينگ سِي رو ترك كردم،چندتا سوغاتي به خونه آوردم

110
00:09:20,516 --> 00:09:21,716
.مأمورهاي داي لي

111
00:09:36,298 --> 00:09:37,798
!اطراف رو محاصره كنيد

112
00:09:37,892 --> 00:09:40,792
بايد تا زماني كه خورشيد گرفتگي تموم ميشه
.قصر رو تحت كنترل خودمون در بياريم

113
00:09:41,269 --> 00:09:44,669
.در غير اين صورت بايد براي زندگي خودمون بجنگيم

114
00:09:49,831 --> 00:09:53,131
!بس كنيد! با آرامش تسليم بشيد و ما بهتون صدمه نميزنيم

115
00:09:53,247 --> 00:09:54,847
!ما هيچوقت تسليم نميشيم

116
00:10:00,240 --> 00:10:01,640
.خيلي خب،تسليم ميشيم

117
00:10:04,179 --> 00:10:08,699
!اوناهاش،قصر سلطنتي ملت آتش،ما اين همه راه رو اومديم

118
00:10:08,710 --> 00:10:10,550
.هنوز تموم نشده

119
00:10:13,590 --> 00:10:17,590
براي يه مدت طولاني،تمام چيزي كه ميخواستم
.اين بود كه تو دوستم داشته باشي،كه قبولم كني

120
00:10:17,734 --> 00:10:22,234
،فكر ميكردم چيزي كه ميخواستم افتخارم بود
.اما واقعاً فقط داشتم سعي ميكردم تو رو خوشحال كنم

121
00:10:22,926 --> 00:10:27,426
.تو،پدرم،كسي كه فقط به خاطر حرف زدن نابجا من رو تبعيد كرد

122
00:10:27,466 --> 00:10:30,266
...پدرم،كسي كه من رو به مبارزه طلبيد

123
00:10:30,306 --> 00:10:32,499
.يه پسر بچه‌ي 13 ساله رو به يه اَگني كاي...

124
00:10:32,500 --> 00:10:35,371
چطوري ميتوني يه دوئل با يه بچه رو براي خودت توجيه كني؟

125
00:10:35,500 --> 00:10:36,900
.ميخواستم بهت احترام گذاشتن رو آموزش بدم

126
00:10:37,248 --> 00:10:39,248
!اون ظالمانه بود،و اشتباه

127
00:10:39,309 --> 00:10:41,009
.پس تو هيچي ياد نگرفتي

128
00:10:41,313 --> 00:10:45,813
!نه،من همه چيز رو ياد گرفتم
!و مجبورم بودم همه چيز رو خودم ياد بگيرم

129
00:10:46,566 --> 00:10:50,566
...وقتي كه بزرگ ميشديم،بهمون ياد دادن كه ملت آتش بزرگترين تمدن تاريخه

130
00:10:50,874 --> 00:10:55,174
و يه جورايي جنگ هم روشي بود كه ميخواستيم...
.بزرگي خودمون رو با بقيه‌ي دنيا تقسيم كنيم

131
00:10:56,022 --> 00:11:01,222
!چه دروغ فوق العاده‌اي بود
!مردم دنيا از ملت آتش ترسيدن

132
00:11:01,860 --> 00:11:08,060
!اونا بزرگي ما رو نميبينن بلكه از ما متنفرن
!و حقمون هم همونه! ما عصري از وحشت در دنيا درست كرديم

133
00:11:08,388 --> 00:11:15,688
،و اگه ميخوايم كه دنيا خودش رو نابود نكنه
.بايد اون عصر رو با عصر صلح و مهربوني تعويض كنيم

134
00:11:16,441 --> 00:11:21,441
عموت مغزت رو شست و شو داده،مگه نه؟

135
00:11:22,893 --> 00:11:24,593
.آره،همينطوره

136
00:12:48,949 --> 00:12:51,449
!نميتونم بگيرمش،اون خيلي سريعه

137
00:13:05,964 --> 00:13:08,764
!صبر كنيد! آنگ،تاف،ديگه حمله نكنيد

138
00:13:09,401 --> 00:13:12,201
!نميبينيد داره چيكار ميكنه؟ اون فقط داره باهامون بازي ميكنه

139
00:13:12,308 --> 00:13:13,908
!حتي تلاش نميكنه اين مبارزه رو ببره

140
00:13:13,992 --> 00:13:16,192
!درست نيست،من دارم تمام تلاشم رو ميكنم

141
00:13:16,624 --> 00:13:19,224
.تو داري سعي ميكني ما رو اينجا نگه داري و همه‌ي وقتمون رو تلف كني

142
00:13:19,253 --> 00:13:23,053
.آم،درسته،فكر كنم همين الآن دوستت گفت نابغه

143
00:13:23,153 --> 00:13:26,953
.و از اونجايي هم كور تشريف داري بايد بگم كه حرف مزخرفي زدي
(چشمام رو دارم ميچرخونم يعني : آه،عجب چيز چرتي گفتي)

144
00:13:27,065 --> 00:13:28,665
.من كل سرت رو ميچرخونم

145
00:13:29,218 --> 00:13:30,518
.اون داره دوباره تحريكت ميكنه

146
00:13:30,918 --> 00:13:33,318
باشه،حالا چيكار كنيم،فقط ناديده‌اش بگيريم؟

147
00:13:33,990 --> 00:13:35,290
.چاره‌ي ديگه‌اي نداريم

148
00:13:35,311 --> 00:13:38,811
.فقط بايد از اينجا بريم بيرون و يه جوري خودمون پادشاه آتش رو پيدا كنيم

149
00:13:39,558 --> 00:13:41,558
.تله هستا! نگيد بهتون اخطار ندادم

150
00:13:42,621 --> 00:13:43,621
!ناديده بگيرينش

151
00:13:44,241 --> 00:13:49,841
!پس اسمت ساكاست،درسته؟
.زنداني دوست داشتنيم خيلي ازت ياد ميكرد

152
00:13:50,728 --> 00:13:53,328
.اون متقاعد شده بود كه تو مياي و آزادش ميكني

153
00:13:53,417 --> 00:13:56,717
.البته،تو هيچوقت نيومدي و اون ديگه بيخيالت شد

154
00:14:00,656 --> 00:14:01,656
...بيا ببينم چي ميگي

155
00:14:08,353 --> 00:14:10,653
!سوكي كجاست؟

156
00:14:12,400 --> 00:14:15,700
،بعد از اينكه امروز اينجا رو ترك كردم
.عمو آيرو رو از زندانش آزاد ميكنم

157
00:14:16,332 --> 00:14:20,332
.و براي بخشش اون بهش التماس ميكنم
.اون كسيه كه براي من يه پدر واقعي بوده

158
00:14:20,832 --> 00:14:26,232
واقعاً زيباست،شايد بتونه راه و روش چاي درست كردن
.و "شكست" رو بهت آموزش بده

159
00:14:26,526 --> 00:14:29,626
.اما به يه نتيجه‌ي مهمتر هم رسيدم

160
00:14:30,706 --> 00:14:34,206
!من به آواتار ملحق ميشم
.و بهش كمك ميكنم كه شكستت بده

161
00:14:34,570 --> 00:14:40,170
،واقعاً؟ از اون جايي كه حالا يه خائن احمق و خنگ شدي
و اينقدر دلت ميخواد كه من بميرم،چرا معطل ميكني؟

162
00:14:40,674 --> 00:14:45,274
من قدرتي ندارم،تو شمشير دستته،چرا همين الآن تمومش نميكني؟

163
00:14:45,614 --> 00:14:50,214
،چون من سرنوشت خودم رو ميدونم
.شكست دادن تو سرنوشت آواتاره

164
00:14:50,232 --> 00:14:53,232
.خداحافظ

165
00:14:54,135 --> 00:14:58,235
،بزدل! تو فكر ميكني به اندازه‌اي شجاع هستي كه با من رو در رو بشي
.اما تنها در طول يه خورشيد گرفتگي اينكار رو ميكني

166
00:14:58,432 --> 00:15:02,732
.اگه شجاعت حقيقي داشتي،ميموندي تا خورشيد در بياد

167
00:15:03,425 --> 00:15:06,825
نميخواي بدوني براي مادرت چه اتفاقي افتاد؟

168
00:15:18,900 --> 00:15:20,400
اون شب چه اتفاقي افتاد؟

169
00:15:20,876 --> 00:15:28,176
پدرم،پادشاه آتش آزولان،به من دستور داد
.تا كار خارج از عقلي رو با تو بكنم،با پسر خودم

170
00:15:28,624 --> 00:15:35,324
و منم ميخواستم انجامش بدم،اما مادرت قضيه رو فهميد
.و قسم خورد كه به هر قيمتي ازت محافظت كنه

171
00:15:35,675 --> 00:15:39,375
.اون ميدونست كه من تاج و تخت رو ميخوام و يه نقشه پيشنهاد داد

172
00:15:39,409 --> 00:15:45,509
.يه نقشه كه توش من پادشاه آتش ميشدم و زندگي تو بهت بخشيده ميشد

173
00:15:46,231 --> 00:15:49,531
!سوكي كجاست؟! جواب بده

174
00:15:50,216 --> 00:15:51,716
!ساكا اون حرف نميزنه

175
00:15:53,632 --> 00:15:55,432
كجا نگه ميداريش؟

176
00:15:55,700 --> 00:16:00,300
.مادرت كار شرورانه و خيانت كارانه‌اي اون شب انجام داد

177
00:16:00,380 --> 00:16:06,380
.اون عواقبش رو ميدونست و قبولشون كرد
.به خاطر خيانتش تبعيد شد

178
00:16:06,621 --> 00:16:07,621
.پس اون زنده است

179
00:16:08,430 --> 00:16:18,930
.شايد،اما حالا ميفهمم كه تبعيد براي همچين خطايي خيلي بخشندگي‌ـه
.مجازات تو خيلي شديدتر خواهد بود

180
00:16:40,000 --> 00:16:43,000
.اوه،مثل اينكه آتش افزاري دوباره روشن شده

181
00:16:51,890 --> 00:16:57,890
،بابام ته راهرو و پايين راه پله‌ مخفي سمت چپه
.مطمئنم از اينكه الآن ببينت خيلي بيشتر هم خوشحال ميشه

182
00:16:58,786 --> 00:17:01,786
!من گولش رو خوردم! همه‌ي وقتمون رو هدر دادم

183
00:17:01,893 --> 00:17:06,993
.تقصير تو نيست ساكا.آزولا براي ما آماده بود
.اون براي هر حركتي نقشه كشيده بود

184
00:17:08,030 --> 00:17:09,630
.و حالا ديگه خيلي ديره

185
00:17:09,931 --> 00:17:15,431
!شايد خيلي دير نيست
.خورشيد گرفتگي تمومه،اما من هنوزم ميتونم با پادشاه آتش رو در رو بشم

186
00:17:15,864 --> 00:17:17,764
.نه،فكر نميكنم اون ايده‌ي خوبي باشه

187
00:17:18,041 --> 00:17:21,641
اما من آماده‌ام! من براي انجام يه كار اومدم
.اينجا و همه روي من حساب ميكنن

188
00:17:22,666 --> 00:17:24,766
.اين دفعه پادشاه آتش ميدونست كه ما داريم ميايم

189
00:17:24,809 --> 00:17:27,809
.ما فكر كرديم عنصر غافلگيري رو با خودمون داريم،اما نداشتيم

190
00:17:27,901 --> 00:17:31,501
!فقط امروز روز ما نبود
.كاري كه الآن بايد بكنيم اينه كه به دوستامون كمك كنيم

191
00:17:32,076 --> 00:17:33,576
.فكر كنم حق با شماست

192
00:17:33,731 --> 00:17:36,331
.تو يه شانسي ديگه پيدا ميكني،ميدونم كه ميكني

193
00:17:41,795 --> 00:17:44,795
بايد چيكار كنيم هاكودا؟
نبايد تا الآن اتفاقي مي‌افتاد؟

194
00:17:44,960 --> 00:17:46,260
.نميدونم

195
00:17:46,343 --> 00:17:51,543
،اما حالا كه خورشيد گرفتگي تموم شده
.انتظار دارم تا چند دقيقه‌ي ديگه چندتا آتش افزار ببينيم

196
00:17:59,924 --> 00:18:03,924
!اختراع خودم،اوه اين خيلي بده

197
00:18:15,839 --> 00:18:16,839
!اونا برگشتن

198
00:18:31,385 --> 00:18:35,185
همه يه تله بود،آزولا ميدونست كه ما داريم ميايم
.و هر حركتي رو پيش بيني كرده بود

199
00:18:36,633 --> 00:18:38,333
!فقط بايد هرچه سريعتر به ساحل برسيم

200
00:18:38,405 --> 00:18:41,105
،اگه بتونيم به زيردريايي‌ها برسيم
.شايد بتونيم صحيح و سالم از اينجا فرار كنيم

201
00:18:41,153 --> 00:18:48,153
!اونا قدرت آسمان رو دارن! اما منم دارم
.هر كاري از دستم بر بياد انجام ميدم تا سرعتشون رو كم كنم

202
00:18:51,084 --> 00:18:53,384
.آپا من و تو هم ميتونيم كمك كنيم

203
00:18:56,116 --> 00:18:58,516
!همه‌ي افراد،بيايد برگرديم به زيردريايي‌ها

204
00:19:27,359 --> 00:19:29,959
!نميتونيم همه‌شون رو كند كنيم،اونا خيلي زيادن

205
00:19:30,894 --> 00:19:31,894
!بيا بريم پيش بقيه

206
00:19:44,729 --> 00:19:45,729
!عمو

207
00:19:51,115 --> 00:19:52,115
عموي من كجاست؟

208
00:19:52,561 --> 00:19:55,861
!اون رفته،خودش رو فراري داد

209
00:19:55,899 --> 00:19:59,799
.من...من هيچوقت چيزي مثل اون نديده بودم،اون به تنهايي مثل يه ارتش بود

210
00:20:07,594 --> 00:20:10,594
.سعي كنيد يه محافظ پيدا كنيد! فكر كنم قراره يه چندتا بمب ببينيم

211
00:20:30,201 --> 00:20:32,201
چرا برنميگردن تا دوباره بهمون حمله كنن؟

212
00:20:33,646 --> 00:20:37,546
!اونا دارن ميرن سمت ساحل،ميخوان زيردريايي‌ها رو نابود كنن

213
00:20:38,120 --> 00:20:39,220
حالا همه‌مون چطوري ميخوايم فرار كنيم؟

214
00:20:39,262 --> 00:20:40,262
.نميتونيم

215
00:20:41,589 --> 00:20:46,289
،پس تنها انتخاب‌مون اينه كه بايستيم و مبارزه كنيم
.ما آواتار رو داريم،هنوزم ميتونيم برنده بشيم

216
00:20:47,069 --> 00:20:50,969
!آره،با آواتار ميتونيم برنده بشيم اما يه روز ديگه

217
00:20:51,006 --> 00:20:54,806
.شما بچه‌ها بايد بريد،بايد با هم سوار آپا بشيد و بريد

218
00:20:54,920 --> 00:20:58,920
.چي؟ ما نميتونيم شما رو جا بذاريم
!ما هيچ كس رو جا نيمذاريم

219
00:20:59,480 --> 00:21:01,880
.شما تنها شانس ما بعد اين همه مدت هستيد

220
00:21:01,897 --> 00:21:04,697
.تو و ساكا بايد با آنگ به يه جاي امن بريد

221
00:21:04,806 --> 00:21:06,806
.اين تنها راهي‌ـه كه ميشه اميد رو زنده نگه داشت

222
00:21:06,883 --> 00:21:09,583
.بقيه‌ي افراد جوون گروه هم با شما ميان

223
00:21:09,732 --> 00:21:12,332
.بزرگترها عقب ميمونن و تسليم ميشن

224
00:21:12,368 --> 00:21:15,868
.ما زنداني ميشيم،اما همه‌مون از اين جنگ زنده بيرون ميايم

225
00:21:16,600 --> 00:21:20,000
.من در مورد زندان‌هاي ملت آتش تجربه دارم

226
00:21:20,033 --> 00:21:22,533
.آسون نخواهد بود اما ما تحملش ميكنيم

227
00:21:22,618 --> 00:21:23,618
!اونا رسيدن به ساحل

228
00:22:04,244 --> 00:22:05,244
.خدانگهدار پسرم

229
00:22:05,576 --> 00:22:08,076
.خدانگهدار بابا،من واقعاً بهت افتخار ميكنم

230
00:22:12,801 --> 00:22:13,801
.دلم برات تنگ ميشه پيپسكوييك

231
00:22:14,373 --> 00:22:15,373
.مراقب خودت باش دوك

232
00:22:18,144 --> 00:22:19,144
.برميگرديم دنبالتون بابا

233
00:22:19,425 --> 00:22:21,925
.اگه اول خودمون فرار نكنيم

234
00:22:25,202 --> 00:22:28,602
.ما امروز باختيم اما هيچوقت اينقدر به پيروزي نزديك نبوديم

235
00:22:28,623 --> 00:22:32,023
.ما طعم پيروزي رو چشيديم،اين خودش خيليه

236
00:22:32,306 --> 00:22:33,306
.دلمون برات تنگ ميشه بابا

237
00:22:35,540 --> 00:22:39,140
.خدانگهدار بابا،اين دفعه ديگه مدت زمان زيادي از هم دور نميمونيم،قول ميدم

238
00:22:50,333 --> 00:22:55,933
.به خاطر اينكه اين همه شجاع و قوي بوديد ممنونم
.مطمئن باشيد براتون جبران ميكنم

239
00:23:13,378 --> 00:23:14,578
بايد دنبالشون كنيم پرنسس؟

240
00:23:14,684 --> 00:23:18,684
.نه،اونا خيلي سريع هستن،مهم هم نيست،خودشون برميگردن

241
00:23:22,574 --> 00:23:27,074
.من يه جاي خوب ميشناسم كه ميتونيم بريم و يه مدت امنيت داشته باشيم
.معبد باد غربي

242
00:23:39,093 --> 00:24:20,093
<font color=Red>(CyrusGreat)حميد وِتر</font> : ترجمه و زيرنويس
<font color=Orange>TvCenter</font>
<font color=Blue>Like us on fb.com/TVCenter.ir</font>

