﻿1
00:00:01,020 --> 00:00:03,392
<font color=0067CE>"آب"</font>

2
00:00:03,393 --> 00:00:05,266
<font color=#00AE00>"خاك"</font>

3
00:00:05,267 --> 00:00:07,375
<font color=Red>"آتش"</font>

4
00:00:07,376 --> 00:00:08,667
<font color="#80FFFF">"باد"</font>

5
00:00:09,733 --> 00:00:13,867
"خيلي وقت پيش هر 4 ملت با نظم خاصي كنار هم زندگي ميكردند"

6
00:00:13,868 --> 00:00:17,946
"بعد همه چي با حمله‌ي ملت آتش تغيير كرد"

7
00:00:18,147 --> 00:00:22,259
"تنها آواتار،مسلط به هر 4 عنصر ميتونست اونها رو متوقف كنه"

8
00:00:22,260 --> 00:00:25,419
"اما وقتي دنيا بيش از هميشه بهش نياز داشت ناپديد شد"

9
00:00:25,760 --> 00:00:29,581
"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جديد رو پيدا كرديم"

10
00:00:29,582 --> 00:00:31,421
"يه باد افزار به اسم آنگ"

11
00:00:31,522 --> 00:00:33,627
"و با اينكه مهارت‌هاي باد افزاريش عالي هستن"

12
00:00:33,628 --> 00:00:37,360
"خيلي چيزا هست كه بايد قبل از نجات كسي ياد بگيره"

13
00:00:37,361 --> 00:00:40,983
"اما من باور دارم،آنگ ميتونه دنيا رو نجات بده"

14
00:00:46,620 --> 00:00:49,050
...آنچه در آواتار گذشت

15
00:00:49,051 --> 00:00:51,732
.نميتوني تصورش هم بكني اين جنگ چه بلاهايي سر من آورد

16
00:00:51,955 --> 00:00:53,033
.خودم شخصاً

17
00:00:53,886 --> 00:00:56,292
.ملت آتش مادرم رو از من جدا كرد

18
00:00:57,702 --> 00:00:58,506
.متأسفم

19
00:00:59,226 --> 00:01:02,976
ممكنه تونسته باشي همه رو اينجا خام خودت كني
.تا اين "تغييرت" رو باور كنن

20
00:01:03,518 --> 00:01:06,986
اما تو و من خوب ميدونيم كه توي انجام دادن
.كار درست تو گذشته خيلي مشكل داشتي

21
00:01:07,355 --> 00:01:09,690
.پس بذار همين الآن يه چيز رو بهت بگم

22
00:01:10,146 --> 00:01:15,122
،يه قدم اشتباه برداري،يه جا سوتي بدي
.يه دليل بهم بده كه ممكنه به آنگ آسيب بزني

23
00:01:15,785 --> 00:01:18,175
.اون موقع ديگه نيازي نيست كه نگران سرنوشتت باشي

24
00:01:20,000 --> 00:01:24,200
<font color=Red>آتش</font> : كتاب سوم
قسمت شانزدهم : مهاجمين جنوبي

25
00:01:25,000 --> 00:01:30,000
<font color=Red>(CyrusGreat)حميد وِتر</font> : ترجمه و زيرنويس
<font color=Orange>TvCenter</font>
<font color=Blue>Like us on fb.com/TVCenter.ir</font>

26
00:02:08,469 --> 00:02:09,568
!مراقب باش

27
00:02:11,313 --> 00:02:12,813
!داري چيكار ميكني؟

28
00:02:12,815 --> 00:02:14,265
.كاري ميكنم كه سنگ‌ها لهت نكنن

29
00:02:14,268 --> 00:02:17,268
.باشه، من له نشدم، حالا ديگه ميتوني ولم كن

30
00:02:18,190 --> 00:02:19,690
.اين رو به عنوان دستت درد نكنه حساب ميكنم

31
00:02:22,850 --> 00:02:24,850
!يالا، ميتونيم از اينجا بريم بيرون

32
00:02:26,940 --> 00:02:28,240
داري چيكار ميكني؟

33
00:02:28,462 --> 00:02:32,962
.شما بريد، من اونا رو معطل ميكنم
.فكر كنم اين يه ديدار خانوادگي‌ـه

34
00:02:33,032 --> 00:02:34,332
!زوكو، نه

35
00:02:35,009 --> 00:02:36,809
.يالا، بايد از اينجا بريم بيرون

36
00:02:52,266 --> 00:02:53,566
تو اينجا چيكار ميكني؟

37
00:02:53,677 --> 00:02:55,977
منظورت اينه كه هنوز واضح نيست؟

38
00:02:56,311 --> 00:02:59,311
.من در شرف جشن گرفتن براي تك فرزند شدن هستم

39
00:03:33,877 --> 00:03:37,177
.نميتونم مجبورش كنم بره داخل، آپا از تونل‌ها متنفره

40
00:03:37,542 --> 00:03:40,242
.آنگ، امكان نداره بتونيم پرواز كنيم و از اينجا بريم بيرون

41
00:03:40,674 --> 00:03:42,174
.بايد يه راه پيدا كنيم

42
00:03:42,459 --> 00:03:46,859
ما بايد جدا بشيم. مسير اين تونل رو در پيش بگيريد
.و بريد به سمت كشتي هوايي دزديده شده

43
00:03:48,185 --> 00:03:52,185
.نه، ملت آتش نميتونه دوباره خانواده‌ي ما رو از هم جدا كنه

44
00:03:52,389 --> 00:03:54,889
.مشكلي پيش نمياد، براي هميشه نيست

45
00:04:10,573 --> 00:04:13,223
.من ميتونم اون مسير رو خالي كنم و ميتونيم از اونور پرواز كنيم

46
00:04:13,390 --> 00:04:16,690
.آم، دقيقاً تو همون مسير يه عالمه آتش و اينجور چيزاست

47
00:04:17,464 --> 00:04:19,564
.رد ميشيم، بيايد بريم

48
00:05:35,842 --> 00:05:37,842
.اون موفق نميشه

49
00:05:43,444 --> 00:05:44,944
.البته كه شد

50
00:05:53,721 --> 00:05:57,321
واي، كمپ زدن، دوباره درست مثل قديما شده، مگه نه؟

51
00:05:57,611 --> 00:06:00,911
...اگه واقعاً ميخواي احساس گذشته رو داشته باشي، من ميتونم

52
00:06:01,068 --> 00:06:03,418
.يه مدت اينور و اونور تعقيبت كنم و سعي كنم دستگيرت كنم...

53
00:06:04,933 --> 00:06:05,983
!ها، ها

54
00:06:08,368 --> 00:06:13,868
به سلامتي زوكو، كي فكرش رو ميكرد بعد از اون همه
.مدت كه سعي كرد ما رو دستگير كنه، امروز قهرمان ما بشه

55
00:06:14,220 --> 00:06:15,320
.به سلامتي، به سلامتي

56
00:06:16,619 --> 00:06:19,419
.من واقعاً تحت تأثير قرار گرفتم
.لياقتش رو ندارم

57
00:06:19,553 --> 00:06:21,053
.آره، نه بابا

58
00:06:23,149 --> 00:06:25,649
اون چشه؟ -
.اي كاش ميدونستم -

59
00:06:28,434 --> 00:06:29,484
اين چشه؟

60
00:06:36,239 --> 00:06:40,939
اين منصفانه نيست. الآن به نظر ميرسه بقيه
بهم اعتماد دارن. مشكل تو چيه؟

61
00:06:41,080 --> 00:06:42,980
اوه، الآن همه بهت اعتماد دارن؟

62
00:06:43,089 --> 00:06:47,089
من اولين كسي بودم كه بهت اعتماد كرد، يادته؟
!اونجا تو باسينگ سِي

63
00:06:47,166 --> 00:06:51,066
،و تو خيلي راحت اومدي و به من خيانت كردي
.به همه‌ي ما خيانت كردي

64
00:06:51,225 --> 00:06:53,325
چيكار ميتونم بكنم تا برات جبران كنم؟

65
00:06:53,596 --> 00:06:54,896
واقعاً ميخواي بدوني؟

66
00:06:55,114 --> 00:06:59,014
شايد بتوني دوباره باسينگ سِي رو
.اينبار به نام پادشاه خاك فتح كني

67
00:06:59,018 --> 00:07:02,118
.يا وايسا ميدونم، ميتوني مادرم رو بهم برگردوني

68
00:07:10,641 --> 00:07:12,641
.آخ، چادر رو اشتباهي اومدم

69
00:07:13,057 --> 00:07:15,657
متأسفم، تو هم بايد با ساكا صحبت كني؟

70
00:07:15,812 --> 00:07:17,912
!نه، من نه

71
00:07:21,579 --> 00:07:23,279
!خب، سلــام

72
00:07:24,820 --> 00:07:28,820
آه، زوكو، آره، اصلاً من چرا بايد منتظر كس ديگه باشم؟

73
00:07:31,022 --> 00:07:32,222
خب، حالا چي ميخواي؟

74
00:07:32,409 --> 00:07:36,009
!موضوع خواهرته، اون از من متنفره و من نميدونم چرا

75
00:07:36,198 --> 00:07:37,998
.اما دلم ميخواد بدونم در مورد من چه فكري ميكنه

76
00:07:38,186 --> 00:07:41,686
.نه بابا، اون از تو متنفر نيست
.كاتارا از هيچكس متنفر نيست

77
00:07:41,890 --> 00:07:44,120
.البته به جز يه چند نفر از ملت آتش

78
00:07:45,143 --> 00:07:49,543
!نه، منظورم...، آه، اونايي كه الآن خوبن ولي قبلاً بد بودن نيست
!منظورم آدماي بده

79
00:07:49,547 --> 00:07:53,616
مردمي از ملت آتش كه خيلي بدن، كسايي كه هيچوقت
!خوب نبودن و احتمالاً هيچوقت خوب نميشن

80
00:07:53,620 --> 00:07:58,720
.بس كن، باشه، گوش كن
...ميدونم ممكنه اين حرفم عجيب به نظر بياد

81
00:07:58,725 --> 00:08:01,584
.اما ازت ميخوام بهم بگي چه اتفاقي براي مادرتون افتاد...

82
00:08:01,587 --> 00:08:03,987
چي؟
براي چي ميخواي بدوني؟

83
00:08:04,224 --> 00:08:07,954
كاتارا وقتي كه قبلاً با هم تو باسينگ سِي
.توي زندان بوديم بهش اشاره كرده بود

84
00:08:07,964 --> 00:08:10,464
.و دوباره الآنم وقتي داشت سرم داد ميزد گفت

85
00:08:10,711 --> 00:08:16,211
فكر ميكنم يه جورايي...كاتارا خشمش از اون اتفاق
.رو به خشمش از من متصل كرده

86
00:08:17,460 --> 00:08:19,460
.از اون روزهايي نيست كه دوست داشته باشم به ياد بيارم

87
00:08:34,200 --> 00:08:35,400
.من ميرم مامان رو پيدا كنم

88
00:08:38,516 --> 00:08:43,416
خيلي از مبارزين قبلاً هم "برف سياه" رو
.ديده بودن و ميدونستن چه معنايي داره

89
00:08:43,645 --> 00:08:44,945
.يعني يك حمله‌ي ديگه از طرف ملت آتش

90
00:08:55,995 --> 00:09:00,095
.ما خيلي تعدادمون كم بود
.اما يه جوري تونستيم اونا رو فراري بديم

91
00:09:03,931 --> 00:09:07,131
.به همون سرعتي كه اومدن، همونجوري هم رفتن

92
00:09:10,197 --> 00:09:13,297
...وقتي تموم شد خيلي احساس راحتي كردم اما

93
00:09:13,379 --> 00:09:16,029
.اون به اين خاطر بود كه هنوز نميدونستم چه اتفاقي افتاده...

94
00:09:16,201 --> 00:09:17,831
.نميدونستم ما مادر خودمون رو از دست داديم

95
00:09:18,021 --> 00:09:22,521
صبر كن. ميتوني هيچ جزئياتي از سربازهايي
كه به دهكده‌تون حمله كردن به ياد بياري؟

96
00:09:22,630 --> 00:09:24,930
مثلاً، كشتي پيشرو چه شكلي بود؟

97
00:09:25,304 --> 00:09:30,304
آره...لاشخور دريايي، كشتي اصلي پرچم‌هايي
.داشت كه روش عكس لاشخور دريايي بود

98
00:09:30,802 --> 00:09:34,502
.نماد مهاجمين جنوبي
.مرسي ساكا

99
00:09:34,606 --> 00:09:37,606
.قابل نداشت، مرسي كه اومدي يه سري به من زدي

100
00:09:39,146 --> 00:09:41,346
.فكر كردم ديگه نميخواد بره

101
00:09:42,741 --> 00:09:43,791
.سوكي

102
00:09:56,226 --> 00:09:57,426
.قيافه‌ـت افتضاح شده

103
00:09:58,202 --> 00:09:59,522
.تمام شب اينجا منتظر موندم

104
00:09:59,862 --> 00:10:00,912
چي ميخواي؟

105
00:10:01,233 --> 00:10:04,733
.من ميدونم كي مادرت رو كشت
.و بهت كمك ميكنم تا پيداش كني

106
00:10:14,494 --> 00:10:15,994
.من بايد آپا رو قرض بگيم

107
00:10:16,900 --> 00:10:19,790
چرا؟ حالا نوبت توئه تا يه سفر كوچيك با زوكو بري؟

108
00:10:19,954 --> 00:10:21,454
.آره، هست

109
00:10:22,947 --> 00:10:24,947
اوه، مگه چه خبره؟

110
00:10:25,336 --> 00:10:27,986
.ما داريم ميريم تا مردي كه مادرم رو از من گرفت پيدا كنيم

111
00:10:28,457 --> 00:10:33,157
.ساكا داستان اينكه چه اتفاقي افتاد رو برام تعريف كرد
.ميدونم كي اينكار رو كرده و ميدونم چجوري پيداش كنم

112
00:10:33,563 --> 00:10:36,763
آم...و فكر ميكني اين كار دقيقاً چه چيزي برات به ارمغان مياره؟

113
00:10:38,000 --> 00:10:40,000
.ميدونستم درك نميكني

114
00:10:40,648 --> 00:10:45,748
.صبر كن، وايسا، من درك ميكنم
.تو الآن داري درد و خشم زيادي رو حس كني

115
00:10:46,029 --> 00:10:49,529
فكر ميكني وقتي ماسه افزارها آپا رو دزديدن من چه حالي داشتم؟

116
00:10:49,533 --> 00:10:54,038
فكر ميكني وقتي فهميدم چه اتفاقي براي مردمم
افتاده چه احساسي در مورد ملت آتش داشتم؟

117
00:10:54,042 --> 00:10:58,042
.اون به اين سفر نياز داره آنگ
.اين سفر در مورد بستن يه زخم كهنه و اجراي عدالته

118
00:10:58,265 --> 00:11:01,165
.من اينطور فكر نميكنم
.فكر ميكنم در مورد انتقام گرفتنه

119
00:11:01,268 --> 00:11:06,268
!خيلي خب! شايد اينطور باشه، شايد اين همون چيزيه كه من نياز دارم
!شايد اين همون چيزيه كه اون لياقتش رو داره

120
00:11:06,454 --> 00:11:08,954
."كاتارا، شدي درست مثل "جِت

121
00:11:09,105 --> 00:11:12,005
.اصلاً اينطور نيست
.جِت به افراد بيگناه حمله كرد

122
00:11:12,042 --> 00:11:13,842
.اين مرد...اون يه هيولاست

123
00:11:13,880 --> 00:11:18,080
.كاتارا، اون مادر منم بود
.اما فكر ميكنم شايد حق با آنگ باشه

124
00:11:18,084 --> 00:11:20,598
.پس تو اونطوري كه من دوستش داشتم، دوستش نداشتي

125
00:11:20,601 --> 00:11:22,101
...كاتارا

126
00:11:23,661 --> 00:11:26,961
.قبلاً راهب‌ها ميگفتن انتقام مثل يه موش-افعي دو سر ميمونه

127
00:11:26,964 --> 00:11:31,073
،وقتي فكر ميكني داري به سرنگون شدن دشمنت نگاه ميكني
.در واقع اين خودتي كه مسموم شدي و داري ميافتي

128
00:11:31,077 --> 00:11:35,377
.خيلي با مزه است. اما اينجا ديگه مدرسه‌ي ابتدايي معبد باد نيست
.اينجا دنياي واقعيه

129
00:11:35,727 --> 00:11:39,827
،حالا كه ميدونم اون يه جايي همين بيرونه
...حالا كه ميدونم ميتونيم پيداش كنيم

130
00:11:40,119 --> 00:11:41,439
.حس ميكنم هيچ انتخاب ديگه‌اي ندارم...

131
00:11:42,396 --> 00:11:45,896
.كاتارا تو انتخاب داري
.بخشش

132
00:11:46,347 --> 00:11:48,347
.درست مثل هيچكاري نكردنه

133
00:11:48,465 --> 00:11:53,465
.نه نيست، هيچ كار نكردن آسونه
.اما بخشيدن سخته

134
00:11:53,622 --> 00:11:56,622
.فقط سخت نيست، غير ممكنه

135
00:12:07,486 --> 00:12:09,986
پس در هر صورت ميخواستي آپا رو بگيري؟

136
00:12:10,465 --> 00:12:11,515
.آره

137
00:12:11,764 --> 00:12:17,264
.عيبي نداره، چون من ميبخشمت
هيچ ايده‌اي بهت نميده؟

138
00:12:17,646 --> 00:12:18,846
.سعي نكن ما رو متوقف كني

139
00:12:19,430 --> 00:12:22,730
.نميخواستم همچين كاري كنم
.اين سفريه كه بايد بري

140
00:12:23,202 --> 00:12:24,702
.بايد با اين مرد رو به رو بشي

141
00:12:27,066 --> 00:12:30,066
.اما وقتي شدي
.خواهش ميكنم انتقام رو انتخاب نكن

142
00:12:30,430 --> 00:12:34,930
.بذار خشمت نمايان بشه، و بعد رهاش كن
.اون رو ببخش

143
00:12:35,098 --> 00:12:38,398
.باشه، مطمئن باش كه اون كار رو مي‌كنيم گوروي خوب و مهربون

144
00:12:38,647 --> 00:12:40,847
.مرسي كه درك كردي آنگ
.يپ يپ

145
00:12:43,811 --> 00:12:45,811
.ميدوني، به عنوان يه بچه خيلي عقلت زياده

146
00:12:45,814 --> 00:12:47,441
.مرسي ساكا

147
00:12:47,443 --> 00:12:50,243
معمولاً آزار دهنده است اما الآن
.من تحت تأثير قرار گرفتم

148
00:12:50,246 --> 00:12:51,446
.ممنونم

149
00:12:51,667 --> 00:12:53,867
پس...ميتونم براي يه هفته مومو رو قرض بگيرم؟

150
00:12:54,088 --> 00:12:55,138
براي چي مومو رو ميخواي؟

151
00:12:59,546 --> 00:13:02,076
.ما بايد برج ارتباطي نيروي درياي ملت آتش رو پيدا كنيم

152
00:13:02,078 --> 00:13:05,498
تمام حركات نيروي دريايي توسط
.شاهين‌هاي پيغام رسان همآهنگ ميشه

153
00:13:05,502 --> 00:13:08,752
.و هر برج بايد هميشه در مورد مكان قرار گيري نيروها به روز باشه

154
00:13:08,926 --> 00:13:13,136
پس وقتي برج ارتباطي رو پيدا كرديم، حمله ميكنيم ميريم
.داخل و اطلاعاتي كه نياز داريم رو به دست مياريم

155
00:13:13,751 --> 00:13:17,651
در اصل نه. ما بايد يواشكي وارد بشيم
.و مطمئن بشيم كه كسي ما رو نميبينه

156
00:13:17,918 --> 00:13:22,218
در غير اين صورت خيلي قبلتر از اينكه ما
.به مهاجمين جنوبي برسيم اونا بهشون اطلاع ميدن

157
00:13:47,474 --> 00:13:49,474
.خيلي خب، مهاجمين جنوبي

158
00:13:52,024 --> 00:13:55,324
.ايناهاش، در حال گشت زني نزديك جزيره‌ي دم نهنگ هستن

159
00:13:56,055 --> 00:13:58,055
.جزيره‌ي دم نهنگ، ما اومديم

160
00:14:06,845 --> 00:14:10,045
.بايد يه كم استراحت كني
.چند ساعت ديگه ميرسيم اونجا

161
00:14:10,172 --> 00:14:11,672
.به همه‌ي قدرتت نياز پيدا ميكني

162
00:14:11,812 --> 00:14:15,212
.نه، نگران قدرت من نباش، خيلي قدرت دارم

163
00:14:15,241 --> 00:14:17,891
.من ديگه اون دختر ناتواني كه وقتي اونا اومدن نيستم

164
00:14:22,310 --> 00:14:23,610
.من ميرم مامان رو پيدا كنم

165
00:14:28,368 --> 00:14:29,418
!مامان

166
00:14:29,420 --> 00:14:35,365
.فقط بذار اون بره و من اطلاعاتي كه ميخواي رو بهت ميدم

167
00:14:35,370 --> 00:14:38,102
.شنيدي مادرت چي گفت، برو بيرون

168
00:14:38,105 --> 00:14:39,705
!مامان، من ميترسم

169
00:14:39,913 --> 00:14:42,613
.برو بابات رو پيدا كن عزيزم
.من به اين موضوع رسيدگي ميكنم

170
00:14:49,883 --> 00:14:51,583
.من با تمام سرعتم دويدم

171
00:14:52,391 --> 00:14:57,691
!بابا! بابا! خواهش ميكنم، فكر ميكنم مامان تو دردسر افتاده
!يه مرده تو خونه‌ي ماست

172
00:14:57,873 --> 00:14:58,923
!"كايا"

173
00:15:03,046 --> 00:15:08,546
!اما ما خيلي دير كرده بوديم
.وقتي رسيديم اونجا اون مرد رفته بود،...و مامان منم همينطور

174
00:15:09,440 --> 00:15:11,440
.مادرت زن شجاعي بود

175
00:15:13,333 --> 00:15:14,383
.ميدونم

176
00:15:20,088 --> 00:15:22,588
اوناهاش، اون پرچم‌هاي لاشخور دريايي رو ميبيني؟

177
00:15:26,169 --> 00:15:27,969
.اونا مهاجمين جنوبي هستن

178
00:15:28,531 --> 00:15:29,831
.بيا تمومش كنيم

179
00:15:37,745 --> 00:15:40,695
...بعد من اونجا بودم، اون داشت اينطوري به من نگاه ميكرد،ميدوني

180
00:16:11,800 --> 00:16:14,800
!ديگه وقتشه كاتارا
آماده‌اي كه باهاش رو به رو بشي؟

181
00:16:31,256 --> 00:16:32,456
شما كي هستين؟

182
00:16:32,620 --> 00:16:36,120
.اونو يادت نمياد
.به زودي يادت مياد، بهم اعتماد كن

183
00:16:39,803 --> 00:16:40,903
...چه

184
00:16:43,660 --> 00:16:45,160
اتفاقي داره براي من ميافته؟...

185
00:16:51,735 --> 00:16:55,735
.به گذشته فكر كن، به آخرين حمله‌ـت به قبيله‌ي آب جنوبي فكر كن

186
00:16:56,188 --> 00:16:59,688
!نميدونم چي داري ميگي. خواهش ميكنم، من نميدونم

187
00:17:00,032 --> 00:17:05,032
دروغ نگو! تو چشماش نگاه كن و اگه جرأت
!داري بگو يادت نمياد چيكار كردي

188
00:17:14,290 --> 00:17:15,790
!اون نيست

189
00:17:18,883 --> 00:17:20,383
.اين اون مرده نيست

190
00:17:20,637 --> 00:17:24,437
چي؟! منظورت چيه كه نيست؟
!اون رهبر مهاجمين جنوبي‌ـه

191
00:17:24,705 --> 00:17:26,005
!بايد خودش باشه

192
00:17:31,409 --> 00:17:34,309
اگه تو كسي نيستي كه ما دنبالشيم، پس كي هست؟

193
00:17:34,588 --> 00:17:39,088
!احتمالاً دارين دنبال "يان را" ميگردين
.اون 4 سال پيش بازنشست شد

194
00:17:50,952 --> 00:17:54,452
.يان را، اي تنبل تن پرور، من يه چيزي ميخوام

195
00:17:54,992 --> 00:17:57,992
بله مادر، چي ميخواي؟

196
00:17:57,995 --> 00:18:01,802
گوجه فرنگي-هويج‌هايي كه از باغچه‌ـت
.آوردي براي دندون‌ها من خيلي سفت هستن

197
00:18:01,805 --> 00:18:03,905
.من به يه چيز نرم و آبدار نياز دارم

198
00:18:04,336 --> 00:18:08,536
...چيز ديگه‌اي از باغچه نميخوايد؟ خوشحال ميشم تا

199
00:18:08,726 --> 00:18:10,106
!اون باغچه‌ي مسخره‌ـت رو فراموش كن

200
00:18:10,599 --> 00:18:14,299
.اون تن لشت رو بلند كن ببر بازار يه كم ميوه‌ي واقعي برام بخر

201
00:18:30,295 --> 00:18:33,295
آهاي؟
تو كسي رو ديدي؟

202
00:18:44,131 --> 00:18:46,631
آهاي؟ كسي اونجاست؟

203
00:18:49,588 --> 00:18:52,588
.اين بود، اين همون هيولا بود

204
00:19:05,440 --> 00:19:08,040
.هيچكس نميتونه بدون اين كه بسوزه من رو غافلگير كنه

205
00:19:25,451 --> 00:19:30,451
.ما پشت بوته نبوديم
.و دفعه‌ي بعد براي ترسوندنت آتش افزاري نميكنم

206
00:19:31,516 --> 00:19:36,016
.هر كي كه هستي، پولم رو بردار
.هي چي ميخواي بردار، من همكاري ميكنم

207
00:19:37,589 --> 00:19:39,089
ميدوني من كي هستم؟

208
00:19:39,671 --> 00:19:41,871
.نه نميدونم

209
00:19:42,497 --> 00:19:46,997
!اوه، بهتره جوري من رو به ياد بياري انگار كه زندگيت بهش بستگي داره
.چرا دقيقتر نگاه نميكني

210
00:19:47,615 --> 00:19:54,615
.آره، آره، الآن تو رو به ياد ميارم
.تو اون دختر بچه‌ي قبيله‌ي آبي هستي

211
00:19:56,406 --> 00:19:59,536
.فقط بذار اون بره و من اطلاعتي كه ميخواي رو بهت ميدم

212
00:19:59,744 --> 00:20:02,244
!شنيدي مادرت چي گفت، از اينجا برو بيرون

213
00:20:02,753 --> 00:20:04,353
.مامان من ميترسم

214
00:20:04,586 --> 00:20:07,586
.برو بابات رو پيدا كن عزيزم، من به اين موضوع رسيدگي ميكنم

215
00:20:10,855 --> 00:20:16,355
حالا بهم بگو، اون كيه؟
آب افزار كيه؟

216
00:20:16,770 --> 00:20:22,270
اينجا هيچ آب افزاري نيست، ملت آتش
.خيلي وقت پيش همه‌ي اونا رو گرفت و برد

217
00:20:22,396 --> 00:20:28,696
دروغ ميگي، منبع من ميگه يه
.آب افزار ديگه توي قطب جنوب باقي مونده

218
00:20:28,827 --> 00:20:31,827
.تا وقتي كه اون آب افزار رو پيدا نكرديم نميريم

219
00:20:32,431 --> 00:20:36,131
اگه بهت بگم، بهم قول ميدي به
بقيه‌ي روستا كاري نداشته باشي؟

220
00:20:38,930 --> 00:20:41,930
.اون منم، من رو به عنوان زنداني خودت ببر

221
00:20:42,271 --> 00:20:45,271
.متأسفانه من امروز زنداني نميبرم

222
00:20:50,172 --> 00:20:53,672
.اون به تو دروغ گفت
.اون داشت از آخرين آب افزار محافظت ميكرد

223
00:20:53,905 --> 00:20:55,805
چي؟ كي؟

224
00:20:56,963 --> 00:20:58,013
!من

225
00:21:28,532 --> 00:21:32,232
.من كار بدي كردم
.ميدونم كه كارم بد بود و انتقام حق توئه

226
00:21:32,683 --> 00:21:35,383
پس براي چي مادر من رو نميبري؟
.اينطوري منصفانه است

227
00:21:35,817 --> 00:21:39,017
.هميشه برام سوال بود كه چه آدمي ميتونه همچين كار وحشيانه‌اي بكنه

228
00:21:39,401 --> 00:21:42,401
،اما حالا كه ديدمت
.فكر كنم ميفهمم

229
00:21:43,016 --> 00:21:49,016
.هيچ چيزي درون تو نيست، اصلاً چيزي نيست
.تو رقت انگيز و محزون و خالي از انسانيتي

230
00:21:49,463 --> 00:21:50,963
.خواهش ميكنم من رو نكش

231
00:21:51,675 --> 00:21:57,375
...اما به اون اندازه كه ازت متنفرم
.واقعاً نميتونم انجامش بدم

232
00:22:24,406 --> 00:22:26,406
كاتارا! تو خوبي؟

233
00:22:27,294 --> 00:22:28,344
.من حالم خوبه

234
00:22:29,922 --> 00:22:35,622
.زوكو بهم گفت چيكار كردي
.يا...چيكار نكردي، فكر كنم. من بهت افتخار ميكنم

235
00:22:35,964 --> 00:22:41,264
ميخواستم انجامش بدم. ميخواستم همه‌ي
.خشمم رو روش خالي كنم اما نتونستم

236
00:22:41,861 --> 00:22:46,861
نميدونم به خاطر اينه كه خيلي ضعيفم تا انجامش بدم
.يا به خاطر اينه كه به اندازه‌اي قوي هستم كه انجامش ندم

237
00:22:47,349 --> 00:22:52,349
تو كار درست رو انجام دادي. بخشش اولين قدمي‌ـه
.كه بايد برداري تا شروع به خوب شدن كني

238
00:22:54,283 --> 00:22:58,283
.اما من اون رو نبخشيدم
.هيچوقت نمي‌بخشمش

239
00:23:00,288 --> 00:23:02,288
.اما آماده‌ام كه تو رو ببخشم

240
00:23:09,256 --> 00:23:13,756
.در مورد چيزي كه كاتارا نياز داشت حق با تو بود
.خشونت جوابش نبود

241
00:23:14,078 --> 00:23:15,128
.هيچوقت نيست

242
00:23:15,603 --> 00:23:17,603
.پس من يه سوال برات دارم

243
00:23:18,511 --> 00:23:22,011
وقتي با پدرم رو در رو شدي ميخواي چيكار كني؟

244
00:23:23,190 --> 00:24:10,190
<font color=Red>(CyrusGreat)حميد وِتر</font> : ترجمه و زيرنويس
<font color=Orange>TvCenter</font>
<font color=Blue>Like us on fb.com/TVCenter.ir</font>

