1
00:00:25,923 --> 00:00:28,458
‫تو و آناستازیا.

2
00:00:28,559 --> 00:00:30,627
‫- فکر میکنم اون میدونه.
‫- نمیدونه.

3
00:00:30,729 --> 00:00:32,630
‫حسابی زجر میکشی.

4
00:00:35,602 --> 00:00:39,072
‫فقط نفس بکش.

5
00:00:45,149 --> 00:00:47,183
‫پس حالا خودتو جای پلیس جا زدی؟

6
00:00:57,599 --> 00:00:59,067
‫اوه، خدای من.

7
00:01:08,046 --> 00:01:10,583
‫کی اونجاست؟

8
00:01:11,752 --> 00:01:13,854
‫کی اونجاست؟

9
00:01:14,923 --> 00:01:16,290
‫منم.

10
00:01:19,429 --> 00:01:23,400
‫همه چی مرتبه. همه چی مرتبه.
‫فقط منم.

11
00:01:32,848 --> 00:01:34,616
‫لعنت!

12
00:01:36,152 --> 00:01:37,920
‫- سلام.
‫- سلام.

13
00:01:40,659 --> 00:01:42,326
‫اوضاعت داغونه.

14
00:01:43,763 --> 00:01:45,664
‫بهش عادت میکنی.

15
00:01:48,937 --> 00:01:51,606
‫- هنوز "ربیت" رو پیدا نکردن؟
‫- نه هنوز.

16
00:01:51,708 --> 00:01:54,344
‫- اگه نمرده باشه...
‫- میدونم.

17
00:01:56,415 --> 00:01:59,551
‫- کاری که برای "مَکس" انجام دادی...
‫- به خاطر تو این کارو کردم.

18
00:01:59,652 --> 00:02:01,686
‫میدونم.

19
00:02:05,626 --> 00:02:09,496
‫- گوردون؟
‫- آره، نمیذاره من ببینمشون.

20
00:02:14,505 --> 00:02:16,006
‫اینا رو هم پشت سر میذاریم.

21
00:02:18,211 --> 00:02:20,546
‫باید خونواده م رو برگردونم.

22
00:02:20,648 --> 00:02:24,919
‫آنا" همیشه بخشی از شخصیت من باقی میمونه".

23
00:02:25,021 --> 00:02:27,923
‫ولی سالهاست که دیگه به جای اون زندگی نکردم.

24
00:02:28,024 --> 00:02:32,496
‫کری هوپوِل.
‫واقعا فکر میکنی همچین آدمی هستی؟

25
00:02:32,598 --> 00:02:34,832
‫راستش دیگه هیچی نمیدونم.

26
00:02:36,703 --> 00:02:38,704
‫ولی اونا بچه های منن.

27
00:02:45,381 --> 00:02:49,285
‫چیزی تا جلسه دادرسی نمونده
‫و فقط خدا میدونه نتیجه چی میشه.

28
00:02:49,387 --> 00:02:51,255
‫،اونا الان میدونن من کی هستم

29
00:02:51,357 --> 00:02:53,893
‫اما تو نمیتونی هویتت رو فاش کنی.

30
00:02:55,964 --> 00:02:58,633
‫فکر میکنم وقتشه که ناپدید بشی.

31
00:02:59,968 --> 00:03:02,871
‫من ۱۵ سال ناپدید بودم.

32
00:03:18,031 --> 00:03:20,500
‫# میگرفتم #

33
00:03:22,303 --> 00:03:25,641
‫،همه ش رو پس میگرفتم #
‫# ولی چیز خوبی توش نیست

34
00:03:25,742 --> 00:03:27,275
‫# و میگرفتم #

35
00:03:27,377 --> 00:03:29,679
‫# مسیح توی آب های ونیز دوش میگیره #

36
00:03:29,781 --> 00:03:30,981
‫# و من #

37
00:03:31,082 --> 00:03:33,316
‫# امواج دریا رو براش پاک میکنم #

38
00:03:33,419 --> 00:03:34,919
‫# و من #

39
00:03:35,021 --> 00:03:37,289
‫# پدرش توی کلیساست زیر پرچم مقدس #

40
00:03:37,391 --> 00:03:38,925
‫# من همش رو پس میگیرم #

41
00:03:39,027 --> 00:03:40,961
‫# خدا، کشورم، و گور #

42
00:03:41,063 --> 00:03:43,264
‫# ...اگر میتوانستم #

43
00:03:52,508 --> 00:03:55,011
‫امروز صبح که خونه نبودی، نگرانت شدم.

44
00:03:56,280 --> 00:03:58,148
‫متاسفم.

45
00:04:02,556 --> 00:04:07,562
‫میدونی، خیلی آسونه که فقط برم اونجا و عذرخواهی کنم.

46
00:04:07,663 --> 00:04:09,598
‫،و اگه درست حرفام رو بزنم

47
00:04:09,700 --> 00:04:11,634
‫شب میتونم توی تخت خودم بخوابم.

48
00:04:11,735 --> 00:04:14,371
‫فکر میکردم با تصمیمت برای ترک خونه کنار اومدی.

49
00:04:16,108 --> 00:04:18,544
‫من اون مَرد رو کشتم، شهردار رو.

50
00:04:18,645 --> 00:04:21,814
‫تو که نمیدونستی اونجاست، منم نمیدونستم.

51
00:04:21,916 --> 00:04:23,617
‫واقعا نمیدونستی اون داخله؟

52
00:04:23,718 --> 00:04:27,255
‫من هیچوقت بهت دروغ نگفتم، ربکا.
‫الان هم نمیگم.

53
00:04:28,793 --> 00:04:31,262
‫اگه دنیای منو انتخاب کرده باشی
‫باید بدونی که تلفات دادن هم جزئی ازشه.

54
00:04:31,363 --> 00:04:32,897
‫اگه نمیتونی باهاش کنار بیای...

55
00:04:32,998 --> 00:04:35,500
‫شاید به همین مزرعه تعلق داشته باشی.

56
00:04:50,823 --> 00:04:54,960
‫- باشه.
‫- باشه چی؟

57
00:05:04,742 --> 00:05:07,512
‫باشه، برگردیم خونه.

58
00:05:14,960 --> 00:05:18,530
‫،همش رو پس میگرفتم #
‫# ولی چیز خوبی توش نیست

59
00:05:18,631 --> 00:05:20,399
‫# و من #

60
00:05:20,501 --> 00:05:22,802
‫# مسیح توی آب های ونیز دوش میگیره #

61
00:05:22,904 --> 00:05:24,105
‫# و من #

62
00:05:24,207 --> 00:05:26,575
‫# امواج دریا رو براش پاک میکنم #

63
00:05:26,676 --> 00:05:28,176
‫# و من #

64
00:05:28,278 --> 00:05:30,113
‫# پدرش توی کلیساست زیر پرچم مقدس #

65
00:05:30,214 --> 00:05:31,715
‫# همش رو پس میگرفتم #

66
00:05:31,817 --> 00:05:34,285
‫# خدا، کشورم و گور #

67
00:05:34,386 --> 00:05:36,354
‫# اگر میتوانستم #

68
00:05:41,731 --> 00:05:45,166
‫از این سریعتر توی توانت نیست؟

69
00:05:45,269 --> 00:05:48,138
‫هی، همین تازگیا گلوله خوردم.

70
00:05:48,240 --> 00:05:51,309
‫درسته، گلوله خوردی چون مثلِ چی کُندی.

71
00:05:51,410 --> 00:05:54,179
‫چند دفعه باید یه نفر رو دفن کنیم؟

72
00:05:54,281 --> 00:05:56,282
‫اگه جنابعالی همون دفعه اول گودال رو

73
00:05:56,384 --> 00:05:58,184
‫عمیق‌تر میکندی الان اینجا نبودیم.

74
00:05:58,287 --> 00:06:00,387
‫خفه شو و پاش رو بگیر.

75
00:06:01,558 --> 00:06:03,593
‫این حروم زاده که پا نداره!

76
00:06:07,657 --> 00:06:17,662
‫تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـدیـم مـی کـنـد »
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[ TvWorld.info ]</font>
‫<font color="#ee۴f۴f">  توسط Bluray هماهنگ با نسخه </font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff"> Mohammad_R </font>


77
00:06:20,666 --> 00:06:32,672
‫:ترجمه از
‫<font color=#۰۰۸۰FF>AminGeneral</font> « امین
‫<font color=Red>Javad۴۸</font> « جواد

78
00:07:11,695 --> 00:07:18,364
‫فصل دوم - قسمت اول
‫Little Fish
‫ماهی کوچولو

79
00:08:03,981 --> 00:08:06,616
‫مامور "راسین"؟
‫دین زاویار" هستم".

80
00:08:06,717 --> 00:08:08,518
‫اوقات خوبی گذروندین؟

81
00:08:08,619 --> 00:08:10,654
‫نه خیلی.

82
00:08:11,957 --> 00:08:13,490
‫برام چی داری اینجا؟

83
00:08:13,591 --> 00:08:17,061
‫دو تا جسد داریم که با پرونده نمیخونه.

84
00:08:19,465 --> 00:08:21,833
‫این دو تا رو شناسایی کردیم.

85
00:08:21,935 --> 00:08:25,137
‫چارلز راندل و دلمونت مانسون.

86
00:08:25,238 --> 00:08:29,508
‫- باید بشناسمشون؟
‫- نه، مال این اطرافن.

87
00:08:29,610 --> 00:08:31,711
‫ولی یه جسد سومی هم پیدا کرده بودیم.

88
00:08:31,812 --> 00:08:35,348
‫بدون دندان و اثر انگشت.
‫،اما دو روز بعد از پیدا کردنش

89
00:08:35,450 --> 00:08:38,218
‫یه نفر اومده و جسدش رو دزدیده.

90
00:08:38,319 --> 00:08:40,654
‫متاسفم ولی اینجا نمیتونین سیگار بکشین.

91
00:08:44,326 --> 00:08:46,294
‫مشخص شد میتونیم از لباسی که باهاش دفن شده

92
00:08:46,396 --> 00:08:48,130
‫نمونه دی‌ان‌ای بگیریم.

93
00:08:48,231 --> 00:08:49,631
‫قبلا نمونه رو فرستادم برای آزمایش.

94
00:08:49,732 --> 00:08:52,334
‫و چرا اینا رو داری نشونم میدی؟

95
00:08:53,837 --> 00:08:56,839
‫خب، فکر کردم شاید ربط داشته باشه.

96
00:08:59,577 --> 00:09:05,081
‫این اجساد مال چند وقت پیش هستن؟
‫سه یا چهار ماه؟

97
00:09:05,183 --> 00:09:08,586
‫کالبد شکافی تخمین زده ۱۶ یا ۱۷ هفته.

98
00:09:08,687 --> 00:09:11,823
‫خیلی قبل تر از اومدن ربیت به اینجا

99
00:09:11,925 --> 00:09:14,226
‫و حادثه تیراندازی.

100
00:09:14,327 --> 00:09:16,996
‫بله، ولی اتفاق های دیگه‌ای هم اینجا در جریانه.

101
00:09:17,097 --> 00:09:19,098
‫این دو نفر برای "کای پراکتور" کار میکردن.

102
00:09:19,199 --> 00:09:22,835
‫- ببخشید ولی اسمتون رو فراموش کردم.
‫- زاویار. دین زاویار.

103
00:09:22,937 --> 00:09:26,440
‫مامور "زاویار"، من نیومدم اینجا
‫،همه گندکاری هاتون رو دُرست کنم

104
00:09:26,541 --> 00:09:28,375
‫فقط یکیشون.

105
00:09:30,179 --> 00:09:32,380
‫آه...

106
00:09:46,731 --> 00:09:50,734
‫،"مامور "امت یاونرز
‫،"مامور "براک لوتس

107
00:09:50,836 --> 00:09:53,737
‫"مامور "شوان کلی.

108
00:10:00,746 --> 00:10:02,781
‫لوکاس هود.

109
00:10:12,961 --> 00:10:15,361
‫،خانوم ها و آقایان
‫من مامور ویژه "جیم راسین" هستم.

110
00:10:15,464 --> 00:10:18,066
‫،همتون مامور "زاویار" رو که میشناسین
‫بذارین بگم روند کار چطوریه.

111
00:10:18,166 --> 00:10:21,268
‫این جلسه دادرسیِ فدرال ـه

112
00:10:21,370 --> 00:10:24,006
‫،و همتون باید شهادت راست بدید

113
00:10:24,107 --> 00:10:28,243
‫چون همه میدونن که مردم با سوگند خوردن
‫به کتاب مقدس حقیقت رو میگن.

114
00:10:28,345 --> 00:10:30,746
‫،همتون حق دارین وکیل داشته باشین

115
00:10:30,847 --> 00:10:32,948
‫،ولی باید بگم که اگه کسی از این حقش استفاده کنه

116
00:10:33,050 --> 00:10:35,952
‫تا آخر سوءظن بی‌پایان من نصیبش میشه.

117
00:10:37,155 --> 00:10:39,689
‫یکی یکی صداتون میزنم برای پاسخگویی به سوالاتم.

118
00:10:39,791 --> 00:10:41,892
‫،اگه رضایت منو بدست بیارید

119
00:10:41,994 --> 00:10:44,461
‫احتمالا آخرین باریه که همدیگه رو میبینیم.

120
00:10:44,563 --> 00:10:47,866
‫متوجه شدم که شهردارتون جدیدا

121
00:10:47,967 --> 00:10:50,636
‫دچار سانحه ترکیدن شدند!

122
00:10:52,305 --> 00:10:56,575
‫این شهر یه چیزیش میشه.
‫از آقای "هوپول" خواستم که

123
00:10:56,678 --> 00:10:59,646
‫به عنوان شاهد در این دادرسی شرکت کنند.

124
00:10:59,747 --> 00:11:01,814
‫،چون ایشون همسر خانم "هوپول" هستن

125
00:11:01,916 --> 00:11:04,385
‫دقیقا یک شاهد مناسب محسوب نمیشن.

126
00:11:04,486 --> 00:11:07,721
‫ولی از اونجایی که هیچ نقشی در کل این قضایا نداشته

127
00:11:07,823 --> 00:11:11,426
‫و از اونجایی که همه توی این شهر از طریقی

128
00:11:11,427 --> 00:11:15,030
‫،به هم مرتبط هستن
‫این موضوع رو نادیده میگیرم.

129
00:11:16,266 --> 00:11:18,167
‫سوالی نیست؟

130
00:11:21,673 --> 00:11:24,174
‫نه؟ خیلی خب.

131
00:11:25,778 --> 00:11:28,012
‫زودباشین، بیاین شروع کنیم.

132
00:12:06,490 --> 00:12:08,725
‫اسمتون رو برای ثبت شدن بگید.

133
00:12:08,826 --> 00:12:10,460
‫لوکاس هود.

134
00:12:10,561 --> 00:12:14,297
‫- شما کلانتری؟
‫- بله.

135
00:12:14,399 --> 00:12:17,034
‫"خب پس، کلاتر "هود.

136
00:12:17,135 --> 00:12:20,838
‫چرا بهم نمیگی اولین بار کِی با
‫آقای "ربیت" برخورد داشتی.

137
00:12:20,940 --> 00:12:23,474
‫چندتا از آدماش زدن کلانتری رو تیربارون کردن.

138
00:12:27,480 --> 00:12:29,414
‫و تو آدمایی که بهت تیراندازی کردن نکشتی؟

139
00:12:29,515 --> 00:12:31,650
‫- خیر!
‫- پس کی کشت؟

140
00:12:37,592 --> 00:12:38,992
‫نمیدونم.

141
00:12:40,462 --> 00:12:42,229
‫و "ربیت" هم اونجا بود؟

142
00:12:42,331 --> 00:12:46,768
‫- چی میخوای، ربیت؟
‫- اینکه آخرین چهره ای باشم که میبینی.

143
00:12:46,869 --> 00:12:51,573
‫بله، البته اون موقع نمیدونستم کیه.

144
00:12:51,675 --> 00:12:53,842
‫،برای روشن شدن موضوع

145
00:12:53,944 --> 00:12:56,913
‫قبل از اتفاقات اون ماه، هیچ وقت توی زندگیت

146
00:12:57,014 --> 00:13:01,117
‫گانگستری به اسم "ربیت" رو نه دیدی، نه حرف زدی

147
00:13:01,219 --> 00:13:02,619
‫و نه ارتباطی داشتی؟

148
00:13:02,720 --> 00:13:03,954
‫درسته.

149
00:13:04,055 --> 00:13:09,059
‫،ولی اون هزار تا گلوله روت خالی کرد
‫،سه تا از افرادش رو از دست داد تا تو رو بکشه

150
00:13:09,162 --> 00:13:11,228
‫- علتش رو میدونی؟
‫- نه.

151
00:13:11,330 --> 00:13:15,132
‫- میخوای بچسبی به همین داستان؟
‫- بله.

152
00:13:15,234 --> 00:13:17,770
‫خانم هوپول، ارتباطت رو با کلانتر

153
00:13:17,871 --> 00:13:19,372
‫چطور توصیف میکنی؟

154
00:13:19,473 --> 00:13:22,609
‫نمیدونم، فکر میکنم صمیمی.

155
00:13:22,710 --> 00:13:25,972
‫،پس لازم نیست خیلی دنبال عبارت مناسب بگردم

156
00:13:25,974 --> 00:13:29,409
‫- باهاش می‌خوابیدی؟
‫- ببخشید؟

157
00:13:29,411 --> 00:13:31,152
‫،از طرز صحبتم پوزش میخوام

158
00:13:31,253 --> 00:13:34,956
‫با کلانتر وارد رابطه جنسی شده بودی؟

159
00:13:35,057 --> 00:13:37,391
‫معلومه که نه.

160
00:13:38,695 --> 00:13:42,431
‫تجربه بهم ثابت کرده وقتی مردی
‫،اونطوری خودش رو به خطر میندازه

161
00:13:42,533 --> 00:13:46,035
‫بدون شک پای یه رابطه جنسی در میانه.

162
00:13:46,136 --> 00:13:50,206
‫پس برای شفاف شدن موضوع...

163
00:13:51,443 --> 00:13:53,900
‫باهاش نخوابیدی؟

164
00:13:56,081 --> 00:13:57,482
‫نه.

165
00:13:57,583 --> 00:14:00,318
‫،اون بهم گفت که پدرش یه گانگستره

166
00:14:00,419 --> 00:14:02,821
‫و اینکه سالهاست از دستش پنهان شده

167
00:14:02,922 --> 00:14:05,757
‫و حالا پدرش پیداش کرده.

168
00:14:05,860 --> 00:14:09,428
‫علاوه بر درخواست کمکت، ازت خواست
‫که رازش رو نگه داری؟

169
00:14:09,529 --> 00:14:11,397
‫- بله.
‫- حتی از همسرش؟

170
00:14:13,101 --> 00:14:15,736
‫- بله.
‫- که همین کارو هم کردی.

171
00:14:17,272 --> 00:14:18,439
‫بله.

172
00:14:18,540 --> 00:14:23,478
‫،اون روزها، وقتی هنوز غیب نشده بودی

173
00:14:23,580 --> 00:14:25,748
‫یه نظریه قاطع روی میز پلیس وجود داشت

174
00:14:25,849 --> 00:14:30,218
‫که تو یکی از اعضای اصلی تشکیلات پدرت بودی.

175
00:14:33,056 --> 00:14:34,857
‫الان این جمله سوالی بود؟

176
00:14:34,959 --> 00:14:36,927
‫نه.

177
00:14:39,864 --> 00:14:41,798
‫اصلا سوالی نبود.

178
00:14:41,901 --> 00:14:43,902
‫،طبق اظهارات خودت، اون تو رو چند ساعت زندانی کرده بود

179
00:14:44,003 --> 00:14:47,038
‫- حتما باید یه حرفایی زده باشه.
‫- خیلی حرفا زد.

180
00:14:53,447 --> 00:14:56,081
‫کلانتر هود؟

181
00:14:58,553 --> 00:15:00,521
‫کلانتر هود؟

182
00:15:00,622 --> 00:15:04,792
‫- ببخشید؟
‫- ازت پرسیدم چه چیزایی گفت.

183
00:15:06,295 --> 00:15:08,930
‫ربیت" در مورد چی حرف میزد؟"

184
00:15:10,900 --> 00:15:14,869
‫تو تنها دخترم رو ازم گرفتی.

185
00:15:14,971 --> 00:15:17,973
‫با هیچ زبونی نمیشه دردش رو وصف کرد.

186
00:15:23,781 --> 00:15:26,483
‫ببخشید، من...

187
00:15:26,584 --> 00:15:31,721
‫هنوز کاملا سرِ حال نیومدم.
‫آمم... آره.

188
00:15:31,824 --> 00:15:35,526
‫- بیشتر روسی حرف میزد.
‫- اوکراینی.

189
00:15:36,629 --> 00:15:39,197
‫آره، خب، به نظر من همش یونانیه.

190
00:15:39,298 --> 00:15:44,569
‫ادامه میدیم.
‫،حضور شما توی اون کارخونه

191
00:15:44,671 --> 00:15:48,841
‫- قضیه چی بود؟
‫- ما میدونستیم که اونا کلانتر هود رو گرفتن.

192
00:15:50,544 --> 00:15:52,912
‫و اینکه اگه سریع عمل نکنیم اونو میکشن.

193
00:15:53,015 --> 00:15:55,783
‫- متوجهم. و کی این خبرو بهتون داد؟
‫- "خانم "هوپول.

194
00:15:56,952 --> 00:15:59,887
‫- به همین راحتی حرفش رو باور کردین؟
‫- خیلی قانع کننده حرف میزد.

195
00:16:02,859 --> 00:16:04,425
‫بهمون گفت با "ربیت" آشنایی داره

196
00:16:04,528 --> 00:16:06,228
‫که این توضیح میداد چرا ربیت پسرش رو دزدیده بود

197
00:16:06,329 --> 00:16:08,731
‫و اینکه چرا کلانتر خودش رو با پسره معاوضه کرد.

198
00:16:08,832 --> 00:16:11,633
‫شما همیشه با مردم عادی میرید عملیات میدانی؟

199
00:16:11,735 --> 00:16:14,104
‫،شرایط ویژه ای بود
‫باید سریع عمل میکردیم.

200
00:16:17,775 --> 00:16:21,778
‫نمیدونم. ۱۳-۱۴ نفری بودن.
‫شمارش از دستم در رفت.

201
00:16:21,881 --> 00:16:25,250
‫،همه از مسلسل استفاده میکردن
‫صدای خودمم نمیشنیدم.

202
00:16:26,719 --> 00:16:27,619
‫تیرم تموم!

203
00:16:27,721 --> 00:16:29,354
‫،اول دوتا تیر خورد به جلیقه م

204
00:16:30,891 --> 00:16:32,357
‫بعد زدم به پای یکیشون.

205
00:16:33,761 --> 00:16:36,429
‫اصلا نمیدونستیم تا این حد مسلح هستن.

206
00:16:39,100 --> 00:16:42,236
‫یکیشون روی یه بلندی دراز کشیده بود
‫و با مسلسل از بالا تیراندازی میکرد.

207
00:16:43,639 --> 00:16:46,240
‫- کی کُشتش؟
‫- خانوم هوپول.

208
00:16:49,211 --> 00:16:50,512
‫خانوم هوپول.

209
00:16:52,282 --> 00:16:53,416
‫خانوم هوپول.

210
00:16:54,717 --> 00:16:55,717
‫آه!

211
00:16:55,818 --> 00:16:59,988
‫،دو گلوله... یکی به سینه
‫یکی دیگه م حدودای گردن.

212
00:17:00,091 --> 00:17:04,794
‫باید برات سخت بوده باشه که به پدرت شلیک کنی.

213
00:17:04,896 --> 00:17:06,797
‫خداحافظ پدر.

214
00:17:08,968 --> 00:17:11,803
‫خب، اون پسرم رو دزدید و خونواده م رو تهدید کرد.

215
00:17:11,904 --> 00:17:14,940
‫پدرم آدم شریر و پیچیده ای بود.

216
00:17:15,042 --> 00:17:17,443
‫بود" نه".

217
00:17:21,082 --> 00:17:25,685
‫"آدم شریر و پیچیده ای "هست.
‫اون نمرده.

218
00:17:25,786 --> 00:17:29,389
‫- خودم از نزدیک بهش تیر زدم.
‫- پس فکر کنم جنازه ش بود

219
00:17:29,491 --> 00:17:31,024
‫که پا شد و از ساختمون رفت بیرون.

220
00:17:31,126 --> 00:17:33,860
‫خودم دیدم افتاد.
‫نمیتونه زنده مونده باشه.

221
00:17:33,963 --> 00:17:35,529
‫- و حتی اگه...
‫- اون نمرده!

222
00:18:09,336 --> 00:18:13,372
‫،معمولا ما شهادت ها رو بعد از چند هفته بررسی میکنیم

223
00:18:13,474 --> 00:18:16,243
‫ولی از تجربه چندین ساله م توی این کار یاد گرفتم که

224
00:18:16,344 --> 00:18:20,948
‫،چاخان همیشه چاخان میمونه
‫مهم نیست چقدر لفتش بدی.

225
00:18:21,050 --> 00:18:23,317
‫فکر میکنم امروز به اندازه کافی شنیدیم.

226
00:18:24,520 --> 00:18:26,387
‫،و خوشبختانه بعد از سال ها انجام این کار

227
00:18:26,489 --> 00:18:30,526
‫متانت لازم رو کسب کردم که
‫چیزهایی که تغییر نمیکنند بپذیرم.

228
00:18:33,497 --> 00:18:35,431
‫فکر کنم هممون موافق باشیم که شما

229
00:18:35,533 --> 00:18:40,569
‫بعضاً تصمیم های بدی گرفتید.
‫،با این حال

230
00:18:40,672 --> 00:18:44,141
‫،گروهی از جنایت کاران خطرناک به شهر شما اومده بودن

231
00:18:44,242 --> 00:18:46,644
‫همه چی خیلی سخت بوده و از این حرفا.

232
00:18:46,745 --> 00:18:49,613
‫نتیجه اینکه

233
00:18:49,716 --> 00:18:52,217
‫این شهر به اداره کلانتریش نیاز داره.

234
00:18:53,386 --> 00:18:57,489
‫لوکاس هود، شما اون شب سر وظیفه نبودید.

235
00:18:57,591 --> 00:18:59,825
‫اسلحه و نشان خودتون رو تحویل داده بودید

236
00:18:59,926 --> 00:19:03,696
‫و بنا به هر دلیل و قصدی جون خودتون رو
‫برای یک شهروند به خطر انداختین.

237
00:19:03,798 --> 00:19:07,401
‫تا اونجایی که من میتونم بگم، شما هیچ تیری شلیک نکردین.

238
00:19:07,503 --> 00:19:09,770
‫و من هم هیچ مدرکی علیه شما ندارم.

239
00:19:12,642 --> 00:19:14,743
‫تبریک میگم، شما دوباره کلانتر شدین.

240
00:19:18,315 --> 00:19:20,516
‫،مامور لوتس

241
00:19:21,451 --> 00:19:23,853
‫،شما اون شب مسئول بودید

242
00:19:23,954 --> 00:19:27,556
‫به همین خاطر میتونم همه تقصیرا رو بندازم گردن شما.

243
00:19:29,060 --> 00:19:31,494
‫،ولی شما برای نجات یکی از افرادتون گلوله خوردید

244
00:19:31,597 --> 00:19:33,030
‫که باعث میشه یه جورایی قهرمان قصه بشید.

245
00:19:33,131 --> 00:19:38,603
‫پس ۱۸ ماه تحت نظارت به کارتون ادامه میدید
‫و اخطار هم دریافت میکنید.

246
00:19:38,705 --> 00:19:40,439
‫شوخیت گرفته؟
‫همینطوری نمیتونی بیای اینجا...

247
00:19:40,540 --> 00:19:43,108
‫میخوای بری اعتراض کنی، باشه بفرما.

248
00:19:43,210 --> 00:19:45,345
‫تخطی پلیس ها از قانون خودش برای دادگاهی شدن کافیه.

249
00:19:45,446 --> 00:19:48,714
‫- نمیدونم چطوری...
‫- تو امروز یه عالمه با من شانس آوردی!

250
00:19:48,816 --> 00:19:51,517
‫الان اگه یه آدم باهوش بود دهنش رو میبست.

251
00:19:52,954 --> 00:19:55,655
‫،مامور یاونرز و کلی
‫۱۲ماه کار با نظارت.

252
00:19:55,758 --> 00:19:57,691
‫هر کدومتون کوچیکترین خطایی ازش سر بزنه

253
00:19:57,793 --> 00:19:59,460
‫که منو ناراحت کنه، اخراج میشه.

254
00:20:01,330 --> 00:20:04,866
‫و اداره کلانتری بنشی تا دوسال آینده
‫زیر سرپرستی فدرال کار میکنه.

255
00:20:04,967 --> 00:20:07,502
‫هر بازداشتی، هر تماسی، هر جریمه رانندگی‌ای

256
00:20:07,604 --> 00:20:09,071
‫باید زیر نظر من باشه.

257
00:20:09,172 --> 00:20:12,174
‫پس بهتره حواستون باشه همه کارا
‫طبق قانون انجام بگیره.

258
00:20:25,024 --> 00:20:27,058
‫باید برم، دریم شده.

259
00:20:30,330 --> 00:20:33,966
‫چطور گذاشتی اینطوری قِسِر در برن؟
‫دو شهروند دیگه هم بودن!

260
00:20:34,067 --> 00:20:36,602
‫متصدی بارِ به اینا اولویت داشت.
‫حتی متهمشون هم نکردی.

261
00:20:36,704 --> 00:20:39,806
‫جنایات محلی مشکلِ کلانتریه، نه من.

262
00:20:39,907 --> 00:20:41,808
‫ولی مگه اونا چه فرقی با خانوم "هوپول" دارن؟

263
00:20:41,910 --> 00:20:45,879
‫اونا دخترِ رئیسِ جنایتکاران اوکراینی نیستن!

264
00:20:45,980 --> 00:20:49,183
‫اداره دادگستری ایالات متحده این اجازه رو به شما داده

265
00:20:49,285 --> 00:20:52,053
‫- تا بررسی همه جانبه انجام بدین...
‫- اوه، تو رو خدا بسّه!

266
00:20:52,154 --> 00:20:55,790
‫- زاویار، ماهی بزرگتری دارم که تورش کنم.
‫- ماهی تو مُرده!

267
00:20:55,892 --> 00:20:58,060
‫اینقدر تو فکرِ پیدا کردن این "ربیت" هستی که عقلت...

268
00:20:58,161 --> 00:21:00,762
‫اون نمرده! تو هیچ جسدی ازش نشونم ندادی.

269
00:21:00,865 --> 00:21:02,999
‫خون خیلی ها به گردنِ ربیت ـه و اونوقت تو میخوای

270
00:21:03,100 --> 00:21:05,568
‫وقتم رو برای یه مشت
‫مسخره بازی محلی تلف کنم؟

271
00:21:05,670 --> 00:21:07,571
‫چطوری میخوای تصمیم هایی که اینجا گرفتی برای
‫واشنگتنی ها توضیح بدی؟

272
00:21:07,672 --> 00:21:09,272
‫- قابل قبول نیست.
‫- اینجا بنشی، پنسیلوانیاست!

273
00:21:09,374 --> 00:21:14,110
‫- هیچ کس به تخمش هم نیست!
‫- ولم کن.

274
00:21:22,590 --> 00:21:24,924
‫من به زودی میمیرم، زاویار.

275
00:21:26,793 --> 00:21:29,362
‫سرطانم عود کرده.

276
00:21:31,632 --> 00:21:34,101
‫ولی میخوام یه مدت کوتاهم که شده روی این سیاره

277
00:21:34,202 --> 00:21:38,739
‫زندگی کنم...
‫در حالی که اون حروم زاده توش نباشه.

278
00:21:42,879 --> 00:21:45,247
‫و هر مشکل حل نشده ای که اینجا داره

279
00:21:45,348 --> 00:21:50,753
‫میخوام همینجا باقی بمونه
‫تا وقتی آماده شد برگرده سراغشون.

280
00:21:52,657 --> 00:21:57,194
‫- داری ازشون به عنوان طعمه استفاده میکنی؟
‫- با یه ماهی کوچولو همین کارو میکنن.

281
00:21:57,295 --> 00:21:59,863
‫این پرونده منه.

282
00:21:59,965 --> 00:22:06,605
‫،نه، پرونده تو "پراکتور" ـه
‫که فعلا تنها کسی توی این شهره

283
00:22:06,706 --> 00:22:10,575
‫که هنوز قاطی این ماجرای کوفتی نشده.

284
00:22:12,613 --> 00:22:14,381
‫،به نظر من، مامور زاویار

285
00:22:14,481 --> 00:22:19,251
‫ناتوانایی های تو در اداره اینجا یه عالمه مُرده به جا گذاشته

286
00:22:19,353 --> 00:22:23,323
‫که یه عالمه دیگه هم تازه تو راهه.

287
00:22:23,426 --> 00:22:30,165
‫- چی داری زر زر میکنی؟
‫- میتونی باهاشون سقوط کنی

288
00:22:30,266 --> 00:22:32,500
‫یا میتونی بری دنبال یه ماموریت دیگه.

289
00:22:33,804 --> 00:22:35,871
‫اوه، لعنت، دیرم شد.

290
00:22:38,809 --> 00:22:40,776
‫ساک هاتو ببند.

291
00:22:42,180 --> 00:22:44,648
‫تا امشب حکم اعزام به دستت میرسه.

292
00:22:48,320 --> 00:22:50,388
‫خانوم هوپول.

293
00:22:50,989 --> 00:22:54,792
‫،با شما به عنوان شهروند عادی
‫مثل باقی نیروهای

294
00:22:54,894 --> 00:22:57,195
‫سوگند خورده پلیس برخورد صورت نمیگیره.

295
00:22:57,297 --> 00:23:00,533
‫پس من پرونده شما رو تحویل اداره دادگستری میدم.

296
00:23:00,634 --> 00:23:03,703
‫شما متهم به حمل غیر قانونی اسلحه گرم

297
00:23:03,805 --> 00:23:06,539
‫،و اخلال در برقراری عدالت

298
00:23:06,640 --> 00:23:09,476
‫و هر اتهامی که نسبت به شب حادثه

299
00:23:09,578 --> 00:23:12,447
‫به شما وارد کنند میشید.

300
00:23:12,547 --> 00:23:16,717
‫- اونا پسرم رو دزدیده بودن.
‫- چاره ای نیست...

301
00:23:16,819 --> 00:23:22,825
‫مگه اینکه بتونی سرنخی از محل پدرت بهمون بدی.

302
00:23:23,994 --> 00:23:25,962
‫،اگه توی تحقیقاتِ من کمک کنی

303
00:23:26,062 --> 00:23:29,866
‫ممکنه منم کمک کنم اون اتهامات ناپدید بشه.

304
00:23:29,968 --> 00:23:33,069
‫اگه میدونستم اون کجاست، فکر نمیکنی بهت میگفتم؟

305
00:23:33,171 --> 00:23:35,439
‫،بعد از همه چیزی که اون تو شنیدم

306
00:23:35,541 --> 00:23:39,410
‫اصلا نمیدونم چیکار میکنی یا نمیکنی.

307
00:23:39,512 --> 00:23:41,879
‫تو یه حروم زاده ای.

308
00:23:43,816 --> 00:23:46,244
‫حرفامو زدم، پس...

309
00:23:48,288 --> 00:23:50,122
‫توی دادگاه موفق باشی.

310
00:23:54,028 --> 00:23:58,498
‫- گوردون.
‫- پات چطوره؟

311
00:23:58,600 --> 00:24:00,501
‫میسازم باهاش.

312
00:24:02,972 --> 00:24:06,274
‫- این خزعبلات رو باور میکنی؟
‫- ،بعد از این همه اتفاق

313
00:24:06,375 --> 00:24:08,510
‫باور کردن این بخشش برات سخته؟

314
00:24:08,612 --> 00:24:13,315
‫گوردون، متاسفم.
‫میدونم خونواده ت سختی زیادی کشیده.

315
00:24:14,718 --> 00:24:18,288
‫- ببین، اگه هر کاری از دستم برمیاد...
‫- خب، شاید بربیاد.

316
00:24:22,694 --> 00:24:24,828
‫ازت میخوام حواست به هود باشه.

317
00:24:24,930 --> 00:24:28,098
‫هر اتفاق غیرمعمولی افتاد، میخوام
‫من اولین نفری باشم که بهش میگی.

318
00:24:28,200 --> 00:24:31,603
‫- احتمالا خیلی باید خبرت کنم.
‫- خب، منظور منم همینه.

319
00:24:31,704 --> 00:24:34,172
‫حالا جایی برای خبر دادن داری.

320
00:25:55,367 --> 00:25:57,668
‫میخوای اون نشان رو بزنی یا نه؟

321
00:25:57,769 --> 00:26:00,237
‫نمیخواستم  نمک به زخم بپاشم

322
00:26:00,338 --> 00:26:02,540
‫با اون همه دردسری که  کشیدیم تا تو رو برگردونیم...

323
00:26:03,842 --> 00:26:05,710
‫بهتره بپوشیش

324
00:26:07,380 --> 00:26:10,015
‫- هی
‫- بله ؟

325
00:26:10,116 --> 00:26:14,286
‫- ممنون
‫- خب،باشه...

326
00:26:14,388 --> 00:26:17,290
‫ببینیم اینبار چقدر میتونی از دردسر دوری کنی ، ها ؟

327
00:26:20,896 --> 00:26:23,230
‫به اندازه یه تار مو از یه تحقیق فدرال در رفتیم

328
00:26:23,331 --> 00:26:26,300
‫و اولین کاری که می کنیم میریم و یه کامیون زرهی رو میزنیم؟

329
00:26:26,402 --> 00:26:28,636
‫اینقدر غرغر نکن و اون درا رو باز کن

330
00:26:30,073 --> 00:26:32,374
‫بچرخونش

331
00:26:41,218 --> 00:26:44,320
‫#... در وسط میدان شناوره#

332
00:26:44,422 --> 00:26:46,256
‫# یالا عزیزم#

333
00:26:53,265 --> 00:26:54,799
‫خیله خب، شروع کن

334
00:27:01,475 --> 00:27:04,310
‫- وقت تمومه
‫- باشه،پشت سرتم

335
00:27:06,681 --> 00:27:08,915
‫- چه خبر شده؟
‫- دارن  میدزدن

336
00:27:22,031 --> 00:27:23,431
‫بگیرش

337
00:27:25,702 --> 00:27:27,470
‫اه، تف توش

338
00:27:32,377 --> 00:27:33,710
‫مادر جنده!

339
00:27:42,155 --> 00:27:43,188
‫زدیش؟

340
00:27:51,731 --> 00:27:53,499
‫انا، باهاشون بمون

341
00:27:53,601 --> 00:27:55,535
‫چی؟ حتی فکرشم نکن

342
00:27:55,636 --> 00:27:57,604
‫نه، وقت نداریم

343
00:27:57,705 --> 00:28:00,007
‫داره چیکار می کنه؟

344
00:28:00,109 --> 00:28:01,642
‫لعنتی

345
00:28:03,178 --> 00:28:06,246
‫برگرد اینجا
‫به دوراهی رسیدیم

346
00:28:06,349 --> 00:28:10,819
‫می پیچم تا سه ،دو، یک

347
00:28:27,105 --> 00:28:30,274
‫- سلام
‫- علیک

348
00:28:33,279 --> 00:28:36,180
‫رفیق، کاملا مطمئن ـم این زشت ترین رنگ موجوده

349
00:28:36,282 --> 00:28:38,651
‫- از اینا خوشت میاد؟
‫- از این بهترم میتونی

350
00:28:38,752 --> 00:28:41,186
‫فکر کنم اینا سکسی باشه

351
00:28:41,288 --> 00:28:43,623
‫- خدایا،با موهات ست شد
‫- عالیه

352
00:28:43,725 --> 00:28:45,425
‫نه، نه دیوونه ای تو

353
00:28:45,526 --> 00:28:47,861
‫- همه پسرا عاشقش میشن
‫- جدی میگم مادربزرگم بود اینا رو میپوشید

354
00:28:47,963 --> 00:28:51,065
‫ایش
‫راستش از اینا خوشم اومده

355
00:28:51,166 --> 00:28:53,334
‫- یجورایی باحاله
‫- قشنگن

356
00:28:53,435 --> 00:28:55,337
‫- آره از اینا خوشم میاد
‫- باید بگیریشون

357
00:28:55,437 --> 00:28:59,074
‫نمیدونم
‫فکر نکنم بهشون نیاز داشته باشم،نه؟

358
00:29:00,077 --> 00:29:03,512
‫- آره
‫- خیله خب، فکرکنم همینجوری خوبه

359
00:29:03,613 --> 00:29:05,581
‫آره

360
00:29:06,751 --> 00:29:08,818
‫- ممنون
‫- مرسی

361
00:29:12,824 --> 00:29:15,292
‫ببخشید، دخترا

362
00:29:15,394 --> 00:29:16,894
‫- بیا اینجا
‫- چی؟چی شده؟

363
00:29:16,996 --> 00:29:18,997
‫- میتونم ببینم چی توی کیفه ؟
‫- چی میخوای ؟

364
00:29:29,510 --> 00:29:30,910
‫ریدم توش

365
00:29:31,011 --> 00:29:33,413
‫- بخواب
‫- لعنتی

366
00:29:40,456 --> 00:29:43,425
‫- این دیگه کیه؟
‫- از کجا باید بدونم؟

367
00:29:44,793 --> 00:29:47,194
‫حالا میزنیش یا نه؟

368
00:29:52,669 --> 00:29:54,503
‫برو!برو

369
00:30:13,359 --> 00:30:15,994
‫لعنتی

370
00:30:20,300 --> 00:30:21,968
‫- بیا بریم
‫- لعتی

371
00:30:22,070 --> 00:30:23,570
‫عجب تیری میزنه

372
00:30:33,416 --> 00:30:35,083
‫خیله خب بریم، برو،برو،برو!

373
00:30:39,122 --> 00:30:41,457
‫بزن بریم،بزن بریم

374
00:30:41,558 --> 00:30:43,025
‫برو!برو!برو

375
00:30:53,405 --> 00:30:58,175
‫- توش ..
‫- خیلی دوست دارم وقتی نقشه درست پیش میره

376
00:30:58,277 --> 00:30:59,911
‫خفه بگیر و برون

377
00:31:10,992 --> 00:31:13,894
‫حالا خبر خوب رو اول میخوای یا خبر بد؟

378
00:31:14,897 --> 00:31:16,697
‫چی شد؟
‫اون دیگه کی بود؟

379
00:31:16,798 --> 00:31:18,265
‫نمیدونم

380
00:31:18,366 --> 00:31:21,068
‫- فکر کردم گفتی همه چی خوبه
‫- گفتم

381
00:31:21,170 --> 00:31:23,804
‫شاید تعریفت از "خوبه" رو باید بررسی کنیم

382
00:31:23,906 --> 00:31:25,306
‫نگهبانا چیزی نفهمیده بودن

383
00:31:25,408 --> 00:31:27,842
‫وگرنه "جوب" نمیتونست  از نگهبانی رد بشه

384
00:31:27,944 --> 00:31:29,358
‫نمیدونم اون کی بود

385
00:31:29,359 --> 00:31:31,480
‫ولی نه از نگهبان های "کیناهو" بود و نه پلیس

386
00:31:32,716 --> 00:31:35,285
‫ما اینجا حداقل یه چیزی بیشتر از صد هزار دلار داریم

387
00:31:35,386 --> 00:31:37,587
‫چیزی نیست که براش رفتیم، ولی حداقل یه چیزیه

388
00:31:37,689 --> 00:31:39,390
‫اون همه برنامه ریزی مرد

389
00:31:39,491 --> 00:31:41,091
‫مثل یه عده تازه کار رودست خوردیم

390
00:31:41,192 --> 00:31:43,794
‫آره چطور؟
‫فقط چهارتای ما میدونستیم

391
00:31:43,896 --> 00:31:46,865
‫خب، کسی از ما که چیزی لو نداده درسته ؟

392
00:31:46,966 --> 00:31:50,835
‫- میتونستن تو رو هک کنن؟
‫- اولا ، برو خودتو بده

393
00:31:50,938 --> 00:31:54,774
‫دوما،اونی که  بعد از پونزده سال مادر بودن
‫دوباره شروع کرده من نیستم

394
00:31:54,875 --> 00:31:58,277
‫باشه من رفتم، وقتی سهم من آماده شد زنگ بزن

395
00:31:58,379 --> 00:32:00,780
‫- هی،هی هی
‫- چیه؟

396
00:32:00,881 --> 00:32:02,148
‫تو چرا اینقدر ناراحتی ؟

397
00:32:02,250 --> 00:32:04,718
‫واسه اینکه با تو رفتم باید برم پیش روانپزشک

398
00:32:04,819 --> 00:32:07,321
‫تو اومدی پیش من
‫اینو یادت نره

399
00:32:07,423 --> 00:32:10,325
‫- ما نقشه اینو بدون تو ریختیم
‫- پس کی میخواست رانندگی کنه؟

400
00:32:10,426 --> 00:32:12,094
‫- "بیخیال "انا
‫- اسم من این نیست

401
00:32:12,195 --> 00:32:13,695
‫- کسیه که هستی
‫- نه، اون کسی ـه که میخوای من باشم

402
00:32:13,797 --> 00:32:16,298
‫اگه راسته پس چرا میخواستی بیای ؟

403
00:32:18,568 --> 00:32:22,270
‫اخراج شدم ،فهمیدی؟
‫توسط بهترین دوستم

404
00:32:22,372 --> 00:32:24,107
‫و کس دیگه ای هم استخدامم نمیکنه

405
00:32:24,208 --> 00:32:26,209
‫مخصوصا اگه با اتهامات جنایی محکوم بشم

406
00:32:26,311 --> 00:32:28,846
‫که بنظر میرسه "راسین"  میخواد همینکارو بکنه

407
00:32:31,850 --> 00:32:36,721
‫پولی ندارم، پس این تنها چیزیه که برام مونده

408
00:32:43,231 --> 00:32:45,499
‫فکر کنم الان ممکنه زمان خوبی باشه که یادت بندازم

409
00:32:45,600 --> 00:32:47,600
‫ما باید از این شهر گورمون رو گم کنیم

410
00:32:47,701 --> 00:32:50,459
‫- هنوز نه
‫- بیخیال مرد

411
00:32:50,495 --> 00:32:52,539
‫اومدیم ،دیدیم ،درکونی بهمون زدن

412
00:32:52,641 --> 00:32:55,876
‫،و اگه "ربیت" هنوز اون بیرونه
‫اونم یه دلیل دیگه ای ـه که بزنیم به چاک

413
00:32:55,978 --> 00:32:58,880
‫اینجا داریم جونمون رو گروی نیم قرون پول میذاریم

414
00:32:58,981 --> 00:33:03,784
‫هنوز روبه راهیم
‫هنوز اون الماس ها رو داریم دیگه؟

415
00:33:04,787 --> 00:33:06,321
‫دهنم سرویس

416
00:33:08,992 --> 00:33:12,228
‫ببین، هر روز یه راه جدیدی پیدا می کنی

417
00:33:12,330 --> 00:33:15,599
‫تا سر کوفتیت رو بترکونی به همراه من

418
00:33:15,700 --> 00:33:18,969
‫اون الماس ها بیمه ما دوتا هستن

419
00:33:19,071 --> 00:33:21,272
‫- جاشون امنه
‫- میدونم

420
00:33:23,308 --> 00:33:25,576
‫هیچوقت تو رو دور نمیزنم

421
00:33:26,680 --> 00:33:28,580
‫میدونم

422
00:33:32,653 --> 00:33:34,453
‫پس بیا از اینجا بریم

423
00:33:34,555 --> 00:33:36,656
‫میتونیم آبشون کنیم و یه مغازه توی "نیویورک "باز کنیم

424
00:33:36,757 --> 00:33:40,394
‫- یا هرجایی که میخوای
‫- هنوز وقتش نرسیده

425
00:33:42,164 --> 00:33:45,600
‫چی تو رو اینجا نگه داشته ،مرد ؟

426
00:33:48,572 --> 00:33:51,006
‫جریان از این قراره
‫یا اسمتون رو به من میگید

427
00:33:51,107 --> 00:33:54,076
‫تا من بتونم زنگ بزنم پدر مادرتون
‫یا مجبور میشم زنگ بزنم پلیس

428
00:33:54,178 --> 00:33:56,612
‫و منم دارم بهت میگم اشتباه شده
‫میخواستم پولشون رو بدم

429
00:33:56,714 --> 00:33:58,681
‫مطمئنم پدرمادرتون حرفتون رو باور می کنن

430
00:33:58,782 --> 00:34:02,218
‫میخوام با زنگ نزدن به پلیس بهتون لطفی کنم

431
00:34:02,320 --> 00:34:04,521
‫- خبرشون کن
‫- باشه

432
00:34:04,622 --> 00:34:07,875
‫و به محض اینکه بیان بهشون میگم چطور منو دستمالی کردی

433
00:34:07,877 --> 00:34:10,894
‫- وقتی داشتی ما رو میاوردی اینجا
‫- مسخره نشو دیگه

434
00:34:10,995 --> 00:34:13,063
‫اون گفت باید منو تفتیش کنه

435
00:34:14,934 --> 00:34:19,738
‫و بعدش... شروع کرد .. به مالیدن سینه هام

436
00:34:20,807 --> 00:34:23,576
‫- منم خیلی ترسیده بودم
‫- " دیوا"

437
00:34:23,678 --> 00:34:25,478
‫و تو  ام بهشون میگی اصلا چنین کاری نکردی

438
00:34:25,579 --> 00:34:28,548
‫من هم مطمئنم زنت حرفتو باور می کنه

439
00:34:28,649 --> 00:34:33,120
‫پس "ویلیام"... میتونم "ویلیام "صدات کنم؟
‫چی میخواد بشه ؟

440
00:34:36,626 --> 00:34:39,527
‫"کار خوبتو دامه بده "ویلیام
‫"یالا "بیتز

441
00:34:42,165 --> 00:34:43,866
‫میدونستن دارن چیکار می کنن

442
00:34:43,967 --> 00:34:45,401
‫از زمانی که اون جاده جدید رو ساختن

443
00:34:45,502 --> 00:34:47,370
‫دیگه خیلی کم کسی از اون جاده استفاده می کنه

444
00:34:47,472 --> 00:34:48,605
‫اینش منطقی ـه

445
00:34:48,706 --> 00:34:53,410
‫پس یکی دیگه از جاده منحرفشون کرده
‫اونا هم کل پولا رو جا گذاشتن؟

446
00:34:53,512 --> 00:34:56,213
‫- همش رو نه
‫- یه کیف رو بردن

447
00:34:56,315 --> 00:35:00,251
‫صد هزار دلار ،یا دزدا یا کسی که منحرفشون کرده

448
00:35:00,352 --> 00:35:03,521
‫آره، ولی با در نظر گرفتن اون همه پول چیز زیادی نبردن

449
00:35:04,792 --> 00:35:09,262
‫- هیچ ایده ای نداری کی تیر اندازی کرده ؟
‫- چیزی نمیدونم

450
00:35:09,362 --> 00:35:13,266
‫این نگهبان تقلبی
‫دوربین های امنیتی چیزی ازش

451
00:35:13,367 --> 00:35:14,801
‫نگرفتن که امروز کامیون رو بار کنه ؟

452
00:35:14,902 --> 00:35:16,603
‫امروز صبح سرور خراب شده بود

453
00:35:16,705 --> 00:35:19,273
‫سرور بکاپ هم همینطور
‫یجور ویروس بود

454
00:35:19,374 --> 00:35:22,075
‫تصاویر بیست و چهار ساعت قبل رو از دست دادیم

455
00:35:22,177 --> 00:35:26,280
‫و پول گم شده، راهی هست که ردشو بزنیم ؟

456
00:35:26,382 --> 00:35:30,218
‫- سریالی چیزی ؟
‫- پول از روی میزا جمع شده

457
00:35:30,321 --> 00:35:33,388
‫دیروز توی جیب کسی بوده

458
00:35:33,489 --> 00:35:36,225
‫آره، منم همینطور فکر میکردم

459
00:35:38,262 --> 00:35:40,130
‫کسایی هستن که فکر می کنن

460
00:35:40,232 --> 00:35:42,934
‫صدو پنجاه هزار دلار رقم زیادی ـه

461
00:35:43,035 --> 00:35:46,637
‫برای یه شانس
‫دردسر ایجاد می کنه

462
00:35:46,739 --> 00:35:49,407
‫به این زودی، بعد از عقب گردی که با هتل داشتیم

463
00:35:49,508 --> 00:35:54,446
‫،حالا اگر این کار "پراکتور" بود یا نه
‫"حقیقت باقی میمونه که "کیناهو مون

464
00:35:54,548 --> 00:35:58,050
‫- یه سری مشکلات جدی داره
‫- جورج،قبلا این بحث رو داشتیم

465
00:35:58,152 --> 00:36:01,054
‫کل این بازسازی و گسترش

466
00:36:01,155 --> 00:36:05,024
‫،طراحی شده بود که توسط اون هتل بهش سرویس داده بشه
‫که الان خرابه شده

467
00:36:05,126 --> 00:36:08,262
‫برداشت میکنم بیمه انفجار های غیر قابل توضیح رو پوشش نمیده

468
00:36:08,363 --> 00:36:11,631
‫از همون اولش با پروژه هتل مخالف بودی

469
00:36:11,734 --> 00:36:16,004
‫- پدرم...
‫- پدرت مرد بزرگی بود

470
00:36:16,106 --> 00:36:19,175
‫که وقتی مریض شد راهش رو گم کرد

471
00:36:19,276 --> 00:36:20,976
‫تو هم باید موافقت کنی

472
00:36:21,077 --> 00:36:23,879
‫از وقتی که رئیس شدی دارائی ما ضرر داده

473
00:36:23,981 --> 00:36:26,282
‫و قبیله هم نمیتونه از عهده ـش بر بیاد

474
00:36:26,384 --> 00:36:29,819
‫هرچی زودتر چیزی که براش اومدی رو بگی
‫زودتر هم میتونی بری

475
00:36:29,921 --> 00:36:31,955
‫" تو تجربه ـش رو نداری ،"الکس

476
00:36:32,056 --> 00:36:34,825
‫و اعضا ی شورای قبیله نگرانی های جدی

477
00:36:34,927 --> 00:36:36,628
‫در مورد صلاحیت تو دارن

478
00:36:36,729 --> 00:36:41,632
‫"تو همیشه این صندلی رو میخواستی "جورج
‫همه اینو میدونن

479
00:36:43,103 --> 00:36:46,738
‫و همه میدونن برای اینکار خیلی جوونی

480
00:36:53,448 --> 00:36:54,548
‫نولا

481
00:36:58,954 --> 00:37:00,922
‫میدونم

482
00:37:03,326 --> 00:37:05,127
‫واز جلوه های ویژه براش استفاده کردن

483
00:37:05,228 --> 00:37:07,329
‫ولی میشه تشخیص داد چون موهاش خیلی کم تکون میخوره

484
00:37:07,431 --> 00:37:08,514
‫- درسته
‫- و اگه واقعا داشت پرواز می کرد

485
00:37:08,515 --> 00:37:11,333
‫موهاش جوری بود، میدونی دیگه باد میبردشون و چیزای دیگه

486
00:37:11,435 --> 00:37:14,670
‫آره، کاملا حق با توئه

487
00:37:16,274 --> 00:37:17,874
‫حالت خوبه ؟

488
00:37:17,976 --> 00:37:21,711
‫- اسپری  کجاست ؟
‫- میارمش

489
00:37:25,084 --> 00:37:27,585
‫بیا،بیا

490
00:37:27,687 --> 00:37:29,688
‫نفس عمیق بکش

491
00:37:47,977 --> 00:37:50,378
‫- نباید اینجا باشی
‫- اینجا خونه منه

492
00:37:50,480 --> 00:37:53,983
‫،ببین، پرونده ـت داره میره پیش هیئت منصفه
‫من بازپرس بخش هستم

493
00:37:54,084 --> 00:37:55,884
‫واقعا میخوای بزاری منو محکوم کنند ؟

494
00:37:57,021 --> 00:38:01,090
‫راسین"  یکی رو میخواد که محکومش کنه"
‫من هیچ راهی جز نجات خودم ندارم

495
00:38:01,191 --> 00:38:02,458
‫کاری از دستم برنمیاد

496
00:38:02,494 --> 00:38:05,796
‫- دستیار بازپرس...
‫- چرنده ،اون واسه تو کار می کنه

497
00:38:05,897 --> 00:38:09,500
‫متاسفم، تو بی گناهی ؟
‫داری اینو بهم میگی؟

498
00:38:09,602 --> 00:38:13,304
‫- بهت آسیب زدم ، میدونم
‫- نه "کری" نه فقط من ، همه ما

499
00:38:13,405 --> 00:38:16,965
‫"مکس" ، "دیوا"
‫و تو بهمون آسیب نزدی، خانواده مون رو نابود کردی

500
00:38:17,001 --> 00:38:19,177
‫به بچه هات زخم زدی و اونا هم خوب نمیشن

501
00:38:19,278 --> 00:38:21,779
‫و فرستادن مادرشون به زندان کمک می کنه؟

502
00:38:21,882 --> 00:38:24,083
‫خب، مادرشون تقریبا به کشتن ـشون داد

503
00:38:28,723 --> 00:38:31,024
‫"دارم غرق میشم ،"گوردن

504
00:38:31,927 --> 00:38:34,861
‫آره، پس به جمع مون خوش اومدی

505
00:38:37,934 --> 00:38:40,636
‫این آخریش بود

506
00:38:43,239 --> 00:38:45,541
‫مرسی

507
00:38:45,643 --> 00:38:47,877
‫شروع های جدید

508
00:38:49,914 --> 00:38:54,651
‫- اینجا موقتی ـه
‫- میدونم

509
00:38:54,752 --> 00:38:57,254
‫پس،برگشتیم سرکار

510
00:38:58,457 --> 00:38:59,823
‫آره

511
00:38:59,925 --> 00:39:02,226
‫یجوری باورش سخته به این آسونی ولمون کردن ،ها ؟

512
00:39:02,328 --> 00:39:05,197
‫آره، "راسین "  به ما علاقه ای نداره

513
00:39:06,532 --> 00:39:08,466
‫اون "ربیت" رو میخواد

514
00:39:08,569 --> 00:39:12,504
‫واقعا فکر می کنی "گوردن" بزاره "کری"  محکوم بشه ؟

515
00:39:14,676 --> 00:39:17,010
‫راسین" تموم تلاششو می کنه"

516
00:39:20,148 --> 00:39:25,652
‫اون فقط داره رو همه زاویه ها کار می کنه
‫سعی می کنه "ربیت" رو بکشه بیرون

517
00:39:34,063 --> 00:39:35,763
‫میتونم یه چیزی ازت بپرسم ؟

518
00:39:35,864 --> 00:39:37,632
‫- بین من خودت ؟
‫- البته

519
00:39:39,169 --> 00:39:41,137
‫"تو و "کری هوپ ول

520
00:39:42,606 --> 00:39:46,541
‫- چی؟
‫- نمیدونم، تو بهم بگو

521
00:39:48,278 --> 00:39:50,213
‫چیزی نیست که بگم

522
00:39:50,315 --> 00:39:54,685
‫زیادی قاطی شدم
‫همین

523
00:39:56,022 --> 00:39:58,023
‫پس بین شما دوتا چیزی نیست ؟

524
00:39:58,124 --> 00:40:03,194
‫نه، احتمالا باید برم دیگه
‫بزارم سروسامون بگیری

525
00:40:03,296 --> 00:40:06,932
‫- تو یه رازهایی داری رئیس
‫- همه نداریم ؟

526
00:40:07,034 --> 00:40:08,868
‫فقط دارم میگم...

527
00:40:10,404 --> 00:40:13,206
‫اگه اونا خیلی زیاد شدن و اگه خواستی صحبت کنی...

528
00:40:13,308 --> 00:40:14,808
‫باشه

529
00:40:17,246 --> 00:40:21,449
‫کاری که توکردی
‫هر روز میومدی

530
00:40:21,451 --> 00:40:26,387
‫بهم سر میزدی ،تو این چند هفته گذشته ،اه....

531
00:40:27,791 --> 00:40:29,692
‫کمک بزرگی بود

532
00:40:32,396 --> 00:40:37,133
‫خوبه، من فقط خوشحالم برگشتی روی پاهات

533
00:40:37,235 --> 00:40:39,203
‫آره

534
00:40:48,848 --> 00:40:52,350
‫- فردا  می بینمت
‫- آره

535
00:41:02,263 --> 00:41:05,099
‫سخته بدونی در این مواقع چی بگی

536
00:41:06,402 --> 00:41:09,304
‫میدونید، بنشی مثل هر شهر دیگه ای ـه

537
00:41:09,405 --> 00:41:13,107
‫و مثل هر شهر دیگه ای ما نیمه تاریک خودمون رو داریم

538
00:41:14,644 --> 00:41:16,445
‫رمز رازمون

539
00:41:23,322 --> 00:41:25,856
‫دنی"  خیلی جوان بود که  شهردار بشه"

540
00:41:25,957 --> 00:41:28,525
‫و قطعا خیلی برای مردن جوان بود

541
00:41:30,096 --> 00:41:34,733
‫ولی از درونش چیزی مجبورش کرد
‫که برای خوبی و عدالت بجنگه

542
00:41:36,402 --> 00:41:39,471
‫اون به اندازه ی کافی جوان یا ساده لوح بود

543
00:41:39,572 --> 00:41:42,374
‫که فکر کنه میتونه کمک کنه

544
00:41:42,476 --> 00:41:44,810
‫یه چیزی بهتر از اینی که داریم برامون بسازه

545
00:41:44,911 --> 00:41:48,248
‫یه چیزی بهتر از اونی که شاید
‫بعضی هامون لیاقتش رو داشته باشیم

546
00:41:52,120 --> 00:41:54,455
‫هنوز اونقدر ندیده بود که ترس رو بشناسه

547
00:41:57,826 --> 00:41:59,493
‫یا پشیمانی

548
00:42:05,535 --> 00:42:07,971
‫یا طبیعت بی رحم "بدی" رو

549
00:42:16,247 --> 00:42:19,616
‫و واقعیت اینه، ما باید این مراسم رو
‫چند هفته قبل برگزار می کردیم

550
00:42:19,718 --> 00:42:23,288
‫ولی "دن" همیشه  ترتیب چنین مراسم هایی رو میداد

551
00:42:23,390 --> 00:42:26,057
‫حالا همه  سعی می کنیم بهش برسیم

552
00:42:26,159 --> 00:42:28,960
‫سعی می کنیم  فضای خالی که جاگذاشت رو پر کنیم

553
00:42:30,898 --> 00:42:34,066
‫جینی"، از طرف خودم"

554
00:42:34,169 --> 00:42:36,303
‫اداره ام ،و همه مردم بنشی

555
00:42:36,404 --> 00:42:38,571
‫ما در غم نبودش با تو سوگواری می کنیم

556
00:42:46,649 --> 00:42:50,285
‫پس، برگشتی سرکار مثل قبل ها؟

557
00:42:54,090 --> 00:42:58,695
‫آره
‫حالا هرچی هست

558
00:42:58,797 --> 00:43:00,731
‫میدونی، "جوب" چیز خوبی میگه

559
00:43:00,832 --> 00:43:04,734
‫تا حالا شده فکر کنی داری به شانس خودت لگد میزنی؟

560
00:43:04,837 --> 00:43:08,772
‫شاید وقتش رسیده نمایش ـتو ببری توی جاده

561
00:43:10,243 --> 00:43:14,546
‫گوش کن ،حتی اگه هر دلار ۲۰۰ تومن بیرزه

562
00:43:14,647 --> 00:43:16,581
‫اون الماس ها بیشتر از چیزیه که

563
00:43:16,683 --> 00:43:19,452
‫هرجا بخوای بری کارتو راه بندازه

564
00:43:19,553 --> 00:43:22,655
‫- سعی می کنی از دستم خلاص شی؟
‫- آره، شاید همینکارو می کنم

565
00:43:22,757 --> 00:43:27,327
‫برای خوبی خودت
‫یالا مرد

566
00:43:27,429 --> 00:43:31,098
‫تا هرجایی که باید میرفت این جریان کلانتری رو طول دادی

567
00:43:31,199 --> 00:43:34,402
‫امروز فردا، یکی میفهمه کی هستی

568
00:43:34,504 --> 00:43:38,073
‫یا حداقل کسی که... نیستی

569
00:43:40,143 --> 00:43:42,511
‫موضوع اینه که....

570
00:43:44,614 --> 00:43:46,915
‫اون همه چیزیه که داشتم
‫(انا)

571
00:43:48,386 --> 00:43:50,287
‫از اینجا برم....

572
00:43:52,091 --> 00:43:55,092
‫نمیدونم، احساس می کنم ناپدید میشم یا همچین چیزی

573
00:43:55,193 --> 00:43:59,597
‫،از اول شروع می کنی
‫بعد از کِششی مثل جریان تو آدم اینکارو می کنه

574
00:43:59,699 --> 00:44:01,833
‫- نه این ساده ست
‫- شاید

575
00:44:01,934 --> 00:44:05,771
‫شاید وقتی ساده رو می بینی نمیفهمی

576
00:44:08,308 --> 00:44:10,842
‫صندلی واسه کسیه؟

577
00:44:10,945 --> 00:44:12,779
‫نه، همش مال خودت

578
00:44:12,880 --> 00:44:14,814
‫قبلا تو رو اینجا ندیده بودم

579
00:44:14,917 --> 00:44:17,718
‫- از همین دوربری؟
‫- زیاد بیرون نمیرم

580
00:44:17,819 --> 00:44:22,056
‫- شیواس ۲۵ " داری ؟"
‫- معلومه...

581
00:44:22,158 --> 00:44:24,158
‫روز سختی بود ؟

582
00:44:25,929 --> 00:44:28,062
‫بهتر از اینم داشتم

583
00:44:35,706 --> 00:44:37,206
‫همینجاها زندگی می کنی؟

584
00:44:40,278 --> 00:44:44,881
‫اه... تقریبا چهل متر اونور تر

585
00:44:44,984 --> 00:44:47,218
‫خب، چه مناسب

586
00:44:47,320 --> 00:44:50,121
‫اگه اونجا رو می دیدی اینو نمی گفتی

587
00:44:51,624 --> 00:44:54,930
‫خب، پس بیا بریم ببینیم

588
00:45:15,986 --> 00:45:18,220
‫#می گرفتم#

589
00:45:19,722 --> 00:45:22,557
‫#می گرفتم#

590
00:45:23,560 --> 00:45:26,963
‫#می گرفتم#

591
00:45:27,065 --> 00:45:31,135
‫#همش رو پس می گرفتم،ولی چیز خوبی توش نیست #

592
00:45:31,236 --> 00:45:34,337
‫# میگرفتم#

593
00:46:09,613 --> 00:46:12,982
‫برام دعا کن پدر که گناهکارم

594
00:46:14,285 --> 00:46:18,479
‫"آقای "راسین
‫چقدر زود برگشتی ؟

595
00:46:19,124 --> 00:46:21,426
‫خیلی گناه دارم

596
00:46:22,727 --> 00:46:25,563
‫دیدارهات  داره خسته کننده میشه

597
00:46:26,632 --> 00:46:30,469
‫فکر کردم از شوخی هامون خوشت میاد

598
00:46:31,672 --> 00:46:37,377
‫همینطور که پیر میشم، میفهمم
‫چیزای کمتری هست که ازشون لذت می برم

599
00:46:37,479 --> 00:46:39,913
‫یا عیسی مسیح، پدر
‫اعصاب نداری

600
00:46:40,014 --> 00:46:43,584
‫برادرم مرده، منتظرم تو جسدش رو پیدا کنی

601
00:46:43,686 --> 00:46:48,522
‫کاملا انتظار دارم جسدش رو پیدا کنم ،که میخوره و می رینه

602
00:46:48,625 --> 00:46:51,493
‫و از دو زخم گلوله بهبود پیدا می کنه

603
00:46:51,595 --> 00:46:54,063
‫این عقده تو، برای سلامتی

604
00:46:54,163 --> 00:46:56,998
‫شکننده ـت خوب نیست

605
00:46:57,101 --> 00:46:59,502
‫یه آدم مرده رو نمیشه کشت

606
00:46:59,603 --> 00:47:03,372
‫مرگ بدترین چیزی نیست که ممکنه برای  یه مرد اتفاق بیفته

607
00:47:04,909 --> 00:47:07,611
‫نمیدونم چطوری میتونی خودتو مرد خدا دار صدا کنی

608
00:47:07,713 --> 00:47:10,215
‫وقتی اون حرومزاده شریر رو مخفی می کنی

609
00:47:10,316 --> 00:47:13,728
‫من درد و رنجی دیدم که تو باورت نمیشه

610
00:47:15,488 --> 00:47:18,523
‫و در گوشه هایی از جهان خدا رو پیدا کردم

611
00:47:18,626 --> 00:47:21,728
‫جاهایی که تو نمی ایستی که بشاشی

612
00:47:21,829 --> 00:47:24,330
‫پس  بلند نشو نیا  به کلیسای من

613
00:47:24,432 --> 00:47:27,534
‫با اخلاقیات طبقه بندی شده مدرسه ایت

614
00:47:27,635 --> 00:47:29,902
‫درست و غلط ، خوب یا بد

615
00:47:30,005 --> 00:47:32,273
‫اینا فقط کلمه هستن

616
00:47:32,374 --> 00:47:36,076
‫کلمه هایی که توسط مردانی کوچک و شکننده ساخته شدن

617
00:47:36,179 --> 00:47:40,081
‫مثل خودت، کسی که نمیتونه درک کنه

618
00:47:40,183 --> 00:47:44,552
‫آشفتگی و تاریکی خداوند بزرگ و توانا را

619
00:47:45,588 --> 00:47:47,556
‫باشه

620
00:47:49,160 --> 00:47:51,394
‫بحث خوبی بود

621
00:47:56,769 --> 00:47:59,771
‫دنبالشم، کشیش

622
00:47:59,873 --> 00:48:06,912
‫و همینطور تو کنارش
‫شنیدی؟

623
00:48:09,583 --> 00:48:12,585
‫شنیدی؟

624
00:48:12,687 --> 00:48:15,055
‫کسی اونجا نیست

625
00:48:15,156 --> 00:48:17,090
‫آره

626
00:48:17,192 --> 00:48:19,760
‫به اونا بگو

627
00:48:29,122 --> 00:48:31,624
‫# میگن دست یه مرد رو شکستم #

628
00:48:31,725 --> 00:48:33,959
‫# برای اینکه بهم احترام نذاشت #

629
00:48:34,061 --> 00:48:36,795
‫# باید بیشتر خرج میکرد چون لیاقتشو دارم #

630
00:48:36,897 --> 00:48:38,765
‫# فقط وقتشو ندارم  #

631
00:48:38,866 --> 00:48:41,101
‫# بهتره نبردهاتو عاقلانه انتخاب کنی #

632
00:48:41,203 --> 00:48:43,471
‫# وقتی سفیدی چشاشون رو می بینی شلیک کن #

633
00:48:43,572 --> 00:48:46,407
‫# اه عزیزم ایکاش مایه ـش رو داشتی #

634
00:48:46,508 --> 00:48:47,908
‫# ولی نداری #

635
00:48:48,010 --> 00:48:52,614
‫# پول همه چیزیه که نیاز دارم ،پس پولو نشونم بده #

636
00:48:52,716 --> 00:48:56,251
‫# پول همه چیزیه که نیاز دارم ، پس بهم بدش عزیزم #

637
00:48:56,352 --> 00:48:58,788
‫# چیزی که می بینی #

638
00:48:58,890 --> 00:49:01,224
‫# چیزیه که بدست میاری #

639
00:49:01,325 --> 00:49:03,694
‫# و تو هنوز #

640
00:49:03,795 --> 00:49:06,629
‫# هیچی ندیدی #

641
00:49:06,731 --> 00:49:11,535
‫# پول همه چیزیه که نیاز دارم پس پولو نشونم بده #

642
00:49:11,637 --> 00:49:15,507
‫# پول همه چیزیه که نیاز دارم ، پس بهم بدش عزیزم #

643
00:49:15,608 --> 00:49:17,875
‫# اه ،چیزی که می بینی #

644
00:49:17,978 --> 00:49:20,213
‫# چیزیه که بدست میاری #

645
00:49:20,314 --> 00:49:22,848
‫# و تو هنوز #

646
00:49:22,950 --> 00:49:25,952
‫# هیچی ندیدی #

