1
00:00:37,431 --> 00:00:39,267
‫فکر نمیکردم تو بیای

2
00:00:39,300 --> 00:00:41,774
‫حالت چطوره؟

3
00:00:45,413 --> 00:00:47,685
‫فعلا نمیدونم

4
00:00:47,719 --> 00:00:50,487
‫- تو چطوری؟
‫- منم نمیدونم

5
00:00:50,529 --> 00:00:52,994
‫یکم زمان نیاز دارم، باشه؟

6
00:00:59,381 --> 00:01:01,888
‫حاضرم همه چیزو بهت بگم

7
00:01:33,836 --> 00:01:36,238
‫اممم

8
00:01:53,550 --> 00:01:55,657
‫سلام مامان

9
00:02:06,250 --> 00:02:07,682
‫گوردون کجاست؟

10
00:02:07,716 --> 00:02:11,097
‫نمیدونم، آنا کجاست؟

11
00:02:22,188 --> 00:02:24,125
‫آره مامان، آنا کجاست؟

12
00:02:43,386 --> 00:02:47,388
‫صبح بخیر خانوما، ساعت ۵ صبحه

13
00:02:47,429 --> 00:02:50,197
‫وقتشه کمتر با خودتون ور برید...

14
00:02:50,231 --> 00:02:52,098
‫و از تخت هاتون بیاین پایین

15
00:03:11,857 --> 00:03:21,882
‫تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـدیـم مـی کـنـد »
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[ TvWorld.info ]</font>
‫<font color="#ee۴f۴f">  توسط Bluray هماهنگ با نسخه </font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff"> Mohammad_R </font>

16
00:04:13,015 --> 00:04:23,040
‫:ترجمه از
‫<font color=#۰۰۸۰FF>AminGeneral</font> « امین
‫<font color=Red>Javad۴۸</font> « جواد

17
00:04:24,044 --> 00:04:29,850
‫فصل دوم ، قسمت چهارم
‫Bloodlines
‫اصل و نسب

18
00:05:15,409 --> 00:05:18,374
‫ما هیچ وقت رسما با هم آشنا نشدیم

19
00:05:19,745 --> 00:05:22,515
‫- لوکاس هوود
‫- نولا

20
00:05:22,548 --> 00:05:24,651
‫آره، دختر ولخرج رئیس قبیله

21
00:05:25,927 --> 00:05:28,697
‫از این و اون پرسیدم، شهر کوچیکی ـه

22
00:05:30,162 --> 00:05:32,696
‫شنیدم "تامی لیتلستون" رو دستگیر کردین

23
00:05:32,730 --> 00:05:35,737
‫،ازش بازجویی کردیم
‫اون قاتل نیست

24
00:05:35,770 --> 00:05:39,303
‫و "چیتون" هم زندانی کردین؟

25
00:05:39,337 --> 00:05:41,073
‫حتما خیلی به زحمت افتادین

26
00:05:41,106 --> 00:05:44,379
‫- اون دوستت ـه؟
‫- نه

27
00:05:44,413 --> 00:05:46,349
‫ولی اونم دختره رو نکشته

28
00:05:46,382 --> 00:05:49,870
‫،گرچه چیتون آدم کش ـه
‫ولی قواعدی برای خودش داره

29
00:05:49,872 --> 00:05:51,895
‫هیچ وقت یه دختر کیناهویی رو نمیکشه

30
00:05:52,929 --> 00:05:56,634
‫- نمیشه که مطمئن بود
‫- بذارش به حساب نظر کارشناسانه

31
00:05:56,668 --> 00:06:01,109
‫،باشه، پس توی نظر کارشناسانه ت
‫کجا باید دنبال قاتل بگردم؟

32
00:06:01,143 --> 00:06:02,943
‫واقعا داری اینو ازم میپرسی؟

33
00:06:02,977 --> 00:06:06,418
‫مگه توی این زمینه، خودت یه پا کارشناس نبودی؟

34
00:06:17,905 --> 00:06:20,770
‫- رفتارش خوب بوده؟
‫- آره، فعلا

35
00:06:20,811 --> 00:06:22,746
‫هی، سیاه پوسته!

36
00:06:23,980 --> 00:06:26,284
‫تو مایه ننگِ نژادت هستی

37
00:06:27,918 --> 00:06:30,554
‫،اونا اجداد تو رو از سرزمینشون بیرون کردن

38
00:06:30,587 --> 00:06:34,323
‫به زناشون تجاوز کردن، و نسل ها
‫مردم شما رو به بردگی گرفتن

39
00:06:34,357 --> 00:06:37,831
‫و حالا تو یونیفرم اونا رو پوشیدی

40
00:06:37,864 --> 00:06:40,135
‫شرفت کجا رفته؟

41
00:06:40,169 --> 00:06:42,873
‫چطوری خودت رو تحمل میکنی؟

42
00:06:44,972 --> 00:06:47,546
‫با جمع کردن شما عوضی ها از خیابون

43
00:06:47,612 --> 00:06:49,515
‫خیلی هم خوب خودم رو تحمل میکنم

44
00:06:52,623 --> 00:06:54,118
‫از تجسس پلیس چیزی گیرمون نیومد؟

45
00:06:54,152 --> 00:06:56,088
‫کل جنگل رو گشتن، چیزی پیدا نکردن

46
00:06:56,121 --> 00:06:59,730
‫خیلی خب، باید خونواده "بومن" رو بیشتر تحت فشار بذاریم

47
00:06:59,764 --> 00:07:01,669
‫باشه، شاید بیشتر از چیزی که میگن خبر داشته باشن

48
00:07:01,702 --> 00:07:03,300
‫- درسته
‫- یا...

49
00:07:03,335 --> 00:07:06,375
‫- یا چی؟
‫- باید با بچه ها حرف بزنیم

50
00:07:06,408 --> 00:07:09,248
‫،اگه سلیمان پنهان شده باشه
‫یکی از رفیقاش شاید بدونه کجاست

51
00:07:09,281 --> 00:07:11,182
‫- عالیه
‫- آره، و منم باید باهاشون حرف بزنم

52
00:07:12,416 --> 00:07:15,016
‫تنهایی

53
00:07:15,049 --> 00:07:18,055
‫ببین هوود...

54
00:07:18,088 --> 00:07:20,520
‫بازجویی از بزرگسال های آمیشی
‫،به اندازه کافی سخت هست

55
00:07:20,562 --> 00:07:25,153
‫،ولی بچه هاشون، بچه ها خط قرمز هستن
‫،و... روش کار تو

56
00:07:26,099 --> 00:07:28,529
‫خب، روی اونا جواب نمیده

57
00:07:29,803 --> 00:07:31,203
‫ولی با تو حرف میزنن؟

58
00:07:31,237 --> 00:07:32,845
‫من همیشه با بزرگتر هاشون برخورد خوبی داشتم

59
00:07:32,910 --> 00:07:34,812
‫بهم اعتماد دارن

60
00:07:36,111 --> 00:07:39,214
‫باشه، هر چی دستگیرت شد خبرم کن

61
00:07:44,264 --> 00:07:46,433
‫دنبال من میگشتی؟

62
00:07:46,467 --> 00:07:48,896
‫اینجا رو زیادی تجملاتی ساختی، اینطور فکر نمیکنی؟

63
00:07:50,602 --> 00:07:53,138
‫پراکتور فقط یه نفره

64
00:07:53,172 --> 00:07:56,982
‫تو رهبر کل جمعیت کیناهو هستی

65
00:07:57,016 --> 00:08:01,086
‫فرقی نداره که واقعا ضعیف باشی یا ضعیف به نظر برسی

66
00:08:01,119 --> 00:08:02,788
‫،داخل آب خون ریخته شده

67
00:08:02,822 --> 00:08:05,854
‫و آدمایی مثل پراکتور یا "هانتر" میتونن حسش کنن

68
00:08:05,887 --> 00:08:08,663
‫من رهبر این قبیله هستم، نولا

69
00:08:08,696 --> 00:08:12,097
‫وقت ندارم هرکس با من رقابت میکنه رو از میدان به در کنم

70
00:08:12,131 --> 00:08:14,299
‫مگه منو به خاطر همین نگه نداشتی؟

71
00:08:17,881 --> 00:08:20,047
‫پات رو از روی میز بنداز

72
00:08:43,186 --> 00:08:45,521
‫شما با صندوق پیام صوتی گوردون هوپـول تماس گرفتید...

73
00:08:45,555 --> 00:08:47,592
‫لطفا پیغام بذارید

74
00:08:47,626 --> 00:08:52,667
‫گوردون، منم، دوباره

75
00:08:52,701 --> 00:08:57,173
‫میدونم نمیخوای با من حرف بزنی
‫و درکت میکنم، واقعا درک میکنم

76
00:08:57,207 --> 00:09:00,415
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

77
00:09:00,449 --> 00:09:04,651
‫- هی، کجا میری؟
‫- بیرون

78
00:09:04,685 --> 00:09:07,493
‫دیشب خواب دیدم دوباره یه خونواده شده بودیم

79
00:09:07,526 --> 00:09:10,200
‫میدونم فقط یه رویا بوده ولی به خودم میگم...

80
00:09:10,233 --> 00:09:12,832
‫اگه یه راه مناسب پیدا کنم تا باهات حرف بزنم...

81
00:09:12,865 --> 00:09:15,676
‫تو هم شاید بتونی راهی پیدا کنی تا منو ببخشی

82
00:09:15,709 --> 00:09:19,182
‫،اینجا بودن رو میتونم تحمل کنم

83
00:09:19,215 --> 00:09:23,152
‫،ولی زندگی بدون تو و بچه ها رو نه
‫این رو نمیتونم تحمل کنم

84
00:09:23,186 --> 00:09:25,056
‫لطفا به بچه ها بگو دوستشون دارم

85
00:09:25,090 --> 00:09:28,657
‫حداقل امیدوارم این رو بتونی باور کنی

86
00:09:33,539 --> 00:09:36,246
‫اوه رفیق، شنیدم این دختر سرخپوسته...

87
00:09:36,279 --> 00:09:38,518
‫یه سوراخ گنده پشت سرش کاشتن

88
00:09:38,552 --> 00:09:41,385
‫یعنی پوست سرش رو کندن؟

89
00:09:41,418 --> 00:09:44,492
‫خدای من، عجب وضعی بوده

90
00:09:44,525 --> 00:09:46,196
‫اوه، لعنتی، پلیس

91
00:10:14,477 --> 00:10:17,079
‫- سلام
‫- خوب خوابیدی؟

92
00:10:18,384 --> 00:10:20,848
‫- این دیگه چه خریه؟
‫- منم همین سوال رو دارم

93
00:10:20,890 --> 00:10:22,657
‫هی مرد، نمیدونم چه مشکل جنسی داری...

94
00:10:22,691 --> 00:10:24,721
‫پا شو و موهات رو بشور

95
00:10:24,755 --> 00:10:28,427
‫- جوب میخواد ازت عکس بگیره
‫- من میخوام؟

96
00:10:28,460 --> 00:10:32,333
‫خیلی خب، این یارو کیه و من اینجا چه غلطی میکنم؟

97
00:10:32,366 --> 00:10:35,071
‫خب، اینجای قضیه جالب میشه

98
00:10:35,105 --> 00:10:37,144
‫خودتو معرفی کن

99
00:10:38,114 --> 00:10:39,714
‫جیسون هوود

100
00:10:41,549 --> 00:10:44,154
‫- به گا رفتیم
‫- آره

101
00:10:44,188 --> 00:10:46,186
‫باید تبدیلش کنیم به یه نفر دیگه

102
00:10:46,220 --> 00:10:48,556
‫بدبختی پشت سر هم داره سرمون خراب میشه

103
00:10:48,590 --> 00:10:51,630
‫- کراوات خوشگلیه
‫- خفه شو، و چرا نمیزنیم بکشیمش؟

104
00:10:51,663 --> 00:10:53,333
‫- هی، چی...
‫- خفه شو

105
00:10:58,335 --> 00:11:03,040
‫- پراکتور؟
‫- صبح بخیر، رئیس

106
00:11:03,082 --> 00:11:07,080
‫- پاول موون" ۶ بار عمل جراحی شد"
‫- ببخشید، پاول موون؟

107
00:11:07,114 --> 00:11:08,714
‫همونی که زدی تخماش رو لِه کردی

108
00:11:08,755 --> 00:11:11,156
‫آها، هیچوقت اسمش یادم نمی‌مونه

109
00:11:11,189 --> 00:11:14,759
‫اومدی خونه من، به ملک خصوصیم تجاوز کردی...

110
00:11:14,801 --> 00:11:16,368
‫تو هم خواهر زاده منو دزدیدی

111
00:11:16,401 --> 00:11:19,001
‫تا صبح میتونیم بشینیم به هم تهمت بزنیم

112
00:11:19,034 --> 00:11:22,075
‫نکته اصلی اینجاست که مردم خودت
‫دیگه بهت ایمان ندارن

113
00:11:22,109 --> 00:11:24,013
‫و همه اینا تقصیر خودته

114
00:11:24,046 --> 00:11:26,528
‫سلام الکس، حالت چطوره؟
‫چی برات بیارم؟

115
00:11:26,530 --> 00:11:29,511
‫،تو یه آدم کشی پراکتور
‫،و وقتی سقوط کردی

116
00:11:29,512 --> 00:11:32,493
‫که حتما هم سقوط میکنی...
‫هیچ کس دلش برات تنگ نمیشه

117
00:11:32,527 --> 00:11:34,064
‫من بعدا برمیگردم

118
00:11:34,097 --> 00:11:36,305
‫میدونی چیه، الکس؟

119
00:11:36,339 --> 00:11:38,908
‫خیلی اهمیت میدی که مردم چه فکری در موردت میکنن

120
00:11:38,942 --> 00:11:41,279
‫اینطوری به هیچ قدرتی نمیرسی

121
00:11:41,313 --> 00:11:43,649
‫دروغ، فریب، اخاذی...
‫به اینا میگی قدرت؟

122
00:11:43,684 --> 00:11:47,227
‫اینا قدرت نیست، جامعه ستیزی ـه

123
00:11:47,260 --> 00:11:50,428
‫،من یه تجارت رو میگردونم
‫،تو هم یه قبیله رو

124
00:11:50,462 --> 00:11:52,627
‫فرقش اینجاست که من خودم رو تثبیت کردم

125
00:11:52,660 --> 00:11:55,397
‫- تو یه جنایتکاری
‫- اینا همش بازی با کلماته

126
00:11:55,437 --> 00:11:57,206
‫"بازی با کلمات"

127
00:11:58,410 --> 00:12:00,275
‫تو از روی ترس عمل میکنی

128
00:12:00,308 --> 00:12:04,053
‫،ترس از به خطر افتادن موقعیتت
‫ترس از عواقب کارهات

129
00:12:04,087 --> 00:12:06,992
‫،من همیشه باهوش ترین فرد نیستم

130
00:12:07,025 --> 00:12:08,728
‫اما بی‌باک ترینـم

131
00:12:08,762 --> 00:12:11,265
‫حاضرم هر کاری بکنم تا چیزی که میخوام رو بدست بیارم

132
00:12:11,299 --> 00:12:13,561
‫و به خاطر همین، مردم ازم میترسن

133
00:12:13,602 --> 00:12:15,867
‫حالا، اگه تو هم نتونی این کارو بکنی...

134
00:12:15,902 --> 00:12:18,543
‫قبیله ی تو، متوجه ضعفت میشن...

135
00:12:18,575 --> 00:12:20,972
‫و قدرتمند ترین ـشون تو رو پایین میکشه

136
00:12:22,016 --> 00:12:25,048
‫سخنرانی خوبی بود، ممنونم

137
00:12:25,081 --> 00:12:27,013
‫ولی من از تو نمیترسم

138
00:12:27,047 --> 00:12:29,319
‫حرفام رو خوب متوجه نمیشی، نه؟

139
00:12:29,353 --> 00:12:32,458
‫تقصیر خودمه، شاید زیاد بهت سخت گرفتم

140
00:12:32,492 --> 00:12:36,331
‫حالا فکر میکنی هر اقدامی به جز جنگ عقب نشینی ـه

141
00:12:36,364 --> 00:12:40,235
‫میدونی، میتونستیم شریک های خیلی خوبی بشیم، من و تو

142
00:12:40,269 --> 00:12:41,803
‫شراکت توی کازینو و بقیه چیزا

143
00:12:41,836 --> 00:12:46,476
‫بعضی موقع ها برای صلح کردن
‫قدرت بیشتری لازمه تا جنگیدن

144
00:12:46,510 --> 00:12:48,182
‫اینو پدرت یادم داد

145
00:12:48,216 --> 00:12:50,550
‫خدا بیامرزش

146
00:12:52,454 --> 00:12:56,191
‫تو برای پدرم فقط یه وسیله بودی

147
00:12:56,225 --> 00:12:58,148
‫به نظرش تو یه تیکه آشغال بودی

148
00:12:59,195 --> 00:13:02,531
‫چرا برنمیگردی به قرارگاهـت، الکس؟

149
00:13:02,564 --> 00:13:04,466
‫اونجا، حداقل یه چیزی هستی

150
00:13:04,500 --> 00:13:07,234
‫منم کارای مهم تری دارم که بهشون برسم

151
00:13:07,267 --> 00:13:11,305
‫نگران نباش، خواهر زاده ت رو پیدا میکنیم

152
00:13:15,517 --> 00:13:19,549
‫اگه یه نفر از قبیله تو به اون پسر دست زده باشه...

153
00:13:19,592 --> 00:13:23,793
‫من شخصا تو رو مسئول میدونم

154
00:13:26,331 --> 00:13:28,363
‫،شاید بهتر باشه با خواهرت حرف بزنم

155
00:13:28,405 --> 00:13:30,832
‫به نظرم بیشتر از تو تخم داشته باشه

156
00:13:43,279 --> 00:13:45,783
‫همین جا باید گلوت رو جر بدم

157
00:13:45,817 --> 00:13:48,587
‫جدی؟ حالا حداقل یکم تخم پیدا کردی

158
00:13:48,619 --> 00:13:51,090
‫،آقای پراکتور، الکس
‫لازمه زنگ بزنم پلیس؟

159
00:13:51,124 --> 00:13:53,562
‫روی تماس‌گیر سریع شمارشون هست

160
00:13:58,671 --> 00:14:01,670
‫چیزی نیست، داریا.
‫فقط یه اختلاف کوچیک بود

161
00:14:03,039 --> 00:14:06,912
‫بفرما، اینم پول خسارت اینجا.
‫متاسفم، داریا

162
00:14:09,317 --> 00:14:11,624
‫بقیه اظهارات کیناهویی ها

163
00:14:11,690 --> 00:14:13,794
‫مرسی

164
00:14:16,932 --> 00:14:21,330
‫- در مورد دیشب...
‫- اوه، خیلی هم خوب بود، رئیس

165
00:14:23,774 --> 00:14:26,078
‫هی، هوود، من...

166
00:14:27,113 --> 00:14:28,817
‫- یه دقیقه وقت داری؟
‫- آره

167
00:14:31,659 --> 00:14:33,289
‫چیه؟

168
00:14:33,322 --> 00:14:37,180
‫،شاید چیز خاصی نباشه
‫ولی یکی از بچه های آمیشی بهم گفت که...

169
00:14:37,182 --> 00:14:41,039
‫"سلیمان یه دوستی داشته به اسم "دنیل موزس
‫که آمیش ها رو ترک کرده

170
00:14:41,072 --> 00:14:42,704
‫به نظر میرسه بچه پر دردسری بوده

171
00:14:42,738 --> 00:14:44,944
‫چندباری فرار کرده ولی دوباره اونو برگردوندن

172
00:14:44,979 --> 00:14:47,146
‫،آخرین باری که فرار کرده ۱۸ سالش بوده
‫به خاطر همین آمیش ها دیگه ولش کردن

173
00:14:47,180 --> 00:14:48,716
‫- میدونی کجا زندگی میکنه؟
‫- آره

174
00:14:48,749 --> 00:14:50,918
‫توی یه ساختمون در "دلافیلد" اقامت داره

175
00:14:50,952 --> 00:14:52,086
‫- بریم
‫- باشه

176
00:15:01,668 --> 00:15:03,772
‫تف تو روحت!

177
00:15:09,313 --> 00:15:12,816
‫قرار بود یا قرار نبود که توی اتاق لعنتیـت بمونی؟

178
00:15:12,889 --> 00:15:16,395
‫- گشنه م شد
‫- بیا بتمرگ توی ماشین

179
00:15:16,429 --> 00:15:18,125
‫یه جورایی نمیخوام

180
00:15:20,200 --> 00:15:22,966
‫،الان باید اون کون سفیدت رو به گلوله میبستم

181
00:15:22,999 --> 00:15:24,871
‫ولی به جاش دارم پیشنهاد ماشین سواری بهت میدم

182
00:15:24,905 --> 00:15:28,440
‫پس چطوره یکم قدر دان باشی و بیای بتمرگی توی ماشین...

183
00:15:28,513 --> 00:15:32,142
‫یا با ماشین زیرت میکنم و بعد میگم
‫پام اشتباهی رفت روی پدال گاز!

184
00:16:00,617 --> 00:16:02,857
‫دنیل موزس؟

185
00:16:04,555 --> 00:16:06,490
‫عالی شد!

186
00:16:10,000 --> 00:16:12,303
‫هی!

187
00:16:15,607 --> 00:16:18,405
‫- هی هی هی
‫- من برنمیگردم، من برنمیگردم!

188
00:16:20,345 --> 00:16:22,114
‫- من برنمیگردم!
‫- منم نمیخوام برت گردونم

189
00:16:22,148 --> 00:16:24,252
‫الان ۱۸ سالمه و نمیتونین مجبورم کنین
‫برگردم پیش آمیش ها

190
00:16:24,286 --> 00:16:25,485
‫- هی!
‫- ما نمیخوایم... هی!

191
00:16:25,526 --> 00:16:27,325
‫نمیخوایم برت گردونیم پیش آمیش ها

192
00:16:27,359 --> 00:16:30,230
‫به خاطر این نیومدیم.
‫دنبال سلیمان بومن میگردیم

193
00:16:30,263 --> 00:16:33,034
‫سلیمان؟ چرا؟
‫چی شده؟

194
00:16:33,067 --> 00:16:34,665
‫- مگه نشنیدی؟
‫- نه

195
00:16:34,707 --> 00:16:38,108
‫سلیمان گم شده، میدونیم که تو یکی از دوستاشی

196
00:16:38,141 --> 00:16:40,212
‫فکر کردیم شاید اومده پیش تو

197
00:16:40,246 --> 00:16:43,151
‫- هفته هاست اونو ندیدم
‫- گوش کن ببینم

198
00:16:43,184 --> 00:16:45,216
‫افراد دیگه ای هم دنبالش هستن، خب؟

199
00:16:45,258 --> 00:16:47,827
‫- اگه قبل ما پیداش کنن...
‫- دارم راستش رو میگم

200
00:16:47,861 --> 00:16:50,660
‫اگه باور نمیکنین، میتونین بیاین خونه م رو بگردین

201
00:17:04,950 --> 00:17:07,087
‫اینجا رو برای خودت ردیف کردی؟

202
00:17:07,128 --> 00:17:09,391
‫آره

203
00:17:10,530 --> 00:17:12,832
‫- کتاب خوندن دوست داری؟
‫- آره

204
00:17:12,898 --> 00:17:14,696
‫سالینجر؟
‫(نویسنده آمریکایی)

205
00:17:14,737 --> 00:17:16,463
‫توی مدرسه آمیش ها، نمیذارن اینو بخونی؟

206
00:17:16,505 --> 00:17:20,206
‫نه، نمیذارن هیچ چیزی بخونیم

207
00:17:20,239 --> 00:17:23,503
‫- واقعا؟
‫- اینطوری میخوان توی مزرعه نگهمون دارن...

208
00:17:23,545 --> 00:17:28,280
‫بی سواد، بدون ارتباط با دنیای بیرون

209
00:17:28,314 --> 00:17:31,083
‫هر موقع میرفتم شهر، یکی دو تا کتاب میگرفتم...

210
00:17:31,116 --> 00:17:34,693
‫و زیر کاشی های خونه قایمشون میکردم

211
00:17:34,727 --> 00:17:39,832
‫- هیچ وقت نفهمیدن؟
‫- یه معلمی توی مدرسه داشتیم

212
00:17:39,866 --> 00:17:43,243
‫،با اینکه ما آمیش ها بعد از کلاس هشتم دیگه مدرسه نمیریم

213
00:17:43,276 --> 00:17:48,343
‫هنوزم اون مسئول آموزه های مذهبی ما بود

214
00:17:48,377 --> 00:17:50,641
‫موقع خوندن کتاب "سالار مگس ها" منو گرفت

215
00:17:50,682 --> 00:17:54,486
‫و حسابی از دستم عصبانی شد

216
00:17:54,520 --> 00:17:58,589
‫،با مشت و لگد افتاد به جونم
‫مثل روانی ها فریاد میزد که...

217
00:17:58,622 --> 00:18:01,526
‫ذهن من با پلیدی مسموم شده

218
00:18:03,970 --> 00:18:05,736
‫"پیشا"

219
00:18:05,770 --> 00:18:08,904
‫شنیدم چه اتفاقی برات افتاد، متاسفم

220
00:18:08,937 --> 00:18:11,373
‫- تو منو فرستادی داخل جنگل
‫- میدونم

221
00:18:11,407 --> 00:18:13,101
‫مادر مجبورم کرد برگردم خونه...

222
00:18:13,143 --> 00:18:15,743
‫بعد از بلایی که داییت سر اون کیناهویی ها آورد

223
00:18:15,776 --> 00:18:17,407
‫یه نفر میدونست منو کجا پیدا کنه

224
00:18:17,449 --> 00:18:19,753
‫من به هیچ کس نگفتم، قول میدم

225
00:18:20,987 --> 00:18:23,186
‫من نه سرکش بودم نه چیزی

226
00:18:23,220 --> 00:18:27,061
‫نه با کسی سکس کردم نه مواد کشیدم

227
00:18:27,094 --> 00:18:29,228
‫فقط میخواستم کتاب بخونم

228
00:18:30,664 --> 00:18:32,032
‫پس فرار کردم

229
00:18:32,073 --> 00:18:35,207
‫پیشا، دیروز چی میخواستی بهم بگی؟

230
00:18:35,240 --> 00:18:37,871
‫این عادیه؟

231
00:18:37,904 --> 00:18:39,838
‫بقیه معلم‌ها هم کتک میزدن؟

232
00:18:39,880 --> 00:18:44,679
‫نه، این یارو یه جورایی...
‫خر مذهب بود

233
00:18:44,713 --> 00:18:47,216
‫تازه از دیدِ من که اونجا بزرگ شدم

234
00:18:47,250 --> 00:18:49,923
‫سلیمان گم شده

235
00:18:50,349 --> 00:18:51,886
‫ممکنه مرده باشه

236
00:18:51,888 --> 00:18:53,301
‫تو میتونی کمکش کنی

237
00:18:53,368 --> 00:18:55,409
‫ولی شاید اشتباه کنم

238
00:18:55,594 --> 00:18:59,666
‫،خواهش میکنم
‫فقط هر چی رو میدونی بهم بگو

239
00:18:59,700 --> 00:19:02,834
‫اون مراقب من بود، میخواست توبه کنم

240
00:19:02,867 --> 00:19:05,645
‫وقتی نکردم حسابی از دستم عصبانی شد

241
00:19:05,678 --> 00:19:09,708
‫،به سلیمان گفتم اگه شرایط خیلی سخت شد
‫میتونه بیاد اینجا

242
00:19:09,750 --> 00:19:13,045
‫صبر کن، پس این معلمه به سلیمان هم سخت میگرفت؟

243
00:19:13,086 --> 00:19:16,685
‫آره، به خاطر خواهر سلیمان

244
00:19:16,718 --> 00:19:19,788
‫معلم ـه، آدم عجیبی ـه

245
00:19:19,822 --> 00:19:23,894
‫- و از سلیمان هم بدش میاد
‫- چرا؟

246
00:19:23,927 --> 00:19:27,403
‫نمیدونم، شاید چون برادر توئه؟

247
00:19:27,436 --> 00:19:30,709
‫نگران بودن نکنه اونم راه خواهرش رو پیش بگیره

248
00:19:30,743 --> 00:19:33,786
‫انگار مثلا کل اصل و نسب ـشون نفرین شده باشه

249
00:19:33,819 --> 00:19:36,218
‫از همین چرت و پرت های خرافاتی

250
00:19:36,252 --> 00:19:38,585
‫دایی...

251
00:19:40,459 --> 00:19:42,227
‫بعد سلیمان با این دختر سرخپوسته آشنا شد

252
00:19:42,262 --> 00:19:46,825
‫،سعی کرد این قضیه مخفی بمونه
‫ولی خورشید همیشه پشت ابر نمی‌مونه، میدونی؟

253
00:19:46,867 --> 00:19:50,833
‫پس این معلمه، اسمش چی بود؟

254
00:19:50,866 --> 00:19:52,768
‫یونس لمبریک؟

255
00:19:52,802 --> 00:19:55,337
‫- بله
‫- کلانتر لوکاس هوود

256
00:19:55,371 --> 00:19:59,640
‫- میتونم بیام داخل؟
‫- بله، بله، البته

257
00:19:59,674 --> 00:20:02,177
‫به خاطر پسره اومدین، سلیمان، نه؟

258
00:20:03,211 --> 00:20:05,415
‫درسته

259
00:20:07,312 --> 00:20:12,083
‫،خواهش میکنم بشینید
‫منم میذارم آب جوش بیاد

260
00:20:17,559 --> 00:20:20,025
‫قضیه دختره خیلی وحشتناک بود

261
00:20:23,624 --> 00:20:28,232
‫- چه کمکی از دستم بر میاد؟
‫- تنها زندگی میکنین؟

262
00:20:29,666 --> 00:20:34,536
‫- بله، میدونم یه خرده ریخت و پاشه
‫- نه، نه، به خاطر این نپرسیدم

263
00:20:34,570 --> 00:20:40,071
‫فقط نمیدونستم آمیشِ مجرد هم داریم

264
00:20:40,104 --> 00:20:45,338
‫همسرم "سارا" چند سال بعد از ازدواجمون فوت کرد

265
00:20:45,371 --> 00:20:48,712
‫متاسفم، بچه هم ندارید؟

266
00:20:49,809 --> 00:20:54,411
‫نه، همسرم همیشه زن ناتوانی بود

267
00:20:54,846 --> 00:20:59,582
‫نتونست بچه دار بشه.
‫ولی خیلی دوستش داشتم

268
00:20:59,616 --> 00:21:04,327
‫- هیچ وقت دوباره ازدواج نکردید؟
‫- نه، وقتی فوت کرد، دیگه...

269
00:21:04,361 --> 00:21:10,492
‫نمیدونم، دیگه علاقه ای به ازدواج نداشتم

270
00:21:10,557 --> 00:21:14,333
‫وقتی یکبار به شدت عاشق کسی میشید...

271
00:21:14,367 --> 00:21:18,869
‫دیگه نمیتونید کس دیگه ای رو
‫به اون اندازه دوست داشته باشید

272
00:21:24,176 --> 00:21:26,143
‫در مورد سلیمان بگو

273
00:21:26,177 --> 00:21:30,286
‫- دانش آموزت بود، نه؟
‫- بله

274
00:21:30,320 --> 00:21:34,659
‫چند سال پیش.
‫پسر سرزنده ای بود

275
00:21:34,692 --> 00:21:39,393
‫،شاید کمی سرکش باشه
‫ولی پسر خوبی بود

276
00:21:40,836 --> 00:21:43,203
‫حتی یک دقیقه هم فکر نمیکنم به دختره آسیب زده باشه

277
00:21:43,237 --> 00:21:49,081
‫- منظورت از "سرکش" چی بود؟
‫- خب، سلیمان کنجکاو بود

278
00:21:50,747 --> 00:21:54,218
‫همیشه نمیتونست محدودیت های مذهب ما رو بپذیره

279
00:21:54,251 --> 00:21:59,060
‫دنیای بزرگی اون بیرون هست و پسرها کنجکاو میشن

280
00:22:00,126 --> 00:22:03,698
‫منم کنجکاو میشدم

281
00:22:03,733 --> 00:22:07,002
‫پس وظیفه تو بود که اونا رو سر عقل بیاری؟

282
00:22:08,267 --> 00:22:10,636
‫نه، نه، نه، این وظیفه والدین ـشونه

283
00:22:10,670 --> 00:22:14,342
‫وظیفه من فقط آموزشِ اصول مذهبی دینـمونه

284
00:22:14,376 --> 00:22:18,950
‫،و به عنوان بخشی از این آموزش
‫تا حالا با کسی برخورد فیزیکی داشتی؟

285
00:22:18,984 --> 00:22:22,688
‫- ببخشید؟
‫- تا حالا کتک ـشون زدی؟

286
00:22:22,754 --> 00:22:25,189
‫- نه
‫- نه؟

287
00:22:25,223 --> 00:22:27,085
‫معلومه که نه

288
00:22:27,127 --> 00:22:30,191
‫ما خشونت به هر شکلیش رو قبول نداریم

289
00:22:30,224 --> 00:22:32,216
‫اوه

290
00:22:32,266 --> 00:22:36,000
‫آخه دنیل موزس همچین حرفی نمیزد

291
00:22:41,611 --> 00:22:43,715
‫بله

292
00:22:45,686 --> 00:22:48,253
‫اون یه اشتباه بود

293
00:22:48,287 --> 00:22:50,007
‫هنوزم خیلی بهش فکر میکنم

294
00:22:50,520 --> 00:22:54,394
‫اون موقع، به خودم میگفتم دفاع از خود بوده

295
00:22:55,668 --> 00:22:58,330
‫چون اون بود که به من حمله کرد

296
00:22:58,371 --> 00:23:01,266
‫ولی حاضرم هر کاری بکنم تا دوباره اون پسر رو ببینم

297
00:23:02,371 --> 00:23:05,608
‫تا بهش بگم چقدر متاسفم

298
00:23:05,641 --> 00:23:08,010
‫تا ازش بخوام منو ببخشه، و...

299
00:23:11,286 --> 00:23:13,482
‫ازش بخوام به خونه برگرده

300
00:23:16,886 --> 00:23:19,020
‫ببخشید

301
00:23:21,799 --> 00:23:23,933
‫پات صدمه دیده؟

302
00:23:23,966 --> 00:23:27,394
‫یه زخم کهنه ـست
‫اسب لگد زد

303
00:23:27,428 --> 00:23:29,929
‫پس چرا هنوز خونریزی می کنه؟

304
00:23:37,843 --> 00:23:41,979
‫پس زندگی بی خشونت چی شد، یونس؟
‫تو تحت بازداشتی

305
00:23:42,012 --> 00:23:44,146
‫حق داری سکوت اختیار کنی...

306
00:24:32,833 --> 00:24:35,939
‫پسره کجاست؟
‫پسره کجاست؟

307
00:24:41,121 --> 00:24:43,385
‫پسره کجاست؟

308
00:24:45,890 --> 00:24:47,161
‫کجاست؟

309
00:24:54,903 --> 00:24:57,268
‫بهت نمیگه

310
00:24:57,809 --> 00:25:00,986
‫اعتقادات روان‌پریشانه ش به عدالت در کارش خیلی قویه

311
00:25:02,715 --> 00:25:04,556
‫پس چی پیشنهاد می کنی؟

312
00:25:09,032 --> 00:25:11,830
‫یه کم تنهامون بذار

313
00:25:14,801 --> 00:25:17,209
‫میدونی، دارم به این نتیجه می رسم

314
00:25:17,243 --> 00:25:20,178
‫برخورد همه با این پسره خیلی ملایمه

315
00:25:20,211 --> 00:25:23,213
‫الان باید مشغول کندن یه چاله باشیم

316
00:25:23,254 --> 00:25:26,957
‫ببین، اون فقط یه بچه ـس که دنبال یه فرصت دوباره میگرده

317
00:25:26,991 --> 00:25:30,223
‫و از کی ما شدیم "فرشته نجات"؟

318
00:25:30,256 --> 00:25:34,128
‫- البته عجیبه
‫- چی؟

319
00:25:34,162 --> 00:25:37,336
‫از بین همه صندلی هایی که میتونست انتخاب کنه

320
00:25:37,369 --> 00:25:41,440
‫روی صندلی نشست که پدرش روز کشته شدنش روی اون بود

321
00:25:41,473 --> 00:25:44,746
‫- "خب، "جاب
‫- جاب"؟"

322
00:25:44,780 --> 00:25:46,579
‫فکر می کنی هویت تقلبی ـم کِی آماده میشه؟

323
00:25:48,749 --> 00:25:50,748
‫هویت تقلبی، همم؟

324
00:25:51,822 --> 00:25:53,726
‫بچه جان، فکر کردی چیه؟

325
00:25:53,760 --> 00:25:56,162
‫این یه گواهینامه رانندگی تقلبی نیست که...

326
00:25:56,196 --> 00:25:58,332
‫بری توی بقالی با ۱۸۰ هزار تومن بخری...

327
00:25:58,366 --> 00:26:00,533
‫تا بعدش بتونی تو حیاط خونتون مهمونی بگیری...

328
00:26:00,607 --> 00:26:03,041
‫و ملکه رقص مدرسه رو بکنی

329
00:26:03,076 --> 00:26:04,917
‫بهت یه اسم جدید میدم، تاریخچه اعتباری

330
00:26:04,950 --> 00:26:08,517
‫کد ملی و یه شناسنامه درست حسابی

331
00:26:08,558 --> 00:26:12,121
‫دارم تو رو تبدیل به یه انسان دیگه می کنم

332
00:26:12,154 --> 00:26:16,692
‫- باشه
‫- و بذار یه چیز دیگه بگم

333
00:26:16,726 --> 00:26:20,162
‫، وقتی که این معجزه کوچیک رو اجرا کردم

334
00:26:20,195 --> 00:26:22,530
‫تو ناپدید میشی

335
00:26:22,564 --> 00:26:25,541
‫و ما هم نه چیزی در موردت می شنویم و نه می بینیمت

336
00:26:25,574 --> 00:26:27,708
‫چون اگه برای بار دوم بیای دنبال...

337
00:26:27,742 --> 00:26:29,773
‫،سرپناه بگردی چون دوباره گند زدی

338
00:26:29,807 --> 00:26:31,975
‫خودم شخصا یه تیر حرومت می کنم

339
00:26:33,617 --> 00:26:36,848
‫" و بخاطر همین، اسمتو میذارم "ماریون
‫(اسم دختر)

340
00:26:44,731 --> 00:26:46,730
‫" ممکنه اطلاع نداشته باشی ، "یونس

341
00:26:48,498 --> 00:26:51,569
‫ولی در حال حاضر مناظره ای
‫توی جامعه متمدن در حال انجامه

342
00:26:51,602 --> 00:26:53,872
‫درمورد اثرات شکنجه

343
00:26:55,140 --> 00:26:57,410
‫حالا، اتفاقا من رفتم طرف کسایی که

344
00:26:57,444 --> 00:26:59,714
‫باور دارن درد یه وسیله ـست...

345
00:27:01,613 --> 00:27:03,717
‫مثل هر وسیله دیگه...

346
00:27:06,316 --> 00:27:10,691
‫و جایی که درد جواب میده...

347
00:27:15,366 --> 00:27:18,068
‫موثر ترین راه حل برای این کاره

348
00:27:30,048 --> 00:27:32,447
‫فقط وقتی آماده حرف زدن شدی پاتو بکوب زمین

349
00:28:13,139 --> 00:28:15,874
‫یه سیلوی خالی کنار زمین ـه

350
00:28:15,907 --> 00:28:18,570
‫سلیمان رو زندونی کرده

351
00:28:19,909 --> 00:28:23,581
‫چند تا دندون اضافه برد تا این کلید رو جور کردم

352
00:28:29,058 --> 00:28:31,628
‫حسش نیست، بیا با ماشین بریم

353
00:28:33,130 --> 00:28:35,559
‫- کشتی ـش؟
‫- نه

354
00:28:35,601 --> 00:28:38,001
‫ولی احتمالا باید یه آمبولانس خبر کنی

355
00:28:40,635 --> 00:28:42,839
‫آره، احتمالا

356
00:28:48,581 --> 00:28:50,548
‫سلیمان؟

357
00:29:01,503 --> 00:29:04,037
‫هی

358
00:29:14,557 --> 00:29:16,092
‫لعنتی

359
00:29:37,353 --> 00:29:39,319
‫- پیداش کردم
‫- یا خدا

360
00:29:39,353 --> 00:29:42,488
‫سلیمان، هی سلیمان

361
00:29:42,521 --> 00:29:46,056
‫- سلیمان، سلیمان
‫- هی، هی

362
00:29:49,067 --> 00:29:52,538
‫سلیمان
‫چیزی نیست

363
00:29:59,008 --> 00:30:02,971
‫گرفتمت، گرفتمت

364
00:30:12,184 --> 00:30:14,149
‫دوستت دارم، چیزی نیست

365
00:30:14,182 --> 00:30:16,253
‫چیزی نیست

366
00:30:20,069 --> 00:30:21,900
‫چیزی نیست

367
00:31:06,049 --> 00:31:09,456
‫دوستت دارم، چیزی نیست

368
00:31:10,722 --> 00:31:12,721
‫چیزی نیست، چیزی نیست

369
00:31:20,103 --> 00:31:22,206
‫سلیمان

370
00:31:26,578 --> 00:31:28,649
‫مممم

371
00:31:49,780 --> 00:31:51,748
‫وقتی که نوه ت گم شده بود...

372
00:31:51,782 --> 00:31:55,061
‫،تو ترسیدی و برای خدا دعا کردی
‫و خدای توانا...

373
00:31:55,119 --> 00:31:57,761
‫همینطوری میذاشت زیر پاهات بمیره

374
00:31:57,794 --> 00:32:00,163
‫خب، شاید خدا اونقدر که...

375
00:32:00,197 --> 00:32:02,036
‫فکر می کنی دوستت نداره

376
00:32:02,070 --> 00:32:03,668
‫شاید فکر می کنه گستاخانه ـست...

377
00:32:03,702 --> 00:32:06,111
‫که تو فکر می کنی میدونی خواستش چیه

378
00:32:06,144 --> 00:32:08,576
‫خدا اونو به ما برگردوند

379
00:32:08,610 --> 00:32:11,814
‫آره، برو ببین  چه کاری با "یونس لمبریک" کردم

380
00:32:11,848 --> 00:32:14,523
‫می بینی که خدا هیچ کاری نکرده

381
00:32:15,421 --> 00:32:19,027
‫- هیچی
‫- بیا بریم

382
00:32:33,380 --> 00:32:35,514
‫حالت خوب میشه

383
00:33:06,573 --> 00:33:11,210
‫خیله خب
‫کاغذ بازی هاش

384
00:33:11,244 --> 00:33:13,012
‫تا حوزه "جفرسون" دو ساعت راهه

385
00:33:13,045 --> 00:33:14,717
‫کلانتری در انتهای حوزه منتظرتون ـه

386
00:33:14,751 --> 00:33:17,087
‫خیله خب، بعدا می بینمتون

387
00:33:18,321 --> 00:33:20,697
‫خدایا، چقدر بزرگ ـه، آماده باش

388
00:33:20,731 --> 00:33:23,365
‫هستیم

389
00:34:15,640 --> 00:34:17,142
‫هی، چه گهی میخوری؟

390
00:34:17,176 --> 00:34:20,541
‫یا خدا

391
00:34:20,574 --> 00:34:23,048
‫هی، بس کن دیگه

392
00:34:23,082 --> 00:34:25,785
‫هی میخوای دوباره با شوکر بزنیمت؟ بس کن

393
00:34:29,325 --> 00:34:30,996
‫همین حالا

394
00:34:31,028 --> 00:34:32,965
‫یاونر هستم...

395
00:34:32,999 --> 00:34:35,570
‫وایستا
‫میخوای بهت تیر بزنم؟

396
00:35:00,197 --> 00:35:02,565
‫علف شادآوره، شادت می کنه

397
00:35:02,599 --> 00:35:05,807
‫- فلین، اینا رو از کجا آوردی؟
‫- راستش، نمیتونم بهت بگم

398
00:35:07,208 --> 00:35:09,841
‫"یالا "دیوا
‫خواهش می کنم عزیزم بردار

399
00:35:11,212 --> 00:35:13,178
‫ااووووو

400
00:35:13,218 --> 00:35:14,480
‫وااااو

401
00:35:14,514 --> 00:35:16,081
‫بردار، بردار، بردار

402
00:35:16,115 --> 00:35:18,124
‫- باحاله، نه؟
‫- اینو ببین

403
00:35:18,157 --> 00:35:20,725
‫سلام، "دیوا" هستم ، پیغام بزارید

404
00:35:20,759 --> 00:35:24,532
‫یا نزارید، خدافظ

405
00:35:24,566 --> 00:35:26,366
‫سلام "دیوا"، منم مامان

406
00:35:27,801 --> 00:35:31,471
‫نمیدونم از کجا شروع کنم
‫خیلی چیزاست که بگم

407
00:35:32,672 --> 00:35:34,871
‫فقط میخوام بدونی دوست دارم

408
00:35:36,312 --> 00:35:39,954
‫که همیشه داشتم
‫اون قسمت هیچوقت دروغ نبود

409
00:35:39,988 --> 00:35:43,050
‫تنها چیزی که میخواستم خوشحالی تو و "مکس" بود

410
00:35:43,091 --> 00:35:47,261
‫و سلامتی تون.
‫وقتی برگردم خونه...

411
00:35:47,295 --> 00:35:50,768
‫میتونی هرچیزی ازم بپرسی و منم حقیقتو بهت میگم

412
00:35:50,801 --> 00:35:53,770
‫عزیزم، میتونیم دوباره مثل قبل باشیم

413
00:35:53,803 --> 00:35:57,516
‫فقط از من دست نکش، باشه؟

414
00:35:58,479 --> 00:36:00,550
‫دوست دارم

415
00:36:02,385 --> 00:36:04,856
‫به "مکس" بگو اونم دوست دارم

416
00:36:04,740 --> 00:36:07,678
‫# خورشید صبحگاهی #

417
00:36:08,817 --> 00:36:11,584
‫# ... من به درخشندگی #

418
00:36:11,617 --> 00:36:14,393
‫ممنون

419
00:36:15,692 --> 00:36:17,731
‫# و امشب... #

420
00:36:17,764 --> 00:36:21,331
‫# صدای قدیمی‌ات #

421
00:36:21,365 --> 00:36:24,002
‫# روح هراسناک منو  آرام می کنه #

422
00:36:24,035 --> 00:36:26,771
‫# دلم برا چشمات تنگ شده #

423
00:36:27,709 --> 00:36:29,443
‫# ...دلم تنگ شده #

424
00:36:29,627 --> 00:36:31,929
‫کمکی از دستم برمیاد؟

425
00:36:33,731 --> 00:36:35,329
‫خیلی غمگینی

426
00:36:37,699 --> 00:36:40,066
‫هیچ نمیدونی چقدر

427
00:36:42,976 --> 00:36:45,112
‫همراه نمیخوای؟

428
00:36:48,618 --> 00:36:50,155
‫،میدونی

429
00:36:50,189 --> 00:36:53,861
‫هر شب دیگه ای بود میگفتم بری گم شی

430
00:37:04,411 --> 00:37:09,146
‫- چه بلایی سرش اومد؟
‫- مقاومت در برابر دستگیری

431
00:37:10,549 --> 00:37:12,218
‫بشدت

432
00:37:22,395 --> 00:37:23,763
‫نه

433
00:37:23,797 --> 00:37:25,565
‫اینکارو نکن پدر

434
00:37:25,598 --> 00:37:27,236
‫تقصیر خودت بود

435
00:37:27,270 --> 00:37:29,805
‫بابا! مامان

436
00:37:29,839 --> 00:37:33,004
‫نذارید اینکارو با من بکنن!

437
00:37:34,813 --> 00:37:36,277
‫اعتراف کرد؟

438
00:37:36,311 --> 00:37:39,015
‫نیازی نیست، پسره رو پیدا کردیم

439
00:37:39,048 --> 00:37:41,489
‫حالش چطوره؟

440
00:37:43,090 --> 00:37:46,424
‫هرچی بخوای بهت میده که قتل بیوفته گردنش

441
00:37:48,530 --> 00:37:51,360
‫خب، زدی بدجور داغونش کردی

442
00:37:51,401 --> 00:37:55,234
‫تبریک میگم کلانتر
‫اداره ـت به این پیروزی نیاز داشت

443
00:37:56,974 --> 00:37:58,448
‫اینجام تا خدمت کنم

444
00:38:17,845 --> 00:38:19,846
‫امیدوارم قدر جهنم درد بکشه

445
00:38:27,289 --> 00:38:29,024
‫از امت یا شوان چیزی شنیدی؟

446
00:38:29,058 --> 00:38:30,528
‫نه، چرا؟

447
00:38:30,561 --> 00:38:33,357
‫به تلفن یا بی سیم  جواب نمیدن

448
00:38:37,166 --> 00:38:40,034
‫میدونی چیه؟
‫هنوز نیم ساعت دیگه وقت دارن

449
00:38:42,262 --> 00:38:45,427
‫- بازم سعی کن
‫- آره، باشه می کنم

450
00:39:06,992 --> 00:39:08,958
‫تکون نخور

451
00:39:25,874 --> 00:39:29,316
‫جریان شما سفید پوستا با غل و زنجیر چیه؟

452
00:39:30,549 --> 00:39:35,387
‫از روزی که اومدین اینجا مردم رو زندانی کردید

453
00:39:43,504 --> 00:39:48,374
‫به کلانترت بگو  زود می بینمش

454
00:40:02,025 --> 00:40:04,453
‫بخواب زمین، پلیس

455
00:40:06,959 --> 00:40:09,425
‫بخواب، حالا

456
00:40:10,594 --> 00:40:12,599
‫بندازش

457
00:40:18,340 --> 00:40:21,381
‫،بیا بگیر، سیاه پوست
‫فکر کنم اینا مال توئه

458
00:40:36,535 --> 00:40:38,070
‫جنسش قویه

459
00:40:38,104 --> 00:40:39,909
‫تو فضا ـم

460
00:40:39,942 --> 00:40:41,802
‫کلاه رو ببین رو سرش

461
00:40:41,836 --> 00:40:43,938
‫- یا خدا
‫- پلیس اومد

462
00:40:43,972 --> 00:40:45,980
‫- تف توش
‫- لعنتی

463
00:40:47,781 --> 00:40:50,779
‫- چیزی نیست ، وایستا
‫- در چه حالی سرکار؟

464
00:40:50,812 --> 00:40:53,854
‫ما که کاری نمی کردیم ،مرد

465
00:40:53,888 --> 00:40:55,855
‫پدر مادرتون میدونن اومدید اینجا نئشه می کنید؟

466
00:40:55,888 --> 00:40:58,190
‫بعضی ها میگن نئشه

467
00:40:58,223 --> 00:41:00,999
‫- برید خونه
‫- نیازی نیست دوبار بگی

468
00:41:01,032 --> 00:41:03,598
‫حالا

469
00:41:03,632 --> 00:41:05,831
‫دیوا

470
00:41:05,873 --> 00:41:08,475
‫بیا بریم، یالا

471
00:41:08,508 --> 00:41:11,110
‫یالا،یالا

472
00:41:13,954 --> 00:41:15,689
‫شما یه مشت احمق ـید

473
00:41:23,597 --> 00:41:26,607
‫میدونی، واقعا نباید علف بکشی
‫(ماری جوانا)

474
00:41:26,640 --> 00:41:30,879
‫- آره، میدونم
‫- همین کافیه

475
00:41:32,483 --> 00:41:35,219
‫از دست مادرت عصبانی هستی؟

476
00:41:36,718 --> 00:41:41,492
‫- نمیدونی چه احساسی دارم
‫- نه، ولی داری همینکارو می کنی، درسته؟

477
00:41:43,466 --> 00:41:45,097
‫سعی می کنی اذیتش کنی

478
00:41:47,035 --> 00:41:50,676
‫جواب نمیده
‫فقط اوضاع رو بیشتر بهم میزنه

479
00:41:50,709 --> 00:41:55,078
‫چی شده تو کارشناس شدی؟
‫بچه داری؟

480
00:41:57,783 --> 00:41:59,087
‫نه

481
00:42:01,492 --> 00:42:03,427
‫ولی میدونم چطور گند بزنم به همه چی

482
00:42:03,460 --> 00:42:06,732
‫باور کردم

483
00:42:06,766 --> 00:42:09,301
‫اینم از پدرت

484
00:42:16,818 --> 00:42:19,080
‫ممنون بابت لیموناد

485
00:42:34,846 --> 00:42:37,847
‫پس فکر می کنم باید تبریک بگم

486
00:42:37,888 --> 00:42:42,625
‫- تو پدری!
‫- همم

487
00:42:42,658 --> 00:42:46,097
‫باید بگم، وقتی درمورد پول بود درک می کردم

488
00:42:46,131 --> 00:42:48,966
‫وقتی در مورد عشق واقعی بود که
‫غم انگیزانه به مشکل خورده بود

489
00:42:48,999 --> 00:42:50,903
‫- اونم درک میکردم
‫- آره

490
00:42:50,937 --> 00:42:53,910
‫ولی اگه فکر می کنی قراره اینجا بمونی...

491
00:42:53,943 --> 00:42:56,206
‫چند تا کلاس آموزشی والدین بری...

492
00:42:56,280 --> 00:43:00,413
‫،همه کارای بد رو درست کنی
‫کاملا در اشتباهی

493
00:43:01,950 --> 00:43:05,251
‫اتفاقای بد واسه کسایی میوفته که زیادی نزدیک تو هستن

494
00:43:07,118 --> 00:43:09,486
‫اگه خوبیشون رو میخوای...

495
00:43:09,528 --> 00:43:12,192
‫باید از زندگی هاشون بیرون بری

496
00:43:17,035 --> 00:43:19,267
‫الماس ها رو ببر نیویورک

497
00:43:19,309 --> 00:43:25,183
‫- آبشون کن، هرقدر تونستی
‫- صلوات بفرستید

498
00:43:25,216 --> 00:43:29,854
‫- آقا سر عقل اومد
‫- وقتی تمام شد زنگ بزن

499
00:43:32,226 --> 00:43:34,962
‫میام ... پیشت

500
00:43:34,995 --> 00:43:36,696
‫هرجایی جز اینجا

501
00:43:36,729 --> 00:43:39,529
‫هر نقطه ای روی کره زیبای زمین غیر از اینجا

502
00:43:44,367 --> 00:43:46,441
‫هی

503
00:43:47,372 --> 00:43:49,243
‫حالت خوبه؟

504
00:43:49,277 --> 00:43:51,879
‫خدایا

505
00:43:53,618 --> 00:43:56,427
‫- باید بریم دکتر
‫- من خوبم، حالم خوبه

506
00:43:56,460 --> 00:43:59,732
‫نمیدونستم اینقدر بد میشه، وگرنه خودم میومدم

507
00:43:59,765 --> 00:44:01,764
‫میدونم

508
00:44:03,566 --> 00:44:06,603
‫واسه یه لحظه...

509
00:44:06,636 --> 00:44:09,137
‫بعد از تصادف...

510
00:44:10,709 --> 00:44:13,109
‫فکر کردم مردم

511
00:44:16,847 --> 00:44:19,554
‫یالا
‫می برمت خونه

512
00:44:19,619 --> 00:44:22,361
‫یالا

513
00:44:40,054 --> 00:44:42,055
‫اومدی واسه یه دور دیگه؟

514
00:44:42,096 --> 00:44:45,631
‫نه
‫قبلا یه چیزی بهت گفتم

515
00:44:45,665 --> 00:44:49,203
‫گفتم برای صلح کردن قدرت بیشتری لازمه تا جنگیدن

516
00:44:49,236 --> 00:44:52,876
‫فکر کنم باید این درس رو خودم دوباره یاد بگیرم

517
00:44:52,910 --> 00:44:56,512
‫امیدوارم اینو برای پیشنهاد صلح کافی بدونی

518
00:44:57,986 --> 00:45:01,153
‫هفت دندان مردی که دختره رو به قتل رسوند

519
00:45:01,186 --> 00:45:03,722
‫بقیش توی شهر زندانی ـه

520
00:45:03,756 --> 00:45:05,891
‫چرا ازشون گردنبند نمیسازی؟

521
00:45:05,933 --> 00:45:09,230
‫برو به مردمت بگو برای سرزمینت صلح آوردی

522
00:45:09,270 --> 00:45:13,006
‫فکر کنم خوشحال کننده باشه بدونی از آدمای خودتون نبوده

523
00:45:16,411 --> 00:45:19,748
‫،چشمان تو نباید احساس ترحم کند"
‫،زندگی در برابر زندگی

524
00:45:19,781 --> 00:45:22,955
‫"چشم در ازای چشم ، دندان در ازای دندان"
‫(از کتاب مقدس)

525
00:45:34,471 --> 00:45:36,364
‫این چیزی رو تغییر نمیده

526
00:45:36,404 --> 00:45:40,865
‫منم  اندازه تو از "پراکتور" خوشم نمیاد
‫ولی ممکنه درست بگه

527
00:45:40,907 --> 00:45:43,042
‫الان زمان جنگ نیست

528
00:45:43,076 --> 00:45:46,548
‫الکس، تو نباید همدست پراکتور بشی

529
00:45:46,581 --> 00:45:48,179
‫هانتر" سخت داره روی شورا کار می کنه"

530
00:45:48,213 --> 00:45:50,349
‫از عهده یه آبرو ریزی دیگه برنمیام

531
00:45:50,383 --> 00:45:52,022
‫،تو خودت گفتی
‫توی آب خون ریخته شده

532
00:45:52,055 --> 00:45:54,085
‫آره درسته
‫پس تو کوسه باش

533
00:45:56,423 --> 00:45:58,894
‫کوسه لعنتی باش، الکس

534
00:46:00,363 --> 00:46:03,464
‫میخوای چیکار کنی، نولا؟
‫میخوای منو بزنی؟

535
00:46:25,298 --> 00:46:30,168
‫فکر کنم اشتباه میکردم ازت خواستم اینجا بمونی

536
00:46:30,202 --> 00:46:32,842
‫بعد از چیزایی که اتفاق افتاد

537
00:46:32,875 --> 00:46:36,178
‫همه چیزی که پشت سر گذاشتی

538
00:46:36,211 --> 00:46:38,345
‫باید درموردش فکر میکردم

539
00:46:42,591 --> 00:46:46,021
‫متاسفم، ولی دیگه به اینجا تعلق نداری

540
00:47:02,816 --> 00:47:05,384
‫آره

541
00:47:05,418 --> 00:47:09,689
‫- هیچوقت نداشتم
‫- نه

542
00:47:23,420 --> 00:47:25,515
‫کجا میری؟

543
00:47:25,548 --> 00:47:27,757
‫- نولا
‫- نکن

544
00:47:27,791 --> 00:47:30,161
‫آخرش رئیس شدی

545
00:47:30,195 --> 00:47:32,497
‫با دودل شدن توی تصمیماتت خرابش نکن

546
00:48:05,819 --> 00:48:09,155
‫- لباس خوبیه
‫- واسه تو هم همینطور

547
00:48:09,188 --> 00:48:11,386
‫ممنون

548
00:48:25,543 --> 00:48:30,279
‫- کجا میریم؟
‫- ملاقاتی داری، از این طرف

549
00:48:31,619 --> 00:48:34,285
‫- اینجا؟
‫- اینجا

550
00:48:36,290 --> 00:48:38,024
‫برو

551
00:49:09,601 --> 00:49:12,369
‫بشین

552
00:49:18,888 --> 00:49:20,720
‫از دیدنم تعجب کردی؟

553
00:49:22,394 --> 00:49:24,056
‫نه

554
00:49:25,225 --> 00:49:26,592
‫نه واقعا

555
00:49:26,626 --> 00:49:30,603
‫بنظر میرسه تو و من...

556
00:49:30,636 --> 00:49:32,940
‫کشتن جفتمون خیلی سخته

557
00:49:34,239 --> 00:49:39,346
‫- ارثیه
‫- اینجا چیکار می کنی؟

558
00:49:39,387 --> 00:49:42,823
‫مادرت رو می بینم

559
00:49:42,856 --> 00:49:45,632
‫هردفعه که بهت نگاه می کنم

560
00:49:47,131 --> 00:49:49,339
‫منو گرم می کنه

561
00:49:50,709 --> 00:49:53,644
‫و همزمان منو میکشه

562
00:49:55,415 --> 00:50:00,719
‫وقتی مادرت رو دیدم با یه مرد دیگه بود

563
00:50:00,752 --> 00:50:05,164
‫ولی من بی‌شرمانه باهاش عروسی کردم

564
00:50:05,230 --> 00:50:07,829
‫بی رحمانه

565
00:50:07,862 --> 00:50:12,535
‫اولش فکر کرد دیوانه ام

566
00:50:14,409 --> 00:50:17,314
‫و بعدش فهمید دیوانه هستم

567
00:50:19,286 --> 00:50:22,792
‫ولی در عشق من هیچ شکی نبود

568
00:50:25,097 --> 00:50:26,994
‫عشق

569
00:50:27,036 --> 00:50:28,763
‫صداقت

570
00:50:28,805 --> 00:50:31,300
‫دیوانگی

571
00:50:31,342 --> 00:50:36,709
‫همه اینا بیشتر از چیزی که مردم
‫میخوان باور کنن به هم ربط دارن

572
00:50:38,383 --> 00:50:40,275
‫من...

573
00:50:40,348 --> 00:50:43,216
‫اشتباهاتی کردم، آناستازیا

574
00:50:43,257 --> 00:50:47,827
‫خیلی، و اینقدر بد که بخشودنی نیستن

575
00:50:50,795 --> 00:50:56,701
‫ولی میخواستم بهت بگم
‫قبل از اینکه خیلی دیر بشه

576
00:50:56,775 --> 00:51:02,079
‫چیزی که تو فکر می کنی دیوانگی بود...

577
00:51:04,615 --> 00:51:09,925
‫زیباترین عشقی بود که هرگز شناختم

578
00:51:17,795 --> 00:51:19,769
‫این آخرین باریه که...

579
00:51:19,802 --> 00:51:22,867
‫همدیگه رو می بینیم

580
00:51:34,091 --> 00:51:36,257
‫# تفنگت ، قلبم #

581
00:51:36,291 --> 00:51:38,566
‫# توی تاریکی میلرزی #

582
00:51:38,600 --> 00:51:40,839
‫# مواد تو، رگهای من #

583
00:51:40,873 --> 00:51:43,336
‫# هیچوقت این زنجیر ها رو نمیبندی #

584
00:51:43,378 --> 00:51:44,904
‫# اگه اسمم رو صدا بزنی #

585
00:51:44,945 --> 00:51:47,776
‫# به طرفت راه نمیام، میخزم #

586
00:51:47,809 --> 00:51:49,743
‫# من ملکه خزیدنم #

587
00:51:49,778 --> 00:51:52,249
‫# و نشونت میدم که لانه‌ام رو حکومت می کنم #

588
00:51:52,283 --> 00:51:54,417
‫# ماشین هات، فاحشه هات #

589
00:51:54,451 --> 00:51:56,819
‫# تو میخوای ستاره باشی #

590
00:51:56,861 --> 00:51:59,127
‫# نون تو، من گرسنمه #

591
00:51:59,161 --> 00:52:01,496
‫# هیچوقت این زخم رو مزه نمی کنی #

592
00:52:01,538 --> 00:52:03,305
‫# و اگه اسمم رو صدا کنی #

593
00:52:03,338 --> 00:52:06,107
‫# به طرفت راه نمیام، میخزم #

594
00:52:06,140 --> 00:52:08,241
‫# من ملکه خزیدنم  #

595
00:52:08,275 --> 00:52:12,013
‫# و ملکه بودنم رو نشونت میدم #

596
00:52:21,768 --> 00:52:23,837
‫# و اگه اسم منو صدا کنی #

597
00:52:23,872 --> 00:52:26,641
‫# به طرفت راه نمیام، میخزم #

598
00:52:26,674 --> 00:52:28,608
‫# من ملکه خزیدنم #

599
00:52:28,643 --> 00:52:31,046
‫# و نشونت میدم لانه ام رو حکومت می کنم #

600
00:52:31,080 --> 00:52:34,387
‫# و ملکه بودنم رو نشونت میدم #

601
00:52:53,490 --> 00:53:00,235
‫:ترجمه از
‫<font color=#۰۰۸۰FF>AminGeneral</font> « امین
‫<font color=Red>Javad۴۸</font> « جواد
‫<font color="#ee۴f۴f">  توسط Bluray هماهنگ با نسخه </font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff"> Mohammad_R </font>
