1
00:01:41,681 --> 00:01:45,045
‫و شما کی باشین؟

2
00:01:48,046 --> 00:01:58,046
‫تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـدیـم مـی کـنـد »
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[ TvWorld.info ]</font>
‫<font color="#ee۴f۴f">  توسط Bluray هماهنگ با نسخه </font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff"> Mohammad_R </font>

3
00:02:52,025 --> 00:03:02,025
‫:ترجمه از
‫<font color=#۰۰۸۰FF>AminGeneral</font> « امین
‫<font color=Red>Javad۴۸</font> « جواد

4
00:03:04,026 --> 00:03:08,385
‫فصل دوم ، قسمت نهم
‫Homecoming
‫بازگشت به خانه

5
00:03:10,818 --> 00:03:13,721
‫- کی هستی؟
‫- بهت که گفتم

6
00:03:13,754 --> 00:03:16,457
‫میخوام عیسی مسیح رو وارد زندگیم کنم

7
00:03:16,490 --> 00:03:19,658
‫یه احساسی بهم میگه به زودی عیسی مسیح رو می‌بینی

8
00:03:19,699 --> 00:03:22,666
‫سوال اینجاست که قبل از دیدنش چقدر درد میکِشی

9
00:03:22,699 --> 00:03:25,334
‫تو دیگه چه جور کشیشی هستی؟

10
00:03:25,375 --> 00:03:26,701
‫لطفا مواظب حرف زدنت باش

11
00:03:26,742 --> 00:03:28,739
‫گاییدمت، مادر جنده!

12
00:03:30,643 --> 00:03:33,904
‫هیچ کس اجازه بی حرمتی نداره

13
00:03:35,145 --> 00:03:37,310
‫کمی پیشِ این دوست گمراهـمون باشید

14
00:03:37,343 --> 00:03:40,312
‫ببینید میشه از گمراهی درش آورد یا نه

15
00:03:44,720 --> 00:03:47,487
‫فکر میکردم اصلا قرار نیست بره

16
00:03:48,953 --> 00:03:51,889
‫میدونی، نیازی به اون نیست

17
00:03:51,929 --> 00:03:53,994
‫دهنتو ببند!

18
00:04:30,128 --> 00:04:32,031
‫به‌گا رفتم!

19
00:04:33,000 --> 00:04:35,304
‫برید دنبالش! زنده میخوامش!

20
00:05:06,254 --> 00:05:07,891
‫لعنت!

21
00:05:14,799 --> 00:05:17,835
‫اینطوری

22
00:05:17,869 --> 00:05:19,369
‫صبح بخیر

23
00:05:19,402 --> 00:05:20,936
‫- سلام مامان
‫- سلام

24
00:05:20,969 --> 00:05:24,270
‫- سلام
‫- خیلی خوب شده

25
00:05:25,736 --> 00:05:27,777
‫- خیلی خوب شده
‫- چطور خوابیدی؟

26
00:05:27,810 --> 00:05:29,441
‫خوب

27
00:05:29,474 --> 00:05:31,144
‫- خوشت میاد؟
‫- آره

28
00:05:31,177 --> 00:05:33,479
‫منم همینطوری، عالی شده

29
00:05:33,512 --> 00:05:35,710
‫هی، بریم بیرون و امتحانش کنیم

30
00:05:35,743 --> 00:05:38,517
‫- میخوای حرکات نمایشی انجام بدی؟
‫- اوه، آره

31
00:05:38,550 --> 00:05:41,516
‫فکر کنم موفق بشی

32
00:05:53,823 --> 00:05:55,696
‫دلم برای این تنگ شده

33
00:05:56,730 --> 00:05:58,897
‫دل منم برای تو تنگ شده

34
00:06:04,137 --> 00:06:07,371
‫به نظرت دوباره میتونیم مثل قبل بشیم؟

35
00:06:10,077 --> 00:06:12,350
‫نمیدونم

36
00:06:12,383 --> 00:06:15,750
‫احتمالا نه مثل قبل، ولی شاید یه چیز متفاوت

37
00:06:15,783 --> 00:06:18,020
‫یه چیز بهتر

38
00:06:23,495 --> 00:06:26,031
‫متاسفم که بهت دروغ گفتم

39
00:06:27,432 --> 00:06:29,269
‫میدونم

40
00:06:29,302 --> 00:06:32,269
‫بعضی موقع‌ها وقتی برای مدت زیادی
‫،با یه دروغ زندگی میکنی

41
00:06:32,302 --> 00:06:34,572
‫کم کم حس میکنی واقعیت داره

42
00:06:34,605 --> 00:06:36,572
‫- سلام آلما
‫- سلام

43
00:06:36,605 --> 00:06:38,707
‫پرونده دستگیری پراکتور، انجامش میدی؟

44
00:06:38,740 --> 00:06:40,539
‫حتما کلی کاغذبازی داره

45
00:06:40,571 --> 00:06:42,270
‫چقدر برام هزینه داره؟

46
00:06:42,303 --> 00:06:43,804
‫شوخی میکنی؟

47
00:06:43,837 --> 00:06:46,705
‫- طرف پراکتور ـه، مهمون من
‫- ممنون

48
00:06:46,738 --> 00:06:49,411
‫تازه، جفتمون میدونیم کارهای اداری تو تعریفی نداره

49
00:06:51,917 --> 00:06:54,351
‫- سلام امت
‫- کلانتر

50
00:06:58,089 --> 00:07:00,189
‫- برای اینا اومدی؟
‫- نه

51
00:07:00,222 --> 00:07:03,556
‫- لیاقت اون نشان رو ندارم
‫- بی خیال

52
00:07:03,589 --> 00:07:05,660
‫هیچ کس اندازه تو لیاقتش رو نداره

53
00:07:05,693 --> 00:07:07,661
‫از بازپرس دادگستری خبری نشد؟

54
00:07:07,694 --> 00:07:10,101
‫بذار من نگران بازپرس باشم، خب؟

55
00:07:10,134 --> 00:07:12,471
‫- ببین، کاری که من با اونا کردم...
‫- حقشون بود

56
00:07:12,504 --> 00:07:15,101
‫- نه از جانب من
‫- خب اگه از جانب تو نه...

57
00:07:16,300 --> 00:07:19,968
‫،گوش کن امت، از یه طرف قانونی هست

58
00:07:20,001 --> 00:07:22,174
‫- و از طرف دیگه، کاری که درسته
‫- و یه طرف دیگه خدا

59
00:07:22,207 --> 00:07:25,237
‫خدا فقط نشسته به جروبحث ما می‌خنده

60
00:07:27,478 --> 00:07:29,676
‫این شغل یه بلایی داره سرم میاره

61
00:07:29,709 --> 00:07:32,674
‫نمیتونم ریسک کنم تا دوباره آدم دیشبی بشم

62
00:07:34,715 --> 00:07:37,945
‫- پس چیکار میخوای بکنی؟
‫- خواهرم توی فلوریدا زندگی میکنه

63
00:07:37,986 --> 00:07:40,584
‫میخوام یه مدتی برم اونجا

64
00:07:40,617 --> 00:07:42,520
‫ببینم چی پیش میاد

65
00:07:47,360 --> 00:07:49,526
‫متنفرم از اینکه از دستت بدم

66
00:07:50,895 --> 00:07:52,859
‫،شاید بقیه رو بتونی گول بزنی

67
00:07:52,892 --> 00:07:55,363
‫ولی منو نه

68
00:07:58,260 --> 00:07:59,826
‫چطور مگه؟

69
00:07:59,867 --> 00:08:01,897
‫من میدونم که آدم خوبی هستی

70
00:08:03,234 --> 00:08:05,369
‫باعث افتخار بود باهات کار کنم

71
00:08:07,801 --> 00:08:09,968
‫منم همینطور

72
00:08:45,197 --> 00:08:47,163
‫سلام پرستار

73
00:08:47,196 --> 00:08:49,530
‫یکم مورفین بهم بزن

74
00:08:49,563 --> 00:08:53,468
‫دارم می‌میرم

75
00:08:53,501 --> 00:08:56,507
‫یک ساعته دارم این زنگ لعنتی رو فشار میدم

76
00:08:56,540 --> 00:08:59,671
‫شما کدوم گوری هستید؟

77
00:09:04,978 --> 00:09:06,449
‫اوه لعنتی

78
00:09:06,482 --> 00:09:09,710
‫- درسته
‫- باید به پراکتور بگی...

79
00:09:09,751 --> 00:09:11,276
‫من هیچی بهشون نگفتم

80
00:09:11,317 --> 00:09:13,377
‫،اون موقع که اومدن پیش من

81
00:09:13,410 --> 00:09:14,849
‫خودشون همه چیو میدونستن

82
00:09:14,882 --> 00:09:19,185
‫داری چیکار میکنی؟
‫اون سُرُم مورفین منه!

83
00:09:19,218 --> 00:09:22,721
‫دیگه نیازی بهش نداری

84
00:09:24,058 --> 00:09:27,761
‫تو پول میگرفتی تا جنس های آقای پراکتور
‫رو حمل و نقل کنی...

85
00:09:27,794 --> 00:09:29,864
‫و دهنت رو ببندی

86
00:09:29,897 --> 00:09:32,160
‫ولی تصمیم گرفتی با مامورها حرف بزنی

87
00:09:32,201 --> 00:09:36,302
‫به این خاطر آقای پراکتور ازم خواسته تا بهت اطلاع بدم...

88
00:09:36,334 --> 00:09:38,901
‫دیگه به خدمات تو نیازی نیست

89
00:09:38,934 --> 00:09:40,807
‫دست از سرم بردار...

90
00:10:14,593 --> 00:10:18,992
‫# ساعت ۷ شبه و قلبم ایستاده #

91
00:10:19,033 --> 00:10:21,727
‫# دختر شیرین من #

92
00:10:23,896 --> 00:10:26,198
‫# توی این شلوغی #

93
00:10:26,231 --> 00:10:30,901
‫# هنوز میشه فریاد زد و صدا رو شنید؟ #

94
00:10:32,709 --> 00:10:36,907
‫# ساعت ۷ شبه و قلبم ایستاده #

95
00:10:36,940 --> 00:10:40,144
‫# دختر شیرین من #

96
00:10:42,146 --> 00:10:44,850
‫# توی این شلوغی #

97
00:10:44,883 --> 00:10:49,489
‫# هنوز میشه فریاد زد و صدا رو شنید؟ #

98
00:10:51,122 --> 00:10:55,388
‫# ولی هنوز من اینجام #

99
00:10:55,421 --> 00:10:59,819
‫# دختر شیرین من #

100
00:11:08,433 --> 00:11:09,694
‫# اوه #

101
00:11:09,727 --> 00:11:14,198
‫# خاکستری و بی‌پایان #

102
00:11:14,231 --> 00:11:18,836
‫# خاکستری و بی‌پایان #

103
00:11:18,869 --> 00:11:23,276
‫# خاکستری و بی‌پایان #

104
00:11:23,309 --> 00:11:28,276
‫# خاکستری و بی‌پایان #

105
00:11:36,617 --> 00:11:40,255
‫# ...ساعت یازده #

106
00:11:51,726 --> 00:11:53,891
‫اینجا چیکار میکنی، شوگر؟

107
00:11:53,931 --> 00:11:56,296
‫وقتی من زندان بودم تو اومدی ملاقاتم

108
00:11:56,328 --> 00:11:58,726
‫دارم لطفت رو جبران میکنم

109
00:11:58,759 --> 00:12:01,396
‫اومدم ببینم چیزی نیاز داری یا نه

110
00:12:02,261 --> 00:12:04,564
‫جدی؟

111
00:12:09,072 --> 00:12:10,510
‫موقعی که هوود داشت...

112
00:12:10,543 --> 00:12:13,109
‫نقشه می‌ریخت، دوستیت کجا رفته بود؟

113
00:12:13,142 --> 00:12:15,507
‫فقط به یه هشدار ساده نیاز داشتم

114
00:12:15,540 --> 00:12:18,546
‫هوود که با من هم‌فکری نمیکنه

115
00:12:18,579 --> 00:12:20,281
‫جدی؟

116
00:12:20,314 --> 00:12:22,684
‫اگه میکرد بهم میگفتی؟

117
00:12:26,282 --> 00:12:29,015
‫کای...

118
00:12:29,056 --> 00:12:31,422
‫از موقعی که یه بچه بودی تو رو میشناسم

119
00:12:31,455 --> 00:12:33,357
‫شاید هیچ وقت دوست نبودیم...

120
00:12:33,390 --> 00:12:36,462
‫ولی به نوعی، هنوزم یه خونواده ایم

121
00:12:38,927 --> 00:12:41,933
‫خونواده نیستیم، نه از این به بعد

122
00:12:42,829 --> 00:12:45,562
‫انتخابت رو کردی

123
00:12:45,595 --> 00:12:48,367
‫و دیگه بر نگرد

124
00:12:50,431 --> 00:12:52,997
‫کای، لازم نیست اینطوری بشه

125
00:12:55,135 --> 00:12:57,207
‫چرا، لازمه

126
00:12:57,240 --> 00:12:59,974
‫من این زمانی که به خاطر شما
‫از دست میدم رو ندید میگیرم

127
00:13:00,007 --> 00:13:02,644
‫ولی وقتی بیام بیرون، که حتما میام...

128
00:13:02,677 --> 00:13:04,979
‫میرم سراغ هوود

129
00:13:05,012 --> 00:13:07,550
‫و اگه تو بینمون قرار بگیری، نابودت میکنم...

130
00:13:07,583 --> 00:13:09,689
‫بدون کوچیک‌ترین تردیدی

131
00:13:16,025 --> 00:13:18,390
‫نباید میومدی اینجا

132
00:13:27,762 --> 00:13:31,567
‫هی رئیس، ممکنه توی پرونده
‫پراکتور به مشکلی بخوریم

133
00:13:31,600 --> 00:13:34,335
‫،فقط پسرت رو بردار و برو
‫دیگه نمیتونی برگردی اینجا

134
00:13:34,368 --> 00:13:36,935
‫چرا داری کمکم میکنی؟

135
00:13:36,968 --> 00:13:40,071
‫منم میدونم محصور شدن توی
‫زندگی خودت چه حسی داره

136
00:13:40,112 --> 00:13:41,806
‫رفته بودم به "جولیت" سر بزنم

137
00:13:41,839 --> 00:13:44,445
‫سر کارش نرفته بود

138
00:13:44,478 --> 00:13:47,613
‫- و تو چطور؟
‫- من انتخاب خودمو کردم

139
00:13:47,678 --> 00:13:50,118
‫- ممنونم
‫- فقط برو

140
00:13:51,015 --> 00:13:52,655
‫رفتم مهد کودک پسرش

141
00:13:52,688 --> 00:13:54,689
‫ظاهرا وسط روز پسرش رو برده

142
00:13:54,722 --> 00:13:56,992
‫مسئول اونجا فکر میکنه دیگه نمیخواد برگرده

143
00:13:57,025 --> 00:13:58,727
‫دختر باهوشیه

144
00:13:58,760 --> 00:14:02,126
‫- پس پرونده علیه پراکتور چی؟
‫- دختره هیچ وقت شهادت نمیداد

145
00:14:03,534 --> 00:14:06,229
‫مدارک محکم تری از طرف لانگ شادو داریم

146
00:14:12,541 --> 00:14:14,140
‫سلام

147
00:14:14,173 --> 00:14:15,908
‫اون یه لیست از افرادی داره که پراکتور...

148
00:14:15,941 --> 00:14:18,076
‫زمین هاشون رو به‌زور برای ساختن کازینو گرفته

149
00:14:18,109 --> 00:14:20,347
‫و فکر میکنی لانگ شادو لیست رو به ما میده؟

150
00:14:20,378 --> 00:14:22,438
‫خیلی دلش میخواد از شر پراکتور خلاص بشه

151
00:14:22,479 --> 00:14:25,110
‫اتهامات علیه دایی من به زودی برداشته میشه

152
00:14:25,143 --> 00:14:27,679
‫نمیخواد نگران چیزی باشی

153
00:14:27,712 --> 00:14:30,816
‫ولی من نگرانم، ربکا

154
00:14:30,849 --> 00:14:32,721
‫اصلا شک نداشتم که وکلای پراکتور...

155
00:14:32,754 --> 00:14:35,422
‫اونو از این اتهامات تبرئه میکنن

156
00:14:35,455 --> 00:14:37,654
‫ولی پلیس اسنادی داره که اون رو
‫به "کیناهو موون" ربط میده

157
00:14:37,687 --> 00:14:39,525
‫و اینو نمیتونم قبول کنم

158
00:14:39,558 --> 00:14:41,828
‫به نظر میرسه اینو باید...

159
00:14:41,861 --> 00:14:44,260
‫با خودش وقتی آزاد شد در میون بذاری

160
00:14:44,293 --> 00:14:46,731
‫- چرا الان؟
‫- چی؟

161
00:14:46,764 --> 00:14:48,763
‫پراکتور... چرا الان؟

162
00:14:48,796 --> 00:14:50,759
‫به خاطر همین اینجام، مگه نه؟

163
00:14:50,800 --> 00:14:52,396
‫مطمئن نیستم چرا اینجایی

164
00:14:52,429 --> 00:14:54,060
‫سعی میکنم از کارای تو...

165
00:14:54,101 --> 00:14:56,197
‫سر درارم...
‫روند اداری، قانونی، مجوز...

166
00:14:56,230 --> 00:14:58,134
‫برای هیچ کدومش صبر نمیکنی

167
00:14:59,040 --> 00:15:00,576
‫،ربکا

168
00:15:00,609 --> 00:15:03,070
‫،داییت فرصت های زیادی داشته

169
00:15:03,111 --> 00:15:05,771
‫ولی فرصتش دیگه داره تموم میشه

170
00:15:05,812 --> 00:15:07,939
‫،فکر نمیکنم به خاطر این نابود بشه

171
00:15:07,980 --> 00:15:10,781
‫مطمئنم، چون خودم کمکشون میکنم نابودش کنن

172
00:15:10,814 --> 00:15:13,015
‫چرا اینو بهم میگی؟

173
00:15:15,185 --> 00:15:18,291
‫وقتشه یه تصمیم بگیری

174
00:15:22,064 --> 00:15:24,493
‫چرا من؟

175
00:15:26,365 --> 00:15:28,028
‫ازت خوشم میاد

176
00:15:57,231 --> 00:15:59,767
‫این مجوز فقط برای زیرزمین صادر شده...

177
00:15:59,832 --> 00:16:02,199
‫و حق جستجو بقیه جاهای دیگه خونه رو نداره

178
00:16:02,232 --> 00:16:05,102
‫،پس میشه ادعا کرد سردابه

179
00:16:05,135 --> 00:16:07,142
‫،که اسلحه ها اونجا پیدا شدند

180
00:16:07,175 --> 00:16:10,110
‫جزء مجوز نبوده و به همین خاطر بی اعتباره

181
00:16:10,143 --> 00:16:12,278
‫- قبول میکنن؟
‫- پنجاه پنجاه ست

182
00:16:12,311 --> 00:16:13,982
‫بستگی به قاضیش داره

183
00:16:14,015 --> 00:16:16,118
‫تا اون موقع سعی میکنم با قرار وثیقه آزادت کنم

184
00:16:16,151 --> 00:16:18,614
‫،ممکنه از این بترسن که فرار کنی

185
00:16:18,655 --> 00:16:21,486
‫،ولی جدیدا برای همه میشه وثیقه گذاشت
‫پس تلاشم رو میکنم

186
00:16:21,519 --> 00:16:23,422
‫یکی دو روزی طول میکشه

187
00:16:23,455 --> 00:16:26,622
‫- لانگ شادو چی؟
‫- اینم مشکل دیگه ماست

188
00:16:26,662 --> 00:16:30,324
‫- مطمئنی از پسش برمیاد؟
‫- به نظر که مطمئن میرسه

189
00:16:30,365 --> 00:16:33,258
‫باشه، پس باید ببینیم چند مَرده حلاجه

190
00:16:33,299 --> 00:16:35,995
‫تا اون موقع اولویت اولم بیرون آوردن توئه

191
00:16:36,036 --> 00:16:38,869
‫به محض اینکه چیز جدیدی گیرم اومد خبرت میکنم

192
00:16:38,902 --> 00:16:41,708
‫- ممنون
‫- ربکا، بیرون منتظرت میشم

193
00:16:48,749 --> 00:16:50,745
‫چی شده؟

194
00:16:51,880 --> 00:16:53,772
‫همه مشکلات با هم سرم خراب شدند

195
00:16:53,813 --> 00:16:55,212
‫نگران "الکس" هستی؟

196
00:16:55,245 --> 00:16:59,214
‫خب، کلی طول کشید تا یه خرده جرئت پیدا کنه

197
00:17:00,615 --> 00:17:03,550
‫کاری از "اسپرلینگ" برنمیاد؟

198
00:17:03,591 --> 00:17:04,726
‫شاید

199
00:17:05,653 --> 00:17:07,451
‫شاید

200
00:17:07,524 --> 00:17:08,983
‫دایی؟

201
00:17:10,752 --> 00:17:14,454
‫،برو خونه، ربکا
‫فردا حرف میزنیم

202
00:17:14,495 --> 00:17:16,694
‫باشه

203
00:17:26,501 --> 00:17:28,604
‫یه ملاقاتی دیگه داری

204
00:17:42,711 --> 00:17:44,279
‫مادر

205
00:17:44,312 --> 00:17:46,413
‫سلام کای

206
00:18:01,290 --> 00:18:03,389
‫خسته به نظر میرسی

207
00:18:05,523 --> 00:18:07,891
‫خسته نیستم

208
00:18:07,925 --> 00:18:09,628
‫فقط پیرتر شدم

209
00:18:14,098 --> 00:18:16,095
‫چرا اومدی اینجا؟

210
00:18:16,128 --> 00:18:18,766
‫مادری که میشنوه پسرش تنهاست و...

211
00:18:18,799 --> 00:18:20,902
‫توی دردسر افتاده چیکار میکنه؟

212
00:18:22,399 --> 00:18:24,934
‫خب...

213
00:18:24,975 --> 00:18:28,371
‫چندین ساله که من تنها هستم، مادر...

214
00:18:28,404 --> 00:18:31,334
‫کل دوران بزرگ‌سالیم

215
00:18:34,006 --> 00:18:36,173
‫منم همینطور بودم

216
00:18:38,975 --> 00:18:41,477
‫پدر میدونه اینجایی؟

217
00:18:43,076 --> 00:18:45,409
‫پدرت از همه به غیر از خودش...

218
00:18:45,450 --> 00:18:48,280
‫انتظار ابراز ندامت داره

219
00:18:50,954 --> 00:18:53,322
‫،هر چقدر که پیرتر شدم

220
00:18:53,355 --> 00:18:56,594
‫صبرم برای تحملِ تکبر و حق‌به‌جانب بودنش...

221
00:18:56,627 --> 00:18:58,823
‫کمتر شد

222
00:19:00,023 --> 00:19:03,724
‫- با این حال پیشش موندی
‫- پیشش موندم

223
00:19:05,997 --> 00:19:08,859
‫اینطور تربیت نشدم که فکر کنم راه دیگه ای هم هست

224
00:19:10,835 --> 00:19:13,170
‫،موقعی که عقلم به این چیزا رسید

225
00:19:13,203 --> 00:19:15,231
‫یه زنِ پیر شده بودم

226
00:19:22,775 --> 00:19:25,206
‫من ناامیدت کردم، کای

227
00:19:25,239 --> 00:19:29,211
‫اجازه دادم تعصباتِ آدمای کوته‌فکر برای...

228
00:19:29,244 --> 00:19:30,706
‫سرنوشتت تصمیم بگیرن

229
00:19:30,747 --> 00:19:33,743
‫اون موقع باید ازت دفاع میکردم...

230
00:19:33,776 --> 00:19:36,848
‫همونطوری که هر مادر دیگه ای توی دنیا

231
00:19:36,881 --> 00:19:38,679
‫از فرزندش دفاع میکنه

232
00:19:38,712 --> 00:19:42,750
‫و حالا که تو رو اینجا می‌بینم، میدونم که...

233
00:19:42,783 --> 00:19:45,651
‫ما تو رو به اینجا کشوندیم...

234
00:19:45,684 --> 00:19:47,817
‫پدرت و من

235
00:19:55,728 --> 00:19:59,691
‫،جرایم تو، هر چی که باشه

236
00:19:59,724 --> 00:20:02,489
‫جرایم منم هست

237
00:20:19,835 --> 00:20:22,205
‫میشه دوباره بیام به دیدنت؟

238
00:20:28,813 --> 00:20:30,946
‫آره

239
00:20:55,235 --> 00:20:58,207
‫میتونم کمکتون کنم؟

240
00:20:58,240 --> 00:21:02,373
‫سروان "جولیاس بونر"، پلیس نیویورک

241
00:21:02,406 --> 00:21:04,341
‫پس برای عبادت نیومدید؟

242
00:21:04,374 --> 00:21:06,013
‫نه

243
00:21:06,079 --> 00:21:08,046
‫مشغول انجام وظیفه برای اف بی آی هستم

244
00:21:08,079 --> 00:21:12,948
‫- مامور "راسین" کجاست؟
‫- کسی نمیدونه

245
00:21:12,981 --> 00:21:15,716
‫شاید برای همین ازم خواستند بیام اینجا...

246
00:21:15,749 --> 00:21:17,817
‫تا ببینم شما میدونید یا نه

247
00:21:17,850 --> 00:21:20,690
‫مدتیه که مامور "راسین" رو ندیدم

248
00:21:20,723 --> 00:21:23,258
‫خیلی وضع سلامتیش مساعد نبود

249
00:21:23,291 --> 00:21:26,394
‫ولی هر از گاهی میومده اینجا

250
00:21:26,427 --> 00:21:29,495
‫بله، دنبال برادرم میگشت

251
00:21:29,528 --> 00:21:31,859
‫پس گویا شما هم از برادرتون خبر ندارید

252
00:21:31,893 --> 00:21:33,891
‫اگه داشتم، به نظرت بهت میگفتم؟

253
00:21:33,932 --> 00:21:36,666
‫نه، فکر کنم نمی‌گفتید

254
00:21:36,699 --> 00:21:39,435
‫فکر نمیکنم اجازه بدید اینجا رو بگردم

255
00:21:39,468 --> 00:21:43,339
‫درسته، مگه اینکه مجوزت رو نشونم بدی

256
00:21:43,372 --> 00:21:46,845
‫چرا اینقدر علاقه مندی؟
‫مطمئنم پرونده های جالب تری هم بهت میرسه

257
00:21:46,878 --> 00:21:48,710
‫اوه بله

258
00:21:48,743 --> 00:21:51,380
‫ولی هیچ وقت نمیشه کسی که از
‫دستت در میره رو فراموش کرد

259
00:21:51,445 --> 00:21:53,777
‫خیلی وقت پیش تقریبا گرفته بودمش

260
00:21:53,811 --> 00:21:57,184
‫یه پسره رو گرفتم که براش کار میکرد

261
00:21:57,249 --> 00:21:58,647
‫الماس

262
00:22:02,019 --> 00:22:05,223
‫معلوم شد خودِ "ربیت" ما رو مطلع کرده بود

263
00:22:05,256 --> 00:22:09,923
‫سعی کردم پسره رو مجاب به همکاری کنم، ولی اون...

264
00:22:09,956 --> 00:22:12,892
‫میدونی، وفادار بود

265
00:22:12,925 --> 00:22:16,765
‫هر کسی باید طبق سرنوشت خودش
‫زنده بمونه یا بمیره

266
00:22:16,798 --> 00:22:19,802
‫البته

267
00:22:19,835 --> 00:22:24,233
‫خب، روز خوبی داشته باشی، پدر

268
00:22:24,266 --> 00:22:26,842
‫روز خوبی داشته باشی

269
00:22:28,012 --> 00:22:29,780
‫دارن نزدیک میشن...

270
00:22:29,813 --> 00:22:33,442
‫دیشب اون مزاحم ـه، الانم این آقا پلیسه

271
00:22:33,483 --> 00:22:35,617
‫به زودی به اینجا میرسن

272
00:22:35,650 --> 00:22:39,081
‫امیدوارم وقتی باهاشون مواجه میشم...

273
00:22:39,114 --> 00:22:41,155
‫قوی تر باشم

274
00:22:47,930 --> 00:22:50,790
‫فرستادن آدمکش برای کشتن اونا اشتباه بود

275
00:22:50,823 --> 00:22:52,725
‫باید صبر میکردیم تا کاملا خوب بشی

276
00:22:52,758 --> 00:22:55,564
‫تنها اشتباه، شکستِ آدمکش ـه بود

277
00:22:55,597 --> 00:22:56,933
‫اینو نمیشد پیشبینی کرد

278
00:23:06,876 --> 00:23:08,810
‫- تو دیگه کی هستی؟
‫- من پرستارم آقا

279
00:23:08,843 --> 00:23:10,872
‫مزاحم ـه رو چیکار کردین؟

280
00:23:10,905 --> 00:23:14,042
‫از اونی که فکر میکردیم ماهر تر بود

281
00:23:14,083 --> 00:23:17,047
‫بیمارستان های زیادی توی شهر هست، پیداش میکنیم

282
00:23:17,080 --> 00:23:18,781
‫- کدوم بیمارستان؟
‫- بیمارستان پروتستان نیویورک

283
00:23:18,814 --> 00:23:22,546
‫- تیر خوردم؟
‫- نه، با ماشین تصادف کردی

284
00:23:22,579 --> 00:23:24,547
‫باید فرض کنیم به دوستاش خبر میده

285
00:23:24,580 --> 00:23:27,556
‫بدجور آسیب دیده، ممکنه نتونه به هیچکس خبر بده

286
00:23:27,589 --> 00:23:30,861
‫- چه مدته که اینجام؟
‫- نمیدونم، شیفت من از شب شروع شده

287
00:23:30,894 --> 00:23:32,291
‫- پلیس اومده؟
‫- چرا باید پلیس بیاد؟

288
00:23:32,324 --> 00:23:34,153
‫همه رو خبر کردم

289
00:23:34,194 --> 00:23:36,162
‫براشون آماده هستیم

290
00:23:36,195 --> 00:23:38,059
‫داری چیکار می کنی؟
‫نه، نمیتونی از تخت بیای پایین

291
00:23:38,100 --> 00:23:40,131
‫- لباس های لعنتی ـم کجان؟
‫- نمیتونی هیچ جایی بری

292
00:23:40,164 --> 00:23:43,002
‫- اونا منو می کشن
‫- هیچکس تو رو نمی کشه

293
00:23:43,035 --> 00:23:45,738
‫- میزنن منو می کشن
‫- سرت ضربه بدی خورده ،هیچ جایی نمیتونی بری

294
00:23:45,771 --> 00:23:47,506
‫- به درک
‫- خواهش می کنم فقط برگرد توی تخت

295
00:23:47,539 --> 00:23:50,009
‫- اینجا به کمک نیاز دارم
‫- ولم کن

296
00:23:51,441 --> 00:23:53,943
‫سلام، ببخشید منتظرت گذاشتم

297
00:23:53,976 --> 00:23:55,974
‫اشکالی نداره، تازه رسیدم

298
00:23:56,007 --> 00:23:58,373
‫لورا"، یه فنجون قهوه میاری؟"

299
00:24:01,109 --> 00:24:03,347
‫چند روز پیش اون ساختمان منفجر شد

300
00:24:03,380 --> 00:24:05,715
‫میگن کارگاه ساخت قرص "اکستازی" بوده

301
00:24:05,748 --> 00:24:07,282
‫پراکتور؟

302
00:24:07,315 --> 00:24:10,785
‫خب، نمی تونیم ثابت کنیم ولی آره

303
00:24:10,818 --> 00:24:12,153
‫ممنون

304
00:24:12,186 --> 00:24:14,425
‫از سازمان مبارزه با مواد مخدر
‫درخواست یه تیم تحقیقاتی کردم

305
00:24:14,458 --> 00:24:16,961
‫ولی اولش باید مارو روی نقشه پیدا کنن

306
00:24:18,593 --> 00:24:20,559
‫پس حدس میزنم این اتفاق بر اثر
‫لوله کشی خراب گاز نبوده؟

307
00:24:20,592 --> 00:24:23,798
‫همم، کامیون از توی دیوار رد شده
‫بعدشم اون مکان رفته روی هوا

308
00:24:27,230 --> 00:24:29,164
‫همین؟ چرا اینارو نشونم میدی؟

309
00:24:29,197 --> 00:24:30,763
‫چون روز قبلی که این اتفاق افتاد

310
00:24:30,804 --> 00:24:33,201
‫من با هوود و امت اونجا بودم، چند تا آدم رو پیدا کردیم

311
00:24:33,234 --> 00:24:35,032
‫فهمیدیم اینجا مواد رو میسازن

312
00:24:35,065 --> 00:24:37,071
‫و هوود هم میخواست به پراکتور بچسبونش

313
00:24:37,104 --> 00:24:39,937
‫- ولی نتونستیم
‫- بعدش ترکید

314
00:24:40,906 --> 00:24:42,273
‫همینطوری

315
00:24:42,313 --> 00:24:43,678
‫و بعدش پراکتور رو با حکم گیر انداخت

316
00:24:43,711 --> 00:24:46,108
‫بر اساس اطلاعاتی از طرف یه خبرچین محرمانه

317
00:24:46,141 --> 00:24:49,442
‫دقیقا، من بودم همه امیدم رو روی اون حکم نمیذاشتم

318
00:24:49,475 --> 00:24:51,611
‫لعنتی

319
00:24:53,654 --> 00:24:55,991
‫میخواد چیکار کنه؟

320
00:25:03,188 --> 00:25:05,594
‫جورج

321
00:25:05,627 --> 00:25:08,130
‫روز سختی داشتی؟

322
00:25:08,163 --> 00:25:10,161
‫بنظر میاد این روزا همش همینطوریه

323
00:25:10,194 --> 00:25:11,297
‫نوشیدنی میخوای؟

324
00:25:11,330 --> 00:25:12,968
‫نه

325
00:25:15,065 --> 00:25:17,904
‫کار تماشایی با شورا کردی

326
00:25:17,937 --> 00:25:21,338
‫اه جورج ،از این بازنده های همیشه غمگین نباش

327
00:25:22,348 --> 00:25:23,947
‫به وجدانشون رای دادن

328
00:25:25,483 --> 00:25:26,745
‫خب، مطمئنم شنیدی

329
00:25:26,778 --> 00:25:28,513
‫که دوست خوبت پراکتور

330
00:25:28,546 --> 00:25:31,084
‫بار دیگه زندانی شده

331
00:25:32,086 --> 00:25:34,926
‫پراکتور دوست من نیست

332
00:25:34,959 --> 00:25:36,461
‫واقعیتش، دارم اقداماتی انجام میدم

333
00:25:36,495 --> 00:25:38,764
‫تا مطمئن بشم زمین میخوره

334
00:25:41,196 --> 00:25:44,130
‫شاید تو رو دست کم گرفتم

335
00:25:46,131 --> 00:25:50,310
‫اما شاید تو هم منو دست کم گرفتی

336
00:25:56,212 --> 00:25:58,546
‫این خنجر...

337
00:25:58,579 --> 00:26:01,749
‫متعلق به پدربزرگ پدر من بوده

338
00:26:01,783 --> 00:26:03,855
‫به عنوان یه "توتم"  توی خانواده دست به دست شده

339
00:26:03,888 --> 00:26:07,328
‫به اولین پسر بدنیا آمده از هر نسل میرسه

340
00:26:07,361 --> 00:26:09,495
‫وقتی به سن بلوغ رسید

341
00:26:09,528 --> 00:26:12,228
‫تا حالا، همه ی مردان خانواده من

342
00:26:12,261 --> 00:26:14,332
‫که این خنجر رو حمل کردن

343
00:26:14,365 --> 00:26:16,502
‫هر از گاهی مجبور شدن ازش استفاده کنن

344
00:26:16,535 --> 00:26:20,210
‫البته، من پسری ندارم

345
00:26:25,207 --> 00:26:28,384
‫الان وقتشه تو استفاده ـش کنی، جورج؟

346
00:26:28,417 --> 00:26:30,755
‫به همین دلیل اومدی اینجا؟

347
00:26:36,596 --> 00:26:39,126
‫فکر نمی کردم

348
00:27:00,279 --> 00:27:03,721
‫وقتی فهمیدم دونستنش سخت بود

349
00:27:03,754 --> 00:27:06,752
‫دختر بچه ها عاشق پدرشونن

350
00:27:06,785 --> 00:27:09,359
‫و پدر من هم خیلی دوست داشتنی بود

351
00:27:09,392 --> 00:27:11,591
‫خیلی توجه میکرد

352
00:27:11,624 --> 00:27:13,392
‫منو توی یه دنیای کوچیک نگه داشت

353
00:27:13,425 --> 00:27:17,771
‫و من هیچ واقعیت دیگه ای نداشتم
‫که باهاش مقایسه ـش کنم

354
00:27:20,938 --> 00:27:22,369
‫پس چی تغییر کرد؟

355
00:27:22,402 --> 00:27:24,505
‫بچه ها توی مدرسه...

356
00:27:25,809 --> 00:27:27,944
‫شروع کردن به اذیت کردنم

357
00:27:27,977 --> 00:27:30,442
‫میدونی بچه ها چیکار می کنن

358
00:27:33,217 --> 00:27:36,317
‫بعدش یه روزی، از مدرسه میرفتم سمت خونه

359
00:27:36,350 --> 00:27:38,412
‫و از کنار یه دکه روزنامه فروشی رد شدم

360
00:27:40,549 --> 00:27:44,251
‫و عکس پدرم روی جلد اول همه روزنامه ها بود

361
00:27:45,322 --> 00:27:47,719
‫منم یه روزنامه خریدم و خوندمش

362
00:27:47,752 --> 00:27:49,916
‫چیز زیادی نفهمیدم... نزدیک یازده سالم بود

363
00:27:49,949 --> 00:27:51,724
‫ولی به اندازه کافی متوجه شدم

364
00:27:53,254 --> 00:27:56,494
‫اونا می گفتن پدر من آدما رو کشته

365
00:27:58,063 --> 00:28:00,463
‫پس روزنامه رو برداشتم و گذاشتمش روی بالشتش...

366
00:28:01,336 --> 00:28:03,500
‫و رفتم خوابیدم

367
00:28:03,533 --> 00:28:05,729
‫صبح روز بعد توی اتاقم نشسته بود

368
00:28:05,762 --> 00:28:08,401
‫روی یه صندلی قدیمی گهواره ای که گوشه اتاق بود

369
00:28:08,434 --> 00:28:12,537
‫عقب و جلو میرفت و به من خیره شده بود

370
00:28:12,570 --> 00:28:15,306
‫برای اولین بار توی زندگیم ازش ترسیده بودم

371
00:28:15,339 --> 00:28:17,578
‫خدایا ، کری

372
00:28:21,509 --> 00:28:24,378
‫اما بعدش منو برداشت...

373
00:28:24,411 --> 00:28:27,411
‫گذاشت روی پاش، و چشام بزور باز بود

374
00:28:30,788 --> 00:28:32,419
‫سرم رو بوسید

375
00:28:32,452 --> 00:28:34,555
‫و روی صندلی گهواره ای  منو عقب و جلو برد

376
00:28:34,588 --> 00:28:37,183
‫و تقریبا دوباره خوابم برد

377
00:28:42,823 --> 00:28:45,127
‫اون پدرم بودم

378
00:28:46,032 --> 00:28:47,799
‫هی...

379
00:28:49,737 --> 00:28:51,233
‫کافیه

380
00:28:51,274 --> 00:28:53,868
‫وقت زیادی داری که بقیه ـش رو بهم بگی

381
00:28:55,532 --> 00:28:58,836
‫- آره، باید برم
‫- نه، نه، نه

382
00:28:59,878 --> 00:29:01,509
‫نه

383
00:29:02,711 --> 00:29:04,815
‫نه، نباید بری

384
00:29:14,690 --> 00:29:16,561
‫خوبی؟

385
00:29:18,466 --> 00:29:22,027
‫آره، فقط به "امت" فکر می کنم

386
00:29:23,261 --> 00:29:24,668
‫آره

387
00:29:24,701 --> 00:29:27,638
‫نمی تونم باور کنم اینطوری کنترلشو از دست داد

388
00:29:31,310 --> 00:29:33,204
‫خب، فکر نکنم کنرلشو از دست داد

389
00:29:33,237 --> 00:29:35,612
‫فکر کنم با هوشیاری تصمیم گرفت

390
00:29:36,646 --> 00:29:39,245
‫اونا به خانوادش آسیب زدن

391
00:29:39,278 --> 00:29:42,054
‫- باید کاری میکرد تاوانش رو پس بدن
‫- ما کاری می کردیم تاوان بدن

392
00:29:42,119 --> 00:29:44,151
‫آره، ولی باید خودش میبود

393
00:29:44,184 --> 00:29:46,423
‫بهش مثل جریان بین تو و "بریس" فکر کن

394
00:29:46,456 --> 00:29:49,252
‫ببین، یه نقطه ای هست که

395
00:29:49,293 --> 00:29:51,693
‫هر کردوم از ماها دقیقا کاری رو می کنیم
‫که "امت" انجام داد

396
00:29:51,726 --> 00:29:54,463
‫فقط سوال اینه چی ما رو توی اون موقعیت قرار میده

397
00:29:54,496 --> 00:29:58,536
‫جایی که شرایط  از عواقبش سنگینی می کنه
‫(عواقبش رو می پذیری)

398
00:29:58,569 --> 00:30:01,901
‫ما هر روز میریم به "کدی" و قراره
‫با عدالت سروکار داشت باشیم
‫(کدی: ساختمان کلانتری)

399
00:30:01,934 --> 00:30:04,340
‫ولی...

400
00:30:04,373 --> 00:30:06,973
‫همه کاری که می کنیم اجرای مجموعه ای از قوانین هست

401
00:30:08,046 --> 00:30:11,781
‫ولی عدالت... عدالت واقعی...

402
00:30:11,814 --> 00:30:14,046
‫شخصی ـه

403
00:30:15,520 --> 00:30:17,183
‫بعضی وقتا تنها راه رسیدن بهش...

404
00:30:17,224 --> 00:30:18,718
‫با دوتا دستای خودته

405
00:30:18,759 --> 00:30:22,725
‫وقتی اینطوری حرف میزنی مثل سگ میترسم

406
00:30:22,758 --> 00:30:24,757
‫خودت خواستی بیشتر حرف بزنم

407
00:30:24,790 --> 00:30:27,927
‫آره، داره نظرم عوض میشه

408
00:30:34,773 --> 00:30:38,009
‫تو تنها کلانتری هستی که موبایل ـش رو جواب نمیده

409
00:30:41,516 --> 00:30:44,585
‫- چی؟
‫- باید الان  خودتو برسونی نیویورک

410
00:30:44,618 --> 00:30:46,384
‫جوب؟

411
00:30:46,417 --> 00:30:48,152
‫اینجا بدجور گرفتارم، مرد

412
00:30:48,185 --> 00:30:50,088
‫آروم باش آروم باش  ، کجایی؟

413
00:30:50,121 --> 00:30:51,522
‫توی بیمارستان

414
00:30:51,555 --> 00:30:53,627
‫بیمارستان پروتستان نیویورک  ، اتاق ۳۰۷

415
00:30:53,660 --> 00:30:56,299
‫- و اگه ربیت زودتر اینجا برسه من...
‫- پیداش کردی؟

416
00:30:57,164 --> 00:30:58,762
‫آره پیداش کردم

417
00:31:00,500 --> 00:31:04,541
‫- حالا اون منو پیدا می کنه
‫- توی راهم

418
00:31:04,574 --> 00:31:07,613
‫- چی؟ چی شده؟
‫- باید برم

419
00:31:07,646 --> 00:31:09,477
‫چی؟ همینطوری؟

420
00:31:09,510 --> 00:31:12,350
‫فکر نمی کنی حق یه توضیحی بیشتر از این دارم؟

421
00:31:12,383 --> 00:31:16,051
‫آره ، حق داری ولی الان فقط وقتش رو ندارم

422
00:31:16,084 --> 00:31:18,116
‫خب، برمیگردی؟

423
00:31:18,157 --> 00:31:21,020
‫- امشب نه
‫- اصن کلا برمیگردی؟

424
00:31:23,828 --> 00:31:25,691
‫نمیدونم

425
00:31:25,724 --> 00:31:29,126
‫- پس نرو
‫- مجبورم

426
00:31:31,631 --> 00:31:33,232
‫دیگه فکر نمی کنم بتونم اینکارو کنم

427
00:31:33,265 --> 00:31:36,306
‫یعنی، اصلا نمیدونم تو کی هستی

428
00:31:39,339 --> 00:31:41,008
‫میدونم

429
00:31:44,041 --> 00:31:46,378
‫متاسفم

430
00:32:03,333 --> 00:32:05,366
‫سلام، براک

431
00:32:05,407 --> 00:32:07,840
‫لعنتی، معذرت میخوام

432
00:32:07,873 --> 00:32:10,638
‫- چیزی نیست
‫- مشخصه که انتظار کسی رو نداشتم

433
00:32:10,679 --> 00:32:12,075
‫نگران نباش

434
00:32:12,108 --> 00:32:14,808
‫اینجا چیکار می کنی؟ من شیفت شب هستم

435
00:32:14,841 --> 00:32:16,343
‫باید امشب از شهر برم

436
00:32:16,376 --> 00:32:18,208
‫- کجا میری؟
‫- مهم نیست

437
00:32:18,241 --> 00:32:20,114
‫- به چه مدت؟
‫- نمیدونم

438
00:32:24,624 --> 00:32:26,157
‫تو مسئولی

439
00:32:26,190 --> 00:32:28,491
‫آره، چون دفعه قبلی خیلی خوب جواب داد

440
00:32:32,624 --> 00:32:34,857
‫هوود

441
00:32:37,668 --> 00:32:39,534
‫تو کی هستی ؟

442
00:32:43,239 --> 00:32:46,372
‫تو مرد خوبی هستی "براک"، مراقب خودت باش

443
00:33:18,793 --> 00:33:20,369
‫منتظر کسی بودی؟

444
00:33:20,402 --> 00:33:23,668
‫نه ، چیزی نیست ، خودم میرم

445
00:33:25,772 --> 00:33:28,335
‫تو منتظر کسی هستی؟

446
00:33:36,683 --> 00:33:39,119
‫- هوود، این چه کاریه ؟
‫- کری اینجاست ؟

447
00:33:39,152 --> 00:33:41,012
‫- جدی میگی؟
‫- اگه اینجاست ، باید ببینمش

448
00:33:41,045 --> 00:33:43,145
‫- برو در خودتو بذار
‫- گوردون، اشکالی نداره

449
00:33:43,178 --> 00:33:45,313
‫- آره که اشکال داره
‫- چی شده ؟

450
00:33:46,355 --> 00:33:49,189
‫- چی؟
‫- جوب" ربیت رو پیدا کرده"

451
00:33:49,223 --> 00:33:52,399
‫- خدای من ، کجا ؟
‫- نیویورک

452
00:33:52,432 --> 00:33:54,164
‫جوب زخمی شده، دارم میرم

453
00:33:54,197 --> 00:33:55,459
‫- منم میام
‫- چی ؟

454
00:33:55,492 --> 00:33:57,161
‫- یه دقیقه فرصت بده
‫- باید همین الان بریم

455
00:33:57,194 --> 00:33:59,762
‫یه دقیقه فرصت بده ، گوردون، عزیزم....

456
00:33:59,795 --> 00:34:01,836
‫ببین ، اولین شبی ـه که برگشتی خونه

457
00:34:01,869 --> 00:34:03,541
‫میدونم ، ولی اگه ربیت نیویورک باشه...

458
00:34:03,574 --> 00:34:05,911
‫- هیچکدوم از اینا منطقی نیست
‫- میدونم

459
00:34:05,944 --> 00:34:08,846
‫ولی باید اینکارو انجام بدم
‫برای محافظت از خودمون و خانواده مون

460
00:34:08,880 --> 00:34:10,951
‫- اگه قراره شانسی باشه...
‫- چطور شانس داشته باشیم

461
00:34:10,984 --> 00:34:13,078
‫وقتی  هی میاد اینجا؟
‫چه مشکلی داری؟

462
00:34:13,119 --> 00:34:14,518
‫چرا این شده مشکل تو؟

463
00:34:14,551 --> 00:34:16,548
‫به اون نگاه نکن، من دارم باهات صحبت می کنم

464
00:34:16,581 --> 00:34:18,959
‫،من وقت اینجور چیزا ندارم
‫اگه میخوای میتونی اینجا بمونی

465
00:34:18,992 --> 00:34:20,488
‫باهاش حرف نزن

466
00:34:20,529 --> 00:34:23,127
‫- به من پشت نکن
‫- گوردون بس کن

467
00:34:23,160 --> 00:34:25,230
‫- لعنت به تو
‫- یا خدا

468
00:34:25,263 --> 00:34:26,924
‫چند بار میخوای زندگی مون رو خراب کنی؟

469
00:34:26,965 --> 00:34:29,532
‫- این هیچ ربطی به تو نداره
‫- گوردون، اسلحه رو پایین بیار

470
00:34:29,566 --> 00:34:31,735
‫- تو نمی فهمی
‫- چیه؟ داری ازش محافظت می کنی ؟

471
00:34:31,768 --> 00:34:34,165
‫- نه
‫- این چیه؟ باهاش می‌خوابی؟

472
00:34:34,206 --> 00:34:35,772
‫- جریان همینه ؟
‫- نه ،نیست

473
00:34:35,805 --> 00:34:37,170
‫پس چیه؟

474
00:34:37,203 --> 00:34:38,768
‫اگه تفنگ رو از جلوی صورت من برنداره

475
00:34:38,801 --> 00:34:40,367
‫- میزنم می کشمش
‫- بسه

476
00:34:40,400 --> 00:34:42,073
‫تو منو می کشی؟ فکر نکنم

477
00:34:42,106 --> 00:34:44,075
‫- به درک که تو چی فکر می کنی
‫- تو میای در خونه من

478
00:34:44,108 --> 00:34:45,779
‫- دنبال زن من میگردی...
‫- تو نمیدونی چه خبره

479
00:34:45,812 --> 00:34:47,713
‫- پس عقب بکش
‫- میزنم مغزتو میترکونم

480
00:34:47,746 --> 00:34:50,744
‫- برای بار آخر میگم
‫- اون پدر "دیوا" ـست

481
00:35:17,378 --> 00:35:19,040
‫چی...؟

482
00:35:22,911 --> 00:35:25,709
‫چی گفتی ؟

483
00:35:27,151 --> 00:35:29,584
‫گوردون...

484
00:35:42,564 --> 00:35:44,932
‫گوردون....

485
00:35:48,873 --> 00:35:51,511
‫همه چی رو بهت میگم

486
00:35:53,544 --> 00:35:56,414
‫ولی الان باید برم

487
00:35:58,153 --> 00:35:59,954
‫باید برم

488
00:36:01,018 --> 00:36:02,520
‫چرا؟

489
00:36:02,553 --> 00:36:05,252
‫چون باید بکشمش

490
00:36:05,285 --> 00:36:08,124
‫یا در سعی کردن بمیرم

491
00:36:18,472 --> 00:36:20,901
‫جدی گفتم، یا اون می میره یا ما

492
00:36:20,934 --> 00:36:23,174
‫همین

493
00:36:24,945 --> 00:36:27,082
‫موافقم

494
00:39:34,850 --> 00:39:37,918
‫اینجوری به دوست قدیمی سلام می کنن؟

495
00:39:37,951 --> 00:39:39,720
‫- بچه کونی
‫- میتونی راه بری؟

496
00:39:39,753 --> 00:39:42,488
‫- به سختی
‫- یالا ،بیا...

497
00:40:02,508 --> 00:40:04,708
‫لعنتی

498
00:40:41,237 --> 00:40:43,943
‫طبقه سوم تیر اندازی شده

499
00:40:43,976 --> 00:40:47,013
‫درخواست پشتیبانی پلیس دارم، اسلحه رو بنداز

500
00:41:48,207 --> 00:41:49,678
‫کمک!

501
00:41:50,775 --> 00:41:53,477
‫بندازش! همین الان

502
00:41:53,510 --> 00:41:57,114
‫بیا بیرون و همین الان تفنگ رو بنداز

503
00:41:57,147 --> 00:41:58,853
‫بذار بره

504
00:41:59,378 --> 00:42:01,378
‫توی سرش میزنم

505
00:42:11,493 --> 00:42:13,365
‫من دختر ربیت هستم

506
00:42:17,273 --> 00:42:19,095
‫مطمئنی مُرده‌ی منو میخواد؟

507
00:42:19,096 --> 00:42:20,858
‫همونجا وایستا

508
00:42:20,893 --> 00:42:23,598
‫چون بهتره مطمئن بشی قبل از اینکه ماشه رو بکشی

509
00:42:24,375 --> 00:42:26,078
‫می کشمش

510
00:42:27,447 --> 00:42:29,646
‫نه، نمی کشی

511
00:42:41,095 --> 00:42:42,862
‫چرا اینقدر طولش دادی؟

512
00:42:42,895 --> 00:42:44,726
‫- یه دوست داشت
‫- چطوره کمتر حرف بزنیم...

513
00:42:44,767 --> 00:42:46,767
‫و بزنیم به چاک؟

514
00:42:46,800 --> 00:42:49,473
‫لعنتی

515
00:42:49,506 --> 00:42:51,675
‫بیا بریم

516
00:42:55,842 --> 00:42:58,575
‫میخوام توی ۴ تا راه پله نیرو باشه

517
00:42:58,616 --> 00:43:01,849
‫و مراقب باشید، ممکنه تیر انداز هنوز توی ساختمون باشه

518
00:43:01,882 --> 00:43:04,322
‫شما دوتا با من بیاین

519
00:43:06,829 --> 00:43:08,889
‫میخوام  برید اون پایین یه حلقه بزنید

520
00:43:08,923 --> 00:43:11,590
‫توی بخش "آی سی یو" همدیگه رو می بینیم

521
00:43:22,437 --> 00:43:25,068
‫حرومزاده! برو کنار ! برو کنار!

522
00:43:36,644 --> 00:43:38,714
‫چه فکری میکردی؟

523
00:43:38,747 --> 00:43:40,850
‫سعی کردی تنهایی بکشیش

524
00:43:40,883 --> 00:43:43,757
‫یه فرصت دیدم و ازش استفاده کردم

525
00:43:43,791 --> 00:43:45,694
‫همونجا کارشو میساختم

526
00:43:45,727 --> 00:43:47,557
‫اگه اون کشیش روانی نبود

527
00:43:47,590 --> 00:43:49,459
‫- کشیش؟
‫- یولیش

528
00:43:49,492 --> 00:43:51,858
‫- چیه، میشناسیش؟
‫- عموم ـه

529
00:43:51,891 --> 00:43:55,532
‫هیچوقت ندیدمش، ولی قبلا پدرم درموردش حرف میزد

530
00:43:55,565 --> 00:43:57,638
‫همیشه احساس میکردم ازش میترسید

531
00:43:57,671 --> 00:43:59,975
‫اصلا از خانواده شما کسی هست...

532
00:44:00,008 --> 00:44:01,775
‫که قاتل و دیوانه نباشه؟

533
00:44:01,808 --> 00:44:04,343
‫- فردا میریم
‫- من اونجا رو میشناسم

534
00:44:04,376 --> 00:44:07,081
‫- باید باهاتون بیام
‫- تو حتی نمیتونی وایستی، جوب

535
00:44:07,114 --> 00:44:11,090
‫فقط سرم ضربه خورده، تو هر روز اینطوری میشی

536
00:44:11,123 --> 00:44:13,753
‫حتما توی سر تو قاراشمیش ـه

537
00:44:13,786 --> 00:44:15,519
‫نمیتونیم با تو بریم، سرعتمون کم میشه، باشه ؟

538
00:44:18,298 --> 00:44:20,699
‫این یه انبار تجهیزات نیست

539
00:44:20,732 --> 00:44:23,869
‫آره، مجبور بودیم با کمی عجله بیایم

540
00:44:23,903 --> 00:44:26,911
‫هی، هنوز "پونی" اسلحه معامله می کنه؟

541
00:44:26,944 --> 00:44:29,942
‫تنها معاملات "پونی" ساک زدن توی "سینگ سینگ" ـه

542
00:44:33,480 --> 00:44:35,385
‫ولی میدونی هنوز کی دستش تو کاره؟

543
00:44:37,123 --> 00:44:40,122
‫- فکر می کنی باشه؟
‫- اگه کسی می کشتش میفهمیدم

544
00:44:40,155 --> 00:44:41,423
‫کی؟

545
00:44:41,456 --> 00:44:43,926
‫یه دوست قدیمی

546
00:44:43,959 --> 00:44:48,265
‫اون داره از تعریف روشن فکرانه ای
‫از دوست استفاده میکنه

547
00:44:48,299 --> 00:44:51,972
‫- فکر می کنی هنوز منو یادش میاد ؟
‫- سوال اینه، میخوای یادش بیاد ؟

548
00:45:06,317 --> 00:45:08,723
‫آدمات...؟

549
00:45:08,756 --> 00:45:10,753
‫اونا مردن

550
00:45:13,751 --> 00:45:15,760
‫پس اومدن

551
00:45:15,793 --> 00:45:17,993
‫بله

552
00:45:18,026 --> 00:45:21,098
‫من ۱۵ سال...

553
00:45:21,131 --> 00:45:23,436
‫دنبال دخترم بودم

554
00:45:23,469 --> 00:45:26,170
‫و الان اون منو شکار می کنه

555
00:45:31,274 --> 00:45:33,347
‫بهم بگو، یولیش

556
00:45:34,412 --> 00:45:37,054
‫واقعا به خدا ایمان داری؟

557
00:45:38,352 --> 00:45:40,989
‫بله، دارم

558
00:45:41,820 --> 00:45:44,425
‫برای من...

559
00:45:44,458 --> 00:45:48,796
‫خدا همیشه جوری بود انگار آدما ساختنش...

560
00:45:48,829 --> 00:45:51,567
‫تا کمتر احساس تنهایی کنن

561
00:45:54,808 --> 00:45:56,575
‫و حالا...

562
00:45:59,006 --> 00:46:03,310
‫از هر وقت دیگه ای تنها ترم

563
00:46:05,681 --> 00:46:07,585
‫بهت اعتماد ندارم

564
00:46:08,585 --> 00:46:11,150
‫به درک

565
00:46:12,821 --> 00:46:15,725
‫و بجای آرزو کردن برای بودن خدا...

566
00:46:16,990 --> 00:46:20,525
‫دعا می کنم...

567
00:46:20,566 --> 00:46:22,998
‫که وجود نداشته باشه

568
00:46:26,035 --> 00:46:28,435
‫چون اگه باشه...

569
00:46:29,469 --> 00:46:32,606
‫زنده یا مرده...

570
00:46:34,743 --> 00:46:38,077
‫برای من آرامشی نخواهد بود

571
00:46:40,749 --> 00:46:44,220
‫گناه های من بعد از قبر دنبالم می کنن

572
00:47:13,422 --> 00:47:22,403
‫:ترجمه از
‫<font color=#۰۰۸۰FF>AminGeneral</font> « امین
‫<font color=Red>Javad۴۸</font> « جواد

573
00:47:33,124 --> 00:47:36,796
‫# چه یه گدا باشی یا یه دزد #

574
00:47:36,829 --> 00:47:40,467
‫# چه یه فرشته روی دوش ـشون باشی #

575
00:47:40,500 --> 00:47:44,097
‫# چه ثروتمند یا کوچک باشی #

576
00:47:44,138 --> 00:47:47,738
‫# چه سقوط کرده باشی یا در حال سقوط کردن #

577
00:47:47,771 --> 00:47:51,411
‫# چه کتک خورده باشی یا قرار باشه بخوری #

578
00:47:51,444 --> 00:47:54,915
‫# چه راهت رو گم کرده باشی #

579
00:47:54,948 --> 00:47:58,747
‫# چه به من شک کرده باشی #

580
00:47:58,788 --> 00:48:02,187
‫# چه کثیف باشی یا تمیز #

581
00:48:02,220 --> 00:48:05,722
‫# چه یه گناهکار باشی یا یه قدیس #

582
00:48:05,755 --> 00:48:11,294
‫# در هر قدم از راه دوستت خواهم داشت #

583
00:48:15,261 --> 00:48:18,394
‫# هر قدم در راه #

584
00:48:20,298 --> 00:48:25,132
‫# آره، در هر قدم دوستت خواهم داشت #

585
00:48:44,278 --> 00:48:49,196
‫<font color="red">©</font> TvWorld.info
‫<font color="#ee۴f۴f">  توسط Bluray هماهنگ با نسخه </font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff"> Mohammad_R </font>

