‫﻿۱
00:00:53,665 --> 00:00:55,731
‫‏خب، خونه‌ت کجاست؟

2
00:00:55,732 --> 00:00:58,830
‫‏حدود ۱.۵ کیلومتر که از داخل جنگل
‫‏رد کردی، خونه‌ی منو می‌بینی

3
00:00:58,932 --> 00:01:04,480
‫مثل زندگی دهاتی‌ها میمونه.
‫چه حیاط خلوتی هم داری

4
00:01:06,316 --> 00:01:10,947
‫‏- آره، از جاهای آروم خوشم میاد
‫‏- برعکس، من متنفرم

5
00:01:11,866 --> 00:01:13,980
‫‏از چی، از اینکه کلی صدا تو سرت باشه؟

6
00:01:16,283 --> 00:01:18,197
‫‏روحتم خبر نداره

7
00:01:19,366 --> 00:01:21,613
‫‏باید با یکی در این مورد صحبت کنی

8
00:01:21,732 --> 00:01:27,030
‫‏خب، پس فکر کردی چرا تو رو تا اینجا رسوندم؟

9
00:01:27,116 --> 00:01:29,980
‫‏خب، زیادی روراست هستی

10
00:01:30,066 --> 00:01:32,897
‫‏من روراست. تو بی‌حرف

11
00:01:33,032 --> 00:01:35,114
‫‏هردومون یه اخلاق خاص داریم

12
00:01:36,399 --> 00:01:40,530
‫‏خب... چی بیشتر از همه چیز بهت صدمه زده؟

13
00:01:40,615 --> 00:01:45,980
‫‏چون کاملاً واضحه که خودت رو
‫‏به خاطر یه چیزی مجازات میکنی

14
00:01:46,066 --> 00:01:49,613
‫‏هی، همه‌مون یه گندی زدیم که میگیم
‫‏ای کاش این کارو نکرده بودم، مگه نه؟

15
00:01:49,732 --> 00:01:51,897
‫‏اونوقت تو دوست داشتی چه گندی رو نمیزدی؟

16
00:01:52,032 --> 00:01:55,864
‫‏مطمئناً هنوز اونقدر مست نشدیم که از این حرفها بزنیم

17
00:01:55,949 --> 00:01:58,613
‫‏خب این همون‌جاست که بهم میگی

18
00:01:58,732 --> 00:02:02,447
‫‏خودم رو ببخشم و به زندگیم ادامه بدم؟

19
00:02:02,565 --> 00:02:04,864
‫‏نمیدونم چه کار اشتباهی کردی

20
00:02:04,949 --> 00:02:07,613
‫‏شاید اصلاً غیرقابل بخششـه

21
00:02:09,066 --> 00:02:11,563
‫‏تو خودت رو بخشیدی؟

22
00:02:12,732 --> 00:02:14,397
‫‏نه

23
00:02:14,532 --> 00:02:17,647
‫‏اما خب خودم رو مجازات هم نمی‌کنم

24
00:02:17,732 --> 00:02:22,688
‫‏چون فکر میکنم دنیا هر جوری که شده
‫‏خودش سر وقتش مجازاتت میکنه

25
00:02:25,532 --> 00:02:28,231
‫‏میخوای در مورد ربکا بومن صحبت کنی؟

26
00:02:28,316 --> 00:02:30,697
‫‏- در موردت قضاوت...
‫‏- نگو

27
00:02:32,482 --> 00:02:36,947
‫‏- دیر یا زود...
‫‏- گفتم چیزی نگو

28
00:02:41,816 --> 00:02:44,030
‫‏تو چی میخوای؟

29
00:02:44,116 --> 00:02:47,864
‫‏فقط میخوام بفهمم که سر این
‫‏موضوع باز هم بهم دیگه میرسیم یا نه

30
00:02:47,949 --> 00:02:50,697
‫‏هردومون هم خوب میدونیم که نمیتونم
‫‏جلوی تو رو از این تحقیقاتت بگیرم، اما

31
00:02:50,782 --> 00:02:56,197
‫اگر بتونی با من بیشتر در این مورد صحبت
‫کنی، روند کارم خیلی ساده‌تر میشه

32
00:02:57,366 --> 00:02:59,629
‫‏معلومه

33
00:03:01,615 --> 00:03:05,065
‫‏ممنون بابت اینکه رسوندیم

34
00:03:10,699 --> 00:03:14,377
‫پیش ما بیا

35
00:03:46,649 --> 00:03:49,697
‫‏گوش کن، روزهای خیلی بدی رو پشت سر گذاشتم

36
00:03:49,782 --> 00:03:54,306
‫‏فکر میکردم با هم یه قراری داریم.
‫‏قرار بود تو و ربکا با هم کاری نداشته باشین

37
00:03:54,732 --> 00:03:58,730
‫‏- تو میدونستی که من اینجا زندگی میکنم؟
‫‏- فکر میکردم تو ازش محافظت میکنی

38
00:03:58,816 --> 00:04:03,563
‫‏- اون کار مسئولیت من نبود؟
‫‏- اینکه باهاش بخوابی چطور؟

39
00:04:03,649 --> 00:04:06,430
‫‏باید همین الان بکشمت

40
00:04:11,615 --> 00:04:14,647
‫‏خب، پس کارت رو شروع کن

41
00:04:29,565 --> 00:04:32,197
‫باعث و بانی این قضیه رو پیدا میکنی

42
00:04:34,398 --> 00:04:35,697
‫‏اف‌بی‌آی این کارو انجام میده

43
00:04:35,782 --> 00:04:39,780
‫،‏اف‌بی‌آی طرف رو دستگیر میکنه
‫احتمالش هم زیاده که طرف رو بکشن

44
00:04:39,899 --> 00:04:41,947
‫‏اما تو میاریش پیش من

45
00:04:46,943 --> 00:04:50,476
‫‏و باید یه جای دیگه برای زندگی پیدا کنی

46
00:06:13,046 --> 00:06:15,399
‫تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـدیـم مـی کـنـد »
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[ TvWorld.info ]</font>

47
00:06:21,943 --> 00:06:24,881
‫ترجمه از: محمــد امــیر
‫<font color=#۰۰۸۰FF>M.Amir</font>

48
00:06:25,426 --> 00:06:28,752
‫[‏[یک ماه قبل

49
00:06:38,884 --> 00:06:41,681
‫‏- شروع کنیم دیگه
‫‏- خانم بومن، من فکر میکنم که باید...

50
00:06:41,767 --> 00:06:44,215
‫‏صندوق کوفتی رو بیار بیرون

51
00:07:15,517 --> 00:07:19,715
‫‏فلیکس... پول من کجاست؟

52
00:07:21,351 --> 00:07:24,548
‫‏- خانم بومن...
‫‏- گفتم پول من کجاست؟!

53
00:07:25,517 --> 00:07:27,515
‫‏دایی‌تون

54
00:07:27,600 --> 00:07:30,598
‫‏- ایشون اومد و پولها رو برد
‫‏- چی؟

55
00:07:30,717 --> 00:07:33,515
‫‏اون صندوق من بوده. نمیتونی...

56
00:07:33,600 --> 00:07:37,965
‫‏- پس قوانین چی
‫‏- ربکا، اسلحه رو بذار کنار

57
00:07:38,050 --> 00:07:40,215
‫‏اسلحه رو بذار کنار!

58
00:07:46,184 --> 00:07:47,548
‫‏چیزی نیست، فلیکس

59
00:07:47,633 --> 00:07:49,382
‫‏- چند لحظه ما رو تنها بذار
‫‏- بله

60
00:07:55,633 --> 00:07:59,681
‫‏- عقلت رو از دست دادی؟
‫‏- تو پول من رو برداشتی؟

61
00:07:59,767 --> 00:08:01,715
‫‏اینکه ‏پول رو از کلاب من کش بری

62
00:08:01,800 --> 00:08:04,431
‫‏و بذاریش تو یه صندوق امانات
‫‏دلیل نمیشه مال تو باشه

63
00:08:04,550 --> 00:08:09,598
‫‏ممکنه اون پول رو تو بهم نداده
‫‏باشی، اما اون پول حق منه

64
00:08:09,717 --> 00:08:11,965
‫‏قرون به قرونش

65
00:08:14,550 --> 00:08:17,598
‫‏اگر میخوای اسلحه رو به سمت من نشونه
‫‏بگیری، بهتره که آماده‌ی شلیک هم باشی

66
00:08:20,134 --> 00:08:22,048
‫‏شلیک کن!

67
00:08:35,217 --> 00:08:37,048
‫‏بعدا در این مورد صحبت میکنیم

68
00:08:52,633 --> 00:08:55,182
‫‏واتس، دست بردار، مرد.
‫‏این مسخره‌ست

69
00:08:55,267 --> 00:08:58,099
‫‏خفه خون بگیر و کاری که بهت میگن رو انجام بده

70
00:09:12,350 --> 00:09:14,265
‫‏صبح قشنگیه، نه؟

71
00:09:14,383 --> 00:09:17,015
‫‏که یادم میاره چقدر مورد
‫‏عنایت قرار گرفتم که آزاد هستم

72
00:09:17,101 --> 00:09:18,465
‫‏گفتی چیزی هست که میخوای اون رو نشونم بدی

73
00:09:18,550 --> 00:09:20,048
‫‏همینطوره

74
00:09:20,184 --> 00:09:21,631
‫‏از این طرف، آقایون

75
00:09:24,967 --> 00:09:26,681
‫‏به خاطر گند برجسته‌ای که دامادم زده

76
00:09:26,767 --> 00:09:29,099
‫‏ممکنه به شما این گمان نادرستِ تاسف‌بار و شرم‌آور رو بده

77
00:09:29,217 --> 00:09:32,348
‫‏که انجمن برادری نمیتونه مقدار جنسی
‫‏که نیاز دارین رو تامین کنه و تحویل بده

78
00:09:32,433 --> 00:09:35,882
‫‏اما اینجا هستم و میخوام مستقیماً بهتون نشون بدم

79
00:09:36,017 --> 00:09:38,448
‫‏که من بسیار سخت‌گیر تر هستم

80
00:09:40,050 --> 00:09:43,299
‫‏شبی که اون بلا سر کارخونه‌تون
‫‏اومد پونی جویی مسئول بود

81
00:09:49,633 --> 00:09:52,515
‫‏- واتس..
‫‏- انجامش بده

82
00:09:52,600 --> 00:09:54,048
‫‏الان

83
00:09:54,184 --> 00:09:56,381
‫‏بیخیال

84
00:09:59,683 --> 00:10:04,715
‫‏میدونین که کوتاهی از من نبوده!
‫‏هی!

85
00:10:04,800 --> 00:10:06,348
‫‏کلوین!

86
00:10:11,050 --> 00:10:13,132
‫‏هی، این کارو نکن!

87
00:10:15,550 --> 00:10:17,548
‫‏این کارو نکن!

88
00:10:18,683 --> 00:10:20,598
‫‏دست بردار!

89
00:10:22,383 --> 00:10:24,715
‫‏کلوین!
‫‏کلوین!

90
00:10:26,050 --> 00:10:30,631
‫‏- این کارو نکن! کلوین!
‫‏- برو تو کارش، کلوین

91
00:10:30,717 --> 00:10:33,099
‫‏- پات رو بذار رو گاز، پسر
‫‏- این کارو نکن

92
00:10:59,800 --> 00:11:01,848
‫‏من تحمل گندکاری رو ندارم

93
00:11:01,934 --> 00:11:04,381
‫‏- در مورد به تاخیر افتادن روند تولید چی؟
‫‏- کار رو دوباره شروع کردیم...

94
00:11:04,467 --> 00:11:07,715
‫‏من سه تن جنس رو در عرض هشت روز میخوام

95
00:11:07,850 --> 00:11:10,765
‫‏همچین حجم کاری معمولاً یعنی
‫‏اینکه پای مکزیکی‌ها در میونه

96
00:11:10,884 --> 00:11:14,465
‫‏که باعث بوجود اومدن دلخوری‌های
‫‏زیادی از هر دو سمت مرزها میشه

97
00:11:14,550 --> 00:11:17,182
‫‏باید اعتراف کنم که، واقعاً خایه‌های بزرگی داری

98
00:11:17,266 --> 00:11:20,965
‫‏بنشی در برابر کل خط تولید ساحل شرقی
‫‏تبدیل به مرکز فعالیت توزیع و پخش میشه

99
00:11:21,050 --> 00:11:24,182
‫،‏تا جایی که بتونم روتون حساب کنم
‫‏انجمن برادری به پاداشش میرسه

100
00:11:24,266 --> 00:11:29,048
‫،‏در مورد خود کار مشکلی نیست
‫‏اما حالا دیگه بحث کارتل مطرحه

101
00:11:29,184 --> 00:11:33,681
‫‏و در مورد همچین ریسکی، پاداش کافی نیست

102
00:11:33,767 --> 00:11:35,264
‫‏من هم سهم میخوام

103
00:11:38,717 --> 00:11:41,048
‫‏آقای واتس

104
00:11:41,184 --> 00:11:43,681
‫‏جنس رو سر موعدش تحویل میدین

105
00:11:43,767 --> 00:11:47,381
‫‏و منم مطمئنم که سر سهمت به توافق میرسیم

106
00:11:47,467 --> 00:11:49,465
‫‏خوشحالم که اینو میشنوم

107
00:11:53,800 --> 00:11:55,264
‫‏شنیدی، کروات پاپیونی؟

108
00:11:55,383 --> 00:11:58,465
‫‏من و تو قراره با هم حسابی رفیق شیم

109
00:12:07,850 --> 00:12:11,715
‫‏خب... از اون چیزی که ‏انتظارش
‫رو داشتم، بهتر پیش رفت

110
00:12:13,884 --> 00:12:16,631
‫‏همین الان به خاطر اون هلندی لعنتی
‫‏یکی از افراد خودمون رو کشتیم

111
00:12:16,717 --> 00:12:20,965
‫‏آره، یا تو باید این بلا سرت میومد یا اون.
‫‏فکر نکن که بهش فکر نکردم‏

112
00:12:21,050 --> 00:12:22,932
‫‏حالا هم برو این گندکاری رو تمیز کن

113
00:12:51,183 --> 00:12:53,932
‫‏تبریک میگم، جوب

114
00:12:56,517 --> 00:12:59,264
‫‏۲۸ساعت

115
00:13:00,517 --> 00:13:04,882
‫‏رکورد جدید به حساب میاد

116
00:13:04,967 --> 00:13:09,798
‫حالا هم باید بگم نتایج جدول بیشتر/کمترت
‫نسبت به نگهبانها خیلی خوب نبود، اما...
‫[جدول شرط بندی]

117
00:13:12,550 --> 00:13:14,214
‫‏هیچ‌وقت بهت شک نکردم

118
00:13:17,550 --> 00:13:22,465
‫‏چرا؟
‫‏چرا هنوز منو نکشتی؟

119
00:13:24,433 --> 00:13:26,465
‫‏میتونستم خلاصت کنم

120
00:13:27,717 --> 00:13:32,515
‫‏میتونم. اما خب راستش

121
00:13:32,600 --> 00:13:36,264
‫‏اونوقت دلم برای این دیدارها تنگ میشه

122
00:13:38,050 --> 00:13:39,765
‫‏فردا می‌بینمت

123
00:14:06,350 --> 00:14:08,465
‫‏این هم یک راه برای پایین اومدنـه

124
00:14:09,683 --> 00:14:11,465
‫‏حرکتت خوب بود، جوب

125
00:14:34,383 --> 00:14:36,431
‫‏سلام

126
00:14:36,550 --> 00:14:41,131
‫‏- حالت خوبه؟
‫‏- خوبم

127
00:14:42,100 --> 00:14:43,465
‫‏باز هم کابوس دیدی؟

128
00:14:46,216 --> 00:14:49,098
‫‏- اگر خواستی با کسی در موردش صحبت کنی...
‫‏- نه

129
00:14:52,517 --> 00:14:54,598
‫‏باشه

130
00:14:57,884 --> 00:15:01,598
‫‏- هنوزم میتونی مفید واقع شی
‫‏- این دیگه چه کوفتیه؟

131
00:15:01,717 --> 00:15:04,047
‫‏این لیست کارهایی هست که باید انجام بدی

132
00:15:04,133 --> 00:15:07,765
‫‏- اینجا حلوا خیر نمیکنن
‫‏- این دیگه چرنده. من دارم دوره نقاهت رو میگذرونم

133
00:15:07,884 --> 00:15:10,131
‫‏منم دارم میرم شهر.
‫‏بعدا می‌بینمت

134
00:15:13,850 --> 00:15:16,548
‫‏من پنجره‌ها رو درست نمیکنم

135
00:15:36,517 --> 00:15:38,715
‫‏پس ولت کردن

136
00:15:41,383 --> 00:15:43,381
‫‏آره، به نظر تعجب کردی

137
00:15:45,467 --> 00:15:51,098
‫‏نه. وقتی که پای تو در میون باشه
‫‏دیگه جایی برای تعجب نمیمونه

138
00:15:53,717 --> 00:15:56,047
‫‏اما حالا مهم باشه یا نباشه

139
00:15:56,183 --> 00:15:59,465
‫‏کاملاً مطمئن بودم که تو دختره رو نکشتی

140
00:16:00,884 --> 00:16:02,931
‫‏خیلی ممنون

141
00:16:04,133 --> 00:16:08,765
‫‏یعنی میگم، بیخیال.
‫‏یه مرد رو تا چه حد خوب میشناسیش؟

142
00:16:15,550 --> 00:16:18,264
‫‏- جوب چطوره؟
‫‏- چرا نمیری دیدنش

143
00:16:18,383 --> 00:16:22,431
‫‏- و خودت حالش رو نمی‌پرسی؟
‫‏- میرم

144
00:16:27,383 --> 00:16:30,047
‫‏بوی دود و خاکستر میدی

145
00:16:31,433 --> 00:16:33,715
‫‏آره، کنار آتیش بودم

146
00:16:35,850 --> 00:16:38,598
‫‏- پراکتور
‫‏- آره، خیلی عصبانی بود

147
00:16:38,717 --> 00:16:41,548
‫‏که با خواهرزاده‌اش رابطه داشتی

148
00:16:41,633 --> 00:16:43,047
‫‏خب معنیش این نیست که من قاتل اونم

149
00:16:43,183 --> 00:16:48,214
‫‏در این مورد خاص... اون هم همین وضعیت رو داره

150
00:16:51,383 --> 00:16:55,465
‫‏- اشکالی نداره برم اتاق کناری یه دوش بگیرم
‫‏- باید بری اتاق من

151
00:16:55,550 --> 00:16:58,931
‫‏خونه‌ی تو رو موریانه زده

152
00:16:59,049 --> 00:17:02,047
‫‏متخصص‌ها گفتن که باید اونجا رو بسوزونیم

153
00:17:02,183 --> 00:17:07,964
‫‏- وگرنه پاشون به اینجا هم باز میشه
‫‏- خب، خوبه دیگه، نه؟

154
00:17:10,100 --> 00:17:12,715
‫‏جایی برای موندن داری؟

155
00:17:40,550 --> 00:17:45,465
‫‏- بهتره بری
‫‏- پیشنهاد خیلی خوبی نیست

156
00:18:01,183 --> 00:18:03,598
‫‏به نظرت ما همینطوری می‌مونیم؟

157
00:18:05,633 --> 00:18:08,264
‫‏یا می‌تونیم تغییر کنیم؟

158
00:18:09,266 --> 00:18:11,305
‫منظورت آدمایی مثل توئه؟

159
00:18:51,300 --> 00:18:53,131
‫‏از پدرت برام بگو

160
00:18:54,433 --> 00:18:58,047
‫‏- جدا؟
‫‏- میدونم که کلیشه‌ایـه

161
00:18:58,183 --> 00:19:01,465
‫‏اما فکر میکنم در این مورد هردومون میتونیم قبول کنیم

162
00:19:01,550 --> 00:19:03,715
‫‏که پدرت بانفوذ بود

163
00:19:14,883 --> 00:19:17,047
‫‏چی برای گفتن هست؟

164
00:19:17,133 --> 00:19:20,548
‫‏پدرم یه آدم هیولاصفتی بود که به سزای کارهاش رسید

165
00:19:20,683 --> 00:19:23,047
‫‏واقعاً به این عقیده داری؟

166
00:19:25,717 --> 00:19:28,214
‫‏یکی دو شب پیش خوابش رو دیدم

167
00:19:31,266 --> 00:19:33,098
‫‏کنار تفریحگاه "ساحل کاونی" بودیم

168
00:19:33,216 --> 00:19:35,465
‫‏بچه که بودم ‏عادت داشت هر سال تابستون

169
00:19:35,550 --> 00:19:37,715
‫‏یکشنبه‌ها منو ببره اونجا

170
00:19:37,799 --> 00:19:42,298
‫،‏بعد از اینکه میرسیدیم اونجا
‫‏پاپ‌کورن و تافی آب‌شور میخوردیم

171
00:19:42,383 --> 00:19:44,381
‫‏و روی یه نیمکت می‌نشستیم

172
00:19:44,467 --> 00:19:47,047
‫‏و اون برام از مادرم تعریف کرد

173
00:19:49,550 --> 00:19:52,964
‫‏و بعدش کفش‌هامون رو در میاوردیم و
‫‏پاهامون رو میذاشتیم داخل خیزاب کنار دریا

174
00:19:56,049 --> 00:19:57,431
‫‏توی خواب چه اتفاقی افتاد؟

175
00:19:59,383 --> 00:20:01,515
‫‏هیچی

176
00:20:01,600 --> 00:20:03,881
‫‏یعنی، نمیدونم

177
00:20:06,350 --> 00:20:11,214
‫‏- فقط اینکه اونجا بودیم
‫‏- دلت براش تنگ شده

178
00:20:11,350 --> 00:20:14,105
‫‏همچین چیزی چقدر عجیبه؟

179
00:20:39,849 --> 00:20:43,964
‫‏ببین کی از زندان آزاد شده... اون هم دوباره

180
00:21:03,383 --> 00:21:05,298
‫‏خب اوضاعت چطوره؟

181
00:21:08,682 --> 00:21:13,548
‫‏- به نظر حالت بهتر شده
‫‏- آره، شبیه مدل‌ها شدم

182
00:21:15,350 --> 00:21:20,214
‫‏- تو چطور؟
‫‏- من چی؟

183
00:21:21,550 --> 00:21:24,431
‫‏شندیم وقتی نبودم مثل بومی‌ها شده بودی

184
00:21:24,550 --> 00:21:30,514
‫‏- آره خب اینم یه برداشت میتونه باشه
‫‏- برداشت دیگه‌ای هم مگه هست؟

185
00:21:36,216 --> 00:21:38,714
‫گوش کن، جوب، من سعی کردم پیدات کنم

186
00:21:41,049 --> 00:21:43,014
‫‏همه‌مون سعی کردیم

187
00:21:43,100 --> 00:21:47,630
‫‏- بعد از اینکه دالتون مُرد...
‫‏- منظورت زمانیه که تو به کشتنش دادی

188
00:21:47,716 --> 00:21:49,881
‫‏فکر میکردم تو هم مُردی

189
00:21:52,049 --> 00:21:54,047
‫‏کاملا مطمئن بودم

190
00:21:56,966 --> 00:22:01,714
‫‏و بعد یه چیزی... یه چیزی درونم، فقط...

191
00:22:07,183 --> 00:22:08,931
‫‏بیخیال شدم

192
00:22:11,216 --> 00:22:12,881
‫‏متاسفم

193
00:22:28,300 --> 00:22:31,014
‫‏خب، ممکن بود بدتر از این هم بشه

194
00:22:33,016 --> 00:22:36,464
‫‏ممکن بود ۱۵ سال طول بکشه

195
00:22:38,517 --> 00:22:41,331
‫هیچ‌وقت من رو به خاطرش سرزنش نکردی

196
00:22:44,799 --> 00:22:48,214
‫‏- ربیت نابودمون کرد
‫‏- آره، درسته

197
00:22:48,350 --> 00:22:50,547
‫‏اون هم زمانی که من باید مراقبم اوضاع می‌بودم

198
00:22:54,100 --> 00:22:56,597
‫‏عزیزم، تمام گندکاری‌هامون...

199
00:22:59,599 --> 00:23:02,297
‫همه برمیگردن به گذشته

200
00:23:05,216 --> 00:23:07,214
‫من و تو

201
00:23:07,300 --> 00:23:11,984
‫هیچ‌وقت به عقب بر نمی‌گردیم

202
00:23:22,799 --> 00:23:27,131
‫‏پس... تنها چیزی که باید نگرانش باشی

203
00:23:27,216 --> 00:23:32,047
‫‏- اتفاقاتی هست که اینجا و الان در حال وقوعه
‫‏- منظورت چیه؟

204
00:23:39,183 --> 00:23:41,214
‫‏دوست کوچولومون داره یه قلعه‌ی نظامی درست میکنه

205
00:23:41,350 --> 00:23:44,981
‫‏و تا خرخره مسلحه

206
00:23:45,766 --> 00:23:48,181
‫‏برای چی؟

207
00:23:48,266 --> 00:23:51,964
‫‏به نظر پیش خودش فکر میکنه
‫‏تنها راهی که باهاش میتونه

208
00:23:52,049 --> 00:23:55,703
‫‏عزت و احترام شوهرش رو حفظ کنه اینه
‫‏که خودش جنگ دالتون رو با پراکتور تمام کنه

209
00:23:58,933 --> 00:24:04,131
‫‏واتس ترتیب این رو داده که هر ۵ کارخونه ۲۴ ساعته کار کنن

210
00:24:04,216 --> 00:24:07,514
‫‏- میخوام که حواست به همه چیز باشه
‫‏- من بهش اعتماد ندارم

211
00:24:07,599 --> 00:24:09,931
‫‏اگر نتونم سر قولم به کلمبیایی‌ها بمونم

212
00:24:10,049 --> 00:24:12,547
‫‏واتس کمترین مشکل ما خواهد بود

213
00:24:14,549 --> 00:24:18,362
‫‏ماشین رو نگه دار. ماشین رو نگه دار!

214
00:24:23,975 --> 00:24:25,037
‫‏- ببخشید، جناب شهردار؟
‫‏- شهردار پراکتور

215
00:24:25,038 --> 00:24:27,417
‫‏چرا جسد ربکا مون هنوز تحویل خانواده‌اش داده نشده؟

216
00:24:29,100 --> 00:24:31,656
‫‏- اینجا چه غلطی میکنی، میریام؟
‫‏- ما جسد ربکا رو میخوایم، کاری

217
00:24:31,657 --> 00:24:35,054
‫‏- نمیتونین همینطوری نگه‌اش دارین
‫‏- جسد ربکا دست من نیست

218
00:24:35,089 --> 00:24:38,245
‫‏- میتونی ترتیبش رو بدی
‫‏- ربکا تنها دختری نبوده که به قتل رسیده

219
00:24:38,280 --> 00:24:39,630
‫‏اون تنها کسی هست که باید دفنش کنیم

220
00:24:39,716 --> 00:24:43,658
‫‏درست نیست که جسدش اینطوری نگهداری بشه.
‫‏این بی‌اعتنایی به عقائد ماست

221
00:24:43,693 --> 00:24:45,738
‫‏بهتون ۲ دقیقه وقت میدم که این افراد رو از اینجا ببرین

222
00:24:45,773 --> 00:24:48,009
‫‏ما بدون ربکا هیچ‌جا نمیریم

223
00:24:48,044 --> 00:24:50,881
‫‏اون موقعی که از خونه فراریش دادین، تمام
‫‏حق و حقوق‌تون به ربکا رو از دست دادین

224
00:24:51,016 --> 00:24:52,298
‫‏اگر همین الان از اینجا نرین

225
00:24:52,383 --> 00:24:55,396
‫‏خودم جمع‌تون میکنم و میندازم‌تون تو زندان

226
00:24:55,431 --> 00:24:59,824
‫‏ما دیگه از تو واهمه‌ای نداریم، کای.
‫‏دیگه کاری نمونده که تو با ما نکرده باشی

227
00:25:00,216 --> 00:25:03,803
‫‏اگر من جای شماها بودم خیلی مطمئن نمی‌بودم

228
00:25:05,466 --> 00:25:06,630
‫‏- آقای شهردار؟
‫‏- جناب شهردار؟

229
00:25:06,716 --> 00:25:08,464
‫‏- شهردار پراکتور...
‫‏- شهردار پراکتور...

230
00:25:08,849 --> 00:25:11,014
‫‏برین خونه!

231
00:25:11,016 --> 00:25:13,232
‫‏همه‌تون!

232
00:25:14,046 --> 00:25:16,322
‫‏یالا، برین...

233
00:25:17,476 --> 00:25:20,640
‫‏وگرنه همه‌تون میرین زندان

234
00:25:22,766 --> 00:25:25,214
‫‏- گم‌شین
‫‏- قربان، قربان

235
00:25:26,000 --> 00:25:28,514
‫‏بهتره بریم داخل

236
00:25:34,632 --> 00:25:37,851
‫‏میخوام که کسی اینجا نباشه. میفهمین؟

237
00:25:37,886 --> 00:25:40,295
‫‏- اونها جواز این کارو دارن
‫‏- برای من مهم نیست

238
00:25:57,632 --> 00:25:59,464
‫‏سلاملکم

239
00:25:59,550 --> 00:26:03,630
‫‏- خدای من، هوود...
‫‏- عصر بخیر، کلانتر

240
00:26:03,766 --> 00:26:05,714
‫‏خبر داری چند تا قانون رو زیر پا گذاشتی؟

241
00:26:05,799 --> 00:26:08,688
‫‏میخوای دوباره دستگیرم کنی؟

242
00:26:09,299 --> 00:26:12,406
‫‏اگر دنبال شنیدن معذرت خواهی هستی، مطمئن باش گیرت نمیاد

243
00:26:12,407 --> 00:26:14,352
‫‏میدونی که اگر من بودم همچین کاری نمیکردم

244
00:26:14,387 --> 00:26:17,276
‫‏- بله، شما فقط دست به اسلحه میشی
‫‏- آره، خب شاید

245
00:26:18,383 --> 00:26:21,548
‫‏- چی... چی میخوای؟
‫‏- شنیدم یه دختر دیگه هم کشته شده

246
00:26:21,632 --> 00:26:24,845
‫‏آره، یه دانشجوی ۲۰ ساله

247
00:26:25,466 --> 00:26:27,381
‫‏سرنخی چیزی؟

248
00:26:27,466 --> 00:26:30,847
‫‏به جز یه شاهد ۶ ساله که به زور دو کلمه انگلیسی حرف میزنه، نه

249
00:26:30,966 --> 00:26:32,630
‫‏هیچی

250
00:26:34,932 --> 00:26:37,214
‫‏کلا بیخیال بشو نیستی، نه؟

251
00:26:40,133 --> 00:26:42,764
‫‏میدونی، باید ازت بپرسم که

252
00:26:42,849 --> 00:26:45,047
‫‏واقعاً نمیدونستی که ربکا حامله‌ست؟

253
00:26:47,133 --> 00:26:52,047
‫‏- نه
‫‏- پس باید خیلی جا خورده باشی

254
00:26:52,133 --> 00:26:53,964
‫‏متاسفم، هوود

255
00:27:09,183 --> 00:27:11,131
‫‏- خانم فرانسیس
‫‏- بله

256
00:27:11,266 --> 00:27:13,097
‫‏من کلانتر براک لوتس از حوزه‌ی
‫کلانتری بنشی مزاحم‌تون میشم

257
00:27:13,183 --> 00:27:14,797
‫‏بعد از اینکه خواهرتون پیدا شد با هم صحبت کردیم

258
00:27:14,882 --> 00:27:18,513
‫‏خاطرم هست. من که به تمام سوال‌هاتون جواب دادم

259
00:27:18,632 --> 00:27:22,348
‫‏- همچنین اف‌بی‌آی
‫‏- نه، میدونم. از این بابت خیلی ممنون

260
00:27:22,466 --> 00:27:26,080
‫‏اینها... وسایل شخصی جیل هستن

261
00:27:26,621 --> 00:27:29,036
‫‏میخواستم فقط اونها رو بهتون برگردونم

262
00:27:31,616 --> 00:27:32,823
‫‏نگاه کنین، من فقط میتونم تصور کنم

263
00:27:32,824 --> 00:27:36,206
‫‏- که چقدر این موضوع براتون سخته...
‫‏- این طرف سه دختر رو کشت

264
00:27:36,207 --> 00:27:40,364
‫‏و هنوزم اون بیرون برای خودش
‫‏پرسه میزد که بیاد و جیل رو بکشه؟

265
00:27:40,499 --> 00:27:43,681
‫یعنی میگم.. شما کلانترین

266
00:27:43,682 --> 00:27:46,864
‫‏وظیفه‌ی شما بود که ازش محافظت کنین

267
00:27:48,783 --> 00:27:50,414
‫‏بله میدونم

268
00:28:07,949 --> 00:28:10,006
‫‏حال و احوال، کرت

269
00:28:14,416 --> 00:28:17,414
‫‏- بیرونی
‫‏- آزادم کردن

270
00:28:17,533 --> 00:28:20,197
‫‏و باعث شد به این فکر کنم

271
00:28:20,332 --> 00:28:23,030
‫‏که همه لایق یه فرصت دوباره هستند

272
00:28:25,366 --> 00:28:28,531
‫‏به جمع خانواده برگرد، کرت.
‫‏بهت نیاز داریم

273
00:28:28,616 --> 00:28:30,735
‫‏بیشتر از همیشه، الان

274
00:28:31,199 --> 00:28:32,863
‫‏کلوین، حرف زیاد میزنه

275
00:28:32,999 --> 00:28:37,088
‫‏اما اون مثل من و تو قدرت انجام خیلی کارها رو نداره

276
00:28:39,583 --> 00:28:42,913
‫‏ازم میخوای که... دوباره
‫‏به انجمن برادری ملحق شم؟

277
00:28:43,032 --> 00:28:45,447
‫‏با اطلاعاتی که در مورد طرز
‫عمل کلانتری بنشی داری

278
00:28:45,533 --> 00:28:48,913
‫‏بیشتر از قبل مهره‌ی با ارزش به حساب میای

279
00:28:49,032 --> 00:28:52,247
‫بگو ببینم

280
00:28:52,366 --> 00:28:54,561
‫‏نظرت چیه؟

281
00:28:55,783 --> 00:28:57,445
‫‏رندال...

282
00:28:58,995 --> 00:29:01,357
‫‏نمیدونم چطوری اومدی بیرون

283
00:29:03,439 --> 00:29:06,815
‫‏- اما اینکه برگشتی اینجا اشتباه بود
‫‏- چطور؟

284
00:29:06,900 --> 00:29:10,594
‫‏چون حالا که فهمیدم اومدی بیرون

285
00:29:10,679 --> 00:29:14,506
‫‏دست به هر کاری میزنم تا برت گردونم تو

286
00:29:14,591 --> 00:29:17,218
‫‏آره

287
00:29:19,001 --> 00:29:20,498
‫‏انتظار نداشتم که سریع موافقت کنی

288
00:29:20,583 --> 00:29:24,575
‫‏چون، معلومه، باید مثل همیشه
‫‏سمج باشی دیگه، صحیح؟

289
00:29:27,124 --> 00:29:29,202
‫‏خب، ببین، امشب مهمونی دارم

290
00:29:29,321 --> 00:29:32,315
‫‏میخوام آزادیم رو جشن بگیرم

291
00:29:32,400 --> 00:29:34,612
‫‏از فردا میخوام بچسبم به کار

292
00:29:34,698 --> 00:29:37,141
‫‏اگر تا اون موقع پیشنهادم رو قبول نکردی

293
00:29:37,226 --> 00:29:40,269
‫‏تبدیل به اولین پیشنهاد کاری میشی

294
00:30:14,177 --> 00:30:16,048
‫‏هلن، با همه تماس بگیر و بهشون بگو

295
00:30:16,049 --> 00:30:17,920
‫‏یک ساعت دیگه یه مصاحبه‌ی مطبوعاتی دارم

296
00:30:18,006 --> 00:30:21,816
‫‏- میخواین چه کار کنین؟
‫‏- کاری که چند وقت پیش باید انجام میدادم

297
00:31:04,360 --> 00:31:06,189
‫‏معنی این کارها چیه؟

298
00:31:06,324 --> 00:31:09,850
‫‏دیگه نباید محصولات‌تون رو در بنشی بفروشین

299
00:31:09,986 --> 00:31:14,528
‫‏در واقع دیگه محصولات‌تون رو در هیچ‌جا نمی‌فروشین

300
00:31:23,084 --> 00:31:25,828
‫‏اوه...

301
00:31:30,159 --> 00:31:32,287
‫‏کای!

302
00:31:32,373 --> 00:31:35,815
‫‏چرا. کای؟!
‫‏چرا؟!

303
00:31:49,300 --> 00:31:53,259
‫‏در دوران ناراحت‌کننده و خطرناکی
‫‏از شهر بنشی به سر میبریم

304
00:31:53,344 --> 00:31:55,089
‫‏چهار زن جوان

305
00:31:55,175 --> 00:31:58,784
‫‏با وحشی‌گری و خونسردی تمام

306
00:31:58,920 --> 00:32:00,781
‫‏به دست فردی بزدل به قتل رسیدند

307
00:32:00,917 --> 00:32:05,554
‫‏شخصی که کسانی کوچکتر و
‫‏ضعیف‌تر از خود را ستایش می‌کند

308
00:32:14,849 --> 00:32:16,813
‫‏توکو تویی؟

309
00:32:21,427 --> 00:32:24,584
‫میشه منم نقاشی بکشم؟

310
00:32:24,611 --> 00:32:28,480
‫‏کل مرکز ما به همراه اف‌بی‌آی به صورت شبانه‌روز

311
00:32:28,481 --> 00:32:32,349
‫‏مشغول شناسایی و توقیف این قاتل هستند

312
00:32:32,434 --> 00:32:35,645
‫‏اما خب واضحه که هنوز این شخص رو پیدا نکردیم

313
00:32:35,763 --> 00:32:38,591
‫‏که از این بابت هم، مسئولیت کامل این مورد با بنده‌ست

314
00:32:40,257 --> 00:32:43,135
‫‏میدونی، منم یه زمانی پلیس بودم

315
00:32:43,253 --> 00:32:45,048
‫‏با اینکه دیگه پلیس نیستم

316
00:32:45,134 --> 00:32:50,242
‫‏بعضی وقتها به پلیسها کمک
‫‏میکنم که آدم بدها رو بگیریم

317
00:32:50,377 --> 00:32:53,371
‫‏میخوام که ضمانت کنم و قول بدم

318
00:32:53,456 --> 00:32:56,899
‫‏تا زمانی که جیل فرانسیس

319
00:32:57,034 --> 00:33:01,143
‫‏مردیث کابل، آماندا کراولی

320
00:33:01,229 --> 00:33:03,141
‫‏و ربکا بومن

321
00:33:03,227 --> 00:33:05,970
‫‏به عدالتی که بغایت حقشون هست
‫‏نرسیدن، دست از کار نمیکشم

322
00:33:06,056 --> 00:33:09,932
‫‏این اون مردی هست که اون شب تو جنگل دیدیش؟

323
00:33:11,931 --> 00:33:14,875
‫‏این چیزهایی که روی سرش کشیدی

324
00:33:15,010 --> 00:33:17,206
‫‏کلاهی چیزی سرش بود؟

325
00:33:27,360 --> 00:33:29,073
‫‏اونها شاخ‌ان؟

326
00:33:30,440 --> 00:33:32,518
‫‏و حالا...

327
00:33:32,604 --> 00:33:34,848
‫‏میخوام که مستقیماً با شخص تو صحبت کنم...

328
00:33:36,515 --> 00:33:38,677
‫‏توی بزدل رقت‌انگیز

329
00:33:38,811 --> 00:33:43,471
‫‏نمیدونم که خودت رو قانع به
‫‏چه شخصیتی از خودت کردی

330
00:33:43,555 --> 00:33:45,551
‫اما بدون هیچ‌وقت چیزی بیشتر از

331
00:33:45,670 --> 00:33:48,581
‫یه عجیب‌الخلقه‌ی افسرده نیستی

332
00:33:48,666 --> 00:33:50,711
‫‏بالاخره پیدات میکنم. آره

333
00:33:50,829 --> 00:33:53,457
‫‏و میخوام جلوی این کارهات رو بگیرم و مطمئن بشم

334
00:33:53,542 --> 00:33:55,990
‫‏که دیگه هیچ‌وقت به هیچ‌کسی صدمه نمیزنی

335
00:34:25,692 --> 00:34:29,690
‫‏- نوشیدنی میخورین؟
‫‏- ویسکی، با یخ

336
00:34:29,825 --> 00:34:32,489
‫‏تعریف اینجا رو زیاد شنیدم

337
00:34:32,575 --> 00:34:35,190
‫‏اما خب کارهای اصلی رو کجا انجام میدن؟

338
00:34:35,326 --> 00:34:38,357
‫‏نمیدونم در مورد چی صحبت میکنین

339
00:34:39,658 --> 00:34:41,940
‫‏فکر کنم میدونی

340
00:34:43,358 --> 00:34:46,023
‫‏برو خونه، دختر کوچولو

341
00:34:46,159 --> 00:34:48,823
‫‏نه تا وقتی که به چیزی که دنبالشم برسم

342
00:34:48,909 --> 00:34:51,439
‫‏ممنون بابت انعام

343
00:35:33,441 --> 00:35:36,990
‫‏- خیلی چرک بازیـه
‫‏- این دیگه کیه؟

344
00:35:38,491 --> 00:35:40,274
‫‏نباید میومدی اینجا

345
00:35:40,358 --> 00:35:43,690
‫‏جداً؟ خب، انتخاب‌های بد خوراک خودمـه

346
00:35:43,775 --> 00:35:46,573
‫‏اما تو باید یه چیزهایی در مورد انتخاب بد بدونی

347
00:35:46,692 --> 00:35:51,656
‫‏نمیدونم کی هستی، اما قوانین اینجا خیلی ساده‌ان

348
00:35:51,742 --> 00:35:54,523
‫هیچ‌کسی همون‌طوری که وارد
‫اینجا شده، از اینجا نمیره بیرون

349
00:35:54,658 --> 00:35:57,190
‫‏آره، اون رو حالا یه کاریش میکنیم

350
00:35:57,276 --> 00:36:01,740
‫‏نگاه کنین، من خودم یکم از نظر جنسی
‫‏منحرف هستم، اما شماها، انصافا دیگه ته‌شین

351
00:36:31,859 --> 00:36:33,740
‫‏تو هم میای اینجا؟

352
00:36:36,242 --> 00:36:40,190
‫‏- از کجا میدونستی اینجام؟
‫‏- نمیدونستم

353
00:36:40,325 --> 00:36:43,239
‫‏پسر کیناهویی این نقاشی رو کشیده

354
00:36:44,658 --> 00:36:48,439
‫‏اینجا تنها جایی تو شهر هست
‫‏که عجیب الخلقه‌ها شاخ دارن

355
00:36:48,525 --> 00:36:51,990
‫‏- تو چطوری اومدی اینجا؟
‫‏- قتل‌های این پرونده با

356
00:36:51,991 --> 00:36:55,690
‫‏قتل‌های دیگه‌ی وابسته به آیین دینی در
‫‏پایگاه داده‌ی اف‌بی‌آی نامتناقض هستن

357
00:36:55,775 --> 00:36:57,740
‫‏بی‌شباهت به رفتارهای اهریمنی نیستن

358
00:36:59,358 --> 00:37:02,857
‫‏آهای، خل و چل، کجا کارت رو تمومش میکنی؟

359
00:37:05,658 --> 00:37:09,523
‫‏- کجا کارتون رو تمومش میکنی؟
‫‏- درتو بذار

360
00:37:09,608 --> 00:37:11,656
‫‏جواب اشتباه

361
00:37:11,742 --> 00:37:13,356
‫‏باشه! باشه!

362
00:37:13,491 --> 00:37:15,356
‫‏اسم طرف کوئیکـه.
‫‏دکتر کوئیک

363
00:37:15,491 --> 00:37:18,523
‫‏- طرف جراحـه؟
‫‏- آره. نه. قبلاً جراح بوده

364
00:37:18,658 --> 00:37:20,073
‫‏چطوری پیداش کنیم؟

365
00:37:20,192 --> 00:37:23,990
‫‏پشت یه خشکشویی تو "سوانسون" کار میکنه

366
00:37:24,075 --> 00:37:26,973
‫‏شما پسرها باید یه سرگرمی جدید پیدا کنین

367
00:38:16,742 --> 00:38:20,489
‫‏- شمایین
‫‏- سلام، گیل

368
00:38:20,575 --> 00:38:22,690
‫‏به نظر دستپاچه میای

369
00:38:23,992 --> 00:38:28,573
‫‏نه، فقط... فقط انتظار نداشتم شما رو اینجا ببینم

370
00:38:28,692 --> 00:38:32,690
‫‏ببخشید. نمیخواستم که بترسونمت

371
00:38:34,491 --> 00:38:36,857
‫‏من تو رو تحت نظر داشتم، گیل

372
00:38:36,942 --> 00:38:39,523
‫‏دختر آرومی هستی

373
00:38:39,608 --> 00:38:44,907
‫‏نسبت به باقی دستیارها
‫‏کمتر مجذوب‌کننده هستی

374
00:38:45,025 --> 00:38:49,940
‫‏اما خب تعهدی که داری خالص هست

375
00:38:50,859 --> 00:38:55,523
‫‏- تعهدت تحریک‌کننده‌ست
‫‏- ممنون

376
00:38:58,025 --> 00:39:01,356
‫‏ما خیلی بهم شبیه هستیم، گیل

377
00:39:03,742 --> 00:39:06,406
‫‏تو یه معتقد واقعی هستی، مگه نه؟

378
00:39:06,525 --> 00:39:10,156
‫‏بله. همینطوره

379
00:39:10,241 --> 00:39:14,740
‫‏خوبه، چون تو رو برای

380
00:39:14,859 --> 00:39:19,189
‫‏یک افتخار خیلی ویژه انتخاب کردم

381
00:39:21,025 --> 00:39:24,803
‫‏به همراه من به او خدمت میکنی؟

382
00:39:24,992 --> 00:39:28,935
‫‏بله. حتماً

383
00:39:36,575 --> 00:39:39,023
‫‏ممنون

384
00:40:10,191 --> 00:40:12,773
‫‏مشکلی پیش اومده، قائم مقام؟

385
00:40:15,692 --> 00:40:18,439
‫‏به تماس درخواست گشت‌تون داریم رسیدگی میکنیم

386
00:40:18,525 --> 00:40:20,857
‫‏ما با پلیس تماس نگرفتیم

387
00:40:20,942 --> 00:40:25,106
‫‏- پس حتماً کار همسایه‌هاتون بوده
‫‏- حتماً همینطوره

388
00:40:25,191 --> 00:40:30,823
‫‏- البته هیچ همسایه‌ای نداریم
‫‏- نه. نه، ندارین

389
00:40:30,909 --> 00:40:33,606
‫‏چرا ماشینت رو اول جاده ول کردی و اومدی؟

390
00:40:33,692 --> 00:40:37,857
‫‏- تا اینجا پیاده راه زیاده
‫‏- اینجا زندگی میکنین؟

391
00:40:37,992 --> 00:40:41,773
‫‏- فقط اومدم به اقوام‌مون سر بزنم
‫‏- دم و دستگاه نظارتی زیادی اینجا نصب شده

392
00:40:41,859 --> 00:40:44,356
‫‏خب، حتماً شنیدی که میگن

393
00:40:44,491 --> 00:40:49,261
‫‏فقط چون تو به همه بدگمانی معنیش
‫این نیست که ‏کسی نخواد بیاد سراغت

394
00:40:49,692 --> 00:40:52,940
‫‏- جمله‌ایـه که میشه باهاش زندگی کرد
‫‏- اوهوم

395
00:40:54,191 --> 00:40:57,989
‫‏- شب بی خطری داشته باشین
‫‏- تلاشم رو میکنم

396
00:41:51,408 --> 00:41:53,523
‫‏میخوام یه سری مسائل رو سریع بهتون بگم

397
00:41:53,658 --> 00:41:56,023
‫‏باید از همه‌تون بابت این مراسم تشکر کنم

398
00:41:56,109 --> 00:41:57,523
‫‏خیلی خوبه که دوباره همه‌تون رو می‌بینم

399
00:41:59,525 --> 00:42:02,689
‫‏حالا، به اطراف نگاه میکنم و میبینم که، پسر

400
00:42:02,775 --> 00:42:06,656
‫‏از وقتی رفتم چقدر اوضاع فرق کرده.
‫‏خیلی چیزها عوض شده

401
00:42:06,742 --> 00:42:09,523
‫‏اما بعد از هشت سال حبس

402
00:42:09,658 --> 00:42:11,606
‫‏یه چیز هست که اصلاً تغییر نکرده

403
00:42:11,691 --> 00:42:14,189
‫‏اون هم تعهد من نسبت به همه‌ی شماهاست

404
00:42:15,525 --> 00:42:17,823
‫‏میخواد خوش‌تون بیاد میخواد نیاد، اما
‫‏شما خنگول‌ها خانواده‌ی من بحساب میاین

405
00:42:17,908 --> 00:42:20,439
‫‏افراد خانواده هم با هم میمونن

406
00:42:20,525 --> 00:42:24,189
‫‏مهم نیست چی بشه

407
00:42:24,274 --> 00:42:28,773
‫‏و در مورد خودم، باید بگم
‫من مال خودم رو گذروندم

408
00:42:30,358 --> 00:42:32,740
‫خودم رو جر دادم تا اعتبار کسب کنم

409
00:42:32,858 --> 00:42:37,856
‫و از زندگی تو فاضلاب اون هم
‫به اسم انگیزه خسته شدم

410
00:42:37,992 --> 00:42:39,940
‫‏ما برای عقائدمون چیزهای زیادی رو قربانی میکنیم

411
00:42:40,025 --> 00:42:44,107
‫‏اما بهمون این اجازه داده شده که
‫‏از غنیمت‌های جنگی لذت ببریم

412
00:42:47,025 --> 00:42:49,489
‫‏من برای همه چیز برنامه‌ریزی کردم

413
00:42:50,658 --> 00:42:54,489
‫‏برنامه‌هایی که اجازه میده بعضی ‏از
‫اون غنیمت‌ها بره تو جیب خودمون

414
00:42:56,408 --> 00:42:59,406
‫‏و با اون پول امنیت فراهم میشه

415
00:42:59,525 --> 00:43:02,573
‫‏و با امنیت، قدرت

416
00:43:02,691 --> 00:43:05,081
‫‏امشب رو می‌نوشیم

417
00:43:06,691 --> 00:43:08,768
‫‏با دیگران می‌خوابیم

418
00:43:10,324 --> 00:43:15,106
‫‏و فردا، دوران جدید آریایی‌ها شروع میشه

419
00:43:37,525 --> 00:43:41,990
‫‏- این اراجیف دیگه چی بود؟
‫‏- شروعی جدید، کلوین

420
00:43:42,075 --> 00:43:44,403
‫‏پول؟ این فقط وعده وعیده

421
00:43:44,404 --> 00:43:46,631
‫‏پول؟ از کی تا حالا انجمن برادری به پول اهمیت میداده؟

422
00:43:46,688 --> 00:43:49,149
‫‏اعصاب خورد کن نباش، کلوین.
‫‏ترتیب ایده‌ها و برنامه‌هام رو خودم میدم

423
00:43:49,184 --> 00:43:51,581
‫‏شما نمیخواد تخم‌هات باد کنه.
‫‏نمیتونیم تا همیشه کروات ببندیم

424
00:43:51,616 --> 00:43:54,476
‫‏- و برای یه سری بچه خوشگل ساک بزنیم
‫‏- تو داری انجمن برادری رو با پول عوض میکنی

425
00:43:54,558 --> 00:43:57,971
‫،‏هر چی که براش زحمت کشیدیم رو
‫‏ببین، هر چی که به خاطرش رفتی زندان رو

426
00:43:58,006 --> 00:43:59,618
‫‏من به خاطر برادرانم رفتم زندان، برای خانواده‌ام

427
00:43:59,704 --> 00:44:01,402
‫‏برای تو، توی بدردنخور نمک‌نشناس

428
00:44:01,487 --> 00:44:04,235
‫‏میام بیرون و می‌بینم که
‫به همه‌ی معامله‌ها گند زدی

429
00:44:04,320 --> 00:44:07,217
‫‏طوری نگام میکنی که انگار جلوی راهت رو گرفتم؟

430
00:44:07,494 --> 00:44:10,158
‫‏باید بگم مگی بیچاره هم با برادر اشتباهی ازدواج کرد

431
00:44:10,294 --> 00:44:13,785
‫،‏ممکنه کرت ذهنش مغشوش شده باشه
‫‏اما حداقل خایه داره

432
00:44:17,494 --> 00:44:19,575
‫‏خب پس

433
00:44:20,460 --> 00:44:24,625
‫‏- که اینطور
‫‏- بیاین جشن بگیریم!

434
00:44:47,210 --> 00:44:49,792
‫‏بانکر. واقعاً؟

435
00:44:49,877 --> 00:44:51,492
‫‏داری چه کار میکنی؟

436
00:44:51,627 --> 00:44:53,792
‫‏میدونی که ماشینت ردیاب جی‌پی‌اس داره

437
00:44:53,877 --> 00:44:55,375
‫‏تو اینجا چه غلطی میکنی؟

438
00:44:55,494 --> 00:44:58,458
‫‏براک، بیخیال من شو.
‫‏اون رندال واتسـه، کله‌ گنده‌ی نازی‌ها

439
00:44:58,544 --> 00:45:01,458
‫‏تازه از زندان آزاد شده.
‫‏یه تیر تو مغزش خالی کنم این قضیه تمام میشه

440
00:45:01,544 --> 00:45:03,458
‫‏یه تیر شلیک کنی کل انجمن برادری رو میکشونی این بالا

441
00:45:03,544 --> 00:45:05,709
‫‏بلند شو. لعنت خدا بر دل سیاه شیطون.
‫‏بانکر. باهوش باش

442
00:45:05,827 --> 00:45:07,625
‫‏باید باهوش‌تر از اونها باشیم

443
00:45:07,711 --> 00:45:10,325
‫‏تو مهمونی‌شون نمیتونیم بهشون کاری داشته باشیم.
‫‏باید بازی رو بکشونیم تو زمین خودمون

444
00:45:10,460 --> 00:45:13,709
‫‏یونیفرم پلیس رو پوشیدی و با ماشین پلیس اومدی اینجا.
‫‏آخه چی پیش خودت فکر کردی؟

445
00:45:13,827 --> 00:45:16,041
‫‏- متاسفم
‫‏- نه، گور بابای تاسف‌ت

446
00:45:16,160 --> 00:45:19,408
‫‏این شهر داره مسیرش رو گم میکنه.
‫‏یه قاتل سریالی برای پیدا کردن داریم

447
00:45:19,494 --> 00:45:20,909
‫‏یه شهردار اوباش و گنگستر داریم

448
00:45:20,993 --> 00:45:23,125
‫‏و تو هم این وسط میخوای با این
‫‏نازی‌های مدل جدید جنگ به پا کنی

449
00:45:23,210 --> 00:45:24,625
‫‏من رو نگاه کن

450
00:45:24,711 --> 00:45:27,908
‫‏من دیگه تو زندگیم چیز مهمی ندارم، بانکر

451
00:45:27,993 --> 00:45:30,991
‫‏فقط بنشی برام مونده. همین

452
00:45:31,127 --> 00:45:33,991
‫‏و لعنت بر من اگر بخوام بدون
‫‏یه مبارزه بیخیال این شهر بشم

453
00:45:34,077 --> 00:45:36,075
‫‏تو هم باید همین الان تصمیم بگیری

454
00:45:36,160 --> 00:45:38,542
‫‏که آیا در راه درست در کنار من مبارزه میکنی

455
00:45:38,661 --> 00:45:41,375
‫‏یا فقط میخوای قوز بالا قوز باشی؟

456
00:45:46,794 --> 00:45:48,825
‫‏بسیارخب

457
00:45:48,910 --> 00:45:52,505
‫‏- همین؟
‫‏- قبول دیگه

458
00:45:55,661 --> 00:45:57,709
‫‏بیا گورمون رو از اینجا گم کنیم

459
00:46:05,794 --> 00:46:11,385
‫‏نطق... خوبی بود

460
00:46:21,827 --> 00:46:25,216
‫‏گندش بزنن. اونجا چند تا مشت بهم زدن

461
00:46:25,335 --> 00:46:27,672
‫‏تو هم دست رو دست نذاشتی

462
00:46:31,566 --> 00:46:35,857
‫‏هی، نگران نباش.
‫‏زیر تخت رو قبلاً چک کردم

463
00:46:35,992 --> 00:46:38,781
‫‏باید یکم استراحت کنی

464
00:46:38,866 --> 00:46:41,704
‫‏آره

465
00:46:41,790 --> 00:46:44,293
‫‏اما نمیتونم کل این شیشه اسکاچ رو تنهایی بخورم
‫[‏[ویسکی اسکاتلندی

466
00:46:44,379 --> 00:46:46,431
‫‏آره، فکر کنم هردومون بدونیم که اشتباه میکنی

467
00:46:46,550 --> 00:46:48,970
‫‏بگو یعنی بعد از اون همه گند کاری که

468
00:46:49,055 --> 00:46:52,996
‫‏اونجا شاهدش بودیم دلت نوشیدنی نمیخواد

469
00:46:54,902 --> 00:46:57,741
‫‏آره، به فکر خودم نرسیده بود

470
00:46:57,826 --> 00:46:59,796
‫‏خدای من

471
00:47:08,016 --> 00:47:12,023
‫‏خب، میخوایم بریم دنبال این طرف جراحـه؟

472
00:47:15,667 --> 00:47:17,952
‫‏من دیگه پلیس نیستم

473
00:47:18,089 --> 00:47:22,296
‫‏حتی زمانی هم که پلیس
‫‏بودم، خیلی اهل کار تیمی نبودم

474
00:47:22,382 --> 00:47:23,884
‫‏آره، منم همینطور

475
00:47:23,968 --> 00:47:26,891
‫‏اما هردومون دنبال یه نفر هستیم

476
00:47:26,975 --> 00:47:29,814
‫‏خوبه که تو این راه هوای همدیگه رو داشته باشیم

477
00:47:30,869 --> 00:47:33,489
‫‏میدونم که میتونی تنهایی انجامش بدی

478
00:47:33,624 --> 00:47:36,328
‫‏خودم هم همینطور.
‫‏به همین خاطر من رو فرستادن اینجا

479
00:47:36,465 --> 00:47:42,313
‫‏اما این طرف... با بقیه اشرار فرق داره

480
00:47:43,146 --> 00:47:47,320
‫‏و اینجا شهر توئه.
‫‏اینجا رو مثل کف دستت بلدی

481
00:47:49,193 --> 00:47:51,781
‫‏و منم یه پشتیبان حسابی به کارم میاد

482
00:48:06,784 --> 00:48:08,452
‫‏باشه

483
00:48:21,601 --> 00:48:24,070
‫‏مگی

484
00:48:24,156 --> 00:48:27,194
‫‏سعی میکردم باهات تماس بگیرم.
‫‏پدرم رو آزاد کردن

485
00:48:27,280 --> 00:48:29,366
‫‏میدونم.
‫‏امروز صبح اومد پیشم

486
00:48:29,452 --> 00:48:31,705
‫‏باید یه کاری بکنی، باشه؟
‫دیگه نباید بیشتر از این صبر کرد

487
00:48:31,791 --> 00:48:34,261
‫،‏دارم روش کار میکنم، مگی
‫‏اما این موضوع بزرگ‌تر از

488
00:48:34,346 --> 00:48:38,521
‫‏- پدرت و کلوین هست
‫‏- منظورت مواد مخدرـه

489
00:48:38,522 --> 00:48:41,555
‫‏تو از کجا میدونی؟

490
00:48:44,453 --> 00:48:47,350
‫‏- اینها رو از روی میز کلوین برداشتم
‫‏- خدای من، مگی

491
00:48:47,351 --> 00:48:50,308
‫‏- اگر بو می‌برد...
‫‏- من فقط دارم سعی میکنم

492
00:48:50,382 --> 00:48:52,587
‫‏مدارک رو در اختیارت بذارم، باشه؟
‫‏این یه جور برنامه‌ی تولیدـه

493
00:48:52,672 --> 00:48:55,342
‫‏یه تحویل عظیم در راه دارن، فکر کنم

494
00:48:55,478 --> 00:49:00,070
‫‏- اینها روی میز کلوین بود؟
‫‏- آره، چرا؟

495
00:49:00,188 --> 00:49:03,578
‫‏اعداد و ارقامش خیلی بزرگه

496
00:49:03,697 --> 00:49:10,544
‫‏این فقط... یه معامله‌ی محلی نیست. موضوع...

497
00:49:10,680 --> 00:49:13,282
‫‏این اعداد...

498
00:49:20,535 --> 00:49:25,495
‫‏قسم میخورم، بازی دیگه داره تمام میشه

499
00:49:25,580 --> 00:49:28,585
‫‏اما ازت میخوام که بری خونه و
‫‏وانمود کنی که هیچ اتفاقی نیفتاده

500
00:49:28,671 --> 00:49:32,060
‫‏کرت، دیگه نمیتونم این کارو بکنم، باشه؟

501
00:49:32,145 --> 00:49:37,238
‫‏- همه‌اش با ترس زندگی میکنم
‫‏- میدونم. تو رو از این مخمصه خلاص میکنم

502
00:49:38,995 --> 00:49:41,531
‫‏قول میدم

503
00:49:54,646 --> 00:49:58,415
‫‏خب، برای منم درست کردی؟

504
00:50:00,325 --> 00:50:02,545
‫‏ازت میخوام که از اینجا بری

505
00:50:04,334 --> 00:50:07,474
‫‏اینجا خونه‌ی منه و تو جایی در اینجا نداری

506
00:50:10,850 --> 00:50:15,191
‫‏بامزه بود، کلوین، اما...
‫‏برای اثبات مردونگی یکم دیر شده

507
00:50:15,327 --> 00:50:18,532
‫‏نظرت چیه که دهنت رو ببندی و برام نوشیدنی بریزی؟

508
00:50:22,510 --> 00:50:25,933
‫‏گور باباش. خودم میریزم

509
00:50:28,570 --> 00:50:53,851
‫ترجمه از: محمــد امــیر
‫<font color=#۰۰۸۰FF>M.Amir</font>

