‫﻿۱
00:00:58,870 --> 00:01:00,369
‫کلانتر هستن؟

2
00:01:00,505 --> 00:01:02,538
‫،کلانتر لوتس جلسه دارن
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

3
00:01:04,208 --> 00:01:06,926
‫اطلاعاتی دارم که باید بشنون

4
00:01:14,969 --> 00:01:17,019
‫می‌تونم کمکتون کنم، خانوم؟

5
00:01:18,189 --> 00:01:19,772
‫اون می‌خواد بدونین که دست بردار نیست

6
00:01:19,891 --> 00:01:22,058
‫کشتنِ اون دخترا تازه اولش بود

7
00:01:22,143 --> 00:01:24,527
‫- این چیه؟
‫- می‌خواد شما ببینین

8
00:01:24,612 --> 00:01:26,779
‫می‌خواد همتون ببینین

9
00:01:26,898 --> 00:01:28,230
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

10
00:01:28,316 --> 00:01:30,199
‫نه! نکن!

11
00:01:30,284 --> 00:01:32,902
‫این کارو نکن!

12
00:03:15,333 --> 00:03:18,422
‫تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـدیـم مـی کـنـد »
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[ TvWorld.info ]</font>

13
00:03:24,252 --> 00:03:27,282
‫ترجمه از: امــیــن و محمــد امــیر
‫<font color=#۰۰۸۰FF>AminGeneral & M.Amir</font>

14
00:03:41,699 --> 00:03:43,532
‫کلیون

15
00:03:48,122 --> 00:03:50,539
‫کجا بودی؟

16
00:03:54,795 --> 00:03:58,631
‫چه بلایی سرت اومده؟
‫اون خون ـه؟

17
00:03:59,884 --> 00:04:02,134
‫- کلوین، کلو...
‫- ساکت شو

18
00:04:04,972 --> 00:04:06,639
‫بس کن، تو رو خدا تمومش کن

19
00:04:06,724 --> 00:04:10,943
‫- تو چه مرگته؟
‫- هیچی... فقط اینقدر محکم نکن

20
00:04:11,062 --> 00:04:14,063
‫- خواهش می‌کنم
‫- خدایا

21
00:04:14,148 --> 00:04:16,448
‫وایسا یه لحظه، تو با یه نفر دیگه می‌خوابی؟

22
00:04:16,567 --> 00:04:20,035
‫چی؟
‫نه، معلومه که نه

23
00:04:20,121 --> 00:04:23,322
‫ما چندماهه که سکس نکردیم.
‫قضیه چیه؟

24
00:04:23,407 --> 00:04:25,874
‫فقط...

25
00:04:25,960 --> 00:04:27,993
‫تو منو می‌ترسوندی

26
00:04:29,080 --> 00:04:31,080
‫منو می‌ترسوندی

27
00:04:41,726 --> 00:04:44,760
‫چی شده؟
‫قضیه چیه؟

28
00:04:44,845 --> 00:04:46,895
‫چه بلایی سرت اومده؟

29
00:04:54,522 --> 00:04:56,355
‫نه کلوین

30
00:04:57,908 --> 00:05:00,242
‫کلوین کلوین

31
00:05:52,880 --> 00:05:55,998
‫حموم در اختیار شما

32
00:05:59,470 --> 00:06:03,555
‫- از خودت پذیرایی کن
‫- خیلی اهل این چیزا نیستم

33
00:06:13,684 --> 00:06:16,068
‫من کارمو با پلیس مخفی شروع کردم

34
00:06:16,187 --> 00:06:19,855
‫،دخترای خوشگل سفیدپوست برای اثبات خودشون
‫باید خیلی بیشتر تلاش کنن

35
00:06:19,990 --> 00:06:25,361
‫،پس یا باید باهاشون می‌خوابیدم
‫یا از موادشون می‌زدم

36
00:06:25,446 --> 00:06:26,945
‫بعضی وقتا هم جفتش

37
00:06:27,031 --> 00:06:29,031
‫نیازی نیست کاراتو برام توضیح بدی

38
00:06:30,951 --> 00:06:33,202
‫می‌خواستم ترک کنم

39
00:06:33,337 --> 00:06:37,706
‫ولی وقتی تا خرخره
‫،توی این زهرماری میری

40
00:06:37,842 --> 00:06:40,592
‫بعضی وقتا لازمه از خودت بی‌خود بشی

41
00:06:41,629 --> 00:06:45,464
‫- لازمه نگرانت باشم؟
‫- نه

42
00:06:45,549 --> 00:06:48,133
‫ولی اگه می‌بودی خوب میشد

43
00:06:50,805 --> 00:06:55,391
‫،وای، تو دوست من
‫مشکل برقراری ارتباط داری

44
00:06:57,611 --> 00:07:00,729
‫- مرسی که گذاشتی شب رو بمونم
‫- می‌تونستیم روی یه تخت بخوابیم

45
00:07:00,865 --> 00:07:03,031
‫محض اطلاع گفتم

46
00:08:40,414 --> 00:08:42,881
‫تو کدوم خری هستی؟

47
00:08:50,474 --> 00:08:52,174
‫مگی

48
00:08:52,309 --> 00:08:54,593
‫- کرت...
‫- چی شده؟

49
00:08:54,678 --> 00:08:57,312
‫- این...
‫- می‌خوای یه لحظه بشینی؟

50
00:08:57,398 --> 00:08:59,598
‫نه، نمی‌خوام بشینم

51
00:09:00,601 --> 00:09:03,185
‫هلن، می‌تونی به "هنک" یکی از اون چیپس‌هایی

52
00:09:03,320 --> 00:09:05,103
‫که طبقه بالا داری رو بدی بخوره؟

53
00:09:05,189 --> 00:09:07,322
‫حتماً. سلام هنک

54
00:09:07,408 --> 00:09:11,827
‫- می‌خوای با من بیای؟
‫- تشکر

55
00:09:14,365 --> 00:09:16,114
‫بیا اینجا

56
00:09:20,671 --> 00:09:23,922
‫چی شده؟
‫اذیتت کرده؟

57
00:09:26,176 --> 00:09:27,543
‫ای مادربخطا!

58
00:09:27,678 --> 00:09:30,712
‫ترکش کردم. یک ثانیه هم نمی‌تونستم
‫تو اون خونه بمونم

59
00:09:30,848 --> 00:09:33,048
‫- همینجوری گذاشت بیای؟
‫- اون نمی‌دونه

60
00:09:33,133 --> 00:09:38,437
‫من فقط... هنک رو برداشتم و
‫وسایلم رو جمع کردم و...

61
00:09:39,857 --> 00:09:41,390
‫حتی نمی‌دونم کجا می‌خوام برم، کرت

62
00:09:41,475 --> 00:09:44,226
‫- پیشِ من می‌مونی
‫- نمی‌تونم

63
00:09:44,361 --> 00:09:46,228
‫اونجا اولین جاییه که میاد می‌گرده

64
00:09:46,313 --> 00:09:49,448
‫- نه اگه اول من پیداش کنم
‫- نه

65
00:09:49,567 --> 00:09:52,117
‫نه، من باید به فکرِ هنک باشم

66
00:09:53,871 --> 00:09:58,790
‫کرت...
‫فکر کنم اون پدرمو کُشته

67
00:10:02,079 --> 00:10:03,378
‫راندال مُرده؟

68
00:10:03,464 --> 00:10:05,831
‫نمی‌دونم، اونا باهمدیگه رفتن و...

69
00:10:05,916 --> 00:10:09,418
‫بعدش کلوین...
‫غرقِ خون بود

70
00:10:09,503 --> 00:10:11,420
‫و... بعد...

71
00:10:11,505 --> 00:10:13,171
‫خیلی... خیلی وحشتناک بود

72
00:10:13,257 --> 00:10:17,142
‫خیلی خب، شششش.
‫درست میشه

73
00:10:21,565 --> 00:10:26,068
‫- اون ژاکت مامان ـمه
‫- آره خب

74
00:10:26,153 --> 00:10:28,070
‫هیچوقت اینا رو نمی‌پوشه

75
00:10:29,857 --> 00:10:32,357
‫- به تو میاد
‫- همه‌چی بهم میاد

76
00:10:32,443 --> 00:10:35,077
‫تو هم بهتره قبل اینکه مامانت برگرده
‫اون شیشه‌ها رو جمع کنی

77
00:10:35,162 --> 00:10:37,329
‫آره، الساعه میرم سراغش

78
00:10:40,117 --> 00:10:43,869
‫خب، تو چه نقشی توی این شرایط گُهی داری؟

79
00:10:46,790 --> 00:10:51,460
‫مادرت و بابات و من
‫خیلی وقته باهم دوستیم

80
00:10:51,545 --> 00:10:53,629
‫جداً؟ کدوم بابام؟

81
00:10:55,716 --> 00:10:59,290
‫- همونی که این شیرین‌زبونی‌ها رو ازش ارث بردی
‫- گرفتم

82
00:10:59,353 --> 00:11:01,353
‫مامانم رو با اسم کری می‌شناسی یا آنا؟

83
00:11:01,472 --> 00:11:04,306
‫خودم اسم کری رو براش ساختم

84
00:11:04,391 --> 00:11:06,975
‫خب، منم یه زندگی جدید درخشان
‫خیلی به دردم می‌خوره

85
00:11:07,111 --> 00:11:09,695
‫می‌خوای برام ردیفش کنی؟
‫گمونم اینو بهم بدهکار باشی

86
00:11:10,898 --> 00:11:13,031
‫عجب دختر خلافکار بدردنخوری شدی

87
00:11:13,150 --> 00:11:17,202
‫هی، من فقط سعی می‌کنم با
‫شرایط تخمی که داشتم بسازم

88
00:11:17,321 --> 00:11:19,287
‫دختر جون، شرایطی که تو داشتی

89
00:11:19,373 --> 00:11:22,875
‫شامل پدر مادرت میشه که حاضرن واسه تو
‫جون بدن یا جون کسی رو بگیرن

90
00:11:25,129 --> 00:11:28,580
‫اکثر مردم آرزوی همچین چیزی رو دارن

91
00:11:29,667 --> 00:11:32,084
‫دیوا

92
00:11:32,169 --> 00:11:35,587
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- منم دلم برات تنگ شده مامان

93
00:11:36,590 --> 00:11:38,890
‫فقط از دیدنت سوپرایز شدم

94
00:11:40,144 --> 00:11:43,729
‫- قفل در رو عوض کردی... دوباره
‫- شرمنده، باید بهت می‌گفتم

95
00:11:43,847 --> 00:11:45,681
‫- مامان بزرگ می‌دونه اینجایی؟
‫- براش یادداشت نوشتم

96
00:11:45,766 --> 00:11:47,432
‫گمون نکنم دلشون برام تنگ بشه

97
00:11:47,518 --> 00:11:49,184
‫- دیوا...
‫- من دیگه برنمی‌گردم اونجا، مامان

98
00:11:49,319 --> 00:11:51,236
‫وای‌فای نداره و همیشه بوی گند میده

99
00:11:51,355 --> 00:11:53,238
‫- عزیزم، اگه دادگاه بفهمه...
‫- نمی‌فهمه

100
00:11:53,357 --> 00:11:55,941
‫- من که دهنم قرص قرصه
‫- تو دخالت نکن

101
00:11:59,113 --> 00:12:02,948
‫اگه برات راحت‌تر میشه باید بگم که
‫هیچ چاره‌ای نداری

102
00:12:04,501 --> 00:12:06,501
‫چرا نمیریم کلوین رو دستگیر کنیم؟

103
00:12:06,587 --> 00:12:10,172
‫مگی هیچوقت علیه‌ـش شهادت نمیده.
‫ازش وحشت داره

104
00:12:10,257 --> 00:12:12,624
‫فکر می‌کنه کلوین پدرشو کُشته

105
00:12:15,095 --> 00:12:17,045
‫کلوین می‌دونه؟

106
00:12:17,181 --> 00:12:20,165
‫- چی رو می‌دونه؟
‫- درمورد شما دو تا

107
00:12:26,807 --> 00:12:28,557
‫- نه
‫- مطمئنی؟

108
00:12:28,642 --> 00:12:30,058
‫- آره
‫- آخه تو هم نمی‌دونستی که من می‌دونم

109
00:12:30,144 --> 00:12:32,060
‫و فقط ۱۰ ثانیه طول کشید که بفهمم

110
00:12:32,146 --> 00:12:34,229
‫قبول دارم که از بقیه پلیس‌ها باهوش‌ترم

111
00:12:34,314 --> 00:12:36,481
‫- و کلوین هم یه کینه‌توز عوضی ـه
‫- کلوین نمی‌دونه

112
00:12:44,575 --> 00:12:46,808
‫می‌تونن خونه من بمونن

113
00:12:47,911 --> 00:12:49,294
‫- جداً؟
‫- آره

114
00:12:49,413 --> 00:12:51,913
‫فقط تا وقتیکه یه راهی واسه
‫زمین زدن برادرت پیدا کنی

115
00:12:52,049 --> 00:12:54,249
‫- خیلی ممنون
‫- خواهش می‌کنم

116
00:12:55,803 --> 00:13:00,472
‫هی، راستی تو خوبی؟
‫بخاطر قضیه خودسوزی امروز صبح

117
00:13:00,591 --> 00:13:03,358
‫حتماً تو رو یاد اون اتفاق انداخته، ها؟

118
00:13:05,345 --> 00:13:07,846
‫آره، خوبم

119
00:13:07,931 --> 00:13:12,234
‫بوی گندش رو نمی‌تونم از ذهنم بیرون کنم

120
00:13:13,821 --> 00:13:16,154
‫یه مدت زمان می‌بره

121
00:13:30,537 --> 00:13:33,255
‫- می‌تونم کمکتون کنم؟
‫- جداً شک دارم

122
00:13:33,340 --> 00:13:35,090
‫نمی‌تونین برین اون پشت

123
00:13:35,175 --> 00:13:37,509
‫- گفتم نمی‌تونین برین اون پشت
‫- می‌دونم

124
00:13:37,628 --> 00:13:39,795
‫اینجاش باد کرده عزیزم.
‫نرم که شد...

125
00:13:39,930 --> 00:13:42,264
‫- خدای بزرگ
‫- هی، حق نداری اینجا باشی

126
00:13:42,349 --> 00:13:46,885
‫ولی هستم. اف.بی.آی
‫عزیزم، برو بیرون

127
00:13:49,473 --> 00:13:54,192
‫دکتر دیوید کویک.
‫دنبالت می‌گشتم

128
00:13:59,700 --> 00:14:01,700
‫چه خبرا دکی؟

129
00:14:04,955 --> 00:14:08,957
‫- چرا نمی‌شینی؟
‫- دوباره امتحان کنیم؟

130
00:14:09,042 --> 00:14:11,268
‫بزرگ کردن سینه
‫بعد از باطل شدن

131
00:14:11,269 --> 00:14:13,495
‫مدرک پزشکیت، جُرم محسوب میشه

132
00:14:13,630 --> 00:14:15,964
‫ما هیچ عملی اینجا انجام نمیدیم.
‫تیفانی یکی از دوستامه

133
00:14:16,049 --> 00:14:17,749
‫فقط ازم خواست نگاهی به
‫ممه‌هاش بندازم، همین

134
00:14:17,835 --> 00:14:20,635
‫- اوهوم، پس چرا فرار کردی؟
‫- از پلیس‌ها خوشم نمیاد

135
00:14:20,721 --> 00:14:25,307
‫هی، نمی‌تونی بری اونجا رفیق.
‫مجوز داری مگه؟

136
00:14:25,392 --> 00:14:28,844
‫نیازی ندارم، پلیس نیستم آخه

137
00:14:28,979 --> 00:14:31,563
‫،آره، ببین، می‌تونی به دروغ‌هات ادامه بدی

138
00:14:31,682 --> 00:14:35,684
‫ولی اینجوری حوصله‌مون سر میره
‫و آخرش هم گیر میُفتی

139
00:14:35,769 --> 00:14:41,656
‫ولی می‌تونی به چندتا سؤال‌ـمون جواب بدی
‫و منم فراموش می‌کنم که همدیگه رو دیدیم

140
00:14:41,742 --> 00:14:44,075
‫اینجا

141
00:14:45,529 --> 00:14:48,697
‫باشه. چی می‌خواین بدونین؟

142
00:14:48,832 --> 00:14:50,832
‫- تغییرشکل بدن
‫- خب که چی؟
‫،عمل جراحی برای عوض کردن شکل بدن ]
‫معمولاً برای گروه‌های مذهبی خاص.
‫[ مثل همون غده‌های روی پیشانی قاتل

143
00:14:50,918 --> 00:14:53,001
‫- انجام میدی؟
‫- بعضی وقتا. خیلی رو بورس ـه

144
00:14:53,086 --> 00:14:54,703
‫پس حتماً کثافت‌کاری‌های زیادی کردی

145
00:14:54,788 --> 00:14:56,838
‫خیلی از درخواست‌هاشون رو رَد می‌کنم

146
00:14:56,924 --> 00:14:59,040
‫باورت نمیشه اینجور آدما
‫چه کارایی ازم می‌خوان

147
00:14:59,176 --> 00:15:03,345
‫هی، چه مرگته مرد!
‫اینا خیلی گرونن ها!

148
00:15:03,430 --> 00:15:05,213
‫من دنبال یه نفرم که شاخ گذاشته

149
00:15:05,299 --> 00:15:07,549
‫- تاحالا از این کارا کردی؟
‫- آره

150
00:15:07,634 --> 00:15:10,051
‫پس برو پرونده‌هاتو بگرد، دکتر

151
00:15:10,137 --> 00:15:13,555
‫ما واسه اینجور کارا پرونده نگه نمی‌داریم

152
00:15:13,640 --> 00:15:16,558
‫گمون نکنم کاشتنِ شاخ‌های شیطانی
‫درخواستِ پرطرفداری باشه

153
00:15:16,693 --> 00:15:20,812
‫از چیزی که فکر می‌کنی پرطرفدارتره.
‫اینجا کشور ابلیس ـه

154
00:15:20,898 --> 00:15:24,366
‫،آره، ولی بازم، یه چیزه خاص ـه
‫حتی واسه آدمی مثل تو

155
00:15:24,451 --> 00:15:27,235
‫آخرین نفری که براش گذاشتی کی بود؟
‫مطمئنم یه چیزایی یادته

156
00:15:27,321 --> 00:15:31,156
‫،آدمایی که اینجور چیزا رو می‌خوان
‫شهروندان نمونه‌ای نیستن

157
00:15:31,241 --> 00:15:33,825
‫من فقط از جلو پولمو می‌گیرم.
‫حتی اسمشون رو نمی‌پرسم

158
00:15:33,911 --> 00:15:36,294
‫چه راه‌حل مناسبی

159
00:15:36,413 --> 00:15:39,381
‫اینا چرنده، زنگ می‌زنم وکیل‌ام

160
00:15:39,466 --> 00:15:43,001
‫آره، بیا بریم.
‫اون چیزی نمی‌دونه

161
00:15:48,675 --> 00:15:53,561
‫مکالمه رضایت‌بخشی نبود، دکتر کویک

162
00:15:53,647 --> 00:15:56,765
‫اگه جای تو بودم، بهم زنگ می‌زدم

163
00:15:58,185 --> 00:16:00,402
‫تشکر

164
00:16:02,022 --> 00:16:03,939
‫هی، من تازه کارمو باهاش شروع کرده بودم

165
00:16:04,024 --> 00:16:07,192
‫اون حرفی نمی‌زد.
‫این ممکنه کمک کنه

166
00:16:07,277 --> 00:16:10,412
‫- روی میزش بود
‫- اوهوم

167
00:16:10,497 --> 00:16:12,580
‫تو، دوست من، مهارت‌های زیادی داری

168
00:16:12,666 --> 00:16:14,416
‫تموم مدت داشت نگات می‌کرد، همینطور من

169
00:16:14,501 --> 00:16:16,937
‫- چطور این کارو کردی؟
‫- فوت و فن داره دیگه، نه؟

170
00:16:18,455 --> 00:16:20,839
‫آره، منو بگو فکر می‌کردم
‫همه جور آدمی رو دیدم

171
00:16:22,626 --> 00:16:27,679
‫واو، جالبه که اعتمادبه‌نفس پایین
‫چه کارایی سرِ آدمای روانی میاره

172
00:16:41,979 --> 00:16:44,946
‫- دنبالت می‌گشتم
‫- سرم شلوغ بود

173
00:16:45,032 --> 00:16:49,617
‫- مشکلی هست، افسر کروز؟
‫- ،نه اصلاً. ولی حالا که صحبت از مشکل شد

174
00:16:49,703 --> 00:16:51,653
‫اون موضوع که خواستین
‫دنبالش برم یادتون هست؟

175
00:16:51,738 --> 00:16:54,155
‫- آره
‫- دنبالش رفتم

176
00:16:54,291 --> 00:16:57,909
‫- اون مَرده رو پیدا کردی؟
‫- نه، اون زنه رو پیدا کردم

177
00:16:57,995 --> 00:16:59,878
‫مدرک شماره چهار هم

178
00:16:59,997 --> 00:17:04,132
‫،۵روز قبل ازشروع محاکمه
‫تقدیم افسر دادگاه شد

179
00:17:04,217 --> 00:17:06,384
‫،حالا اگه باعث خوشحالی دادگاه میشه

180
00:17:06,503 --> 00:17:09,504
‫در عکس، بقایای درب خورد شده رو می‌بینید

181
00:17:09,589 --> 00:17:12,640
‫- این عکس در صحنه جرم...
‫- خانوم هوپ‌ول

182
00:17:15,846 --> 00:17:20,015
‫این روزا خیلی توی جلسات دادگاه می‌بینم‌ـتون

183
00:17:20,100 --> 00:17:25,987
‫- به قانون علاقه‌مند شدین؟
‫- میشه اینجوری گفت

184
00:17:28,942 --> 00:17:31,526
‫می‌دونی، هیچوقت فرصتش پیش نیومد

185
00:17:31,611 --> 00:17:35,080
‫که بابت فوت همسرتون تسلیت بگم

186
00:17:37,034 --> 00:17:41,870
‫- تو از گوردون متنفر بودی
‫- نه، متنفر نبودم

187
00:17:42,005 --> 00:17:43,538
‫بهش احترام می‌ذاشتم

188
00:17:43,673 --> 00:17:48,259
‫هیچوقت قضیه رو شخصی نگرفتم.
‫دوست دارم فکر کنم که اونم همینطوری بود

189
00:17:52,466 --> 00:17:55,850
‫- اون ازت متنفر بود
‫- آه

190
00:17:57,604 --> 00:18:02,273
‫خب، در هر صورت، از شنیدن
‫خبر مرگش خیلی ناراحت شدم

191
00:18:06,980 --> 00:18:09,314
‫منم بابت مرگ خواهرزاده‌تون متأسفم

192
00:18:10,867 --> 00:18:13,952
‫هر دو عزیزانمون رو از دست دادیم

193
00:18:15,622 --> 00:18:21,126
‫،بعضی وقتا همچین ضایعه‌هایی
‫می‌تونه قضاوت ما رو خدشه‌دار کنه

194
00:18:22,546 --> 00:18:26,414
‫باعث میشه یه کارایی رو بی‌فکر انجام بدیم

195
00:18:26,500 --> 00:18:30,385
‫کارایی که ممکنه ازشون پشیمون بشیم.
‫می‌دونی منظورم چیه؟

196
00:18:32,055 --> 00:18:38,593
‫- نه راستش
‫- نه؟ خب، من حواسم هست

197
00:18:38,728 --> 00:18:40,762
‫هنوز خیلی چیزا واسه از دست دادن داری

198
00:18:44,734 --> 00:18:46,851
‫گمونم هممون داشته باشیم

199
00:18:51,074 --> 00:18:54,392
‫پس هر دو باید بیشتر مراقب باشیم

200
00:19:21,771 --> 00:19:23,438
‫منو یادت میاد، قند نبات؟

201
00:19:23,523 --> 00:19:25,857
‫آره، همون زنیکه که نمی‌دونست
‫کِی جلو دهنشو بگیره

202
00:19:25,976 --> 00:19:28,643
‫آه، پس یادت اومد!
‫باعث دلگرمیه

203
00:19:28,728 --> 00:19:30,395
‫من همون زنیکه‌ی پلیس هم هستم

204
00:19:30,480 --> 00:19:32,480
‫اون روز نگفته بودم؟

205
00:19:32,616 --> 00:19:35,150
‫- من دنبال دردسر نیستم، خب؟
‫- حالا شد یه چیزی

206
00:19:35,235 --> 00:19:37,368
‫ما دنبال یه نفر با شاخ‌های شیطانی می‌گردیم

207
00:19:37,487 --> 00:19:40,321
‫- از اینجور آدما اینجا دارین؟
‫- آره، بدن‌های تغییرشکل داده

208
00:19:40,457 --> 00:19:42,073
‫درسته، این یارو دخترها رو می‌کُشه

209
00:19:42,159 --> 00:19:45,293
‫چطوره اینجا بگردی ببینی
‫کسی رو می‌شناسی یا نه؟

210
00:19:45,378 --> 00:19:48,963
‫ببین، بیشتر شیطان‌پرست‌هایی
‫که میان اینجا توریست هستن

211
00:19:49,049 --> 00:19:50,832
‫کثافت‌هایی که می‌خوان از اینی که هستن

212
00:19:50,967 --> 00:19:52,834
‫عصبی‌تر و خفن‌تر بشن

213
00:19:52,919 --> 00:19:55,887
‫به جز این یارو

214
00:19:57,924 --> 00:20:01,726
‫- این کیه؟
‫- اسمش بودی ـه. دکلان بودی

215
00:20:01,845 --> 00:20:03,144
‫یه سنتی‌گرای افراطی ـه

216
00:20:03,230 --> 00:20:05,263
‫- زیاد میاد اینجا؟
‫- نه، تا چند وقت پیش چرا

217
00:20:05,348 --> 00:20:08,433
‫با مردم حرف میزد، شاید دنبال
‫چندتا پیرو می‌گشت. نمی‌دونم

218
00:20:08,518 --> 00:20:11,186
‫،هیچکس بهش گوش نمی‌داد
‫چون خیلی عجیب بود

219
00:20:11,271 --> 00:20:13,354
‫،یعنی میگی اینقدر عجیب‌الخلقه بوده

220
00:20:13,490 --> 00:20:16,024
‫که بقیه شیطان‌پرست‌ها رو می‌ترسونده؟
‫گرفتم

221
00:20:16,159 --> 00:20:18,159
‫- کجا پیداش کنیم؟
‫- نمی‌دونم

222
00:20:18,245 --> 00:20:20,662
‫- اسمشو که می‌دونستی
‫- آره، و فقط همینو به شما میگم، خانوم پلیسه

223
00:20:20,747 --> 00:20:22,830
‫- از کدوم گوری پیداش کنیم؟
‫- جان خودم نمی‌دونم

224
00:20:22,916 --> 00:20:24,449
‫- کجا؟
‫- نمی‌دونم!

225
00:20:24,534 --> 00:20:27,585
‫‏طرف روانی فکر میکنه با شیطان در ارتباطه، میفهمین؟

226
00:20:27,704 --> 00:20:29,370
‫‏یه شب اون عجیب الخلقه اومد

227
00:20:29,506 --> 00:20:31,372
‫‏شروع کرد و از اینکه چطور با لوسیفر صحبت میکنه حرف زد
‫[‏[شیطان

228
00:20:31,508 --> 00:20:34,509
‫‏من بهش گفتم انقدر چرت و پرت نگو.
‫‏بعدش چاقو رو از دست من قاپید

229
00:20:34,594 --> 00:20:38,513
‫‏و شروع کرد به کندن پوست تک تک ناخن‌هاش
‫تمام مدت هم داشت لبخند میزد

230
00:20:38,598 --> 00:20:42,050
‫‏بعدش هم یه نوشیدنی سفارش داد.
‫‏کدوم خری همچین کاری میکنه؟

231
00:20:42,185 --> 00:20:48,170
‫‏- کسی که واجب شد حتماً ببینیمش
‫‏- دیدی؟ وقتی به کسی کمک میکنیم، وجدان‌مون راحت میشه

232
00:21:51,788 --> 00:21:55,123
‫‏جداً؟
‫‏خب، جالبه

233
00:21:55,258 --> 00:21:59,177
‫‏خیلی‌خب. باشه، ممنون.
‫‏بهت زنگ میزنم

234
00:22:01,214 --> 00:22:04,432
‫‏این طرف دکلان بودی خیلی ردی از خودش بجای نذاشته

235
00:22:04,517 --> 00:22:06,384
‫‏نه آدرسی. نه قوم و خویشی

236
00:22:06,469 --> 00:22:08,019
‫‏اما خب یه پیشینه‌ای داره

237
00:22:08,138 --> 00:22:11,639
‫اون ۱۵ سال پیش به جرم تجاوز جنسی
‫تو یکی از بخش‌های اطراف محکوم شده بوده

238
00:22:11,725 --> 00:22:14,142
‫‏- اسم دختره رو بهم نگفتن
‫‏- میشه اسمش رو گیر آورد؟

239
00:22:14,227 --> 00:22:16,644
‫‏آره، اما باید حکم داشته باشیم

240
00:22:16,780 --> 00:22:20,365
‫‏- که تا فردا خبری از حکم نیست
‫‏- خدای من

241
00:22:21,484 --> 00:22:24,068
‫‏هیچ قاضی‌ای آشنا نداری زنگ بزنی بیدارش کنی؟

242
00:22:24,154 --> 00:22:25,620
‫‏ممکنه برات عجیب باشه بدونی

243
00:22:25,705 --> 00:22:28,740
‫‏که بین قاضی‌های فدرال خیلی محبوبیت ندارم

244
00:22:29,876 --> 00:22:33,878
‫‏- خیلی‌خب، حالا چه کار کنیم؟
‫‏- باید صبر کنیم

245
00:22:35,715 --> 00:22:39,250
‫‏- همین صبر کنیم؟
‫‏- آره

246
00:22:39,336 --> 00:22:41,469
‫‏خوبه

247
00:22:49,846 --> 00:22:53,981
‫‏نمیتونی بی‌کار باشی نه؟

248
00:22:54,067 --> 00:22:56,234
‫‏طرز حرکاتت، طرز پیش‌رویت

249
00:22:56,353 --> 00:22:58,351
‫‏اینی که هر طوری باشه از هر دیواری میگذری

250
00:22:58,386 --> 00:22:59,604
‫‏اون هم بدون اینکه دنبال در بگردی

251
00:22:59,605 --> 00:23:02,357
‫‏- یا حتی دنبال کلید اون در، از روی اینها میگم
‫‏- منظورت چیه؟

252
00:23:02,442 --> 00:23:03,858
‫‏این کارها از کسی که مامور اجرای قانون بوده

253
00:23:03,993 --> 00:23:05,660
‫‏خیلی بر نمیاد

254
00:23:05,745 --> 00:23:10,248
‫‏برام دردسر درست کنین، من که فکر
‫‏میکنم بیشتر جنایتکار هستی تا پلیس

255
00:23:11,618 --> 00:23:15,753
‫‏- اصلاً منو نمیشناسی
‫‏- میدونم که نمیتونی دست رو دست بذاری

256
00:23:15,872 --> 00:23:18,589
‫‏فکر میکنم برای یه مدت طولانی مجبور بودی

257
00:23:18,708 --> 00:23:21,793
‫‏اینطور باشی اما خب خیلی از این وضعیت راضی نبودی

258
00:23:23,463 --> 00:23:25,963
‫‏هربار که وارد یه اتاقی جایی میشی همه جاش رو میگردی

259
00:23:26,049 --> 00:23:28,466
‫‏این راه و رسم پلیسی نیست.
‫‏ناشی از انگیزه‌ی بقاست

260
00:23:28,551 --> 00:23:32,603
‫‏رفتارت با من... پیچیده‌ست

261
00:23:32,722 --> 00:23:35,973
‫‏تو برقراری ارتباط چشمی مشکل داری

262
00:23:36,059 --> 00:23:40,945
‫‏به این خاطر نیست که اعتماد بنفست کمه.
‫‏پای راز در میونه

263
00:23:41,064 --> 00:23:43,448
‫‏یا بهتر بگم رازها

264
00:23:44,734 --> 00:23:47,034
‫‏شاید اصلاً ازت خوشم نمیاد

265
00:23:47,120 --> 00:23:52,623
‫‏اما خوشت میاد. مگه نه؟

266
00:23:54,160 --> 00:23:58,713
‫‏عجب. فکر میکنی منو میشناسی؟

267
00:23:58,798 --> 00:24:02,166
‫‏بذار شیرفهمت کنم.
‫‏روحت هم خبر نداره

268
00:24:03,720 --> 00:24:06,304
‫‏آره، از اون وقتی که یادم میاد
‫‏هر گوشه‌ی اتاق رو چک میکنم

269
00:24:06,423 --> 00:24:08,923
‫‏چون همیشه یکی اون گوشه
‫‏منتظرم بوده که رو سرم خراب شه

270
00:24:09,008 --> 00:24:10,808
‫‏و اصلاً نمیتونم دست رو دست بذارم یا صبر کنم

271
00:24:10,927 --> 00:24:13,311
‫‏تا یکی که برام عزیزـه رو از دست بدم

272
00:24:21,237 --> 00:24:26,858
‫‏- متاسفم
‫‏- نه، نیستی

273
00:24:26,943 --> 00:24:29,944
‫‏نه، نیستم

274
00:25:38,014 --> 00:25:39,847
‫‏چیزی نیست

275
00:26:03,623 --> 00:26:05,540
‫‏هی

276
00:26:07,594 --> 00:26:09,594
‫‏چی شده؟

277
00:26:13,466 --> 00:26:15,600
‫‏ببخشید

278
00:26:53,840 --> 00:26:56,757
‫‏یه قاتل سریالی اون بیرونـه...

279
00:26:56,843 --> 00:26:59,176
‫میدونم، عزیزم، میدونم

280
00:27:03,650 --> 00:27:05,483
‫‏- من میرم گشت
‫‏- شیفت منه

281
00:27:05,602 --> 00:27:07,768
‫‏نه، درجه‌ی من بالاتره.
‫‏باید از این باغ وحش بزنم بیرون

282
00:27:07,904 --> 00:27:09,520
‫‏خیلی‌خب

283
00:27:25,455 --> 00:27:27,622
‫‏کسی اونجاست؟

284
00:27:53,282 --> 00:27:55,700
‫‏گندش بزنن

285
00:28:12,835 --> 00:28:15,002
‫‏می‌بینم که تا دیروقت کار میکنی

286
00:28:15,138 --> 00:28:17,421
‫‏اینجا نمیشه در مورد کار صحبت کرد، کلوین

287
00:28:17,507 --> 00:28:20,257
‫‏اشکالی نداره. چون با هم کاری نداریم
‫‏که در موردش صحبت کنیم

288
00:28:20,343 --> 00:28:23,177
‫‏انجمن برادری دیگه برات کار نمیکنه

289
00:28:24,564 --> 00:28:28,482
‫‏- اینطوریه؟
‫‏- آره، اینطوریه

290
00:28:30,153 --> 00:28:32,603
‫‏خب، جای تاسف داره

291
00:28:32,689 --> 00:28:35,856
‫‏از سمت من که نه

292
00:28:37,493 --> 00:28:40,828
‫‏به این فکر میکنم که واتس در این مورد چی فکر میکنه؟

293
00:28:43,700 --> 00:28:46,083
‫‏خب، چرا ازش نپرسیم؟

294
00:28:50,373 --> 00:28:52,957
‫‏نظر تو چیه، راندال؟

295
00:28:53,042 --> 00:28:55,876
‫‏مثل اینکه گربه زبون واتس رو خورده

296
00:28:56,012 --> 00:29:00,347
‫‏- انتخاب خیلی مهمی بوده
‫‏- آره

297
00:29:00,433 --> 00:29:02,600
‫‏با خودم گفتم خوشت میاد

298
00:29:10,059 --> 00:29:12,393
‫‏داستان از این قراره

299
00:29:12,445 --> 00:29:14,190
‫‏هر چیزی که در اختیار داری میشه مال ما

300
00:29:14,230 --> 00:29:18,065
‫‏انبار، محموله، خریدار، همه و همه

301
00:29:18,151 --> 00:29:21,035
‫‏میتونی مثل بچه‌ی آدم قبول کنی یا
‫‏میتونی کار رو به خون و خونریزی بکشونی

302
00:29:21,120 --> 00:29:22,903
‫‏که در هر صورت کارت ساخته‌ست

303
00:29:30,797 --> 00:29:33,297
‫‏میتونی سر رو به عنوان یادگاری نگه داری

304
00:30:02,612 --> 00:30:04,528
‫‏سلام

305
00:30:04,614 --> 00:30:06,864
‫‏تو تلویزیون دیدمت

306
00:30:06,949 --> 00:30:12,336
‫‏خواسته‌ی من نبوده.
‫‏اون من رو انتخاب کرد

307
00:30:12,455 --> 00:30:16,590
‫‏میفهمی؟
‫‏اون من رو انتخاب کرد

308
00:30:16,676 --> 00:30:22,129
‫‏نمیتونی جلوی من رو بگیری.
‫‏من آزاد شدم...

309
00:30:22,215 --> 00:30:24,965
‫‏تا خود را به دیگری اختصاص بدم

310
00:30:25,101 --> 00:30:29,303
‫‏تبدیل به یک چیز متفاوت بشم، چیزی بیشتر

311
00:30:29,388 --> 00:30:32,189
‫‏و تو، حشره‌ای بیش نیستی

312
00:30:32,308 --> 00:30:35,776
‫‏یک حشره‌ای کوچیک و بی ارزش نسبت به قدرتش

313
00:30:35,862 --> 00:30:37,728
‫‏کون لقت

314
00:30:39,532 --> 00:30:43,367
‫‏چشم‌هات رو ببند، افسر پلیس.
‫‏چشم‌هات رو ببند

315
00:30:43,486 --> 00:30:48,322
‫‏تاریکی را گرامی بدار، که به زودی
‫‏تدبیر اون رو ثابت خواهی کرد

316
00:30:48,457 --> 00:30:54,712
‫‏و اون زمان زندگی بی‌ارزشت رو به پایان میرسونم

317
00:31:24,026 --> 00:31:27,494
‫‏- اونها کجان، کرت؟
‫‏- از ملک من گورت رو گم کن

318
00:31:28,497 --> 00:31:30,197
‫‏زن من کجاست؟!

319
00:31:31,701 --> 00:31:34,919
‫‏یه جای امن.
‫‏وقتی که خودش خواست بهت زنگ میزنه

320
00:31:35,037 --> 00:31:38,539
‫‏بدجور داری خودت رو قاطی
‫‏خونواده‌ی من میکنی، کرت

321
00:31:38,674 --> 00:31:41,041
‫‏زنم، پسرم

322
00:31:41,177 --> 00:31:44,595
‫‏میدونی برای این کارت چه بلایی سرت میارم؟

323
00:31:45,848 --> 00:31:47,932
‫‏واتس کجاست؟

324
00:31:50,052 --> 00:31:53,554
‫‏واتس مُرده.
‫‏مگی کجاست؟

325
00:31:53,639 --> 00:31:55,472
‫‏اون نمیخواد تو رو ببینه

326
00:31:55,558 --> 00:31:58,354
‫‏گائیدمت. تو کی باشی که همچین حرفی میزنی

327
00:31:58,394 --> 00:32:01,228
‫‏دیدی که گفتم.
‫‏حالا هم میخوام برم خونه‌ام

328
00:32:01,314 --> 00:32:06,150
‫‏دو دقیقه دیگه، اگر اینجا باشی، برمیگردم بیرون

329
00:32:06,235 --> 00:32:10,788
‫‏باور کن، اصلاً دلت نمیخواد که اینطور بشه

330
00:32:16,913 --> 00:32:18,495
‫‏کرت

331
00:32:22,385 --> 00:32:24,752
‫‏یادت میاد بابا همیشه ما رو می‌برد

332
00:32:24,837 --> 00:32:27,221
‫‏که دعوای بین سگها رو تو "واندرگریفت" ببینیم؟

333
00:32:30,476 --> 00:32:34,311
‫‏- آره
‫‏- یادمه یه بار ازش پرسیدم...

334
00:32:35,932 --> 00:32:38,949
‫‏اگر مسابقه مساوی تمام بشه چی میشه

335
00:32:41,020 --> 00:32:46,288
‫‏بهم خندید و گفت

336
00:32:47,743 --> 00:32:51,161
‫"‏"فقط یک راه برای تمام شدن مسابقه وجود داره

337
00:32:55,284 --> 00:32:57,251
‫‏یادت میاد؟

338
00:33:02,124 --> 00:33:04,041
‫‏آره، یادمه

339
00:33:11,968 --> 00:33:14,930
‫‏فقط یه راه وجود داره، کرت
‫[‏[یکی‌مون باید بمیره

340
00:33:20,059 --> 00:33:22,486
‫‏میدونم

341
00:34:42,942 --> 00:34:45,192
‫‏دیوا!

342
00:35:06,415 --> 00:35:08,248
‫‏- صدمه دیدی؟
‫‏- نه

343
00:35:09,635 --> 00:35:11,668
‫‏یالا. بدو

344
00:35:11,754 --> 00:35:13,303
‫‏از اینجا برو. برو رو سقف

345
00:35:13,422 --> 00:35:15,255
‫‏- چی؟
‫‏- برو، برو، برو!

346
00:35:15,391 --> 00:35:17,558
‫‏بیا، اینو بگیر. آماده‌ی شلیکه

347
00:35:17,643 --> 00:35:20,427
‫‏با هر دو دست میگیریش.
‫‏نشونه میگیری و محکم شلیک میکنی

348
00:35:20,513 --> 00:35:22,930
‫‏یه جا پیدا کن و مخفی شو، بعدش صبر کن.
‫‏مراقب باش

349
00:35:23,065 --> 00:35:24,982
‫‏برو

350
00:35:25,101 --> 00:35:27,151
‫‏عجله کن!

351
00:38:01,340 --> 00:38:03,507
‫‏نه

352
00:39:01,317 --> 00:39:05,819
‫‏دیگه از تلاش برای محافظت از این جون کوفتی

353
00:39:05,904 --> 00:39:09,156
‫‏حالم بهم میخوره و خسته شدم

354
00:39:16,498 --> 00:39:17,464
‫‏تو روحت

355
00:39:21,136 --> 00:39:22,169
‫‏دیوا کجاست؟

356
00:39:27,559 --> 00:39:29,726
‫‏دیوا

357
00:39:30,813 --> 00:39:32,479
‫‏صدمه دیدی؟

358
00:39:32,564 --> 00:39:35,182
‫‏اینو بده من

359
00:39:38,821 --> 00:39:43,440
‫‏متاسفم. ببخشید

360
00:39:50,199 --> 00:39:51,948
‫‏متاسفم

361
00:39:53,752 --> 00:39:55,252
‫‏ببخشید

362
00:40:11,520 --> 00:40:13,303
‫‏دیوا

363
00:40:14,807 --> 00:40:17,457
‫‏خب، خب، خب.
‫‏آروم باش، آروم

364
00:40:37,546 --> 00:40:40,130
‫‏حالت خوبه؟
‫‏صدمه دیدی؟

365
00:40:43,958 --> 00:40:45,911
‫‏هی

366
00:40:46,555 --> 00:40:49,973
‫‏- خیلی‌خب
‫‏- فقط میخوام برم خونه

367
00:40:52,261 --> 00:40:53,477
‫‏میدونم

368
00:40:53,595 --> 00:40:56,613
‫‏مشکل اینجاست نمیدونم خونه کجاست

369
00:40:58,484 --> 00:41:00,484
‫‏بیا اینجا

370
00:41:26,128 --> 00:41:28,044
‫‏آندروود، بگو که دست خالی نیستی

371
00:41:28,130 --> 00:41:29,713
‫‏قاضی پرونده رو علنی کرد

372
00:41:29,798 --> 00:41:32,599
‫‏قربانی اون تجاوز جنسی
‫‏شخصی بنام کیم نوتن هست

373
00:41:32,684 --> 00:41:34,217
‫‏تو محدوده‌ی خودمون زندگی میکنه

374
00:41:34,303 --> 00:41:36,720
‫‏- آدرس رو داری؟
‫‏- همین الان برات ایمیلش کردم

375
00:41:36,805 --> 00:41:38,939
‫‏حرف نداری.
‫‏یکی بهت بدهکارم

376
00:41:39,024 --> 00:41:41,308
‫‏یکی بیشتر

377
00:41:43,145 --> 00:41:44,895
‫‏آخه چه بلایی سر این شهر لعنتی اومده؟

378
00:41:44,980 --> 00:41:48,865
‫‏هفته‌ای بوده که یه مشت دیوس بهمون حمله نکرده باشن؟

379
00:41:48,984 --> 00:41:50,817
‫‏به نظر که به خوبی از پس‌شون براومدین

380
00:41:50,953 --> 00:41:54,287
‫‏به این خاطر هست که این
‫‏گندکاری‌ها برامون عادت شده

381
00:41:57,042 --> 00:41:58,875
‫‏ممنون

382
00:42:04,249 --> 00:42:09,319
‫‏- عزیزم، دنیا تمومی نداره
‫‏- همه همینو میگن

383
00:42:19,898 --> 00:42:21,898
‫‏اینجا چه خبر شده؟

384
00:42:24,520 --> 00:42:28,104
‫‏- پراکتور
‫‏- با سر به سر پراکتور گذاشتن میخوای به چی برسی؟

385
00:42:28,190 --> 00:42:31,157
‫‏شوخیت گرفته؟

386
00:42:31,243 --> 00:42:34,327
‫‏حق نداری هر چندسال یک بار تو زندگی
‫‏من سرک بکشی و سوال پیچم کنی

387
00:42:34,413 --> 00:42:37,280
‫‏هی، هی، ممکن بود دیوا کشته بشه

388
00:42:38,367 --> 00:42:40,283
‫‏گورت رو گم کن

389
00:42:40,369 --> 00:42:43,036
‫‏- بیخیال، آنا
‫‏- گفتم از اینجا گمشو بیرون!

390
00:42:43,171 --> 00:42:44,921
‫‏فکر کردی چه خری هستی
‫‏که این حرفها رو بهم میزنی؟!

391
00:42:45,040 --> 00:42:46,873
‫‏فکر میکنی نمیدونم ممکن بود چه اتفاقهایی اینجا بیفته؟

392
00:42:47,009 --> 00:42:51,344
‫‏- فکر میکنی نمیدونم...
‫‏- ششش. هی، هی، بس کن

393
00:42:51,430 --> 00:42:55,849
‫‏چیزی نیست. چیزی نیست

394
00:42:59,104 --> 00:43:00,787
‫‏چیزی نیست

395
00:43:24,413 --> 00:43:26,746
‫‏سلام. میتونم کمک‌تون کنم؟

396
00:43:26,832 --> 00:43:30,383
‫‏- کیم نوتن؟
‫‏- بله

397
00:43:31,553 --> 00:43:34,838
‫‏والدینم با پلیس تماس گرفتند

398
00:43:34,923 --> 00:43:38,258
‫‏من ۱۵ ساله‌ام بود، دکلان هم ۲۵ سالش

399
00:43:38,393 --> 00:43:41,394
‫دختر سر و سنگینی بودم

400
00:43:41,480 --> 00:43:43,897
‫‏میدونین، تو مدرسه خیلی با کسی دوست نبودم

401
00:43:43,982 --> 00:43:46,099
‫‏تو راگبی هم همیشه منو میذاشتن عقب

402
00:43:46,234 --> 00:43:49,402
‫کسی خیلی بهم توجه نمیکرد

403
00:43:49,488 --> 00:43:52,656
‫‏که با دکلان آشنا شدم

404
00:43:52,774 --> 00:43:56,159
‫‏بهم میگفت دختر خوشگلی هستی.
‫‏تا جایی که میدونم جدی می‌گفت

405
00:43:56,278 --> 00:44:00,030
‫‏قبل از اون کسی رو بوس نکرده بودم

406
00:44:00,031 --> 00:44:03,783
‫‏و قضیه برام طوری بود که یه مرد
‫‏خوش‌چهره حسابی عاشق من شده

407
00:44:03,919 --> 00:44:07,037
‫‏و میدونم که خب اون موقع جوان و تاثیرپذیر بودم

408
00:44:07,122 --> 00:44:11,041
‫‏و اون هم داشت کارش رو درست
‫انجام میداد، اما، میدونین...

409
00:44:12,678 --> 00:44:18,214
‫‏هنوزم فکر میکنم که عاشق من بود
‫‏و میدونم که منم عاشقش بودم

410
00:44:20,636 --> 00:44:23,269
‫‏- خب بعدش چی شد؟
‫‏- پدرم قضیه رو فهمید

411
00:44:23,355 --> 00:44:26,439
‫میخواست که با یه اهرم چرخ بره سراغ دکلان

412
00:44:26,525 --> 00:44:30,894
‫‏اما مادرم قانعش کرد به جای
‫‏این کار زنگ بزنه به پلیس

413
00:44:31,980 --> 00:44:34,781
‫‏منم چندین روز گریه میکردم

414
00:44:36,785 --> 00:44:41,988
‫‏سکس چی؟
‫‏هیچ‌جوره عجیب نبود؟

415
00:44:42,074 --> 00:44:47,661
‫تاثیر قوی که خب داشت، اما خب، نه
‫‏نمیشه گفت که چیز عجیبی در موردش بود

416
00:44:47,796 --> 00:44:52,999
‫‏- دکلان تو دردسر افتاده؟
‫‏- اون مظنونه

417
00:44:53,085 --> 00:44:56,886
‫‏آخرین باری که باهاش صحبت کردی کی بوده؟

418
00:44:57,005 --> 00:44:58,588
‫‏شبی که دستگیر شد

419
00:44:58,674 --> 00:45:01,925
‫‏بعد از اون، دیگه ندیدمش

420
00:45:14,356 --> 00:45:16,439
‫‏ملک خیلی خوبی دارین

421
00:45:16,525 --> 00:45:20,076
‫‏ممنون.
‫‏از والدینم بهم رسیده

422
00:45:22,414 --> 00:45:26,032
‫‏خب، اگر چیز دیگه‌ای به ذهنت رسید، بهم زنگ بزن

423
00:45:26,118 --> 00:45:28,001
‫‏- ممنون از اینکه وقت گذاشتی
‫‏- خواهش میکنم

424
00:45:57,449 --> 00:46:02,285
‫‏هی، ورونیکام.
‫‏امروز صبح یه دفعه غیبت زد

425
00:46:02,404 --> 00:46:06,239
‫‏حالا، به هر حال، رد اون قربانی تجاوز جنسی رو گرفتم

426
00:46:06,324 --> 00:46:10,493
‫‏چیزهایی که باید رو گفت اما خب
‫‏حسم بهم میده داره چرت و پرت میگه

427
00:46:10,579 --> 00:46:13,246
‫‏به هر حال، دارم برمیگردم هتل

428
00:46:13,331 --> 00:46:17,050
‫‏بهم زنگ بزن که برات تعریف...

429
00:46:17,216 --> 00:46:30,623
‫ترجمه از: امــیــن و محمــد امــیر
‫<font color=#۰۰۸۰FF>AminGeneral & M.Amir</font>

430
00:46:38,256 --> 00:46:40,340
‫‏گندش بزنن

431
00:46:51,046 --> 00:46:53,797
‫شنیدم دنبال من می‌گشتی