‫﻿۱
00:00:01,327 --> 00:00:03,193
‫دکتر دیوید کویک

2
00:00:03,529 --> 00:00:05,362
‫- چی می‌خواین بدونین؟
‫- تغییر شکل بدن

3
00:00:05,431 --> 00:00:07,397
‫دنبال یه نفر می‌گردم که شاخ گذاشته باشه

4
00:00:07,533 --> 00:00:08,533
‫این کیه؟

5
00:00:08,734 --> 00:00:10,834
‫،دکلان بودی
‫یه عجیب غریب افراطی ـه

6
00:00:10,936 --> 00:00:11,936
‫هیچکس باهاش کاری نداشت

7
00:00:12,171 --> 00:00:13,691
‫چون زیادی عجیب بود

8
00:00:13,806 --> 00:00:14,886
‫انجمن برادری دیگه

9
00:00:14,940 --> 00:00:16,056
‫واسه تو کار نمی‌کنه

10
00:00:16,392 --> 00:00:18,942
‫هرچیزی که مال تو بوده، الان مال ماست.
‫من همشو می‌خوام

11
00:00:19,044 --> 00:00:20,877
‫یادت میاد ازم خواستی چی پیدا کنم؟

12
00:00:20,963 --> 00:00:22,746
‫- اون مرتیکه رو پیدا کردی؟
‫- نه، اون زنیکه رو پیدا کردم

13
00:00:25,618 --> 00:00:28,418
‫ضامن غیرفعاله، دودستی نشونه بگیر
‫و شلیک کن

14
00:00:33,926 --> 00:00:34,926
‫متاسفم

15
00:00:35,861 --> 00:00:39,096
‫- کیم نیوتون؟
‫- دکلان تو دردسر افتاده؟

16
00:00:39,398 --> 00:00:40,838
‫فقط مظنون ـه

17
00:00:42,034 --> 00:00:43,433
‫شنیدم دنبالم می‌گشتی

18
00:01:23,939 --> 00:01:26,606
‫چی از جونم می‌خوای؟

19
00:02:37,484 --> 00:02:40,521
‫تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـدیـم مـی کـنـد »
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[ TvWorld.info ]</font>

20
00:02:46,740 --> 00:02:49,803
‫ترجمه از: امــیــن و مــیلــاد
‫<font color=#۰۰۸۰FF>AminGeneral & Milad eMJey</font>

21
00:02:51,109 --> 00:02:53,910
‫نمی‌خوای بهم بگی چطوری
‫اون کبودی‌ها رو برداشتی؟

22
00:02:56,615 --> 00:02:58,114
‫نه راستش

23
00:02:58,250 --> 00:03:01,167
‫می‌ترسی اگه بگی، نتونی بچه‌هاتو برگردونی؟

24
00:03:03,455 --> 00:03:07,674
‫کم‌کم دارم به این فکر می‌کنم که بهتره
‫اونا رو برنگردونم پیش خودم

25
00:03:10,095 --> 00:03:13,545
‫لیاقت مادر بودنشون رو ندارم

26
00:03:14,132 --> 00:03:18,684
‫شاید فقط همینا که نصیبم شده لیاقتم بوده

27
00:03:21,723 --> 00:03:24,474
‫می‌خوام آزادت بذارم هرچی خواستی بگی

28
00:03:24,559 --> 00:03:28,645
‫هرچی الان بگی هیچ تاثیری
‫روی توصیه‌نامه من نداره

29
00:03:28,730 --> 00:03:31,648
‫بهت قول میدم.
‫اصلاً ضبط هم نمیشه

30
00:03:31,783 --> 00:03:33,283
‫چرا همچین کاری می‌کنی؟

31
00:03:33,368 --> 00:03:36,035
‫باورت بشه یا نشه، می‌خوام کمکت کنم...

32
00:03:37,238 --> 00:03:39,672
‫و بدون شنیدن حقیقت نمی‌تونم

33
00:03:48,400 --> 00:03:50,383
‫دوباره اونو به خطر انداختم

34
00:03:50,502 --> 00:03:53,052
‫کی، دیوا؟
‫خونه تو بود؟

35
00:03:53,171 --> 00:03:56,723
‫- چی شد؟
‫- اومدن سراغ من

36
00:03:56,841 --> 00:03:59,142
‫کی اومد سراغت، کری؟

37
00:03:59,227 --> 00:04:01,928
‫حقیقت رو می‌خوای؟

38
00:04:03,098 --> 00:04:04,931
‫من یه دروغگوام

39
00:04:05,016 --> 00:04:08,184
‫،به خونواده‌ام دروغ گفتم
‫به شوهرم دروغ گفتم

40
00:04:08,320 --> 00:04:11,738
‫گوردون، هیچوقت دروغ نگفت

41
00:04:12,991 --> 00:04:16,159
‫و صداقت اون، تنها چیزیه که
‫می‌خوام ازش دفاع کنم

42
00:04:17,912 --> 00:04:22,031
‫اون تموم عمرش رو صرف جنگیدن
‫با فساد توی این شهر کرد

43
00:04:22,117 --> 00:04:25,785
‫،و تو فکر می‌کنی باید کارشو تموم کنی
‫چون برای نجاتِ تو، جونش رو از دست داد

44
00:04:25,870 --> 00:04:27,670
‫- به این سادگیا نیست
‫- پس کمکم کن

45
00:04:27,756 --> 00:04:30,540
‫کمکم کن بفهمم کری

46
00:04:30,625 --> 00:04:34,711
‫حقیقت چیه؟
‫کری، کمکم کن...

47
00:04:34,796 --> 00:04:38,513
‫اینه که من هیچوقت از عشقِ به یه نفر دیگه
‫دست بر نداشتم!

48
00:04:44,272 --> 00:04:49,692
‫- می‌دونم، باید این مبارزه رو تمومش کنم
‫- نه

49
00:04:49,778 --> 00:04:53,978
‫باید کاری رو که شروع کردی تموم کنی

50
00:04:55,283 --> 00:04:57,200
‫تو دیگه چجور روانپزشکی هستی!؟

51
00:04:57,285 --> 00:04:59,235
‫از طرف یه روانپزشک حرف نمی‌زنم

52
00:04:59,371 --> 00:05:01,070
‫از طرف یه پدر اینو میگم

53
00:05:01,156 --> 00:05:03,740
‫و مطمئنم تا وقتی این کارو
‫،به سرانجام نرسونی

54
00:05:03,825 --> 00:05:07,243
‫نمی‌تونی اون مادری باشی که
‫بچه‌هات نیاز دارن

55
00:05:07,328 --> 00:05:09,746
‫پس برو تمومش کن

56
00:05:37,409 --> 00:05:38,775
‫مواد من کو؟

57
00:05:38,910 --> 00:05:42,445
‫- اونا همه چیو بردن
‫- کی؟

58
00:05:42,580 --> 00:05:44,781
‫نمی... نمی‌دونم

59
00:05:55,794 --> 00:05:59,429
‫تو گذاشتی کلوین بانکر مواد منو ببره؟
‫ها؟

60
00:05:59,514 --> 00:06:03,800
‫گذاشتی بانکر مواد منو ببره؟

61
00:06:08,189 --> 00:06:10,139
‫هی، ورونیکا ام

62
00:06:10,275 --> 00:06:13,810
‫تو امروز صبح غیبت زد

63
00:06:13,895 --> 00:06:17,563
‫ولی بهرحال من رَد قربانی تجاوز رو گرفتم

64
00:06:17,649 --> 00:06:21,701
‫،همه چی رو کامل جواب داد
‫ولی یه حسی بهم میگه داره دروغ میگه

65
00:06:21,820 --> 00:06:26,155
‫،بهرحال دارم برمی‌گردم هتل
‫پس باهام تماس بگیر

66
00:06:26,241 --> 00:06:28,741
‫بهت میگم چه چیزایی...

67
00:06:31,045 --> 00:06:33,579
‫دوربین‌های هتل نشون میده که داوسون

68
00:06:33,665 --> 00:06:36,019
‫دیروز قبل از غروب اینجا رو ترک کرده

69
00:06:36,054 --> 00:06:38,751
‫همه‌ی افسرها رو مأمور کردم که دنبالش بگردن

70
00:06:38,837 --> 00:06:41,304
‫اف‌بی‌آی هم داره یه تیم ضربت تشکیل میده

71
00:06:42,507 --> 00:06:46,843
‫اونقدرا زنده نمی‌مونه.
‫باید همین الان پیداش کنیم

72
00:06:46,978 --> 00:06:48,394
‫چطوری؟

73
00:06:48,513 --> 00:06:51,848
‫هوود، من الان چندین ماهه
‫دنبال این مادربخطا هستم

74
00:06:51,983 --> 00:06:55,329
‫و فقط به بن‌بست خوردم

75
00:06:56,521 --> 00:07:00,273
‫دختره چی؟
‫همونی که خودشو سوزوند

76
00:07:00,358 --> 00:07:02,024
‫گیل وستکات

77
00:07:02,110 --> 00:07:05,027
‫سه بار آپارتمانش رو گشتیم

78
00:07:05,113 --> 00:07:07,530
‫حتی یه سرنخ مرتبط با بودی پیدا نکردیم

79
00:07:09,250 --> 00:07:12,368
‫درخواست مجوز بررسی
‫،تماس‌های تلفنی‌اش رو کردم

80
00:07:12,504 --> 00:07:14,954
‫- ولی چند روزی طول می‌کشه
‫- هنوز گوشی‌شو داری؟

81
00:07:15,039 --> 00:07:18,424
‫- خب آره، ولی، چیزی که ازش مونده
‫- بریم

82
00:07:28,720 --> 00:07:32,555
‫- قبلاً هم این نگاهو دیدم
‫- به کمکت نیاز دارم

83
00:07:32,640 --> 00:07:35,942
‫یه سری چیزا عوض نمیشن، مگه نه؟

84
00:07:36,060 --> 00:07:39,478
‫- درست مثل قدیم ندیما
‫- خب، تو قدیم ندیما رو خوب می‌شناسی

85
00:07:39,564 --> 00:07:43,115
‫- یه لحظه صبر کن، من تو رو می‌شناسم
‫- جانم؟

86
00:07:43,234 --> 00:07:44,617
‫من و تو توی تیراندازی

87
00:07:44,736 --> 00:07:47,069
‫با اوکراینی‌ها توی کارخونه
‫فلزسازی باهم بودیم

88
00:07:47,205 --> 00:07:49,739
‫تصحیح می‌کنم، من توی تیراندازی بودم

89
00:07:49,824 --> 00:07:52,992
‫جنابعالی روی زمین بخاطر
‫پای بی‌ناموس‌ـت گریه می‌کردی

90
00:07:53,077 --> 00:07:55,077
‫چی توی کیفه؟

91
00:07:55,213 --> 00:07:58,548
‫گوشی، باید لیست تماس‌ها رو دربیاریم

92
00:07:59,500 --> 00:08:01,634
‫چند روز اخیر

93
00:08:07,892 --> 00:08:10,927
‫ببین، متاسفانه چیز زیادی نمونده که...

94
00:08:11,012 --> 00:08:12,929
‫شاید با اطلاعات پلیسی شما نشه

95
00:08:13,064 --> 00:08:15,598
‫این قضیه ربطی به دختره بومن داره؟

96
00:08:15,733 --> 00:08:17,066
‫آره

97
00:08:17,151 --> 00:08:20,269
‫۱۵دقیقه وقت می‌خوام.
‫شوگر، کامپیوترم کو؟

98
00:08:20,355 --> 00:08:25,240
‫- همونجایی که ولش کردی
‫- خب، خودش که پا درنمیاره بیاد

99
00:08:59,194 --> 00:09:01,394
‫لعنتی!

100
00:10:11,883 --> 00:10:13,716
‫داخل شدم

101
00:10:13,851 --> 00:10:16,888
‫،گرما بیشتر حافظه داخلی رو از بین برده

102
00:10:16,889 --> 00:10:20,022
‫ولی به اندازه کافی اطلاعات خام بود که
‫بتونم ای‌اس‌ان رو بازیابی کنم

103
00:10:20,108 --> 00:10:22,892
‫،بخدا اگه بدونم چی داری میگی

104
00:10:22,977 --> 00:10:25,695
‫ولی خیلی دلم واسه این حرفات تنگ شده بود

105
00:10:25,780 --> 00:10:28,564
‫ساعت چند خودشو آتیش زد؟

106
00:10:28,649 --> 00:10:31,701
‫- هفت صبح
‫- اون روز صبح به جایی زنگ زده؟

107
00:10:31,786 --> 00:10:34,653
‫،دو ساعت قبل از سرخ کردن خودش
‫پنج تا تماس داشته

108
00:10:34,739 --> 00:10:37,740
‫- همه به یه شماره
‫- بودی

109
00:10:37,825 --> 00:10:39,575
‫شماره رو بده من.
‫به افرادم میگم ردیابیش کنن

110
00:10:39,711 --> 00:10:42,294
‫خودم ردیابی کردم.
‫بیشتر تلاش کن، پلیس

111
00:10:42,413 --> 00:10:44,497
‫شماره متعلق به کیم نیوتن ـه.
‫می‌شناسیش؟

112
00:10:44,582 --> 00:10:46,632
‫نه، ولی گمونم به بودی مرتبط باشه

113
00:10:46,751 --> 00:10:48,751
‫آدرس

114
00:10:49,754 --> 00:10:51,220
‫مرسی

115
00:11:10,274 --> 00:11:13,359
‫کی بهت اجازه داد بیای اینجا؟

116
00:11:16,414 --> 00:11:18,831
‫دنبال کلوین می‌گردم

117
00:11:18,950 --> 00:11:21,417
‫حتماً دنبال اینم هستی که دهنت سرویس بشه

118
00:11:21,502 --> 00:11:25,737
‫آقای بانکر چیزی رو بردن که
‫متعلق به ایشون نیست

119
00:11:27,008 --> 00:11:29,341
‫کافرمام می‌خواد اونو پس بگیره

120
00:11:29,460 --> 00:11:32,294
‫جداً؟ خب، پس به پراکتور بگو

121
00:11:32,380 --> 00:11:34,430
‫بره درشو بذاره

122
00:11:34,515 --> 00:11:39,635
‫- اونو از کار خارج کردیم
‫- اوه

123
00:11:49,480 --> 00:11:51,113
‫متوجهم

124
00:11:57,121 --> 00:11:59,622
‫- آروم!
‫- هی هی!

125
00:12:35,860 --> 00:12:38,744
‫تو یه مأمور اف‌بی‌آیی

126
00:12:41,532 --> 00:12:46,919
‫آره. و تو هم یه قاتل سریالی

127
00:12:47,138 --> 00:12:53,134
‫اونا رو واسه این نمی‌کُشم که
‫خوشم میاد، می‌دونی که

128
00:12:55,713 --> 00:12:57,296
‫می‌دونم

129
00:12:57,381 --> 00:13:01,934
‫- اونا رو می‌کُشی چون دیوونه‌ای
‫- همشون به هم مرتبطن

130
00:13:02,053 --> 00:13:07,389
‫نه واقعاً. تو فکر می‌کنی
‫شیطان باهات حرف می‌زنه

131
00:13:07,475 --> 00:13:11,477
‫شیطانی وجود نداره، پس تو دیوونه‌ای

132
00:13:11,562 --> 00:13:14,530
‫تو ازم نمی‌ترسی، مگه نه؟

133
00:13:14,615 --> 00:13:17,066
‫اوه، بهت برنخوره

134
00:13:17,201 --> 00:13:20,870
‫فقط من از اینجور داستان‌ها زیاد دیدم

135
00:13:20,955 --> 00:13:26,575
‫- داستان؟
‫- "آره می‌دونی، مثل داستان "جادوگر شهر آز

136
00:13:26,711 --> 00:13:32,414
‫،که تبدیل به یه ساحره قوی و قدرتمند میشه
‫فقط توهم و خیال ـه

137
00:13:32,550 --> 00:13:36,635
‫یه پیرمرد توهمی با چندتا حقه‌ی جادویی

138
00:13:38,339 --> 00:13:40,756
‫می‌دونی نظر من چیه؟

139
00:13:40,841 --> 00:13:43,092
‫چی؟

140
00:13:43,227 --> 00:13:45,344
‫اینکه تو اینقدر از این ساحره‌ها نابود کردی

141
00:13:45,429 --> 00:13:49,598
‫که برات جای سواله واقعاً اونا یه چیزی
‫بیشتر از تو می‌دونن یا نه

142
00:13:49,734 --> 00:13:54,770
‫اینکه شاید حقایقی باشه
‫به‌غیر از چیزایی که به خودت میگی

143
00:13:54,906 --> 00:14:00,276
‫و اون حقایق چنان زندگیتو به گا داده

144
00:14:00,361 --> 00:14:04,780
‫که حتی نمی‌دونی چه موقع باید بترسی

145
00:14:06,450 --> 00:14:08,834
‫اینکه من نترسیدم تو رو اذیت می‌کنه

146
00:14:09,620 --> 00:14:14,123
‫باعث میشه احساس ضعف و قدرت کمتر کنی

147
00:14:14,208 --> 00:14:18,877
‫- نمی‌تونی ذهن منو بخونی
‫- مجبور نیستم

148
00:14:18,963 --> 00:14:22,030
‫همین الانشم این کارو کردم

149
00:14:24,101 --> 00:14:29,104
‫- ازت خوشم میاد ورونیکا
‫- ولی بازم می‌خوای قلبمو در بیاری

150
00:14:31,058 --> 00:14:36,362
‫- بله درسته
‫- گرفتی منظورم چیه؟

151
00:14:36,480 --> 00:14:38,364
‫بدجور دیوونه‌ای

152
00:15:02,139 --> 00:15:06,392
‫- چی شده؟
‫- الان یه تماس گرفتم

153
00:15:06,510 --> 00:15:09,595
‫تعدادی از افراد کلوین
‫توی باشگاه کشته شدن

154
00:15:11,232 --> 00:15:14,516
‫- به نظرت کار کلوین ـه؟
‫- نه، افراد خودش بودن

155
00:15:14,602 --> 00:15:18,354
‫ولی به نظرم انجمن برادری
‫داره وارد جنگ میشه

156
00:15:18,439 --> 00:15:20,489
‫و تا وقتی دارم حساب کلوین رو می‌رسم

157
00:15:20,574 --> 00:15:22,074
‫نمی‌خوام نگران تو باشم

158
00:15:22,193 --> 00:15:25,244
‫دیگه اینجا توی خونه براک جات امن نیست

159
00:15:25,363 --> 00:15:29,498
‫"با یکی از دوستام توی شهرستان "دیب
‫صحبت کردم. یه پلیس بازنشسته‌ست

160
00:15:29,583 --> 00:15:31,367
‫یه خونه توی "ترنبری آیل" داره

161
00:15:31,452 --> 00:15:34,837
‫تا تموم شدن قضیه جای تو و هنک اونجا امنه

162
00:15:34,922 --> 00:15:37,039
‫- زیاد طول نمی‌کشه
‫- تو متوجه نیستی

163
00:15:37,174 --> 00:15:40,542
‫،ما هرجا هم که فرار کنیم
‫تا وقتی کلوین هنوز نفس می‌کِشه

164
00:15:40,628 --> 00:15:44,380
‫- بی‌خیال من نمیشه
‫- آره خودمم

165
00:15:44,515 --> 00:15:46,799
‫دوباره دارم با پیغامگیر صوتی تخمیت
‫حرف می‌زنم

166
00:15:46,884 --> 00:15:48,350
‫آخرین فرصته، مگی

167
00:15:48,436 --> 00:15:53,155
‫بهم بگو کدوم گوری هستی
‫وگرنه به خدا قسم که...

168
00:15:57,695 --> 00:15:59,445
‫بهم زنگ بزن

169
00:16:03,367 --> 00:16:05,784
‫اوه لعنتی

170
00:16:08,072 --> 00:16:11,206
‫واقعاً فکر می‌کنی می‌ذارم
‫شرایط همینطوری بمونه؟

171
00:16:11,292 --> 00:16:14,743
‫حرومزاده احمق، همینطوری نمی‌مونه

172
00:16:14,879 --> 00:16:18,297
‫ترتیب‌ـتو میدم
‫جگر ـتو از بدنت در میارم

173
00:16:18,416 --> 00:16:22,301
‫- و باهاشون خفه‌ات می‌کنم
‫- کلوین؟

174
00:16:26,390 --> 00:16:30,142
‫- سلام مارتین
‫- داری چه غلطی می‌کنی؟

175
00:16:32,680 --> 00:16:34,897
‫یا عیسی مسیح

176
00:16:45,943 --> 00:16:48,577
‫مادرجنده‌ی دوهزاری بدبخت!

177
00:17:00,841 --> 00:17:03,258
‫وای خدای من

178
00:17:29,153 --> 00:17:31,787
‫سناتور میچم، ممنون که به دیدنم اومدین

179
00:17:34,658 --> 00:17:39,210
‫،فکر کردم اگه کار مهمی نداشتی
‫به تماس تلفنی بسنده می‌کردی

180
00:17:39,997 --> 00:17:45,000
‫- خب، کارت چیه؟
‫- به مشکل خوردیم

181
00:17:46,337 --> 00:17:50,339
‫نباید به مشکل بخوریم، نه با این آدما

182
00:17:50,424 --> 00:17:54,176
‫مگرنه یه روز صبح بیدار میشیم و می‌بینیم که
‫هردوتامون با زبون حلق‌آویز شدیم

183
00:17:54,261 --> 00:17:57,813
‫خودم می‌دونم. واسه همین اینجام

184
00:17:57,898 --> 00:18:02,601
‫- در تولید مشکل داری؟
‫- نه، تولید طبق برنامه پیش میره

185
00:18:02,686 --> 00:18:07,072
‫یه سری... مشکلات شخصی دارم

186
00:18:26,545 --> 00:18:29,628
‫کلانتری!

187
00:18:31,348 --> 00:18:33,015
‫آهای!

188
00:18:35,269 --> 00:18:37,302
‫از در پشتی؟

189
00:18:46,614 --> 00:18:48,614
‫بازه

190
00:18:49,950 --> 00:18:53,902
‫# به اینجا بیا، ای خورشید #

191
00:18:53,988 --> 00:18:56,455
‫# و کمی آسمان به من عطا کن #

192
00:18:56,574 --> 00:19:01,660
‫- منتظر مهمون هستی؟
‫- چند ساعت دیگه

193
00:19:01,745 --> 00:19:04,496
‫لباسام خوب نیستا

194
00:19:08,385 --> 00:19:11,086
‫یه نوشیدنی برام بریزی ممنون میشم

195
00:19:12,756 --> 00:19:18,143
‫- چی دوست داری؟
‫- ویسکی، لطفاً

196
00:19:18,262 --> 00:19:22,264
‫# کمی جا برایم باز کنید #

197
00:19:22,399 --> 00:19:24,983
‫# دوستان بالا سری #

198
00:19:25,102 --> 00:19:28,270
‫# بر فراز دنیا #

199
00:19:28,405 --> 00:19:33,025
‫# شما را می‌بینم، سوگند می‌خورم #

200
00:19:33,110 --> 00:19:35,193
‫# ...من این خواسته #

201
00:19:36,280 --> 00:19:38,113
‫واقعاً می‌خوای آخرین مشروبم رو

202
00:19:38,198 --> 00:19:40,616
‫با یه نِی بخورم؟

203
00:19:40,751 --> 00:19:43,785
‫،هردو می‌دونیم که اگه بازِت کنم
‫می‌خوای فرار کنی

204
00:19:43,921 --> 00:19:47,205
‫بعد مجبورم دوباره اذیتت کنم تا
‫برگردونمت روی میز

205
00:19:47,291 --> 00:19:49,925
‫و اینجوری همسایه‌ها چه فکری می‌کنن؟

206
00:20:05,976 --> 00:20:11,396
‫- هیچی نیست. میرم طبقه بالا
‫- باشه

207
00:20:31,385 --> 00:20:34,803
‫- خب، کی قراره بیاد؟
‫- چندتا از دوستان

208
00:20:36,056 --> 00:20:40,759
‫- مراسم مذهبی داری؟
‫- آره

209
00:20:42,680 --> 00:20:46,014
‫- طبقه بالا امنه
‫- اون اینجا بوده

210
00:20:48,018 --> 00:20:52,437
‫اوه لعنتی.
‫خب، الان که نیست

211
00:20:53,991 --> 00:20:56,785
‫گمونم اینجا زیرزمین داشته باشه

212
00:20:57,745 --> 00:21:00,996
‫،شیطان که بهت نگفته منو بُکشی
‫من خودم اومدم دنبالت

213
00:21:01,081 --> 00:21:05,500
‫- نمی‌تونم بذارم زنده بمونی
‫- شاید منم بهتون ملحق شدم

214
00:21:05,586 --> 00:21:08,370
‫و با دوستات شیطان رو پرستیدم

215
00:21:08,455 --> 00:21:11,456
‫- نه
‫- چرا؟

216
00:21:11,542 --> 00:21:13,258
‫چون شیطان وجود نداره، یادته؟

217
00:21:13,377 --> 00:21:15,210
‫مطمئنم خودت اینو گفتی

218
00:21:16,680 --> 00:21:21,099
‫هیچی بیشتر از یه بیمار روانی که ادای
‫فیلسوف‌ها رو درمیاره آزاردهنده نیست

219
00:21:34,231 --> 00:21:37,232
‫هیس

220
00:22:19,243 --> 00:22:20,442
‫حالا چی؟

221
00:22:22,446 --> 00:22:24,362
‫تو خوبی؟ چی شده؟

222
00:22:33,340 --> 00:22:35,207
‫هی

223
00:22:45,803 --> 00:22:51,189
‫- خوشگل شدی
‫- شرمنده کیم، لزبین نیستم

224
00:22:51,308 --> 00:22:56,945
‫- اسم من لیلیث ـه
‫- نخیر نیست

225
00:22:57,815 --> 00:23:03,118
‫تو ازم پرسیدی وقتی دکلان رو دیدم
‫سکس چطوری بود

226
00:23:05,489 --> 00:23:08,106
‫ماورایی بود

227
00:23:08,826 --> 00:23:11,159
‫انگار داشت روحم رو تسخیر می‌کرد

228
00:23:11,245 --> 00:23:14,079
‫- تجاوز بود
‫- نه

229
00:23:14,164 --> 00:23:19,801
‫- تو یه بچه بودی
‫- و اون منو به یه زن تبدیل کرد

230
00:23:28,679 --> 00:23:30,846
‫- هی، ماشینش
‫- چی؟

231
00:23:30,981 --> 00:23:32,981
‫ماشینش اون توئه

232
00:23:34,318 --> 00:23:36,151
‫کمکم کن

233
00:23:48,999 --> 00:23:51,616
‫- این ماشینشه؟
‫- آره

234
00:23:52,920 --> 00:23:55,837
‫- اینجا خون ریخته
‫- لعنتی

235
00:24:18,395 --> 00:24:20,028
‫هی هوود

236
00:24:20,113 --> 00:24:24,900
‫- چیه؟
‫- دیپریوان، اسم تجاری پروپوفول ـه
‫[ نوی داروی بیهوشی ]

237
00:24:24,985 --> 00:24:26,785
‫همون دارویی که مایکل جکسون رو کُشت

238
00:24:26,904 --> 00:24:29,404
‫- کاربردش چیه؟
‫- بیهوشی عمومی

239
00:24:29,489 --> 00:24:32,541
‫پس توی یه گاراژ چیکار می‌کنه؟

240
00:24:34,745 --> 00:24:39,247
‫براک؟ هی

241
00:25:44,898 --> 00:25:49,818
‫قاتل‌ها، متجاوزها، دلال‌های مواد...

242
00:25:49,953 --> 00:25:52,320
‫همه بخاطر تو توی خیابون‌ها پرسه می‌زنن

243
00:25:52,456 --> 00:25:54,322
‫نه، بخاطر پراکتور ـه

244
00:25:54,408 --> 00:25:57,242
‫اون تهدیدم کرده. به خدا قسم، تهدید...

245
00:25:57,327 --> 00:26:01,997
‫تو...
‫خیر سرت دادستان این شهری

246
00:26:04,167 --> 00:26:08,887
‫اون... اون خونواده‌مو تهدید کرده

247
00:26:09,006 --> 00:26:11,339
‫من سه تا بچه دارم، خواهش می‌کنم

248
00:26:11,475 --> 00:26:13,308
‫لطفاً این کارو نکن

249
00:26:16,847 --> 00:26:20,482
‫می‌خوام در مورد همه‌ی خلاف‌هایی که
‫پراکتور توش نقش داره بدونم

250
00:26:21,852 --> 00:26:23,351
‫من فقط چیزایی که بهم گفته رو می‌دونم

251
00:26:23,437 --> 00:26:25,353
‫- داری دروغ میگی؟
‫- نه

252
00:26:25,439 --> 00:26:28,773
‫نه صبر کن، صبر کن. صبر کن

253
00:26:28,859 --> 00:26:32,861
‫هفته پیش...
‫هفته پیش اون دفترم رو مجبور کرد

254
00:26:32,946 --> 00:26:35,780
‫تمام اسناد برج از فرودگاهِ شهری قدیمی رو
‫مصادره کنه

255
00:26:35,866 --> 00:26:38,667
‫چرا؟ مگه کی داره میاد؟

256
00:26:40,504 --> 00:26:42,837
‫امیلیو لورا

257
00:26:44,508 --> 00:26:46,424
‫لورا؟

258
00:26:46,543 --> 00:26:49,794
‫اون یکی از کله‌گنده‌هایِ کارتل کلمبیایی‌ـه

259
00:26:49,880 --> 00:26:52,130
‫پروکتور داره به کارتل جنس میفروشه؟

260
00:26:52,215 --> 00:26:53,932
‫نمیدونم.
‫به خدا قسم نمیدونم

261
00:26:54,051 --> 00:26:56,184
‫اگه میدونستم، میگفتم

262
00:27:03,110 --> 00:27:05,643
‫- برو خونه
‫- چی؟

263
00:27:05,729 --> 00:27:07,812
‫استعفا بده

264
00:27:07,898 --> 00:27:12,698
‫دست بچه‌هات رو بگیر و گورت رو از بنشی
‫گم کن بیرون

265
00:27:30,320 --> 00:27:32,921
‫هی، هوود

266
00:27:35,592 --> 00:27:37,892
‫سرم هی گیج میره

267
00:27:39,429 --> 00:27:41,730
‫احتمالاً بهمون دارو خوروندن

268
00:27:45,936 --> 00:27:47,852
‫دستبند رو تونستی باز کنی؟

269
00:27:49,990 --> 00:27:54,325
‫- نه
‫- آره، منم نتونستم

270
00:27:54,444 --> 00:27:56,494
‫این چیه؟

271
00:27:57,664 --> 00:28:00,999
‫نمیدونم.
‫یه جور زیرزمین‌ـه

272
00:28:04,171 --> 00:28:06,087
‫البته

273
00:28:07,040 --> 00:28:09,290
‫بهش نگاه انداختی؟

274
00:28:12,546 --> 00:28:14,129
‫چندشب پیش اومد دیدنم

275
00:28:14,214 --> 00:28:16,714
‫- کی؟
‫- بودی

276
00:28:20,437 --> 00:28:25,273
‫دیدیش؟
‫پس چرا هیچی نگفتی؟

277
00:28:25,358 --> 00:28:31,146
‫نمیدونم. شاید...
‫ترسیده بودم

278
00:28:32,232 --> 00:28:33,481
‫بیهوشم کرد

279
00:28:33,567 --> 00:28:37,318
‫و وقتی به‌هوش اومدم، یه
‫چاقو گرفته بود زیر گردنم

280
00:28:37,404 --> 00:28:41,156
‫،ممکن بود همونجا من رو بُکشه

281
00:28:41,291 --> 00:28:43,324
‫ولی اینکارو نکرد

282
00:28:44,911 --> 00:28:47,879
‫گفت میخواد شاهد باشم

283
00:28:47,998 --> 00:28:50,799
‫- شاهد چی؟
‫- نمیدونم

284
00:28:52,302 --> 00:28:53,835
‫ولی حدسم اینه الان‌ها میفهمیم

285
00:28:53,920 --> 00:28:58,139
‫پس احتمالاً داوسون پیداش شد و
‫همچین بلایی سرش اومد

286
00:28:58,225 --> 00:29:00,341
‫ممکنه هنوز اینجا باشه

287
00:29:00,477 --> 00:29:02,343
‫البته اگه تا حالا نمرده باشه

288
00:29:04,264 --> 00:29:07,182
‫،هی، تلاشت رو تحسین میکنم
‫ولی نمیتونی

289
00:29:07,267 --> 00:29:09,267
‫یه دستبند فولادی ضدزنگ رو باز کنی، باشه؟

290
00:29:09,352 --> 00:29:12,237
‫دستبند رو باز نمیکنن.
‫رو زنجیرش کار میکنن

291
00:29:13,356 --> 00:29:15,440
‫اگه شانس بیاری، یه عیبی پیدا میکنی

292
00:29:15,525 --> 00:29:20,695
‫- چرا دوباره یه دستی به دستبند خودت نمیزنی؟
‫- خیلی خب

293
00:29:25,085 --> 00:29:27,085
‫اه، لعنتی

294
00:29:27,204 --> 00:29:29,587
‫دست راستم یه مقدار شُل شده

295
00:29:29,706 --> 00:29:32,040
‫اگه بتونم یه مقدار اهرم رو بیشتر کنم
‫خیلی خوب میشه

296
00:29:32,175 --> 00:29:34,259
‫تکون نمیخورن. بس کن

297
00:29:34,377 --> 00:29:37,378
‫هوود. هوود. بس کن!

298
00:29:37,514 --> 00:29:40,265
‫هی، هی، به من نگاه کن.
‫بیخیال شو، باشه؟

299
00:29:40,383 --> 00:29:42,383
‫نمیتونیم از اینجا بزنیم بیرون

300
00:29:52,779 --> 00:29:54,946
‫میدونی چیش افتضاحه؟

301
00:29:55,065 --> 00:29:57,615
‫منظورم اینه، جدا از اینکه قراره بمیریم

302
00:29:59,736 --> 00:30:03,437
‫اینکه هیچوقت نتونستم اون کلانتری باشم
‫که دلم میخواد

303
00:30:05,325 --> 00:30:08,960
‫خیلی منتظرش بودم.
‫منتظر شدم یکی از کلانترها بمیره

304
00:30:09,079 --> 00:30:10,962
‫،بعدش مجبور بودم صبر کنم تو یه گندی بزنی

305
00:30:11,081 --> 00:30:14,082
‫که البته بدجور هم زدی

306
00:30:14,217 --> 00:30:16,301
‫- بهت بر نخوره
‫- نخورد

307
00:30:16,419 --> 00:30:19,337
‫،منظورم اینه، باشه
‫حالا من همچین آدم دلربایی نیستم

308
00:30:19,422 --> 00:30:22,674
‫،یه سری رو اشتباهاً گوشمالی دادم و، میدونی
‫خایه مالی هم بلد نیستم

309
00:30:22,759 --> 00:30:25,200
‫خب تو ذاتم نیست، میدونی؟

310
00:30:25,235 --> 00:30:28,012
‫ولی هیچوقت نترسیدم جلوی کسی دربیام

311
00:30:28,098 --> 00:30:30,765
‫که خوشیِ شهرم رو تهدید میکنه

312
00:30:32,235 --> 00:30:35,853
‫میخواستم همچین آدمی باشم، میدونی؟

313
00:30:35,939 --> 00:30:39,397
‫یکی که به مردم احساس امنیت میده

314
00:30:42,078 --> 00:30:44,245
‫و هنوز اینکارو نکردم

315
00:30:53,290 --> 00:30:57,625
‫هی.
‫میتونم یه چیزی بپرسم؟

316
00:30:57,711 --> 00:30:59,961
‫- واسه آخرین بار میگم
‫- چی؟

317
00:31:01,131 --> 00:31:03,097
‫تو کدوم خری هستی؟

318
00:31:03,967 --> 00:31:08,052
‫جدی میگم.
‫کی هستی؟

319
00:31:08,138 --> 00:31:09,858
‫ببین، میدونم که تو کُلی راز داری، هوود

320
00:31:09,940 --> 00:31:11,306
‫باید خیلی نفهم باشم که همچین چیزی رو ندونم

321
00:31:11,441 --> 00:31:12,724
‫نه، قرار نیست نقش محکوم‌هایی رو بازی کنیم

322
00:31:12,809 --> 00:31:14,976
‫که به گناه‌هاشون اعتراف میکنن، خیلی خب؟

323
00:31:15,111 --> 00:31:17,562
‫- آره، بنظرم دقیقاً قراره همین کارو...
‫- نه، نمیکنیم

324
00:31:17,647 --> 00:31:19,647
‫الان هر لحظه ممکنه در باز بشه

325
00:31:19,733 --> 00:31:22,817
‫و یه اتفاق خیلی بد بیفته

326
00:31:22,902 --> 00:31:25,286
‫حالا، دوست نداری با یه وجدان پاک شاهد
‫همچین صحنه‌ای باشی؟

327
00:31:25,372 --> 00:31:27,532
‫- نه، خفه خون بگیر
‫- بیخیال هوود، لطفاً گوش بده

328
00:31:27,574 --> 00:31:29,540
‫پس فقط جواب اون سوال لعنتیم رو بده!

329
00:31:29,659 --> 00:31:31,576
‫- گفتم بیخیال شو، براک!
‫- نه، نمیشم!

330
00:31:31,661 --> 00:31:34,912
‫میخوام بدونم! چرا اینجایی؟
‫چرا پلیس شدی؟

331
00:31:34,998 --> 00:31:39,334
‫من پلیس نیستم!
‫هیچوقت یه پلیس لعنتی نبودم!

332
00:31:39,419 --> 00:31:41,169
‫پس چی هستی...؟

333
00:31:41,254 --> 00:31:44,572
‫- معنی این حرفت... معنی این حرفت چیه؟
‫- من لوکاس هوود نیستم!

334
00:31:46,142 --> 00:31:47,175
‫من شاهد مرگش بودم

335
00:31:47,310 --> 00:31:51,312
‫کیفش رو برداشتم و شدم اون

336
00:31:51,398 --> 00:31:54,182
‫همچین چیزی اصلاً امکان نداره.
‫من نمیـ... تو چی هستی...

337
00:31:54,317 --> 00:31:58,069
‫من یه دروغم، براک.
‫یه آدم قلابی

338
00:31:58,188 --> 00:31:59,904
‫من دزد بودم

339
00:32:00,023 --> 00:32:04,192
‫،نه فقط دزد
‫من یه متخصص نفوذِ لعنتی‌ام

340
00:32:04,277 --> 00:32:07,612
‫،میتونستم الماس، طلا، آثار هنری
‫هر چیزی رو گیر بیارم

341
00:32:07,697 --> 00:32:11,032
‫جاهایی که هیچکس نمیتونست واردشون بشه
‫رو من میشدم

342
00:32:13,370 --> 00:32:17,922
‫،خیلی هم موفق بودم
‫ولی بالاخره گیر افتادم و ۱۵سال افتادم زندان

343
00:32:18,041 --> 00:32:21,376
‫نه، نه. داری سر به سرم میذاری

344
00:32:21,511 --> 00:32:26,597
‫بیخیال.
‫تو سابقاً خلافکار بودی؟ نه

345
00:32:26,716 --> 00:32:29,267
‫- درسته
‫- نه

346
00:32:35,442 --> 00:32:39,527
‫دیگه کی اینو میدونه؟
‫سیوبان میدونه؟

347
00:32:40,897 --> 00:32:45,900
‫- آخر سر، آره
‫- چرا اینکارو کردی؟ چرا؟

348
00:32:46,036 --> 00:32:49,070
‫چرا اومدی تو این شهر و وانمود کردی پلیسی؟

349
00:32:49,205 --> 00:32:52,123
‫نمیدونم. من...

350
00:32:54,577 --> 00:32:56,577
‫وقتی آزاد شدم...

351
00:32:58,081 --> 00:33:00,081
‫هیچی نداشتم

352
00:33:01,584 --> 00:33:06,554
‫هر چی که قبلش بودم... دیگه وجود نداشت

353
00:33:09,142 --> 00:33:10,808
‫هیچکس نبودم

354
00:33:12,562 --> 00:33:15,730
‫فقط میدونستم باید نزدیکِ...

355
00:33:16,900 --> 00:33:19,434
‫کسی بشم که...

356
00:33:21,071 --> 00:33:23,071
‫که من رو واقعاً میشناسه

357
00:33:26,443 --> 00:33:30,695
‫- کری هوپ‌ول؟
‫- آنا

358
00:33:32,282 --> 00:33:34,415
‫اون تنها کَسم بود

359
00:33:35,919 --> 00:33:41,823
‫پس وقتی آزاد شدم، ردّش رو زدم و اومدم
‫دنبالش

360
00:33:43,042 --> 00:33:46,627
‫ولی اون گوردون و بچه‌ها و واسه خودش
‫یه زندگی داشت

361
00:33:46,713 --> 00:33:48,262
‫درسته

362
00:33:48,348 --> 00:33:50,932
‫اوه خدای من

363
00:33:51,017 --> 00:33:55,386
‫من شدم... کلانتر

364
00:34:00,777 --> 00:34:03,311
‫ولی تو کلانتر نیستی و نبودی

365
00:34:03,446 --> 00:34:07,064
‫خب، هر روز صبح بیدار میشدم و
‫لباس پلیس رو تنم میکردم

366
00:34:08,952 --> 00:34:13,788
‫ولی دست آخر... اون دروغ من رو تسخیر کرد

367
00:34:16,743 --> 00:34:21,329
‫باورم شده بود.
‫من... کلانتر بودم

368
00:34:26,136 --> 00:34:29,370
‫شدم پلیس و ازش خوشم اومد

369
00:34:31,641 --> 00:34:33,841
‫عاشقش شدم

370
00:34:37,514 --> 00:34:39,480
‫اون یه‌جورایی فقط...

371
00:34:41,935 --> 00:34:44,018
‫یجورایی فقط حس درستی میداد

372
00:34:44,154 --> 00:34:46,521
‫درباره این کاری که تو کردی
‫هیچ چیز درستی نداره

373
00:34:46,656 --> 00:34:49,157
‫کلاً برعکس درسته

374
00:34:49,242 --> 00:34:53,744
‫حرومزاده.
‫من باورت کردم

375
00:34:53,863 --> 00:34:56,080
‫بهت اعتماد کردم.
‫دنبالت کردم

376
00:34:56,199 --> 00:34:59,367
‫- بخاطرت آدم کشتم
‫- نه

377
00:34:59,452 --> 00:35:01,619
‫نه، واسه خودت کُشتی

378
00:35:02,705 --> 00:35:05,840
‫نه من.
‫من فقط راه رو نشونت دادم

379
00:35:06,960 --> 00:35:10,344
‫یه خلافکار

380
00:35:10,430 --> 00:35:15,683
‫مسخره‌ست.
‫من معاونِ یه خلافکار بودم

381
00:35:17,520 --> 00:35:19,604
‫اوه، خدا

382
00:35:23,693 --> 00:35:25,693
‫اوه، خدا

383
00:35:28,398 --> 00:35:30,314
‫اوه، خدا

384
00:35:37,991 --> 00:35:40,374
‫الان همه چی با عقل جور درمیاد

385
00:35:42,212 --> 00:35:44,328
‫همه اش

386
00:35:48,251 --> 00:35:50,384
‫چقدر من احمقم

387
00:36:07,987 --> 00:36:10,271
‫اگه تو لوکاس هوود نیستی...

388
00:36:11,274 --> 00:36:15,491
‫پس اسمت چیه؟

389
00:36:15,612 --> 00:36:17,495
‫کلانتر لوتس

390
00:36:19,032 --> 00:36:21,832
‫از دیدن دوباره‌ت خوشحالم

391
00:36:22,869 --> 00:36:24,335
‫و همچنین

392
00:36:24,454 --> 00:36:28,623
‫دکتر کویک میگه از دوستانِ مامور داوسون هستی

393
00:36:28,708 --> 00:36:32,960
‫درسته.
‫و اگه به هرصورتی بهش آسیب زده باشی...

394
00:36:34,130 --> 00:36:36,297
‫مثه سگ میکشمت

395
00:36:38,801 --> 00:36:42,892
‫- شما رفقا امشب یه حالی میکنید
‫- آره؟

396
00:36:42,927 --> 00:36:45,447
‫میخوای یه دختر بدبخت دیگه رو گول بزنی
‫که خودشو مثه چی بسوزونه؟

397
00:36:45,475 --> 00:36:46,941
‫گیل یه پیروِ وفادار بود

398
00:36:47,026 --> 00:36:50,361
‫نه، اون یه دختر جوونِ بی‌دفاع و گیج بود

399
00:36:50,480 --> 00:36:53,898
‫که واسه تفریح مریضت سرش رو شیره مالیدی

400
00:37:08,498 --> 00:37:11,966
‫بنظر میاد امشب مهمون من هستید

401
00:37:12,051 --> 00:37:17,579
‫،قضیه اینه امشب همه یه لباس خاص میپوشن
‫پس دکتر کویک قراره

402
00:37:17,580 --> 00:37:22,393
‫جادوش رو به کار ببره و یکاری کنه
‫بیشتر شبیه اعضای خانواده بشید

403
00:37:48,871 --> 00:37:51,038
‫،بی اجازه وارد دفترم میشی

404
00:37:55,294 --> 00:37:57,378
‫دوربینم رو میدزدی

405
00:38:00,433 --> 00:38:05,052
‫،باید بگم
‫امیدوارم بودم دوباره همدیگه رو ببینیم

406
00:38:06,356 --> 00:38:10,141
‫همگی جمع بشید.
‫وقت شروعه

407
00:38:24,791 --> 00:38:27,875
‫امشب یه پیشنهاد غیرمنتظره داریم

408
00:38:27,960 --> 00:38:30,961
‫فکر کنم خوشحال بشه

409
00:38:32,165 --> 00:38:33,547
‫گلوریا ساتانز

410
00:38:33,633 --> 00:38:36,217
‫ساتانز ووبیسکام

411
00:38:38,504 --> 00:38:42,640
‫- گلوریا ساتانز
‫- ساتانز ووبیسکام

412
00:38:44,227 --> 00:38:45,426
‫گلوریا ساتانز

413
00:38:45,561 --> 00:38:50,481
‫نگران نباش، کلانتر.
‫هیچ آسیبی نمیزنه

414
00:38:50,600 --> 00:38:53,901
‫خب، شاید یذره

415
00:38:55,938 --> 00:39:00,574
‫برو که رفتیم. گلوریا ساتانز و بلیال و اسپیریتو مالوسو

416
00:39:00,660 --> 00:39:05,529


417
00:39:05,615 --> 00:39:08,115


418
00:39:08,201 --> 00:39:11,306
‫نه، نه.
‫نزدیک من نشو

419
00:39:11,341 --> 00:39:14,004
‫نزدیک نشو!
‫گمشو اونور!

420
00:39:15,925 --> 00:39:19,376
‫آمین، از شریر ما را رهایی ده

421
00:39:19,462 --> 00:39:21,929
‫و ما را در آزمایش میاور و

422
00:39:22,014 --> 00:39:25,099
‫و قرض‌های ما را ببخش چنانکه ما نیز

423
00:39:25,184 --> 00:39:28,886
‫قرضداران خود را می‌بخشیم و

424
00:39:28,971 --> 00:39:35,025
‫،نان کفاف ما را امروز به ما بده
‫،ملکوت‌ تو بیایـد

425
00:39:35,144 --> 00:39:39,947
‫،اراده‌ تو چنانکه‌ در آسمان‌ است‌
‫بر زمین‌ نیز کرده‌ شود

426
00:39:40,032 --> 00:39:46,537
‫ای‌ پدر ما که‌ در آسمانی‌، نام‌ تو مقدّس‌ بودی

427
00:39:57,500 --> 00:40:01,552
‫هی، هی.
‫لازم نیست اینکارو بکنی

428
00:40:01,671 --> 00:40:06,924
‫ولی واقعاً میخوام

429
00:40:11,564 --> 00:40:13,230
‫هی!

430
00:40:41,377 --> 00:40:43,711
‫نمیتونی بهم آسیبی بزنی.
‫اون اجازه‌ش رو نمیده

431
00:40:43,796 --> 00:40:49,967
‫اوه، جدی؟
‫پس مشکلی نداره اگه اینکارو بکنم

432
00:41:00,363 --> 00:41:01,979
‫چی اینقدر بامزه‌ست؟

433
00:41:02,064 --> 00:41:06,483
‫هیچ نمیدونی چقدر بدبختی

434
00:41:07,653 --> 00:41:09,954
‫پس اینطوری میشیم دوتا، رفیق

435
00:41:10,072 --> 00:41:11,872
‫دکلان!

436
00:41:18,831 --> 00:41:20,080
‫هوود!

437
00:42:05,795 --> 00:42:08,095
‫این همون مردیه که خواهرزاده‌ی من رو کشت؟

438
00:42:10,800 --> 00:42:12,266
‫آره

439
00:42:30,152 --> 00:42:32,069
‫ممنون

440
00:42:39,412 --> 00:42:41,245
‫ممنون

441
00:43:39,689 --> 00:43:41,605
‫زحمت نکش

442
00:43:48,647 --> 00:43:50,230
‫جوب

443
00:43:51,367 --> 00:43:56,403
‫- اسمم رو یادت نرفته
‫- من پول دارم، جوب

444
00:43:56,489 --> 00:43:58,372
‫خیلی زیاد

445
00:43:58,457 --> 00:44:02,409
‫- اونقدری که باورت نمیشه
‫- ۲۳.۶۲میلیون

446
00:44:02,545 --> 00:44:05,245
‫جدا از اون ۵.۲میلیون فرانک سوئیسی

447
00:44:05,381 --> 00:44:07,581
‫که تو کایمن قایم کردی

448
00:44:07,717 --> 00:44:10,834
‫،یا بهتره بگم
‫"قایم کرده بودی"

449
00:44:11,971 --> 00:44:15,889
‫با پول من چی کردی؟

450
00:44:15,975 --> 00:44:19,009
‫،اوه، عزیزم
‫دیگه پولِ تو نیست

451
00:44:19,095 --> 00:44:21,428
‫چی میخوای؟

452
00:44:24,233 --> 00:44:26,433
‫چی میخوام؟

453
00:44:33,943 --> 00:44:35,943
‫میخوام...

454
00:44:36,028 --> 00:44:40,330
‫اون ۲۰ماه از زندگیِ لعنتیم برگرده

455
00:44:40,449 --> 00:44:42,533
‫قضیه شخصی نبود

456
00:44:42,618 --> 00:44:47,171
‫ولی حق با توئه.
‫من بدبختت کردم

457
00:44:47,289 --> 00:44:50,507
‫میتونیم گذشته رو فراموش کنیم

458
00:44:50,626 --> 00:44:55,095
‫- فکرش رو بکن من و تو چه کارها که نمیتونیم...
‫- ۲۰ماه!

459
00:44:58,801 --> 00:45:04,471
‫‏‏۲۰ماه برنامه ریخته بودم

460
00:45:04,607 --> 00:45:07,941
‫که بعدِ آزادی چیکار کنم

461
00:45:09,945 --> 00:45:13,480
‫چه بلاهایی که نمیخواستم...

462
00:45:16,285 --> 00:45:19,653
‫سر اون مادرجنده‌ای که من رو انداخته بود
‫اون تو، بیارم

463
00:45:28,080 --> 00:45:32,432
‫ولی من نور رو پیدا کردم

464
00:45:36,172 --> 00:45:37,721
‫کشتن تنِ لش تو

465
00:45:37,840 --> 00:45:41,436
‫اون زمانی که ازم گرفتی رو برنمیگردونه

466
00:45:42,678 --> 00:45:47,314
‫- من رو نمیکشی؟
‫- نه

467
00:45:47,399 --> 00:45:51,318
‫من خودم رو میکشم

468
00:45:52,688 --> 00:45:55,739
‫تو میخواستی با بهترین دربیفتی

469
00:45:55,858 --> 00:45:58,408
‫خب، الان تو بهترینی

470
00:45:59,445 --> 00:46:01,745
‫الان تو شدی جوب

471
00:46:01,864 --> 00:46:05,199
‫،از الان به بعد
‫،هروقت هرکسی بیاد دنبال من

472
00:46:05,334 --> 00:46:09,837
‫تو رو پیدا میکنه.
‫،هر سیستم امنیتی که بهش نفوذ کردم

473
00:46:09,922 --> 00:46:12,339
‫،هر سازمانی که تو عمرم بهش لطمه زدم

474
00:46:12,424 --> 00:46:14,041
‫،هر دلاری که دزدیدم

475
00:46:14,176 --> 00:46:17,044
‫الان رو همه‌شون اثر انگشت توئه

476
00:46:17,179 --> 00:46:20,013
‫،موساد، جمهوری خلق چین

477
00:46:20,099 --> 00:46:23,800
‫عمو سم، و هر نوع تروریست
‫،آشغالی که فکرش رو بکنی

478
00:46:23,886 --> 00:46:26,303
‫الان همه‌شون باهات یه مشکل اساسی دارن

479
00:46:26,388 --> 00:46:30,891
‫هرزه، الان همه جا معروفت کردم

480
00:46:32,061 --> 00:46:33,861
‫و یه حسی بهم میگه...

481
00:46:37,233 --> 00:46:40,817
‫پیدا کردن تو نسبت به من خیلی خیلی ساده‌تره

482
00:46:49,128 --> 00:46:53,330
‫- زندگی کوتاهِ خوبی داشته باشی، مادربخطا
‫- جوب، وایسا

483
00:46:53,415 --> 00:46:56,700
‫تو نمیتونی اینکارو باهام بکنی!

484
00:46:59,889 --> 00:47:01,672
‫جوب!

485
00:47:41,714 --> 00:47:44,418
‫ترجمه از: امــیــن و مــیلــاد
‫<font color=#۰۰۸۰FF>AminGeneral & Milad eMJey</font>