‫﻿۱
00:00:42,713 --> 00:00:44,079
‫صبح بخیر

2
00:00:49,553 --> 00:00:51,753
‫امروز حالتون چطوره، آقای پروکتور؟

3
00:00:51,855 --> 00:00:53,254
‫بستگی داره

4
00:00:53,356 --> 00:00:55,190
‫واسم یه سر دیگه آوردی؟

5
00:00:56,056 --> 00:00:58,359
‫نه

6
00:00:58,462 --> 00:01:00,562
‫ولی فکر کنم ممکنه با یه سر از اینجا برم

7
00:01:10,608 --> 00:01:12,908
‫تو آدم‌های من رو کشتی

8
00:01:13,010 --> 00:01:14,409
‫موادّم رو دزدیدی

9
00:01:15,679 --> 00:01:17,646
‫میدونی، هیچی بیشتر از این رو اعصاب نیست

10
00:01:17,748 --> 00:01:20,215
‫که یه پیرمرد فکر کنه هنوز همه چی تحت کنترلشه

11
00:01:20,317 --> 00:01:22,150
‫بانکر، آشغال عوضی

12
00:01:22,252 --> 00:01:24,953
‫بنظرم رفیق مشترک‌مون یعنی
‫سناتور میچام رو میشناسی

13
00:01:25,055 --> 00:01:28,123
‫،تا نزدم چشمات رو با اون چاقو جر بدم
‫بذارش کنار

14
00:01:29,042 --> 00:01:31,727
‫آقای میچام، اینجا چیکار می‌کنید قربان؟

15
00:01:31,829 --> 00:01:33,895
‫من اینجا چیکار می‌کنم؟

16
00:01:33,998 --> 00:01:37,699
‫زدی ستوان من رو کشتی بعد میگی
‫اینجا چیکار میکنم

17
00:01:37,801 --> 00:01:39,400
‫قربان، داشت ما رو میفروخت

18
00:01:39,503 --> 00:01:42,537
‫داشت طبق دستورات عمل میکرد

19
00:01:45,175 --> 00:01:47,375
‫شما و پراکتور؟

20
00:01:47,477 --> 00:01:48,810
‫قربان، من نمی‌فهمم

21
00:01:48,912 --> 00:01:50,478
‫چون یه احمق به تمام معنایی

22
00:01:50,580 --> 00:01:52,444
‫این شورش کوچیک همینجا متوقف میشه

23
00:01:52,445 --> 00:01:54,716
‫میشنوین چی میگم؟

24
00:01:54,818 --> 00:01:55,846
‫گفتم میشنوین چی میگم؟!

25
00:01:55,847 --> 00:01:57,569
‫بله قربان!

26
00:01:57,769 --> 00:01:59,921
‫این احمق شما رو

27
00:02:00,024 --> 00:02:02,991
‫گول زده

28
00:02:03,093 --> 00:02:06,728
‫همون لحظه که زد یکی از ماها رو کُشت...

29
00:02:07,865 --> 00:02:10,065
‫باید تیکه تیکه‌ش میکردین

30
00:02:10,167 --> 00:02:12,834
‫ولی شاید وقتشه که یادتون
‫بندازم که انجمن برادری

31
00:02:12,936 --> 00:02:16,772
‫خیلی فراتر از بنشی، پنسیلوانیاست

32
00:02:16,874 --> 00:02:19,374
‫،شما الان بخشی از یه جنبش ملی هستین

33
00:02:19,476 --> 00:02:21,543
‫،جنبشی که نه فقط اعتقادات‌تون رو قسمت میکنه

34
00:02:21,645 --> 00:02:24,012
‫بلکه مشتاقه بابتش هر کاری بکنه

35
00:02:26,150 --> 00:02:28,083
‫این مانتی‌ـه

36
00:02:28,185 --> 00:02:30,719
‫از الان به بعد همه چی رو کنترل میکنه

37
00:02:30,821 --> 00:02:34,189
‫- مطمئن میشه که از این به بعد همه چی آروم پیش میره
‫- نمیتونی پاشی بیای اینجا...

38
00:02:37,661 --> 00:02:39,561
‫هوشمندانه‌ترین کاری که الان میتونی انجام بدی

39
00:02:39,663 --> 00:02:41,462
‫اینه که خفه خون بگیری

40
00:02:41,565 --> 00:02:43,098
‫میشنوی؟

41
00:02:47,304 --> 00:02:50,471
‫اولین و تنها اولویت‌تون تحویل
‫خواسته‌ی آقای پروکتور‌ـه

42
00:02:50,574 --> 00:02:54,576
‫،همینکه که این کار انجام شد
‫،مانتی شعبه رو ارزیابی میکنه

43
00:02:54,678 --> 00:02:56,377
‫و یه کاپیتان جدید انتخاب میکنه

44
00:02:56,479 --> 00:02:58,914
‫سوالی نیست؟

45
00:02:59,016 --> 00:03:01,583
‫اوکی، برین

46
00:03:01,685 --> 00:03:03,518
‫از اینجا برین

47
00:03:30,280 --> 00:03:32,380
‫مشکلی درست نمیکنه؟

48
00:03:34,184 --> 00:03:36,785
‫اگه مشکل ساز شد
‫اجازه دارین بهش شلیک کنین

49
00:03:42,627 --> 00:04:00,819
‫تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـدیـم مـی کـنـد »
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[ TvWorld.info ]</font>

50
00:04:49,820 --> 00:05:03,820
‫ترجمه از: محمــد امــیر و مــیلاد
‫<font color=#۰۰۸۰FF>M.Amir & Milad eMJey</font>

51
00:05:17,321 --> 00:05:18,920
‫فکر نمیکردم بیای

52
00:05:20,724 --> 00:05:22,824
‫میخواستم مطمئن بشم خداحافظی کردم

53
00:05:22,926 --> 00:05:24,792
‫بنظر میاد خداحافظی کاریه که تقریباَ زیاد
‫انجامش میدیم، نه؟

54
00:05:24,895 --> 00:05:27,329
‫آره، یه جور عادت بدیه

55
00:05:31,401 --> 00:05:33,101
‫که دانشکده

56
00:05:33,203 --> 00:05:35,070
‫آره

57
00:05:36,373 --> 00:05:38,673
‫سه ماه بهش زمان میدم

58
00:05:40,310 --> 00:05:43,278
‫،با این همه اتفاقایی که افتاده

59
00:05:43,380 --> 00:05:46,114
‫اصلاَ نمیدونم چطوری میتونم خودم رو

60
00:05:46,216 --> 00:05:49,251
‫با یه جای عادی مثل دانشکده وفق بدم

61
00:05:49,353 --> 00:05:51,452
‫هیچ مشکلی پیش نمیاد

62
00:05:53,190 --> 00:05:54,956
‫نمیدونم

63
00:05:55,058 --> 00:05:59,094
‫فکر کنم عادی بودن ممکنه دیگه جایی تو
‫شخصیتم نداشته باشه

64
00:06:01,464 --> 00:06:04,132
‫هی، میدونی تو سنّ تو بهترین چیز چیه؟

65
00:06:06,303 --> 00:06:10,071
‫اینکه یه عالمه وقت داری که فکر کنی
‫میخوای با زندگیت چیکار کنی

66
00:06:10,173 --> 00:06:12,573
‫جدی میگم

67
00:06:12,675 --> 00:06:14,575
‫و اینکارو خواهی کرد

68
00:06:16,846 --> 00:06:18,980
‫تو قوی هستی، دیوا

69
00:06:20,817 --> 00:06:23,151
‫تو یه مبارزی

70
00:06:23,253 --> 00:06:24,619
‫مثل مادرت

71
00:06:27,157 --> 00:06:29,291
‫و پدرت

72
00:06:33,797 --> 00:06:35,563
‫عالی کار میکنی

73
00:06:40,270 --> 00:06:42,637
‫و الان دیگه همیشه میدونم کجا میتونم
‫پیدات کنم

74
00:06:44,474 --> 00:06:47,675
‫و اینکارو میکنی؟ پیدام میکنی؟

75
00:06:49,612 --> 00:06:51,413
‫قول میدم

76
00:06:54,351 --> 00:06:55,650
‫خوبه

77
00:06:55,652 --> 00:06:58,420
‫،ممکنه پدر بیخودی باشی
‫ولی تنها کسی هستی که واسم مونده

78
00:07:04,294 --> 00:07:06,527
‫پس دکلان

79
00:07:06,629 --> 00:07:09,931
‫اعتقاد داشت که شیطان باهاش حرف زده

80
00:07:10,033 --> 00:07:13,068
‫خود ابلیس باهاش صحبت کرده

81
00:07:13,136 --> 00:07:15,337
‫خب پس. تو هم باورت شد

82
00:07:15,439 --> 00:07:20,208
‫چیزی که حقیقت داشته باشه نیازی به
‫اعتقاد داشتنِ آدمی رو نداره

83
00:07:20,310 --> 00:07:23,278
‫خب، بنظرم دیگه سر این نمیتونم باهات بحث کنم

84
00:07:25,048 --> 00:07:28,016
‫باید بفهمی که خودش این رو انتخاب نکرد

85
00:07:30,553 --> 00:07:32,487
‫اون انتخاب شده بود

86
00:07:34,858 --> 00:07:37,158
‫پس چطوری اونها رو انتخاب میکرد؟

87
00:07:38,828 --> 00:07:40,228
‫دخترهایی رو انتخاب میکرد

88
00:07:40,330 --> 00:07:42,864
‫که بنظرش خالص باشن

89
00:07:44,567 --> 00:07:46,968
‫بهشون میگفت مقدس

90
00:07:48,872 --> 00:07:49,971
‫دختران مقدس

91
00:07:50,073 --> 00:07:52,173
‫خب، میخواست به من هم پیشنهاد بده

92
00:07:52,275 --> 00:07:55,243
‫و فکر نکنم بنظرش آدم مقدسی اومده باشم

93
00:07:57,881 --> 00:07:59,514
‫تو یه شگفتی بودی

94
00:08:01,918 --> 00:08:04,552
‫ولی تنها شگفتی نبودم، نه؟

95
00:08:04,654 --> 00:08:06,354
‫منظورت چیه؟

96
00:08:06,456 --> 00:08:09,224
‫خب، دکلان داشت تو یه چرخه‌ی ماهیانه آدم میکشت

97
00:08:09,326 --> 00:08:11,726
‫نه هر ماه، بلکه همیشه اول هر ماه اینکارو میکرد

98
00:08:11,828 --> 00:08:14,396
‫- وقتی شب تو تاریک‌ترین حالتش بود
‫- صحیح

99
00:08:17,767 --> 00:08:20,535
‫به جُز...

100
00:08:20,637 --> 00:08:22,370
‫اون

101
00:08:24,641 --> 00:08:27,975
‫اون تو بیست و یکمِ ماه کشته شد

102
00:08:28,078 --> 00:08:31,446
‫نه اول ماه. نه موقع ماهِ کامل

103
00:08:33,116 --> 00:08:35,750
‫یه شب معمولی

104
00:08:41,994 --> 00:08:43,791
‫ما دلایل خودمون رو داشتیم

105
00:08:46,496 --> 00:08:48,063
‫پس تو هم اونجا بودی؟

106
00:08:48,165 --> 00:08:50,498
‫معلومه که بودم

107
00:08:50,600 --> 00:08:53,668
‫باهم بودیم

108
00:08:53,770 --> 00:08:56,104
‫پس بگو ببینم چرا اون رو انتخاب کردید؟

109
00:08:56,206 --> 00:08:58,540
‫ربکا بومن

110
00:08:58,641 --> 00:09:02,210
‫اون چی داشت که باعث شد تو و دکلان

111
00:09:02,312 --> 00:09:06,214
‫تصمیم گرفتید خارج از چرخه‌ی ماهیانه عمل کنید؟

112
00:09:06,316 --> 00:09:08,283
‫اون هم یه شگفتی بود؟

113
00:09:17,227 --> 00:09:19,260
‫دیگه نمیخوام حرف بزنم

114
00:09:24,401 --> 00:09:27,202
‫- واسه بار آخر شمردی؟
‫- آره

115
00:09:27,304 --> 00:09:29,537
‫- همه‌ش اونجاست
‫- خوبه

116
00:09:29,639 --> 00:09:32,373
‫کامیون رو بیار سر مکان مشخص شده
‫و منتظر تماس من بمون

117
00:09:32,476 --> 00:09:33,575
‫آماده میشیم

118
00:09:35,712 --> 00:09:37,412
‫ببندش

119
00:09:40,917 --> 00:09:42,584
‫ما آماده‌ایم

120
00:09:56,633 --> 00:10:00,301
‫چقدر کله‌ی مُرده اینجاست

121
00:10:00,403 --> 00:10:03,704
‫انگار بمب ترکوندن

122
00:10:03,806 --> 00:10:05,573
‫خبر داری برادرت کجاست؟

123
00:10:05,675 --> 00:10:07,442
‫نه

124
00:10:07,544 --> 00:10:09,210
‫هنوز دنبالشم

125
00:10:11,381 --> 00:10:14,249
‫تو هم احساس میکنی که یه خبرهایی هست
‫که ما ازش بی‌خبریم؟

126
00:10:18,021 --> 00:10:20,788
‫- معذرت میخوام
‫- آره

127
00:10:20,890 --> 00:10:22,257
‫این بانکر‌ـه

128
00:10:22,359 --> 00:10:24,559
‫معامله‌ی قرن پراکتور الان داره انجام میشه

129
00:10:24,661 --> 00:10:27,195
‫واقعاً زمان بدیه

130
00:10:27,297 --> 00:10:29,130
‫شرمنده. یعنی باید سعی کنم

131
00:10:29,232 --> 00:10:31,732
‫کلمبیایی‌هایی که تازه با یه جت خصوصی
‫رسیدن رو معطل کنم؟

132
00:10:31,834 --> 00:10:33,401
‫اعضایِ کارتل؟

133
00:10:33,503 --> 00:10:35,637
‫همچین حدسی میزنم

134
00:10:35,738 --> 00:10:37,972
‫یا خدا. تو کجایی؟

135
00:10:38,074 --> 00:10:40,175
‫تو فرودگاهِ شهری قدیمی‌ام

136
00:10:40,277 --> 00:10:41,876
‫خیلی خب، همونجا میبینمت

137
00:10:41,978 --> 00:10:43,744
‫میشه یه لحظه باهاش صحبت کنم؟

138
00:10:47,050 --> 00:10:48,883
‫خانم هوپ‌ول هستید دیگه

139
00:10:51,421 --> 00:10:52,987
‫براک؟

140
00:10:59,496 --> 00:11:01,095
‫سلام

141
00:11:01,198 --> 00:11:02,763
‫سلام

142
00:11:06,269 --> 00:11:08,369
‫بازرسی در چه حاله؟

143
00:11:09,939 --> 00:11:11,872
‫داره انجام میشه

144
00:11:13,610 --> 00:11:15,210
‫تو خوبی؟

145
00:11:15,776 --> 00:11:18,446
‫آره. فقط یجورایی

146
00:11:18,548 --> 00:11:20,515
‫دارم با قضیه کنار میام و هضمش میکنم، میدونی؟

147
00:11:22,085 --> 00:11:25,786
‫ضمناً پشتیبانی خیلی خوبی دادی

148
00:11:25,888 --> 00:11:28,789
‫به گمونم همیشه فکر میکردم پشتیبانم توئی

149
00:11:28,891 --> 00:11:31,292
‫آره، نه

150
00:11:37,033 --> 00:11:38,866
‫خب، فقط اومدم خداحافظی کنم

151
00:11:40,937 --> 00:11:42,503
‫هی

152
00:11:42,606 --> 00:11:45,640
‫ربکا رو دکلان بودی نکشته

153
00:11:47,544 --> 00:11:49,009
‫چی؟

154
00:11:49,112 --> 00:11:51,379
‫بودی سر یه چرخه‌ی ماهیانه آدم میکشت

155
00:11:51,481 --> 00:11:53,180
‫الان هم دلیل برجسته شدنِ مرگ ربکا اینه که

156
00:11:53,283 --> 00:11:55,450
‫سر اول ماه اتفاق نیفتاد

157
00:11:55,552 --> 00:11:57,719
‫حالا، من لیلیث رو بخاطرش تحت فشار گذاشتم و...

158
00:11:57,820 --> 00:12:00,255
‫،اونم یه چیزایی رو کرد
‫ولی جدا از این حرف‌ها

159
00:12:00,357 --> 00:12:02,923
‫فکر نکنم چیزی درباره‌ی اون قضیه میدونست

160
00:12:04,127 --> 00:12:05,993
‫خب، شاید بودی بهش نگفته بوده

161
00:12:06,095 --> 00:12:09,029
‫نه، با عقل جور درنمیاد که بودی
‫برنامه‌ی عادیش رو رعایت نکنه

162
00:12:09,132 --> 00:12:11,466
‫حالا که چی؟ داری میگی یکی دیگه اون بیرونه

163
00:12:11,568 --> 00:12:13,534
‫که دخترها رو میکُشه و قلب‌هاشون رو درمیاره؟

164
00:12:13,637 --> 00:12:15,803
‫دارم بهت میگم یکی زده ربکا رو کشته

165
00:12:15,905 --> 00:12:17,739
‫و یکاری کرده اینطور بنظر بیاد که کارِ بودی بوده

166
00:12:17,840 --> 00:12:20,641
‫اونها باید جزئیات قتل‌های دیگه رو هم
‫میدونستن دیگه، نه؟

167
00:12:21,606 --> 00:12:23,711
‫اما اطلاعاتی بیرون درز نکرده

168
00:12:23,813 --> 00:12:27,682
‫صحیح، پس داریم دنبال کسی میگردیم که
‫به پرونده‌های بی‌اس‌دی دسترسی داشته

169
00:12:27,784 --> 00:12:31,986
‫و میتونسته از پس همچین قتل باتشریفاتی بربیاد

170
00:12:32,088 --> 00:12:34,455
‫- اوه، لعنتی
‫- کسی به ذهنت نمیاد؟

171
00:12:53,610 --> 00:12:55,543
‫هی، شاید بهتر باشه بذاری من صحبت کنم

172
00:12:56,233 --> 00:12:58,112
‫حتماً

173
00:13:03,386 --> 00:13:04,686
‫خونه نیستن

174
00:13:04,788 --> 00:13:07,154
‫بیا یه نگاهی به اطراف بندازیم

175
00:13:28,611 --> 00:13:31,479
‫- آقای پراکتور
‫- آقای لوئرا

176
00:13:31,581 --> 00:13:33,013
‫خوشحالم دوباره میبینمتون

177
00:13:33,115 --> 00:13:36,351
‫باید اعتراف کنم یه ذره شوکه شدم

178
00:13:36,453 --> 00:13:38,319
‫که دیدم تونستید از پسش بربیاید

179
00:13:38,421 --> 00:13:40,321
‫،من اگه نتونم چیزی رو تحویل بدم
‫بابتش قولی هم نمیدم

180
00:13:48,365 --> 00:13:49,864
‫بیارش بالا

181
00:14:11,020 --> 00:14:12,553
‫نشونم بده

182
00:14:19,362 --> 00:14:20,862
‫سلام

183
00:14:23,165 --> 00:14:26,200
‫تا وقتی که بتونیم از پس کارهامون بربیایم...

184
00:14:29,906 --> 00:14:31,639
‫امیلیو لوئرا شمائید؟

185
00:14:31,741 --> 00:14:34,876
‫تو کدوم خری هستی؟

186
00:14:36,312 --> 00:14:37,645
‫من هیچکس نیستم

187
00:14:37,747 --> 00:14:40,915
‫اسمم رو میدونی، پس میدونی من کی هستم

188
00:14:41,017 --> 00:14:43,250
‫که معنیش اینه میدونی که دزدی از من

189
00:14:43,352 --> 00:14:45,252
‫چه اشتباه بزرگیه، درسته؟

190
00:14:45,354 --> 00:14:48,689
‫من حتی خواب دزدی از شما رو هم نمی‌بینم

191
00:14:48,792 --> 00:14:51,926
‫نه، اومدم اینجا که یه خدمت ارزشمند
‫بهتون ارائه کنم

192
00:14:52,028 --> 00:14:54,261
‫اوه، جدی؟

193
00:14:54,363 --> 00:14:55,763
‫که چی باشه؟

194
00:14:55,865 --> 00:14:58,433
‫اومدم بهتون نشون بدم که وقتی آقای پراکتور

195
00:14:58,535 --> 00:15:01,001
‫گفتن که بنشی واستون جای امنیه که

196
00:15:01,103 --> 00:15:03,905
‫تولیدتون رو درش صورت بدید، اشتباه میکرده

197
00:15:04,006 --> 00:15:07,442
‫خیلی هم اشتباه میکرده

198
00:15:07,544 --> 00:15:10,344
‫،منظورم اینه، اگه شهر اینقدر تحت کنترلش بوده

199
00:15:10,447 --> 00:15:12,313
‫چطور شده که من تونستم این کامیونِ
‫پر از مواد رو بدزدم؟

200
00:15:12,415 --> 00:15:15,149
‫- گردنت رو گوش تا گوش میبُرم
‫- بس کن

201
00:15:16,753 --> 00:15:19,887
‫حدسم اینه واسه خدمتم یه

202
00:15:19,989 --> 00:15:22,122
‫اُجرتی تو ذهنتون دارید

203
00:15:22,224 --> 00:15:26,928
‫نه. بعضی وفت‌‌ها انعام یه خدمت خودِ
‫اون خدمته

204
00:15:27,029 --> 00:15:30,230
‫فقط اجازه بدید من و دوستم از اینجا بریم

205
00:15:30,333 --> 00:15:32,166
‫و بعدش دیگه بی حساب میشیم

206
00:15:50,787 --> 00:15:53,220
‫راه بیفت

207
00:15:53,322 --> 00:15:55,155
‫نمیخواین بذارین همینطوری از اینجا بره بیرون؟

208
00:15:55,257 --> 00:15:56,858
‫خفه شو!

209
00:16:13,910 --> 00:16:15,843
‫هی، دوشیزه هیچکس

210
00:16:18,615 --> 00:16:21,348
‫واقعاً فکر کردی میذارم بری؟

211
00:16:24,086 --> 00:16:27,555
‫نه راستش، همچین فکری نکردم

212
00:16:47,143 --> 00:16:48,609
‫درسته

213
00:16:48,711 --> 00:16:50,611
‫یکی الان مواد لعنتیت رو منفجر کرد

214
00:17:07,530 --> 00:17:09,430
‫شلیک خوبی بود

215
00:17:09,532 --> 00:17:11,065
‫ممنون

216
00:17:11,167 --> 00:17:13,400
‫میدونی، واقعاً باید این کارها رو بذاری کنار

217
00:17:14,804 --> 00:17:17,038
‫- خودت خودتُ دعوت کردی
‫- جدی میگم

218
00:17:17,139 --> 00:17:20,240
‫یجورایی عادت بدی پیدا کردی

219
00:17:20,342 --> 00:17:21,976
‫این آخرین بار بود

220
00:17:22,078 --> 00:17:23,611
‫این مزخرف رو قبلاً هم شنیدم

221
00:17:27,116 --> 00:17:28,983
‫ماشین خیلی نازیه

222
00:18:05,955 --> 00:18:08,355
‫حرومزاده!

223
00:19:07,917 --> 00:19:11,318
‫اوه، بیخیال. واقعاً هیچکس بلد نیست
‫چطوری انجامش بده

224
00:19:11,420 --> 00:19:13,721
‫فقط باید گشتاورِ درست رو اعمال کنی

225
00:19:13,823 --> 00:19:17,491
‫و بعدش یه مقدار بمالیش

226
00:19:24,300 --> 00:19:26,233
‫جعبه ابزار

227
00:19:52,561 --> 00:19:53,961
‫نگاش کن

228
00:19:54,063 --> 00:19:57,264
‫،اگه این تازگی‌ها فقط یه چیز یاد گرفته باشم

229
00:19:57,366 --> 00:20:01,235
‫اینه که همیشه یه زیرزمین وجود داره

230
00:20:14,504 --> 00:20:16,136
‫از اون طرف

231
00:20:24,046 --> 00:20:25,746
‫خون اینجاست

232
00:20:30,420 --> 00:20:32,152
‫آره

233
00:20:43,666 --> 00:20:45,499
‫نظرت چیه؟

234
00:20:49,806 --> 00:20:53,273
‫بنظرم هیچ اتفاق خوبی تو زیرزمین‌ها نمی‌افته

235
00:21:04,654 --> 00:21:06,086
‫یا خدا

236
00:21:40,322 --> 00:21:42,690
‫چیز دیگه‌ای پیدا کردی؟

237
00:21:44,760 --> 00:21:46,460
‫نه

238
00:21:46,562 --> 00:21:48,629
‫نه، هیچی

239
00:21:48,731 --> 00:21:50,931
‫خیلی خب، میگم بریم دیگه

240
00:21:51,033 --> 00:21:53,367
‫میتونم دوسه‌ساعته بچه‌های
‫پزشکی قانونی رو بیارم اینجا

241
00:21:53,469 --> 00:21:55,870
‫میخوام بدونم خون واسه کیه

242
00:21:57,272 --> 00:21:58,438
‫حتماً

243
00:21:58,541 --> 00:22:01,408
‫ایراد نداره من اینجا نباشم؟

244
00:22:03,980 --> 00:22:06,279
‫باید آمار یکی رو دربیارم

245
00:22:06,382 --> 00:22:09,416
‫باید آمار یکی رو دربیاری؟

246
00:22:09,519 --> 00:22:10,718
‫آره

247
00:22:13,188 --> 00:22:16,223
‫هی، همراه نمیخوای؟

248
00:22:18,528 --> 00:22:20,327
‫ایندفعه نه

249
00:22:32,642 --> 00:22:34,441
‫کارتل میاد دنبالت

250
00:22:34,544 --> 00:22:36,243
‫میدونم

251
00:22:38,113 --> 00:22:40,781
‫و بعدش چی؟

252
00:22:40,883 --> 00:22:43,951
‫زمان واسه مذاکره هست

253
00:22:44,053 --> 00:22:45,085
‫ولی قبلش...

254
00:23:38,440 --> 00:23:39,573
‫تو

255
00:23:39,675 --> 00:23:40,975
‫انگار خرابه

256
00:23:42,211 --> 00:23:43,877
‫چه غلطی داری میکنی؟!

257
00:23:43,980 --> 00:23:46,179
‫اوه، این چه وضعشه؟
‫هی!

258
00:23:56,225 --> 00:23:58,258
‫این گردنبند ربکاست

259
00:23:58,360 --> 00:24:00,293
‫‏آره، درسته

260
00:24:00,395 --> 00:24:01,962
‫‏متوجه نمیشم

261
00:24:02,064 --> 00:24:03,964
‫‏بود ربکا رو نکشته

262
00:24:05,668 --> 00:24:07,768
‫‏تو؟ تو کشتیش؟

263
00:24:07,870 --> 00:24:09,490
‫‏اینو تو آلونک تو پیدا کردم

264
00:24:09,750 --> 00:24:12,606
‫‏- چی؟ فکر میکنی من کشتمش؟
‫‏- آره

265
00:24:12,708 --> 00:24:14,307
‫‏سرت به جایی خورده؟

266
00:24:14,409 --> 00:24:15,876
‫‏من عاشقش بودم.
‫‏حاضر بودم براش بمیرم

267
00:24:16,127 --> 00:24:18,014
‫‏آره، شاید زیادی عاشقش بودی

268
00:24:18,015 --> 00:24:20,547
‫‏وقتی که فهمیدی حامله‌ست، با خودت
‫‏گفتی دیگه نمیتونی کنترلش کنی

269
00:24:20,650 --> 00:24:22,582
‫‏به همین خاطر اون بیچاره رو
‫‏کشوندیش به اون سیاه‌چال کوچولوت

270
00:24:22,685 --> 00:24:24,551
‫‏- و تیکه پارش کردی
‫‏- چی میگی، سیاه‌چال؟

271
00:24:24,654 --> 00:24:26,153
‫‏- تو کشتیش
‫‏- چرا دری وری میگی؟

272
00:24:26,255 --> 00:24:28,622
‫‏فهمیدی که حامله‌ست و بعدش اونو کشتیش!

273
00:24:28,724 --> 00:24:30,658
‫‏نه!
‫‏نه، من این کارو نکردم!

274
00:24:33,562 --> 00:24:35,696
‫‏من نکشتمش

275
00:24:50,549 --> 00:24:52,045
‫‏تو روحت

276
00:24:53,716 --> 00:24:55,149
‫‏این دیگه چه کوفتیه؟

277
00:25:00,056 --> 00:25:03,090
‫‏توی حرومزاده

278
00:25:03,192 --> 00:25:05,092
‫‏دائیم به خاطر این کارت میکشتت

279
00:28:34,036 --> 00:28:37,170
‫‏واقعاً؟ پیدام میکنی؟

280
00:28:39,008 --> 00:28:40,507
‫‏قول میدم

281
00:30:49,804 --> 00:30:51,638
‫‏هر...

282
00:30:51,740 --> 00:30:53,273
‫‏هر کاری که کردم...

283
00:30:56,611 --> 00:30:59,146
‫‏...به خاطر شما بوده

284
00:31:00,182 --> 00:31:02,782
‫‏دستهام رو باز کن!

285
00:31:02,884 --> 00:31:05,118
‫‏باز کن، حرومزاده!

286
00:31:05,220 --> 00:31:07,521
‫‏تو داری اون رو نابود میکنی

287
00:31:07,622 --> 00:31:09,656
‫‏دیگه نمیتونم اجازه‌ی همچین چیزی رو بدم

288
00:31:11,427 --> 00:31:13,060
‫‏اون منو دوست داره

289
00:31:13,162 --> 00:31:15,429
‫‏تو... متوجه نیستی

290
00:31:15,531 --> 00:31:18,131
‫‏این کارو نکن

291
00:31:20,569 --> 00:31:23,236
‫‏اون حقیقت تو رو نمیفهمه

292
00:31:23,338 --> 00:31:25,172
‫‏اما من چرا

293
00:31:25,274 --> 00:31:27,974
‫‏- من خوب میفهمم
‫‏- برتون، خواهش میکنم

294
00:31:28,077 --> 00:31:32,145
‫‏من میفهمم!

295
00:31:32,247 --> 00:31:34,747
‫‏خواهش میکنم

296
00:31:35,884 --> 00:31:37,117
‫‏متاسفم

297
00:31:37,219 --> 00:31:38,985
‫‏من... متاسفم

298
00:31:42,591 --> 00:31:43,790
‫‏متاسفم

299
00:31:43,892 --> 00:31:45,959
‫‏متاسفم

300
00:31:46,061 --> 00:31:47,827
‫‏متاسفم

301
00:31:47,896 --> 00:31:50,630
‫‏متاسفم. متاسفم

302
00:31:50,732 --> 00:31:52,532
‫‏متاسفم

303
00:31:53,602 --> 00:31:55,635
‫‏من... مت..

304
00:31:56,720 --> 00:31:58,638
‫‏چیزی نیست

305
00:31:58,740 --> 00:32:01,374
‫‏- چیزی نیست، برتون
‫‏- معذرت میخوام

306
00:32:01,477 --> 00:32:02,809
‫‏اشکالی نداره

307
00:32:56,498 --> 00:32:57,897
‫‏ازش خبری نشده؟

308
00:32:57,999 --> 00:33:00,233
‫‏هنوز نه

309
00:33:04,939 --> 00:33:07,106
‫‏- کرت
‫‏- میدونم

310
00:33:12,247 --> 00:33:14,781
‫‏- کرت!
‫‏- خدای من، کلوین

311
00:33:18,453 --> 00:33:20,187
‫‏مگی، برو داخل

312
00:33:27,329 --> 00:33:29,696
‫‏خب، تو و مگی، آره؟

313
00:33:32,967 --> 00:33:34,734
‫‏فکر کنم باید خودم میفهمیدم که همچین چیزی میشه

314
00:33:34,836 --> 00:33:36,636
‫همیشه به همه دلداری میداد و
‫درد بقیه رو درد خودش میدونست

315
00:33:36,738 --> 00:33:38,405
‫‏راهت رو بکش و برو، کلوین

316
00:33:38,507 --> 00:33:41,774
‫‏نه، همچین خبرهایی نیست، کرت

317
00:33:41,876 --> 00:33:45,545
‫‏نمیتونم. چون یه مرد تا یه حدی میتونه

318
00:33:45,647 --> 00:33:47,113
‫‏تا یه حدی میتونه گوه‌کاری‌های بقیه رو تحمل کنه

319
00:33:47,216 --> 00:33:49,015
‫قبل از اینکه زمان ترتیب دادنش برسه، درسته؟

320
00:33:49,117 --> 00:33:51,318
‫‏متاسفم. انتظار همچین اتفاقاتی رو نداشتم

321
00:33:51,420 --> 00:33:53,453
‫‏متاسفی؟ از اینکه به انجمن
‫‏برادری ملحق شدی متاسفی؟

322
00:33:53,555 --> 00:33:54,854
‫‏از اینکه پای منو به این انجمن باز کردی متاسفی؟

323
00:33:54,956 --> 00:33:56,789
‫‏از اینکه زن من گائیدی متاسفی؟!

324
00:34:01,463 --> 00:34:03,663
‫‏تو فقط یه عوضی همیشه متاسفی، مگه نه؟

325
00:34:04,966 --> 00:34:06,633
‫‏بهت شلیک میکنم

326
00:34:10,639 --> 00:34:12,872
‫‏خب این کارو بکن، کرت

327
00:34:12,974 --> 00:34:14,641
‫‏بهم شلیک کن

328
00:34:16,311 --> 00:34:17,677
‫‏اونوقت میتونی با مگی آزادانه زندگی کنی

329
00:34:17,779 --> 00:34:20,480
‫‏میتونی بیای خونه‌ی من

330
00:34:20,582 --> 00:34:23,082
‫‏پسر من رو بزرگ کنی

331
00:34:26,255 --> 00:34:28,688
‫‏بیخیال، کرت

332
00:34:28,790 --> 00:34:31,291
‫‏چرا وقتی که میتونی زندگی منو تصاحب
‫‏کنی، به فکر یه زندگی جدید باشی؟

333
00:34:31,393 --> 00:34:32,626
‫‏- خفه شو
‫‏- بهم شلیک کن

334
00:34:32,728 --> 00:34:34,461
‫‏- خفه شو
‫‏- بهم شلیک کن!

335
00:34:39,601 --> 00:34:41,334
‫‏خواهش میکنم راهت رو بکش و برو

336
00:35:01,122 --> 00:35:02,855
‫‏بدو. شلیک کن

337
00:35:31,169 --> 00:35:33,052
‫‏مادرجنده

338
00:35:34,656 --> 00:35:37,223
‫‏اون اسلحه‌ی کوفتی رو بده به من

339
00:35:37,326 --> 00:35:39,826
‫‏لعنتی

340
00:35:39,928 --> 00:35:41,361
‫‏تو روحت

341
00:36:21,077 --> 00:36:34,140


342
00:36:57,706 --> 00:36:59,572
‫‏مگی!

343
00:37:03,378 --> 00:37:05,344
‫‏هیچ‌جایی نمیتونی بری

344
00:37:05,447 --> 00:37:06,646
‫‏هیچ‌کدوم‌تون

345
00:37:06,748 --> 00:37:10,116
‫‏پیداتون میکنم و کاری میکنم
‫‏که تقاص کارتون رو پس بدین

346
00:37:10,218 --> 00:37:12,919
‫‏حتی اگر منو زندانی کنی، انجمن برادری میاد سراغت

347
00:37:13,021 --> 00:37:16,322
‫‏خودت هم میدونی. جلوی مگی گلوت رو جر میدن

348
00:37:16,425 --> 00:37:18,658
‫‏و اونوقت اون رو هم تیکه تیکه‌اش میکنن

349
00:37:18,760 --> 00:37:21,761
‫‏جایی نیست که برین و نتونیم پیداتون کنیم

350
00:37:21,863 --> 00:37:24,397
‫‏پسر خودم رو میکشم

351
00:37:24,499 --> 00:37:26,833
‫‏قبل از اینکه بتونی بزرگش کنی

352
00:37:26,935 --> 00:37:29,836
‫‏تو رو هم میکشم، جنده خانوم

353
00:37:39,414 --> 00:37:43,650
‫،‏تا وقتی که نفس میکشم...

354
00:39:31,526 --> 00:39:35,127
‫‏خب، باید میدونستم وقتی اونطوری
‫‏میری، حتماً کار دست خودت میدی

355
00:39:38,232 --> 00:39:40,499
‫بچه‌های پزشکی قانونی
‫به کجا رسید کارشون؟

356
00:39:40,602 --> 00:39:42,735
‫‏یه سری نمونه‌ی پوست پیدا کردن

357
00:39:42,837 --> 00:39:44,437
‫‏احتمال قوی با پراکتور همخونی داشته باشه

358
00:39:44,539 --> 00:39:47,607
‫‏کاشف به عمل اومد که کار اون نبوده

359
00:39:49,778 --> 00:39:51,744
‫‏برتون این کارو کرده

360
00:39:51,846 --> 00:39:53,580
‫‏برتون؟

361
00:39:53,682 --> 00:39:55,582
‫‏آره

362
00:39:55,684 --> 00:39:57,483
‫‏اونی که عینک میزنه

363
00:39:58,820 --> 00:40:01,153
‫‏پیشخدمتش یا هرچی

364
00:40:03,792 --> 00:40:05,424
‫‏پیشخدمتش این کارو کرده؟

365
00:40:05,526 --> 00:40:07,359
‫‏جدی میگی؟

366
00:40:10,031 --> 00:40:14,500
‫‏خب، پس احتمالا باید برم و این
‫‏پیشخدمت برتون رو دستگیر کنم، نه؟

367
00:40:19,507 --> 00:40:21,574
‫‏صحیح

368
00:40:21,676 --> 00:40:23,342
‫‏باید حدس میزدم

369
00:40:28,750 --> 00:40:31,350
‫‏پس فکر کنم اینجا دیگه کاری ندارم

370
00:40:31,452 --> 00:40:34,153
‫‏آره، منم همینطور

371
00:40:34,255 --> 00:40:36,022
‫‏منم همینطور

372
00:40:37,792 --> 00:40:40,326
‫‏وقتشه دیگه برم سراغ زندگیم

373
00:40:42,330 --> 00:40:45,064
‫‏حقیقتش چند باری سعی کردم برم پی زندگیم

374
00:40:58,980 --> 00:41:03,049
‫‏خب، اگر یه وقتی گذرت به واشنگتن افتاد...

375
00:41:04,686 --> 00:41:06,318
‫‏پیش ما بیا

376
00:41:10,391 --> 00:41:12,224
‫‏حتماً

377
00:42:12,889 --> 00:42:15,357
‫‏گزارش دستگیری

378
00:42:35,376 --> 00:42:37,476
‫‏- صبح بخیر
‫‏- خدا رو شکر

379
00:42:37,578 --> 00:42:39,378
‫‏قهوه‌ی واقعی

380
00:42:39,480 --> 00:42:40,679
‫‏بله

381
00:42:42,851 --> 00:42:44,516
‫‏- حال مگی چطوره؟
‫‏- خوبه

382
00:42:44,619 --> 00:42:46,119
‫‏امشب از خونه‌تون رفع زحمت میکنن

383
00:42:46,221 --> 00:42:47,920
‫‏عجله‌ای نیست

384
00:42:50,825 --> 00:42:53,092
‫‏بذار ببینم درست فهمیدم یا نه

385
00:42:54,729 --> 00:42:56,996
‫‏کلوین دعوا رو شروع کرد و حسابی کتکت زد

386
00:42:57,098 --> 00:42:59,298
‫‏اونوقت حین درگیری یادت میفته که اسلحه داری

387
00:42:59,400 --> 00:43:00,933
‫‏و از فاصله‌ی بیست قدمی بهش شلیک میکنی

388
00:43:01,035 --> 00:43:02,701
‫‏درسته؟

389
00:43:03,905 --> 00:43:06,072
‫‏- بله
‫‏- خب چرنده

390
00:43:06,174 --> 00:43:10,109
‫‏قربان... نمیدونم قصد دارین
‫‏چه نتیجه‌گیری‌ای بکنین، اما...

391
00:43:10,211 --> 00:43:12,211
‫‏نمیخوام نتیجه‌گیری کنم.
‫‏فقط دارم قضایا رو مرور میکنم

392
00:43:12,313 --> 00:43:14,981
‫‏حسابی دهن کلوین رو سرویس میکنی
‫‏و بعدش هم محض محکم‌کاری می‌کشیش

393
00:43:15,083 --> 00:43:18,584
‫‏هی، بانکر، آروم باش

394
00:43:18,686 --> 00:43:20,787
‫‏فقط خودمون دوتا داریم اینجا بحث میکنیم، باشه؟

395
00:43:20,889 --> 00:43:22,521
‫‏بیا، بشین

396
00:43:40,508 --> 00:43:43,209
‫‏نمیدونم چه چیزی در مورد این شهر هست، بانکر

397
00:43:43,311 --> 00:43:46,279
‫‏چه پدیده‌ی جغرافیایی باعث میشه که

398
00:43:46,380 --> 00:43:49,048
‫‏هر چی آدم عوضی و مجرم تو شرق
‫‏میسیسیپی هست به سمت ما کشیده میشه

399
00:43:49,150 --> 00:43:52,418
‫‏اما این رو خوب میدونم که برای
‫‏اینکه از پس این شغل بر بیای

400
00:43:52,520 --> 00:43:55,788
‫‏بعضی وقتها باید نشانت رو بذاری کنار
‫‏و دستهات رو به خون آغشته کنی

401
00:43:55,890 --> 00:43:58,357
‫‏همیشه‌ی خدا اینطور بوده و خواهد بود

402
00:43:58,459 --> 00:44:00,559
‫‏و باید بدونم که میشه بهت اعتماد کرد یا نه

403
00:44:00,661 --> 00:44:02,829
‫‏و اینکه تو میتونی بهم اعتماد کنی.
‫‏متوجه حرف‌هام هستی؟

404
00:44:02,931 --> 00:44:04,797
‫‏بله، قربان

405
00:44:04,899 --> 00:44:06,365
‫‏خوبه

406
00:44:06,467 --> 00:44:09,202
‫‏یکم چاشنی اعتماد به دردمون میخوره

407
00:44:13,174 --> 00:44:15,341
‫‏کرت بانکر، اسم واقعیتـه دیگه؟

408
00:44:17,045 --> 00:44:18,744
‫‏فقط...

409
00:44:20,781 --> 00:44:22,414
‫‏پراکتور رو چه کارش کنیم؟

410
00:44:22,516 --> 00:44:24,917
‫میتونین به خاطر حضورش در محل
‫مبادله‌ی مواد مخدر دستگیرش کنین

411
00:44:25,019 --> 00:44:27,220
‫‏آره، میتونیم پراکتور رو دستگیر کنیم

412
00:44:27,322 --> 00:44:30,122
‫‏اما یه حسی بهم میگه که کارتل
‫در مورد افرادش که کشته شدن

413
00:44:30,225 --> 00:44:32,091
‫،میخوان باهاش اختلاط کنن
‫و وقتی که بیان سر وقتش

414
00:44:32,193 --> 00:44:34,827
‫میخوام تا جایی که میشه از
‫اداره‌ی پلیس دور باشه

415
00:44:34,929 --> 00:44:37,063
‫- اگر منظورم رو بگیری
‫- کاملاً با عقل جور در میاد

416
00:44:37,165 --> 00:44:40,099
‫‏گذر زمان و تجربه، پسر.
‫‏گذر زمان و تجربه

417
00:44:40,201 --> 00:44:43,535
‫‏خب، تو هم میری و اون گزارش کوفتی
‫‏رو مینویسی و میاریش که امضاش کنم

418
00:44:43,637 --> 00:44:45,238
‫‏بله، قربان

419
00:44:46,975 --> 00:44:48,207
‫‏ممنون، قربان

420
00:44:48,309 --> 00:44:50,609
‫‏بابت قهوه هم ممنون

421
00:45:15,162 --> 00:45:25,721


422
00:45:29,503 --> 00:45:31,789
‫‏شهر بنشی
‫‏تاسیس ۱۸۹۵

423
00:46:16,497 --> 00:46:18,264
‫‏ریختش رو نگاه

424
00:46:18,366 --> 00:46:21,434
‫‏کلاً سرت برای دعوا درد میکنه، آره؟

425
00:46:21,535 --> 00:46:24,170
‫‏باید مثل همیشه باشم

426
00:46:25,673 --> 00:46:27,673
‫‏میدونم

427
00:46:49,597 --> 00:46:51,597
‫‏مکس فردا برمیگرده پیشم

428
00:46:51,699 --> 00:46:53,499
‫‏عالیه

429
00:46:53,601 --> 00:46:55,201
‫‏آره

430
00:46:58,839 --> 00:47:01,273
‫‏جوب بهم گفت که داری میری نیویورک

431
00:47:01,376 --> 00:47:03,175
‫‏آره. خب، البته اون خودش میره

432
00:47:03,277 --> 00:47:05,344
‫‏من میخوام از راه خوش منظره برم

433
00:47:05,446 --> 00:47:07,579
‫‏بعداً بهش ملحق میشم

434
00:47:12,353 --> 00:47:14,120
‫‏کجا میخوای بری حالا؟

435
00:47:16,757 --> 00:47:19,492
‫‏نمیدونم. میخوام...

436
00:47:19,593 --> 00:47:23,229
‫‏بزنم به جاده و ببینم چی میشه

437
00:47:24,999 --> 00:47:27,966
‫‏تو هم میخوای بیای؟

438
00:47:35,076 --> 00:47:36,409
‫‏میدونم

439
00:47:40,781 --> 00:47:42,814
‫‏مراقب خودت باش

440
00:47:47,355 --> 00:47:49,488
‫‏آره

441
00:47:49,590 --> 00:47:51,323
‫‏حتماً

442
00:47:55,096 --> 00:47:57,329
‫‏میدونی، تمام اون...

443
00:47:58,666 --> 00:48:00,866
‫‏تمام اون سالهایی که حبس بودم

444
00:48:00,968 --> 00:48:02,601
‫‏همیشه در کنارم بودی

445
00:48:02,703 --> 00:48:04,103
‫‏الانم همیشه در کنارت هستم

446
00:48:07,408 --> 00:48:09,675
‫‏و همیشه همینجا خواهم بود

447
00:48:13,247 --> 00:48:14,680
‫‏هیچ کس دیگه‌ای...

448
00:48:19,353 --> 00:48:22,754
‫‏هیچ‌کس نتونست من رو بشناسه

449
00:48:24,392 --> 00:48:25,757
‫‏میدونم

450
00:48:56,557 --> 00:48:58,624
‫‏خواهش میکنم منو فراموش نکن

451
00:49:03,598 --> 00:49:05,231
‫‏هیچ‌وقت

452
00:49:07,168 --> 00:49:09,067
‫‏هیچ‌وقت

453
00:49:40,668 --> 00:49:42,601
‫‏خداحافظ، آنا

454
00:49:47,675 --> 00:49:49,841
‫‏اسمم کری‌ـه

455
00:50:22,810 --> 00:50:24,943
‫‏همچین ماشینی سخت پیدا میشه

456
00:50:25,045 --> 00:50:27,079
‫‏آره، شرمنده

457
00:50:27,181 --> 00:50:29,215
‫‏اون موقع که اونو بهت قرض دادم باید میدونستم

458
00:50:29,317 --> 00:50:32,651
‫‏احتمالش بود که دل و روده‌اش رو برام بیاری

459
00:50:32,753 --> 00:50:35,120
‫‏چطوری میخوای از اینجا بری؟

460
00:50:35,223 --> 00:50:37,323
‫‏همونطوری که اومدم

461
00:50:41,962 --> 00:50:44,530
‫‏با رفتن شماها اینجا حسابی سوت و کور میشه

462
00:50:44,632 --> 00:50:47,399
‫‏نگو که دلت برام تنگ میشه

463
00:50:47,501 --> 00:50:49,801
‫‏داشتم با هوود حرف میزدم

464
00:50:52,039 --> 00:50:54,607
‫‏میدونی، راستش فکر میکنم
‫‏دلم برای اینجا تنگ شه

465
00:50:54,709 --> 00:50:56,908
‫‏من که فکر نکنم دلم تنگ بشه

466
00:50:58,178 --> 00:51:01,046
‫‏شوگر جان، این مدت خیلی خوش گذشت

467
00:51:01,148 --> 00:51:02,948
‫‏میدونم که از ته دلت اینو نمیگی

468
00:51:03,050 --> 00:51:04,583
‫‏راست میگی، جدی نگفتم

469
00:51:04,685 --> 00:51:07,419
‫‏- عجله داری؟
‫‏- چه‌جورم

470
00:51:07,521 --> 00:51:09,488
‫‏هر بار که میخوام از این
‫‏خراب‌شده گورم رو گم کنم

471
00:51:09,590 --> 00:51:11,257
‫‏یه اتفاقی میفته و دوباره اینجا گیر میکنم

472
00:51:11,359 --> 00:51:13,659
‫‏میخوام تا خبری نشده گورم رو گم کنم

473
00:51:13,761 --> 00:51:15,761
‫‏اما قبل از اینکه برم...

474
00:51:17,732 --> 00:51:19,831
‫‏گفتم حسابم رو صاف کنم

475
00:51:38,786 --> 00:51:41,052
‫‏این ها رو از کجا آوردی؟

476
00:51:42,323 --> 00:51:44,256
‫‏بهتره که در این مورد سوال نکنی

477
00:51:44,358 --> 00:51:48,594
‫‏نکته اینجاست، پول بازنشستگیت
‫‏رو صرف آزادی من کردی

478
00:51:48,696 --> 00:51:52,230
‫‏خب، دیگه برای مشروب فروشی
‫‏یکم پیر شدی، به همین خاطر...

479
00:51:56,003 --> 00:51:57,569
‫‏ممنون

480
00:52:00,140 --> 00:52:01,807
‫‏بلدی که چطوری باهام ارتباط برقرار کنی؟

481
00:52:01,909 --> 00:52:05,143
‫‏هیچ‌کی نمیدونه چطوری باید پیدات کرد

482
00:52:05,245 --> 00:52:07,913
‫‏- اون میدونه
‫‏- آره، میدونم

483
00:52:10,484 --> 00:52:12,351
‫‏اینجاست که دیگه ترک‌تون می‌کنم

484
00:52:20,027 --> 00:52:22,528
‫‏بنشی، پنسیلوانیا

485
00:52:24,231 --> 00:52:26,064
‫‏نوک ممه‌ام رو بخور

486
00:55:01,822 --> 00:55:03,421
‫‏چیه؟

487
00:55:06,460 --> 00:55:11,229
‫‏یه دفعه اولین باری که از اون
‫‏در اومدی تو یادم افتاد

488
00:55:11,331 --> 00:55:14,265
‫‏هیچ‌وقت نمی‌تونستم تصور کنم

489
00:55:15,936 --> 00:55:18,837
‫‏میدونی، ممکنه بعضی‌ها بگن
‫‏کارت به عنوان کلانتر

490
00:55:18,939 --> 00:55:20,506
‫‏همچین بد هم نبود

491
00:55:20,608 --> 00:55:22,875
‫‏آره، بعضی دیگه هم ممکنه بگن

492
00:55:22,977 --> 00:55:25,844
‫‏من بدترین اتفاق این شهر بودم

493
00:55:31,652 --> 00:55:33,218
‫‏جایی برای موندن داری؟

494
00:55:33,320 --> 00:55:35,954
‫‏اینیکه به اون صورت وانمود کردی
‫‏نشان کلانتری برای خودته

495
00:55:36,056 --> 00:55:39,024
‫‏هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم بتونی صحیح و سالم

496
00:55:39,126 --> 00:55:41,226
‫‏از این در بری بیرون

497
00:55:41,328 --> 00:55:43,128
‫‏خودمم همین‌طور

498
00:55:47,167 --> 00:55:49,902
‫‏میدونی، احتمالاً اگر تو نبودی اینطور نمی‌شد

499
00:55:55,543 --> 00:55:57,976
‫‏میدونی خودت رو تو اون دشت
‫و کوهستان مخفی کردی

500
00:55:58,045 --> 00:56:01,246
‫‏چون فکر میکردی باید چیزی رو جبران کنی

501
00:56:01,348 --> 00:56:03,649
‫‏و همه‌مون هم میدونیم اگر
‫‏براک نیومده بود سر وقتت

502
00:56:03,751 --> 00:56:06,317
‫‏هنوز هم همون جا بودی

503
00:56:09,256 --> 00:56:10,822
‫‏ماها همه یه جور زندانی هستیم

504
00:56:10,925 --> 00:56:14,392
‫‏طوری شده که باور کنیم تنها با زندانی شدن

505
00:56:14,494 --> 00:56:17,362
‫‏تقاص گناهامون رو پس میدیم

506
00:56:17,464 --> 00:56:19,865
‫‏اما شاید راه رسیدن به رستگاری

507
00:56:19,967 --> 00:56:22,467
‫‏مخفی شدن در کوهستان نیست

508
00:56:22,603 --> 00:56:26,438
‫‏در اصل شاید انتخاب یک راه دیگه

509
00:56:26,540 --> 00:56:29,441
‫‏همین‌جا در کنار باقی ماهاست

510
00:56:30,844 --> 00:56:32,343
‫‏شاید

511
00:56:44,858 --> 00:56:50,228
‫‏گذشته به اندازه‌ی کافی تو رو محبوس خودش کرده

512
00:56:50,330 --> 00:56:54,199
‫‏امروز تنها یک سوال مونده

513
00:56:54,301 --> 00:56:56,501
‫‏که باید از خودت بپرسی

514
00:56:58,271 --> 00:57:02,307
‫‏با این اوصاف میخوای چه کار کنی؟

515
00:57:04,393 --> 00:57:08,863
‫[‏[خروجی بنشی

516
00:57:10,405 --> 00:58:29,047
‫ترجمه از: محمــد امــیر و مــیلاد
‫<font color=#۰۰۸۰FF>M.Amir & Milad eMJey</font>