﻿1
00:00:22,729 --> 00:00:25,185
‫آنچه در ناوگان فضايي گالاكتيكا گذشت

2
00:00:25,273 --> 00:00:28,856
‫اسم من لي آداماست

3
00:00:28,944 --> 00:00:32,313
‫و كرا تريس رو دوست دارم

4
00:00:32,405 --> 00:00:34,731
‫شنيدي چي شده؟

5
00:00:34,824 --> 00:00:37,113
‫ما ازدواج كرديم.باورت مي‌شه؟

6
00:00:37,202 --> 00:00:39,444
‫نه، نه، باورم نميشه

7
00:00:39,537 --> 00:00:43,867
‫تبريك ميگم سم.موفق باشين...احتياجتون مي‌شه

8
00:00:48,880 --> 00:00:52,331
‫دلم برات تنگ شده بود
‫دل منم برات تنگ شده بود

9
00:00:52,425 --> 00:00:55,296
‫هر طور كه ممكنه بايد از اين بچه محافظت بشه

10
00:00:55,387 --> 00:00:59,716
‫اولين بچه انسان-سايلان يه معجزه از طرف خداست

11
00:00:59,808 --> 00:01:02,096
‫اجازه نميدم كه اين بچه رو يه سايلان بزرگش كنه

12
00:01:02,185 --> 00:01:06,646
‫و ما نمي‌تونيم ريسك كنيم كه مأموراي سايلاني دستشون بهش برسه
‫من تصميممو گرفتم

13
00:01:06,731 --> 00:01:10,895
‫از دست داديمش، هر كاري كه ميتونستيم انجام داديم ولي اون مرده

14
00:01:10,986 --> 00:01:12,563
‫دير يا زود اين اتفاق ميفتاد

15
00:01:12,654 --> 00:01:18,988
‫از نظر سايلانها اين بچه ديگه وجود نداره.اين خيلي خيلي خوبه

16
00:01:23,415 --> 00:01:27,247
‫اين هراست، اولين نفر از نسل جديد خدا

17
00:01:27,335 --> 00:01:31,285
‫ تو قيافه پنج سايلان ديگه كه تابحال كسي نديده رو ديدي؟

18
00:01:31,381 --> 00:01:34,714
‫چرا مي‌خواي در موردشون بدوني؟
‫آخه ممكنه من سايلان باشم

19
00:01:34,801 --> 00:01:39,759
‫من فكر مي‌كردم كه منابع هيچوقت تموم نميشه
‫غذاهامون آلوده شده

20
00:01:39,848 --> 00:01:44,011
‫اگه ما صبر كنيم تا آتينا برگرده، اين گياهان دريايي ميتونن مارو تا ابد رنده نگه دارن

21
00:01:44,102 --> 00:01:47,436
‫يه راه از ميون دسته ستاره ها بود و من سياره رو پيدا كردم

22
00:01:47,522 --> 00:01:51,105
‫همونطور كه فكرشو كرده بوديم يه نوار بزرگي از گياهان دريايي روي سياره وجود داشت

23
00:02:20,138 --> 00:02:23,803
‫طولش چهارده اينچ باشه؟
‫آره، خيلي خوبه

24
00:02:35,862 --> 00:02:38,567
‫اين يكي مي‌تونه بره توي رپتر اولي، اون يكي هم توي دومي

25
00:02:47,165 --> 00:02:49,324
‫كمك مي‌خواي؟
‫آره

26
00:02:49,960 --> 00:02:53,330
‫تا دو روز ديگه مي‌تونيم كارو جمع و جور كنيم و از شر اين بوي گند خلاص شيم

27
00:02:53,423 --> 00:02:55,547
‫اينجا هم اندازه اون پايين بو ميده

28
00:02:55,634 --> 00:02:58,043
‫حداقل مزش خيلي بهتر از بوشه

29
00:02:58,138 --> 00:03:02,433
‫خب فعلا كه بايد همينو واسه صبحونه، نهار و شام بخوريم تا اينكه يكي يه سياره پر از شكلات داغ پيدا كنه

30
00:03:02,518 --> 00:03:04,595
‫اُه، اين چيه؟

31
00:03:10,279 --> 00:03:12,355
‫اون كدوم خريه؟

32
00:03:13,658 --> 00:03:15,735
‫فكر كنم استارباك باشه

33
00:03:16,495 --> 00:03:18,868
‫تو اين هفته سومين بارشه

34
00:03:18,957 --> 00:03:23,205
‫جالبه كه هميشه هم اولين نفر تو ليست پروازه

35
00:03:23,296 --> 00:03:27,377
‫خب...آخه اولويت بندي اين پروازها با شير و خط انداختن معلوم مي‌شه

36
00:03:27,468 --> 00:03:31,419
‫حتماً كرا فكر مي‌كنه كه واسه بقيه بدشانسي مياره

37
00:03:31,515 --> 00:03:37,471
‫من بهتره برم اونجا
‫من ايندفعه ديگه حوصله اين مسخره بازيهارو ندارم

38
00:03:37,564 --> 00:03:40,138
‫باشه حتما

39
00:03:56,380 --> 00:04:00,676
‫فك نمي‌كني كه بد فرودش آوردي؟
‫خب اگه ميدونستم كه مي‌خواستي بهم نمره بدي

40
00:04:00,761 --> 00:04:04,096
‫يه چندتا بشكه هم سمتت پرت مي‌كردم

41
00:04:12,109 --> 00:04:18,363
‫يادم بنداز كه از ر.گ.ه واسه اينكه منو واسه اين پروازها ميفرسته تشكر كنم

42
00:04:25,418 --> 00:04:27,577
‫ميدوني، اين ديوونگيه

43
00:04:28,839 --> 00:04:31,331
‫اتفاقا من اينطوري دوست دارم

44
00:04:34,180 --> 00:04:36,588
‫مي‌تونيم خالي كردن چادرها رو شروع كنيم؟

45
00:04:36,683 --> 00:04:40,135
‫آره، اول اينجارو جمع و جور كن بعدش به چادرها برس

46
00:04:40,229 --> 00:04:42,306
‫باشه

47
00:04:55,750 --> 00:04:58,455
‫من ديگه به زور تو چشماي دي نگاه مي‌كنم

48
00:04:59,797 --> 00:05:02,335
‫بايد يه كاري كنيم

49
00:05:02,425 --> 00:05:04,664
‫باشه.مثلا چه كاري؟

50
00:05:04,758 --> 00:05:07,328
‫نمي‌دونم.طلاق خوبه

51
00:05:08,174 --> 00:05:10,247
‫نه اصلا

52
00:05:13,173 --> 00:05:14,878
‫بيا واقع بين باشيم

53
00:05:14,964 --> 00:05:20,627
‫تو خودت گفتي كه همه‌چيز بد بود و ازدواجت داشت از بين ميرفت

54
00:05:21,254 --> 00:05:24,453
‫آره، ولي ازدواج يه سنته

55
00:05:24,545 --> 00:05:30,244
‫بازي هرمي كه نيست.تو ديگه نميتوني از اول شروع كني لي

56
00:05:31,293 --> 00:05:37,289
‫من در حضور خدايان يه عهدي بستم و نمي‌خوام كه اونو بشكنم

57
00:05:37,375 --> 00:05:40,906
‫تو هر وقت كه ما اينكارو مي‌كنيم داري اونو ميشكني

58
00:05:42,666 --> 00:05:44,739
‫هر وقت

59
00:05:46,956 --> 00:05:51,613
‫طلاق فرق مي‌كنه.با اينكار فقط قوانين رو ميپيچوني

60
00:05:53,996 --> 00:05:59,067
‫نه،  متأسفم.نمي‌تونم...نمي‌تونم اينجوري زندگي كنم

61
00:06:03,036 --> 00:06:07,111
‫هر موقع به زنم نگاه مي‌كنم، مي‌تونم گناهمو تو چشماش ببينم

62
00:06:07,202 --> 00:06:09,275
‫واي، لي، خيلي شاعرانه بود

63
00:06:09,368 --> 00:06:12,614
‫امّا نبايد اين موضوع رو اينقدر گنده كني

64
00:06:12,701 --> 00:06:15,614
‫خب كرا اين موضوع خيلي مهمه، خيلي

65
00:06:17,949 --> 00:06:20,105
‫خيلي مهمه

66
00:06:20,199 --> 00:06:22,272
‫عاليه

67
00:06:23,198 --> 00:06:26,030
‫پس من طلاق نميگيرم و تو هم به زنت خيانت نمي‌كني

68
00:06:30,405 --> 00:06:32,691
‫خب تكليف ما چي مي‌شه؟

69
00:06:34,237 --> 00:06:36,026
‫هيچي

70
00:06:44,110 --> 00:06:45,938
‫پنج نفر آخري كيا هستن؟

71
00:06:46,029 --> 00:06:48,272
‫من ممكنه سايلان باشم

72
00:07:33,137 --> 00:07:35,214
‫اون حالش خوب نيست

73
00:07:38,269 --> 00:07:40,761
‫مشكلت چيه هرا؟

74
00:07:42,817 --> 00:07:44,609
‫هيس

75
00:07:46,489 --> 00:07:49,361
‫چيزي نيست هرا

76
00:07:49,451 --> 00:07:51,361
‫چيزي نيست

77
00:07:51,454 --> 00:07:53,079
‫هيس

78
00:07:53,165 --> 00:07:55,242
‫من اينجام

79
00:11:52,333 --> 00:11:56,285
‫تاريخگذاري راديوكربني نشون ميده كه معبد حداقل چهارهزار سال قدمت داره

80
00:11:56,381 --> 00:11:59,217
‫كه با زمان خروج قبيله سيزدهم مطابقت داره

81
00:11:59,301 --> 00:12:01,509
‫فك مي‌كني كه معبد خدايان رو پيدا كردي؟

82
00:12:01,596 --> 00:12:06,307
‫بله.من از روي مطالعات پدرم شناختمش، خانم رئيس جمهور

83
00:12:06,395 --> 00:12:11,438
‫اون يه كشيش بود و معبد خدايان بخش مهمي از ايمانمون...ايمانش رو تشكيل ميداد

84
00:12:14,197 --> 00:12:17,152
‫ممكنه كه اين مكان با چشم ژوپيتر مرتبط باشه تكنسين؟

85
00:12:17,243 --> 00:12:18,987
‫اينو ديگه نمي‌دونم

86
00:12:19,079 --> 00:12:23,659
‫من فقط چيزايي كه دزدكي از مطالعات پدرم ميخوندم رو يادمه

87
00:12:23,752 --> 00:12:27,917
‫چشم ژوپيتر؟ دقيقاً داريم در مورد چي صحبت مي‌كنيم؟

88
00:12:28,008 --> 00:12:32,755
‫بر اساس نوشته ها، يه نشونه هست كه مردم قبيله سيزدهم اونو گذاشتن

89
00:12:32,848 --> 00:12:36,895
‫قراره كه راه زمين رو نشون بده

90
00:12:36,979 --> 00:12:39,305
‫تكنسين اعلام خطر شده.آدامّا صحبت مي‌كنه

91
00:12:39,399 --> 00:12:42,769
‫ستوان گيتا هستم.چندين مورد ارتباط بوجود اومده

92
00:12:42,862 --> 00:12:45,615
‫چهارتا سفينه مركزي سايلان ها توي ديد ما پرش كردند
‫الآن ميايم

93
00:12:56,423 --> 00:13:00,208
‫گزارش بديد
‫چهارتا سفينه مركزي با سرعت بالا دارن نزديك ميشن

94
00:13:00,303 --> 00:13:01,632
‫چهارتا؟

95
00:13:01,722 --> 00:13:04,048
‫حروم زاده ها پريدن درست بالا سرمون

96
00:13:04,142 --> 00:13:08,557
‫كل ناوگان دارن سيستم ف.ا.ن رو فعال ميكنن
‫با دستور شما آماده پرش به مختصات اضطراري ميشن

97
00:13:08,648 --> 00:13:09,977
‫پرش رو انجام بده
‫چشم كاپيتان

98
00:13:13,196 --> 00:13:16,448
‫بايد موقعيتمون رو حفظ كنيم تا همه برگردن به ناوگان

99
00:13:16,534 --> 00:13:19,739
‫چند نفر روي سياره هستن؟
‫به اندازه كافي هستن

100
00:13:19,831 --> 00:13:23,331
‫اگه چشم ژوپيتر توي اون معبد باشه و راه زمين رو نشون ميده

101
00:13:23,419 --> 00:13:27,169
‫پس نبايد بذاريم دست سايلانها بهش برسه.آماده پرتاب وايپرها بشيد

102
00:13:27,258 --> 00:13:31,720
‫يه چيزي عجيبه.سايلانها، جنگنده هاشون رو پرتاب نميكنن

103
00:13:31,806 --> 00:13:35,591
‫سفينه هاي مركزي خارج از تيررس ما ثابت وايستادن

104
00:13:35,686 --> 00:13:37,763
‫عجيبه

105
00:13:38,607 --> 00:13:40,350
‫آدميرال

106
00:13:43,320 --> 00:13:48,315
‫سفينه مركزي سايلان درخواست صحبت كردن با شما رو داره

107
00:13:48,408 --> 00:13:50,697
‫بذارش رو بلندگو

108
00:13:58,127 --> 00:14:00,665
‫آدميرال آدامّا صحبت مي‌كنه

109
00:14:00,754 --> 00:14:05,048
‫آدميرال، نميدونيد كه چقدر باعث افتخاره

110
00:14:05,134 --> 00:14:06,960
‫كه صداي شما رو ميشنوم

111
00:14:09,555 --> 00:14:11,631
‫من گايس بالتار هستم

112
00:14:25,154 --> 00:14:27,989
‫باورم نميشه كه داريم اجازه ورود سايلانها رو به اين سفينه ميديم

113
00:14:28,073 --> 00:14:32,320
‫حتماً چيز خيلي بدي از ما ميخوان وگرنه تا الآن به سمت ما تيراندازي مي‌كردن

114
00:14:32,411 --> 00:14:36,243
‫چرا ميخوان بالتار رو بفرستن؟ بايد بدونن كه ما هيچ كدوم از حرفاشو باور نمي‌كنيم

115
00:14:36,331 --> 00:14:38,869
‫اون هر چي بخواد مي‌تونه بگه.هر چقدر بيشتر حرف بزنه

116
00:14:38,959 --> 00:14:42,577
‫وقت ما هم واسه آوردن لي و بقيه از سياره بيشتر مي‌شه

117
00:15:22,795 --> 00:15:24,040
‫ياد قديما افتادم

118
00:15:27,716 --> 00:15:30,290
‫باورم نميشه چقدر دلم واسه اينجا تنگ شده بود

119
00:15:30,386 --> 00:15:32,509
‫ميدوني كه نميتوني برگردي

120
00:15:32,596 --> 00:15:36,973
‫اونا تو رو از نزديك ترين محفظه پرت ميكنن تو هوا و بعدش جشن ميگيرن

121
00:15:37,059 --> 00:15:38,601
‫آره مي‌دونم

122
00:15:41,230 --> 00:15:45,477
‫با اين وجود، نمي‌تونم جلوي احساس اينكه خلاصه به خونه برگشتم رو بگيرم

123
00:15:46,819 --> 00:15:49,606
‫اگه تو واقعاً يه سايلان باشي، اگه يكي از پنج نفر آخر باشي

124
00:15:49,697 --> 00:15:53,860
‫اين احساسات فقط بخشي از برنامه ريزيت، بخشي از پوششت هستن

125
00:15:53,951 --> 00:15:56,868
‫اگه انسان باشم چي؟

126
00:15:57,705 --> 00:16:02,414
‫اگه من عضو پنج نفر نباشم، پس اين آخرين شانس من براي ديدن همنوعامه

127
00:16:13,470 --> 00:16:17,598
‫كلنل صبر كنيد
‫اينجارو نگاه كنين، نبايد به سلامتي هم يه چيز بنوشيم؟

128
00:16:22,730 --> 00:16:24,806
‫اون بومره

129
00:16:26,900 --> 00:16:29,273
‫هموني كه به پيرمرد تير زد؟

130
00:16:30,988 --> 00:16:35,151
‫خب، تا الانشم زيادي بهت خوش گذشته

131
00:16:35,242 --> 00:16:39,406
‫همينجا نگهش دارين تا برگرديم
‫بله قربان

132
00:16:40,414 --> 00:16:43,166
‫شما سه نفر راه بيفتيد

133
00:17:13,405 --> 00:17:14,816
‫لارا

134
00:17:18,410 --> 00:17:19,869
‫لارا، خدايا

135
00:17:21,246 --> 00:17:23,951
‫خيلي خوبه كه ميبينمت

136
00:17:43,894 --> 00:17:46,349
‫به اسلحه نيازي نيست

137
00:17:46,438 --> 00:17:50,388
‫آره دقيقاً.ما با صلح اومديم

138
00:17:51,735 --> 00:17:54,356
‫چي مي‌خوايد؟

139
00:17:55,655 --> 00:17:57,814
‫چشم ژوپيتر رو

140
00:17:58,533 --> 00:18:02,116
‫پس از تكذيب و اعتراض كردن بگذريم و بريم سر اصل مطلب

141
00:18:02,204 --> 00:18:04,955
‫ميدونيم كه مردمتون روي سياره هستن

142
00:18:05,040 --> 00:18:10,081
‫و ما از اينكه مكان اصلي قبيله سيزدهم رو پيدا كرديد هم اطلاع داريم

143
00:18:10,170 --> 00:18:13,040
‫به استدلال زيادي هم احتياج نيست كه نتيجه بگيريم

144
00:18:13,131 --> 00:18:17,508
‫كه تنها دليلي كه شما رو تا الآن روي اين سياره نگه داشته و هنوز نرفتيد

145
00:18:17,594 --> 00:18:23,549
‫اينه كه شما احتمالا مكان وسيله رو پيدا كرديد ولي هنوز نتونستيد كه اونو بازيابي كنيد

146
00:18:23,642 --> 00:18:25,266
‫درسته خانم رئيس جمهور؟

147
00:18:25,352 --> 00:18:28,721
‫ما مردممون روي سياره هستن و ما اونا رو تنها نميذاريم

148
00:18:28,813 --> 00:18:31,980
‫ايده شما خيلي تأثيرگذاره ولي متقاعد كننده نيست

149
00:18:32,067 --> 00:18:38,152
‫شانس نزديك شدن به اين سياره بطور همزمان به شدت پايينه

150
00:18:38,239 --> 00:18:40,647
‫پس همه ميفهميم كه هيچ شانسي وجود نداره

151
00:18:40,742 --> 00:18:44,740
‫شما چشم رو مي‌خواين، سايلانها هم چشم رو ميخوان

152
00:18:46,539 --> 00:18:52,210
‫من مي‌خوام كه در مورد مشكلات مربوطه بحث كنم تا بتونيم به يه تطابق برسيم

153
00:18:52,295 --> 00:18:55,082
‫هر چقدر اين مرد كمتر صحبت كنه، اين مذاكره بهتر جلو ميره

154
00:18:55,173 --> 00:18:57,377
‫يه لحظه وايستين

155
00:18:57,464 --> 00:19:01,374
‫اگه بخاطر من نبود، سايلانها شما رو تو آسمون منفجر مي‌كردن

156
00:19:01,463 --> 00:19:06,001
‫فكر كنم تو بتوني با اين قضيه كنار بياي، البته اگه قابل هضم باشه

157
00:19:06,088 --> 00:19:09,583
‫پس من زندگي شمارو نجات دادم...دوباره

158
00:19:09,670 --> 00:19:12,336
‫تا الآن چند بار شده؟ حسابش داره از دستم بيرون ميره

159
00:19:12,420 --> 00:19:15,086
‫اگه بخاطر من نبود، شما همه مرده بودين

160
00:19:18,210 --> 00:19:20,082
‫پيشنهادتون چيه؟

161
00:19:20,168 --> 00:19:24,031
‫شما چشم ژوپيتر رو به ما بديد و ما هم ميذاريم كه شما بريد

162
00:19:25,417 --> 00:19:31,495
‫بالتار رو هم به شما ميديم
‫درباره چي داري حرف ميزني؟

163
00:19:31,582 --> 00:19:35,362
‫دارم في البداهه ميگم.يه پيشنهاد خيلي خوب بهشون دادم

164
00:19:35,457 --> 00:19:39,366
‫به علاوه، من فك مي‌كنم كه آدميرال و خانم رئيس جمهور

165
00:19:39,456 --> 00:19:45,569
‫از صحبت كردن خصوصي با رهبر قبليشون لذت ميبرن

166
00:19:45,663 --> 00:19:47,737
‫درست ميگم؟

167
00:19:47,829 --> 00:19:50,447
‫ارزش فكر كردن داره

168
00:19:52,787 --> 00:19:55,737
‫قطعا ارزش فكر كردن داره

169
00:20:00,910 --> 00:20:04,524
‫برخلاف يونيفرمي كه پوشيدي، اينجا ديگه خونه تو نيست

170
00:20:06,117 --> 00:20:10,489
‫من تصميممو گرفتم، مي‌دونم كه به كي بايد وفادار باشم

171
00:20:12,949 --> 00:20:17,357
‫چيكار مي‌كردي اگه بهت ميگفتم كه دخترت زندست؟

172
00:20:21,323 --> 00:20:25,860
‫ميگفتم كه داري دروغ ميگي
‫خب يكي داره دروغ ميگه

173
00:20:25,947 --> 00:20:28,020
‫ولي اون شخص من نيستم

174
00:20:29,779 --> 00:20:32,267
‫هرا زندست

175
00:20:34,362 --> 00:20:38,604
‫حداقل تا الآن.اون مريضه و ما هم علتشو نميدونيم

176
00:20:39,444 --> 00:20:41,737
‫آره جون خودت

177
00:20:41,826 --> 00:20:46,212
‫بالتار اونو وقتيكه داشتين كاپريكاي جديد رو تخليه مي‌كردين پيدا كرد

178
00:20:46,298 --> 00:20:49,756
‫اون الآن تو سفينه مركزيمون هستش

179
00:20:49,850 --> 00:20:54,272
‫با توجه به اطلاعاتي كه بدست آورديم، اونو تو مدرسه لارا رازلين قايم كرده بودن

180
00:20:54,364 --> 00:20:59,665
‫معنيش اينه كه احتمالا اون از اول همه‌چيز رو برنامه ريزي كرده بود

181
00:20:59,755 --> 00:21:04,225
‫من احتياجي به شنيدن مزخرفات ندارم.مراقبش باشيد
‫اونا به تو اجازه دادن كه فكر كني كه دخترت مرده

182
00:21:04,311 --> 00:21:06,688
‫معمولا اينكارا رو با كسي انجام نميدن ولي با چيزي چرا

183
00:21:06,776 --> 00:21:12,030
‫دوستات در مورد تو اينجوري فك ميكنن.تو از اونا نيستي.تو يه چيز هستي

184
00:21:13,045 --> 00:21:17,551
‫ما به شما كليد پيداكردن زمين رو نميديم

185
00:21:17,643 --> 00:21:21,648
‫شما مي‌خواين كه پيداش كنين و بعدش ببينين چه اتفاقي ميفته

186
00:21:21,738 --> 00:21:23,985
‫ما تعدادمون چهار برابر شماست

187
00:21:34,443 --> 00:21:36,404
‫من شرايط رو تعيين مي‌كنم

188
00:21:37,327 --> 00:21:43,460
‫هر حمله اي به اين سفينه يا مردم روي سياره انجام بدين

189
00:21:43,554 --> 00:21:46,347
‫من همه بمب هاي هسته اي رو پرتاب مي‌كنم

190
00:21:47,650 --> 00:21:51,108
‫كل منطقه رو از بين مي‌برم

191
00:21:53,041 --> 00:21:55,121
‫داري بلوف ميزني

192
00:21:56,468 --> 00:22:00,058
‫تو هم به اندازه ما مي‌خواي بفهمي كه اون چيه

193
00:22:02,235 --> 00:22:06,705
‫نگهبانا، اينا رو تا سفينشون همراهي كنيد
‫بله، قربان

194
00:22:27,478 --> 00:22:32,031
‫اگه ميدونستم دنبال چي بگردم خيلي بهتر ميشد.اون واقعاً شبيه به چشمه؟

195
00:22:32,117 --> 00:22:35,624
‫نمي‌دونم.نوشته ها به يه چشم اشاره ميكنن

196
00:22:35,712 --> 00:22:39,967
‫كه توي يه معبد گذاشته شده، امّا در مورد شكل فيزيكيش چيزي نوشته نشده

197
00:22:40,058 --> 00:22:43,184
‫تنها چيزي كه ازش مطمئنيم اينه كه قراره راه زمين رو به ما نشون بده

198
00:22:43,276 --> 00:22:45,560
‫و شما باورش مي‌كنين؟

199
00:22:45,648 --> 00:22:48,513
‫سايلانها كه باور دارن و من مطمئنم كه اونا درست ميگن

200
00:22:48,603 --> 00:22:53,931
‫اگه بنظر رسيد كه اونا ميخوان وارد معبد بشن، دستورت منفجر كردنشه

201
00:22:55,721 --> 00:22:57,922
‫متوجه شدم.چه

202
00:22:58,010 --> 00:23:00,128
‫چه خبر شده؟

203
00:23:00,216 --> 00:23:02,962
‫سايلانها روي ارتباط بيسيم پارازيت ميندازن

204
00:23:03,046 --> 00:23:05,118
‫روي همه فركانس ها

205
00:23:06,084 --> 00:23:09,114
‫خيلي‌خُب، ما بايد ارتباطاتمونو پايدار نگه داريم

206
00:23:09,206 --> 00:23:12,733
‫وقتي كه تيرول داره ميگرده تو هم يه نقشه واسه حفاظت از معبد بچين

207
00:23:12,827 --> 00:23:16,319
‫با چي ازش محافظت كنم؟ با يه دوجين نيرو يا پنج تا ارتشي ديگه؟

208
00:23:16,406 --> 00:23:20,561
‫اونا ميخوان واسه غيرنظاميا نقشه بكشن
‫مي‌تونم يه پيشنهادي بكنم كه خوشت نياد؟

209
00:23:20,652 --> 00:23:22,936
‫مگه نوع ديگه اي هم بلدي؟

210
00:23:24,730 --> 00:23:27,595
‫از سم واسه هدايت غيرنظاميا استفاده كن

211
00:23:29,142 --> 00:23:31,214
‫جدي كه نميگي؟

212
00:23:39,589 --> 00:23:41,494
‫لي
‫سلام سم

213
00:23:42,794 --> 00:23:44,584
‫سلام

214
00:23:44,670 --> 00:23:47,752
‫شنيدم كه داري مياي اين پايين

215
00:23:47,837 --> 00:23:52,413
‫فكر كنم فقط تو مواقع ضروري مي‌تونيم تو يه اتاق باهم باشيم

216
00:23:52,505 --> 00:23:54,580
‫ميشه اينو بعدا ادامه بدي...لطفا؟

217
00:23:54,673 --> 00:23:58,620
‫سم، ازت مي‌خوام كه غير نظاميا رو هدايت كني.ازشون چندتا تيم مسلح تشكيل بده

218
00:23:58,715 --> 00:24:03,208
‫من دستورات موضع گيري رو
‫اُه، اُه، وايستا ببينم.دستورات موضع گيري؟

219
00:24:03,300 --> 00:24:09,714
‫تيم مسلح؟ بيخيال.بعضي از اينا تابحال يه تفنگ هم دستشون نگرفتن

220
00:24:09,802 --> 00:24:13,667
‫تو قرار بود متخصص تبديل غيرنظاميا به سرباز باشي

221
00:24:13,762 --> 00:24:19,463
‫ما جنگجوهاي چريكي بوديم.ميزديم و ميدويديم.هميشه در حال حركت بوديم و تعادل دشمن رو بهم ميزديم

222
00:24:19,555 --> 00:24:23,218
‫تابحال از يه موقعيت ثابت دفاع نكردم.اين قضيش فرق مي‌كنه

223
00:24:23,306 --> 00:24:25,926
‫خب، مجبوري سريع ياد بگيري

224
00:24:26,015 --> 00:24:29,347
‫ما از اين موقعيت دفاع مي‌كنيم تا اينكه تكنسين چشم رو پيدا كنه

225
00:24:29,433 --> 00:24:33,724
‫خيلي‌خُب، پس تو مي‌خواي جون مارو بخاطر چيزي كه هنوز پيدا نكردين بخطر بندازي؟

226
00:24:33,809 --> 00:24:36,725
‫سم، من حتي نمي‌دونم كه وجود داره يا نه

227
00:24:36,810 --> 00:24:39,134
‫امّا مجبور نيستم به تو تمام جزئيات رو بگم

228
00:24:39,228 --> 00:24:44,052
‫ميدوني، چيزي رو كه بايد به من توضيح بدي
‫هي، هي، هي، هي، هي

229
00:24:45,104 --> 00:24:47,724
‫ارشد خودش مسئول اينكاره، باشه؟

230
00:24:48,856 --> 00:24:51,143
‫باشه؟
‫همم

231
00:24:51,523 --> 00:24:56,680
‫من كه قطعا نمي‌خوام بين كار تو و ارشدت دخالت كنم

232
00:25:06,069 --> 00:25:09,234
‫خب، فكر كنم خوب پيش رفت
‫اون اينكارو انجام ميده

233
00:25:09,320 --> 00:25:11,726
‫بهتره كه انجامش بده

234
00:25:33,702 --> 00:25:36,950
‫دلم واسه نيكي تنگ شده.فك مي‌كني حالش خوبه؟

235
00:25:37,037 --> 00:25:41,328
‫آره، حالش خوبه.خوبه

236
00:25:41,413 --> 00:25:43,490
‫مي‌دونم

237
00:25:45,627 --> 00:25:49,461
‫ميدوني، وقتي داشتم بزرگ ميشدم، از همه‌چيز ايمان بدم ميومد

238
00:25:49,549 --> 00:25:54,509
‫قوانين، سنت ها، بحث هاي بي پايان سر ميز شام

239
00:25:54,598 --> 00:25:58,300
‫من قبلا دزدكي ميرفتم تو اتاقي كه مادرم دعا مي‌كرد، جايي كه مقدس تر از همه جا بود

240
00:25:58,395 --> 00:26:02,097
‫و لخت دور اتاق ميرقصيدم و مجله پورن هم تو دستم بود.فقط مي‌خواستم خدايان رو تحريك كنم

241
00:26:02,192 --> 00:26:04,980
‫و بهشون بگم كه گورشونو گم كنن

242
00:26:05,863 --> 00:26:10,492
‫من حتي نمي‌دونم كه چطور اينجا رو پيدا كردم.يه انگيزه پيدا كردم كه شروع به راه رفتن كنم

243
00:26:10,578 --> 00:26:13,284
‫ و بعدش يهو سر از اينجا درآوردم

244
00:26:16,378 --> 00:26:20,044
‫خب، بايد قيافه خودتو وقتي كه اينجايي ببيني

245
00:26:20,133 --> 00:26:23,254
‫يه احترامي توي تو بوجود اومده

246
00:26:25,015 --> 00:26:27,092
‫حتي آرومتر صحبت مي‌كني

247
00:26:32,776 --> 00:26:34,935
‫اينجا يه چيزي حس مي‌كنم

248
00:26:35,988 --> 00:26:38,278
‫يه چيز درست

249
00:26:40,828 --> 00:26:45,291
‫امّا الآن دارم همه جاي اين مكان خاص، بمب كار مي‌ذارم

250
00:26:46,169 --> 00:26:52,210
‫مقدس ترين مقدس ها.اينجا معبد خدايان هستش

251
00:26:53,554 --> 00:26:56,046
‫كاش پدر و مادرم اينجا رو ميديدن

252
00:27:01,732 --> 00:27:04,022
‫امّا من مي‌خوام منفجرش كنم

253
00:27:15,209 --> 00:27:18,579
‫من متوجه ناهنجاريهايي توي اين كمربند پرتو خورشيدي شدم

254
00:27:18,672 --> 00:27:21,924
‫ انواع ارتعاشات ستاره اي رو آناليز كردم

255
00:27:22,010 --> 00:27:26,009
‫اينطور كه معلومه، بشدت ناپايداره

256
00:27:26,099 --> 00:27:29,350
‫اگه باورتون شه، تقريبا داره از بين ميره

257
00:27:29,437 --> 00:27:31,395
‫كِي؟

258
00:27:31,482 --> 00:27:36,028
‫مي‌تونه فردا باشه، مي‌تونه سال بعد باشه.راهي وجود نداره كه دقيق بتونم بگم، قربان

259
00:27:36,115 --> 00:27:39,201
‫وقتي كه اتفاق بيفته، تنها اخطاري كه مي‌تونيم ببينيم

260
00:27:39,287 --> 00:27:42,907
‫يه جرقه سريع هليومي هستش، كه تو اون لحظه بسرعت بايد از اينجا پرش كنيم

261
00:27:43,001 --> 00:27:47,583
‫قبل از اينكه كل سيستم سياره اي رو از بين ببره

262
00:27:47,676 --> 00:27:54,597
‫قربان، من اهل نشونه هاي مذهبي نيستم، امّا نمي‌تونم با اين‌همه اتفاقات عجيب كنار بيام

263
00:27:54,687 --> 00:27:59,685
‫اينكه انسانها و سايلانها تو اين موقع با هم به يه سياره نزديك بشن

264
00:27:59,779 --> 00:28:02,782
‫و اين ستاره هم در همين زمان در حال نابودي قرار بگيره؟

265
00:28:02,868 --> 00:28:06,915
‫منم همونطور كه ميدوني آقاي گيتا، فرد مذهبي نيستم

266
00:28:07,000 --> 00:28:10,371
‫پس اگه اين اتفاقات كار يه قدرت بالاتري باشه

267
00:28:10,464 --> 00:28:13,917
‫پس حتماً حس شوخ طبعيشون بايد خيلي بالا باشه

268
00:28:19,061 --> 00:28:21,435
‫ما الآن تو شرايط مساوي هستيم.قابل پيش بينيه

269
00:28:21,524 --> 00:28:24,812
‫اونا چشم رو دارن و اگه ما سعي كنيم كه اونو بگيريم با بمب هسته اي نابودش ميكنن

270
00:28:24,904 --> 00:28:28,987
‫و اگه سعي كنن كه چشم رو به گالاكتيكا ببرن، ما بهشون تيراندازي مي‌كنيم

271
00:28:29,078 --> 00:28:32,330
‫اصلاً ما مطمئن هستيم كه اونا دارنش؟ چطور بدونيم كه بلوف نمي‌زنن؟

272
00:28:32,417 --> 00:28:33,745
‫نميدونيم

273
00:28:33,835 --> 00:28:36,670
‫ما سه ها فك مي‌كنيم كه توانايي ريسك كردن رو نداريم

274
00:28:36,755 --> 00:28:40,669
‫من ميگم كه ما داريم از يه هدف بزرگتر دور ميشيم

275
00:28:40,759 --> 00:28:43,878
‫ما فرصت اين رو داريم كه كل كهكشان رو از وجود

276
00:28:43,970 --> 00:28:47,422
‫انسانهاي حقير پاك كنيم، يكبار و براي هميشه

277
00:28:47,515 --> 00:28:52,224
‫ما مي‌تونيم در اين مورد بعد از اينكه چشم ژوپيتر و مسير زمين رو پيدا كرديم، بحث كنيم

278
00:28:52,312 --> 00:28:57,733
‫بذارين اين نكته رو بگم كه مهم نيست زمين رو تا پنج سال ديگه

279
00:28:57,817 --> 00:29:01,732
‫يا تا پنج هزارسال ديگه پيدا كنيم

280
00:29:01,821 --> 00:29:07,776
‫ما ماشين هستيم، خلاصه تا وقتي كه از معجزه بزرگ لذت ببريم، زنده هستيم

281
00:29:08,620 --> 00:29:12,997
‫پس بذارين كه چشم رو نابود كنن، البته اگه داشته باشنش

282
00:29:14,042 --> 00:29:17,375
‫ما بايد از اين موقعيت استفاده كنيم و گالاكتيكا رو از بين ببريم

283
00:29:18,213 --> 00:29:20,501
‫يكبار و براي هميشه

284
00:29:21,549 --> 00:29:24,467
‫يا مي‌تونيم همينجا وايستيم و كاري نكنيم

285
00:29:24,552 --> 00:29:27,719
‫ما بيكار ننشستيم كويل

286
00:29:27,806 --> 00:29:31,755
‫همه‌چيز داره طبق برنامه پيش ميره
‫ببخشيد، چي گفتي؟

287
00:29:32,602 --> 00:29:33,800
‫ديانا

288
00:29:33,895 --> 00:29:38,438
‫به محض اينكه به اينجا پرش كرديم، من يه جنگنده قوي روي سطح سياره گذاشتم

289
00:29:38,525 --> 00:29:42,059
‫فك كردم اين بهترين كاريه كه از لغزش رادارهاشون ميتونستيم انجام بديم

290
00:29:42,153 --> 00:29:44,360
‫بنظر مياد كه فكرم درست بود

291
00:29:44,447 --> 00:29:47,567
‫دليلي وجود داشت كه به هيچكدوم از ما دربارش نگفتي؟

292
00:29:47,659 --> 00:29:52,784
‫اين مأموريتي بود كه بايد از قبل مي‌دونستين.منم الآن دارم بهتون ميگم چون بايد بدونيد

293
00:29:52,872 --> 00:29:57,783
‫ما ارتباط بين افراد اونا رو قطع كرديم و يگان هاي خودمون رو روي سطح گذاشتيم

294
00:29:57,877 --> 00:30:03,464
‫پس به محض اينكه سنتورين ها چشم رو بدست آوردن، تو ميتوني گالاكتيكا رو از بين ببري

295
00:30:29,617 --> 00:30:32,903
‫خب، قضيه از اين قراره.ما انتخابي نداريم

296
00:30:32,995 --> 00:30:36,530
‫سايلانها نميذارن كه ما از اين سياره بريم و تنها راه ما براي رفتن از اينجا

297
00:30:36,624 --> 00:30:40,372
‫اينه كه همينجا بمونيم تا اينكه گالاكتيكا تيم نجات بفرسته

298
00:30:40,461 --> 00:30:43,248
‫من شما رو به دو تا تيم تقسيم كردم، باشه؟

299
00:30:43,339 --> 00:30:46,874
‫تيم اول بايد بين كمپ گلوله توزيع كنه

300
00:30:46,968 --> 00:30:50,467
‫تيم دوم هم بايد مين تيليوم دست ساز درست كنه

301
00:30:50,554 --> 00:30:55,216
‫مي‌دونم كه كار جذابي نيست ولي اگه قرار باشه سايلانها بهمون تيراندازي كنن

302
00:30:55,309 --> 00:30:59,141
‫ما به قدرت شليك اضافي نياز داريم

303
00:31:00,231 --> 00:31:06,399
‫ببينين، مي‌دونم كه بعضياتون ترسيدين، اشكال نداره، منم ترسيدم

304
00:31:07,113 --> 00:31:11,360
‫ولي اگه تمركز داشته باشيم، مي‌تونيم از پس اينكار بر بيايم

305
00:31:11,450 --> 00:31:15,863
‫هممون مي‌تونيم از اينجا بريم.بارولي ليست اسما و وظايفتون رو داره

306
00:31:15,955 --> 00:31:20,249
‫مطمئن شيد كه وظيفتون رو درست گرفتين.بيرون ميبينمتون

307
00:31:26,132 --> 00:31:28,208
‫خوب بود.صداقت داشتي

308
00:31:29,635 --> 00:31:31,922
‫افسر خيلي خوبي ميشي

309
00:31:33,261 --> 00:31:35,335
‫افسر، ها؟

310
00:31:36,178 --> 00:31:41,797
‫مثل تو؟ كسي كه يه سوگندي ميخوره ولي نميدونه چطور نگهش داره؟

311
00:31:45,680 --> 00:31:52,591
‫من نمي‌دونم تو فك مي‌كني چه اتفاقي افتاده
‫به من توهين نكن، باشه؟ احمق كه نيستم

312
00:31:56,057 --> 00:31:59,554
‫من زنمو مي‌شناسم.مي‌دونم چجوريه

313
00:31:59,641 --> 00:32:05,757
‫ما الآن يه سال و نيمه كه ازدواج كرديم.چيه؟ فك كردي اولين نفري؟

314
00:32:06,810 --> 00:32:10,970
‫من تصميم گرفتم كه با كرا ازدواج كنم.اين به من مربوطه

315
00:32:11,061 --> 00:32:16,098
‫امّا تو؟ فك مي‌كني چيكار داري مي‌كني؟

316
00:32:18,020 --> 00:32:23,639
‫ببين، من دارم تو يه جنگ ميجنگم.دارم سعي مي‌كنم كه همه مردم رو از اين سياره ببرم

317
00:32:23,730 --> 00:32:26,433
‫هر كاري مي‌كنم كه عملي شه ارشد

318
00:32:35,274 --> 00:32:40,146
‫گايس، من ديگه نزديكه كه چهره پنج نفر آخر سايلانها رو ببينم

319
00:32:40,234 --> 00:32:42,805
‫شايد هم صورت خدا رو ببينم

320
00:32:45,193 --> 00:32:49,318
‫پنج نور رستاخيز در حال تابش هستند و با نور اصلي دست و پنجه نرم ميكنند

321
00:32:49,402 --> 00:32:53,646
‫گناهان فقط براي كساني كه داخل معبد ميشوند، فقط براي فرد برگزيده آشكار ميشود

322
00:32:53,736 --> 00:32:59,153
‫فرد برگزيده، فرد برگزيده، فرد برگزيده

323
00:32:59,238 --> 00:33:02,272
‫فرد برگزيده، فرد برگزيده

324
00:33:02,363 --> 00:33:06,026
‫فرد برگزيده
‫پنج نفر منتظر من هستن

325
00:33:09,031 --> 00:33:11,437
‫گايس، من خيلي به فهميدن حقيقت نزديك شدم

326
00:33:11,532 --> 00:33:13,606
‫كدوم حقيقت؟

327
00:33:14,991 --> 00:33:17,069
‫كاپريكا

328
00:33:18,080 --> 00:33:21,333
‫من دوست دارم اينطور فكر كنم كه ما سه نفر چيزي رو تقسيم كرديم

329
00:33:21,420 --> 00:33:23,913
‫ما از موانعي كه مردم رو جدا مي‌كنه فراتر رفتيم

330
00:33:24,008 --> 00:33:27,178
‫و هنوز هر چقدر زمان مي‌گذره

331
00:33:27,265 --> 00:33:30,304
‫من بيشتر خودمو در حاليكه از بيرون به همه‌چيز نگاه مي‌كنم، حس مي‌كنم

332
00:33:30,396 --> 00:33:33,316
‫خب، موضوع اصلي اين نيست، هست؟

333
00:33:33,401 --> 00:33:36,405
‫چون ما سه نفر، كامل هستيم و عضوي از

334
00:33:36,491 --> 00:33:38,569
‫بحث تمومه

335
00:33:41,584 --> 00:33:47,842
‫تو در نقش بالتار و سرنوشت من حضور نداري كاپريكا

336
00:33:58,074 --> 00:34:04,367
‫پنج نور فقط بر كساني آشكار مي‌شه كه به داخل معبد برن

337
00:34:06,465 --> 00:34:10,549
‫ما بايد به سياره بريم
‫فقط منو تو مي‌تونيم اينكارو انجام بديم

338
00:34:10,640 --> 00:34:13,180
‫مي‌خواي چيكار كني؟

339
00:34:13,270 --> 00:34:18,269
‫اين چه رازيه كه داري از همه مخفي مي‌كني؟ بايد حقيقتو به من بگي

340
00:34:18,363 --> 00:34:21,283
‫من هر دوتاتون رو دوست دارم
‫ما هم تورو دوست داريم

341
00:34:22,830 --> 00:34:26,582
‫امّا اين چيزيه كه تو نميتوني تو اينكار سهيم باشي

342
00:34:26,671 --> 00:34:30,886
‫نمي‌تونم سهيم باشم؟ من تورو دوست داشتم حتي زماني كه هيچكس تو رو نمي‌خواست

343
00:34:30,971 --> 00:34:34,723
‫نه ببين تو نبايد بد متوجه بشي

344
00:34:34,811 --> 00:34:36,889
‫اين قضيه شخصي نيست

345
00:34:38,694 --> 00:34:43,775
‫اين يه هدف برتره.همونطور كه خودت گفتي اين يه هدف برتره

346
00:34:44,914 --> 00:34:46,986
‫برامون دعا كن كاپريكا

347
00:34:48,577 --> 00:34:50,731
‫ما هم برات دعا مي‌كنيم

348
00:35:10,055 --> 00:35:13,085
‫خيلي‌خُب اون از ما ميخواد كه ايستگاه ديده باني تشكيل بديم

349
00:35:13,177 --> 00:35:15,295
‫كه هر كدوم با سيم به پايگاه مركزي وصل هستن

350
00:35:15,383 --> 00:35:19,289
‫ديده بانها تو موقعيت هاي استراتژيك قرار ميگيرن و اگه ديدن كه سايلانها دارن پيشروي ميكنن

351
00:35:19,378 --> 00:35:21,947
‫به ما هشدار ميدن

352
00:35:22,042 --> 00:35:25,451
‫چون فقط يه رپتر داريم، كاپيتان تريس پرواز مي‌كنه

353
00:35:25,539 --> 00:35:26,651
‫اُه چه مفرح

354
00:35:26,746 --> 00:35:31,198
‫ارتباط بيسيم از كار افتاده.پس اگه چيزي ديدي درگير نشو

355
00:35:31,283 --> 00:35:35,355
‫به نزديكترين ايستگاه برو و به ديده بانها بگو كه به ما خبر بدن

356
00:35:35,445 --> 00:35:38,227
‫تعداد، جهت حركت و موقعيت سايلانها رو يادداشت كن

357
00:35:38,317 --> 00:35:40,981
‫قبلا هم عمليات شناسايي رفتم ستوان

358
00:35:41,064 --> 00:35:46,806
‫گريگز، تو با وريك اينجا يه ايستگاه ديده باني تشكيل بدين

359
00:35:46,892 --> 00:35:49,721
‫هنيك و ديكتو بريد اينجا

360
00:35:49,805 --> 00:35:54,920
‫و كي شماره سه خوش شانس هستش؟
‫من و گروهبان فيشر

361
00:35:55,008 --> 00:35:57,956
‫مشكلي داري كاپيتان؟
‫نه

362
00:35:58,047 --> 00:36:00,119
‫تا يك ساعت ديگه حركت مي‌كنيم

363
00:36:07,121 --> 00:36:12,105
‫از فاكسفاير به مركز سبز، از فاكسفاير به مركز سبز، ما آماده ايم

364
00:36:27,350 --> 00:36:29,511
‫حرومزاده

365
00:36:33,030 --> 00:36:36,867
‫بگو كه داري اينو ميفرستي
‫اون داره يه پيغام ميفرسته

366
00:36:36,955 --> 00:36:38,915
‫اونا سنتورين ها هستن

367
00:36:40,965 --> 00:36:45,966
‫استارباك ضربه خورده ! دوباره ميگم، استارباك آسيب ديده

368
00:36:58,881 --> 00:37:01,339
‫چيز زيادي در مورد چشم تو اين نوشته ها نيست

369
00:37:01,428 --> 00:37:05,431
‫امّا در مورد معبد داستانهاي جالبي هست.به اين يكي گوش كن

370
00:37:05,521 --> 00:37:09,274
‫«پنج ستون معبد به شكل پنج كشيش ساخته شدن»

371
00:37:09,363 --> 00:37:12,653
‫...كه وقف كسي شدن كه اسمش رو نميشه»
‫لارا

372
00:37:12,746 --> 00:37:14,741
‫چيه؟

373
00:37:14,834 --> 00:37:18,789
‫سايلاني كه ما به اسم بومر ميشناختيم با بقيه به سفينه اومده بود

374
00:37:19,887 --> 00:37:23,557
‫اون به شرون ما گفت كه بچش زندست

375
00:37:24,481 --> 00:37:28,270
‫و اينكه دخترش توي سفينه مركزيشونه

376
00:37:28,365 --> 00:37:32,617
‫و گفته كه بچشو توي كاپريكاي جديد توي مدرسه تو ديده

377
00:37:42,021 --> 00:37:44,100
‫بچه زندست

378
00:37:47,993 --> 00:37:50,832
‫آره...آره

379
00:37:52,671 --> 00:37:56,210
‫بچه تو مدرسه بود.من اونو انجا نگه داشتم

380
00:37:56,304 --> 00:38:01,436
‫ما مشكوك شده بوديم كه سايلانها زمان خروج از كاپريكاي جديد اونو گرفتن

381
00:38:01,524 --> 00:38:03,603
‫آره، درسته

382
00:38:05,659 --> 00:38:09,911
‫گوش بده، چيزي كه تو ممكنه بخواي بدوني اينه كه وقتي

383
00:38:22,322 --> 00:38:26,705
‫اصلاً ميدوني ما چي كشيديم؟

384
00:38:31,552 --> 00:38:33,843
‫هر كي ندونه تو ميدوني

385
00:38:37,357 --> 00:38:40,480
‫كه از دست دادن بچه چه حسي داره

386
00:38:42,285 --> 00:38:46,240
‫فرقش اينه كه بچه تو هنوز زندست

387
00:38:48,507 --> 00:38:52,926
‫بالاخره اميدوارم كه از اين خبر خوشحال بشي

388
00:39:07,885 --> 00:39:10,241
‫مي‌خوام ببينمش

389
00:39:14,015 --> 00:39:16,666
‫منظورت چيه كه سقوط كرده؟ كجا سقوط كرده؟

390
00:39:16,749 --> 00:39:21,013
‫يه جايي تو دره شمالي.خيلي‌خُب، افرادتو آماده كن.اسلحه هاشون پر باشه

391
00:39:21,098 --> 00:39:26,764
‫اونا دارن از شمال ميان
‫ما بايد يه تيم نجات تشكيل بديم، درسته؟

392
00:39:26,855 --> 00:39:31,450
‫اُه نه.افرادمون به اندازه كافي نيست.ما بايد از موقعيتمون دفاع كنيم

393
00:39:31,535 --> 00:39:34,351
‫لي، اون ممكنه اونجا بميره
‫مي‌دونم سم

394
00:39:34,435 --> 00:39:38,157
‫ولي ما تعدادمون كمه و سايلانها هم دارن پيشروي ميكنن

395
00:39:38,245 --> 00:39:41,344
‫ما بايد موقعيتمونو حفظ كنيم

396
00:39:42,677 --> 00:39:45,575
‫عقلتو از دست دادي؟

397
00:39:51,251 --> 00:39:54,479
‫ما شش تا جنگنده كه از ناوگان سايلانها خارج شدن رو شناسايي كرديم

398
00:39:54,565 --> 00:39:59,866
‫حتماً دارن ميرن سمت سياره
‫اونا ميدونن كه ما داريم ميبينيمشون

399
00:39:59,949 --> 00:40:04,909
‫دارن مارو آزمايش ميكنن.ميخوان بدونن كه ما داريم در مورد زدن بمب هسته اي به سياره، بلوف ميزنيم يا نه

400
00:40:05,002 --> 00:40:07,653
‫متاسفانه ما داريم بلوف ميزنيم

401
00:40:07,736 --> 00:40:10,069
‫واقعاً؟

402
00:40:12,046 --> 00:40:13,844
‫آقاي هوشي
‫بله قربان

403
00:40:13,930 --> 00:40:19,190
‫موشك هاي هسته اي زميني رو توي چهارتا از ده جايگاه قرار بده

404
00:40:19,286 --> 00:40:22,916
‫بله قربان.اين دستور يه عمليات هسته ايه

405
00:40:24,894 --> 00:40:28,905
‫ارشد راست ميگه.اگه قرار باشه موقعيتمونو حفظ كنيم ديگه افراد اضافي برامون نميمونه

406
00:40:28,995 --> 00:40:32,708
‫گند بزنن به اين موقعيت ! ما مي‌تونيم اون تپه ها رو بگيريم، بايد از تاكتيك هاي چريكي استفاده كنيم

407
00:40:32,803 --> 00:40:37,111
‫حالا اين شد يه چيزي
‫امّا اين مأموريت نيست.ما دستورات خودمونو داريم

408
00:40:37,197 --> 00:40:40,827
‫تو چي هستي؟ يه افسر بي احساس؟ اون زن منه

409
00:40:40,922 --> 00:40:46,230
‫من مي‌دونم اون كيه ! و من اونو خيلي بيشتر از تو مي‌شناسم و خيلي بيشتر از تو بهش اهميت ميدم

410
00:40:46,320 --> 00:40:51,295
‫تو هر غلطي دلت خواست بكن.من دارم ميرم دنبال زنم

411
00:40:51,384 --> 00:40:56,358
‫موشك ها آماده هستن، آدميرال
‫در محفظه ها رو باز كنيد

412
00:40:57,201 --> 00:40:59,700
‫درها باز هستن آدميرال

413
00:40:59,795 --> 00:41:02,342
‫داري چيكار مي‌كني؟

414
00:41:02,432 --> 00:41:05,359
‫دارم آماده مي‌شم كه به سياره بمب هسته اي بزنم

415
00:41:15,070 --> 00:41:18,914
‫تشعشعات هسته اي شناسايي شد.اونا در موشك ها رو باز كردن

416
00:41:19,003 --> 00:41:21,086
‫داره بلوف مي‌زنه

417
00:41:22,393 --> 00:41:26,238
‫من نمي‌ذارم كه اينكارو بكني سم
‫اجازه تو رو نخواستم

418
00:41:26,327 --> 00:41:28,410
‫گروهبان ماتياس

419
00:41:40,430 --> 00:41:43,144
‫بسته هدف براوو سه رو آماده كن

420
00:41:43,778 --> 00:41:46,705
‫سطح رو اندازه سطح معبد در نظر بگير

421
00:41:49,050 --> 00:41:52,145
‫آماده ايم كه لي رو قرباني كنيم؟

422
00:41:53,193 --> 00:41:56,538
‫دارن يه بسته هدفدار رو آماده ميكنن
‫بلوفه

423
00:41:56,625 --> 00:41:59,921
‫اين ريسك براي ما غير قابل قبوله.جنگنده هارو برگردونين

424
00:42:00,015 --> 00:42:02,180
‫سفينه ها نميتونن برگردن.اون پرتابش نمي‌كنه

425
00:42:02,274 --> 00:42:07,583
‫و براي ديانا واضح بود كه خودش و بالتار به سياره ميرسن

426
00:42:07,673 --> 00:42:09,756
‫پس قضيه از اين قراره؟

427
00:42:14,787 --> 00:42:19,512
‫و بهشت ها باز شدند و چشم را ديدند

428
00:42:20,395 --> 00:42:23,609
‫امّا اين چشم لعنتي كجاست؟

429
00:42:23,701 --> 00:42:27,212
‫شوخي مي‌كني؟ حالا مي‌خواي به من شليك كني؟

430
00:42:29,141 --> 00:42:31,986
‫نمي‌تونم بذارم كه بري.اينجا لازمت دارم

431
00:42:32,070 --> 00:42:37,045
‫من ازت مي‌خوام كه غيرنظاميارو هدايت كني.متأسفم سم، امّا نميتوني بري

432
00:42:37,134 --> 00:42:41,811
‫منم  متأسفم ارشد امّا تو نميتوني جلوي منو بگيري

433
00:42:46,759 --> 00:42:49,973
‫اجازه رها كردن سلاح هسته اي رو داريد

434
00:42:50,065 --> 00:42:51,945
‫قربان

435
00:42:54,334 --> 00:43:04,333
‫مترجم: پدرام
‫pedi.bi@yahoo.com
‫https://www.tvcenter.co

