﻿1
00:01:43,000 --> 00:01:53,000
‫زيرنويس از: عــرفــان مــرادي
‫tell:erfanam7 | insta: is.erf

2
00:02:22,000 --> 00:02:25,000
«اون مي‌دونه»

3
00:02:27,256 --> 00:02:29,673
‫- منو ترسوندي، جاش!
‫- حال بهم زنه!

4
00:02:29,675 --> 00:02:32,759
‫- مگه نبايد ترسناك باشن؟
‫- كل قضيه به همينه

5
00:02:32,761 --> 00:02:36,179
‫- بايد شبيه هيولاها باشن
‫- مال من تموم شد. چاقو خورده

6
00:02:36,181 --> 00:02:39,182
‫- حال بهم زنه
‫- نه، نمي‌توني اونجور ولش كني

7
00:02:39,184 --> 00:02:42,978
‫ممكنه يه گروه خلافكار پيداش كنه
‫و اون چاقو رو توي قلب يكي فرو كنه

8
00:02:42,980 --> 00:02:46,523
‫- كلويي، هيچ گروه خلافكاري توي مونته‌ري نيست
‫- من اينو درست كردم

9
00:02:46,525 --> 00:02:49,401
‫يالا، يه صورت بكش. باشه؟

10
00:02:49,403 --> 00:02:52,404
‫تم ديسكو ميذاريم.
‫عالي ميشه

11
00:02:52,406 --> 00:02:54,990
‫يخ همگي رو باز مي‌كنه.
‫داري چيكار مي‌كني؟

12
00:02:54,992 --> 00:02:58,034
‫- سيگار مي‌كشم. از سيگار متنفرم
‫- ديگه هيشكي سيگار نمي‌كشه

13
00:02:58,036 --> 00:02:59,619
‫فقط سعي دارم استرسم رو كم كنم

14
00:02:59,621 --> 00:03:02,706
‫داشتيم در مورد تولد امابلا حرف ميزديم.
‫عالي ميشه

15
00:03:02,708 --> 00:03:06,918
‫حالت چطوره؟ اوضاع با اد چطوره؟
‫مي‌بينيش؟

16
00:03:06,920 --> 00:03:11,798
‫فعلاً كه هنوزم زن و شوهريم ...
‫ولي وضعيت‌مون مشخص نيست

17
00:03:11,800 --> 00:03:13,967
‫- عزيزم ...
‫- شرمنده

18
00:03:13,969 --> 00:03:16,094
‫نمي‌دونم. موضوع اد نيست

19
00:03:16,096 --> 00:03:19,222
‫احساس مي‌كنم همچي الآن به گا رفته

20
00:03:19,224 --> 00:03:23,435
‫- آره، خيلي زياده
‫- همچي عجيب شده

21
00:03:23,437 --> 00:03:25,562
‫- مهمونيت ساعت چنده؟
‫- دو

22
00:03:25,564 --> 00:03:29,066
‫چون بايد صبحش برم دادگاه ورشكستگي

23
00:03:29,068 --> 00:03:32,277
‫- تو روز شنبه؟
‫- خب، ما حلش كرديم

24
00:03:32,279 --> 00:03:34,654
‫بهتره كه ديگه ...

25
00:03:34,656 --> 00:03:37,783
‫كنار اون آماي بي‌عرضه‌ي بي‌پول نباشيم،
‫چون اونا جزوي از ما نيست

26
00:03:37,785 --> 00:03:39,659
‫خداي من، نمي‌دونم چطور هنوز باهاشي

27
00:03:39,661 --> 00:03:42,454
‫منظورم اينه كه، ميدونم شوهرته، ولي ... دهنشو

28
00:03:42,456 --> 00:03:46,208
‫- نمي‌دونم. پيش هم مي‌مونيم
‫- مجبور نيستي اينكارو بكني

29
00:03:46,210 --> 00:03:51,505
‫چرا، هستيم. اونا بهمون خيانت كردن و ما بايد كنار هم بمونيم... مي‌دوني؟

30
00:03:51,507 --> 00:03:55,842
‫بهمون دروغ گفتن، بهمون خيانت كردن و ما ...

31
00:03:55,844 --> 00:03:59,679
‫- مي‌دوني كه اينو داري با صداي بلند ميگي؟
‫- آره، با صداي بلند گفتمش

32
00:03:59,681 --> 00:04:02,432
‫فقط... پيش هم مي‌مونيم
‫باهم حلش مي‌كنيم، منظور من همينه

33
00:04:02,434 --> 00:04:05,936
‫- دارم ميام!
‫- لطفاً بهم بگو دست از حرف زدن بردارم!

34
00:04:05,938 --> 00:04:07,646
‫هميشه هم بگو

35
00:04:07,648 --> 00:04:11,316
‫- اوه، سلام!
‫- مري لوييز؟

36
00:04:11,318 --> 00:04:14,778
‫پسرا بهم گفتن كه يه مهموني
‫شكل دادن به كدو تنبل داري

37
00:04:14,780 --> 00:04:17,614
‫بنظر خيلي باحال مياد!

38
00:04:17,616 --> 00:04:22,619
‫و من مي‌تونم... و من مي‌تونم اگه موقعيت
مناسبي نيست از اينجا برم

39
00:04:22,621 --> 00:04:25,789
‫اوه، نه، نه، نه.
‫بيا تو لطفاً

40
00:04:25,791 --> 00:04:28,583
‫- يه ...
‫- بچه‌ها!

41
00:04:28,585 --> 00:04:33,213
‫- سوپرايز
‫- مامانبزرگ!

42
00:04:33,215 --> 00:04:36,425
‫اينم از سرباز كوچولوهاي من!

43
00:04:36,427 --> 00:04:39,594
‫دوتا نوه خوشتيپ مي‌بينم

44
00:04:39,596 --> 00:04:42,097
‫يه جورايي فكر كردم، سه نفري‌تون اينجا باشين

45
00:04:42,099 --> 00:04:45,934
‫- اين فكر از كجا به سراغم اومده؟
‫- اوه، زيگي! اونجاست!

46
00:04:45,936 --> 00:04:48,230
‫اونجاست

47
00:04:49,731 --> 00:04:55,068
‫- اون يه چراغ-كدوتنبلي عاليه
‫- شوكه شده

48
00:04:55,070 --> 00:04:57,988
‫فكر كنم همه‌مون يه ذره شوكه شديم

49
00:04:57,990 --> 00:05:01,785
‫- با باني آشنا شدي، مري لوييز؟
‫- سلام

50
00:05:03,287 --> 00:05:06,872
‫فكر نكنم.
‫چون قطعاً يادم مي‌موند

51
00:05:06,874 --> 00:05:09,666
‫خيلي خوشگلي

52
00:05:09,668 --> 00:05:14,796
‫جين، سلام. حدس بزن چي شده؟
‫يه واحد از تو ساختمون شما گرفتم

53
00:05:14,798 --> 00:05:17,549
‫- ساختمون من؟
‫- آره، عاليه

54
00:05:17,551 --> 00:05:20,302
‫كم كم دارم اونجا ساكن ميشم، پس ...

55
00:05:20,304 --> 00:05:23,972
‫فكر كنم واسه بعضي‌شبا بتونم
‫پسرا رو ببرم پيش خودم

56
00:05:23,974 --> 00:05:25,932
‫- آره!
‫- آره

57
00:05:25,934 --> 00:05:28,935
‫مي‌دوني، تا يكم وقت داشته باشين تفريح كنين

58
00:05:28,937 --> 00:05:31,690
‫- منم مي‌تونم بيام؟
‫- البته، تمام نوه‌هام مي‌تونن بيان

59
00:05:34,359 --> 00:05:37,360
‫مري لوييز. مري لوييز، ميشه باهات حرف بزنم؟

60
00:05:37,362 --> 00:05:40,365
‫آره، حتماً، البته

61
00:05:44,912 --> 00:05:47,996
‫- واقعاً فكر كردي اين فكر خوبيه؟
‫- چي؟

62
00:05:47,998 --> 00:05:50,165
‫- رفتن به ساختمون جين؟
‫- چرا نبايد باشه؟

63
00:05:50,167 --> 00:05:52,959
‫چون حد و مرزي وجود داره، مري لوييز

64
00:05:52,961 --> 00:05:55,253
‫خب، دوست داشتي كجا برم؟
‫كانادا؟

65
00:05:55,255 --> 00:05:57,672
‫اينا همش داره يه خورده منحرف كننده ميشه

66
00:05:57,674 --> 00:05:59,216
‫- ببخشيد؟
‫- محض رضاي خدا ...

67
00:05:59,218 --> 00:06:01,593
‫داري ميري پيش قرباني تجاوز پسرت
‫و اين درست نيست

68
00:06:01,595 --> 00:06:05,639
‫من كه نميرم پيش اون.
‫فقط توي ساختمونش هستم

69
00:06:05,641 --> 00:06:10,102
‫و ضمناً، من به اندازه‌ي تو مطمئن نيستم ...

70
00:06:10,104 --> 00:06:11,728
‫كه اون قرباني تجاوز بوده باشه

71
00:06:11,730 --> 00:06:13,647
‫خداي من، ...

72
00:06:13,649 --> 00:06:16,191
‫مي‌دوني، هنوز سوالات زيادي دارم

73
00:06:16,193 --> 00:06:19,194
‫به طور مثال، اصلاً چرا اون شب با جين بوده؟

74
00:06:19,196 --> 00:06:23,865
‫دنبال چي مي‌گشته؟
‫شايد دنبال آرامش بوده

75
00:06:23,867 --> 00:06:27,619
‫- اين چه معني ميده؟
‫- پيش چندتا زن رفته؟

76
00:06:27,621 --> 00:06:31,667
‫اگه يكي بوده ...
‫پس زن‌هاي بيشتري هم بودن

77
00:06:33,293 --> 00:06:36,670
‫خداي من!
‫خداي من، متأسفم!

78
00:06:36,672 --> 00:06:39,005
‫- نه، نه، نه، نه، نه
‫- نبايد اين كارو مي‌كردم

79
00:06:39,007 --> 00:06:43,137
‫چي صداش كنيم؟
‫فعاليت پيش از مقاربت؟

80
00:06:44,304 --> 00:06:47,975
‫- مامانبزرگ
‫- اوه، عزيزم ...

81
00:07:01,989 --> 00:07:05,198
‫- اينا چين؟
‫- پروژه شكل دادن كدو تنبل

82
00:07:05,200 --> 00:07:07,534
‫مدرسه تصميم گرفت هالووين رو اين هفته جشن بگيره

83
00:07:07,536 --> 00:07:09,661
‫و نمي‌خواستن تا آخر ماه صبر كنن

84
00:07:09,663 --> 00:07:13,707
‫قسم مي‌خورم تمام افراد اين شهر
‫كُشته مُرده‌ي اولين نفر، بهتر و بزرگ بودنن

85
00:07:13,709 --> 00:07:16,418
‫صحبت از مهموني شد،
‫مهموني تولد امابلا فرداس

86
00:07:16,420 --> 00:07:18,503
‫و اصلاً تولد واقعيش نيست

87
00:07:18,505 --> 00:07:21,381
‫منظورم اينه كه، خيلي زياده از مردم بخوان تقويم‌شون رو نگاه كنن ...

88
00:07:21,383 --> 00:07:23,091
‫و بهشون خبر بدن؟

89
00:07:23,093 --> 00:07:27,429
‫به خدا قسم كه ما همه روي گوشي‌مون تقويم داريم

90
00:07:27,431 --> 00:07:30,142
‫چيه؟
‫چرا بهم زل زدي؟

91
00:07:33,312 --> 00:07:36,188
‫مي‌دوني، تو هيچ حد ميانه‌ي نداري

92
00:07:36,190 --> 00:07:40,986
‫مثلاً وقتي ناراحتي
‫سريع يه چيزو براش مقصر مي‌دوني

93
00:07:42,446 --> 00:07:45,157
‫اگه يه مشكلي باشه، يه چيزو مقصر مي‌كني

94
00:07:47,868 --> 00:07:52,412
‫اگه ما مشكل داشتيم
‫مقصر اصلي چي بود؟

95
00:07:52,414 --> 00:07:57,209
‫چرا نتونستي بجاي رفتن پيش همه
‫بياي پيش خودم؟

96
00:07:57,211 --> 00:08:02,633
‫مشكل از ما نبود، اد.
‫مشكل خود من بودم

97
00:08:29,868 --> 00:08:33,412
‫- خيلي‌خب ...
‫- و يه مهموني ديسكو هم هست ...

98
00:08:33,414 --> 00:08:37,249
‫پس...
‫اگه دوست داشتي لباسش رو تهيه كن

99
00:08:37,251 --> 00:08:40,669
‫پس فرصت بزرگي واسه بُردن آبروي خودمه؟

100
00:08:40,671 --> 00:08:43,340
‫آره

101
00:08:52,933 --> 00:08:54,977
‫- سلام
‫- سلام

102
00:09:05,696 --> 00:09:09,158
‫- مي‌خواي شروع كني يا من شروع كنم؟
‫- نه، من شروع مي‌كنم

103
00:09:10,826 --> 00:09:14,161
‫من نگران پسرا هستم

104
00:09:14,163 --> 00:09:17,458
‫- بخاطر؟
‫- بخاطر اينكه ...

105
00:09:19,293 --> 00:09:24,129
‫بنظر مريض و غيرمعقول مياي

106
00:09:24,131 --> 00:09:28,133
‫- من خوبم
‫- تو منو زدي

107
00:09:28,135 --> 00:09:32,888
‫و بابتش عذرخواهي كردم ...

108
00:09:32,890 --> 00:09:35,434
‫تو كنترول خودتو از دست دادي

109
00:09:41,982 --> 00:09:45,650
‫بايد اونو به بقيه بگي، عزادار بودنت رو

110
00:09:45,652 --> 00:09:47,988
‫يه جورايي ...

111
00:09:50,991 --> 00:09:53,118
‫غير قابل حله

112
00:09:54,536 --> 00:09:57,956
‫خيلي سخته كه تنهايي با يه چيزي مبارزه كني

113
00:10:00,918 --> 00:10:03,418
‫توئم بايد همينكارو بكني

114
00:10:03,420 --> 00:10:08,050
‫تو تنها بودي... بعد اون تصادف.
‫شوهرت تو رو ترك كرد

115
00:10:09,885 --> 00:10:15,806
‫- پري بهم گفت
‫- آره، اون... منو مقصر مي‌دونست

116
00:10:15,808 --> 00:10:18,016
‫و رفت

117
00:10:18,018 --> 00:10:21,978
‫و لياقت اون سرزنش هم بودم.
‫كه بذاره بره

118
00:10:21,980 --> 00:10:26,066
‫مي‌دوني، ري ...
‫يه زندگي جديد ساخت

119
00:10:26,068 --> 00:10:28,693
‫اون... صاحب يه خانواده‌ي جديد شد

120
00:10:28,695 --> 00:10:33,448
‫تا اونجايي هم كه بهم گفتن يه پدر فداكار شده.
‫خوبه

121
00:10:33,450 --> 00:10:39,081
‫مردم بعد يه اتفاق وحشتناك مي‌تونن فراموشش كنن
‫فقط بعضي‌وقتا نه با همديگه

122
00:10:43,961 --> 00:10:48,672
‫نظرت در مورد رفتن به بيگ سور چيه؟

123
00:10:48,674 --> 00:10:51,466
‫فقط خودمون دوتا

124
00:10:51,468 --> 00:10:55,137
‫يه چيز واسه زوج‌هاست

125
00:10:55,139 --> 00:10:58,014
‫يه وركشاپه.
‫يه وركشاپ واسه زوج‌هاست

126
00:10:58,016 --> 00:11:02,686
‫مي‌دونم، مي‌دونم، بنظر افتضاح ميرسه.
‫ولي بايد بهتر از اون روانپزشك باشه

127
00:11:02,688 --> 00:11:04,523
‫بايد عالي باشه

128
00:11:07,401 --> 00:11:10,235
‫"مدلين، خيلي دوست دارم باهات به جنگل برم ...

129
00:11:10,237 --> 00:11:12,406
‫و در مورد احساساتم باهات حرف بزنم
‫و باهاش عشق بازي كنم"

130
00:11:14,283 --> 00:11:16,950
‫نه؟

131
00:11:16,952 --> 00:11:20,412
‫- مامان، ميشه به پروژه‌م نگه كني؟
‫- آره

132
00:11:20,414 --> 00:11:23,999
‫اين متضاده.
‫و بعدش قراره روي مترادف كار كنيم

133
00:11:24,001 --> 00:11:26,710
‫باشه. متضاد.
‫اون يه درـه

134
00:11:26,712 --> 00:11:28,503
‫- و اون ...
‫-آره. اون تويي

135
00:11:28,505 --> 00:11:33,341
‫منم. البته.
‫متوجه... متوجه نميشم

136
00:11:33,343 --> 00:11:35,137
‫لولوي در

137
00:11:37,639 --> 00:11:40,807
‫كه اينطور.
‫بايد خنده‌دار باشه؟

138
00:11:40,809 --> 00:11:44,897
‫خب، معلمم دنبال تشبيه تصويريه
‫نه كلماتي مثل "سرد" يا "گرم"

139
00:11:47,691 --> 00:11:49,818
‫تغييرش ميدم

140
00:11:51,987 --> 00:11:55,489
‫پس موضوع مهموني اينجا اينه؟
‫كه من لولو ندارم؟

141
00:11:55,491 --> 00:11:58,660
‫- موضوع من اينه؟
‫- تقريباً

142
00:12:00,496 --> 00:12:02,831
‫عاليه

143
00:12:06,126 --> 00:12:08,210
‫نمي‌دونم چرا وكيل نتونسته از پسش بر بياد

144
00:12:08,212 --> 00:12:11,171
‫چون نتونسته. باشه؟
‫و واسه جور كردن ...

145
00:12:11,173 --> 00:12:14,343
‫جلسه‌ي بدون شاهد در روز شنبه، كلي زحمت كشيده

146
00:12:18,972 --> 00:12:22,474
‫چيز غيرعادي نيست.
‫مردم هميشه اعلام ورشكستگي مي‌كنن

147
00:12:22,476 --> 00:12:24,309
‫حتي بعضي‌هاشون ميرن كه رئيس جمهور بشن

148
00:12:24,311 --> 00:12:27,104
‫فقط بياين تمومش كنيم.
‫يه مهموني بايد برگذار كنم

149
00:12:27,106 --> 00:12:31,149
‫به هيچ وجه در مورد اين
‫به قاضي چيزي نگو

150
00:12:31,151 --> 00:12:33,819
‫باشه؟
‫متوجه شدي؟

151
00:12:33,821 --> 00:12:36,154
‫پس اين ليست تماميت املاك‌تونه؟

152
00:12:36,156 --> 00:12:38,156
‫- بله، قربان
‫- ويلا تو آسپين

153
00:12:38,158 --> 00:12:41,368
‫يه خونه‌ي چهار خوابه‌ي ييلاقي تو پالم بيچ

154
00:12:41,370 --> 00:12:44,454
‫از جمله كشتي تفريحي 58-فوتي رد سي

155
00:12:44,456 --> 00:12:47,457
‫- اسم كشتي امابلاست
‫- وسايل تفريحي يا خونه‌ي ديگه‌ي ندارين؟

156
00:12:47,459 --> 00:12:49,167
‫نه، قربان

157
00:12:49,169 --> 00:12:51,962
‫تخمين بدهي 33 ميليون دلاره؟

158
00:12:51,964 --> 00:12:54,256
‫بله، ولي بيشتر بستگي به دادگاه مدني داره

159
00:12:54,258 --> 00:12:56,550
‫و ما انتظار داريم كه بتونيم از پس
‫اون حدود مبلغ بر بيايم

160
00:12:56,552 --> 00:12:59,219
‫شما نبايد از پس چيز ديگه‌ي بر بياين، آقاي كلاين

161
00:12:59,221 --> 00:13:01,763
‫و مسئوليت اين كار با منه

162
00:13:01,765 --> 00:13:04,182
‫محل سكونت‌تون براي فروش گذاشته شده؟

163
00:13:04,184 --> 00:13:07,686
‫- بله. قراره بريم به محله‌ي 20 شمالي
‫- حداقل

164
00:13:07,688 --> 00:13:11,940
‫بازم ميگم، تصميم اين با منه، نه شما.
‫اقدام قانوني ديگه‌اي در حال حاضر ندارين؟

165
00:13:11,942 --> 00:13:14,526
‫حق شكايت از كسي؟
‫كيفر خواستي كه ...

166
00:13:14,528 --> 00:13:16,570
‫- امكان داشته باشه به نفع شما تموم بشه؟
‫- نه قربان

167
00:13:16,572 --> 00:13:19,072
‫و تا 18 ماه ديگه هيچ ارثيه بهتون نميرسه؟

168
00:13:19,074 --> 00:13:21,283
‫نه قربان

169
00:13:21,285 --> 00:13:23,454
‫پدر و مادرتون در وضعيت سالمي هستن؟

170
00:13:24,747 --> 00:13:28,459
‫- دارين جدي ميگين؟
‫- بله، وضع سلامتي‌شون خوبه

171
00:13:33,547 --> 00:13:38,594
‫- شما ارثيه ندارين؟
‫- من تنها هستم

172
00:13:46,477 --> 00:13:51,523
‫من يه قبض 4200 دلاري واسه آزمايشگاه موري-سيمون مي‌بينم

173
00:13:54,401 --> 00:13:59,237
‫- كسي مي‌تونه بهم بگه واسه خاطر چي بوده؟
‫- مسائل پزشكي

174
00:13:59,239 --> 00:14:01,907
‫- از بيمه استفاده كردين؟
‫- نه

175
00:14:01,909 --> 00:14:05,994
‫- چرا؟
‫- چون ...

176
00:14:05,996 --> 00:14:09,915
‫شامل بيمه نميشد

177
00:14:09,917 --> 00:14:16,379
‫- خب، چي بود؟
‫- مسئله پزشكيه. هموني كه اولين بار گفتم

178
00:14:16,381 --> 00:14:19,800
‫فكر نكنم متوجه قضيه باشين، خانوم كلاين

179
00:14:19,802 --> 00:14:25,766
‫اينجا رو مي‌بيني؟ يه اعلام ورشكستگيه.
‫و من مي‌تونم وضعيت شما رو رد كنم

180
00:14:29,103 --> 00:14:31,438
‫رناتا ...

181
00:14:35,651 --> 00:14:40,280
‫از دست سر و كار داشتن با مردايي مثل شما
‫ديوونه شدم. باشه؟

182
00:14:45,911 --> 00:14:50,580
‫برو بعدي، اين يكي رد ميشه.
‫يه ليست از جواهرات شما رو دارم ...

183
00:14:50,582 --> 00:14:54,960
‫كه شامل ساعت رولكسي كه دارين نميشه.
‫برش ميدارم

184
00:14:54,962 --> 00:14:56,711
‫- منظورت مال منه؟
‫- شوخيت گرفته؟

185
00:14:56,713 --> 00:15:00,257
‫- جان، بيخيال
‫- شامل اونم نميشه

186
00:15:00,259 --> 00:15:03,178
‫- اين حلقه‌ي ازدواجمه
‫- ليست نشده ديگه

187
00:15:07,474 --> 00:15:10,350
‫من حلقه‌ ازدواجم رو ...

188
00:15:10,352 --> 00:15:13,313
‫اينو بعداً حل مي‌كنم

189
00:15:26,326 --> 00:15:28,577
‫- كارمون اينجا تموم شده؟
‫- بله

190
00:15:28,579 --> 00:15:31,872
‫- امروز چطور اومدين اينجا؟
‫- با ماشين

191
00:15:31,874 --> 00:15:36,835
‫- ماشين شخصي؟
‫- تسلا مدل2017

192
00:15:36,837 --> 00:15:39,506
‫- خب، حداقل تونست حلقه‌ت رو برگردونه
‫- خفه‌شو

193
00:15:41,800 --> 00:15:45,846
‫روزي مياد كه تقاص اينو ميدي، گوردن

194
00:15:47,139 --> 00:15:53,602
‫اما امروز، اون روز نيست.
‫امروز، تولد امابلاست

195
00:15:53,604 --> 00:16:00,776
‫و بايد با خنده، جادو ...

196
00:16:00,778 --> 00:16:04,948
‫و لذت كامل و بدون كم و كاست پُر بشه

197
00:16:17,878 --> 00:16:21,505
‫- سلام!
‫- به كلاب امابلا خوش اومدي

198
00:16:21,507 --> 00:16:24,466
‫- ببين چقدر خوشگل شدي
‫- اوه، ممنون

199
00:16:24,468 --> 00:16:26,885
‫اين مامانم اليزابته.
‫اين رناتا هستش

200
00:16:26,887 --> 00:16:29,805
‫اليزابت! رناتا هستم.
‫ما تا حالا باهم آشنا نشديم

201
00:16:29,807 --> 00:16:32,682
‫خيلي خوشبختم و خيلي ممنون
‫كه منو دعوت كردين

202
00:16:32,684 --> 00:16:36,061
‫- خواهش مي‌كنم!
‫-گروه ترامپز هم گذاشتي؟

203
00:16:36,063 --> 00:16:38,480
‫- اجراي زنده‌شونه
‫- خيلي عاليه

204
00:16:38,482 --> 00:16:41,274
‫بياين تو.
‫شامپاين بيارين واسه خودتون

205
00:16:41,276 --> 00:16:44,986
‫سلام!
‫اوقات خوبي داشته باشين!

206
00:16:44,988 --> 00:16:47,155
‫زيگي عزيز، خانم‌ها و آقايون

207
00:16:47,157 --> 00:16:50,367
‫- اين كوري بروكفيل هستش
‫- خيلي در موردت شنيدم

208
00:16:50,369 --> 00:16:53,829
‫خيلي خوشحالم كه مي‌بينمت، كوري.
‫به خونه‌ي من خوش اومدي

209
00:16:53,831 --> 00:16:56,540
‫- نه. سلام. باني هستم
‫- سلام. از ديدنت خوشحالم

210
00:16:56,542 --> 00:16:58,917
‫گوردن. يكم بهش شامپاين بده

211
00:16:58,919 --> 00:17:01,086
‫نمي‌تونم... خيلي خوشگله.
‫اصلاً نمي‌تونم تحمل كنم

212
00:17:01,088 --> 00:17:03,171
‫- نمي‌تونم، نمي‌تونم، نمي‌تونم
‫- فقط به خودش نگين

213
00:17:03,173 --> 00:17:04,714
‫- برو تو كارش
‫- خيلي خوشگله

214
00:17:04,716 --> 00:17:07,592
‫بايد معمولي رفتار كنين.
‫با آوردن اون به اينجا اشتباه بزرگي كردم

215
00:17:07,594 --> 00:17:10,220
‫من هيچوقت نمي‌تونم معمولي رفتار كنم.
‫ولي واسه تو سعيم رو مي‌كنم

216
00:17:10,222 --> 00:17:13,350
‫بخاطر تو واسه اولين بار تو زندگيم
‫سعي مي‌كنم معمولي رفتار كنم

217
00:17:15,686 --> 00:17:17,561
‫مي‌خواين بازم برقصيم؟

218
00:17:17,563 --> 00:17:20,939
‫درسته. ما هميشه به مهموني رقص نياز داريم، مگه نه؟

219
00:17:20,941 --> 00:17:22,776
‫سلام، حالت چطوره؟

220
00:17:25,779 --> 00:17:30,365
‫اين ليست بهترين وكيل‌هاي ...

221
00:17:30,367 --> 00:17:34,369
‫اين اطراف و اين منطقه هستش

222
00:17:34,371 --> 00:17:38,832
‫و مايلم به همه‌شون زنگ بزني

223
00:17:38,834 --> 00:17:42,753
‫ولي من تو رو دارم.
‫چرا بايد بهشون زنگ بزنم؟

224
00:17:42,755 --> 00:17:46,631
‫خب، تو زنگ نميزني
‫ولي عروست بهشون زنگ ميزنه

225
00:17:46,633 --> 00:17:51,511
‫و اگه تو اول بهشون زنگ بزني
‫اون نمي‌تونه اونا رو بگيره

226
00:17:51,513 --> 00:17:54,808
‫خودشونو از اين پرونده ميكشن بيرون

227
00:17:56,185 --> 00:17:59,188
‫يه پروسه‌ي بد هستش

228
00:18:00,981 --> 00:18:04,234
‫واقعاً مطمئني مي‌خواي اين قضيه رو شروع كني؟

229
00:18:06,320 --> 00:18:08,236
‫قبول كرد به يه مركز سونا بره

230
00:18:08,238 --> 00:18:10,989
‫مثل يه انجمن بهبود دهنده رواني
‫واسه زوجينه

231
00:18:10,991 --> 00:18:13,617
‫- آره، درسته
‫- شايدم قبلاً اينطور بوده ...

232
00:18:13,619 --> 00:18:17,245
‫سلست، الآن مادر شوهرت دقيقاً داره چيكار مي‌كنه؟

233
00:18:17,247 --> 00:18:19,998
‫ديروز خيلي عجيب بهم نگاه كرد

234
00:18:20,000 --> 00:18:22,751
‫اگه چيزي هم باشه، به من مشكوكه

235
00:18:22,753 --> 00:18:24,628
‫اين تو رو اذيت نمي‌كنه؟
‫اين همه شك؟

236
00:18:24,630 --> 00:18:28,131
‫چرا، اذيتم مي‌كنه. مي‌كنه و اگه يه بار ديگه
‫مي‌تونستم اينكارو بكنم، دروغ نمي‌گفتم

237
00:18:28,133 --> 00:18:29,966
‫شروع به دروغ گفتن نمي‌كردم

238
00:18:29,968 --> 00:18:32,844
‫- دقيقاً
‫- يه لحظه صبركن

239
00:18:32,846 --> 00:18:35,055
‫- سعي داري چي بگي؟
‫- تو كسي بودي كه گفت ...

240
00:18:35,057 --> 00:18:39,810
‫كه اون سُر خورد، اون افتاد و ...
‫منظورم اينه كه، ما هم باهاش موافقت كرديم

241
00:18:39,812 --> 00:18:42,896
‫- داري منو مقصر مي‌دوني؟
‫- خودمو مقصر مي‌دونم، باشه؟

242
00:18:42,898 --> 00:18:46,191
‫اون زمان بنظر فكر خوبي ميومد، ولي من تو حال خودم نبودم

243
00:18:46,193 --> 00:18:50,529
‫درست فكر نمي‌كردم، و بذار باهاش روبرو بشيم، اين دروغ ...

244
00:18:50,531 --> 00:18:53,573
‫- يه تاريخ انقضا داره
‫- آره، موافقم

245
00:18:53,575 --> 00:18:56,576
‫پس همه‌تون دارين پشت سر من حرف ميزنين؟
‫و منو مقصر مي‌دونين

246
00:18:56,578 --> 00:18:58,453
‫- نه. نه
‫- نه، لطف كردين

247
00:18:58,455 --> 00:19:02,082
‫- خيلي لطف كردين
‫- ما پشت سرت تو رو مقصر نمي‌دونيم، مدلين

248
00:19:02,084 --> 00:19:04,002
‫ما اينجاييم.
‫جلو روت ميگيم

249
00:19:20,436 --> 00:19:23,147
‫چقدر نازه

250
00:19:27,985 --> 00:19:33,157
‫فكر كنم ديگه نمي‌تونيم همچين مهموني براش بگيريم

251
00:19:34,700 --> 00:19:40,328
‫ببين. مي‌دونم نمي‌تونم كاري كه كردم رو جبران كنم

252
00:19:40,330 --> 00:19:43,081
‫ولي... منظورم اينه كه بنظرت امكاني وجود داره ...

253
00:19:43,083 --> 00:19:46,587
‫كه بتوني بالأخره منو ببخشي؟

254
00:19:48,005 --> 00:19:51,798
‫- موضوع تو نيستي، گوردن
‫- واقعاً؟

255
00:19:51,800 --> 00:19:55,343
‫از وقتي اونقدر بزرگ شدم كه روياي داشتن خانواده‌ي خودم رو داشته باشم ...

256
00:19:55,345 --> 00:19:58,930
‫توي ذهنم، زندگي بچه‌م رو برنامه‌ريزي مي‌كردم

257
00:19:58,932 --> 00:20:02,184
‫اينكه چه چيزي مستلزمه كه اونا رو داشته باشه

258
00:20:02,186 --> 00:20:05,479
‫و چه فرصت‌هايي مي‌تونم بهش بدم

259
00:20:05,481 --> 00:20:08,857
‫پس قبول كردن اين موضوع ...

260
00:20:08,859 --> 00:20:11,985
‫كه تمام روياهام تبديل به هيچي شده، خيلي سخته

261
00:20:11,987 --> 00:20:15,699
‫تمام اميدها و برنامه‌هام براي امابلا تبديل به هيچي شده

262
00:20:17,159 --> 00:20:20,869
‫من با مردي ازدواج كردم ...

263
00:20:20,871 --> 00:20:24,372
‫كه زندگي منو ازم گرفت و ...

264
00:20:24,374 --> 00:20:29,086
‫تمام موفقيت‌هام رو تبديل به هيچ كرد

265
00:20:29,088 --> 00:20:33,548
‫تقصير خودمه. درسته؟
‫انتخاب خودم بوده. حماقت خودم

266
00:20:33,550 --> 00:20:36,843
‫انگار انتخاب بدي كردم.
‫اشتباه من بوده

267
00:20:36,845 --> 00:20:40,305
‫- رناتا!
‫- سلام!

268
00:20:40,307 --> 00:20:42,643
‫خيلي خوشحالم از ديدنتون!

269
00:21:27,020 --> 00:21:32,190
‫ديدمت.
‫كه با دوستات بودي

270
00:21:32,192 --> 00:21:34,236
‫يه مشكلي وجود داره

271
00:21:35,654 --> 00:21:39,030
‫انرژي توي اين خونه رو دوست ندارم

272
00:21:39,032 --> 00:21:41,952
‫مهموني رو نميگم. عاليه

273
00:21:43,287 --> 00:21:48,039
‫يه چيز عميق‌تر.
‫و انرژي دور تو رو دوست ندارم

274
00:21:48,041 --> 00:21:53,672
‫- اين فقط تصورات عجيبته
‫- امم.. فكر نكنم

275
00:22:06,643 --> 00:22:09,229
‫نه

276
00:22:31,085 --> 00:22:33,420
‫مي‌خواي برقصيم؟

277
00:22:36,882 --> 00:22:38,675
‫نمي‌دونم

278
00:22:41,095 --> 00:22:45,682
‫- مي‌خواي بهش فكر كني؟
‫- منظورم اينه كه، خيلي دوست دارم با تو برقصم، مدلين

279
00:22:46,934 --> 00:22:49,392
‫ولي شايد يه وقتي كه ...

280
00:22:49,394 --> 00:22:53,730
‫مجبور به تظاهر كردن در جلوي مردم مونته‌ري نباشيم

281
00:22:53,732 --> 00:22:56,233
‫- از دست اين همه تظاهر خسته شدم
‫- منظورت از تظاهر چيه؟

282
00:22:56,235 --> 00:23:00,487
‫منظورم از تظاهر چيه؟ شوخيت گرفته؟
‫به اتاق نگاه نمي‌كني؟

283
00:23:00,489 --> 00:23:03,323
‫اينا... همش تظاهره

284
00:23:03,325 --> 00:23:07,911
‫تو، من، ما. همچي.
‫فقط ...

285
00:23:07,913 --> 00:23:09,538
‫- گرفتم
‫- باشه

286
00:23:09,540 --> 00:23:11,375
‫آره. گرفتم

287
00:23:17,589 --> 00:23:22,094
‫- تو خوبي؟
‫- آره

288
00:23:24,972 --> 00:23:27,305
‫- منم اونجا بودم، رفيق
‫- خداي من

289
00:23:27,307 --> 00:23:30,016
‫- نه، منظورم اينه كه ...
‫- خداي من، فقط خفه‌شو

290
00:23:30,018 --> 00:23:31,977
‫فقط ...

291
00:23:31,979 --> 00:23:33,770
‫- نگو. اينو نگو
‫- بس كن

292
00:23:33,772 --> 00:23:35,605
‫اينجوري باهام حرف نزن.
‫خوشم نمياد

293
00:23:35,607 --> 00:23:38,736
‫خواهش مي‌كنم... اينجوري ...

294
00:23:41,405 --> 00:23:43,947
‫هي! هي!
‫چه غلطي مي‌كنين؟

295
00:23:43,949 --> 00:23:46,074
‫- اون شروع كرد. من داشتم شوخي مي‌كردم
‫- برام مهم نيست كي شروعش كرده

296
00:23:46,076 --> 00:23:48,410
‫- فقط ...
‫- هي، ما داشتيم شوخي مي‌كرديم

297
00:23:48,412 --> 00:23:52,956
‫ما بايد اينجا خوشحال باشيم.
‫مسئله در مورد خوشحال بودنه

298
00:23:52,958 --> 00:23:56,253
‫خداي من.
‫عجب بچه‌هايي هستين!

299
00:24:08,223 --> 00:24:10,015
‫لازم نيست همش رو اينجا بخوني

300
00:24:10,017 --> 00:24:12,017
‫مي‌توني امشب خوب بخونيش

301
00:24:12,019 --> 00:24:14,895
‫و مطمئن بشي مشكلي وجود نداره

302
00:24:14,897 --> 00:24:17,522
‫- اوه. باشه
‫- آره

303
00:24:17,524 --> 00:24:19,524
‫پس متوجه‌اي موقعي كه تشكيل پرونده بديم ...

304
00:24:19,526 --> 00:24:24,488
‫ممكنه از طرف پسرا طرد بشي

305
00:24:24,490 --> 00:24:27,074
‫منظورم اينه كه، ممكنه سرپرستي‌شون رو بگيري
‫ولي رابطه‌تون ...

306
00:24:27,076 --> 00:24:29,409
‫مسئله خوش اومدن اونا از من نيست

307
00:24:29,411 --> 00:24:32,079
‫همه دوست دارن آدما دوستشون داشته باشن

308
00:24:32,081 --> 00:24:35,292
‫بنظرم مخصوصاً مادربزرگ‌ها

309
00:24:39,213 --> 00:24:41,757
‫- هشت
‫- هشت؟

310
00:24:43,175 --> 00:24:45,342
‫الآن بهت ميگم چيه.
‫امروز، تولد توئه

311
00:24:45,344 --> 00:24:47,179
‫و ما مي‌خوايم اين برنامه رو به تو تقديم كنيم

312
00:25:10,035 --> 00:25:11,954
‫همه حاضرين؟
‫بگين "بسوزون"!

313
00:25:13,705 --> 00:25:17,040
‫نشنيدم چي گفتين!
‫چي ميگيم؟

314
00:25:17,042 --> 00:25:19,253
‫خودشه!
‫يه خورده بلندتر!

315
00:25:21,797 --> 00:25:23,424
‫حالا شد

316
00:25:24,967 --> 00:25:27,928
‫حالا همه جيغ بكشن!

317
00:25:40,315 --> 00:25:41,817
‫- بذار بشنومش
‫- چي رو؟

318
00:25:45,195 --> 00:25:47,281
‫پيدات كردم

319
00:25:48,866 --> 00:25:50,826
‫مي‌خواي بشيني؟

320
00:25:55,456 --> 00:25:59,126
‫مي‌دونم در مورد اتفاقي كه افتاد يه خورده بهت گفتم

321
00:26:00,502 --> 00:26:03,297
‫لازم نيست در موردش حرف بزنيم

322
00:26:05,674 --> 00:26:07,676
‫خودم مي‌خوام

323
00:26:11,430 --> 00:26:18,351
‫من ...
‫به من شديداً تجاوز شده ...

324
00:26:18,353 --> 00:26:22,941
‫اونم توسط مردي كه فكر مي‌كردي احساساتي ...

325
00:26:24,735 --> 00:26:27,110
‫و مهربونه

326
00:26:27,112 --> 00:26:30,699
‫آره.
‫اينجوري صاحب زيگي شدم، پس ...

327
00:26:32,785 --> 00:26:36,163
‫- واقعاً؟
‫- آره

328
00:26:54,181 --> 00:26:56,515
‫امابلا، خيلي خوشحالم كه اومدي!

329
00:26:56,517 --> 00:26:58,266
‫- ممنون!
‫- خوشحال شدم از ديدنت!

330
00:26:58,268 --> 00:27:00,310
‫- حتي بهتر از مهموني فرون بود
‫- جدي ميگي؟

331
00:27:00,312 --> 00:27:02,729
‫- خداي من! عالي بود
‫- به نفعته بهم دروغ نگي

332
00:27:02,731 --> 00:27:05,315
‫دروغ نميگم. و مي‌خوام اين لباس رو ازت قرض بگير.
‫اين عجيب نيست؟

333
00:27:05,317 --> 00:27:07,192
‫نه. مال خودت

334
00:27:07,194 --> 00:27:09,736
‫- خداي من!
‫- ديوونه‌بار بود!

335
00:27:09,738 --> 00:27:11,488
‫- ديسكو يه فكر ناب بود
‫- واقعاً؟

336
00:27:11,490 --> 00:27:13,782
‫- آره، عالي بود
‫- آره، خيلي عالي بود

337
00:27:13,784 --> 00:27:16,827
‫- اوه، خيلي ممنون. ممنون
‫- يكي هم واسه شما داريم

338
00:27:16,829 --> 00:27:18,745
‫مي‌دونم به يه نفر خيلي خوش گذشته

339
00:27:18,747 --> 00:27:20,414
‫- خيلي پُر روئم
‫- اوه نه!

340
00:27:20,416 --> 00:27:24,584
‫تو... روي صحنه رقص، عالي بودي

341
00:27:24,586 --> 00:27:26,880
‫پُر رو بودم

342
00:27:28,590 --> 00:27:31,925
‫- ممنون
‫- خيلي خوشحالم كه اومدين

343
00:27:31,927 --> 00:27:35,846
‫- مامان؟
‫- تو خوبي؟

344
00:27:35,848 --> 00:27:37,889
‫- مامان؟
‫- اليزابت؟

345
00:27:37,891 --> 00:27:39,558
‫- چش شده؟
‫- اليزابت؟

346
00:27:39,560 --> 00:27:42,185
‫خداي من! مامان!
‫خداي من!

347
00:27:42,187 --> 00:27:44,479
‫- مامان!
‫- حواست به سرش باشه!

348
00:27:44,481 --> 00:27:47,609
‫- خداي من! يه نفر به اورژانس زنگ بزنه!
‫- چه بلايي سرش اومد؟

349
00:27:58,912 --> 00:28:00,579
‫خب، چي شده؟

350
00:28:00,581 --> 00:28:03,832
‫يه حمله بهش دست داده
‫كه منجر به اين تشنج شده

351
00:28:03,834 --> 00:28:05,751
‫مي‌خوايم الآن براي عمل آماده‌ش كنيم

352
00:28:05,753 --> 00:28:08,670
‫و رگ كراتيد كنار گردنش رو تميز كنيم

353
00:28:08,672 --> 00:28:11,381
‫خوبه كه اينقدر سريع به اينجا رسوندينش

354
00:28:11,383 --> 00:28:13,300
‫به محض اينكه چيزاي بيشتري بفهميم خبرتون مي‌كنيم

355
00:28:13,302 --> 00:28:16,764
‫همينجوري مثل سنگ افتاد زمين

356
00:28:27,024 --> 00:28:30,235
‫واقعاً فكر كردم مي‌خواد بميره

357
00:28:32,362 --> 00:28:35,157
‫باعث ميشه به فكر يه سري چيزا بيوفتي

358
00:28:40,579 --> 00:28:46,792
‫- خودت خوبي؟
‫- نه. از خوب بودن فاصله‌ي زيادي دارم

359
00:28:46,794 --> 00:28:50,045
‫ببين، اگه مي‌خواي تركم كني
‫ميشه همين الآن اينكارو بكني؟

360
00:28:50,047 --> 00:28:53,131
‫ميشه تمومش كني؟

361
00:28:53,133 --> 00:28:57,844
‫- من كه هنوز اينجام. مگه نه؟
‫- اين فكرو مي‌كني، اد؟

362
00:28:57,846 --> 00:29:02,518
‫با اينجا بودن فاصله‌ي زيادي داري.
‫حتي نزديك اينجا هم نيستي

363
00:29:14,446 --> 00:29:18,865
‫وقتي داشتم با كوري مي‌رقصيدم
‫اتفاق عجيبي افتاد

364
00:29:18,867 --> 00:29:24,371
‫همچي خوب بود، عالي بود
‫و بعد دستش رو جابجا كرد و ...

365
00:29:24,373 --> 00:29:29,876
‫ذهنم خشك شد و يه جورايي اونو پس زد

366
00:29:29,878 --> 00:29:32,462
‫خيلي نااميد كننده‌اس چون داشتم خوب پيش مي‌رفتم

367
00:29:32,464 --> 00:29:34,798
‫و بعدش يه همچين اتفاقي ميوفته

368
00:29:34,800 --> 00:29:37,801
‫و به اين فكر ميوفتم كه اصلا مي‌تونم دوباره ارتباط جنسي برقرار كنم؟

369
00:29:37,803 --> 00:29:41,932
‫ميشه از اين بگي؟
‫پري تا حالا ...

370
00:29:43,308 --> 00:29:45,934
‫پري تا حالا بهت تجاوز نكرده؟

371
00:29:45,936 --> 00:29:51,358
‫- اوضاع چطوره؟ يه دور ديگه مي‌خواين؟
‫- نه، واسه من كافيه. ممنون

372
00:29:52,860 --> 00:29:54,985
‫درست ميشه

373
00:29:54,987 --> 00:30:00,075
‫- پس اون؟
‫- نه. نه اينكارو نكرده

374
00:30:04,121 --> 00:30:07,205
‫سر راهم مي‌خوام برم بيمارستان
‫و به باني سر بزنم

375
00:30:07,207 --> 00:30:09,708
‫ميشه بهش بگي امشب پسرا پيش مري لوييز هستن

376
00:30:09,710 --> 00:30:15,005
‫و اگه چيز مي‌خواد، من مي‌تونم برم پيشش

377
00:30:15,007 --> 00:30:18,675
‫باشه. خداحافظ

378
00:30:18,677 --> 00:30:21,305
‫- دوست دارم
‫- منم دوست دارم

379
00:30:23,599 --> 00:30:25,390
‫خب، چي ميشه؟

380
00:30:25,392 --> 00:30:27,517
‫اوه، به جهنم، يكي ديگه مي‌خورمم

381
00:30:27,519 --> 00:30:29,480
‫انتخاب خوبيه

382
00:30:40,532 --> 00:30:43,992
‫- دنبال اليزابت هاوارد مي‌گردم
‫- ايشون الآن ...

383
00:30:43,994 --> 00:30:46,330
‫بابا

384
00:30:50,417 --> 00:30:52,669
‫- سلام
‫- سلام

385
00:30:54,171 --> 00:30:58,423
‫- حالش خوبه؟
‫- فكر كنم

386
00:30:58,425 --> 00:31:01,927
‫- جراح چي گفته؟
‫- اسكن سرش مقداري خونريزي رو نشون ميده

387
00:31:01,929 --> 00:31:04,471
‫ولي كمه، پس ...

388
00:31:04,473 --> 00:31:07,434
‫تا موقعي كه از كما پا نشه نمي‌تونم كاري بكنيم

389
00:31:12,481 --> 00:31:16,691
‫چيزي بهش گفتي؟
‫قبل اون واقعه، چيزي بهش گفتي؟

390
00:31:16,693 --> 00:31:18,819
‫- منظورت اينه من باعث اين وضعيت شدم؟
‫- منظورم اين نبود

391
00:31:18,821 --> 00:31:20,654
‫چرا، بود

392
00:31:20,656 --> 00:31:23,824
‫فقط ...
‫خودت مي‌دوني چقدر زود ناراحت ميشه

393
00:31:23,826 --> 00:31:28,288
‫- من باعث اين سكته‌ي لعنتي نبودم
‫- آروم باش. اگه صدات رو بشنوه چي؟

394
00:31:30,999 --> 00:31:34,918
‫باشه... مي‌خوام يكم تو رو باهاش تنها بذارم

395
00:31:34,920 --> 00:31:37,172
‫باشه؟

396
00:31:46,014 --> 00:31:47,931
‫دوست دارم، عزيزم

397
00:31:47,933 --> 00:31:53,019
‫بهترين پيتزاي توي دنياست!

398
00:31:53,021 --> 00:31:56,815
‫قبلاً باباتون اينو مي‌گفت.
‫وقتي همسن شما بود

399
00:31:56,817 --> 00:31:59,151
‫مي‌دونستين؟

400
00:31:59,153 --> 00:32:01,403
‫- اينو به ما هم گفته
‫- واقعاً؟

401
00:32:01,405 --> 00:32:03,739
‫بهتون نشون داده چطوري پنير رو كش بدين؟

402
00:32:03,741 --> 00:32:06,702
‫- آره
‫- پنير رو كش بدين؟

403
00:32:09,663 --> 00:32:12,289
‫هيچي بهتر از اين تو دنيا نيست

404
00:32:12,291 --> 00:32:16,545
‫اگه بابا اينجا بود
‫كُل پيتزا رو خودش تنهايي مي‌خورد

405
00:32:18,672 --> 00:32:22,716
‫هست. به نحوي اينجاست

406
00:32:22,718 --> 00:32:25,888
‫مي‌دوني، آدما واقعاً نمي‌ميرن

407
00:32:27,222 --> 00:32:31,266
‫چون توي قلب كسايي زندگي مي‌كنن
‫كه اونا رو جا گذاشتن

408
00:32:31,268 --> 00:32:36,480
‫ما فقط بايد ...
‫باباتون رو اينجا بذاريم

409
00:32:36,482 --> 00:32:40,611
‫توي قلبتون. درسته؟
‫درسته؟

410
00:32:42,071 --> 00:32:45,074
‫بهترين پيتزاي توي دنياست!

411
00:33:59,148 --> 00:34:01,732
‫- واقعاً؟
‫- ببخشيد؟

412
00:34:01,734 --> 00:34:06,445
‫- اينجا چه غلطي مي‌كني؟
‫- باني. هي

413
00:34:06,447 --> 00:34:08,905
‫شرمنده

414
00:34:08,907 --> 00:34:10,449
‫- حالا حق اين كارو هم داره؟
‫- نه، نه، نه

415
00:34:10,451 --> 00:34:12,451
‫واسه مرگ يه راننده ناشي از خوردن مشروب اينجاست

416
00:34:12,453 --> 00:34:16,121
‫طبقه‌ي پايين ديدمش.
‫واسه يه چيز ديگه اينجاست

417
00:34:16,123 --> 00:34:19,668
‫دختر يكي از مريض‌هامونه.
‫مي‌دونم كيه

418
00:34:23,505 --> 00:34:25,714
‫خيلي دوست داشتم پسرا رو به كليسا بيارم

419
00:34:25,716 --> 00:34:30,927
‫ولي مكس شديداً مخالفت مي‌كرد.
‫اون فكر مي‌كنه خدا يه عوضيه

420
00:34:30,929 --> 00:34:32,721
‫حرف اونه، نه من

421
00:34:32,723 --> 00:34:34,306
‫- سلام ماماني
‫- سلام ماماني

422
00:34:34,308 --> 00:34:37,267
‫- تو خوبي؟
‫- آره، خوبم

423
00:34:37,269 --> 00:34:39,895
‫- فقط نتونستم زياد بخوابم، مي‌دوني؟
‫- آره

424
00:34:39,897 --> 00:34:42,314
‫- ما ديشب پيتزا خورديم
‫- واقعاً؟

425
00:34:42,316 --> 00:34:44,900
‫آره. مثل بابا پنيرش رو كش داديم

426
00:34:44,902 --> 00:34:47,694
‫خب، بنظر كلي خوش گذروندين

427
00:34:47,696 --> 00:34:51,283
‫و امروز صبح زيگي رو ديدم.
‫توي ساختمون مامان‌بزرگ زندگي مي‌كنه

428
00:34:53,202 --> 00:34:55,327
‫- عاليه.
‫- چي شده؟

429
00:34:55,329 --> 00:34:58,580
‫- سلست، چي شده؟
‫- فقط.... نمي‌دونم

430
00:34:58,582 --> 00:35:01,917
‫حس مي‌كنم بخاطر چيزي حالم خوب نيست

431
00:35:01,919 --> 00:35:06,838
‫- احساس مي‌كنم الكل زيادي خوردم
‫- قيافه‌ت بامزه شده

432
00:35:06,840 --> 00:35:08,967
‫طب نداري

433
00:35:11,095 --> 00:35:14,763
‫چه ريخت و پاشي!
‫خداي بزرگ!

434
00:35:14,765 --> 00:35:20,894
‫سلام... حالتون چطوره؟

435
00:35:20,896 --> 00:35:24,024
‫من بايد...
‫سلام رفيق

436
00:35:26,151 --> 00:35:30,487
‫- و امروز ميزبان كي هستيم؟
‫- من جو هستم

437
00:35:30,489 --> 00:35:33,283
‫- سلام
‫- سلام. شرمنده

438
00:35:35,744 --> 00:35:37,704
‫خب ...

439
00:35:39,790 --> 00:35:44,420
‫ما ...
‫بريم تميز كنيم، باشه؟

440
00:36:04,982 --> 00:36:07,524
‫صبركن، بازم دوباره قرص خواب آور خوردي؟

441
00:36:07,526 --> 00:36:09,609
‫و يادت نمياد پسره باهات به خونه اومده؟

442
00:36:09,611 --> 00:36:14,197
‫حتي وقتي اونا اومدن تو نمي‌دونستم كجا هستم

443
00:36:14,199 --> 00:36:16,908
‫ببين، تو حق داري زندگي شخصي خودت رو داشته باشي

444
00:36:16,910 --> 00:36:19,661
‫اونم بهت گفت كه پسرا رو واسه شب ميبره پيش خودش

445
00:36:19,663 --> 00:36:21,955
‫مي‌دونم و بعدش ...
‫منظورم اينه كه، بايد ...

446
00:36:21,957 --> 00:36:24,416
‫آره، بايد اول بهت زنگ ميزد
‫يا بهت پيام ميداد

447
00:36:24,418 --> 00:36:26,042
‫نميشه همينجوري بياي بالا سر يه نفر

448
00:36:26,044 --> 00:36:30,005
‫اگه مشكلي نداره پسرا رو خونه‌ي جين گذاشتم

449
00:36:30,007 --> 00:36:33,967
‫تا بتونيم... باهم صحبت كنيم

450
00:36:33,969 --> 00:36:36,597
‫اين يعني من بايد برم؟

451
00:36:40,768 --> 00:36:43,185
‫باشه

452
00:36:43,187 --> 00:36:45,564
‫- مشكلي نيست
‫- خيلي‌خب، بعداً بهت زنگ ميزنم

453
00:36:54,406 --> 00:36:56,700
‫سلست ...

454
00:36:58,494 --> 00:37:03,248
‫بنظرم بايد يه خورده وقت واسه بهبود پيدا كردن بذاري

455
00:37:05,209 --> 00:37:11,006
‫و وقتي اينكارو مي‌كني
‫بنظرم مكس و جاش بايد پيش من بمونن

456
00:37:12,382 --> 00:37:16,384
‫نه. نه.
‫اين كار لازم نيست

457
00:37:16,386 --> 00:37:19,596
‫نه، بنظرم لازمه

458
00:37:19,598 --> 00:37:21,515
‫ببين، ديشب يه سوءتفاهم بود ...

459
00:37:21,517 --> 00:37:25,604
‫نه، اين بخاطر ديشب نيست.
‫بخاطر كُل ماجراست

460
00:37:28,607 --> 00:37:31,274
‫تو داغوني، سلست

461
00:37:31,276 --> 00:37:35,487
‫و تا موقعي كه بهتر بشي
‫بايد به اين فكر باشيم ...

462
00:37:35,489 --> 00:37:37,531
‫كه سلامت پسرا به خطر نيوفته

463
00:37:37,533 --> 00:37:40,951
‫بايد حداقل بتونيم سر اين به توافق برسيم

464
00:37:40,953 --> 00:37:43,078
‫پسراي من پيش تو نميان

465
00:37:43,080 --> 00:37:46,957
‫ولي اينجا يه خطر وجود داره.
‫خطر سرپرستي تو

466
00:37:46,959 --> 00:37:49,668
‫و من مادربزرگشونم
‫و بيخيال اين نميشم ...

467
00:37:49,670 --> 00:37:54,256
‫و بيخيال اين نميشم كه نمي‌دونم
‫اگه پري اينجا بود چي ازم مي‌خواست انجام بدم

468
00:37:54,258 --> 00:37:56,591
‫ازت مي‌خوام از اينجا بري.
‫همين الآن

469
00:37:56,593 --> 00:37:59,719
‫- خب، مي‌تونيم به آرومي ...
‫- نه، نه

470
00:37:59,721 --> 00:38:02,139
‫- از اينجا گمشو بيرون!
‫- باشه

471
00:38:02,141 --> 00:38:04,766
‫اينو از روي تواضع بهت ميدم

472
00:38:04,768 --> 00:38:06,685
‫- چي؟
‫- يه ...

473
00:38:06,687 --> 00:38:08,270
‫- اين چيه؟
‫- دادخواسته ...

474
00:38:08,272 --> 00:38:10,772
‫براي سرپرستي بچه‌ها

475
00:38:10,774 --> 00:38:12,983
‫سرپرستان. توي پرونده جمع نوشته شده
‫- چي؟

476
00:38:12,985 --> 00:38:16,570
‫فردا صبح توي شوراي دادگاه مونته‌ري برگذار ميشه

477
00:38:16,572 --> 00:38:19,366
‫بايد كاري كه به نفع پسراست رو انجام بديم

478
00:38:25,414 --> 00:38:28,039
‫- ممكنه پسراش رو از دست بده
‫- ممكنه

479
00:38:28,041 --> 00:38:30,459
‫قانون كاليفورنياست.
‫و خيلي پيچيده‌اس

480
00:38:30,461 --> 00:38:34,171
‫- ولي تو وكيل خوبي براش مي‌گيري
‫- خوبه. اون كارش خوبه. ولي ...

481
00:38:34,173 --> 00:38:37,758
‫من مي‌خواستم ايرا فاربر رو براش بگير
‫و حالا شنيدم كه مري لوييز اونو گرفته

482
00:38:37,760 --> 00:38:40,385
‫- و بخاطر همين وقتش خالي نيست
‫- خداي من

483
00:38:40,387 --> 00:38:42,304
‫همچي بنظر مياد گره خورده و حالا ...

484
00:38:42,306 --> 00:38:45,265
‫منظورم اينه كه، باني... نمي‌دونم چطوري خودشو سرپا نگه داشته

485
00:38:45,267 --> 00:38:46,850
‫در مورد وضعيت مادرش شنيدم

486
00:38:46,852 --> 00:38:50,479
‫- سلام مدلين
‫- سلام

487
00:38:50,481 --> 00:38:54,733
‫رناتا. خوشحالم هر دوتون رو ميبينم.
‫حالتون خوبه؟

488
00:38:54,735 --> 00:38:57,444
‫- آره
‫- عالي. آره

489
00:38:57,446 --> 00:38:59,404
‫- شما چي؟
‫- هي، شنيدم ...

490
00:38:59,406 --> 00:39:02,574
‫يه سخنراني خوب تو تجمع اولياي مدرسه آتر بي انجام دادي

491
00:39:02,576 --> 00:39:04,284
‫اي كاش ميديدمش

492
00:39:04,286 --> 00:39:06,328
‫مردم هميشه از اين جور چيزا فيلم مي‌گيرن

493
00:39:06,330 --> 00:39:10,417
‫مطمئنم توي اينستاگرام يا جايي آپلود شده

494
00:39:12,127 --> 00:39:16,423
‫دنبالش مي‌گردم.
‫روز خوبي داشته باشين

495
00:39:19,676 --> 00:39:21,720
‫اين ديگه چه بود؟

496
00:39:24,389 --> 00:39:26,389
‫- سلام جين
‫- سلام. چه سوپرايزي ...

497
00:39:26,391 --> 00:39:28,975
‫ميشه لطفاً باهم صحبت كنيم؟

498
00:39:28,977 --> 00:39:31,645
‫البته، بيا تو.
‫مي‌تونم واست چايي بيارم؟

499
00:39:31,647 --> 00:39:33,688
‫نه، ممنون.
‫فقط كنجكاوم بودم مي‌خواي چيكار كني ...

500
00:39:33,690 --> 00:39:36,817
‫و اينكه قصد داري بعداً بچه‌ي منو بگيري

501
00:39:36,819 --> 00:39:40,362
‫چي؟ چي باعث شده به اين فكر كني
‫كه دنبال سرپرستي زيگي هستم؟

502
00:39:40,364 --> 00:39:43,156
‫- تو يه مادر فوق‌العاده هستي
‫- همينطور سلست!

503
00:39:43,158 --> 00:39:46,618
‫نه. نه، نه.
‫من نگران سلست هستم

504
00:39:46,620 --> 00:39:52,332
‫هم رواني و هم سلامت جسمانيش.
‫مي‌دونم كه تو دوستش هستي، جين ...

505
00:39:52,334 --> 00:39:55,752
‫ولي حقيقتاً، توئم نگرانش نيستي؟

506
00:39:55,754 --> 00:39:59,548
‫- نه. نه، نيستم
‫- خب، خودتو بذار جاي من

507
00:39:59,550 --> 00:40:02,592
‫اگه متقاعد ميشدي كه پسرا توي خطر هستن ...

508
00:40:02,594 --> 00:40:04,803
‫- اونا توي خطر نيستن
‫- فيزيكي توي خطر هستن

509
00:40:04,805 --> 00:40:07,139
‫اونو به عنوان مادر ديدم!
‫اون يه مادر خوبه

510
00:40:07,141 --> 00:40:09,015
‫تو ظاهر بيرونيش رو ديدي

511
00:40:09,017 --> 00:40:14,438
‫ولي من كشوش رو ديدم
‫كه داروي خواب آور، وايكيدن و زيناكس

512
00:40:14,440 --> 00:40:16,732
‫و يه چيزي به اسم تراما ...
‫نمي‌دونم!

513
00:40:16,734 --> 00:40:21,027
‫تمام اين داروهاي مختلف
‫و اون مشغول رانندگي توي اين جاده‌هاست

514
00:40:21,029 --> 00:40:25,741
‫بذار اينو ازت بپرسم
‫حاضري زيگي رو با اون توي يه ماشين بذاري؟

515
00:40:25,743 --> 00:40:31,413
‫وقتي كه اون جلو ميشينه و دوقلوها
‫پشت مي‌شينن؟

516
00:40:31,415 --> 00:40:34,209
‫با اين قضيه مشكلي نداري؟

517
00:40:37,588 --> 00:40:40,338
‫- من در مقابل تو شهادت نميدم كه ...
‫- ولي ممكنه مجبورت كنن

518
00:40:40,340 --> 00:40:43,133
‫ممكنه، نمي‌دونم، حكم دادگاه بگيرن

519
00:40:43,135 --> 00:40:46,428
‫سلست، اول اينكه، مي‌توني به من اعتماد كني

520
00:40:46,430 --> 00:40:50,348
‫من به اون اعتماد كردم
‫پس از اعتماد باهام حرف نزن

521
00:40:50,350 --> 00:40:56,229
‫اجازه دادم وارد زندگي و خونه‌ام بشه.
‫سعي كردم بهش كمك كنم

522
00:40:56,231 --> 00:41:01,610
‫هر چيزي كه الآن داري بهم ميگي جزو حق و حقوق
‫بين دكتر و بيمار هست. خودتم مي‌دوني

523
00:41:01,612 --> 00:41:04,362
‫فقط حس نمي‌كنم اونقدر قوي باشم
‫كه اين قضيه رو حل كنم

524
00:41:04,364 --> 00:41:08,450
‫اونا از بچه‌ها مصاحبه مي‌كنن.
‫و اونا به اندازه‌ي كافي سختي كشيدن

525
00:41:08,452 --> 00:41:11,789
‫همه‌مون سختي كشيدم، محض رضاي خدا

526
00:41:13,749 --> 00:41:16,708
‫- شايد بتوني آروم بگيري
‫- بهم نگو كه آروم بگيرم

527
00:41:16,710 --> 00:41:19,169
‫من با هيچي اون زن آروم نمي‌گيرم

528
00:41:19,171 --> 00:41:22,214
‫خداي من.
‫اونا بچه‌هاي منن

529
00:41:22,216 --> 00:41:24,966
‫و اونا رو مي‌خواد.
‫پسراي منو مي‌خواد

530
00:41:24,968 --> 00:41:31,181
‫اگه اون دنبال سرپرستي والدين ناشايست يا بي‌كفايت باشه ...

531
00:41:31,183 --> 00:41:34,101
‫تو طرف كي هستي، محض رضاي خدا؟

532
00:41:34,103 --> 00:41:36,436
‫من روند اين چيزا رو ديدم.
‫هيشكي پيروز نميشه

533
00:41:36,438 --> 00:41:39,691
‫من ميشم.
‫من پيروز ميشم

534
00:41:41,193 --> 00:41:42,569
‫خداي من

535
00:42:00,003 --> 00:42:03,215
‫مامان.
‫سلام

536
00:42:13,725 --> 00:42:15,602
‫چيه، مامان؟

537
00:42:18,939 --> 00:42:21,358
‫مامان ...

538
00:42:29,359 --> 00:42:37,000
‫زيرنويس از: عــرفــان مــرادي
‫tell:erfanam7 | insta: is.erf

