﻿1
00:00:11,702 --> 00:00:15,068
‏يا حرف دوتامون با هم يكيه
‏و هماهنگ عمل مي‌كنه يا اصلاً عمل نمي‌كنه

2
00:00:15,069 --> 00:00:16,535
،‏و وقتي كه من حضور نداشته باشم

3
00:00:16,536 --> 00:00:18,501
‏اين حرف رو دخترم مي‌زنه

4
00:00:18,502 --> 00:00:20,068
‏ميگن جدا نشدني هستين

5
00:00:20,069 --> 00:00:22,901
‏مگين بيش از هر كسي
‏به تو اعتماد داره و بهت تكيه مي‌كنه

6
00:00:22,902 --> 00:00:24,600
‏با ماموريت بخشش اينجا اومدم

7
00:00:24,601 --> 00:00:27,034
‏از طرف ناخدا فلينت اومدم

8
00:00:29,368 --> 00:00:31,900
‏ولي اگه اصرار داشته باشي
،‏من رو دشمن اصلي خودت بدوني

9
00:00:31,901 --> 00:00:33,367
‏نقشم رو خوب بازي مي‌كنم

10
00:00:33,368 --> 00:00:34,967
‏از الان به بعد

11
00:00:34,968 --> 00:00:37,367
‏هركسي در اعمال مرتبط با
‏دزدي دريايي مشاركت كنه

12
00:00:37,368 --> 00:00:39,400
‏به عنوان يكي از افراد تو در نظر گرفته ميشه

13
00:00:39,401 --> 00:00:41,700
‏دستگيرش مي‌كنم و اعدامش مي‌كنم

14
00:00:41,701 --> 00:00:45,600
،‏اگه من جاي تو بودم
‏شايد فرماندار راجرز رو تشويق مي‌كردم

15
00:00:45,601 --> 00:00:47,267
‏فقط طلا رو نفرسته

16
00:00:47,268 --> 00:00:50,133
‏بلكه كسي كه از اول كار
‏مسئول دزديده شدنش بوده رو هم بفرسته

17
00:00:50,134 --> 00:00:53,166
 ‏جك و جواهرات رو
‏مخفيانه با يه كاروان منتقل مي‌كنن

18
00:00:53,167 --> 00:00:55,699
‏اگه بتونيم اون كاروان رو بزنيم

19
00:00:55,700 --> 00:00:57,666
 ‏مي‌تونيم هم پول رو
‏براي شروع جنگ به دست بياريم

20
00:00:57,667 --> 00:00:59,767
‏هم شريكي كه كنارمون بجنگه

21
00:01:00,768 --> 00:01:15,768
ارائه‌اي از تيم ترجمه ايران‌فيلم
IranFilm.net

22
00:02:37,953 --> 00:02:52,953
ترجمه از مـهـرداد و ايـليـا
Mehrdadss &  EILIA

23
00:02:52,977 --> 00:02:56,977
: هماهنگ  شده با نسخه ي بلوري 
www.IranFilm.Net

24
00:02:58,954 --> 00:03:00,454
‏لطفاً، به اون دست نزن

25
00:03:13,247 --> 00:03:16,045
...‏تمام اين چيزا

26
00:03:16,046 --> 00:03:19,246
...‏چيني، كتاب‌ها

27
00:03:22,746 --> 00:03:24,746
‏همه‌شون خيلي آسيب‌پذير و شكننده‌ان

28
00:03:28,846 --> 00:03:31,545
‏كلي ‏انرژي‌ براي سالم نگه داشتنشون نيازه

29
00:03:31,546 --> 00:03:32,779
‏اونوقت در ازاي چيه؟

30
00:03:34,846 --> 00:03:38,345
‏مي‌تونم علاقه‌ي يه زن
‏به خونه زندگيش و زيباييش رو درك كنم

31
00:03:38,346 --> 00:03:41,810
‏ولي علاقه‌ي يه مرد رو؟

32
00:03:41,811 --> 00:03:43,410
‏اينو نمي‌تونم درك كنم

33
00:03:43,411 --> 00:03:46,144
‏نمي‌تونم درك كنم چطور درك نمي‌كني

34
00:03:50,611 --> 00:03:53,610
‏هيچ غريزه‌اي براي فراهم كردن

35
00:03:53,611 --> 00:03:56,810
‏زندگي‌اي راحت‌تر براي خودت نداري؟

36
00:03:56,811 --> 00:03:58,644
‏نه

37
00:04:00,811 --> 00:04:03,310
،‏و اگه اون غريزه رو داشتم

38
00:04:03,311 --> 00:04:07,809
‏با تمام توانم باهاش مقابله مي‌كردم

39
00:04:07,810 --> 00:04:09,309
 ‏چرا كه

40
00:04:09,310 --> 00:04:11,376
‏خطرناك‌ترين سلاحيه كه در اختيارشونه

41
00:04:11,377 --> 00:04:14,376
‏هموني كه باهاش آدم رو وسوسه مي‌كنن

42
00:04:14,377 --> 00:04:16,376
‏"اطاعت و فرمان‌برداريت رو در اختيار ما قرار بده

43
00:04:16,377 --> 00:04:19,277
‏در عوض ما هم آرامشي
"‏كه احتياج داري رو در اختيارت قرار ميديم

44
00:04:21,678 --> 00:04:26,477
‏نه، فكر نمي‌كنم هيچ آرامشي
‏همچين ارزشي داشته باشه

45
00:04:28,177 --> 00:04:30,176
‏خيلي داره طول مي‌كشه

46
00:04:30,177 --> 00:04:32,809
‏خبري از آدم فدرستون نشد

47
00:04:32,810 --> 00:04:33,809
‏از اينكه مي‌خوان

48
00:04:33,810 --> 00:04:36,176
‏جك رو از كدوم مسير ببرن هم خبري نشد

49
00:04:36,177 --> 00:04:39,043
‏شايعه شده بود تا ظهر جك راه ميفته

50
00:04:39,044 --> 00:04:40,943
‏اگه بيشتر از اين اينجا بمونيم

51
00:04:40,944 --> 00:04:42,109
‏يا گُمش مي‌كنيم

52
00:04:42,110 --> 00:04:44,443
‏يا يه نفر اينجا پيدامون مي‌كنه

53
00:04:44,444 --> 00:04:47,976
‏كسي پيدامون نمي‌كنه
‏چون كسي دنبالمون نمي‌گرده

54
00:04:47,977 --> 00:04:49,609
‏جنگ اين جزيره رو ترك كرده

55
00:04:49,610 --> 00:04:52,242
‏همه شاهد اين اتفاق بودن

56
00:04:52,243 --> 00:04:54,242
‏حداقل شش راه وجود داره

57
00:04:54,243 --> 00:04:56,742
‏كه راجرز مي‌تونه
‏براي فرستادن جك و صندوقچه براي رسيدن به

58
00:04:56,743 --> 00:04:59,108
‏كشتي منتقل كننده
‏در ساحل جنوبي از بينشون يكي رو انتخاب كنه

59
00:04:59,109 --> 00:05:01,108
‏نمي‌تونيم اشتباه حدس بزنيم

60
00:05:01,109 --> 00:05:02,708
‏نمي‌تونيم اشتباه حدس بزنيم؟

61
00:05:02,709 --> 00:05:04,842
‏كلاً نمي‌تونيم حدس بزنيم

62
00:05:06,743 --> 00:05:10,608
‏اگه كاروان رو گُم كنيم
‏تو چي از دست ميدي؟

63
00:05:10,609 --> 00:05:13,742
‏پول؟ جنگت؟

64
00:05:16,243 --> 00:05:19,741
‏چيزي كه من از دست ميدم رو
‏به اين راحتي‌ها نميشه پس گرفت

65
00:05:19,742 --> 00:05:23,341
"‏"تو چي از دست ميدي"، "اون چي از دست ميده
‏و "من چي از دست ميدم" نداريم

66
00:05:23,342 --> 00:05:25,575
‏اين يا اون در كار نيست

67
00:05:26,842 --> 00:05:29,041
‏هر كسي بنا به دلايل خودش اينجا حضور داره

68
00:05:29,042 --> 00:05:31,341
‏تو مي‌خواي شريكت برگرده
‏اون پيروزي مي‌خواد

69
00:05:31,342 --> 00:05:33,841
‏و من مي‌خوام خونه‌م رو به وضع قبل برگردونم

70
00:05:33,842 --> 00:05:36,041
‏ولي بايد مقاوت كنيم و در كنار هم باشيم

71
00:05:36,042 --> 00:05:38,041
‏بايد اينكارو بكنيم

72
00:05:38,042 --> 00:05:39,742
‏راه ديگه‌اي هم نداريم

73
00:05:41,907 --> 00:05:43,506
‏يه سوار داره نزديك ميشه

74
00:05:43,507 --> 00:05:46,240
‏- آدم فدرستونـه؟
‏- آره. داره مياد

75
00:06:04,708 --> 00:06:06,373
‏اين مال توئه

76
00:06:08,707 --> 00:06:12,140
‏اينو سهمت بدون

77
00:06:12,141 --> 00:06:13,707
‏چون همراهم بودي

78
00:06:15,441 --> 00:06:18,273
‏به گمونم يه كم ديگه از اينجا ميرم

79
00:06:18,274 --> 00:06:22,040
‏نااميد نشو. به زودي
‏يه حرومزاده‌ي بيچاره‌ي ديگه جاي منو مي‌گيره

80
00:06:23,641 --> 00:06:25,440
‏اي‌كاش مي‌تونستم بهت اطمينان بدم

81
00:06:25,441 --> 00:06:28,674
‏اونم به اندازه‌ي من سخاوتمنده

82
00:06:31,773 --> 00:06:33,639
‏در هر صورت، نبايد بخاطر هر كسي

83
00:06:33,640 --> 00:06:37,272
‏كه وارد اين سلول ميشه از هدفت دست بكشي

84
00:06:37,273 --> 00:06:39,439
‏يه دنياي بزرگ اون بيرونه

85
00:06:39,440 --> 00:06:43,139
‏كه هر از گاهي جاه‌طلبي رو بي پاداش نمي‌ذاره

86
00:06:43,140 --> 00:06:45,973
‏حرفامو يادت باشه

87
00:06:47,006 --> 00:06:50,272
‏امروز خرده نون، فردا يه نون كامل

88
00:06:52,306 --> 00:06:54,938
‏شايد يه روزي همه‌ي نونوايي گيرت بياد

89
00:06:59,505 --> 00:07:00,838
‏قابلي نداشت

90
00:07:36,171 --> 00:07:38,304
‏مراقب جعبه‌هاي مهمات باشين

91
00:07:49,904 --> 00:07:53,570
‏"‏ان" صندوقچه رو در ازاي آزادي من مبادله كرد

92
00:07:55,004 --> 00:07:56,337
‏بله

93
00:07:59,004 --> 00:08:01,503
‏با اينكارتون بنظر نمياد قرار باشه آزادم كنين

94
00:08:01,504 --> 00:08:06,003
‏اسپانيا خواسته تو رو هم
‏همراه با صندوقچه تحويل بدم

95
00:08:06,004 --> 00:08:08,469
‏بهم گفته شده كه
‏به محض اينكه تو و صندوقچه به هاوانا برسين

96
00:08:08,470 --> 00:08:11,269
‏قرضم به اسپانيا ادا ميشه

97
00:08:11,270 --> 00:08:13,902
‏از اينكه اينجوري و در آخرين لحظات
‏شرايط تغيير پيدا كرده راضي نيستم

98
00:08:13,903 --> 00:08:18,402
‏ولي در حال حاضر در موقعيتي نيستم
‏كه بتونم باهاشون مخالفت كنم

99
00:08:18,403 --> 00:08:20,669
‏متوجهم

100
00:08:20,670 --> 00:08:21,636
‏شايد حق با تو بود

101
00:08:21,637 --> 00:08:23,169
‏اينكه در يه همچين جايي

102
00:08:23,170 --> 00:08:26,170
‏هيچ پيشرفتي بدون فداكاري‌هاي بزرگ بوجود نمياد

103
00:08:27,470 --> 00:08:29,002
‏- آماده‌ي حركت بشين
!‏- بله، قربان

104
00:08:30,770 --> 00:08:33,168
‏اگه آرومت مي‌كنه، بايد بگم

105
00:08:33,169 --> 00:08:35,968
‏هيچ آسيبي به شريكت وارد نشد

106
00:08:35,969 --> 00:08:39,668
‏محل مبادله رو بدون صدمه ديدن ترك كرد

107
00:08:39,669 --> 00:08:40,668
‏آماده‌ايم، سرورم

108
00:08:40,669 --> 00:08:41,869
‏بريم

109
00:08:44,235 --> 00:08:45,634
‏پس اون زنده‌ست؟ ان؟

110
00:08:45,635 --> 00:08:46,634
!‏آماده‌ي حركت

111
00:08:46,635 --> 00:08:49,635
‏آره. قول ميدم

112
00:08:54,735 --> 00:08:57,967
!‏هي! هي! هي

113
00:09:31,367 --> 00:09:33,499
‏پس مي‌تونيم جزيره رو ببينيم

114
00:09:33,500 --> 00:09:34,999
‏ولي جزيره نمي‌تونه ما رو ببينه

115
00:09:35,000 --> 00:09:37,866
‏چطور همچين چيزي ممكنه؟

116
00:09:37,867 --> 00:09:41,499
‏خب، آقاي دگروت ميگه در اين موقعيت

117
00:09:41,500 --> 00:09:42,666
‏وقتي كه از جزيره به ما نگاه كنن

118
00:09:42,667 --> 00:09:45,198
‏بدنه‌ي كشتيمون زير خط افقه

119
00:09:45,199 --> 00:09:46,865
‏درحاليكه دكل‌هامون بالاشه

120
00:09:46,866 --> 00:09:47,998
‏و حالا كه بادبان‌هامون جمع شدن

121
00:09:47,999 --> 00:09:50,198
‏دكل‌ها اونقدر نازك‌ان كه ديده نميشن

122
00:09:50,199 --> 00:09:52,998
‏در نتيجه، ديده‌بانمون مي‌تونه ساحل رو ببينه

123
00:09:52,999 --> 00:09:57,365
‏ولي ساحل نمي‌تونه اون يا ما رو ببينه

124
00:09:57,366 --> 00:09:59,865
‏بايد بگم، حقه‌ي جالبيه

125
00:09:59,866 --> 00:10:01,732
‏چطور يه نفر مي‌تونه
،‏اين موقعيت رو مشخص كنه

126
00:10:01,733 --> 00:10:05,365
‏موقعيتي كه در آن واحد
‏هم توش هستيم و هم نستيم؟

127
00:10:05,366 --> 00:10:09,364
‏يه نفر صبر مي‌كنه
‏حرفاي آقاي دگروت تموم بشه

128
00:10:09,365 --> 00:10:11,364
‏تو فكر فرو ميره

129
00:10:11,365 --> 00:10:15,131
‏بعدش دقيقاً حرفاي اونو
‏براي افراد تكرار مي‌كنه

130
00:10:15,132 --> 00:10:17,197
‏چند ماه پيش

131
00:10:17,198 --> 00:10:19,364
‏تنها كاري كه بهم اجازه مي‌دادن
‏توي اين كشتي انجام بدم پخت و پز بود

132
00:10:19,365 --> 00:10:21,497
‏دارم با نهايت سرعت ياد مي‌گيرم

133
00:10:21,498 --> 00:10:22,997
‏كاملاً مشخصه

134
00:10:22,998 --> 00:10:25,364
‏اعماق نادانيم در اين زمينه رو اقرار كنم

135
00:10:25,365 --> 00:10:27,364
‏آره به گمونم اين موضوع

136
00:10:27,365 --> 00:10:30,531
‏باعث بالا رفتن اعتماد به نفس افراد نمي‌شد

137
00:10:32,498 --> 00:10:34,363
...‏نظر افراد درباره‌ت

138
00:10:34,364 --> 00:10:36,996
...‏افراد خودتون و افراد من، بنظر مي‌رسه

139
00:10:36,997 --> 00:10:38,730
‏همين الان كه داريم با هم حرف مي‌زنيم
‏در حال بيشتر و بهتر شدنه

140
00:10:38,731 --> 00:10:40,597
‏بله

141
00:10:44,264 --> 00:10:47,563
‏داستان اتفاق ديشب

142
00:10:47,564 --> 00:10:48,930
‏به اندازه‌ي تعداد افرادي

143
00:10:48,931 --> 00:10:50,531
‏كه توي اين كشتي هستن تكرار شده

144
00:10:53,264 --> 00:10:55,763
‏اين نگرانيت رو برام ابراز كردي

145
00:10:55,764 --> 00:10:58,563
‏كه براي داشتن شراكت وقعي با ناخداتون

146
00:10:58,564 --> 00:11:01,330
‏بايد براي قدم گذاشتن
‏در راه تاريكي بهش ملحق بشي

147
00:11:03,064 --> 00:11:04,563
...‏و اينكه از اين مي‌ترسي

148
00:11:04,564 --> 00:11:06,063
‏كه ممكنه تو رو به جايي برسونه

149
00:11:06,064 --> 00:11:08,097
‏كه نتوني ازش برگردي

150
00:11:11,364 --> 00:11:13,264
‏نگرانمي

151
00:11:15,364 --> 00:11:17,163
‏اتحاد بين افرادت

152
00:11:17,164 --> 00:11:19,064
‏و مردم من حياتيه

153
00:11:20,864 --> 00:11:23,162
‏بدون اين، هيچي بدست نمياريم

154
00:11:23,163 --> 00:11:25,062
‏اگه حواست جمع نباشه

155
00:11:25,063 --> 00:11:27,062
‏و اتحاد پابرجا نمونه

156
00:11:27,063 --> 00:11:29,862
‏همه‌چيز از دست ميره

157
00:11:29,863 --> 00:11:33,896
‏پس آره، نگرانم

158
00:11:35,663 --> 00:11:37,096
‏بله

159
00:11:38,863 --> 00:11:40,895
‏ديشب تجربه‌اي نبود كه

160
00:11:40,896 --> 00:11:43,429
‏دوست داشته بشم به زودي دوباره تكرار بشه

161
00:11:45,596 --> 00:11:47,428
‏ولي حواسم جمعه

162
00:11:50,328 --> 00:11:53,194
‏آقاي سيلور، بايد باهاتون حرف بزنم

163
00:11:53,195 --> 00:11:54,395
‏تنها، لطفاً

164
00:12:21,427 --> 00:12:23,060
‏چه اتفاق افتاده؟

165
00:12:25,827 --> 00:12:29,326
،‏توي اون... اردوگاه

166
00:12:29,327 --> 00:12:31,126
‏پاركر رو كشتن

167
00:12:31,127 --> 00:12:32,959
‏لوئيس رو كشتن

168
00:12:32,960 --> 00:12:37,425
‏گريوز و سايمون رو كشتن

169
00:12:37,426 --> 00:12:40,727
‏از بين ما افرادي رو
‏انتخاب مي‌كردن تا شكنجه بدن و بكشن

170
00:12:42,027 --> 00:12:44,493
‏و اين كسي بود كه اونا رو انتخاب مي‌كرد

171
00:13:25,525 --> 00:13:27,824
‏از چي مخفي شدين؟

172
00:13:27,825 --> 00:13:31,124
‏ببخشيد؟

173
00:13:31,125 --> 00:13:34,691
‏منظورم اين بود، مي‌دونم كه با مسئوليت‌هايي

174
00:13:34,692 --> 00:13:38,124
‏كه دارين حتماً سرتون حسابي شلوغه

175
00:13:38,125 --> 00:13:40,524
‏ولي اينكه تا اين موقع صبح هنوز اينجايين

176
00:13:40,525 --> 00:13:42,825
‏به گمونم دارين از يه چيزي دوري مي‌كنين

177
00:13:46,192 --> 00:13:48,691
،‏نمي‌دونم اين حرفم فايده‌اي داره يا نه

178
00:13:48,692 --> 00:13:52,456
‏ولي فكر مي‌كنم
‏خانم منو انتخاب كرده چون تازه‌واردم

179
00:13:52,457 --> 00:13:56,690
‏از اينكه قبلاً كي و چي بودين تصوري ندارم

180
00:13:56,691 --> 00:13:59,190
‏انگيزه‌اي براي شايعه پراكني ندارم

181
00:13:59,191 --> 00:14:00,590
‏جورجيا

182
00:14:00,591 --> 00:14:03,890
‏بله؟

183
00:14:03,891 --> 00:14:06,390
‏بازي‌ها رو بلدم

184
00:14:06,391 --> 00:14:08,091
‏همه‌شونو بازي كردم

185
00:14:10,191 --> 00:14:12,956
‏اگه مي‌خواي دوباره توي تختم باشي

186
00:14:12,957 --> 00:14:16,955
‏اين آخرين بارت بود كه منو بازي ميدي

187
00:14:18,657 --> 00:14:19,890
‏بله؟

188
00:14:19,891 --> 00:14:21,856
‏خانم گاتري طبقه‌ي پائين‌ان

189
00:14:21,857 --> 00:14:23,357
‏مي‌خوان شما رو ببينن

190
00:14:38,856 --> 00:14:40,356
‏بله؟

191
00:14:43,389 --> 00:14:44,722
‏چي شد؟

192
00:14:45,889 --> 00:14:48,688
‏صندوقچه در اختيار ماست

193
00:14:48,689 --> 00:14:49,888
‏همين الان كه داريم حرف مي‌زنيم

194
00:14:49,889 --> 00:14:51,988
‏در راه رسيدن به كشتي انتقال
‏و بعدش فرستاده شدن به هاواناست

195
00:14:51,989 --> 00:14:53,988
‏همراه با جك

196
00:14:53,989 --> 00:14:55,121
‏بله

197
00:14:55,122 --> 00:14:57,188
‏خود فرماندار شخصاً داره بر روند

198
00:14:57,189 --> 00:15:00,488
‏حركت كشتي انتقال
‏همراه با محموله‌ش نظارت مي‌كنه

199
00:15:00,489 --> 00:15:01,488
‏تا چند ساعت ديگه

200
00:15:01,489 --> 00:15:02,887
‏موضوع اسپانيا بسته ميشه

201
00:15:02,888 --> 00:15:04,721
‏و مي‌تونيم رو به جلو حركت كنيم

202
00:15:06,888 --> 00:15:08,088
‏و ان؟

203
00:15:09,688 --> 00:15:11,454
‏افراد گفتن عصباني بوده

204
00:15:11,455 --> 00:15:14,254
‏وقتي كه فهميده جك اونجا نيست

205
00:15:14,255 --> 00:15:15,987
‏گذاشته صندوقچه رو ببرن

206
00:15:15,988 --> 00:15:18,521
‏آسيبي به ان وارد نشده

207
00:15:21,121 --> 00:15:24,254
‏- آسيبي وارد نشده؟
‏- نه

208
00:15:24,255 --> 00:15:26,453
‏به فرماندار توصيه كردم
‏8 نفر رو براي مبادله بفرسته

209
00:15:26,454 --> 00:15:27,986
‏تا هيچ نتونه تلاشي براي مبارزه بكنه

210
00:15:27,987 --> 00:15:30,253
‏كِي متوجه شد؟

211
00:15:30,254 --> 00:15:32,619
‏ببخشيد؟

212
00:15:32,620 --> 00:15:34,619
‏اينكه جك اونجا نيست

213
00:15:34,620 --> 00:15:37,753
‏ان كِي فهميد كه بهش دروغ گفته شده؟

214
00:15:37,754 --> 00:15:40,086
‏قبل از بدست آوردن صندوقچه بود يا بعدش؟

215
00:15:40,087 --> 00:15:43,287
‏فكر كنم قبلش. چرا؟

216
00:15:45,820 --> 00:15:47,186
‏وقتي كه بهم گفتي قراره اين اتفاق بيفته

217
00:15:47,187 --> 00:15:50,686
‏بابت اين فكر كه به ان دروغ گفتم ناراحت بودم

218
00:15:50,687 --> 00:15:52,318
‏بخاطر اين حقيقت كه

219
00:15:52,319 --> 00:15:55,152
‏مطمئناً باعث مرگش ميشه داغون بودم

220
00:15:55,153 --> 00:15:59,018
‏چرا كه اون لحظه‌اي كه
‏مي‌فهميد جك اونجا نيست

221
00:15:59,019 --> 00:16:00,552
‏اينكه دورش زدن

222
00:16:00,553 --> 00:16:02,818
‏و اينكه احتمالاً دوباره نمي‌بينتش

223
00:16:02,819 --> 00:16:05,018
‏سعي مي‌كنه هر كسي كه مسئول

224
00:16:05,019 --> 00:16:06,818
‏اين اتفاق مي‌دونه رو بكشه

225
00:16:06,819 --> 00:16:09,452
‏8 تا؟

226
00:16:09,453 --> 00:16:11,818
‏مي‌تونستي هزار نفر رو بفرستي

227
00:16:11,819 --> 00:16:13,818
‏اين موضوع جلوشو نمي‌گرفت

228
00:16:13,819 --> 00:16:14,918
‏و حالا داري بهم ميگي

229
00:16:14,919 --> 00:16:16,917
‏مي‌دونسته دورش زدن

230
00:16:16,918 --> 00:16:20,284
‏و انتخاب كرده كه
‏راهشو بكشه و بره تا خودشو نجات بده؟

231
00:16:40,117 --> 00:16:41,483
‏اسپانيايي بلدي؟

232
00:16:43,117 --> 00:16:44,116
‏ببخشيد؟

233
00:16:44,117 --> 00:16:46,417
‏اسپانيايي بلدي؟

234
00:16:47,884 --> 00:16:49,483
‏يه كم

235
00:16:49,484 --> 00:16:51,383
‏- تو چي؟
‏- هيچي

236
00:16:51,384 --> 00:16:53,683
‏اگه قرار باشه تا يكي دو روز ديگه به هاوانا برسم

237
00:16:53,684 --> 00:16:56,383
...‏به گمونم خيلي مي‌شنوم

238
00:16:56,384 --> 00:16:59,183
‏كه پيرزن‌هاي توي جمعيت دارن فرياد مي‌زنن

239
00:16:59,184 --> 00:17:03,383
‏مقامات رسمي عصبي نعره مي‌كشن

240
00:17:03,384 --> 00:17:06,982
‏بنظر مي‌رسه براي هر كسي
‏آرزوي خيلي بدي باشه

241
00:17:06,983 --> 00:17:11,682
‏ستايشي نه چندان دوستانه در شهري ناآشنا

242
00:17:11,683 --> 00:17:12,715
‏اگه خيالت رو راحت مي‌كنه

243
00:17:12,716 --> 00:17:15,915
‏بايد بگم سريع تموم ميشه

244
00:17:15,916 --> 00:17:17,915
‏طلا در اختيارشونه

245
00:17:17,916 --> 00:17:19,915
‏جواهرات در اختيارشونه

246
00:17:19,916 --> 00:17:21,615
‏ديگه ازت چيزي نمي‌خوان

247
00:17:21,616 --> 00:17:23,015
‏و در نتيجه احتمالاً دلشون مي‌خواد

248
00:17:23,016 --> 00:17:27,016
‏اين رابطه رو فراموش كنن
‏و رو به جلو حركت كنن

249
00:17:29,415 --> 00:17:31,381
‏ببخشيد. گفتي "اگر"؟

250
00:17:31,382 --> 00:17:33,481
‏ببخشيد؟

251
00:17:33,482 --> 00:17:36,614
"‏گفتي، "اگه قرار باشه به هاوانا برسم

252
00:17:36,615 --> 00:17:38,607
‏هنوزم به نتيجه‌ي اين واقعه شك داري

253
00:17:40,215 --> 00:17:45,081
‏خب، مطمئناً همه‌چيز
‏به سمت اين اتفاق ميل مي‌كنه

254
00:17:46,214 --> 00:17:48,980
‏ولي به هيچ وجه نميشه مطمئن بود

255
00:17:48,981 --> 00:17:51,713
‏چطور دقيقاً؟

256
00:17:51,714 --> 00:17:54,012
‏گفتي ان زنده‌ست، مگه‌نه؟

257
00:17:54,013 --> 00:17:55,812
‏مادامي كه اين موضوع
‏حقيقت داشته باشه، ميگم كه

258
00:17:55,813 --> 00:17:58,312
‏هر چند خيلي كم، ولي اين احتمال وجود داره

259
00:17:58,313 --> 00:17:59,812
‏كه اون تلاش‌هاتون

260
00:17:59,813 --> 00:18:01,612
‏براي فرستادن من به مسلخ رو خنثي كنه

261
00:18:01,613 --> 00:18:03,212
،‏از روي كنجكاوي مي‌پرسم

262
00:18:03,213 --> 00:18:04,479
‏چطور مي‌خواد يه همچين كاري انجام بده؟

263
00:18:04,480 --> 00:18:06,080
‏خب، نمي‌دونم

264
00:18:07,813 --> 00:18:09,712
‏تصور مي‌كنم هر كاري كه از دستش بربياد

265
00:18:09,713 --> 00:18:10,945
‏مثل قدم زدن در وسط

266
00:18:10,946 --> 00:18:12,645
‏جاده‌اي كه جلوي رومون هست

267
00:18:12,646 --> 00:18:14,145
‏تا اينكه يه اسب از روش رد بشه

268
00:18:14,146 --> 00:18:17,645
‏با اين اميد كه حتي
‏براي يه لحظه هم كه شده سرعتمون رو كم كنه

269
00:18:20,945 --> 00:18:23,644
‏برام خيلي جالبه كه شماها چطور

270
00:18:23,645 --> 00:18:25,444
‏با كله‌شقي و لجاجت تمام انتظار دارين

271
00:18:25,445 --> 00:18:29,111
‏بعيد‌ترين نتايج رخ بده
‏چون ترجيح ميدين اينجوري باشه

272
00:18:29,112 --> 00:18:31,444
 ‏با وجود تمام شواهد و تجربياتي كه

273
00:18:31,445 --> 00:18:34,911
‏بر عكس اين موضوع دلالت مي‌كنه
‏انتظار دارين دنيا چيزي بشه كه شما مي‌خواين

274
00:18:34,912 --> 00:18:39,844
‏من دوست نداشتم اين رابطه
‏اينجوري از آب در بياد

275
00:18:39,845 --> 00:18:41,011
‏ولي مي‌تونم بهت اطمينان بدم

276
00:18:41,012 --> 00:18:42,010
‏مطمئناً اونجوري هم

277
00:18:42,011 --> 00:18:44,510
‏كه تو دوست داري از آب دربياد نميشه

278
00:18:44,511 --> 00:18:47,210
‏چون حتي براي اينكه بخواد جلومون رو بگيره

279
00:18:47,211 --> 00:18:49,343
‏بايد بدونه توي كدوم جاده بايسته

280
00:18:49,344 --> 00:18:51,910
‏مسير رو اعلام نكردي

281
00:18:51,911 --> 00:18:54,510
‏قبل از انتخاب كردن اين مسير

282
00:18:54,511 --> 00:18:57,510
‏چندين مسير رو در نظر گرفتم

283
00:18:57,511 --> 00:18:59,910
‏تا اينكه حتي اگه مسير لو بره

284
00:18:59,911 --> 00:19:02,410
‏هر كسي كه بخواد بهمون حمله كنه

285
00:19:02,411 --> 00:19:05,976
‏مسير اشتباه رو در اختيار داشته باشه

286
00:19:15,010 --> 00:19:18,176
‏اجازه بدين ببينم درست متوجه شدم يا نه

287
00:19:18,177 --> 00:19:20,676
‏پس نقشه‌ي بازپس‌گيريِ
...‏صندقچه‌ي جواهرات دزديده شده

288
00:19:20,677 --> 00:19:23,176
‏نقشه‌ي شما براي بازپس‌گيريِ
...‏صندقچه‌ي جواهرات دزديده شده

289
00:19:23,177 --> 00:19:25,909
‏دقيقاً همونجوري كه پيشنهاد داده بودين پيش رفته

290
00:19:25,910 --> 00:19:29,176
...‏ولي حالا فكر مي‌كنين چيز بديه

291
00:19:29,177 --> 00:19:31,175
‏چون شواهدي مبني بر تلاش براي نجات آقاي ركهام

292
00:19:31,176 --> 00:19:34,275
‏و باز‌پس‌گيريِ دوباره‌ي
‏صندوقچه‌ي جواهرات پيدا شده

293
00:19:34,276 --> 00:19:35,741
‏دارين اين حرف رو مي‌زنين، درسته؟

294
00:19:35,742 --> 00:19:37,975
‏درك مي‌كنم كه چرا باور كردن
‏اين موضوع ممكنه براتون سخت باشه

295
00:19:37,976 --> 00:19:39,675
‏ولي اونقدر ان باني رو خوب مي‌شناسم

296
00:19:39,676 --> 00:19:42,775
‏كه بدونم مطمئناً يه جاي كار مي‌لنگه

297
00:19:42,776 --> 00:19:44,675
‏اينكه اين نوع رفتارش حتماً

298
00:19:44,676 --> 00:19:46,275
‏با حضور چند ساعت پيش ناخدا فلينت

299
00:19:46,276 --> 00:19:47,775
‏در جزيره مصادف شده

300
00:19:47,776 --> 00:19:49,508
‏و اينكه حتماً يه نقشه‌اي در كار هست

301
00:19:49,509 --> 00:19:51,275
‏ببخشيد

302
00:19:51,276 --> 00:19:53,675
‏حالا دارين ميگين
‏با وجود اينكه كشتي ناخدا فلينت چند ساعت پيش

303
00:19:53,676 --> 00:19:56,274
،‏اين جزيره رو ترك كرده
‏ناخدا فلينت در اين نقشه دست داره؟

304
00:19:56,275 --> 00:20:00,174
‏و اينكه بايد افراد رو
‏به مرزهاي بيروني شهر ناسو بفرستم

305
00:20:00,175 --> 00:20:01,774
‏و اينكه موقعيتشون رو ترك كنن؟

306
00:20:01,775 --> 00:20:03,174
‏ببخشيد، دارين ميگين

307
00:20:03,175 --> 00:20:05,174
‏كه يه جور انگيزه‌ي پنهاني در كاره؟

308
00:20:05,175 --> 00:20:07,474
‏دارم ميگم كه بخاطر اينكه فرماندار

309
00:20:07,475 --> 00:20:10,474
،‏تصميم گرفتن به شما... اعتماد كنن

310
00:20:10,475 --> 00:20:12,640
‏قرار نيست من هم همچين كاري انجام بدم

311
00:20:12,641 --> 00:20:13,774
‏شرايط كاملاً تحت كنترله

312
00:20:13,775 --> 00:20:14,907
‏از نگرانيتون ممنونم

313
00:20:14,908 --> 00:20:16,774
‏كاملاً تحت كنترله؟

314
00:20:16,775 --> 00:20:17,907
‏دارم بهت ميگم شرايط اين پتانسيل رو

315
00:20:17,908 --> 00:20:19,673
‏داره كه كاملاً از كنترل خارج بشه

316
00:20:19,674 --> 00:20:21,307
‏ولي تو به حرفام گوش نميدي

317
00:20:23,674 --> 00:20:26,973
‏حتي اگه كسي مي‌خواست
‏عملي برعليه كاروان فرماندار انجام بده

318
00:20:26,974 --> 00:20:29,973
‏نمي‌دونن كجا بايد كاروان فرماندار رو پيدا كنن

319
00:20:29,974 --> 00:20:31,473
‏مسير چندين مرتبه تغيير داده شده

320
00:20:31,474 --> 00:20:32,673
‏برنامه‌هاي زماني دروغين منتشر شد

321
00:20:32,674 --> 00:20:34,273
‏هيچكس نمي‌دونه قرار بوده
‏دقيقاً چه زماني حركت كنن

322
00:20:34,274 --> 00:20:36,273
‏هيچكس نمي‌دونه در نهايت
‏چه مسيري رو انتخاب كردن

323
00:20:36,274 --> 00:20:39,273
...‏- هيچكس نمي‌دونه
‏- من مي‌دونم

324
00:20:39,274 --> 00:20:40,539
‏مسير رو مي‌دونم

325
00:20:40,540 --> 00:20:42,906
‏يكي زيردست‌هام آخر شبِ ديشب

326
00:20:42,972 --> 00:20:45,104
‏پيش‌آهنگ‌هايي رو در مسير غربي ديده

327
00:20:45,105 --> 00:20:47,705
‏همينه، مگه‌نه؟

328
00:20:49,671 --> 00:20:51,470
‏فكر نمي‌كنم افرادي رو فرستاده باشين

329
00:20:51,471 --> 00:20:53,037
‏تا مسيرهاي الكي رو بررسي كنن؟

330
00:20:54,971 --> 00:20:57,904
‏چيزي كه زيردستتون بهت گفته رو به كسي گفتين؟

331
00:20:57,905 --> 00:21:00,470
‏- نه
‏- و زيردستتون آدمي هست

332
00:21:00,471 --> 00:21:03,370
‏كه بدون اطلاع شما
‏اطلاعاتش رو به كسي بفروشه؟

333
00:21:03,371 --> 00:21:06,170
‏- نه
‏- خوبه

334
00:21:06,171 --> 00:21:08,369
‏پس نيازي نيست نگران چيزي باشيم

335
00:21:08,370 --> 00:21:09,570
‏خانم‌ها

336
00:21:23,937 --> 00:21:26,203
‏گور باباي غرورت

337
00:21:26,204 --> 00:21:28,236
‏اگه من مي‌تونم ‏غرورمو زير پا بذارم
و بيام اينجا

338
00:21:28,237 --> 00:21:30,337
‏تو هم مي‌توني گوش كني

339
00:21:33,436 --> 00:21:35,102
‏چون توي اين لحظه اگه من و تو

340
00:21:35,103 --> 00:21:37,235
،‏نتونيم يه راهي براي همكاري باهم پيدا كنيم

341
00:21:37,236 --> 00:21:39,402
‏همه چيز ممكنه از دست بره

342
00:21:43,303 --> 00:21:45,302
‏چند نفر در اين مورد مي‌دونن؟

343
00:21:45,303 --> 00:21:48,002
‏فقط آدماي تو اون اتاق

344
00:21:48,003 --> 00:21:49,002
،‏كمتر از يك ساعت ديگه

345
00:21:49,003 --> 00:21:51,002
‏بايد اين كشتي رو به ساحل ببرم

346
00:21:51,003 --> 00:21:53,668
‏تا ناخدا و صندوقچه جواهراتي رو سوار كنم

347
00:21:53,669 --> 00:21:57,001
‏كه زندگي هزاران نفر بهش وابسته‌ست

348
00:21:57,002 --> 00:21:58,801
‏ولي همچين اتفاقي بدون سر و صدا افتاده

349
00:21:58,802 --> 00:22:01,835
‏چون آقاي دابز نمي‌تونه خشمش رو كنترل كنه

350
00:22:03,502 --> 00:22:06,501
‏مجبور نيست كنترل كنه

351
00:22:06,502 --> 00:22:08,501
‏نه

352
00:22:08,502 --> 00:22:09,801
،‏اگه بذاريم از اون اتاق خارج بشه

353
00:22:09,802 --> 00:22:11,101
‏به آدماش ميگه چه اتفاقي افتاده

354
00:22:11,102 --> 00:22:12,101
‏و اينجوري يه جنگ رو دستمون مي‌مونه

355
00:22:12,102 --> 00:22:13,601
‏خودم مي‌دونم

356
00:22:13,602 --> 00:22:14,634
‏ولي جواب اين نيست كه

357
00:22:14,635 --> 00:22:15,967
‏چيزي كه دابز شروع كرده رو تموم كنم

358
00:22:15,968 --> 00:22:17,168
‏و اون مرد رو بكشم

359
00:22:20,902 --> 00:22:23,100
‏خيلي‌خب

360
00:22:23,101 --> 00:22:24,900
‏پس يه چاقو مي‌ذاريم تو دستش

361
00:22:24,901 --> 00:22:27,100
‏و مي‌ذاريم انتقامش رو بگيره

362
00:22:27,101 --> 00:22:28,800
‏انگار نمي‌دوني كه

363
00:22:28,801 --> 00:22:31,300
‏آقاي دابز هنوز دوستايي توي خدمه داره

364
00:22:31,301 --> 00:22:33,293
‏غيبتش رو چطور به اونا توضيح بديم؟

365
00:22:35,901 --> 00:22:38,600
‏ماه پشت ابر نمي‌مونه

366
00:22:38,601 --> 00:22:41,234
 ‏بالاخره همه چي معلوم ميشه و
‏تو دردسر ميفتيم

367
00:22:43,467 --> 00:22:45,499
‏پس چيكار كنيم؟

368
00:23:07,966 --> 00:23:09,964
‏مسئولش اين مرده

369
00:23:09,965 --> 00:23:11,998
‏تنها مسئول اين اتفاقه

370
00:23:14,199 --> 00:23:17,598
‏پيشنهادم اينه كه دو نفري
 ‏به همه افراد توضيح بديم

371
00:23:17,599 --> 00:23:21,598
‏اين مرد زنداني ميشه تا محاكمه و مجازات بشه

372
00:23:21,599 --> 00:23:23,664
‏بدون هيچ ملاحظه و تخفيفي

373
00:23:54,229 --> 00:23:55,929
‏ميشه يه چاقو بهم بدي لطفاً؟

374
00:24:49,326 --> 00:24:50,659
‏يه لحظه صبر كن

375
00:24:52,626 --> 00:24:54,825
،‏تا زماني كه نفهمم چي مي‌خواد به بقيه بگه

376
00:24:54,826 --> 00:24:57,425
‏اجازه نمي‌دم كسي از اين اتاق خارج بشه

377
00:24:57,426 --> 00:24:59,325
‏قرار نيست چيزي بگه

378
00:24:59,326 --> 00:25:00,759
‏بايد يه چيزي بگه

379
00:25:02,626 --> 00:25:06,325
‏ميگه گستاخانه با من صحبت كرده

380
00:25:06,326 --> 00:25:08,125
‏بهم توهين كرده

381
00:25:08,126 --> 00:25:10,459
‏و ديگه هيچ صحبتي در موردش نميشه

382
00:25:11,693 --> 00:25:13,691
‏به همين سادگي

383
00:25:13,692 --> 00:25:16,092
‏آره. حالا بذار بره

384
00:25:31,692 --> 00:25:33,091
...‏اگه يه كلمه چيزي بگه

385
00:25:33,092 --> 00:25:36,923
‏وقتي حرفي مي‌زنم
‏افرادم گوش مي‌كنن

386
00:25:36,924 --> 00:25:38,757
‏و هرچي بگم انجام ميدن

387
00:25:55,258 --> 00:25:58,257
 ‏يه كاروان، مخفيانه ركهام رو
‏به يه كشتي منتقل مي‌كنه

388
00:25:58,258 --> 00:26:00,023
‏و هيچكس به جز تو در اين مورد نمي‌دونه

389
00:26:00,024 --> 00:26:02,456
‏من، فرماندار، هيئت مشاورينش

390
00:26:02,457 --> 00:26:05,456
،‏هشت تا سواره نظام
فرمانده‌شون، ‏كالسكه‌ران

391
00:26:05,457 --> 00:26:07,449
‏آدماي زيادي مي‌دونن، به جز تو

392
00:26:09,457 --> 00:26:11,222
‏و فكر مي‌كني نقشه‌اي هست كه

393
00:26:11,223 --> 00:26:12,889
‏به اين كاروان حمله بشه

394
00:26:12,890 --> 00:26:15,722
‏نقشه‌اي كه به ناخدا فلينت مربوط ميشه

395
00:26:15,723 --> 00:26:18,756
 ‏كسي كه همه ديدن
‏چند ساعت پيش با كشتي به دل دريا زد

396
00:26:18,757 --> 00:26:21,522
‏خدايا! پيشكار حق داره حرفمو باور نكنه

397
00:26:21,523 --> 00:26:24,889
‏چون منو نميشناسه، باني رو نميشناسه
‏‏فلينت رو نميشاسه

398
00:26:24,890 --> 00:26:28,721
‏اگه معلوم بشه حق با من بوده
‏‏يه احمق جلوه مي‌كنه

399
00:26:28,722 --> 00:26:30,955
 ‏ولي ميگه اون آدما رو نميشناخته و
‏از خودش دفاع ميكنه

400
00:26:30,956 --> 00:26:32,721
‏ولي ‏اگه تو تصميم بگيري حرفمو ناديده بگيري

401
00:26:32,722 --> 00:26:35,521
‏خيلي بيشتر برات سخت ميشه
‏كه يه بهونه پيدا كني

402
00:26:35,522 --> 00:26:39,021
‏خودم ديدم والروس از ساحل دور شد

403
00:26:39,022 --> 00:26:41,355
‏يه آدم گذاشتم با دوربين
‏دورشدنش رو زيرنظر بگيره

404
00:26:41,588 --> 00:26:43,887
‏تا وقتي كه توي افق محو بشه

405
00:26:43,888 --> 00:26:45,187
‏مي‌دوني چي؟ وقت اين خزعبلات رو ندارم

406
00:26:45,188 --> 00:26:47,621
‏به جز يه تلالو نور

407
00:26:50,220 --> 00:26:51,219
‏چي؟

408
00:26:51,220 --> 00:26:52,953
‏گفتم آدمم دوربينش رو

409
00:26:52,954 --> 00:26:53,953
‏به سمت افق نگه داره

410
00:26:53,954 --> 00:26:56,086
‏جايي كه والروس ناپديد شد

411
00:26:56,087 --> 00:26:57,586
‏گفت هر 15 دقيقه

412
00:26:57,587 --> 00:26:59,086
‏تلالوي نوري رو مي‌بينه

413
00:26:59,087 --> 00:27:00,519
‏كه از آخرين مكان والروس مي‌تابه

414
00:27:00,520 --> 00:27:02,786
‏معنيش چي ميشه؟

415
00:27:02,787 --> 00:27:04,953
‏ممكنه هيچ معني‌اي نداشته باشه

416
00:27:04,954 --> 00:27:07,953
‏مثلاً يه چيزي به طور تصادفي
‏نور خورشيد رو منعكس كنه

417
00:27:07,954 --> 00:27:12,720
‏يا اينكه ممكنه انعكاس يه دوربين باشه
‏كه از بالاي يه دكل ما رو تحت نظر داره

418
00:27:13,087 --> 00:27:14,252
‏يه كشتي با بادبان‌هاي جمع شده

419
00:27:14,253 --> 00:27:18,253
‏آروم و ساكت منتظره
‏كه براي بازگشت بهش علامت بدن

420
00:27:20,186 --> 00:27:21,385
‏من شكستش دادم

421
00:27:21,386 --> 00:27:23,085
‏ولي بعد ديدم از مرگ برگشته

422
00:27:23,086 --> 00:27:25,885
‏تا پيروزيم رو نقش بر آب كنه

423
00:27:25,886 --> 00:27:27,385
 ‏تا ببينم معاونش، معاون من رو بكشه

424
00:27:27,386 --> 00:27:30,385
‏و آشكارا جلوي همه بهم توهين كنه

425
00:27:30,386 --> 00:27:32,085
‏من و تو قبلاً مشكلاتي با هم داشتيم

426
00:27:32,086 --> 00:27:33,885
‏ولي من و فلينت

427
00:27:33,886 --> 00:27:36,252
‏كار ناتمومي با هم داريم
‏كه خيلي جدي‌تر از اين حرفاست

428
00:27:47,752 --> 00:27:50,985
‏پدرم توي ليدز خياط بود

429
00:27:54,618 --> 00:27:56,751
‏مثل پدرش

430
00:27:56,752 --> 00:27:59,151
‏و پدر پدرش

431
00:27:59,152 --> 00:28:01,451
"‏زماني رسيده بود كه توي "آونديل رود
اگه كسي مي‌پرسيد

432
00:28:01,452 --> 00:28:03,750
‏كجا مي‌تونه بهترين لباس رو
‏‏در شمال انگليس پيدا كنه

433
00:28:03,751 --> 00:28:06,283
‏به مغازه مردي به نام ركهام ميفرستادنش

434
00:28:06,284 --> 00:28:09,150
‏بعد، آدمايي كه پارچه پشمي مي‌فروختن

435
00:28:09,151 --> 00:28:10,450
‏تصميم گرفتن

436
00:28:10,451 --> 00:28:12,116
‏ديگه با اونايي كه پارچه پنبه‌اي
مي‌فروشن رقابت نكنن

437
00:28:12,117 --> 00:28:13,683
‏و اونايي كه پارچه پشمي مي‌فروختن

438
00:28:13,684 --> 00:28:16,683
‏سيبيل قانونگذارها رو چرب كردن

439
00:28:16,684 --> 00:28:19,983
 ،‏و ‏براي افزايش سودشون
‏‏يه ممنوعيت قانوني ايجاد كردن

440
00:28:19,984 --> 00:28:21,816
‏و پارچه‌هاي پنبه‌اي ناپديد شد

441
00:28:21,817 --> 00:28:23,983
‏و كسب و كار پدرم

442
00:28:23,984 --> 00:28:26,483
‏كه از پدرش به ارث برده بود

443
00:28:26,484 --> 00:28:27,749
‏و اونم از پدرش به ارث برده بود

444
00:28:27,750 --> 00:28:30,450
‏نابود شد و از بين رفت

445
00:28:32,383 --> 00:28:35,982
‏اون ورشكستگي مالي براي پدرم ننگين بود

446
00:28:35,983 --> 00:28:39,182
‏نمي‌تونست تو چشم پسرش نگاه كنه

447
00:28:39,183 --> 00:28:41,283
‏و خودش رو تو عرق‌خوري غرق كرد

448
00:28:43,250 --> 00:28:46,049
‏تو مراسم عبادت يكشنبه
‏به عنوان پسرش كنارش وايساده بودم

449
00:28:46,050 --> 00:28:50,749
 ،‏وقتي توي محراب
‏رو به كشيش داد و فرياد ميكرد

450
00:28:50,750 --> 00:28:51,948
‏همه، حرفاشو ميشنيدن

451
00:28:51,949 --> 00:28:54,948
‏اصلاً منصفانه نبود

452
00:28:54,949 --> 00:28:59,448
‏همين كه توهين‌ها شروع شد
‏دستم رو گذاشتم روي شونه‌اش

453
00:28:59,449 --> 00:29:01,048
‏كمكش كردم از كليسا خارج بشه

454
00:29:01,049 --> 00:29:03,249
‏خدايا، چه توهين‌هايي ميشد

455
00:29:04,749 --> 00:29:07,048
‏توي تشييع جنازه‌ش
‏همسايه‌هامون اونقدر لطف داشتن

456
00:29:07,049 --> 00:29:10,248
‏كه به جاي اينكه حرفاشونو بلند بزنن
‏توي گوش هم نجوا مي‌كردن

457
00:29:10,249 --> 00:29:12,381
‏پس، دست به كار شدم

458
00:29:12,382 --> 00:29:15,381
‏تصميم گرفتم چيزي كه ازمون گرفته شده بود رو
‏دوباره به دست بيارم

459
00:29:15,382 --> 00:29:17,747
‏13 سالم بود ولي تصميممو گرفته بودم

460
00:29:19,881 --> 00:29:22,680
‏تا وقتي يه نفر اومد در خونه‌مون

461
00:29:22,681 --> 00:29:26,080
‏ادعا كرد از پدرم طلبكاره

462
00:29:26,081 --> 00:29:28,080
‏براي وقتي كه پدرم دائم‌الخمر بود

463
00:29:28,081 --> 00:29:31,180
‏طلبي كه مي‌گفت من بايد پرداختش كنم

464
00:29:31,181 --> 00:29:35,080
 ‏طلبي كه هيچ‌جوري
‏نمي‌تونستم از پس پرداختش بربيام

465
00:29:35,081 --> 00:29:38,380
‏طلبي كه اون مرد به خاطرش
‏منو به زندون انداخت

466
00:29:38,381 --> 00:29:40,845
‏جايي زنداني شدم كه
‏بتونم كار كنم و طلبم رو بدم

467
00:29:40,846 --> 00:29:42,845
‏فقط با كارگري سخت و طاقت‌فرسا

468
00:29:42,846 --> 00:29:45,845
‏كارگري بدون هيچ حقوقي

469
00:29:45,846 --> 00:29:48,045
‏مي‌دوني كارش كجا بود؟

470
00:29:48,046 --> 00:29:51,046
‏پارچه بافي

471
00:29:55,546 --> 00:30:00,146
 ‏"شما آدما نمي‌تونين دنيا رو
"‏همونجوري كه هست قبول كنين

472
00:30:01,313 --> 00:30:04,878
‏آدمايي اينو ميگن كه دنيا
‏همه چي بهشون داده

473
00:30:06,645 --> 00:30:08,844
‏اگه "ان" نياد
‏اگه نجاتم ندن

474
00:30:08,845 --> 00:30:11,344
‏اگه اين ديگه آخر راهم باشه
اينو بدون

475
00:30:11,345 --> 00:30:15,344
‏من و تو تا آخر اين ماجرا كنار هميم

476
00:30:15,345 --> 00:30:19,978
‏ولي خدايا، من حتي به گرد پاي تو نميرسم

477
00:30:20,545 --> 00:30:23,344
‏فكر مي‌كني دنيا اينقدر باهام مهربون بوده؟

478
00:30:23,345 --> 00:30:25,411
‏كه من كمتر از تو زجر كشيدم؟

479
00:30:25,412 --> 00:30:27,044
‏كه خيلي از تو خوشبخت‌ترم؟

480
00:30:27,045 --> 00:30:30,343
‏خانواده ثروتمند داري
‏كار كشتيراني بابات رو به ارث بردي

481
00:30:30,344 --> 00:30:33,110
‏با يه زن ثروتمند ازدواج كردي
‏كتابت رو خوندم

482
00:30:33,111 --> 00:30:35,643
‏ولي چيزايي هست كه آدم توي كتاب نمياره

483
00:30:35,644 --> 00:30:38,143
‏چيزايي كه مخفي مي‌كني
‏چون اگه جامعه متمدن بدونه

484
00:30:38,144 --> 00:30:41,210
‏وقتي تحت فشار قرار ميگيري
‏چه كارايي از دستت برمياد

485
00:30:41,211 --> 00:30:43,611
‏ديگه هيچقوقت بين خودشون راهت نميدن

486
00:30:45,411 --> 00:30:50,111
‏هرچي ازم مي‌دوني
‏چيزاييه كه خودم خواستم بدوني

487
00:30:54,410 --> 00:30:56,209
! ‏سواركار

488
00:30:56,210 --> 00:30:57,875
!‏چندتا سواركار نزديك ميشن

489
00:30:57,876 --> 00:30:59,609
!‏از فرماندار محافظت كنين

490
00:31:02,210 --> 00:31:04,209
!‏سروان، برگردين و درگير بشين

491
00:31:04,210 --> 00:31:06,110
!‏برگردين! درگير بشين

492
00:31:20,675 --> 00:31:22,674
!‏دارن بهمون مي‌رسن قربان

493
00:31:25,975 --> 00:31:27,974
!‏از فرماندار محافظت كنين

494
00:31:27,975 --> 00:31:30,541
!‏سريعتر برو
!‏با تمام سرعت اسب‌ها
‏

495
00:31:32,675 --> 00:31:33,875
!‏تپانچه

496
00:31:35,175 --> 00:31:37,241
‏شليك نكن
‏وايسا تا نزديك‌تر بشن

497
00:31:37,242 --> 00:31:39,408
!‏اطاعت

498
00:31:39,409 --> 00:31:41,342
 ‏

499
00:31:44,974 --> 00:31:46,840
 ‏

500
00:31:49,541 --> 00:31:52,740
 ‏

501
00:31:54,741 --> 00:31:57,107
 ‏

502
00:32:45,338 --> 00:32:47,304
 ‏

503
00:33:21,336 --> 00:33:23,702
!‏آخ

504
00:33:37,703 --> 00:33:39,069
‏بايد بريم، سريع

505
00:33:39,070 --> 00:33:42,402
!‏- برو
‏- برم؟

506
00:33:42,403 --> 00:33:43,402
‏صندوقچه رو به ساحل ببر

507
00:33:43,403 --> 00:33:45,368
‏ما درست پشت سرت ميايم

508
00:33:45,369 --> 00:33:46,368
‏درست پشت سرم مياي؟

509
00:33:46,369 --> 00:33:48,502
‏آره

510
00:33:52,102 --> 00:33:54,134
 ‏فكر كردم گفتي
‏ديگه هيچ كاري با ناسو نخواهي داشت

511
00:33:55,369 --> 00:33:57,368
 ‏نگران شدم بدون من
‏شما دوتا همه چي رو از دست بدين

512
00:33:57,369 --> 00:34:00,268
‏خوشحالم مي‌بينم اشتباه مي‌كردم

513
00:34:03,335 --> 00:34:07,334
‏تيچ چي؟
‏با دگرگوني قلبت چطور كنار اومد؟

514
00:34:07,335 --> 00:34:08,767
‏نميدونم

515
00:34:08,768 --> 00:34:11,533
‏اگه ديديش، خودت ازش بپرس

516
00:34:11,534 --> 00:34:12,867
 ‏

517
00:34:33,267 --> 00:34:34,533
‏ببين

518
00:34:39,767 --> 00:34:40,832
‏مي‌توني ببريش؟

519
00:34:40,833 --> 00:34:42,099
‏آره

520
00:34:48,833 --> 00:34:50,599
!‏برو. برو

521
00:35:00,199 --> 00:35:02,831
!‏آخ

522
00:35:06,932 --> 00:35:08,432
!‏برين

523
00:35:11,832 --> 00:35:13,065
!‏برين

524
00:35:14,199 --> 00:35:16,398
!‏برين

525
00:35:16,399 --> 00:35:18,432
!‏بجنب

526
00:36:03,193 --> 00:36:05,192
‏بذارش زمين

527
00:36:05,193 --> 00:36:06,758
‏ردشون رو دنبال كنين
‏منطقه رو بگردين

528
00:36:06,759 --> 00:36:08,592
‏ببينين كدوم طرفي رفتن

529
00:36:31,458 --> 00:36:33,724
‏ممنون

530
00:36:37,957 --> 00:36:41,123
‏از وقتي بچه بوديم اونو مي‌شناختم

531
00:36:41,124 --> 00:36:44,324
‏كنارش از بيماري و مرگ بقيه، رنج كشيدم

532
00:36:45,891 --> 00:36:48,523
‏ديدم وفاداريش رو ثابت كرده

533
00:36:48,524 --> 00:36:53,357
 ‏فداكاري و عشقش رو به مادرم
‏و به من تقديم كرد‏

534
00:36:57,724 --> 00:36:59,955
‏پس مي‌توني تصور كني چطوريه

535
00:36:59,956 --> 00:37:04,522
 ‏وقتي ازش بخوام
با كاري كه باهاش كردن كنار بياد

536
00:37:04,523 --> 00:37:07,522
‏و اونايي كه انجامش دادن

537
00:37:07,523 --> 00:37:11,856
‏شبيه كسايي بودن كه وقتي بچه بود
‏پدر و مادرش رو كشتن

538
00:37:13,023 --> 00:37:15,522
‏مي‌توني تصور كني چقدر وسوسه شدم

539
00:37:15,523 --> 00:37:17,122
‏كه اون چاقو رو بذارم توي دستش

540
00:37:17,123 --> 00:37:19,023
‏و بذارم هرطور دوست داره ازش استفاده كنه

541
00:37:21,523 --> 00:37:25,121
‏مي‌توني تصور كني چقدر بايد قوي باشم

542
00:37:25,122 --> 00:37:27,822
‏كه كاري نكنم كه مردمم شكست بخورن

543
00:37:35,889 --> 00:37:37,855
‏ولي اين كارها ما رو تا كجا مي‌بره؟

544
00:37:40,522 --> 00:37:44,388
‏پس با چيزي كه درونم رشد مي‌كنه مبارزه مي‌كنم

545
00:37:44,389 --> 00:37:48,187
‏وسوسه اينكه امروز
خون كس ديگه‌اي ريخته بشه

546
00:37:48,188 --> 00:37:53,187
‏من با درنظر گرفتن آينده
،‏‏و انجام كاراي سخت

547
00:37:53,188 --> 00:37:55,387
‏بهشون خدمت مي‌كنم

548
00:37:55,388 --> 00:37:59,421
‏و اينطوري به نتيجه‌اي مي‌رسيم
‏كه آرزوش رو داريم

549
00:38:03,088 --> 00:38:04,921
‏اين اتفاق دوباره نميفته

550
00:38:15,320 --> 00:38:17,619
‏پس همه چي تموم شده

551
00:38:17,620 --> 00:38:19,186
‏گذشته رو فراموش مي‌كنيم

552
00:38:22,920 --> 00:38:24,786
‏بهت قول مي‌دم

553
00:38:47,885 --> 00:38:51,518
‏حتي يه كلمه حرف نميزني، فهميدي؟

554
00:39:01,084 --> 00:39:05,883
!‏كشتي! سمت جنوب
!‏اين طرفي مياد

555
00:39:05,884 --> 00:39:08,583
‏فكر كردم گفتي از اينجا
‏هيچكس نمي‌تونه ما رو ببينه

556
00:39:08,584 --> 00:39:11,083
‏نمي‌تونن

557
00:39:20,717 --> 00:39:22,716
‏آماده حركت شو

558
00:39:22,717 --> 00:39:24,649
‏برميگرديم به ساحل تا بقيه رو سوار كنيم

559
00:39:24,650 --> 00:39:26,648
‏ولي هنوز علامتي ندادن

560
00:39:26,649 --> 00:39:30,282
‏اون كشتي تا دو ساعت ديگه بهمون ميرسه
‏شايدم كمتر

561
00:39:30,283 --> 00:39:32,182
‏راه بيفت

562
00:39:32,183 --> 00:39:33,715
!‏آماده حركت بشين

563
00:39:33,716 --> 00:39:35,015
‏در مسير باد موافق

564
00:39:37,016 --> 00:39:38,548
‏در مسير باد موافق

565
00:39:46,216 --> 00:39:48,515
‏ديدمت

566
00:39:48,516 --> 00:39:50,214
‏از مسيري برو كه راهش رو قطع كني

567
00:39:50,215 --> 00:39:51,514
‏چرخش به سمت چپ

568
00:39:51,515 --> 00:39:53,081
‏به سمت چپ

569
00:40:03,714 --> 00:40:06,013
‏6 نفر ديگه‌شون مريض شدن

570
00:40:06,014 --> 00:40:08,513
‏جمعاً 14 نفر شدن

571
00:40:08,514 --> 00:40:09,913
‏كسي ازشون مُرده؟

572
00:40:09,914 --> 00:40:13,913
‏هنوز نه، ولي نيروهامون دارن كم و كمتر ميشن

573
00:40:13,914 --> 00:40:17,212
‏وضعيت هم مدام داره بدتر ميشه

574
00:40:17,213 --> 00:40:18,712
‏درضمن فلينت هم يه جايي اون بيرونه

575
00:40:18,713 --> 00:40:21,212
‏و مي‌خواد عليه‌مون اعلان جنگ كنه

576
00:40:21,213 --> 00:40:22,912
‏و به زودي مردم ناسو خبردار ميشن كه

577
00:40:22,913 --> 00:40:24,212
‏ركهام و پولهاش رو

578
00:40:24,213 --> 00:40:26,512
‏دارن به هاوانا مي‌برن

579
00:40:26,513 --> 00:40:30,212
‏ولي اگه اينطور نشه
‏اگه حق با من و تو باشه

580
00:40:30,213 --> 00:40:33,512
‏اگه اتفاقي بيفته و سواره نظام هورنيگولد
‏نتونن جلوش رو بگيرن

581
00:40:33,513 --> 00:40:37,413
‏علاوه بر تمام مشكلات فعلي
‏درگير جنگ با اسپانيا ميشيم

582
00:40:38,912 --> 00:40:40,211
‏اگه حق با من و تو باشه

583
00:40:40,212 --> 00:40:42,078
‏و مشكلي براي كاروان فرماندار پيش بياد

584
00:40:42,079 --> 00:40:46,278
‏مي‌ترسم مجبور بشيم با چيزي
‏خيلي نارحت‌كننده‌تر روبرو بشيم

585
00:40:46,279 --> 00:40:47,778
‏چيه؟

586
00:40:47,779 --> 00:40:49,478
‏من و تو از اين مريضي مصونيت داريم

587
00:40:49,479 --> 00:40:52,978
‏چون فقط غيربومي‌ها اين مريضي رو ميگيرن

588
00:40:52,979 --> 00:40:56,078
‏من و تو فلينت رو ميشناسيم
‏و مي‌تونيم باهاش بجنگيم

589
00:40:56,079 --> 00:40:57,978
‏و فكر كنم بتونيم پا رو فراتر بذاريم

590
00:40:57,979 --> 00:41:00,578
‏حداقل اسپانيا رو هم مي‌شناسيم
 ‏و مي‌تونيم تمام تلاشمون رو

591
00:41:00,579 --> 00:41:03,077
‏براي مواجه شدن با عكس‌العملشون انجام بديم

592
00:41:03,078 --> 00:41:04,977
‏ولي چيزي خطرناك‌تر از

593
00:41:04,978 --> 00:41:06,843
‏يه دشمن ناشناخته نيست

594
00:41:06,844 --> 00:41:09,277
‏اگه به كاروان فرماندار حمله بشه

595
00:41:09,278 --> 00:41:11,210
‏يعني يه نفر مسير و مقصدش رو مي‌دونسته

596
00:41:11,211 --> 00:41:15,610
‏يعني رازهامون ديگه سر به مهر نيست

597
00:41:15,611 --> 00:41:18,944
‏يعني يه جاسوس بينمون هست

598
00:41:42,602 --> 00:41:45,201
‏يكي كمكش كنه

599
00:41:45,202 --> 00:41:46,502
‏دكتر ماركوس رو بيارين

600
00:41:52,834 --> 00:41:54,734
 ‏

601
00:42:17,667 --> 00:42:19,600
‏وين كجاست؟

602
00:42:20,833 --> 00:42:23,966
‏قبل از اينكه بتونه فرار كنه
‏نظامي‌ها رسيدن

603
00:42:23,967 --> 00:42:25,800
‏چاره‌اي به جز فرار نداشتيم

604
00:42:27,833 --> 00:42:29,333
‏گندش بزنن

605
00:42:31,967 --> 00:42:34,332
‏اون و صندوقچه رو ببرين به كشتي
‏و از اينجا برين

606
00:42:34,333 --> 00:42:36,332
‏چي؟ تو كه نمي‌توني اينجا بموني

607
00:42:36,333 --> 00:42:37,999
‏ميرم وين رو پيدا كنم

608
00:42:38,000 --> 00:42:41,465
‏وقتي آزادش كردم، ‏يه راهي
براي برگشتن به اردوگاه پيدا مي‌كنيم

609
00:42:41,466 --> 00:42:42,465
...‏ناخدا

610
00:42:42,466 --> 00:42:43,765
‏اعدام چارلز وين وسط ناسو

611
00:42:43,766 --> 00:42:45,865
‏اتفاقيه كه نبايد بذاريم رخ بده

612
00:42:45,866 --> 00:42:47,799
‏نمي‌توني بموني

613
00:42:49,532 --> 00:42:51,731
‏داريم وارد جنگي ميشيم كه خودت مي‌خواستي

614
00:42:51,732 --> 00:42:54,531
‏و شايد قدم به مسير پيروزي نهايي گذاشته باشيم

615
00:42:54,532 --> 00:42:57,398
‏ولي سر اين صندوقچه جنگ بزرگي درست ميشه

616
00:42:57,399 --> 00:42:59,665
‏و تو تنها كسي هستي
‏كه مي‌توني فرماندهيش كني

617
00:43:01,032 --> 00:43:03,498
‏حق با اونه

618
00:43:05,031 --> 00:43:06,397
‏راست ميگه

619
00:43:06,398 --> 00:43:08,730
‏اگه چارلز مي‌دونست حتي به اين فكر كرديم

620
00:43:08,731 --> 00:43:12,397
 ‏كه اين اتفاق بزرگ رو
‏براي نجات دادن اون به خطر انداختيم

621
00:43:12,398 --> 00:43:14,131
‏همه‌مون رو ميكشت

622
00:43:16,831 --> 00:43:18,630
‏دو نفر بهم بده

623
00:43:18,631 --> 00:43:20,531
‏من برمي‌گردم و موقعيت رو ارزيابي مي‌كنم

624
00:43:23,331 --> 00:43:24,330
‏چطوري؟

625
00:43:24,331 --> 00:43:25,530
‏زير زبون بقيه رو مي‌كشم

626
00:43:25,531 --> 00:43:27,030
‏اونايي كه هنوز دلشون با ماست رو پيدا مي‌كنم

627
00:43:27,031 --> 00:43:29,529
 ‏ياشون ميارم يه زماني
‏چارلز وين بهترين آدم بينشون بود

628
00:43:29,530 --> 00:43:30,729
‏و هنوز هم بهترينشونه

629
00:43:30,730 --> 00:43:33,629
‏پدر و مادرم توي اين كار استاد بودن

630
00:43:33,630 --> 00:43:35,029
‏اگه قراره اين جنگ رو ببريم

631
00:43:35,030 --> 00:43:36,263
‏شايد دقيقاً همون چيزي باشه كه لازم داريم

632
00:43:36,264 --> 00:43:39,529
‏تا اون موقع هركاري مي‌كنم

633
00:43:39,530 --> 00:43:40,829
‏فرماندار نمي‌تونه وين رو اعدام كنه

634
00:43:40,830 --> 00:43:42,763
‏وقتي بترسه كه مردم
‏خيابون‌ها رو به آشوب مي‌كشن

635
00:44:14,129 --> 00:44:15,729
‏چارلز اينجاست

636
00:44:18,828 --> 00:44:22,594
‏با توجه به چيزايي كه از دست داديم
‏چيز خيلي كوچيكي نصيبمون شد

637
00:44:24,928 --> 00:44:27,127
‏ولي تو خيلي دورانديش بودي
كه ناخدا هورنيگولد رو فرستادي

638
00:44:27,128 --> 00:44:29,127
‏تا ‏كشتي فلينت رو تعقيب كنه

639
00:44:29,128 --> 00:44:31,627
‏فقط اينجوري مي‌تونيم اميدوار باشيم

640
00:44:31,628 --> 00:44:35,228
‏كه اون صندوقچه رو دوباره به‌دست بياريم و
‏جلوي بدبخت شدنمون رو بگيريم

641
00:44:37,128 --> 00:44:40,261
‏اگه هورنيگولد نتونه به كشتي فلينت برسه

642
00:44:41,751 --> 00:44:43,856
‏اين فلينت خواهد بود كه

643
00:44:44,393 --> 00:44:47,692
‏فصل بعد داستان رو مي‌نويسه

644
00:44:47,693 --> 00:44:49,192
‏تصميماتي كه اونموقع بايد بگيريم

645
00:44:49,193 --> 00:44:53,692
‏بدترين و وحشتناك‌ترين تصميم‌ها خواهد بود

646
00:44:53,693 --> 00:44:57,492
‏تصميماتي كه تحت هر شرايطي
‏نتايج بدي در پي دارن

647
00:44:57,493 --> 00:45:01,126
‏النور منو نگاه كن

648
00:45:10,959 --> 00:45:13,691
‏چالش‌هايي كه روبروي ما دو تا خواهد بود

649
00:45:13,692 --> 00:45:15,192
‏سخت‌ترين و خطرناك‌ترين‌ها هستن

650
00:45:17,325 --> 00:45:19,124
‏بايد مطمئن بشم كه مي‌تونم روت حساب كنم

651
00:45:19,125 --> 00:45:20,524
‏كه كمكم كني ازشون عبور كنيم

652
00:45:20,525 --> 00:45:23,191
‏البته كه مي‌توني مطمئن باشي

653
00:45:25,325 --> 00:45:27,824
...‏مي‌دوني

654
00:45:27,825 --> 00:45:30,324
‏از همون لحظه‌اي كه توي لندن
وارد سلولت شدم

655
00:45:30,325 --> 00:45:32,290
‏از اين نگران بودم

656
00:45:32,291 --> 00:45:36,823
‏كه آيا مي‌توني در برابر وسوسه‌هايي
‏كه توي ناسو هست مقاومت كني يا نه

657
00:45:36,824 --> 00:45:40,023
‏آيا ‏جاذبه گذشته‌اي كه اينجا داشتي

658
00:45:40,024 --> 00:45:42,190
‏وادارت مي‌كنه دوباره دست به
‏كارهاي شنيع بزني يا نه

659
00:45:42,191 --> 00:45:47,090
‏و آيا تكرار اشتباهات بزرگت

660
00:45:47,091 --> 00:45:49,190
‏مانع اين ميشه كه به سمت آينده‌اي حركت كني

661
00:45:49,191 --> 00:45:51,390
‏كه مي‌خوام اينجا بسازم

662
00:45:51,391 --> 00:45:53,090
‏و به جاش به گذشته‌اي كه داشتي برگردي ؟

663
00:45:53,091 --> 00:45:56,189
...‏و الان

664
00:45:56,190 --> 00:45:59,889
‏تو اين لحظه‌ كه
بيشتر از هميشه بهت احتياج دارم

665
00:45:59,890 --> 00:46:04,189
‏كه ‏بهترينت رو لازم دارم

666
00:46:04,190 --> 00:46:05,889
‏مي‌ترسم اين وسوسه

667
00:46:05,890 --> 00:46:07,756
‏خيلي قوي شده باشه

668
00:46:09,890 --> 00:46:11,322
‏- اشتباه مي‌كني
...‏- نه اشتباه

669
00:46:21,156 --> 00:46:22,856
‏اشتباه نمي‌كنم

670
00:46:26,156 --> 00:46:30,822
‏اون مرد كه توي سلول قلعه‌ام نشسته

671
00:46:31,356 --> 00:46:33,355
‏براي تو، تجسم همون وسوسه‌ست

672
00:46:33,356 --> 00:46:34,588
‏كاملاً آشكار و مشخصه

673
00:46:34,589 --> 00:46:38,955
‏حالا ازت مي‌پرسم آيا مي‌توني

674
00:46:38,956 --> 00:46:43,488
‏گذشته شخصي و زشت خودت رو ببيني

675
00:46:43,489 --> 00:46:44,920
‏ولي روي وضعيت كنوني متمركز بموني؟

676
00:46:44,921 --> 00:46:49,020
‏و مهمتر از همه روي آينده هر دوتامون؟

677
00:46:49,021 --> 00:46:50,720
‏روي بقاي دوتامون؟

678
00:46:50,721 --> 00:46:54,220
‏اگه احترامي برام قائلي

679
00:46:54,221 --> 00:46:57,520
‏اگه ارزشي برات دارم

680
00:46:57,521 --> 00:47:00,020
‏ازت مي‌خوام حقيقت رو بهم بگي

681
00:47:00,021 --> 00:47:02,421
‏كه الان چه كاري از دستت برمياد

682
00:47:09,220 --> 00:47:10,919
‏لحظه‌اي كه در لندن، وارد سلولم شدي

683
00:47:10,920 --> 00:47:12,787
‏مي‌خواي بدوني اولين چيزي كه
‏بهش فكر كردم چي بود؟

684
00:47:15,987 --> 00:47:18,786
‏نه ‏به اتهاماتي كه بهم وارد شده بود فكر مي‌كردم

685
00:47:18,787 --> 00:47:21,786
‏نه‏ به اينكه ممكن بود اعدام بشم

686
00:47:21,787 --> 00:47:23,286
‏نه ‏به دزدي دريايي فكر مي‌كردم

687
00:47:23,287 --> 00:47:25,786
‏نه به عفو ، نه به ناسو

688
00:47:25,787 --> 00:47:29,620
‏اون لحظه، تمام فكرم فقط و فقط
‏درگير يه چيز بود

689
00:47:33,786 --> 00:47:36,485
‏كه اين ممكنه فرصتي برام باشه

690
00:47:36,486 --> 00:47:38,152
‏كه بتونم ‏از قاتل پدرم

691
00:47:38,153 --> 00:47:40,785
‏انتقام بگيرم

692
00:47:40,786 --> 00:47:45,619
‏كه بتونم نقشي در
‏اعدام چارلز وين داشته باشم

693
00:47:45,919 --> 00:47:49,018
‏الان مي‌شناسمت
‏الان بهت اعتماد دارم

694
00:47:49,019 --> 00:47:51,684
‏الان بهت مديونم

695
00:47:51,685 --> 00:47:53,151
‏الان ديگه دوستت دارم

696
00:47:56,819 --> 00:48:00,017
‏پس حقيقت مطلق رو بهت ميگم

697
00:48:00,018 --> 00:48:02,317
‏كه وقتي با كسي كه
توي اون سلول نشسته روبرو بشم

698
00:48:02,318 --> 00:48:04,918
‏چه عكس‌العملي نشون ميدم

699
00:48:09,818 --> 00:48:11,351
‏صادقانه بگم، نمي‌دونم

700
00:48:12,352 --> 00:48:17,352
ترجمه از مـهـرداد و ايـليـا
Mehrdadss &  EILIA

701
00:48:18,353 --> 00:48:23,352
ارائه‌اي از تيم ترجمه ايران‌فيلم
IranFilm.net

702
00:48:23,376 --> 00:48:27,376
: هماهنگ  شده با نسخه ي بلوري 
www.IranFilm.Net

