﻿1
00:12:20,680 --> 00:12:22,800
{\be0.5}

2
00:00:04,460 --> 00:00:06,590
‫در محل ویلای گونگا...

3
00:00:06,590 --> 00:00:10,590
‫نبرد مرگ و زندگی بین قهرمانا و آل‌فوروان، همچنان ادامه داشت.

4
00:00:11,690 --> 00:00:13,480
‫دارین می‌لرزینا...

5
00:00:13,850 --> 00:00:15,850
‫طفلکای بیچاره!

6
00:00:18,190 --> 00:00:24,550
‫با خیال خوش... پا شدین و اومدین اینجا... 
‫فکر کردین اومدین اردو... آره؟

7
00:00:37,430 --> 00:00:42,470
‫این حجم برای اون تعداد پری که برات مونده، خیلی زیاد بود.

8
00:00:43,910 --> 00:00:45,370
‫هاکس.

9
00:00:45,960 --> 00:00:49,850
‫تو در حال حاضر... فقط یه آدم معمولی هستی.

10
00:00:51,730 --> 00:00:55,500
شمام کاراکترای پیشتیبان بودین به خیالتون؟

11
00:00:55,500 --> 00:00:59,570
‫ولی از بخت ناجورتون، اینجا با یه ابرقدرت طرفین.

12
00:01:00,290 --> 00:01:05,500
‫فکر کرده بودین می‌تونین با ارباب شیطانی روبرو شین؟!

13
00:01:06,520 --> 00:01:10,070
فکر کردین که خاصی-چیزی هستین؟

14
00:01:26,140 --> 00:01:32,610
Tenshi Hunter _ Captain Paran

15
00:01:26,140 --> 00:01:32,610
Anime List Translation Team

16
00:01:26,140 --> 00:01:32,610
&

17
00:02:47,450 --> 00:02:48,980
‫تو...

18
00:02:51,370 --> 00:02:58,730
‫چیزایی که درباره‌ی ترس می‌گی... درباره قدرت می‌گی،
‫درباره‌ی ضعف می‌گی، درباره‌ی خاص‌بودن می‌گی...

19
00:03:01,020 --> 00:03:02,930
‫برام مهم نیستن!

20
00:03:03,730 --> 00:03:05,670
‫اصلاً برام مهم نیست!

21
00:03:06,080 --> 00:03:11,630
‫تقصیر تو بود که دوستام... گریه می‌کردن!

22
00:03:11,970 --> 00:03:14,080
‫هارتبیت ساروند...

23
00:03:14,080 --> 00:03:15,930
‫لگاتو!

24
00:03:17,330 --> 00:03:20,060
‫انگیزه، رفتار، قابلیت...

25
00:03:20,060 --> 00:03:22,820
‫ایناش در حدِ یه آدم ضعیفه.

26
00:03:23,730 --> 00:03:25,650
‫کافی نیست اصلاً!

27
00:03:25,650 --> 00:03:28,380
‫قدرتت... خیلی خیلی کم داره!

28
00:03:31,600 --> 00:03:35,190
این الان اراده‌ی کوسه‌هاییه که تا حالا دزدیدم؟

29
00:03:35,560 --> 00:03:36,750
‫امکان نداره...

30
00:03:37,380 --> 00:03:39,680
‫حتی جلوی نیواوردر هم نباید این‌طوری می‌شد...

31
00:03:40,630 --> 00:03:43,350
یعنی می‌گی که منو گیر انداختن؟

32
00:03:44,180 --> 00:03:47,400
اونم با ضعفِ یه آدم ضعیف؟

33
00:03:47,910 --> 00:03:49,420
‫هاکس!

34
00:03:50,660 --> 00:03:52,000
‫ضربه‌ی اول...

35
00:03:52,610 --> 00:03:54,510
‫دومی... سومی...

36
00:03:55,480 --> 00:04:00,840
‫مدام به یه‌جا ضربه زدم تا شکافو بزرگ کنم.

37
00:04:01,350 --> 00:04:03,340
‫ذره‌ به ذره!

38
00:04:04,190 --> 00:04:06,350
‫ارتعاش امواج صوتی تقویت‌شده...

39
00:04:08,190 --> 00:04:10,250
‫تیغِ پرِ پرواز!

40
00:04:13,530 --> 00:04:14,640
‫سوکویومی!

41
00:04:14,930 --> 00:04:17,550
‫دارک‌شدو! بهترین فرصته!

42
00:04:18,790 --> 00:04:21,130
‫خیله‌خب! دوباره می‌بینمت!

43
00:04:23,480 --> 00:04:28,040
‫قدرت فعلی هاکس اونقدر نیست که 
‫بتونه یه‌ضربه‌ی کاری وارد کنه.

44
00:04:28,690 --> 00:04:29,770
‫در این صورت...

45
00:04:33,650 --> 00:04:35,310
‫پرتگاه سیاه!

46
00:04:41,700 --> 00:04:44,220
‫راگناروک: مشت سریع!

47
00:04:47,840 --> 00:04:50,660
فکر کردی که اون دوتا برای وقت‌خریدن اومدن؟

48
00:04:51,110 --> 00:04:53,010
‫ولی همون ریزه‌میزه‌ها...

49
00:04:53,010 --> 00:04:56,270
‫می‌تونن خیلی رو مخ باشن، نه؟!

50
00:04:57,400 --> 00:05:01,060
‫باید این‌یکی حمله رو جاخالی می‌دادم.

51
00:05:01,630 --> 00:05:04,510
‫ولی... انگار دیر فهمیدم.

52
00:05:06,330 --> 00:05:09,810
‫از وقتی که بیشترِ حواسمو از دست دادم،

53
00:05:09,810 --> 00:05:14,870
‫مدام دنبال کوسه‌های حسگری بودم که بتونن 
‫ارتعاش یا امواج فروسرخو تشخیص بدن.

54
00:05:14,870 --> 00:05:19,630
‫با اونا، می‌تونستم خیلی بیشتر از یه آدم معمولی، وضعیتو درک کنم.

55
00:05:20,810 --> 00:05:26,750
‫اگه فقط به خاطر امواج ناپخته‌ی صدای اون دختر بود،
‫چنین مشکلی پیش‌ نمیومد.

56
00:05:27,400 --> 00:05:30,670
‫دلیلش شورشِ کوسه‌ها علیه خودم بود.

57
00:05:30,670 --> 00:05:32,880
‫این اولین باره که اتفاق میفته.

58
00:05:33,880 --> 00:05:37,430
یعنی این آسیب‌پذیری به خاطر استفاده از کپی‌ـه؟

59
00:05:37,430 --> 00:05:41,120
‫نسبت به زمانی که اصلشونو داشتم،
‫اختیاراتم خیلی کم‌تره!

60
00:05:41,930 --> 00:05:44,680
‫درست تا قبل از این، تنها کاری که از دستم برمیومد، حمله‌ی ناغافل بود.

61
00:05:44,680 --> 00:05:46,790
‫نمی‌تونستم یه ضربه‌ی مرگبار وارد کنم.

62
00:05:47,940 --> 00:05:50,460
‫ولی الان با یه‌ضربه کارشو می‌سازم!

63
00:05:59,650 --> 00:06:01,560
‫بیچاره‌ها!

64
00:06:09,930 --> 00:06:11,880
‫ای بابا...

65
00:06:15,340 --> 00:06:20,900
‫اون سماجت... باید عقل از سرت پرونده باشه...

66
00:06:24,520 --> 00:06:27,390
‫اندوور!

67
00:06:35,850 --> 00:06:37,750
‫الان که دیگه ضعیف‌ترم هستی.

68
00:06:38,490 --> 00:06:40,100
‫موقعیتت...

69
00:06:40,100 --> 00:06:41,890
‫کفاره‌ای که باید بدی...

70
00:06:41,890 --> 00:06:43,530
‫اشتباهاتت...

71
00:06:43,530 --> 00:06:45,090
‫مسئولیت‌هات...

72
00:06:45,560 --> 00:06:48,810
‫اونا ضعف درونیتو عیان کردن.

73
00:06:48,810 --> 00:06:52,120
‫تو رو تا حدی پایین کشیدن که حتی نمی‌تونم نگات کنم.

74
00:06:53,380 --> 00:06:56,640
‫تو نمی‌تونستی یه ابرانسان باشی.

75
00:06:58,110 --> 00:07:00,120
‫به اصل خودت برگرد.

76
00:07:06,320 --> 00:07:09,240
‫به یاد بیار که دشمن اصلیت چی بود.

77
00:07:11,830 --> 00:07:14,810
‫پدرتو به یاد بیار که رفت یه دخترو از دست یه شیطان نجات بده.

78
00:07:14,810 --> 00:07:18,870
‫آخرشم... با همون دختر به یه تیکه گوشت تبدیل شدن.

79
00:07:21,590 --> 00:07:25,580
‫حقارت و حسادتت نسبت به ابرقهرمان واقعی رو به یاد بیار.

80
00:07:25,590 --> 00:07:28,090
تودوروکی انجی

81
00:07:25,590 --> 00:07:28,090
اندوور

82
00:07:26,390 --> 00:07:27,790
‫اندوور...

83
00:07:28,700 --> 00:07:31,630
‫این اسمو از روی تلاش بی‌پایان و ذاتِ مطیعت انتخاب کردی.

84
00:07:32,680 --> 00:07:36,790
‫نمی‌تونستی قلب کریهتو یکپارچه 
‫نگه داری، مگه اینکه خودتو می‌گرفتی.

85
00:07:38,330 --> 00:07:39,810
‫درسته...

86
00:07:39,810 --> 00:07:43,130
‫تو نمی‌تونی آلمایت یا حتی دکو باشی.

87
00:07:44,920 --> 00:07:49,320
‫تو همیشه فقط با ضعفای خودت جنگیدی.

88
00:07:50,850 --> 00:07:52,060
‫برای همین...

89
00:07:53,190 --> 00:07:56,180
‫نمی‌تونی خیال کنی که به عنوان یه شخص دیگه احیا می‌شی!

90
00:07:56,180 --> 00:07:59,110
‫همین‌طور به نفرین ضعفای خودت ادامه بده!

91
00:07:59,110 --> 00:08:04,890
‫این‌ تنها چیزی بوده که تو رو زنده نگه داشته!

92
00:08:27,700 --> 00:08:28,940
‫درسته!

93
00:08:29,340 --> 00:08:31,860
‫من... خیلی سمجم...

94
00:08:32,960 --> 00:08:34,250
‫برای همین...

95
00:08:34,250 --> 00:08:36,430
‫برای باقی عمرم...

96
00:08:36,430 --> 00:08:38,050
‫یه روزم نخواهد بود که...

97
00:08:38,050 --> 00:08:41,110
‫به خودم دلداری بدم و بگم «کارت خوب بوده»!

98
00:08:42,070 --> 00:08:44,570
‫تموم‌کردن این جنگ مکافات...

99
00:08:46,100 --> 00:08:48,010
‫تنها وظیفه‌ی منه!

100
00:08:49,620 --> 00:08:52,620
‫این‌یکی از بیخ گوشم رد شد...

101
00:08:54,100 --> 00:08:59,020
‫بیخ گوشم؟ می‌دونستم این‌طوری می‌شه اما...

102
00:08:59,690 --> 00:09:02,440
‫اصلاً فکرشم نمی‌کردم که یکی مثل تو...

103
00:09:02,440 --> 00:09:06,800
‫بخواد درد اون روز کذایی رو برام زنده کنه!

104
00:09:08,690 --> 00:09:12,590
‫ترسناک‌تر از قهرمانای زخم‌خورده وجود نداره.

105
00:09:18,910 --> 00:09:20,510
‫خیلی کندی.

106
00:09:22,810 --> 00:09:25,120
محوکُن

107
00:09:22,810 --> 00:09:25,120
‫ونیشینگ...

108
00:09:25,120 --> 00:09:27,930
‫جت‌برن!

109
00:09:31,590 --> 00:09:33,370
‫لعنتی... داغه!

110
00:09:33,370 --> 00:09:35,890
‫اندوور؟ این که جزو نقشه نبود!

111
00:09:35,890 --> 00:09:37,840
‫مگه قرار نبود همون بالا ضربه‌ی نهایی رو بزنه؟!

112
00:09:37,840 --> 00:09:40,860
‫مگه الان نباید پرومیننس‌برن می‌زدی؟!

113
00:09:40,860 --> 00:09:44,230
‫مگه ندیدی، لحظه‌ی آخر رفت تو حالت دفاع؟!

114
00:09:48,000 --> 00:09:50,640
‫اون حرکت، چیزی نیست که بتونم پشت سر هم بزنم.

115
00:09:50,640 --> 00:09:52,820
‫باید دفاع فیزیکیشو کنار بزنم...

116
00:09:52,820 --> 00:09:54,740
‫و مطمئن باشم که همون یه‌بار می‌شینه روش!

117
00:09:55,970 --> 00:09:57,600
داری با خونسردی پیش می‌ری؟

118
00:09:58,030 --> 00:10:00,240
‫نه... اعصابم بدجوری داغونه!

119
00:10:03,990 --> 00:10:05,900
‫آل‌فوروان...

120
00:10:06,770 --> 00:10:07,960
‫رفقا... بکشین عقب!

121
00:10:07,960 --> 00:10:11,140
‫عه، چرا؟ الان باید بهش فشار بیاریم!

122
00:10:13,080 --> 00:10:14,830
‫زهر مار و چرا!

123
00:10:15,160 --> 00:10:17,460
‫اندوور پشت داستانه!

124
00:10:31,040 --> 00:10:34,360
‫به خاطر اون حشره‌ها، ماسکم شکست...

125
00:10:35,250 --> 00:10:38,180
‫بدنم به اختیار خودم نیست.

126
00:10:38,690 --> 00:10:42,200
‫ولی... حالا که اینقدر نزدیکی...

127
00:10:45,150 --> 00:10:49,540
‫دستای تویِ عوضی... آینده‌ی خیلیا رو نابود کرده!

128
00:10:49,850 --> 00:10:52,000
تو مگه بهتر از من بودی؟

129
00:10:52,000 --> 00:10:54,220
‫آره... راست می‌گی!

130
00:10:55,130 --> 00:10:58,100
‫اشتباهات من، تویا رو اون‌طوری کرد...

131
00:10:58,560 --> 00:11:00,830
‫همونم باعث شد آینده‌ی خیلیا تباه شه.

132
00:11:03,840 --> 00:11:06,340
‫گذشته... پاک نمی‌شه.

133
00:11:07,760 --> 00:11:10,560
‫هم خشم... هم کینه... هم مکافات...

134
00:11:11,360 --> 00:11:13,730
‫باید بهم برسن تا آینده خلق شه.

135
00:11:15,430 --> 00:11:19,560
‫آینده... یه راهه تا جوونا روش قدم بردارن.

136
00:11:20,230 --> 00:11:22,260
‫یه راه با کلی حق انتخاب.

137
00:11:24,060 --> 00:11:25,080
‫برای همین...

138
00:11:25,620 --> 00:11:27,620
‫باید برنده شم!

139
00:11:28,890 --> 00:11:31,630
‫تا وقتی که جوونا پا تو اون راه می‌ذارن...

140
00:11:31,630 --> 00:11:34,490
‫اشتباهاتی که بزرگسالا تو گذشته مرتکب شدن، سدِ راهشون نشه!

141
00:11:34,490 --> 00:11:36,910
‫خشمی که دارمو، خرج خودم می‌کنم.

142
00:11:40,340 --> 00:11:44,730
‫هم خشم... هم کینه... هم مکافات...

143
00:11:45,720 --> 00:11:47,980
‫همه‌شو واسه‌ خودم نگه می‌دارم!

144
00:11:49,730 --> 00:11:52,670
‫برنده می‌شم و می‌رم که حواسم به تویا باشه!

145
00:11:53,180 --> 00:11:54,060
‫بس کن...!

146
00:11:54,520 --> 00:11:58,250


147
00:12:17,150 --> 00:12:20,680
‫تأیید شده که قدرت اَبَرترمیمشو نداره.

148
00:12:20,680 --> 00:12:23,190
‫حتی اگه کوسه‌ای هم داشته باشه که راجع بهش بی‌اطلاع باشیم،

149
00:12:23,570 --> 00:12:26,690
‫بدون داشتن بدنی مثل شیگاراکی،

150
00:12:27,070 --> 00:12:28,670
‫دیگه باید مرده با-

151
00:12:28,670 --> 00:12:30,620
‫اندوور-سان، ازش دور شو!

152
00:12:32,010 --> 00:12:34,320
‫واقعاً فکر کردی بدون داشتن برگ برنده‌ای،

153
00:12:35,020 --> 00:12:40,040
‫تو این جنگ نهایی شرکت کردم؟

154
00:12:41,270 --> 00:12:47,360
‫کارم با این بدن تموم شده، آماده‌م بندازمش دور.

155
00:12:48,120 --> 00:12:53,280
‫برای همینم می‌تونم از این استفاده کنم...

156
00:12:53,830 --> 00:12:57,790
‫فکر کردی فقط قهرمانا جون‌شونو وسط می‌ذارن؟

157
00:12:59,820 --> 00:13:04,670
‫اشرار هم وقتی زخمی شدن، ترسناک‌ترین افرادن.

158
00:13:07,510 --> 00:13:11,520
قهرمان زخمی، درخشان می‌سوزد

159
00:13:16,770 --> 00:13:19,270
تابوت آسمانی

160
00:13:31,890 --> 00:13:33,280
‫چی شده؟

161
00:13:33,280 --> 00:13:34,700
‫فقط می‌تونین فرار کنین؟

162
00:13:37,050 --> 00:13:38,280
‫سان‌ایتر!

163
00:13:43,080 --> 00:13:44,590
‫به حرکت ادامه بدین!

164
00:13:44,590 --> 00:13:46,050
‫نباید وایسین!

165
00:13:46,050 --> 00:13:48,070
‫اگه وایسین، درجا بلعیده می‌شین!

166
00:13:48,070 --> 00:13:50,600
‫در حین اینکه می‌رین سراغ بدن اصلیش،
‫جاخالی هم بدین!

167
00:13:50,960 --> 00:13:52,720
‫درسته تعدادشون خیلیه،

168
00:13:52,720 --> 00:13:57,640
‫ولی در عوض بیخیال حرکاتش که درحد آلمایت بودن شده.

169
00:13:58,920 --> 00:14:00,160
‫نینپو...

170
00:14:00,930 --> 00:14:02,470
‫رشته‌های کاغذی سرکوب‌گر!

171
00:14:05,630 --> 00:14:10,310
‫نمی‌تونم باور کنم این صرفاً حاصل رشد 
‫و پیشرفت، جای یه کوسه‌ی جدیده.

172
00:14:10,310 --> 00:14:14,450
‫هرچقدر بیشتر کوسه‌ی آل‌فوروان جاگیر بشه،

173
00:14:14,450 --> 00:14:19,730
‫بدنم با توجه به کوسه‌هایی که داخلم ذخیره شدن،
‫و شرایط محیطی،

174
00:14:19,730 --> 00:14:23,280
‫هی سعی می‌کنه به بهترین شکل خودش برسه.

175
00:14:23,640 --> 00:14:25,410
‫کامی‌هارا شینیا.

176
00:14:26,150 --> 00:14:28,420
‫با وجود این بدن و قدرت،

177
00:14:28,420 --> 00:14:31,690
‫همه‌چی در کف دست من خواهد بود.

178
00:14:32,980 --> 00:14:37,220
‫دنیایی از من، یا از چیزی جز من، متولد می‌شه.

179
00:14:37,600 --> 00:14:40,250
‫دنیایی که از نظر ظاهری،

180
00:14:40,250 --> 00:14:43,750
‫شکلی و قدرتی تقسیم شده و تمام استاندارهاش رو از دست داده.

181
00:14:44,220 --> 00:14:48,640
‫فقط به سوی انقراض و نابودیش داره می‌ره...

182
00:14:48,640 --> 00:14:51,730
‫وقتی اختلافات خیلی شدید باشن، سوءتفاهم پیش میارن.

183
00:14:52,090 --> 00:14:55,480
‫و سوءتفاهم هم ترس و عدم پذیرش به‌وجود میاره.

184
00:14:55,480 --> 00:14:58,380
‫نتیجه‌ش هم دنیاییه که الان توشیم، نه؟

185
00:14:58,380 --> 00:15:00,410
‫اگه من بتونم کنترلش کنم،

186
00:15:00,410 --> 00:15:03,330
‫اون‌موقع همه به‌طور یک‌سانی باهاشون برخورد می‌شه!

187
00:15:03,330 --> 00:15:09,170
‫به‌نظرت اونطوری به دنیای صلح‌آمیزی که
‫ قهرمانا می‌خوان، نزدیک‌تر نمی‌شیم؟

188
00:15:11,370 --> 00:15:16,460
‫نمی‌دونم الان شیگاراکی‌ای یا آل‌فوروان،

189
00:15:16,460 --> 00:15:18,470
‫ولی خوشم نمیاد به حرفات گوش بدم.

190
00:15:18,470 --> 00:15:21,310
‫از همون کامینو، همه‌ش داری زر می‌زنی.

191
00:15:22,830 --> 00:15:26,020
‫بعد از اون همه تحرک کلی عرق جمع کردم.

192
00:15:26,470 --> 00:15:29,740
‫با اینی که رشته‌ی پشتیبانی برام ساخته...

193
00:15:30,800 --> 00:15:35,090
‫واحد سرکوب‌گر سیار سنگین: استرف پانزر!

194
00:15:35,650 --> 00:15:39,160
‫خودم از وسطت سوراخ باز می‌کنم!

195
00:15:43,810 --> 00:15:45,710
‫بدن اصلیتو له می‌کنم!

196
00:15:46,160 --> 00:15:47,860
‫همه‌مون با هم می‌کنیم!

197
00:15:54,010 --> 00:15:55,400
‫پس تیمیم؟

198
00:15:57,990 --> 00:15:59,980
‫تا مونوما و سنسه؛

199
00:15:59,980 --> 00:16:03,850
‫دارن با پاکسازی کوسه‌هاشو خنثی می‌کنن...

200
00:16:04,230 --> 00:16:09,740
‫وای!

201
00:16:04,450 --> 00:16:06,220
‫تا وقتی که کامیناری اینا؛

202
00:16:06,220 --> 00:16:09,730
‫دارن این صحنه رو تکون می‌دن...

203
00:16:10,130 --> 00:16:11,980
‫تا وقتی که یائویوروزو اینا؛

204
00:16:11,980 --> 00:16:14,930
‫دارن بهمون جایی برای وایسادن می‌دن...

205
00:16:16,880 --> 00:16:20,260
‫و سوءتفاهم هم ترس و عدم پذیرش به‌وجود میاره.

206
00:16:23,530 --> 00:16:27,790
‫یه‌جوری بود انگار کمک می‌خواستی...

207
00:16:28,680 --> 00:16:31,130
‫اختلافی که انقدر بزرگه...

208
00:16:32,380 --> 00:16:37,340
‫نگو اشکالی نداره ببازی!

209
00:16:38,030 --> 00:16:39,690
‫و سوءتفاهم...

210
00:16:40,420 --> 00:16:41,720
‫چرا من...

211
00:16:43,220 --> 00:16:46,490
‫چرا من بودم که کار آلمایتو تموم کرد؟!

212
00:16:47,160 --> 00:16:48,810
‫و ترس...

213
00:16:50,620 --> 00:16:52,160
‫بابت همه‌چی معذرت می‌خوام.

214
00:16:53,260 --> 00:16:56,430
‫خیلی وقت پیش همه‌شونو قبول کردم!

215
00:16:57,640 --> 00:16:58,740
‫باکوگو!

216
00:16:59,060 --> 00:17:04,960
‫و همه‌شونو دیدم، و قدمی به جلو برداشتم.

217
00:17:05,450 --> 00:17:09,560
‫می‌دونم بعضیا حتی اگه زمان ببره هم،

218
00:17:09,560 --> 00:17:11,270
‫سعی می‌کنن به جلو برن.

219
00:17:11,270 --> 00:17:15,510
‫پس نیازی نیست دخالت کنی، نوکر تخمی!

220
00:17:15,510 --> 00:17:19,090
‫قدرت الله... انفجار پور!

221
00:17:21,750 --> 00:17:25,660
‫هوویتزر ایمپکت...

222
00:17:26,130 --> 00:17:29,190
‫کلاستر!

223
00:17:39,070 --> 00:17:42,080
‫فیوز موتور شماره ۶ خراب شد. باید سریع جایگزین بشه!

224
00:17:42,080 --> 00:17:43,670
‫میله‌ش داره تاب می‌خوره!

225
00:17:43,670 --> 00:17:46,000
‫سریع یه یدکی بیارید!

226
00:17:46,650 --> 00:17:49,510
‫ارتفاع‌مون داره کم می‌شه! اینطوری سقوط می‌کنیم!

227
00:17:49,510 --> 00:17:52,700
‫انگار شیگاراکی گنده‌تر شده... سنگینم شده!

228
00:17:53,040 --> 00:17:55,670
‫واحد ارتباطی هم گفت داره می‌ره بالا!

229
00:17:55,670 --> 00:17:57,460
‫خروجیا رو افزایش بدین!

230
00:17:58,300 --> 00:18:01,230
‫درون دبیرستان یو.ای، بر فراز آسمان هستیم.

231
00:18:01,830 --> 00:18:05,820
‫به‌خاطر حفاظ الکترومغناطیسی‌ای که برای
‫گیر انداختن شیگاراکی کار گذاشتن،

232
00:18:05,820 --> 00:18:08,230
‫کسایی که داخلن ارتباطشون با کسایی که بیرونن
‫رو از دست دادن.

233
00:18:08,670 --> 00:18:10,670
‫جای فیلم گرفتن کار کنین!

234
00:18:10,670 --> 00:18:13,680
‫صبر کن ببینم، دانش‌آموزای رشته‌ی تجاری چرا اینجان؟!

235
00:18:13,680 --> 00:18:17,810
‫تلپاتی ماندالی تنها روششون برای ارتباط با دنیای بیرونه.

236
00:18:17,810 --> 00:18:20,080
‫درسته، اینجا یه تابوته.

237
00:18:20,080 --> 00:18:23,440
‫و ما هم قراره شیگاراکی رو در سفر مرگش، همراهی‌ کنیم...

238
00:18:23,440 --> 00:18:25,770
‫ای وای، داره مستند می‌گیره!

239
00:18:25,770 --> 00:18:27,410
‫الان که به این چیزا نیازی نیست!

240
00:18:28,400 --> 00:18:29,340
‫چرا هست!

241
00:18:29,340 --> 00:18:31,420
‫نخیر نیست!

242
00:18:31,420 --> 00:18:36,030
‫خب پس! عکسا و ویدئوهای جنگای تاریخی چی؟

243
00:18:36,030 --> 00:18:39,390
‫به‌نظرت کی اونا رو و به چه دلیلی ذخیره کرده؟

244
00:18:40,660 --> 00:18:45,490
‫وظیفه‌ی ما رشته‌ی تجاری، تبلیغ قهرمانانه...

245
00:18:45,490 --> 00:18:49,370
‫در نتیجه، بهمون یاد دادن چطوری قهرمانانو
‫به جامعه وصل کنیم.

246
00:18:49,790 --> 00:18:53,850
‫با تمام چیزایی که تو این سه‌سال یاد گرفتیم،
‫اینو ضبط می‌کنیم.

247
00:18:54,350 --> 00:18:59,370
‫چطوری اونا... نه، ما، برنده شدیم.

248
00:19:02,170 --> 00:19:04,990
‫هوویتزر ایمپکت...

249
00:19:04,990 --> 00:19:07,350
‫کلاستر!

250
00:19:19,340 --> 00:19:21,640
‫مونوما! چشماتو نبند!

251
00:19:23,100 --> 00:19:25,480
‫این لرزش و سروصدا...

252
00:19:25,480 --> 00:19:27,400
‫حتماً باکوگو-سانه!

253
00:19:27,840 --> 00:19:31,680
‫هوی هوی هوی!‍ تیرکای برق حفاظ که نشکسته؟!

254
00:19:32,140 --> 00:19:35,100
‫اون باکوگو، حالش خوبه؟

255
00:19:35,380 --> 00:19:37,410
‫اصلاً اهمیت می‌ده کجاییم؟

256
00:19:37,410 --> 00:19:41,460
‫اگه بازم موهای زیبای نجیره بسوزه و کوتاه‌تر بشه چی؟

257
00:19:41,460 --> 00:19:43,910
‫مشکلی نیست هایا-سنپای!

258
00:19:44,180 --> 00:19:46,740
‫برخلاف چیزی که به‌نظر میاد، خیلی به اطرافش اهمیت می‌ده!

259
00:19:46,740 --> 00:19:51,280
‫وقتی داریم غذا می‌خوریم، همیشه می‌گه دست‌ چپمو
‫بذارم رو میز بمونه!

260
00:19:51,280 --> 00:19:53,240
‫ربطش به وضعیت الان چیه؟!

261
00:19:54,270 --> 00:19:55,500
‫منظورم اینه،

262
00:19:55,940 --> 00:20:00,660
‫کسی نیست که بدون توجه به اطرافیانش مبارزه کنه.

263
00:20:02,810 --> 00:20:07,900
‫انفجارتو متراکم می‌کنی تا به اطرافیانت آسیب نزنه،

264
00:20:07,900 --> 00:20:10,760
‫و اونطوری قدرتت به یه سطح دیگه‌ای می‌رسه.

265
00:20:11,150 --> 00:20:13,890
‫خیلی خفنه... برای همین...

266
00:20:15,210 --> 00:20:16,580
‫می‌شکنمش.

267
00:20:21,240 --> 00:20:29,350
‫ببخشید، ولی هنوز علاقه‌ای به مسیر و رشدت ندارم.

268
00:20:30,600 --> 00:20:31,710
‫قدرت‌الله!

269
00:20:33,780 --> 00:20:37,560
‫شیگاراکی...!

270
00:20:37,840 --> 00:20:42,420
‫می‌گم، کی بود گفت...

271
00:20:42,420 --> 00:20:45,090
‫«اگه بتونیم به بدن اصلیش نزدیک بشیم کافیه.»؟

272
00:20:45,720 --> 00:20:48,680
‫نزدیک شدن بهم، یعنی...

273
00:20:49,720 --> 00:20:56,190
‫مجبورین با اون بدن‌تون، قدرتی هم‌سطح با
‫مال آلمایتو تجربه کنین.

274
00:21:07,170 --> 00:21:10,770
‫اون بزرگ‌ترین حمله‌م بود...

275
00:21:13,380 --> 00:21:16,640
‫واقعاً انقدر ازم دوره؟

276
00:21:18,260 --> 00:21:21,660
‫به چی فکر می‌کنی؟ هدفت چیه؟

277
00:21:22,010 --> 00:21:24,010
‫باکوگو کاتسوکی.

278
00:21:25,090 --> 00:21:29,370
‫اگه فقط یه‌چیزت برام جالب باشه...

279
00:21:30,420 --> 00:21:35,440
‫اینه که تو الان نزدیک‌ترین فرد به میدوریا ایزوکویی...

280
00:21:36,320 --> 00:21:40,550
‫که یعنی، در آخر برمی‌گرده اینجا.

281
00:21:41,890 --> 00:21:44,270
‫میدوریا ایزوکو...

282
00:21:45,540 --> 00:21:48,010
‫و وان‌فورآل...

283
00:23:19,960 --> 00:23:21,960
پیـــــــــــــــــــــــش‌نمایش

284
00:23:21,190 --> 00:23:22,620
‫آنچه خواهید دید...

285
00:23:23,250 --> 00:23:27,910
‫حتی کلاستری که کاچّان با تمام توانش شلیک کرد،
‫رو شیگاراکی تأثیر نداشت.

286
00:23:28,660 --> 00:23:30,990
‫کاچّان تو دردسر افتاده.

287
00:23:31,970 --> 00:23:33,300
‫ولی بازم...

288
00:23:33,750 --> 00:23:35,630
‫هنوزم...

289
00:23:37,020 --> 00:23:39,800
‫قست بعدی، «نور در باران محو می‌شود.»

290
00:23:40,380 --> 00:23:45,940
‫وسط اون وضعیت، غرور یو.ای، سه بزرگ... بالأخره برخاستن.

291
00:23:45,940 --> 00:23:49,940
قسمت


بعـــــــــدی

292
00:23:45,940 --> 00:23:49,940
نور در باران محو می‌شود

293
00:23:46,600 --> 00:23:48,070
‫فراتر برو!

294
00:23:48,070 --> 00:23:49,530
‫فراتر از بینهایت!

