﻿1
00:00:02,000 --> 00:00:09,170
و بنابراين، ارواح مهربان. حالا دنبال من بيا جايي كه مردها مرد هستند...

2
00:00:09,190 --> 00:00:11,020
و خروس ها هستند...

3
00:00:11,610 --> 00:00:13,150
خروس ها

4
00:00:15,440 --> 00:00:17,910
آگوست 1494 فرضيه

5
00:00:18,020 --> 00:00:20,900
خوش اومدي پسر خدا

6
00:00:25,070 --> 00:00:29,450
يا اينطوري خودش را با تمام بي خدايي اش مي خواند.

7
00:00:31,740 --> 00:00:34,410
اومدم عروسمو ببرم

8
00:00:37,200 --> 00:00:42,460
- به دستور پدرم. - به دستور خدا.

9
00:00:50,180 --> 00:00:57,850
من خوش تيپ و قدرتمند هستم. مرا ببوس و بيهوش خواهي شد.

10
00:01:18,040 --> 00:01:22,290
(نمايش به پايان رسيد! همه بيرون! ادامه دهيد!)

11
00:01:27,250 --> 00:01:29,920
(بيا! سريعتر! سريعتر!)

12
00:01:30,050 --> 00:01:33,430
يك بار گفتي كه در مورد من نمايشنامه مي نويسم...

13
00:01:33,550 --> 00:01:38,220
اما نگفتي تكليف كساني كه چنين نمايش هايي را اجرا مي كنند چه مي شود.

14
00:01:42,890 --> 00:01:46,480
خدايا بيامرز مردي را كه تير به الاغم زد.

15
00:01:46,610 --> 00:01:49,480
تا زماني كه حقايق را بدانيم، صبر كنيم تا خشم خود را از بين ببريم.

16
00:01:49,610 --> 00:01:53,860
صبر كن. وقتي كسي مي تواند بنشيند، صبر كردن آسان است.

17
00:01:58,030 --> 00:01:59,540
لعنتي

18
00:01:59,660 --> 00:02:03,290
مردم برود، كامپوروپولو و سن بريزيو ...

19
00:02:03,420 --> 00:02:06,380
آماده باشيد تا به حمله اسپولتو به ترني بپيونديد.

20
00:02:06,500 --> 00:02:10,210
سوء قصد ترني به جان شاهزاده گوفردو توهين به ناموس شماست.

21
00:02:10,340 --> 00:02:13,840
نمي توان كل جمعيت ترني را به خاطر تير يك نفر سرزنش كرد.

22
00:02:13,970 --> 00:02:19,720
با اين حال آنها به ديوارهاي پورتا مونترونه خواهند آمد و به دنبال كنترل معادن ما خواهند بود...

23
00:02:19,850 --> 00:02:24,810
جاده هاي ما، رفاه ما اول بايد حمله كنيم

24
00:02:27,440 --> 00:02:28,900
خير

25
00:02:30,070 --> 00:02:34,950
ابتدا حقيقت را خواهيم آموخت. اين تصميم من است.

26
00:02:37,990 --> 00:02:40,620
- او يك زن است. و يك رومي - نه

27
00:02:40,740 --> 00:02:44,750
اما او رهبر منصوب ماست، پس بايد اطاعت كنيم.

28
00:02:44,870 --> 00:02:50,420
- الان مي بينم رهبري كردن تحقير شدن است. - كسي هست كه باهاش ​​ملاقات كني.

29
00:02:50,550 --> 00:02:54,590
- آمادگي براي... - كسي كه ممكن است براي شما آرامش بياورد.

30
00:02:55,510 --> 00:02:58,510
ما در كوچه پشت اينجا بوديم.

31
00:02:58,640 --> 00:03:03,100
او رو به بيرون بود و چشم ها روي شانه من بود. من چيزي نديدم...

32
00:03:03,220 --> 00:03:07,310
- همانطور كه من در غير اين صورت مشغول بودم. - مراقب رفتارت باش

33
00:03:10,020 --> 00:03:14,280
من اهل ترني هستم. اگر بفهمند من مقصر را نام بردم...

34
00:03:14,400 --> 00:03:17,780
ترني مملو از احمق هاي خرافاتي كند عقل است.

35
00:03:17,910 --> 00:03:23,080
- به آنچه شما مي گوييد خرافه، ما به آن ايمان مي گوييم. - مي داني چه كسي تير را شليك كرد؟

36
00:03:23,200 --> 00:03:24,750
آره.

37
00:03:26,210 --> 00:03:31,590
- كماندار است ... - قهرمان آنها. سيدونيوس گريماني.

38
00:03:31,710 --> 00:03:36,510
او و خانواده اش ثروتمندترين، احمق ترين، خرافاتي ترين هستند...

39
00:03:36,630 --> 00:03:38,090
كافي.

40
00:03:43,470 --> 00:03:47,940
چگونه مي توان مطمئن بود كه گريماني مرتكب اين جنايت شده است؟

41
00:03:48,060 --> 00:03:49,440
زيرا...

42
00:03:51,440 --> 00:03:53,020
او برادر من است.

43
00:04:11,420 --> 00:04:16,420
خداوند خداي خود را شكر كنيم.

44
00:04:17,050 --> 00:04:19,760
شايسته و عادلانه است.

45
00:04:44,530 --> 00:04:47,450
اعليحضرت، من نيروهاي شما را دوباره آموزش دادم...

46
00:04:47,580 --> 00:04:50,710
و براي فتح ميلان آماده عبور از آلپ هستم.

47
00:04:50,830 --> 00:04:54,630
با اين حال من منتظر مي مانم و منتظر سيگنال شما هستم.

48
00:04:54,750 --> 00:04:59,220
- اوه، لطفا، سزار. چرا اينقدر عجله؟ - كمي صبر بيشتر.

49
00:04:59,340 --> 00:05:02,640
بدون عشق كارلوتا دآراگونا، همه چيز براي من در فرانسه باقي مانده است

50
00:05:02,760 --> 00:05:08,730
گلابي تلخ است مي توانم آن را در گلويم بچشم. مي آيد بالا، تمام روز در دهان من است.

51
00:05:08,850 --> 00:05:12,980
اگر قرار است مرد صفراوي باشم، بايد مرد جنگ باشم.

52
00:05:14,730 --> 00:05:17,780
تو فكر مي كني من خودسرم، اما گوش كن.

53
00:05:18,400 --> 00:05:21,700
خواهر دوك لودوويكو با امپراتور ماكسيميليان ازدواج كرده است...

54
00:05:21,820 --> 00:05:24,450
چه كسي نيروهاي آلماني را براي دفاع از ميلان مي فرستد ...

55
00:05:24,570 --> 00:05:29,410
مگر اينكه بتوانيد با ونيز پيماني امضا كنيد تا جلوي پيشروي آلمان را بگيريد.

56
00:05:29,540 --> 00:05:36,840
دقيقا. من بايد منتظر اخباري از دوج باشم. سپس خانواده Sforza را كوبيده خواهيم كرد.

57
00:05:36,960 --> 00:05:40,970
اين سگ ها براي چه هستند؟

58
00:05:43,260 --> 00:05:45,680
براي محافظت از شما دوست عزيز.

59
00:05:49,430 --> 00:05:50,810
آيا او شما را تهديد كرد؟

60
00:05:50,930 --> 00:05:54,100
اين حرف هاي سزار نيست كه مرا مي ترساند، بلكه سكوت هاي اوست.

61
00:05:54,230 --> 00:05:57,230
ويراني ايجاد شده توسط سگ هاي او در تئاتر به سختي ساكت بود.

62
00:05:57,360 --> 00:06:02,030
سزار غرور خالص است. هيچ چيز خطرناك تر از يك مرد مغرور نيست.

63
00:06:02,150 --> 00:06:06,950
خطرناك باشد يا نه، من به محتواي او نياز دارم. من حداقل نمي توانم پاپ را توهين كنم...

64
00:06:07,080 --> 00:06:11,250
تا زماني كه با آن ازدواج نكردم. اوه، اما ونيز كار را به تعويق مي اندازد.

65
00:06:11,370 --> 00:06:14,830
سپس در همين حين چيزي به او بدهيد كه حواسش پرت شود.

66
00:06:14,960 --> 00:06:20,840
چه چيزي مي توانستم به او بدهم؟ من قبلاً به او دوك نشين داده ام.

67
00:06:20,960 --> 00:06:22,550
عروس چطور؟

68
00:06:25,220 --> 00:06:26,600
خب كي؟

69
00:06:28,350 --> 00:06:30,890
خوب، انتخاب هايي را به من ارائه دهيد.

70
00:06:32,020 --> 00:06:35,730
آن سگ ها سگ هاي جهنمي هستند.

71
00:06:40,070 --> 00:06:41,440
من مقداري مي خواهم

72
00:06:44,530 --> 00:06:48,490
سفير ونيزي در اتاق نقشه منتظر شماست.

73
00:06:49,530 --> 00:06:52,160
سفير جوستينياني، از اينكه من را ديديد متشكرم.

74
00:06:52,290 --> 00:06:57,790
- مثل هميشه خوشحالم، فضل شما. - من مستقيماً به هدفم خواهم رسيد.

75
00:06:57,920 --> 00:07:02,510
اگر دوژ از حمله فرانسه به ميلان موافقت كند و از آن حمايت كند...

76
00:07:02,630 --> 00:07:06,930
ونيز كرمونا و گيارا دآدا را مي دهم.

77
00:07:07,050 --> 00:07:11,810
خواهي داد؟ من غافل بودم كه آن شهرها در اختيار شماست.

78
00:07:11,930 --> 00:07:16,480
- الان نيستند، اما خواهند بود. - مي بينم.

79
00:07:17,520 --> 00:07:20,190
- تو ترديد ميكني - آره.

80
00:07:20,320 --> 00:07:24,110
Cremona و Ghiara d'Adda دوج را خوشحال خواهند كرد.

81
00:07:24,240 --> 00:07:26,740
- آره. - اما شما تعجب مي كنيد:

82
00:07:26,860 --> 00:07:30,780
- چزاره بورجيا چه چيزي به من مي دهد؟ - آره.

83
00:07:32,370 --> 00:07:37,580
چرا، رضايت از خدمت به آرام ترين جمهوري ونيز...

84
00:07:37,710 --> 00:07:41,460
و شهروندان بزرگوارش انجام كار خود

85
00:07:41,590 --> 00:07:43,130
هوم

86
00:07:44,380 --> 00:07:49,300
ميلان پيشنهاد ملموس تري ارائه خواهد داد.

87
00:07:49,430 --> 00:07:52,680
پس از رساندن سخنان من به دوج امتناع مي ورزي؟

88
00:07:52,810 --> 00:07:54,390
متأسفانه

89
00:07:57,890 --> 00:08:04,820
- تو سگ دوست داري جوستينياني؟ - سگ ها؟ نه حتي از راه دور.

90
00:08:04,940 --> 00:08:06,990
آه، خيلي بد.

91
00:08:22,710 --> 00:08:24,090
عشق من.

92
00:08:26,380 --> 00:08:28,170
اين چيه كه من ميشنوم؟

93
00:08:29,930 --> 00:08:34,310
به ترني سفر خواهيد كرد؟ من به شما اجازه نمي دهم كه برويد.

94
00:08:34,890 --> 00:08:38,140
من نه به عنوان همسر شما، بلكه به عنوان فرماندار اسپولتو مي روم.

95
00:08:38,270 --> 00:08:44,190
سپس من، شمشير در دست، بهترين سربازان اسپولتو را رهبري مي كنم و از شما محافظت مي كنم.

96
00:08:44,320 --> 00:08:49,950
شجاعت شما قابل تحسين است اما من به روحيه اي گرم نياز دارم، قهرمان صلح...

97
00:08:50,070 --> 00:08:51,620
اسقف بمبو.

98
00:08:55,370 --> 00:08:58,040
ارقام را انجام دهيد آنها را دوباره انجام دهيد.

99
00:08:58,160 --> 00:09:03,250
من دارم، بارها و بارها. خزانه داري پاپ عملاً خالي است.

100
00:09:03,380 --> 00:09:07,920
- و درآمد حاصل از ماليات ريش؟ - براي همين نيستيم.

101
00:09:08,050 --> 00:09:13,350
-ديگه چيكار كنيم كه اين سينه هاي خالي پر بشه؟ - ماليات بر نمك، شراب را دو برابر كنيد.

102
00:09:13,470 --> 00:09:19,980
فكر عالي آيا هيچ ايده اي در مورد نحوه جمع آوري سرمايه نداريد، خزانه دار Signor؟

103
00:09:21,230 --> 00:09:24,020
تو ثابت كردي كه احمق هستي

104
00:09:24,150 --> 00:09:29,440
چگونه مي توانيد حقوق خود را بپذيريد در حالي كه امور مالي پاپ ما در چنين آشفتگي است؟

105
00:09:31,150 --> 00:09:34,820
او با من دعوا مي كند، زيرا تو با يك اورسيني گاليوانت مي كني.

106
00:09:34,950 --> 00:09:38,950
- من هيچ كاري با ويرجينيو انجام ندادم. - جز اينكه از او براي تمسخر پاپ استفاده كنيد.

107
00:09:39,080 --> 00:09:44,080
طعنه نميزنم ويرجينيو با من مهربانانه رفتار مي كند و نه تنها رودريگو...

108
00:09:44,210 --> 00:09:49,670
مرا از داشتن شوهر محروم كن، اما او مرا از مهرباني نيز محروم مي كند.

109
00:10:00,480 --> 00:10:04,350
آيا مي دانيد چه كساني در داستان هاي حماسي كهن دست نخورده باقي مي مانند؟

110
00:10:04,480 --> 00:10:06,820
سازمان بهداشت جهاني؟ چند خواهر و برادر صالح؟

111
00:10:07,480 --> 00:10:13,360
افرادي كه در داستان نيستند. اگر قرار است فارنزه ها زنده بمانند، ما بايد غافل شويم.

112
00:10:13,490 --> 00:10:16,160
خدايان كساني را كه مي بينند عذاب مي دهند.

113
00:10:17,660 --> 00:10:20,160
مخصوصا اونايي كه لعنتشون ميكنن

114
00:10:27,420 --> 00:10:32,760
من تصميم گرفتم نام شما را يك شواليه در نشان سنت ميشل بگذارم...

115
00:10:32,880 --> 00:10:36,470
بالاترين افتخاري كه يك پادشاه فرانسه مي تواند بدهد.

116
00:10:37,390 --> 00:10:41,220
شما در حال حاضر دوك والنتينوا هستيد.

117
00:10:41,350 --> 00:10:46,190
اكنون نيز كنت ديوا، لرد ايسودون و...

118
00:10:47,150 --> 00:10:50,780
نشان سنت ميشل

119
00:10:53,900 --> 00:11:02,700
و نوشته شده است. سزار بورجيا، شما رسماً به عنوان پسر فرانسه متولد شده ايد.

120
00:11:03,620 --> 00:11:06,420
ما نياز به يك مراسم داريم، نه؟

121
00:11:06,540 --> 00:11:10,710
آقا، عنوان ديگر اگر كسب نشود بي معني است.

122
00:11:13,720 --> 00:11:19,010
- و زن چطور؟ آيا او به دست خواهد آمد؟ - همسر؟

123
00:11:20,140 --> 00:11:27,400
پسر عموي من نه يك كارلوتا، بلكه يك شارلوت. شارلوت دالبرت...

124
00:11:27,520 --> 00:11:32,190
دختر دوك گوين، خواهر خوان، پادشاه ناوار.

125
00:11:32,320 --> 00:11:40,030
نيمي فرانسوي، نيمي اسپانيايي. ايده آل براي شما با پوستي كه هرگز لمس نشده است.

126
00:11:42,580 --> 00:11:46,210
اجازه دهيد هر دو ازدواج خود را از سر راه برداريم.

127
00:11:46,330 --> 00:11:50,710
سپس ما به ايتاليا ياد مي دهيم كه چه معنايي براي تسليم شدن دارد.

128
00:11:50,840 --> 00:11:54,550
اما اعليحضرت، تهديد آلمان وجود دارد.

129
00:11:59,760 --> 00:12:02,180
سفير جوستينياني ...

130
00:12:11,860 --> 00:12:16,700
جوستينياني تصادف كردي؟

131
00:12:16,820 --> 00:12:19,070
يك غلت بد

132
00:12:21,410 --> 00:12:27,040
پس از بررسي بيشتر، من به شدت دوج را تشويق مي كنم تا از...

133
00:12:27,160 --> 00:12:31,080
پيشروي شما مقابل ميلان ونيز آلمان ها را متوقف خواهد كرد.

134
00:12:31,210 --> 00:12:36,340
- فوق العاده آيا اين فوق العاده نيست؟ - براستي. كي مي توانيم حركت كنيم؟

135
00:12:36,510 --> 00:12:40,390
به محض اينكه تمام اسناد امضا شد و شراب عروسي نوشيده شد.

136
00:12:40,510 --> 00:12:44,350
اوه، شما پسر عموي من شارلوت را دوست خواهيد داشت.

137
00:12:46,560 --> 00:12:50,230
شرايط ما را مجبور مي كند كه ماليات تمام تاكستان هاي رم را افزايش دهيم.

138
00:12:50,350 --> 00:12:54,400
بله، اما تاكستان من به سختي سود خواهد كرد.

139
00:12:54,520 --> 00:12:59,030
وينچنزو، هزينه هاي سال را تا به امروز به كاردينال نشان دهيد.

140
00:12:59,150 --> 00:13:04,450
تعميرات مخزن براي آبياري. افزايش قيمت علوفه اسب

141
00:13:06,870 --> 00:13:13,460
برداشت ما كمتر از حد انتظار است. به زودي، تاكستاني براي ماليات وجود نخواهد داشت.

142
00:13:13,590 --> 00:13:17,010
جداول رو مطالعه كنم ببينم امكان معافيت هست يا نه.

143
00:13:17,170 --> 00:13:24,140
متشكرم. من براي شما مقداري شراب مي فرستم تا به مطالعه شما كمك كند. الساندرو صبر كن

144
00:13:25,600 --> 00:13:27,140
به نظر مي رسد كه شما مشكل داريد.

145
00:13:28,100 --> 00:13:31,020
لعنتي، دارم توانايي پنهان كردن احساسات واقعيم رو از دست ميدم...

146
00:13:31,140 --> 00:13:36,650
هديه اي كه براي زنده ماندن در واتيكان ضروري است. - سياست نام ديگر نااميدي است.

147
00:13:36,780 --> 00:13:40,740
بله، اما همراه با اين نگراني هاي شخصي من است.

148
00:13:40,860 --> 00:13:45,030
- من هم مثل شما با فقر روبرو هستم. - اما تو خزانه دار پاپ هستي.

149
00:13:45,160 --> 00:13:50,120
نه. پدر مقدس هيچ حقوقي به من نمي دهد. و همانطور كه مي دانيد، من يك بچه ديگر دارم.

150
00:13:50,250 --> 00:13:55,130
چگونه از فرزندانم، سيلويا نازنينم، مادرم حمايت كنم؟

151
00:13:57,460 --> 00:14:02,840
همان كاري را كه من در تمام اين سال ها انجام داده ام انجام دهيد. گاهي التماس كن گاهي قرض بگير...

152
00:14:02,970 --> 00:14:05,050
و گاهي دزدي كنند

153
00:14:15,480 --> 00:14:19,320
هه من از تو دريغ مي كنم، ناو.

154
00:14:23,780 --> 00:14:28,870
بيا كنار بيا سريع، سريع، سريع، سريع. بيا همراه

155
00:14:28,990 --> 00:14:31,080
بچه ها رو ترسوندي

156
00:14:31,200 --> 00:14:35,080
اين روزها راه من است. آنها مي توانند بدخلقي من را حس كنند.

157
00:14:37,090 --> 00:14:42,260
- آيا شواليه شما هميشه به دشمن خود رحم مي كند؟ - او يك مسيحي است.

158
00:14:42,380 --> 00:14:43,970
و يك عروسك خيمه شب بازي

159
00:14:46,720 --> 00:14:50,020
خانم شما در اطراف است؟ شارلوت دالبرت؟

160
00:14:50,970 --> 00:14:54,890
آره. او خيلي نزديك است.

161
00:15:00,860 --> 00:15:03,070
پادشاه مرا فرستاد تا او را ملاقات كنم.

162
00:15:05,240 --> 00:15:07,120
همه ما از پادشاه اطاعت مي كنيم.

163
00:15:10,490 --> 00:15:15,790
چي؟ اين؟ يقه سنت ميشل.

164
00:15:17,460 --> 00:15:20,170
- خيلي خودنمايي؟ - آره.

165
00:15:33,770 --> 00:15:37,150
خانم شما خوشگله؟

166
00:15:39,810 --> 00:15:41,440
بعضي ها مي گويند.

167
00:15:42,530 --> 00:15:48,410
اگرچه ... در اينجا يك راز وجود دارد:

168
00:15:49,950 --> 00:15:53,790
او بي گناه تر از او به نظر مي رسد.

169
00:15:56,460 --> 00:15:58,380
تو منو ياد خواهرم ميندازي

170
00:16:00,960 --> 00:16:03,210
و تو منو ياد هيچ كس ديگه اي نميندازي

171
00:16:07,630 --> 00:16:10,600
فضل شما، پادشاه شما را احضار مي كند.

172
00:16:14,310 --> 00:16:16,350
همه ما از پادشاه اطاعت مي كنيم.

173
00:16:27,320 --> 00:16:32,830
سيدونيوس گريماني بايد به اسپولتو بيايد، گناه خود را بپذيرد، درخواست بخشش كند.

174
00:16:32,950 --> 00:16:38,080
اين تنها راهي است كه مي توانيم از جنگ جلوگيري كنيم. جنگي كه هر دو شهر ما را ورشكست خواهد كرد

175
00:16:38,210 --> 00:16:41,000
و نسلي از مردان جوان را از بين ببريد.

176
00:16:41,130 --> 00:16:44,420
شايد مي دانم چرا سيدونيوس گريماني كمان خود را كشيد.

177
00:16:44,550 --> 00:16:47,420
ميترسم تير به سمت برادرت شليك كنه...

178
00:16:47,550 --> 00:16:51,510
زيرا گريماني در مسابقه تيراندازي با كمان فكر مي كرد كه فريب خورده است.

179
00:16:51,640 --> 00:16:53,680
چگونه مي توان در تيراندازي با كمان تقلب كرد؟

180
00:16:53,810 --> 00:16:57,850
از زمان انتصابم متوجه شدم كه مردم ترني...

181
00:16:57,980 --> 00:17:01,230
هميشه احساس مي كنيد كه توسط مردم اسپولتو فريب خورده ايد.

182
00:17:01,350 --> 00:17:06,280
تنها راهي كه شهر من مي تواند بدبختي ما را توضيح دهد اين است كه آن را به دست شما بسپاريد.

183
00:17:06,940 --> 00:17:08,490
چه مي توانيم بكنيم؟

184
00:17:09,950 --> 00:17:11,740
عصر بخير.

185
00:17:28,050 --> 00:17:32,640
شما با مبدل در اطراف رم حركت مي كنيد، مانند يك دزد؟

186
00:17:35,890 --> 00:17:37,350
بشين

187
00:17:42,020 --> 00:17:46,650
خواهش كردم اينجا ببينمت، جايي كه چنين ويراني ايجاد كردم.

188
00:17:50,320 --> 00:17:53,950
يادم نمي آمد كه آيا هرگز به درستي از شما براي مراقبت از من تشكر كرده باشم

189
00:17:54,070 --> 00:17:56,790
وقتي مغز من توسط ويتريولو پيچ خورده بود؟

190
00:17:57,660 --> 00:18:00,000
گست به من 2000 دوكات داد.

191
00:18:03,170 --> 00:18:04,880
حالا چي ميخواي؟

192
00:18:05,000 --> 00:18:07,500
- نصيحت - قطعا.

193
00:18:07,630 --> 00:18:10,840
درباره جوليا او تقاضاي شوهر مي كند.

194
00:18:11,930 --> 00:18:17,930
سپس يكي را به او بدهيد. يا دو. يا سه، همانطور كه شما براي من انجام داديد.

195
00:18:18,060 --> 00:18:21,640
- آن زمان‌ها زمان‌هاي مختلفي بود. - يا احساسات مختلف؟

196
00:18:21,770 --> 00:18:27,190
وانوزا، چگونه جوليا را از تخت مرد ديگري دور كنم؟

197
00:18:28,530 --> 00:18:31,700
- اين بستگي به اين دارد كه شما مايل به ريسك هستيد. - همه چيز.

198
00:18:32,490 --> 00:18:34,070
پاپي شما؟

199
00:18:35,530 --> 00:18:37,080
آره.

200
00:18:39,200 --> 00:18:46,540
بايد به جوليا يادآوري كنيد كه حتي يك شوهر هم مي ميرد. اين ازدواج امنيت نيست.

201
00:18:49,130 --> 00:18:54,970
شما بايد آسيب پذيري رقيب خود را آشكار كنيد. سمي هست...

202
00:18:55,090 --> 00:18:57,930
نه نه نه. ما نمي كشيم.

203
00:18:58,050 --> 00:19:01,270
چند تا از دخترانم اگر هنوز مي توانستند صحبت كنند، غير از اين مي گفتند.

204
00:19:01,390 --> 00:19:05,190
- لحظه اي بود كه كنترلم را از دست دادم. - يا بالاخره كنترلش را به دست آورد...

205
00:19:05,310 --> 00:19:08,190
كاري كه در اين لحظه بايد انجام دهيد.

206
00:19:08,320 --> 00:19:10,400
اما هنوز، سم؟

207
00:19:10,530 --> 00:19:15,660
سمي كه باعث مرگ نمي شود، اما انسان را به شدت بيمار مي كند.

208
00:19:17,030 --> 00:19:23,460
پس شما پيشنهاد مي كنيد كه ويرجينيو اورسيني را به كاخ حواري دعوت كنيم و به او زهر بخورانيم؟

209
00:19:23,580 --> 00:19:29,340
نه، هيچ چيز واضحي نيست. براي صرف غذا در Palazzo Orsini دعوتنامه اي دريافت مي كنيد.

210
00:19:30,420 --> 00:19:34,050
شما راهي براي تأثيرگذاري بر يكي از اعضاي خانواده آنها پيدا مي كنيد.

211
00:19:35,800 --> 00:19:37,590
نرد

212
00:19:37,720 --> 00:19:42,180
شما ديگر نمي توانيد جوليا را با جواهرات و پوزي ها نگه داريد.

213
00:19:42,560 --> 00:19:47,520
يك زن عاشق بايد ببيند كه مردش عمل مي كند، حتي تا حد زيادي.

214
00:19:52,360 --> 00:19:57,280
و براي تغيير موضوع نمي خواهم از ماليات شراب معاف شوم.

215
00:19:58,620 --> 00:20:01,740
ما مي بينيم كه انتظارات ما از شما خيلي زياد بود.

216
00:20:10,670 --> 00:20:18,760
من مردي از روش هاي قديمي هستم. مردي از سرزمين ويلاي من. باغ هاي من

217
00:20:18,890 --> 00:20:26,520
اينها هستند كه به من آرامش مي دهند. من از روش هاي جديد دادگاه جديد استقبال نمي كنم.

218
00:20:27,940 --> 00:20:34,860
اگر مي خواهيد از دخترم سوالي بپرسيد، بايد از طريق من مراجعه كنيد.

219
00:20:37,110 --> 00:20:39,450
خوب، حداقل مي توانم به او سلام كنم؟

220
00:20:41,450 --> 00:20:43,120
شارلوت.

221
00:20:49,960 --> 00:20:54,840
با سزار بورجيا، دوك والنتينوآ آشنا شويد.

222
00:20:54,960 --> 00:20:59,180
و كنت ديوئيس، ارباب ايسودون.

223
00:20:59,300 --> 00:21:04,140
- مادمازل اين يك لذت بزرگ است. - من مذاكرات را انجام خواهم داد.

224
00:21:04,260 --> 00:21:07,810
- ميدوني كه من قبلا دوستت دارم. - عشق جيوه اي است.

225
00:21:07,930 --> 00:21:09,230
خواهيم ديد.

226
00:21:09,350 --> 00:21:12,150
چي؟ چي گفتي؟

227
00:21:14,820 --> 00:21:17,530
رحمت شما بايد اين فكر را در سر من شنيده باشد.

228
00:21:17,650 --> 00:21:20,700
چنين زني سزاوار فداكاري كامل يك مرد است.

229
00:21:20,820 --> 00:21:26,490
همانطور كه يك مرد، مانند دوك ايل والنتينو، سزاوار فداكاري كامل يك زن است.

230
00:21:28,000 --> 00:21:29,830
والنتينوا

231
00:21:31,330 --> 00:21:33,040
دوك والنتينوا.

232
00:21:33,590 --> 00:21:39,840
متاسفم. من شنيده ام كه يكي از bravi هاي شما او را il Valentino صدا مي كند.

233
00:21:41,220 --> 00:21:46,310
بله، خورشيد در حال غروب است. گرما از بين خواهد رفت.

234
00:21:46,430 --> 00:21:49,600
حالا كه مي توانيم، اجازه دهيد در زمين قدم بزنيم.

235
00:21:50,310 --> 00:21:52,810
و من پشت سر شما

236
00:21:57,440 --> 00:22:01,780
- باغ سبزي كه شبدر در آن فراوان است. - و پرواز مي كند.

237
00:22:02,200 --> 00:22:06,160
- من نمي دانم كه آيا هر كدام چهار برگ دارند؟ - به من توضيح بديد. چرا حمله نمي كنيم؟

238
00:22:06,280 --> 00:22:10,160
زير پرچم صلح به ترني رفتي. اكنون زماني است كه آنها انتظار حمله را ندارند.

239
00:22:10,290 --> 00:22:15,670
- غافلگير و غلبه كنيد. - ما در عوض، براي communitas تلاش مي كنيم .

240
00:22:15,790 --> 00:22:18,090
بازيابي يك انسانيت مشترك

241
00:22:18,210 --> 00:22:20,720
ترني و اسپولتو قرن هاست كه با هم اختلاف دارند.

242
00:22:20,840 --> 00:22:24,340
شما داراي موقعيت عالي اخلاقي و همچنين نيروهاي برتر هستيد.

243
00:22:24,470 --> 00:22:29,560
و رعاياي شما خواهان جنگ هستند. آنها زمزمه مي كنند كه تو چون زن هستي دعوا نمي كني.

244
00:22:29,680 --> 00:22:34,060
در ونيز ديدم كه گلوله هاي توپ چه كاري مي توانند انجام دهند. ويراني جنسيت نمي شناسد.

245
00:22:34,190 --> 00:22:40,150
با اين حال، ونيز اكنون امن است. ترني را نابود كنيد و براي هميشه به درگيري پايان دهيد.

246
00:22:45,120 --> 00:22:50,830
- پسر عمو، من كنجكاو هستم كه نظر شما را بدانم. - چرا نظر من را مي خواهيد؟

247
00:22:50,950 --> 00:22:56,330
زيرا شما مانند مردم ترني ايمان خود را به خدا با خرافات بت پرستان مخلوط مي كنيد.

248
00:22:56,460 --> 00:23:03,880
- راه حلي غير از شمشير مي بينيد؟ - من تاريخ محلي را خوانده ام.

249
00:23:04,010 --> 00:23:08,510
- من نمي دانستم كه مي توانيد بخوانيد. - آلفونسو، ساكت باش. نوبت تو بود

250
00:23:10,680 --> 00:23:16,350
300 سال پيش، فردريك بارباروسا ارتش خود را به ترني فرستاد

251
00:23:16,480 --> 00:23:20,360
كه انتظار داشت اسپولتو در كنارش بجنگد. ولي...

252
00:23:20,480 --> 00:23:26,700
اسپولتو با بارباروسا همبازي بود. ترني پايين رفت، اسپولتو بالا رفت.

253
00:23:26,820 --> 00:23:29,830
- اين چگونه به ما كمك مي كند؟ - نمي بيني؟

254
00:23:29,950 --> 00:23:32,450
اسپولتو بايد ثروت خوب را برگرداند...

255
00:23:32,580 --> 00:23:36,670
كه ترني معتقد است از طريق فريب از آنها دزديده شده است.

256
00:23:37,960 --> 00:23:42,380
- آلفونسو، براي من يك جعبه چوبي ساده بياور. - يك جعبه؟ براي چي؟

257
00:23:42,510 --> 00:23:44,300
و براي من يك خرگوش بگير

258
00:23:47,760 --> 00:23:50,600
ممم ماهي خوشمزه

259
00:23:50,720 --> 00:23:58,230
ادويه جات ترشي جات مورها براي چيزهاي ديگر خوب نيستند. و تو، گرسنه نيستي؟

260
00:23:59,480 --> 00:24:05,400
من در شب هاي به اين گرمي زياد غذا نمي خورم. علاوه بر اين، استخوان ها در گلوي من گير مي كنند.

261
00:24:08,240 --> 00:24:13,750
ويرجينيو، مايليم در مورد نيت شما در مورد جوليا صحبت كنيم.

262
00:24:13,870 --> 00:24:16,080
ها چقدر عجيبه

263
00:24:16,210 --> 00:24:20,000
من مطمئن نيستم كه اين مكالمه مناسبي براي ميز باشد.

264
00:24:20,130 --> 00:24:24,630
- اون اينجا بوده، نه؟ - براي ميز پاپ.

265
00:24:24,760 --> 00:24:29,260
مي‌پرسي كجا بوده، اما هر نفسش را دنبال مي‌كني.

266
00:24:29,390 --> 00:24:33,890
از وقتي پدرش فوت كرده ما براي دختر مثل پدر بوديم.

267
00:24:34,020 --> 00:24:37,940
حالا بيا، بگذار صادق باشيم. جوليا دختري نيست...

268
00:24:38,770 --> 00:24:42,400
و شما چيزي كاملاً متفاوت از يك پدر بوده ايد.

269
00:24:42,520 --> 00:24:44,730
و تو دروغگو و خائن بوده اي.

270
00:24:44,860 --> 00:24:47,490
من از شركت در قيام عليه شما پشيمان شدم.

271
00:24:47,610 --> 00:24:52,660
ما از خيانت فعلي شما صحبت مي كنيم. ما يك بار شما را زنداني كرديم، مي توانيم دوباره اين كار را انجام دهيم.

272
00:24:52,780 --> 00:24:55,410
من را به خاطر خواستگاري با جوليا زنداني كنيد؟

273
00:24:58,330 --> 00:25:04,750
شما مايه خنده اروپا خواهيد شد. پاپ اعظم به عنوان يك دانش آموز عاشق.

274
00:25:04,880 --> 00:25:08,840
حتي لويي فرانسه هم شما را يك پانتالون مي پندارد.

275
00:25:12,800 --> 00:25:16,980
استخوان ها. بله، استخوان ها مي توانند بسيار خطرناك باشند.

276
00:25:23,690 --> 00:25:29,820
من سعي كردم از بانكداران پول قرض كنم، اما فايده اي نداشت. من از دوستان التماس كردم

277
00:25:30,860 --> 00:25:33,030
ما بايد كاپوديمونته را بفروشيم.

278
00:25:38,160 --> 00:25:44,420
قلب مامان خواهد شكست او نمي تواند در برابر تحقير مقاومت كند.

279
00:25:45,170 --> 00:25:46,710
جوليا

280
00:25:48,010 --> 00:25:51,510
- جوليا - ويرجينيو؟ اينجا چه ميكني؟

281
00:25:53,390 --> 00:25:54,800
ويرجينيا؟

282
00:25:56,100 --> 00:25:58,890
- چي؟ - من مسموم شدم.

283
00:26:01,020 --> 00:26:05,570
آيا شما سعي در مسموم كردن برادران اورسيني داشتيد يا نه؟

284
00:26:05,690 --> 00:26:10,570
-چرا جواب نميدي؟ - چون از اين كه چنين سوالي از من بپرسي ناراحتم.

285
00:26:10,700 --> 00:26:16,700
كاردينال در وضعيت وخيمي است. در داخل ويرجينيو چيزي جز تف او باقي نمانده است.

286
00:26:23,250 --> 00:26:27,880
واقعا مريض هستي؟ يا آنقدر غذا خورده ايد كه مريض شويد؟

287
00:26:28,000 --> 00:26:34,300
من را به كاخ آنها دعوت كردند. غذاي آماده شده توسط آشپزشان خوردم.

288
00:26:35,600 --> 00:26:40,350
ويرجينيو سعي كرد مرا مسموم كند تا بتواند با تو ازدواج كند.

289
00:26:40,480 --> 00:26:46,820
اوه، بس كن آيا فراموش كرده ايد؟ من بيضه هاي يك مرد را براي اثبات عشقم بريدم.

290
00:26:46,940 --> 00:26:50,150
مي توانستي به آشپز يا خدمتكار رشوه بدهي.

291
00:26:50,280 --> 00:26:55,160
حتي ممكن است سرنوشت را با زندگي خود وسوسه كنيد، اما مراقب باشيد.

292
00:26:55,280 --> 00:26:58,740
آنچه شما با ديگران انجام مي دهيد، ديگران نيز مي توانند با شما انجام دهند.

293
00:27:02,620 --> 00:27:05,920
ببينيد او چگونه مي ايستد و به نور اجازه مي دهد از ميان لباس او بتابد؟

294
00:27:06,040 --> 00:27:08,170
آيا او مي داند كه ما اينجا هستيم؟

295
00:27:13,510 --> 00:27:17,640
وقتي با پدرش در مورد مهريه مذاكره مي كنيد، احتياط كنيد.

296
00:27:17,760 --> 00:27:24,020
در زير آن نماي دوك قديم قلب يك دهقان حيله گر و بخل نهفته است.

297
00:27:25,060 --> 00:27:29,900
پيرمرد از محصولاتش شيرين تر از دخترش صحبت مي كند.

298
00:27:30,030 --> 00:27:35,610
اما در تعجبم كه آيا با او راضي خواهم بود؟ شارلوت.

299
00:27:40,240 --> 00:27:43,960
من هم تعجب مي كنم، آيا لوكرزيا او را دوست دارد؟

300
00:27:48,960 --> 00:27:51,960
اينجا در باسيليكا، پسرم پناهگاه دارد.

301
00:27:52,090 --> 00:27:57,050
سوگند مي خورم تا زماني كه اسپولتو مسئوليت من را بر عهده دارد، هيچ كس به سيدونيوس آسيب نمي رساند.

302
00:28:01,680 --> 00:28:07,230
- چه چيزي مي خواهيد؟ - صلح، بخشش، اعتماد.

303
00:28:08,730 --> 00:28:13,860
من راز اسپولتو را براي شما آورده ام. راز موفقيت ما.

304
00:28:15,450 --> 00:28:17,530
جناب عالي لطفا

305
00:28:20,780 --> 00:28:22,910
در اينجا اطمينان من است.

306
00:28:23,040 --> 00:28:28,000
تا زماني كه اين جعبه را در اختيار داريد، ترني ديگر هرگز فريب نخواهد خورد.

307
00:28:38,260 --> 00:28:40,970
- اين جادوگري است. - اين عرفاني است.

308
00:28:42,180 --> 00:28:47,060
به همين دليل است كه آن را به گريماني، بهترين خانواده مسيحي در ترني مي دهم.

309
00:28:50,110 --> 00:28:51,520
انجام ندهيد...

310
00:29:01,830 --> 00:29:03,740
من مي توانم قدرت را احساس كنم.

311
00:29:05,120 --> 00:29:11,920
بايد هويج و كاهو را داخل شكاف بريزيد. اما مانند پاندورا هرگز جعبه را باز نكنيد.

312
00:29:14,380 --> 00:29:19,380
سيدونيوس آنقدر كماندار خوب است كه دل برادرت را تنگ كرده باشد.

313
00:29:19,510 --> 00:29:26,810
تير در جايي كه در نظر گرفته شده بود فرود آمد. پسرم قصد كشتن نداشت، فقط شرمنده بود.

314
00:29:27,930 --> 00:29:31,610
غرور يك مرد جوان اغلب قضاوت او را اشتباه مي كند.

315
00:29:37,610 --> 00:29:42,280
من فقط از سيدونيوس مي خواهم كه به اسپولتو بيايد و مسئوليت جنايت خود را بپذيرد.

316
00:29:42,410 --> 00:29:48,370
سپس به عنوان قاضي قول مي دهم او را ببخشم. راه ديگري وجود ندارد.

317
00:29:55,710 --> 00:29:58,670
- بو - لطفا.

318
00:30:03,930 --> 00:30:07,970
لطفا. او از ترني آمده است. او در برابر من زانو زده است.

319
00:30:08,100 --> 00:30:10,520
او به زندگي خود به من اعتماد كرده است.

320
00:30:10,640 --> 00:30:12,150
او را بكش.

321
00:30:13,940 --> 00:30:15,690
ببخش.

322
00:30:15,820 --> 00:30:21,400
زيرا اگر حتي يكي از شما زهر را در دل خود نگه دارد، پس همه ما آلوده هستيم.

323
00:30:21,530 --> 00:30:27,330
بخشش موهبتي است كه خداوند به ما داده تا به ديگران بدهيم.

324
00:30:30,210 --> 00:30:34,710
وقتي ما بميريم، خدا نخواهد پرسيد: "انتقام چند مرد را گرفتي؟"

325
00:30:34,830 --> 00:30:37,550
اما: "چند نفر را بخشيدي؟"

326
00:30:41,840 --> 00:30:46,680
اگر مردي واقعا متاسف است و شما نمي توانيد او را در آغوش بگيريد...

327
00:30:46,810 --> 00:30:51,770
آنگاه گناه كردي و رنج خواهي كشيد.

328
00:30:54,310 --> 00:31:00,280
و من اينجا، اينجا، اينجا و اينجا به ميلان حمله خواهم كرد.

329
00:31:00,400 --> 00:31:06,780
سپس به شهروندانش يك انتخاب پيشنهاد خواهم كرد: وفاداري به Sforza يا شما. مرگ يا شادي.

330
00:31:06,910 --> 00:31:10,000
نه نه نه نه نه.

331
00:31:11,580 --> 00:31:13,250
چانه زني بد پيش مي رود.

332
00:31:13,370 --> 00:31:18,340
مهريه خيلي زياده. من دوك هستم نه شاهزاده.

333
00:31:18,460 --> 00:31:21,970
- پسر شما پادشاه ناوار است. - و من چزاره بورجيا هستم.

334
00:31:22,090 --> 00:31:27,220
عهد وفاداري من، خواه به پاپ، پادشاه يا همسر، ارزان نيست.

335
00:31:27,350 --> 00:31:31,520
بعد دست دخترم را پس مي گيرم.

336
00:31:32,680 --> 00:31:34,230
خوب.

337
00:31:37,020 --> 00:31:39,070
خوب؟ يعني شما ...

338
00:31:39,190 --> 00:31:44,490
من يه عروس ديگه پيدا ميكنم من شنيدم كه شاهزاده خانم تودور خوش اندام و باهوش است.

339
00:31:44,610 --> 00:31:49,620
آلن، شما بايد با شرايط تعيين شده توسط منشي سزار موافقت كنيد.

340
00:31:49,740 --> 00:31:53,540
البته. اين صرفا يك مذاكره بود.

341
00:31:53,660 --> 00:31:57,210
نه نظرم عوض شده من ديگر آن دختر را نمي خواهم.

342
00:31:57,330 --> 00:31:59,000
- اما نه.

343
00:31:59,130 --> 00:32:01,090
سزار، از تو التماس مي كنم.

344
00:32:01,210 --> 00:32:04,630
اعليحضرت دوستت دارم اما غرورم جريحه دار شده است.

345
00:32:04,760 --> 00:32:07,890
- با اين حال، من از شما خواهش مي كنم. - نه

346
00:32:09,350 --> 00:32:13,810
آلن لو گراند موضوع شماست، پس من از شما رضايت خواهم گرفت.

347
00:32:17,310 --> 00:32:21,900
تنها در صورتي با شارلوت ازدواج خواهم كرد كه در "jeu de paume" مرا شكست دهيد.

348
00:32:22,860 --> 00:32:28,660
من؟ بيست بار بازي كرديم و هرگز تو را شكست ندادم.

349
00:32:31,330 --> 00:32:38,670
اعليحضرت، بايد دختر من وقف دوك والنتينوا است.

350
00:32:39,380 --> 00:32:42,630
نمي توانم فكر گريه اش را تحمل كنم...

351
00:32:43,760 --> 00:32:45,630
و سرزنش من

352
00:32:46,840 --> 00:32:51,760
خيلي خوب. در ساعت None بازي خواهيم كرد.

353
00:32:59,190 --> 00:33:02,480
- كي اونجاست؟ - ما، پاپ.

354
00:33:05,820 --> 00:33:07,360
من، رودريگو

355
00:33:10,030 --> 00:33:14,200
شما. آمده اي تا مردن من را تماشا كني؟

356
00:33:15,330 --> 00:33:19,620
من آمده ام تا تو را آرام كنم، جيانباتيستا. به عنوان دوست و كشيش.

357
00:33:24,670 --> 00:33:26,670
پيشاني شما آتش گرفته است.

358
00:33:35,470 --> 00:33:36,890
خوب ميشي

359
00:33:37,930 --> 00:33:42,610
و با هم، در عيد عرفه مراسم عشاي رباني را برگزار خواهيم كرد.

360
00:33:42,770 --> 00:33:48,240
هنگامي كه مريم باكره در حال خواب، به بهشت، جسم و روح برده شد.

361
00:33:48,360 --> 00:33:52,620
افسوس، من نمي توانم چنين فرضياتي داشته باشم.

362
00:33:54,700 --> 00:33:59,080
كجا بروم، اين شب چه اقامتگاهي خواهم داشت...

363
00:34:00,500 --> 00:34:06,630
در جمع چه كساني مي افتم يا به چه نحوي از من استقبال مي كنند...

364
00:34:08,210 --> 00:34:09,930
نمي دانم.

365
00:34:11,380 --> 00:34:13,890
هيچ كدام از ما نمي توانيم بدانيم.

366
00:34:14,010 --> 00:34:18,890
تمام عمرم تحت فرضيات زندگي كرده ام. از دوستي...

367
00:34:19,020 --> 00:34:24,270
خانواده. و با اين حال، آنها اكنون كجا هستند؟

368
00:34:26,190 --> 00:34:28,860
خانواده ي من؟ برادر من كاردينال ها؟

369
00:34:32,570 --> 00:34:36,330
فقط تو، رودريگو، پاپ من.

370
00:34:38,450 --> 00:34:40,370
دشمن من آمده است.

371
00:34:44,960 --> 00:34:46,710
من وحشت زده هستم.

372
00:34:56,680 --> 00:34:58,220
ما دعا خواهيم كرد.

373
00:35:01,560 --> 00:35:05,770
- او زياد دوام نخواهد آورد. - حضور شما آرامش بزرگي را فراهم مي كند.

374
00:35:06,940 --> 00:35:10,900
هيچ كس نبايد به تنهايي به پايان خود برسد، متحد يا دشمن.

375
00:35:15,870 --> 00:35:18,160
منو ببخش كه بهت مشكوك شدم

376
00:35:48,820 --> 00:35:52,530
بله، اگر مي توانستي برنده شوي، من همان كاري را كه تو دستور مي دهي انجام مي دهم.

377
00:35:52,650 --> 00:35:54,740
اما شرط بندي چه اهميتي دارد، شما نمي توانيد مرا شكست دهيد.

378
00:35:54,860 --> 00:36:02,330
و تو، زبانت را بگير براي اين زمان، شما از دست خواهيد داد. من براي عشق ميجنگم

379
00:36:04,830 --> 00:36:08,080
به نام پدر و پسر و روح القدس.

380
00:36:14,050 --> 00:36:18,430
خداي صلح، تو به خدمتكارت جيانباتيستا روحيه دادي...

381
00:36:18,550 --> 00:36:21,060
با غذا و نوشيدني از بهشت

382
00:36:21,180 --> 00:36:26,270
او را با خيال راحت به پادشاهي نور هدايت كنيد. از طريق عيسي مسيح، خداوند ما.

383
00:36:26,390 --> 00:36:28,190
آمين

384
00:36:33,440 --> 00:36:36,740
چه بويي مي دهي؟ نفس شيرين خدا؟

385
00:36:38,660 --> 00:36:40,370
يا بوي تعفن جهنم؟

386
00:36:45,540 --> 00:36:47,120
جهنم.

387
00:37:02,600 --> 00:37:05,310
كاردينال مرده است

388
00:37:09,440 --> 00:37:13,940
اين حق پاپ است كه دارايي كاردينال مرده را در اختيار بگيرد.

389
00:37:14,070 --> 00:37:18,410
يك موجودي از كل خانواده Orsini انجام دهيد.

390
00:37:18,530 --> 00:37:23,120
مي بيني الساندرو، خزانه ما چگونه پر مي شود؟ چگونه خداوند عنايت مي كند.

391
00:37:23,240 --> 00:37:26,410
Cerveteri، Monterano، Viano چطور؟

392
00:37:26,910 --> 00:37:31,840
اين سرزمين ها تنها پس از مرگ ويرجينيو اورسيني به كنترل پاپ باز مي گردد.

393
00:37:31,960 --> 00:37:33,550
آنها را هم بگير.

394
00:37:33,670 --> 00:37:35,840
اما شما هيچ دليل قانوني نداريد.

395
00:37:36,970 --> 00:37:40,260
ويرجينيو اورسيني تلاش كرد پاپ را مسموم كند.

396
00:37:41,800 --> 00:37:43,600
خائن را دستگير كنيد

397
00:37:57,280 --> 00:37:59,990
من برنده مي شوم. من بردم.

398
00:38:01,280 --> 00:38:04,580
شما با شارلوت ازدواج خواهيد كرد.

399
00:38:11,880 --> 00:38:15,590
چرا ناگهان احساس مي كنم كه برنده نشده ام؟

400
00:38:17,340 --> 00:38:23,260
چرا به من اجازه داد برنده شوم؟ اگر نمي خواهيد با او ازدواج كنيد، چرا به من اجازه مي دهيد گل بزنم؟

401
00:38:23,390 --> 00:38:29,100
من آموخته ام كه اغلب، براي برنده شدن در مسابقه بزرگتر، بايد يك امتياز از دست داد.

402
00:38:30,730 --> 00:38:34,520
البته من دوست دارم با شارلوت ازدواج كنم...

403
00:38:34,650 --> 00:38:39,610
اما من نمي خواهم يك عمر پدرش در زندگي ما دخالت كند.

404
00:38:39,740 --> 00:38:44,620
اگر فكر مي‌كند كه من به او اهميت نمي‌دهم، از روي تعهد به تو ازدواج مي‌كنم...

405
00:38:44,740 --> 00:38:48,700
سپس او به آرامي قدم برمي دارد و مي ترسد دوباره مرا به راه بيندازد.

406
00:38:48,830 --> 00:38:54,170
سزار، تو نمي داني ما چقدر شبيه هم هستيم.

407
00:38:54,290 --> 00:38:57,920
من يك بازي بزرگتر نيز در ذهن دارم.

408
00:38:58,050 --> 00:39:02,970
براي ساختن امپراطوري بزرگتر از امپراتوري شارلماني، با تو در كنار من.

409
00:39:03,090 --> 00:39:10,600
و براي شروع، ژنرال بورجيا، من به شما اختيار كامل مي دهم كه از فرانسه برويد...

410
00:39:10,730 --> 00:39:16,190
تا به ارتشم فرمان بدهم تا ميلان را درهم بشكنند.

411
00:39:20,780 --> 00:39:22,200
آره.

412
00:39:26,370 --> 00:39:33,870
رفته. بورجيا همه صندلي ها را گرفته است، جام... حتي ملحفه هاي كثيف.

413
00:39:35,830 --> 00:39:38,090
ويرجينيو، من آماده ازدواج هستم.

414
00:39:40,420 --> 00:39:43,590
براي دادن وارث خانواده اورسيني به شما.

415
00:39:44,680 --> 00:39:50,350
با مرگ برادرت، اورسيني در كالج كاردينال ها وجود ندارد.

416
00:39:50,470 --> 00:39:53,060
شما به حمايت الساندرو نياز داريد.

417
00:39:55,600 --> 00:40:01,110
نميتونم لمست كنم هيچ نجيب زاده اي در ايتاليا هرگز اين كار را نخواهد كرد.

418
00:40:01,230 --> 00:40:07,160
پاپ عزم خود را براي نگه داشتن شما در اختيار خود، به هر قيمتي، نشان داده است.

419
00:40:07,280 --> 00:40:10,660
تو اكنون و براي هميشه فاحشه او هستي.

420
00:40:14,210 --> 00:40:16,790
ويرجينيو اورسيني، شما در بازداشت هستيد.

421
00:40:29,140 --> 00:40:33,180
لوكرزيا، چه كار مي كني؟ نزديك None است.

422
00:40:38,060 --> 00:40:39,900
عزيزم...

423
00:40:40,020 --> 00:40:41,730
من خوبم.

424
00:40:43,610 --> 00:40:45,820
آنجلا فورا بيا

425
00:41:00,250 --> 00:41:03,170
- سازمان بهداشت جهاني؟ - كاردينال دلا روور.

426
00:41:04,710 --> 00:41:06,300
وارد.

427
00:41:10,550 --> 00:41:16,020
ما آمده ايم تا نامزدي شما را تبريك بگوييم.

428
00:41:22,020 --> 00:41:24,860
جوليانو، نظر شما در مورد اين چيست؟

429
00:41:30,030 --> 00:41:33,200
شما در روز قيامت ازدواج خواهيد كرد.

430
00:41:34,450 --> 00:41:39,750
يك داستان همسران پير وجود دارد: "باران هميشه در روز باكره ما مي بارد."

431
00:41:41,840 --> 00:41:45,130
- فال بد براي ازدواج. - سرنوشت فاحشه من است.

432
00:41:46,840 --> 00:41:48,300
درخشان

433
00:41:49,930 --> 00:41:51,600
ميتونم بپرسم چيه؟

434
00:41:51,720 --> 00:41:56,140
نامه اي به دوك لودوويكو اسفورزا كه دوستي هميشگي من را پيشنهاد مي كند...

435
00:41:56,270 --> 00:42:00,730
و پرسيدن اينكه آيا در راه بازگشت به رم، ممكن است از مهمان نوازي ميلان لذت ببرم...

436
00:42:00,850 --> 00:42:04,270
- با عروس جديدم - او خواهد فهميد كه شما مخلص نيستيد.

437
00:42:04,400 --> 00:42:10,240
البته. با سخنان شيرين و درباري، شدت تهديدم را روشن مي كنم.

438
00:42:11,320 --> 00:42:12,620
هوم

439
00:42:16,950 --> 00:42:18,870
اوه و فرانچسكو...

440
00:42:20,170 --> 00:42:25,340
وقتي به جوستينياني پيشنهاد دادم مي دانستم كه تو در اتاق پنهان شده اي.

441
00:42:25,670 --> 00:42:28,340
آيا سگ ها را دوست داري؟

442
00:42:41,230 --> 00:42:44,270
او نياز به استراحت دارد و به مايعات نياز دارد.

443
00:42:44,400 --> 00:42:48,490
پس آسيب دائمي وجود ندارد؟ او به طور كامل بهبود مي يابد؟

444
00:42:48,610 --> 00:42:49,320
اين صحيح است.

445
00:42:49,440 --> 00:42:54,280
چرا وقتي كسي در اوج خوشحالي است، ضربه شديدترين ضربه را وارد مي كند؟

446
00:42:54,410 --> 00:42:58,200
لوكرزيا، اين ممكن است ضربه اي نباشد.

447
00:43:03,710 --> 00:43:05,840
دكتر چي ميگه

448
00:43:07,420 --> 00:43:10,050
من مثل دوران بارداريم احساس مي كنم.

449
00:43:11,090 --> 00:43:14,180
دليلش اين است كه شما دوباره بچه دار شده ايد.

450
00:43:15,760 --> 00:43:17,810
تو موجودي بارور هستي

451
00:43:18,850 --> 00:43:20,930
بيشتر از آن براي من خوب است.

452
00:43:30,990 --> 00:43:34,570
سخنان شما به جمعيت در مورد بخشش.

453
00:43:34,700 --> 00:43:37,910
فرزند ما در شكم شماست.

454
00:43:38,990 --> 00:43:42,620
آيا جايي در قلب تو نيست كه بتوانم مرا ببخشند؟

455
00:43:49,710 --> 00:43:51,090
آره.

456
00:43:56,470 --> 00:43:58,010
بله، من انجام مي دهم.

457
00:44:01,850 --> 00:44:03,730
مي بخشمت.

458
00:44:21,750 --> 00:44:27,540
اگر لوكرزيا باردار است، بايد او را به خانه بياوريم. Spoleto را به عهده شخص ديگري قرار دهيد.

459
00:44:29,000 --> 00:44:34,260
شايد برادرزاده ام جيان بورجيا دا ميلا. شراب؟

460
00:44:34,380 --> 00:44:39,220
بهترين بورگوندي فرانسوي از كينگ لوئيس. يك "متشكرم".

461
00:44:39,350 --> 00:44:44,180
ما از او بيشتر از شراب انتظار داريم: ازدواج سزار و سربازان فرانسوي.

462
00:44:44,310 --> 00:44:46,650
به زودي هر دو را خواهيد داشت.

463
00:44:46,770 --> 00:44:53,230
الساندرو فارنزه مي گويد كه املاك اورسيني در مجموع بيش از 300000 دوكات دارد.

464
00:44:53,360 --> 00:44:56,700
مبلغ شاهزاده اي براي يك شاهزاده كليسا.

465
00:44:58,780 --> 00:45:02,450
- دراگوني مدفوع را بررسي كرد؟ - آره.

466
00:45:02,580 --> 00:45:05,660
به دليل وضعيت جسماني ضعيف كاردينال...

467
00:45:05,790 --> 00:45:10,880
حتي يك دوز كوچك از سم غير كشنده ممكن است باعث مرگ او شده باشد.

468
00:45:11,000 --> 00:45:13,590
- آه - يا...

469
00:45:13,710 --> 00:45:15,090
يا؟

470
00:45:16,090 --> 00:45:18,010
ماهي بد بود

471
00:45:26,940 --> 00:45:32,360
اين چيزي است كه از قرار دادن كيف پاپ در دست يك فقير حاصل مي شود.

472
00:45:32,480 --> 00:45:37,030
- فقير با كيف پاپ. - تو يك پر هستي.

473
00:45:37,150 --> 00:45:39,700
- تو يك پر هستي، الساندرو. - "به تو واگذار شده..."

474
00:45:39,820 --> 00:45:43,790
- به تو بسپاريم، گرسنگي مي‌ميريم. - "Farnese گرسنگي خواهد مرد."

475
00:45:45,160 --> 00:45:50,580
همان كاري را كه من در تمام اين سال ها انجام داده ام انجام دهيد. گاهي التماس كن گاهي قرض بگير...

476
00:45:50,710 --> 00:45:52,840
و گاهي دزدي.

477
00:46:07,480 --> 00:46:09,690
دست هاي سينيبالدي

478
00:46:10,730 --> 00:46:14,690
"مي بيني، الساندرو، خزانه ما چگونه پر مي شود؟"

479
00:46:14,820 --> 00:46:16,360
خداوند عنايت مي كند.

480
00:46:39,510 --> 00:46:41,380
اجازه دهيد ما به.

481
00:46:41,510 --> 00:46:46,100
- درود، فرماندار لوكرزيا بورجيا. - همه تگرگ.

482
00:46:54,190 --> 00:46:57,480
ترديد، مقصد شما را تغيير نمي دهد.

483
00:46:58,990 --> 00:47:01,280
تو بايد با ما بيايي پيترو.

484
00:47:02,860 --> 00:47:09,790
من در پست خود خواهم ماند تا مشعلي را كه شما شعله ور كرده ايد زنده نگه دارم.

485
00:47:14,380 --> 00:47:16,420
اسپولتو زيبا.

486
00:47:17,460 --> 00:47:23,470
اولين بار در زندگيم كه احساس كردم يك قدم عقب نيستم، بلكه كمي جلوتر بودم.

487
00:47:23,590 --> 00:47:27,720
عزيزم در شرايط تو راه ناهموار خواهد بود...

488
00:47:27,850 --> 00:47:30,930
و ما مي خواهيم قبل از غروب خورشيد به رم برسيم.

489
00:47:31,980 --> 00:47:33,600
يك لحظه.

490
00:47:36,190 --> 00:47:38,820
مشكل چيه؟ چته؟

491
00:47:38,940 --> 00:47:44,070
آيا بخت خوب به اسپولتو بازگشته است؟ مادرم جعبه را باز كرد...

492
00:47:44,200 --> 00:47:47,330
تا برخي از موفقيت هاي اسپولتو را لمس كند.

493
00:47:47,450 --> 00:47:53,250
نرم و پشمالو، همانطور كه من از خوشبختي تصور مي كنم. و به تپه ها دويد.

494
00:47:53,370 --> 00:47:57,000
ما سعي كرديم آن را پيدا كنيم، اما بايد به اينجا بازگشته باشد.

495
00:47:57,130 --> 00:48:02,300
- چرا اينطوري ميگي؟ - چون بدبختي ما برگشته.

496
00:48:02,420 --> 00:48:04,550
شما در حال رفتن هستيد.

497
00:48:06,600 --> 00:48:08,560
مگر اينكه قول بدهي...

498
00:48:10,770 --> 00:48:12,480
آيا برادرم در امان خواهد بود؟

499
00:48:15,230 --> 00:48:17,020
نه، او نخواهد كرد.

500
00:48:20,440 --> 00:48:22,320
لطفا.

501
00:48:23,780 --> 00:48:26,660
لوكرزيا، بيا رم اشاره مي كند.

502
00:48:31,370 --> 00:48:33,790
بله، شوهر، من اطاعت مي كنم.

503
00:48:36,210 --> 00:48:39,590
آگاپيتو سخت سوار شدي

504
00:48:42,670 --> 00:48:48,600
چهار روز و چهار شب، و اسب من به شما خواهد گفت، همانطور كه او براي آن رنج مي برد.

505
00:48:48,720 --> 00:48:50,430
سزار ما؟

506
00:48:52,100 --> 00:48:53,680
متاهل.

507
00:48:54,730 --> 00:48:59,480
خوب بالاخره خوبه برايش غذا بياور

508
00:49:03,150 --> 00:49:09,450
حالا هر آنچه را كه مي توانيد در مورد عروسي، شب عروسي براي ما فاش كنيد.

509
00:49:11,370 --> 00:49:16,410
آنها در جشن رعيت كه هميشه باران مي بارد ازدواج كردند.

510
00:49:16,540 --> 00:49:23,420
اما روز عالي بود. يك روز تابستاني عالي بود. يك روز عروسي

511
00:49:23,550 --> 00:49:29,090
اين دو زوج در يك روز ازدواج كردند. اول لويي و آن...

512
00:49:30,550 --> 00:49:35,100
و سپس سزار و شارلوت.

513
00:49:41,150 --> 00:49:44,530
- سزار لبخند زد. - او لبخند زد؟

514
00:49:44,650 --> 00:49:48,610
اين لبخندي بود كه تا به حال روي صورتش نديده بودم.

515
00:49:48,740 --> 00:49:53,740
و آن شب، فهميدم كه چه نوع لبخندي بود.

516
00:49:56,290 --> 00:50:01,630
پادشاه كمي ديوانه است، زيرا هر دو اتاق زناشويي را در كنار يكديگر قرار داده است.

517
00:50:01,750 --> 00:50:08,590
مي‌توانستم او و آن را در حال عاشقي بشنوم. و من مي توانستم سزار را بشنوم...

518
00:50:08,760 --> 00:50:15,810
نيزه خود را نه يك بار، نه دو بار، بلكه بارها و بارها شكست.

519
00:50:18,180 --> 00:50:21,270
بعد صداي جير جير و قدمي در را شنيدم.

520
00:50:23,520 --> 00:50:28,780
من شاه را برهنه ديدم و گوشش به درِ سزار بود.

521
00:50:31,070 --> 00:50:35,240
بعد از اينكه سزار براي هشتمين بار نيزه را شكست...

522
00:50:36,870 --> 00:50:38,460
او پا را بيرون گذاشت ...

523
00:50:39,830 --> 00:50:45,800
برهنه نيز، تا پادشاه را بيابم كه با تعجب به او نگاه مي كند.

524
00:50:47,340 --> 00:50:50,970
- و گفت... - كي؟ كي گفته؟

525
00:50:51,090 --> 00:50:56,930
پادشاه برهنه تو در اين تورنمنت هم مرا شكست دادي.

526
00:50:57,970 --> 00:51:02,730
و در همانجا، حقوق خود را به 40000 فرانك در سال افزايش داد.

527
00:51:04,230 --> 00:51:09,650
و به سزار افتخار نادر قرار دادن نيلوفرهاي فرانسوي در كنار گاو نر را داد...

528
00:51:09,780 --> 00:51:11,910
روي نشان بورجيا

529
00:51:13,070 --> 00:51:17,790
بعد از اينكه پادشاه به سوئيت خود عقب نشيني كرد، من خودم را به سزار معرفي كردم.

530
00:51:23,290 --> 00:51:24,750
همه چيز خوب است.

531
00:51:26,340 --> 00:51:28,340
برگه هاي اول قرمز بود.

532
00:51:29,210 --> 00:51:32,380
برو رم به پدرم بگو.

533
00:51:32,510 --> 00:51:38,930
به اتاقش نگاه كردم، اما باكره شيرين و جوان را روي تختش نديدم.

534
00:51:39,060 --> 00:51:44,810
و اين به اين دليل است كه او ديگر نيست. اما وقتي در را بست...

535
00:51:44,940 --> 00:51:49,530
ميتونستم ببينم لبخندش آرامش بخش بود...

536
00:51:50,570 --> 00:51:55,740
رهايي، رضايت، تسليم شدن.

537
00:51:57,160 --> 00:52:05,540
گويي تمام زناني كه در زندگي اش مي شناخت او را به اين لحظه رساندند.

538
00:52:10,090 --> 00:52:15,050
هشت بار؟ مي گوييد هشت بار در يك شب؟

539
00:52:18,510 --> 00:52:20,850
چزاره در بورجيا است.

540
00:52:23,440 --> 00:52:28,110
فرانسه مال ماست و تمام ايتاليا

541
00:52:33,480 --> 00:52:37,720
زيرنويس توسط MemoryOnSmells http://UKsubtitles.ru. ويرايش شده توسط bifutake.
