﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:06,770
سپتامبر 1494 هفت غم

2
00:00:16,630 --> 00:00:19,340
- برگرد زن. - نه

3
00:00:23,560 --> 00:00:29,940
اكنون مي توانم ببينم كه شارلوت و والنتينو شبيه هم هستند، خوش خيم، منصف، دوست داشتني.

4
00:00:30,170 --> 00:00:35,220
يك مرد مي‌تواند تا پايان روزهايش با شادي در اينجا زندگي كند، با قلبي آرام و روحي آرام.

5
00:00:35,340 --> 00:00:38,180
يك مرد، حتما اما بورجيا؟

6
00:00:40,930 --> 00:00:43,560
آيا از تماشاي من خسته نمي شوي؟

7
00:00:43,680 --> 00:00:49,480
نه تا زماني كه جبرئيل در دريا و ساحل بايستد و شاخ شگفت انگيز خود را بزند.

8
00:00:56,320 --> 00:00:59,110
مواظب باش داري سقوط ميكني

9
00:01:04,830 --> 00:01:09,830
يونانيان باستان كلمه اي براي شادي مطلق داشتند: آتاراكسي.

10
00:01:09,960 --> 00:01:13,750
بدون دردسر، بدون اختلال بودن.

11
00:01:18,510 --> 00:01:20,680
تو باختي شارلوت

12
00:01:22,260 --> 00:01:25,970
چكمه هايم را پس مي گيرم.

13
00:01:27,430 --> 00:01:32,110
زماني كه يك مرد از همه رنج هاي عميق، بلكه از همه شادي هاي هيجان انگيز رها باشد.

14
00:01:33,440 --> 00:01:36,400
زماني كه او كاملا ساكت است.

15
00:01:40,320 --> 00:01:42,320
او راز سعادت را در اختيار دارد.

16
00:02:08,270 --> 00:02:14,730
بايد قدرت حمله را با ديد تشخيص داد.

17
00:02:14,860 --> 00:02:19,440
اعتصاب قهرآميز را بايد با يك حمله قهري مقابله كرد.

18
00:02:19,570 --> 00:02:26,200
اما گاهي اوقات، يك مهاجم ممكن است عمداً حركت ضعيفي را انجام دهد و باعث شكست خوردن شود.

19
00:02:26,330 --> 00:02:32,290
به اين ترتيب او مي تواند از انرژي صرف شده شما به نفع خود استفاده كند. همينطور...

20
00:02:47,430 --> 00:02:52,690
آگاپيتو يك اصل كليدي را در هنر جنگ نشان داده است.

21
00:02:52,810 --> 00:02:58,690
اگر دشمن خود را بشناسي و خودت را بشناسي، در صد جنگ پيروز خواهي شد.

22
00:02:58,820 --> 00:03:04,990
اگر دشمنتان را نشناسيد، اما خودتان را بشناسيد، نصف آن ها برنده خواهيد شد.

23
00:03:05,120 --> 00:03:10,370
اگر دشمنت را نشناسي و خودت را نشناسي...

24
00:03:10,540 --> 00:03:12,250
تو ميميري.

25
00:03:12,370 --> 00:03:18,000
ضربه زدن و دفاع را با استفاده از سطوح مختلف نيرو تمرين كنيد.

26
00:03:20,760 --> 00:03:26,890
تعجب مي كنم كه چقدر راحت از يك ارباب ايتاليايي اطاعت مي كنند.

27
00:03:27,010 --> 00:03:30,180
به خصوص كسي كه ماليات خود را افزايش مي دهد.

28
00:03:30,310 --> 00:03:37,190
من ماليات آنها را افزايش مي دهم، اما پول را نه براي خودم، بلكه براي بهبود زندگي آنها خرج مي كنم.

29
00:03:37,310 --> 00:03:43,860
هفته گذشته اين مردان بيكار بودند. اين هفته، در حالي كه درآمد دارند، ياد مي گيرند كه با هدف زندگي كنند.

30
00:03:44,530 --> 00:03:49,330
- مبارزه براي خانواده و پادشاه خود. - و براي il Valentino.

31
00:03:50,290 --> 00:03:54,960
- شما دوتا، به چي خيره شده ايد؟ - (به چي خيره شدي)؟

32
00:03:58,710 --> 00:04:03,170
پدرش مي گويد قبل از اينكه به اين كشور بيايي خدايي بودي.

33
00:04:03,300 --> 00:04:05,260
و حالا من كي هستم؟

34
00:04:08,220 --> 00:04:10,680
- نه - برو برو.

35
00:04:10,760 --> 00:04:14,020
آن پسرها فقط ترس جان خود را داشتند.

36
00:04:14,140 --> 00:04:18,860
راست مي گفتند. تو خدايي بودي اما يك عصباني

37
00:04:19,900 --> 00:04:22,650
مرد بودن شما را شادتر مي كند.

38
00:04:24,190 --> 00:04:26,200
و معمولي تر

39
00:04:30,780 --> 00:04:34,830
بنابراين، جوليا. آخرين شايعات از داخل واتيكان چيست؟

40
00:04:34,960 --> 00:04:39,170
من براي رودريگو قسم خورده ام كه همه چيزهايي را كه مي شنوم مخفي نگه دارد.

41
00:04:39,290 --> 00:04:44,800
شنيده ام كه در شب عروسي سزار، هشت بار نيزه را شكست.

42
00:04:44,920 --> 00:04:51,350
شنيده‌ام كه سزار فكر مي‌كرد يك داروي غرايز جنسي خريده است، اما يك ملين دريافت كرده است.

43
00:04:51,470 --> 00:04:56,100
او شب عروسي خود را نه با شور و شوق، بلكه با ناله در خلوت گذراند.

44
00:04:56,230 --> 00:05:00,900
و لوكرزيا دستور داده است كه گوفردو به اسكيلاس بازگردد تا ازدواجش را نجات دهد.

45
00:05:01,020 --> 00:05:05,400
و شاهزاده آلفونسو دي كالابريا او را همراهي مي كند.

46
00:05:05,530 --> 00:05:08,740
- اما آن دو يكديگر را تحقير مي كنند. - آره

47
00:05:08,860 --> 00:05:12,490
چه چيزي لوكرزيا را وادار كرد تا همسرش را نيز در ميان بگذارد؟

48
00:05:12,620 --> 00:05:18,290
لوكرزيا مطمئن نيست كه آلفونسو، دي كالابريا يا داسته، پدر اوست...

49
00:05:18,420 --> 00:05:21,130
- اوه - كودك. مريضي؟

50
00:05:23,300 --> 00:05:25,380
- سيلويا؟ - بچه.

51
00:05:31,430 --> 00:05:37,390
- ايزابلا، زندگي من قبلاً پر از شگفتي بوده است. - اما اين يك هديه خاص است.

52
00:05:38,980 --> 00:05:44,320
اتاق تازه مادر شما در بين اين ديوارها بهترين هنرمندان فلورانسي...

53
00:05:44,440 --> 00:05:50,660
در جهت شما كار خواهد كرد، تا بتوانيد در زيباترين دكور زايمان كنيد.

54
00:05:50,780 --> 00:05:52,950
از اينجا به بعد...

55
00:05:54,160 --> 00:05:56,500
فرزند شما دنياي شما خواهد بود

56
00:05:59,000 --> 00:06:01,460
من قبلاً جيوواني را دارم.

57
00:06:02,540 --> 00:06:08,380
و همانطور كه خود واقعي خود را پيدا كردم، يك بار ديگر بايد خودم را گم كنم.

58
00:06:08,510 --> 00:06:14,600
مردها به من نگاه مي كردند، اما حالا به پايين نگاه مي كنند. براي آنها من يك شكم هستم.

59
00:06:15,760 --> 00:06:19,100
سوراخ نفرت انگيزي كه با آرزوهايشان پر مي كنند.

60
00:06:19,230 --> 00:06:25,400
من شما را احساس مي كنم، اما هنگامي كه فرزند شما از شير گرفته شد، پاپ سوگند ياد نكرد كه او را بازگرداند

61
00:06:25,520 --> 00:06:30,110
موقعيت شما به عنوان فرماندار اسپولتو؟ - مردها دروغ مي گويند.

62
00:06:30,240 --> 00:06:31,990
خواهر عزيز.

63
00:06:33,200 --> 00:06:35,120
زن ها هم دروغ مي گويند.

64
00:06:38,250 --> 00:06:45,130
هفت ماه است كه من توسط دروغي كه به شما گفتم تعقيب شده ام. گفتم عقيمم.

65
00:06:45,250 --> 00:06:51,680
اما من هم مثل شما لبخند و عرق مادري را مي شناسم. من يك پسر دارم.

66
00:06:51,800 --> 00:06:56,050
- يك پسر؟ - نام او اورليو است. او چهارده ساله است.

67
00:06:56,180 --> 00:06:57,930
به زودي مرد مي شود.

68
00:06:59,140 --> 00:07:02,020
- بابا پسرت را ديده است؟ - هرگز.

69
00:07:02,980 --> 00:07:07,690
وقتي اورليو به دنيا آمد خبر فرستادم و فقط سكوت شنيدم.

70
00:07:07,820 --> 00:07:10,570
ما بورجيا ماديا را شرمنده خواهيم كرد.

71
00:07:12,860 --> 00:07:17,200
-نميپرسي چرا دروغ گفتم؟ - نه

72
00:07:17,330 --> 00:07:20,160
نه. براي ما زنان اسرار به عنوان زره عمل مي كنند.

73
00:07:20,290 --> 00:07:24,880
اما كنجكاوم بدانم چرا اين لحظه را براي اعتراف انتخاب كردي.

74
00:07:25,000 --> 00:07:29,000
مي خواهم محبت هاي شيرين ما بي قيد و شرط باشد.

75
00:07:29,130 --> 00:07:33,300
خواهران هرگز نبايد حقيقت را از يكديگر دريغ كنند.

76
00:07:34,970 --> 00:07:40,850
Justitia est caecus. حضرت اسكندر ششمين آن نام...

77
00:07:40,970 --> 00:07:46,520
دادگاه عالي مجلس حواري را احضار مي كند.

78
00:07:46,650 --> 00:07:50,900
كاردينال Farnese دستور روز را ارسال خواهد كرد.

79
00:07:51,030 --> 00:07:55,660
من، الساندرو فارنزه، خزانه دار كليساي يكتا، گواهي مي دهم...

80
00:07:55,780 --> 00:08:03,290
كه ايالت هاي پاپي ريميني، پسارو، فورلي، ايمولا، سرمونتا، اوربينو...

81
00:08:03,410 --> 00:08:07,750
Camerino و Faenza در پرداخت Denarii Sancti Petri شكست خورده اند.

82
00:08:07,880 --> 00:08:10,750
كاردينال كارافا اين اتهام را اعلام خواهد كرد.

83
00:08:10,880 --> 00:08:17,090
من، اوليويرو كارافا، نخست‌وزير، فرمانداران را متهم مي‌كنم كه...

84
00:08:17,220 --> 00:08:23,060
كشورهاي خيانت پاپ فوق الذكر.

85
00:08:23,180 --> 00:08:29,150
راي مجرمانه به اتفاق آرا مورد نياز است، ad punctum juris. موافقت؟

86
00:08:32,150 --> 00:08:34,320
لطفا. يك لحظه.

87
00:08:35,400 --> 00:08:39,280
اگر فرمانداران محكوم شوند، كليسا به جنگ خواهد رفت.

88
00:08:39,410 --> 00:08:42,830
- من صبر مي خواهم. - ما صبور بوديم.

89
00:08:42,950 --> 00:08:47,620
صبور فراتر از قلمرو كيهاني. اما اين دوك ها از فضيلت ما سوء استفاده كرده اند.

90
00:08:47,750 --> 00:08:49,710
ما بايد آنها را دور بزنيم. سخت.

91
00:08:49,840 --> 00:08:55,340
با اين حال، من درخواست برخورد ويژه با كاترينا اسفورزا-رياريو را دارم.

92
00:08:55,470 --> 00:09:00,050
- چون بيوه دختر عموي مرحوم شماست؟ - من نگران امنيت پسرش اوتاويانو هستم.

93
00:09:00,180 --> 00:09:04,640
او دوك مسح شده ايمولا و فورلي است. با اين حال كاترينا به عنوان نايب السلطنه ...

94
00:09:04,770 --> 00:09:10,190
انتخاب كرده است كه تعهد خود را نسبت به خدا ناديده بگيرد. پسر را نبايد سرزنش كرد يا به زجر كشيد.

95
00:09:10,310 --> 00:09:16,280
سپس كاترينا بايد كنترل استان را از دست بدهد و يك بار ديگر جاي او را به عنوان يك زن بگيرد.

96
00:09:16,400 --> 00:09:22,490
او زن نيست. او يك جنگجو، يك ببر است. او را مجبور به مبارزه كن و ما در خون غسل خواهيم كرد.

97
00:09:22,620 --> 00:09:26,160
سپس او بايد با پسرش به رم بيايد و تبرئه شود.

98
00:09:26,290 --> 00:09:30,540
او قصر خود را ترك نخواهد كرد. طاعون ايمولا و فورلي را ويران مي كند. بيرون رفتن يعني مردن

99
00:09:30,670 --> 00:09:36,380
- كاترينا خواهد آمد. او هيچ ترسي نمي شناسد - نه ما.

100
00:09:37,880 --> 00:09:44,680
بنابراين، چگونه راي مي دهيد، معاون رئيس جمهور؟ آيا دست خود را به عنوان تاييد بالا مي بريد؟

101
00:09:45,720 --> 00:09:48,480
يا مانع هدف مقدس ما مي شويد؟

102
00:10:00,700 --> 00:10:05,370
فرمانداران ايالت هاي پاپي بدين وسيله مجرم شناخته مي شوند.

103
00:10:05,490 --> 00:10:10,710
مگر اينكه پيش پاپ ما بيايند و طلب بخشش كنند.

104
00:10:10,830 --> 00:10:14,960
جلسه به تعويق افتاد. عدالت كور است.

105
00:10:20,010 --> 00:10:26,060
رياريو سانسوني در مورد يك چيز درست مي گويد: جنگ اجتناب ناپذير است.

106
00:10:26,180 --> 00:10:31,190
- نامه ما به سزار رفت؟ - او تا امروز عصر سخنان شما را دريافت خواهد كرد.

107
00:10:56,210 --> 00:10:58,090
شارلوت عزيز.

108
00:11:00,010 --> 00:11:03,260
من بايد خوشبخت ترين مرد دنيا باشم.

109
00:11:07,560 --> 00:11:10,560
اما با نام بورجيا من نفرين شدم.

110
00:11:12,100 --> 00:11:17,980
در اين ماه گذشته بار ديگر در توهم و انكار شيرين زندگي كردم.

111
00:11:20,320 --> 00:11:22,570
اما عيد تابستاني به پايان مي رسد.

112
00:11:24,610 --> 00:11:29,910
نفرين من بيدار شده است. من استراحتي نخواهم شناخت تا زماني كه...

113
00:11:31,330 --> 00:11:33,170
من سرنوشتم را پيدا مي كنم.

114
00:11:37,250 --> 00:11:41,010
شارلوت، به من بگو كه نرو.

115
00:11:43,510 --> 00:11:46,090
ميدونم كه دوستم داري سزار.

116
00:11:47,600 --> 00:11:50,640
اما براي راضي نگه داشتن شما كافي نيست.

117
00:11:54,850 --> 00:12:00,610
و آنقدر دوستت دارم كه هرگز از تو نمي خواهم كسي باشي كه نيستي.

118
00:12:16,080 --> 00:12:21,590
من اسنادي را امضا خواهم كرد كه به شما اختيار كامل بر تمام دارايي هايم در فرانسه مي دهد.

119
00:12:21,710 --> 00:12:26,340
خواهي شد... تو همتاي من هستي.

120
00:12:27,010 --> 00:12:32,930
و قول مي دهم برگردم و در كنارت پير شوم.

121
00:12:41,900 --> 00:12:47,160
و من هر روز براي تحقق آن وعده درخشان دعا خواهم كرد.

122
00:12:48,740 --> 00:12:54,870
اما از ته قلبم مي دانم كه ديگر هرگز تو را نخواهم ديد.

123
00:13:08,180 --> 00:13:13,520
- بالاخره ماما رسيد. - چه كار مي كني؟

124
00:13:13,640 --> 00:13:17,850
- سيلويا بايد در رختخواب باشد. - وصيت نامه اش را امضا مي كند.

125
00:13:17,980 --> 00:13:22,070
ما از زمان تولد پير لوئيجي، قوانين را اصلاح نكرده ايم.

126
00:13:22,190 --> 00:13:26,450
- بيا سيلويا. من شما را راحت مي كنم. - اوه، راستش من خوبم.

127
00:13:34,370 --> 00:13:37,830
چي؟ همه زنان بايد در دوران بارداري وصيت نامه خود را بنويسند.

128
00:13:37,960 --> 00:13:43,420
سيلويا تنها پنج ماه است، اما علائم زايمان را نشان مي دهد.

129
00:13:43,550 --> 00:13:48,760
ما بايد او را تماشا كنيم، او را آرام كنيم. مجبورش نكن به مرگ فكر كنه

130
00:13:48,880 --> 00:13:52,470
شما بايد به وظايف خود به عنوان خزانه دار پاپ بازگرديد.

131
00:13:52,600 --> 00:13:57,730
من و خواهرت اينجا هستيم و براي سيلويا اينجا خواهيم بود.

132
00:13:57,850 --> 00:14:03,980
وقتي كار مي كنم مي گوييد بايد بروم خانه تا پيش خانواده ام باشم. وقتي خانه هستم، مرا مي فرستيد.

133
00:14:04,110 --> 00:14:08,360
من يك توپ بوسه هستم كه به جلو و عقب مي‌چرخم و هرگز به پالينو برخورد نمي‌كنم.

134
00:14:15,870 --> 00:14:22,750
مسيحي ترين پادشاه، فضل او، سزار بورجيا، دوك والنتينوا...

135
00:14:22,880 --> 00:14:31,340
- كنت ديوا، لرد ايسودون. - دوك عزيزم والنتينو و غيره.

136
00:14:31,470 --> 00:14:37,680
- اين ديدار غيرمنتظره را مديون چه چيزي هستيم؟ - دوران عظمت شما فرا رسيده است.

137
00:14:37,810 --> 00:14:41,480
- ما به ميلان راهپيمايي مي كنيم. - نه، نه، هنوز نه.

138
00:14:41,600 --> 00:14:46,860
يكي ديگر از "هنوز"؟ به من اطلاع داده شده است كه امروز صبح شما معاهده را با ونيز امضا كرديد.

139
00:14:46,980 --> 00:14:51,360
آنها جلوي هرگونه پيشروي آلمان را خواهند گرفت. و شما قبلاً به من اختيار كامل داده ايد

140
00:14:51,490 --> 00:14:56,450
هر وقت خواستم با ارتش شما فرانسه را ترك كنم. - من بايد منتظر ستاره شناسمان باشم

141
00:14:56,580 --> 00:14:58,410
براي تعمير در تاريخ مناسب

142
00:15:01,500 --> 00:15:05,250
از بين همه بهانه هاي شما، اين ضعيف ترين است.

143
00:15:05,380 --> 00:15:10,970
- حدس مي زنم كه ستاره ها به شما مي گويند به من اعتماد نكنيد. - من به تو اعتماد دارم، سزار.

144
00:15:11,090 --> 00:15:15,180
اما شما مردد هستيد زيرا از تله خرس بورجيا مي ترسيد.

145
00:15:15,300 --> 00:15:19,470
نيروها تحت اطاعت من هستند. وقتي ميلان رو فتح كردم...

146
00:15:19,600 --> 00:15:24,860
- من مي توانم مزدوران را عليه شما بگردانم. - دقيقاً حرف شما، ژرژ.

147
00:15:27,110 --> 00:15:29,530
ثابت كن مشاورم اشتباه كرده

148
00:15:35,530 --> 00:15:40,870
من اكنون سيصد مرد قوي و ثابت از والنتينوا را تحت فرمان خود دارم.

149
00:15:41,000 --> 00:15:47,420
من با سربازان خود به ميلان حمله خواهم كرد و تنها با سربازانم در اين نبرد به نام تو پيروز خواهم شد.

150
00:15:48,460 --> 00:15:52,880
وقتي ارتش شما به ارتش من ملحق شود، مردان شما تازه و از نظر تعداد بسيار برتر خواهند بود.

151
00:15:53,010 --> 00:15:56,260
بنابراين، من هيچ خطري براي شما ايجاد نمي كنم.

152
00:15:56,390 --> 00:16:00,560
با سيصد پسر دهقان قصد فتح ميلان را داريد؟

153
00:16:01,680 --> 00:16:06,020
سيصد پسر دهقان كه توسط چزاره بورجيا آموزش ديده اند.

154
00:16:07,560 --> 00:16:13,320
اگر با نقشه شما موافق باشم، به احتمال زياد شما را به مرگ مي فرستم.

155
00:16:14,780 --> 00:16:18,870
دوست ندارم تو را از دست بدهم .

156
00:16:20,910 --> 00:16:22,500
نترس

157
00:16:24,210 --> 00:16:31,550
من مثل نشان تو خواهم بود يك حماسه خوك . لكه هاي من دشمنان ما را سوراخ خواهند كرد.

158
00:16:32,760 --> 00:16:37,010
و تاج دوك ميلان را بر سر شما خواهم گذاشت.

159
00:16:39,220 --> 00:16:40,930
من تو را باور دارم.

160
00:16:43,060 --> 00:16:45,730
من به تو ايمان دارم.

161
00:16:47,900 --> 00:16:55,320
- برو شعله ور شدن يك مسير باشكوه - و من تو را همراهي مي كنم، سزار.

162
00:16:55,450 --> 00:16:58,200
- من هيچ نيازي ندارم ... - فقط به عنوان يك روحاني.

163
00:16:58,320 --> 00:17:02,240
براي ارائه آرامش معنوي به مردان خود.

164
00:17:02,370 --> 00:17:06,160
چه كسي بهتر از تو، جوليانو، آرامش مسيح را ارائه دهد؟

165
00:17:06,290 --> 00:17:10,750
آيا واقعاً معتقديد كه از اين حمله جان سالم به در خواهيد برد؟

166
00:17:16,470 --> 00:17:20,010
من در اين زمان به دنيا آمدم. نه صد سال پيش

167
00:17:20,140 --> 00:17:23,310
نه هزار سال از اين به بعد، به دليلي.

168
00:17:24,520 --> 00:17:27,390
بياييد بفهميم دليل آن چيست.

169
00:17:46,500 --> 00:17:52,960
لوكرزيا، چيزي سرت آمده است. شما مانند يك زن بي بند و بار هستيد.

170
00:18:02,180 --> 00:18:04,390
به من هزار بوس بده!

171
00:18:10,440 --> 00:18:16,740
من اينجا آمدم تا نه هزار، بلكه يك بوسه آخر به تو بدهم، آلفونسو. ما ديگر هرگز لمس نمي كنيم.

172
00:18:20,160 --> 00:18:24,740
- چرا؟ چون بچه حمل مي كني؟ - در بخش...

173
00:18:24,870 --> 00:18:27,200
- فرزندمان. - اين فكر را دور كن.

174
00:18:27,330 --> 00:18:31,830
- نمي تواني ناگهان دي كالابريا را دوست داشته باشي. - او سعي مي كند شوهر بهتري باشد.

175
00:18:31,960 --> 00:18:36,420
- و او بيشتر از تو به من نياز دارد. - اما بي احتياطي او چيست؟

176
00:18:36,550 --> 00:18:41,470
من او را بخشيدم، همانطور كه تو را بخشيدم. من هم بي گناه نبوده ام.

177
00:18:41,590 --> 00:18:48,430
اما عشقي كه ما به اشتراك مي گذاريم بي نهايت است. شهوات او شايسته تبرئه نيست.

178
00:18:48,560 --> 00:18:52,770
و بنابراين، بخشش او واقعي ترين عمل مسيحي است.

179
00:18:52,900 --> 00:18:56,190
حضور در اسپولتو به من آموخت كه هر بار مي بخشم...

180
00:18:56,320 --> 00:19:01,700
نفرت در قلب من با چيزي كاملاً خارق العاده جايگزين شده است.

181
00:19:05,160 --> 00:19:09,040
به فرارا، آلفونسو برگرد. برو خونه پيش همسرت

182
00:19:12,290 --> 00:19:13,960
منو فراموش كن

183
00:19:15,920 --> 00:19:18,380
و اگر مي توانيد مرا ببخشيد.

184
00:19:35,480 --> 00:19:41,280
اتاويانو رياريو، دوك ايمولا و فورلي.

185
00:19:41,360 --> 00:19:45,950
كاترينا اسفورزا-رياريو، ريجنت.

186
00:19:52,160 --> 00:19:57,460
اوتاويانو رياريو، پسرخوانده عزيز ما، به شما خوش آمد مي‌گوييم.

187
00:19:57,590 --> 00:19:59,460
تقدس.

188
00:19:59,630 --> 00:20:04,300
ما مسائل جدي براي بحث داريم، فرماندار. مادر عزيز شما ممكن است مرخصي بگيرد.

189
00:20:04,430 --> 00:20:08,930
من از طرف پسرم حكومت مي كنم. شكايت خود را به من بفرستيد.

190
00:20:09,060 --> 00:20:11,100
اوه ما گيج شديم

191
00:20:12,230 --> 00:20:17,400
اوتاويانو رياريو به عنوان فرماندار فورلي و ايمولا سرمايه گذاري شد

192
00:20:17,520 --> 00:20:22,150
با فرمان پاپ اينوسنت هفتم. شما به عنوان Regent منصوب شديد

193
00:20:22,280 --> 00:20:26,530
تا اينكه به سن عقل رسيد. آيا اينطور نيست، آقاي بورچارد؟

194
00:20:26,660 --> 00:20:31,500
اتاويانو كاملا منطقي به نظر مي رسد. و بنابراين، ما با او صحبت خواهيم كرد.

195
00:20:31,620 --> 00:20:34,370
- تو نداري... - پدر مقدس...

196
00:20:34,500 --> 00:20:40,170
كاترينا و اتاويانو با روحيه حسن نيت آمده اند.

197
00:20:40,300 --> 00:20:45,090
ما حاضريم تمايلي خيرخواهانه به وارث برحق سلطه ارزشمند خود نشان دهيم.

198
00:20:45,220 --> 00:20:49,100
مرد جوان، از خودت دفاع كن و به جرم خيانت پاسخ بده.

199
00:20:49,220 --> 00:20:53,180
- تقدس - جرات داريد ما را خيانتكار خطاب كنيد؟

200
00:20:53,350 --> 00:20:56,690
- زن، ساكت باش. - تو ساكت باش!

201
00:20:57,770 --> 00:20:59,150
كاتالان...

202
00:21:03,070 --> 00:21:09,990
صبر ما فقط تا اين حد است. اجازه دهيد اوتاويانو از اعمال يا ترس خود دفاع كند...

203
00:21:10,120 --> 00:21:16,870
ترس از چي؟ تو پيرمردي منحط و ناتوان هستي كه كسي را دوست ندارد...

204
00:21:17,000 --> 00:21:21,630
- جز فاحشه فارنسه. - و تو فاحشه نيستي؟!

205
00:21:21,750 --> 00:21:27,550
اي عنكبوت بي خدا تشك هايي را كه خاك كردي ليست كنيم! ما شما را به تيبر مي اندازيم!

206
00:21:27,680 --> 00:21:29,050
الان نه.

207
00:21:32,640 --> 00:21:38,270
به احترام شوهر مرحومتان، يك روز آخر را براي پرداخت عشر به شما مي دهيم.

208
00:21:38,400 --> 00:21:42,190
اگر تا فردا در ساعت انعقاد دوكات را دريافت نكرده باشيم،

209
00:21:42,320 --> 00:21:48,110
با شكل جديدي از جهنم روبرو خواهيد شد. از چشم ما دور شو

210
00:21:49,240 --> 00:21:55,580
اگر بورجيا سكه هايش را بخواهد، سكه هايش را مي گيرد كه مي تواند به آرامگاهش بياورد.

211
00:21:55,700 --> 00:22:00,080
اما مادر، ما نمي توانيم پاپ اعظم كليساي مادر مقدس را بكشيم...

212
00:22:00,210 --> 00:22:06,510
بره من، وقتي سيزده ساله بودم، پدرم با چاقو كشته شد.

213
00:22:06,630 --> 00:22:11,970
پدرت توسط يك گروه خشمگين قصاب شد و جسدش را از پنجره قصر ما به بيرون پرت كردند.

214
00:22:12,100 --> 00:22:16,730
من و تو به عنوان آخرين شوهرم، من...

215
00:22:17,980 --> 00:22:22,060
جاكومو خوش تيپ ترور شد.

216
00:22:22,190 --> 00:22:28,990
به نظر شما من نگران قتل پاپ هستم؟ و يك بورجيا، در آن؟

217
00:22:29,110 --> 00:22:32,820
- اما مامان... - چزاره بورجيا پسرعموهاي ما را در ميلان تهديد مي كند.

218
00:22:32,950 --> 00:22:37,950
رودريگو بورجيا حكومت ما را در ايمولا و فورلي تهديد مي كند.

219
00:22:43,340 --> 00:22:47,090
بقاي خانواده ما تنها به شما متكي است.

220
00:22:48,130 --> 00:22:54,100
وانمود خواهم كرد كه مبتلا به تب هستم. شما تمام شب را تا فورلي سوار خواهيد كرد...

221
00:22:54,220 --> 00:23:01,480
به بهانه آوردن پزشك شخصي و مورد اعتمادترين خدمتكارم، لورنزو باسي.

222
00:23:02,730 --> 00:23:08,940
باسي با آزمايش افراد مبتلا به بيماري طاعون به دنبال راه حلي براي طاعون است.

223
00:23:09,070 --> 00:23:14,620
به او دستور دهيد كه پول داخل سينه را به مياسماي طاعون بمالد.

224
00:23:14,740 --> 00:23:20,160
باسي تا جايي كه مي تواند سريع برمي گردد و دوكات ها را به من مي دهد.

225
00:23:20,290 --> 00:23:25,210
تا شام، بورگيا يك لاشه تراوش خواهد شد.

226
00:23:32,090 --> 00:23:39,180
باسي، خوشحالم كه دوباره شما را مي بينم. اطلاعاتي در مورد دادگاه فورلي داريد؟

227
00:23:39,310 --> 00:23:43,060
توطئه اي براي قتل كاترينا به من دستور داد كه بمالم...

228
00:23:43,190 --> 00:23:47,150
اين سكه ها با طاعون براي آلوده كردن حضرتش.

229
00:23:47,270 --> 00:23:51,610
اگر پاپ اين سينه را باز كند و به يك دوكت دست بزند...

230
00:23:51,740 --> 00:23:56,700
او مطمئناً هرگز طلوع ديگري را نخواهد ديد. - سينه را روي ميز من بگذاريد.

231
00:23:57,160 --> 00:24:01,250
نگهبانان ما كاترينا اسفورزا-رياريو را دستگير كرديم.

232
00:24:02,460 --> 00:24:06,670
- چگونه كاترينا مي توانست فرار كند؟ - فراموش مي كني، او در قصر زندگي مي كرد

233
00:24:06,790 --> 00:24:10,340
وقتي شوهرش بخشدار بود او تمام درهاي مخفي را مي داند.

234
00:24:10,460 --> 00:24:12,550
يا يكي از بستگان به او كمك كرده است.

235
00:24:14,220 --> 00:24:20,850
قسم مي خورم، پدر مقدس، من توطئه اي براي مسموم كردن تو نداشتم. كاترينا بدون رضايت من عمل كرد. من بي گناهم.

236
00:24:20,970 --> 00:24:25,350
از هر جهت، خانواده Sforza ما را فريب داده است.

237
00:24:25,480 --> 00:24:29,150
يك كلمه براي سزار بفرست. به محض اينكه اين تجارت در ميلان انجام شد ...

238
00:24:29,270 --> 00:24:34,780
و برادران Sforza شكست مي خورند، او براي يك شوراي جنگ به رم باز مي گردد.

239
00:24:37,740 --> 00:24:42,500
پسر عموي شما، كاترينا، روزي كه سعي كرد صداي مسيح را خاموش كند، غصه خواهد خورد.

240
00:24:42,620 --> 00:24:46,250
فورلي اولين استان پاپي خواهد بود كه پسرم تحت انقياد آن خواهد بود.

241
00:24:49,210 --> 00:24:54,590
- بابا، ما به يك كلمه نياز داريم. به طور خصوصي. - گست، برو به خزانه پاپ.

242
00:24:54,720 --> 00:24:59,180
ما يك حسابداري جاري از وجوه موجود براي صندوق جنگ سزار مي خواهيم.

243
00:25:00,470 --> 00:25:06,560
برو دعا كن معاونت براي روح Sforzas كه به زودي منقرض شده اند دعا كنيد.

244
00:25:07,600 --> 00:25:09,230
بله لوكرزيا؟

245
00:25:12,150 --> 00:25:13,740
دوستم داري بابا؟

246
00:25:13,860 --> 00:25:19,200
دختر عزيزم، محبت من به تو اندازه و حدي نمي شناسد.

247
00:25:19,320 --> 00:25:22,160
- آيا اين براي همه فرزندان شما صادق است؟ - البته.

248
00:25:22,290 --> 00:25:24,660
سپس با ايزابلا ملاقات كنيد.

249
00:25:25,660 --> 00:25:29,960
نمي‌خواهم بدانم راه تو با آن زن چگونه گذشت. اما اين را بشنو،

250
00:25:30,090 --> 00:25:34,010
او ديگر بورگيا نيست. - او هم مثل من دختر توست.

251
00:25:34,130 --> 00:25:39,970
او براي من چيزي نيست. ديگر هرگز او را نبينم، هرگز نام او را تكرار نكن.

252
00:25:41,760 --> 00:25:49,520
عليرغم آنچه ديگران مي گويند، من مي دانم كه واقعاً چه چيزي شما را هدايت مي كند. نه قدرت، نه ثروت، نه حتي خدا.

253
00:25:49,650 --> 00:25:54,320
خانواده. شما هميشه دوست داشتيد كه ما يك خانواده باشيم.

254
00:25:54,440 --> 00:25:57,990
با اين حال، اين تنها چيزي است كه ما هرگز نبوده ايم.

255
00:26:00,740 --> 00:26:02,410
گوشت خود را احساس كنيد.

256
00:26:05,120 --> 00:26:06,830
خون خود را احساس كنيد.

257
00:26:09,120 --> 00:26:11,840
- وقتي من را لمس مي كني، او را لمس مي كني. - نه

258
00:26:11,960 --> 00:26:17,380
- چرا كه نه؟ چي كار كرده؟ - ما مسائل فوري داريم كه بايد به آنها رسيدگي كنيم.

259
00:26:18,430 --> 00:26:23,890
يكي يكي رازهاي خانواده مان را كشف كرده ام. من اين يكي را نيز كشف خواهم كرد.

260
00:27:02,180 --> 00:27:06,970
ما اردوگاه خود را در اينجا ايجاد خواهيم كرد. با جاسوسان ما در ميلان تماس بگيريد.

261
00:27:07,100 --> 00:27:11,850
من گزارش هاي به روز شده اي از اندازه، قدرت و وفاداري نيروهاي Sforza مي خواهم.

262
00:27:11,980 --> 00:27:16,440
Sforza بدون شك جاسوسان خود را به نيروهاي ما هجوم خواهند آورد.

263
00:27:16,570 --> 00:27:20,320
برادران را به مقر من دعوت كن. براي گفتگوي دوستانه

264
00:27:20,450 --> 00:27:24,570
در هر صورت، آنها خواهند دانست كه شما فقط تعداد كمي سرباز تحت فرمان خود داريد.

265
00:27:24,700 --> 00:27:29,910
دقيقا. من مي خواهم اسكانيو و لودوويكو به پسران دهقان من خوب نگاه كنند.

266
00:27:30,040 --> 00:27:34,840
و بعد شلوارشان را گند مي زنند و نمي گويند ارتش واقعي كي و كجا حمله خواهد كرد.

267
00:27:39,550 --> 00:27:43,300
مادر غمگين، براي ما دعا كن. مادر داغدار براي ما دعا كن

268
00:27:43,430 --> 00:27:48,890
آه مادر، براي ما دعا كن. مادر دردمند براي ما دعا كن مادر رها شده...

269
00:27:49,020 --> 00:27:50,560
شما دعا ميكنيد؟

270
00:27:52,060 --> 00:27:58,320
7 فيض به كساني كه روزانه باكره را گرامي مي دارند، با تعمق در غم و اندوه او تعلق مي گيرد.

271
00:27:59,940 --> 00:28:05,120
من براي تو و براي جوواني گرانقدرت و كودكي كه در شكم توست دعا مي كنم.

272
00:28:05,240 --> 00:28:08,240
- كاش براي خواهرم دعا مي كردي. - لورا؟

273
00:28:08,370 --> 00:28:10,580
- ايزابلا - اون دختره

274
00:28:10,700 --> 00:28:12,790
- آيا مي دانستي او يك پسر دارد؟ - آره.

275
00:28:12,910 --> 00:28:18,050
مامان، من هميشه آخرين نفر از اين خانواده هستم كه رازهاي آن را ياد مي‌گيرم؟

276
00:28:18,170 --> 00:28:23,010
- من مي خواهم بابا و ايزابلا با هم آشتي كنند. - تو... تو غيرممكن را مي پرسي.

277
00:28:23,130 --> 00:28:24,590
چرا؟

278
00:28:24,720 --> 00:28:28,600
ايزابلا قلب رودريگو را له كرد و روح او را زير پا گذاشت.

279
00:28:28,720 --> 00:28:32,810
من بارها دل پدرم را له كردم و بخشيده ام.

280
00:28:32,930 --> 00:28:37,520
- نه نه نه. نه اين - چي؟ چه چيزي مي تواند اينقدر وحشتناك باشد؟

281
00:28:37,650 --> 00:28:40,230
قول دادم هيچوقت نگو

282
00:28:42,030 --> 00:28:45,950
- روحم مي سوخت. - روحت در هر صورت مي سوزد.

283
00:28:50,040 --> 00:28:54,120
در پنجمين اندوه مريم تعمق كنيد.

284
00:29:13,020 --> 00:29:17,650
اين نقشه ها هيچ جزئياتي ندارند. اين فقط خطوط روي يك صفحه است.

285
00:29:19,730 --> 00:29:25,450
- نبيولو خشك، بسيار معطر است. - درست مثل تو، جوليانو.

286
00:29:26,490 --> 00:29:32,950
لودوويكو اسفورزا، دوك ميلان، و اسكانيو كاردينال اسفورزا، دعوت خود را رد كنيد.

287
00:29:33,080 --> 00:29:37,750
چقدر معمولي شجاع. مثل همه مرداني كه پشت ديوارهاي بلند پنهان مي شوند.

288
00:29:37,870 --> 00:29:41,420
آنها به شما دستور مي دهند كه نيروهاي بورجيا را از مجاورت ميلان خارج كنيد.

289
00:29:41,550 --> 00:29:46,220
ارتش امپراتور ماكسيميليان براي نجات تاج اسفورزا از طريق كوه هاي آلپ رژه مي روند.

290
00:29:46,340 --> 00:29:52,140
اين يك دروغ است. و يك فقير. ماكسيميليان شهامت مبارزه با فرانسه را ندارد...

291
00:29:52,260 --> 00:29:54,220
و ونيز و من

292
00:29:54,350 --> 00:29:57,940
Sforza منتظر پنج امتياز مي ماند تا آن جكاس آلماني حركت كند.

293
00:29:58,060 --> 00:30:01,770
- پس نقشه حمله شما چيست؟ - يك صرفه جو

294
00:30:01,900 --> 00:30:06,950
اجازه نمي دهم حتي يك قطره از خون مردانم بريزد. برنده شدن بدون مبارزه بهترين است.

295
00:30:07,070 --> 00:30:11,200
سزار، شهر هرگز بدون جنگ تسليم نخواهد شد.

296
00:30:11,320 --> 00:30:17,660
اگر رهبران ميلان با اشاره من نيايند، من از بالاي سر آنها به سراغ مردم خواهم رفت.

297
00:30:17,790 --> 00:30:20,040
انجمن بازرگانان را احضار كنيد.

298
00:30:25,710 --> 00:30:31,720
چقدر پول در خزانه پاپ وجود دارد كه مي توان به صندوق جنگ سزار گذاشت؟

299
00:30:35,100 --> 00:30:37,730
- الساندرو - بله بله...

300
00:30:37,850 --> 00:30:40,850
- سرت كجاست؟ - شما داشتيد مي گفتيد؟

301
00:30:43,150 --> 00:30:47,940
من نمي دانم چه مي گوييد. سيلويا... بارداري.

302
00:30:49,280 --> 00:30:53,330
- او و بچه ما در خطر هستند. -پس چرا سر كار هستي؟

303
00:30:53,450 --> 00:30:57,910
برو خونه ذهن سرگردان براي ما بي فايده است.

304
00:31:04,590 --> 00:31:09,010
- مردان عزيز ميلاني من، شما به من افتخار بزرگي مي كنيد ... - تف خود را هدر ندهيد، بورجيا.

305
00:31:09,130 --> 00:31:13,800
The Merchant's Guild پيش روي شما آمده است تا بيعت ابدي خود را با خانواده Sforza اعلام كند.

306
00:31:13,930 --> 00:31:15,640
يك ژست تاثيرگذار وفاداري.

307
00:31:15,760 --> 00:31:22,310
وفاداري ما به حاكماني است كه صلح و رفاه را براي شهر ما به ارمغان آوردند. نه به جنگ افروزان

308
00:31:22,440 --> 00:31:28,070
شنيده ام كه ميلان واقعاً شهري پر رونق است. كليساي جامع باشكوه شما، دانشگاه محترم شما،

309
00:31:28,190 --> 00:31:33,450
باغ هاي باشكوه شما... و من نمي توانم هشتمين عجايب جهان را حذف كنم،

310
00:31:33,570 --> 00:31:41,160
كاستلو اسفورزسكو اما روي ديگر سكه را ورق مي زنم و قلبم مي ايستد.

311
00:31:41,290 --> 00:31:47,210
هزينه تجملات Sforza بايد به شدت بر دوش كساني باشد كه ماليات مي پردازند.

312
00:31:48,880 --> 00:31:53,340
- روي شانه هاي صنف شما. - واضح صحبت كن، مار.

313
00:31:56,010 --> 00:31:57,510
خيلي خوب.

314
00:32:05,560 --> 00:32:10,820
من به عنوان مار به مار، جنگ طلب با پنيرساز صحبت خواهم كرد.

315
00:32:10,940 --> 00:32:14,110
- اولين پيشنهاد را بده... - من تنها پيشنهادم را خواهم داد...

316
00:32:14,240 --> 00:32:20,910
كه صادقانه، ساده و ساده است. اگر كليد ميلان را به من بدهيد، ماليات اتحاديه شما را كاهش خواهم داد.

317
00:32:21,040 --> 00:32:23,580
- چقدر؟ - پنجاه درصد.

318
00:32:24,620 --> 00:32:26,420
صبر كن. صبر كن.

319
00:32:27,840 --> 00:32:34,340
اين كافي نيست، كاتالان. شما جنگ را به ايتاليا خواهيد آورد و جنگ فاحشه اي پرهزينه است.

320
00:32:34,470 --> 00:32:39,890
جنگ نيز ثروت ساز است. هر يك از شما با تهيه سلاح و

321
00:32:40,020 --> 00:32:46,020
سربازان فرانسوي را خوشحال مي كند، زيرا آنها راه خود را به سمت پايين ساحل مي روند. - با اين حال. ما بيشتر ميخواهيم.

322
00:32:53,860 --> 00:32:55,320
شما بيشتر ميخواهيد؟

323
00:33:09,090 --> 00:33:14,130
بگذاريد به شما بگويم اگر در برابر سزار بورجيا مقاومت كنيد چه اتفاقي مي افتد.

324
00:33:30,900 --> 00:33:36,570
او كليساي جامع باشكوه شما، دانشگاه محترم شما را ويران خواهد كرد.

325
00:33:39,740 --> 00:33:48,670
او باغ هاي باشكوه شما را مي سوزاند، پسران شما را مي كشد، به دختران شما تجاوز مي كند،

326
00:33:50,170 --> 00:33:55,420
گوشت بدن خود را بجوشانيد و از استخوان ها براي ساختن يك كليساي جامع جديد استفاده كنيد.

327
00:33:55,550 --> 00:34:02,640
تقديم به چزاره بورجيا، كاتالان. حالا انتخاب كنيد: مرگ يا شادي.

328
00:34:02,760 --> 00:34:07,980
- تو... من تو را انتخاب مي كنم. - سزار بورجيا در ساعت ترس وارد شهر مي شود.

329
00:34:08,100 --> 00:34:12,230
شما كليدها را به عنوان نمادي از تسليم بيرون خواهيد آورد. و براي مجازات بخل تو،

330
00:34:12,360 --> 00:34:16,110
با پول خود به سربازان Sforza رشوه بدهيد.

331
00:34:19,360 --> 00:34:22,200
چزاره بورجيا شما را اخراج مي كند.

332
00:34:56,650 --> 00:35:01,410
دوك سزار والنتينو به نام شهروندان ميلان...

333
00:35:01,530 --> 00:35:06,370
من كليد شهر عزيزمان را تقديم مي كنم.

334
00:35:06,500 --> 00:35:10,620
- و ارتش ميلان؟ - اسم اسفورزا را فراموش كرده ايد.

335
00:35:10,750 --> 00:35:13,540
اما من ندارم. از كجا مي توانم برادران را پيدا كنم؟

336
00:35:13,670 --> 00:35:19,510
لودوويكو و آسكانيو در كاستلو اسفورزسكو منتظر شما هستند. به طور دقيق سياهچال آن است.

337
00:35:24,260 --> 00:35:29,350
جناب عالي، خوشحالم كه دوباره شما را در چنين شرايط دلپذيري ملاقات كردم.

338
00:35:29,480 --> 00:35:34,190
- آيا به من برادرت دوك را معرفي نمي كني؟ - برو پيش شيطان، خرقه بورجيا.

339
00:35:34,310 --> 00:35:41,990
لودويكو ساكت باش من به شما هشدار مي دهم، ما را فورا آزاد كنيد يا زير تيغ امپراتور ماكسيميليان بميريد.

340
00:35:45,200 --> 00:35:50,410
اينها انتخاب هاي من هستند؟ خوب تا منتظر آمدنش چه كنيم؟

341
00:35:50,540 --> 00:35:54,840
- فكر نمي كردم كارت بياورم. - من به شما گفتم او نمي ترسد.

342
00:35:54,960 --> 00:35:58,340
جغجغه شمشيرها هميشه اولين گامبيت است.

343
00:35:58,460 --> 00:36:04,390
- و گامبيت دوم گدايي است؟ - استدلال كنيم، متقاعدت كنيم كه ما را اعدام نكني.

344
00:36:04,510 --> 00:36:07,350
آه بعد قانعم كن

345
00:36:07,470 --> 00:36:13,230
روزي ممكن است به برادر شوهر ما ماكسيميليان به عنوان متحد، امپراتور به امپراتور نياز داشته باشيد.

346
00:36:13,350 --> 00:36:18,780
اعدام من و لودوويكو به شدت به اين رابطه بستگي دارد.

347
00:36:18,900 --> 00:36:24,360
از آنجايي كه نمي توانم هر دوي شما را آزاد كنم و هر دوي شما را اعدام كنم...

348
00:36:26,410 --> 00:36:32,120
يكي از شما را به دادگاه خواهرتان تبعيد خواهم كرد. ديگري اينجا چمباتمه خواهد زد...

349
00:36:32,250 --> 00:36:35,630
توسط موش ها جويده مي شود تا اينكه از تنهايي بميرد.

350
00:36:35,750 --> 00:36:39,210
- كدام يك از ما باقي مي ماند؟ -خب استدلالت رو بكن...

351
00:36:39,340 --> 00:36:42,800
چرا شما يا شما بايد آزاد زندگي كنيد

352
00:36:43,840 --> 00:36:47,850
من به عنوان دوك ميلان و برادر بزرگتر شما ابتدا صحبت خواهم كرد.

353
00:36:49,850 --> 00:36:52,310
- ارباب من... - بلندتر، خرگوشه اسفورزا.

354
00:36:52,430 --> 00:36:56,190
من رازي مي دانم كه انتخاب شما را محكم مي كند.

355
00:36:56,310 --> 00:36:59,980
ماكسيميليان از پرداخت وفاداري به پاپ اسكندر خودداري كرده است. او به رم سفر نمي كند

356
00:37:00,110 --> 00:37:01,990
تاج گذاري امپراتوري... - جرات نكن.

357
00:37:02,110 --> 00:37:06,200
- چون اسكانيو به او گفت صبر كند تا پاپ بورگيا بميرد.

358
00:37:06,320 --> 00:37:10,950
ماكسيميليان سپس سربازان خود را به شهر ابدي مي آورد و به اجبار به كنكلاو مي پرداخت

359
00:37:11,080 --> 00:37:17,630
برادرم را به عنوان پاپ عالي انتخاب كنم. - آيا اين درست است، حضرتعالي؟

360
00:37:23,720 --> 00:37:30,390
سزار، من مي خواهم براي تو انتخاب كنم. من خودم را فدا خواهم كرد.

361
00:37:31,600 --> 00:37:36,190
ناجي شيرين، چرا؟ برادرت به تو خيانت كرده است.

362
00:37:37,850 --> 00:37:45,320
با اين حال او سرپرست خانواده من است. من يك كشيش هستم، يك مجرد.

363
00:37:47,280 --> 00:37:51,620
برادرم بايد زنده بماند تا بچه هايش زنده بمانند...

364
00:37:51,740 --> 00:37:55,160
و دوك نشين Sforza را به صفحات تاريخ ببرد.

365
00:37:59,330 --> 00:38:04,380
من امروز عصر بر سر يك بطري دلچو درباره سرنوشت شما تصميم خواهم گرفت.

366
00:38:04,510 --> 00:38:09,180
در حالي كه من در مورد حكم خود فكر مي كنم، شما دو نفر را تنها مي گذارم.

367
00:38:10,350 --> 00:38:15,520
مي خواهم آخرين شب را با هم در آغوشي برادرانه بگذراني.

368
00:38:24,150 --> 00:38:28,530
- الساندرو؟ الساندرو كجايي؟ -اينجا

369
00:38:32,200 --> 00:38:34,950
سيلويا چطوره؟ هر تغييري؟

370
00:38:40,670 --> 00:38:44,920
هيچي تا الان اما ماما مي گويد تا صبح مي فهميم.

371
00:38:46,170 --> 00:38:50,090
- آنجلو در مرگ چه شكلي بود؟ - اوه، الساندرو.

372
00:38:50,220 --> 00:38:54,970
دلم براي آخرين لحظات برادرم تنگ شده بود. حالا سيلويا درد دارد و ممكن است بچه ما بميرد

373
00:38:55,100 --> 00:39:00,730
و من فقط اينجا نشسته ام و نمي توانم كاري انجام دهم. - هيچ كدام از ما كاري جز اميدواري نمي توانيم بكنيم.

374
00:39:06,360 --> 00:39:11,410
فكر مي كنيد اولين كلمات برادرمان با خدا در هنگام رسيدن به دروازه هاي بهشت ​​چه بود؟

375
00:39:11,530 --> 00:39:15,700
با شناخت آنجلو، مي خواست اندازه اتاق خوابش را بداند.

376
00:39:16,750 --> 00:39:22,460
يا «پروردگارا، خالق آدم و همه انسانها، من از حضور تو برخوردارم.

377
00:39:23,500 --> 00:39:26,210
حالا فرشتگان بغل بزرگ كجا هستند؟

378
00:39:30,510 --> 00:39:36,680
نه، من مطمئن هستم كه او گفت: "خدايا خواهش مي كنم خانواده من را با محبت خود بپوشان."

379
00:39:41,770 --> 00:39:47,690
اگر وقتي مي ميريم به بهشت ​​برمي خيزيم، آيا بهشت ​​همان جايي است كه در زمان تولد از آنجا فرود مي آييم؟

380
00:39:47,820 --> 00:39:50,280
- فكر مي كنم بله. - پس من تعجب مي كنم چه پيام آنجلو

381
00:39:50,400 --> 00:39:54,370
قبل از اينكه نوزاد را براي ما بفرستم به فرزند متولد نشده ام تحويل داده شده است.

382
00:39:59,960 --> 00:40:01,670
بيرون، سريع!

383
00:40:10,130 --> 00:40:15,430
اي مريم غمگين، در شهادتي كه قلب كريمت داشت، بر تو اندوهگين هستم

384
00:40:15,550 --> 00:40:20,180
با ايستادن نزديك عيسي تحمل كرد. - لوكرزيا، چه كار مي كني؟

385
00:40:20,310 --> 00:40:24,100
براي روحت دعا ميكنم ايزابلا. من مي دانم كه شما يك راز وحشتناك در اختيار داريد.

386
00:40:24,230 --> 00:40:30,150
كلمات خود را به خاطر بسپاريد: "رازها زره يك زن هستند." از من نخواهيد خلع سلاح كنم.

387
00:40:31,280 --> 00:40:35,490
كلمات خود را به خاطر بسپاريد: "خواهران هرگز نبايد حقيقت را دريغ كنند."

388
00:40:35,620 --> 00:40:39,240
من نيازي به هداياي گران قيمت ندارم. آنچه من براي فرزندم مي خواهم ...

389
00:40:39,370 --> 00:40:42,960
اين است كه در يك خانواده متحد و دوست داشتني متولد شويد.

390
00:40:44,370 --> 00:40:47,040
اگر به شما بگويم، مرا تحقير خواهيد كرد.

391
00:40:47,170 --> 00:40:51,720
همه ما بورجيا دلايلي براي تحقير شدن داريم. و دوست داشته شدن

392
00:40:52,880 --> 00:40:55,050
به مادر باكره دعا كنيد.

393
00:40:59,140 --> 00:41:03,730
من بر تو اندوهگينم اي مريم غمگين ترين...

394
00:41:05,690 --> 00:41:10,780
در شهادتي كه قلب كريمت تحمل كرد.

395
00:41:14,150 --> 00:41:17,160
"در ايستادن نزديك عيسي در عذاب او."

396
00:41:22,660 --> 00:41:24,210
آيا تو...

397
00:41:27,790 --> 00:41:30,090
ايزابلا كسي مرده؟

398
00:41:39,350 --> 00:41:43,180
در سن تو كه بودم فرار كردم و در سردابي پنهان شدم...

399
00:41:43,310 --> 00:41:47,230
براي فرار از شوهري كه رودريگو براي من انتخاب كرده بود.

400
00:41:47,350 --> 00:41:52,110
بله، يك شب شمعداني افتاد... - و آتش گرفت.

401
00:41:52,230 --> 00:41:55,860
فرار كردم و خانه را تماشا كردم كه خاكستر شد.

402
00:41:57,860 --> 00:42:00,830
من آنقدر ترسيده بودم كه حتي نمي توانستم كمك بخواهم.

403
00:42:03,500 --> 00:42:08,330
خانه متعلق به خواهر بزرگم جرونيما و شوهرش بود.

404
00:42:09,380 --> 00:42:11,840
اجساد آنها هرگز پيدا نشد.

405
00:42:15,130 --> 00:42:16,680
شما...

406
00:42:19,300 --> 00:42:23,430
- خواهر خودت را كشتي؟ - گناهي كه نابخشودني است.

407
00:42:25,100 --> 00:42:26,730
اشك هايت را پاك كن.

408
00:42:27,890 --> 00:42:31,480
من و تو بيشتر از اون چيزي كه ميدوني خواهريم.

409
00:42:31,610 --> 00:42:36,030
مرا در ساعت ستايش در باغ پاپ ملاقات كنيد. بابا اونجا خواهد بود

410
00:42:50,540 --> 00:42:54,380
- تو منو خسته كردي - خوب، چاپلوسانه است.

411
00:42:54,460 --> 00:43:00,010
شما بايد قدرت خود را تجديد كنيد. از شما انتظار مي رود بلند شو

412
00:43:01,550 --> 00:43:03,010
لباس بپوش.

413
00:43:18,700 --> 00:43:20,700
مقداري روي چانه داري

414
00:43:25,990 --> 00:43:29,460
چه ضايعاتي من بايد همه را مصرف مي كردم.

415
00:43:35,500 --> 00:43:41,130
يك وعده غذايي مقوي بخوريد. امشب دوباره به سرزندگي تو نياز خواهم داشت.

416
00:43:45,010 --> 00:43:48,310
عاليجناب، چزاره بورجيا مايل است شما را ببيند.

417
00:43:48,430 --> 00:43:52,560
كاردينال دلا روور به يك لحظه نياز دارد. او عميقاً در نماز است ...

418
00:43:52,650 --> 00:43:54,980
ستايش خداوند براي نعمت هايش

419
00:44:08,370 --> 00:44:13,420
پروردگارا، پروردگارا، بيدار شو (خانم ها، خانم ها، بيدار شويد.)

420
00:44:14,880 --> 00:44:20,840
ديشب، در فكر تصميمي كه بايد بگيرم، چه كسي زنده خواهد ماند و چه كسي خواهد پوسيد...

421
00:44:20,970 --> 00:44:26,010
از اتاق خواب به اتاق خواب رفتم، از پر غاز به كاه.

422
00:44:26,140 --> 00:44:30,730
در نهايت، براي قدرداني از ناراحتي كه هر دوي شما احساس مي كنيد، بايد ...

423
00:44:30,850 --> 00:44:38,860
روي زمين خوابيدم. لودويكو، من برادري داشتم كه هر كاري مي كرد يا مي گفت...

424
00:44:38,940 --> 00:44:43,660
خود را پيش برد، خود را تجليل كرد، خود را نجات داد.

425
00:44:46,320 --> 00:44:53,330
خودت را خيلي باهوش فكر نكن آسكانيو. من فداكاري تو را براي آنچه هست تشخيص مي دهم.

426
00:44:53,460 --> 00:44:59,130
يك بازي ديگر تهديد تلويحي و هوشمندانه مبني بر احياي مجدد برادرتان.

427
00:44:59,250 --> 00:45:04,300
او و خواهرت گوش امپراطور را خم مي كنند. نقشه بازگشت لودوويكو به قدرت...

428
00:45:04,430 --> 00:45:07,180
يك بار لويي به فرانسه برگشت و من به رم برگشتم.

429
00:45:07,300 --> 00:45:08,930
يا مرده

430
00:45:13,140 --> 00:45:15,520
صبر كن، چه كسي را آزاد مي كني؟

431
00:45:20,110 --> 00:45:24,240
قبل از رسيدن لوئيس، كاردينال اسفورزا را مخفيانه از شهر خارج كنيد.

432
00:45:24,360 --> 00:45:29,580
او را در جعبه اي به اندازه و طول يك تابوت قرار دهيد. جعبه را با فضولات پر كنيد.

433
00:45:29,700 --> 00:45:34,410
بگذار آسكانيو از وحشتي كه از زنده به گور شدن در لجن هاي خودش ناشي مي شود بداند...

434
00:45:34,540 --> 00:45:36,880
و لودويكو را اينجا بگذار تا بميرد.

435
00:45:38,670 --> 00:45:40,170
لطفا.

436
00:45:41,210 --> 00:45:43,760
لطفا اجازه بديد بيرون

437
00:45:45,840 --> 00:45:50,310
متاسفم. متاسفم.

438
00:45:55,560 --> 00:45:58,230
مسيح. آيا هرگز در مي زني؟

439
00:46:02,110 --> 00:46:05,900
- پدر، دنبال من بيا. - جايي كه؟ چرا؟

440
00:46:06,030 --> 00:46:11,450
- ايزابلا در باغ پاپ منتظر است. - ما به شما گفتيم، ايزابلا براي ما مرده است.

441
00:46:11,580 --> 00:46:16,040
نه جرونيما مرده ايزابلا زنده است و اندوهش بزرگ است.

442
00:46:16,160 --> 00:46:20,340
- او ممنوع بود به شما بگويد. - او هرگز نمي تواند خودش را ببخشد

443
00:46:20,460 --> 00:46:26,550
تا زماني كه او را به عنوان يك انسان، به عنوان يك پدر، به عنوان جانشين مسيح ببخشيد.

444
00:46:34,520 --> 00:46:37,770
قبلا از من خواستي كه پوستت را لمس كنم.

445
00:46:40,520 --> 00:46:45,610
يادتان هست وقتي براي اولين بار نوزاد جيوواني را لمس كرديد چه احساسي داشتيد؟

446
00:46:45,740 --> 00:46:49,950
پوست فرزند اول شما چقدر نرم و معجزه آسا

447
00:46:50,070 --> 00:46:51,410
يادم مي آيد.

448
00:46:54,870 --> 00:46:59,710
جرونيما اولين فرزند من بود. او مرا پدر كرد.

449
00:47:03,840 --> 00:47:07,920
چطور ميتونستم فكر سوختن پوستش رو تحمل كنم...

450
00:47:07,920 --> 00:47:10,550
و با شعله هاي آتش سياه شده؟

451
00:47:12,140 --> 00:47:18,480
چگونه مي توانم وحشتي كه او تا آخرين لحظه تحمل كرد را ببخشم؟

452
00:47:36,040 --> 00:47:42,130
بابا، من هرگز نمي توانم بدانم جرونيما چقدر رنج كشيد يا تو.

453
00:47:42,250 --> 00:47:47,550
اما چنين افراطي ها بخشش را بيش از پيش ضروري مي كند...

454
00:47:47,670 --> 00:47:52,090
- براي روح ايزابلا و شما. - من نمي توانم.

455
00:47:55,260 --> 00:47:57,810
از شما مي خواهم اين را تصور كنيد:

456
00:48:01,270 --> 00:48:06,780
اگر به شما بگويم كه خوان را كشته ام، مرا مي بخشيد يا مي مردم؟

457
00:48:06,900 --> 00:48:10,490
- چطور مي توني حتي... - من برات مرده باشم، بابا؟

458
00:48:13,780 --> 00:48:20,580
من سه فرزند را از دست داده ام. من نمي توانستم بدون تو در زندگي ام به نفس كشيدن ادامه دهم.

459
00:48:26,340 --> 00:48:31,050
سه تا بچه رفته اند يك زنده را مي توان ترميم كرد.

460
00:48:57,700 --> 00:49:03,420
- مادرم را اذيت نكن. - بگذار برود. گفتم در خانه بمان.

461
00:49:08,840 --> 00:49:12,380
ايزابلا، خوشحالم كه او اينجاست.

462
00:49:15,760 --> 00:49:22,980
- اسم شما چيست؟ - اورليو. اورليو بورجيا ماتوزي.

463
00:49:29,190 --> 00:49:31,150
خون خون من

464
00:50:12,610 --> 00:50:15,490
- سيلويا خوب است. - و بچه؟

465
00:50:22,790 --> 00:50:25,710
نه، من بايد به سيلويا بروم.

466
00:51:28,440 --> 00:51:35,730
اكثر پادشاه مسيحي، همانطور كه قول داده بودم، من، چزاره بورجيا، ميلان را به شما مي دهم.

467
00:51:37,610 --> 00:51:40,410
به نام حضرتعالي...

468
00:51:44,910 --> 00:51:47,000
تاج گذاري مي كنم

469
00:51:54,750 --> 00:52:00,130
تو خودت را لايق اعتماد من و لايق عشق من ثابت كردي.

470
00:52:06,100 --> 00:52:10,940
- تو ناراحت هستي. - پيروزي آنطور كه من فكر مي كردم مزه ندارد.

471
00:52:11,100 --> 00:52:13,860
معده را پر نمي كند.

472
00:52:13,980 --> 00:52:18,570
- و چه كار مي كند؟ - غم و اندوه من در همين جاست.

473
00:52:37,270 --> 00:52:42,690
زيرنويس توسط MemoryOnSmells http://UKsubtitles.ru. ويرايش شده توسط bifutake.
