﻿1
00:00:01,870 --> 00:00:05,780
يكشنبه نخل 1494

2
00:00:18,820 --> 00:00:22,860
همه ما در اين ده روز يك تراژدي بزرگ را تجربه كرده ايم.

3
00:00:22,860 --> 00:00:27,370
همانطور كه سيل خانه ها و مغازه ها، عزيزان و همسايگان را گرفت.

4
00:00:27,370 --> 00:00:32,000
همه به جز تو، بورجيا، در پشت ديوارهاي بلند اين تپه امن هستند.

5
00:00:32,130 --> 00:00:35,800
در حالي كه در كلبه ها در لبه رودخانه مي خوابيم.

6
00:00:35,920 --> 00:00:37,880
تا احمق هاي ما در گل.

7
00:00:38,010 --> 00:00:41,220
و يك هيولا در سواحل پرسه مي زند.

8
00:00:41,310 --> 00:00:45,020
- هيولا؟ - سر قاطر بر تن فاحشه.

9
00:00:45,150 --> 00:00:47,980
يك بازوي انسان و ديگري خرطوم فيل است.

10
00:00:48,110 --> 00:00:50,990
روي پشتش، صورت ريشو پيرمردي.

11
00:00:51,110 --> 00:00:54,070
دمي مانند گردن كه به سر مار ختم مي شود.

12
00:00:54,200 --> 00:00:59,910
اندام فلس دار. پاي چپش مثل سم و پاي راستش چنگال عقاب.

13
00:01:07,920 --> 00:01:11,800
اين موجود يك داستان تخيلي است كه زاييده اضطراب و خستگي است.

14
00:01:11,920 --> 00:01:14,090
- اما عمويم به من گفت ... - نوه ام گفت ...

15
00:01:14,220 --> 00:01:17,800
كافي. تو بودي يا تو، كسي اينجا بود...

16
00:01:17,930 --> 00:01:21,930
واقعاً اين چيز را با چشمان خود مي بيند؟

17
00:01:23,520 --> 00:01:27,650
باز هم زاييده اضطراب، خستگي و شراب زياد.

18
00:01:27,770 --> 00:01:31,610
يا نشانه اي از خشم خدا، مانند خود سيل.

19
00:01:31,740 --> 00:01:35,450
كي اينو ميگه؟ كي ميگه؟

20
00:01:36,620 --> 00:01:40,740
راهب در فلورانس، فرا ساونارولا.

21
00:01:40,870 --> 00:01:44,960
فرا ساونارولا معتقد است كه تا زماني كه زندگي مي كنيد هيچ كاري انجام نمي دهيد...

22
00:01:45,080 --> 00:01:50,500
روح شما را نجات خواهد داد او تنها به ايمان اعتقاد دارد.

23
00:01:50,630 --> 00:01:57,340
ما البته به ايمان اعتقاد داريم، اما به اميد و صدقه نيز معتقديم.

24
00:01:58,180 --> 00:02:00,970
همه شما خوش آمديد به ماندن در اينجا در ارتفاعات

25
00:02:01,100 --> 00:02:04,940
تا زماني كه باران فروكش كند و جزر و مد فروكش كند.

26
00:02:05,060 --> 00:02:09,820
چادرهايي براي مادران باردار و شيرده برپا خواهد شد.

27
00:02:10,440 --> 00:02:14,820
شربت خانه خودمان هر شكم گرسنه را سير مي كند.

28
00:02:14,950 --> 00:02:20,240
و در مورد هيولا، شما كلمه مقدس ما را داريد ...

29
00:02:21,160 --> 00:02:23,620
فتح خواهد شد

30
00:02:33,340 --> 00:02:38,140
تمام چيزي كه ما مي خواهيم، ​​سزار، اين است كه به جاي تحميل افكار خود به دهقانان، سعي كنيد آنها را آرام كنيد.

31
00:02:38,260 --> 00:02:42,100
- پس، شما معتقديد كه يك هيولا وجود دارد؟ - سخت ترين چيز براي كشتن آن چيزي است كه وجود ندارد.

32
00:02:42,220 --> 00:02:45,850
- ما ترس دهقانان را ايجاد نكرديم. - اما ما مي توانيم از ترس آنها به نفع خود استفاده كنيم.

33
00:02:45,980 --> 00:02:50,480
گارد پاپ بايد در سواحل تيبر ديده شود و در حال گشت زني باشد.

34
00:02:50,610 --> 00:02:53,150
به كاپيتان ژنرال دوريا اطلاع دهيد.

35
00:02:54,610 --> 00:02:57,030
پدر مقدس، من گزارشي از ونيز دارم.

36
00:02:57,150 --> 00:03:00,910
ژنرال دو كوردووا ترك ها را به قسطنطنيه بازگردانده است.

37
00:03:01,030 --> 00:03:07,410
ما از او و شما براي به اشتراك گذاشتن هوش خود سپاسگزاريم.

38
00:03:11,130 --> 00:03:13,130
شغال هاي لعنتي!

39
00:03:16,050 --> 00:03:21,220
غلبه بر هيولا ممكن است ايمان دهقانان را بازگرداند، اما آن دو چيست؟

40
00:03:21,340 --> 00:03:26,180
ما به ايمان و حتي راي آنها براي مدت طولاني ديگر نيازي نداريم.

41
00:03:26,310 --> 00:03:29,850
ما چند تن از عموزاده هاي اسپانيايي شما را به رم احضار كرده ايم

42
00:03:29,980 --> 00:03:33,110
براي تقويت قدرت خود در Consistory. - كي مي رسند؟

43
00:03:33,230 --> 00:03:38,780
- فردا اگر باد مساعد باشد. - يك ضيافت پذيرايي خواهيم داشت.

44
00:03:42,240 --> 00:03:46,910
حضرتعالي پيشنهاد مي كنم از كلمه سيل خودداري كنيد...

45
00:03:47,040 --> 00:03:50,460
كه ذهن را به نوح مي آورد و اين نظريه هاي خشم خدا را تشويق مي كند.

46
00:03:50,580 --> 00:03:52,750
اين هيولا رو دوباره برام تعريف كن

47
00:03:52,880 --> 00:03:58,300
سر قاطر بر تن فاحشه، يك دستش مثل خرطوم فيل.

48
00:03:58,420 --> 00:04:01,760
روي پشتش، صورت ريشو پيرمردي.

49
00:04:01,890 --> 00:04:05,970
دمي مانند گردن كه به سر مار ختم مي شود. اندام فلس دار.

50
00:04:06,100 --> 00:04:09,140
پاي چپش مثل چنگال عقاب.

51
00:04:09,890 --> 00:04:14,270
وقتي من زمين را بنا كردم كجا بودي؟

52
00:04:14,400 --> 00:04:17,650
اگر درك داري بگو

53
00:04:18,610 --> 00:04:22,740
آيا وارد انبارهاي برف شده ايد؟

54
00:04:22,860 --> 00:04:25,620
يا انبارهاي تگرگ را ديده اي...

55
00:04:25,740 --> 00:04:28,950
كه براي زمان مصيبت رزرو كرده ام؟

56
00:04:29,120 --> 00:04:32,040
براي روز جنگ و جنگ؟

57
00:04:32,170 --> 00:04:36,420
چه كسي براي سيلاب هاي باران كانالي شكافته است...

58
00:04:36,550 --> 00:04:39,260
و راهي براي رعد و برق؟

59
00:04:39,380 --> 00:04:46,220
آيا مي تواني صدايت را به ابرها برساني تا سيل آب تو را بپوشاند؟

60
00:04:46,350 --> 00:04:50,770
آيا مي تواني رعد و برق بفرستي تا بروند و به تو بگويند:

61
00:04:50,890 --> 00:04:54,100
"اينجا هستيم"؟

62
00:04:57,230 --> 00:05:02,240
- خدا رحمت كنه - آمين

63
00:05:03,950 --> 00:05:09,830
اين بود خداوند متعال در گفتگو با ايوب، مردي بي گناه...

64
00:05:09,950 --> 00:05:13,420
كه از خدا مي ترسد و از بدي روي مي گرداند.

65
00:05:13,540 --> 00:05:17,250
ايوب هوس هاي خود را با هم اشتباه نگرفت...

66
00:05:17,380 --> 00:05:23,760
با اراده مطلق خداوند، اما ايوب از سرزنش الهي در امان نماند.

67
00:05:24,930 --> 00:05:29,970
پس چه پاپ در رم كه به قدرت چسبيده است...

68
00:05:30,100 --> 00:05:37,310
و شهر مقدسي را با فساد رذيله و طمع بيهوده خاك مي كند؟

69
00:05:37,440 --> 00:05:42,780
اين گاو بور بورگيا، اراده خود را با اراده خدا اشتباه گرفته است، بدتر -

70
00:05:42,900 --> 00:05:45,410
پايمال كردن اراده خدا

71
00:05:47,070 --> 00:05:50,120
هيچ اشتباهي نكن.

72
00:05:50,240 --> 00:05:55,750
بورجيا مي خواهد فلورانس را به همان ورطه بكشاند.

73
00:05:55,870 --> 00:06:01,090
من نمي گذارم اين اتفاق بيفتد.

74
00:06:38,210 --> 00:06:42,340
- ناراحت نباش فرزندم. - غمگين؟

75
00:06:44,380 --> 00:06:47,630
در اين دو ماهي كه فرزندم را رها كردم ...

76
00:06:47,760 --> 00:06:51,560
شكاف در قلب من با عزم پر شده است.

77
00:06:52,970 --> 00:06:55,930
- مراقب باش. -مراقب نخواهم بود.

78
00:06:56,060 --> 00:06:59,350
يك مادر واقعي براي نزديك نگه داشتن فرزندانش مي جنگد.

79
00:06:59,480 --> 00:07:02,610
من جيوواني را پس خواهم گرفت يا در تلاش خواهم مرد.

80
00:07:07,490 --> 00:07:09,780
من خودم بايد برم شير بخورم

81
00:07:25,420 --> 00:07:30,890
باستا، اي جانور كوچك. او جز هق هق، هق هق و هق هق كاري نمي كند.

82
00:07:31,010 --> 00:07:33,140
دلش براي مادرش تنگ شده است.

83
00:07:33,680 --> 00:07:37,640
جوواني را تا اصطبل پياده كنيد. وقتي بي حس شد برگرد.

84
00:07:50,410 --> 00:07:56,410
زماني به من مي گفتند لا بلا، زيباترين زن رم.

85
00:07:58,160 --> 00:08:01,460
بچه ها من را تبديل به يك قلاده كرده اند.

86
00:08:01,580 --> 00:08:05,210
به همين دليل است كه رودريگو مرا به رختخواب خود نمي خواند.

87
00:08:05,340 --> 00:08:10,130
در اين چند ماه حتي يك بار هم شما را نديده است.

88
00:08:10,260 --> 00:08:15,600
به الساندرو گفته‌ام كه بعد از آن يك ضيافت در كاخ حواري برگزار مي‌شود...

89
00:08:15,720 --> 00:08:18,770
ما بايد دعوت شويم

90
00:08:18,890 --> 00:08:22,230
و سپس شما را خيره خواهيد كرد.

91
00:08:23,770 --> 00:08:30,740
اندام تنگ، صورت روشن، لباس مجلسي جذاب.

92
00:08:32,410 --> 00:08:34,870
زهره در گوشت.

93
00:08:45,000 --> 00:08:49,130
- من هيولا را كشتم. - يا اينطور ادعا خواهيد كرد.

94
00:08:49,260 --> 00:08:51,260
با احتياط صحبت كن، كاردينال فارنزه.

95
00:08:51,380 --> 00:08:54,800
در آركبوس من مقدار كافي پودر براي يك جك ديگر وجود دارد.

96
00:08:54,930 --> 00:08:58,810
الان دوبار منو تهديد به كشتن كردي آيا تهديدات شما به اندازه هيولاي شما نادرست است؟

97
00:08:58,930 --> 00:09:00,980
ما خواهيم ديد، Farnese.

98
00:09:07,570 --> 00:09:12,200
مردم رم، من، چزاره بورجيا...

99
00:09:12,320 --> 00:09:17,410
سر هيولاي پست و وحشتناك را به شما مي دهد.

100
00:09:17,530 --> 00:09:20,870
ديگر نترس

101
00:09:35,680 --> 00:09:41,310
- او آماده مبارزه با هيولاي واقعي است. - ساونارولا؟

102
00:09:53,650 --> 00:09:58,330
قلبم را شاد كن لوكرزيا اجازه بده تو را تا ضيافت همراهي كنم.

103
00:09:58,450 --> 00:10:02,200
دوباره اينجايي دي كالابريا؟

104
00:10:02,330 --> 00:10:05,250
من نمي توانم از دختر نازنين شما دور باشم.

105
00:10:05,370 --> 00:10:10,380
لوكرزيا بيمار بوده است. او به چند روز استراحت نياز دارد.

106
00:10:10,500 --> 00:10:16,050
- من يك بيمار و يك زنداني هستم. - اما نه يك زنداني صبور، مي بينم.

107
00:10:16,180 --> 00:10:19,970
اگر آن طور كه ادعا مي كني به من دلسوزي مي كني، پس از ضيافت برگرد.

108
00:10:20,100 --> 00:10:26,020
هر چي شنيدي بهم بگو به جاي گل از آينده من خبر بياور.

109
00:10:26,850 --> 00:10:30,400
نه جوانمردي، فقط برو

110
00:10:34,900 --> 00:10:37,530
به سزار بگو به ما سر بزند.

111
00:10:43,700 --> 00:10:48,330
- آلفونسو دي كالابريا يك خزنده است. - مار هدف خود را دارد.

112
00:10:48,460 --> 00:10:53,630
براي اينكه يك بار ديگر جوواني كوچك را در آغوش بگيرم، بايد همه موجودات را در آغوش بگيرم.

113
00:11:13,940 --> 00:11:17,280
- اينجا قهرمان است. - با تاخير هيولاهاي بيشتر، اميننس؟

114
00:11:17,400 --> 00:11:20,530
اي كاش فكرش را مي كردي اعليحضرت؟

115
00:11:28,250 --> 00:11:33,090
كلمه متجسد. عاليجناب پاپ الكساندر ششم به همين نام...

116
00:11:33,210 --> 00:11:37,090
فراخواني براي سفارش يك جلسه از Consistory.

117
00:11:37,220 --> 00:11:41,220
از اتهامات خيس رم ساوونارولا تا اين حد.

118
00:11:41,340 --> 00:11:44,930
طناب هاي او بي وقفه ادامه دارد، حضرت، باران يا بدرخش.

119
00:11:45,060 --> 00:11:48,690
نگراني بيشتر درخواست او براي بركناري شما توسط شورايي است.

120
00:11:48,810 --> 00:11:51,770
حتي دليل بيشتري براي انتصاب يك معاون.

121
00:11:51,900 --> 00:11:56,150
- ما موافقيم و آماده انجام اين كار هستيم. - مردي در ذهنت هست؟

122
00:11:56,280 --> 00:11:59,700
ما انجام مي دهيم. كاردينال بورجيا

123
00:12:02,030 --> 00:12:04,530
به انتخاب ما شك داري؟

124
00:12:04,660 --> 00:12:09,410
درست زماني كه دهقانان را با سر هيولاي تيبر آرام كرد؟

125
00:12:09,540 --> 00:12:15,710
- نمايش خيره كننده از صداقت. - زمان او در مرز الهي است.

126
00:12:15,840 --> 00:12:20,970
همان هفته اي كه يكشنبه نخل را جشن مي گيريم، زماني كه خداوند ما پيروزمندانه وارد اورشليم شد،

127
00:12:21,090 --> 00:12:24,050
مردم براي سزار حسنا مي خوانند.

128
00:12:24,180 --> 00:12:28,600
اما به ياد داشته باشيد كه پيروزي پروردگار ما فقط يك هفته طول نكشيد.

129
00:12:28,730 --> 00:12:34,730
وظايف معاونت كمي بيشتر از حيله گري صرف مي خواهد.

130
00:12:34,860 --> 00:12:39,530
توانايي ثابت، درك روشني از قانون شرعي، توانايي نظارت.

131
00:12:39,650 --> 00:12:44,910
هديه اي براي تربيت كشيش هاي جديد و مهمتر از همه، يك قلب نرم.

132
00:12:45,030 --> 00:12:48,080
كاردينال بورجيا چيزهاي زيادي است.

133
00:12:48,200 --> 00:12:51,870
اما يك راهنماي آرامش بخش براي روح يكي از آنها نيست.

134
00:12:52,000 --> 00:12:56,670
خوب. ما به كاردينال بورجيا اين فرصت را خواهيم داد تا خودش را ثابت كند.

135
00:12:56,800 --> 00:13:00,420
او به فلورانس خواهد رفت و نماينده ما خواهد بود.

136
00:13:01,720 --> 00:13:07,470
من خطري را كه ساوونارولا ارائه مي دهد مي دانم و اهداف واقعي راهب را مشخص خواهم كرد.

137
00:13:07,600 --> 00:13:11,640
شايد كسي كه در تعصبات مقدس مسلط تر است بايد برود.

138
00:13:11,770 --> 00:13:16,020
نكته عالي شما بايد من را همراهي كنيد، كاردينال فارنزه.

139
00:13:16,150 --> 00:13:20,990
ما دشمني خود را براي يك هدف مشترك كنار خواهيم گذاشت.

140
00:13:28,790 --> 00:13:32,460
آقاي بورچارد، سفارش بعدي كار؟

141
00:13:35,210 --> 00:13:41,010
آه بله. ما اسقف خوان بورجيا لانزول را معرفي مي كنيم.

142
00:13:41,130 --> 00:13:47,180
اسقف فرانچسكو بورجيا، اسقف پدرو لوئيس بورجيا لانزول.

143
00:13:47,300 --> 00:13:52,520
اسقف جيان بورجيا دا ميلا و اسقف آلفونسو بورجيا ...

144
00:13:52,640 --> 00:13:55,900
براي انتخاب به كالج كاردينال ها.

145
00:13:56,020 --> 00:13:59,570
چرا نام را به كالج بورجيا تغيير نمي دهيد؟

146
00:13:59,690 --> 00:14:05,860
-چيزي گفتي حضرتعالي؟ - فقط اين كه اسپانيا بايد كاملاً خالي احساس كند.

147
00:14:05,990 --> 00:14:09,740
- آقا بورچارد، بگذار راي بدهيم. - نكته اي هست؟

148
00:14:10,330 --> 00:14:15,370
- اگر مي خواهيد آنها انتخاب شوند، آنها انتخاب مي شوند. - بزرگواران...

149
00:14:15,500 --> 00:14:19,460
من و پسرعموهايم براي خدمت به كليساي بزرگ خدا زندگي مي كنيم...

150
00:14:19,590 --> 00:14:24,630
اما نمي‌توانيم اين كار را انجام دهيم، مگر اينكه حمايت شما، بركت شما را داشته باشيم.

151
00:14:24,760 --> 00:14:27,260
آرزو مي كنم راي گيري صورت گيرد.

152
00:14:27,390 --> 00:14:32,220
از مرداني كه همتاي من هستند آرزوي تاييد دارم.

153
00:14:32,350 --> 00:14:38,480
در اينجا اسنادي وجود دارد كه نشان دهنده كارهاي خوبي است كه ما در اسپانيا انجام داده ايم.

154
00:14:38,610 --> 00:14:44,400
همه توسط والاحضرت كاتوليك ملكه ايزابلا محضري شده است...

155
00:14:44,530 --> 00:14:48,320
كه در سراسر جهان مسيحيت به دليل صداقتش مشهور است...

156
00:14:48,450 --> 00:14:51,240
و عشق به كليسا

157
00:15:02,750 --> 00:15:08,260
چرا اول از من نپرسيدي كه مي خواهم معاونت شوم؟

158
00:15:08,390 --> 00:15:09,930
آيا تو؟

159
00:15:10,050 --> 00:15:14,220
نه. اما من جرأت نكردم در آن لانه رتيل با شما مخالفت كنم.

160
00:15:14,350 --> 00:15:17,140
معاون صدراعظم بودن شانس شما را براي پاپ شدن افزايش مي دهد.

161
00:15:17,270 --> 00:15:21,820
من نمي خواهم پاپ شوم. من مي خواهم پادشاه شوم. امپراتور

162
00:15:21,940 --> 00:15:25,860
يك امپراتور گاهي با جنگ و گاهي با ديپلماسي دشمنان خود را شكست مي دهد.

163
00:15:25,990 --> 00:15:29,700
ساوونارولا را فتح كنيد و شكوه شما گسترش يابد. به دادگاه ناپل.

164
00:15:29,820 --> 00:15:35,500
او كه من دوستش دارم در فرانسه است. من به ليون مي روم و قلب كارلوتا را به دست مي آورم.

165
00:15:35,620 --> 00:15:38,500
ابتدا فلورانس و سپس ليون.

166
00:15:38,620 --> 00:15:43,750
ساوونارولا به اندازه ارتش شاه چارلز تهديد بزرگي براي پاپ ماست.

167
00:15:43,880 --> 00:15:49,470
اگر از انجام خواسته ما امتناع كنيد، وقتي از فرانسه برمي گرديد، ممكن است مرد ديگري پاپ باشد.

168
00:15:58,440 --> 00:16:01,150
«اين با نمايش قدرت و شكوه نيست

169
00:16:01,270 --> 00:16:06,610
مجموعه‌هاي سواره‌نظامي از نگهدارنده‌ها و نخل‌هاي داراي خانه‌هاي غني يا با لباس‌هاي زيبا

170
00:16:06,740 --> 00:16:08,900
كه بدعت گذاران را به نستوه مي برند.

171
00:16:09,030 --> 00:16:14,080
با موعظه غيرتمندانه، با فروتني رسولي، با رياضت است.

172
00:16:14,200 --> 00:16:19,460
غيرت بايد با غيرت برآورده شود، تواضع با فروتني».

173
00:16:20,210 --> 00:16:22,330
- آيا مي خواهيد نويسنده را حدس بزنيد؟ - سنت دومينيك

174
00:16:22,460 --> 00:16:24,920
بنيانگذار نظمي كه ساونارولا به آن تعلق دارد.

175
00:16:25,050 --> 00:16:29,220
اين سرزنش دومينيك از نمايندگان پاپ است كه در مقابله با بدعت گذاران كاتار شكست خوردند.

176
00:16:29,340 --> 00:16:32,760
- ساوونارولا خودش يك بدعت گذار است. - او مرد افراط روحي است.

177
00:16:32,890 --> 00:16:37,220
اولين تكليف ما بايد اين باشد كه با او كار كنيم، نه مخالفت.

178
00:16:37,350 --> 00:16:42,480
سازش با اين راهب حقير كه طرف فرانسوي ها را گرفت؟

179
00:16:42,600 --> 00:16:47,900
او را به يك متحد تبديل كنيد. مردي با چنين آتشي براي كليسا مفيد خواهد بود.

180
00:16:48,030 --> 00:16:51,400
- و به ما. -پس ميخواي اغواش كنم؟

181
00:16:51,530 --> 00:16:56,490
به عنوان نماد عشق پاپي ما، شما يك كلاه قرمز كاردينال به او هديه مي دهيد.

182
00:16:56,620 --> 00:17:01,160
- با وجود بيزاري از دستور او. - هيچ كس نمي گويد بايد كلاه سر بگذارد.

183
00:17:01,290 --> 00:17:04,460
و اگر نپذيرفت، اگر ثابت كرد كه واقعاً با فضيلت است؟

184
00:17:04,580 --> 00:17:08,710
پس نبايد تصور شود كه باعث اين اتفاق مي شود.

185
00:17:08,840 --> 00:17:13,840
فلورانسي ها بايد فكر كنند كه سقوط او ناشي از نياز آنهاست.

186
00:17:13,970 --> 00:17:16,260
برو با سرعت خدا

187
00:17:26,730 --> 00:17:30,610
آيا شما هنوز هم محفوظات Consistory را در مورد پسر من به اشتراك مي گذاريد؟

188
00:17:30,740 --> 00:17:34,490
من مي ترسم كه مي خواهيد آتش را با آتش خاموش كنيد.

189
00:17:35,660 --> 00:17:41,040
فرانچسك، حقيقت اين است كه من از سزار مي ترسم.

190
00:17:41,160 --> 00:17:45,330
فقط اميدوارم ساوونارولا هم همين كار را بكند.

191
00:17:59,850 --> 00:18:03,230
- شنيدم كه به فلورانس مي روي. - آره.

192
00:18:03,350 --> 00:18:05,940
- با تو خواهم آمد. - نه

193
00:18:18,410 --> 00:18:21,910
- جوليا، حداقل تو رم هستي. - الساندرو...

194
00:18:25,460 --> 00:18:28,080
الساندرو، توهين نكن.

195
00:18:28,210 --> 00:18:32,630
من ويلاي شما را دوست دارم، اما آرزو دارم يك بار ديگر در قصر حواري زندگي كنم.

196
00:18:32,760 --> 00:18:35,680
- و تو خواهي كرد. - فقط صبور باش.

197
00:18:35,800 --> 00:18:38,930
تيك تاك ساعت خواهرت كوچكتر نمي شود

198
00:18:39,050 --> 00:18:43,180
عاليجناب پاپ الكساندر ششم به همين نام.

199
00:18:49,520 --> 00:18:51,360
پدر مقدس...

200
00:18:53,280 --> 00:18:58,280
كي مي آيي دختر ما، لورا و پسرمان، جيوواني را ببيني؟

201
00:18:59,780 --> 00:19:02,200
يكي از اين روزها.

202
00:19:13,130 --> 00:19:15,090
من محكوم به فنا هستم.

203
00:19:20,510 --> 00:19:26,850
- لوكرزيا، اينجا كاردينال لنزول است. - اصلي؟ عمو زاده.

204
00:19:26,980 --> 00:19:31,150
خوش آمدي. اما چه چيزي شما را تا اين حد از ضيافت دور مي كند؟

205
00:19:31,270 --> 00:19:34,280
علاوه بر شانس ملاقات با دختر عموي زيبايم؟

206
00:19:34,400 --> 00:19:37,150
در خانواده بورگيا هميشه يك "علاوه بر" وجود دارد.

207
00:19:37,280 --> 00:19:41,740
شما بدون خانم منتظر هستيد. آنجلا، هيرونيما.

208
00:19:46,250 --> 00:19:50,880
- اين خواهر كوچك من است، آنجلا. - از آشنايي با شما خوشحالم پسر عمو.

209
00:19:51,000 --> 00:19:53,960
- جوان تر، نه كوچك. - البته.

210
00:19:54,090 --> 00:19:58,430
- و پسر عموي ما، هيرونيما. - ما شما را نمي شناسيم، لوكرزيا...

211
00:19:58,550 --> 00:20:01,550
اما ما يك تاريخ و آينده مشترك داريم.

212
00:20:01,680 --> 00:20:06,180
- آنها به عنوان خانم شما خدمت خواهند كرد. - خب، اين يك تعجب است.

213
00:20:07,480 --> 00:20:10,100
خانواده يك شگفتي دائمي است.

214
00:20:38,550 --> 00:20:41,180
پرستار، اينجا به كمك نياز دارم.

215
00:20:42,220 --> 00:20:44,470
شير مادرت

216
00:21:02,780 --> 00:21:06,240
متاسفم پسر عمو او مي گويد اين يك اورژانس است.

217
00:21:06,370 --> 00:21:08,200
سازمان بهداشت جهاني؟

218
00:21:13,580 --> 00:21:15,670
او مي خواهد سير شود.

219
00:21:28,270 --> 00:21:33,150
- فكر كردم خواب مي بينم. - تو زندگي من را پر از كابوس مي كني.

220
00:21:33,270 --> 00:21:37,730
مي دانيد كه من مي خواهم جيواني با من زندگي كند، اما پاپ اصرار دارد.

221
00:21:40,570 --> 00:21:44,610
شما دوتا چيزي نديديد و هيچي نميدونيد، فهميديد؟

222
00:21:45,450 --> 00:21:50,370
- هياهو چيست؟ - من بي خواب هستم.

223
00:21:50,500 --> 00:21:53,500
- آب لطفا. - ما خواهيم رفت.

224
00:21:55,170 --> 00:21:59,130
-چيزي لازم داري عزيزم؟ - فقط بيشتر از اين.

225
00:22:02,470 --> 00:22:04,220
شب بخير.

226
00:22:10,430 --> 00:22:13,520
هر يك از ما به خوابي كه لياقتش را دارد مي رسيم.

227
00:22:19,360 --> 00:22:24,610
جوليا، نمي‌تواني پدرم را متقاعد كني كه پسرم را با من زندگي كند؟

228
00:22:24,740 --> 00:22:28,990
اينو باور كن اگر مي توانستم، انجام مي دادم.

229
00:22:44,510 --> 00:22:48,300
قبل از اينكه جلوتر برويم، چرا مرا با خود آوردي؟

230
00:22:48,430 --> 00:22:53,600
آخرين باري كه سوار فلورانس شديم، چيزي جز هيجان ما وجود نداشت.

231
00:22:53,730 --> 00:22:58,860
دو دانشجوي جوان از پيزا، آماده براي استراحت از تحصيل ما.

232
00:22:58,980 --> 00:23:02,820
ديروز بود يا يك قرن پيش؟

233
00:23:16,540 --> 00:23:19,920
- بله، اين درست است. - اما يك راز.

234
00:23:20,040 --> 00:23:23,510
- پس چطور شدي... - عاشق راه هاي خودش را دارد.

235
00:23:23,630 --> 00:23:25,840
- ما... - نامزد شده ايم.

236
00:23:27,300 --> 00:23:32,100
- من دوباره دوشس خواهم شد. - يك شاهزاده خانم.

237
00:23:32,220 --> 00:23:35,770
عمو فدريگو قرار است نام من را شاهزاده بيسيگلي بگذارد.

238
00:23:35,890 --> 00:23:41,020
- بيسكوييت؟ Bisciglie كجاست؟ - من خيلي خوشحالم لوكرزيا.

239
00:23:41,150 --> 00:23:43,570
هنوز كاملاً نرقصيد.

240
00:23:45,690 --> 00:23:50,740
- تو من را نمي خواهي؟ - سوال اصلي اينه كه منو ميخواي؟

241
00:23:50,870 --> 00:23:55,080
آيا شايعات را نشنيده ايد؟ كه من ديگر باكره نيستم؟

242
00:23:55,200 --> 00:23:57,540
اينكه من بچه خارج از ازدواج دارم؟

243
00:23:57,660 --> 00:24:03,420
حالا يك كلمه وجود دارد كه دقيقاً همان چيزي است كه مي گويد. بعد از عروسي شما قفل شده ايد.

244
00:24:03,550 --> 00:24:07,220
- من خاكي هستم، آلفونسو. - و آيا من بهترم؟

245
00:24:07,340 --> 00:24:11,050
اول اينكه من يك حرامزاده هستم. دوم اينكه من هم باكره نيستم.

246
00:24:11,180 --> 00:24:15,470
من فرزنداني دارم كه در سراسر پادشاهي ناپل پراكنده شده اند.

247
00:24:15,600 --> 00:24:18,730
گذشته كثيف ما پيوند ما مي شود.

248
00:24:20,400 --> 00:24:25,610
من فقط برايم جالب است كه شما چه ترفندهايي را در تخت خواب مردان ديگر ياد گرفته ايد.

249
00:24:25,730 --> 00:24:31,280
آلفونسو، لازم نيست با من ازدواج كني تا بورگيا شوي. شما قبلا يكي هستيد

250
00:24:32,320 --> 00:24:35,410
حالا ميشه بغلت كنم؟

251
00:24:57,810 --> 00:25:01,650
من مي شنوم كه ساونارولا شهر را مانند يك صومعه اداره مي كند.

252
00:25:04,440 --> 00:25:08,400
فكر مي‌كنم آن فاحشه‌خانه‌اي كه در روز اول زندگي‌مان اتفاق افتاد، ديگر درخواست كاري ندارد.

253
00:25:08,530 --> 00:25:12,570
يا ميخانه اي كه روي ميز مي رقصيد و آواز مي خواندي.

254
00:25:12,700 --> 00:25:18,790
شيرين با طعم خوب شراب و O كمياب

255
00:25:18,910 --> 00:25:22,120
اما بوسيدن لب هاي رسيده يك دختر ...

256
00:25:26,630 --> 00:25:32,090
- فلورانس، چه شهري بود. - چه حيف شده.

257
00:25:32,220 --> 00:25:37,060
- به نام مسيح چيست؟ - آتش سوزي غرور.

258
00:25:37,180 --> 00:25:41,350
- چيزهاي گناه آلود را قبل از اينكه شما را بسوزانند بسوزانيد. - آنها با ميل اين كار را انجام مي دهند؟

259
00:25:41,480 --> 00:25:46,770
- اراده آزاد آنها با ترس مسدود شده است. - ترس از چي؟ ساونارولا ارتشي ندارد.

260
00:25:46,900 --> 00:25:49,230
ترس از لعنت

261
00:26:02,790 --> 00:26:06,500
دخترخوب. پسر خوب.

262
00:26:07,880 --> 00:26:09,880
چطور اين كار را كردي؟

263
00:26:10,010 --> 00:26:14,590
- بعد از چهار بچه؟ تو يه وحشت بودي - من نبودم.

264
00:26:14,720 --> 00:26:18,470
براي چهارده ماه اول نيمه شب تا سپيده دم.

265
00:26:18,600 --> 00:26:22,100
هر دو ريه، باس عميق.

266
00:26:22,230 --> 00:26:27,730
و اكنون، مجبور به سكوت در حفظ اين حربه با كودك لوكرزيا.

267
00:26:27,860 --> 00:26:30,150
من چيكار كنم؟

268
00:26:30,280 --> 00:26:35,780
چگونه مي توانم از رودريگو شكايت كنم در حالي كه او حتي به سمت من نگاه نمي كند؟

269
00:26:35,910 --> 00:26:39,830
شما بايد فرد مناسبي را پيدا كنيد كه شكايت شما را انجام دهد.

270
00:26:39,950 --> 00:26:42,040
سازمان بهداشت جهاني؟ الساندرو؟

271
00:26:42,160 --> 00:26:46,170
خير. او اين طرح را طراحي كرد كه به هدف خود رسيد:

272
00:26:46,290 --> 00:26:52,010
شما را به رم برگرداند شما به يك قهرمان متفاوت نياز داريد.

273
00:26:52,130 --> 00:26:54,590
ترجيحا بورجيا.

274
00:27:02,890 --> 00:27:04,980
كاردينال لنزول؟

275
00:27:06,230 --> 00:27:08,860
مدونا جوليا، مي‌خواهي من را ببيني؟

276
00:27:08,980 --> 00:27:12,030
حضور شما يك استراحت بسيار ضروري از مادري است.

277
00:27:12,150 --> 00:27:16,320
مي گويند داشتن دو سه برابر داشتن يكي است.

278
00:27:16,450 --> 00:27:19,620
من خيلي خسته ام، چهار تا را مي بينم.

279
00:27:19,740 --> 00:27:23,910
اشتباه نكنيد من بچه ام را دوست دارم... بچه هايم.

280
00:27:24,830 --> 00:27:26,710
البته.

281
00:27:28,290 --> 00:27:33,170
از آنجايي كه من اينجا هستم، مي توانيم در مورد غسل تعميد جيواني صحبت كنيم.

282
00:27:33,880 --> 00:27:37,930
پاپ از من خواسته است كه اين مراسم را انجام دهم.

283
00:27:38,050 --> 00:27:43,850
رسماً بايد تعهد والدين را براي تربيت كودك در مذهب كاتوليك مشخص كنم.

284
00:27:43,970 --> 00:27:50,400
- فكر مي كنم شانس خيلي زياد است. - هستند آنها؟ در اين مورد؟

285
00:27:50,520 --> 00:27:55,940
- نذر، نذر است، نه؟ - اگر توسط والدين واقعي صحبت شود.

286
00:28:00,870 --> 00:28:03,740
اوه، پس شما قبلاً مي دانيد.

287
00:28:05,660 --> 00:28:09,420
دو خانم در انتظار لوكرزيا. خواهر تو.

288
00:28:10,830 --> 00:28:15,010
- پاپ عصباني خواهد شد. - قرار بود خودت به من بگي.

289
00:28:17,220 --> 00:28:23,140
- من نمي توانم اين دروغ را ادامه دهم. -خوشحال باش، دردت را كم مي كنم.

290
00:28:30,900 --> 00:28:34,070
عاليجناب پاپ الكساندر ششم...

291
00:28:34,190 --> 00:28:39,360
خواستار برگزاري دويست و هفتاد و هشتمين جلسه كميسيون پاپ...

292
00:28:39,490 --> 00:28:45,200
- در مورد اصلاح كليساي مادر مقدس. - 278؟

293
00:28:45,330 --> 00:28:47,330
آخرين باري كه ملاقات كرديم...

294
00:28:47,450 --> 00:28:52,920
ما در مورد سبك زندگي اسراف‌آميز كاردينال‌هاي برادرمان بحث مي‌كرديم.

295
00:28:53,920 --> 00:29:00,510
من مي گويم ضيافت بايد از يك گوشت آب پز، يكي گوشت بريان تشكيل شود

296
00:29:00,630 --> 00:29:04,050
و ميوه - همين؟ شيريني.

297
00:29:04,180 --> 00:29:10,270
- بايد اجازه داد براي شيريني. - قنادي يك افراط است، يك انحطاط.

298
00:29:15,730 --> 00:29:21,070
- سرگرم كننده ترين، متشكرم. - جلسه به سختي شروع شده است.

299
00:29:21,200 --> 00:29:26,370
ما به شما اجازه مي دهيم بدون حضور ما ادامه دهيد.

300
00:29:26,490 --> 00:29:29,290
هر دستوري را كه لازم مي دانيد تصويب كنيد

301
00:29:29,410 --> 00:29:33,250
براي بهبود سلامت كليساي عزيزمان.

302
00:30:02,280 --> 00:30:04,160
وارد.

303
00:30:10,580 --> 00:30:14,620
- بدون اطلاع رسيدند... - البته.

304
00:30:14,750 --> 00:30:18,800
- فرا جيرولامو. من هستم ... - مي دانم شما كي هستيد.

305
00:30:18,920 --> 00:30:23,300
من مي دانم كه در شهر من چه كساني مي آيند و مي روند.

306
00:30:23,430 --> 00:30:25,800
و برادر صيغه.

307
00:30:25,930 --> 00:30:30,140
او يك حرامزاده ديگر به بورجيا داده است، بله؟

308
00:30:30,270 --> 00:30:34,270
ايل پاپا اين يكي را فرستاده تا توانايي خود را بيازمايد.

309
00:30:34,390 --> 00:30:38,860
بياييد ببينيم او به تنهايي چگونه كار مي كند. Farnese را بيرون بياوريد.

310
00:30:49,410 --> 00:30:55,330
خيلي از مهمان نوازي فلورانسي. چيز زيادي از فلورانسي كه دوستش دارم باقي نمانده است.

311
00:30:55,460 --> 00:31:00,380
يك منظره عجيب براي شما، بله. نه رذيله، نه ابتذال، نه غرور.

312
00:31:00,500 --> 00:31:03,010
بدون اشتياق به زندگي

313
00:31:03,130 --> 00:31:08,430
آيا منظور از اشتياق خداوند در جتسيماني اين است؟ زمان خوب؟

314
00:31:08,550 --> 00:31:12,310
در اينجا يك اشاره براي موعظه يكشنبه نخل شما است.

315
00:31:12,430 --> 00:31:17,310
كلمه "شور" از پاتي گرفته شده است كه در لاتين به معناي "رنج" است.

316
00:31:17,440 --> 00:31:22,230
- من لاتين بلدم، فرا جيرولامو. - اما آيا رنج واقعي را مي داني؟

317
00:31:24,190 --> 00:31:26,660
سنت پيتر ورونا.

318
00:31:26,780 --> 00:31:30,530
او ايتاليا را از كومو تا روم بشارت داد...

319
00:31:30,660 --> 00:31:33,620
آوردن هزاران نفر به آغوش مسيح.

320
00:31:33,750 --> 00:31:37,210
بدعت گذاران مانوي سعي كردند او را ساكت كنند...

321
00:31:37,330 --> 00:31:40,960
اما محكوميت هاي پيتر بلندتر شد.

322
00:31:41,090 --> 00:31:44,510
بنابراين آنها يك قاتل را استخدام كردند.

323
00:31:45,720 --> 00:31:49,970
كارينو كه روحش سياه بود، در جاده با پيتر ملاقات كرد...

324
00:31:50,100 --> 00:31:56,640
و سرش را با تبر باز كرد و صورتش را به نقاب زرشكي تبديل كرد.

325
00:31:56,770 --> 00:32:00,480
با اين حال حتي در حالي كه خون، استخوان و مغز روي صورتش مي ريزد...

326
00:32:00,610 --> 00:32:04,780
پيتر ايمان آورد تا به زانو در آيد.

327
00:32:04,900 --> 00:32:10,620
ناتوان از حرف زدن انگشتانش را در خون خودش فرو برد...

328
00:32:10,740 --> 00:32:16,750
نوشتن روي زمين: credo in deum patrem.

329
00:32:16,870 --> 00:32:22,090
خود را به خداوند تقديم مي كند، يك قرباني با اراده.

330
00:32:24,960 --> 00:32:30,390
يك افسانه متقاعد كننده با اين حال، نمي توانم از خود فكر كنم كه چه چيزي ممكن است بوده باشد...

331
00:32:30,510 --> 00:32:34,220
چه كارهاي بيشتري را پيتر مي توانست به نام خداوند انجام دهد

332
00:32:34,350 --> 00:32:39,440
اگر خطر را مي ديد و مسير خود را تغيير مي داد.

333
00:32:39,560 --> 00:32:43,480
پاپ مي خواهد شما را به اوج برساند...

334
00:32:45,150 --> 00:32:47,650
يك شاهزاده كليسا

335
00:32:50,070 --> 00:32:54,950
ايمان ما خرده اي نيست كه بخواهيم معامله كنيم، بورجيا.

336
00:32:55,080 --> 00:32:59,620
اين يك موضوع احترام است: پاپ اسكندر براي شما، شما براي پاپ اسكندر.

337
00:32:59,750 --> 00:33:04,040
وقتي حقيقت را در اختيار دارم چرا بايد احترام او را بخواهم؟

338
00:33:04,170 --> 00:33:09,260
نفرت يا عشق در مقايسه با رستگاري چيست؟

339
00:33:09,380 --> 00:33:16,350
به من بگو چزاره بورجيا تو كي هستي؟ حقيقت شما چيست؟

340
00:33:16,470 --> 00:33:20,560
چه زماني صورت خدا را ديده اي؟

341
00:33:22,190 --> 00:33:27,820
آه، يك بورجيا با وجدان.

342
00:33:27,940 --> 00:33:33,160
بعد دلت بگير هنوز اميدي به تو هست

343
00:33:33,280 --> 00:33:35,700
كارينو، قاتل، طلب بخشش كرد...

344
00:33:35,830 --> 00:33:39,290
براي نقش او در شهادت سنت پيتر.

345
00:33:44,040 --> 00:33:46,000
زمان جمع شدن

346
00:33:54,800 --> 00:33:59,560
كي بهت گفته كه بچه مال من نيست؟ لوكرزيا؟ جوليا؟

347
00:33:59,680 --> 00:34:03,900
- كسي كه مهم نيست. من مي توانم كمك كنم. - چطور تونستي كمك كني؟

348
00:34:04,020 --> 00:34:08,360
به صداي مردم خارج از ديوار واتيكان گوش دهيد.

349
00:34:08,480 --> 00:34:13,610
دهقانان او را Infante Romano مي نامند، گويي هر مردي مي تواند پدر باشد.

350
00:34:13,740 --> 00:34:16,950
نوزاد سايه اي طولاني و تاريك بر سر پاپ بورگيا مي اندازد.

351
00:34:17,080 --> 00:34:21,000
پس چه كار كنيم؟ جوواني را به دامنه تپه ببريد و دفنش كنيد؟

352
00:34:21,120 --> 00:34:24,960
بله به صورت مجازي بفرستش دور

353
00:34:25,080 --> 00:34:29,920
شايد او را در سبدي از بوته ها در رودخانه ببر شناور كنيد؟

354
00:34:30,050 --> 00:34:34,430
- پسر عموي آدريانا در Carbognano. - كه او هم فرستاده شد.

355
00:34:34,550 --> 00:34:37,720
از كجا بدانيم كه او جوواني يا بدتر از آن را در انتقام محض آلوده نخواهد كرد؟

356
00:34:37,850 --> 00:34:44,100
براي اينكه بار ديگر خود را لايق عشق تو ثابت كند، او را طوري تربيت مي كند كه گويي موسي است.

357
00:34:46,860 --> 00:34:51,070
كودك را سريع و بي سر و صدا ببريد.

358
00:35:05,040 --> 00:35:09,540
پسر عمو، اين كار آساني نيست، به مادر مي‌گويد كه بچه‌اش را بايد ببرند.

359
00:35:09,670 --> 00:35:14,800
- نه، لوكرزيا. پاسخ منفي است. - چه كسي ايزابلا ماتوزي را به اينجا آورد؟

360
00:35:14,930 --> 00:35:18,470
آيا مرا تشويق نكردي كه جيوواني را به جوليا بسپارم؟

361
00:35:18,600 --> 00:35:22,350
اين يك راه حل موقت بود. اين يك دائمي است.

362
00:35:22,470 --> 00:35:26,940
اگر جوواني را از رم دورتر كنند، ديگر او را نخواهيد ديد.

363
00:35:27,060 --> 00:35:31,860
- هر زمان كه بخواهد مي تواند به او سر بزند. - اگر نظر شما را بخواهم مي پرسم.

364
00:35:31,980 --> 00:35:34,650
لوكرزيا، اجازه نده اين اتفاق بيفتد.

365
00:35:34,780 --> 00:35:39,620
و چگونه جلوي آن را بگيرم؟ مخالف پاپ؟ درست مثل آن راهب، ساونارولا؟

366
00:35:39,740 --> 00:35:43,410
- پاپ پدر شماست. -به اين ترتيب...

367
00:35:43,540 --> 00:35:47,960
بنابراين، نوزاد به سمت آن گورگون آدريانا مي رود، نه كمتر...

368
00:35:48,080 --> 00:35:51,800
- چه كسي مي تواند مدوزا را به سنگ تبديل كند. - تو كي هستي كه حرف بزني؟

369
00:35:51,920 --> 00:35:55,010
مادر نه يك، بلكه چهار بچه حرامزاده؟

370
00:35:55,130 --> 00:36:00,010
- شما خوان را فرستاديد تا در اسپانيا زندگي كند و اين او را تبديل به يك هيولا كرد. -چرا ميخواي اذيتم كني؟

371
00:36:00,140 --> 00:36:04,350
تو هر قدم به خواست رودريگو عمل كردي و پاهايت را باز كردي.

372
00:36:04,470 --> 00:36:10,810
و به من نگاه كن: خوان مرده، چزاره غايب است، و تو، تصوير تف كردن من.

373
00:36:10,940 --> 00:36:15,900
چون در سن تو، من براي آنچه درست بود، ايستادگي نكردم.

374
00:36:17,490 --> 00:36:23,290
چند روز پيش تصميم گرفتيد جيوواني را برگردانيد. آن عزم كجاست؟

375
00:36:23,410 --> 00:36:30,710
الان ميبينم حتي اگر بخواهم از پاپ سرپيچي كنم، هيچ مخالفتي با خدا وجود ندارد.

376
00:36:30,830 --> 00:36:34,750
و از دست دادن جيوواني مجازات گناهان نفرت انگيز من است.

377
00:36:37,220 --> 00:36:41,430
پس بله، او مي رود.

378
00:36:46,100 --> 00:36:51,020
اما من شما را تا آدريانا همراهي مي كنم.

379
00:37:00,610 --> 00:37:07,200
من نمي خواهم شما را موعظه كنم. بگذاريد به سادگي با يكديگر صحبت كنيم.

380
00:37:07,870 --> 00:37:12,000
آگنولا، من تو را آنجا مي بينم.

381
00:37:12,130 --> 00:37:17,340
من مي توانم قبل از صحبت كردن، سؤال را روي لبان شما بشنوم. تعجب مي كنيد:

382
00:37:17,460 --> 00:37:23,600
"چگونه مي تواني مردي را كه به عنوان بلندگوي خدا خدمت مي كند تحقير كني؟"

383
00:37:23,720 --> 00:37:27,100
سوال منصفانه است، من به شما اينگونه پاسخ مي دهم:

384
00:37:27,220 --> 00:37:32,270
چشمان من به نور روح القدس خيره شده است.

385
00:37:32,400 --> 00:37:34,730
نور حقيقت را روشن مي كند.

386
00:37:34,860 --> 00:37:39,190
اگر نور مرا فريب دهد و من تو را فريب دهد، خداوند فريب مي دهد.

387
00:37:39,320 --> 00:37:44,490
آيا شما معتقديد كه خدا ما را فريب مي دهد؟ خير

388
00:37:45,200 --> 00:37:50,330
اما تو، لازارو، تعجب مي‌كني كه نور چه چيزي را روشن كرد؟

389
00:37:50,460 --> 00:37:53,460
پاسخ مي دهم: روم.

390
00:37:54,710 --> 00:38:01,720
رم، شهر خيابان هاي پر پيچ و خم و فرورفتگي هاي تاريك...

391
00:38:01,840 --> 00:38:06,760
با سايه‌هايي كه نه ساختمان‌ها، بلكه توسط مردم.

392
00:38:06,890 --> 00:38:09,520
بله لازاروس...

393
00:38:09,640 --> 00:38:15,860
در رم تعداد فاحشه‌ها بيشتر از رفيق‌هاي مونت كاسينو است.

394
00:38:15,980 --> 00:38:21,110
اين فرهنگ گناه در تمام راه گسترش مي يابد.

395
00:38:21,240 --> 00:38:25,950
نه من به بهشت ​​اشاره نمي كنم بلكه به اسكندر اشاره مي كنم...

396
00:38:26,070 --> 00:38:29,790
كه كل كليسا را ​​به سطح فسق خود مي رساند.

397
00:38:29,910 --> 00:38:33,790
- من سعي كردم اين را به يك كمان پولادي تبديل كنم. - يك كشيش با صيغه اش مي خوابد ...

398
00:38:33,920 --> 00:38:39,250
يكي ديگر با يك پسر و صبح روز بعد هر دو نماز مقدس را اجرا مي كنند.

399
00:38:39,380 --> 00:38:44,220
- براي كشتن آن شير به چيزهاي بيشتري نياز خواهيم داشت... - از چنين توده اي چه مي گويي؟

400
00:38:44,340 --> 00:38:46,220
نيكولو ماكياولي.

401
00:38:46,340 --> 00:38:53,640
اما سيلوسترو، شما مي‌پرسيد، چرا خدا با من صحبت مي‌كند نه با پاپ؟

402
00:38:53,770 --> 00:38:57,270
اوه، او مي كند، اما اسكندر گوش نمي دهد.

403
00:38:57,480 --> 00:39:01,400
جماعت ديگري در فلورانس مشتاق ديدار شما هستند.

404
00:39:01,530 --> 00:39:05,240
ما در مورد زمان، كجا خبر ارسال خواهيم كرد.

405
00:39:05,360 --> 00:39:10,290
همين الان اسكندر به من يك كلاه قرمزي كاردينال پيشنهاد داد...

406
00:39:10,410 --> 00:39:13,120
در ازاي تسليم من

407
00:39:14,370 --> 00:39:20,960
شما غريبه چنين پيشنهادي را مي پذيريد؟

408
00:39:21,090 --> 00:39:26,130
آيا در ازاي روح خود قدرت بيشتري مي گيريد؟

409
00:39:31,970 --> 00:39:40,020
من در ميان شما هموطنان مسيحي مي ايستم تا اين عهد بزرگ را ببندم.

410
00:39:40,150 --> 00:39:46,280
كلاهي جز كلاه شهيد نخواهم گذاشت...

411
00:39:46,400 --> 00:39:49,830
سرخ شده از خون خودم

412
00:40:02,800 --> 00:40:07,220
چزاره مي نويسد كه ساوونارولا زهر خود را نسبت به شما زياد كرده است.

413
00:40:07,340 --> 00:40:10,300
صبر من هم با راهب و هم با پسرم كم مي شود.

414
00:40:10,430 --> 00:40:14,810
تصادف مايه تاسف است. ساوونارولا به احتمال زياد شباهت هايي خواهد داشت

415
00:40:14,930 --> 00:40:18,270
شما را به عنوان هيروديس به تصوير مي كشد كه توسط سالومه اغوا شده ايد.

416
00:40:18,400 --> 00:40:22,900
سزار پيشنهاد مي كند كه كالاهاي فلورانسي كه به ايالت هاي پاپ حمل مي شوند، تحريم شوند

417
00:40:23,020 --> 00:40:26,490
به اميد تحريك طبقه بازرگان.

418
00:40:26,610 --> 00:40:31,620
شما يك رساله خواهيد نوشت، آگاپيتو، كه تمام محصولات فلورانسي را ممنوع مي كند.

419
00:40:33,790 --> 00:40:37,330
چنين ممنوعيتي خشم مردم روم را به دنبال خواهد داشت. بدون پشم، بدون ابريشم...

420
00:40:37,460 --> 00:40:40,460
انكار شخصيت رومي را تقويت مي كند.

421
00:40:43,040 --> 00:40:44,800
جوليا را بياور اينجا

422
00:40:46,550 --> 00:40:48,090
چي؟

423
00:40:48,220 --> 00:40:52,140
ما مي خواهيم بفهميم كه آيا او به برادرزاده ام گفته است كه بچه مال ما نيست.

424
00:40:52,260 --> 00:40:57,770
در يك نفس مي گوييد انكار شخصيت را تقويت مي كند، در نفس بعدي جوليا را مي طلبيد.

425
00:40:57,890 --> 00:41:02,610
با ديدن او در ضيافت، ميا بلا، فقط او.

426
00:41:05,280 --> 00:41:08,820
آيا من آنقدر قوي هستم كه بخواهم دوباره او را در اينجا زندگي كنم؟

427
00:41:08,950 --> 00:41:12,780
- سياسي يا... - بيارش يه شب.

428
00:41:18,290 --> 00:41:20,420
- انجام شد؟ - آره.

429
00:41:20,540 --> 00:41:24,340
- مرد قابل اعتماد است؟ - اگر چنين مرداني هرگز قابل اعتماد باشند.

430
00:41:24,460 --> 00:41:28,300
- اما لوكرزيا، نگرانم... - اين تنها راه است.

431
00:41:28,420 --> 00:41:31,720
شما گفتيد من نبايد تسليم خواسته هاي پاپ شوم.

432
00:41:31,840 --> 00:41:37,390
فريب فرزندم را پس خواهد گرفت. پسرعموي خوان بايد باور كند كه من از خود راضي هستم.

433
00:42:04,750 --> 00:42:08,840
من مطمئن هستم كه او ترجيح مي دهد كه او را نگه داريد.

434
00:42:08,960 --> 00:42:11,590
من مطمئن هستم كه او اين كار را نخواهد كرد.

435
00:42:13,800 --> 00:42:17,720
لوكرزيا، جيوواني هنوز غسل تعميد نگرفته است.

436
00:42:17,850 --> 00:42:22,640
چون به پدر و مادر واقعي او نياز دارم كه به خدا تعهد بدهند.

437
00:42:22,770 --> 00:42:28,280
- پدر جيوواني مرده است. - پس تو هم بايد به جاي او صحبت كني.

438
00:42:28,400 --> 00:42:32,490
نگذاريد اين كودك بي گناه بدون رستگاري بميرد.

439
00:42:41,120 --> 00:42:44,580
به نام پدر و پسر و روح القدس.

440
00:42:44,710 --> 00:42:50,510
جيوواني، شما اكنون ديگر يك خارجي نيستيد، بلكه شهروند پادشاهي خدا هستيد.

441
00:42:50,630 --> 00:42:55,510
شما عضوي از خاندان خداوند متعال هستيد كه بر اساس بناي رسولان بنا شده است

442
00:42:55,640 --> 00:42:59,060
با خود مسيح عيسي به عنوان سنگ بنا.

443
00:42:59,180 --> 00:43:01,730
من دوباره كامل هستم

444
00:43:07,190 --> 00:43:10,190
عشقم، لطفا اجازه بده بمونم

445
00:43:14,110 --> 00:43:15,820
آره.

446
00:43:44,020 --> 00:43:47,810
اميدوارم ما موش‌هايي نباشيم كه وارد تله مي‌شوند.

447
00:43:51,480 --> 00:43:56,070
آه، رم به نجات. بفرماييد تو، بيا تو.

448
00:43:59,070 --> 00:44:01,870
چزاره بورجيا، الساندرو فارنزه ...

449
00:44:01,990 --> 00:44:07,620
فلورانسيايي را ملاقات كنيد كه واقعاً وفادار هستند: پيرو سودريني، زماني پيشين شهر...

450
00:44:07,750 --> 00:44:10,750
فرانچسكو داپوگليا، مافوق راهبان فرانسيسكن.

451
00:44:10,880 --> 00:44:16,220
نيكولو، اخلاق لازم نيست. بقيه را به موقع ملاقات خواهيد كرد.

452
00:44:16,340 --> 00:44:21,100
به دليل محدوديت هاي ساوونارولا، احتمالاً شما دو نفر از زمان ورودتان طعم شراب را نچشيده ايد.

453
00:44:21,220 --> 00:44:25,890
- اجازه دهيد، حداقل، آن را اصلاح كنيم. - اين زالو، ساونارولا...

454
00:44:26,020 --> 00:44:30,690
از فلورانس نه تنها به گونه اي صحبت مي كند كه گويي در اينجا به دنيا آمده است، بلكه گويي همان شهر در درون او متولد شده است.

455
00:44:30,810 --> 00:44:34,990
او اهل فرارا است و دوازده سال است كه در اين كشور اقامت دارد.

456
00:44:35,110 --> 00:44:38,950
- در مقايسه با نسل هاي خانواده ام. - و مال من

457
00:44:39,070 --> 00:44:43,620
با اين حال شما در ابتدا از او حمايت كرديد. همه شما، نه؟

458
00:44:44,870 --> 00:44:49,250
كالاهاي فلورانسي ديگر به كشورهاي پاپ صادر نخواهد شد.

459
00:44:49,370 --> 00:44:51,000
كه ما را خراب خواهد كرد.

460
00:44:51,130 --> 00:44:55,800
هر نجيب زاده و بازرگان، راهب و فقير بايد در مسئوليت شريك باشد.

461
00:44:55,920 --> 00:44:58,800
ساوونارولا با حمايت مشترك شما در قدرت باقي مي ماند.

462
00:44:58,930 --> 00:45:03,810
اعليحضرت، كساني از ما كه حاضريم فقط آرزو داشتيم خود را از شر مديچي ها خلاص كنيم.

463
00:45:03,930 --> 00:45:08,480
در آن زمان، اين دليل نيز نااميد كننده نبود. - اما آينده نگري عاقل تر را ثابت مي كند.

464
00:45:08,600 --> 00:45:12,860
ما با خوشحالي مي‌خواهيم آدم ساده‌اي مثل پيرو بدبخت را دوباره به قدرت برسانيم.

465
00:45:12,980 --> 00:45:17,530
ساوونارولا جابه جا نمي شود مگر اينكه كوهي بر او بيفتد.

466
00:45:17,650 --> 00:45:21,490
- پاپ بايد آن راهب ديوانه را تكفير كند. - من دومش ميكنم!

467
00:45:21,620 --> 00:45:23,700
نميدونم.

468
00:45:28,000 --> 00:45:31,080
- چرا؟ - اعليحضرت، اول شما.

469
00:45:31,210 --> 00:45:35,210
-خوشبختانه شهيد مي شد. - او عملاً براي آن التماس كرده است.

470
00:45:35,340 --> 00:45:37,960
شما او را به شكوه بزرگتر منجنيق مي كنيد.

471
00:45:38,090 --> 00:45:42,340
- او خطبه هاي خود را به ميدان خواهد برد. - و آتش بزرگتر بسازيد.

472
00:45:42,470 --> 00:45:44,890
اما پس از كاشت آتش، همان را درو كند.

473
00:45:45,010 --> 00:45:50,390
ما آزمون نهايي ايمان او را به ساوونارولا خواهيم داد، مصيبت با آتش.

474
00:45:51,350 --> 00:45:53,100
او امتناع خواهد كرد.

475
00:45:53,230 --> 00:45:57,480
سپس پيروانش مي بينند كه پاهايي از گل دارد و از او روي مي گردانند.

476
00:45:57,610 --> 00:46:01,530
اگر با اين آزمايش موافقت كند چه؟ بدتر از آن، اگر زنده بماند چه؟

477
00:46:01,660 --> 00:46:04,370
- مداخله الهي؟ - اينقدر بدبين نباش.

478
00:46:04,490 --> 00:46:08,660
شدرك، ميشاك و عابدنگو از كوره آتشين بابل بيرون آمدند.

479
00:46:08,790 --> 00:46:13,330
آيا واقعاً معتقديد كه ساوونارولا نمي سوزد؟

480
00:46:13,460 --> 00:46:16,040
من براي اين امكان باز هستم.

481
00:46:28,720 --> 00:46:32,730
خوان، بدون توجه به اتفاق بعدي...

482
00:46:32,850 --> 00:46:36,270
من از شما براي عشقي كه به من نشان داديد سپاسگزارم.

483
00:46:51,710 --> 00:46:53,960
درود، پسر عموي آدريانا.

484
00:46:54,080 --> 00:46:59,800
مي بينم خوان لنزول، كودكي كه ديگر كاردينال نيست.

485
00:47:00,880 --> 00:47:05,050
"خوشا به حال كسي كه به نام خداوند مي آيد."

486
00:47:07,680 --> 00:47:13,690
لوكرزيا گناهان پدر بر فرزندان زيارت مي شود.

487
00:47:13,810 --> 00:47:15,980
بفرماييد تو، بيا تو.

488
00:47:31,910 --> 00:47:37,920
يادگاري، استخواني از بدن قديس آپولونيا، باكره و شهيد.

489
00:47:38,040 --> 00:47:42,260
به احتمال زياد اين از اسكلت يك سنجاب مرده ناشي شده است.

490
00:47:47,590 --> 00:47:54,640
من براي يك پرستار خيس ترتيب داده ام. زن صالح، شيرش پاك است.

491
00:47:54,770 --> 00:47:59,230
- لوكرزيا مي خواهد به ديدنش برود... - نه. جدايي تميز بهترين است.

492
00:48:01,070 --> 00:48:04,030
پس شاد باش عزيزم

493
00:48:04,820 --> 00:48:08,870
اين فرزند گناه، ستون قداست برافراشته خواهد شد.

494
00:48:08,990 --> 00:48:13,250
لعنت بر نامشروع بودن خانواده بورگيا ممكن است با جيوواني ختم نشود...

495
00:48:13,370 --> 00:48:16,000
اما كاهش خواهد يافت.

496
00:48:52,780 --> 00:48:54,910
شما كي هستيد؟

497
00:48:58,250 --> 00:49:00,880
آيا شما يك مرد هستيد يا يك شبح؟

498
00:49:03,090 --> 00:49:05,590
من اينجا هستم...

499
00:49:07,840 --> 00:49:10,640
- مدونا لوكرزيا. - شما.

500
00:49:12,600 --> 00:49:16,520
تو مزدوري هستي كه مادرم استخدامش كرده؟

501
00:49:19,770 --> 00:49:24,770
وقتي بچه ام را مي دزدي، نبايد به او آسيبي برساني.

502
00:49:26,570 --> 00:49:29,990
آيا بانوي خانه بميرد؟

503
00:49:30,110 --> 00:49:34,120
نه. مگر در موارد ضروري.

504
00:50:02,560 --> 00:50:08,190
من بسيار خوشحالم كه ايمانم آزمايش شد. من چالش شما را مي پذيرم

505
00:50:08,320 --> 00:50:12,490
- اما اگر قرار است من محاكمه شوم، شما هم بايد محاكمه شوم. -دليلي ندارم كه...

506
00:50:12,610 --> 00:50:16,870
اگر ايمان من نادرست ثابت شود، اين حقيقت ايمان شما را ثابت نمي كند.

507
00:50:16,990 --> 00:50:22,120
پس شما را به نام پاپ اسكندر به چالش مي كشم...

508
00:50:22,250 --> 00:50:27,460
براي تأييد درستي شما، يا گاو نر بورگيا اخته شده است؟

509
00:50:27,590 --> 00:50:31,130
تو مرا پسري ممتاز مي‌داني كه درد را نمي‌شناسم.

510
00:50:31,260 --> 00:50:37,100
من توسط خيلي ها، قدرتمندتر از شما آزمايش شده ام، اما اينجا ايستاده ام.

511
00:50:37,220 --> 00:50:42,390
من قبلاً از ميان شعله هاي آتش برخاسته ام و دوباره در آنها برخواهم خاست، ققنوس.

512
00:50:42,520 --> 00:50:47,230
- ققنوس يك اسطوره است. - و ممكن است آتش جهنم نيز چنين باشد.

513
00:50:47,360 --> 00:50:54,410
خواهش مي كنم، فلورانس نمي تواند تحمل كند كه شما در داخل آتش ايستاده ايد.

514
00:50:54,530 --> 00:50:58,450
من به چالش كشيده شده است برادر.

515
00:50:58,580 --> 00:51:01,370
اجازه بده جاي تو را بگيرم...

516
00:51:01,500 --> 00:51:06,170
درست همانطور كه كاردينال بورجيا به جاي پاپ اسكندر ايستاده است.

517
00:51:09,130 --> 00:51:14,800
من مشتاقم كه خودم را به خدا ثابت كنم، همانطور كه شما قبلاً داشته ايد.

518
00:51:27,810 --> 00:51:32,610
قانون كانن به او اجازه مي دهد كه به جاي ساونارولا بايستد.

519
00:51:35,490 --> 00:51:40,330
بورجيا، آيا هنوز از مصيبت آتش لذت مي بري؟

520
00:51:42,250 --> 00:51:47,790
مصيبت با آتش؟ سزار بايد ابتدا از ما مشاوره مي گرفت.

521
00:51:47,920 --> 00:51:51,880
بحران بايد با احترام به قدرت پاپ حل شود...

522
00:51:52,010 --> 00:51:53,880
نه به هوس سرنوشت

523
00:51:54,010 --> 00:51:59,300
اكنون لغو كنيد، و به نظر مي‌رسد از اينكه ساوونارولا زنده بماند و پيروز شود، مي‌ترسيم.

524
00:51:59,430 --> 00:52:02,930
- سپس به فلورانس مي رويم. - خيلي دير مي رسيدي.

525
00:52:03,060 --> 00:52:05,890
يا در عوض شما را مي سوزانند.

526
00:52:06,020 --> 00:52:09,560
من مي خواهم پسرم زنده بماند و راهب بميرد.

527
00:52:15,320 --> 00:52:20,490
خداي عزيز، اي كاش واقعاً به من بركت داري كه قلمروم را گسترش دهم.

528
00:52:20,620 --> 00:52:25,830
و اين كه دست تو با من باشد تا مرا راهنمايي كني و مرا از بدي نگه داري.

529
00:52:25,960 --> 00:52:27,580
آمين

530
00:52:29,840 --> 00:52:32,670
چه كسي بهتر به تو خدمت مي كند، پروردگار؟

531
00:52:32,800 --> 00:52:37,720
من يا ساونارولا؟ علامت بفرست

532
00:52:45,140 --> 00:52:47,520
پسرم را نجات بده

533
00:52:48,060 --> 00:52:51,090
زيرنويس توسط MemoryOnSmells http://UKsubtitles.ru. ويرايش شده توسط bifutake.
