﻿1
00:00:01,085 --> 00:00:02,267
اسم من مايكل وستن است. من جاسوس بودم تا اينكه...

2
00:00:05,298 --> 00:00:07,675
ما يك اخطار سوختگي براي شما دريافت كرديم. شما در ليست سياه قرار گرفته ايد.

3
00:00:07,677 --> 00:00:10,184
وقتي سوختي، چيزي نداري...

4
00:00:10,251 --> 00:00:12,947
بدون پول نقد، بدون اعتبار، بدون سابقه شغلي.

5
00:00:13,015 --> 00:00:15,314
شما در هر شهري كه تصميم بگيرند شما را در آن رها كنند گير كرده ايد.

6
00:00:15,378 --> 00:00:17,278
- من كجا هستم؟ - ميامي

7
00:00:17,770 --> 00:00:21,012
شما هر كاري از دستتان بر مي آيد را انجام مي دهيد.

8
00:00:21,079 --> 00:00:23,641
شما به هر كسي كه هنوز با شما صحبت مي كند تكيه مي كنيد.

9
00:00:23,709 --> 00:00:25,240
يك دوست دختر سابق خوشحال ...

10
00:00:25,308 --> 00:00:26,876
آيا بايد به آنها شليك كنيم؟

11
00:00:26,944 --> 00:00:29,376
يك دوست قديمي كه در مورد شما به اف بي آي خبر مي داد...

12
00:00:29,443 --> 00:00:31,845
شما جاسوس ها را مي شناسيد -- يك دسته دختر كوچك عوضي.

13
00:00:31,912 --> 00:00:34,212
...خانواده هم ... هي مامانت دوباره؟

14
00:00:34,279 --> 00:00:36,414
...اگر نااميد هستيد. كسي به كمك شما نياز دارد، مايكل.

15
00:00:36,482 --> 00:00:39,048
خط آخر -- تا زماني كه سوخته باشيد،

16
00:00:39,116 --> 00:00:40,717
تو هيچ جا نميري

17
00:00:54,044 --> 00:00:56,178
در هر عمليات نظارتي،

18
00:00:56,246 --> 00:00:59,148
شما بايد در مقابل انگيزه براي گرفتن هدف خود مقاومت كنيد

19
00:00:59,149 --> 00:01:00,516
و بلافاصله از او بازجويي كنيد.

20
00:01:00,584 --> 00:01:01,885
ممكن است وسوسه انگيز باشد،

21
00:01:01,952 --> 00:01:04,218
به خصوص زماني كه هدف شما مثلاً بود،

22
00:01:04,286 --> 00:01:05,952
درگير كردن شما براي قتل

23
00:01:10,355 --> 00:01:12,887
البته فقط به اين دليل كه روش درستي براي انجام كارهاست

24
00:01:12,955 --> 00:01:14,488
آن را سرگرم كننده نمي كند

25
00:01:22,526 --> 00:01:24,494
ما دو روز اينجا هستيم سام.

26
00:01:24,562 --> 00:01:27,596
با آن روبرو شويد -- اين مرد هدف را صدا نمي كند.

27
00:01:27,664 --> 00:01:29,898
او چراغ هاي كريسمس را در ماه جولاي آويزان كرده است.

28
00:01:29,966 --> 00:01:31,700
او ممكن است كمي شبيه مايكل باشد،

29
00:01:31,767 --> 00:01:34,136
اما هيچ راهي وجود ندارد كه او بتواند يك افسر سيا را بكشد

30
00:01:34,204 --> 00:01:35,571
و مايكل را براي آن آماده كرد.

31
00:01:35,638 --> 00:01:37,939
آره، خوب، فكر نمي‌كنم او بتواند يك ميز بچيند.

32
00:01:38,007 --> 00:01:39,174
ديروز يك بروشور پيدا كردم

33
00:01:39,242 --> 00:01:41,208
در مورد پرورش آلپاكاس براي سود در سطل زباله خود.

34
00:01:41,276 --> 00:01:42,909
پس بياييد اين خرقه و خنجر را كنار بزنيم

35
00:01:42,977 --> 00:01:44,244
و برو كمي گپ بزن

36
00:01:44,311 --> 00:01:46,112
من جيمي چوس را مي پوشم.

37
00:01:46,180 --> 00:01:47,380
في، شما مته را مي دانيد.

38
00:01:47,448 --> 00:01:49,581
شما مي خواهيد بفهميد كه اين افراد براي چه كسي كار مي كنند،

39
00:01:49,648 --> 00:01:50,848
پشت سر مي گذاري و تماشا مي كني

40
00:01:54,218 --> 00:01:56,518
اگر در طول روز زندگي نكند چه؟

41
00:01:56,586 --> 00:01:58,786
اوه، مزخرف

42
00:02:00,522 --> 00:02:01,988
يك پتك و چند تفنگ.

43
00:02:02,056 --> 00:02:03,789
من فكر نمي كنم آنها اينجا هستند كه بريج بازي كنند.

44
00:02:05,358 --> 00:02:06,425
و تو مي خندي

45
00:02:06,493 --> 00:02:07,660
ما بايد به روش من اين كار را انجام دهيم.

46
00:02:07,727 --> 00:02:08,860
نه، ما نداريم،

47
00:02:08,928 --> 00:02:10,562
چون ما نمي‌توانيم در معرض خطر قرار بگيريم.

48
00:02:10,630 --> 00:02:11,797
خب بايد يه كاري بكنيم

49
00:02:11,865 --> 00:02:12,931
بله، كاري كه بايد انجام دهيم

50
00:02:12,999 --> 00:02:14,933
فرار معجزه آساي اركستر جيكوب است

51
00:02:15,000 --> 00:02:16,201
از تيپ Mac-10.

52
00:02:16,268 --> 00:02:19,771
خيلي خوب. بياييد آن را آرام كنيم.

53
00:02:19,838 --> 00:02:20,938
من هر دوي شما را بيرون ملاقات خواهم كرد -

54
00:02:21,006 --> 00:02:22,373
مگر اينكه جنگ كوچكي شروع شود.

55
00:02:22,441 --> 00:02:24,275
في... جنگ نيست.

56
00:02:24,343 --> 00:02:26,911
خوب. هيچ جنگ.

57
00:02:33,251 --> 00:02:35,519
آقاي ترشي؟

58
00:02:35,587 --> 00:02:37,955
اون تو هستي رفيق؟

59
00:02:38,022 --> 00:02:39,356
هي جيكوب

60
00:02:39,424 --> 00:02:40,857
صبر كن ببين منو نكش لطفا!

61
00:02:40,925 --> 00:02:42,492
آه، نگران چيزي نباش

62
00:02:42,560 --> 00:02:44,460
من اينجا نيستم كه تو را بكشم.

63
00:02:44,528 --> 00:02:46,229
آنها اينجا هستند تا شما را بكشند.

64
00:02:46,296 --> 00:02:47,563
يك لحظه صبر كن. شما كي هستيد؟

65
00:02:47,631 --> 00:02:48,998
بيخيال. بعدا توضيح ميدم

66
00:02:49,066 --> 00:02:50,366
بايد از پشت بيرون بروي

67
00:02:50,434 --> 00:02:51,667
يك زن كوچك و كوچك در هيونداي وجود دارد

68
00:02:51,735 --> 00:02:52,969
كي ازت محافظت ميكنه

69
00:02:53,036 --> 00:02:54,937
آه در اينجا ما مي رويم.

70
00:02:55,005 --> 00:02:56,205
صبر كن.

71
00:02:56,272 --> 00:02:57,739
آقاي ترشي را فراموش نكنيد.

72
00:02:57,807 --> 00:03:00,141
الف- نمياي؟

73
00:03:00,209 --> 00:03:01,943
نه، من فرار شما را پوشش مي دهم.

74
00:03:02,011 --> 00:03:04,379
بنابراين من به كليد كاميون در گاراژ شما و اين كلاه نياز دارم.

75
00:03:04,446 --> 00:03:05,413
آره، II --

76
00:03:05,480 --> 00:03:06,413
ديگر حرفي نيست

77
00:03:06,481 --> 00:03:07,748
وقت رفتن. اكنون.

78
00:03:07,815 --> 00:03:08,715
خداحافظ آقاي پيكلز

79
00:03:08,783 --> 00:03:10,183
به عنوان يك جاسوس،

80
00:03:10,251 --> 00:03:11,684
بسياري از ماموريت ها به جهان بستگي دارد

81
00:03:11,752 --> 00:03:13,186
بدون دانستن اينكه شما آنجا هستيد

82
00:03:14,788 --> 00:03:17,155
زماني كه يك عمليات شامل نجات جان كسي است

83
00:03:17,223 --> 00:03:19,290
و ناشناخته نگه داشتن حضورت،

84
00:03:19,358 --> 00:03:21,759
شما بايد فرار آنها را معتبر جلوه دهيد.

85
00:03:22,894 --> 00:03:25,996
بنابراين اگر شخصي كه شما نجات مي دهيد يك غيرنظامي آموزش نديده است،

86
00:03:26,064 --> 00:03:28,998
شما بايد آن را دوست داشته باشيد

87
00:03:29,066 --> 00:03:31,034
مثل يك غيرنظامي آموزش نديده

88
00:03:36,874 --> 00:03:38,575
سلام. من جيكوب هستم

89
00:03:38,642 --> 00:03:39,776
اين مرد وارد شد -

90
00:03:39,843 --> 00:03:41,977
عزيزم، چيزي كه شنيدم آتش بازي نبود.

91
00:03:42,045 --> 00:03:43,579
سوار ماشين لعنتي شو

92
00:04:07,498 --> 00:04:09,165
كجا بودي؟

93
00:04:09,232 --> 00:04:11,133
ملاقات دو ساعته با پيرس.

94
00:04:11,201 --> 00:04:12,835
او ماموراني را به مصر مي برد

95
00:04:12,902 --> 00:04:15,237
براي پايين آوردن يك سرنخ كه فكر مي كند پيدا كرده است.

96
00:04:15,304 --> 00:04:17,038
خوب اين بايد كمي به ما اتاق تنفس بدهد.

97
00:04:17,040 --> 00:04:18,339
پيامت را دريافت كردم.

98
00:04:18,407 --> 00:04:20,241
اين "نگرانم" من است

99
00:04:20,309 --> 00:04:24,345
ما تنها سرنخ خود را به چهره قاتل مكس ربوديم.

100
00:04:24,412 --> 00:04:25,746
خوب، خوشحال باشيد كه اين شما نيست

101
00:04:25,814 --> 00:04:27,582
چهره "تنها رهبر ما توسط يك باند لاتين به قتل رسيد".

102
00:04:27,649 --> 00:04:30,418
گروهي از اراذل در حال حركت بودند تا يعقوب را به سردخانه بفرستند.

103
00:04:30,486 --> 00:04:31,586
مجبور شديم او را بيرون بكشيم.

104
00:04:31,653 --> 00:04:32,888
به گفته يعقوب،

105
00:04:32,955 --> 00:04:35,123
او كارهاي عجيب و غريبي براي يك مرد مرموز انجام مي داد

106
00:04:35,191 --> 00:04:36,925
كه از طريق اينترنت با او تماس گرفتند.

107
00:04:36,927 --> 00:04:38,093
و اخيرا

108
00:04:38,161 --> 00:04:40,529
او بسته هاي بدون علامت را در اوورتاون تحويل مي داد.

109
00:04:40,596 --> 00:04:41,763
حدس ميزنم مواد مخدر

110
00:04:41,831 --> 00:04:43,499
باند فكر مي كرد كه او در زمين چمن آنها معامله مي كند

111
00:04:43,567 --> 00:04:44,934
و سعي كرد او را بيرون بياورد.

112
00:04:45,002 --> 00:04:47,737
هر كس از يعقوب براي راه اندازي شما استفاده كرد، سعي مي كند از شر او خلاص شود.

113
00:04:47,805 --> 00:04:50,540
الان كجاست؟

114
00:04:50,608 --> 00:04:52,742
قايم شدن. از پله ها.

115
00:04:52,810 --> 00:04:55,378
او از ما چه مي داند؟

116
00:04:55,380 --> 00:04:57,547
خب، من جزئيات را به حداقل رساندم

117
00:04:57,615 --> 00:05:00,316
اما من توضيح دادم كه اين به نفع او و ماست

118
00:05:00,384 --> 00:05:02,618
براي پيدا كردن رئيسش

119
00:05:04,154 --> 00:05:06,288
چيز ديگري كه فراموش كرده ايد ذكر كنيد؟

120
00:05:06,356 --> 00:05:09,658
سگش را آورد؟

121
00:05:13,431 --> 00:05:15,332
واقعا فكر مي كنم بايد بدوم.

122
00:05:15,400 --> 00:05:17,234
به طور جدي، من فقط مي توانم وسايلم را بگيرم -

123
00:05:17,302 --> 00:05:20,004
يعقوب، گوش كن اين يك گزينه نيست.

124
00:05:20,072 --> 00:05:21,338
ميدوني چيه؟ من فكر مي كنم شما اشتباه مي كنيد.

125
00:05:21,406 --> 00:05:22,439
فكر كنم تنها گزينه باشه

126
00:05:22,507 --> 00:05:24,241
خوب، دويدن به خوبي جواب مي دهد...

127
00:05:24,309 --> 00:05:26,177
تا زماني كه رئيست شما را بگيرد و بكشد.

128
00:05:26,245 --> 00:05:27,545
ما مي توانيم به شما كمك كنيم.

129
00:05:27,613 --> 00:05:29,513
شما فقط بايد آنچه را كه در مورد او مي دانيد به ما بگوييد.

130
00:05:29,581 --> 00:05:31,349
من نمي دانم او كيست.

131
00:05:31,416 --> 00:05:34,952
H-او از طريق ايميل در مورد انجام برخي كارهاي عجيب و غريب با من تماس گرفت.

132
00:05:35,020 --> 00:05:36,187
ميتونم -- الان برم؟

133
00:05:36,254 --> 00:05:38,255
نه، شما نمي توانيد.

134
00:05:38,323 --> 00:05:39,857
آيا عادت داريد مشاغل مبهمي را كه در اينترنت پيدا مي كنيد انجام دهيد؟

135
00:05:39,925 --> 00:05:40,992
ناگزير بودم.

136
00:05:41,060 --> 00:05:43,228
ساخت و ساز مرده به پول نقد نياز داشتم

137
00:05:43,296 --> 00:05:44,896
اين مرد چگونه به شما پول داد؟

138
00:05:44,964 --> 00:05:49,901
او، اوه، پول نقد براي من ارسال كرد، سپس براي كنسرت بعدي پيامك فرستاد.

139
00:05:49,969 --> 00:05:52,037
پولش خوب بود من سوالي نپرسيدم

140
00:05:52,105 --> 00:05:53,939
تا اينكه گروهي به سمت شما شليك كردند.

141
00:05:54,007 --> 00:05:55,474
من بالاي سرم اينجا هستم!

142
00:05:55,542 --> 00:05:57,376
و من حتي نمي توانم به پليس بروم،

143
00:05:57,444 --> 00:05:59,912
چون ظاهراً من در قتلي كمك كردم

144
00:05:59,980 --> 00:06:01,246
و يك سري معاملات مواد مخدر

145
00:06:01,314 --> 00:06:03,048
تنها راه برون رفت از اين وضعيت با ماست.

146
00:06:03,116 --> 00:06:04,783
شما بايد به ما كمك كنيد تا با رئيس خود در تماس باشيم.

147
00:06:04,851 --> 00:06:06,385
من نمي توانم.

148
00:06:06,453 --> 00:06:09,155
تلفني كه به من داد تا با او تماس بگيرم در خانه من است.

149
00:06:09,223 --> 00:06:10,890
و من به آنجا برنمي گردم.

150
00:06:10,958 --> 00:06:14,727
في، من اين كار را با سام دارم.

151
00:06:14,795 --> 00:06:16,496
با تشكر، في.

152
00:06:24,773 --> 00:06:25,740
هي سام

153
00:06:25,808 --> 00:06:27,242
مايكي

154
00:06:27,309 --> 00:06:28,476
بازگشت به ظاهر قبلي، ها؟

155
00:06:28,544 --> 00:06:30,443
خوب، من فكر كردم از آنجايي كه مردم سعي در كشتن من دارند،

156
00:06:30,468 --> 00:06:32,760
اين بدتر نيست كه كمي ظاهرم را تغيير دهم.

157
00:06:32,982 --> 00:06:34,649
مم نمي توان با اين منطق بحث كرد.

158
00:06:34,717 --> 00:06:36,952
داري چاي سرد ميخوري سام؟

159
00:06:37,020 --> 00:06:39,421
اين شغلي كه داري بايد جدي باشه

160
00:06:39,489 --> 00:06:42,457
خوب، آنقدر جدي گرفتم كه ذهنم را روشن نگه دارم.

161
00:06:42,525 --> 00:06:43,959
خانم من نياز به لطف دارد.

162
00:06:44,026 --> 00:06:46,795
او گفت اگر من به او كمك كنم هر كاري انجام مي دهد.

163
00:06:48,398 --> 00:06:49,431
هرچي باشه مايك

164
00:06:49,433 --> 00:06:51,366
آيا ايده اي داريد كه اين به چه معناست؟

165
00:06:51,434 --> 00:06:54,503
من نيازي ندارم پس، چه لطفي دارد؟

166
00:06:54,571 --> 00:06:56,856
خب، السا داشت به اين گروه كمك حقوقي زنان كمك مي كرد.

167
00:06:56,881 --> 00:06:58,465
او با دختري به نام دنيس اولير آشنا شد.

168
00:06:58,643 --> 00:07:02,379
جدايي از شوهرش، مشكلات حضانت با پسرشان.

169
00:07:02,447 --> 00:07:04,181
ديروز قرار بود بابا بچه را بياورد

170
00:07:04,248 --> 00:07:05,482
اما من حدس مي زنم او نشان نداد.

171
00:07:05,549 --> 00:07:07,049
من مشاور خانواده نيستم سام.

172
00:07:07,117 --> 00:07:08,784
نه، اما تو يك تكاور ارتش بودي،

173
00:07:08,852 --> 00:07:11,814
درست مثل برادر اين مرد -- KIA در افغانستان.

174
00:07:11,921 --> 00:07:13,719
آره

175
00:07:13,720 --> 00:07:15,042
ظاهراً پس از ...

176
00:07:15,067 --> 00:07:16,592
اوه، چرا نميذارم بهش بگه

177
00:07:16,593 --> 00:07:18,360
هي، دنيز اينجا

178
00:07:18,794 --> 00:07:20,028
سلام سم.

179
00:07:20,096 --> 00:07:21,362
سلام.

180
00:07:21,430 --> 00:07:23,731
پس، اوه، اين رفيق من مايك است،

181
00:07:23,799 --> 00:07:26,200
پسري كه داشتم بهت ميگفتم

182
00:07:26,268 --> 00:07:29,737
تازه به قسمت مربوط به برادر جان رسيديم.

183
00:07:29,805 --> 00:07:31,640
شوهرم مرد خوبي بود

184
00:07:31,707 --> 00:07:34,409
اما وقتي برادرش را از دست داد تغيير كرد.

185
00:07:34,477 --> 00:07:36,578
بعد از اينكه كارش را ترك كرد،

186
00:07:36,646 --> 00:07:38,514
او مي خواست از شهر خارج شود،

187
00:07:38,582 --> 00:07:40,049
گفت مي خواهد از ما محافظت كند.

188
00:07:40,117 --> 00:07:42,252
پس او الان پسر شما را دارد؟

189
00:07:42,320 --> 00:07:43,853
اينجاست كه بيا، مايك.

190
00:07:43,921 --> 00:07:46,423
فقط يك چت سريع براي متقاعد كردن جان

191
00:07:46,491 --> 00:07:47,724
تا بچه را به خانه برگرداند

192
00:07:47,792 --> 00:07:49,059
خواهيم ديد چه كاري مي توانيم انجام دهيم.

193
00:07:49,126 --> 00:07:50,293
متشكرم.

194
00:07:50,361 --> 00:07:53,028
وقتي جان را ديدي، مي‌تواني به راحتي او را كنار بگذاري؟

195
00:07:53,096 --> 00:07:54,630
او خيلي دوران سختي را پشت سر گذاشته است.

196
00:07:54,698 --> 00:07:56,098
ما فقط با او صحبت مي كنيم

197
00:08:15,085 --> 00:08:16,886
بگو سام؟

198
00:08:16,954 --> 00:08:18,188
آره مايك

199
00:08:18,213 --> 00:08:19,271
چرا شبيه كسي است

200
00:08:19,272 --> 00:08:21,506
مقداري زمان و پول براي استحكام بخشيدن به خانه جان صرف كرد؟

201
00:08:21,574 --> 00:08:23,008
چون كسي مقداري وقت و پول خرج كرده است

202
00:08:23,076 --> 00:08:24,710
استحكام بخشيدن به خانه جان

203
00:08:24,778 --> 00:08:28,047
اين احساس چيزي بيش از يك كار "يك گپ سريع" است.

204
00:08:28,114 --> 00:08:29,648
مايك، اينطوري نباش

205
00:08:29,716 --> 00:08:31,283
ما اينجا هستيم جان اينجاست

206
00:08:31,351 --> 00:08:32,885
مطمئنم خوب ميشه

207
00:08:32,953 --> 00:08:33,920
- خوب؟ - آره

208
00:08:33,987 --> 00:08:35,655
و در صورتي كه اينطور نباشد --

209
00:08:35,722 --> 00:08:37,323
هه ها -- من يك ردياب آوردم.

210
00:08:37,391 --> 00:08:39,292
من فقط اين را روي كاميونش مي كارم

211
00:08:39,360 --> 00:08:40,860
در صورتي كه او، مي دانيد، فرار كند.

212
00:08:41,895 --> 00:08:43,696
مايك، بيا بدترين چيزي كه ممكن است اتفاق بيفتد چيست؟

213
00:08:43,764 --> 00:08:45,865
جان مي تواند به شما بگويد گم شويد و ما فقط با يك وكيل صحبت مي كنيم.

214
00:08:51,139 --> 00:08:53,808
معامله جاسوسان با آژانس هاي خارجي،

215
00:08:53,876 --> 00:08:55,109
شركت هاي كثيف،

216
00:08:55,177 --> 00:08:57,212
و سنديكاهاي جنايي هميشه،

217
00:08:57,280 --> 00:08:59,982
اما هيچ يك از آنها با خانواده ها قابل مقايسه نيست.

218
00:09:00,049 --> 00:09:02,084
درخواست از يك مرد براي جدا كردن تجارت خود

219
00:09:02,152 --> 00:09:03,753
يا روشن كردن كشورش آسان است

220
00:09:03,820 --> 00:09:05,889
در مقايسه با رفتن به خانه يك مرد

221
00:09:05,956 --> 00:09:08,558
و به او بگويد چگونه با افرادي كه دوستشان دارد رفتار كند.

222
00:09:21,071 --> 00:09:23,739
معمولا ايده خوبي است ...

223
00:09:23,807 --> 00:09:25,274
شما كي هستيد؟

224
00:09:25,299 --> 00:09:26,499
حقيقت را گفتن.

225
00:09:26,776 --> 00:09:29,478
اسم من مايكل است من دوست همسرت هستم

226
00:09:29,546 --> 00:09:32,147
دنيز از من خواست بيا پسرت را بررسي كنم.

227
00:09:32,215 --> 00:09:33,649
تامي خوبه

228
00:09:33,717 --> 00:09:35,684
اوه، من مطمئن هستم كه او است.

229
00:09:35,752 --> 00:09:38,220
به دنيز قول دادم بيام باهات حرف بزنم

230
00:09:38,287 --> 00:09:41,289
ببين اينجا هوا گرمه

231
00:09:41,357 --> 00:09:43,458
براي چت كردن بيام داخل؟

232
00:09:43,526 --> 00:09:46,694
هيچ كدام از ما نمي خواهيم قانون را در اينجا درگير كنيم، نه؟

233
00:09:49,498 --> 00:09:51,265
خوب. بفرماييد تو، بيا تو.

234
00:09:51,267 --> 00:09:52,666
دستانت را جايي نگه دار كه بتوانم آنها را ببينم.

235
00:09:57,639 --> 00:09:59,507
خب، تامي كجاست؟

236
00:09:59,574 --> 00:10:01,008
به تو هيچ ربطي ندارد.

237
00:10:01,076 --> 00:10:02,843
ميخواهي صحبت كني،

238
00:10:02,911 --> 00:10:05,079
شما همانجايي كه هستيد بمانيد و صحبت كنيد.

239
00:10:05,147 --> 00:10:06,580
جان، لازم نيست اين كار را بكني.

240
00:10:06,648 --> 00:10:07,748
هي، هي

241
00:10:07,816 --> 00:10:08,916
چي، فكر مي كني باهوشي؟

242
00:10:08,983 --> 00:10:10,684
براي اينكه خود را به هدف كوچكتري تبديل كنيد،

243
00:10:10,752 --> 00:10:11,986
خم شدن به سمت دست من

244
00:10:12,053 --> 00:10:13,954
گفتم تكان نخور.

245
00:10:15,623 --> 00:10:16,857
تو ديگه چه خري هستي؟

246
00:10:16,925 --> 00:10:18,792
چي، تو براي دولت كار مي كني؟

247
00:10:18,860 --> 00:10:20,527
نه، من با دولت نيستم.

248
00:10:21,843 --> 00:10:23,810
برادرت تكاور بود، درسته؟

249
00:10:23,878 --> 00:10:25,812
منم همين طور بودم.

250
00:10:25,880 --> 00:10:27,714
گروهان براوو، گردان 3 تكاور.

251
00:10:27,782 --> 00:10:28,901
من ميدونم چه حالي داري جان.

252
00:10:28,926 --> 00:10:30,126
من دوستان خوب زيادي را در ميدان جنگ از دست دادم.

253
00:10:30,818 --> 00:10:31,885
مردان خوب، درست مثل برادرت.

254
00:10:33,387 --> 00:10:35,221
گفتي كه...

255
00:10:36,523 --> 00:10:38,157
... همسرم تو را فرستاده؟

256
00:10:39,926 --> 00:10:41,560
او چطور است؟

257
00:10:41,628 --> 00:10:43,061
او خوب است.

258
00:10:43,129 --> 00:10:45,831
اگر مي توانستم به او بگويم حال تامي چطور است بهتر است.

259
00:10:45,898 --> 00:10:49,034
جان، من به يك دليل ساده اينجا هستم.

260
00:10:49,102 --> 00:10:51,570
بايد ديروز تامي را با مادرش پياده مي كردي،

261
00:10:51,637 --> 00:10:53,271
طبق قرارداد حضانت شما

262
00:10:53,339 --> 00:10:55,174
آره، خوب، چه كسي مرا وادار به امضاي آن قرارداد احمقانه كرد؟

263
00:10:55,241 --> 00:10:56,575
متعجب؟

264
00:10:56,643 --> 00:10:58,375
قاضي از شيكاگو

265
00:10:58,400 --> 00:11:01,493
راسوي كوچك مردي در ليست حقوق و دستمزد دولتي

266
00:11:01,548 --> 00:11:04,250
آنجا نشستم و به من گفت چه چيزي براي خانواده من بهتر است؟

267
00:11:04,318 --> 00:11:07,254
او از آنها مراقبت نمي كند - من مراقبت مي كنم.

268
00:11:07,322 --> 00:11:09,290
پس اون لعنتي كيه كه به من بگه چطور از خانواده ام مراقبت كنم؟! جان.

269
00:11:09,357 --> 00:11:10,691
آرام باش. من طرف تو هستم.

270
00:11:10,759 --> 00:11:12,192
من اينجا نيستم كه در مورد يك قاضي صحبت كنم.

271
00:11:12,260 --> 00:11:14,729
من اينجا هستم تا در مورد بازگرداندن تامي با مادرش صحبت كنم.

272
00:11:14,797 --> 00:11:18,467
نه. تامي پيش من مي ماند.

273
00:11:18,534 --> 00:11:20,202
باشه پس... بيا با هم بريم.

274
00:11:20,270 --> 00:11:24,107
جان، من به احترام برادرت به اينجا آمدم -

275
00:11:24,174 --> 00:11:26,742
به احترام فداكاري او

276
00:11:26,810 --> 00:11:29,612
اسلحه را زمين بگذار و با من صحبت كن.

277
00:11:29,680 --> 00:11:31,180
لطفا.

278
00:11:37,254 --> 00:11:38,788
باشه.

279
00:11:38,856 --> 00:11:40,990
بيرون نرو، ها؟

280
00:11:41,058 --> 00:11:42,492
چه چيزي را اينجا پنهان كرده اي رفيق؟

281
00:11:46,196 --> 00:11:49,265
ميدونستم بهم دروغ گفتي!

282
00:11:49,333 --> 00:11:50,900
چي، كسي رو برگردوندي، ها؟

283
00:11:50,968 --> 00:11:52,001
تامي، همين حالا بسته ها را دريافت كن!

284
00:11:52,069 --> 00:11:53,236
نه جان، اين يك اشتباه است.

285
00:11:53,303 --> 00:11:54,904
من اينجا نيستم كه به تو يا پسرت صدمه بزنم.

286
00:11:54,972 --> 00:11:57,273
همين الان حرف نزن همين الان حرف نزن

287
00:11:57,341 --> 00:11:58,608
تامي، بيا بريم!

288
00:12:01,145 --> 00:12:02,779
- كجا داريم ميريم؟ - مشكلي نيست. مشكلي نيست.

289
00:12:02,847 --> 00:12:04,414
ما داريم ميرويم

290
00:12:04,482 --> 00:12:07,350
ده ها راه براي خلع سلاح يك مرد با تفنگ وجود دارد،

291
00:12:07,418 --> 00:12:09,853
اما متاسفانه، همه آنها با خطر همراه هستند

292
00:12:09,920 --> 00:12:11,187
كه تفنگ منفجر شود

293
00:12:11,255 --> 00:12:12,855
مهم نيست چقدر خوب باشي،

294
00:12:12,923 --> 00:12:15,492
اين چيزي نيست كه بخواهيد با يك كودك حاضر آن را امتحان كنيد.

295
00:12:15,560 --> 00:12:17,827
شما راه را هدايت مي كنيد. بيا بريم.

296
00:12:17,895 --> 00:12:19,963
مگر اينكه بخواهيد به يك مادر داغديده بگوييد

297
00:12:20,031 --> 00:12:23,267
كه با جان بچه اش قمار كردي، چون احساس خوشبختي كردي.

298
00:12:25,869 --> 00:12:27,570
پس دوستت كجا پنهان شده؟

299
00:12:30,774 --> 00:12:31,407
سام، پايين!

300
00:12:31,475 --> 00:12:32,674
فقط از ما دور شو!

301
00:12:33,943 --> 00:12:35,010
بيا ديگه.

302
00:12:35,078 --> 00:12:37,345
تو روي زمين بمان!

303
00:12:37,413 --> 00:12:38,947
تو پسرم را نمي گيري! صداي من را مي شنوي؟ برو

304
00:12:39,015 --> 00:12:40,849
و حتي سعي نكنيد ما را دنبال كنيد!

305
00:12:54,529 --> 00:12:57,432
خوب، خبر خوب و خبر بد.

306
00:12:57,500 --> 00:12:58,599
خبر بدي كه ميدوني --

307
00:12:58,667 --> 00:13:00,301
حدس مي‌زنم كه آشكارساز حركت را خاموش كرده‌ام.

308
00:13:00,369 --> 00:13:02,336
خبر خوب اين است كه من ردياب را نصب كردم.

309
00:13:02,404 --> 00:13:04,905
حالا ما مي دانيم كه او به كجا مي رود. ما مي توانيم بچه را پس بگيريم.

310
00:13:04,973 --> 00:13:08,809
سام، من فكر نمي‌كنم اين موضوع به اين سادگي باشد.

311
00:13:13,590 --> 00:13:15,590
ما اينها را در خانه جان پيدا كرديم.

312
00:13:15,806 --> 00:13:17,373
اوه خداي من.

313
00:13:17,441 --> 00:13:19,809
اين جايي بود كه جان هميشه در مورد آن صحبت مي كرد.

314
00:13:19,877 --> 00:13:21,611
او -- او با دوستانش رفت.

315
00:13:21,679 --> 00:13:23,479
او آن را يك مركز آموزشي ناميد.

316
00:13:23,547 --> 00:13:26,249
به نوعي است.

317
00:13:26,317 --> 00:13:29,052
جان الان با پسرت آنجاست.

318
00:13:29,120 --> 00:13:30,220
اوه خدا

319
00:13:30,288 --> 00:13:31,689
باشه بايد با پليس تماس بگيريم

320
00:13:31,756 --> 00:13:33,056
خوب، ما بايد همين الان با آنها تماس بگيريم. خير

321
00:13:33,124 --> 00:13:34,991
اين آخرين كاري است كه بايد انجام دهيم.

322
00:13:35,059 --> 00:13:36,727
چرا مايكل به پليس زنگ نميزني؟

323
00:13:36,794 --> 00:13:38,362
چون اين يك كمپ تابستاني نيست، مادر.

324
00:13:38,429 --> 00:13:40,530
اينجا خانه يك شبه نظامي حاشيه اي است

325
00:13:40,598 --> 00:13:42,733
با برخي ديدگاه هاي بسيار ضد دولتي.

326
00:13:42,800 --> 00:13:44,101
چند مرد در يك شبه نظامي حضور دارند؟

327
00:13:44,168 --> 00:13:46,370
در اين يكي، حدود 20.

328
00:13:46,437 --> 00:13:47,738
-بايد به پليس زنگ بزنيم! - به من اعتماد كن.

329
00:13:47,806 --> 00:13:50,307
اگر پليس حاضر شود، خشونت رخ خواهد داد.

330
00:13:50,375 --> 00:13:53,377
سام قبلاً آنجاست و من با چند دوست تماس مي‌گيرم.

331
00:13:53,445 --> 00:13:55,746
باشه، من بايد پسرم را پس بگيرم.

332
00:13:55,814 --> 00:13:57,481
ما خواهيم كرد. فقط بايد مراقب باشيم.

333
00:13:57,549 --> 00:14:00,718
نه، متوجه نشدي، باشه؟ تامي مبتلا به آسم است.

334
00:14:00,786 --> 00:14:02,887
هر چه بيشتر در آن جنگل بماند، احتمال بيشتري دارد...

335
00:14:02,955 --> 00:14:04,923
ببين، من نسخه او را دوباره پر كردم

336
00:14:04,991 --> 00:14:07,626
زيرا دستگاه تنفسي كه تامي به همراه دارد تقريباً خالي است.

337
00:14:07,694 --> 00:14:09,295
اين ممكن است چيزي باشد كه ما مي توانيم استفاده كنيم.

338
00:14:09,362 --> 00:14:10,597
ايده آل نيست...

339
00:14:10,664 --> 00:14:14,267
اما اين به ما دليلي مي دهد كه جان با ما صحبت كند.

340
00:14:14,335 --> 00:14:16,503
اگر براي تامي اتفاقي بيفتد...

341
00:14:16,571 --> 00:14:19,841
جان مشكلات جدي دارد، اما او به پسر شما اهميت مي دهد.

342
00:14:19,908 --> 00:14:21,742
من الان ميرم

343
00:14:21,809 --> 00:14:23,977
و من پسرت را به تو برمي گردانم.

344
00:14:29,083 --> 00:14:31,584
مادر، بايد او را آرام نگه داريد.

345
00:14:31,652 --> 00:14:32,885
او -

346
00:14:32,953 --> 00:14:34,686
با مرد اشتباهي ازدواج كرد

347
00:14:34,754 --> 00:14:35,921
من چيزي در مورد آن مي دانم.

348
00:14:35,988 --> 00:14:37,489
فقط برو تامي رو بيار

349
00:14:45,236 --> 00:14:46,386
شما مي توانيد چيزهاي زيادي در مورد يك گروه بگوييد

350
00:14:46,399 --> 00:14:48,066
از نگاه كردن به آنجا پايگاه.

351
00:14:48,134 --> 00:14:50,302
استحكامات آنها مي تواند به شما بگويد

352
00:14:50,369 --> 00:14:53,372
خواه روي حمله متمركز باشند يا دفاع.

353
00:14:53,439 --> 00:14:55,207
و نوع و شماره وسيله نقليه آنها

354
00:14:55,275 --> 00:14:56,708
مي تواند به شما بگويد كه چقدر موبايل هستند.

355
00:14:56,776 --> 00:14:59,945
مهم ترين چيزي كه بايد بررسي شود -- سلاح هاي آنها است.

356
00:15:00,012 --> 00:15:01,880
اگر M16 را با تمام خودكار حمل مي كنند،

357
00:15:01,947 --> 00:15:03,948
احتمالاً با آماتورها سر و كار نداريد

358
00:15:04,016 --> 00:15:05,050
كمپينگ در جنگل

359
00:15:05,117 --> 00:15:06,851
آنها محكم قفل شده اند.

360
00:15:06,919 --> 00:15:09,821
بله از زماني كه جان و تامي آمده اند، هيچ كس داخل يا خارج نشده است.

361
00:15:09,889 --> 00:15:13,625
و احتمالاً با بازديدكنندگان خيلي مهربان نيستند.

362
00:15:13,627 --> 00:15:15,894
من راهي براي تميز كردن نمي بينم.

363
00:15:15,961 --> 00:15:17,395
خوب، به اين دليل است كه وجود ندارد.

364
00:15:17,463 --> 00:15:19,197
ميدوني چيه؟ اين حتي خبر بدي هم نيست.

365
00:15:19,265 --> 00:15:20,431
اين خبر بد است.

366
00:15:20,499 --> 00:15:22,801
نام پسر زكريا است. او ENIC است

367
00:15:25,504 --> 00:15:28,439
"مسئول كيسه آجيل افراطي."

368
00:15:31,410 --> 00:15:32,677
ATF در حال تحقيق از او است

369
00:15:32,745 --> 00:15:34,712
براي سرقت C-4 از سازمان جنگل.

370
00:15:34,780 --> 00:15:36,914
من داروهاي بچه را از مادرش گرفتم.

371
00:15:36,982 --> 00:15:38,416
بذار ببينم چيكار ميتونم بكنم

372
00:15:41,386 --> 00:15:44,588
هي پسر، بيا اينجا و بشين.

373
00:15:44,655 --> 00:15:46,556
گرفتم. بيا اينجا.

374
00:15:55,298 --> 00:15:57,065
- سلام؟ - جان، مايكل است.

375
00:15:59,235 --> 00:16:00,869
شما چند توپ داريد كه مرا صدا مي كند.

376
00:16:00,937 --> 00:16:02,504
لعنتي چي ميخواي؟

377
00:16:02,572 --> 00:16:04,006
من مي خواهم ملاقات كنم. من خارج از محوطه هستم

378
00:16:04,074 --> 00:16:05,474
بهت گفتم

379
00:16:05,542 --> 00:16:06,642
دنبال من نباشه

380
00:16:06,710 --> 00:16:07,810
مجبور بودم.

381
00:16:07,878 --> 00:16:08,978
بايد داروي تامي بياورم.

382
00:16:09,046 --> 00:16:10,447
جان به من گوش كن

383
00:16:10,514 --> 00:16:12,483
استنشاقي كه در آنجا داريد به زودي تمام مي شود.

384
00:16:12,550 --> 00:16:13,851
من بايد يكي جديد بهت بدم

385
00:16:13,919 --> 00:16:15,453
باشه. پس بذارش بيرون

386
00:16:15,520 --> 00:16:16,520
ميرم بعدا ميگيرمش

387
00:16:16,588 --> 00:16:17,822
من نمي توانم اين كار را انجام دهم.

388
00:16:17,889 --> 00:16:19,557
به دنيز قول دادم مطمئن شوم كه تامي خوب است.

389
00:16:19,624 --> 00:16:21,625
بهش قول دادم خودم ببينمش

390
00:16:21,693 --> 00:16:23,294
باشه. خوب.

391
00:16:23,361 --> 00:16:25,228
من تا اندكي ديگر با شما روبرو خواهم شد،

392
00:16:25,296 --> 00:16:27,498
اما چند ساعت طول مي كشد تا تاييد شود.

393
00:16:27,565 --> 00:16:28,698
من هيچ جا نميروم.

394
00:16:28,766 --> 00:16:30,766
داري يه چيزي برنامه ريزي ميكني مايك

395
00:16:30,834 --> 00:16:31,801
مي توانم چرخ ها را ببينم كه مي چرخند.

396
00:16:31,868 --> 00:16:33,969
اين مجتمع در برق شهري نيست.

397
00:16:34,037 --> 00:16:36,405
ژنراتورهاي آنها از مخزن سوخت خارج مي شود.

398
00:16:36,473 --> 00:16:38,940
اگر خرابش كنيم، مي‌توانيم آن را جايگزين كنيم.

399
00:16:39,008 --> 00:16:41,476
درست. شبيه بازي اسب تروا.

400
00:16:41,544 --> 00:16:43,979
بنابراين يك نفر بايد سوار يك كاميون سوخت شود

401
00:16:44,047 --> 00:16:45,281
به آن تركيب

402
00:16:45,348 --> 00:16:46,915
اوه، آره خطرناك به نظر مي رسد.

403
00:16:46,983 --> 00:16:49,151
من نوع آنها را مي شناسم، سام. بيرون نمي آيند

404
00:16:49,218 --> 00:16:50,552
بايد يكي را وارد كنيم

405
00:16:50,620 --> 00:16:52,687
و اينجا من فكر كردم كه اين اتفاق مي افتد

406
00:16:52,755 --> 00:16:54,722
يك معامله سبك و آسان با جيكوب.

407
00:16:54,790 --> 00:16:57,959
- چند تا بنگر گرفتيم داخل؟ - سه.

408
00:16:58,027 --> 00:16:59,561
براي من خيلي سخت نيست كه يواشكي از كنار آنها عبور كنم.

409
00:16:59,629 --> 00:17:00,562
مممم مممم

410
00:17:00,630 --> 00:17:01,997
يا ميدوني ميتونم برم داخل

411
00:17:02,065 --> 00:17:04,233
و شما مي توانيد اينجا بمانيد، زيرا -

412
00:17:04,301 --> 00:17:05,968
اگر مي خواهيد بگوييد "چون من يك زن هستم،

413
00:17:06,036 --> 00:17:07,475
من دندونات رو به گلويت مي كوبم

414
00:17:07,500 --> 00:17:08,405
نه، في.

415
00:17:08,406 --> 00:17:10,340
يكي از ما اينجا بماند و پوشش بدهد

416
00:17:10,408 --> 00:17:11,742
اگر ديگري بخواهد نجات دهد.

417
00:17:11,809 --> 00:17:13,210
هر دوي ما مي دانيم كه شما بهترين شات هستيد.

418
00:17:13,277 --> 00:17:14,444
بيا ديگه.

419
00:17:14,512 --> 00:17:17,347
خوب.

420
00:17:17,415 --> 00:17:20,416
رد شدن از كنار عوامل آموزش ديده در كمين

421
00:17:20,484 --> 00:17:22,352
معمولاً تقريباً غيرممكن است.

422
00:17:22,419 --> 00:17:23,853
آنها مي توانند هوشيار بمانند

423
00:17:23,920 --> 00:17:26,688
در طول ساعات طولاني و خسته كننده انتظار،

424
00:17:26,756 --> 00:17:29,057
آماده براي عمل در هر ثانيه

425
00:17:29,125 --> 00:17:32,326
از سوي ديگر، آماتورها تمايل به آرامش دارند،

426
00:17:32,394 --> 00:17:35,162
كه مي تواند گشايش مورد نياز را به شما بدهد.

427
00:18:08,860 --> 00:18:10,828
اوه، جسي، ما فقط به تلفن جيكوب نياز داشتيم.

428
00:18:10,895 --> 00:18:13,230
ممكن است بخواهيد مهارت هاي شمارش خود را تقويت كنيد.

429
00:18:13,298 --> 00:18:14,631
ميدوني چيه؟ تو در موقعيتي نيستي

430
00:18:14,699 --> 00:18:15,932
در مورد شمارش به من سخنراني كني، خانم،

431
00:18:16,000 --> 00:18:17,800
چون چهار نفر در آنجا بودند، نه سه نفر.

432
00:18:17,868 --> 00:18:19,102
آره

433
00:18:19,170 --> 00:18:20,537
و من فكر مي كنم چهارمي ممكن است پنجمي را خورده باشد.

434
00:18:20,605 --> 00:18:22,005
خوب، چگونه ...

435
00:18:22,073 --> 00:18:23,741
نه. ميدوني، نه. فقط فراموشش كن. فراموشش كن. بيا بريم.

436
00:18:34,488 --> 00:18:36,088
متاسف. مي دانم كه براي هميشه طول كشيد.

437
00:18:36,156 --> 00:18:37,790
خوبه. جشن هنوز شروع نشده

438
00:18:37,858 --> 00:18:38,825
آنچه را كه نياز داريد بدست آوريد؟

439
00:18:38,892 --> 00:18:40,593
آره به سختي.

440
00:18:40,661 --> 00:18:42,461
خيلي سريع رانندگي كردم، فكر كنم به گذشته برگشتم.

441
00:18:42,529 --> 00:18:44,096
اينطور نيست كه من فقط تمام شوم

442
00:18:44,164 --> 00:18:45,965
ذخيره نيتروژن مايع، مي دانيد.

443
00:18:46,032 --> 00:18:47,533
هيچ اقدامي هنوز؟

444
00:18:47,601 --> 00:18:50,769
نه، اما حركتي در داخل محوطه وجود داشته است.

445
00:18:50,837 --> 00:18:52,771
حدس من اين است كه آنها دوباره دارند -

446
00:18:52,839 --> 00:18:54,073
درست در سرنخ

447
00:18:54,140 --> 00:18:56,408
چه مدت براي خرابكاري تانك نياز داريد؟

448
00:18:56,433 --> 00:18:57,633
آه، به راحتي 20 دقيقه.

449
00:18:58,344 --> 00:19:00,012
در مورد ناراحتي چطور؟

450
00:19:00,080 --> 00:19:02,649
گيس، مايك، من نمي دانم. 10 دقيقه، اما اين به آن فشار مي آورد.

451
00:19:02,716 --> 00:19:04,150
اين بچه ها براي اقدام ميل دارند،

452
00:19:04,218 --> 00:19:06,353
بنابراين من بايد بتوانم تمام چشم ها را براي مدت طولاني روي خودم نگه دارم.

453
00:19:06,420 --> 00:19:08,622
باشه، تا جايي كه بتونم سريع كار ميكنم، اما فراموش نكن...

454
00:19:08,689 --> 00:19:11,291
اين ارتش ممكن است جعلي باشد، اما اسلحه ها واقعي هستند.

455
00:19:11,359 --> 00:19:13,026
ميدانم.

456
00:19:13,094 --> 00:19:15,896
10 دقيقه وقت داري سام

457
00:19:19,701 --> 00:19:22,803
حملات پنهاني هماهنگ با دو تيم

458
00:19:22,871 --> 00:19:24,872
بسيار شبيه به رقص سالن رقص هستند.

459
00:19:24,939 --> 00:19:27,240
شما بايد مراحل خود را همگام كنيد،

460
00:19:27,308 --> 00:19:30,310
زمان حركات خود را تعيين كنيد و هميشه شريك زندگي خود را در اولويت قرار دهيد.

461
00:19:30,378 --> 00:19:32,846
اما برخلاف تانگو يا دو مرحله اي،

462
00:19:32,913 --> 00:19:34,547
شكل خوبي براي جلب توجه در كانون توجه است

463
00:19:34,615 --> 00:19:36,215
در جريان عمليات مخفي

464
00:19:36,283 --> 00:19:37,850
اگر همه نگاه ها به شماست،

465
00:19:37,918 --> 00:19:40,653
شريك زندگي شما مي تواند بدون شناسايي در حاشيه كار كند.

466
00:19:43,959 --> 00:19:46,794
باشه جان من دارو دارم

467
00:19:46,862 --> 00:19:50,331
حالا، اگر شروع به خس خس كردن كرد، دو پمپ از آن را مصرف كنيد-

468
00:19:50,399 --> 00:19:52,367
اومدي اينجا به من توهين كني؟

469
00:19:52,434 --> 00:19:54,135
متعجب؟

470
00:19:54,203 --> 00:19:55,904
من مي دانم چگونه از پسرم مراقبت كنم.

471
00:19:55,971 --> 00:19:58,206
نه، من نيستم -- قصد توهين وجود ندارد.

472
00:19:58,274 --> 00:19:59,941
من تا پايان معامله زندگي كردم.

473
00:20:00,009 --> 00:20:00,875
بگذار تامي را ببينم.

474
00:20:00,943 --> 00:20:02,210
قطعا نه.

475
00:20:02,277 --> 00:20:04,045
من و جان قرارداد داشتيم.

476
00:20:04,113 --> 00:20:06,948
جان در اينجا معامله نمي كند -- من انجام مي دهم.

477
00:20:07,016 --> 00:20:08,316
من نمي دانم شما كي هستيد -

478
00:20:08,384 --> 00:20:09,617
ميخواي بدوني من كي هستم؟

479
00:20:09,685 --> 00:20:12,620
من به شما مي گويم كه من كي هستم.

480
00:20:12,688 --> 00:20:14,322
من دست خدا هستم

481
00:20:14,390 --> 00:20:16,391
من سرباز صالح او هستم.

482
00:20:16,458 --> 00:20:19,861
من مردي هستم كه ايستاده ام، مردي كه زانو نمي زند.

483
00:20:19,929 --> 00:20:21,363
اين چيزيه كه هستم.

484
00:20:21,430 --> 00:20:22,697
عاليه.

485
00:20:22,765 --> 00:20:24,867
ميخواستم بگم نميدونم كي هستي

486
00:20:24,934 --> 00:20:26,969
اما من شك دارم كه شما دكتر باشيد شما هستيد؟

487
00:20:27,037 --> 00:20:28,370
من اينطور فكر نمي كردم.

488
00:20:28,438 --> 00:20:30,072
و چون دكتر نيستي

489
00:20:30,140 --> 00:20:32,876
و نزديكترين بيمارستان كيلومترها دورتر است،

490
00:20:32,943 --> 00:20:35,479
داشتم فكر ميكردم اينو بهت بدم

491
00:20:35,546 --> 00:20:36,713
اين يك اكسيمتر است.

492
00:20:36,781 --> 00:20:40,684
تحويلش بده و برو.

493
00:20:40,751 --> 00:20:45,621
اگر اجازه بدهيد پسر را معاينه كنم جعبه را به شما مي دهم.

494
00:20:45,688 --> 00:20:48,491
حالا، مي توانيد جعبه را به ما بدهيد،

495
00:20:48,558 --> 00:20:51,027
يا آن را از روي جنازه ات بر مي دارم.

496
00:20:59,569 --> 00:21:01,237
برگشت داخل

497
00:21:04,374 --> 00:21:07,543
فقط يك دقيقه صبر كن لعنتي!

498
00:21:07,610 --> 00:21:09,645
به مادر تامي قول دادم

499
00:21:09,712 --> 00:21:12,315
كه حداقل مشخصاتش را چك كنم و گزارش بدهم.

500
00:21:12,382 --> 00:21:14,517
رد شديد. آن را گزارش دهيد.

501
00:21:14,584 --> 00:21:17,019
من با شما صحبت نمي كردم داشتم با پدر تامي صحبت مي كردم.

502
00:21:24,395 --> 00:21:25,562
اين تصميم توست جان

503
00:21:25,630 --> 00:21:26,931
مثل جهنم كه هست

504
00:21:26,998 --> 00:21:29,801
تصميماتي كه در اين زمين گرفته مي شود من است.

505
00:21:29,869 --> 00:21:32,637
اينها مردان من هستند و از دستورات من پيروي مي كنند.

506
00:21:32,705 --> 00:21:33,772
اين حتي يك ارتش واقعي هم نيست.

507
00:21:33,840 --> 00:21:34,974
تو حتي فرمانده واقعي هم نيستي

508
00:21:36,610 --> 00:21:38,010
اگر اشتباه مي كنم مرا اصلاح كنيد.

509
00:21:38,078 --> 00:21:39,879
شما هرگز در ارتش آمريكا خدمت نكرديد.

510
00:21:39,947 --> 00:21:42,615
نه، هرگز.

511
00:21:42,683 --> 00:21:43,683
من اينطور فكر نمي كردم.

512
00:21:43,751 --> 00:21:45,752
يك كهنه سرباز واقعي هميشه جعلي را تشخيص مي دهد.

513
00:21:45,819 --> 00:21:48,321
من به كشورم خدمت كردم و در جنگ ها شركت كردم.

514
00:21:48,388 --> 00:21:50,123
من در اطراف او جنگل دويدم،

515
00:21:50,190 --> 00:21:52,058
با دوستانم مثل يك سرباز رفتار مي كنم.

516
00:21:56,530 --> 00:21:58,131
من نوع شما را مي شناسم

517
00:21:58,199 --> 00:22:02,369
فكر مي كني خدمت كردن به نوعي از تو مرد مي شود.

518
00:22:02,437 --> 00:22:04,105
خوب، اينطور نيست.

519
00:22:04,172 --> 00:22:06,174
تو مرد نيستي

520
00:22:06,241 --> 00:22:09,243
يك مرد آنچه را كه به او مي گويند زير سوال مي برد!

521
00:22:09,311 --> 00:22:12,380
مرد با ميل و رغبت دروغ را نمي پذيرد

522
00:22:12,447 --> 00:22:15,650
كه توسط دولت به گلويش مي زند!

523
00:22:18,153 --> 00:22:21,889
تو از نابينايان ناداني.

524
00:22:21,957 --> 00:22:24,959
من؟ چشمانم كاملا باز است.

525
00:22:25,027 --> 00:22:28,930
و در سرزمينم چيزي جز حقيقت نمي بينم.

526
00:22:28,997 --> 00:22:31,365
پس من يه لطفي بهت ميكنم

527
00:22:31,433 --> 00:22:33,634
من به تو اجازه مي دهم زندگي كني،

528
00:22:33,702 --> 00:22:36,170
بگذار به سرزمين ضعيفان برگردي.

529
00:22:36,238 --> 00:22:37,871
حالا وقتي برگشتي اونجا،

530
00:22:37,939 --> 00:22:39,874
من از شما مي خواهم كه اين پيام را برسانيد.

531
00:22:42,411 --> 00:22:45,881
اگر دوباره شما يا هر كس ديگري را اينجا ديديم...

532
00:22:47,684 --> 00:22:49,085
... تيراندازي مي كنيم تا بكشيم.

533
00:23:06,463 --> 00:23:07,964
آيا مايكل تامي را ديد؟ او خوب است؟

534
00:23:08,031 --> 00:23:09,431
من همين الان با سام تماس گرفتم.

535
00:23:09,499 --> 00:23:10,733
تامي هنوز با جان در محوطه است،

536
00:23:10,800 --> 00:23:12,301
اما مايك داروهايش را به او داد.

537
00:23:12,369 --> 00:23:14,303
و آنها در حال كار بر روي يك طرح هستند تا كسي را وارد آنجا كنند.

538
00:23:14,371 --> 00:23:15,805
اوه خدارو شكر.

539
00:23:15,873 --> 00:23:18,875
بنابراين، مرحله بعدي - من به تلفن همراه شما نياز دارم.

540
00:23:20,377 --> 00:23:22,044
آره، جان ديگر تماس هاي مايك را نمي پذيرد.

541
00:23:22,046 --> 00:23:23,078
ما فكر كرديم كه او ممكن است مال شما را بگيرد.

542
00:23:29,318 --> 00:23:30,285
دنيز

543
00:23:30,352 --> 00:23:33,321
اين وظيفه پسر من است كه اين را درست كند.

544
00:23:33,388 --> 00:23:35,489
اين وظيفه شماست كه آن را با هم نگه داريد

545
00:23:35,557 --> 00:23:36,857
براي زماني كه پسر شما به خانه مي آيد

546
00:23:36,925 --> 00:23:40,194
كار عالي است من اين كار را انجام مي دهم.

547
00:23:40,261 --> 00:23:41,929
هي بيا

548
00:23:41,996 --> 00:23:44,097
ببين، من توسط يك مادر مجرد بزرگ شدم.

549
00:23:44,165 --> 00:23:45,365
باشه؟ كار آساني نيست.

550
00:23:45,433 --> 00:23:47,468
تو درست انجام دادي كه پسرت اومدي پيش ما.

551
00:23:47,535 --> 00:23:49,436
و به محض اينكه اين كار تمام شد، دوباره او را درست مي كنيد.

552
00:23:49,504 --> 00:23:51,972
باشه.

553
00:23:52,040 --> 00:23:53,373
استفاده از دارايي آموزش نديده

554
00:23:53,441 --> 00:23:55,976
برقراري تماس با يك هدف هرگز ايده آل نيست.

555
00:23:56,044 --> 00:23:58,546
ملاقات حضوري يك شكست آشكار خواهد بود.

556
00:23:58,613 --> 00:24:00,681
بنابراين انجام آن از طريق تلفن كمك مي كند.

557
00:24:00,749 --> 00:24:04,018
به اين ترتيب مي توانيد اسكريپت دارايي را بنويسيد،

558
00:24:04,086 --> 00:24:06,654
و تنها كاري كه بايد انجام دهند خواندن است -- بيشتر اوقات.

559
00:24:06,721 --> 00:24:08,389
III نمي تواند اين كار را انجام دهد.

560
00:24:08,456 --> 00:24:10,524
تو مي‌تواني، يعقوب، و خواهي كرد.

561
00:24:10,592 --> 00:24:12,326
من نمي توانم. من واقعا نمي توانم. فكر كنم هيپر تهويه دارم

562
00:24:12,394 --> 00:24:13,827
به من گوش كن

563
00:24:13,895 --> 00:24:16,263
شما اين كار را انجام دهيد، ما اين مرد را پيدا مي كنيم و از شر او خلاص مي شويم.

564
00:24:16,331 --> 00:24:19,133
چيزي را كه قرار است بگويم به خاطر نمي آورم.

565
00:24:19,200 --> 00:24:21,168
به همين دليل برايت فيلمنامه نوشتم.

566
00:24:21,236 --> 00:24:22,436
شروع به شماره گيري كنيد.

567
00:24:26,641 --> 00:24:28,008
داره زنگ ميخوره داره زنگ ميخوره

568
00:24:30,044 --> 00:24:31,678
به پست صوتي رفت.

569
00:24:33,081 --> 00:24:34,781
رفيق، من هستم.

570
00:24:34,849 --> 00:24:36,549
نمي دانم چه خبر است،

571
00:24:36,617 --> 00:24:38,951
اما برخي از افراد باند سعي در كشتن من دارند.

572
00:24:39,019 --> 00:24:41,654
فكر مي‌كنم اين به دليل برخي از كارهايي است كه از من خواسته‌ايد انجام دهم.

573
00:24:41,721 --> 00:24:43,989
من واقعا به كمك شما نياز دارم، مرد.

574
00:24:44,057 --> 00:24:44,990
به من زنگ بزن

575
00:24:48,027 --> 00:24:50,128
خوب، من حدس مي زنم كه بايد انجام شود.

576
00:24:50,196 --> 00:24:51,596
اگر او آن را دريافت نكند چه؟

577
00:24:51,664 --> 00:24:53,431
منظورم اين است كه اگر پست صوتي خود را چك نكند يا چيز ديگري چه مي شود؟

578
00:24:53,499 --> 00:24:55,032
از زماني كه از شبكه افتادي،

579
00:24:55,100 --> 00:24:57,034
مطمئنم كارفرماي شما از حرف زدن با شما جان مي دهد.

580
00:24:57,102 --> 00:24:58,602
چه چيزي باعث مي شود كه شما اينطوري ...

581
00:24:58,670 --> 00:25:00,537
اين يك متن است. يه متن گرفتم

582
00:25:02,408 --> 00:25:05,143
"از كمك خوشحالم. ايمن بمانيد.

583
00:25:05,211 --> 00:25:07,680
من در تماس خواهم بود."

584
00:25:07,748 --> 00:25:09,949
خب...يعني چي؟

585
00:25:10,017 --> 00:25:12,152
اين به اين معني است كه شما در اينجا آويزان خواهيد شد.

586
00:25:12,219 --> 00:25:13,387
من بايد برم.

587
00:25:13,454 --> 00:25:15,856
و هنگامي كه رئيس شما تصميم گرفت با شما تماس بگيريد،

588
00:25:15,924 --> 00:25:17,992
ما تصميم خواهيم گرفت كه حركت بعدي ما چيست.

589
00:25:18,059 --> 00:25:21,028
اوه، كي برميگردي؟

590
00:25:21,096 --> 00:25:24,465
به زودي جيكوب خيلي زود.

591
00:25:37,179 --> 00:25:38,245
صبح بچه ها

592
00:25:38,313 --> 00:25:40,414
چيكار ميكني كه بنزين ميخري؟

593
00:25:40,481 --> 00:25:42,249
نه، ما در حال خريد براي يك سواري هستيم.

594
00:25:42,317 --> 00:25:44,819
مردي را كه با لباس مجلسي پوشيده است مي بينيد؟ او مالك مشترك است.

595
00:25:44,886 --> 00:25:46,354
بنابراين من با يك سفارش سوخت بزرگ تماس گرفتم، درست است؟

596
00:25:46,379 --> 00:25:47,579
او مي‌گويد نه، من را بيرون انداخته‌اند.

597
00:25:47,604 --> 00:25:49,725
مي‌گويد تمام ذخايرش تا ساعت 9 صبح در جاده است.

598
00:25:49,825 --> 00:25:51,393
به علاوه پرچم روي ديوار

599
00:25:51,461 --> 00:25:52,828
و مجموعه تفنگ هاي عتيقه --

600
00:25:52,896 --> 00:25:54,697
من مي توانم بگويم كه كاميون به سمت محوطه حركت مي كند.

601
00:25:54,765 --> 00:25:56,399
من حدس مي زنم ريختن سوخت كار كرد.

602
00:25:56,467 --> 00:26:01,805
خوب، اگر اين اسب تروا من است، بهتر است زين كنم.

603
00:26:01,873 --> 00:26:04,140
گوش كن، في، وقتي داخل شدي، خطرات غير ضروري وجود ندارد.

604
00:26:04,208 --> 00:26:06,610
راننده شما را به داخل محوطه مي برد.

605
00:26:06,678 --> 00:26:08,445
جايي براي پنهان شدن پيدا كنيد و منتظر بمانيد تا تاريك شود. باشه.

606
00:26:08,513 --> 00:26:10,914
فقط بايد بدانم تامي را كجا نگه مي دارند.

607
00:26:10,982 --> 00:26:12,482
من در حال رسيدگي به آن هستم.

608
00:26:17,421 --> 00:26:18,488
دنيز

609
00:26:18,556 --> 00:26:20,123
نه جان، مايكل است.

610
00:26:20,191 --> 00:26:23,026
چرا گوشي دنيس رو داري؟

611
00:26:23,094 --> 00:26:24,694
چون شما تماس من را قبول نمي كنيد.

612
00:26:24,762 --> 00:26:26,296
آره چون حرفم باهات تموم شد

613
00:26:26,364 --> 00:26:28,031
حالا، چه چيزي باعث توقف شما مي شود، يك گلوله؟

614
00:26:28,098 --> 00:26:30,833
من متوقف نمي شوم تا زماني كه بدانم تو تامي را كجا نگه داشته اي.

615
00:26:30,901 --> 00:26:32,268
نه، من تلفن را قطع مي كنم.

616
00:26:32,336 --> 00:26:33,970
نه جان فقط گوش كن

617
00:26:34,037 --> 00:26:36,639
به من بگو تامي را از كجا آوردي تا بدانم حالش خوب است.

618
00:26:36,707 --> 00:26:39,075
تامي با من است، باشه؟

619
00:26:39,143 --> 00:26:40,043
او در امان است.

620
00:26:40,111 --> 00:26:41,511
به اندازه كافي خوب نيست، جان.

621
00:26:41,579 --> 00:26:42,812
نفسش چطوره؟

622
00:26:42,880 --> 00:26:45,615
شما يك سيستم فيلتراسيون در اتاق او راه اندازي كرديد، درست است؟

623
00:26:45,683 --> 00:26:47,884
نه، من نمي دانستم كه قرار است يك --

624
00:26:47,952 --> 00:26:50,620
لعنتي جان، اين را جدي ميگيري يا نه؟

625
00:26:50,688 --> 00:26:52,189
من بايد به آنها بگويم كه شما تمام تلاش خود را انجام مي دهيد،

626
00:26:52,256 --> 00:26:53,590
يا تامي را مي گيرند.

627
00:26:53,658 --> 00:26:56,627
حداقل به من بگو كه پنجره ها را با كيسه هاي زباله پوشانده اي.

628
00:26:56,694 --> 00:26:58,695
در مورد چه لعنتي صحبت مي كني؟

629
00:26:58,763 --> 00:27:00,798
براي جلوگيري از هر چيزي كه باعث حمله آسم مي شود.

630
00:27:02,834 --> 00:27:05,869
آره از عهده اش بر مي آيم.

631
00:27:05,936 --> 00:27:07,904
باشه عاليه. ممنون جان

632
00:27:09,606 --> 00:27:11,307
آنها تامي را در ساختمان نگه مي دارند

633
00:27:11,374 --> 00:27:13,075
با كيسه هاي زباله كه پنجره ها را پوشانده است.

634
00:27:13,143 --> 00:27:14,209
في، شما مجبور نيستيد اين كار را انجام دهيد. من مي توانستم --

635
00:27:14,277 --> 00:27:15,344
اوه لطفا.

636
00:27:15,411 --> 00:27:16,879
مثل چانه سام بيرون مياي.

637
00:27:16,946 --> 00:27:19,748
علاوه بر اين، من مي خواستم يك سواري به كشور بروم

638
00:27:19,816 --> 00:27:20,582
هفته ها در كف يك كاميون.

639
00:27:26,090 --> 00:27:29,326
فريب دشمن براي اجازه دادن به شما در قلعه خود

640
00:27:29,394 --> 00:27:31,896
يك استراتژي به قدمت يونانيان باستان است.

641
00:27:31,963 --> 00:27:35,066
اما شما هميشه نيازي به ساخت يك اسب چوبي بزرگ نداريد.

642
00:27:35,134 --> 00:27:38,537
با يك مهار درج / استخراج با هدف خاص اصلاح شده،

643
00:27:38,605 --> 00:27:40,806
مي توانيد سوار ماشين شويد...

644
00:27:40,873 --> 00:27:44,543
و درست از درب ورودي برويد.

645
00:27:46,946 --> 00:27:48,413
هي هي

646
00:27:48,481 --> 00:27:50,548
كاميون سوخت حدود پنج دقيقه پشت سر ما بود.

647
00:27:52,718 --> 00:27:54,318
حتما يه مدتي جبران كرده بودن

648
00:27:54,386 --> 00:27:55,419
شبيه دختر ماست

649
00:28:06,032 --> 00:28:07,600
فقط يك تكه به خانه بياييد.

650
00:28:07,667 --> 00:28:09,802
شما در حال حاضر تقريباً در نظر داريد.

651
00:28:13,407 --> 00:28:15,642
يه لحظه صبر كن. چرا --

652
00:28:15,644 --> 00:28:18,145
اون بچه ها دارن چكار ميكنن

653
00:28:18,213 --> 00:28:19,380
و حالا سرعت كاميون كم شده است.

654
00:28:21,450 --> 00:28:23,551
چرا پشت سرش را چك مي كند؟

655
00:28:23,619 --> 00:28:26,688
في، آنها مي دانند كه شما در كشتي هستيد.

656
00:28:26,756 --> 00:28:28,390
چي؟! چگونه مي توانستند بدانند؟

657
00:28:28,458 --> 00:28:29,825
من نمي دانم چگونه، اما آنها مي دانند.

658
00:28:29,893 --> 00:28:31,260
حالا بايد از كاميون پياده شوي

659
00:28:31,328 --> 00:28:32,561
به همين دليل است كه كاهش سرعت.

660
00:28:32,629 --> 00:28:33,729
همين الان از كاميون پياده شو!

661
00:28:33,797 --> 00:28:36,065
رها كن، في! رها كن

662
00:28:41,973 --> 00:28:43,306
رهاش كن

663
00:28:45,943 --> 00:28:48,845
ساعت 2:00! كنار درختان!

664
00:29:03,028 --> 00:29:04,695
مايك!

665
00:29:04,762 --> 00:29:06,630
او سنجاق شده است! او قرار نيست آن را به درختان تبديل كند!

666
00:29:16,406 --> 00:29:17,902
او آن را در حال حاضر!

667
00:29:17,927 --> 00:29:20,013
همه عقب نشيني كن بازگشت به مجتمع!

668
00:29:20,643 --> 00:29:22,845
برو عقب، حركت كن به عقب! برو عقب، حركت كن به عقب!

669
00:29:30,555 --> 00:29:32,555
آنها دقيقا مي دانستند كجا هستم.

670
00:29:32,581 --> 00:29:33,782
لعنتي چطور اينطور شد؟

671
00:29:33,849 --> 00:29:35,250
خوب، آنها شما را از محوطه نديدند،

672
00:29:35,317 --> 00:29:36,417
و آن كاميون به سختي در ديد بود

673
00:29:36,485 --> 00:29:37,485
زماني كه شبه نظاميان بيرون آمدند.

674
00:29:37,553 --> 00:29:39,321
و تو در پمپ بنزين ساخته نشدي.

675
00:29:39,323 --> 00:29:40,788
به راننده گفته شد تو سوار شدي.

676
00:29:40,856 --> 00:29:43,058
پس چگونه؟

677
00:29:43,126 --> 00:29:45,093
كمي صبر كنيد بچه ها فكر مي كنم مي دانم چه اتفاقي افتاده است.

678
00:29:45,161 --> 00:29:46,794
آن بشقاب هاي ماهواره را بررسي كنيد.

679
00:29:46,862 --> 00:29:48,129
آنها آنتن هاي تقويت كننده سيگنال دارند.

680
00:29:48,197 --> 00:29:49,331
بله، و همه آنها خيلي پايين هستند.

681
00:29:49,398 --> 00:29:50,632
يك برج تلفن همراه در آن طرف وجود دارد.

682
00:29:50,700 --> 00:29:51,800
وقتي در حال رانندگي بودم ديدمش.

683
00:29:51,868 --> 00:29:53,369
خوب، حتي اگر آنها ترافيك تلفن همراه را دريافت كنند،

684
00:29:53,436 --> 00:29:55,170
آنها به سخت افزار تخصصي براي رمزگشايي سيگنال نياز دارند.

685
00:29:55,238 --> 00:29:56,739
بله، من تقريباً مطمئن هستم كه آنها آن را دارند.

686
00:29:56,807 --> 00:29:59,875
دوست ATF من به من گفت كه علاوه بر سرقت C-4،

687
00:29:59,943 --> 00:30:02,178
زكريا مظنون به سرقت فناوري نظامي بود.

688
00:30:02,246 --> 00:30:04,881
و آنها شماره تلفن ما را دارند، زيرا مايك در حال تماس بود.

689
00:30:04,949 --> 00:30:05,949
پس ما در يك خط حزب هستيم؟

690
00:30:06,017 --> 00:30:07,718
خب، حدس مي‌زنم گوشي‌ها را خاموش كنم.

691
00:30:07,785 --> 00:30:09,019
در واقع، هنوز نه.

692
00:30:09,087 --> 00:30:10,687
ما مي دانيم كه زكريا به آن گوش مي دهد،

693
00:30:10,755 --> 00:30:12,155
اما او نمي داند كه ما مي دانيم.

694
00:30:12,767 --> 00:30:13,750
بنابراين مي خواهيد يك تماس تلفني برقرار كنيد.

695
00:30:13,758 --> 00:30:16,159
بله، چيزي كه آرماگدون را مي فروشد در راه است

696
00:30:16,227 --> 00:30:17,661
اگر الان براي نابودي ما اقدام نكنند.

697
00:30:17,728 --> 00:30:19,028
خوب، پس آنها را فريب مي دهيم

698
00:30:19,096 --> 00:30:21,364
و فقط از كنار دروازه هاي بي دفاع آنها قدم بزنيد؟

699
00:30:22,699 --> 00:30:24,400
باشه. من وارد هستم. به چه چيزي نياز داريم؟

700
00:30:24,468 --> 00:30:26,469
چيزي كه آخرين غرفه را مي فروشد.

701
00:30:26,536 --> 00:30:29,604
فكر مي كنم از همان نقطه عبور كردم.

702
00:30:29,672 --> 00:30:32,574
تا زماني كه ارتش ها استحكامات ساخته اند

703
00:30:32,642 --> 00:30:34,810
ديگران سعي كرده اند از آنها عبور كنند.

704
00:30:34,878 --> 00:30:37,446
جنگ محاصره مي تواند شامل تونل زدن در زير،

705
00:30:37,513 --> 00:30:39,849
بالا رفتن يا شكستن از طريق ديوارها.

706
00:30:39,916 --> 00:30:41,583
هر چند وقتي داخل شدي،

707
00:30:41,651 --> 00:30:43,952
شما با يك دشمن ريشه دار سر و كار داريد

708
00:30:45,422 --> 00:30:47,723
به همين دليل است كه موفق ترين محاصره ها

709
00:30:47,791 --> 00:30:49,959
اغلب اصلاً شامل حمله نمي شود،

710
00:30:50,027 --> 00:30:51,327
اما فريب دشمن خود را به بيرون آمدن.

711
00:30:53,431 --> 00:30:54,931
خيلي خوب.

712
00:30:54,999 --> 00:30:56,966
من مي توانم بگويم كه دقيقاً شبيه يك زباله دان مهمات به شدت دفاع شده است.

713
00:30:57,034 --> 00:30:58,268
- آماده اي؟ - آره

714
00:30:58,336 --> 00:31:00,203
يادت باشه بايد اينو بفروشيم

715
00:31:03,308 --> 00:31:05,509
خوب، مطمئناً كار نكرد!

716
00:31:05,577 --> 00:31:07,111
آه، شوخي نيست. شوخي نكن.

717
00:31:07,179 --> 00:31:08,913
ما هنوز يك تكه هستيم، اما به سختي.

718
00:31:08,981 --> 00:31:10,214
-حالا چي؟ - اكنون؟

719
00:31:10,216 --> 00:31:12,483
حالا ما به محوطه حمله مي كنيم، ديوارها را خراب مي كنيم،

720
00:31:12,550 --> 00:31:14,151
و زمين را قرمز رنگ مي كنيم.

721
00:31:14,219 --> 00:31:16,320
- ما نيروهاي مورد نياز خود را نداريم. - نه هنوز.

722
00:31:16,387 --> 00:31:17,721
اما سواره نظام در راه است.

723
00:31:17,789 --> 00:31:19,556
من هر مرد و هر سلاحي را كه داريم مي خواهم

724
00:31:19,624 --> 00:31:21,992
داخل آن نيم كليك شمال محوطه مي ريزد.

725
00:31:22,060 --> 00:31:23,360
ما در حال حفاري هستيم و منتظر مي مانيم.

726
00:31:23,428 --> 00:31:25,562
در يك ساعت، عضله مورد نياز را خواهيم داشت

727
00:31:25,630 --> 00:31:28,532
براي مشت زدن و قتل عام همه آنها!

728
00:31:30,034 --> 00:31:31,868
خوب، اگر اين آنها را از تركيب خارج نكند،

729
00:31:31,936 --> 00:31:33,836
نمي دانم چه خواهد شد

730
00:31:33,904 --> 00:31:35,171
به همه زنگ بزن

731
00:31:35,239 --> 00:31:37,640
ما ابتدا با قدرت آتش برتر ضربه زديم،

732
00:31:37,708 --> 00:31:39,341
هيچ كس زنده نمي ماند

733
00:31:39,409 --> 00:31:40,877
هيچكس!

734
00:31:40,944 --> 00:31:43,345
كاميون ها را بارگيري كنيد هرچي داري بگير

735
00:31:43,413 --> 00:31:45,414
بيا ديگه. بيا بريم، برويم، برويم!

736
00:31:49,919 --> 00:31:52,020
خوب، به نظر مي رسد كه آنها هر قطعه را مي آورند

737
00:31:52,088 --> 00:31:53,589
سخت افزاري كه بدست آوردند

738
00:31:53,657 --> 00:31:55,858
يك نگهبان را مي بينم كه داخل آن جا مانده است.

739
00:31:55,926 --> 00:31:58,528
نبايد خيلي سخت باشد آيا ما؟

740
00:32:34,264 --> 00:32:37,600
باشه، جسي، في، او را بيرون بكش.

741
00:32:37,667 --> 00:32:38,834
مراقب باشيد.

742
00:32:38,902 --> 00:32:40,503
من و سام مي‌رويم تامي را بياوريم.

743
00:32:40,505 --> 00:32:41,771
بريم داخل

744
00:33:02,689 --> 00:33:04,850
من به شما يك فرصت مي دهم تا اسلحه هايتان را رها كنيد،

745
00:33:04,875 --> 00:33:06,075
و تسليم

746
00:33:16,441 --> 00:33:17,441
ما مشكل داريم

747
00:33:20,845 --> 00:33:24,147
اين فقط تامي در داخل نيست.

748
00:33:24,215 --> 00:33:25,982
من بايد تنها بروم داخل

749
00:33:26,049 --> 00:33:27,016
خوب، اما آن را سريع تر كنيد.

750
00:33:27,084 --> 00:33:28,151
زماني كه زكريا متوجه شد فريب خورده است،

751
00:33:28,218 --> 00:33:29,252
او از خون خارج مي شود.

752
00:33:29,319 --> 00:33:31,654
و ATF در حال حاضر در راه است.

753
00:33:31,722 --> 00:33:32,822
روشنشون كن!

754
00:33:44,066 --> 00:33:46,133
نگه دار! نگه دار!

755
00:33:46,201 --> 00:33:49,870
اكنون سلاح هاي خود را تسليم كنيد!

756
00:33:49,938 --> 00:33:52,473
جان؟ مايكل است.

757
00:33:53,775 --> 00:33:54,708
دارم ميام داخل

758
00:33:56,478 --> 00:33:58,012
دوباره تو؟

759
00:33:58,080 --> 00:33:59,447
فقط برگرد!

760
00:33:59,515 --> 00:34:02,583
من اينجا نيستم كه به تو صدمه بزنم، جان.

761
00:34:02,651 --> 00:34:04,552
من فقط مي خواهم صحبت كنم.

762
00:34:04,620 --> 00:34:06,755
آن كبودي ها تازه هستند.

763
00:34:06,822 --> 00:34:07,922
چي شد؟

764
00:34:07,990 --> 00:34:09,391
هيچ چيزي!

765
00:34:09,458 --> 00:34:11,160
فقط عقب بمون

766
00:34:11,227 --> 00:34:13,128
من طرف تو هستم.

767
00:34:15,164 --> 00:34:16,764
چي شد؟

768
00:34:16,832 --> 00:34:19,834
او شما را كتك زد، نه؟

769
00:34:19,902 --> 00:34:22,971
او به همه دستور مي دهد كه به ميدان بروند،

770
00:34:23,038 --> 00:34:26,341
و تامي نمي توانست نفس بكشد، بنابراين من نمي رفتم،

771
00:34:26,408 --> 00:34:28,576
و اوه، آره، او مرا كتك زد. او پايم را شكست.

772
00:34:28,644 --> 00:34:32,346
سپس تامي آنقدر ترسيد كه از حال رفت.

773
00:34:32,414 --> 00:34:33,381
هي!

774
00:34:33,448 --> 00:34:35,149
متوقف كردن!

775
00:34:35,217 --> 00:34:37,218
گفتم برگرد!

776
00:34:37,286 --> 00:34:38,986
به اطراف جان نگاه كن

777
00:34:39,054 --> 00:34:42,323
اين چيزي نيست كه شما براي آن ثبت نام كرده ايد.

778
00:34:42,391 --> 00:34:44,492
اين درست نيست

779
00:34:49,932 --> 00:34:51,132
خب چي ميخواي

780
00:34:51,633 --> 00:34:53,567
همان چيزي كه در اولين ملاقاتمان مي خواستم --

781
00:34:53,635 --> 00:34:54,701
براي حفظ امنيت پسرت

782
00:34:54,769 --> 00:34:56,937
و او اينجا امن نيست، جان.

783
00:34:57,004 --> 00:34:59,205
او با زكريا در امان نيست.

784
00:34:59,273 --> 00:35:02,942
زكريا قول داد كه از ما محافظت خواهد كرد.

785
00:35:03,009 --> 00:35:04,677
خب او در اين مورد به شما دروغ گفته است.

786
00:35:04,745 --> 00:35:06,845
اون تو نيستي جان اون برادرت نيست

787
00:35:06,913 --> 00:35:08,347
يعني به پسرت فكر كن

788
00:35:08,414 --> 00:35:09,881
دارم بهش فكر ميكنم!

789
00:35:09,949 --> 00:35:11,783
من پدرش هستم!

790
00:35:11,851 --> 00:35:14,620
و شما به عنوان پدرش بايد انتخاب كنيد.

791
00:35:14,688 --> 00:35:17,523
اگر فكر مي كني بهتر است تامي به من شليك كند،

792
00:35:17,591 --> 00:35:19,225
پس بايد به من شليك كني

793
00:35:19,293 --> 00:35:22,762
اما اگر فكر مي كنيد تامي بهتر است اين مكان را ترك كند،

794
00:35:22,829 --> 00:35:25,631
پس بايد همين الان او را از اينجا بيرون كنيم.

795
00:35:41,281 --> 00:35:42,315
خيلي احمقانه!

796
00:35:43,651 --> 00:35:46,653
من به آن مرد اعتقاد داشتم.

797
00:35:46,721 --> 00:35:48,622
راديو.

798
00:35:48,689 --> 00:35:51,424
راديو!

799
00:35:51,492 --> 00:35:54,060
تقلب كردن! تقلب كردن!

800
00:35:54,128 --> 00:35:55,962
كپي ميكني؟! برگرد!

801
00:36:00,735 --> 00:36:03,670
در اين دنيا چيزهاي زيادي براي باور كردن وجود دارد، جان.

802
00:36:08,075 --> 00:36:10,510
زكريا يكي از آنها نيست.

803
00:36:10,578 --> 00:36:12,913
پسر عوضي

804
00:36:22,791 --> 00:36:26,294
تو بايد پسرت را بگيري، حالا بايد برويم.

805
00:36:26,361 --> 00:36:28,533
خير

806
00:36:28,534 --> 00:36:29,660
جان، در مورد چي صحبت مي كني؟

807
00:36:29,685 --> 00:36:30,665
تو فقط به خودت گفتي كه زكريا نمي رود --

808
00:36:30,666 --> 00:36:33,768
بدون نگاه. من با او تمام شده ام خيلي خوب؟

809
00:36:33,836 --> 00:36:35,836
اما يك نفر بايد عقب بماند

810
00:36:35,904 --> 00:36:37,639
و -- و فرار خود را بپوشانيد.

811
00:36:37,707 --> 00:36:38,740
جان، گوش كن

812
00:36:38,808 --> 00:36:40,008
نگران نباش

813
00:36:40,075 --> 00:36:41,843
من پسرم را بي پدر نمي گذارم

814
00:36:41,911 --> 00:36:44,545
از اينجا برو بيرون.

815
00:36:44,613 --> 00:36:46,214
هي

816
00:36:46,282 --> 00:36:47,682
هي، رفيق

817
00:36:47,750 --> 00:36:50,385
هي

818
00:36:50,453 --> 00:36:51,620
بابا؟

819
00:36:51,687 --> 00:36:54,456
هي

820
00:36:54,524 --> 00:36:58,726
بنابراين، شما با اين مرد اينجا مي رويد.

821
00:36:58,794 --> 00:37:00,261
و آه...

822
00:37:00,329 --> 00:37:04,700
فقط مي خواهم بداني كه هر كاري كه انجام مي دهم،

823
00:37:04,767 --> 00:37:06,102
براي تو انجام ميدهم.

824
00:37:09,106 --> 00:37:10,339
دوستت دارم رفيق

825
00:37:14,912 --> 00:37:17,514
تو فقط به مادرت بگو كه من هم او را دوست دارم.

826
00:37:17,581 --> 00:37:19,749
باشه؟

827
00:37:39,705 --> 00:37:42,274
كاش مي توانستم كلمات را پيدا كنم. من...

828
00:37:42,342 --> 00:37:43,575
شما مجبور نيستيد چيزي بگوييد.

829
00:37:43,643 --> 00:37:44,610
من فقط خوشحالم كه او با شما بازگشته است.

830
00:37:46,513 --> 00:37:48,648
اگر برادر جان نمي مرد،

831
00:37:48,716 --> 00:37:51,184
شايد جان راه ديگري را انتخاب مي كرد.

832
00:37:51,252 --> 00:37:52,418
اتفاقاتي مي افتد عزيزم

833
00:37:52,486 --> 00:37:54,154
شما هميشه نمي توانيد مسير زندگي را كنترل كنيد.

834
00:37:54,221 --> 00:37:55,555
ميتونست خيلي بدتر باشه

835
00:37:55,623 --> 00:37:57,456
اين يك معجزه است كه او از محوطه بيرون آمد.

836
00:37:57,524 --> 00:37:59,158
او خودش را در بيمارستان بررسي كرده است.

837
00:37:59,226 --> 00:38:00,260
اون خوب ميشه

838
00:38:00,327 --> 00:38:03,129
و اوم، بقيه آنها؟

839
00:38:03,197 --> 00:38:04,597
ATF بيشتر آنها را جمع آوري كرده است.

840
00:38:04,665 --> 00:38:06,966
زكريا زمان زيادي را در زندان خواهد گذراند.

841
00:38:08,410 --> 00:38:09,610
حالا كه چي؟

842
00:38:09,837 --> 00:38:11,071
من خانواده گرجستان دارم.

843
00:38:11,138 --> 00:38:12,706
فكر مي كردم با تامي به آنجا بروم.

844
00:38:12,773 --> 00:38:13,940
فكر كن برايش خوبه

845
00:38:14,008 --> 00:38:16,143
هر دوي شما شايسته يك شروع تازه هستيد.

846
00:38:16,211 --> 00:38:18,412
من هيچ وقت از شوهرم دور نشدم

847
00:38:18,480 --> 00:38:20,415
من هميشه از اين كار پشيمان بودم.

848
00:38:22,985 --> 00:38:25,020
كاري كه انجام دادي باور نكردني است، مايكل --

849
00:38:25,088 --> 00:38:26,522
رسيدن به جان

850
00:38:26,590 --> 00:38:29,458
مامانت از بابات بهم گفت

851
00:38:29,526 --> 00:38:32,561
ميدونم چقدر برات سخت بود

852
00:38:32,629 --> 00:38:34,463
من به تامي فكر مي كنم.

853
00:38:34,531 --> 00:38:35,898
اون خوب ميشه

854
00:38:37,834 --> 00:38:39,268
از كجا مي داني؟

855
00:38:39,336 --> 00:38:42,404
او مادري دارد كه او را دوست دارد. او خوب مي شود.

856
00:38:51,938 --> 00:38:53,205
من فقط مي خواهم بروم.

857
00:38:53,273 --> 00:38:55,040
زماني كه بدانيم رئيس سابق شما كجا مي خواهد ملاقات كند

858
00:38:55,108 --> 00:38:57,443
و اينكه او نيازي به صحبت تلفني با شما ندارد،

859
00:38:57,511 --> 00:38:58,677
آنوقت آزاد خواهي بود كه بروي

860
00:38:59,545 --> 00:39:01,279
بايد بگويم، خوش شانسي كه شبيه من هستي

861
00:39:01,347 --> 00:39:02,480
و به جاي من به جلسه برويد.

862
00:39:02,548 --> 00:39:03,781
من آن را خوش شانس نمي دانم.

863
00:39:03,849 --> 00:39:05,116
خوب، تمام چيزي كه مي گويم اين است كه

864
00:39:05,184 --> 00:39:06,717
من نمي خواهم با مردي كه مي خواهد من بميرم ملاقات كنم.

865
00:39:06,785 --> 00:39:08,319
اين يك متن است.

866
00:39:08,386 --> 00:39:11,588
از او. اوه خدارو شكر!

867
00:39:11,656 --> 00:39:12,990
حالا ميتونم برم؟

868
00:39:13,057 --> 00:39:15,793
"Hurricane Cove Marina، لغزش 237، ساعت 13:00

869
00:39:15,861 --> 00:39:18,229
دير نكن.» حالا تو آزاد هستي كه بروي.

870
00:39:18,296 --> 00:39:20,698
اوه، دفعه بعد كه از طريق اينترنت يك پيشنهاد شغلي دريافت كرديد،

871
00:39:20,765 --> 00:39:22,199
شايد بخواهيد چند سوال بپرسيد

872
00:39:22,267 --> 00:39:23,367
قبل از اينكه فقط "بله" بگوييد.

873
00:39:23,435 --> 00:39:25,403
باشه. با تشكر.

874
00:39:25,470 --> 00:39:28,605
هي، ميدونم كه تو به لباس من نياز داري تا وانمود كني كه من هستي،

875
00:39:28,673 --> 00:39:30,240
اما وقتي كارت تمام شد،

876
00:39:30,308 --> 00:39:32,709
داشتم فكر مي كردم كه آيا مي توانم آنها را پس بگيرم.

877
00:39:32,711 --> 00:39:34,177
خير

878
00:39:34,245 --> 00:39:36,446
ميدوني چيه؟ بيخيال.

879
00:39:38,115 --> 00:39:40,283
خداحافظ آقاي پيكلز

880
00:39:45,955 --> 00:39:47,122
اين را دوست ندارم، مايك.

881
00:39:47,190 --> 00:39:48,857
آن مرد به يك افسر سيا شليك كرد و او را كشت.

882
00:39:48,925 --> 00:39:51,259
او مي توانست با يك تفنگ تك تيرانداز در هر جايي در اينجا باشد

883
00:39:51,327 --> 00:39:52,894
به دنبال انجام همين كار با شما

884
00:39:52,962 --> 00:39:54,462
نه، اگر او مي خواهد يعقوب را بكشد،

885
00:39:54,530 --> 00:39:56,264
او آن را مانند يك تصادف جلوه مي دهد.

886
00:39:56,332 --> 00:39:58,968
حدس من اين است كه دليلي وجود دارد كه او مي خواهد در قايق ملاقات كند.

887
00:39:59,036 --> 00:40:01,037
بنابراين شما فكر مي كنيد كه او قصد دارد آن مرد را بكشد،

888
00:40:01,105 --> 00:40:02,472
بادبان را بيرون بكشيد و جسد را رها كنيد؟

889
00:40:02,474 --> 00:40:03,740
درست به نظر ميرسد.

890
00:40:03,808 --> 00:40:05,709
بله، همانطور كه گفتم، اين را دوست ندارم.

891
00:40:05,777 --> 00:40:07,979
اما اگر به من نياز داشته باشيد، من روي بلوتوث خواهم بود.

892
00:40:30,435 --> 00:40:32,970
كسي رو ميبيني مايك؟

893
00:40:33,038 --> 00:40:35,506
نه، كسي در كشتي نيست.

894
00:40:39,344 --> 00:40:41,212
جيكوب به تازگي يك پيام دريافت كرده است.

895
00:40:41,280 --> 00:40:42,613
"نمي توانم بسازم.

896
00:40:42,681 --> 00:40:44,148
"برو قايق.

897
00:40:44,216 --> 00:40:47,585
با من در باهاما در بندر مارش ملاقات كنيد."

898
00:40:47,653 --> 00:40:48,720
بندر مارش؟

899
00:40:51,424 --> 00:40:54,226
بله، آن مرد حتي آنقدر خوب بود كه نقشه اي براي جيكوب گذاشت

900
00:40:54,293 --> 00:40:55,861
به او نشان مي دهد كه چگونه به آنجا برسد.

901
00:40:55,929 --> 00:40:57,729
خوب، مطمئناً براي او مناسب بود.

902
00:40:57,797 --> 00:40:58,863
اين پسر چه جور بازي اي دارد؟

903
00:41:01,234 --> 00:41:04,035
نوعي كه «رونق» مي شود.

904
00:41:04,103 --> 00:41:05,570
تازه يه بمب پيدا كردم

905
00:41:05,638 --> 00:41:09,174
ما چهار پوند C-4 را به مكانيزم ماشه متصل كرديم

906
00:41:09,241 --> 00:41:11,376
سيمي به عمق ياب

907
00:41:11,444 --> 00:41:13,278
پس وقتي قايق وارد آب مي شود كه به اندازه كافي عميق است، كابوم؟

908
00:41:13,346 --> 00:41:15,580
تنها چيزي كه بهتر از كشتن يعقوب است

909
00:41:15,648 --> 00:41:17,749
او را مي كشد زماني كه شما حتي آنجا نيستيد.

910
00:41:17,817 --> 00:41:19,145
عكس بمب رو براتون ميفرستم

911
00:41:20,508 --> 00:41:21,641
از تله مرگ ول كن، مايك.

912
00:41:21,676 --> 00:41:23,143
ما اين مرد را راه ديگري پيدا خواهيم كرد.

913
00:41:23,210 --> 00:41:25,779
نه، من نمي خواهم او را ترسانده و مخفي كنم.

914
00:41:25,846 --> 00:41:27,714
بگذار فكر كند يعقوب را كشته است.

915
00:41:27,782 --> 00:41:29,249
يه دقيقه ديگه ميبينمت سام

916
00:42:01,548 --> 00:42:03,616
خوب، اين توله سگ توسط يك آماتور ساخته نشده است.

917
00:42:03,683 --> 00:42:04,850
به آن ماشه نگاه كنيد.

918
00:42:04,918 --> 00:42:06,018
آره قطعا يك حرفه اي

919
00:42:06,086 --> 00:42:07,453
خوب، اين خبر خوب است.

920
00:42:07,520 --> 00:42:09,855
ما مي‌توانيم يك رديابي شيميايي روي اين C-4 اجرا كنيم،

921
00:42:09,922 --> 00:42:11,290
بفهم از كجاست

922
00:42:11,358 --> 00:42:13,059
اين، به علاوه اجزاء بايد به اندازه كافي باشد

923
00:42:13,127 --> 00:42:14,828
تا بفهميم چه كسي اين را ساخته است.

924
00:42:14,896 --> 00:42:17,498
من اين را به Fi نشان خواهم داد. او مي داند كه از كجا شروع كند.

925
00:42:17,565 --> 00:42:20,301
نگران نباش مايك ما اين مرد را مي گيريم

926
00:42:20,369 --> 00:42:21,302
ميدونم سام

927
00:42:21,370 --> 00:42:22,871
ما فقط به آن نياز داريم

928
00:42:22,938 --> 00:42:26,008
قبل از اينكه سيا براي قتل مكس به دنبال من بيايد.

929
00:42:26,076 --> 00:42:27,910
زمان رو به اتمام است و وقتي انجام مي شود ...
