﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:07,700
{\an1}CWTHIERRY


2
00:00:02,320 --> 00:00:03,700
‫...نیس

3
00:00:05,390 --> 00:00:06,790
‫...دونیس

4
00:00:08,230 --> 00:00:09,740
‫آدونیس.

5
00:00:13,120 --> 00:00:15,280
‫من کجام؟

6
00:00:26,480 --> 00:00:30,930
‫سلام بر آدونیس پرسشگر.

7
00:00:36,810 --> 00:00:39,170
‫به ارتش پوچی سیری‌ناپذیر خوش اومدی.

8
00:00:45,110 --> 00:00:47,740
‫تو کی هستی؟

9
00:00:48,230 --> 00:00:51,600
‫من منتظرت بودم.

10
00:00:51,600 --> 00:00:54,370
‫من و اون شمشیر باهم.

11
00:00:54,370 --> 00:00:55,480
‫کدوم شمشیر؟

12
00:00:58,130 --> 00:00:59,860
‫این دیگه چیه؟

13
00:01:03,740 --> 00:01:05,660
‫نمی‌تونم! دستام...

14
00:01:18,960 --> 00:01:22,930
‫نو ور...

15
00:01:22,930 --> 00:01:24,300
‫این دیگه چیه؟

16
00:01:24,300 --> 00:01:28,520
‫شمشیرت، آدونیس پرسشگر.

17
00:01:28,830 --> 00:01:35,050
‫خودم ساختمش ولی حتی منم نتونستم شکل واقعیش رو درک کنم.

18
00:01:35,050 --> 00:01:38,040
‫اما فرم تو هدایتش میکنه.

19
00:01:38,490 --> 00:01:40,930
‫<i>تو</i> ساختیش؟

20
00:01:42,090 --> 00:01:45,020
‫من درام هستم،

21
00:01:45,020 --> 00:01:47,580
‫شمشیرزنی که روندینگ رو شکل داد.

22
00:01:47,830 --> 00:01:48,740
‫می‌دونستم!

23
00:01:49,060 --> 00:01:55,170
‫اون شمشیر در تلاشه تا از طریق تو قدرت بیشتری به دست بیاره.

24
00:01:55,530 --> 00:01:59,560
‫نیروی همیشه در زوال مرگ.

25
00:01:59,560 --> 00:02:01,500
‫نیروی مرگ...

26
00:02:01,880 --> 00:02:06,470
‫راستی نِیل مناسب‌ترین ابزارت برای نواختنه.

27
00:02:01,880 --> 00:02:06,470
‫میخ زنگ‌زده

28
00:02:06,470 --> 00:02:10,240
‫این اسم‌ فرمیه که توی فولادش دیدم.

29
00:02:10,600 --> 00:02:13,010
‫راستی نیل...

30
00:02:14,640 --> 00:02:17,320
‫این شمشیر منه.

31
00:02:17,840 --> 00:02:21,080
‫این شمشیر هیولایی... مال منه؟

32
00:02:21,980 --> 00:02:25,410
‫اولین شمشیری که واقعاً مال خودمه!

33
00:02:34,860 --> 00:02:38,640
‫یه دلیل بهم بده که چرا باید این بی‌تربیت رو آموزش بدم.

34
00:02:39,110 --> 00:02:41,600
‫هیچکس دیگه‌ای قادر نیست.

35
00:02:41,890 --> 00:02:45,800
‫می‌خوام به عنوان یه انولا، غرورت رو توی این شغل به خطر بندازی،

36
00:02:45,800 --> 00:02:46,950
‫شیان.

37
00:02:47,840 --> 00:02:49,620
‫لابلاک شیان؟

38
00:02:51,200 --> 00:02:53,830
‫همین الان خودت رو تسلیمم کن.

39
00:02:54,340 --> 00:02:57,190
‫بهت یاد میدم چطور اون شمشیر رو دست بگیری و بچرخونی.

40
00:03:59,580 --> 00:04:02,750
‫اوه؟ حالا شوکه کننده شد.

41
00:04:03,080 --> 00:04:06,680
‫انقدر ازت بی‌خبر بودیم که نگرانت شدیم.

42
00:04:06,680 --> 00:04:08,130
‫بیا داخل.

43
00:04:09,450 --> 00:04:10,340
‫بل؟

44
00:04:11,220 --> 00:04:12,750
‫نتونستم انجامش بدم.

45
00:04:13,910 --> 00:04:17,430
‫پیدا کردن در سفر سخت‌تر از این حرفاست.

46
00:04:17,770 --> 00:04:21,910
‫گین-سان، نبرد بعدی کِیه؟

47
00:04:21,910 --> 00:04:23,730
‫سه روز دیگه.

48
00:04:23,730 --> 00:04:26,140
‫سر زمینای کشاورزی قراره بجنگیم. چطور؟

49
00:04:26,140 --> 00:04:28,360
‫منم می‌خوام شرکت کنم.

50
00:04:28,360 --> 00:04:29,460
‫تو، بل؟

51
00:04:29,460 --> 00:04:31,120
‫دلیلش چیه؟

52
00:04:31,940 --> 00:04:34,880
‫می‌خوام شمشیرم رو تاب بدم و بچرخونم.

53
00:04:37,280 --> 00:04:39,830
‫رنگ به چهره نداره

54
00:04:39,830 --> 00:04:41,960
‫اونوقت هنوزم دنبال مبارزه‌س؟

55
00:04:42,470 --> 00:04:46,420
‫همیشه پای رابطه‌های عاشقانه تو این مسائل، وسطه.

56
00:04:46,420 --> 00:04:49,160
حالا تو واسه چی کج و کوله شدی؟

57
00:04:49,160 --> 00:04:53,010
‫اون دختر آندرداگی که زبون تند و تیزی داشت رو یادته؟

58
00:04:53,010 --> 00:04:56,760
‫تو یکیم که هیچوقت تک پر نیستی.

59
00:04:56,760 --> 00:04:59,390
‫هیچ حقی نداری که هی بهم سرکوفت بزنی.

60
00:05:00,940 --> 00:05:03,830
‫اون دختره خاصه.

61
00:05:04,360 --> 00:05:09,220
‫نمی‌تونی به‌خاطر سنش قضاوتش کنی.
‫اون از همه‌ی قید و بندها آزاده.

62
00:05:09,220 --> 00:05:12,550
‫زشتی و زیبایی دیگه ملاک نیست.

63
00:05:12,980 --> 00:05:16,540
‫یه جورایی بهش حسودیم میشه.

64
00:05:16,950 --> 00:05:20,990
‫دنبال یه همراهه تا باهاش بره سفر

65
00:05:20,990 --> 00:05:23,980
‫نه یه رابطه‌ی زودگذر.

66
00:05:23,980 --> 00:05:25,500
‫خودم میدونم!

67
00:05:25,850 --> 00:05:30,860
‫وقتیم که انقدر حاضر و آماده‌ی رفتنه هیچکس نمی‌تونه باهاش بمونه.

68
00:05:31,360 --> 00:05:34,970
‫آدونیس یه مسئولیت خیلی بزرگ گردنشه.

69
00:05:35,750 --> 00:05:40,440
‫قراره راجع به نقشه‌ت بهش بگی؟

70
00:05:40,790 --> 00:05:45,640
‫اگه دنبال یه همسفر میگرده
‫می‌خوام بهش نشون بدم

71
00:05:46,080 --> 00:05:51,870
‫که ما هم می‌تونیم بدون اینکه پارک‌شهر رو ترک کنیم، نومند بشیم.

72
00:06:05,570 --> 00:06:06,800
‫گینس!

73
00:06:07,270 --> 00:06:10,300
‫امروز، یه بار برای همیشه کارو یه سره میکنیم!

74
00:06:10,300 --> 00:06:11,900
‫امیدوارم که آماده باشی!

75
00:06:14,040 --> 00:06:16,520
‫می‌بینم که اصلاً تغیری نکردید.

76
00:06:16,520 --> 00:06:21,030
‫اگه اینجا ببازم، خودم فردا میرم آندرداگ.

77
00:06:21,030 --> 00:06:24,560
‫از این بیشترم می‌تونی به قوانین پارک‌شهر بی احترامی کنی؟

78
00:06:24,560 --> 00:06:26,230
‫حالا...

79
00:06:26,670 --> 00:06:27,900
‫نوبت توئه، بل!

80
00:06:28,430 --> 00:06:29,770
‫شرط می‌بندم از منتظر موندن خسته شدی!

81
00:06:29,770 --> 00:06:31,110
‫درسته.

82
00:06:41,750 --> 00:06:43,420
‫بدنم دیگه نمی‌کشه.

83
00:06:44,240 --> 00:06:46,370
‫زهوار در رفته‌تر از چیزی‌ام که فکرشو می‌کردم.

84
00:06:52,790 --> 00:06:55,150
‫شمشیرم سنگینی میکنه.

85
00:06:56,030 --> 00:06:59,780
‫چرا انقدر احساس ناتوانی میکنم؟

86
00:06:59,780 --> 00:07:01,120
‫می‌تونی؟

87
00:07:01,540 --> 00:07:03,610
‫می‌تونی منو برش بدی؟

88
00:07:03,610 --> 00:07:05,110
‫معلومه که می‌‌تونم!

89
00:07:18,790 --> 00:07:20,340
‫می‌کشمت!

90
00:07:32,910 --> 00:07:37,200
‫اول از همه، همه‌ی شمشیرایی که دزدیدی رو پس بده.

91
00:07:39,430 --> 00:07:40,930
‫اصلاً باورم نمیشه.

92
00:07:41,270 --> 00:07:44,110
‫تعجبی نداره که مردم دنبالتن.

93
00:07:45,300 --> 00:07:49,070
‫خیلی خب، با شک کردن حتی به شک و تردید‌های خودت شروع کن.

94
00:07:49,070 --> 00:07:51,240
‫ریشه‌هات رو اونجا پیدا میکنی.

95
00:07:51,240 --> 00:07:52,000
‫چی؟

96
00:07:52,000 --> 00:07:57,690
‫دارم بهت میگم که هر تیغه‌ای که اینجا هست رو
‫با دستات و اون شمشیر بشکونی.

97
00:07:58,120 --> 00:08:02,160
‫با این وضعیت ناامید کننده‌‌ت هرگز نمی‌تونی 
‫دخترم رو شکست بدی.

98
00:08:04,370 --> 00:08:05,160
‫چی؟!

99
00:08:10,090 --> 00:08:12,500
‫شـ-شمشیرم!

100
00:08:12,500 --> 00:08:14,710
‫شـ-شـ-شمـ..

101
00:08:18,250 --> 00:08:21,180
‫هل نکن، احمق. واضح‌تر نگاه کن.

102
00:08:22,920 --> 00:08:25,940
‫اون شمشیر تا ابد رشد میکنه.

103
00:08:25,940 --> 00:08:28,270
‫وابسته‌ی یه پوسته‌ی بی‌ارزش نشو.

104
00:08:30,590 --> 00:08:35,610
‫همین الان حس کردم که شمشیر یه لبخد ملیح بهم زد.

105
00:08:35,610 --> 00:08:37,440
‫خوشحالم که اینو می‌شنوم.

106
00:08:37,880 --> 00:08:39,530
‫حالا همین روحیه رو حفظ کن و بهم حمله کن.

107
00:08:49,540 --> 00:08:53,870
‫نوور...

108
00:09:02,270 --> 00:09:04,920
‫مثل یه طوفان خشمگین، بی صداست.

109
00:09:05,980 --> 00:09:07,610
‫اون بل نیست.

110
00:09:07,990 --> 00:09:11,860
‫بل واقعی یه جایی توی اعماق وجودش فرو رفته.

111
00:09:11,860 --> 00:09:15,860
‫و اگه همینطوری پیش بره غرق میشه.

112
00:09:15,860 --> 00:09:18,820
‫آخه چطوری انقدر آرومی؟

113
00:09:19,090 --> 00:09:20,790
‫بگو ببینم، بنت،

114
00:09:20,790 --> 00:09:23,410
‫هنوزم می‌تونی با اون چشم ببینی؟

115
00:09:24,510 --> 00:09:26,530
‫به سختی. چطور؟

116
00:09:27,110 --> 00:09:30,710
‫همه‌ی پری‌های دریایی به عنوان روح‌های نگهبان

117
00:09:30,710 --> 00:09:36,380
‫در بعد ذهنی دنیای موازی ما عمل میکنن.

118
00:09:36,870 --> 00:09:42,350
‫این دلیلی‌ـه که تو افکار دیگران رو منعکس میکنی

119
00:09:42,680 --> 00:09:47,510
‫و دلیلی‌ـه که پری‌های دریایی همیشه به صورت زن و مردن.

120
00:09:47,980 --> 00:09:50,930
‫ولی آخه من الان چیکار می‌تونم بکنم؟

121
00:09:50,930 --> 00:09:55,450
‫من یه پری دریایی نابالغم که گرفتار زندگی
‫به عنوان یه مرد شدم.

122
00:09:55,820 --> 00:09:57,090
‫من همچین نظری ندارم.

123
00:09:57,730 --> 00:09:59,770
‫این آسیب چشمیت رو یه نمونه در نظر بگیر.

124
00:10:00,420 --> 00:10:04,750
‫تا حالا به این فکر کردی که چطوری
‫زخمای جسمی پری‌های دریایی

125
00:10:04,750 --> 00:10:08,540
‫به آسیب‌ها و زخمای ذهنی و روحی بعد مردونه و زنونه‌ت
‫مرتبط میشه؟

126
00:10:10,310 --> 00:10:11,950
‫داری میگی که من باید...

127
00:10:13,940 --> 00:10:15,760
‫هیچ کس دیگه‌ای نمی‌تونه از پسش بربیاد.

128
00:10:16,220 --> 00:10:21,290
‫بهم نگو که نمی‌دونی چرا بل فقط تا حالا
‫به خونه‌ی تو اومده.

129
00:10:28,270 --> 00:10:30,520
‫یه شمشیر کم شد.

130
00:10:31,950 --> 00:10:34,040
‫به این میگن یه شروع قابل قبول.

131
00:10:35,000 --> 00:10:37,900
‫بخور و بخواب. فردا دوباره شروع میکنیم.

132
00:10:38,450 --> 00:10:39,510
‫شیرفهم شد؟

133
00:10:44,490 --> 00:10:46,640
‫یه روزی میکشمت...

134
00:11:00,810 --> 00:11:04,520
‫چقدر راجع به من میدونی؟

135
00:11:05,010 --> 00:11:09,970
‫همه چیزو راجع بهت وقتی که اومدی اینجا
‫فهمیدم.

136
00:11:10,420 --> 00:11:15,330
‫چطوری این شمشیرو بدون این که منو بشناسی، ساختی؟

137
00:11:15,870 --> 00:11:19,950
‫من فقط فرم آینده رو به فولاد میدم.

138
00:11:19,950 --> 00:11:21,170
‫آینده؟

139
00:11:21,800 --> 00:11:26,560
‫فولاد فرم آینده‌ی شمشیرش رو میگیره.

140
00:11:26,560 --> 00:11:32,110
‫شمشیر کاربر خودش رو جذب میکنه
‫ و به دنبال یه فرم مناسب میگرده.

141
00:11:32,560 --> 00:11:34,790
‫این شامل روندیگ بل هم میشه؟

142
00:11:38,220 --> 00:11:41,180
‫قبل از این که استراحت کنی یه حموم برو.

143
00:11:41,620 --> 00:11:44,150
‫توش دارو ریختم تا زخمات رو درمان کنه.

144
00:11:45,040 --> 00:11:47,380
‫اگه لالایی نیاز داری،

145
00:11:47,380 --> 00:11:49,610
‫فردا بیشترش رو برات تعریف میکنم.

146
00:11:54,000 --> 00:11:55,810
‫به صدای فولاد گوش کن.

147
00:11:56,100 --> 00:11:56,770
‫لعنتی!

148
00:11:56,770 --> 00:11:59,530
‫فکر کن شمشیر نیمه‌ی گمشده‌ته!

149
00:12:00,200 --> 00:12:02,860
‫فقط به چشم یه ابزار بهش نگاه نکن!

150
00:12:07,340 --> 00:12:08,500
‫منو بکش.

151
00:12:09,040 --> 00:12:11,250
‫من که بالاخره یه روزی شکستت می‌دم.

152
00:12:11,250 --> 00:12:13,240
‫پس تا وقتی فرصتشو داری نابودم کن.

153
00:12:13,720 --> 00:12:15,300
‫منو بکش!

154
00:12:16,400 --> 00:12:17,960
‫«پاسخ دعاهای ما»، ها؟

155
00:12:18,600 --> 00:12:21,930
‫چرا قبول کردی بهم آموزش بدی؟

156
00:12:21,930 --> 00:12:24,300
‫چون من یه انولا هستم.

157
00:12:24,300 --> 00:12:27,500
‫شکل نفرینم به این کار مجبورم می‌کنه.

158
00:12:31,750 --> 00:12:36,030
‫من راه و روش آموزشت به برادرم و خودم رو ادامه میدم.

159
00:12:36,030 --> 00:12:37,150
‫پس لطفاً...

160
00:12:37,930 --> 00:12:39,110
‫گاف.

161
00:12:39,110 --> 00:12:42,140
‫استاد، لطفاً درسمون رو ادامه بدید!

162
00:12:43,340 --> 00:12:45,650
‫من یه اشتباهی کردم.

163
00:12:46,660 --> 00:12:50,770
‫برای فرار از هویتی که باهاش 
‫به دنیا اومده بودم، شاهزاده‌ی مرگ و میر، تصمیم گرفتم یه آموزگار شم

164
00:12:51,140 --> 00:12:53,960
‫اما شیوه‌ی شمشیرزنیم بیشتر شبیه این بود که دارم خودمو گول می‌زنم

165
00:12:53,960 --> 00:12:57,890
‫و برای همینم خشم و ناامیدیم رو سر شاهزاده‌ی مرگ و میر بعدی خالی کردم.

166
00:13:09,310 --> 00:13:10,900
‫این شمشیر...

167
00:13:12,400 --> 00:13:13,840
‫می‌تونی بخونیش؟

168
00:13:16,090 --> 00:13:17,460
‫«انولا».

169
00:13:18,960 --> 00:13:21,050
‫الآن مدت خیلی خیلـی زیادیه

170
00:13:22,090 --> 00:13:25,850
‫که منتظرتم...

171
00:13:27,370 --> 00:13:29,620
‫اون بچه من بودم.

172
00:13:30,940 --> 00:13:35,570
‫اون زمانی که فقط قسمت مذکر خودمو می‌شناختم،

173
00:13:35,570 --> 00:13:39,330
‫به پارک‌شهر اومدم تا نیمه‌ی دیگه‌ی وجودمو پیدا کنم.

174
00:13:39,330 --> 00:13:42,400
‫اونجا مردی به اسم گیبسون رو ملاقات کردم.

175
00:13:42,400 --> 00:13:46,240
‫کسی که وقتی به عنوان یه شمشیرساز کارآموز بودم، بهم کمک کرد.

176
00:13:46,960 --> 00:13:52,640
‫اما تمام مدتی که کنار اون
‫ زندگی می‌کردم، هرگز به عنوان یه زن ظهور نکردم.

177
00:13:53,170 --> 00:13:55,120
‫عجب شمشیر خارق‌العاده‌ای.

178
00:13:55,120 --> 00:13:56,600
‫با این مهارت‌هایی که تو داری

179
00:13:56,600 --> 00:13:58,530
‫امیدوارم به کاخ بیای.

180
00:13:59,660 --> 00:14:04,720
‫اونجا باید شکل و شمایل آینده رو به فلز تبدیل کنم.

181
00:14:12,080 --> 00:14:13,290
‫گیبسون...

182
00:14:15,100 --> 00:14:16,520
‫خوشحال باش.

183
00:14:21,410 --> 00:14:23,280
‫واقعاً از این بابت مطمئنی؟

184
00:14:25,750 --> 00:14:28,250
‫می‌دونستم که بالاخره یه روزی باید

185
00:14:28,920 --> 00:14:31,560
‫یا به کسی که بیشتر از همه بهش اهمیت میدم، پشت کنم

186
00:14:32,160 --> 00:14:36,710
‫و یا به احساسی که بیشتر از همه برام مهمه.

187
00:14:50,750 --> 00:14:53,090
‫منو با خودت ببر به جایی که

188
00:14:54,710 --> 00:14:58,680
‫آینده‌ای که باید بهش شکل بدم، در اونجا حضور داره.

189
00:15:00,000 --> 00:15:02,550
‫عالیجناب روهاید دستور مستقیم دادن.

190
00:15:02,810 --> 00:15:06,040
‫ایشون می‌خوان که تو از درخت مقدس شمشیر بسازی

191
00:15:06,360 --> 00:15:08,900
‫و اون‌ها رو برای کاهن و کاهنه‌ها قالب‌گیری کنی.

192
00:15:09,510 --> 00:15:13,210
‫درخت مقدس چه آینده‌ای رو نشونم میده؟

193
00:15:17,670 --> 00:15:19,360
‫تصاویری از ویرانی و تباهی!

194
00:15:19,360 --> 00:15:21,180
‫قربانی‌هایی با هدف آفرینش!

195
00:15:21,540 --> 00:15:22,950
‫داره منو پس می‌زنه.

196
00:15:24,350 --> 00:15:25,600
‫منتظر کی هستی؟!

197
00:15:30,030 --> 00:15:34,790
‫درام تو یه چشم به هم زدن ذات واقعی درخت مقدس رو دید.

198
00:15:35,880 --> 00:15:41,800
‫این قضیه براش چاره‌ای جز قبول کردن 
‫قوانین الهی به عنوان شاهزاده لایدِرونت باقی نذاشت.

199
00:15:42,310 --> 00:15:44,110
‫سر و کله‌ی یه نیدهوگ پیدا شده!

200
00:15:44,790 --> 00:15:47,260
‫تبر یه شمشیرزن روحشو بلعید!

201
00:15:47,600 --> 00:15:49,700
‫کی رو میگی؟! اسمش چی بوده؟

202
00:15:49,700 --> 00:15:51,050
‫گیبسون.

203
00:15:51,920 --> 00:15:54,170
‫من اون شمشیرو ساختم!

204
00:15:54,440 --> 00:15:57,480
‫حالا داری بهم میگی شمشیره روح گیبسون رو آلوده کرده؟

205
00:15:57,480 --> 00:15:58,970
‫نشونم بده!

206
00:15:58,970 --> 00:16:00,470
‫بذار شمشیر گیبسون رو ببینم!

207
00:16:14,330 --> 00:16:16,800
‫اون درخته‌س! درخت مقدسه!

208
00:16:17,310 --> 00:16:20,360
‫نگاه کن چجوری تاب برداشته!

209
00:16:22,870 --> 00:16:24,590
‫خاکسترهای آزموده...

210
00:16:25,110 --> 00:16:28,120
‫اونا همون چیزین که شمشیر گیبسون رو به <i>اون شیء</i> تبدیل کردن...

211
00:16:29,380 --> 00:16:31,010
‫تو خاکسترو بهش دادی؟

212
00:16:32,550 --> 00:16:33,830
‫که اینطور.

213
00:16:34,610 --> 00:16:39,800
‫قدرت واقعی اون خدا داره آینده رو از بین می‌بره.

214
00:16:40,290 --> 00:16:45,530
‫من احمق بودم که تا قبل از این متوجه نشده بودم.

215
00:16:46,780 --> 00:16:48,470
‫بعد از اون،

216
00:16:49,700 --> 00:16:54,290
‫هر شمشیری که درام ساخت عجیب از آب در اومد.

217
00:16:54,740 --> 00:16:58,730
‫تیغه‌هایی که کسی نمی‌تونست پرورششون
‫ بده، طلسم‌هایی که هیچکس متوجه نمی‌شد،

218
00:16:58,730 --> 00:17:01,140
‫طرح‌هایی که ادراک هر کسی رو به چالش می‌کشیدن...

219
00:17:01,870 --> 00:17:03,450
‫تقریباً تنها شمشیر معقولش

220
00:17:03,450 --> 00:17:05,960
‫اونی بود که به گاف داد.

221
00:17:06,320 --> 00:17:13,090
‫و درام تمام طلسم‌هایی که روی 
‫شمشیرهاش کنده‌کاری می‌کرد رو روی بدنش حک کرد.

222
00:17:14,290 --> 00:17:17,460
‫همون موقع بود که کم کم صداهایی رو شنیدم.

223
00:17:18,670 --> 00:17:23,100
‫صداهایی پر از یاس و ناامیدی برای حال و امیدی بی‌پایان برای آینده.

224
00:17:22,520 --> 00:17:24,600
‫ناکجا...

225
00:17:23,720 --> 00:17:28,010
‫گرسنگی اونا منو به سمت تاریکی کشید...

226
00:17:30,930 --> 00:17:33,540
‫همونطور که با تو این کارو کرد.

227
00:17:39,730 --> 00:17:43,660
‫شماها دقیقاً قصد دارین منو مجبور به انجام چه کاری کنین؟

228
00:17:43,660 --> 00:17:47,240
‫ما به کسی نیاز داریم که به <i>منطق</i> شک کنه.

229
00:17:47,240 --> 00:17:50,440
‫حالا اصلاً این <i>دختر منطق</i> که می‌گین، چی هست؟

230
00:17:48,290 --> 00:17:50,790
دختر منطق

231
00:17:51,140 --> 00:17:54,760
‫همون منطقی که توی سرتاسر این دنیا وجود داره...

232
00:17:55,150 --> 00:18:00,980
‫اون دستورات قدیمی‌مون رو نابود می‌کنه
‫و دنیای جدیدی رو به وجود میاره.

233
00:18:01,330 --> 00:18:05,290
‫به علاوه، اون دلیل اصلی سفر خودمم بود.

234
00:18:06,920 --> 00:18:08,780
‫«دختر منطق»؟

235
00:18:08,780 --> 00:18:13,100
‫یکی از بزرگ‌ترین معماهای سرزمین دناری.

236
00:18:08,810 --> 00:18:13,110
سرزمین دناری

237
00:18:14,340 --> 00:18:17,610
‫بر اساس اون افشاگری

238
00:18:17,610 --> 00:18:19,200
‫من یه نومد شدم.

239
00:18:19,620 --> 00:18:24,210
‫و در انتهای سفر طولانیم، معمای اون رو حل کردم و بزرگش کردم.

240
00:18:24,210 --> 00:18:25,630
‫منظورت بل‌ـه؟

241
00:18:27,350 --> 00:18:31,250
‫وقتی برای اولین بار چشمم به بل افتاد، احساس «کشتن» تمام وجودمو فرا گرفت.

242
00:18:31,900 --> 00:18:36,210
‫اما در هر حال جلوش رو گرفتم تا دختر منطق رو بزرگ کنم

243
00:18:36,210 --> 00:18:39,050
‫چون اون منتظرم بود.

244
00:18:39,380 --> 00:18:42,420
‫نگو که دختر منطق درواقع همون...

245
00:18:42,420 --> 00:18:46,370
‫پشت اون، خدای حقیقی قرار داره.
‫همون کسی که دئوس اکس ماکینا رو مقرر کرد

246
00:18:46,370 --> 00:18:52,200
‫که در عصر خدایان، سرزمین‌های بهشتی رو اداره کنه.

247
00:18:53,280 --> 00:18:56,730
‫دیگه بقیه‌ی داستان رو خودت کشف کن.

248
00:18:56,730 --> 00:18:59,690
‫مگر اینکه ترجیح بدی اینجا بمیری.

249
00:19:02,410 --> 00:19:04,700
‫ماها فقط داریم ادای یه خانواده رو در میاریم.

250
00:19:05,570 --> 00:19:08,420
‫اگه خاله بازی کردن می‌تونست کسی رو نجات بده
‫زندگی خیلی آسون‌تر میشد.

251
00:19:09,610 --> 00:19:13,740
‫تو از تصویر آینده‌ای که توی روندینگ به جا گذاشتی خبر داری؟

252
00:19:13,740 --> 00:19:15,420
‫منم می‌خوام ببینمش.

253
00:19:17,090 --> 00:19:21,370
‫من اون شمشیر رو از فلزی ساختم که حالا حالاها جا نمیفته.

254
00:19:21,370 --> 00:19:23,630
‫تا ابد متولد شدن.

255
00:19:24,180 --> 00:19:28,150
‫شمشیر تو رو از فلزی ساختم که نسبت به هیچ‌چیزی زنگ نمی‌زنه.

256
00:19:28,150 --> 00:19:31,010
‫تا ابد رشد کردن.

257
00:19:31,630 --> 00:19:32,600
‫فکر کنم می‌فهمم که

258
00:19:33,580 --> 00:19:38,110
‫ازم می‌خواید با این شمشیر چیکار کنم.
‫با اون خدا...

259
00:19:38,110 --> 00:19:39,850
‫و با بل.

260
00:19:41,510 --> 00:19:43,310
‫بهتره دستام لمس نکنی.

261
00:19:44,290 --> 00:19:48,890
‫همه‌ی اینا به خاطر اینه که
‫ خودت نفرینتو اینطوری تعریف می‌کنی.

262
00:19:51,290 --> 00:19:54,140
‫تو سرچشمه‌ی نفرینت هستی.

263
00:19:54,140 --> 00:19:59,770
‫شکل حقیقی چیزی که دنیات رو با دشمنی و نفرت پر می‌کنه.

264
00:20:03,350 --> 00:20:04,280
‫چی؟

265
00:20:05,050 --> 00:20:08,420
‫داری بهم می‌گی تمام مدت به همین سادگی بود؟

266
00:20:10,100 --> 00:20:17,580
‫من بدون مادر به دنیا اومدم
‫برای همینم بدون خوردن شیر مادر بزرگ شدم.

267
00:20:18,420 --> 00:20:20,460
‫بدون داشتن گرمای کافی.

268
00:20:21,540 --> 00:20:22,780
‫اشکالی نداره.

269
00:20:48,190 --> 00:20:49,380
‫دیدمش.

270
00:20:49,730 --> 00:20:50,760
‫اوه؟

271
00:20:51,640 --> 00:20:56,830
‫فکر کنم می‌فهمم که چرا من کسیم که این شمشیر رو پرورش میده.

272
00:20:58,850 --> 00:20:59,810
‫بیا جلو.

273
00:21:29,400 --> 00:21:34,950
‫نو وِر...

274
00:21:34,950 --> 00:21:36,800
‫همون کسی که بهش نیاز داریم.

275
00:21:37,180 --> 00:21:42,470
‫اینکه بخوای عمیقاً به چیزی شک کنی هیچ معنایی نداره!
‫حتی واسه همچین کاری به دلیل و منطق خاصی هم نیاز نداری!

276
00:21:43,170 --> 00:21:48,410
‫هر چیزی که با این شمشیر زیر سوال ببرم تا ابد پژمرده میشه

277
00:21:48,850 --> 00:21:52,420
‫و تاریکی آینده می‌بلعتش!

278
00:21:54,740 --> 00:21:58,850
‫من بهت نیش ارتش پوچی سیری‌ناپذیر رو اهدا می‌کنم.

279
00:21:59,800 --> 00:22:01,960
‫فرزند تاریکی،

280
00:22:01,960 --> 00:22:09,600
‫با پذیرفتن تو به عنوان یکی از اعضا، ارتش تم خودش رو به تو ارائه می‌کنه.

281
00:22:33,460 --> 00:22:37,070
‫در نهایت معلوم شد تاریکی گرم‌تر از روشناییه.

282
00:22:38,070 --> 00:22:41,060
‫تمام موتیف من همینه.

283
00:22:41,610 --> 00:22:45,070
‫نو وِر...

284
00:22:47,440 --> 00:22:53,190
‫نو ور...

285
00:22:55,110 --> 00:23:08,080
‫نو ور... نو ور...

286
00:23:09,830 --> 00:23:12,330
‫تو هم منتظر...

287
00:23:13,000 --> 00:23:14,940
‫دختر منطقی...

288
00:23:20,080 --> 00:23:24,960
‫حرکت دهم

289
00:23:20,080 --> 00:23:24,960
‫گردابه: شمشیر نالان، میخ زنگ‌زده

290
00:23:25,440 --> 00:23:27,480
‫مون وورک.
‫«رفتار کردن به‌سان ماه.»

291
00:23:27,480 --> 00:23:28,630
‫من می‌خوام زندگیمو به خطر بندازم!

292
00:23:28,630 --> 00:23:30,010
‫تمومش کن، بندیکت!

293
00:23:30,010 --> 00:23:31,840
‫میشه یه سوالی ازت بپرسم؟

294
00:23:31,840 --> 00:23:33,640
‫...که اومدی به دستای من بمیری.

295
00:23:33,640 --> 00:23:36,140
‫من دیگه نمی‌تونم هیچوقت آواز بخونم!

296
00:23:36,140 --> 00:23:38,710
‫تا ابد داخل سنگ.

