﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:05,000
ارائه اي از تيم ترجمه اوپوس ساب
ما را در تلگرام دنبال كنيد
@OpusSub

2
00:00:05,025 --> 00:00:12,025
<font color="#00ffff">« زيرنويس از وحيد.خ »
« VahidMaxl »</font>

3
00:00:18,780 --> 00:00:20,580
من آدم خوبي‌ام
معلومه كه هستم

4
00:00:20,910 --> 00:00:22,250
مي‌دونم چجوري خوش‌برخورد باشم

5
00:00:22,580 --> 00:00:23,790
نه، نيستي

6
00:00:23,870 --> 00:00:26,170
هستم
با همه مهربونم

7
00:00:26,290 --> 00:00:29,210
پس چرا اكثر داستان‌هايي كه توي
چند روز گذشته برام تعريف كردي

8
00:00:29,300 --> 00:00:32,090
راجع به اين بوده كه ميري يجا
و كتك كاري درست مي‌كني؟

9
00:00:32,170 --> 00:00:36,010
بخاطر اينه كه بقيه يه مشت آشغال هستن

10
00:00:36,470 --> 00:00:37,930
ديدي؟ -
چي؟ -

11
00:00:41,430 --> 00:00:42,930
خب، چطور پيش ميره؟

12
00:00:43,770 --> 00:00:45,140
سخنران‌ها رفتند؟

13
00:00:45,230 --> 00:00:46,060
آره

14
00:00:47,270 --> 00:00:48,110
متاسفم

15
00:00:48,770 --> 00:00:52,900
وقتي موفق بشيد، اونارو دوباره مي‌بينيد
توي شرايط خيلي بهتر

16
00:00:53,860 --> 00:00:56,450
مي‌بيني؟ اون مي‌دونه چجوري خوش رفتاري كنه

17
00:00:58,280 --> 00:01:01,790
اون وقت، درسته؟
قلعه به نوعي مي‌تونه جابجا بشه؟

18
00:01:02,500 --> 00:01:06,830
داستان‌هارو مي‌دونيم، ولي گاهي اوقات
تشخيص افسانه يا واقعي بودنش سخته

19
00:01:06,920 --> 00:01:11,340
درباره‌ي قلعه‌ي دراكولا بهش بگو، آلوكارد
روزش بيشتر ازين نمي‌تونه خراب بشه

20
00:01:11,840 --> 00:01:14,970
قلعه‌ي دراكولا حركت مي‌كنه
چجوري توصيفش مي‌كنن؟

21
00:01:16,010 --> 00:01:19,850
بدون حركت كردن از جايي به جايي ديگه ميره
...تو مكان‌ها ظاهر ميشه انگار

22
00:01:20,970 --> 00:01:22,220
خب، انگار با سحر و جادو انجام ميشه

23
00:01:22,720 --> 00:01:26,100
بايد راهي واسه نگه داشتنش وجود داشته باشه
چجوري شروع كنيم؟

24
00:01:26,690 --> 00:01:27,900
من مي‌خوام برم خونه

25
00:01:28,770 --> 00:01:30,480
تو دوباره مشروب خوردي؟

26
00:01:30,860 --> 00:01:33,440
چندبار مي‌تونستم
ولي نه

27
00:01:33,940 --> 00:01:35,360
مي‌خوام برم خونه

28
00:01:36,150 --> 00:01:37,820
ملك قديمي بلمونت

29
00:01:38,780 --> 00:01:41,370
من فهميدم كه نابود شده

30
00:01:41,450 --> 00:01:43,830
روستائيان، جادوگران، و مشعل‌ها

31
00:01:44,250 --> 00:01:48,830
درسته. ولي ارزش ملك قديمي بخاطر خود خانه نبود

32
00:01:49,580 --> 00:01:51,380
بخاطر چيزيه كه در زيرش قراره داره

33
00:01:52,290 --> 00:01:56,220
دژ بلمونت
كتابخانه و گنجينه خانوادگي ما

34
00:01:57,010 --> 00:02:00,090
دانش و مواد از نسل‌هاي
خاندان بلمونت

35
00:02:00,180 --> 00:02:03,680
كساني كه با موجودات شب مبارزه كردن
جالبه

36
00:02:04,180 --> 00:02:05,680
البته اگه باقي مونده باشه

37
00:02:06,310 --> 00:02:11,060
اگه راه حل‌هايي براي مشكلات
پيدا كردن و به قتل رسوندن دراكولا وجود داشته باشه

38
00:02:11,610 --> 00:02:14,480
داخل دژ هستن -
هر چند، داري حدس مي‌زني -

39
00:02:14,730 --> 00:02:18,570
دارم حدس مي‌زنم
نمي‌تونم جادويي رو بخونم يا بفهمم

40
00:02:18,650 --> 00:02:21,200
ولي خانواده‌ي من هرچيزي كه
پيدا مي‌كردن رو انبار مي‌كردن

41
00:02:21,280 --> 00:02:25,870
من جمله كتاب‌هاي جادو و چيزاي ديگه‌ي عجيب غريبي
كه باهاشون برخورد داشتن

42
00:02:26,790 --> 00:02:28,750
من باهاشون كاري نمي‌تونم بكنم

43
00:02:29,750 --> 00:02:30,710
ولي شما دو نفر مي‌تونيد

44
00:02:31,830 --> 00:02:35,500
خوشبختانه، من تصميم گرفتم كه
تورو نكشم و نخورم، بلمونت

45
00:02:36,090 --> 00:02:40,630
منم تصميم گرفتم تو رو سلاخي نكنم
و از پوستت كفش درست نكنم

46
00:02:40,720 --> 00:02:42,930
چه گروه با نشاطي داريم

47
00:02:44,640 --> 00:02:47,350
من واگن سرپوشيده و اسب براي خودمون پيدا مي‌كنم

48
00:02:47,430 --> 00:02:50,980
اگه شما دونفر بتونيد همديگه رو تحمل كنيد
و همديگه رو نكشيد

49
00:02:51,060 --> 00:02:53,270
اوه، خواهش مي‌كنم
ما كه بچه نيستيم

50
00:02:58,150 --> 00:03:00,280
خفه خون بگير -
باشه، گور پدرت -

51
00:03:05,990 --> 00:03:09,500
واقعا فكر مي‌كني مي‌تونيم ابزار كشتن
پدرم رو توي خونه‌ي قديميت پيدا كنيم؟

52
00:03:09,580 --> 00:03:12,790
مي‌خوام باهات روراست باشم
فكر بهتري ندارم

53
00:03:13,460 --> 00:03:17,130
الان فقط يه چيزي رو مي‌دونم
ما در حال حاضر كاملا مجهز نيستيم

54
00:03:18,210 --> 00:03:21,180
دارم بهت اعتماد مي‌كنم، بلمونت
كاري نكن پشيمون بشم

55
00:03:22,510 --> 00:03:24,470
همه در نهايت پشيمون ميشن، آلوكارد

56
00:03:56,250 --> 00:03:59,550
نه، نه، نه! دراكولا تصميم مي‌گيره، نه تو

57
00:04:00,130 --> 00:04:01,630
هرچقدر مي‌خواي منو تهديد كن

58
00:04:01,720 --> 00:04:04,970
،اگه اول تو رو نكشم
حاضرم براش بميرم

59
00:04:05,050 --> 00:04:09,470
وفاداري منو زير سوال نبر
تمام حرف من اينه كه اهداف ما مي‌تونه

60
00:04:09,560 --> 00:04:12,600
بدون ريختن خون كودكان محقق بشه

61
00:04:14,810 --> 00:04:15,770
كافيه

62
00:04:16,310 --> 00:04:20,690
من به شما گفتم كه هكتور و آيزاك گام‌هاي بعدي
رو هدايت خواهند كرد

63
00:04:20,780 --> 00:04:23,900
اين نزاع بچه‌گانه رو خاتمه بديد

64
00:04:25,660 --> 00:04:26,490
...گفتم

65
00:04:26,870 --> 00:04:28,370
!گفتم خاتمه بديد

66
00:05:01,110 --> 00:05:02,400
من كارميلا هستم

67
00:05:03,110 --> 00:05:06,110
از استرياي دور اومدم
تا به شوراي جنگ بپيوندم

68
00:05:07,570 --> 00:05:11,950
ما خيلي وقت پيش درخواست شركت كردن
شمارو داده بوديم، كارميلا از استريا

69
00:05:13,160 --> 00:05:17,250
درسته
اما قلعه‌ي بزرگ شما مدام در حركته

70
00:05:18,250 --> 00:05:23,510
و با همچين خون‌آشام‌هاي قدرتمند و توانا
كه شمارو در امور جنگي مشاوره و راهنمايي مي‌كنن

71
00:05:24,170 --> 00:05:27,680
مزاياي يه فرمانده‌ي منطقه‌اي چي مي‌تونه باشه؟

72
00:05:28,930 --> 00:05:30,850
با اينحال، سرورم

73
00:05:31,640 --> 00:05:34,600
نيروهاي شما از يه تك شهر
دفع شده‌اند

74
00:05:35,270 --> 00:05:37,310
ژنرال‌هاي شما در حال نزاع هستند

75
00:05:37,730 --> 00:05:43,610
پس، حس كردم كه، شايد، وقتشه كه
من نظر خودم رو به محضر بزرگ شما پيشنهاد بدم

76
00:05:45,070 --> 00:05:48,030
و نظر تو چيه، كارميلا؟

77
00:05:49,450 --> 00:05:52,700
چرا زن جديدت هرگز تبديل نشد؟

78
00:05:58,620 --> 00:05:59,670
چي گفتي؟

79
00:06:00,420 --> 00:06:03,000
تو ازدواج كردي
بچه داشتي

80
00:06:04,090 --> 00:06:06,420
و بااينحال به خون‌آشام تبديلش نكردي

81
00:06:07,170 --> 00:06:08,510
دليلش چي بود؟

82
00:06:09,130 --> 00:06:11,470
فقط داشتي يه حيوون خونگي رو نگه مي‌داشتي؟

83
00:06:12,470 --> 00:06:17,140
اگه اينطوره، چرا جامعه‌ي خون‌آشام‌ها
بخاطرش بايد با كل دنيا وارد جنگ بشه؟

84
00:06:18,560 --> 00:06:20,690
با تو تنها صحبت خواهم كرد

85
00:06:21,060 --> 00:06:22,060
دنبالم بيا

86
00:06:46,000 --> 00:06:46,840
بله؟

87
00:06:52,090 --> 00:06:54,640
مي‌خواستيد با من صحبت كنيد، سرورم؟

88
00:06:55,100 --> 00:06:57,640
ورود چشم گيري بود، كارميلا

89
00:06:58,350 --> 00:07:00,560
قصدم اهانت به شما نبود

90
00:07:01,190 --> 00:07:03,690
بلكه براي مشغول كردن ذهن يه اتاق پر از آدم بود

91
00:07:04,020 --> 00:07:08,190
ترجيح ميدم در چنين موقعيت‌هايي
با تمام مزاياي ممكن وارد بشم

92
00:07:09,070 --> 00:07:10,950
و چطور به اينجا اومدي؟

93
00:07:11,530 --> 00:07:15,240
گادبرند من رو از شرايط و موقعيت قلعه با خبر مي‌كرد

94
00:07:15,330 --> 00:07:18,000
محل كنوني شما همچنين مزايايي داشت

95
00:07:18,660 --> 00:07:22,920
و چرا گادبرند با شما در ارتباط بوده؟

96
00:07:24,040 --> 00:07:26,880
فكر كنم هنوز مي‌خواد با من بخوابه

97
00:07:27,750 --> 00:07:28,630
و تو با اون مي‌خوابي؟

98
00:07:30,420 --> 00:07:31,430
سرورم

99
00:07:32,260 --> 00:07:35,510
اين سوالو اگه مرد ديگه‌اي مي‌پرسيد
يه گستاخي تمام عيار بود

100
00:07:35,930 --> 00:07:40,930
با اينحال من ترجيح ميدم كه
روابط و توافق‌هاي ژنرالم رو بدونم

101
00:07:42,100 --> 00:07:46,060
شايد اينكارو كردم
اگه تمام خون‌آشام‌هاي مَرد دنيا بميرن

102
00:07:46,520 --> 00:07:49,570
و نصفي از زن‌ها
و برخي از حيوانات

103
00:07:53,200 --> 00:07:54,410
خيلي خوبه، كارميلا

104
00:07:55,530 --> 00:07:57,160
حالا كه حرف از گستاخي شد

105
00:07:57,740 --> 00:08:02,660
تو همين الان تصميمم رو براي تبديل نكردن
همسر مُرده‌ام جلوي تمام ژنرال‌هام زير سوال بردي

106
00:08:03,500 --> 00:08:06,000
عصبانيت من چه مزيتي براي تو داره؟

107
00:08:06,840 --> 00:08:07,790
هيچي

108
00:08:08,630 --> 00:08:11,720
اين يه سواله كه همه‌ي اونا از خودشون مي‌پرسيدن

109
00:08:12,420 --> 00:08:15,680
من بهتون يه فرصتي دادم كه
جواب بديد، سرورم

110
00:08:16,010 --> 00:08:17,970
اوه، پس داشتي كمك مي‌كردي

111
00:08:18,430 --> 00:08:22,600
البته، سرورم -
پس چرا تازه سروكله‌ات پيدات شد؟ -

112
00:08:23,440 --> 00:08:27,690
تو مدت‌ها پيش فراخوانده شده بودي
قطعا من قبلا كمك مي‌خواستم

113
00:08:28,230 --> 00:08:29,860
حواس‌پرتي داخل خونه

114
00:08:30,280 --> 00:08:33,360
امن كردن منطقه‌ام
روستائيان، جادوگرها، مشعل‌ها

115
00:08:34,030 --> 00:08:34,860
كاراي هميشگي

116
00:08:38,160 --> 00:08:39,240
باز به بقيه ملحق شو

117
00:08:39,740 --> 00:08:43,750
هكتور و آيزاك، استادان آهنگر من
حركت بعديمون رو مشخص خواهند كرد

118
00:08:44,210 --> 00:08:46,330
مطمئنم از كمك تو خوشحال ميشن

119
00:08:46,880 --> 00:08:48,250
هرطور شما بخوايد، سرورم

120
00:09:03,390 --> 00:09:07,770
من هنوز شيرفهم نشدم كه
چرا تو زير نور خورشيد بدنت نمي‌سوزه

121
00:09:08,360 --> 00:09:09,400
من يه نيمه انسان هستم

122
00:09:10,610 --> 00:09:14,110
اسم مادرم ليزا بود
و اون يه فاني بود

123
00:09:15,200 --> 00:09:18,820
خيلي دوست دارم بشنوم كه چطور اون اتفاق افتاد

124
00:09:20,530 --> 00:09:24,160
درواقع مادرم جلوي قلعه سروكلش پيداش شد
اون قلعه رو پيدا كرد

125
00:09:24,250 --> 00:09:26,960
و با سر چاقوش محكم در جلويي رو مي‌كوبيد

126
00:09:27,040 --> 00:09:28,540
به نظر آدم جالبي بوده

127
00:09:29,130 --> 00:09:30,500
اوه، اون خيلي عالي بوده

128
00:09:30,960 --> 00:09:33,760
انقدر به در مي‌كوبه تا در آخر
پدرم اجازه ميده كه بره تو

129
00:09:33,840 --> 00:09:36,510
و از اون مي‌خواد كه طبابت رو بهش ياد بده

130
00:09:36,590 --> 00:09:39,890
صبر كن، دراكولا به يه انسان زن
ياد داده كه چجوري طبيب بشه؟

131
00:09:40,850 --> 00:09:42,640
اولين درسش چي بوده؟ خونريزي؟

132
00:09:43,890 --> 00:09:45,890
خدايا، تو هنوز فكر مي‌كني بامزه‌اي

133
00:09:45,980 --> 00:09:47,890
...پدرم -
دراكولا -

134
00:09:47,980 --> 00:09:51,190
يه دانشمنده...
يه فيلسوفه، يه محقق

135
00:09:51,690 --> 00:09:54,940
و چيزايي رو مي‌دونه كه جامعه‌ي خودمون
تا بحال بيشتر از سه بار فراموششون كرده

136
00:09:55,030 --> 00:09:58,570
تو هنوز عظمت كاري كه داريم انجام ميديم
رو نفهميدي؟

137
00:09:59,110 --> 00:10:03,450
اون عصبي ميشه و وقتي بشه
هيچ راهي براي آرام كردنش وجود نداره

138
00:10:04,040 --> 00:10:06,460
خجالت داره -
يه تراژديه -

139
00:10:07,330 --> 00:10:09,830
اون مخزن قرن‌ها مطالعه و يادگيريه

140
00:10:10,250 --> 00:10:14,250
اون مي‌تونست دنيا رو تغيير بده
شايد تغيير مي‌داد اگه مادرم فوت نمي‌شد

141
00:10:14,800 --> 00:10:16,800
مادرم اونو به داخل دنياي واقعي مي‌فرستاد

142
00:10:17,300 --> 00:10:19,680
به همين خاطر وقتي اسقف‌ها
اونو بردن دراكولا اونجا نبود

143
00:10:20,010 --> 00:10:21,090
دراكولا رو فرستاد بيرون؟

144
00:10:21,470 --> 00:10:23,470
فرستادش به سفر

145
00:10:24,180 --> 00:10:28,270
تا با وضعيت دنيا آشنا بشه
ذات واقعي انسان‌ها، طريقه‌ي زندگيشون رو

146
00:10:29,100 --> 00:10:30,560
مادرت داشت اونو تبديلش مي‌كرد

147
00:10:30,980 --> 00:10:34,980
تصور كنيد كه اون مي‌تونست
تمام اون دانش رو در بهتر كردن زندگي به نتيجه برسونه

148
00:10:35,360 --> 00:10:40,070
البته اگه عقايد مذهبي بدترين غرايز
دراكولا نسبت به انسان‌ها رو ثابت نمي‌كرد

149
00:10:40,160 --> 00:10:44,280
و حالا اون مي‌خواد از مرگ اون
به عنوان بهانه‌اي براي نابود كردن دنيا استفاده كنه

150
00:10:44,370 --> 00:10:46,870
اوه، دنيا سرجاي خودش باقي مي‌مونه، بلمونت

151
00:10:47,830 --> 00:10:51,290
درخت‌ها رشد مي‌كنن
پرنده‌ها آواز مي‌خونن

152
00:10:51,670 --> 00:10:56,000
حيوانات همچنان در ميان بوته‌ها مي‌چرند
ولي تو اينجا نخواهي بود

153
00:10:57,130 --> 00:10:58,470
و تو هم اينجا نخواهي بود

154
00:10:59,420 --> 00:11:00,260
هيچكدومتون

155
00:11:01,010 --> 00:11:04,390
خورشيد باز هم غروب مي‌كنه
ولي شما طلوع كردنش رو نمي‌بينيد

156
00:11:05,140 --> 00:11:06,770
فقط دراكولا خواهد بود

157
00:11:07,220 --> 00:11:10,100
و شوراي جنگش
و لشكر تاريكي

158
00:11:11,270 --> 00:11:16,150
اون توي كتاب‌هاي بزرگي مي‌نويسه، مي‌دونيد
،با بريدن چوب درخت بلوط جلدها رو مي‌سازه

159
00:11:16,230 --> 00:11:20,070
و اونا رو با پوست آدمايي كه
به شدت ازشون متنفره، مي‌پوشونه

160
00:11:20,360 --> 00:11:22,280
اون نقشه‌ها رو مي‌نويسه
من اونارو ديدم

161
00:11:22,360 --> 00:11:25,490
ايده‌هايي براي تيره كردن ابرها
و ماندن دائمي آنها تو آسمان

162
00:11:25,580 --> 00:11:27,120
همراه با سرماي شمال

163
00:11:28,330 --> 00:11:32,870
ماشين‌هاي عجيب و غريب پرنده‌اي كه
سرتاسر آسمان رو مي‌پوشونن تا نور خورشيد قطع بشه

164
00:11:33,380 --> 00:11:34,210
تصورشو بكنيد

165
00:11:35,590 --> 00:11:39,300
يه دنيا خالي از انسان
زير آسمان تا بينهايت تاريك

166
00:11:40,130 --> 00:11:41,800
و دراكولا در قلعه‌اش

167
00:11:42,800 --> 00:11:45,760
انتقامش انقدر كامله كه ديگه كاري 
،براي انجام دادن باقي نمي‌مونه

168
00:11:45,850 --> 00:11:49,270
جز نگاه كردن به دنيايي عاري از
هنر و خاطره و لبخند

169
00:11:49,350 --> 00:11:51,440
و دونستن اينكه كارش رو خوب انجام داده

170
00:11:52,640 --> 00:11:54,310
كه همه‌ي اين كارها رو بخاطر عشق انجام داده

171
00:11:56,980 --> 00:11:59,990
شنيدين؟ -
حيوون‌ها دارن مي‌چرن -

172
00:12:00,440 --> 00:12:01,360
صبركن، نه

173
00:12:02,780 --> 00:12:05,450
نزديك‌ترين شهر كدوم شهره؟
هنوز گرژيتـه؟

174
00:12:05,530 --> 00:12:06,950
آرگش نزديكتره

175
00:12:45,030 --> 00:12:46,530
جلوتر نميريد

176
00:14:34,850 --> 00:14:36,560
امشب هيچكس به آرگش نميره

177
00:15:29,650 --> 00:15:31,610
اي دزد آشغال

178
00:15:33,030 --> 00:15:35,910
من چيزي ندزديدم
دارم سعي مي‌كنم ياد بگيرم

179
00:15:35,990 --> 00:15:40,370
من از گوشه خيابون جمعـت كردم
بهت جا و مكان دادم، غذا دادم

180
00:15:40,460 --> 00:15:44,000
و تمام كاري كه قرار بود بكني
اين بود كه بدون دردسر كار كني و هواي منو داشته باشي

181
00:15:44,080 --> 00:15:47,920
نه اينكه بهم خيانت كني و با 
ابزارهاي كار من ور بري

182
00:15:48,000 --> 00:15:50,840
مياي اينجا قايمكي سرك مي‌كشي
و تو كتاب‌هام فضولي مي‌كني

183
00:15:50,920 --> 00:15:53,640
متاسفم -
فكر كردي چي مي‌توني ازشون ياد بگيري؟ -

184
00:15:54,300 --> 00:15:56,600
اينكه چطوري... چطوري بهتون كمك كنم

185
00:16:00,060 --> 00:16:03,350
واقعا مي‌خواستي ياد بگيري
تا بتوني توي كار بهم كمك كني؟

186
00:16:04,480 --> 00:16:06,730
چرا؟ -
...چون -

187
00:16:08,230 --> 00:16:10,900
لطفاً ديگه از من عصباني نباشيد

188
00:16:10,990 --> 00:16:13,610
فقط بهم بگو، آيزاك
اشكالي نداره

189
00:16:15,370 --> 00:16:16,700
چون من دوستتون دارم

190
00:16:20,700 --> 00:16:22,210
اوه، خدا خيرت بده

191
00:16:23,210 --> 00:16:25,080
حتي بعد از تمام چيزايي كه تو زندگيت اتفاق افتاد

192
00:16:25,170 --> 00:16:27,880
تو هنوز يه پسربچه مهربوني
كه به عشق اعتقاد داره

193
00:16:29,210 --> 00:16:32,550
متاسفم، قصدم فقط كمك كردن بود

194
00:16:33,800 --> 00:16:35,140
خب، من هم دوستت دارم

195
00:16:38,350 --> 00:16:39,970
بخاطر همين مي‌زنمت

196
00:16:40,890 --> 00:16:42,390
دوست داشتن من اينجوريه

197
00:16:43,600 --> 00:16:45,400
من اينجوري بهت آموزش ميدم

198
00:16:46,860 --> 00:16:50,190
دست از ولگردي مي‌كشي
هركاري كه بهت ميگن رو انجام ميدي

199
00:16:50,280 --> 00:16:52,780
و ديگه هرگز از كلمه دوستت دارم استفاده نمي‌كني

200
00:16:59,080 --> 00:17:00,040
نه
آيزاك

201
00:17:16,680 --> 00:17:19,350
چيزي به عنوان عشق توي اين دنيا وجود نداره

202
00:17:25,520 --> 00:17:28,020
از يه گروه كه به آرگش فرستاده شده بودن

203
00:17:28,730 --> 00:17:33,820
در هجده متري اينجا مُرده -
آرگش دوره -

204
00:17:33,900 --> 00:17:35,820
حتما داشته كل شب رو پرواز مي‌كرده

205
00:17:36,700 --> 00:17:39,490
چرا اينكارو مي‌كني، شلاق زدن رو ميگم؟

206
00:17:40,450 --> 00:17:42,700
انضباط، آرامش

207
00:17:43,450 --> 00:17:48,790
رفتارهامو انتخاب مي‌كنم
و خودمو به يه دنياي ترسناك عادت ميدم

208
00:17:49,830 --> 00:17:53,920
اوه، بيخيال، پاشو
همينجا برات يه ترس داريم

209
00:17:59,590 --> 00:18:05,520
تصور كن، بدجور آسيب ديده
و به شدت مصمم برگشته پيش ما

210
00:18:06,520 --> 00:18:09,230
و يه دقيقه قبل اينكه به ما برسه مُرده

211
00:18:09,770 --> 00:18:14,320
موجود نكبت بي‌فايده
حالا جادوي كثيف انسانيت رو روش اجرا كن

212
00:18:30,710 --> 00:18:31,670
متاسفم

213
00:18:32,750 --> 00:18:36,970
كلي تلاش كردي تا به خونه برگردي
خيلي وفاداري

214
00:18:38,760 --> 00:18:43,600
شايد اين تمام چيزيه كه گير وفادارها مياد
توي دنيايي كه بدون عشق مي‌گذره

215
00:18:44,390 --> 00:18:49,850
درد در شب
و مردن در كف خانه‌ي اربابت

216
00:18:50,900 --> 00:18:53,270
شايد تمام اينها منتظر منم باشن

217
00:18:54,650 --> 00:18:56,030
ولي تو بهشون فكر نكردي

218
00:18:56,860 --> 00:18:59,070
بدون پشيماني برگشتي خونه

219
00:18:59,990 --> 00:19:03,870
درسي كه اينجا وجود داره
اينه كه منم نبايد اهميت بدم

220
00:19:04,830 --> 00:19:10,170
دراكولا يك دنياي خالص و پاك رو مياره
به اين ايمان دارم

221
00:19:10,790 --> 00:19:12,380
به اون ايمان دارم

222
00:19:13,380 --> 00:19:19,340
چيزي كه مي‌خوام، يه دنياي خالصه
يه دنياي پاكه

223
00:19:20,340 --> 00:19:24,510
جاييكه در اون فقط وفاداري و عشق وجود داره

224
00:19:47,040 --> 00:19:48,370
تو خيلي تنهايي

225
00:19:49,200 --> 00:19:52,620
بايد قبول كنيم گروهي كه به آرگش
فرستاديم رو از دست داديم

226
00:19:52,710 --> 00:19:55,210
گرفتن آرگش فقط خون و خونريزيـه

227
00:19:55,290 --> 00:19:56,590
اينجا هيچ نقشه‌اي وجود نداره

228
00:19:56,670 --> 00:19:59,380
آرگش هيچ اهميتي نداره

229
00:19:59,840 --> 00:20:01,930
شما بايد روي نقشه‌ي حمله
به بريلا تفكر كنيد

230
00:20:02,430 --> 00:20:04,800
چرا بريلا؟ -
اگه براي خدمت -

231
00:20:04,890 --> 00:20:07,310
در جنگ اربابـمون جدي بودي
مي‌فهميدي كه

232
00:20:07,390 --> 00:20:10,730
گرفتن بزرگترين شهربندري رودخانه
در كل منطقه بسيار اهميت داره

233
00:20:10,810 --> 00:20:14,190
اگه بريلا رو تسخير كنيد
مي‌تونيد مانع فرار كردن از والكيا بشيد

234
00:20:15,060 --> 00:20:18,610
و شهري كه در نزديكي آب جاري ساخته شده
جايي هست كه ما

235
00:20:18,690 --> 00:20:22,030
به عنوان خون‌آشام، بايد مواظب نزديك شدن بهش باشيم

236
00:20:23,740 --> 00:20:27,990
آب جاري؟
هرگز نشنيده بودم كه چنين چيزي روي خون‌آشام‌ها تاثير بذاره

237
00:20:28,080 --> 00:20:32,290
مرگ به وسيله آب جاري چندين قرنه كه اتفاق نيفتاده

238
00:20:32,370 --> 00:20:34,370
چرا؟ -
به دور و برت نگاه كن -

239
00:20:34,460 --> 00:20:36,380
ما به مركز كشورها نقل مكان كرديم

240
00:20:36,460 --> 00:20:39,210
به من گفته شده كه خون‌آشام‌ها نمي‌تونن 
از آب‌هاي جاري عبور كنن

241
00:20:39,590 --> 00:20:43,380
من داخل قايق بودم. حمام كردم -
كِي؟ -

242
00:20:43,840 --> 00:20:46,800
حمام معمولا جزو آب جاري محسوب نميشه، درسته؟ -
البته كه هست -

243
00:20:46,890 --> 00:20:49,430
چطوري يه حمام مي‌تونه آب جاري باشه؟

244
00:20:49,510 --> 00:20:52,140
وقتي كه وارد حمام بشي آب ديگه متوقف ميشه

245
00:20:52,230 --> 00:20:54,350
يوناني‌ها قبلا ما رو در جزاير كوچك دفن مي‌كردن

246
00:20:54,440 --> 00:20:57,480
چونكه قبرها توسط آب‌هاي جاري محاصره مي‌شدن

247
00:20:57,560 --> 00:21:02,400
به نظرم اگه آب جاري مي‌تونست منو بكُشه
خودم مي‌تونستم تشخيص بدم

248
00:21:02,490 --> 00:21:05,780
واقعا؟ فكر مي‌كني سم هم تو رو مي‌كشه؟

249
00:21:05,860 --> 00:21:08,030
البته كه نمي‌كني
يه چيزيه كه ياد مي‌گيري

250
00:21:08,870 --> 00:21:11,490
اينطور نيست كه براي خون‌آشام بودن 
دستور عملي وجود داشته باشه

251
00:21:11,580 --> 00:21:12,410
!كافيه

252
00:21:15,960 --> 00:21:18,840
به نظرت واقعا كافيه، هكتور؟

253
00:21:19,380 --> 00:21:21,420
چيزي كه توي اين دنيا اهميت داره قدرته

254
00:21:21,960 --> 00:21:25,550
نمي‌فهمم چطور تسخير بريلا به جاي
آرگش به ما قدرت ميده

255
00:21:25,930 --> 00:21:28,720
آرگش يه شهر قديمي و مورد احترامه

256
00:21:29,260 --> 00:21:32,520
من با تمام احترام با همكارِ استاد آهنگرم مخالفم

257
00:21:33,310 --> 00:21:36,770
تسخير آرگش فقط مرگ و مير
و پراكنده شدن انسان‌ها رو به همراه داره

258
00:21:37,400 --> 00:21:40,400
با گرفتن بريلا يه گوشه از والكيا هم مال ما ميشه

259
00:21:41,270 --> 00:21:43,070
جالبه، هكتور

260
00:21:45,490 --> 00:21:49,030
من بگم كه اون موجودي كه برگشت رو زنده كردم

261
00:21:49,120 --> 00:21:52,330
در راه به گروهشون حمله شده
مهاجمينـشون ناشناس هستند

262
00:21:52,910 --> 00:21:55,710
ولي آرگش به گرژيت نزديكه

263
00:21:57,620 --> 00:22:01,670
ما كاملا مطمئنيم كه آلوكارد
در گرژيت اقامت داره

264
00:22:02,170 --> 00:22:05,720
و اينكه اخيرا يك بلمونت اونجا بوده

265
00:22:07,510 --> 00:22:10,260
يك بلمونت؟
فكر مي‌كردم كه نسلـشون منقرض شده

266
00:22:10,350 --> 00:22:15,180
نه، به عقيده ما پسر ارباب، آلوكارد
و بلمونت شايد دارن با هم كار مي‌كنن

267
00:22:15,270 --> 00:22:17,350
تا نيروهامون رو در گرژيت عقب برونن

268
00:22:17,810 --> 00:22:21,310
اگه يك بلمونت زنده مونده باشه
پس بهتر نيست كه حواسمون

269
00:22:21,400 --> 00:22:23,860
به خانه اجدادي بلمونت باشه؟ -
چرا؟ -

270
00:22:24,230 --> 00:22:27,360
شايد به طور كلي
بخاطر اينكه خاندان بلمونت امثال ما رو

271
00:22:27,450 --> 00:22:30,620
براي قرن‌هاي لعنتي زيادي شكار مي‌كردن
و اگه يكشون زنده مونده باشه

272
00:22:30,700 --> 00:22:34,240
پس ممكنه كه به گنجينه‌اي از سلاح
و ابزار جادويي دسترسي داشته باشه

273
00:22:34,330 --> 00:22:37,000
،كه طبق گفته‌ها از نسلي به نسل ديگه منتقل شدن
ولي هرگز پيدا نشدن

274
00:22:37,080 --> 00:22:40,170
وسايلي كه با استفاده از اونا
مارو در طي قرن‌ها شكار كردن

275
00:22:40,790 --> 00:22:43,090
حالا منظورم رو به طور واضح رسوندم؟

276
00:22:44,590 --> 00:22:46,880
اين بود شوراي جنگي كه داشتيد، سرورم؟

277
00:22:47,905 --> 00:22:54,905
<font color="#00ffff">« زيرنويس از وحيد.خ »
« VahidMaxl »</font>

