﻿1
00:00:16,080 --> 00:00:18,160
« آنچه در سیتادل گذشت »

2
00:00:18,250 --> 00:00:20,375
.جای کسیه
منتظر دوستمم

3
00:00:20,458 --> 00:00:22,583
و منم دختری‌ام که برای منظره‌ی خوب
کلی هزینه کرده

4
00:00:22,666 --> 00:00:24,626
نظرت چیه که به شرکت قطار زنگ بزنم
و پولت رو پس بگیرم؟

5
00:00:28,958 --> 00:00:30,518
می‌دونی که الان چه اتفاقی می‌افته، نه؟

6
00:00:32,500 --> 00:00:35,583
ما مدت‌ها صبر کردیم تا سیتادل رو
از صفحه‌ی روزگار محو کنیم

7
00:00:35,666 --> 00:00:37,916
تو کدوم خری هستی؟

8
00:00:38,000 --> 00:00:39,625
...حقیقت

9
00:00:39,708 --> 00:00:40,833
برامون تله گذاشتن

10
00:00:40,916 --> 00:00:42,396
دارن سیتادل رو با خاک یکسان می‌کنن

11
00:00:43,916 --> 00:00:46,667
ظاهراً شما دچار آمنزی پس‌گستر شدین

12
00:00:46,750 --> 00:00:48,333
شما مردی به اسم کایل کانروی می‌شناسین؟

13
00:00:48,416 --> 00:00:50,791
نه. کیه؟ -
شمایین -

14
00:00:50,875 --> 00:00:53,083
کفش فوتبال؟ واقعاً؟

15
00:00:53,208 --> 00:00:54,625
برو کفش مدرسه‌ت رو بپوش. یالا

16
00:00:54,708 --> 00:00:58,416
این چند ماه آخر، رؤیایی رو می‌بینم

17
00:00:59,833 --> 00:01:02,000
کیف سری سیتادل رو پیدا کردن

18
00:01:02,083 --> 00:01:04,250
می‌خوام پسش بگیری -
مفهومه -

19
00:01:05,083 --> 00:01:06,125
‫چی از جون ما می‌خوای؟

20
00:01:06,126 --> 00:01:08,416
‫من «برنارد اورلیک» هستم.
‫ما دوستای قدیمی هستیم

21
00:01:08,500 --> 00:01:09,875
‫یعنی میگی جاسوس بودم

22
00:01:09,958 --> 00:01:11,601
‫اوایل امروز، کیف سری سیتادل

23
00:01:11,625 --> 00:01:13,416
که ‫تمام رمزهای تمام سلاح‌های اتمی دنیا رو

24
00:01:13,500 --> 00:01:15,666
در خودش داره، دزدیده شده

25
00:01:15,750 --> 00:01:17,708
‫- به میسون کین نیاز دارم
‫- خب من اون نیستم

26
00:01:20,500 --> 00:01:22,458
‫راستش یه همکار داشتی

27
00:01:22,541 --> 00:01:25,125
.‫اسمش «نادیا سین» بود
‫بنظرم مرده

28
00:01:30,149 --> 00:01:38,149
 

29
00:01:38,173 --> 00:01:46,173
 

30
00:01:46,197 --> 00:01:54,197
« ترجمه از حسین اسماعیلی و امـیـرحـسـیـن »

31
00:02:10,000 --> 00:02:12,790
‫« ایتالیا »
‫« هشت سال قبل »

32
00:02:27,041 --> 00:02:29,375
‫نادیا

33
00:02:29,458 --> 00:02:32,166
‫برنارد. برنارد

34
00:02:32,250 --> 00:02:33,750
‫- صدامو می‌شنوی؟
‫- برنارد

35
00:02:33,833 --> 00:02:34,958
‫لعنتی یه تله بود

36
00:02:35,041 --> 00:02:36,434
‫به سیتادل نفوذ کردن، به تمامش

37
00:02:36,458 --> 00:02:37,666
‫داشتن همه‌مون رو می‌کشتن

38
00:02:37,750 --> 00:02:39,166
‫میسون همراهم نیست

39
00:02:39,250 --> 00:02:40,916
‫نادیا؟ نادیا؟

40
00:02:41,000 --> 00:02:44,041
‫- صدامو می‌شنوی؟ صدامو می‌شنوی؟
‫- یادبرد رو آغاز کردم

41
00:02:44,125 --> 00:02:46,250
.‫دو ساعت وقت داری
‫تدارکات لازم رو مهیا کن

42
00:02:46,333 --> 00:02:47,875
‫معذرت می‌خوام، معذرت می‌خوام

43
00:02:47,958 --> 00:02:49,541
‫- چاره‌ای ندارم
‫- نه، برنارد

44
00:02:49,625 --> 00:02:51,333
نباید یادبرد رو شروع کنی... برنارد

45
00:02:51,416 --> 00:02:54,958
‫اوه، لعنتی، لعنتی

46
00:03:02,625 --> 00:03:04,333
<font color="#008c45">‫وایسا!</font>

47
00:03:06,625 --> 00:03:09,708
ای خدا. وای خدا

48
00:03:10,458 --> 00:03:11,625
<font color="#008c45">‫کمک می‌خوای؟</font>

49
00:03:11,708 --> 00:03:13,458
<font color="#008c45">‫بیمارستان</font>

50
00:03:13,541 --> 00:03:14,666
<font color="#008c45">تو رو خدا</font>

51
00:04:14,580 --> 00:04:17,000
‫« سیتادل »

52
00:05:59,958 --> 00:06:01,708
<font color="#008c45">‫یه گلوله توی بدنت بود</font>

53
00:06:06,666 --> 00:06:10,625
<font color="#008c45">‫نمی‌خواستم بترسونمت</font>

54
00:06:13,625 --> 00:06:17,791
<font color="#008c45">‫باید بریم بیمارستان</font>

55
00:06:21,250 --> 00:06:22,250
<font color="#008c45">‫نیازی نیست</font>

56
00:06:25,875 --> 00:06:28,166
<font color="#008c45">همینجا ازت مراقبت می‌کنم</font>

57
00:06:30,375 --> 00:06:33,541
<font color="#008c45">‫تا هرچقدر که لازم باشه</font>

58
00:06:34,833 --> 00:06:36,166
<font color="#008c45">‫برای خودم نگفتم</font>

59
00:06:39,041 --> 00:06:41,125
<font color="#008c45">‫برای تو گفتم</font>

60
00:08:26,750 --> 00:08:29,083
‫آغاز یادبرد

61
00:08:31,833 --> 00:08:34,708
‫حذف خاطرات

62
00:08:40,125 --> 00:08:41,875
ای وای

63
00:08:48,083 --> 00:08:52,666
‫برو والنسیا

64
00:09:53,500 --> 00:09:57,208
‫«برو والنسیا آشا»

65
00:09:58,541 --> 00:10:00,291
‫چی؟

66
00:10:23,708 --> 00:10:25,500
‫شارلوت ورنون؟

67
00:10:45,910 --> 00:10:49,540
‫« وایومینگ »
‫« هشت سال بعد »

68
00:10:57,625 --> 00:11:00,333
‫جاسوس؟ تو جاسوسی؟

69
00:11:00,416 --> 00:11:01,958
‫اوهوم

70
00:11:02,041 --> 00:11:04,166
‫ای خدا، کایل.
تو حتی یادت میره که

71
00:11:04,250 --> 00:11:06,059
‫صندلی دستشویی رو بیاری پایین
‫حالا «جیسون بورن» شدی؟

72
00:11:06,083 --> 00:11:07,892
‫- فیلم زمانی که یکی دیگه بودم رو داشت
‫- فیلم؟

73
00:11:07,916 --> 00:11:10,059
‫کایل، شاید یجور دیپ‌فیک یا فتوشاپ باشه

74
00:11:10,083 --> 00:11:12,166
‫از کجا معلوم واقعیه؟
‫از کجا معلوم؟

75
00:11:12,250 --> 00:11:14,083
‫با عقل جور درمیاد، اَبی.
‫زخم‌هام رو ببین

76
00:11:14,166 --> 00:11:17,250
‫ببین چطور بعد از حادثه
‫هیچکس نیومد دنبالم بگرده

77
00:11:24,041 --> 00:11:26,041
‫بنظرم باید بهشون بگیم

78
00:11:28,125 --> 00:11:29,333
‫زنش باید بدونه

79
00:11:29,416 --> 00:11:31,583
‫بهش نمیگیم، برنارد

80
00:11:32,958 --> 00:11:35,791
‫- جو
‫- بهش نمیگیم

81
00:11:35,875 --> 00:11:37,625
‫فهمیدی؟

82
00:11:38,916 --> 00:11:42,125
‫مگه اینکه بخوای بهشون بگم چیکار کردی

83
00:11:44,666 --> 00:11:46,666
‫خب حالا چی؟ می‌خوای...

84
00:11:48,083 --> 00:11:51,500
‫می‌خوای ما رو اینجا بذاری
‫و با اون بری؟

85
00:12:01,791 --> 00:12:06,333
‫اگر این کیف رو پس بگیریم
‫تو و هندریکس در امان می‌مونین

86
00:12:06,416 --> 00:12:08,416
‫فقط همین برام مهمه

87
00:12:10,375 --> 00:12:12,583
‫فقط همین برام مهمه، اَبی

88
00:12:24,666 --> 00:12:25,833
‫کایل

89
00:12:27,250 --> 00:12:28,875
‫وقتشه

90
00:12:37,000 --> 00:12:38,750
‫کی برمی‌گردی؟

91
00:12:38,833 --> 00:12:41,708
‫به‌زودی، عزیزم.
‫به محض اینکه بتونه

92
00:12:44,125 --> 00:12:46,333
‫دوستت دارم

93
00:12:46,416 --> 00:12:48,000
‫خیلی زیاد

94
00:12:48,083 --> 00:12:49,333
‫می‌دونی که، مگه نه؟

95
00:12:49,416 --> 00:12:51,291
‫منم دوستت دارم

96
00:12:55,208 --> 00:12:56,833
‫خیلی‌خب

97
00:13:17,958 --> 00:13:19,458
‫ممنون، جو

98
00:13:21,417 --> 00:13:23,583
‫چه کارایی از این خوشگله برمیاد؟

99
00:13:23,875 --> 00:13:25,416
‫اوه، نه، این مال سیتادل نیست

100
00:13:25,500 --> 00:13:28,583
‫این... این مال «جو»ئه.
‫فکر کنم حتی کاست‌خوان هم داشته باشه

101
00:13:28,666 --> 00:13:30,208
‫مراقب باشین

102
00:13:30,291 --> 00:13:31,625
‫شما هم همینطور

103
00:13:42,080 --> 00:13:44,500
‫« نیویورک سیتی »

104
00:13:49,708 --> 00:13:52,750
‫آزمایشگاه فناوری مخفی منتیکور
‫توی آخرین طبقه‌ی اون برج هست

105
00:13:54,125 --> 00:13:55,708
‫کیف توی اون آزمایشگاهه

106
00:13:55,791 --> 00:13:57,625
‫ولی خبر خوب اینه که من نابغه‌م

107
00:13:57,708 --> 00:14:00,125
‫و سرورهاشون رو هک کردم
‫تا بیومتریکت رو

108
00:14:00,208 --> 00:14:03,500
‫تحت یک اسم مستعار
‫وارد سیستم امنیتی‌شون کنم

109
00:14:03,583 --> 00:14:05,791
‫اینو بپوش

110
00:14:05,875 --> 00:14:07,666
‫و اینو در بیار

111
00:14:12,375 --> 00:14:14,392
‫اینجا جاییه که می‌خوام دستمو ببرم بالا و بگم

112
00:14:14,416 --> 00:14:16,017
‫باید نقشه رو یه‌کم برام روشن‌تر کنی

113
00:14:16,041 --> 00:14:17,625
‫نیازی نیست نقشه رو بدونی

114
00:14:17,708 --> 00:14:19,375
‫قطعاً نیاز دارم بدونم

115
00:14:19,458 --> 00:14:21,083
‫آخه چطور نیازی نیست نقشه رو بدونم؟

116
00:14:21,166 --> 00:14:23,666
‫ببین، من هدایتت می‌کنم، خب؟

117
00:14:23,750 --> 00:14:26,541
.‫فقط کافیه بهم گوش بدی
‫من هدایتت می‌کنم

118
00:14:28,083 --> 00:14:30,125
‫می‌دونی، اگر میسون بود
‫حسابی از این قضیه لذت می‌برد

119
00:14:30,875 --> 00:14:32,208
‫در کل میگم

120
00:14:33,375 --> 00:14:35,291
‫بجنب. لباستو بپوش

121
00:14:35,375 --> 00:14:37,291
‫و جوری برو داخل انگار صاحب اونجایی

122
00:14:37,375 --> 00:14:38,375
‫صاحبشم؟

123
00:14:38,416 --> 00:14:40,991
‫حتی پول ندارم ماشینم رو اینجا پارک کنم

124
00:14:45,666 --> 00:14:47,466
‫«اندرس سیلج» الان توی آزمایشگاه داره

125
00:14:47,500 --> 00:14:49,250
‫قفل کیف سری رو رمزگشایی می‌کنه

126
00:14:49,333 --> 00:14:51,875
‫برادرش «داویک» داره میاد دنبال کیف

127
00:14:51,958 --> 00:14:54,083
‫کیف رو گیر بیار، خانواده‌ت رو نجات بده

128
00:14:54,166 --> 00:14:57,000
‫خیلی‌خب، آروم و راحت.
‫این بخش راحت کاره

129
00:14:57,083 --> 00:14:59,243
‫کسی داره اینو میگه
‫که بخاری صندلیشو روشن کرده

130
00:15:00,083 --> 00:15:01,708
‫روزتون خوش، جناب

131
00:15:01,791 --> 00:15:03,500
‫داری لبخند می‌زنی؟
‫لبخند نزن

132
00:15:03,583 --> 00:15:05,083
‫جاسوس‌ها لبخند نمی‌زنن

133
00:15:08,833 --> 00:15:10,433
‫اینو توی دانشگاه جاسوسی یادت دادن؟

134
00:15:10,500 --> 00:15:12,916
‫آره، باهوش‌خان.
‫تو فقط برو سمت طبقه‌ی دوم

135
00:15:13,000 --> 00:15:14,875
‫کیف سری، هفت تا قفل داره

136
00:15:14,958 --> 00:15:16,291
‫چهار تاشون غیرفعال شدن

137
00:15:16,375 --> 00:15:18,916
‫اگر هر هفت‌تاشون رو باز کنن، بازی تمومه

138
00:15:19,000 --> 00:15:20,541
‫قفل پنجم باز شد

139
00:15:20,625 --> 00:15:21,750
‫گندش بزنن

140
00:15:21,833 --> 00:15:23,583
‫یه قفل دیگه رو هم غیرفعال کردن

141
00:15:27,375 --> 00:15:28,750
زیاد هم بد نیست

142
00:15:28,833 --> 00:15:31,208
‫مگه نگفتی افراد منتیکور حسابی خبره‌ان؟

143
00:15:31,291 --> 00:15:32,931
‫حالا هم دارن تعقیبت می‌کنن

144
00:15:33,000 --> 00:15:34,440
‫خیلی‌خب، بجنب. زودتر برو

145
00:15:34,500 --> 00:15:35,625
‫برو سمت چپ

146
00:15:35,708 --> 00:15:37,000
‫می‌دونم مسیر آزمایشگاه مستقیمه

147
00:15:37,083 --> 00:15:39,208
‫ولی برو سمت چپ، بهم اعتماد کن.
‫نقشه عوض شد

148
00:15:40,958 --> 00:15:42,333
‫داداش

149
00:15:42,416 --> 00:15:43,708
‫چقدر دیگه مونده؟

150
00:15:43,791 --> 00:15:45,750
‫دالیا ساعت‌ها پیش منتظرش بوده

151
00:15:45,833 --> 00:15:47,375
‫جفت برادران «سیلج» توی ساختمونن

152
00:15:47,458 --> 00:15:48,791
‫چند دقیقه مونده

153
00:15:48,875 --> 00:15:50,915
‫باید کیف رو گیر بیاری.
‫وقت‌مون داره تموم میشه

154
00:15:50,958 --> 00:15:52,125
‫داره نزدیک میشه

155
00:15:52,208 --> 00:15:54,208
‫برو پشت ستون سمت راستت

156
00:15:55,416 --> 00:15:57,666
‫- راه بیفت
‫- باشه

157
00:15:57,750 --> 00:16:00,125
‫حالا وقتشه. برو

158
00:16:00,208 --> 00:16:01,642
‫احتمالاً اون نگهبان نیروی کمکی خبر کرده

159
00:16:01,666 --> 00:16:03,125
‫وقت برای تلف کردن نداری. سریع برو و بیا

160
00:16:03,208 --> 00:16:04,517
‫- بله؟
‫- آخرین باره دارم بهت میگم

161
00:16:04,541 --> 00:16:06,261
‫خیلی‌خب، باشه، شرمنده.
‫منتظر دوستمم

162
00:16:07,875 --> 00:16:08,917
‫پشت سرت

163
00:16:10,458 --> 00:16:12,541
‫باید اسلحه‌ش رو بگیری

164
00:16:12,625 --> 00:16:15,292
‫دیدی؟ مثل دوچرخه سواریه.
همه‌ش داره یادت میاد

165
00:16:17,042 --> 00:16:18,708
‫کیف

166
00:16:19,292 --> 00:16:21,625
‫ازت می‌خوام یه ضربه‌ی محکم
‫به سیب گلوش بزنی

167
00:16:21,708 --> 00:16:23,500
‫باشه. خیلی‌خب. دارم میرم

168
00:16:25,375 --> 00:16:26,541
باریکلا

169
00:16:26,625 --> 00:16:28,750
‫باشه. خیلی‌خب. ممنون

170
00:16:38,916 --> 00:16:40,292
‫ایست! ایست!

171
00:16:41,250 --> 00:16:42,917
‫طبقه‌ی ششم. بجنبین

172
00:16:46,042 --> 00:16:47,500
‫غیرممکنه

173
00:16:58,330 --> 00:17:02,250
‫« ویرجینیا »

174
00:17:02,750 --> 00:17:04,392
‫به عقیده‌ی مقامات، خودرویی بمب‌گذاری‌شده

175
00:17:04,416 --> 00:17:06,333
‫در پارکینگ زیرزمینی این ساختمان

176
00:17:06,416 --> 00:17:08,666
‫در بلگراد منفجر شده است

177
00:17:08,750 --> 00:17:12,250
‫ساختمانی که محل اقامت بسیاری از
‫کارکنان سازمان ملل و خانواده‌های آنان است

178
00:17:12,333 --> 00:17:14,708
‫خبرها حاکی از کشته شدن ده‌ها نفر می‌باشد

179
00:17:14,791 --> 00:17:18,333
‫جستجو برای پیداکردن
‫عاملین این حمله شروع شده است

180
00:17:18,416 --> 00:17:20,166
‫بنا به گفته‌ی شاهدین

181
00:17:20,250 --> 00:17:23,291
‫در ساعت ۳:۲۰ صبح
‫صدای انفجار بزرگی شنیده شده

182
00:17:34,625 --> 00:17:36,041
‫یه اتفاقی افتاد

183
00:17:36,125 --> 00:17:37,601
‫یعنی چی «یه اتفاقی افتاد»؟

184
00:17:37,625 --> 00:17:39,708
‫یکی به ساختمون نفود کرد
‫و کیف رو دزدید

185
00:17:40,750 --> 00:17:43,041
‫کیف کوفتی رو گم کردین؟

186
00:17:43,125 --> 00:17:44,708
‫الان دارم ردیابیش می‌کنم

187
00:17:44,791 --> 00:17:46,250
‫بذار یه چیزی رو واضح بگم

188
00:17:46,333 --> 00:17:48,583
‫من یه واسطه‌م

189
00:17:48,666 --> 00:17:50,666
‫برای خانواده‌هایی که
‫منتیکور رو اداره می‌کنن

190
00:17:50,750 --> 00:17:54,916
‫پس وقتی یه مشکلی پیش میاد...
‫مثلاً کسی کیف سری‌ای رو می‌دزده

191
00:17:55,000 --> 00:17:57,666
‫که هشت سال کوفتی دنبالش می‌گشتیم...

192
00:17:57,750 --> 00:18:01,375
‫اگر درستش نکنم
‫همه روی سر من جایزه می‌ذارن!

193
00:18:02,416 --> 00:18:06,500
‫سیا چطور تونست
‫ از دستای لعنتی‌تون درش بیاره؟

194
00:18:06,583 --> 00:18:08,750
‫- کار سیا نبود
‫- منظورت چیه؟

195
00:18:08,833 --> 00:18:10,333
‫کار «میسون کین» بود

196
00:18:10,416 --> 00:18:11,708
‫میسون کین مرده

197
00:18:12,750 --> 00:18:14,000
‫خودم دیدمش

198
00:18:15,041 --> 00:18:16,666
‫زنده‌ست

199
00:18:21,833 --> 00:18:23,791
‫خودم دیدمش، دالیا

200
00:18:27,250 --> 00:18:28,750
‫کیف رو برام بیارین

201
00:18:30,250 --> 00:18:31,416
‫به همراه «کین»

202
00:18:42,500 --> 00:18:45,208
‫چطوری این کارو کردم؟

203
00:18:45,291 --> 00:18:47,375
‫چون «میسون کین» هستی

204
00:18:47,458 --> 00:18:48,625
‫اونجا رو می‌بینی؟

205
00:18:48,708 --> 00:18:50,750
‫مچ دستت رو بذار روش

206
00:18:50,833 --> 00:18:52,791
‫میسون کین

207
00:18:52,875 --> 00:18:54,517
‫کاربر سطح یک شناسایی شد

208
00:18:54,541 --> 00:18:55,958
‫بازش کن

209
00:18:56,041 --> 00:18:57,833
‫ازش بخواه مأمورهای فعال رو جستجو کنه

210
00:18:57,916 --> 00:18:59,333
‫مأمورهای فعال رو جستجو کن

211
00:18:59,416 --> 00:19:01,708
‫کیف سری تنها فناوری‌ایه که می‌تونه

212
00:19:01,791 --> 00:19:03,833
‫هر مأمور سیتادلی
‫که ممکنه هنوز زنده باشه رو پیدا کنه

213
00:19:03,916 --> 00:19:06,166
‫موقع نابودی سیتادل
‫از شاگردم، کارتر اسپنس خواستم

214
00:19:06,250 --> 00:19:07,970
‫که کیف رو مخفی کنه

215
00:19:08,041 --> 00:19:10,541
‫اینکه الان پیداش کردیم
‫یعنی مرگش بیهوده نبوده

216
00:19:10,625 --> 00:19:13,166
‫می‌تونیم از این
‫برای نابودی منتیکور استفاده کنیم

217
00:19:15,500 --> 00:19:18,290
‫« کیف سری: ۱٫۶۰۸۵ کیلومتر »

218
00:19:20,291 --> 00:19:21,691
‫پس این کیف رو برمی‌گردونیم به وایومینگ

219
00:19:21,750 --> 00:19:23,666
‫تا ببینیم بعدش چیکار کنیم

220
00:19:23,750 --> 00:19:26,291
‫آره. تا وایومینگ خیلی راهه، پس...

221
00:19:26,375 --> 00:19:27,892
‫یعنی چی «تا وایومینگ خیلی راهه»؟

222
00:19:27,916 --> 00:19:31,000
‫- نمی‌تونیم برگردیم وایومینگ
‫- چرا؟

223
00:19:31,083 --> 00:19:32,726
‫چون به محض اینکه وارد اون ساختمون شدی

224
00:19:32,750 --> 00:19:34,434
‫و قیافه‌تو نشون دادی
‫فهمیدن که زنده‌ای

225
00:19:34,458 --> 00:19:36,291
الان هم تمام مأمورهای منتیکور

226
00:19:36,375 --> 00:19:37,833
‫در سراسر دنیا دارن دنبالت می‌گردن

227
00:19:37,916 --> 00:19:39,267
تا وایومینگ دنبالت می‌کنن

228
00:19:39,291 --> 00:19:40,976
و خودت و زنت و دخترت رو می‌کشن

229
00:19:41,000 --> 00:19:42,125
به این خاطر

230
00:19:42,208 --> 00:19:43,833
نگفته بودی این اتفاق می‌افته

231
00:19:43,916 --> 00:19:45,392
ببخشید بهش اشاره نکردم -
یعنی چی آخه؟ -

232
00:19:45,416 --> 00:19:47,958
به من گفتی بهت اعتماد کنم -
چرا باید به من اعتماد کنی؟ -

233
00:19:48,041 --> 00:19:49,841
توی ماشین، خودت و خونواده‌ت رو
با گاز بیهوش کردم

234
00:19:49,916 --> 00:19:53,000
.من شدیداً غیرقابل‌اعتمادم
من جاسوسم

235
00:19:57,458 --> 00:19:58,958
کدوم گوریه؟

236
00:19:59,041 --> 00:20:01,166
ببین، کیف سری تازه شروع ماجرا بود

237
00:20:01,250 --> 00:20:04,416
منتیکور داره آمادهٔ یه چیز فاجعه‌آمیز میشه؛
آمادهٔ عملیات نهایی

238
00:20:04,500 --> 00:20:06,059
پس تنها راه اینکه دوباره خونواده‌م رو ببینم

239
00:20:06,083 --> 00:20:08,125
اینه که جلوشون رو بگیریم -
دقیقاً -

240
00:20:08,208 --> 00:20:10,142
ما دو نفریم، سوار ون هستیم
و کیف دستمونه، برنارد

241
00:20:10,166 --> 00:20:12,208
قشنگ «احمق و احمق‌تر»یم

242
00:20:12,291 --> 00:20:15,000
نقشهٔ بزرگت چیه؟

243
00:20:15,083 --> 00:20:16,250
نمی‌دونم

244
00:20:16,333 --> 00:20:17,750
نمی‌دونی؟ -
نه -

245
00:20:17,833 --> 00:20:20,708
پس اون ‫نخبه‌ی فناوری‌ای که مقدر شده مثل اطلس

246
00:20:20,791 --> 00:20:23,083
‫- دنیا رو روی شونه‌هاش حمل کنه، چی شد؟
نمی‌دونم، باشه؟ -

247
00:20:23,166 --> 00:20:25,208
ولی میسون می‌دونه -
من که میسون نیستم -

248
00:20:25,291 --> 00:20:27,291
آره. فعلاً نه

249
00:20:28,750 --> 00:20:29,833
گاز بده

250
00:20:32,916 --> 00:20:34,666
یعنی چی که «فعلاً نه»؟

251
00:20:34,750 --> 00:20:37,333
حافظه‌ش توی اون کیف ذخیره شده

252
00:20:37,416 --> 00:20:39,583
حافظهٔ تو -
چی؟ -

253
00:20:39,666 --> 00:20:41,934
یه تراشه توی لوب گیجگاهی کل جاسوس‌های سیتادل
قرار می‌گیره

254
00:20:41,958 --> 00:20:44,500
اون تراشه خاطرات آدم رو
به سرور سیتادل آپلود می‌کنه

255
00:20:44,583 --> 00:20:46,750
،اگه دیگه نتونیم ردیابی‌شون کنیم
یادبرد می‌کنیم

256
00:20:46,833 --> 00:20:48,083
خاطراتمون رو پاک می‌کنین

257
00:20:49,208 --> 00:20:51,708
گیرش انداختیم. اوناهاش

258
00:20:51,791 --> 00:20:54,541
ولی اون ویال، همون که اسمت روشه

259
00:20:54,625 --> 00:20:57,208
خاطراتت رو برمی‌گردونه

260
00:21:01,625 --> 00:21:04,583
.مواظبش باش
فقط همین یکیه

261
00:21:06,291 --> 00:21:08,875
...چجوری -
فشارش بده توی گردنت -

262
00:21:08,958 --> 00:21:10,351
خود مایع وارد جریان خونت میشه

263
00:21:10,375 --> 00:21:11,708
اسکلم کردی؟

264
00:21:13,791 --> 00:21:14,791
تکون نده

265
00:21:15,833 --> 00:21:17,083
به من اعتماد نداری؟

266
00:21:19,708 --> 00:21:22,375
به هیچ وجه

267
00:21:22,458 --> 00:21:24,041
بزن

268
00:21:29,291 --> 00:21:32,083
نه، نه. هی، برنارد

269
00:21:36,375 --> 00:21:37,791
نه، نه، نه، نه، برنارد

270
00:21:57,208 --> 00:21:59,416
!وای خدا. وای خدا. وای خدا

271
00:22:10,833 --> 00:22:12,625
!تفنگت رو بنداز! هی

272
00:22:12,708 --> 00:22:14,791
!گفتم تفنگت رو بنداز

273
00:22:28,583 --> 00:22:30,351
.رد میسون رو بزن
ببین کجا داره میره

274
00:22:30,375 --> 00:22:32,333
دریافت شد

275
00:22:32,416 --> 00:22:37,375
یه چیز غیرمنتظره افتاد بغلم

276
00:23:03,625 --> 00:23:07,041
!لامصب! لامصب

277
00:23:27,750 --> 00:23:29,200
« ...پیدا شد »

278
00:23:32,870 --> 00:23:35,600
« مأمور سطح یک پیدا شد »
« والنسیا، اسپانیا »

279
00:23:35,800 --> 00:23:38,620
« نادیا سین »

280
00:23:43,458 --> 00:23:46,791
قرمزترین مویی بود که فین تابحال دیده»

281
00:23:46,875 --> 00:23:49,500
حتی قرمزتر از گیلاس

282
00:23:49,583 --> 00:23:50,875
قرمزتر از ماشین آتش‌نشانی

283
00:23:50,958 --> 00:23:53,375
اون علاوه بر موهای قرمز

284
00:23:53,458 --> 00:23:56,416
«یک ریش پرپشت قرمز نیز داشت

285
00:24:03,458 --> 00:24:05,559
.ابی هستم
ببخشید تماستون رو جواب ندادم

286
00:24:05,583 --> 00:24:07,208
لطفاً پیام بذارید

287
00:24:08,250 --> 00:24:10,250
سلام

288
00:24:10,333 --> 00:24:12,791
من با هواپیما دارم میرم والنسیا

289
00:24:13,833 --> 00:24:17,625
می‌دونم برنامه‌مون این نبود
ولی دارن میان دنبالم

290
00:24:17,708 --> 00:24:21,250
،و اگه برگردم
شما رو هم پیدا می‌کنن

291
00:24:21,333 --> 00:24:24,250
تنها کسی که می‌تونه کمکم کنه اسپانیاست

292
00:24:24,333 --> 00:24:26,000
جاسوس سیتادله

293
00:24:26,083 --> 00:24:28,416
باید یه راه خروج براش پیدا کنم

294
00:24:28,500 --> 00:24:31,166
تا در امان بمونیم

295
00:24:31,250 --> 00:24:34,041
فقط بدون که عاشقتم، باشه؟

296
00:24:34,125 --> 00:24:36,375
عاشق جفتتون

297
00:24:36,458 --> 00:24:39,125
فقط شما برام مهمین

298
00:24:45,500 --> 00:24:48,950
« والنسیا، اسپانیا »

299
00:25:03,540 --> 00:25:06,040
« جشنوارهٔ فالاس »

300
00:25:31,583 --> 00:25:32,934
<font color="#0072bc">رزرو دارین؟</font>

301
00:25:32,958 --> 00:25:34,333
اومدم یه دوستی رو ببینم

302
00:25:41,250 --> 00:25:43,890
<font color="#0072bc">معذرت می‌خوام، قربان. حالتون خوبه؟ -</font>
وای ببخشید -

303
00:25:49,083 --> 00:25:50,208
تو نادیایی

304
00:25:51,666 --> 00:25:52,892
عذر می‌خوام. فکر کنم اشتباه گرفتین

305
00:25:52,916 --> 00:25:54,166
نه

306
00:25:54,250 --> 00:25:55,750
اشتباه نگرفتم

307
00:25:57,333 --> 00:25:59,583
شب خوبی داشته باشید، جناب

308
00:26:03,166 --> 00:26:04,791
هشت سال پیش. ایتالیا

309
00:26:13,583 --> 00:26:15,000
یادته چه اتفاقی افتاد؟

310
00:26:19,750 --> 00:26:21,458
اینجا نه

311
00:26:36,416 --> 00:26:39,291
.یهو بیدار شدم
از قبل مُرده بود

312
00:26:39,375 --> 00:26:41,226
حتماً از خودم داشتم دفاع می‌کردم -
منظورت چیه؟ -

313
00:26:41,250 --> 00:26:42,750
.من نکشتمش
خودش مُرده بود

314
00:26:42,833 --> 00:26:45,375
من... من پلیس نیستم

315
00:26:46,750 --> 00:26:48,625
پس کدوم خری هستی؟

316
00:26:51,208 --> 00:26:52,708
میسون کین

317
00:26:52,791 --> 00:26:54,833
ابرجاسوس. از اون خفن‌ها

318
00:27:01,208 --> 00:27:03,166
...بذار من

319
00:27:06,041 --> 00:27:07,583
برنارد اورلیک

320
00:27:07,666 --> 00:27:09,541
منتیکور

321
00:27:09,625 --> 00:27:11,541
.کیف سری
هیچکدومش آشنا نیست؟

322
00:27:11,625 --> 00:27:13,267
واقعاً باید از سر راه من بری کنار، رفیق

323
00:27:13,291 --> 00:27:14,875
اونا حافظه‌ت رو پاک کردن

324
00:27:14,958 --> 00:27:17,333
من هشت سال پیش توی ایتالیا
سوار یه قطار بودم

325
00:27:17,416 --> 00:27:19,791
.یه انفجاری رخ داد
من رو از آب کشیدن بیرون

326
00:27:19,875 --> 00:27:22,125
یادم نمی‌اومد کی هستم
و چجوری رفتم اونجا

327
00:27:22,208 --> 00:27:23,583
تو هم با من سوار اون قطار بودی

328
00:27:23,666 --> 00:27:26,083
نه -
تو هم مثل من جاسوس بودی -

329
00:27:26,500 --> 00:27:28,416
برای سازمانی به نام سیتادل

330
00:27:28,500 --> 00:27:29,875
نمی‌دونم چی زدی

331
00:27:30,042 --> 00:27:32,083
ولی الان می‌خوام از بغلت رد شم
و برم سمت اون در

332
00:27:32,250 --> 00:27:33,500
،اگه دستت به من بخوره
جیغ می‌زنم، خب؟

333
00:27:33,625 --> 00:27:35,416
بگیرش

334
00:27:36,875 --> 00:27:38,416
چاقو پرت کردی سمتم؟

335
00:27:38,500 --> 00:27:40,250
فکر کردم بگیریش

336
00:27:40,333 --> 00:27:42,125
آخه برنارد هم همین کارو با من کرد

337
00:27:42,208 --> 00:27:43,726
و فکر کردم تو هم مثل من بگیریش

338
00:27:43,750 --> 00:27:46,017
:بعد بهت می‌گفتم
«پس چطور این کارو بلدی؟»

339
00:27:46,041 --> 00:27:47,851
هی، هی. برو عقب. برو عقب -
ببخشید. اشتباه کردم -

340
00:27:47,875 --> 00:27:49,392
میرم عقب -
نه. نرفتی عقب -

341
00:27:49,416 --> 00:27:50,625
دارم میرم عقب -
!برو عقب -

342
00:27:50,708 --> 00:27:52,142
نادیا سین

343
00:27:52,166 --> 00:27:54,541
کاربر سطح یک شناسایی شد

344
00:27:56,916 --> 00:27:58,375
خب؟

345
00:28:09,167 --> 00:28:10,625
...این -
تویی -

346
00:28:22,416 --> 00:28:24,500
خانم‌ها و آقایان

347
00:28:24,583 --> 00:28:26,559
!گورتون رو از اینجا گم کنین

348
00:28:26,583 --> 00:28:28,416
<font color="#AD1519">!یالا! یالا</font>

349
00:28:28,500 --> 00:28:30,500
کین اینجاست. پیداش کن

350
00:28:34,625 --> 00:28:37,458
اون ویال، همون که اسمت روشه

351
00:28:37,541 --> 00:28:38,701
به گردنت تزریقش کن

352
00:28:38,750 --> 00:28:40,458
حافظه‌ت رو برمی‌گردونه

353
00:28:40,541 --> 00:28:41,916
همه‌چی رو یادت میاد

354
00:28:47,416 --> 00:28:49,776
بگو که تا حالا حس نکردی
باید یه جای دیگه باشی

355
00:28:49,833 --> 00:28:51,833
و یه کار دیگه کنی

356
00:28:53,833 --> 00:28:55,750
بگو که تا حالا چهرهٔ من رو ندیدی

357
00:28:56,791 --> 00:28:58,541
آخه من چند ماهه که چهرهٔ تو رو می‌بینم

358
00:29:07,416 --> 00:29:08,916
این رو زدم که هشدار بدم

359
00:29:09,000 --> 00:29:10,280
کیف رو بده -
مال خودت -

360
00:29:10,333 --> 00:29:11,934
مال خودت، رفیق. بگیرش -
!بذارش زمین -

361
00:29:11,958 --> 00:29:13,184
.الان می‌ذارمش زمین
دارم می‌ذارمش زمین

362
00:29:13,208 --> 00:29:14,476
بذارش زمین -
...دارم -

363
00:29:20,291 --> 00:29:22,125
من قبلاً دیدمت

364
00:29:23,333 --> 00:29:25,291
توی خواب

365
00:29:26,083 --> 00:29:27,250
یالا

366
00:29:29,125 --> 00:29:30,750
حالا چی؟

367
00:29:37,875 --> 00:29:39,583
نادیا سین لعنتی

368
00:29:45,333 --> 00:29:46,333
بلند نشو

369
00:29:51,291 --> 00:29:52,958
تو چشمام نگاه کن

370
00:29:53,917 --> 00:29:55,041
برادرم رو یادته؟

371
00:29:55,125 --> 00:29:57,333
سلام رسوند

372
00:30:05,166 --> 00:30:06,375
ببخشید

373
00:30:08,416 --> 00:30:11,375
آخه از عقب، نادیا؟

374
00:30:11,458 --> 00:30:12,458
واقعاً؟

375
00:30:14,416 --> 00:30:16,541
خیلی‌خب

376
00:30:16,625 --> 00:30:17,625
بیا جلو

377
00:30:22,833 --> 00:30:24,291
اون رو زنده می‌خوام

378
00:30:24,375 --> 00:30:25,958
ولی تو رو نه

379
00:30:27,583 --> 00:30:28,642
کجا میری؟ -
تو رو خدا نه -

380
00:30:28,666 --> 00:30:30,125
بیا اینجا. بیا اینجا

381
00:30:30,208 --> 00:30:32,041
.بلند نشو، سین
مشکلت چیه؟ هان؟

382
00:30:32,125 --> 00:30:34,500
چرا مبارزه نمی‌کنی؟

383
00:30:34,583 --> 00:30:37,583
زمان زیادی گذشته؟
یادت رفته مبارزه کنی، نادیا؟

384
00:30:44,500 --> 00:30:46,625
ضعیفهٔ احمق

385
00:30:46,708 --> 00:30:48,291
نباید زنده می‌شدی

386
00:30:52,166 --> 00:30:53,583
تو اومدی دنبال من، عوضی

387
00:30:54,625 --> 00:30:56,791
!آره، درسته

388
00:30:56,875 --> 00:30:59,166
همیشه اصل کاری تویی، نه؟

389
00:30:59,250 --> 00:31:02,208
مگه نه؟ هان؟ هان؟

390
00:31:02,291 --> 00:31:04,958
همیشه اصل کاری کینه

391
00:31:05,041 --> 00:31:06,375
مگه نه؟

392
00:31:09,666 --> 00:31:11,666
حالا فهمیدی

393
00:31:21,583 --> 00:31:23,625
ضعیفهٔ احمق

394
00:31:25,000 --> 00:31:27,625
به نفعت بود زنده نمی‌شدم

395
00:31:59,666 --> 00:32:01,416
یالا

396
00:32:03,250 --> 00:32:05,458
فشارش بده

397
00:32:10,750 --> 00:32:12,166
تزریقش کردی؟

398
00:32:12,250 --> 00:32:14,208
آره

399
00:32:16,375 --> 00:32:19,125
فکر می‌کردم میسون مرده باشه

400
00:32:20,166 --> 00:32:21,833
پس یادته

401
00:32:23,375 --> 00:32:25,125
همه‌چی رو یادمه

402
00:32:28,875 --> 00:32:30,708
میسون هیچوقت نباید بفهمه

403
00:32:39,625 --> 00:32:40,833
باید بریم

404
00:32:48,833 --> 00:32:51,250
گرفتیش؟ -
وقت بیشتری می‌خوام -

405
00:32:51,333 --> 00:32:52,250
چرا؟

406
00:32:52,333 --> 00:32:54,416
تنها نبود

407
00:32:54,500 --> 00:32:56,083
با نادیا سین بود

408
00:32:56,166 --> 00:32:58,083
غیرممکنه

409
00:32:58,166 --> 00:33:00,041
قضیه چیه؟

410
00:33:00,125 --> 00:33:01,791
نمی‌دونم

411
00:33:01,875 --> 00:33:04,583
برادر اسکلت مسئول این بود که

412
00:33:04,666 --> 00:33:07,666
توی تکنولوژی اورلیک
یه نشونه‌ای از بازمانده‌ها پیدا کنه

413
00:33:07,750 --> 00:33:10,000
.همین کارو هم کرد
ما هیچی پیدا نکردیم

414
00:33:10,083 --> 00:33:12,083
گفتی تحت کنترلشه

415
00:33:14,291 --> 00:33:17,583
شانس آوردی هدیه‌ت تازه رسیده

416
00:33:17,666 --> 00:33:20,250
کین رو تا شب باید بیاری

417
00:33:20,333 --> 00:33:21,916
چشم، خانم

418
00:33:27,166 --> 00:33:29,916
خیلی خوشحالم زنده موندی

419
00:33:30,000 --> 00:33:32,208
خیلی خطرناک بود

420
00:33:33,541 --> 00:33:36,875
ما بزودی کین و کیف سری رو پیدا می‌کنیم

421
00:33:36,958 --> 00:33:38,666
شک ندارم

422
00:33:40,291 --> 00:33:43,250
ولی من زن صبوری نیستم

423
00:33:43,333 --> 00:33:46,833
زنی‌ام که شام دسر دوست داره

424
00:33:48,041 --> 00:33:53,416
اندازهٔ یه وعده، راز خوشمزهٔ سیتادل داریم

425
00:33:53,500 --> 00:33:56,500
که می‌تونیم تا اون موقع ازت خارج کنیم

426
00:33:59,875 --> 00:34:03,125
ارتباط مجدد با یه رفیق قدیمی خیلی لذت‌بخشه

427
00:34:03,208 --> 00:34:04,833
مگه نه، برنارد؟

428
00:34:06,333 --> 00:34:08,333
چقدر هم خوش بگذره

429
00:34:09,792 --> 00:34:14,833
من بطرز خاصی
توی تغییر وفاداری مأموران سیتادل مهارت دارم

430
00:34:17,500 --> 00:34:19,291
به سلامتی

431
00:34:19,315 --> 00:34:24,615
« ترجمه از حسین اسماعیلی و امـیـرحـسـیـن »

432
00:34:24,620 --> 00:34:26,100
در این فصل از سیتادل

433
00:34:26,250 --> 00:34:28,500
...خانمه رو پیدا کردم
همون جاسوس سیتادل رو

434
00:34:28,583 --> 00:34:29,666
همه‌چی رو یادشه

435
00:34:29,750 --> 00:34:31,291
خانمه»؟» -
اسمش نادیائه -

436
00:34:33,291 --> 00:34:35,125
ما با هم بودیم؟ -
خودت رو دست بالا نگیر -

437
00:34:36,458 --> 00:34:37,541
هیچوقت؟

438
00:34:38,625 --> 00:34:41,458
یک قرن در حال ساخت نظمی نوین بودین

439
00:34:41,541 --> 00:34:44,166
یک جاسوس سیتادل بهتون خیانت کرد

440
00:34:45,541 --> 00:34:49,208
منتیکور داره آمادهٔ یه چیز فاجعه‌آمیز میشه؛
آمادهٔ عملیات نهایی

441
00:34:49,291 --> 00:34:51,291
یادم بده. تمرینم بده -
تو میسون نیستی -

442
00:34:51,375 --> 00:34:52,458
می‌تونم باشم

443
00:34:52,541 --> 00:34:54,125
می‌دونن ما زنده‌ایم

444
00:34:54,208 --> 00:34:56,625
با تمام قوا میان دنبالمون

445
00:34:56,708 --> 00:34:58,059
پس قراره آدم بکشیم؟

446
00:34:58,083 --> 00:34:59,458
دفعهٔ اولت نیست، عزیزم

447
00:35:01,208 --> 00:35:03,833
یکی از افراد خودتون اومد سراغم

448
00:35:06,875 --> 00:35:08,000
این کار تو بود

449
00:35:11,125 --> 00:35:13,458
ما همه‌جا چشم و گوش داریم

450
00:35:13,541 --> 00:35:15,666
باید بریم. پیدامون کردن

451
00:35:15,750 --> 00:35:17,041
کنار من بمون

452
00:35:17,125 --> 00:35:19,708
این کار خیلی برام لذت‌بخشه

453
00:35:22,666 --> 00:35:24,416
چقدر هم خوش بگذره

454
00:35:24,510 --> 00:35:27,080
« سیتادل »
 