﻿1
00:00:15,250 --> 00:00:16,730
می‌تونم بهت اعتماد کنم؟ -
معلومه -

2
00:00:16,930 --> 00:00:18,020
من می‌تونم بهت اعتماد کنم؟

3
00:00:18,220 --> 00:00:20,160
همیشه

4
00:00:21,080 --> 00:00:23,160
« آنچه در سیتادل گذشت »

5
00:00:23,370 --> 00:00:26,270
یک قرن تمام، فکر می‌کردین
دارین نظمی نوین می‌سازین

6
00:00:26,470 --> 00:00:28,150
‫ولی جاسوس‌ها نمی‌تونن قدیس باشن

7
00:00:28,340 --> 00:00:31,150
‫اصول اخلاقی‌تون شما رو بهتر نکرد،
‫شما رو کور کرد...

8
00:00:31,340 --> 00:00:34,000
‫که جنایات سیتادل رو نبینین

9
00:00:36,370 --> 00:00:38,600
‫دارم یه مأمور سطح یک دیگه میارم توی تیم

10
00:00:38,800 --> 00:00:40,480
‫حاضرم جونم رو بهش بسپرم

11
00:00:40,680 --> 00:00:42,850
‫یک بار جونم رو نجات داد

12
00:00:44,640 --> 00:00:45,690
‫بریل هنوز زنده‌ست

13
00:00:45,890 --> 00:00:47,160
چی؟

14
00:00:47,910 --> 00:00:50,730
‫نادیا توی تیم براوو
‫در مورد نفوذکردن چی بهت یاد داده؟

15
00:00:50,930 --> 00:00:52,550
‫بهم یاد داد که راه‌حل نفوذ

16
00:00:52,574 --> 00:00:54,850
‫اینه که یاد بگیری
‫چطور دروغت رو حفظ کنی

17
00:00:56,260 --> 00:00:57,310
‫سلست زیادی غرق قضیه شده

18
00:00:57,510 --> 00:00:58,940
‫سه ماهه که خبری ازش نیست

19
00:00:59,140 --> 00:01:01,020
‫داری توهم می‌زنی، میسون

20
00:01:01,220 --> 00:01:02,400
‫می‌دونم دوستته

21
00:01:02,590 --> 00:01:04,100
‫ولی اگر کلید آز
‫به دست کسی بیفته

22
00:01:04,300 --> 00:01:05,712
‫احتمال اینکه بشه کنترلش کرد

23
00:01:05,736 --> 00:01:08,100
‫احتمال اینکه بشه
‫قدرتش رو محدود کرد از بین میره

24
00:01:13,790 --> 00:01:15,310
با کلید آز چیکار کردی، سلست؟

25
00:01:15,510 --> 00:01:17,270
بهت که گفتم توی کیف اضطراریم بود

26
00:01:17,470 --> 00:01:19,980
کیف اضطراریت خالی بود

27
00:01:20,180 --> 00:01:21,315
دوست داری تو رو مدیری بدونن که

28
00:01:21,339 --> 00:01:22,940
اجازه داده یه جاسوس، سازمان رو از بین ببره؟

29
00:01:23,140 --> 00:01:24,150
خب چیکار کنیم؟

30
00:01:24,340 --> 00:01:25,520
یادبردش می‌کنیم

31
00:01:25,720 --> 00:01:26,810
لازم نیست کسی بفهمه

32
00:01:27,010 --> 00:01:28,600
نه نادیا. نه فرماندهی

33
00:01:28,800 --> 00:01:31,042
هیچکس

34
00:01:32,260 --> 00:01:34,810
تو می‌خوای از نادیا محافظت کنی

35
00:01:35,010 --> 00:01:36,980
...چون با اینکه عاشقشی

36
00:01:37,180 --> 00:01:40,270
فکر می‌کنی نادیا می‌تونه جاسوس باشه

37
00:01:40,470 --> 00:01:42,480
کار تو بود

38
00:01:42,680 --> 00:01:43,480
کدوم کار؟

39
00:01:43,680 --> 00:01:44,520
تو نه

40
00:01:44,720 --> 00:01:46,160
اون

41
00:01:46,184 --> 00:01:52,184
 

42
00:01:52,208 --> 00:01:58,008
 

43
00:01:58,080 --> 00:02:02,450
« مراکش »

44
00:02:04,040 --> 00:02:06,650
به اون اعتماد نکن

45
00:02:06,840 --> 00:02:08,200
چرا؟

46
00:02:10,870 --> 00:02:12,160
کارتر

47
00:02:12,184 --> 00:02:19,184
« ترجمه از حسین اسماعیلی و امـیـرحـسـیـن »

48
00:02:25,660 --> 00:02:30,370
« آتن »
« نه سال قبل »

49
00:03:22,720 --> 00:03:24,400
از کارت آز خبری نشد؟

50
00:03:26,140 --> 00:03:28,400
نه اطلاعاتی به دست آوردیم نه تماسی

51
00:03:28,590 --> 00:03:30,540
با داویک سیلج ناپدید شده

52
00:03:34,220 --> 00:03:35,770
،اگه اون این همه مدت کاری نکرده

53
00:03:35,970 --> 00:03:37,620
پس دیگه دنبال سلست نیست

54
00:03:38,660 --> 00:03:40,190
از فارمینگتون برنگردونیمش؟

55
00:03:40,390 --> 00:03:42,160
مطمئنم داره از مرخصیش لذت می‌بره

56
00:03:44,450 --> 00:03:46,730
شاید بهتر باشه یه سر بهش بزنم -
این برخلاف پروتکله -

57
00:03:46,930 --> 00:03:48,400
خودت که می‌دونی

58
00:03:48,590 --> 00:03:50,080
آره

59
00:03:51,870 --> 00:03:52,730
<font color="#2175d8">به سلامتی خودمون</font>

60
00:03:52,930 --> 00:03:54,250
<font color="#2175d8">به سلامتی خودمون</font>

61
00:03:56,250 --> 00:03:58,650
خب، ما امروز کی هستیم؟

62
00:03:58,840 --> 00:04:00,480
الکساندرا و جاناتان هیوز

63
00:04:00,680 --> 00:04:02,190
تازه عروس و داماد

64
00:04:02,390 --> 00:04:04,770
«ماه‌عسل اومدیم «میکونوس

65
00:04:04,970 --> 00:04:08,080
فرماندهی ازمون می‌خواد
یه رئیس یاکوزا رو دستگیر کنیم: تاداشی ساکو

66
00:04:09,120 --> 00:04:10,500
خیلی‌خب

67
00:04:17,300 --> 00:04:19,200
...البته

68
00:04:22,083 --> 00:04:24,083
اینم هست

69
00:04:33,140 --> 00:04:36,810
برنارد واقعاً برای پوشش‌مون سنگ‌تموم گذاشته

70
00:04:37,010 --> 00:04:38,790
چقدر واقعیه

71
00:04:47,250 --> 00:04:49,250
اگه واقعی باشه چی؟

72
00:04:54,290 --> 00:04:56,830
اگه از طرف برنارد نباشه چی؟

73
00:05:02,580 --> 00:05:04,870
شوخیت گرفته؟

74
00:05:10,910 --> 00:05:13,690
جلوی منم نقش بازی می‌کنی؟

75
00:05:13,890 --> 00:05:15,830
جلوی تو نه

76
00:05:22,000 --> 00:05:24,060
جلوی تو خودمم

77
00:05:24,260 --> 00:05:26,580
فقط جلوی توئه که خودمم

78
00:05:31,000 --> 00:05:33,000
با من ازدواج کن

79
00:06:33,910 --> 00:06:36,700
« سیتادل »

80
00:07:08,580 --> 00:07:10,230
زنده‌ست

81
00:07:10,430 --> 00:07:12,060
این واقعی نیست

82
00:07:12,260 --> 00:07:14,060
خودشه، اندرس -
...ولی اون که -

83
00:07:14,260 --> 00:07:16,270
خودشه

84
00:07:16,470 --> 00:07:18,250
می‌برمت پیشش

85
00:07:21,790 --> 00:07:23,190
یه بار از دستش دادی

86
00:07:23,390 --> 00:07:25,060
واقعاً می‌خوای دوباره از دستش بدی؟

87
00:07:35,000 --> 00:07:36,400
دستت رو باز می‌کنم

88
00:07:36,590 --> 00:07:38,230
یه ماشین این اطراف دارم

89
00:07:38,430 --> 00:07:41,750
پشت من می‌مونی، خب؟

90
00:08:02,330 --> 00:08:04,540
زنیکه‌ی جنده

91
00:08:30,450 --> 00:08:33,660
کسمغز

92
00:08:36,410 --> 00:08:38,910
کفشت خونی شد؟

93
00:08:40,580 --> 00:08:43,230
تو همیشه زبونت چرب بود، برنارد

94
00:08:43,430 --> 00:08:47,410
تو رو بابت ساخت یک دنیای امن‌تر
تحسین می‌کردم

95
00:08:48,450 --> 00:08:51,900
تا اینکه خودم شخصاً فهمیدم که

96
00:08:52,090 --> 00:08:54,060
خطرناک‌ترین سلاح جهان

97
00:08:54,260 --> 00:08:57,790
سلاح هسته‌ای یا بیولوژیک نیست

98
00:08:59,330 --> 00:09:01,330
سیتادله

99
00:09:06,290 --> 00:09:11,830
،توماس از چیزی که بهش تبدیل شدی
خیلی شرمنده میشد

100
00:09:20,540 --> 00:09:22,850
تو لایق آوردن اسم اون نیستی

101
00:09:23,050 --> 00:09:25,650
این میراث اون هم هست

102
00:09:25,840 --> 00:09:27,600
خلع سلاح

103
00:09:27,800 --> 00:09:31,600
تو اون همه مأمور رو کشتی

104
00:09:31,800 --> 00:09:34,980
تو هزاران نفر رو کشتی

105
00:09:35,180 --> 00:09:38,400
قاتل و جنایتکار جنگی و جاسوس بودن

106
00:09:38,590 --> 00:09:40,900
اگر هم باعث بشه که افراد بی‌گناه

107
00:09:41,090 --> 00:09:42,980
مثل من، آدمایی که
عاشقشون هستن رو از دست ندن

108
00:09:43,180 --> 00:09:46,940
تا آخرین روز زندگیم اون کارو انجام میدم

109
00:09:47,140 --> 00:09:50,040
اما تمام اعتبارش برای من نیست

110
00:09:51,330 --> 00:09:55,230
یکی از افراد خودتون اومد سراغم

111
00:09:55,430 --> 00:09:58,120
آسیب دیده و دروغ شنیده بود

112
00:09:59,750 --> 00:10:02,400
یک جاسوس سیتادل

113
00:10:02,590 --> 00:10:07,650
در نهایت متوجه حقیقت سازمان شد

114
00:10:07,840 --> 00:10:10,500
و بهتون خیانت کرد

115
00:10:12,410 --> 00:10:15,080
« نه سال قبل »

116
00:10:24,290 --> 00:10:27,060
« پیغام ایمن دریافت شد »

117
00:10:27,260 --> 00:10:30,080
...سلست فارمینگتون نیست »
« .یه اتفاقی براش افتاده

118
00:10:30,660 --> 00:10:32,440
« حافظه‌ش رو پاک کردن »

119
00:10:32,640 --> 00:10:35,160
« مجوزش رو هم برنارد اورلیک صادر کرده »

120
00:10:41,290 --> 00:10:43,660
فقط یه لحظه. یه لحظه

121
00:10:52,540 --> 00:10:54,370
الان چطور؟

122
00:10:56,500 --> 00:10:58,120
آره. الان خوبه

123
00:11:00,450 --> 00:11:02,660
فقط جواب سؤالم رو میدی

124
00:11:04,040 --> 00:11:05,750
میسون هم خبر داشت؟

125
00:11:16,620 --> 00:11:18,020
از فارمینگتون برنگردونیمش؟

126
00:11:18,220 --> 00:11:20,580
مطمئنم داره از مرخصیش لذت می‌بره

127
00:11:23,250 --> 00:11:26,560
‫نادیا فکر می‌کنه یک جاسوس عالی
‫ باید یه دروغگوی عالی باشه

128
00:11:26,760 --> 00:11:29,200
‫یک جاسوس عالی
‫باید حقیقت رو بگه

129
00:11:46,120 --> 00:11:48,190
برات یه «ریزلینگ» سفارش دادم

130
00:11:48,390 --> 00:11:49,950
نباید سفارش می‌دادی

131
00:11:57,330 --> 00:11:59,580
برنارد حافظه‌ی سلست رو پاک کرده

132
00:12:01,540 --> 00:12:03,160
چی؟

133
00:12:05,950 --> 00:12:07,370
تو هم خبر داشتی؟

134
00:12:08,450 --> 00:12:10,080
نه

135
00:12:11,750 --> 00:12:13,580
نه

136
00:12:17,550 --> 00:12:19,500
چطور تونستی، میسون؟

137
00:12:27,950 --> 00:12:29,230
ببخشید

138
00:12:29,430 --> 00:12:30,770
چطور تونستی همچین کاری باهاش بکنی؟

139
00:12:30,970 --> 00:12:32,980
برای محافظت از تو این کارو کردم

140
00:12:33,180 --> 00:12:34,540
در برابر چی؟

141
00:12:37,040 --> 00:12:39,040
می‌دونم کلید آز رو تو برداشتی

142
00:12:43,160 --> 00:12:44,520
...ببین، میسون

143
00:12:44,720 --> 00:12:46,770
هیچوقت هم ازت نپرسیدم باهاش چیکار کردی

144
00:12:46,970 --> 00:12:48,900
یا به کی فروختیش
یا برای کی کار می‌کنی

145
00:12:49,090 --> 00:12:50,950
خب چرا ازم نپرسیدی؟

146
00:12:52,290 --> 00:12:53,350
چرا؟

147
00:12:53,550 --> 00:12:55,650
چون نمی‌خواستم بدونم

148
00:12:55,840 --> 00:12:58,100
نمی‌خواستم واقعیت رو بدونم

149
00:12:58,300 --> 00:12:59,730
،چون اگه واقعیت رو می‌دونستم

150
00:12:59,930 --> 00:13:01,870
از کاری که مجبور می‌شدم بکنم می‌ترسیدم

151
00:13:03,200 --> 00:13:06,290
.من هرچی که برام مهم بوده رو از دست دادم
تو رو از دست نمیدم

152
00:13:08,080 --> 00:13:11,000
،اگه از خودم می‌پرسیدی
واقعیت رو بهت می‌گفتم

153
00:13:17,540 --> 00:13:19,910
پس واقعاً تو برداشتیش

154
00:13:26,200 --> 00:13:27,833
پس خریدنت؟

155
00:13:29,140 --> 00:13:30,480
جاسوسی؟

156
00:13:30,680 --> 00:13:32,167
این دروغه؟ رابطه‌مون دروغه؟

157
00:13:32,168 --> 00:13:33,060
خودت بهم بگو، میسون

158
00:13:33,260 --> 00:13:34,440
باهاش چیکار کردی؟

159
00:13:34,640 --> 00:13:36,950
فکر کردی چیکار کردم؟
نابودش کردم

160
00:13:40,410 --> 00:13:43,810
همچین قدرتی دست هیچکس نباید باشه

161
00:13:44,010 --> 00:13:46,020
،نه برادران سیلج
،نه خانواده‌ی زانی

162
00:13:46,220 --> 00:13:48,060
نه حتی سیتادل

163
00:13:48,260 --> 00:13:51,060
حالا دوباره فعالش کن

164
00:13:51,260 --> 00:13:52,440
نمی‌تونم

165
00:13:52,640 --> 00:13:54,150
میسون، به برنارد زنگ بزن

166
00:13:54,340 --> 00:13:56,150
و حافظه‌ی سلست رو دوباره فعال کن

167
00:13:56,340 --> 00:13:57,900
تو رو خدا -
از سیستم پاکش کردم -

168
00:13:58,090 --> 00:14:00,580
چی؟

169
00:14:01,910 --> 00:14:04,250
بخاطر تو... که تقصیرها گردن اون بمونه

170
00:14:06,330 --> 00:14:08,190
پس برداشتی آدمی که بود رو کشتی؟

171
00:14:08,390 --> 00:14:10,520
بخاطر عشقم به تو، ازت محافظت کردم

172
00:14:10,720 --> 00:14:12,560
تو عاشق من نیستی

173
00:14:12,760 --> 00:14:14,850
اگه فکر کردی لازم بود
،همچین کاری برای من بکنی

174
00:14:15,050 --> 00:14:16,560
پس اصلاً منو نمی‌شناسی

175
00:14:16,760 --> 00:14:17,700
چطور می‌تونستم بشناسم؟

176
00:14:19,000 --> 00:14:20,480
اصلاً بهم فرصت ندادی

177
00:14:20,680 --> 00:14:22,350
من به رابطه‌مون تا دلت بخواد فرصت دادم

178
00:14:22,550 --> 00:14:25,150
من همین الان اومدم اینجا
و بهت فرصت دادم که

179
00:14:25,340 --> 00:14:27,200
واقعیت رو بهم بگی

180
00:14:32,200 --> 00:14:35,060
این قضیه بخاطر سلست نیست، مگه نه؟

181
00:14:35,260 --> 00:14:37,850
بخاطر کاری که کردم هم نیست

182
00:14:38,050 --> 00:14:39,940
تو از اولش دنبال یه دلیل بودی که بری

183
00:14:40,140 --> 00:14:41,150
عجب کسشعری

184
00:14:41,340 --> 00:14:42,850
تو همیشه دنبال یه راهی بودی که تمومش کنی

185
00:14:43,050 --> 00:14:44,690
که بذاری بری

186
00:14:44,890 --> 00:14:46,650
بدون عذاب وجدان، مقصر هم من باشم

187
00:14:46,840 --> 00:14:48,560
بندازیش گردن من -
واقعاً گردن توئه -

188
00:14:48,760 --> 00:14:50,480
!سالادت رو کوفت کن

189
00:14:53,660 --> 00:14:55,900
می‌دونی چی شد که من جاسوس شدم؟

190
00:14:56,090 --> 00:14:58,100
پنج سالم بود که بابام مُرد

191
00:14:58,300 --> 00:15:00,700
و مامانم هم گذاشت رفت؛
انگار اصلاً وجود نداشتم

192
00:15:01,910 --> 00:15:03,850
بعد، سیتادل بهم یه هویت داد

193
00:15:04,050 --> 00:15:05,690
وجودنداشتن یه چیز مثبت بود

194
00:15:05,890 --> 00:15:07,660
اونا من رو دیدن

195
00:15:09,120 --> 00:15:12,910
...بعدش با تو آشنا شدم
و فهمیدم کی‌ام

196
00:15:14,830 --> 00:15:17,310
تو از قبل می‌دونستی کی هستی

197
00:15:17,510 --> 00:15:21,250
تو پدر و مادر داشتی، زندگی داشتی

198
00:15:24,450 --> 00:15:28,120
تو جاسوس شدی که بتونی قایم شی

199
00:15:29,450 --> 00:15:31,060
من از چی قایم شدم، میسون؟

200
00:15:31,260 --> 00:15:32,910
از خودت

201
00:15:36,250 --> 00:15:39,690
تا هیچوقت مجبور نباشی خود واقعیت رو
به کسی نشون بدی

202
00:15:39,890 --> 00:15:42,230
نمی‌دونم چرا

203
00:15:42,430 --> 00:15:45,910
نمی‌دونم چرا اینقدر از دیده‌شدن وحشت داری

204
00:15:48,790 --> 00:15:52,120
:یه بار ازم پرسیدی
«میشه آدم واقعاً عاشق یه جاسوس بشه؟»

205
00:15:54,120 --> 00:15:57,200
:ولی سؤال اینه
«میشه یه جاسوس واقعاً عاشق بشه؟»

206
00:16:00,080 --> 00:16:01,750
من که می‌تونم

207
00:16:04,620 --> 00:16:06,370
تو هم می‌تونی؟

208
00:16:16,250 --> 00:16:18,370
منم می‌تونم، میسون

209
00:16:21,080 --> 00:16:23,160
ولی عاشق تو نه

210
00:16:32,790 --> 00:16:34,790
خدافظ، میسون

211
00:17:07,250 --> 00:17:08,940
عجب سورپرایزی

212
00:17:09,140 --> 00:17:10,520
یه اتفاقی افتاده

213
00:17:10,720 --> 00:17:12,120
چی؟

214
00:17:20,930 --> 00:17:23,080
خوب کاری کردی به من زنگ زدی

215
00:17:24,450 --> 00:17:26,370
بیا بریم والنسیا

216
00:17:27,790 --> 00:17:29,790
همه‌چی رو آماده کردم

217
00:17:31,080 --> 00:17:32,690
منتظرت می‌مونم

218
00:17:32,890 --> 00:17:35,020
،اگه کاری ممکن باشه
قطعاً کار «راهی گامبیر»ـه

219
00:17:37,250 --> 00:17:38,870
مرسی

220
00:17:41,500 --> 00:17:43,850
هنوز یه سری کار ناتموم دارم

221
00:17:44,050 --> 00:17:45,690
خیلی‌خب

222
00:17:45,890 --> 00:17:46,810
،اگه خیلی بیشتر اونجا بمونی

223
00:17:47,010 --> 00:17:48,520
واقعیت رو می‌فهمن

224
00:17:48,720 --> 00:17:50,810
هر کاری که توی سیتادل باید انجام بدی رو
سریع انجام بده

225
00:17:51,010 --> 00:17:52,440
نگران نباش

226
00:17:52,640 --> 00:17:54,060
هیچکس مشکوک نمیشه

227
00:17:54,260 --> 00:17:56,020
،زمانی هم که بفهمن

228
00:17:56,220 --> 00:17:58,350
دیگه در دسترس نیستم

229
00:17:58,550 --> 00:18:00,350
...ولی وقتی اون روز رسید

230
00:18:00,550 --> 00:18:04,850
‫وقتی به سیتادل پشت می‌کنی
‫این سؤال باقی می‌مونه:

231
00:18:05,050 --> 00:18:07,620
‫می‌خوای «کین» رو چیکار کنی؟

232
00:18:10,120 --> 00:18:12,040
‫میسون هیچوقت نباید خبردار بشه

233
00:18:14,080 --> 00:18:15,850
‫متوجهی؟

234
00:18:25,950 --> 00:18:28,560
به اون اعتماد نکن

235
00:18:28,760 --> 00:18:30,120
چرا؟

236
00:18:31,160 --> 00:18:32,750
‫کارتر

237
00:18:33,750 --> 00:18:36,230
‫چرا بهش اعتماد نکنم؟

238
00:18:36,430 --> 00:18:38,830
‫داشتی برای منتیکور کار می‌کردی

239
00:18:40,830 --> 00:18:45,400
‫با یه تروریست معروف بودی، «راهی گامبیر»

240
00:18:45,590 --> 00:18:48,080
‫اونم فقط چند روز قبل از سقوط سیتادل

241
00:18:52,340 --> 00:18:53,370
‫گندش بزنن

242
00:18:55,250 --> 00:18:57,450
‫خیلی‌خب، باید همین الان بریم

243
00:18:58,500 --> 00:19:00,060
‫کایل!

244
00:19:00,260 --> 00:19:02,020
‫می‌خوای خانواده‌ت رو نجات بدی؟

245
00:19:02,220 --> 00:19:05,370
‫توصیه می‌کنم از این خراب شده بزنیم به چاک

246
00:19:18,720 --> 00:19:21,190
‫وقتمون تموم شده و صبر منم به آخر رسیده

247
00:19:21,390 --> 00:19:24,000
‫رمز موشک‌های اتمی رو می‌خوام

248
00:19:26,250 --> 00:19:27,500
‫« اهداف مشخص شد »

249
00:19:27,500 --> 00:19:29,910
‫داریم به خانواده‌ت نزدیک میشیم، برنارد

250
00:19:32,160 --> 00:19:34,810
‫مثل قدیما یه بمب خوشه‌ای میندازیم، مگه نه؟

251
00:19:35,010 --> 00:19:36,100
‫نظرت چیه؟

252
00:19:36,300 --> 00:19:39,650
‫اگر به یک تار موی سرشون هم دست بزنی...

253
00:19:39,840 --> 00:19:41,150
‫هدف رو تأیید کن

254
00:19:41,340 --> 00:19:42,190
‫نیاز به تأیید هدف دارم

255
00:19:42,390 --> 00:19:43,730
‫دالیا

256
00:19:43,930 --> 00:19:45,190
‫موقعیت هدف تأیید میشه

257
00:19:45,390 --> 00:19:46,270
‫این کارو نکن

258
00:19:46,470 --> 00:19:48,310
‫روند پرتاب رو آغاز کنید

259
00:19:48,510 --> 00:19:49,440
‫روند پرتاب رو آغاز کنید

260
00:19:49,640 --> 00:19:50,980
‫دالیا، بچه اونجاست

261
00:19:51,180 --> 00:19:53,310
سیتادل که به بچه‌های بلگراد رحم نکرد

262
00:19:53,510 --> 00:19:54,810
تو رو خدا

263
00:19:55,010 --> 00:19:56,520
تو رو خدا؟

264
00:19:56,720 --> 00:19:58,000
تو رو خدا؟

265
00:19:59,500 --> 00:20:01,700
‫اجازه‌ی شلیک دارم؟

266
00:20:06,580 --> 00:20:07,620
‫خانم؟

267
00:20:10,790 --> 00:20:12,060
‫شلیک کن

268
00:20:12,260 --> 00:20:14,900
‫باشه. باشه

269
00:20:15,090 --> 00:20:16,950
‫بهت میدمش

270
00:20:18,120 --> 00:20:19,940
‫دیدی؟

271
00:20:20,140 --> 00:20:22,250
‫اونقدرا هم سخت نبود، مگه نه؟

272
00:20:25,830 --> 00:20:28,440
‫جی‌-ایکس-زی-۳-۳

273
00:20:28,640 --> 00:20:32,100
‫ای-۵-اِی-۹-۲-۴-وی-سی-سی

274
00:20:32,300 --> 00:20:34,560
۱-۸-۲-۸-۸

275
00:20:34,760 --> 00:20:36,060
‫خب؟

276
00:20:36,260 --> 00:20:38,520
‫همه‌مون می‌خوایم دنیا رو

277
00:20:38,720 --> 00:20:41,950
‫برای بچه‌هامون
‫به جای امن‌تری تبدیل کنیم، مگه نه؟

278
00:20:43,000 --> 00:20:45,600
‫به خانواده‌ها خبر بده
‫که فردا پرتاب می‌کنیم

279
00:20:45,800 --> 00:20:48,690
‫موقعیت تمام زیردریایی‌های هوشمند روسی رو
جمع‌آوری کنین

280
00:20:48,890 --> 00:20:50,810
‫اتمی‌هاشون

281
00:20:51,010 --> 00:20:53,770
‫و... قضیه‌ی وایومینگ رو حل‌و‌فصل کنین

282
00:20:53,970 --> 00:20:55,600
‫هیچ سرنخی باقی نذارین

283
00:20:55,800 --> 00:20:57,190
‫دالیا

284
00:20:57,390 --> 00:21:00,100
‫این کارو نکن لعنتی. نکن

285
00:21:00,300 --> 00:21:02,690
‫فقط دارم تلافی می‌کنم، برنارد

286
00:21:02,890 --> 00:21:05,850
‫بابت کاری که شماها باهام کردین

287
00:21:06,050 --> 00:21:08,600
‫خب...

288
00:21:08,800 --> 00:21:11,830
‫کاملاً عادلانه‌ست دیگه، مگه نه؟

289
00:21:13,000 --> 00:21:14,600
‫- دالیا؟
‫- ببرینش برزیل

290
00:21:14,800 --> 00:21:16,600
‫نقشه‌های بزرگی براش داریم

291
00:21:16,800 --> 00:21:17,910
‫دالیا!

292
00:21:18,950 --> 00:21:20,600
‫دالیا!

293
00:21:32,160 --> 00:21:33,520
‫در مسیر بازگشت هستیم

294
00:21:33,720 --> 00:21:34,910
‫درحال حمله به هدف

295
00:21:39,580 --> 00:21:42,040
‫« تهدید شناسایی شد »

296
00:21:43,950 --> 00:21:45,370
‫مامان!

297
00:21:49,410 --> 00:21:51,230
‫- باید بریم
‫- چی؟

298
00:21:51,430 --> 00:21:52,540
‫پیدامون کردن

299
00:21:55,370 --> 00:21:56,750
‫خیلی‌خب‌، بجنبین

300
00:21:58,950 --> 00:22:00,440
‫باید بریم!

301
00:22:00,640 --> 00:22:02,440
‫«ول»، کیف بابات رو بیار

302
00:22:02,640 --> 00:22:04,410
‫زود باشین!

303
00:22:05,500 --> 00:22:07,080
‫بجنبین

304
00:22:26,540 --> 00:22:28,020
‫بله؟

305
00:22:28,220 --> 00:22:30,600
‫به سایت سیاه «فاس» نفوذ کردن

306
00:22:30,800 --> 00:22:33,400
‫کین و «نادیا سین» کارتر رو بردن

307
00:22:33,590 --> 00:22:35,370
‫دارن از کشور فرار می‌کنن

308
00:22:35,830 --> 00:22:36,350
‫« فاس، مراکش »

309
00:22:36,410 --> 00:22:38,730
‫یامازاکی رو فعال کن.
‫توی کازابلانکاست

310
00:22:38,930 --> 00:22:42,020
‫باید پیداشون کنیم، به هر قیمتی
‫نمی‌تونیم گمشون کنیم

311
00:22:42,220 --> 00:22:43,940
‫موقعیت موشک‌های اتمی رو داریم

312
00:22:44,140 --> 00:22:47,150
‫- حالا فقط «میسون کین» رو لازم داریم
‫- چشم، خانم

313
00:22:47,340 --> 00:22:49,480
‫راستی «داویک»، ازت می‌خوام بری والنسیا

314
00:22:49,680 --> 00:22:52,480
‫دیروز متوجه ارتباط بین نادیا سین

315
00:22:52,680 --> 00:22:56,020
‫و «راهی گامبیر» شدیم

316
00:22:56,220 --> 00:22:59,190
‫بنظرم یه نقشی رو برای اون زیر نظر داره

317
00:22:59,390 --> 00:23:01,350
‫به محض اینکه به دستش آوردی بهم خبر بده

318
00:23:01,550 --> 00:23:02,850
‫هرکاری بتونیم می‌کنیم

319
00:23:03,050 --> 00:23:05,310
‫- اوه، راستی داویک؟
‫- بله؟

320
00:23:05,510 --> 00:23:07,310
‫برادرت کشته شد

321
00:23:07,510 --> 00:23:10,150
‫برنارد اورلیک خودش رو آزاد کرد و کشتش

322
00:23:10,340 --> 00:23:12,940
‫قبل از اینکه بتونیم جلوشو بگیریم، پس...

323
00:23:13,140 --> 00:23:15,520
‫بیا قضیه رو تموم کنیم، هوم؟

324
00:23:15,720 --> 00:23:17,410
‫بخاطر اندرس

325
00:23:18,870 --> 00:23:20,790
‫چشم، خانم

326
00:23:35,750 --> 00:23:39,750
‫« سد باب لوطا، هشتاد کیلومتری فاس »

327
00:23:43,580 --> 00:23:45,440
دیگه نمی‌دونم کی هستی

328
00:23:45,640 --> 00:23:47,310
‫کسی‌ام که داره سعی می‌کنه نمیریم

329
00:23:47,510 --> 00:23:48,600
تو خائنی، مطمئنم

330
00:23:48,800 --> 00:23:50,020
‫هم بالدویینو هم کارتر، هم چشمای خودم

331
00:23:50,220 --> 00:23:51,520
تو یه چیزی رو نگفتی

332
00:23:51,720 --> 00:23:52,770
‫ماشین رو نگه دار

333
00:23:52,970 --> 00:23:56,080
‫ماشین لعنتی رو نگه دار

334
00:23:57,410 --> 00:24:01,450
.هیچکدوم‌مون اونقدری که می‌خوایم پاک نیستیم
خودت هم این رو می‌دونی

335
00:24:02,000 --> 00:24:06,200
‫تو هم بعد از کاری که با سلست کردی
‫می‌خوای پاپیچ من بشی؟

336
00:24:10,250 --> 00:24:13,080
‫شاید اون یادش نباشه، ولی من یادمه

337
00:24:15,330 --> 00:24:17,350
‫حق نداری همچین حرفی بزنی

338
00:24:18,950 --> 00:24:21,900
‫همه فکر می‌کردن سلست
‫جاسوس دوجانبه‌ست، ولی من می‌دونستم...

339
00:24:22,090 --> 00:24:23,100
‫می‌دونستم تویی

340
00:24:23,300 --> 00:24:24,650
‫اشتباه می‌کنی!

341
00:24:24,840 --> 00:24:26,830
‫اشتباه می‌کنه؟

342
00:24:31,160 --> 00:24:35,520
‫یک سال قبل از سقوط سیتادل
‫از تیم سطح یک رفتی

343
00:24:35,720 --> 00:24:37,560
‫ناپدید شدی

344
00:24:37,760 --> 00:24:40,480
‫میسون فهمید توی والنسیا مخفی شدی

345
00:24:40,680 --> 00:24:42,100
‫اونم همراه راهی گامبیر

346
00:24:42,300 --> 00:24:44,370
‫جفتتون برای منتیکور کار می‌کردین

347
00:24:46,160 --> 00:24:49,580
‫تو نقشه‌ی حمله به سیتادل رو ریختی، مگه نه؟

348
00:24:51,620 --> 00:24:53,620
بهت دروغ گفتم

349
00:24:55,200 --> 00:24:56,900
اصلاً از ماجرا خبر نداری

350
00:24:57,090 --> 00:24:58,560
‫- اون موقع داشتی علیه ما کار می‌کردی
‫- نادیا

351
00:24:58,760 --> 00:25:00,060
‫الانم داری علیهمون کار می‌کنی!

352
00:25:00,260 --> 00:25:01,680
‫توی والنسیا چه خبره؟

353
00:25:01,680 --> 00:25:03,400
‫- باید یه چیزی بهت بگم
‫- نادیا؟

354
00:25:03,590 --> 00:25:05,330
‫توی والنسیا چه خبر بوده؟

355
00:25:06,790 --> 00:25:08,620
‫یه دختر دارم

356
00:25:16,750 --> 00:25:19,310
من که خائن نیستم

357
00:25:19,510 --> 00:25:21,770
‫حامله بودم
‫و باید مخفیش می‌کردم

358
00:25:21,970 --> 00:25:25,030
‫چون فقط اونطوری می‌تونستم ازش محافظت کنم

359
00:25:29,370 --> 00:25:30,650
‫« شماره‌ی ناشناس »

360
00:25:30,680 --> 00:25:32,400
عجب سورپرایزی

361
00:25:32,590 --> 00:25:34,790
‫- یه اتفاقی افتاده
‫- چی؟

362
00:25:35,830 --> 00:25:37,600
‫حامله‌م

363
00:25:37,800 --> 00:25:39,700
‫نادیا

364
00:25:43,000 --> 00:25:44,600
‫باید ناپدید شم

365
00:25:44,800 --> 00:25:46,620
‫میسون خبر داره؟

366
00:25:49,750 --> 00:25:51,160
‫نه

367
00:25:53,580 --> 00:25:55,200
‫لازم هم نیست بدونه

368
00:25:56,410 --> 00:25:58,330
‫بهش اعتماد ندارم

369
00:26:00,580 --> 00:26:02,050
‫« والنسیا، اسپانیا »

370
00:26:02,080 --> 00:26:04,080
خوب کاری کردی به من زنگ زدی

371
00:26:18,040 --> 00:26:20,770
<font color="#AD1519">‫دهانه‌ی رحمش باز شده.
‫خون زیادی ازش رفته</font>

372
00:26:20,970 --> 00:26:21,940
<font color="#AD1519">‫باید ببریمش بیمارستان</font>

373
00:26:22,140 --> 00:26:23,440
<font color="#AD1519">‫نه! بیمارستان نه!</font>

374
00:26:23,640 --> 00:26:27,140
<font color="#AD1519">‫تو رو خدا، همین جا باید بهمون کمک کنی</font>

375
00:26:52,540 --> 00:26:55,400
‫از وقتی شیش ماهش بود ندیدمش

376
00:26:55,590 --> 00:26:57,540
‫هشت سال پیش

377
00:27:04,080 --> 00:27:05,500
‫دختر مـ...؟

378
00:27:10,040 --> 00:27:11,870
‫آره

379
00:27:13,450 --> 00:27:15,560
‫من خبر داشتم؟

380
00:27:15,760 --> 00:27:17,650
‫نه

381
00:27:17,840 --> 00:27:19,150
‫چرا نداشتم؟

382
00:27:19,340 --> 00:27:21,580
‫چون لیاقت دونستنش رو نداشتی

383
00:27:37,910 --> 00:27:40,020
‫ما دختر داریم؟

384
00:27:40,220 --> 00:27:41,830
‫آره

385
00:27:43,040 --> 00:27:44,750
‫تمام این مدت؟

386
00:27:47,950 --> 00:27:50,660
‫سخت‌ترین تصمیمی بود
‫که تا حالا مجبور شدم بگیرم

387
00:27:58,500 --> 00:28:02,080
‫« واشنگتن »

388
00:28:03,790 --> 00:28:05,480
‫سفرت چطور بود؟

389
00:28:05,680 --> 00:28:07,160
کوتاه

390
00:28:09,540 --> 00:28:10,900
‫خانواده‌ها همیشه به توانایی‌هات...

391
00:28:11,090 --> 00:28:13,940
‫شک داشتن، ولی...

392
00:28:14,140 --> 00:28:16,350
‫خانواده‌ی من که ازت راضیه

393
00:28:16,550 --> 00:28:17,810
‫باقی خانواده‌ها هم همینطور

394
00:28:18,010 --> 00:28:21,330
‫خانواده‌ی «زانی» ازت قدردانه.
‫«گورو» هم همینطور

395
00:28:22,370 --> 00:28:25,080
‫اعتباری برای خودت خریدی
‫که بسیار بهش نیاز داشتی

396
00:28:26,330 --> 00:28:27,810
‫می‌دونستم راضی میشین

397
00:28:29,680 --> 00:28:31,270
‫- خانم؟
‫- انجام شد؟

398
00:28:31,470 --> 00:28:33,770
‫ارتباط بین روسیه و زیردریایی
‫ «دست مرده‌»ـش رو قطع کردیم

399
00:28:33,970 --> 00:28:35,650
‫حالا می‌تونیم بدون مشکل انجامش بدیم

400
00:28:35,840 --> 00:28:36,850
‫عالیه

401
00:28:37,050 --> 00:28:39,310
‫ولی نمی‌تونیم بهش دسترسی پیدا کنیم

402
00:28:39,510 --> 00:28:42,440
.آره، می‌دونم
‫رمزش یه سیستم جلوگیری داره

403
00:28:42,640 --> 00:28:47,190
‫که از یه مأموریتِ خیلی سال پیش
‫به یک احراز هویت بیومتریک وصله

404
00:28:47,390 --> 00:28:50,080
‫فقط میسون کین به اون
موشک‌های اتمی دسترسی داره

405
00:28:55,040 --> 00:28:57,120
پیش کی بوده؟

406
00:29:04,290 --> 00:29:06,000
‫راهی گامبیر، مگه نه؟

407
00:29:10,200 --> 00:29:12,600
‫اون جنایتکاره، تروریسته

408
00:29:12,800 --> 00:29:15,040
‫اون پدرمه

409
00:29:35,950 --> 00:29:37,580
‫«گریس»ـه

410
00:29:40,040 --> 00:29:41,440
‫ایتالیا؟

411
00:29:41,640 --> 00:29:43,020
‫نمی‌تونی بری ایتالیا

412
00:29:43,220 --> 00:29:44,790
‫مجبورم

413
00:29:46,200 --> 00:29:48,200
‫بهش گفتم میرم

414
00:29:49,620 --> 00:29:51,580
‫چرا بهش جواب مثبت دادی؟

415
00:29:54,700 --> 00:29:56,500
‫حق داره بدونه

416
00:29:57,910 --> 00:30:00,540
‫حق داره که حداقل از وجودش باخبر بشه

417
00:30:02,410 --> 00:30:04,520
‫اگر بهش نگم

418
00:30:04,720 --> 00:30:06,620
مثل خودش نمیشم؟

419
00:30:11,330 --> 00:30:14,190
‫ببین، کنار هم مشکلی براتون پیش نمیاد

420
00:30:14,390 --> 00:30:16,750
‫منم شش هفته‌ی دیگه برمی‌گردم

421
00:30:19,000 --> 00:30:20,660
‫ممنون

422
00:30:23,620 --> 00:30:25,790
‫مامانی باید یه مدت بره

423
00:30:27,410 --> 00:30:28,410
‫ولی اینجا جات امنه...

424
00:30:29,450 --> 00:30:31,150
پیش بابابزرگ

425
00:30:31,340 --> 00:30:34,540
‫این ازت محافظت می‌کنه

426
00:30:36,870 --> 00:30:38,870
‫منم حواسم بهت هست

427
00:30:45,370 --> 00:30:47,450
‫مامانی دوستت داره، آشا

428
00:30:49,660 --> 00:30:52,200
‫زودی برمی‌گردم

429
00:31:15,450 --> 00:31:17,810
‫بهتره بیارینشون پایین

430
00:31:18,010 --> 00:31:19,830
‫چرا همینو به افرادت نمیگی؟

431
00:31:22,950 --> 00:31:24,370
‫آقای کانروی

432
00:31:26,410 --> 00:31:29,540
‫یکی هست که می‌خواد باهاتون صحبت کنه

433
00:31:30,580 --> 00:31:32,310
‫اون دیگه چیه؟

434
00:31:32,510 --> 00:31:34,020
‫یک راه ارتباطی امنه

435
00:31:34,220 --> 00:31:35,700
‫باید اینو بذارین توی گوشتون

436
00:31:38,080 --> 00:31:40,190
‫بهتون قول میدم، هیچ آسیبی

437
00:31:40,390 --> 00:31:42,370
‫به شما یا همراهانتون وارد نمیشه

438
00:32:12,840 --> 00:32:14,200
‫الو؟

439
00:32:15,830 --> 00:32:17,940
‫کایل کانروی

440
00:32:18,140 --> 00:32:21,400
‫خیلی وقته که مشتاق بودم باهات صحبت کنم

441
00:32:21,590 --> 00:32:23,910
‫یه پیشنهادی برات دارم

442
00:32:25,910 --> 00:32:28,040
البته شاید بشه گفت یه معامله

443
00:32:29,620 --> 00:32:32,870
‫یه جایی توی اقیانوس آرام
‫یه زیردریایی هست

444
00:32:34,540 --> 00:32:37,230
‫چیزی توشه که دنبالشم

445
00:32:37,430 --> 00:32:40,400
‫البته پنج تا چیز...

446
00:32:40,590 --> 00:32:42,700
‫که فردا پرتاب می‌کنم

447
00:32:43,750 --> 00:32:45,730
‫تو هم بهم کمک می‌کنی بدستشون بیارم

448
00:32:45,930 --> 00:32:48,040
‫چرا باید همچین کاری بکنم؟

449
00:32:59,660 --> 00:33:02,500
‫چون دخترت دست منه

450
00:33:02,524 --> 00:33:10,524
« ترجمه از حسین اسماعیلی و امـیـرحـسـیـن »

451
00:33:10,548 --> 00:33:18,548
 

452
00:33:34,970 --> 00:33:35,980
‫شمارش معکوس رو شروع کن

453
00:33:36,180 --> 00:33:39,790
‫پنج، چهار، سه، دو، یک

454
00:33:39,830 --> 00:33:41,580
‫در قسمت آینده‌ی سیتادل

455
00:33:42,542 --> 00:33:43,833
‫نشونمون بده که دخترم یه جای امنه

456
00:33:43,834 --> 00:33:45,458
‫اگر بخواین زرنگ بازی دربیارین

457
00:33:45,625 --> 00:33:47,060
‫چاره‌ای جز کشتنش نداریم

458
00:33:47,261 --> 00:33:49,207
‫اون دختر منه. من این عملیات رو رهبری می‌کنم

459
00:33:49,208 --> 00:33:50,500
‫بدون من خبری از عملیات نیست

460
00:33:50,667 --> 00:33:53,690
‫تو به رازهای سیتادل دسترسی داری

461
00:33:53,890 --> 00:33:54,950
‫ازش استفاده کن

462
00:33:56,450 --> 00:33:58,000
‫امیدوارم آمادگیش رو داشته باشی

463
00:33:58,830 --> 00:34:01,040
‫شکست همیشه عواقبی داره

464
00:34:01,750 --> 00:34:04,830
‫« سیتادل »

